صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب آخرین



آخرین خبر؛ مدافعان ایرانی صبح فردا در ترابوزان

آخرین خبر؛ مدافعان ایرانی صبح فردا در ترابوزان


سایت ای در خبر نقل و از هم دو مدافع ایرانی مد نظر این باشگاه برای مذاکرات نهایی و امضای قرارداد خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : ورزشی
آخرین خبر‌ها از سفر حجاج به عربستان

آخرین خبر‌ها از سفر حجاج به عربستان


سخنگوی حج جزئیات وضعیت سفر حجاج را تشریح کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 19 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
پوتین با چهره‌ای جدید ترامپ را ملاقات می کند!+تصاویر

پوتین با چهره‌ای جدید ترامپ را ملاقات می کند!+تصاویر


در های کاربران را متوجه تغییر چهره آقای رئیس جمهور کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 20 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
استاندار آذربایجان شرقی به بانک ها ضرب العجل تعیین کرد

استاندار آذربایجان شرقی به بانک ها ضرب العجل تعیین کرد


- - با به 31 تیر روز روستایی و فراگیر است، گفت: بانک ها در هفته جاری برای طرح های مصوب کارگروه دوچندان تلاش کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
آیین دیدار «آخرین کسی که آقای کاف- الف را دید»

آیین دیدار «آخرین کسی که آقای کاف- الف را دید»


- ایرنا- کسی که کاف-الف را دید» در موزه سینما برگزار می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
خشم رئیس باشگاه ترابوزان از واسطه ها/ آقااوغلو: 100 دلال قیمت حسینی را بالا بردند

خشم رئیس باشگاه ترابوزان از واسطه ها/ آقااوغلو: 100 دلال قیمت حسینی را بالا بردند


رئیس در این در با از دخالت واسطه ها و مشکلاتی که در انتقال مدافع تیم ملی ایران رقم زدند، صحبت کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
آخرین جزئیات از آتش سوزی در مسجد جامع ساری

آخرین جزئیات از آتش سوزی در مسجد جامع ساری


گروه ـــ طبق شده از آتش سوزی مسجد جامع ساری، 19 نفر در این زخمی شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
آغاز مراسم سالیانه مذهبی قره کلیسا با حضور ارامنه در شهرستان چالدران

آغاز مراسم سالیانه مذهبی قره کلیسا با حضور ارامنه در شهرستان چالدران


گروه - قره با در به کار این بین به که مسیح (ع) در شب دستگیری خود توسط سربازان رومی با حواریون خورده و از آنجا که یکی از آنان با نام طاطائوس مقدس در قره دفن شده، این کلیسای باستانی اهمیت ویژه ای برای دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
موضع جنجالی پرسپولیسی‌ها؛ بدقولی ممنوع

موضع جنجالی پرسپولیسی‌ها؛ بدقولی ممنوع


بازیکنان در در در صفحات مجازی گرفته‌اند و باید دید منظور آنها از این مساله چیست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
واکاوی جریان‌سازی فقه سلفی در ادوار تاریخی

واکاوی جریان‌سازی فقه سلفی در ادوار تاریخی


به (ایبنا)، فقه به قلم علی در هفت فصل ضمن از تعریف، مفهوم و ادوار سلفیه، در ادامه به تشریح فقه از ابن تا رضا (مقارنه و تطبیق)، و فقه از (مقارنه و تطبیق) می پردازد. در از مقدمه نوشته است: پیشینه به باز می گردد که بر پایه آن، جنبش خود را کرد. پیش از آن با این و با و سپس می شد. با این کتب و را تا حد کتب دانست. اما پس از و به و ها و های آن جلب شد و و آن با و حجم گردید. از آن و سعی در ولی و به هیچ روی است. در این اثر بن به یکی از که ها خود را به نفر از او، می دهند. در از او در 27 می خوانیم: بن بن به آن که خود است در سال 164 ق در شد و از سال های در که بیش از سال به روی (ابن 258/5). به بار در سال 179 ق در بن (د. 183 ق) کرد و کمی بعد در شد از علی بن بن نیز که به به یک بوده، چراکه علی بن پس از آن فوت است... همچنین در فقه از بهره برد و بیشترین تاثیر را از او پذیرفت، تا جایی که خود می گفت: لو لا الشافعی ما عرفنا فقه الحدیث و می گفت: هرگاه از من مساله ای پرسیده شود که آن خبری نشناسم، بنا بر فتوای فتوا می دهم. نیز به او عنایت ویژه ای داشت. می گویند هنگامی که درگذشت، دو رساله قدیم و جدید را در میان ترکه او یافتند. در بخش دیگری از حاضر در یکی از و تاثیرگذار با نام ابن آمده است: تقی الدین ابوالعباس بن عبدلحلیم بن حرانی به ابن و ملقب به شیخ الاسلام ، در سال 661 ق، که سرزمین های اسلامی زیر سیطره سپاهیان مغول قرار داشت، در شهر حران که آن از مراکز تعلیمات مذهب بود، به دنیا آمد و تحصیلات دینی خود را نزد علمای کرد. از شیوخ او می توان به ابن عبدادائم (د. 699 ق)، مجد بن عساکر (د 669 ق)، یحیی بن صیرفی (د. 696 ق)، قاسم اربلی (د. 680 ق) و دیگران نمود. جد او (د . 652 ق) فقیه و شیخ در عصر خود بود که به اعتراف ابن تیمیه، تندی داشت؛ طبیعتی که کاملا به نواده اش به ارث رسیده بود! چنانکه او را با اوصاف بسیار نهی کننده از منکر و دارای خشونت و جدیت و عاری از مدارا ستوده اند و به تند او اند. پدر او عبدالحلیم (د. 662 ق) نیز از فقیهان به شمار می رفت. ابن در از علوم زمان خود چون فقه و و اصول و کلام و تفسیر سرآمد بود و با فلسفه و ریاضیات و ملل و نحل و عقاید ادیان نیز آشنایی و در سیاست و فعالیت های نظامی علیه مغولان نیز دخالت و مشارکت می کرد. ذهبی تالیفات او را در حدود 300 جلد تخمین زده و صفدی (د. 764 ق) نام از آن ها را آورده است (صفدی، الوافی بالوفیات، 16/7). این سرانجام در سال 728 ق در زندان قلعه درگذشت. چاپ فقه در 240 با شمارگان 500 نسخه به بهای 23 هزار تومان از سوی موسسه انتشارات امیرکبیر راهی بازار نشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : مذهبی
دانشگاه خلیج فارس رتبه 28 کشور را کسب کرد

دانشگاه خلیج فارس رتبه 28 کشور را کسب کرد


بوشهر-ایرنا- رئیس گفت: این در ارزیابی نظام بندی 'سایماگو' در بین 126 مختلف کشور 28 را کسب کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
31 تیرماه؛ آخرین مهلت شرکت در جشنواره کتابخوانی رضوی

31 تیرماه؛ آخرین مهلت شرکت در جشنواره کتابخوانی رضوی


گروه معارف- یزد را در هشتمین «کتابخوانی رضوی» اعلام کرد و گفت: اختتامیه استانی این اوایل شهریورماه امسال برگزار می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
برگزاری جلسه پیش مجمع استانی بانک قوامین در تبریز

برگزاری جلسه پیش مجمع استانی بانک قوامین در تبریز


جلسه پیش شعب در روز سفر سه ستادی به تبریز با حضور دکتر ابدالی در محل سالن همایش ساختمان برگزار گردید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
از روشنفکران دوری می‌کنم

از روشنفکران دوری می‌کنم


این از مجموعه جواب ضمیمه تایمز است که آن در می شود. آمریکایی می دلش می اسم تا او را یک زن نکنند. او ای 37 است که در سال 1981 از و در به آمد. سه است که آن روز شد. او به خاطر الین به من بوکر راه یافت. او همچنین بنیاد همینگوی را برد و به انجمن منتقدین ملی رسید. هست که شخص و دل تان می شما می نه، اما دلم می های را هم نمی نوشتم. فکر می کنم در این از شان لذت می بردم. شما از تا 25 سال چه چشم من، و پر از گل و به سوی که من و هر روز عصر با در آن قدم می و روی یک سطح می و به چشم می و با حرف می زنیم. بود؟! از هم عصر شما از تا صد سال شد؟ امی مهم نسل ماست. های او و گیرند. او هم و هم است. فکر می کنم صد سال تا فهم بشر به او برسد. فکر می یا به جدی به این شان مال شما لوک است. من که کنم و به دست کم اش ام. من همه را به می که این را و نشوند. چه از همه شده من یک بدگویی نمی کنم. اگر یکی از ما به افتخاری دست پیدا کند، تحسینش کنیم. اگر می در هر زمانی و در هر کجایی باشید، کجا را انتخاب می کردید؟ برای پروژه جدیدی چینی های کالیفرنیا در اول قرن بیستم، نت برداری می کنم. بنابراین داشتم در آن بودم. آیا آمازون هنوز هم ماشین می فروشد؟ اگر می یک تغییر در بین یکی از کارهایتان که در طول این سال ها اید ایجاد کنید، چه تغییری می یک اسم مستعار می داشتم، چیزی که با آن میراثم را پنهان کنم و از در برابر دسته زن محلی محافظت کنم. ناخوشایند است. فرانک اسمیت صدایم بزنید. کوچک شخصیت داستانی محبوب شما هلن در تروا. بیایید تحقیر* را انجام دهیم (به عوض لاج مراجعه کنید): که نخوانده اید نمایشی که آلبوم موسیقی که نشنیده فیلمی که موبی دیک. مردم سعی کرده اند مرا به نخواندن این خجالت دهند. مهم نیست. در کمال معصومیت مک گلو را نوشتم. آیا استعدادهای نهفته ای دارید؟ ذهن. سوالات کوتاه: جورج یا تی .اس. الیوت؟ به هیکدام از ها علاقه ای ندارم. مدرنیسم یا پست مدرنیسم؟ جتسون ها را به عصر حجر دارم. جین آستن یا شارلوت برونته؟ این ها نویسندگان زن درگذشته منتخب من هستند؟ پس هر دو. کامو یا سارتر؟ هیچکدام. پروست یا جویس؟ جویس، به دوبیلینی ها . کناسگور یا النا فرانته؟ فقط ده صفحه از های هر شان را ام. به نظرم مساوی هستند. ژاک دریدا یا جودیت باتلر؟ نظری ندارم. از روشنفکران دوری می کنم. یا رویای شب تابستان؟ ساده است، هملت. برام استوکر یا مری شلی؟ هر دو. تریسی امین یا جف کونز (هنرهای تجسمی) بریتنی اسپیرز. * لاج کلمه در عوض یک به نام Humiliation ابداع کرد که بعد از آن در مهمانی های شام مشهور شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آمریکا در پی سرپوش گذاشتن بر جنایت های متحدانش در یمن است

آمریکا در پی سرپوش گذاشتن بر جنایت های متحدانش در یمن است


الجزیره-ایرنا- یمن نوشت: این در به در یمن ناکام مانده اند و دست به جنایت های زیادی می زنند و با مانورهای مختلف سعی دارد بر آن ها سرپوش بگذارد و افکار عمومی جهان را منحرف کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
آولین اظهار نظر کی‌روش درباره جام ملتهای آسیا/ کی روش؛ تعلیق در قرارداد - تغییر در دیالوگ

آولین اظهار نظر کی‌روش درباره جام ملتهای آسیا/ کی روش؛ تعلیق در قرارداد - تغییر در دیالوگ


با یک از کی روش به نظر می رسد وضعیت جوی فوتبال ایران به آرامش نزدیک شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
شاعر نمی‌خواهد ستاره باشد می‌خواهد ستاره‌ها را ببیند

شاعر نمی‌خواهد ستاره باشد می‌خواهد ستاره‌ها را ببیند


به خبرگزاری ایران(ایبنا) بر خبر در روز از ها که عصرِ یکشنبه (17 تیرماه) با و اهل شعر در شد. علی مودب، مدیرعامل موسسه ادب، در از های این های خود را ذیل شعر این طور کرد که همه ها به دچار طمع و در این گفت: طمع چیز است و در نیز آمده. طمع را در دل ما انداخته. خوب است که ما طمع ها و را کنیم. او داد: به این که چشم ما و مان قوی طمع هم قدر رشد می کند. هرکس چه طمعی دارد. یک به دیگر، از نقطه صفر و این هدف ها می از ها حرکت. این که چه راهی می رویم، و آن ها که شدند. این با به این که یکی از است که را می افزود: در که از نام درج شده که از آن ها شده و اند. دریغ که ما سراغ آن ها نرویم و در شهری با این خیابان های و رجال، از کوچه ها کنیم؟ اضافه کرد: قله ها را بشناسیم؛ و زیبایی شناسی و معرفت را یاد بگیریم. اگر ما طمع ها را به آرزوهای کوچک بچسبانیم، نتیجه نمی گیریم. او کرد: در این لحظه اگر بزرگی این جا اضطرابی شما را فرامی گیرد؛ چرا که در آینه می گیرید، این اضطراب، اضطراب مبارک و سالمی این بزرگان دست شما را می و نیاز را کم می کنند. بترسید و فکر که شعر من از نظر چه ارائه تا از حالا کنیم. دست خون کهن را ضروری و گفت: این که به شعر ما ضرر می رساند بی موردی است. را مطالعه تا زیبای را یاد بگیریم. مگر ما قبل از آن که چه که می که ماست. به قول قیصر: است. را و و را بیشتر. اگر قلۀ شعر ما ما به بود. او داد: که عوض ازلی-ابدی و تعویض. ما در را نمی شنویم. و به کنید. ها و بودند. می گوید: فرق من و شما این است که من هستم. نمی که ببینیم. علی با به این سخن خمینی(ره) که کرد: در وقت غرق به خدا می کند. که خفه می شود می که خدا با و او خدا. این نوع به کمک می کند که شعر خوب و دور از بسراید. در به از ثمالی کرد و افزود: اعوذ بک من الکسل؛ دست از دست کشیدن بکشید و همت کنید، چرا که تنبلی گناه است. به شدت اهل ذکر و دعا و بدانید که دعا تکبر را از می برد. پس از هفتم، حسن صنوبری، و پژوهشگر، دقایقی از آشنایی اش با شعر و تورق این در نوجوانی خود گفت و سپس از کرد تا با از خود سخن بگوید. بارز های این با آن سال ها را، زیبایی، نوآوری و تنوع موضوعی آن ها و این را از نظر به عاشقانه، حماسی، طبیعت گرا و ... کرد و افزود: من پس از این این به غیر از در های نظیر نیز شعر می سراید؛ که جان و جهانی شخصی و با های تکراری و مقلدانه است. سپس ضمن خوشحالی از در جمع به عاطفۀ قوی و پویایی کرد و گفت: عصمت و معصوم را شما از درک می کنید. ها ای نورانی است و به سمت نور شعر چرخیده اند. او در به تجربیات خود کرد: در ما این ها به این شدت و شور و شفافیت نبود. با این حال در هر تاریخی و است که شعر ساز است. این در بخش از خود از پیشکسوت خود یاد کرد و یادآور شد: در عزیز، استادانی چون پور، قهرمان، ذبیح الله صاحبکار، قدسی، شکوهی و ... را داشتیم. اما های شعر در آن به شیفتگی و شفافی و این رونق بی هیچ تردیدی ثمرۀ است. که در های ها با آن ها آشنا خودشان دل و اند به شما بخش که چه بگویید. بنابراین این ها موهبت و نعمت و احترامی است که شعر قائل بوده است. وی حضورش در جلسات داد: من در آن سال ها شنیده در به نام شعر فرخ و در آن نفس و ای چون پور هستند. چون خود را در های ستم بود. درِ این به روی شعر و ادب باز بود اما هر روز و هر نفس روی خود کار و در هر شعر به و... داد: به که به کار غیر در شعر بحث می شد و که ما در و و به بگیریم. او در بخش از خود ظلم را از های شعر از و افزود: های - و نه قلابی- اند که اول در خود اند و اول ظلم را در خود خفه اند. در پور و را داریم. ما نیز به این هوش و بمانیم. در بخش از این از شد: آیا می اگر چون و در این شما را و می با به از (فریب امن را خورد/ متن خط به خط خطر است) داد: به و کند شعر ها را است. من شعر سخن می و با ندارم. شعر است. می از های زده به جمع اما شعر خودش را می کند. شعر هیچ وقت است. سپس در کرد و داد: شعر یک است اما ما ایم باشیم. است و به قول حافظ: "دلا در قدم باش/ که در این ره کار بی اجر". در و به می اما شعر نداریم. چون نمی باشد. می ها را ببیند. است. نمی شوی ها می آیند. مست تاک در به از شعر خود سخن گفت: بودم. و بلد بکشم. در زنگ یک روز ام و آن به من 20 داد و فرزند. از آن اگر است در من از می و دست مرا گرفت. در این به خود و آن ها به پرداخت. *** از ها با پور و با شعر شعر صبح (18 تیرماه) در شد. پور در چند آن و پیش شعر در طرح کرد و با بر این که شعر است به این داد که: شعر و گفت: ما شعر را می و مهم آن است. صرف نظر از کم یا این شعر این باشد. تاثیرگذارترین آن هاست. او داد: از های شعر که می به آن کرد از و مکان است و مهم تر از همه آن است که شعر روح باشد. به بالاترین با دمیدن روح خود در ما از این را به ما است و به این روح است که شعر را خلق می کند. در شعر به یک حامل از روح است. پور با این که شعر و جریان در آن، در یکسان گفت: شعر دو بعد روح و جسم است. جسم و هاست. موارد مربوط به فن شعر ظرف شعر است و مظروف شعر روح آن است که بسیاری دارد. آن چه شعر را می سازد روح شعر است. وی بر دو روح و جسم شعر و قوت و ضعف شعرها در این دو مورد، را به چهار دستۀ کرد و گفت: در این آن است که هم در روح و هم در به درجۀ باشد؛ یعنی که از و در ای بالاست و از برخورداری از روح، در ای ممتاز دارد. نمونۀ این را می در حافظ، مولانا، صائب و بیدل دهلوی مشاهده کرد. پور افزود: شعر و اما از روح در سطح نازل تری دارد. این کمی دارند؛ مانند شیرازی که و با های است اما شاید حتی در حد ساده از خواجوی کرمانی است. که این به آن کرد با و روح است. او در این رابطه گفت: که در دینی و مداحی به کار برده می شوند یا از که مجریان برنامه های تلویزیونی استفاده قرا می در این گروه دارند. این ها از فنی و ضعف اما را جذب می و اتفاقا بالایی در ذهن دارند. آن برخوردار از روح است که ضعف را جبران می کند. این در این را کرد که در هر دو ضعیف است و گفت: در این نوع نقص و جسم کاملا مشخص و ملموس است اما نقص در روح شعر را نمی به راحتی و در اول تشخیص داد. او در با به آیاتی از کریم در سورۀ گفت: می فرماید که که گمراهان از آن ها پیروی می کنند. آیا نمی بینید آن ها در هر وادی سرگردانند؟ آن ها می که عمل نمی کنند. پس دو برجسته که برشمرده است و عدم صدق است. ممکن است این آیات همۀ را در برنگیرد، اما که خارج از این محدوده در اقلیت اند و آن ها که ایمان دارند، اهل ذکر و ظلم ستیزند. از مصادیق این آیه نیستند. مسلمان خود را با این معیارهای ذکرشده تطبیق دهد. او در و عدم صدق کرد: که از نظر فکری و با وزش هر نسیمی موضع و خود را تغییر دهد سرگردان است. اگر ما در شعر را که در و با ما است و و را در این جا صدق را ایم. این داد: آن چه در شعرش به آن پرداخته با او است اما با یا همخوانی ندارد. در این هم را به حد آن نکرده است. ما کسب این در شعرهایمان به مجاهده و نیازمندیم. در این است که ما می به رسالت خود به یک عمل ایم. از آخر مجلس در راستای در شعر گفت: صدق و ادای که در روایات به آن شده است کاربردی است. می فرمایند هیچ پیامبری مبعوث است مگر با صدق و داری. نیز به قول شأنی از نبوت و این دو در باشد. هر به مختلفی به تعالی می رسد. او در به این که چگونه شعر را در پیش داد: یافتن این که این شعر در خود ما چه تغییری است؟ اگر شاعرش را متاثر کند می در نیز تاثیرگذار باشد. او در با به این که از که شعر ما را درگیر است تقطیع محتوایی شعر و گفت: دهۀ اول اسلامی که در بودند. اما بعد از مدتی با شعر در خاص و گرفتن در آن حوزه، خود را همواره می دانستند که در خاص شعر بگویند. این مساله باعث می شود که شعر تخصصی اما این مطلوب نیست، زیرا با ابعاد است و به یک بپردازد و جنبه های را نادیده یا به آن منفعل برخورد کند. این عمل مصداقی از عدم صدق است. این در نشان دهندۀ خوب یا بد او اما نمی ما الگوی مناسبی باشد. سپس پنجم با درآمدی بر شناخت با نفیسه شد. او در از با مطلع بگذار تا روی تو بگذریم/ دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم... و سپس با ذکر این پرسش از که مشهورترین صفتی که ما را با آن می شناسیم به سهل و کرد و گفت: سهل و یا سهلِ یک شعر این است که آن را بشنود فکر می کند که می مثل آن بسراید، اما در آن برایش دشوار است. وی با به که ادبیات، از رشیدالدین وطواط (در حدائق السحر) و عنصرالمعالی کیکاووس (در قابوس نامه) اند از های سهل و یک شعر کرد و افزود: شعر سهل و به شعر اطلاق نمی یک بکوشد که از عربی، لغات و به کارگیری های ثقیل در شعرش، خودداری کند. راز سهل و شعر را از ضیاء موحد، شعر او کرد و گفت: شعر در است که ندارد. به عبارتی، به که تصاویرش از صور تشکیل شعر سهل و می گویند. مثل این بیت از که به شعر است: که چشم من و به هم افتاد/ در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم. او را در سهل و توانا که به ظرافت های احاطه و در این افزود: موحد اعتقاد که تقلید از شعر به اندازۀ او بصیرت داشت. تقلیدناپذیرترین ایرانی است. این دانشگاه، را شعر سهل و و کرد: در کل اثر و در تک تک شعر از و شعر و ... باشد. می که خود نیز به رسیده. حمیدیان نیز معتقد است که آن چه را به ارسطویی مشهور است وار دانست، چون ارسطو را سعادت می و کسی مثل که جزئی از وجودش شده باشد. با این که شعر حماسی به ترکیبات آرکائیک، قابلیت سهل و شدن را ندارد، سبک هندی را نیز به سبب قوی در آن، دور از سهل و خواند، اما مثل قطعه و دوبیتی را در این زمینه مستعد و سپس از شعر نو سؤال کرد. عده ای از شعر نو را سهل و برشمردند و عده ای نیز با این نظر مخالف بودند. این در این گفت: شعر نو که و پیروانش رواج دادند این است که اثر در آن می و از آن که شعر نو نمی بیت بیت و لَخت تجزیه بگیرد، نمی سهل و باشد. او داد: در گذشته، هرکدام از اجزا به جزء یا کل معنای مستقلی داشتند. آمد و شعر را شعر نو کرد و سهل و ادب بررسی است. او با به این که هیچ اندیشۀ فراخ دامنی در شعر سهل و خام و عین ای را به از فیلتر شاعرانه کرد. بر تعادل، اصل مشترک یا اشتراک و حداقل طول یا حجم را نیز از ملزومات شعر سهل و و افزود: در تمثیل ها، در لخت سهل و می افتد. خاص این است که بر لخت در ابیات نیز این می شود. مثل شعر مشهورِ "شبی یاد که چشمم نخفت ...". او داد: تصویرگری خصیصه ای تامل برانگیز است. که به شعر تحمیل شده است. تعمدی به نظر برسد. شعر وقوع واقعه را می کند و بی سانسور است. از آن که جنبۀ تجسمی قوی آن را خوب کند: سرمست در آمد از درم دوست/ لبخندزنان چو غنچه در پوست... . که شعر بدون و درواقع شعر گفتار هم دارد. در ابیاتی که نداریم، یا وزن و بهتر و کراهت استعمال و تنافر حروف در آن نشود. در غزل را معنی و از شهریار، هوشنگ ابتهاج و به که در شعر ایشان سهل و می شود نام برد. در کلاسِ روز دوم این و ادبی، شعر با اعضای به گفت وگو نشست. وی در ابتدای خود، از در جمع خرسندی کرد و گفت: همیشه خاطرات خیلی از چاپ شعر ها ام. ادب این است که بوی همۀ را می دهد و در این ها با از سراسر اقلیم های شعر مواجهیم. سپس را به تفکر هنر کرد و پس از تبادل نظر با جمع، جانمایۀ هنر را در و داد: به دو است. که خدا می گیرد، از عدم است؛ اما دقیقا بر آنچه قبلا آفریده شده، و دوباره را بازآفرینی می کند. او وجه و تفکیک را در عناصری چون و و شعر را به دو بخش و ذاتی کرد. این شعر را عنصری و داد: یکی از تعاریف مهمی که از سوی فرمالیست ها شعر این است که شعر است که در می افتد. اشکالی که در این تعریف این است که فاصلۀ اثر با می شود. چراکه نمی در پوستۀ بیفتد. او فضاهای در شعر را به احساسی، عاطفی، و کرد و افزود: است در ما شکل بگیرد مهمترین که آن را می کند انگیزۀ بیرونی است و این سبب برانگیخته شدن حس و می شود. بعدی است. ما در آن چه را از قبل به عاریت می و یک رفتار انجام می دهیم. این و کارشناس پس از شعر آی آدم ها ی حاضران، آن را به سبب اش داد و افزود: ما نمی را در یک مجرد رقم بزنیم. بتوانیم از احساسی و شویم، اگرنه شکل نمی گیرد. را دو نوع و عینی و گفت: ما در با ایده هامان و آن را به اجرا برسانیم عینیت می شویم. این آن است که از آن سخن گفتیم. او در بخش از خود بر تناسب متن کرد و گفت: با یک واحد مواجه می اول این را در نظر که آیا خودبسنده است و به یک شبکۀ می از خود کند یا نه. دید استعاره ها در و شبه اند با هم باشند. وی عنصر در شعر داد: شعر صرفا از شعر است و می در شعر قابل که ناگهان از نشویم و عاری از هرگونه هنر نباشد. این دو پرتگاه را شدن و نزدیک شدن به لحن بیانیه ای دانست. در پایانی خود را به نظریات یوشیج هارمونی شعر کرد و در اساسی شعر و داستان داد: در شعر مبتنی بر ناخودآگاه است و نمی پیرامون آن پیش اندیشی داشت. درحالی که در داستانی پیرنگ و طرح دارد. با شدن های روز دوشنبه، نوبت به نقد رسید. دو کارگاه نقد با محمدحسین نجفی، عالیه مهرابی، سیدوحید سمنانی، پور و محمدرضا وحیدزاده شد. بعد از اذان مغرب، شام شهادت در نمازخانۀ آدینه شد و شامگاه شب از آفتابگردان، با گفت وگوی علی با حاضران و پس از آن، برپایی شب دوستانه گذشت. تا چهارشنبه، بیستم تیر، دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آخرین وضعیت امیری و بیرانوند در پرسپولیس

آخرین وضعیت امیری و بیرانوند در پرسپولیس


تهران- ایرنا- یک در ادامه همکاری «وحید امیری» و «علیرضا بیرانوند» را با این تشریح کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
سبک تقوایی به روش داستان‌گویی همینگوی نزدیک است

سبک تقوایی به روش داستان‌گویی همینگوی نزدیک است


به خبرگزاری (ایبنا) در قابل تحسینی که است. هرچه میزان رغبت به باشد شان هم به طبعا می شود. یکی از سینماگرانی که تمایل وافری به است. در نیز و از وی را از و بسیار تر از می که هاوارد هاکس آمریکایی است. از اهل قلم است و دارای یک به نام سال نیز هست. امروز 19 این است. به با و و گفت ایم که در می خوانید. از است که را خوب می و به قول است. شده در بیش از به دهد. در است از غلامحسین ساعدی. این و نقاط که آن را می توضیح دهید. در از این بابت که از موضوع های نظرِ را و مؤثر تر از متن است . در های ، و آتشی ظرایف بیش تری در قیاس با دارند. مثل ، ِ ، و ، ، به به در و در ، که از به بی می ندارد. او چرا تا قبل از مه و او را اما پس از مرگ مه لقا به بی و حتی به ِ پست تری این که و مه لقا چه که پس از مرگ او و را از کند در بی می ماند. خود در سال ها، ای به های قوت و ضعف داشت. او بود آرامش... از نظر می و تری اما در عین حال در آن هست که در های اول به چشم می و اگر در هست ، که این عیب است ؛ او ، اگر چه در از کار است. و دهه چهل و های و از قوت آرامش... است. و در پشت در هم از و است. چه در این است که آن را به یکی از بدل است که است از سال ها پیش می آن را بسازد. های در این او در دست است : یکی و در سال 1345 به همت ؛ دوم سال ، که یکی از های آن با سوم که در ، از آدم های و به آن سوی آبی حتی از نوع یک دست آن هری اما بود که یک دهه پس از که پشت را که سال ها در ذهن خود و بود به درآورد. اگر در آن سال ها، در دهه ، پس از می شد به از کار با ای از و که می سر در راه و خلف ـ ِ ـ که در می را به آن دست آب ببرد. جا یادآور شد که خلف را و تلخ کام ِ بین دو دور (قصه دوم سال )، که خود گَرده ای از هری را بر چهره بازسازی بود. دست کم یک متصور است . اگر را آدم های ، مأموران اداره گمرک و ماجد، که هم دست آن ها است ، از راهش منحرف می کنند، در دهه ناباب ، از جنس راننده ای که همسرِ را به قتل می رساند، لازم بود تا را به راهی که ظاهراً از آن پرهیز بود بکشاند. این هر چند می نماید، فرض است . این را گفتم که موقعی که رودرروی می گیرد، یا روبه روی قرارش می دهند، یا به عبارت دیگر، مجریان مقابل او می ایستند فاقد مضمون است ؛ واکنش او ابتدایی و غریزی است ، و در سیرکردنِ شکم زن و بچه اش؛ آن جا که می گوید : تا وقتی زن و بچه نان می خورند زن و بچه من هم نان بخورند. این بدیهی و در عین حال محکم استدلالی است که می تواند اقامه و بایستی آن را تجلی بالاترین مرحله کرد که با غرور و غریزه می کند و در دفاع از خود می میرد. می توان گفت که یک منفی است . او فقط حفظ جان و موقعیت خود با ها هم دست می شود و در سرقت مرواریدهای و دادن ها مشارکت می کند. او در پی سرنوشت خود به ماجرایی شوم و بدفرجام پا می گذارد که پایانش مرگ است . با در پرداخت یک دست در کجاست؟ ، برخلاف همینگوی، تحول آن یک دست را در هنگامه مرگ نمی دهد. هری آخرِ سر به این نتیجه می رسد که دستِ تنها فایده ای ، اما خورشید، با نگاهی مغرور، فقط به تیغه خون آلود خنجری که از عمق سینه اش بیرون می کشد خیره می که همیشه به دنبال آن می گشته است ؛ آن که قاتل خود را بشناسد. آدم های های به هم سال هم از سنخ اند. حالا که حرف به سال کشید، توضیحاتی حال و هوا و سبک و در این بدهید. در سال تقریباً از هیچ یک از نویس های جنوبی مثل چوبک ، احمد محمود و معاصران خود: عدنان غریفی ، نسیم خاکسار و مؤذن متأثر نیست . تأثیرپذیری او را از وی و در لابه لای های کوتاه و رمان های او دید . سبک و نه فقط در سال بلکه در های ، نفرین و هم به روش ، پردازی و گفت وگونویسی وی نزدیک است . های سال ، که جزو نخستین های کارگری ـ صنعتی محسوب می شود، وصف آدم های سرگردان و بی پناهی است؛ در روزهای گرم ِ کار و بی ِ ِ بی ، باده نوشی و عشق ورزی و حماقت و کله شقی ؛ مثل تصویرهایی که وی در هم می دمد از فساد و قهر و وحشت و سرگشتگی ِ نسل ِ جوان بعد از جنگ ارایه است ؛ آن که متعرض موجبات ِ بی و بی عاری آن ها عنصری که در سخت رسوب کرد و در هایش نیز نمود چشم گیری دارد. های سال جملگی به صیغه اول شخص مفرد نوشته شده و هر کدام از زاویه دید یک راوی و با یک زبان ، اما با نام های مختلف : عاشور، اسی ، داود و چند تای که بی نام و مثل آدم های عاصی و سرگشته ای که وصف شان در ها آمده است . این آدم های آشفته و پریشان احوال ، طور که اشاره شد، با انتشار های وی و فاکنر و تا حدی اشتین بک به راه باز کردند؛ گیرم مشابه آن ها در بندری که وصف ـ و می دانیم که آبادان است ـ داشته اند. های سال به ضدقهرمان های وی بینی و انگیزه متعارف دست به عمل می زنند؛ زیرا از لحاظ آن ها آدم هستند که بعد از سرکوبِ دهه 1330 به خود قبولانده اند که همه چیز تمام شد؛ انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود، چرا که حرفش را هم نمی شد زد ، و اوضاعی بودند که عادت شان بود چیزهای را کوچک ببینند . عده ای انبوه ناتمام را نقطه در سینمایی او و از کمال گرایی اش می نظر شما در این خصوص چیست؟ این را به معترضه و ختم کلام و بگذرم: خوش بختیِ هنرمند این است که مطابق میل اثر هنری اش را بیافریند. آن که می توانسته بکند، به در سه چهار دهه اخیر، آن نبوده که است. استعداد او با کار نشین او، معطل مانده است. کار نساختن، از کار بد است. نباید بنا به گردش فصول و مضنه ساخت. به انتظاری که از ساز تن نداده، یعنی وانداده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نفس های آخر داعش در سوریه/«حاجین» آزاد می شود

نفس های آخر داعش در سوریه/«حاجین» آزاد می شود


در که در با همکاری سه ارتش مختلف از دست آنها خارج خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
آب تشنه بهره وری است

آب تشنه بهره وری است


- از و و به های مصرف صحیح و به صرفه، نکات کلیدی هستند که در بهره برداری از سفره های زیر زمینی و سطحی آب فراموش شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
«خرد و خرد‌برتر» کتاب تازه‌ای از یوسفعلی میرشکاک

«خرد و خرد‌برتر» کتاب تازه‌ای از یوسفعلی میرشکاک


آخرین اثر در آینده روانه بازار نشر می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
آخرین جابجایی در نقشه ائتلاف های سیاسی عراق

آخرین جابجایی در نقشه ائتلاف های سیاسی عراق


دور های بین نجف و به و در این کشور، شاکله ائتلاف را برای تشکیل دولت آینده را دچار تغییر و تحول کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
تشریح اقدامات ستاد راهبری طرح ملی حفظ قرآن

تشریح اقدامات ستاد راهبری طرح ملی حفظ قرآن


گروه قرآنی ــ و راهبری طرح ملی حفظ کریم برای تحقق طرح تربیت 10 میلیون حافظ با حضور مسئولان این برگزار می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
پربحث‌ترین اخبار دیروز خبرگزاری فارس

پربحث‌ترین اخبار دیروز خبرگزاری فارس


بوریس جانسون: را در 4200 تومانی وجود ندارد و آلمان، فرانسه و انگلیس: را صرف نظر از تصمیم ترامپ، حفظ می‌کنیم پربحث ترین اخبار دیروز خبرگزاری فارس بودند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 2 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
استعفای ترامپ خواسته نیمی از مردم آمریکا است

استعفای ترامپ خواسته نیمی از مردم آمریکا است


طبق شده در از این از رییس‌جمهوری خود به دلیل اتهام‌های آزار جنسی، استقبال کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری ایلنا
موضوع : کل اخبار
قدرت نمایی انار در بازار شب یلدا/ چند میلیون نفر در صف حذف یارانه هستند؟

قدرت نمایی انار در بازار شب یلدا/ چند میلیون نفر در صف حذف یارانه هستند؟


آخرین 4 ای در و افزایش نرخ مرغ از مهمترین عناوین اقتصادی امروز بوده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
نمایی از آسمان خاکستری تهران + فیلم

نمایی از آسمان خاکستری تهران + فیلم


آسمان در روزهای پاییز تیره و تار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : سایر موضوعات
استقبال از اهالی قلم و دانشجویان در آخرین موج مسافرت‌های تابستانی

استقبال از اهالی قلم و دانشجویان در آخرین موج مسافرت‌های تابستانی


همزمان با موج از طرح از مهر با بر ارائه خدمات بهینه به هموطنان بویژه استادان اهالی قلم، دانشجویان و دانش‌آموزان خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 10 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری ایلنا
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان