صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب آنچه



واکنش رسمی امارات به افشاگری روزنامه لبنانی

واکنش رسمی امارات به افشاگری روزنامه لبنانی


به تقریب(تنا)، دفتر ای در بیروت، به شده در در نقش در بی داد. به وبگاه البیان این که تحت لیکس... بن می را به و آن و های درز از در بی است . در است که این هیچ با های و ذهن [روزنامه ] و اعتبار و حرفه ای گری موردانتظار از هاست . روز شنبه با انتشار دو کرد که به اسنادی از در چند عربی از دست پیدا که بررسی مجموع این و ها می دهد، در پی فشار بر عمان همراه کردن این با های و ریاض از ضد قطری است. را به تلاش چهره متهم کرد و آن را به قطر نیز مرتبط دانست و کرد که آنطور که روشن پول قطر این های جعلی را می سازد و از عرصه ای جهت [وجهه] سوء استفاده می کند . و عربستان از ژوئن سال گذشته روابط خود با قطر را به بهانه اینکه دوحه از تروریسم و گروه های افراطی در حمایت می کند، قطع کردند و مناسبات این دو با قطر اکنون بحرانی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 26 دقیقه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تعرض بی‌سابقه صدها شهرک نشین صهیونیست به مسجد الاقصی

تعرض بی‌سابقه صدها شهرک نشین صهیونیست به مسجد الاقصی


به خبرگزاری صدها در راستای در شهر قدیمی قدس، به به معبد"، به و خود را در این دادند. بر ها، از ساعات اولیه صبح (یکشنبه) بیش از 720 به هتک اند. قدس کرد که بیش از 720 شده و به اجرای های باب الرحمه کردند. پلیس نیز ای را در و به و از و با می شود. (یکشنبه) باب و از ها و راه های به را بستند. که شب (شنبه شب) های از در و را که این قصد هدف زن ها و در را در از سوی به خود پرداختند. این در است که به های می از تا از تا آخر هفته به سالگرد خرابی به بروند. برخی نیز گفته اند یهودا گلیک عضو کنست صبح باب القطانین حاضر شده و های را به جای آورده است. او مدتی پیش نیز همراه با به هتک بود. پس از ورود به براق جمع شده و دست به زده و های را به جای آوردند. 22 ژوئیه مصادف است با "تخریب خود می نامند. سازمان ها و گروهک های طی روزهای با صدور فراخوان هایی را به گسترده به در به فراخوانده بودند. بر آمار و ارقام ارائه شده از سوی صهیونیستی، تعرضات به در سال جاری از سال 1967 بی سابقه بوده است. در همین راستا، و اسلامی، جنبش جوانان قدس و فعالان از طریق شبکه های اجتماعی و های اختصاصی از اهالی قدس تا به منظور با طرح های مخرب به و در آنجا بمانند. و اسلامی قدس در ای اعلام کردند: به سرعت در حال افزایش است، که این امر مقدمه ای برای تقسیم زمانی و مکانی و همچنین تحمیل یک واقعیت جدید است. این امر بر ما می کند که حول مسیر پیامبرمان جمع شویم و از آن در دشمن بشریت حفاظت کنیم و ملی، دینی و اخلاقی ما را به سرکوبی این انسان های پست فرا می خواند و این امر با یک صدا شدن و در و سردادن تکبیر محقق می شود. این نیروها ضمن تاکید بر حق مبنی بر از مقدساتشان، را عامل پیامدهای این تجاوز دانسته و از جامعه بین خواستار مسؤولیت و بین از ملت و مقدسات شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 21 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ولایت فقیه از دیدگاه مذاهب فقهی اسلامی

ولایت فقیه از دیدگاه مذاهب فقهی اسلامی


به گزارش خبرگزاری یکی از که همه به آن به است. این اصل است که در همه شده و آن این است که و صحت عمل به فرقی نمی کند که آن عمل به و و فعل فرد خاص و به یا به با یا آن عمل به و باشد. کسی که با را است. یا رجحاناً کسی که می درنتیجه کسی که را می دو وصف و است که او را ولی می گویند و نظامی که بر این به می است. *ولایت کهن فقه یکی از کهن و و است که در فقه و شده به ای که در همه و در همه ادوار فقه به یک اصل دار و مجتهدان و و در بحث است و همه آن را یک حکم و اند. یکی از کهن و است که در فقه و شده است با این حال بر این است که از است و به و حتی های به تا چه رسد به غیرشیعی. به که های غیر به به نباید به این باشند. و بنیان این این است که منطقی زمان(عج) به را از زمان(عج)می پندارند (ر.ک: 178)؛ چرا که به زمان(عج) در ندارد. مهدی(عج) در از همه به زمان(عج) به به مهدی(عج) در با آن و به آن مانع انکار به نیست، به از عقاید نیست. که از زمان(عج) آمدن است که از و فقهی- کلامیِ شود و به از نفی شود. با دانستن به به و نفی به آن از زمینه نقد و نفی به مهیا و فراهم می شود و با نفی به جمع می می شود بود و به نداشت؛ در یک و در در و گرفت. است که یک رأی در که در آن می حتی اگر ای قوی و به چشم و در و کم که به این شود: آیا به از آیا زمان(عج) و به اگر به از و زمان(عج) این به می شود؟ آیا بعد از ممکن به و ولی با زمان(عج) شده در عدم امکان بعد از ،شرعیت به احراز گردیده به پذیرفتن اسلامیت مقدس جمهوری از جهت با به و و رهبریت ولی تشکیل شده است و با می شود. با این شبهه ها و سؤالاتی که پیرامون به شود. ذکر و اعتنایی مشاهده است و این گامی کوچک است. *تاریخچه طرح ترکیبی و متشکل از دو و است. این در قرآن و روایات، اعم از و که در است. این با از است که از و روح آن را اند. و که این به شکل در آن به کار شده در قرن در قرن سال 505 از رفت. با علم و با در علم فقه است که فقه است و به و بر حکم به می کند و به ندارد. با که به علم فقه است: عن (غزالی، 1/29). در که می و در ای که می و و در آن است صرف نظر از یا که مهم این است که در که می و در ای که می و و در آن است. شده و عالمان آن است که آن را در قالب یک در به کار نه یک و نامأنوس؛ اگر اصطلاحی و نامأنوس بود، اهل علم و اهل فقه سؤال برانگیز می شد و آشنایان با و خوانندگان از او می خواستند و شدن را طلب می کردند. نحوه سخن که انتقادی دلالت که این نظر و آن است که از نخواسته اند و هم در واقع از وضعیت موجود و اند؛ نه از به و به فقه و با که از مغفول ماندن و افراطی به فقه است. ما در صدد نقد نیستیم، در صدد نمایاندن نبودن و به در آن در هستم که ادبیات کلام مبیّن آن است. *اناطه مشروعیت عمل به تفاوتی که یک نفر و مؤمن با غیرمسلمان به عمل یک نفر را می داند که به او اجازه آن عمل و کار را و نیز اگر را نمی صرف آن کار بودنش نمی از باب به تبعیت از نهی و اوامر و ایجابی از نهی به از نهی الهی، امتناع و خودداری تا عمل و رفتار او (ر.ک: 1373ش، 2/217). به یا به ترک عملی، اختیار و یک محسوب می شود. از آن که یک بر یا ترک در در به می شود. در مرغینانی و می خوانیم: وإذا حکّم رجلاً فحکم بینهما و رضیا بحکمه جاز؛ لأنّ لهما علی أنفسهما فصحّ تحکیمهما (مرغینانی، 5/370؛ 1/362). در این عبارت، و واضح تصریح شده است که بر نفس خویش به لذا اند که از جهت و بر بر است که را حکم و که موضوع اختلافی داوری و حکم نماید. بالغ و عاقل بر از و ضروریّات فقه اگر بر نباشند، نمی توانند قراردادی را بپذیرند که با آن به یا در را یا در یا وقف یا هبه و و آن در است و دارد. از نیست. بر این در نقض حکم است: نقض حکم إذا رفع اذا کان و و ذلک له علی من و لیس له علی (زیدان، 251؛ ر.ک: 1/362)؛ ای که از طرف به شده است و او را می اگر حکم را نظر به نزد او و او آن حکم را از نظر نظر خود و از حقّ است آن را نقض و بشکند. نقض حکم به این است که بر کسی که به و به شده در که و و بر غیر و ندارد. در هر را به می در است که آیا است یا این است که آیا را که نان خور او که در این هم است یا را که بر که در این بر شخص (ر.ک: ابن 2/325؛ 2/82؛ 3/105؛ بی تا، 2/129؛ ابن 1/362؛ 2/75؛ 1/180و181). یک است که در یا در که در شود و زنا دهد. دارد. اند: به در است که از و است و بر آن آن فرد است (ر.ک: 4/94؛ 2/310؛ ابن 6/37)؛ ولی اگر در زنا و از جهت بر است و حدّ و بر فرد می شود (ر.ک: همان). *ولایت در و و در فقه بر دو قسم است: شخص یا می در های نقل شده ذکر را و می یا مال خود را وقف می کند یا می دهد یا خود را می کند. این را در و می و و که به همه است و در می شود. این را در می نامند. جهت این به از فقه می شود: 1. که می گوید: اگر کسی را سر راه جهت و او را به یک می ولی او حقّ کند. که این نظر ذکر می کند این است که له و و و فان و له فی بیت (موصلی، 2/35؛ 4/334)؛ که رشد و پرورش او و او را به بسپارد؛ که او را به کسی دربیاورد؛ بر ازدواج، فروش و خریدن مال به و فراگیر است و شامل همه موارد می اگر که به در که بابت از بیت همسر او می شود. به خاص و عام در فقه از است. از در عبارتهای ذکرشده اشاره شده یا خود دارنده است یا به خاصی یا به فعل خاص و گردد و از عام تدبیر در همه اعم از که به همه است یا که به مشخّص و مرتبط باشد. هم از خاص و عام در فقه اند که طبق آن، از خاص معینی هستند که کار تعیین شده اند و از عام فرد نامعیّنی از است که در فقدان ولی به آن کار می کند (ر.ک: 2/564و565). گفتنی است که در این اوّل است. *ضرورت ولی امر در ولی امر که در فقه (ر.ک: 4/588) به کار است (ر.ک: 4/595)، در فقه با (ر.ک: ابن 2/240) و در فقه با (شربینی، بی تا، 4/362؛ 5/482) خوانده شده است. ولی امر و تعابیر به کار به آن وصف کسی است که به بیان عام بر را دارد. ابن عابدین از مقاصد تفتازانی نقل که در است: بأنّها ریاسه عامّه فی والدّنیا خلافه عن النّبی] و در است: و محقّقانه این است که چیزی جز از این جهت ولی امر و در و را با عام برترین حقّ است (ابن 2/240). که گیری و در و با عام به یک حقّ می در این حقّ، تکلیفی هم با عام عام فعلی از افعال است که در مکلّفی آن را به یک بر بگیرد و دهد تا آن ترک نشود. ترک و آن به ویژه تکلیفِ بر که از تکالیفی است که بر اگر ترک همه اهل و آن را فرض کفایه (شربینی، بی تا، 5/482؛ ر.ک: بی تا، 5؛ بی تا، 19)، است که در ترک شدن و نگرفتن این تکلیف، همه بود و معصیت می شوند. بر این در را می دانند. است: وهی فرض الکفایه کالقضاء، إذ لابدّ للأمّه من إمام یقیم و ینصر السّنه و ینصف المظلوم من الظالم و یستوفی الحقوق و یضعها مواضعها (شربینی، بی تا، 5/482)؛ بر امر و است که که دین را و سنت را یاری و نصرت کند. در مظلوم و ظالم جانب عدل و انصاف را و را استیفا و دریافت کند و آن را در دهد. ماوردی (ر.ک: بی تا، 5) و حنبلی (ر.ک: بی تا، 19) نصب در را می دانند؛ علاوه بر این از احمدبن حنبل نقل که است: الفتنه إذا لم یکن یقوم بأمر النّاس ؛ فتنه زمانی در رخ می دهد و می آید که در که به و به کار قیام نماید. از این متن جامع و فهمیده می این است که فقه که به شود تا هر کسی که خواست به آن عمل نماید. عمل به فقه موجب دستیابی به می در عمل به دستورها و به فضایل و کمالات نایل می و در عمل به فقه رستگار می گردند. ولی فقه ای و است. برقراری امنیت عمومی، اجتماعی و آرامش و آسایش در در گرو فقه در است. و که تأمین شدن همه شهروندان را بر و و و شایستگی مرهون فقه است. اگر فقه و و اجرا به هیچ در ستم و حقّی از کسی ضایع نمی شود و هیچ کس نخواهد بود و به جز متجاوزان و زیاده خواهان و حریصان، شایسته و هر شهروندی ادا می شود. همه اینها در است که به در نماید، دین را در و در که اگر دین و اخروی هم فقه و که انسانهای درستکار، دارندگان تعهّد و صاحبان فضیلت حتّی دور از چشم و در خلوت و پنهانی هم به آن ها ملتزم فقه این متعالی را داراست، عمل به در عین عمل به شریعت، به آن هم بود. فقه دستورهایی خشک و ریاکارانه که نمودهای و سطحی هم که الزام به قوانین آن باشد. فقه ای و و به رساندن و انسان لذا تظاهر به پایبندی به آن نمی کند. سرکوب هنجارشکنان و زورگیران و راهزنان و بی بندوبار هدف عالی فقه نیست. فقه در عین ایجاد نظم و امنیّت اجتماعی، راه رسیدن به قرب و متضمّن و رستگاری بشر در نزد حق تعالی بود. از این جهت که هم را کند و هم را به و برساند. اگر ولی امر و در فقه نه از خود تنزّل می بخشهای وسیعی از آن لغو و عبث لذا همه به در و اهمیّت و آن پرداخته اند. جهت اختصار می شود: در فقه به و ادلته تألیف دکتر غریانی جلد بغی و تعزیر، فقه المحلی ابن حزم اندلسی حدود، فقه زیدیه الأزهار ابن یحیی و شرح آن السیر، فقه سلفیه شوکانی فصل پنجم الجهاد و السیر مراجعه شود. *ضرورت ولی امر پس از حکم به وجوب و ولی امر راجع به و ولی امر بحث اند که در این مقاله در صدد بحث از همه شرایطی که شخص دارا تا به در امر را دار نیستیم. در کتب آن به شکل مستوفا بحث شده است. در این مقال بحث از شرط است. *نتیجه 1. به از که فقط در های اخیر به آن یافته از و داری است که از های اولیه و استنباط به های راه اند و آن را به و به آن اند. به دقیقاً به عمل یک گردد؛ به این معنا، عمل و است که با گیرد. کسی که می را بفروشد یا بخرد یا وقف یا هبه کند یا دهد یا یا کند یا طلاق دهد یا سیلی بزند یا حتی سخنی بر زبان آورد و کلمه ای را بگوید. ریز و درشت عمل هر مسلمان، در و می شود و است. که از روی نباشد و نیست. همین ممیزه و مشخصه فرد و یک و عمل او با خداوند متعال است. 2. در که مهم تر از که می با و و فقها با این رویکرد، را که متصدی و می ولی امر و او بر کارهای قائل شده اند. فقط این است که فرد و در از نظر از که در بیعت با او، ولایتش بر فعلیت می کند و بعض از را امر و در نمی دانند، ولی که اگر در فقیهی که از بقیه امر هم برخوردار او بر ترجیح و به دارد. 3. اگر و بر او لازم و است که حتماً براساس دین و از بهره ببرد و از هدایتها و ارشادات در استفاده و با استفتا از دینی را کرده، را بر دستورهای دین کند. بر این به قِدمَت و تاریخی به قدمت و فقه و یک اصل مذهبی نبوده و یک اصل است که همه به آن معتقدند. اگر هم در یا و است که این اختلاف، اصل به را نفی نمی کند و اشتراک این را از بین نمی برد؛ جزیری به را اتفاق است. 4. و عصمت یکدیگر نیستند که از همدیگر تفکیک نشوند؛ لذا به معصوم به از کلّیه الهیه با وساطت آن مستند به می نمایند؛ به در فقه از پیامبر] به واسطه و در مستقیم است و از غایب(ع) فقط تحقّق می و به با زمان(ع) نیست. اند که زمان(ع) از نایبان خود (ر.ک: 183)؛ ولی این هیچ مستندی در فقه ندارد. *منابع - ابن حزم، علی بن المحلی، بی تا. - ابن خلدون، بن دیوان المبتدأ و الخبر فی العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، 1424ق. - ابن رجب، القواعد فی الاسلامی، بی تا. - ابنshy;رشد، بن احمدshy;shy;، المجتهد و نهایه المقتصد، و مقارنه با امامیه: عبدالأمیر وردی و جاسم تمیمی، مرکز الدّراسات 1431ق. - ابن شحنه، بن ابی الفضل، لسان فی بی تا. - ابن محمدامین بن عمر، رد علی با متن و شرح تمرتاشی و حصکفی، 1431ق. - همو، رد علی تحقیق: حسام بن محمدصالح فرفور، با عبدالرزاق حلبی و محمدسعید رمضان بوطی، دمشق، دارالثقافه و التراث، 1421ق. ابن بن الکافی فی فقه الامام احمد بن حنبل، 1425ق. ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، السنن، بی تا. - بن حسین، و تعلیق: حامد الفقی، قم، بی تا. ترمذی، بن عیسی، سنن الترمذی، البابی الحلبی، 1395ق. - تنوخی، سحنون بن سعید، المسمّی و المختلطه فی فروع المالکیه، بیت 2009م. - جزیری، علی المذاهب الأربعه، 1406ق. - حلی، حسن بن یوسف، تحریر الشرعیه علی الإمامیه، تحقیق: ابراهیم نهاوندی، قم، صادق?، 1422ق. - سیدروح الله، انوار فی التعلیقه علی الکفایه، قم، تنظیم و نشر خمینیu، 1373ش. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، دانشگاه 1373ش. - عبدالکریم، القضاء فی الشریعه الاسلامیه، الرساله، 1419ق. - بن المبسوط، دارالمعرفه، 1409ق. - المتدفّق علی الأزهار، دارالحزم، 1434ق. - بن مغنی المحتاج الی معانی الفاظ المنهاج، تصحیح: علی عاشور، بی تا. - شوکانی، بن علی، شرح الدرر البهیه فی المسائل الفقهیه، تحقیق: صبحی و حسن حلّاق، صنعاء، الارشاد، 1432ق. - طرابلسی، علی بن خلیل، معین فیما یتردّد بین الخصمین من بی تا. - عبدالوهاب الفقیه، عبدالغنی، الإمامه بین الماوردی و الجوینی من خلال کتابی السلطانیه و غیاث الأمم دراسه مقارنه، قاهره، دارالکلمه، 1436ق. - و ادلته، بیروت الریان، 1426ق. - بن الدین، 1406ق. - راشد، آزادیهای در ترجمه حسین صابری، و فرهنگی، 1381ش. - علی بن قم، بی تا. - الصلابی، علی موسوعه السّیر فصل الخطاب فی سیره امیرالمؤمنین عمر بن خطاب شخصیّته و عصره، دمشق ـ دارابن کثیر، 1428ق. - علی بن ابی بکر، شرح المبتدی، کراچی، البشری، 1429ق. - مقدسی، بن مفلح، الفروع، بیت 2004م. - بن محمود، لتعلیل تحقیق: بشّار عرابی، سوریه، دارقباء، 2015م.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 23 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
گمشده ای به نام نشاط در دانشگاه

گمشده ای به نام نشاط در دانشگاه


تهران- ایرنا- نام و با و است و بر و سطح می افزاید، جریان نشاط و امید در میان جامعه دانشگاهی از استاد و گرفته تا بدنه اجرایی و برنامه ریزی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
آیینه روی دوست

آیینه روی دوست


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) شعر به خاص و همه گیر آن به رنگ، و محدود نمی شود و جزو شعرهایی است که بعد از از قرن هم است و خواستار دارد. آشنایی با ویژگی شعر و و با آن پس از قرن ها، با محمد خدادادی، استادیار زبان و دانشگاه یزد که های او در و است و شمس و هم های به گفت وگو نشستیم که شرح این گفت وگو را در می خوانیم: عده ای بر این اند که شمس هیچ گاه نمی به این که ما می شود و این هم و مصاحبت با شمس است. با به شما تحقیقات در و زندگی شمس و اید، آیا این مطلب را و در مجموع نظر شما در این باره چیست؟ من در های شمس در که قبلا چاپ ام، کاملا ام که های شمس در و او است. از که در و از که و او را شکل می از شمس است که در به است. حتی در این ام که حتی خود را از شمس و به نظم است. یا های و او را به چه شکل یا تفاسیر و تعلیل که شمس از قرآن را از او اخذ است. اگرچه خود و عارف والایی اما که را به آن مولانایی که ما و می و مثل دارد، شک دوستی و شمس آن هم نه تنها فقط درونی و باطنی آن علم ظاهری، سخنان، ها و گفتارهای شمس هم بر گذاشته است که این از دید محققان است؛ پژوهشگران به جنبه شمس تاکید می ولی من در آثارم در های شمس در ریز به ریز ام که گفتارها و شمس در و هایش است. شاهد رواج در ایرانیان، و حتی غیرفارسی و کشورهای غرب هستیم و در کشورها است. حتی برخی او به ترانه با موسیقی شده و خوانندگان پاپ کشورمان عرضه شده به نظر شما و انس با آن هم پس از چند قرن از آن ها چه بشر به و به و است. اگر و را از جز یک مشت و چیز از او نمی و ناب و محض که قیل و قال و خاص یا رنگ و و است و می را به خود که برساند. پس در است و در خود سعی این را به و در و در در ها و ها کند. بشر به و فکر که در شرق و غرب کم رنگ اما به شده است. و او از و و از رنگ و... چون از جهت ها و ها هم که فقط به یک خاص است و غیر را نمی پذیرد. ولی می این یک است که به همه است. یک دید نگر و به بین و ها است. بر این با خدا ای که از سر جبر یا ترس یک است و با عشق است و هم که به ای در هر که این سخن و پر از را به سمت آن گرایش می فرقی هم ندارد در یا در غرب. یکی از پر فروش های غرب و اعم از و او است. به استقبالی که در غرب از آن ها است. با این همه آنچنان که به نمی پردازند؟ آیا می کم توجهی به در را تقابلی که بین و و مذهبیون ما را ندارند، دانست؟ این هم می تواند اما به نظر من عدم به در به و چون مغز اگر بخواهیم تعریفی از باشیم، بگوییم که باطن و دین پس با در نیست، دین یک لایه عمیق تری از است. از ما در شیعه عاشق بودند، روی کار اند و بالین آن ها است. مثل جعفری جلد شرح بر اند، همایی، خود امام خمینی(ره) و از ما به و اند. به نظر من که باعث شده چیز کلی تری است. در ما کتاب، خوانی و است. سرانه در پایین است و جزو کمترین مقدار که در است و این یک قانون و جو کلی است که در شده است. برعکس اروپا و که یک در چاپ اول چند میلیون چاپ می در های ما با پانصد و نهایتا هزار به چاپ می رسد. این می دهد که ما از دور شده اند و که جو کلی می طبیعی است که همه نویسندگان می شود. به نظر من می به و جو عمومی وکلی است که در است و را از دست به شما به هر دیگری هم که اشاره کنید، می بینید که آثارش کم می شود. باز به و با این وضعیت رکود که در موجود رغبت به بیش از سایرین است. باز هم با به این جو، اقبال به نشست های خوانی، مولاناپژوهی و که می در ما به دیگر است. به تازگی کتابی با روی از شما شده که این چیست، در چه ای است در آن به چه موضوع و مطلبی را اید؟ روی با فرعی در و است. همان طور که آن هم گویاست، در است. یک خاص فلسفی- است که نخستین بار این به شکل طبقه بندی شده ابن شده اما قبل از ابن هم این در ما است و به فرهنگ و تمدن خود اسلام برمی گردد. در تمام نمای است. آن وجودی که مظهر و گاهی شده که و در وجودش به برسد، است. مباحث در زیاد است که در روی به مفصل ام که های قرآنی، روایی و ... دارد. ساختار به چه در این ابتدا این را از دیدگاه نظری، ابن و ابن و تبیین ایم که در به چه معناست. بعد از آن در چند فصل و چند بخش خصوصیات برجسته آن مثل جامع کامل، اولین علت هستی مظهریت و حق بحث تکوینی، قدرت تصرف در داشتن و قسمت های مختلف داد ه نظرات ابن و او را گفته بعد های این باور در قرآن، احادیث، و برهان را ایم و بعد از آن ایم که این در و عطار به چه شکل ورود در شمس و به چه یافته، در عارفان مکتب مثل شیخ محمود شبستری، شاه نعمت ولی، جامی، بیدل و ... به چه شکل است. بعد از آن به این پرداخته ایم که این در شیعی و مثل عمان سامانی، کبیر اصفهانی، همایی و نیر هم به چه شکل یافته است. هر فصل یک گستره ای از از تا به روزگار معاصر را در بر می گیرد که این شخصیت و را هم در و هم در بحث و می دهد. این روی از شما گرفت؟ روی چهار سال طول کشید و کارهای ویراستاری و چاپ آن هم یک سال و نیم به طول انجامید که می گفت از شروع این کار تا که شد، حداقل پنج سال از ما وقت و کار گرفت که خردادماه امسال اطلاعات به چاپ رسید. اگر کار در دست پژوهش، یا چاپ هم بفرمایید. کار که در دست اماده چاپ دارم با آفتاب در سایه است و در نو بر اول پادشاه و کنیزک است که یکی از مناقشه برانگیزترین و رازآمیزترین های هم هست که در این ایم که قتل زرگر چه و در به یک اثبات هم هست. سعی اند که این را با حل کنند. منتها ما بر این شارحان، سعی ایم که به این سوال پاسخ دهیم که چرا یک و یک مرد دست به عملی مثل قتل بزند که ظاهرا یک عمل خلاف شرع است. بنابراین در این نو از این ایم و چاپ است و ببینیم که با کدام می توانیم آن را کنیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
خادمان امام رضا (ع)، سفیران معرفت و معنویت

خادمان امام رضا (ع)، سفیران معرفت و معنویت


به گزارش خبرگزاری حجت ابوالقاسم در دیدار با حرم کرد: شما که از گُل به این دیار آمده اید و بوی خوش بوستان را خطه به اید. حرم در جمع و در دهه را در قرب و افزود: ما را به اهل بیت به خدا تر می شویم. وی و شده حرم و در و را و گفت: این و از با که این ملت نشان از ولایتمداری و پایبندی به عهد و پیمان دارد. وی خطاب به حرم رضا با شما حامل نور، معرفت، معنویت و برکت وجودی رضا که عطر به واسطه شما به جامعه منتقل می شود، کرد: خیلی ها با همین ها ممکن است انقلاب روحی پیدا و زندگی شان تغییر کند. نمیانده ولی فقیه در در زندان را نیز اثر گذار و با اشاره به دل های بی شماری منتظر یه تلنگر است، کرد: امید که فیزیکی و با پرچم متبرک آستان قدس، زمینه هدایت های دورافتاده از و همچنین رشد و کمال های در را فراهم آورد. گفتنی است حرم از 29 تیرماه تا سوم مردادماه جشن های مردمی زیرسایه خورشید را در شهر و روستاهای اجرایی می کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
شاکله اصلی عرفان مولانا، ماخوذ از سخنان شمس است/عرفان ذاتا با مذهب در تقابل نیست

شاکله اصلی عرفان مولانا، ماخوذ از سخنان شمس است/عرفان ذاتا با مذهب در تقابل نیست


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) شعر به خاص و همه گیر آن به رنگ، و محدود نمی شود و جزو شعرهایی است که بعد از از قرن هم است و خواستار دارد. آشنایی با ویژگی شعر و و با آن پس از قرن ها، با محمد خدادادی، استادیار زبان و دانشگاه یزد که های او در و است و شمس و هم های به گفت وگو نشستیم که شرح این گفت وگو را در ادامه می خوانیم: عده ای بر این اند که شمس هیچ گاه نمی به این که ما می شود و این هم و با شمس است. با به شما تحقیقات در و زندگی شمس و اید، آیا این مطلب را و در مجموع نظر شما در این باره من در های شمس در که قبلا چاپ ام، کاملا ام که های شمس در و او است. از که در و از که و او را شکل می از شمس است که در به است. حتی در این ام که حتی خود را از شمس و به نظم است. یا های و او را به چه شکل یا و تعلیل که شمس از قرآن را از او اخذ است. اگرچه خود و عارف والایی اما که را به آن مولانایی که ما و می و مثل دارد، شک دوستی و شمس آن هم نه تنها فقط درونی و باطنی آن علم ظاهری، سخنان، ها و گفتارهای شمس هم بر گذاشته است که این از دید محققان است؛ پژوهشگران به جنبه شمس تاکید می ولی من در آثارم در های شمس در ریز به ریز ام که گفتارها و شمس در و هایش است. شاهد رواج در ایرانیان، و حتی غیرفارسی و کشورهای غرب هستیم و در کشورها است. حتی برخی او به ترانه با موسیقی شده و خوانندگان پاپ کشورمان عرضه شده به نظر شما و انس با آن هم پس از چند قرن از آن ها چه بشر به و به و است. اگر و را از جز یک مشت و چیز از او نمی و ناب و محض که قیل و قال و خاص یا رنگ و و است و می را به خود که برساند. پس در است و در خود سعی این را به و در و در در ها و ها کند. بشر به و فکر که در شرق و غرب کم رنگ اما به شده است. و او از و و از رنگ و... چون از جهت ها و ها هم که فقط به یک خاص است و غیر را نمی پذیرد. ولی می این یک است که به همه است. یک دید نگر و به بین و ها است. بر این با خدا ای که از سر جبر یا ترس یک است و با عشق است و هم که به ای در هر که این سخن و پر از را به سمت آن گرایش می فرقی هم ندارد در یا در غرب. یکی از پر فروش های غرب و اعم از و او است. به استقبالی که در غرب از آن ها است. به نظر شما در از غرب گرفته، آیا می کم توجهی به در را تقابلی که بین و و مذهبیون ما را ندارند، دانست؟ این هم می تواند اما به نظر من عدم به در به و چون مغز اگر بخواهیم تعریفی از باشیم، بگوییم که باطن و دین پس با در نیست، دین یک لایه عمیق تری از است. از ما در شیعه عاشق بودند، روی کار اند و بالین آن ها است. مثل جعفری جلد شرح بر اند، همایی، خود امام خمینی(ره) و از ما به و اند. به نظر من که باعث شده چیز کلی تری است. در ما کتاب، خوانی و است. سرانه در پایین است و جزو کمترین مقدار که در است و این یک قانون و جو کلی است که در شده است. برعکس اروپا و که یک در چاپ اول چند میلیون چاپ می در های ما با پانصد و نهایتا هزار به چاپ می رسد. این می دهد که مردم ما از دور شده اند و که جو کلی می طبیعی است که همه نویسندگان می شود. به نظر من می به و جو عمومی وکلی است که در است و را از دست به شما به هر دیگری هم که اشاره کنید، می بینید که آثارش کم می شود. باز به و با این وضعیت رکود که در موجود رغبت به بیش از سایرین است. باز هم با به این جو، اقبال به نشست های خوانی، مولاناپژوهی و که می در ما به دیگر است. به تازگی کتابی با روی از شما شده که این چیست، در چه ای است در آن به چه موضوع و مطلبی را اید؟ روی با فرعی در و است. همان طور که آن هم گویاست، در است. یک خاص فلسفی- است که نخستین بار این به شکل طبقه بندی شده ابن شده اما قبل از ابن هم این در ما است و به فرهنگ و تمدن خود اسلام برمی گردد. در تمام نمای است. آن وجودی که مظهر و گاهی شده که و در وجودش به برسد، است. مباحث در زیاد است که در روی به مفصل ام که های قرآنی، روایی و ... دارد. ساختار به چه در این ابتدا این را از دیدگاه نظری، ابن و ابن و تبیین ایم که در به چه معناست. بعد از آن در چند فصل و چند بخش خصوصیات برجسته آن مثل جامع کامل، اولین علت هستی مظهریت و حق بحث تکوینی، قدرت تصرف در داشتن و قسمت های مختلف داد ه نظرات ابن و او را گفته بعد های این باور در قرآن، احادیث، و برهان را ایم و بعد از آن ایم که این در و عطار به چه شکل ورود در شمس و به چه یافته، در عارفان مکتب مثل شیخ محمود شبستری، شاه نعمت ولی، جامی، بیدل و ... به چه شکل است. بعد از آن به این پرداخته ایم که این در شیعی و مثل عمان سامانی، کبیر اصفهانی، همایی و نیر هم به چه شکل یافته است. هر فصل یک گستره ای از از تا به روزگار معاصر را در بر می گیرد که این شخصیت و را هم در و هم در بحث و می دهد. این روی از شما گرفت؟ روی چهار سال طول کشید و کارهای ویراستاری و چاپ آن هم یک سال و نیم به طول انجامید که می گفت از شروع این کار تا که شد، حداقل پنج سال از ما وقت و کار گرفت که خردادماه امسال اطلاعات به چاپ رسید. اگر کار در دست پژوهش، یا چاپ هم بفرمایید. کار که در دست اماده چاپ دارم با آفتاب در سایه است و در نو بر اول پادشاه و کنیزک است که یکی از مناقشه برانگیزترین و رازآمیزترین های هم هست که در این ایم که قتل زرگر چه و در به یک اثبات هم هست. سعی اند که این را با حل کنند. منتها ما بر این شارحان، سعی ایم که به این سوال پاسخ دهیم که چرا یک و یک مرد دست به عملی مثل قتل بزند که ظاهرا یک عمل خلاف شرع است. بنابراین در این نو از این ایم و چاپ است و ببینیم که با کدام می توانیم آن را کنیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
به ازای هر 2000 نفر یک دندانپزشک در کشور وجود دارد/ توزیع نامناسب خدمات دندانپزشکی در کشور

به ازای هر 2000 نفر یک دندانپزشک در کشور وجود دارد/ توزیع نامناسب خدمات دندانپزشکی در کشور


بیش از از عدم و رنج اما که اهمیت یافته داشتن دید یکپارچه به بهداشت و سلامت دهان و درمان در این است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
قهرمانی خلاق و ساختارگریز

قهرمانی خلاق و ساختارگریز


به خبرگزاری (ایبنا)، 20 تیر 1329 در شد. وی از مک دانل داگلاس اف-4 فانتوم 2 نیروی هوایی بود که در ماه های آغازین جنگ و عراق نقش مهمی در کرد. در دو سال اول جنگ بیش از 120 و داشت. وی در 30 تیر 1361 در یک در به رسید. و دو فیلم سینمایی به نام های عبور از خط سرخ (سال 1374) و (سال 1376) به کارگردانی جمال شورجه ساخته شده است. و رشادت های این شهید تاکنون آثار معدودی شده که بمبی در کابین اثر سیدحکمت قاضی میرسعید و رمان خون آن هاست. 36 سال از این جسور می گذرد. به این خون در گفت وگو با گفت: در از و دیدم. وی و به آن است. یک در فرم های و را و با و دهد که از می هر ای را به این و کند. وی داد: از جنگ چیز و است. ما ذیل که این ما می و این و ما به آن که در حد از جان بنویسیم. این و کرد: بار از سوی سید علی در زده شد و با به و به و به شدم تا وی دست به قلم ببرم. بین و در به چاپ می شود و آجا از بخش ای عمل کرد و پیش از چاپ شد. افزود: کمی که یا های بود. پیش از شدن به این و ها را خواندم. در چند نیز به با گفت وگو دادم. در با به جنگ و آثاری که جنگ شده، گفت: هر جنگ شروع و پایانی ولی تا وقتی حتی یک مجروح بازمانده از جنگ می توان از آن نوشت. هر جنگ مختصات خود را در حفظ می کند. وی اظهار کرد: خاطره نویسی در جایگزین شده است. مسئولان نهادهای مرتبط هم بجای صرف درست کارهای بزرگ و ماندگار که همیشه این را در حافظه ثبت کند و یادگارهای و مقدس فراموش نشوند، های پژوهشی و فرهنگی را در بسیاری موارد مصرف می کنند. این این آب و خاک با ایثار جانشان، بزرگترین فداکاری را ولی نسل ما این برکات را درک نمی کند. این است که حول محور مثل داشته باشد. در بخشی از این می خوانیم: آفتاب در پشت سر بود و آشنای فارسی و بعد انگلیسی مأمور برج که رمزها را می کرد. درجه بنزین رو به اتمام بود و جای خالی بمب ها روی نشانگر که علا یم تخلیه و سبکباری را می کرد و خستگی ها و حتی پلاتین دار که در اضطراب بالا و شدن فشار اتاقک، درد می کردند؛ اما هر چه که بود، ناامیدی نبود؛ فَرحِ بعد از یک خوب حتی درد تسکین پیدا می کرد و دردِ یک عمر ناخسته از تلاش و کار ... مکالمه بین او و برج شد؛ حتی تکبیر برج را شنید و بعد، سکوت چند ثانیه ای تا چند متری زمین بر او نشست. همچون او شاید حتی خسته هم پس سوزِ موتور را خاموش و زیر پا را نگاه کرد. مار سیاه آسفالتِ تا آن ته ته ها داشت؛ که بیابان محض و بی رحم غفلت در امتداد درندشتِ صحاری... دکمه های مربوط به فرود را زد و از سر تفنن، نگاهی به کرد تا نیمه اولیه هاشور خورده باند و دکل های چراغ راهنماها را طی کرد و پای را سرانجام روی آسفالت نشاند. چتر عقب را زد و تا دو کیلومتری، با سرعت به جلو کشیده شد. چه می دید؟ چرا پیش از این ندیده زنی با نماز در حاشیه خاکی با بچه ای در بغل ایستاده بود. با خودش فکر کرد چه دلنشینی. زنی با بچه ای در بغل؛ اما او که بچه زن اگر داشت، چهل روز خدا، خبری از او می گرفت. در آن وادی ها و شهرهایی که از او دور بودند و حتی ای از آن ها نیز نزد او نبود. دقت کرد. نه، نمی کرد. زنی بود با ای در چادری با نقش های گلِ سوسن ریز ... نمی کرد؟ اگر می کرد، چگونه می توانست از آن فاصله، آن ریزترین اجزای زن و حتی طرح چادرش را ببیند؟ یک لحظه به صرافت افتاد که از برج بپرسد. باد زن را به بازی گرفته بود. خدایا! آیا حقیقت داشت؟ زن او نرگس؟!"
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
انسان آینده

انسان آینده


به ایران(ایبنا) خداگونه: نوح است که اولین بار در سال 2015 شد و اخیرا نشر نو با ترجمه آن را است. در با نام خردمند: بشر است که در سال 2014 انتشار یافت و به یکی از پرخواننده های چند سال اخیر شد. پیشینش را با و های ها و نیز با پیش می برد. ولی با سروکار دارد که ها در طول خود کسب اند و نیز شان به یک نوع در جهان. های کنونی نوع بشر و دستاوردها و های او را می کند تا از به دست دهد. در این از مباحث فلسفی و به بحث شده است. در قرن بر و جنگ کند. این سخت است ولی آن طور که با سبک اش می دهد این غیر و شده اند به پذیر. در نظر او، بار در از می تا از کم و که با به و حتی در خود به نظر نمی رسد. مناقشه انگیز او این است که بار آدم های بیشتری در اثر می تا در جنگ شوند یا تروریست ها و جنایتکاران زندگی شان را رقم بزنند. باز هم این دعاوی برپایه تحقیق نگاشته شده است. است در افغانستان، یمن، عراق، سوریه و به آمده باشید تا پیش از هرگونه فکر به شوید. پس چه جایگزین و جنگ شد؟ ما خودخوانده چه تقدیری خود رقم می زنیم و چه تکلیفی به دوش می کشیم؟ پروژه ها، رؤیاها، و کابوس را به تصویر می کشد که شکل و شمایل قرن و یکم را می کند. این سوالات بنیادی طرح می کند: از اینجا به کجا می رویم؟ و چگونه شکننده را از قوای مخرب خویش در امان می این است: خداگونه.انسان ها در قرن و یکم می به شده و به مرگ و کنند. می و حتی را میل و خلق کند. بی هم به آمد که بود. در این نیز را پی می که در است. را از می های را می و سه کلی را در بشر می کند. در بشر در است که خیر و شر می شود. اما این ذات نمی بر بشر حکم مگر به بر زمین. این بر و را و می کنند. را می کار را در می و حکم او در را نیز می کنند. این در بود. با بشر بر خود بود می و و خود می شود. که آن ذات و در ذهن همه به شود. را اما یک سر بود. خود را را به را به و بر بنا کرد. در این که بر است سه سر بر آورد: و فاشیسم. اما بود که پس از جنگ دوم به داد و بشر است. در بر و می دهد. از در امر و و خود را از دست شده از می و جای را می و او بود به هر که به وا می نهد خود کند و این تا آن پیش رفت که نمی نمی ماند که بشر بهتر از انجام دهد و صرفه در آن است که کار به دست سپرده شود و کار را به کف آرد و سپارنده کار را یک گام به عقب راند. فراگیرشدن هوش می خطری جدی جوامع باشد، اما از نظر که اغلب ما از این خطر تحت تأثیر داستان های تخیلی است. در یک فیلم تخیلی، یک هوش خود را پرورش می همزمان هوشیار هم می شود و بعد از آن یا یک عاشق این می شود یا این می کند که همه آدم ها را از بین ببرد. اما اینها فقط سناریوهایی غیرواقعی اند چراکه هوش و در کاملا دو چیز متفاوت از هم هستند. هوش، حل مسائل است اما احساس و خواستن چیزهایی مثل درد، لذت، عشق و نفرت است. که کامپیوترها به تحسین برانگیزی باهوش شده اند، اما میزان صفر است و هیچ نشانه ای هم در دست که است در به این دست یابند. در صنعتی شدن ماهیت یک کار را عوض می می توانستند از یک شغل که نمی خواست به شغل دیگری با بروند. اما در سال 2040 یک فروشنده یا کارگر کارخانه که شغلش را به یادگیری ماشینی از دست می دهد خیلی نامحتمل است که به مهندس نرم افزار مشغول طراحی های واقعیت شود. های لازم را ندارند. به این به خصوص در درحال توسعه - که اقتصادشان به به شغل با های کم وابسته است - محسوس بود. تا سال 2040 ما شاهد خلق یک خواهیم بود: بی خاصیت که نه بیکار قادر به پیداکردن کار هم نخواهند بود. ما هیچ مدل این نداریم. چگونگی روبه روشدن با بی خاصیت، است به سوال و قرن 21 شود. در کنار این - که ها ها را از بازار کار بیرون انداخت ndash; نه ثروت قدرت هم است فقط در دست عده محدودی نخبه متمرکز شود که تمام های قدرتمند را در اختیار دارند. این امر باعث یک نابرابری بی سابقه در بشریت شد. در فصل مربوط به اومانیسم به سوء تفاهم ها درخصوص علم و دین و در نتیجه تعاریف غلط از دین می پردازد. به او، زیاد اتفاق می افتد که دین را با خرافات، معنویت و به ماوراءطبیعی، یا به اشتباه می گیرند. که دین هیچ از این ها و نمی معادل فرض زیرا مایل باورهای محبوب خود را بنامند. ما به حقیقت و این فقط دیگرانند که به دارند. به شکل، افراد کمی که به ماوراء دارند. شیاطین، کسانی که به آن ها نیستند. آن ها جزئی از طبیعت درست مثل عقرب و میکروب. پزشکان نوین ها را های می دانند و کشیشان را ها می پندارند. هیچ چیز در این نیست: شما شیطانی را عصبانی می کنید و او هم وارد بدن شما می شود و درد ایجاد می کند. چه تر از این می داشته باشد؟ فقط آن ها که به ندارند، آن ها را جدا از نظم چیزها می . دین هر آن است که به ساختارهای یک فوق بدهد. دین به هنجارها و ارزش های با این استدلال که بازتاب فوق می دهد. دین ادعا می کند که ها تابع نظامی از که خودشان نکرده اند و نمی توانند آن ها را دهند. یک هندو می بگوید که برهما، ویشو و شیوا خلق شده اند و ودا به ها وحی شده اند. دین در نظر موسع است. او معتقد است ادیان دیگر، از بودیسم و دائوئیسم تا نازیسم، کمونیسم و لیبرالیسم، معتقدند که فوق قوانینی هستند. هرکدام طبعا به نوع متفاوتی از که پیامبران و فرهیختگان، از بودا تا هیتلر و لنین، کشف شده و ظهور یافته اند. سوم، که به واکاوی آن می انقلابی است که طلیعه های آن را می بینیم. در این انقلاب، به تعبیر خیال ورزانه نویسنده، بشر خود را از دست می را به موجودی می سپارد که خود است و آن را نمی شناسد، شناختش را ندارد. این موجود را می توان دیتا نامید، که در ابرموتورهای جست و جوی می بالد و رفته بشر را از آن خود می سازد و او را از عرصه به در می کند و روبات های دست بشر جای بشر را می گیرند. اطلاق ذهن، ذهن بشری، می کنیم می شود و ابرذهنی که خود برمی سازیم و شاید مجموعه ای از همه ذهن های ماست در نهایت ساختاری پدید می که نه ما و نه ذهن ما در آن جایی داشت. دو متصور است؛ یا با آن نیروی قاهر مشارکت کند، در خود دست ببرد، از میرا، به کشت ژن و تزریق ریزتراشه به جسم خود، به نامیرا مرگ را بخرد و راهی به لایتناهی بگشاید، یا امور را یک سر به خدمت کاران ریزی شده وانهد و حکم انقضای خود را امضا کند. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رد پای فاکنر در اغلب آثار نویسندگان مرد ایرانی

رد پای فاکنر در اغلب آثار نویسندگان مرد ایرانی


ایران(ایبنا)_رسول آبادیان:هلن نیا به سبب های بی وقفه در امر نقد و انتشار های و و تمرکز بر و این در های ای شده است. نیا در این گفت وگو علاوه بر توضیح های اش، از به در ها است که نیست. او پس از از هم درمراکز به است. بار با از وی با شما که گل کرد و در جلسات آن می گرفت. شما در این بر از تان را به بودید که در چاپ با نقد حال ما کرد. من هم منتظر در فرم هستم. قصد در این کار با از این عرض کنم قبل از از وی چون می کند که با اخذ از با نقد حال ما به چاپ با در نقد به چاپ رساندم که آن نیز در دست چاپ است. آن هم، با توزیع بد، و به که از آن ها را در خود و می از آن کردند. من پیش از آن باز و به نشر به چاپ که ها و ها در هم بود. آن نیز در از های و های می شد. از آن به در نقد شد. ولی این به بود و ٣٠ که و ١١ هم از شده می شد. در این نمی توانستم ها را هم بگنجانم به حجم قیمت بالای آن و از همه مهم تر عدم کسب از نویسندگان. بنابراین، به ها پرداختم ولی در این از معروف ترین های که در منتخب ها و های یافت می و با اینترنت، به است. در چاپ آن که به های به است. از های را به آن ام و تری بود. به آن به با ام که به بحث در می پردازد. های از و به در هر بخش شده است که آن هم در و است. علت از این بود که و که در این باشند، به و دوم، که هدف یادگیری در این به فراموشی سپرده نشود. با متن به در تقویت شود. منظور از این این بود که بدانید در تلاشی بیش از که ذکر فرمودید، ام. در نقد حال ما یا با خوش شانس که یکی از دوستان لطف و از تک تک آن ها شفاهی گرفتند. با به در و آگاهی از نا و نسل از (در که با هستند)، می خواستم قدمی در جهت خوب که در آن نسل بردارم. شما به و هم با های حشر و نشر و هم به در می کنید. که می با است. از حال و ها و معاصر. از بخش آخر کنم. این می داد که ما خود را با از (البته چون شان این بود). از می که آیا در های می در های نیز یا آیا ما هم چون به یمن در این که و را می یک یا بودند. در که به یا و در می خود را در است. ولی از چند اند ولی از که و های را به ارث و از بی خبر و هم هستند. در می که چون ما است از در می ولی و مشترک بین همه است که با اِشراف بر این عناصر، می به درک و و تعبیر نیز بپردازند. نکنید که از علاقه مند در مدت کوتاهی شمّ و را یاد و با شاهکار های که در برنامه های می گنجاندیم، می و تشویق می که را یا به یا را بخوانند. در در های شان وادارشان می به بحث و که هم شان لذت بخش بود. می دانستند که می از در می آموزند، در درک نیز ببرند. هدف من بیدار این انگیزه در نسل بود؛ نسل ما بدانند ما داریم که در با غرب شانه می زنند. در حشر و نشر من با از که چندان ارتباطی نداشتم. من معروفم به سرم در کار خودم است و فقط به عشق می و نفس می کشم. ارتباطم با فقط زمانی بود که در جشنواره های که در اصفهان، و شهرستان ها برگزار می شد، می شدم تا به سخنرانی و بپردازم یا به مصاحبه مثل حالا که در خدمت شما هستم. اما با تحصیلاتم در از ویسکانسین- مادیسون و در این رشته، تصمیم گرفتم که از های خود در داستان، شعر و کنم چون در با نظامی سختگیر و به از معرفت و دانش که در آن اوج خود را می گذراند و با جریانات نقد که بیش از نیم قرن از قرن را به خود اختصاص داد، و در سیستم تربیت شده که در ها و ها ما را سو می کرد. من در و در لیسانس افتخار شاگردی شاد سعید شیرانی را داشتم که نقد را در آن به ما آموخت. هنگام گرفتن پذیرش، داشتند که بورسیه و ممتاز را، با شناختی که از های امریکا داشتند، به بفرستند که را فولاد آبدیده کند. آن موقع از قصد وی نبودیم. به رفتم، فهمیدم وی بر چه است. با در نظامی، بابت که تحصیلم را در آن خود را قدر دان آن یاد می که من کرد و پس از نیز از مو به مو به های شان عمل مرا می دادند. با های خاص از طرف که با خاص به می و هر کسی را به درک و با که شان نمی سعی از عقب نمانم. روز را در و آن می گذراندم. در نیز هم در و هم در خود سعی از که کسب در جهت این بجویم. یکی از که شما به اید است. ای است که بر نسل سوم ما داشت. از که این هم چرا در کرد و هم است! و از غرب و ما را تحت است. وی از در خشم و هم بود و هم مبتکرانه. این ست که نام او را به در رقم می زند. در گور به گور لذت ای را، با و وی با به می دهد. که از لای خود را می دهد. اثر این را در های و پس از آن در و وی می بینیم. از های شده در از و های تا به و نیز که خود یا در ما می شوند. من خود های و او و در آن ها در آن ام ولی بیش از همه مرا بود که را و و در سه (که پس از چاپ آن از را که این به چاپ یا روی دست شان ماند! لطف که پس از چاپ هم از نمی و به های وی نیز نمی نهند!) به هر ما با چون سبب و رشد های شد، به که می شود در های رد پای را ندید. طور که عرض است باشد. سخت و بر خود بر و ای است که به های اثر بها می دهد. به یک که هم می و هم و در از نقد هم مان که حال و روز ما در چه است و چرا با ای به نام افت نقد در من نیز به این ام و که می فقط از و و سر می گیرد. در ما مثل هر که به شکل در می نقد هم به شده است. ما اگر نان ولی دست . ما نقد را چه در از و چه در و های خود ایم. در نقد در هر و چه و چه کوتاه، رعایت می شد و ها گویا، روشن، مستدل و می بود که شما با دادن عناوین و زیر های زورکی لازم به بفهمانید که چه می گویید. موشکافانه به یک اثر می پرداخت و گهگاه از این و آن هم می آورد که را متقاعد و راضی می کرد که نگارنده بر و اثر بحث اشراف دارد. در مقابل، در در ها به که در های و در است و نیز در شده و بر و محفوظات پیش می رفت. تا تب و چاپ آن در ها شد. خود ما در این بود که در ناگهان به اوج و پژوهشی، و فرمی که تقلیدی از های شد و به ها و ها شد. با بازگشایی در ادبیات، و به های و پس از آن نیز شد و به قول عوام، بر نیز ماسید . این و با در تز ها و های در های مناطق دنیا سنخیتی ندارد. و یک و خود بخواند و ببوید و معنا را در که به تبعِ تجربی، هم پر شد از های جداول و آمار و ارقام و در اند. این ارثیه ای بود که معلوم نشد از کجا بر های ظالمانه شد. درآن هم هر چه فریاد زدیم که این آن که در سنت کسی به حرف مان ننهاد، چون این قوالب به طور و همه گیری اپیدمی شد و ما خود بر و تخصص تن دادیم! چون پس از در راه شد، ناچار به تبعیت از اسلوبی بودیم که با بیگانه بود. یک را می خواندید، که یک در پایه را می کردید. که در شد، و های نقد بود. این و ها موضوعاتی و غامض که در پس آن دنیایی فلسفه و و روانشناسی و و غیره نهفته است و با گذشت تعداد و بی شمار شده و چون حلقه زنجیر به یکدیگر متصلند. ما با آن ضعف عمومی و ضعف و بی حوصلگی در متون و غامض، با ما در فهماندن ای به آنها، از درک این به غیر از موارد استثنایی و برجسته، عاجز و قدرت درک این را ندارند. ولی ما موظف به که اگر در درک درستی از باشیم، می توانیم به هم در حد درک او بیاموزیم. بنا بر کلی در گرایش زبان، به شده خود را به یکی از های نقد و کارش را مشخص کند. حتی اگر به اصطلاحات آدامز مراجعه کنید، می گوید نقد فقط به معنای انتقاد از اثر نیست؛ نقد می تواند تعریف، و نکته های انتقادی نیز باشد. حتی تصریح می کند که ناقدی است در خود خاصی را اما الزامی اشاره چون ماهیت بحث و تحلیل، خود آن خاص بود. اما سعی می کند بر روال و روتین عمل کند ولی با درک ناقصی که از الگو، یا نقد قانع اش، تکه و قطعاتی گاه نامرتبط از ده ها و را در هم می گذارد و تقریبا دو سوم از یا را از در آن اند پُر می کند (این آن است که در در هستیم) . نوبت به اثر و نقد آن می رسد، می بینید باز از این سو و آن سو شواهدی را در اثر می دهد که نیز متعلق به است و گاه می شوید که او خود را که بناست است و های را به جای و خود جا می زند. حتی نباشد که این کار خطاست، چون کار دیگردانشجویان را می که نیز الگویی معیوب و قطعه است. شاهدیم این یک و به ده ها و دکتری در اش نام ١٠ پرداز را معرفی می کند و مدعی می شود که می های همه را در اثر ردیابی ولی در با چند مختصر که درک و خود او هم نیست، شما را تشنه لب رها می کند. در حتی زحمت یک بار بازخوانی و اطمینان از و را هم به خود نمی دهند. این خود بعد ها در ها به و و فارغ التحصیل با روش می پردازند. با مشکلات به چاپ می رسند. ارتقا می گیرند و به مراتب و مدارج دست می یابند و این دور باطل می یابد و سان های غلط به سرعت اشاعه و جا می افتند، با ده ها منابع ولی محتوایی نازل!هیچگونه ابداع و خلاقیتی که کشفِ خود در اثر دیده نمی شود. ولی گله مندیم که چرا ما در پذیرش نمی شوند! به می و نمی آیا ای که می خوانید، کار اصیلی است یا نه و آن بیچاره ای هم که کار و و اصولی می در مظان یا پلیجریسم می گیردچرا که خود را به کار از دست اند. است حتی را بشناسد، ولی در کاربردی از آن به راه خطا رود. در کار و نقد می شود به افرادی و به فرد که می دانند چه می کنند، ولی در قوانین آکادمیک جا امروزی قبول نباشند. من خود ترجیح می مقالاتم در و مخاطب عام چاپ شود تا در که در قفسه های ها خاک می خورند. شما درکنار پرداختن به داستانی، چند هم در اید. های و چیست؟ است. مفهوم های در این دوکتاب، بنا به چه ضرورتی و به و نوع لیچ و نورتراپ در این دوکتاب بر چه وجوهی است؟ شما هم در ها و خود به این باشید که ما و های و به تئاتر، گرفتار ها و تئوری های پسا مدرنیستی شده اند که از این معرفتی جامع در هر ها را نیز و از سر کرد تا به فرم ها و شکل های تر و پیشرفته تر که از فراز و نشیب ها گذر رسید. در و تمامی های آن و در نقد و هنر جویان ما از آخِر به اول می کنند. بپرسید ببینید چند هنر های نمایشی را اند. من خود این را در دانشجویانم زیر و رو می و بعد آن را بر روی پیاده می و در نیز می که این ارسطویی یا تداوم یا تغییر و دگرگون شده اند. و نسل بر پله بالایی ایستاده و نگاهی به پشت سر نمی کنند. لیچ با تعاریفی که های ادب از می شود و سپس به می پردازد. با این نظرات و از ابتدا کسی که می در یا آن را بازی یا به بیاورد، یک الزام است. هم بخشی از نقد است که من فقط آن قسمت که مربوط به بود در این گنجاندم، اگر چه بحثی است به سنگین و که از ها تا آن را درک کند. در نقد با به بحث های غرب، با گریز به شرق، را تجزیه و است؛ این کار اقیانوسی است که غرق شدن در آن اگرچه هول آور، ولی لذت بخش است. هول آور چرا که در می یابید کم می دانید. ابلهان او را نیز که تماما بر های تاریخی شکسپیری است تا در تراژدی، این را از قلم نیندازیم. تاسف من از این است که با چون شاهنامه، ما در کم کار ایم؛ یا کاری نداده ایم. هم هست به موردی که فقط در بر می می شود. درمیان های بوطیقای به چشم می خورد. ظاهرا نقش در های گوناگون هیچگاه رنگ کهنگی به خود نمی گیرد. به گمان شما نسل ما اولیه این پرداز، می بایست از کجا شروع کند؟ است که در و ولی چون شکل شعر هر چه و معاصران وی در می گفتند، در اصل در شعر بود. و شعر مترادف کما را هنر شاعری نامیده اند. اول سروده شد و پس از آن در این اشعار، و ظهور کرد. پس در بر گیرنده شعر و و است. هر چه با می شویم، به این می رسیم که در می دانیم، ست که گفت؛ فقط باگذشت وی تر و کامل تر شده اند. که در تا حتی قرن نادیده می شد، تفاوت قصه گو با که این خود به یک نقد مبدل شده است که در چند جمله، در کرد. منتها این خود او بود که فکر می کرد ذکر کافی است و نیاز به گشودن ندارد، کما بحث پالایی یا کاتارسیس وی قرن ها ناقدان و مفسران را سرگردان بود و بحث است. به در خود را که به بحث در می نیز افزودم تا راهگشا باشد. این خود نخستین مرجعی است که از آن کنند. برگردیم به های دانشگاهی. من می این را کنم که درک دانشجوهای از رشد در است و امیدی به آمدن و و از این فضاها دارید؟ در واقع هیچ. آخر از کجا در این دانشی باشند؟ مگر های ما به غنی ما بها اند؟ که کم کم هم از نقشه ما حذف می شود. ما به می نام یک یا دو را بر بیاورند؛ اگر هم اعتراف می که از را اند. و ادب هم با سیاست گره می خورد، فاتحه هم که بوده، بخوانیم. از نام های شهیر نیز باک دارند، چه رسد که و تحقیق کنند. استثنا هست. از میان خود من، و و آمده ولی شوربختانه همه از مهاجرت اند. عده ای هم که در هستند، مهجور مانده چون جایی ندارد. حتی ما فقط در پی های شده و درصدد کشف های و نیستند. های خود من، در میانسالی- چون در شده نیستم- یافتن شده اند. هر چند با محتوا، اگر نباشد، حاضر به چاپ آن نیستند؛ در که ها نیازی به شدن ندارند. از جراید و پرسید که و اهل قلم کجا خود را دهند؟ کسی دغدغه این را شما در یک مورد، دست به گزیده یکی از شاعران هم زده اید. صف شکن است. صف شکن از زاویه دید شما است و این گزینش به چه دلیلی شد؟ من روی نیز کار ام، قبل از را بشناسم. من بر و سردبیران و مدیران مسوول مجلات، اگر از ای خوشم بیاید و بر و دلنشین بدون بدانم او کیست، روی آن می نویسم. مفصلی روی در شاملو ام. ای در یاد رامین نوشتم. از طرف دیگر، بر شعر خانم صابر، که را به هم ندیده ام ام، بر ای از ابن الرسول با در حسرت شعر مطلب ام، دو از جوانی به نام پژمان الماسی نیا دریافت و تحلیلی بر آن و آقای صف شکن، که را هم حضورا زیارت ام، نگاشته ام. در هر تحلیلی، مدت ها با آن سر کنم و ولی در بدو امر بتوانم با آن برقرار کنم. در صف شکن هست که در ها ام که از نظر من و بر است. مضامین وی و ولی با و با تک تک سلول های وجودش شعر می سُراید. در وی که ها ام، اما سبکی وی و گاه ساختار شکنی وی در را رقم می زند. پُرکاری پس از چاپ ده ها شعر حیرت آور و تحسین بر است. صف شکن با شعر زندگی می کند و این حس و روحی است که من در او و اشعارش ستایش می کنم. در ضمن من بر سه از برادرم، که از نظر خودم، استعداد خارق العاده ای در سرودن شعر ام که در به چاپ است. بر ای از یاد منوچهر آتشی هم که در حیات، وی آن را خواند. که قصد راه ای را داشت، پیغام فرستاد که بفرستم که نه عُمر وی و نه بخت من قد نداد. بر اشعارزنده یادسیمین بهبهانی هم سیاه مشق ام. را که آرزوی توفیق بر آثارشان را دارم در دستور کار دارم، اگر عمری و سعادتی. من هفت سال است که از استادیاری بازنشسته شده ام و پس از در مراکز هستم. در اشتغال، جدا از و ها و ها در تخصصی و و های را به سبب های شده در این به عهده ام. بار ها تاکید ام که نقد گر چه در غرب سبب تحریف و لوث ادب نمی بلکه و اسبابی می کند که به و کشف ادب چه و چه مدرن، بینجامد. امیدوارم در ها همکاران در ادب از این نشوند. در گذشته اکراه استادان این با بر حول محور آن، نقد می شد. در هر کمی از چون فلسفه، تاریخ، اجتماعی، روانشناسی، شناسی، و اسطوره و نقد به این معارف را پذیر می کند. با خود سو وتشویق به نقد کاربردی، به روش صحیح، را بارور شدن و همه گیر شدن نقد در کنیم. این امردر بالا انعطاف و و اجتناب از های احساسی، که فقدان در ما به معضلی تبدیل شده نقش بنیادی داشت. منبع: روزنامه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سیدمحمد حسینی: دشمن در فضای مجازی هویت اسلامی را نشانه رفته است

سیدمحمد حسینی: دشمن در فضای مجازی هویت اسلامی را نشانه رفته است


به و در و با محوریت بزرگداشت و تکریم امامزادگان که پیش از ظهر (پنج 28 تیر) در حسن(ع) شد، با بر و شکل به و در این کرد و گفت: توانسته است با کشورها نسبت به چپاول و بهره خود گام بردارد. وی با به در جنگ نرم است که و را در از بین افزود: که در و قبل از رخ است. کرد: که ای ها و های و بی نمی یک و بخش در باشد. وی با به های به بر کشف داد: بعد از که به از نظر وی و به نظر می در که ما آن را اند. این فعال ابراز داشت: نیز با ایمان و اعتقاد راسخ با و خود خواهد توانست در مقابل جنگ نرم و نفوذ ایستادگی کند. با تاکید بر اکنون سعی دارد با از جنگ نرم و اقدام با و ریزی پویایی و رشد ملت به ویژه جوانان و نوجوانان افزود: دشمنانی که ملت خود جهت ساخت و پخش های تلویزیونی اخذ می کنند چگونه می توانند بدون دریافت هیچ گونه و هزینه ملت مسلمان و انواع سریال های نمایشی را تدارک ببیند. با با جنگ نرم و هویت ما در هستند تا بی بند و باری و های چون طلاق و از هم گسیختگی را در خانواده های رواج دهند، اظهار داشت: در است با از فضای مجازی را در تضعیف کند، باید با کارهای و دینی ماندگار اجرای ها و های شد. وی داد: پایبند بودن به احکام الهی و تمدن نوین موجب شکست در جنگ نرم در این راستا امر به معروف و نهی از منکر را نباید فراموش کرد. با به سوءاستفاده کنندگان اغتشاشگران حوادث دی ماه سال گذشته مبنی بر تطهیر های پهلوی گفت: در زمان رضا خان های زیادی صورت گرفت که ماجرای کشف و حمله به مسجد گوهرشاد تنها نمونه ای از آن پاکدامن که با این وجود همواره در تمام و صحنه ها با و خود نقش اند، در جنگ نرم نیز با و خود نقش خواهند کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مروری اجمالی بر زندگی آیت الله بهاءالدینی / آیت الله، امام را استثنائی می‌دانست

مروری اجمالی بر زندگی آیت الله بهاءالدینی / آیت الله، امام را استثنائی می‌دانست


آیت حاج سید رضا 1 در ذی سال 1327ق در خانواده ای متدین و تقوا پیشه، در شهر قم چشم به . پدر آقا سید صفی پاک و پرهیزکار و از آستان معصومه- علیها- بود. در شرح حال اند: با بود . در ده الی جزء می به که از هر جای این می فوراً می داد . به علت انس با قرآن، آیات را می شناخت و به کشف الآیات شهرت یافته بود. در حرم معصومه- علیها- بود و در درس حاج شیخ و حاج شیخ قمی می کرد. را می و با فقه و هم بود . او بود و فکر و نمی شد به را کرد . و آیت نجفی(ره) هم اند که و در است که کلید دار حرم فاطمی اند. گویا در فامیل این سِمَت رسم است . می گویند نیز به ملاصدرا منتسب است . والده من- با سواد نداشت- از دعاها را حفظ بود.2 و رفتار شایسته پدر، در شکل گیری او در است . یکی از می گوید: پدر او، خاصی به آقا [آیت بهاءالدینی] می و از این عمل به می به ای که در روح به وی اثر داشت. او های پدر و را در خود می دانست.3 آن در این می فرمود: مرا به خطر می لکن بود که مرا نمی کند.4 و آیت از و و از هوش و فوق ای نیز به که در سه یا به رفت و و و را و در شش با به قم، و به روی آورد. او از بدو به خاص و حاج شیخ قمی (کبیر)، حاج شیخ و حاج شیخ تقی بود ند و از این و ها برد . یکی از می گوید: آیت از خاص شیخ می فرمود: از شش سالگی، از ما زحمت کشیدند و به ما التفات . حاج شیخ تقی هم به و از مسائلی را که با مطرح نمی از دریغ نمی کردند. این، به سبب اطمینانی بود که به شخص داشتند. در این می گوید: آقا نقل می کردند: من هفت ساله که در مجالس بزرگ، مثل حاج شیخ می کردم. وارد می حاج شیخ قمی برمی خواست و مرا کنار خود می . له آیت را نخست نزد پدر گرانقدرش و پس از آن، جامع المقدمات . سیوطی و مغنی را از آن آقا شیخ ولی عامره ای و آقا علی ادیب با شور و شوق فرا گرفت و به دنبال آن، در سطح از و گرانقدر، و ملا علی برد. آیت پس از اتمام سطح و تکمیل و به در و حاج شیخ سید حجت کوه ای و حاج آقا و از و با شور و وصف و ای به و و و به آمد. آیت این در را نیز از حاج شیخ قمی و تحت او یافتند. وی را در آقا علی کرد و در درس شیخ شاه نیز می نمود. آیت در این می فرماید: که به درس شاه می خمینی(ره) را می که از می شاه به او درس می داد. ما بود. من مدت نمی بود که به نداشتم. ما در فقه و داشتیم. 5 ذکر است که اهل آیت با آیت حاج سید و آیت نیز و است. و آیت آن که در صدد اخذ و از سید تقی و (نویسنده) این هم شیخ آیت حاج شیخ علی اراکی(ره) بود . او از حاج شیخ داشت. به آیت (تقریباً) در به هدی به شد و در مدت خود در در درس از و می کرد. سید از او می که در نجف ولی چون سفر وی بود و از هم در به باز می تا امر سفر به نجف را ولی پیش می آید و نمی شود. و در و در شرح و و فوق در راه علم و است. این شور و شوق و در علم و و در آیت به است. یکی از می گوید: آقا می فرمود: یک سال از نیامدم. می آمد در و از دور مرا می کرد و باز می گشت. ما به حدی بود که نمی به سری . یکی از می گوید: ما درس پیش از صبح و وقت از او فرا گرفتیم. که به می و چای نیز بود. چای می و اول صبح می خواند. گاه یکی از درس که قبل از می شد، می تا وقت صبح و بخواند. در این خود آیت می فرماید: آمدن به فیضیه، من از می گذشتم؛ چون در راه و اگر از ها می با اشخاصی می و ناچار به و علیک می لذا مطالعاتم مخدوش می شد. معمولاًً از پشت باغات اطراف شهر می کردم، تا کسی به من برنخورد و به خود بپردازم. در آن سطح، مانند را می کردم. هم دو سه تا جلو بودم، تا اگر یک شب مثلاً مانعی پیش آمد و نتوانستم کنم، درس صبح ما نشود و از ذخیره و بکنم.6 آن می گوید: آیت می فرمود: من از حرکت می که اول در (آن هم در در برف و باران، با چراغ و با وجود های گلی) و تا اول آفتاب دو . روزهایی بود که ما چهارده درس و و . روش و شاگردپروری القدر، آیت با مستمر و و با به کارگیری روشی خاص، مبرز و اندیشور را تربیت کرده است که از امروز، مایه مباهات های و از صدیق نظام جمهوری اسلامی . در خصوص شیوه او، به بیانات دو تن از شاگردانش می کنیم: آیت در مختلف و از یک ساعت قبل از صبح سپس صبح را می و تا شب، درس و بحث می شد . از امروز از او . وی به زیاد، بیشتر از نقل و بحث در می داد. گفت اهل تتبع نبود، اهل بود. بیان روشنی و به خود بینش می داد. آیت در اشخاص و به ای می کرد و را می داد که طی یک تا دو اگر نزد او می اصلی فقه، دستگیرش می شد و امر، سبب می شد به برسد؛ نه این که به فروعات بپردازد و وقت خود را هدر بدهد. نکته دقیق و این که آیت علاوه بر عمومی، یک تقریر دومی خصوصی شهید مطهری(ره) داشت. جامعیت له تا به حال، سخن از پردامنه این و سعی و او در تعلیم و تعلم بود. حال سخن بر سر این است که نه او را از معنویت دور نکرده، او را تا از دوره و در امر خودسازی سعی و کند و با الگوگیری از امامان- السلام- به ای از برسد که الگویی سالکان الی و سیر و به شمار آید. کوتاه سخن آیت فقیهی موحد و مخلص، مسلط بر هوی و هوس، عارفی متمسک به اهل بیت،- السلام- تقواپیشه ای شب زنده دار و متهجد و الهی، صاحب کرامات و مکاشفات و مهم تر و ارزشمندتر از همه این که، مستجمع از کمالات کمالاتی که را به آن سفارش می خود به آن و رسیده و نمونه و آن شده لذا فردی، چند لحظه در او می نشست، حس می کرد سَبُک شده و او به آخرت افزون گشته و از عشق و اش به کاسته شده است. یکی از له عباراتی را به تحریر در آوره است که به قسمتی از آن می کنیم: حقیر، ترین دستاورد این القدر را رهیدن او از خلائق و انقطاعش به خالق یکتا می . این خصلت، آنچنان در وی متجلی و بارز بود که کم توشه از نیز، در یک مصاحبت و مجالست کوتاه، به گوشه ای از آن پی می برند . وی لا فی الوجود الاّ را عمیقاً باور و در حالات و آنات خود نظر داشت. ما سوی از جماد و نبات و حیوان و و و مخاطرات و نعمات و بلیات، اثری استقلالی قائل نبود. این پندار و باور، نه در گفتار که در کردار او نیز ظهوری محسوس و ملموس و خصوصیت او و امثال او را از صف و مؤلفان و سخنوران عرفان و و توحید متمایز می و بر جایگاهی و قله ای رفیع می . گفتن و نوشتن و و ارزش ها چندان نیست؛ آن ها را در خود پیاده کردن و خود را تمثل آن ها دادن، مردافکن و است که بحث ما، به حق از قهرمانان پیروز این میدان است. اما در فراسوی همه این ها، او شخصی بود اجتماعی، آگاه به دارای دیدی وسیع و ژرف و فکری صائب و از دوراندیشی، به در و وقایع و شرایط خاص اجتماعی؛ لذا می بینیم که قبل از انقلاب، شیفته و ارادتمند خمینی- قدس سره- و همواره حامی و پشتیبان و در و در سال های پرالتهاب جنگ، یار و رزمندگان در جبهه های نبرد بود و چه صادقانه با آغوشی باز این مردان حماسه و خون را به می پذیرفت و پدری مهربان به گفت گو با می نشست! او انس و ارتباطی صمیمی با رهبر آیت خامنه ای - دام ظله العالی- و له نیز ارادتی خاص به او می ورزید. یکی از در این می گوید: آیت بهاءالدینی- قدس سره- به خمینی- قدس سره- به عنوان بی و مرتبه و در حد یک استثنا می نگریست. از ویژگی های مهم اخلاقی و تربیتی الف. تفــکر اکثر اوقات شب و روزِ به می گذشت. حتی سحر ها- بعد از این که شب می خواند- به می پرداخت. می فرمود: من روی یک صحیفه سجادیه سال فکر و می فرمود: فکر کردن، دریچه را روی باز می ولی طول می کشد . ب. بی تکلفی یکی از نقل می کند: گاهی که با او از محلی می کردیم، اگر مکانی مناسبی سایه یک دیوار می شد، آقا می فرمود: جا قدری بنشینیم و استراحت عرض می کردم: آقا اینجا مناسب شأن شما نیست، در رفت و . آقا می فرمود: این حرف ها چیست؟! جا خوب است. اگر ما بخواهیم این مسائل را مراعات و این ملاحظات اگر چیزی هم از ما می گیرند . ج. بندگی خدا آیت می فرمود: درس می گفتم و یک روز که آمدم پشت در، خوشم آمد. جا تصمیم گرفتم درسی را که هوای نفس در آن کنم؛ لذا درس را به منتقل و عده ای از می خانه. وی در این که: چه تا بتوانیم از الهی برداری کنیم، می فرمود: خدا باشی، هوا و هوس نباشی. به می فَاَملِک هَواکَ تو هوا باش، نه هوا تو. ما هوا مالکمان هست؛ هر کجا که هوا ما را می کشاند؛ در حالی که هوا در اختیار شما باشد....7 ***** این خورشید فروزان علم و عمل، پس از طی نقاهت نسبتا طولانی در سرزمین قم غروب کرد و دل های را داغدار نمود. رحلت آن شام جمعه 1376/4/24 رخ داد. روز شنبه پیامی از سوی مقام رهبری در این صادر شدو روز یکشنبه، 1376/4/29 مطابق با ربیع الاول 1418 پیکر مبارکش را از و له کردند. معمول این است که و را در قم، از مسجد حسن عسکری علیه می کنند؛ اما آیت آقایان اصرار آقا را از و تا بیایند و محقر و ساده او را ببینند و بدانند می شود نزدیک به یک قرن بی اعتنا به زخارف در کمال غنا و بی نیازی روحی زیست. انبوه تا حرم معصومه، تابوت را اشک و ناله حمل می و پس از اقامه بر آن بدن شریف، آن در حرم و در قبری دفن شد که کاملا غیر عادی و بر خلاف پیش بینی معمار حرم، و مهیا بود. خداوند، روح پاکش را با طاهرینش محشور و ما را رهرو راهش دهد. حجت سید باقر مهاجر پی نوشت ها: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. آیت در گذشته به حاج آقا سید صفی مشهور بود. 2. 74. 3. با حجه والمسلمین فرحزاد؛ 74. 4. همان. 5. مجله ش32، ص67. 6. 74. 7. همان.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
آیا اصلاح طلبان بیشتر ردصلاحیت می‌شوند

آیا اصلاح طلبان بیشتر ردصلاحیت می‌شوند


اما در می‌ماند «رد است. مخاطب اغلب ردصلاحیت‌های سیاسی اما آنانی بوده‌اند که در جریان چپ تعریف می‌شدند و بعد از دوم خرداد ٧٦ اصلاح‌طلب نامیده‌ شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟

چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟


به خبرگزاری (ایبنا) از های نقد و متون به و نقد شهر اثر داشت که سه شنبه 26 تیرماه با سخنرانی و در و شد. در این خود را در سه بخش کرد و گفت: از 17 و گفت جستار است چون به شکل رایج و به شکل مضمونی در سه بخش تفکیک شده است. ویراستار بیانچینی، جامعه فرهنگی و است و هم در همایشی شده است. وی با این اثر است و آن که آن را می کند در به شهر است داد: شهر به است. این ای را به باز و پا را از و با های می کند. این اثر می که به غیر از چیزهایی که می بینیم هایی که حس و درک می شوند و که ما بکنیم این است که این را کنیم. این ها که است و را ما می سازد مهم است بدین معنی که به غیر از ها و ساختمان ها می تصاویری داشته که از ها، آثار نقاشی، روایت های عامیانه مردم، جک ها و ... شده و این می احساس ما را نسبت به شهر بسازد. این بخش در به آن شده است. وی شد: است که ما در است اما های از را ـ که در می ـ در شهر جدی و این های را به و با که و ... را جدی نمی در بگذاریم. به شهر می کند که این را جدی چون است و ما را با در شهر می کند. این ولی از است. وی با به 17 داد: از و به شهر می و با شکل ما در است. ما می سفت و سخت با می اما این با تری به شهر شده چون اگر این ما ها می شد انگ به ما می اما است که از خشک که را در ها می کند از آن و به راه حل می رسد. این در بخش از سخنانش با را در سه بخش کرد داد: بخش روش من انتظار داشتم بخش بگوید کاربرد تحلیل گفتمان در چیست؟ اما کردم که از این منطق پیروی نکرده اما اصطلاح روش را به کار برده چون پروسه روش آن به روش های دارد؛ به طور نویسنده ای افرادی که پرنسس دایانا را کردند و یا کسانی که این را در همان مکان دیدند در این بخش آورده است. وی افزود: بخش دوم به که یکی از ترین بخش های است و از داستان و های با نظری پنهان به معرفی است. به طور زیر آسمان برلین است و شما این را می فکر می کنید که یک نقد می اما دغدغه های در آن می شود. همچنین بازاریابی در آخر سخن می شود و منظور نویسندگان این که جلوی همه های شهر را بپوشانیم و شکل تبلیغاتی به آن بدهیم اما در شهر، به مردم کمک می کند که شهر فکر کنند، چه را دوست و از چه می ترسند؟ اینجا بحث اسطوره هم مطرح می شود. به طور پاریس شهر عشق است! پس با دانستن این ما می کاربست های گذارانه مفیدی را به کار بگیریم. وی شد: با این می بفهمیم که فقط نشان دادن تخت جمشید توریست کافی و در آن اقداماتی انجام شود که را در شکل بدهد و شهر را به آرزو تبدیل و به آن اعتماد کند. در با بر اثری است و با توجه به های ما قبل خودش را تکمیل می کند با است گفت: این اثر شهر را یک کل پیچیده در نظر می که موفقیت در آن لازمه اش کلیات شهر اعم از تاریخ آن و ... است. اجزای شهر را در هم دید و کرد. این اثر مهربانی با شهر و هنر را دستمایه خود است. شهر از دل می شود نیز ذهن شهر توضیحاتی را داد و گفت: این مجموعه است و هر بخش به یک مضمون مشترک به هم متصل می شود. از هانری لوفور در فضا می شود که شهر از گروه های در سطوح و خراب می شود و دائم دارد. وی داد: شهر فضایی است که از دل این می شود؛ نخستین سطح مادی و پیکره فیزیک شهر است که از دیوارها، بناها، اتوبان ها، مجسمه ها و ... می شود، اما سطح دوم آن است که امروز آن سخن می شود و بخش است، شهر است که شهر را می کند. این در شهر مدام در حال شدن است و از فرایند سیاستگذار، و ... می شود. به همین فضای عمومی شهر و ای تجسم یافتن این موضوعات از که چهره شهر کاملاً عوض می شود گذاشتن ایستگاه صلواتی در شهر تا در تاسوعا و عاشورا که می شود. به واقفی، از سوی دیگر هم در شهر که مگامال ها را می سازند تا را و شهر بازار کالاها شود. نیروهایی هم که سعی می دقایقی که در نظم شهر می شود اعتراضاتی که شکل می و است سرکوب شده را منتقل کنند. البته برخی از هم که مقاومتشان در نظم شهر نمی کند اما دست فروش ها و زنان که سعی می با نوع بودنشان به شهر بدهند. وی در گفت: شهر می خواهد به این بپردازد که شهر به درونش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
​گروه‌های تروریستی، مسؤول قتل شهروندان سوری هستند

​گروه‌های تروریستی، مسؤول قتل شهروندان سوری هستند


به در از حلب و و شدن غیر گفته می داشت:تا که جنگ است که رخ آن اما مهم این است که جنگ وی داد: به نظر من از و و که به بی در شدن غیر هستند. در با گفت: می شود همه چیز در آن در نظر ما می از حلب حرف بزنیم، اما در کنار آن در رقه هم صحبت کنیم؛ نمی چیزی را از مجموعه ای مرتبط، مجزا کنیم و چیز دیگری را به فراموشی بسپاریم. وی با توضیح این مطلب افزود:تعداد زیادی از شهروندان سوری در شهر درعا کشته شدند و از روی زمین محو شدند، همانند در دوره جنگ جهانی دوم در شهر استالینگراد (ولگاگراد کنونی) اتفاق افتاد. رئیس جمهور با اشاره به اینکه، جنگنده های آمریکا، شهر رقه را به شدت کرد، داشت:در دیدار با دونالد ترامپ در خصوص عملیاتهای بشردوستانه بحث کردیم، معتقدم که ما در این منطقه به پیروزیهای خوبی دست خواهیم یافت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» منتشر شد

دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» منتشر شد


به خبرگزاری ایران(ایبنا) نی و در این اثر گفت: به دوم نوا و است. پیش از این در جلد شور و آن در دو سی دی به چاپ بود و ها نیز در به چاپ رسید. وی افزود: نی یکی از به است و از این یا این ساز باشد. به این ساز نی و شده است. وی در و این کرد: در ها این ساز مد نظر نوا و است، زیرا در چپ کوک با این ساز، توالی حرکت نغمگی از گستره صوتی بم به زیر است و نسبت به راست کوک ها، در این ساز بهتر قابل اجراست. ی نی، آهنگساز و نزد عبدالنقی افشارنیا فراگیری این ساز را آغاز کرد و پس از ورود به دانشکده ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران نوازندگی نی را نزد محمدعلی کیانی نژاد دنبال کرد. این هنرمند در تألیف و سی دی آموزش ساز نی های زیادی کرده است. آلبوم هایی چون می رسد باران ، ترنمی صبح ، 24 چهارمضراب از ابوالحسن صبا ، بدرقه ی ماه ، در رگ تاک و استاد عبدالله دوامی بخشی از های جهانگیری در ی موسیقی هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده