صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب آنچه



چرا «الله» به عنوان اسم و دیگر اسماء به عنوان صفت خدا مطرح می‌شوند؟

چرا «الله» به عنوان اسم و دیگر اسماء به عنوان صفت خدا مطرح می‌شوند؟


خبرگزاری فارس- های قرآنی: آیت در ذیل مبارکه & حمد& که ای است که & الرَّحِیمِ& به آیه می به نام است که متن آن در می آید؛ & * الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * * مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ * إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ * اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ *صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ وَلَا الضَّالِّینَ؛ ، حمد و است که است. و است. روز جزاست. (پروردگارا) تو را مى و از تو مى جوییم. ما را به راه کن. راه که به نه که غضب شده اند و نه گمراهان& . (حمد/ 1 تا 7) آیا & بسم اللّه& جزو در و در این که & بسم اللّه& جزء & حمد& و همه هاى ثبت & بسم اللّه& در متن در همه ها، خود این امر مى در متن و ذکر & بسم اللّه& در ها از پیامبر(صلى وآله) است. و اما از نظر اهل & المنار& جمع از به شرح زیر است: در است که: آیا بسم در هر اى جزء است یا نه؟ از اهل & مکّه& اعم از فقهاء و از & ابن کثیر& و اهل & کوفه& از & عاصم& و & کسائى& از قراء، و از و از اهل & مدینه& و & شافعى& در کتاب جدید، و او و & ثورى& و & احمد& در یکى از دو قولش، معتقدند: جزء است. امامیه و از ـ طبق ـ على(علیه السلام) و ابن و عبداللّه بن عمر و ابو هریره، و از سعید بن و عطا و زهرىو ابن المبارک این عقیده را برگزیده اند. سپس مى کند: مهم اتفاق همه و که بعد از روى کار آمدند بر ذکر & بسم اللّه& در هر اى ـ جز & برائت& ـ در حالى که متفقاً توصیه مى کردند را از جزء نیست پیراسته دارند، و به همین & آمین& را در آخر & فاتحه& ذکر نکرده اند... سپس از & مالک& و & ابو حنیفه& و دیگر نقل مى کند که & بسم اللّه& را یک آیه مى دانستند که براى بیان ها و فاصله نازل شده است. و از & احمد& (فقیه معروف اهل تسنن) و از نقل مى کند & بسم اللّه& را جزء & حمد& مى دانستند، نه جزء سایر ها. از مجموع شده استفاده مى شود: حتى اکثریت قاطع اهل نیز & بسم اللّه& را جزء مى دانند. در اینجا از روایاتى را که از طرق و اهل در این زمینه نقل شده یادآور مى شویم: (و اعتراف مى کنیم که ذکر همه از حوصله این بحث خارج، و متناسب با یک بحث فقهى عیار است). 1 ـ & معاویه بن عمار& از دوستان صادق(علیه السلام) مى گوید از پرسیدم که به نماز بر مى خیزم & بسم اللّه& را در حمد بخوانم؟ فرمود: بلى! مجدداً سؤال کردم که حمد شد و اى بعد از آن مى خوانم & بسم اللّه& را با آن بخوانم ؟ باز آرى. 2 ـ & دارقطنى& از سنت به سند از على(علیه السلام) نقل مى کند: مردى از آن حضرت پرسید & السبع المثانى& چیست؟ فرمود: حمد است. عرض کرد: & حمد& ، شش آیه است فرمود: & اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ& نیز آیه اى از آن است. 3 ـ & بیهقى& ، محدث مشهور اهل سنت با سند از طریق & ابن جبیر& از ابن نقل مى کند:&nbs
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
مقصود مدافعان علوم انسانى اسلامى پالایش است نه ایجاد علم جدید

مقصود مدافعان علوم انسانى اسلامى پالایش است نه ایجاد علم جدید


به دین و رئیس کارگروه تخصصی دین و از آیت به رضا در خبر داد. می متن محمدرضایی است: اشاره و مرجع عالى قدر آیت جعفر سبحانى(دامت برکاته)، طبق شدم و از و رضا اردکانى(دام عزّه) به هم نمودم. شد که له در داشتند. از که در خود را در این نمایند. با این نموده و خود را به عرضه داشتند. باز از له درخواست اجازت که براى استفاده بیشتر آن را با تحریر و قلم خود به سمع دانش پژوهان و عالمان و دانشجویان و طلاب برسانم که باز با این نیز که از این باب صمیمانه و قدردانى مى نمایم. (لازم به ذکر است که (محمد محمدرضایى) از رضا ام که به رسم ادب و سنت مان و بر ما است). در و سپس آیت مى شود. هاى 1. و عضو به هم جهت شده که در به مى فرمایند: & از که مى من در علم و را کسى را هم نمى به کنم. این بحث که 30 سال است که به است و به نظر نمى رسد که در نیز به برسد& . سپس مى شوند: & با خلط شود هر چه به نمى رسند. علم با دین به این جهت آن را به صفت نمى کرد و به وصف نمى صفت علم باشد& . آنگاه مى افزایند: & هیچ را با از آن نمى سنجید، چنانچه حکم در باب فقه و حدیث با و میزان متدلوژى علم اعتبار و وجهى ندارد. دین و دینداران مى توانند به همه و بخصوص معروف به و نظر انتقادى داشته باشند و سپس از مطالعه و آشنایى کافى که به آسانى نمى شود در مباحث آن چون و چرا کنند. این چون و چرا در نقد علم است نه این که علم تازه باشد& . سپس فعالیت هاى غربیان مى نویسند: & در 300 سال اخیر در غرب اقتصاد و تاریخ و حقوق و و مردم و... به وجود آمده و تحقیقات عظیمى در آن گرفته است که بى اطلاع وسیع و دقیق از و بدون نقد و تحقیق نمى حکم کرد و مثلاً تصمیم گرفت که علم جانشین شود& . در آخر توصیه مى که: & علم یک طرح مهندسى ساختنى یافتنى است. من حرف و چیزى نمى بگویم جز این که خوب است که اگر مى توانیم به جاى بحث در در باب شرایط امکان تجدید عهد و بناى یک بیندیشیم و در این راه به لطف پروردگار علیم امیدوار باشیم& . این عصاره اى است که که در روزنامه اطلاعات، مورخ چهارشنبه 2 اسفند1396، ص 3 مرقوم اند و چاپ شده است. *** هاى آیت آیت با و خاصى که به رضا اظهار داشتند، نقطه خود را نمودند: از دو بسان سیم مثبت و منفى، روشنایى مى شود. در به روشن هاى کوتاهى به سخنان نمودند: 1. این که مى فرمایند: سى سال است که به است و به نظر نمى رسد که در نیز به برسد. در این جا مى سؤال کرد: چرا در این سى سال به آیا نارسایى در قابل یعنى در قالب شدن است؟ یا در متولیان امور است که به دلایلى علاقه به این ندارند و مى همان روش سابق ادامه یابد. طبعاً دومى چون در این مدت کار اساسى نگرفته است تا بگوییم اشکال در ماده بحث است. این که اگر به جدّى به شدن پرداخته نیز به نمى رسد این غیب گویى است که از شأن ما نیست، مگر رنگ حدس به خود بگیرد. 2. این که مى فرمایند: & با خلط شود هر چه به نمى رسد& ، در این مى گفت: این نیز از نظر موضوع، منتفى مکتبى و مدافعان شدن مى به این آیه شریفه: (وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالإِیمَانَ)تجسم بخشند. و این ایده نبوده عمل به وظیفه است. 3. این که مى فرمایند:& علم با دین و به این جهت نمى آن را به صفت کرد& . در این گفت: این گزاره کلى زیرا بر دو قسم است: الف. تکوینى و از که قوانین آن به دست آفریدگار تنظیم شده است و تابع و نظر کسى نیست. این نوع به نمى به الحاد نیز نمى از هر دو قید آزاد است. فیزیک، و غیر ندارد. کیهان از طریق خاص شناخته شود. در این شناخت
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
برگزاری ویژه برنامه «زنان ونوسی» و نمایشگاه عکس «زنان، دختران و خانواده »

برگزاری ویژه برنامه «زنان ونوسی» و نمایشگاه عکس «زنان، دختران و خانواده »


به فارس، ویژه برنامه "زنان به همت ( عضو وحدت& در شد. عضو در در اهمیت به چالش های زنان گفت: در سایه غفلت انقلابیون بحث در این خصوص، به فرصتی شده تا با ناب در آن را به و ی دهند. وی افزود: که و را در نیل به این هدف می عدم ما از به این است. علی پور و در و با به و که در به آن کرد و گفت: ذهن را می و آن به بدن می دهد. نیز از این و به از می شود. وی کرد: و بر این که مواردی را که مفید است را گوشزد می کنند. آداب غذا خوردن یکی از این موارد است. بدترین نوع سازی، است که فرد قادر به شناسایی بر نمی شود. در این شرایط ذهن تکرار آن عمل را به دفعات بی شمار می دهد. این اتفاق باعث ایجاد اعتیاد در می شود. این سبک از از اصولی است که بر قمار است. وی ادامه داد: در از مسائل جنسی و خانوادگی نیز نقش موثری دارد. این استاد با به و مودتی که می بایست در کانون بین زن و مرد باشد اضافه کرد: از رفتارها که در دین و ما برخاسته از بین همسران و موجب تقویت بنیان می شود. اما امروز شاهدیم که هرگاه به عشق غیر می شود از حمایت می اما که به عشق به می شود همانان موضع گرفته و به آن می پردازند. وی افزود: مثال در کشورهای غربی و اروپایی شستن پای همسر، از روی علاقه، امری عادی و تصاویر آن نیز به راحتی در اینترنت قابل دسترسی است، اما که همین امر از درون و باورهای مطرح می شود افرادی آن را مذمت می کنند. جماعتی، هر که از غرب برسد را فکر نوشخار می اما اگر ای از عرف باشد، هم صدا با جریان های سکولار سریعا می کنند. پور در برابری زن و مرد اظهار داشت: این نگاه کاملاً غلطی است . زن و مرد شک تفاوت های با هم دارند و می توان گفت که نقطه ی مقابل هم هستند. وی با به نظریه داروینیس
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : علمی
توطئه‌ای به نام «دست همه در یک کاسه است»/ در سال 97 رواداری کنیم و به معترضان مجوز بدهیم

توطئه‌ای به نام «دست همه در یک کاسه است»/ در سال 97 رواداری کنیم و به معترضان مجوز بدهیم


مجله پلاس: های و طلب در های خوانش های را از روز می کنند. که در می گشت و در لای این ها و نقل آنها شماست: *** (رسانه های اصولگرا) ای به نام & دست همه در یک است& کیهان: در با به در های است: از دو حال نیست. یا و امر از ابتدا به درستی انتخاب اند و یا در روند کاری خود و راه سخت نظارت، فرسایش و انحراف شده اند. او در خاتمه می کند: یکی از و و کارآمد! آن است که را و و همه گیر و تا با جا & همه شده اند& ، & نیست& ، & دست همه در یک است& و و را و حتی از بین ببرند. یکی از های مهم جدی این به چند در چند و ها و در راه و رسم با هفت سر نوشت.[1] به همه گیر در نیز به است. له در سال 81 در فرمودند: & ما با - این یک در است - اما ای این را به و همه جا را است. نه آقا! همه جا را است. با کم هم - هر جا بود - کرد. است ای یک را مگر همه جا در دارد. و میشوند؛ با این کرد. ما وقتی گناهکاریم که با - ولو کمِ آن - نکنیم؛ چون گسترش پیدا خواهد کرد. با لازم اما ناامید کردن مردم که بگوییم همه جا را گرفته، یک خطای واضح و ناشی از نادانی و فریب خوردگىِ کسانی است که آدم میداند خودشان آدمهای مغرضی نیستند؛ مغرضان که جای خود دارند.& [2] اندیشی روحانی صبح نو: این در خود که با عنوان & های سنگین& شده، آورده است: از که حداقل 5 سال است بر سر کارند، مدعی شده اند که در حال زوال اجتماعی بماند که این گفتار را از فردی اختیار و آن را معوج ساخته اند، لیکن پرسش اینجاست که آقایان چرا در سال اول دوره دوم صدارت و وزارتشان، به جای رفع مشکلات متنوع کشور، به فکر پردازی های معرفت شناسانه و کلامی و شناختی افتاده اند. این در می کند: نحو از گفتاردرمانی در اظهارنظر تازه محترم نیز بود؛ در سخنرانی خود به مقوله بومی سازی دانش پرداختند و با ذکر مصادیقی کردند امکان دینی بودن علم را نفی کنند. اینجا مجال گفت وگو در قبال این بحث نیست، اما اگر اعلام مواضع در یک ماهه اخیر محتوا شود، چه حجم و میزانی از آن، مرتبط با ها و وظایف است و چه مقدار از این موضوع؟ این که عده ای می خواستند علوم اسلامی ایجاد و اکنون به زعم و تعبیر مگر جز گفت وگویی در محافل دانشگاهی و حوزوی بوده است و چه ارتباطی با حوزه عمومی و دشواری های غالباً و اقتصادی دارد؟ آیا جز این است که مجموعه این اظهارنظرها از 12 بهمن تاکنون، پوشش به ناکامی ها و ناکارآمدی است که در زمینه برجام، اف.ای.تی.اف و... حاصل آمده و متاسفانه های سنگینی را نیز بر تحمیل کرده. گویی مشاوران دولت که خود را می دانند، را در این دیده اند که هر روز تیتری را های هوادارشان خلق که تا مدتی بدان جهت متوجه شده و مسائل را فراموش کند.[3] جوان مجاهد بسیجی به جای روشنفک
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی
مهندسانی که با دست خالی شق‌القمر کردند+فیلم

مهندسانی که با دست خالی شق‌القمر کردند+فیلم


آنچه دید لشکر مهندسی 42 امام علی علیه‌السلام از نحوهٔ ساخت پل خیبر است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : مقاومت
همگرایی نهادهای شهری و خصوصی مهم‌ترین هدف انتخاب پایتخت کتاب است

همگرایی نهادهای شهری و خصوصی مهم‌ترین هدف انتخاب پایتخت کتاب است


جوادی، و در گفت وگو با رسانی نقش ، در به ویژه در ها و با رویکرد تمرکززدایی، داشت: یکی از مهم اهدافی که همچون دنبال می کنند، کردن ها و در مختلف و بین و های و در تا ها و خود را جهت و در هم در در سوق دهند. وی داد: اوقات های موردی در می اما چون با بقیه اجزای نمی بخش باشد. هدف از از ها و یک شهر می های آن از سوی و هم می شود. با این که هدف از کتابخوانی، بسط افزایش است که مادی و سخت و کتابخانه و همچنین نگاه رویکردی و نرم را در داد: اگر با این نوع ها، مسوولان به می گفت که به از خود دست پیدا کرده ایم. وی داد: در این راستا، پیش می آید که و اسلامی، از لحاظ امکانات، با محدودیت رو اگر همه با این های اما اگر و را به سوی می بدهد. و هدف ما از این است. و اش از که به گفت: در حدی که ها را می که ها و اما از طرح ها، در حد بود و نمی اما در هر که ها و ها می و قله ای را رفتن به بسط و توسعه کند. وی داد: های و خلاق، براساس مسائل مختلفی، ازجمله ها و ها و عملکردهایی که شد و ها و های در راه یافته به قرار گرفت. این که این را در های یک که کارهایی تا به عنوان یا شهر خلاق در عرصه شوند، انگیزه به و دست اندرکاران می دهد تا تلاش کنند که این را در خود داشته باشند. در ها دیدم که های خوب و خلاقی داشت. روی بخش و بود. ازآنجا یی که یکی از ما، از های غیرنهادی و غیردولتی به بخش مهم تر است و در این موفق تر بودند. با این که به طور کلی مجموعه ها نویدبخش بود، گرچه هنوز در تجربه های آغازین هستیم، داشت: انشاءالله در ها و آیین نامه ها، بازنگریlrm;هایی دهیم و ملاک های را نیز اضافه کنیم. کمااین که در جلسه هم در این باره صحبت شد. که به نظر من اهمیت بر بازدیدهای میدانی نسبت به گزارش که در ها ارائه می شود در است. وی های گسترش در سال آینده، داد: مهم این است که ضعف را شناسایی و بعد به علاج آن برویم! جهات مختلفی این ضعف دارد؛ که در ما کم خوانده می شود و سرانۀ پایین است. در ابتدا به ذهن می رسد، این است که است و فکرها به این سمت می رود که جلوگیری از تر شدن آن در نظر شود. کشورها هند بالاتر از در ماست، در به نظر می رسد مشکل فقط قیمت نباشد. اما به نظرم این ها ضعف دم دستی است و ای تر به عواملی که جلوی رشد در را است. و داد: های عمیق تر آن به محتوای ها بازگردد؛ یعنی گویی در انتشار به موضوعات علاقه پرداخته می شود. کم عمق بودن مطالب و که هم در عدم اقبال به مؤثر است. های هم در این که مستقیم به کار ما مربوط نمی اقتصاد جامعه که آیا جزء اولویت های اقتصادی هست یا خیر. وی افزود: های در و پرورش است و ما به دوره ابتدایی چون نمی عادت به را به طور مقطعی کرد.دانش آموزی را که در طول 12 سال، جز درسی چیزی نخوانده نمی کتابخوان کرد! از که آن داریم، توسط دفتر مطالعات و ریزی می های که در سال های گذشته شده اند و آنها دارد. بخش نیز به تسهیلات در نشر و غیره گردد که در در حال پیگیری است و ان شاءالله که به برسد. مراسم پایانی چهارمین و روستاها و عشایر دوست دار سه شنبه 8 اسفندماه با حضور کشوری و فرهیختگان در تالار وحدت خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
کسانی که در مقابل منکر ساکتند ، هم عذاب با عاملین منکر هستند

کسانی که در مقابل منکر ساکتند ، هم عذاب با عاملین منکر هستند


گفت: شده تا به دست ما امر به و نهی از است، اگر کسی خلاف شرع انجام دهد و من هم بی تفاوت از کنار او بگذرم، من هم مانند او عذاب خواهم شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
بزرگراه‌ها در ساختار شهر اسلامی/ ترافیک نقطه مقابل دسترسی عادلانه

بزرگراه‌ها در ساختار شهر اسلامی/ ترافیک نقطه مقابل دسترسی عادلانه


به گزارش تقریب(تنا)، متن زیر هفدهم از فقه و شهرسازی آیت اراکی است که در می از یک و یک و است و این به در هم و همه جا است. جان و روح را آن و ارزشی ای تشکیل داده است که را جهت می دهد. در این به آن پرداخت به اصطلاح ایدئولوژیک است که به وسیلۀ فقه اسلام تبیین شده و می شود و کار فقها است. بِسْمِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ عَلیrlm; وَ نهی که آن را می به -و نه مستقل- بنا بر های در فقه است که اهل سنت از (صلی و آله) نقل می کند. در که یا است این کار از می شود از است که در شرع ما نامطلوب و قبل از روز اتفاق می افتد. است عَن أبی هُرَیرَهَ: إنَّ رَسولَ صلی اللّه و آله قالَ: لا تَقومُ السّاعَهُ حَتّیrlm; تَقتَتِلَ فِئَتانِ عَظیمَتانِ تَکونُ بَینَهُما مَقتَلَهٌ عَظیمَهٌ، دَعوَتُهُما واحِدَهٌ، و حَتّیrlm; یُبعَثَ دَجّالونَ کَذّابونَ قَریبٌ مِن ثَلاثینَ، کُلُّهُم یَزعُمُ أنَّهُ رَسولُ اللَّهِ، و حَتّیrlm; یُقبَضَ العِلمُ، وتَکثُرَ الزَّلازِلُ، ویَتَقارَبَ الزَّمانُ، و تَظهَرَ الفِتَنُ، ویَکثُرَ الهَرجُ و القَتلُ، و حَتّیrlm; یَکثُرَ فیکُمُ المالُ فَیَفیضَ، حَتّیrlm; المالِ مَن یَقبَلُ صَدَقَتَهُ، و حَتّیrlm; یَعرِضَهُ فَیَقولَ الَّذی یَعرِضُهُ عَلَیهِ: لا أرَبَrlm; لی بِهِ، و حَتّیrlm; فِی البُنیانِ، و حَتّیrlm; یَمُرَّ الرَّجُلُ بِقَبرِ الرَّجُلِ فَیَقولُ: یا لَیتَنی مَکانَهُ، و حَتّیrlm; مِن مَغرِبِها، فَإِذا طَلَعَت ورَآهَا -یَعنی- آمَنوا أجمَعونَ، فَذلِکَ حینَ لَا یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَنُهَا لَمْ تَکُنْ ءَامَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَنِهَا یَطْوِیَانِهِ... یکی از این است که دو با می که هر دو یک هم می که همۀ آن ها می که ما علم جمع شده و می می به طی می می شود ها به هم می شود. -اشاره به در هم به این که قبل از به تند می شود. عکس این هم به عجل شده است که می کند می شود و آن را در جای خود کرد.- پر از می شود و فتن ها می zwj; می پول می شود و می به که کسی می که به او نمی شود تا که در به برج و به های روی بیاورند. -شاهد ما این است.- می شود که به می می که ای کاش ما جای این و که این ها را هم از می آید ndash;البته ما به مختلف ایم که این وحَتّیrlm; مِن مَغرِبِها حتی یخرج عجل الشریف- نمی شود مگر از خود شود. همه در آن روز می آورند و آن مردمی که نیاورده بودند آن ها به سود آن ها نخواهد بود." ساعت آن قدر سریع می شود که دو نفر که می خواهند به هم بفروشند قبل از را جمع می شود... مقصود از و بحث وحَتّیrlm; فِی است. است نه مدح با توجه به این تعابیر وَ تَکْثُرَ الزَّلَازِلُ، وَ یَتَقَارَبَ الزَّمَانُ، وَ تَظْهَرَ الْفِتَنُ، وَ الْهَرْجُ، وَ الْقَتْلُ می کرد. تأکید می شود که از این نمی به ادلۀ سابق بودن مسئلۀ در شهر مطرح می کنیم. سند هم ما نیست. حدس می زنیم که این ادغام چند در هم یکی از که روات می این بود که گاهی چند از (صلی و آله) را در یک می کردند. پس به قرینه این یک چند است و ابوهریره آن ها را در یک جمع است. لذا فِیکُمُ الْمَالُ فَیَفِیضُ، حَتَّی الْمَالِ مَنْ یَقْبَلُ صَدَقَتَهُ به عجل است به در است که در حکومت است که اتفاقی می افتد. اتفاقات قبلی که هرج ومرج و این است به قبل از است اما برخی از اتفاقاتی که در ذکر شده است به بعد از است. تعبیر لَا تَقُومُ است ممکن است که همه یک و (صلی و آله) هم قبل از و هم بعد از را و لذا این به که ما ذکر می به قبل از است به در نداریم که های می شود یا این به قبل از است. پس به این نمی اما از آن استشهار می شود که حَتّیrlm; فِی طولانی شدن بنیان ها به یکی از علائم ذکر شده است. در جلد 4 231 است. راه های و بحث ما در حال در کلیات است که تاکنون به شش از مطالب به شد. بحث امروز هم در است. این است که در بنا بر از می هم راه باشیم و هم راه اصلی؛ هم درکل شهر و هم در ها راه باشد. در راه های سعه راه شود. یک حکم و این سعه را می اگر این راه واسع راه یک شهر هزارنفری به یک شکل سعه در آن شود اما در یک شهر ده میلیونی به شکل شود که به شود. حکم و این سعه را می طور که این سعۀ راه شهر به یک شکل است سعۀ راه به هم به شکل است. حکم و این را می رساند که شود که یک شهر را چه مقدار بسازیم و وسازها و ها به سعه شهر شود. حال می راه شهر را که این راه راه یک شهر نفره یا است. راه هم راه به و به جنوب. دسترسی به راه همه شهر هر را که می راه و راه که این راه اطراف شهر را به همدیگر وصل می را به و شرق را به غرب وصل می کند. این هم به باشد؛ اگر پرجمعیت است سعه به که اگر خواستند از این راه بتوانند به راحتی از آن کنند. پس این سعه است که حکم و به ما می فهماند. اگر شهر نفر شده است حال اگر این نفر مراسمی عید یا عاشورا بخواهند از آن این راه گنجایش این تعداد را باشد. مشکل ترافیک در حال به این است که این مسائل در شهر نشده است و که شهر را چه تعدادی ایم. شهر قم راه ندارد. طریقی است که راه است است که آن شهر رفت را از آن راه می دهند. بر اساس حکم و تعریف و یکی از تعاریف آن این است که رفت شهر از آن باشد. رفت شهر هم از به و به است و این مسیری است که رفت را خواهد داشت. راه ها هم به که همۀ به طور مساوی از آن و کسی که در است کسی که در است از آن کند و این کار عدالت است. بعدی که بحث می شود در جلد 17 وسائل الشیعه در باب 20 از ابواب احیای اموات در 327 است. مرحوم مفید رحمه در الاختصاص این را می کند: رَویrlm; أبو بَصیرٍ، عَن أبی جَعفَرٍ السلام: إذا قامَ القائِمُ سارَ الکوفَهِ فَهَدَمَ بِها أربَعَهَ مَساجِدَ، فَلَم یَبقَ مَسجِدٌ وَجهِ الأَرضِ لَهُ شُرَفٌ هَدَمَها و جَعَلَها جَمّاءَ و الأَعظَمَ، و فِی الطَّریقِ، و وَ الطُّرُقاتِ، و لا و لا أقامَها... در است که در کوفه ملعونه و نفرین شده که آن را خراب می کند. طبق یک بالا رود و درست و در و راه های عمومی ممنوع است از آن نهی شده است. در وارده شده است که به طور جمء یک باشد. شکستگی یا آمدن در دیوار نباشد. الأَعظَمَ راه های را و هر اعظمی را می دهد که از این می که اولاً در شهر و در هرکجا می یک راه در نزدیکی محل آن ها باشد. راه هم شد که آن که رفت در آن راه است. و فِی الطَّریقِ این که می آیند را برمی دارد. این هم ای است که کردیم که در نباید افق در کوچه یا راه می بسته باشد. و وَ الطُّرُقاتِ فاضلاب که در راه ها می شود را از بین می برد. و لا و لا بعد هم به قرینۀ این قسمت می شود که آن که بعد از می دهد یا بدعتی است که ازاله می کند و یا سنتی است که آن را اقامه می کند. پس لذا از این مطلوبیت می شود. و صلی علی و آل محمد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مرادیان: با ساخت «اوین لند» به جبهه رفتم/ امیدوارم مسئولان دغدغه‌ ما را بشنوند

مرادیان: با ساخت «اوین لند» به جبهه رفتم/ امیدوارم مسئولان دغدغه‌ ما را بشنوند


کارگردان گفت: در این اما تلاش هنرمندان و سازمان صداوسیما انگار مانعی در این بین وجود دارد که نمی‌خواهد این کار به پخش برسد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
ریشه روانشناسی افرادی که مدام می‌گویند

ریشه روانشناسی افرادی که مدام می‌گویند" از «از این شنبه شروع می‌کنم» چیست؟


جوهرۀ این است که فکر را ذهنیت کج و معوجی که توضیح می‌دهد این عادت چرا بار روانی سنگینی برای مردم دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
بصیرت و آگاهی بالای مردم ایران باعث عصبانیت و سنگ اندازی دشمنان شده است

بصیرت و آگاهی بالای مردم ایران باعث عصبانیت و سنگ اندازی دشمنان شده است


کرمانشاه- ایرنا- ولی در و گفت: که و سنگ اندازی آن ها در مسیر توسعه و پیشرفت کشور شده، بصیرت و آگاهی بالای ملت ایران از مسائل روز دنیاست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
دیدار جمعی از اساتید اهل سنت دانشگاه های کشمیر هند با محققین پژوهشگاه مطالعات تقریبی

دیدار جمعی از اساتید اهل سنت دانشگاه های کشمیر هند با محققین پژوهشگاه مطالعات تقریبی


به تقریب(تنا) از قم، حجت در داشت: هر نشستی که با جمع اندکی از می شود در گویی در آن ها و که از و معارف انسان ساز و سنت تمدن ساز (ص) هدف همه است. از اینرو این جمع ما هم به یک نگاه جمعی جهانیست؛ خداوند در یک دستور می فرماید: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ ۖ أَنْ ؛ گو: شما را به یک چیز می و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر خدا کنید. (سبأ: 46) وی در گفت: که می ما از (ص) این است که آن با به همه بود. به ولی تا دست را و نمایند. این را می کند: ؛ پس که ای، کن؛ و که با تو خدا اند (باید کنند). بنابراین وظیفه همه علما و متفکرین این است که سعی در نجات و به سعادت امت (ص) داشته باشیم. حجت با به حمایت از در دنیا داشت: هدف جمهوری کمک به همه مسلمانانی است که ظلم می گیرند. یمن، غزه و عراق فرقی نمی کند به مسلمان مظلوم کمک کرد. وی افزود: فقط است که می توان 100 درصد به آن کرد؛ در احادیث به سند آن دقت شود بعد گیرد .هر حدیثی که با و سیره رسول الله (ص) ناسازگار باشد قبول ما نیست. حجت پی سپار هم با به و های داشت: که در مطالعات و های مهم است و آن است.محصول های آن است که فارغ از هرگونه اختلاف بتوانند رفاقتانه و همدلانه کنند. وی افزود: همانگونه که دو تاجر کسب درآمد علی رغم اختلافات می آیا نمی توانند به خاطر و کنند؟ در گفت مسلما ارزش و به مراتب بیش از تجارت است و ما امیدواریم هر روز شاهد تعاملات بیشتر و تقویت وحدت در . در حجت مدنی نژاد ضمن کلی مجمع جهانی و هدف از تاسیس آن توسط مقام معظم رهبری به موسوعه السنه النبویه فی مصادر المذاهب الاسلامیه پرداخت. گفتنی است در پایان این دیدار که به همت مرکز گفتگوی شده بود به سوالات اساتید دانشگاه های کشمیرهند داده شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عفرین؛ دام آمریکایی–اسرائیلی

عفرین؛ دام آمریکایی–اسرائیلی


با در نظر گفت چه بسا در دام آمریکایی- روسیه، ایران، ترکیه و سوریه باشد از همین رو پرسید کوتاهترین راه رهایی از این دام کدام است؟
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
جمالی: موفق به شکست اوکراین نشدیم

جمالی: موفق به شکست اوکراین نشدیم


هافبک تیم هفت گفت: در کسب قهرمانی انجام دادیم اما موفق به شکست اوکراین نشدیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : ورزشی
مهریزی: ملکه سبا بیانگر نگاه قرآن به حکومت‌داری زنان است/ پروازی: دین برای زیستن در گذشته نیست

مهریزی: ملکه سبا بیانگر نگاه قرآن به حکومت‌داری زنان است/ پروازی: دین برای زیستن در گذشته نیست


به خبرگزاری شب در سلسله نشست های & فاطمه(س) و امروز& در حجت با & یا عدم برداری از زهرای مرضیه& سخنرانی کرد و سخنان خود را با این که آیا از امامان و و است یا خیر کرد. به و وی در ای در بحث و گفت: به کم یاب و به است که شدن است. هم این است که به سمت ها و رنگ را به خود بگیرید. این در با به بحث گفت: در بحث این پیش می آید که آیا است یا این است که می باشد. در ما نیست. که کرد و در شد و قبل از است. است. اما این است که نگهداری و حفظ در اختیار است و آن کردند. داد: در اینجا این مطرح میشود که محدوده و دایره تا کجاست؟ آیا است پیامبر سهوا عملی را انجام دهد که ضرری به کسی برسد؟ اگر داستان به ای خواهد بود و اگر نیست، به ای دیگر. من معتقدم این دارد. اما آیا این امر با مرتبط است؟ بحث این است که چنین اتفاقاتی در جای میگیرد؟ وی داد: اگر ما مذهبی ها بپذیریم یک انسان منتخب است و در جایگاهی قرار گرفته است که من می توانم به او دسترسی پیدا کنم و در آن نقطه بایستم، باید ویژگی هایی را مشخص کنیم. سه را می توانیم به تصور کنیم. اول حددو 80 کتب را اشغال کرده دوم حدود 20 و در مورد سوم من تا کنون مبحثی در کتب مشاهده نکرده ام. وی در در خصوص توضیح ها گفت: اول تاریخی و آماری به است. تقریر تاریخ همان نگاهی است که مشخصات یک فرد را میگوید که مثلا در شناسنامه فرد می آید. در بسیاری از کتاب ها میخوانیم این است که البته به درد ما نمیخورد. می مهم باشد، اما اهمیتش در حد اطلاع یافتن
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
چرا دورکیم اعتقاد دارد مناسک بر عقاید تقدم دارند؟

چرا دورکیم اعتقاد دارد مناسک بر عقاید تقدم دارند؟


تدیّن، بر یا علم به که بلکه آن را به منصه ظهور درآوردن، یعنی زیستن بر مبنای چنین حقیقتی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری ایلنا
موضوع : کل اخبار
کودتا در کودتا

کودتا در کودتا


آنچه در به طور و و از است که در آن نقش و داخلی به شکلی بیش از حد فریبکارانه پررنگ و برجسته می‌شود تا در نهایت نقش آمریکا و انگلیس در وقوع چنین رویدادی کمرنگ شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فضای مجازی

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ چال چاله دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف متن آهنگ billie eilish ازsix feet دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله متن و ترجمه آهنگ kisses back از matthew koma متن اهنگ ذاک من ذاک متن اهنگ ذاک من ذاک متن نمایش درباره ی کفاش باشی اهنگهای ترکمنی مغین مخطلط معنی اهنگ six feet under متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam جواب بازی جدولانه(2)312 ترجمه اهنگ sevdiyim adam دانلود متن اهنگ sevdiyim adam @guturnews @guturnews www.0net.ir متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam دانلود اهنگ های عثمان نوروزف آهنگ آودون از عثمان نوروزوف ترجمه اهنگbillie eilish_six feet under اهنگ گل گل یاریم ازعثمان نوروزوف متن اهنگ kisses back دانلود اهنگ ترکمنی اودون اودون کانال عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن اهنگ kisses back عتمان نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله متن و ترجمه آهنگ kisses back از matthew koma آوودون آوودون ترانه دانلود اهنگ ترکمنی آوودون آوودون دانلود آهنگهای عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ six feet under اهنگ عثمان نوروزف شمشاد جان اهنگ عثمان نوروز شمشاد جان اهنگ مایه مایه عثمان نوروزف ترجمه آهنگ kisses back معنی اهنگ Six feet under billiie eilish دانلود اهنگ های عثمان‌ نوروزوف دانلود آلبوم جدید عثمان نوروزوف متن و ترجمه فارسی اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه فارسی اهنگ sevdiyim adam دانلود اهنگ از دروغاتم خوشم میاد وقتی میگی دوسم داری متن ترجمه اهنگ six feet undsr www.0net.ir ترجمه آهنگ six feet under عثمان نوروزف لینک مستقیم عثمان نوروزف متن آهنگ sevdiyim adam جهش ضمیری دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف اهنگ مهری جان عثمان نوروزف دانلود اهنگ عثمان نورزوف عثمان نورزف دانلود ریمیکس بازار سری8 برطبل جنون میزد اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف مجید علیپور همش دعوا چالچاله مجید علیپور همش دعوا معنی اهنگ six feet under اهنگ عثمان نوروزف اودن لیلام دانلود آلبومblah blahاز کیوهیون آهنگ اللر چارپ از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ayna از adilge دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ ترکمنی اودان اهنگ مسعودجلیلیان امشوبوباره بیداری www.0net.ir دانلود اهنگ آیدا از عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ six feet under دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله