صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب ادبیات



همه داستان‌های شاعر هراس در یک کتاب

همه داستان‌های شاعر هراس در یک کتاب


به ایران(ایبنا)، آلن پور در با های و تجدید چاپ شده است. این نویسنده، و قرن هم در به دارد. رمزآلود و اسرارآمیز های آلن پو هم از تازگی برخوردار است و این طور نیست که دوره خواندن آن ها به سر باشد. این نقد و و است. نشر با ای این مهم و در را یکجا و در یک و روانه است. این فرصت آشنایی و شناخت با ای است که در توجه است. ای به عنوان مترجم های آلن پو در بالماسکه ی مرگ سرخ می نویسد: در ژرف ادبیات، می از نام برد که شان وام دار آن ها ولی شک می پو را یکی از مهم و ها در این باب او در کرد ـ قرن ـ که با ـ و ـ بود و به هوش و ای که سبب شد ای را رو به بگشاید. بر تلخ خود او نیز ـ که های اش شده است ـ از و در این را به می کند. در ای است: پو هم بود و بین الی هم و از این رو، می او را در هم در که می های ـ که با قلم ای از مهم اش ـ مرگ ـ شده اند و به می او را نامید. ای در های آلن پو می نویسد: شرح بی در های پو، است از او که در های می کرد. این شرح در صحنه های چنان دست نیافتنی و دور از ذهن که را به این باور رسانده که پو خود قاتلی حرفه ای و جنون خود را در پیاده است. شخصیت های ـ بیشتر اوقات بی نام و یا ـ های او ظاهرا که مثل های امروز، درگیر پیچیده روانی شده اند و این آن ها را به دردناکی که گرفتارش شده اند و ما می بینیم سوق داده، و جالب تر از همه پاسخ تمام این ـ همچون تلخ خود ـ مرگ که با باز شدن درهایش رو به عاجز از است که این درد، رنج، ترس، و ارعاب پایان می پذیرد. در بخشی از درباب سبک آلن پو است: آلن پو در واژه سنگینی است. صرف نظر از راز آمیزی و ناشناختگی اش، جدا از سبک حیرت در خلق جملات یگانه، او را مبدع می دانند؛ های او، گونه ای از قصه های کهن است که در زمینه های وحشت، انتقام و حوادث مهیب و بازآفرینی شده و گسترش یافته. بر چون والت ویتمن، ویلیام فاکنر، هرمان ملویل، ری بردبری، و شارل بودلر، را نیز تحت این می دانند. مگر می شود تاریک و پرگناه اسکار وایلد، علمی تخیلی آلدوس هاکسلی، و مکافات انگیز که پر از احساس گناه است، های پر از هزارتوهای بورخس را خواند و یاد آلن پو نیفتاد؟ ای در می نویسد: بر این ها و هزاران مثال دیگری که می شود از از پو نام برد، وجه عالی ادبی اش مقام مرشیدی او در های به واقع هیچ کس مثل پو نمی معلم سر آرتور کانن دویل انگلیسی در خلق قهرمان شکست ناپذیر و نامیرایش، شرلوک هولمز و ماجراهای باشد. یا بالاترین از این، هیچ کس بهتر از پو نمی به آگاتا کریستی دنیاهای اسرار و پرهراس را دهد. روزگاری گفته بود: همه ما از شنل گوگول ایم ، ولی شک می گفت نمام های بعد از پو، از های او اند. بالمسکه ی مرگ سرخ، آلن پو با انتخاب و ای در 368 صفحه و تیراژ 500 نسخه به بهای 26هزار تومان از سوی نشر راهی شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
استفانو بنی دنباله‌رو ایتالو کالوینو است

استفانو بنی دنباله‌رو ایتالو کالوینو است


به ایران(ایبنا)، گفت: این دختری است که در خود و اش را می کند و در طول می شود و ما نیز به پای او پیش می رویم. افزود: در هست که ما ایرانی ها هم آشناست تا حدی که اگر در اثر نام ها را از نام های به را به یک خواند. وی نثر نیز گفت: بنی در به دست می زند و فعل ها و اسم های می که کار را در اثر می و هم شد این اثر دو سال ببرد. نیز این گفت: بنی را می پست دانست. به را رو و بنی را رو دانست. نشر خورشید با بیان این که شاهد تلاش انتخاب به متن بوده افزود: ما در هر چاپ اثر هم بازنگری دوباره ای داریم تا به بهترین و اثر را در اختیار مخاطب قرار بدهیم. بُربُر نیز در این نشست ضمن اشاره مختصری به تاریخ از دانته تا بنی گفت: به طور خلاصه می نثر ساده و روان، حضور پررنگ راوی، دغدغه های هستی شناسانه در کنار گویی مینیمالیستی، و طنز و شیطنت های زبانی را بخشی از های مشترک داستانی و همه این ها به نحوی در اثر بنی نیز به چشم می خورد. وی ضمن برشمردن نویسندگانی چون و اومبرتو اکو از منظر و آن گفت: بنی که در بیش از همه با کافه زیر دریا شناخته شده است نیز به فرم، در روایت، های تجربی و تاکید بر عمل می دهد و از این رو می تجلی های شاخص دانست. کتابنوش، یک برنامه کتابخوانی با هدف علاقه مند کردن مردم به است که شنبه ها با مدیریت شیرین هاشمی و در خانه فرهنگ و هنر مانا برگزار می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 21 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
آیینه روی دوست

آیینه روی دوست


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) شعر به خاص و همه گیر آن به رنگ، و محدود نمی شود و جزو شعرهایی است که بعد از از قرن هم است و خواستار دارد. آشنایی با ویژگی شعر و و با آن پس از قرن ها، با محمد خدادادی، استادیار زبان و دانشگاه یزد که های او در و است و شمس و هم های به گفت وگو نشستیم که شرح این گفت وگو را در می خوانیم: عده ای بر این اند که شمس هیچ گاه نمی به این که ما می شود و این هم و مصاحبت با شمس است. با به شما تحقیقات در و زندگی شمس و اید، آیا این مطلب را و در مجموع نظر شما در این باره چیست؟ من در های شمس در که قبلا چاپ ام، کاملا ام که های شمس در و او است. از که در و از که و او را شکل می از شمس است که در به است. حتی در این ام که حتی خود را از شمس و به نظم است. یا های و او را به چه شکل یا تفاسیر و تعلیل که شمس از قرآن را از او اخذ است. اگرچه خود و عارف والایی اما که را به آن مولانایی که ما و می و مثل دارد، شک دوستی و شمس آن هم نه تنها فقط درونی و باطنی آن علم ظاهری، سخنان، ها و گفتارهای شمس هم بر گذاشته است که این از دید محققان است؛ پژوهشگران به جنبه شمس تاکید می ولی من در آثارم در های شمس در ریز به ریز ام که گفتارها و شمس در و هایش است. شاهد رواج در ایرانیان، و حتی غیرفارسی و کشورهای غرب هستیم و در کشورها است. حتی برخی او به ترانه با موسیقی شده و خوانندگان پاپ کشورمان عرضه شده به نظر شما و انس با آن هم پس از چند قرن از آن ها چه بشر به و به و است. اگر و را از جز یک مشت و چیز از او نمی و ناب و محض که قیل و قال و خاص یا رنگ و و است و می را به خود که برساند. پس در است و در خود سعی این را به و در و در در ها و ها کند. بشر به و فکر که در شرق و غرب کم رنگ اما به شده است. و او از و و از رنگ و... چون از جهت ها و ها هم که فقط به یک خاص است و غیر را نمی پذیرد. ولی می این یک است که به همه است. یک دید نگر و به بین و ها است. بر این با خدا ای که از سر جبر یا ترس یک است و با عشق است و هم که به ای در هر که این سخن و پر از را به سمت آن گرایش می فرقی هم ندارد در یا در غرب. یکی از پر فروش های غرب و اعم از و او است. به استقبالی که در غرب از آن ها است. با این همه آنچنان که به نمی پردازند؟ آیا می کم توجهی به در را تقابلی که بین و و مذهبیون ما را ندارند، دانست؟ این هم می تواند اما به نظر من عدم به در به و چون مغز اگر بخواهیم تعریفی از باشیم، بگوییم که باطن و دین پس با در نیست، دین یک لایه عمیق تری از است. از ما در شیعه عاشق بودند، روی کار اند و بالین آن ها است. مثل جعفری جلد شرح بر اند، همایی، خود امام خمینی(ره) و از ما به و اند. به نظر من که باعث شده چیز کلی تری است. در ما کتاب، خوانی و است. سرانه در پایین است و جزو کمترین مقدار که در است و این یک قانون و جو کلی است که در شده است. برعکس اروپا و که یک در چاپ اول چند میلیون چاپ می در های ما با پانصد و نهایتا هزار به چاپ می رسد. این می دهد که ما از دور شده اند و که جو کلی می طبیعی است که همه نویسندگان می شود. به نظر من می به و جو عمومی وکلی است که در است و را از دست به شما به هر دیگری هم که اشاره کنید، می بینید که آثارش کم می شود. باز به و با این وضعیت رکود که در موجود رغبت به بیش از سایرین است. باز هم با به این جو، اقبال به نشست های خوانی، مولاناپژوهی و که می در ما به دیگر است. به تازگی کتابی با روی از شما شده که این چیست، در چه ای است در آن به چه موضوع و مطلبی را اید؟ روی با فرعی در و است. همان طور که آن هم گویاست، در است. یک خاص فلسفی- است که نخستین بار این به شکل طبقه بندی شده ابن شده اما قبل از ابن هم این در ما است و به فرهنگ و تمدن خود اسلام برمی گردد. در تمام نمای است. آن وجودی که مظهر و گاهی شده که و در وجودش به برسد، است. مباحث در زیاد است که در روی به مفصل ام که های قرآنی، روایی و ... دارد. ساختار به چه در این ابتدا این را از دیدگاه نظری، ابن و ابن و تبیین ایم که در به چه معناست. بعد از آن در چند فصل و چند بخش خصوصیات برجسته آن مثل جامع کامل، اولین علت هستی مظهریت و حق بحث تکوینی، قدرت تصرف در داشتن و قسمت های مختلف داد ه نظرات ابن و او را گفته بعد های این باور در قرآن، احادیث، و برهان را ایم و بعد از آن ایم که این در و عطار به چه شکل ورود در شمس و به چه یافته، در عارفان مکتب مثل شیخ محمود شبستری، شاه نعمت ولی، جامی، بیدل و ... به چه شکل است. بعد از آن به این پرداخته ایم که این در شیعی و مثل عمان سامانی، کبیر اصفهانی، همایی و نیر هم به چه شکل یافته است. هر فصل یک گستره ای از از تا به روزگار معاصر را در بر می گیرد که این شخصیت و را هم در و هم در بحث و می دهد. این روی از شما گرفت؟ روی چهار سال طول کشید و کارهای ویراستاری و چاپ آن هم یک سال و نیم به طول انجامید که می گفت از شروع این کار تا که شد، حداقل پنج سال از ما وقت و کار گرفت که خردادماه امسال اطلاعات به چاپ رسید. اگر کار در دست پژوهش، یا چاپ هم بفرمایید. کار که در دست اماده چاپ دارم با آفتاب در سایه است و در نو بر اول پادشاه و کنیزک است که یکی از مناقشه برانگیزترین و رازآمیزترین های هم هست که در این ایم که قتل زرگر چه و در به یک اثبات هم هست. سعی اند که این را با حل کنند. منتها ما بر این شارحان، سعی ایم که به این سوال پاسخ دهیم که چرا یک و یک مرد دست به عملی مثل قتل بزند که ظاهرا یک عمل خلاف شرع است. بنابراین در این نو از این ایم و چاپ است و ببینیم که با کدام می توانیم آن را کنیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
شاکله اصلی عرفان مولانا، ماخوذ از سخنان شمس است/عرفان ذاتا با مذهب در تقابل نیست

شاکله اصلی عرفان مولانا، ماخوذ از سخنان شمس است/عرفان ذاتا با مذهب در تقابل نیست


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) شعر به خاص و همه گیر آن به رنگ، و محدود نمی شود و جزو شعرهایی است که بعد از از قرن هم است و خواستار دارد. آشنایی با ویژگی شعر و و با آن پس از قرن ها، با محمد خدادادی، استادیار زبان و دانشگاه یزد که های او در و است و شمس و هم های به گفت وگو نشستیم که شرح این گفت وگو را در ادامه می خوانیم: عده ای بر این اند که شمس هیچ گاه نمی به این که ما می شود و این هم و با شمس است. با به شما تحقیقات در و زندگی شمس و اید، آیا این مطلب را و در مجموع نظر شما در این باره من در های شمس در که قبلا چاپ ام، کاملا ام که های شمس در و او است. از که در و از که و او را شکل می از شمس است که در به است. حتی در این ام که حتی خود را از شمس و به نظم است. یا های و او را به چه شکل یا و تعلیل که شمس از قرآن را از او اخذ است. اگرچه خود و عارف والایی اما که را به آن مولانایی که ما و می و مثل دارد، شک دوستی و شمس آن هم نه تنها فقط درونی و باطنی آن علم ظاهری، سخنان، ها و گفتارهای شمس هم بر گذاشته است که این از دید محققان است؛ پژوهشگران به جنبه شمس تاکید می ولی من در آثارم در های شمس در ریز به ریز ام که گفتارها و شمس در و هایش است. شاهد رواج در ایرانیان، و حتی غیرفارسی و کشورهای غرب هستیم و در کشورها است. حتی برخی او به ترانه با موسیقی شده و خوانندگان پاپ کشورمان عرضه شده به نظر شما و انس با آن هم پس از چند قرن از آن ها چه بشر به و به و است. اگر و را از جز یک مشت و چیز از او نمی و ناب و محض که قیل و قال و خاص یا رنگ و و است و می را به خود که برساند. پس در است و در خود سعی این را به و در و در در ها و ها کند. بشر به و فکر که در شرق و غرب کم رنگ اما به شده است. و او از و و از رنگ و... چون از جهت ها و ها هم که فقط به یک خاص است و غیر را نمی پذیرد. ولی می این یک است که به همه است. یک دید نگر و به بین و ها است. بر این با خدا ای که از سر جبر یا ترس یک است و با عشق است و هم که به ای در هر که این سخن و پر از را به سمت آن گرایش می فرقی هم ندارد در یا در غرب. یکی از پر فروش های غرب و اعم از و او است. به استقبالی که در غرب از آن ها است. به نظر شما در از غرب گرفته، آیا می کم توجهی به در را تقابلی که بین و و مذهبیون ما را ندارند، دانست؟ این هم می تواند اما به نظر من عدم به در به و چون مغز اگر بخواهیم تعریفی از باشیم، بگوییم که باطن و دین پس با در نیست، دین یک لایه عمیق تری از است. از ما در شیعه عاشق بودند، روی کار اند و بالین آن ها است. مثل جعفری جلد شرح بر اند، همایی، خود امام خمینی(ره) و از ما به و اند. به نظر من که باعث شده چیز کلی تری است. در ما کتاب، خوانی و است. سرانه در پایین است و جزو کمترین مقدار که در است و این یک قانون و جو کلی است که در شده است. برعکس اروپا و که یک در چاپ اول چند میلیون چاپ می در های ما با پانصد و نهایتا هزار به چاپ می رسد. این می دهد که مردم ما از دور شده اند و که جو کلی می طبیعی است که همه نویسندگان می شود. به نظر من می به و جو عمومی وکلی است که در است و را از دست به شما به هر دیگری هم که اشاره کنید، می بینید که آثارش کم می شود. باز به و با این وضعیت رکود که در موجود رغبت به بیش از سایرین است. باز هم با به این جو، اقبال به نشست های خوانی، مولاناپژوهی و که می در ما به دیگر است. به تازگی کتابی با روی از شما شده که این چیست، در چه ای است در آن به چه موضوع و مطلبی را اید؟ روی با فرعی در و است. همان طور که آن هم گویاست، در است. یک خاص فلسفی- است که نخستین بار این به شکل طبقه بندی شده ابن شده اما قبل از ابن هم این در ما است و به فرهنگ و تمدن خود اسلام برمی گردد. در تمام نمای است. آن وجودی که مظهر و گاهی شده که و در وجودش به برسد، است. مباحث در زیاد است که در روی به مفصل ام که های قرآنی، روایی و ... دارد. ساختار به چه در این ابتدا این را از دیدگاه نظری، ابن و ابن و تبیین ایم که در به چه معناست. بعد از آن در چند فصل و چند بخش خصوصیات برجسته آن مثل جامع کامل، اولین علت هستی مظهریت و حق بحث تکوینی، قدرت تصرف در داشتن و قسمت های مختلف داد ه نظرات ابن و او را گفته بعد های این باور در قرآن، احادیث، و برهان را ایم و بعد از آن ایم که این در و عطار به چه شکل ورود در شمس و به چه یافته، در عارفان مکتب مثل شیخ محمود شبستری، شاه نعمت ولی، جامی، بیدل و ... به چه شکل است. بعد از آن به این پرداخته ایم که این در شیعی و مثل عمان سامانی، کبیر اصفهانی، همایی و نیر هم به چه شکل یافته است. هر فصل یک گستره ای از از تا به روزگار معاصر را در بر می گیرد که این شخصیت و را هم در و هم در بحث و می دهد. این روی از شما گرفت؟ روی چهار سال طول کشید و کارهای ویراستاری و چاپ آن هم یک سال و نیم به طول انجامید که می گفت از شروع این کار تا که شد، حداقل پنج سال از ما وقت و کار گرفت که خردادماه امسال اطلاعات به چاپ رسید. اگر کار در دست پژوهش، یا چاپ هم بفرمایید. کار که در دست اماده چاپ دارم با آفتاب در سایه است و در نو بر اول پادشاه و کنیزک است که یکی از مناقشه برانگیزترین و رازآمیزترین های هم هست که در این ایم که قتل زرگر چه و در به یک اثبات هم هست. سعی اند که این را با حل کنند. منتها ما بر این شارحان، سعی ایم که به این سوال پاسخ دهیم که چرا یک و یک مرد دست به عملی مثل قتل بزند که ظاهرا یک عمل خلاف شرع است. بنابراین در این نو از این ایم و چاپ است و ببینیم که با کدام می توانیم آن را کنیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آشنایی با 45 اثر شایسته تقدیر دوره سی‌و‌چهارم کتاب سال

آشنایی با 45 اثر شایسته تقدیر دوره سی‌و‌چهارم کتاب سال


به گزارش (ایبنا) سی و چهارمین سال 18 بهمت سال 1396 برگزار شد. در های و و ـ و طی مراسم اختتامیه با حضور حجت والمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیس و در تالار وحدت شدند. در 11 و 34 زیر از سوی شد. با های یکم ماه از این در هنر و شود. در 45 اثر این آمده است: الف) نسخ خطی فهرستگان نسخه های خطی (فنخا) حجت درایتی اسناد و ملی ب) در و روانشناسی غرب سرویراستاران فرهنگنامه مفاهیم (جلد 3) یوآخیم ریتر، کارلفرید گروندر و گتفرید گابریل دکترمحمدرضا و و ـ و حجت علی و ج) در دین و أو فی علی مولف/ ترجمه/ قم، و آیت الخواص/تالیف حسن ای/ تصحیح/ و شرح (محدث ارموی)، به رضا و و فی ابن شرح سید و و ه) و هویت: و در شرح و نی بخش با چند و) در و کیث و روح و ایران: زبانshy; های با نظارت دانشنامۀ کارا (انگلیسی ـ فارسی) بهاءالدین خرمشاهی معین، نگاه و شباهنگ ز) در خالص زیستshy;شناسی روشshy;شناسی در بیوسیستماتیک جانوری: اصول مطالعات و آزمایشگاهی جنودهshy;شناسی جمشید درویش مشهد پزشکی . درسنامه پرتوشناسی بالینی بهمن محتشمی و میرماه دارونامه دونالد س. پلام سیداحمد فاطمی برق سیستمshy;ها و کنترل کنندهshy;های مرتبه کسری محمدصالح تواضعی و مهسان توکلیshy;کاخکی خواجه نصیرالدین طوسی مکانیک رفتار هیدرودینامیکی شناورهای پروازی پرویز قدیمی، عباس دشتیshy;منش امیرکبیر عمران مبانی پایداری سازهshy;ها کریم و بهزاد شکستهshy;بند سهند کشاورزی ارگونومی در جنگداری و صنایع چوب: باریس مجنونیان، احسان عبدی، محبوبه فسحت جنگلکاری در مناطق خشک، هاشم کِنشلو تحقیقات جنگلshy;ها و مراتع کشور ترسیب کربن در بوم سازگانshy;های زمینی قوامshy;الدین زاهدیshy;امیری، نصرتshy;اله ضرغام ح) در هنر هنرهای نمایشی دگرخوانی اصلانی نشر رونق، گسترش و تجربی مدرنیته در سعید حقیر و حامد کاملshy;نیا موسیقی مولف/مترجم یوری نیکلایویچ خولوپوف، آ.س. سوکولفّ، ت. س. کورگیان، و. س. سِنُوا و ... ابراهیمی همshy;آواز ح) در و نقد ادبی مولف/مترجم مقدمهshy;ای بر استعاره، زولتن کوُچش/شیرینshy; پورابراهیم مطالعه و کتب دانشگاهshy;ها (سمت)، و متون قدیم و پژوهش جنگ رباعی: بازیابی و رباعیات کهن پارسی میرافضلی سخن زبانshy;های مولف/مترجم دیگری آرتور شنیتسلر/علیshy;اصغر حداد نشر شعر معاصر شاعر کلید دسته اکرم کشایی و دو تا سیب شیرین خاتون حسنی و ط) در و فارسیان در برابر مغولان عبدالرسول خیراندیش، آباد بوم. التواریخ (تاریخ مبارک غازانی) رشیدالدین فضلshy;اله همدانی؛ و تحشیه محمد روشن و موسوی میراث مکتوب مستندنگاری پیغام ها گلعلی بابایی نشر بیست و هفت، نشر صاعقه ر مریم برادرانshy;حقیر آرما جغرافیای طبیعی سیستان: بر اساس نوشتهshy;های و بررسیshy;های با 25 شکل، 71 نقشه و 10 جدول حسن احمدی کرویق مازیار ی) در و دین خدایا اجازه! غلامرضا حیدریshy;ابهری نشر جمال وقتی گنجشکی جیک جیک یاد میshy;گیرد یوسفی و کلاه حصیری خرامان نشر افق چراهای ایران: از عصر باستان تا پیروزی انقلاب جوادیان و و فنون آ مثل آهو و ف مثل فیل علی خدایی و بخش بیاید شعر مهدی کیایی نشر بیایید انسیه موسویان نشر
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
نوشتن در زمان، مکان و تاریخ ادبیات

نوشتن در زمان، مکان و تاریخ ادبیات


کتاب ایران(ایبنا)_مهدی تهرانی: یکی از های دهه شعر دهه چهل است. زمان، شور و تمرکز بر شعر در محفل ها و خلوت های شخصی است. شور آن دهه را و هم در شور آن دهه ور است. را از کجا می یک به این این است: دهه های کننده. دهه های کننده، شور و نیروی خود را از چه می گیرند؟ به سهم خود یکی از آن است که به دهه چهل و به پویایی است. می بر او چشم بست؟ او را او از است که به نظر به نظر به نظر به شعر نظر به شعر خود نظر به شعر و... نظر است. اما از همه این ها شعر او در با شعر می شود. تر من شعر او را در با می خوانم. با او سخن ام؛ از او تا که را و به نظر دارد. خود را هم در آن می می که در دهه چهل با چه بر سر سفره شعر نشسته و برخاسته است. است که می چون نیما. به همین سبب است که چالنگی، هم همزمان است و، هم در و، هم از سرچشمه های ادبی آب بر می دارد. او از زلال تیرۀ شعر آب بر می و چه خوب هم آب بر می دارد. اگر مخاطب شعر او باشید متوجه می شوید شعر بوی خاک بوی بوی آخشیج و بوی باد می دهد؛ بوی در مکان، و در و با زبان مردم. او به اهمیت به بوی خاک به هوا، او به دهه چهل به اقلیم، به طبیعت، به ستاره ها... شعر او را در خواند، با های زمانی خودش و با در نظر گرفتن در ادبیات. را نمی بدون با بدنه دهه چهل دید. این دهه به او و شکل داد و او و نیز به این دهه، به کاغذ به مجله های سر به کار شعر فرو برده، به های مادی ادبیاتی شکل دادند. به این است و بر بزرگی نام ها و بر اغراق ها و بیخود بزرگ شده ها شهادت می دهد، چراکه بر آستانه فروتنی شعر ایستاده است و به دهه های بعد، به شعر می نگرد. نگاه شعرمدار است و این شعرمداری را اگرچه بستر در شعر و او شعرواره تر می کند. در است. دیگرم این است: او با چه هم باز هم می پرسم: او با و او با آیا او است که از مانیفست های عبور می کند؟ چه خوب است در اثر کند؛ در شاعران ما. او از آن دهه درخشان، او از او از جرگه شعر و بیان او ستودنی است. را باز می گوید؟ با شعر از های می گذرد؟ منبع: روزنامه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
قهرمانی خلاق و ساختارگریز

قهرمانی خلاق و ساختارگریز


به خبرگزاری (ایبنا)، 20 تیر 1329 در شد. وی از مک دانل داگلاس اف-4 فانتوم 2 نیروی هوایی بود که در ماه های آغازین جنگ و عراق نقش مهمی در کرد. در دو سال اول جنگ بیش از 120 و داشت. وی در 30 تیر 1361 در یک در به رسید. و دو فیلم سینمایی به نام های عبور از خط سرخ (سال 1374) و (سال 1376) به کارگردانی جمال شورجه ساخته شده است. و رشادت های این شهید تاکنون آثار معدودی شده که بمبی در کابین اثر سیدحکمت قاضی میرسعید و رمان خون آن هاست. 36 سال از این جسور می گذرد. به این خون در گفت وگو با گفت: در از و دیدم. وی و به آن است. یک در فرم های و را و با و دهد که از می هر ای را به این و کند. وی داد: از جنگ چیز و است. ما ذیل که این ما می و این و ما به آن که در حد از جان بنویسیم. این و کرد: بار از سوی سید علی در زده شد و با به و به و به شدم تا وی دست به قلم ببرم. بین و در به چاپ می شود و آجا از بخش ای عمل کرد و پیش از چاپ شد. افزود: کمی که یا های بود. پیش از شدن به این و ها را خواندم. در چند نیز به با گفت وگو دادم. در با به جنگ و آثاری که جنگ شده، گفت: هر جنگ شروع و پایانی ولی تا وقتی حتی یک مجروح بازمانده از جنگ می توان از آن نوشت. هر جنگ مختصات خود را در حفظ می کند. وی اظهار کرد: خاطره نویسی در جایگزین شده است. مسئولان نهادهای مرتبط هم بجای صرف درست کارهای بزرگ و ماندگار که همیشه این را در حافظه ثبت کند و یادگارهای و مقدس فراموش نشوند، های پژوهشی و فرهنگی را در بسیاری موارد مصرف می کنند. این این آب و خاک با ایثار جانشان، بزرگترین فداکاری را ولی نسل ما این برکات را درک نمی کند. این است که حول محور مثل داشته باشد. در بخشی از این می خوانیم: آفتاب در پشت سر بود و آشنای فارسی و بعد انگلیسی مأمور برج که رمزها را می کرد. درجه بنزین رو به اتمام بود و جای خالی بمب ها روی نشانگر که علا یم تخلیه و سبکباری را می کرد و خستگی ها و حتی پلاتین دار که در اضطراب بالا و شدن فشار اتاقک، درد می کردند؛ اما هر چه که بود، ناامیدی نبود؛ فَرحِ بعد از یک خوب حتی درد تسکین پیدا می کرد و دردِ یک عمر ناخسته از تلاش و کار ... مکالمه بین او و برج شد؛ حتی تکبیر برج را شنید و بعد، سکوت چند ثانیه ای تا چند متری زمین بر او نشست. همچون او شاید حتی خسته هم پس سوزِ موتور را خاموش و زیر پا را نگاه کرد. مار سیاه آسفالتِ تا آن ته ته ها داشت؛ که بیابان محض و بی رحم غفلت در امتداد درندشتِ صحاری... دکمه های مربوط به فرود را زد و از سر تفنن، نگاهی به کرد تا نیمه اولیه هاشور خورده باند و دکل های چراغ راهنماها را طی کرد و پای را سرانجام روی آسفالت نشاند. چتر عقب را زد و تا دو کیلومتری، با سرعت به جلو کشیده شد. چه می دید؟ چرا پیش از این ندیده زنی با نماز در حاشیه خاکی با بچه ای در بغل ایستاده بود. با خودش فکر کرد چه دلنشینی. زنی با بچه ای در بغل؛ اما او که بچه زن اگر داشت، چهل روز خدا، خبری از او می گرفت. در آن وادی ها و شهرهایی که از او دور بودند و حتی ای از آن ها نیز نزد او نبود. دقت کرد. نه، نمی کرد. زنی بود با ای در چادری با نقش های گلِ سوسن ریز ... نمی کرد؟ اگر می کرد، چگونه می توانست از آن فاصله، آن ریزترین اجزای زن و حتی طرح چادرش را ببیند؟ یک لحظه به صرافت افتاد که از برج بپرسد. باد زن را به بازی گرفته بود. خدایا! آیا حقیقت داشت؟ زن او نرگس؟!"
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
وجوه اجتماعی و جامعه‌شناختی ادبیات - رضا قنبری*

وجوه اجتماعی و جامعه‌شناختی ادبیات - رضا قنبری*


تهران- ایرنا- و است و و ذهنی، و انسانِ بهتر و اجتماعی‌تری بودن. همزمان هم یک دستگاه آموزشی است هم یک هنر سرگرم‌کننده.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
اعضای جدید هیأت انتخاب و خرید کتاب منصوب شدند

اعضای جدید هیأت انتخاب و خرید کتاب منصوب شدند


به (ایبنا) به نقل از و محسن جوادی، و را ای یک ساله منصوب کرد. در متن احکام هر یک از این آمده است: امید است با برگزیدن عناوین باکیفیت و با معیارهای و خلاقیت در و جهت نشر و و آن و نیز و های که موجبات ارتقای سطح جامعه را بر اساس و و و مصوبات انقلاب و می کند موفق باشید. در به ترتیب حروف الفبا عبارتند از: ١- جعفر ابراهیمی (عضو و نوجوان): / یک از و کشور/ در و کودکان و شعر فکری/ کسب سال و سال در های ٢-رضا اکبری (مدیر و و عمومی) : و از تهران/ عضو و الهیات، و امام صادق (ع)، مدعو در مقطع دکترا در های تربیت طباطبایی، و عضو های (منطق، ملاصدرا، دین تاریخ فلسفه) و در ٣- (عضو هنر و ادبیات): شاعر/ فارسی/ شعر و صدا و سیما/ عضو دعبل/ عضو و شعر و ایرانیان/ و ٤-علی (عضو و و عمومی) : و فلسفی/ فلسفه/ و ماه و سال و نقد ٥-مهرزاد (رییس هیات): چاپ و نشر و اسلامی/ و سیاسی/ سینما/ سال سینمایی (خانه سینما) و کمیته هنرمندان، و ٦ ـ سیدمحمدعلی رفیعی (عضو و نوجوان): الهیات/ بخش دین در نشریه هفته و (ایبنا) / پیشینه سال جمهوری سال ولایت، مطبوعات، سال و و نوجوان، قصه های قرآنی و گام اول ٧ ـ مجید سامی (معاون و هیات): آموزشی و چاپ و نشر/ چاپ و نشر/ هنرهای سنتی ٨- محمد سلگی (عضو و و عمومی): عضو تهران/ و هنر و ارتباطات/ روان شناسی/ سرپرستی و و کل و و جهاددانشگاهی ٩ - بلقیس سلیمانی (عضو هنر و ادبیات): فلسفه/ داستان نویس و منتقد و ادبی/ یک از و ١٠- سیدمحمدکاظم شمس (عضو دین): حوزه/ عضو بررسی ناشران/ عضو تخلفات ناشران/ و استان قم و بوستان و ١١- حسن طارمی (عضو دین): در و حدیث/ آموخته مکانیک فنی تهران/ عضو و (دانشنامه جهان اسلام) ١٢- سیدعلی کاشفی خوانساری (مدیر و نوجوان): و و نوجوان/ های مختلف/ سال، پروین اعتصامی، سال دفاع مقدس، نقد و.../ و و کشور/ دو از و کشور/ سردبیر فصلنامه نقد و ١٣- علی گلشن (عضو و نوجوان): دامی/ و و عکاس/ موزه عروسک و ایران/ همکاری با و نشریات طبیعت و محیط زیست و فرهنگنامه و ١٤- علی اصغر محمدخانی (مدیر هنر و ادبیات): شهر کتاب/عضو و فارسی/ مشاور و ایران/ و و مرکز و و ١٥- محمدمهدی معراجی (عضو دین): عضو و عضو مجلس/ و اطلاع رسانی پردیس و قم/ سال ١٦- محمدرضا موحدی (عضو هنر و ادبیات): و از طباطبایی/ و و عرفان/ عضو قم و و مطالعات فرهنگی/ عضو قلم وابسته به علمیه قم ١٧- محمدعلی مهدوی راد (مدیر دین): حوزوی (اجتهاد)/ پژوه/ رئیس تخصصی قم/ آئینه / یار دانشگاه/ سال این نزدیک به دو دهه مستمر در راستای قانونی در زمینه کمک به از و نیز از های سراسر و در از انتخاب، و اهدای های در فرآیند بازار نشر تلاش داشته تارونق توامان در نشر و آورد. این به استناد بند (١٢) ٢ و و و ٣ آیین نحوه در نشر و سال ١٣٨٨ دولت با هدف از های و به منظور در و حمایت از انتشار های بر مبنای آیبن و ٣/١١/١٣٩٤ انجام می پذیرد. بعد از این به چاپ و نشر وزارتخانه در پاییز سال ١٣٩٦، ای با این تنظیم و به امضا و ابلاغ رسید که طبق آن، چاپ و نشر، این را به عهده دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
فرید قدمی: بازار کتاب ایران امپراتوری ناشرهاست

فرید قدمی: بازار کتاب ایران امپراتوری ناشرهاست


ایران(ایبنا)-هادی حسینی نژاد: است که در نشر که بین مولف/مترجم با می بین 10 تا 15 از پشت جلد کتاب(مجوع ها) به یا می شود اما کار است. های چند را قسطی این مشخص می در را می و با بد از و می که در بگیرند. این آنچنانکه در سال های شاهد عقد تری هم ایم؛ تا که جایگاه و یا با هم عوض شده و به جای اینکه به اثر پول از او پول هم می کند!! آن هم با . این در نیز اما در سال های به شکل ای که اخذ نشر از سوی به در کسب و کار با در پول شده است. در این کسی هست حال و روز و این را آیا 10 از جلد که ماه ها وقت و را آن هم با زیر و در که در ها از سوی پیش این قشر از این در گام پای های و و سال های تا به دهد. یا در ، یا اون زنه رو که می می ، زن ها در من یا دلف و ادبیات: از به شمار می آید و تا کنون بیش از 25 اثر را از شاعران و انگلیسی، آمریکایی، عرب و فرانسوی به فارسی از جمله، آثاری از جیمز جویس، هنری میلر، جک کروآک، باتلر ییتس، آلن گینزبرگ، آنائیس نین، ریچارد براتیگان، اس. باروز، آنتونن آرتو و محمود درویش. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید: این تفکر که 10 (گاه تا 15) از رقم پشت جلد که به شکل متعارف به حق العمل یا ملاک عقد می گیرد، رقم عادلانه ای در مقابل سود دست اندرکاران نشر (از تا و که سهم از و دارند) نیست. نظر شما در این آیا و عرق جسم و روح در امر و سهم را نمی اول که که این یک شد. یکی از جدی ها و های ما حق هاست. یک کلی در که و شغل یک کار و فقط می از و نشر باشد. به این چند دهه کنید. من می از اسم که با را و هم و اما از چاپ و نشر حرف می که آدم دلش می به کند. می آید عقد چاپ با در حق من از چاپ اول را صفر و از چاپ های ده ذکر شده بود. به از چاپ و نشر که من را کرد که می کند که چاپ می کند. را سمت کیف ام تا آن سی چهل را که توی بود به اما که که درش گفت وگو با و به خود است چند دارد. حق ها که این تا حدی به و هم و بین صفر تا اما ده است. ها در اما این فقط به کم ها به های چاپ شده هم می شود. در از 90 که چاپ می چاپ اما به یک روی اند: زیاد. چاپ هم به این کمک کرده. به جای چاپ ده خوب و با ده می دهد تا با صدتایی. ای که می روی وسط گم می و نمی شود و از و اش کم می به هم و به حق در می که در عمل نمی وقت کار اش فرق نمی کند یا درصد. حق یک از 200 ای که شش ماه وقت و هم با (300 تا 500 نسخه) با ده می شود بین تا یک تومن. با حق این می شود دو تومن. با فرض این که روی و زیر می و ای اش می شود از تومن. اما سود نمی کند. می که که روی و ها می حق به من بین 15 تا 25 است. اما که حق را هم به نمی با چند ماه تأخیر. در کل، بهترین دشمنان کار است. آیا اساس این تیپ معروف که به آن اشاره شد (و به تبع آن تقسیم سهم بین حلقه های نشر) نیاز به تجدید نظر آیا الگوی مناسب تری به ذهن تان می آید؟ فکر می کنم گذاری ها و حق در هر جداگانه بررسی شود. صد ای می ده سیصد ای از وقت بگیرد، اما در و به صفحات است. است که های ما می روند سمت کارهای راحت. نشر هم عوض شود. های با کمک نقادی نباید مجال چاپ بیابند تا راستین برود بالا. قضیه برعکس است. همه و همه دست به دست هم اند تا روشن فلج شود. معمولا بندها در ناشران، مثل و مقاطع حق التالیف/ترجمه. جمع این را قسط بندی می کند و در فواصل مختلف آن را می پردازد و اصلا مقید به زمان و شرط به رفتن است. حق و چه نظری دارید؟ بگویم: در امپراتوری ناشرهاست. هر دلشان بخواهد می دست آدم هم به هیچ جا بند نیست. پول زور هم حمایت می کند. به جز پول هم فکر نمی کنند. هم در حال اند. ناشرانی هم هستند که خوب و درست کار می اما من دارم از کلی حرف می زنم، به عبارتی از برآیند نشر. در ادوار مختلف، خصوصا در سال های که کلان در مشهود بوده، بحث و در است. امر بگویید فی نفسه نظرتان مشارکتی ساده بگویم: کلاشی. شاید هم تبه کاری. نمی دانم واژه های تری هم براش هست یا نه. شاعرها و های جوانی را می که هم افتضاح قابل چاپ در دو هم اما می آید کلی به به و چه چه می می گوید اگر کار چاپ شود سال بعد طرف می جلوی تلویزیون منتظر بنشیند تا اسمش را به برنده اعلام اما دست و بال چاپ و پخش را خود مؤلف بدهد. این موضوع سه پیامد دارد: اول، پر از های و گم شدن خوب؛ دوم، ایجاد توهم در تازه کارها و بنابراین منع آن ها از رشد فکری؛ سوم، فربه شدن از این بیمار و رها کار نشر. اوضاع مان تر از هر است که فکرش را بکنیم. آدم سرش سوت می کشد. علی رغم این که در ظاهر همه چیز آشفته تر که می کنی می بینی همه مان را یک کنترل می کند: ابتذال. را می از همه هم طلب کارند، هم در حال ناله. که آدم دلش کباب می شود. ها و ها چه؟ آن که رسالتی در حس می در سخت را پیش می برند، روزها کار معیشت می و شب ها می خوانند و می نویسند و می با حداقلی از معاش، با دلی که به زیبایی و حقیقت اند، این ها اند که اوسیپ ماندلشتام، شاعر محبوب روس من، رازنوچینتس می خواند، غیراشرافی. را می که اگر نام ها او را می شناسند، سی تایی درخشان کرده، خودم هم کلی از لذت برده ام و یاد ام همیشه، از دو دهه هم هست که شبانه روز کار می اما چند وقت پیش از دوستی مشترک شنیدم که درمان مادرش هم پول نداشته، ته حسابش سه چهار هم نبوده. خب، چه؟ که از کار ها پول و پله ای به هم زده، را تغییر داده، می دهد با صد دربیاورد، به جای این که ده با ده هزارتا. توی کتابفروشی ها که می روی قرص های ضد تهوع قوی با خودت ببری، از آن که بیماران سرطانی بعد از شیمی درمانی می خورند. در فعلی، پر است از دو دسته از چیزنویس ها: ثروتمندانی که تفنن و کسب نیمچه اعتباری می نویسند، که است صدتا کار چاپ در رؤیای جایزه که به تازگی از آخرین کلاس نویسی به خانه برگشته اند. از هم می سهم یا را با تعدادی از (مثلا 50 یا 100 نسخه) بپردازند. این مساله با مقوله خرید از سوی به مشارکت، خلط نشود! بله، این هم از آن های ای است که خوب یاد اند. در این دست از اجازه بدهید نقل قولی از سلین بیاورم، از قصر به قصر با سحابی: چه؟... ترسناک تر! ذهنیتِ کسبه، اما هیولا!... به اضافه همه انواع انحراف! که همه چیزت هم به آن هاست!... بندبازهای فنّ کلاهبرداری! کلّاشی هاشان وحشتناک حساب شده موبه مو! کامل پیچ و واپیچ و سردرگم که اگر سعی بکنی که سری دربیاری توی تیمارستانی، زنجیری به تخت! همه چیز دست به دست هم تا و این زیر فشار فلج و پر شود از چیزنوشته ها و مهملات، از های پنج کلمه ای تا شعرهایی که دیالوگ های تقطیع شده سریال های تلویزیونی و ماهواره ای تا که سراسرش پاساژگردی، عشق های شکست خورده آبکی و روشنفکرمآبی دیازپامی و های خرده بورژوایی با میکسی از اقسام هویت گرایی هاست، ادبیاتی که دستانی لطیف که نمی توانند فکر کنند. اما این را هم بگویم: این ماجراهای و بوده. به ناچار همکاری ای بین این دو اتفاق بیفتد، در این وسط به دنبال سود اما در پی تحقق رسالتش در مقام روشنفکر. به نظر شما چقدر جای خالی کارشناسی شده و ملزم شدن به استفاده از آن ها در حوزه نشر به نظر شما چه فرد یا افرادی پیگیر محقق شدن این امر باشند؛ دولتیان یا خود در قالب ها و ها؟ چه نهاد یا قدرتی این اجبار را به تحمیل دولت؟ اصولاً ورود به مباحثی خطرناک چون در علی رغم هر ظاهری که محال است به سود و روشنفکران شود. بهتر است در اموری دخالت نکند، چون قطعاً نتایج منفی داشت. که را نمی آیند که عمل کنند. راستش یک لحظه یاد نمایندگان مجلس افتادم که مصونیت رأی دادند! در اروپا انجمن های اروپایی هست با نام CEATL که مخفف Le Conseil europeacute;en des associations de traducteurs litteacute;raires است و از حقوق ها در نهادهای دفاع می یا پن ـفاکنر در امریکا. در هم خوب اما هنوز فاصله داریم تا تشکیل شان. در هر صورت، به گمانم مهم چیز نقد نقد تند و و صریح، نه از آن نقدهای بی خاصیتی که می گویند نقد سازنده! با تیغ تند نقادی، از هر ای که می توانیم، به جنگ با غول برویم که همانا است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رد پای فاکنر در اغلب آثار نویسندگان مرد ایرانی

رد پای فاکنر در اغلب آثار نویسندگان مرد ایرانی


ایران(ایبنا)_رسول آبادیان:هلن نیا به سبب های بی وقفه در امر نقد و انتشار های و و تمرکز بر و این در های ای شده است. نیا در این گفت وگو علاوه بر توضیح های اش، از به در ها است که نیست. او پس از از هم درمراکز به است. بار با از وی با شما که گل کرد و در جلسات آن می گرفت. شما در این بر از تان را به بودید که در چاپ با نقد حال ما کرد. من هم منتظر در فرم هستم. قصد در این کار با از این عرض کنم قبل از از وی چون می کند که با اخذ از با نقد حال ما به چاپ با در نقد به چاپ رساندم که آن نیز در دست چاپ است. آن هم، با توزیع بد، و به که از آن ها را در خود و می از آن کردند. من پیش از آن باز و به نشر به چاپ که ها و ها در هم بود. آن نیز در از های و های می شد. از آن به در نقد شد. ولی این به بود و ٣٠ که و ١١ هم از شده می شد. در این نمی توانستم ها را هم بگنجانم به حجم قیمت بالای آن و از همه مهم تر عدم کسب از نویسندگان. بنابراین، به ها پرداختم ولی در این از معروف ترین های که در منتخب ها و های یافت می و با اینترنت، به است. در چاپ آن که به های به است. از های را به آن ام و تری بود. به آن به با ام که به بحث در می پردازد. های از و به در هر بخش شده است که آن هم در و است. علت از این بود که و که در این باشند، به و دوم، که هدف یادگیری در این به فراموشی سپرده نشود. با متن به در تقویت شود. منظور از این این بود که بدانید در تلاشی بیش از که ذکر فرمودید، ام. در نقد حال ما یا با خوش شانس که یکی از دوستان لطف و از تک تک آن ها شفاهی گرفتند. با به در و آگاهی از نا و نسل از (در که با هستند)، می خواستم قدمی در جهت خوب که در آن نسل بردارم. شما به و هم با های حشر و نشر و هم به در می کنید. که می با است. از حال و ها و معاصر. از بخش آخر کنم. این می داد که ما خود را با از (البته چون شان این بود). از می که آیا در های می در های نیز یا آیا ما هم چون به یمن در این که و را می یک یا بودند. در که به یا و در می خود را در است. ولی از چند اند ولی از که و های را به ارث و از بی خبر و هم هستند. در می که چون ما است از در می ولی و مشترک بین همه است که با اِشراف بر این عناصر، می به درک و و تعبیر نیز بپردازند. نکنید که از علاقه مند در مدت کوتاهی شمّ و را یاد و با شاهکار های که در برنامه های می گنجاندیم، می و تشویق می که را یا به یا را بخوانند. در در های شان وادارشان می به بحث و که هم شان لذت بخش بود. می دانستند که می از در می آموزند، در درک نیز ببرند. هدف من بیدار این انگیزه در نسل بود؛ نسل ما بدانند ما داریم که در با غرب شانه می زنند. در حشر و نشر من با از که چندان ارتباطی نداشتم. من معروفم به سرم در کار خودم است و فقط به عشق می و نفس می کشم. ارتباطم با فقط زمانی بود که در جشنواره های که در اصفهان، و شهرستان ها برگزار می شد، می شدم تا به سخنرانی و بپردازم یا به مصاحبه مثل حالا که در خدمت شما هستم. اما با تحصیلاتم در از ویسکانسین- مادیسون و در این رشته، تصمیم گرفتم که از های خود در داستان، شعر و کنم چون در با نظامی سختگیر و به از معرفت و دانش که در آن اوج خود را می گذراند و با جریانات نقد که بیش از نیم قرن از قرن را به خود اختصاص داد، و در سیستم تربیت شده که در ها و ها ما را سو می کرد. من در و در لیسانس افتخار شاگردی شاد سعید شیرانی را داشتم که نقد را در آن به ما آموخت. هنگام گرفتن پذیرش، داشتند که بورسیه و ممتاز را، با شناختی که از های امریکا داشتند، به بفرستند که را فولاد آبدیده کند. آن موقع از قصد وی نبودیم. به رفتم، فهمیدم وی بر چه است. با در نظامی، بابت که تحصیلم را در آن خود را قدر دان آن یاد می که من کرد و پس از نیز از مو به مو به های شان عمل مرا می دادند. با های خاص از طرف که با خاص به می و هر کسی را به درک و با که شان نمی سعی از عقب نمانم. روز را در و آن می گذراندم. در نیز هم در و هم در خود سعی از که کسب در جهت این بجویم. یکی از که شما به اید است. ای است که بر نسل سوم ما داشت. از که این هم چرا در کرد و هم است! و از غرب و ما را تحت است. وی از در خشم و هم بود و هم مبتکرانه. این ست که نام او را به در رقم می زند. در گور به گور لذت ای را، با و وی با به می دهد. که از لای خود را می دهد. اثر این را در های و پس از آن در و وی می بینیم. از های شده در از و های تا به و نیز که خود یا در ما می شوند. من خود های و او و در آن ها در آن ام ولی بیش از همه مرا بود که را و و در سه (که پس از چاپ آن از را که این به چاپ یا روی دست شان ماند! لطف که پس از چاپ هم از نمی و به های وی نیز نمی نهند!) به هر ما با چون سبب و رشد های شد، به که می شود در های رد پای را ندید. طور که عرض است باشد. سخت و بر خود بر و ای است که به های اثر بها می دهد. به یک که هم می و هم و در از نقد هم مان که حال و روز ما در چه است و چرا با ای به نام افت نقد در من نیز به این ام و که می فقط از و و سر می گیرد. در ما مثل هر که به شکل در می نقد هم به شده است. ما اگر نان ولی دست . ما نقد را چه در از و چه در و های خود ایم. در نقد در هر و چه و چه کوتاه، رعایت می شد و ها گویا، روشن، مستدل و می بود که شما با دادن عناوین و زیر های زورکی لازم به بفهمانید که چه می گویید. موشکافانه به یک اثر می پرداخت و گهگاه از این و آن هم می آورد که را متقاعد و راضی می کرد که نگارنده بر و اثر بحث اشراف دارد. در مقابل، در در ها به که در های و در است و نیز در شده و بر و محفوظات پیش می رفت. تا تب و چاپ آن در ها شد. خود ما در این بود که در ناگهان به اوج و پژوهشی، و فرمی که تقلیدی از های شد و به ها و ها شد. با بازگشایی در ادبیات، و به های و پس از آن نیز شد و به قول عوام، بر نیز ماسید . این و با در تز ها و های در های مناطق دنیا سنخیتی ندارد. و یک و خود بخواند و ببوید و معنا را در که به تبعِ تجربی، هم پر شد از های جداول و آمار و ارقام و در اند. این ارثیه ای بود که معلوم نشد از کجا بر های ظالمانه شد. درآن هم هر چه فریاد زدیم که این آن که در سنت کسی به حرف مان ننهاد، چون این قوالب به طور و همه گیری اپیدمی شد و ما خود بر و تخصص تن دادیم! چون پس از در راه شد، ناچار به تبعیت از اسلوبی بودیم که با بیگانه بود. یک را می خواندید، که یک در پایه را می کردید. که در شد، و های نقد بود. این و ها موضوعاتی و غامض که در پس آن دنیایی فلسفه و و روانشناسی و و غیره نهفته است و با گذشت تعداد و بی شمار شده و چون حلقه زنجیر به یکدیگر متصلند. ما با آن ضعف عمومی و ضعف و بی حوصلگی در متون و غامض، با ما در فهماندن ای به آنها، از درک این به غیر از موارد استثنایی و برجسته، عاجز و قدرت درک این را ندارند. ولی ما موظف به که اگر در درک درستی از باشیم، می توانیم به هم در حد درک او بیاموزیم. بنا بر کلی در گرایش زبان، به شده خود را به یکی از های نقد و کارش را مشخص کند. حتی اگر به اصطلاحات آدامز مراجعه کنید، می گوید نقد فقط به معنای انتقاد از اثر نیست؛ نقد می تواند تعریف، و نکته های انتقادی نیز باشد. حتی تصریح می کند که ناقدی است در خود خاصی را اما الزامی اشاره چون ماهیت بحث و تحلیل، خود آن خاص بود. اما سعی می کند بر روال و روتین عمل کند ولی با درک ناقصی که از الگو، یا نقد قانع اش، تکه و قطعاتی گاه نامرتبط از ده ها و را در هم می گذارد و تقریبا دو سوم از یا را از در آن اند پُر می کند (این آن است که در در هستیم) . نوبت به اثر و نقد آن می رسد، می بینید باز از این سو و آن سو شواهدی را در اثر می دهد که نیز متعلق به است و گاه می شوید که او خود را که بناست است و های را به جای و خود جا می زند. حتی نباشد که این کار خطاست، چون کار دیگردانشجویان را می که نیز الگویی معیوب و قطعه است. شاهدیم این یک و به ده ها و دکتری در اش نام ١٠ پرداز را معرفی می کند و مدعی می شود که می های همه را در اثر ردیابی ولی در با چند مختصر که درک و خود او هم نیست، شما را تشنه لب رها می کند. در حتی زحمت یک بار بازخوانی و اطمینان از و را هم به خود نمی دهند. این خود بعد ها در ها به و و فارغ التحصیل با روش می پردازند. با مشکلات به چاپ می رسند. ارتقا می گیرند و به مراتب و مدارج دست می یابند و این دور باطل می یابد و سان های غلط به سرعت اشاعه و جا می افتند، با ده ها منابع ولی محتوایی نازل!هیچگونه ابداع و خلاقیتی که کشفِ خود در اثر دیده نمی شود. ولی گله مندیم که چرا ما در پذیرش نمی شوند! به می و نمی آیا ای که می خوانید، کار اصیلی است یا نه و آن بیچاره ای هم که کار و و اصولی می در مظان یا پلیجریسم می گیردچرا که خود را به کار از دست اند. است حتی را بشناسد، ولی در کاربردی از آن به راه خطا رود. در کار و نقد می شود به افرادی و به فرد که می دانند چه می کنند، ولی در قوانین آکادمیک جا امروزی قبول نباشند. من خود ترجیح می مقالاتم در و مخاطب عام چاپ شود تا در که در قفسه های ها خاک می خورند. شما درکنار پرداختن به داستانی، چند هم در اید. های و چیست؟ است. مفهوم های در این دوکتاب، بنا به چه ضرورتی و به و نوع لیچ و نورتراپ در این دوکتاب بر چه وجوهی است؟ شما هم در ها و خود به این باشید که ما و های و به تئاتر، گرفتار ها و تئوری های پسا مدرنیستی شده اند که از این معرفتی جامع در هر ها را نیز و از سر کرد تا به فرم ها و شکل های تر و پیشرفته تر که از فراز و نشیب ها گذر رسید. در و تمامی های آن و در نقد و هنر جویان ما از آخِر به اول می کنند. بپرسید ببینید چند هنر های نمایشی را اند. من خود این را در دانشجویانم زیر و رو می و بعد آن را بر روی پیاده می و در نیز می که این ارسطویی یا تداوم یا تغییر و دگرگون شده اند. و نسل بر پله بالایی ایستاده و نگاهی به پشت سر نمی کنند. لیچ با تعاریفی که های ادب از می شود و سپس به می پردازد. با این نظرات و از ابتدا کسی که می در یا آن را بازی یا به بیاورد، یک الزام است. هم بخشی از نقد است که من فقط آن قسمت که مربوط به بود در این گنجاندم، اگر چه بحثی است به سنگین و که از ها تا آن را درک کند. در نقد با به بحث های غرب، با گریز به شرق، را تجزیه و است؛ این کار اقیانوسی است که غرق شدن در آن اگرچه هول آور، ولی لذت بخش است. هول آور چرا که در می یابید کم می دانید. ابلهان او را نیز که تماما بر های تاریخی شکسپیری است تا در تراژدی، این را از قلم نیندازیم. تاسف من از این است که با چون شاهنامه، ما در کم کار ایم؛ یا کاری نداده ایم. هم هست به موردی که فقط در بر می می شود. درمیان های بوطیقای به چشم می خورد. ظاهرا نقش در های گوناگون هیچگاه رنگ کهنگی به خود نمی گیرد. به گمان شما نسل ما اولیه این پرداز، می بایست از کجا شروع کند؟ است که در و ولی چون شکل شعر هر چه و معاصران وی در می گفتند، در اصل در شعر بود. و شعر مترادف کما را هنر شاعری نامیده اند. اول سروده شد و پس از آن در این اشعار، و ظهور کرد. پس در بر گیرنده شعر و و است. هر چه با می شویم، به این می رسیم که در می دانیم، ست که گفت؛ فقط باگذشت وی تر و کامل تر شده اند. که در تا حتی قرن نادیده می شد، تفاوت قصه گو با که این خود به یک نقد مبدل شده است که در چند جمله، در کرد. منتها این خود او بود که فکر می کرد ذکر کافی است و نیاز به گشودن ندارد، کما بحث پالایی یا کاتارسیس وی قرن ها ناقدان و مفسران را سرگردان بود و بحث است. به در خود را که به بحث در می نیز افزودم تا راهگشا باشد. این خود نخستین مرجعی است که از آن کنند. برگردیم به های دانشگاهی. من می این را کنم که درک دانشجوهای از رشد در است و امیدی به آمدن و و از این فضاها دارید؟ در واقع هیچ. آخر از کجا در این دانشی باشند؟ مگر های ما به غنی ما بها اند؟ که کم کم هم از نقشه ما حذف می شود. ما به می نام یک یا دو را بر بیاورند؛ اگر هم اعتراف می که از را اند. و ادب هم با سیاست گره می خورد، فاتحه هم که بوده، بخوانیم. از نام های شهیر نیز باک دارند، چه رسد که و تحقیق کنند. استثنا هست. از میان خود من، و و آمده ولی شوربختانه همه از مهاجرت اند. عده ای هم که در هستند، مهجور مانده چون جایی ندارد. حتی ما فقط در پی های شده و درصدد کشف های و نیستند. های خود من، در میانسالی- چون در شده نیستم- یافتن شده اند. هر چند با محتوا، اگر نباشد، حاضر به چاپ آن نیستند؛ در که ها نیازی به شدن ندارند. از جراید و پرسید که و اهل قلم کجا خود را دهند؟ کسی دغدغه این را شما در یک مورد، دست به گزیده یکی از شاعران هم زده اید. صف شکن است. صف شکن از زاویه دید شما است و این گزینش به چه دلیلی شد؟ من روی نیز کار ام، قبل از را بشناسم. من بر و سردبیران و مدیران مسوول مجلات، اگر از ای خوشم بیاید و بر و دلنشین بدون بدانم او کیست، روی آن می نویسم. مفصلی روی در شاملو ام. ای در یاد رامین نوشتم. از طرف دیگر، بر شعر خانم صابر، که را به هم ندیده ام ام، بر ای از ابن الرسول با در حسرت شعر مطلب ام، دو از جوانی به نام پژمان الماسی نیا دریافت و تحلیلی بر آن و آقای صف شکن، که را هم حضورا زیارت ام، نگاشته ام. در هر تحلیلی، مدت ها با آن سر کنم و ولی در بدو امر بتوانم با آن برقرار کنم. در صف شکن هست که در ها ام که از نظر من و بر است. مضامین وی و ولی با و با تک تک سلول های وجودش شعر می سُراید. در وی که ها ام، اما سبکی وی و گاه ساختار شکنی وی در را رقم می زند. پُرکاری پس از چاپ ده ها شعر حیرت آور و تحسین بر است. صف شکن با شعر زندگی می کند و این حس و روحی است که من در او و اشعارش ستایش می کنم. در ضمن من بر سه از برادرم، که از نظر خودم، استعداد خارق العاده ای در سرودن شعر ام که در به چاپ است. بر ای از یاد منوچهر آتشی هم که در حیات، وی آن را خواند. که قصد راه ای را داشت، پیغام فرستاد که بفرستم که نه عُمر وی و نه بخت من قد نداد. بر اشعارزنده یادسیمین بهبهانی هم سیاه مشق ام. را که آرزوی توفیق بر آثارشان را دارم در دستور کار دارم، اگر عمری و سعادتی. من هفت سال است که از استادیاری بازنشسته شده ام و پس از در مراکز هستم. در اشتغال، جدا از و ها و ها در تخصصی و و های را به سبب های شده در این به عهده ام. بار ها تاکید ام که نقد گر چه در غرب سبب تحریف و لوث ادب نمی بلکه و اسبابی می کند که به و کشف ادب چه و چه مدرن، بینجامد. امیدوارم در ها همکاران در ادب از این نشوند. در گذشته اکراه استادان این با بر حول محور آن، نقد می شد. در هر کمی از چون فلسفه، تاریخ، اجتماعی، روانشناسی، شناسی، و اسطوره و نقد به این معارف را پذیر می کند. با خود سو وتشویق به نقد کاربردی، به روش صحیح، را بارور شدن و همه گیر شدن نقد در کنیم. این امردر بالا انعطاف و و اجتناب از های احساسی، که فقدان در ما به معضلی تبدیل شده نقش بنیادی داشت. منبع: روزنامه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
محور اصلی این کتاب جیمز جویس است

محور اصلی این کتاب جیمز جویس است


خبرگزاری (ایبنا) با به خصوص شخصی، های و هایشان با افراد خاص ای و است. در این چون همینگوی، فیتزجرالد، و و شاعرانی که با این غول های هم اند از خاص برخوردارند. که در این شده نیز کم و کم استقبال قرار گرفته است. به تازگی به نام بیچ و نسل با از سوی انتشارات نیلوفر شده و که از نام آن آید به نحوه شکل و و و آن بیچ را با آن شرح می دهد. با این به در و و گفت ایم که در ادامه می خوانید. نام این به نظر نمی رسد. از این کتاب؛ نوئل رایلی فیچ قبلا به فارسی شده این به نویسی شهرت و در شناخته شده چون نوشته که توجه و ایرانیان اند. اما چون درکتاب جشن و و ی که نشر تا حدی به شخصیت بحث در این شده و خوانندگان با نام بیچ این جزو به است که به قلم این در شده است. این که در اش و دهه 20 و 30 در را می دهد و و آن را با این و بیچ می دهد. در این و و های بیچ راه این می زیاد. در یک که به های خود و عشق به و می شود که را در قرا ر بدهد.اینطور که بیچ شدن در سر و در عمر است که به روی می و در حکم یک می شود. از آدم های در این یاد می که در بیچ و های او در و نقش می کردند. در این از او به حد می چون از آدم های مهم بیچ است. در کار در به راه به او کمک می کند و بین آن ها می شود. هم و در شعر و برگزار می شد. مهم ترین شعرا و است. همینجاست که بیچ آن ها را می بیند و شکل می گیرد. از طریق است که بیچ با جهان و هنر می شود و در و انگلیسی زبان می شود. می شود گفت که بیچ از ناشرانی که یا در آن زمان در هم غیرمعمول هم این کار را می است اما که بیچ مهم است این که بیچ را چاپ می کند که درآمریکا ممنوع و در انگلستان نمی شود. او اولیس را در می کند و درواقع بیچ یک را است و انگار که رسالت اش این که در این و به را کماکان به عهده می گیرد. بیچ با و شعرای و او است. های فیتز جرالد، و مرتبا در این رفت وآمد اند. در این بر کدام شده جویس. این است. چون در سکونت و حضور در معمولا موقتی است. خواسته های هم و تقریبا وقت، پول و انرژی بیچ صرف به می شده است. پس برخلاف جشن که بر فیتزجرالد و است در بیچ و نسل است. بله در جشن است چون اثر است. اما دامنه موضوعی این گسترده تر است و حلقه دوستان و اطرافیان بیچ می شود. نظرات بیچ از جشن نقل می شود. در بیچ و نسل از منابع، ها، و که به آن دهه دارد، استفاده شده است. حتا خاطراتی که بیچ بنا به ملاحظاتی آن ها را حذف بود، نیز از چشم این دورنمانده است. این کار تحقیقی مفصلی تا موضوع این که بیچ است هر چه بهتر و تر بررسی شود. حاضر که از حجمش پیداست مفصل تر از است که نشر با و است. وجه تمایز این با آن چیست و به چه چیزهایی در این شده که و فاقد آن و به دیگری از این است. این پس از مرگ بیچ به یک امریکایی فروخته می شود و محلش هم تغییر می کند اما سعی می شود که شبیه آن باشد. ماترک قبلی را نیز حفظ می کند. " و در به ای است که در طبقه بالا می و یکی از آن ها خاطراتش را می نویسد و تبدیل به مذکور می شود. بیچ و نسل را چه کسی به شما کرد و چگونه به دستتان رسید؟ این را گلی کرد. گلی به این داشت و این را ایشان به دادند و در هم این را به دست من رساندند. در حقیقت این به بود و معتقد بود که این کتاب، بالینی اش است. به یک و کسی که سال های سال است با اهل قلم و دارید، به چه شباهت خودتان و بیچ هنگام رسیدید و چه در این زن شما را از چیزهای مجذوب خود کرد؟ ام و با اهل قلم حشرو نشر هم ام و ام. اما مساله من این است که می شود به رغم ها- چون بیچ دوران جنگ های جهانی را از سر گذراند- و در ای که همه مان مایوس و درمانده ایم، این عشق ها می نجات بخش باشد. وقف کردن خود که دوست داریم، فارغ از نیازهای مادی آدم ها می تواند، ارضاکننده باشد. و این های می جریان ساز باشد. الآن متاسفانه های بزرگ و زنجیره ای این های را و به خاک سیاه نشانده است. ولی همیشه واقعی و جدی را می که های اند و آدم های عاشق که مشتری دائم دارند و به آن ها جهت می دهند. را می که مجلات را حتا تا دو و سه شماره درمی آورند. به نظرتان مخاطبان این اهل قلم و به روشنفکران هستند؟ این درحالی که با تاریخ و هنر گره یک قصه است؛ قصه یک زندگی. این کسی که بحث در را می شناسد و آثار آن ها را خوانده، جذابیت اما دیگران هم به مثابه یک می توانند آن را بخوانند و بگیرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مروری اجمالی بر زندگی آیت الله بهاءالدینی / آیت الله، امام را استثنائی می‌دانست

مروری اجمالی بر زندگی آیت الله بهاءالدینی / آیت الله، امام را استثنائی می‌دانست


آیت حاج سید رضا 1 در ذی سال 1327ق در خانواده ای متدین و تقوا پیشه، در شهر قم چشم به . پدر آقا سید صفی پاک و پرهیزکار و از آستان معصومه- علیها- بود. در شرح حال اند: با بود . در ده الی جزء می به که از هر جای این می فوراً می داد . به علت انس با قرآن، آیات را می شناخت و به کشف الآیات شهرت یافته بود. در حرم معصومه- علیها- بود و در درس حاج شیخ و حاج شیخ قمی می کرد. را می و با فقه و هم بود . او بود و فکر و نمی شد به را کرد . و آیت نجفی(ره) هم اند که و در است که کلید دار حرم فاطمی اند. گویا در فامیل این سِمَت رسم است . می گویند نیز به ملاصدرا منتسب است . والده من- با سواد نداشت- از دعاها را حفظ بود.2 و رفتار شایسته پدر، در شکل گیری او در است . یکی از می گوید: پدر او، خاصی به آقا [آیت بهاءالدینی] می و از این عمل به می به ای که در روح به وی اثر داشت. او های پدر و را در خود می دانست.3 آن در این می فرمود: مرا به خطر می لکن بود که مرا نمی کند.4 و آیت از و و از هوش و فوق ای نیز به که در سه یا به رفت و و و را و در شش با به قم، و به روی آورد. او از بدو به خاص و حاج شیخ قمی (کبیر)، حاج شیخ و حاج شیخ تقی بود ند و از این و ها برد . یکی از می گوید: آیت از خاص شیخ می فرمود: از شش سالگی، از ما زحمت کشیدند و به ما التفات . حاج شیخ تقی هم به و از مسائلی را که با مطرح نمی از دریغ نمی کردند. این، به سبب اطمینانی بود که به شخص داشتند. در این می گوید: آقا نقل می کردند: من هفت ساله که در مجالس بزرگ، مثل حاج شیخ می کردم. وارد می حاج شیخ قمی برمی خواست و مرا کنار خود می . له آیت را نخست نزد پدر گرانقدرش و پس از آن، جامع المقدمات . سیوطی و مغنی را از آن آقا شیخ ولی عامره ای و آقا علی ادیب با شور و شوق فرا گرفت و به دنبال آن، در سطح از و گرانقدر، و ملا علی برد. آیت پس از اتمام سطح و تکمیل و به در و حاج شیخ سید حجت کوه ای و حاج آقا و از و با شور و وصف و ای به و و و به آمد. آیت این در را نیز از حاج شیخ قمی و تحت او یافتند. وی را در آقا علی کرد و در درس شیخ شاه نیز می نمود. آیت در این می فرماید: که به درس شاه می خمینی(ره) را می که از می شاه به او درس می داد. ما بود. من مدت نمی بود که به نداشتم. ما در فقه و داشتیم. 5 ذکر است که اهل آیت با آیت حاج سید و آیت نیز و است. و آیت آن که در صدد اخذ و از سید تقی و (نویسنده) این هم شیخ آیت حاج شیخ علی اراکی(ره) بود . او از حاج شیخ داشت. به آیت (تقریباً) در به هدی به شد و در مدت خود در در درس از و می کرد. سید از او می که در نجف ولی چون سفر وی بود و از هم در به باز می تا امر سفر به نجف را ولی پیش می آید و نمی شود. و در و در شرح و و فوق در راه علم و است. این شور و شوق و در علم و و در آیت به است. یکی از می گوید: آقا می فرمود: یک سال از نیامدم. می آمد در و از دور مرا می کرد و باز می گشت. ما به حدی بود که نمی به سری . یکی از می گوید: ما درس پیش از صبح و وقت از او فرا گرفتیم. که به می و چای نیز بود. چای می و اول صبح می خواند. گاه یکی از درس که قبل از می شد، می تا وقت صبح و بخواند. در این خود آیت می فرماید: آمدن به فیضیه، من از می گذشتم؛ چون در راه و اگر از ها می با اشخاصی می و ناچار به و علیک می لذا مطالعاتم مخدوش می شد. معمولاًً از پشت باغات اطراف شهر می کردم، تا کسی به من برنخورد و به خود بپردازم. در آن سطح، مانند را می کردم. هم دو سه تا جلو بودم، تا اگر یک شب مثلاً مانعی پیش آمد و نتوانستم کنم، درس صبح ما نشود و از ذخیره و بکنم.6 آن می گوید: آیت می فرمود: من از حرکت می که اول در (آن هم در در برف و باران، با چراغ و با وجود های گلی) و تا اول آفتاب دو . روزهایی بود که ما چهارده درس و و . روش و شاگردپروری القدر، آیت با مستمر و و با به کارگیری روشی خاص، مبرز و اندیشور را تربیت کرده است که از امروز، مایه مباهات های و از صدیق نظام جمهوری اسلامی . در خصوص شیوه او، به بیانات دو تن از شاگردانش می کنیم: آیت در مختلف و از یک ساعت قبل از صبح سپس صبح را می و تا شب، درس و بحث می شد . از امروز از او . وی به زیاد، بیشتر از نقل و بحث در می داد. گفت اهل تتبع نبود، اهل بود. بیان روشنی و به خود بینش می داد. آیت در اشخاص و به ای می کرد و را می داد که طی یک تا دو اگر نزد او می اصلی فقه، دستگیرش می شد و امر، سبب می شد به برسد؛ نه این که به فروعات بپردازد و وقت خود را هدر بدهد. نکته دقیق و این که آیت علاوه بر عمومی، یک تقریر دومی خصوصی شهید مطهری(ره) داشت. جامعیت له تا به حال، سخن از پردامنه این و سعی و او در تعلیم و تعلم بود. حال سخن بر سر این است که نه او را از معنویت دور نکرده، او را تا از دوره و در امر خودسازی سعی و کند و با الگوگیری از امامان- السلام- به ای از برسد که الگویی سالکان الی و سیر و به شمار آید. کوتاه سخن آیت فقیهی موحد و مخلص، مسلط بر هوی و هوس، عارفی متمسک به اهل بیت،- السلام- تقواپیشه ای شب زنده دار و متهجد و الهی، صاحب کرامات و مکاشفات و مهم تر و ارزشمندتر از همه این که، مستجمع از کمالات کمالاتی که را به آن سفارش می خود به آن و رسیده و نمونه و آن شده لذا فردی، چند لحظه در او می نشست، حس می کرد سَبُک شده و او به آخرت افزون گشته و از عشق و اش به کاسته شده است. یکی از له عباراتی را به تحریر در آوره است که به قسمتی از آن می کنیم: حقیر، ترین دستاورد این القدر را رهیدن او از خلائق و انقطاعش به خالق یکتا می . این خصلت، آنچنان در وی متجلی و بارز بود که کم توشه از نیز، در یک مصاحبت و مجالست کوتاه، به گوشه ای از آن پی می برند . وی لا فی الوجود الاّ را عمیقاً باور و در حالات و آنات خود نظر داشت. ما سوی از جماد و نبات و حیوان و و و مخاطرات و نعمات و بلیات، اثری استقلالی قائل نبود. این پندار و باور، نه در گفتار که در کردار او نیز ظهوری محسوس و ملموس و خصوصیت او و امثال او را از صف و مؤلفان و سخنوران عرفان و و توحید متمایز می و بر جایگاهی و قله ای رفیع می . گفتن و نوشتن و و ارزش ها چندان نیست؛ آن ها را در خود پیاده کردن و خود را تمثل آن ها دادن، مردافکن و است که بحث ما، به حق از قهرمانان پیروز این میدان است. اما در فراسوی همه این ها، او شخصی بود اجتماعی، آگاه به دارای دیدی وسیع و ژرف و فکری صائب و از دوراندیشی، به در و وقایع و شرایط خاص اجتماعی؛ لذا می بینیم که قبل از انقلاب، شیفته و ارادتمند خمینی- قدس سره- و همواره حامی و پشتیبان و در و در سال های پرالتهاب جنگ، یار و رزمندگان در جبهه های نبرد بود و چه صادقانه با آغوشی باز این مردان حماسه و خون را به می پذیرفت و پدری مهربان به گفت گو با می نشست! او انس و ارتباطی صمیمی با رهبر آیت خامنه ای - دام ظله العالی- و له نیز ارادتی خاص به او می ورزید. یکی از در این می گوید: آیت بهاءالدینی- قدس سره- به خمینی- قدس سره- به عنوان بی و مرتبه و در حد یک استثنا می نگریست. از ویژگی های مهم اخلاقی و تربیتی الف. تفــکر اکثر اوقات شب و روزِ به می گذشت. حتی سحر ها- بعد از این که شب می خواند- به می پرداخت. می فرمود: من روی یک صحیفه سجادیه سال فکر و می فرمود: فکر کردن، دریچه را روی باز می ولی طول می کشد . ب. بی تکلفی یکی از نقل می کند: گاهی که با او از محلی می کردیم، اگر مکانی مناسبی سایه یک دیوار می شد، آقا می فرمود: جا قدری بنشینیم و استراحت عرض می کردم: آقا اینجا مناسب شأن شما نیست، در رفت و . آقا می فرمود: این حرف ها چیست؟! جا خوب است. اگر ما بخواهیم این مسائل را مراعات و این ملاحظات اگر چیزی هم از ما می گیرند . ج. بندگی خدا آیت می فرمود: درس می گفتم و یک روز که آمدم پشت در، خوشم آمد. جا تصمیم گرفتم درسی را که هوای نفس در آن کنم؛ لذا درس را به منتقل و عده ای از می خانه. وی در این که: چه تا بتوانیم از الهی برداری کنیم، می فرمود: خدا باشی، هوا و هوس نباشی. به می فَاَملِک هَواکَ تو هوا باش، نه هوا تو. ما هوا مالکمان هست؛ هر کجا که هوا ما را می کشاند؛ در حالی که هوا در اختیار شما باشد....7 ***** این خورشید فروزان علم و عمل، پس از طی نقاهت نسبتا طولانی در سرزمین قم غروب کرد و دل های را داغدار نمود. رحلت آن شام جمعه 1376/4/24 رخ داد. روز شنبه پیامی از سوی مقام رهبری در این صادر شدو روز یکشنبه، 1376/4/29 مطابق با ربیع الاول 1418 پیکر مبارکش را از و له کردند. معمول این است که و را در قم، از مسجد حسن عسکری علیه می کنند؛ اما آیت آقایان اصرار آقا را از و تا بیایند و محقر و ساده او را ببینند و بدانند می شود نزدیک به یک قرن بی اعتنا به زخارف در کمال غنا و بی نیازی روحی زیست. انبوه تا حرم معصومه، تابوت را اشک و ناله حمل می و پس از اقامه بر آن بدن شریف، آن در حرم و در قبری دفن شد که کاملا غیر عادی و بر خلاف پیش بینی معمار حرم، و مهیا بود. خداوند، روح پاکش را با طاهرینش محشور و ما را رهرو راهش دهد. حجت سید باقر مهاجر پی نوشت ها: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. آیت در گذشته به حاج آقا سید صفی مشهور بود. 2. 74. 3. با حجه والمسلمین فرحزاد؛ 74. 4. همان. 5. مجله ش32، ص67. 6. 74. 7. همان.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
راکعی: بهبهانی شانه به شانه بنیانگذاران ادبیات تلاش کرد

راکعی: بهبهانی شانه به شانه بنیانگذاران ادبیات تلاش کرد


تهران- ایرنا- فاطمه گفت: شعر ایران هستند نه فقط حوزه زنان، چون به بنیانگذاران تلاش کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
مذاکره یا عقب نشینی؛ مساله این است؟

مذاکره یا عقب نشینی؛ مساله این است؟


با در با جدی است. این در در جزو خط قرمزها محسوب می‌شود. ماجرایی که بار دیگر بحث‌هایی اساسی را پیرامون ضرورت‌ها یا چرایی عدم انجام آن به راه انداخته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
قصه‌هایی به سبک و سیاق مهسا ملک مرزبان

قصه‌هایی به سبک و سیاق مهسا ملک مرزبان


به ایران (ایبنا) ملک سال ها در و داشته و به تازگی به نام های بی زن به قلم ملک شده که اثر وی در نویس است. با ملک های بر و حال گفت ایم که در می خوانید. شما در های مانند اجرا، ترجمه، روزنامه نگاری و می کنید. کدام یک از این ها شما جدی تر من خودم را به می تا تلویزیون. من تر است و و من هم در این بیشتر. سال که به در دارید. چه شد که دست به قلم و به چه در سوق شما به سمت و در شدن قصه های های بی زن و چون این قصه ها سال ها در تا به مرور شکل کامل تری کرد و در قصه های مکتوب شدند. این قصه ها نتیجه تاثیراتی بودند که من از فضای اجتماعم، آدم های اطرافم، ها و زیسته ام ام. اما بگویم که ام بر این کار داشته، خیر اینطور نیست. از مترجمانی که پس از به روی می آورند نویسندگانی را که سال ها از آن ها می در خود نمی کنند. من هم یا و های را نمی کنم. در طول که جهت های ام و به قصه اما قصه های این به طور تحت ام. اما نام این یکی از های است. بله که این اسم یک است و به ندارد. در قصه های های بی زن تان یا که در و های شما از فکر و ذهن آید یا طور که قصه ها تحت همه این ها است به من به شدت آدم هستم. عکس ها و روی من می گذارند. هیچ قصه نمی کند در را می و می که از های است. قصه ها در اند این ها و نوع ها که می و یک قصه را می قتل و و و عشق و تا ابد هم بود. که مدل های قصه های های بی زن را می در و خواند. در قصه تا چه حد به های و آیا تان در با و جنس است یا به های و اگر یا قصه ای نوشتنش را شروع می کنم. از عقیده دارند آنقدر حل نشده در دارد که بهتر است شان از جنس و خاص خودشان تا با از این در بتوانند راه گشا باشند. در مورد من این صدق نمی کند. مگر است با قصه مشکلی حل شود؟ ممکن است با طرح مسئله کرد یا موضوعی را برجسته تر نشان داد و به تلنگری زد که بعد از آن به حساس تر شود و حتی آن را دنبال کند اما حتی اگر بتوان با قصه راه حلی ارائه کرد، آن راه حل در چهارچوب آن قصه و و و موقعیت خاص آن است مگر خط فکری خود را در آثارش بتواند به اش القا آن زمان است که شاید تغییری بیفتد که قابل اعتنا باشد. من از یا ولیکن و دغدغه های زنانه هم جزو هایم هست. پس هدف و انگیزه تان از اگر قصه ای می نویسم این است که آدم ها، ها و اتفاقاتی را که مرتبا توی رفت و آمد می به روی کنم تا کمی سبک شود، آدم ها و قصه هایشان بخش زیادی از را اشغال می کنند، آن ها را روی می نشانم، سبک شده و جا کاراکترها و های باز می شود. نوشتنم این است که دوست دارم با من از ها و اتفاقات و قصه هایی به سبک و سیاق ملک هم آشنا شوند. شما به واسطه بودن تان با روز آَشنا و به کیفیت تولید شده در اشراف نسبی دارید. به نظرتان جایگاه ما به غرب کجاست و ما را با غرب در چه حدی می دانید؟ من اسم روی این نمی گذارم. ما مدل خودمان را در داریم. به شرطی که حجم زیاد که از راه ما می شود روی اصالت ما نگذارد. سال که در نیز مثل از صنایع مان از تولیدکننده باشیم کننده، یا مونتاژ خوبی هستیم. مان اگر بر پایه ساختارهای قدرتمند کهن خود نتواند در مدرن رشد به سادگی تحت کشورهای می که مطلقا چیز بدی اما این به شکل غالب درآید نگران است. درست است که هر ای تحت قلم شخصی می که را از او پذیرفته حالا می بورخس یا همینگوی، اما این تاثیرپذیری نباید انفعالی که در بومی ما را بی مایه و ضعیف جلوه دهد. برخی از مترجمان بر این باورند که باعث نثر شده و به ارتقا ادبی معاصر ما کمک شایانی می کند. نظر شما در این باره به نظر من به نثر کمکی نمی کند آن بر نوع روایت، زاویه دید و حتی سوژه است. یعنی به لحاظ تکنیکال موثرتر بله. چون شما می اگر خیلی وفاداری باشید می توانید در قصه را خوب به خاطر است که می گویم روی نثر اثر نمی گذارد و مثبت آن غالبا در ایجاد های و خلق و جدیدتر نمود می کند. چه کار جدیدی در دست دارید؟ رمانی به نام شیفتگی ها از اسپانیایی ام که است آماده است. تاخیر این رمان این است که مایل بودم حتما با خرید کپی رایت شود و چندین ماه است که با محترم نشر چشمه مشغول مذاکراتی با و در ارتباط با قبول حذفیاتی که صورت است، ایم که امیدوارم به زودی به راه حل ای برسیم و به دست خوانندگان و مندان برسد. گفتنی است های بی زن ملک در 106 صفحه به قیمت 12000 بار در سال 1396 شد و تا به امروز سه بار تجدیدچاپ شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : گوناگون
چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟

چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟


به خبرگزاری (ایبنا) از های نقد و متون به و نقد شهر اثر داشت که سه شنبه 26 تیرماه با سخنرانی و در و شد. در این خود را در سه بخش کرد و گفت: از 17 و گفت جستار است چون به شکل رایج و به شکل مضمونی در سه بخش تفکیک شده است. ویراستار بیانچینی، جامعه فرهنگی و است و هم در همایشی شده است. وی با این اثر است و آن که آن را می کند در به شهر است داد: شهر به است. این ای را به باز و پا را از و با های می کند. این اثر می که به غیر از چیزهایی که می بینیم هایی که حس و درک می شوند و که ما بکنیم این است که این را کنیم. این ها که است و را ما می سازد مهم است بدین معنی که به غیر از ها و ساختمان ها می تصاویری داشته که از ها، آثار نقاشی، روایت های عامیانه مردم، جک ها و ... شده و این می احساس ما را نسبت به شهر بسازد. این بخش در به آن شده است. وی شد: است که ما در است اما های از را ـ که در می ـ در شهر جدی و این های را به و با که و ... را جدی نمی در بگذاریم. به شهر می کند که این را جدی چون است و ما را با در شهر می کند. این ولی از است. وی با به 17 داد: از و به شهر می و با شکل ما در است. ما می سفت و سخت با می اما این با تری به شهر شده چون اگر این ما ها می شد انگ به ما می اما است که از خشک که را در ها می کند از آن و به راه حل می رسد. این در بخش از سخنانش با را در سه بخش کرد داد: بخش روش من انتظار داشتم بخش بگوید کاربرد تحلیل گفتمان در چیست؟ اما کردم که از این منطق پیروی نکرده اما اصطلاح روش را به کار برده چون پروسه روش آن به روش های دارد؛ به طور نویسنده ای افرادی که پرنسس دایانا را کردند و یا کسانی که این را در همان مکان دیدند در این بخش آورده است. وی افزود: بخش دوم به که یکی از ترین بخش های است و از داستان و های با نظری پنهان به معرفی است. به طور زیر آسمان برلین است و شما این را می فکر می کنید که یک نقد می اما دغدغه های در آن می شود. همچنین بازاریابی در آخر سخن می شود و منظور نویسندگان این که جلوی همه های شهر را بپوشانیم و شکل تبلیغاتی به آن بدهیم اما در شهر، به مردم کمک می کند که شهر فکر کنند، چه را دوست و از چه می ترسند؟ اینجا بحث اسطوره هم مطرح می شود. به طور پاریس شهر عشق است! پس با دانستن این ما می کاربست های گذارانه مفیدی را به کار بگیریم. وی شد: با این می بفهمیم که فقط نشان دادن تخت جمشید توریست کافی و در آن اقداماتی انجام شود که را در شکل بدهد و شهر را به آرزو تبدیل و به آن اعتماد کند. در با بر اثری است و با توجه به های ما قبل خودش را تکمیل می کند با است گفت: این اثر شهر را یک کل پیچیده در نظر می که موفقیت در آن لازمه اش کلیات شهر اعم از تاریخ آن و ... است. اجزای شهر را در هم دید و کرد. این اثر مهربانی با شهر و هنر را دستمایه خود است. شهر از دل می شود نیز ذهن شهر توضیحاتی را داد و گفت: این مجموعه است و هر بخش به یک مضمون مشترک به هم متصل می شود. از هانری لوفور در فضا می شود که شهر از گروه های در سطوح و خراب می شود و دائم دارد. وی داد: شهر فضایی است که از دل این می شود؛ نخستین سطح مادی و پیکره فیزیک شهر است که از دیوارها، بناها، اتوبان ها، مجسمه ها و ... می شود، اما سطح دوم آن است که امروز آن سخن می شود و بخش است، شهر است که شهر را می کند. این در شهر مدام در حال شدن است و از فرایند سیاستگذار، و ... می شود. به همین فضای عمومی شهر و ای تجسم یافتن این موضوعات از که چهره شهر کاملاً عوض می شود گذاشتن ایستگاه صلواتی در شهر تا در تاسوعا و عاشورا که می شود. به واقفی، از سوی دیگر هم در شهر که مگامال ها را می سازند تا را و شهر بازار کالاها شود. نیروهایی هم که سعی می دقایقی که در نظم شهر می شود اعتراضاتی که شکل می و است سرکوب شده را منتقل کنند. البته برخی از هم که مقاومتشان در نظم شهر نمی کند اما دست فروش ها و زنان که سعی می با نوع بودنشان به شهر بدهند. وی در گفت: شهر می خواهد به این بپردازد که شهر به درونش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
تذکره شهدای 24 شهرستان استان کرمان تدوین می شود

تذکره شهدای 24 شهرستان استان کرمان تدوین می شود


نشر و از های خبر داد و هر را بر زندگی نامه، عکس، خاطره و... از شهدا دانست تا مجموعه ای از اسناد مرتبط با تمام کرمانی در دست باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
داوری میان کانت و ملاصدرا

داوری میان کانت و ملاصدرا


به خبرگزاری (ایبنا) روز سه 26 تیرماه بود با اربعین حجت که 20 سال ریاست سازمان سمت را بر عهده و طی خود تا از و باشد. چهره های سیاسی و از جناح های داد که او کرد تا فرهنگ را از سیاست دور و به سر برساند. و ی ای بود که روز با علی و در مرکز شهر به مناسبت برگزار شد. عادل در این به دوستی خود با از سال 47 کرد و گفت: من و در سال 1351 در دوره دکتری همکلاسی بودیم و علایق مشترکی در موضوعات داشتیم. او در به نقد غرب کرد و گفت: این است که در سال 1936 از او می شود تا در که و به نام شده است کند و حرف های را بزند! این بود و با به را به می دانست این را کرد. خاطرم هست که من به به قم رفتم و پس از اتمام نامگذاری آن از من مشورت خواست و من به او گفتم که نام این را نقد غرب بگذارد و هم قبول کرد. این توسط به چاپ و گرفت. بنیاد سعدی نقد غرب را ارائه کرد و گفت: مسیحی نوتوماسی است که 50 اثر تالیف که 45 آن به فرانسه و 9 به نوشته شده است. تاکنون 9 او به برگردانده شده و کاش همه او در شود یکی از جامعه این است که ما از یک سو با غرب و از سوی با که میراث ابن سینا، فارابی و ... است سروکار داریم. این دو سنت هم هم در زنده و به است که یکی از مهم ماست. به در این می کند تا از سن کند و است که در خود 400 بار از ابن نام می برد! وی داد: هدف از این این بود که دهد در در از کند و می و ما او این را با کرد. می غرب را چون را و از سوی را به را می زیر می برد. به در این به از و می کند و می که بعد از آن ها به شد و در به چون رسید. علت این بود که به جای را خود آن را در آن می کردند. و در بخش از نقد غرب را خواند. علی هم در این با به خود با گفت: 40 سال پیش با آن روز بعد از بود و در سال 1359 (ره) هفت را که نیز یکی از این بود. که از اول از قم به آمدند در یکی از اتاق های شورای عالی امنقلاب روی یک مبل می خوابیدند. وی با یکی از مسایل بعد از و کرد: از دفاتری که تشکیل شده بود نتوانست این هدف را اجرایی کند اما از دهه 60 به بعد زمینه های اجرای و را به بیاورد. یکی از های فرادستگاهی بودنشان بود؛ او در فعالیت 40 ساله خود فراجناحی عمل می کرد. به محمدخانی، در و عرفان نیز مثال زدنی بود و در مسئولان او دارد. او با ساده زیستی زندگی کرد و با تیزبینی که در های و دانشگاهی تحولاتی را ایجاد کرد. سجایای اخلاقی را در ذهن متبادر می کرد الگویی و باشد. می کرد که را رفع کند. او نقش بسزایی در بازسازی تربیت مدرس داشت. نیز در بخش از این با به در نقدپذیری گفت: روزی یکی از اساتید نقدی بن های در یکی از مجلات خانه کرد، ما هم در ای از خواستیم اگر نکته ای دارند در به این نقد کنند. نیز ضمن از این کار به ما گفتند حاضرند با آن ناقد در دفتر کارشان ملاقات و با هم گفت وگو کنند. محمد علی نیز خود را نقد و بن های اختصاص داد. او طی سخنانی گفت: این به ما می دهد که خاستگاه معرفتی اش به دو سنت تعلیمی و تحصیل می رسد که در این دو سنت تعلیم و این شان را پیدا که به دست چون همانگونه که می دانید این کار هر محققی است و ما در خوانده ها کسی را می کنیم که دست به بزند. وی داد: این می دهد اموری در پی یافتن یک و است که بتواند یک سلسله های مهم را در و حل کند. به نظر می رسد که یک فکر منسجم و منظمی دهی به های مهم داشته و از منسجمی برخوردار تا در درون کند. به این استاد فلسفه، در این به یک نزدیک می شود و تدوین دیدگاهایش جانانه است. کسی که این را کند این را متوجه می شود. نثر پخته و حساب شده است و پختگی این نثر نشاندهنده است. با در این در نقش یک داور در کشتی ظاهر می شود افزود: در بحث و ملاصدرا در یک هماورد نقاط ضعف و قوت آنها را و گوشزد می کند. در این و آغازگاه را حل می داند. او در این و را در بحث شروع که این را به نخ تسبیح می دهد. وی با تقسیم به دو وجه و داد: در غرب از رنسانس به بعد یکی از مهم این که بنیان را در می دانستند در این در و انجام و عدم خلط و یکی از پیشرفت ها را می دانند. به با رویکرد نهیب می زند که بحث بر سر و ناشی از خلط و است و اگر کسی این را درک کند اساساً نزاع بر سر و از بیخ و بن زیر می رود. وی افزود: در این خود را اعلام می کند و گویی در او تقدم بر ظهور است. در مواجهه با انباشتی از مطالعات به دست نمی دهد در که در از های تک نگاری این مشکل دارد. او می کند در کتابش را دهد. در بخش با را مهم ترین می توضیح داد: به بن های به بخش اعظمی از تفکرات می پردازد با این او مطالب تکراری را در استفاده نمی کند است دسترسی به حقیقت مفاهیم حس و تجربه نیاز است. حس بر ما و کار متفاوت از و سایر است. در بخش از این به خود با کرد و گفت: کار بزرگ در طرح نه ها و آنچه که را از غیر متمایز می کند سئوالاتی است که او طرح می کند و تامل برجسته است از شارحان و پاورقی نویسان اما حرف ندارند. بن های از مصادیق است چون سخنان تازه و نقادانه است و بزرگترین آن نوشتن از و است. چندان بحث را باز نکرده چرا علم به خارج علم حصولی است. یکی از نظرات اجتنهادی او این است که می به تصورات است نه در که در جای خطا را در می داند. او می کند که همه قضایا پیشینی و قضایای تحلیلی و پسینی نداریم. وی در فراز از به کرد و گفت: قبل از فروغی با سیر در به پرداخت و بعد از او کسی است که یکی از های مهم را و انصافا خوب، روشن و دقیقی دارد. بود که نقد غرب خوب فهمیده شود است که های و ها و های نیز شود و از منظر علاقه مند به این بود من با راهنمایی به و ها را کردم که امیدوارم شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
​عصری با گلرخسار

​عصری با گلرخسار


به گزارش ایران(ایبنا) بر اعلام شهر صفی آوا یکی از برجسته ترین سرایندگان است که او و اهل آشناست. که را از می به می که او چه عشق به و و با چه از و سخن می گوید. او خود را از جدا نمی داند. او به همت شده است و به و های او با عنوان چراغ سرخ تنهایی به همت پژوهشگاه فارسی ـ تاجیکی در دوشنبه انتشار یافته است اکثر و های این را آوازخوانان تاجیک می سرایند. نشست هفتگی شهر در روز سه شنبه دوم مرداد ساعت 16:30 به نقد و بررسی اختصاص که با حضور محمدجعفر یاحقی، مریم مشرف و ابراهیم خدایار در مرکز فرهنگی شهر واقع در بهشتی، احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
​هندی‌ها غزل‌های مولانا را می‌خوانند

​هندی‌ها غزل‌های مولانا را می‌خوانند


به ایران(ایبنا) به نقل از دی ان ای ایندیا- به تازگی 100 غزل از غزل های کم تر شناخته شده را از به است. این اولین بار است که این حجم از به طور از به می شوند. های که از در هند از به شده بودند. شوکلا روند غزل های که قریب شش سال را صرف آن اظهار کرد: فقط یک نیست؛ او یک اعجوبه است. من زمانی که در و با او و از اول و او شدم و این که این تر شود از غزل های ناب او را به کنم. او من یک سفر و بود. این در سه بخش با 1) باب 2) باب طرب و 3) باب شده و است در ماه سال هند شود. غزل های به در گفت: اگر چه خود را تا که است این با کند اما می که در های نارسایی هایی دارد. در واقع این غزل ها کار بسیار دشواری بود. در طی این سال ها با چندین در در ارتباط و هر زمان در فرآیند با مشکلی بر می خوردم با آن ها تماس می و هدفم هم این بود تا های بکر این را بتوانم حفظ کنم. این تحت حمایت طرح تاپ که به منظور تشویق و نشر به های در راه اندازی شده و بخشی از هزینه های آن از سوی تقبل شده است. علی دهقانی، مشاور خانه فرهنگ ایران، در این خصوص گفت: مشتاق است تا از طریق به های خارجی تبادلات بین و کشورها صورت بگیرد و این اثر چون مستقیما از شده ارزش منحصر به فردی دارد. علیم اشرف خان، رئیس بخش در نیز کرد که این اثر در هند باعث می شود که در هند و قابل دسترس تر شود؛ چرا که بخش از جمعیت هند را خوانندگان تشکیل می دهند که الزاما با ندارند و از خواندن محروم اند. بنابراین این کمک می کند تا بیشتری از هند با این جاودانه ایرانی و آثارش را بخوانند. پیش از این اقدام به از و در حوزه کلاسیک و معاصر بود و با استقبال نیز از سوی هندوها مواجه شده بود که از آن می توان به غزلیات صائب تبریزی و ترکیب بند محتشم کاشانی امام حسین(ع) کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
ضرورت شناخت زبان و رفتارهای کودک در آثار هنری

ضرورت شناخت زبان و رفتارهای کودک در آثار هنری


به (ایبنا) هم با در نیز در شد. در این ضمن تاکید بر ضرورت رعایت و در و گفت: کسی که در و می کند بر این که به تخصصی اش تسلط کافی و تحصیلات آکادمیک را به بهترین نحو گذرانده است شناخت جامعی نیز از و ذهن و و در حال رفت و آمد و باشد. وی افزود: طور که اگر کسی یا شعر به روز و درک از نیز که از نظر و با چه از سرو کار دارد. و با این که که هر را در چه سنی ای تا چه حد باز کند و به آن شد: با و های و با از های با در این است. وی داد: که چرا و با چه کار می دهد و با و ها و را کند که از متن به تا را کند. با به این که در با تا بتواند او را جذب کند خاطرنشان کرد: نگاه نیز به بسیار مهم و حایز است و هنرمند درست ترین وضعیت چیست اوج داستان، افت و خیز و نتیجه کجاست و زوایای دیدش را با به تغییر دهد. وی همچنین اظهار داشت: مقدسی است سادگی های خاص خود را دارد، من علاقه به این دارم و همیشه مجذوب آن بوده و تلاش ام به آن نزدیک تر شوم، همین باعث شد تا به رو آوردم. برنده ایرانی جایزه مسابقه در سال 2005 گفت: برخلاف های سال، مهم تر از نوشتن متن است. چون نمی توانند بخوانند و از طریق با می کنند. وی افزود: یکی از نکته هایی که است با که ما است و با او کنیم. هم چنین با به این که در به محتوای و قصه ویژه ای و هر داستانی از کرد ابراز بر حسب نوع و مخاطب، بصری مناسب را مد نظر قرار داده و خود را خلق می کند. بر اساس خبر اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل کانون، با هدف بالا بردن سطح توانایی هنرمندان در بخش با همکاری و مشارکت کانون پرورش فکری و و سازمان تبلیغات اسلامی و انجمن تصویرگران شد. گلدوزیان، های و سال 1355 در تهران به دنیا آمد. او کارشناس ارشد رشته گرافیک از دانشگاه هنر است و حرفه ای خود را از سال 1374 با پوستر فیلم سینمایی گروگان آغاز است. تا کنون فراوانی در و که از آن جمله می توان به های این همانی ، آغوشت را باز کن ، ها جورواجورند ، باعلی، یاعلی ، خانم معلم آقای نقاش ، زرافه من آبی است ، سنگ قرمز کوچولو ، های پنج انگشت ، قصه دوتالاکپشت و کفش توری گل بلوری کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند

نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند


به ایران(ایبنا) است که گاهی تفسیر آن را ضروری می shy;کند. ما که با دقت به قاب و فرضیهshy; سازی کنیم و معانی ممکن آن حدس بزنیم. در یک بافت و فرهنگیshy; و دیده می که بیش از ها می از است که از می شود که از لذت می shy;رود. به به نوشته را و و آن را است کتابی که به می پردازد، به جهت گفت وگویی با این ایم که در می خوانیم: در به از چه شده این ها در این ها می از طیف ای از ها شده است. اما این به آن که از همه که در است شده به این که و در را است. ما از نام می shy;بریم، مراد ما است نه الزما از در خود فیلم. تردیدی که هم خود و به عبارت اما زمانی که از به یک امر بر نظری، مد نظر است. است بگوییم از شده در این صورت، نظم بخشیدن به شیوه ها، shy;بندی است که به طور طبیعی در قالب فصلshy; های ششshy;گانه نشان شده است. بگویید که هفت فصل چرا ششshy;گانه؟ در جواب بگویم که در فصل را در شاهدیم و از مسیر شش فصل توضیحی خارج و وارد مرحله در دو خاص شده است. تحت کار که است یا مند را بر یا که در آن فصل شده کند. خوب این نوع در فصل در های بوچ و کید و به