صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب اعتماد



دفاع مقدس نقطه ابدیت و ماندگاری ایران اسلامی است

دفاع مقدس نقطه ابدیت و ماندگاری ایران اسلامی است


به (ایبنا) پیش از ظهر امروز سه شنبه (3 مهرماه) با و و و وی و از های و هشت سال در سالن سینمایی وزارت و برگزار شد. ضمن تسلیت به مناسبت شهادت از هم وطنان در حادثه تروریستی در هشت سال گفت: ها و است. اگر را به و شب رقم یک سال و این و نیست. وی افزود: از 200 سال از در ها و این از تا و بی ملی را کرد. اما 8 سال این را داد. و داد: از این هشت سال آمد و یک وجب از خاک خود را از دست و نشد. ها می گفت و ها که این 8 سال ملی را به آورد. با به های و و در کرد: طی سال های از دین و ملی ها را حفظ کرد اما بخش ملی را در با جانبازان و مدافعان کشور تقویت کرد. این عضو عالی شورای انقلاب گفت: در طول همه یکدیگر، ارزش های دینی و ملی جنگیدند بنابراین زنجیره دیگری ملی پدید آمد. همه حس می که در سختی این مشارکت داشته اند. بسیار به کمک ملی آمده و خواهد آمد؛ به عبارت دیگر در هیچ دوره این وسعت و هم نبودند. و با تاکید بر تاثیر هشت سال در الگوسازی داد: گستردگی انسانی و در خاص و متمایز است. در این های سنی و از منظر جنسیتی و همین طور داشتند. این آنچنان است که هرکس می تواند الگویی خود برگزیند. افزود: بلاتشبیه همانند واقعه عاشورا و های سنی را به خود دید. نقطه ابدیت و ماندگاری است. اصحاب فرهنگ، رسانه، ادبیات و صاحبان ذوق، خلاقیت و تصویرسازی می توانند این را ثبت کنند. در این از برخی چهره های و هنری فعال در حوزه تجلیل شدند. انسیه شاه حسینی؛ ساز و نامه نویس، جمشید جم؛ خواننده، سیاووش طهمورث؛ کمال الدین شاهرخ؛ عکاس و نویسنده، نصرالله قادری؛ بازیگر و مدیر انتشارات نمایش، علی سلیمانی؛ داوود نیکنام؛ مجید فدایی منش؛ محمدمهدی سیار؛ شاعر و رحیم مخدومی؛ نویسنده از دست و لوح دریافت کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
روحانی: برنامه‌ای برای دیدار با ترامپ ندارم/ اگر آمریکا متوسل به زور شود پاسخ مناسب خواهد دید

روحانی: برنامه‌ای برای دیدار با ترامپ ندارم/ اگر آمریکا متوسل به زور شود پاسخ مناسب خواهد دید


به خبرگزاری تقریب، حجت حسن روحانی، شب (روز دوشنبه به وقت محلی) در گفت و گو با ان بی سی و در به این که "آیا در نیویورک بین شما و می گیرد"، گفت: ای نداریم. اگر کسی علاقه به ، گفت وگو و پیشرفت در از و نمی کند. که همه توان خود را به کار می گیرد، این است که حل و فصل ندارد. ان بی سی از کرد: چه و از طرف مشاهده کنید تا ای فراهم و گفتگوها آغاز شود؟ حجت گفت: پلی را که با تهدید، و از تخریب بسازد تا ما به شرایط اول برگردیم تا به این ترتیب فضای مناسبی شود و دو بکنند. وی در این که چرا به رغم از در این اظهارداشت: این بود که با این از ، ما هم تا موضوع به ارجاع شود و در راه ، از طریق ملل اما پیش بینی های درست از آب در نیامد. افزود: بر بین از شد و الاجرا 2231 را زیر پا گذاشت اما ما تا که در توسط 5 تأمین در ماند. گفت: یک یکطرفه که معنا اگر قراردادی که ما محدودیت ها را بپذیریم، این است که از امتیازات آن هم بهره مند شویم. ما در منوط به این است که 5 به عمل کنند. وی در میزان اثرگذاری ها بر داشت: از به ما ولی از سوی شده است و ملی ما هم در از ها را در است. همه بر این است که تجارت بین را زیر پا و به و ها کند که آن ها بین با نداشته باشند. گفت: در یک زورآزمایی بزرگ بین همه طرفداران صلح و در با است. همه در ما به جز یکی دو کشور، در سطح کار را نمی پسندند و معتقدند به نفع و پس یک است. ما از با ما موافقند و امیدواریم با کمک دوست مان به از این و در احساس کند و بفهمد در این راه تنهاست و از سیاسی، اخلاقی و از حقوقی ضرر است. داشت: شرکای اروپایی ما و متحدین در اروپا، با که با کار مخالفند و می خواهند در و همواره ما را که در بمانیم. در روزهای اولیه ای که از این شد یکی از رهبران با من تلفنی کرد و از من که مهلت را به بدهیم آن ها را حفظ این دهند. می بینم 5 و اتحادیه بر این است که این بماند، این ما که بین و دیگران انداختیم این خود است که این را به آورده است و اگر به این دهد ها شد. در این از شد که دومین دور تحریمات در اوایل ماه می شود و به طور گفته که می نفتی شما را به صفر برساند، آیا که اتفاق افتاد و را می بینید. گفت: در عمل در است. در را به همه نفت ما است. این است که است ولی در در ماه بنا بود در عمل عمل شده است. نفت ما را به صفر این کار و این و است که می دهد. در در این است بر ما اما به نمی رسد. وی در این که از های این که کند که را که از آیا این است که را گفت: اگر از زور کند نفت ما آن را که های را امن و نگه داریم. در طول قرن ها این که نقش در حفظ و است و این نقش را داد. در این که "آیا این است به ترامپ. آیا این را به یک به حساب بیاورند؟"، کرد: این یک واقعیت است که اگر امن و همه باشد. "لستر هولت" ان بی سی پرسید: شما از سالیانه و در این به از حزب الله و حماس، یکی از بزرگترین حامیان ترویسم در دنیا معرفی شده ، گفت: فکر می کنم شنبه در را می دهد که به می من با مخالفم اما در عمل اینچنین نیست. که در ما از می چه که ضد ملت هستند، چه که ضد ملت و و یمن و می باشند، تنگاتنگ و نزدیکی با دارند. از شما می پرسم بمب که الان یمن می از کجا می آید؟ هواپیماهایی که یمن را می از چه که در دست در و در بود ساخت بود. وی کرد: به می با می اما در عمل می بینیم از ها می کند و این نفاق و دورویی را بگذارد. ما اگر را یک خطر و صلح می که این پس همه با هم به با ها آن که با می را می نامد چه در و چه در اگر یک پس کسی که با می قاعدتاً این حرف قابل قبول که هم و هم که با در می و هم که در با می جنگد. دچار تناقض در گفتار و است. از شد: شما از که به و ده ها نفر را کشتند، پشتیبانی و گفت: یکی از مقامات به ضمن از ها گفت که در اگر ای رخ داده، نباید به دنبال این به خود است. این این است که هم فعالیت را مجاز می و هم می کند و هم عامل این حوادث را می داند. اگر این است و اگر ما به 11 اینگونه و اگر به اعمال که در و بروکسل رخ با تعبیر معنی اش پس ها مسئول و ها بی و ها می اهداف و این ها مقصرند که ها نمی شوند؟! دیروز نماینده در ملل به کرد که ها شود و این شرم آور بود. پرسید: می به موشکی و نقش ای آن از شده ، آیا حاضر است این موضوعات گفت وگو کند؟ وی داد: راست نمی که با ای است. اولین و آخرین که تاکنون از ای بی است. از اسرائیلی می کند که دارای های ای و خطرناک است. پس ای این است که یک خوب به نام بکند. از جمله های از است. همانطور که شما می دانید از این ها فقط دو جا و آن هر دو جا هم ها است. به مجلس و پارلمان ما کرد ما این را با و عده ای از ها به کردنشین ما در هفته های آن ها را با زدیم. پس ما است. است ما از ها ها و باز هم می کنیم. در این که آیا این ها نشدند؟، گفت: به ما ربطی ندارد. جنگی است بین یمن و عربستان و امارات. این یمن که از می و ارتباطی به ندارد. ما در یمن معتقدیم که جنگ شود و ها و سیاست در مشکلات یمن را حل و فصل بکند. پرسید: جنابعالی و همه ما شاهد بودیم به سنگاپور رفت و با رهبر کره کرد که کلاهک ای دارد. آن را می کنید؟ آیا آن مدلی می که قرار بگیرد بوجود آوردن فرصت گفت وگو بین جمهوری اسلامی و متحده؟ گفت: مدل کره نمی تواند مدل که را با کره مقایسه اما مدل تنش بین و کاهش کند. این به دست خود است که دست از و مداخله در امور بردارد و به برگردد. وی افزود: به نظر من ها از از بین و توافقات چندجانبه در این مدت یکسال شدند از معاهده گرفته تا نفتا، تا قراردادهایی که در پاسیفیک داشتند و تا برجام. به نظر من زیر پا گذاشتن ها بدون دلیل و با دلایل واهی به نفع نخواهد بود. ها در بلندمدت ضرر می کنند. آنجایی که با بین می کنند. به نظر من به بین اش و به مقرراتی که در است هم های و هم توافقاتی که قبلاً این به نفع است و به نفع خود بود. اظهارداشت: همه این را بین می دانیم. را بین می دانیم. که می بین است و هایش نیز بین است. ما دلمان می این به منجر شود. ما می در این راه غیرقانونی، ناموفق به هر طریقی که نتواند این کار غیرقانونی را ما این را به نفع و می دانیم. گفت: بنای ما بر این بود که با 6 گفت وگو و به یک تفاهم برسیم به یک پیچیده و این کار 30 ماه به طول انجامید. از این خوشحال بودند و بر این بود که بر مبنای همه به بمانند. ها از به طور کامل به این نبودند و بعد هم در ایشان از این شد، این نبود که بزرگی پیمانی را امضاء و به از آن این به ضرر و جایگاه در میان افکار عمومی ملت های است. وی افزود: اما در عین حال تکیه گاه اصلی خود ملت و امکانات است و علی رغم است مشکلاتی را اما ما به می از این مشکل در ما در از ها در سایه های مثبت هم در های منفی.مثلاً غیرنفتی ما افزایش است. در از ها تولیدات ما بهتری را است. از شد "ولی است که به نفع هیچ کدام از این دو از می شویم. از چه مکانیزمی می که یک نوع گفتگویی شود که این مرحله را پشت سر بگذاریم؟ گفت: من هم نه به نفع و نه به نفع است و نه به نفع است. که از ها بخاطر مجبورند از آن ها هم عصبانی و ناراحت اند و این کار را می بینند و اینجا از است. صلح و و به همدیگر است. کلید این کار دست خود آمریکاست. به تا ما راه را دهیم و در و مشترکمان کنیم. وی در به هدف نهایی در گفت: به نظر من در در ماه ها و سال های و های های پیاپی را متحمل شده اند، از از دست ها شده است و پایتخت امن تر از هر زمان دیگری است. ها کوچکی را در در دارند. بیش از 90 درصد در است. بین سه ترکیه و روسیه در این است. ما بر این است که با های معارض و قانون اساسی جدید در نوشته شود و بعد از آن در یک انتخابات مشخص شود. ما آزادی دمکراسی، بازسازی و بازگشت آوارگان است. افزود: بودن ما در به است. از که به رفتیم به دعوت مستشاران نظامی ما به رفتند و ما در است. هر وقت که در بپذیرد و اسد کند نیازی ما در لزومی ندارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
کنگره حزب اعتماد ملی روز جمعه برگزار می شود

کنگره حزب اعتماد ملی روز جمعه برگزار می شود


تهران-ایرنا- حزب ملی از این در روز - ششم - خبر داد و گفت: «محمود رئوفی»، «حمید رضا کارگر» و «محمد حسین علی اصغری» چهار عضو شورای مرکزی در این شرکت نمی کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : سیاسی
آدم‌های گمشده تاریخ شناسنامه نمی‌خواستند

آدم‌های گمشده تاریخ شناسنامه نمی‌خواستند



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,سرگرمی,فیلم و سریال
شفر: با اعتماد به نفس بالا به استقبال دربی می رویم

شفر: با اعتماد به نفس بالا به استقبال دربی می رویم


ساری-ایرنا- تیم گفت: با به نفس بالا به استقبال بازی دربی در روز پنجشنبه خواهیم رفت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
شفر: با اعتماد به نفس بالا به استقبال دربی می رویم

شفر: با اعتماد به نفس بالا به استقبال دربی می رویم


ساری-ایرنا- تیم گفت: با به نفس بالا به استقبال بازی دربی در روز پنجشنبه خواهیم رفت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​روحانی : تاریخ دفاع 8 ساله سرمشق و راه آینده ما است

​روحانی : تاریخ دفاع 8 ساله سرمشق و راه آینده ما است


به خبرگزاری تقریب، حجت الاسلام حسن روز در هفته و در رژه که در مطهر راحل شد با و از در که بیش از هر سال این با بیشتری شد، سپاسگزاری کرد و افزود: همه ما مدیون و خون آن بیابان سوزان سال 61 هجری هستیم. وی با روز سجاد(ع) اظهارداشت: و و و آن در طول خود بود. ملی با سی و هشتمین سالگرد گفت:حادثه ای که بعد از ظهر 31 شهریور سال 59 رخ داد از جهات حائز اهمیت نکته آن است که جنگ نبود، به و قصد حمله و به هیچ را نداشت. کرد: ما از روز اول صلح و آشتی و اجرای فرامین الهی، برادری، دوستی و حسن همجواری با همسایگان ما بود و علت ما در این و این بود که که جنگ است. وی کرد: این که به ، ، و ما و ما به و در از ، ، و و کردیم. افزود: این رمز و این در 38 و در بود. که از حقش است و قصد به هیچ را است و به دلیل بود ملت ما با اتحاد، وحدت، اعتماد، امید و توانست از همه پیچ و خم های سخت هشت به کند. داشت: که بر ما شد یک جنگ عادی و معمولی نبود و بارها جنایات و ما رخ داد.در اولیه جنگ ، شهرهای مسکونی ما و بی و بی ما را زیر و گلوله خود می داد که نمونه روشن آن شهر بود. وی گفت: از ملت غیور به شدت این که این شهر به مفهوم خوزستان بود. این و و بزرگترین شکستی که به شد ماه های متوالی خانه های زیر شدید گیرد. شد: در جنگ بر خلاف همه موازین بین از کرد و بی و حتی بی شهر را با و کرد. کرد: این سه ما را هم داد و را در زیر به از نفت ما تند گویان. این هم بود که شد. همه های و هیچ در و های بین قد در این و این ما درس است. ملی کرد: هشت ما و راه ما است. هشت ما است و ما است. جنگ هشت به ما در روی پای خود تحت و باشیم. داد: و و به ، به و به و با و و از آن ما است. وی گفت: این جنگ با یک و شد و آن زیر پا یک و بین و بود. افزود: به این شد که 1975 را به خود خود و نمی در که مدت ها این و و شخص پای این بود. در این جنگ با این و بعد هم شد. وی داد: بعد از 38 سال از و آن یک بار شده که ها پای میز بود و که یک 17 روز وقت ما را گرفت و که بعد از 12 سال فشار بر ملت در منطق دیپلمات های ما سرفرود آورد و به یک قراردادی تن داد و کرد که به نفع همه و جهانیان بود. با بیان این که عین داستان شد، گفت: باردیگر متجاوزی و فردی که به هیچ یک از قوانین و بین نمی گذارد در تعهدش مقابل یک و چندجانبه که با تایید بین و بین شده آن را زیر پا گذاشته است. شکنی و شدن از عهد و را او است. افزود: در ملت ما را که در جنگ با مبارزین ما از و سپاه، و را از اهدافشان کردند. وی کرد: این 1975 بود اما باطنش از بین بردن و بود.. هم شدن از است اما باطن و هدف اصلی اش به اصل و است. وی داد: هشت سال و با همه های و ای به اهدافش دست نیافت. خط تالوگ را عوض کند. 1975 را تغییر دهد و به وارد کند. قوه مجریه افزود: هرچه گذشت ملت قوی تر و مصمم تر و بالاخره بعد از هشت سال نظامی، و از آن ملت ما شد. وی داد: مان را از پس گرفتیم و ملل و را به جنگ شناخت و کشورهایی که به کمک بعدا به نوعی پشیمانی و به خود کردند. کرد: عین این بود و آنچه بر سر است بر سر آمد، ما جنگ نیستیم که در سال 59 نبودیم و وایستادگی و را منهدم کردیم. با یادآوری این که هم ما جنگ نبودیم، اظهارداشت: های فراوانی در دو سال رخ داد تا ما را به نحوی تحریک ئو از و همه مسئولیت های و بر دوش ما بیافتد. وی افزود: متانت، تدبیر، و آرامش خنثی شدن شد و درمرحله دوم فکر می کرد روزی که از شود ساعت بعد ما هم می و با خروج ما پرونده را به برد ولی در این راه هم موفق نشد. کرد: در سوم متحدان خود را پشت سرش جمع کند و اتحادیه اروپا را خود باشد و هم از شوند و بگویند مقصر ولی به جز دو رژیم منفور در ما هیچ و از و در سیاسی، و از آن ما است . گفت: ما به بین دادگستری در لاهه بردیم و آمریکایی ها از این ما و این هر حکمی را صادر کند ما از لحاظ وجدان عمومی این هستیم، ما به عهدمان وفادار وبه قانون بین و گذاشتیم. وی افزود: جنگ اقتصادی و را ما کرد و این جنگ خوش تر از جنگ هشت هم آن کوتاه تر و هم ما بیشتر و هم از هر ضعیف تر است. کرد: آن روز همه شرق و غرب پشت جمع شدند و همه شرق و غرب در ما و را محکوم می کنند، ما با در شد . گفت: در جنگ البته که ما را آزار و رنج دادند ومشکلاتی را ایجاد و برخی از عزیزان ما را شهید، و مجروح و اسیر ولی به هدف خود نرسیدند ما سرو وار ایستاد و کرد و را به کشاند و پشیمان کرد. وی کرد:امروز هم شد و نخواهیم گذاشت آمریکائی ها ملت ما را به زانو درآورند. شد: بی مشکلاتی را در این آورده اند و خواهند آورد، اما ما از این پیچ با عزت و سربلندی کرد و بی می توانند به به تدبیر به راهنمایی و راهبری معظم به دولتشان حودشان مطمئن اگر همه باهم در کنارهم راحت تر و سریعترو کم هزینه تر از این کرد. گفت: هشت جنگ گذشت، کند آیا ملت ملت بود یا ؟ کند بعد از هشت سال عزت و سربلند ازآن بود یا صدامیان؟ وی داد: ماه های نیز کرد خورده این جنگ اقتصادی، و امریکاخواهد بود بود همانطورکه درهمه صحنه ها است. افزود: می گویند ما از های دست برداریم و به برگردیم های خود را بگذاریم و به تعبیر در امور مداخله ای باشند. کرد: نه های خود راکنار کذاشت ونه توانمندی خود را کم روز به روز بر خود افزود. وی گفت: این که شما از های ما هستید، معنایش آن است که تاثیر گذارترین ما ما است پس با حرف شما، قدر های خود را بیش از می دانیم. اظهارداشت: شما می گویید در باشیم، شما از هزاران کیلومتر به اید چه کنید؟ ما حافظ خلیج فارس و دریای عمان، اقیانوس هند و باب المندب بودیم. گفت: های ما از این حفاظت می کند، آمار نیز این را می گوید و های تجاری از کشورهای هم این واقعیت را می کنند. وی کرد: ملت در قلب عراق، سوریه، لبنان و یمن جای دارد. شما کجا هستید. شما بمب و و امکانات را به دو دادید تا فقیر یمن را زیر دهد و میلیون ها نفر را تحت قحطی دهد. داد: که تاثیرگذار در خاورمیانه است در به ملت های مظلوم سکوت و تحمل نخواهد کرد. ما درس را از مان آموختیم که منی و انا من حسین، احب الله من احب . کرد: عشق ما کربلا، عاشورا و کربلاست، دستاورد ما از قدرت، انگیزه، ایستادگی، استقامت و و در نهایت ذلت دشمنان حق و حقیقت است. وی در از همه که در جنگ هشت از و سپاه و و و از همه ملت که در آن سال ها از میهن خود کردند، سپاسگذاری کرد. به روح همه و سلام و درود فرستاد و همه جانبازان از خداوند شفای عاجل آرزو کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تاریخ دفاع 8 ساله سرمشق و راه آینده ما است/ تاثیر گذارترین سلاح ما امروز موشک ما است/ باید متحد، آماده و امیدوار باشیم

تاریخ دفاع 8 ساله سرمشق و راه آینده ما است/ تاثیر گذارترین سلاح ما امروز موشک ما است/ باید متحد، آماده و امیدوار باشیم


به خبرگزاری تقریب ، حجت الاسلام حسن روز در هفته و در رژه که در مطهر راحل شد با و از در که بیش از هر سال این با بیشتری شد، سپاسگزاری کرد و افزود: همه ما مدیون و خون آن بیابان سوزان سال 61 هجری هستیم. وی با روز سجاد(ع) اظهارداشت: و و و آن در طول خود بود. ملی با سی و هشتمین سالگرد گفت:حادثه ای که بعد از ظهر 31 شهریور سال 59 رخ داد از جهات حائز اهمیت نکته آن است که جنگ نبود، به و قصد حمله و به هیچ را نداشت. کرد: ما از روز اول صلح و آشتی و اجرای فرامین الهی، برادری، دوستی و حسن همجواری با همسایگان ما بود و علت ما در این و این بود که که جنگ است. وی کرد: این که به ، ، و ما و ما به و در از ، ، و و کردیم. افزود: این رمز و این در 38 و در بود. که از حقش است و قصد به هیچ را است و به دلیل بود ملت ما با اتحاد، وحدت، اعتماد، امید و توانست از همه پیچ و خم های سخت هشت به کند. داشت: که بر ما شد یک جنگ عادی و معمولی نبود و بارها جنایات و ما رخ داد.در اولیه جنگ ، شهرهای مسکونی ما و بی و بی ما را زیر و گلوله خود می داد که نمونه روشن آن شهر بود. وی گفت: از ملت غیور به شدت این که این شهر به مفهوم خوزستان بود. این و و بزرگترین شکستی که به شد ماه های متوالی خانه های زیر شدید گیرد. شد: در جنگ بر خلاف همه موازین بین از کرد و بی و حتی بی شهر را با و کرد. کرد: این سه ما را هم داد و را در زیر به از نفت ما تند گویان. این هم بود که شد. همه های و هیچ در و های بین قد در این و این ما درس است. ملی کرد: هشت ما و راه ما است. هشت ما است و ما است. جنگ هشت به ما در روی پای خود تحت و باشیم. داد: و و به ، به و به و با و و از آن ما است. وی گفت: این جنگ با یک و شد و آن زیر پا یک و بین و بود. افزود: به این شد که 1975 را به خود خود و نمی در که مدت ها این و و شخص پای این بود. در این جنگ با این و بعد هم شد. وی داد: بعد از 38 سال از و آن یک بار شده که ها پای میز بود و که یک 17 روز وقت ما را گرفت و که بعد از 12 سال فشار بر ملت در منطق دیپلمات های ما سرفرود آورد و به یک قراردادی تن داد و کرد که به نفع همه و جهانیان بود. با بیان این که عین داستان شد، گفت: باردیگر متجاوزی و فردی که به هیچ یک از قوانین و بین نمی گذارد در تعهدش مقابل یک و چندجانبه که با تایید بین و بین شده آن را زیر پا گذاشته است. شکنی و شدن از عهد و را او است. افزود: در ملت ما را که در جنگ با مبارزین ما از و سپاه، و را از اهدافشان کردند. وی کرد: این 1975 بود اما باطنش از بین بردن و بود.. هم شدن از است اما باطن و هدف اصلی اش به اصل و است. وی داد: هشت سال و با همه های و ای به اهدافش دست نیافت. خط تالوگ را عوض کند. 1975 را تغییر دهد و به وارد کند. قوه مجریه افزود: هرچه گذشت ملت قوی تر و مصمم تر و بالاخره بعد از هشت سال نظامی، و از آن ملت ما شد. وی داد: مان را از پس گرفتیم و ملل و را به جنگ شناخت و کشورهایی که به کمک بعدا به نوعی پشیمانی و به خود کردند. کرد: عین این بود و آنچه بر سر است بر سر آمد، ما جنگ نیستیم که در سال 59 نبودیم و وایستادگی و را منهدم کردیم. با یادآوری این که هم ما جنگ نبودیم، اظهارداشت: های فراوانی در دو سال رخ داد تا ما را به نحوی تحریک ئو از و همه مسئولیت های و بر دوش ما بیافتد. وی افزود: متانت، تدبیر، و آرامش خنثی شدن شد و درمرحله دوم فکر می کرد روزی که از شود ساعت بعد ما هم می و با خروج ما پرونده را به برد ولی در این راه هم موفق نشد. کرد: در سوم متحدان خود را پشت سرش جمع کند و اتحادیه اروپا را خود باشد و هم از شوند و بگویند مقصر ولی به جز دو رژیم منفور در ما هیچ و از و در سیاسی، و از آن ما است . گفت: ما به بین دادگستری در لاهه بردیم و آمریکایی ها از این ما و این هر حکمی را صادر کند ما از لحاظ وجدان عمومی این هستیم، ما به عهدمان وفادار وبه قانون بین و گذاشتیم. وی افزود: جنگ اقتصادی و را ما کرد و این جنگ خوش تر از جنگ هشت هم آن کوتاه تر و هم ما بیشتر و هم از هر ضعیف تر است. کرد: آن روز همه شرق و غرب پشت جمع شدند و همه شرق و غرب در ما و را محکوم می کنند، ما با در شد . گفت: در جنگ البته که ما را آزار و رنج دادند ومشکلاتی را ایجاد و برخی از عزیزان ما را شهید، و مجروح و اسیر ولی به هدف خود نرسیدند ما سرو وار ایستاد و کرد و را به کشاند و پشیمان کرد. وی کرد:امروز هم شد و نخواهیم گذاشت آمریکائی ها ملت ما را به زانو درآورند. شد: بی مشکلاتی را در این آورده اند و خواهند آورد، اما ما از این پیچ با عزت و سربلندی کرد و بی می توانند به به تدبیر به راهنمایی و راهبری معظم به دولتشان حودشان مطمئن اگر همه باهم در کنارهم راحت تر و سریعترو کم هزینه تر از این کرد. گفت: هشت جنگ گذشت، کند آیا ملت ملت بود یا ؟ کند بعد از هشت سال عزت و سربلند ازآن بود یا صدامیان؟ وی داد: ماه های نیز کرد خورده این جنگ اقتصادی، و امریکاخواهد بود بود همانطورکه درهمه صحنه ها است. افزود: می گویند ما از های دست برداریم و به برگردیم های خود را بگذاریم و به تعبیر در امور مداخله ای باشند. کرد: نه های خود راکنار کذاشت ونه توانمندی خود را کم روز به روز بر خود افزود. وی گفت: این که شما از های ما هستید، معنایش آن است که تاثیر گذارترین ما ما است پس با حرف شما، قدر های خود را بیش از می دانیم. اظهارداشت: شما می گویید در باشیم، شما از هزاران کیلومتر به اید چه کنید؟ ما حافظ خلیج فارس و دریای عمان، اقیانوس هند و باب المندب بودیم. گفت: های ما از این حفاظت می کند، آمار نیز این را می گوید و های تجاری از کشورهای هم این واقعیت را می کنند. وی کرد: ملت در قلب عراق، سوریه، لبنان و یمن جای دارد. شما کجا هستید. شما بمب و و امکانات را به دو دادید تا فقیر یمن را زیر دهد و میلیون ها نفر را تحت قحطی دهد. داد: که تاثیرگذار در خاورمیانه است در به ملت های مظلوم سکوت و تحمل نخواهد کرد. ما درس را از مان آموختیم که منی و انا من حسین، احب الله من احب . کرد: عشق ما کربلا، عاشورا و کربلاست، دستاورد ما از قدرت، انگیزه، ایستادگی، استقامت و و در نهایت ذلت دشمنان حق و حقیقت است. وی در از همه که در جنگ هشت از و سپاه و و و از همه ملت که در آن سال ها از میهن خود کردند، سپاسگذاری کرد. به روح همه و سلام و درود فرستاد و همه جانبازان از خداوند شفای عاجل آرزو کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​آیا سرور و سالار شهیدان داماد ایرانیان بوده است؟

​آیا سرور و سالار شهیدان داماد ایرانیان بوده است؟


به گزارش آیت در و به این پرداخته و آن را از جهات مختلف مورد بررسی داده است. گزیده استدلال های در این زمینه را در ادامه می خوانید: پس از در با و خود در که و تن و تن و تن و از او و او این را کم می شهر به شهر و به می کرد و می جست. اگر می از او و را بگیرند قادر اما او را ندادند تا به خراسان رفت. در آنجا نیز حمایتی ندید و عاقبه الامر به آسیابی برد و به دست آسیابان یا به دست یکی از مرزداران کشته شد. است که به خود نمی دهد ولی بعد اهل بیت پیغمبر را به با یزدگرد، معزز و مکرم می شمارد و را در حساس نقاط قلب خود جای می دهد و عالی خود را نثار می کنند؟! هر مسلمان می که و موقعی و بالاتر از که عرب و ندارد. یا در دل خود به (ع) از (ع) می حجه بن (عج) یک این در بیش از است. اگر از اصل و او با (ع) و (ع) از ای است. به به به از از نظر کسی است که گفت: را در گرگ . گفت: ته چاه اصل است و گرگ را ندرید. در نیز اصل که به نام یا نام و به عقد بن علی (ع) و مادری (ع) نائل شده باشد، از نظر مدارک تاریحی سخت است. عصر حاضر عموما در این تشکیک می و آن را بی اساس می دانند. می گویند در همه تنها یعقوبی ای دارد به این که گفته است: علی بن الحسین (ع) حرار یزدجرد بود و (ع) نام او را غزاله نهاد. خود ادوارد براون از است که را مجعول می داند. کریستن سن نیز را تلقی می کند. سعید نفیسی در اجتماعی آن را افسانه می و اگر فرض کنیم این را به منظور جعل و ساخته اند، حتما پس از سال از اصل واقعه یعنی مقارن با استقلال سیاسی است و این پس از آن است که از پیدایش مذهب نیز در سال است. اکنون ممکن است که گرایش به تشیع، مولود شایعه شاهزادگی باشد؟ اینکه گفتیم (ع) با است از نظر است ولی در پاره ای از احادیث این تایید شده است. از آن کافی است که می گوید: را در عمر به آوردند و به تماشا آمدند. عمر به توصیه امیرالمومنین (ع) او را آزاد گذاشت که هرکه را می خواهد کند و او بن علی (ع) را کرد. ولی از عدم انطباق این با تاریخ، در سند این دو نفر دارند که این را می کند: یکی ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی است که علمای رجال او را از نظر دینی متهم می و روایات او را می شمارند و عمرو بن شمر است که او نیز کذاب و جعال خوانده شده است. اگر که (ع) قائلند به به است، می بایست به دلیل نیز حتی که وجود به نام را انکار می کنند، این را قبول اند که در بن در یکی از جنگ های قتیبه بن مسلم، یکی از نوادگان به نام شاه آفرید به اسارت افتاد و بن شخصا با او کرد و از او بن بن معروف به متولد شد. پس که خلیفه ای است نسب به شاهان می برد و از طرف مادر، است. چرا بن به داماد و بن الولید به یک نکردند اما فی المثل رضا (ع) به کسی که در ششمین پشت به می رسد، این همه و می کنند؟! اگر چنین به اصطلاح ملی می داشتند، باید بن فوق العاده ای است. پدر مرد مجهول النسبی است اما یک شیرازی است که در زمانی که والی فارس بود با او کرد. چرا که به قول این آقایان آن ملی اند که (ع) را به واسطه انتسابشان به سلطنتی به آن رفیع بالا بردند، و تمام را این پست و منفور می شمارند؟!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تکراری‌گویی و کلیشه‌گویی‌ ادبیات دینی را تهدید می‌کند

تکراری‌گویی و کلیشه‌گویی‌ ادبیات دینی را تهدید می‌کند


در گفت وگو با (ایبنا) به در های و گفت: سرودن شعر یا به در به بچه ها به شود که هم و هم بر افکار بچه ها بگذارد. کار این است که با هنر این و ها را به بچه ها کند. این و کرد: ما در خلق به و تا بچه ها با سیره پیامبر اکرم و بیشتر شوند و بدانند که این بزرگواران چه خصوصیات برجسته ای داشتند و چه کمک به سایر انسان ها می کردند. این بچه که ها را به خود می و از آن ها می است. وی با به ما می به این های را با از شعر و در بچه ها گفت: می که و بچه ها باشد. اما بچه ها در های می را می شنوند که صحیح و خرافات و غیرقابل باور است و در این ها فقط به این از احساسی می شود که زاست. به عدم به و در ذکر مصیبت ها از مشکلاتی است که در جامعه ما و در تالیف نیز می شود. سال شد: علی رغم ای و خوش قلم اما می شود و از های می که است به علت عدم به باشد. هم کسب به می که و نیست. و های را می کند داد: در شعر به با سر و کار به این که یک را به اما در به هم حفظ شود و هم آن، شود که هم و دور از و هم بچه ها باشد. وی و ضعف که ما را می کند و های و گفت: و ما یا و به کار یا از فرم و می کنند. که ، فرم و که می و نو تا را جذب کند. گل افزود: در حال به که شده است می با و بیش از حد روی این و به و کار می دهند. این و هم به جای به از اگر حرفی هم گفتن داشته نتوانسته اند آن را با زبان، و فرم ای به مخاطبان دهند. این سبب شده است که همه یک خطی را می کنند. ای با به البته در این مشکل هم و آن هم ای با است، کارشناسان و دانشگاهیان که در رشته علوم حدیث تحصیل ای با می و را قبول ندارند. وی آثارش در ایام محرم و (ع) نیز داد: ازجمله این می تواند به گل کنم که از سوی نشر جمکران گروه سنی شده و 10 (ع) و قیامش در کربلا است. در یکی از های این به نام به حکایت جُون، غلام آزاد شده ابوذر غفاری ام که به خدمتکار نزد (ع) کار می کند. او در روز عاشورا نزد (ع) می رود و از او اجازه می خواهد به جنگ برود ولی مخالفت می کند. اما می گوید من همانطور که در خوشی در شما بوده ام در سختی هم در شما هستم و به مبارزه می رود و شهید می شود. شعر گل ها ای از در ادامه کرد: در شعر گل ها هم که ای از است و از سوی انتشارات مدرسه شده و تا به حال پنج چاپ از آن شده هم به این موضوع ام. این 13 شعر است و در آن از نمادهای متفاوتی همچون پروانه، قاصدک ها، گلدان، غنچه، غروب، لاله، بوسه آب، قطره ای از وفا و بسیاری موارد دیگر شده و هر کدام معنای خاص خود را می رساند که در عین لطافت کودکان، تشبیه است که روح را با ها و وقایع پیوند می دهد. آشنایی با در یک کار خوب خوان هشتم افزود: در یک کار خوب هم سعی ام با زبانی ساده، کودکان را با بخشی از و نوع کنم. در این 10 با نام های اشک شادی، کارگرهای فقیر،خروس پرطلایی، آن آقای مهربان، همسفر ناشناس، کبوترهای دوست داشتنی، قصه مرد تنبل، کیسه سکه هایم کو؟، پیرزن ومهمان عزیز و تصادف شده است که از آنها به شیوه یکی از شیعه اختصاص دارد. به وی، که در این قصه ها مورد قرار گرفته اند گرچه است که است بارها در دوران کودکی از بزرگترها شنیده باشیم اما نوع در قصه پردازی و ذکر جزئیات در ساخت وساز های مختلف، این ها را امروز هضم تر است. هدف اش در این کار را پرهیز از شعارپردازی و نزدیک شدن به ذات ها کرد، به گونه ای که درحین یک قصه، خود را به یکی از های آن قصه حس می کند و بر اساس سعی که نمایی کلی تر از دانش ازبزرگان دین را شاهد باشد. به این نویسنده، 10 جلدی یک کار خوب به صورت گویا نیز شده است و همراه با شنیدن یا قصه ها به ناخودآگاه صحنه ها و رویدادهای قصه را به عینی درجلو چشمان خود مجسم می کند. در سال 1340 در شهرستان رودسر به دنیا آمد. وی 20 سال است که در و فعالیت می کند. حاصل این سال ها بیش از 50 شعر، داستان، زندگینامه، تحقیق و بررسی و 100 مقاله پژوهشی و نقد است. او مسئول شعر ماهنامه های سلام بچه ها و پوپک و طور کارشناس ادبی مجله باران است. از او می توان به پیر چنگی و پر از بوی گلابی و شعر تو با ما قدم می زنی کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
اگر کنار هم باشیم، هر تحریمی را به فرصت تبدیل خواهیم کرد/ دروغ می گویند که هدفشان از تحریمها مردم ایران نیست؛ ملت ما را هدف گرفته اند

اگر کنار هم باشیم، هر تحریمی را به فرصت تبدیل خواهیم کرد/ دروغ می گویند که هدفشان از تحریمها مردم ایران نیست؛ ملت ما را هدف گرفته اند


به تقریب(تنا) به نقل از پایگاه اطلاع حجت و حسن یکشنبه در دیدار صمیمی با جمعی از اساتید و فعالان با به "برای پیشرفت، از و ملی گفت: به و و داد. با از آغاز کار بخش از خود را صرف افزود: از به داخلی، خارجی، فرهنگی و را نیز اما از آنجا که را صرف بخش کرد تا را در این به حالت بازگردانیم. با به در این در از ها های به دست و در ها ها در سطح افزود: با به و تبیین های بلندمدت دستیابی به رشد 8 درصد، به جذب داشتیم؛ در 4 سال به طور بیش از 4 رشد سالیانه که اگر چه خوب بود اما با هدف شده داشت، اما در و جذب برآیند کلی بود و رقم جذب در این 4 سال 1.8 دهم بود. اظهارداشت: در توفیقات نسبی و به رقم خالص شده در سال اندکی کمتر از 800 هزار شغل اما با این باز هم در رفع را نمی و به داریم. با از را صرف و داد: در این هم به و رشد زا کرد و هم در در و و گام های و یکی از این دو شود. کرد: ما این بود که را که از کار به و آن را نیز تا کنیم. در این را که مجبوریم مقداری در آن و مراقب چرا که موانع راه از بود. کرد: ما در سال های 90 و 91 دچار یک بزرگ شدیم، اما از آن بکنیم و در متاسفانه و فساد بوجود آمد. بجای از ها بخشها و نهادهایی را به خیال می با کمک را حل کنیم. در بخش ما از رو حواسمان را جمع تا کالاهایی که در بخش تولید، نقش و تأثیری نداشته و مصرف عامه نیستند، در نباشد. با بر از در سال های 90 و 91 گفت: مثل سال های 90 و 91 نیست، چرا که آن ما از سوی سازمان ملل و براساس قطعنامه های امنیت تحت یک عمومی، از جانب همه و در شده و در سیاسی تنها مانده اما این طرف و که شده است. کرد: به جز چند در را و از یک بین و های بین است و این را سخت می کند. اظهارداشت: با این از پیش رو به و اگر عمل می از این به نفع کنیم. کرد: ای که به آن هاست. به یک بخش تا را از دست آن کند. ها و در که به و کمک به است و اگر ما یک بخش این از دست شد، چرا که به بخش سخت تر از به به بخش است. با بر بخش به طور جدی کرد: هم به بخش کمک کند و در این به را تا از ملی کنند. با به در نظر جمع و می گفت: به نظر جمع عمل کنیم. به در ارز ارز را تا که در هر سال چه داشت. در هر که به بخش و به بخش در ارز در سال های تا تر از کنند. با بخش را افزود: یکی از که آیت بعد از جنگ بخش بود و پس از آن نیز با و ابلاغ های کلی آن را به شرط صحیح، انقلاب توصیف کردند؛ اما این شد که ما عملاً یکسری غیرتخصصی را به میدان و های را در دادیم که را هم کرد. داشت: مناسبی در و در جلسات و جلساتی که دارند، به دستگاه ها می کنم که های زیرمجموعه خود را هر چه سریع تر و حتی از تعیین ام تا در سال های 97 و 98 تحت نظر خود را به بخش کنند. کرد: در روزهای عالی قوای سه گانه نیز با نظر و به منظور بررسی پیش روی های به بخش شد. کرد: دوم پس از گری های است. الگوی رشد را می بینیم، در می یابیم که تا که را در پیش نگرفتند و های ملی شان را به روی جهان باز نکردند، موفق نبودند. گفت: کلی یک و یک است و تفصیل ندارد، اگر این را گرفتیم و می را متحول کنیم. با به بخش تر از در گفت: به دوستان خود در گفته ام و می گویم که با بخش مشورت کنید، چرا که شما به واسطه تحصیلات آکادمیک و در پست های مدیریتی در این سمت ها دارید و این فرق با کسی که خودش در و کار و تجارب را کسب است. با بر از بخش اظهارداشت: در طرح های هر چه قدر با ها به برسیم و در نهایت از بخش دعوت کردیم و از راه حل خواستیم و خود را کردند، دیدیم که حرف و حتی معکوس آن چیزی بود که بخش می گفتند. با به تسهیلات و خریداران مسکن در فرسوده، گفت: بخش می در نیز نقش بسزایی ایفا کند و می بایست خود را در چگونگی کند. با به در ها با کشورهای مختلف و همسایگان ریزی و های گسترده ای است، داشت: انعقاد قرارداد با اتحادیه های منطقه ای و ها و با بوسیله پول ملی در این بوده و امور را تسهیل می کند. کرد: ما را و گرنه پیشرفت نمی کند و ها را نیز بگشاییم. افزود: از های نمی در کنند، خوشحال و با خوشحالی اعلام می که فلان از رفته است و تصور می که اگر یک شرکتی برود، دوباره نوبت به رسید؛ در حالی که نباید اشتباهات سال 90 و 91 در تکرار شود. با به ضرورت به و کسب و کار، گفت: با کسب و کار و و ایرانیان مقیم از جذب شد و اگر به ایرانی، نسبت به اش بدهیم، حائز اهمیت است. داشت: یکی از مواردی که در سه قوه دنبال می این است که که از هستند، بتوانند، بیایند و در کنند. داشت: از مانع رشد و این را از میان برداریم و مقرراتی که را کنیم. کرد: اگر همه دست به دست هم و با هم مشارکت و باشیم، می به نفع ما و اگر از هم بگیریم، ها می به ضرر ما شوند. کرد: از هم و یکدیگر را یاری و بخش می توان با خود دشمن را کُند کند تا از این که کمی دشوار شده عبور و را به تبدیل کنیم. پیش از سخنران ، شافعی بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با از موضع گیری هوشیارانه در خروج از برجام و و بخش از این خواهند بر لزوم به منابع، ها و های و جلوگیری از فرار یا انحراف به بخش های غیرمولد کرد و گفت: در مدیریت بازار است و بخش تا پیشنهادهای در این را کند. رضا خیامیان مدیره انجمن سازندگان تجهیزات نفت با به توانمندی بالای نفت در سطوح پایین دستی، داشت: بخش در نفت به طور کامل آماده نیازهای است و این به جوانان و صنعتگران است. وی داشت: بخش با در کسب و کار بیش از پیش شود. علی فاضلی اصناف با حل در جدید همه دست به دست هم دهیم، گفت: اگر های اصل 44 در سال های به تدریج و به می شد، با بسیاری از مواجه نبودیم. وی با پیشنهاد کمیته مشترک سه و تسریع فرآیند های به بخش خصوصی، خواست که به در گردش توزیعی بیش از پیش کمک شود. فرشاد مؤمنی عضو علمی دانشکده دانشگاه علامه طباطبایی با اقتضائات جدید، های ویژه ای بنیه ملی می طلبد، خواستار و ذیربط در محدودیت کالاهای لوکس و تجملی، مبارزه با فساد، قاچاق، و عدم در مناسبات و بسط های شغلی مولد در شد. محمدرضا انصاری تشکل های مهندسی، صنفی و حرفه ای نیز از های تبصره 19 قانون بودجه طرح های نیمه را موجب جهش در اشتغال، کرد و داشت: بخش همراهی در بهینه طرح های را دارد. بهمن عبداللهی تعاون ایران، با به در یکسان نرخ آن را و باعث ثبات در محاسبه نرخ شده کرد و افزود: توانمندسازی بخش و تعاونی با از قانونی از در ها، این بخش ها شوند. خانم فریال مستوفی کمیسیون نیز با بر بخش و سکاندار گفت: بازرگانی با مراجع بین المللی، در حال شاخص های در ملی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
امام راحل با انقلاب اسلام ناب را احیا کرد

امام راحل با انقلاب اسلام ناب را احیا کرد


به حق این عصر را به نام خمینی(ره) و 22 را به روز نام کرد که با و عمل و به ملت ها را در برابر زورگویی های زشت خویان رهبری و بدین سان اسلام ناب را که سال ها از دیدگان دور و غیرمحسوس شده بود بار دیگر احیا کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
از ریل توسعه درون زا خارج نشویم

از ریل توسعه درون زا خارج نشویم


در های و یکی از این ها زا و دیگری زا است. در زا به سازوکارهایی است که معادلات و مناسبات به می و در زا بر مقدورات و محذورات است. در ماجرای مذاکرات هسته ای و به طور کلی که به خود به و زا در گرفت. که به خارجی و پذیری های سبب شد تا همان خاصیتی را هم که در چارچوب های رفع تحریم می بایست باشد، نداشت و به سندی کم خاصیت شده است.   به و به یک امر بیرونی این است که از های انتظار باشیم که تمام امورات را برطرف های این را در یک ملت در نظر بگیرید. در و در حس سبب و های می اما این در سطح بین نمی افتد. در بین با های و آن چه به بین دست به می زنند. های زا به در سال های بسیار تشدید شده است. این نوع ها که از ها به به منظور اخذ و مزایای ترتیب شده مجموعه گفت و گوهایی را بین های با در برداشته است که هر چند زمان را از و انرژی فراوانی را مصروف داشته، اما لزوما به ای خوشایند گفت و گو کنندگان و قائلان به این پیوند بین الملللی است. نهایت الامر آن چه می است که طی آن صرفا مطالبات های بین به در است و این هیچ گاه به یک اتوبان دو طرفه است. تفکر شدن به گفت و گو ها به جهانی، گفت و گوهای انتقادی با کانادا و ... را در به آورده که گویی ها در پرتو این فضا، مسابقه اند که شدن را هر چه سریع تر در به جامعه و را در بین هضم و در هم کنند. که شد در به این هدف نیز به اند و آن نیز که غرب با در ای و بین بر خلع و ... را یک هم که این عدم را در هم های بین و هم های تحت است. از این ذهن غرب به یک نظر طلب در بین است.   در که در بر عدم به بین به یک اصل ها در به جهت آن چه اند. از یک نظر طلب در نظم و بین است که از و در از را نمی و به در ها و ای است که نقش در آن ها نقش ای است. در این نوع به و بین نه قوت نمی برعکس ضعف نیز و از به اهداف بلند مدت است و اگر در تعارض با قوانین عالیه به قانون اساسی نبااشد، دست کم هیچ پیوندی نیز بین آن ها ندارد. به سمت شدن و از نظم و لیبرال کاپیتالیستی با هدف و شارح و واضع نبوده و نیست. اما در عین حال ها در طی دو دهه گکذشته فارغ از این و عدم همبستگی شدیدا تمنای وصال با شبکه بین و را و دارند.   در ملی این در در و ها می گیرد، که در بین الملل، در حال سوق به ملی به صورت دومینو هستند. نگاهی به که در در حال رخ بخصوص آنچه در رخ می دهد، به آن چه در در حال رخ است و همچنین آمریکای ترامپ، این است که و در حال از سمت تعاملگرایی و رویکردهای همگرایانه به سمت حمایت از و از یک سو و دوری از چندجانبه در از سو هستند. در زیر به از این موارد خواهیم کرد.   به سمت یا واگرایی؟ که تجلی و در سطح ای و بین است بیش از 6 دهه پیش و با ابتکار زغال و فولاد به آمد، موجودی که با ماستریخت به شد که اروپایی را در خود جای است. بر اساس اصول از بین بردن تعرفه های تجاری، پول واحد و شاخص های به آمده برجسته ترین در و بین است. این نه مثال مشابهی نداشته و ندارد، به نیز مشهور است. در سالهای در در حال رخ است که این را به سمت سوق می دهد. های و طرح های که ای به یونان، و در پیش شده است سبب شده تا عضو این گمان های ماهیتی آمیز دارد و از رشد یکسان عضو می شود. در شروع شد، کشوری که طرح های دیکته ای در آن سبب شده بود تا وام های کلان در تامین نیز نتواند پوششی رفت از تنگناهای موجود در این شود و این را با ورشکستگی مواجه بود. بعد از آن اسپانیا، ایتالیا، و کشورهایی که از های تحمیلی از ناحیه در رنج اعتراض سر و به همین واسطه شرایطی را به آوردند که مربوط به تحدیدهای را با اعانه های جبران کند. اما این ها نیز نتوانست مشکل دیده را حل کند و این به خویش و عضو سر دادند. بریتانیا، و که سه قطب ثروتمند و این سه متهم اصلی های آمیزی بودند که در خود به و سیاگست های و پولی آن به آن ها را سر می دادند. در سوی این جریانهای تندروی راستگرا در این سه که را خود سودآور نمی دیدند از را سر دادند. به عبارتی موج در ایم. از سر می شد. به ای که یونانی ها در پیش وزیری را برگزیدند که های ضد و داشت، اما با این حال بعد از به دست گرفتن قدرت و با اعطای از های مجددا در ریل با گرفت.   بعد از این موج ایم، به ای که این بار یعنی انگلیس، و در به از اند و سپس در و در سطح نخبگان این فاز شدند، ای که در می توان آن را کرد. و از موج های از خارج شده و موج شده اند که نمود آن را در با و در (همانگونه که در کشمکش های انتخاباتی و ریاست شد) با کردیم، این در به و اینک در حال اجراست، اما در با موفقیت نشد و به انجامید، دست کم با مارین لوپن به گرائیده است. در نیز این فضا در قاموس که موسوم به راستگرایان افراطی شد، که هنوز موج است. که می شود در به در سطح ای و شاید متسامحانه در سطح بین شکل گیری امواج و و به مدل ملی در آن ایم. که این است که و به از شدن و در و توزیع ثروت و کالا در حال به سمت ملی در متعصبانه آن است. و از از که با نام (Brexit) نام نهاده شده است به جریانی گفته می شود که پس از همه 23 ژوئن سال 2016 که در انجام شد بیش از 17 نفر بر عدم حضور این در اصرار داشتند. این همه در به نفع طرفداران از به پایان که مخالفان این 16 رای را در سبد خود اما با این حال جنبش از به مثبت و بدین ترت
تاریخ باز نشر :
زمان : 9 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
روایت عباس عبدی از «تحول نام‌گذاری کودکان تهرانی» منتشر شد

روایت عباس عبدی از «تحول نام‌گذاری کودکان تهرانی» منتشر شد


به (ایبنا) نام 1394 ـ 1375 از سوی هنر و شده است. در از مقدمه این می خوانیم: چرا نام به این در امر است که رسیدن به یک از و از های است که با از در را به دست می دهند. نام کودک یکی از است و در نام در های های در هر نام می به درک سیر از کمک کند. این در ای چون که های و و بر های به از است می چرا که و هنگام نام فرزند در یکی از آزادترین شرایط ترجیحات هستند. هرچند این نیز نسبی و در مقایسه با آنان در سایر هاست. مشکل مهمی که در نام این است که را چه می بدانیم. اگر این حل شود از نام به یکی از های در شد. پیش از این دو در نام ام که هر دو در در شده اند. تحت نام (1375 ـ 1345) و به های و و در سال 1376 و 1377 شد. دوم نیز ـ به ـ نام را در 4 (بلوچ، کرد و عرب 1378 ـ 1345) داد که در سال 1380 تا 1382 به رسید. در اول نام در سال های 1375 تا 1394 و به هنر و و که است شده است. این دو می نیم قرن نام در را و از آن از در را کند. در بحث های و که در دو بود با می شود ولی از سال های و شده و سپس تا حدی به های این و اول شد و در و ها و در نیز با اول در یک و می شوند. در این اول است و مستقل از آن نیست. شده است: موجودی که در اعماق دریا زندگی می آخرین چیزی را که کشف می آب است. او فقط از آب آگاه شد که حادثه ای اتفاقی او را به سطح آب آورد و با هوا آشنا سازد... به طور کلی، توانایی شخص دیدن خویش، مستلزم داشتن نگری است که اگر نگوییم هیچ، ولی به ندرت (رابرتسون، 1372، ص 74). به نویسنده کتاب، بدون شک نماد که با فردی پس از تولدش می شود و معمولا تا عمر نیز اوست، نامی است که پدر و مادر بر وی می نهند و دیگران نیز او را نام می خوانند، به همین عمومی و همراهی همیشگی است که به آن کمتر است. هم چنین ممکن است به ثبات بلندمدت آن، ها را به خود جلب کند و در مواقعی که تغییراتی در آن ایجاد می شود، را معطوف به خود کند. فقدان در نام نه در ایران، بلکه در کشورهای دیگر نیز ملموس است. مطالعاتی در این نوع در امریکا نیز حداکثر به چند بالغ می شود. علت این امر، جدی نبودن نام است و طبعاً ضرورتی نیز را به سوی این سوق نمی دهد. با این حال از نباید غافل شد، به ویژه آنکه پس از هر جدی در یک از که چشمگیری در آن رخ می دهد، نام است و در مواردی هم که قصد از بالا در باشد، از حکومت ها فشارهایی قانونی یا غیرقانونی تغییر نام اعمال می کنند. مثل سیاست های دولت کمونیستی بلغارستان (در دوه دهه قبل) علیه ترک تبار و مسلمان اینکشور که از این طریق قصد قطع پیوستگی تاریخی و این را داشتند و طبیعی است که اینگونه فشارها معمولاً با مقاومت نیز مواجه می شود. معتقد است چند دهه در های نیز منعکس شده است و از آنجا که نام نزدیکی به از در نام خود را نشان است. لحاظ نام یکی از منابع مفید و اطمینان در است. اگر مذکور در کلان ایرانی عمدتاً همبسته و مرتبط با روند مدرنیزاسیون و نیز فراز و فرود گرایش شیعی است، اما در با و های دیگری از موج دوم با بنیادگرایی اهل تسنن و نیز هویت جویی و استقلال طلبی و نیز افزایش یا ادغام با بزرگتر از این حیث از نام را در این ها کرده است. نام 1394 ـ 1375 با شمارگان 500 نسخه در 148 صفحه به بهای 8 هزار تومان از سوی هنر و روانه بازار نشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی