صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب افرادی



گروه ها و جریان های سلفی در یمن

گروه ها و جریان های سلفی در یمن


در این یمن بحث می شود. این تحولاتی را نشان می دهد که در در رخ و تجربه ی و در یمن رخ می دهد و این از می باشد. از سال 2001 تاکنون با ای به نام های شد که یکی از آن، در اروپایی است. عکس العمل انسداد، گرایان دموکرات بود که این در مصر، سوریه، عراق، لیبی و یمن دارد. در های بود اما های ی شدن را و نظامی و خارجی آن شده اند. در نتیجه، به سمت سوق کردند. ی خشونت ساخته ی روندهایی است که دائما باز تولید می شوند. این در یمن نیز دارد. مسائلی که در در رخ اکنون در یمن جاری است. على عبدالله ورود اخوانی ها به سیستم شده و اخوان، است که در همه ی سعی تا وارد ی اما از که ها به کردند. تیپ در مصر با یمن است و ی است. ی و بشر ، است که در سه شرط فکر های و است. های در از ی اند اما در به است تا با وام و کمک به دست و به هستند. ی در اسلام، فاسد و وابسته به پول های می باشد. در ترکیه نیز پیش از به رسیدن اک پارتی، این که با وام های دولتی شرکت تأسیس می کردند. با زودرس در بهار عربی شد که این فاقد ابزارهای لازم و موجی مخرب شد. همین موضوع سبب شد به جنگ داخلی شود و که به از آن و به پناه برند. قوی در ی یمنی است. هر که ی به کار می رود، های مد نظر هستند. به مشکل می کند. در این کتاب، فصلی با فصل مقدماتی که در آن به های یمن و پرداخته شده است. ها و های در یمن در های می که پس از رشد کردند. اوج های در سال های 1979 تا 1989 است. گروه، های است که از سال های 1990 شروع به کردند. سوم، تصوف است. های و این نیز اند. است که ها ی قوی آن می باشند. پس، از و یک یا یک سوم آن به های است و آن از اهل سنت می باشند. نیز می که از است. های از ها شده اند اما در از دل به آمدند. های دارند. های الف: های های است که دو از آن دارد. از ی می که بار اما آن را می کنند. به که وضع را دهد و به وضع اما نظم شکن و نظم را نیز آن نمی کند. است که ملی باز به و کل است. حسن نیز را می که را (سیاسی) باز می کند. هدف از را می دانند. پس همه ی های از سال 1979 در پی از هستند. در در که های قبل از به ی و و می دادند. همه ی های سه ی یا و را می که در ی سوم دارد. است از و غیر تا همه ی و شوند. در شود. ی اجتماعی و است که در سلول های انجام می و های آن مخفی و با یکدیگر در ارتباط نیستند. ی حرکت: هنگامی که یک نوع خاص با یک نوع خاص برجسته شده و آغاز می شود. نیز تشکلات می که شعارهای سمت و سوی اجرایی به خود می گیرد و مجموعه ی شعارها به قانون و تصمیمات اجرا می شوند. (شورش های مسلحانه می باشد.) على (ع) می فرماید که انسانها به آن که از آن منع می شوند، حریص می شوند. جماعتهای سه ی را طی و ایدئولوژی شان نیز و بازگرداندن دین به حوزه ی می باشد. حال به بزرگ در یمن خواهیم پرداخت و به تاریخچه ی می کنیم. شعار نه می باشد. به پیروی از هست می باشد، هر چیز نیز و حرام می باشد. اولویت با نص یا احادیث و یا ی چهل ساله ی صدر است. نیز به گوش به فتوای مجتهد است اما آن را قبول و هر فرد را مهم می دانند. به اعتقاد مذموم اما است. نیز به به دین می باشد. پس در رایج، به معانی نوآوری است اما بدعت، به دین است. پس در بین و خلط شده، از کت و شلوار گرفته تا پارلمان و انتخابات از نظر دانسته می شوند. سرچشمه های یمن این در یمن از سه ریشه ی عربستان سعودی، خلیج فارس و می باشد. از سال 1979 این ها با جریانها تفاوت با شده و از مهدویت می شوند. طبق مکتب زیدیه، حاکمی که و علیه کند، دفاع از او است. به در ی حسی که با یمن نیز مرتبط نیست. ساکن هند که به کردند، اربعین حسینی را به منتقل کردند. این عزا به شد که تقاضای ثبت بین المللی آن را داشت. این جشنواره، به کارناوالی شده که جذب توریسم است. در سال 1979 چندین به یمن سرازیر شد و شیخ مقبل نیز هم با ایران در مکه کرد و اعلام که مهدی کرده. او پس از مدتی به یمن کرد و ضد حاکم و به بزرگی شد. این ها در سال 1990 شهرها صنعا را و جریانی به نام حکمت و را به آوردند که های است. بر تأثیر گذاشته و با های شدند. بین شیعه و اهل سنت دارند. بنیادهای در یمن این ها تناقضاتی که مهم است. تناقض، این است که از در پی و از طرف خود را از عمل تبرئه می کنند. هر مداخله در را موضع می و مدعی که نیستند. اما از واژگان مذهبی، به عمل می و در ی این مسئله، یمن می شود. سلفیون از مشارکت در علم استنکاف می اما نظر می که حکومت و آن شرط قائل می شوند. ائتلاف ها با سیاسیون، ائتلافی به دست آوردن توسط نبوده طرح ندارد. در می اما به مثال، کاندیدایی معرفی نمی و در عین حال که هستند، یک فرد را ندارند. در این است که با طرح به نص و سنت داشته و و تسامح لازمه ی آن می اما از که فرقه ی صحیح می و را ناصحیح می دانند. نیز و خود را حق و درست می داند. نیز، عدم توازن در عمل است. چه کسی شخص و غیر را مشخص خود را معیار و قاضی می دانند. را به و غیر تقسیم می و خود را مفسر تشخیص این میدانند. ها در جرح و تعدیل به شدت نامتوازن و در مفهوم عدالت، بی ندارند. ندارند. چهارمین نیز در است در که در حال زیست می کنند. از امروزه را پذیرفته و مدرن می اما به اصولی و آزادی نیستند. وسایل جدید را می و بدین از را می کنند. بحث مرجعیت است که آن را به می و همه ی را در نظر نمی گیرند. در آن را در جست وجو می که به نفع است. به بخشی از وحی و می دهند. به به استناد می کنند. همه چیز را به نص و می اما هیچگاه درس نمی و عمل را کافی میدانند. گاهی اوقات حتى را نیز به اشتباه می خوانند. نیز عدم بین و فرعی است. کشتن و ظاهرگرایی را می دانند. نیز شدت و سنگدل است. دشمن خود را برادران خود که متهم به می دانند. قتل اهل نیز است. سلفیان سنتی و این پتانسیل که مرزشان با سایرین شود. در دگرگونی در دنیانی رخ است. در در روشن فکر بود و سلفیت وحدت و به و بود، های امروزی اسم هستند. پس تشابه اسمی نباید گمراهی ما شود. جریانهای در گذشته، شناخته می که نیز بودند. کثرت جدل، است. و بیشتر به دنبال رسانه ای می باشند. ضعف جانب تربیتی است. از آنجایی که مذهب، سطحی می شود مرجعی نخواهد داشت. در مسلح به مرجع می و ابومصعب به الگوی و جوانان یمن شده اند. در های که غایب است، عمیق شدن در دشوار و پرهیز از مراجعه به کتب، نامه ها و تحقیقات می باشد. حال انسان گرا می تواند ی خود برنامه ریزی در که در و همه چیز در دارد. پس رشد محال می شود. در آرزوهای ها می شود و اهمیتش را از دست می دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
انتقاد آیت‌الله هادوی تهرانی از کم‌توجهی برخی مسئولان به بیت‎المال

انتقاد آیت‌الله هادوی تهرانی از کم‌توجهی برخی مسئولان به بیت‎المال


گروه ــ گفت: در که مسئولیت می‌گیرند ولی ساعاتی که باید مشغول کار خود باشند در جای دیگر فعالیت دارند و دنبال تثبیت موقعیت خود هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
80 درصد آثار فرهیختگان حوزوی خارج از محدوده علوم سنتی حوزه است

80 درصد آثار فرهیختگان حوزوی خارج از محدوده علوم سنتی حوزه است


(ایبنا)- حقانی: حجت سال و رئیس پژوهشکده دانشنامه و حجت مهدی نیکبخت، سال و و یادگار سال عصر 27 ماه در از با و انتشار در بخش های این مجموعه آشنا شدند. در حاشیه این با در اتاق گفت وگوی ایبنا، ضمن و سال و بیان تاریخچه ای در ، از نشر و از ضعف سخن گفت. سال در چه می شود و آیا این به دین و های یکی از این این است که صاحبان باشند. طرحی در معاونت نوشته شده که سال دین را کند که شامل های دین شوند. این به های و با دین از این رو در سال 16 داریم. در ذهن در دین جای نگیرد و دین را محدودتر تصور ولی در سال فعالیتی که در این چند دهه به های پرداخته شده است. پس از انقلاب، و نهادهای مختلفی در گوناگون کرد و ده ها که می را در آن بگذرانند. حتی در سال های در عرصه فقه فقه تربیت و فقه هنر است. 80 تولیدی در این و 20 در های فقه و و می شوند. 80 هم که به سال می و به های با دین است. از این ها در سطح در شهر قم شده و در این ها دارد. حتی در ای آیت و در همه ها از را به و کانادا، آمریکا فرستادند. قم در یکی دو دهه از های است. حتی روحانیونی به به پزشکی در این اند. در سال چگونه در و هر طرح در یک جمع کارشناسی پنج شود. ها پیش از نگارش را طی و در یک و بعد به چاپ می رسند. در مراکزی آموزشی امام خمینی (ره)، و دانشگاه، و دفتر تبلیغات مدرسین قم و المصطفی، تا یک را هفت نفر نکنند، نمی شود. اگر اثری از این شود دغدغه ای از جهت و اعتبار ندارد. سال های فعال و را تحت می دهد. بعد از ها در و شد، دوباره در سال این را طی می کنند. سه اِجمالی، دو تفصیلی و یک سه و در چهارم یک هفت ها را و می کنند. هر را حداقل 12 نفر و بررسی می دهند. که در سال این را طی کند از یک حلقه دوم عبور است. در مجموع در های در هر دوره، 50 اثر در رده های می شوند. می این را کرد، چراکه در هر اثر در یک خاص جذاب باشد. در قم که در های ذکر شده تخصص و می به داور در سال کنند. در هر از را می کنند. ها به و می شود. در 16 از هر داریم. - نیز با سال در سال 1396 شد. از بین یک ای که در ها شد، 130 به دوم و در 10 به شدند. در این سال ها 20 به طرح جذب و قلم است. در چون به است و این یکی از ضعف لذا نوع قلم و با است. تر و شدن این چه ای سال به می شود. با به و نیز ماه سال بود. یکی از ضعف های ما این است که با ها و نداریم. در یکی از ما از بود. بخش بین در شده و هم از آن گرفت. در بین به پنج از و به طور داشتیم. اما ما در از ضعیف است. از کشورهای که تمایل است تا کشورها. به که گرفت، ولی به نداشتیم و در بیستم بناست این کار شود. در ای که داشتیم، بنا شد سال در جهانی سال هم بگیرد و تدابیری بیاندیشیم که سال به های شود. همچنین مقرر شد ای با لوگوی سال در شود تا مندان از این طریق آخرین و و آرشیو های را مشاهده کنند. دارید که در یک سال چه و با آن در به چاپ می رسد؟ در حال حاضر نداریم. در ای که با نیکنام حسینی پور، این را ارائه که در کتاب، در بخش فیپا، و جدیدی هم با باز شود که می از که در این در می شود در ما دهد. علاوه بر که ذکر ده ها ناشر و کوچک نیز در بخش خصوصی فعالیت می لذا از های مطلع نیستیم. سالیانه بین تا و 200 فقط از حوزویان به می رسد، ولی گمان می کنم یا پنچ که سال می در های با می شود. مطمئنا در سطح خیلی بیش از این هاست. چون و می دانند در سال معمولا های در سطح می لذا خاص و را می کنند. اگر یادشده در سال 100 20 را و در سال می کنند. هم یک یا دوبار و آثارشان نشد لذا نمی به این از شده در ندارد. مالی در چه حد های سال از مادی چندان بالایی ندارند. حداکثر زیر 10 میلیون تومان اما چون در سال از تقلید و داریم، سطح بالاست. این در نمی گیرد و تشویق نویسندگان و دلگرمی و حمایت از برگزارکنندگان این می شود. ولی در هر دو تن از و پیشکسوتان که در قید حیات یا به دیار باقی شتافته به ای که سال ها تلاش می شوند. در این راستا در از سید حائری و مرحوم سید مجتبی موسوی لاری به عمل آمد. این ها از بین و یا های و و می شوند. در هر نیز اهدای و سخنرانی با یکی از است. حتی به برگزیدگان عراقی که در خودتان در مراسمی را اهدا ولی اصرار داشتند که اینجا و در این خود را کنند. حتی بدون هماهنگی، پنج و شبکه از را دادند. در نیز آیت آقا سید حائری، از نجف اشرف از مهمانان ما و ایشان در نسبت به مقلدان دارد. ملاک های ویژه، است نه ایرانی بودن. در سال چه نظری در سنت قدیمی سابقه دیرینه ندارند، ولی به این است. پیش از این ار خانواده های روحانیون درس می خواندند و اهل فضل و علم می ولی جایی عرضه این علم نداشتند، اما پس از انقلاب های شکل گرفت. اکنون در سراسر های 600 مدرسه دارند. در سال های در سطحی معادل و نهایتا فوق ولی به تقاضای در سطوح عالی، موجب شد و که مقطع را به رسانده فوق شد. هنوز در همه گرایش های نشده، ولی 13 از در های مهدویت، خانواده، و دایر است. در سال گذشته، فراخانواده را در سطح و یا در فقه چند شد. لذا با به سخت سال که پس از 20 سال بخواهند دست به قلم و که در گیرد، کمی می برد. در در سال رعایت عدالت، پنج نمره می شود. آقایان اگر بالای 80 کسب در یک و دو می گیرند و با 75 به این می رسند. هرچه می گذرد که عالیه کسب می و دست به قلم می افزایش می کنند. الزهرا، دنبال سال است که در ای مستقل و در رقابتی باشند. ضعف یکی از چالش های مهم های به است. اوضاع در های مولفان به چه این در سال هم در ها می شود. در های و از در ها یا اقتصاد هیچ ای نداشت. در که 30 اثر شده دو ولی که بیشترین میزان ارسالی را داشت، و رتبه ای را از آن خود نکرد. در سال های قبل به انباشت و خوب حوزوی، سطح انتظارات رفت و نتیجه این شد در یک که 137 اثر را در حتی یک اثر و شایسته تقدیر نشد. اما یکی از سال این است که که در هر فقط یک اثر به اول کنیم، بلکه ما شاخصه محور هستیم و ها به رقابت می پردازند. اگر سه خوب بودند، هر سه را به اول می کنیم. چون امتیازمحور هستیم، لذا هیچ مانع از شدن نمی شود. بنابراین ممکن است در یک سه باشیم و در هیچ ای نشود. آیا افت شمارگان در های هم می شود؟ ها در پیشینه خود شفاهی بودند. و بخشی از کار به شاگردپروری است و در که باشند. در دانشگاه ها به ارتقای نوعی و این مراتب به و می شود اما در پاسخ اجتهادی به مسائل روز در اولویت است. یک در یک روز، آنچه که به و سنت و قرآن نزدیک است آن نظر دهد. مجتهد آن مسئولیتی که برعهده اوست، اهمیت دارد. با این حال، های هم به تبع بازار نشر با این معظل روبه روست. با دیجیتال و با به در بخش نرم افزاری پیشرفته و از دانشگاهی جلوتر است و از ها و پژوهشگران تحقیق و به این سمت متمایل شده اند. کامپیوتری نور شده ولی به و در قالب نرم افزار موجود است. در یک لوح فشرده با قیمتی مناسب، بیش از هفت می شود. کتابخانه اهل بیت (ع) در ها از فقه و و و تاریخ و شیعه و اهل سنت دارد. وقتی پژوهشگر می با بهایی اندک که گاهی در نمایشگاه ها تخفیف هم می خورد چنین منبعی را به یکجا در باشد، کمتر نشر می رود. جدید هم، کمی از های نوشتن نامه و بنا به نیاز این می روند. ولی در سطح کلی با به گسترش فضای به کلی در همه ها پایین آمده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 13 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,علمی و درسی
بازدیدکنندگان در نمایشگاه کتاب با نشر الکترونیک آشنا می‌شوند

بازدیدکنندگان در نمایشگاه کتاب با نشر الکترونیک آشنا می‌شوند


حسن انجمن در گفت وگو با خبرگزاری (ایبنا)، عنوان کرد: متولی امر در و کاغذی و است. این سیاستی اعمال و در راستای آن به بخش و می دهد و از که نشر می شود و که نشر اند در این می کنند، می توانند در باشند. با امیدواریم در سال های بعد این بخش تقویت شود، گفت: مرکز های ای و دست این است و می شود که های را نیز در بر می و فقط به بود که پیش از این به آن بود. با به نیز گفت: در همه های مهم مثل و بخش یکی از بخش های مهم آن است و در این بخش که به طور می کنند. به نیز به طور به در سی و بین که است این که از می شود و بحث در این کاملا جدی است به سمت نشر کنیم. ما به مجبور به پرداخت دلار هستیم در این خودکفا نیستیم و سطح مطالعه را ارتقا دهیم به کنیم. وی با بخش از جدا نیستند بلکه در دل هستند، تاکید کرد: علاوه بر آن برخی از ما هنوز از به این می ترسند در حالی که اگر کارها و برنامه ریزی ها شود و درمعاونت جدی به این شود می توان به نتایج بهتری دست کرد. با به تشکیل در نشر نیز گفت: در دیداری که اخیرا با معاون و داشتیم، قرار شد به دلیل اهمیت این موضوع، کارگروهی با موضوع صنعت اقتصاد و نشر کند و از دولتی و خصوصی فعال در دعوت می در این و در کنار به این باشند. وی درباره فواید جداسازی از بخش های های نیز توضیح داد: تجربه جهانی نشان می دهد به سمت شدن کرد، در های بخش های وجود که فیلم هم آن می شود و های مختلف در این عرصه اند. شدن این موجب می شود مردمی که در این 10 روز به می آیند با در این سالن بتوانند از نزدیک با این آشنا شوند. وی با به بیش از 300 ناشر در یادآور شد: بحث مجوزها و اقدامات به بیایند و کارهای این زیر نظر این واحد پیگیری شود اغلب دست این به صورت پراکنده می و ای فراهم شود که آمار جامع و کاملی از این افراد گردآوری شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
خواص عجیب و غریب نخود!

خواص عجیب و غریب نخود!


احتمالا شما هم جزء آن از که فکر می نخود خاصیت چندانی ندارد، اما سخت اشتباه می کنید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
شیوه‌های کنترل خشم در قرآن و روایات

شیوه‌های کنترل خشم در قرآن و روایات


حوزه/ چه قدر که به خشم خود و را به گرفتار و عوارض شومی را در پرتوِ این عمل زشت در دنیا و آخرت نصیب خود نماید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
وقتی کودکِ درون راوی است

وقتی کودکِ درون راوی است


خبرگزاری ایران(ایبنا)-سندی مومنی: های من و کاملا ست. این این و به نفس به و از تفکری در جهت خود واقعی، است که می در نقد و این در نظر داشت. است. ست که و است. این یا را می او را می داند و می با را بدهد. این در ناخودآگاه را از او می شناسد و می راهنمای او باشد. با این که در برخی با هم نوا می شود و به او می خندد! در این بر مسلط است و او را از و می بیند. ضعف و است که با ها دارد. کشمکشی که در این اتفاق می افتد عنکبوت(عنکی) و هاست. ها به او را می و می که نباشد. او با ذهن و با او را به متمایل می کند که خود را و از که با ها در جهت خاص شدن کند. های من و است از که به جست وجوی خود است. های من و کیست؟ است. در تصویرسازی متاسفانه این به کشیده نشده است. از آن جایی که روانشناسانی که به این داده اند معتقدند ما، خود ما هستیم، تصویرگر می تصویری تر به خلق کند. به هر روی، کتاب، خلاقی است که می به کمک کند. او را موقعیت خاص و متفاوتش کند. به می دهد با او می کند و کمک می کند تا در به مطلوبی برسد. متقابل می : د ر سه نفر است . این است که مرد م به سه می عمل ، به ، به و به کود ک. این سه فرد را می د هند . کود ک د کود ک خرد د ر د رون شما که است شود ، شود و د وست د شود . این کود ک خرد سال که از د کود کی با شما بود ه، هم به یک کود ک د ر د رون شما ه است. کود ک و د رون شما رام و شد ه است. او ای از و است که شما د ر د رونتان د ارید و آن ها را می کنید . همه این و احساسات خوشایند و ناخوشایند ، کود ک د رون شما را می د هند (قهاری،1386). مشخصات که نقش را برعهده در سه خلاصه می شود: و و بودن. بخش راوی به است. این او را می ترساند. چراکه به واسطه مشکلی که می و یا بماند. این آگاهی از می شود باشد. بخش راوی با خود را تدارک می تا بتواند از این ها به خود و را باشد. این می را به و خاص کند. پیداکردن به این از ذهن سرچشمه می گیرد. بخش اگر ناامید می شد و با او نمی کرد، نمی به خود دست کند. در به او در جهت به کمک به می کند. های من و کلمه ها و روابط به کار رفته در که به خلق های ویژه ای منتهی می شود، قواعد خاص و با ذهن و فکر و درک است. فکر نمی کنند، در تلاش دنیا را از دریچه ذهن یک ترسیم کنند. چون که با سر و کارت فتاد پس گشاد مولانا به در این بیت زیبا به می کند. به این که خاص است. این پل با اثر مکتوب است. شالوده هر اثر است. خاص به نسبت بزرگسال دارد. این ها به و برداشت از جهان گردد. این ها و با است. در و پیش از آن در نظر دارد: و یا شده و و بی که و و خاص خود را دارند. (حجازی،1379 :54). از خاص فرد و در است. شک می این را در نظر که از سن است. های شده در با و شکل می که بی با و است. پس نمی گفت که شده است. این و خاص خود را دارد. (سیفی،1387 :42). است از اثر را با هم کنیم: دو سه چند روز است که یک هم تار نمی بافد! می گوید: چی چسب به ببافم؟! دلش نمی از برود. می گوید: من و یکی که نبود! او همه اش یک بیش تر می یا می کند! (فروتن :5). سنی ب در نظر شده است. طور که می این دارند: این در سال های شش تا نه خود به برند. های و و و عدالت خواهی هستند. در این سن به تدریج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در آنان شکل می و قدرت تمرکزشان بالا می رود. (حکیمی، 1382 :464). بچه ها در این دوره را که در آن ها موجودات بی جان، و نگارش آن ها و روان باشد.(حجازی،1383). به از پس برآمده است. علاوه بر آن که تمایل باشد: اصلا نخواسته بود روی بایستد. آن روز که نمی دانست نیستند و فکر می کرد که هم چسب دار من از آمد بیرون. گفت که می روی بایستد. گفت که و ببافد. او گفت که خوب بلد است تار و از مواظبت کند. و را بوس کرد و گفت: خدانگهدار. (فروتن اصفهانی،10-11). از طرفی های زیادی دارد. او که در به چسب دار نبودن می شود در را می بیند: توی ها، با تورهایش شکارهای تر از می گیرد. زوردارهای قلدر و دزدها را می گیرد. او با طناب های بافتنی اش فیل و گربه خط خطی های تر که اسم شان ببر است از توی می گیرد. همه برایش دست می زنند. او می شود پلیس و رئیس جنگل! (فروتن 1395 :8). به نفس به ای یکی از ابعاد داستانِ های من و بالابردن به نفس داستانی است. در دو در با دارد. که ست و دوم عنکوست. هرکدام از این برخوردها در به نفس هستند. با این دچار سرخوردگی ست. نمی چسب دار و در نمی شکاری باشد. دوستانش نیز او را می کنند: دل کم کم غصه ای شد و زود زود همه فهمیدند که او مثل بچه های نیست. همه می آمدند و خودشان را به می زدند و پرت می شدند آن دور دورها. آن وقت قاه قاه می خندیدند. من هم از شان دلم ای می شد. گفت: تو هم مثل آن ها هستی. (فروتن 1395 : 14). این می شود نداشته باشد. او تا از دست و به دردنخورش کند. این خواسته او ست خود اش و دیدن تفاوتش به یک خاص. در تنها که مستقیما به می که زیبایی می بافد. اما در ابتدای حرف های را نمی چرا که تحت برخوردهای است: می گوید: یک نابغه است. همه شکل هستند. لوزی، مربع، گل گلی، و.... می گوید: حرف های می زند. و می گوید: من به دردنخوری هستم. (فروتن 1395 :9). در بخش با کمک ها می خود را و بپذیرد. او قبول می کند که روزی می شود و به بچه ها یاد می دهد: او لوس می گردد. که توی آن شده بود و به بچه ها توربافی قشنگ تر یاد می داد... او است. (فروتن 1395 :33-35). در های من و می را پذیرا و به و به نفس برسد. او نمی باشد. طور که می دانیم به راحتی با های می کنند. این ذهن به در و آن است که ارائه می کند. این نیز به طور نقش مهمی در تربیتی و دارد. در های من و عمیقی است که درباره امور و پیچیده انجام می و به ابداع و اختراع منجر می شود و آفریدن وضع است. (شعاری 1362 :367). می سه باشد: فکر و و خلاقیت. در این سه به خطی با هم در هستند. به این که فکری که به بپردازد و در و نو خلق کند. این سه در ذهن همه انسان ها در هر سنی مهم است. های من و اساسا از نوع خاصی فکرکردن و نشآت می گیرد. سه ای و و به این شکل است: اول: در ذهنش با صحبت می کند. (یکی از وجوه خلاقانه اثر انتخاب ست که به در ذهن لانه کرده است.) دوم: او را به هدایت می کند. سوم: این فکر به او ای از خود را می دهد که در این نمایش، ظرفیت های وضعی و بهره برداری از تفاوت او با ها است. به قهرمانی در ذهن توانسته سه و و را به هم پیوند بزند و از این رهگذر به پذیرشی به خود برسد. ای که در با مهم و است: که است به های است. در او طلب است و در سرخورده. در بخشی نفس حضور در جمع و را و حتی تشویق های را نادیده می گیرد. اما این و نفس و خود را به شکل به می گذارد. مهم این است که خود به این مهم پی می برد. در می شود که نزد خانواده اش تا پیش بروند و چاره ای او بیاندیشند: آن روز برگشت پیش و بابایش. بعدش باهم رفتیم پیش که گفت: این آمپول از نوع عسل درست شده. حتما تورهایت می شوند. قول می دهم. به گفت: کاش من یکی و خودم نبودم. (فروتن 1395 :23). اما این خود است که با کمک که خود را به شکل می سنجد و می پذیرد. پدر و مادر و و حتی این حوزه و قرار دارند. کنشگر و است. ممکن است این سئوال ذهن را مشغول کند: چگونه می شود؟ با و خود به نو با می رسد. با و در در را حل می کند. او می یکی اما در و پردازانه اش ابتدا به و بعد به پشه می شود. اما هر دو حشره به دام می افتند: این جا او و یکی شده که است. توی یک جای سبزتر که دشت است می کند و قاه قاه می خندد. من هم می خندم. می گوید: دیدی چقدر خوب است نباشم؟! می کند و همه جا می رود... یک تر به او می شود و می گوید: چه چاق و چله ای! خوب به تورم افتادی. جیغ می زند و بال بال می زند. اما نمی از کنده شود. به او می شود. جیغ می کشد و ناگهان می دود توی یک دیگر. آنجا هم او و پشه است که توی یک تر گیرافتاده و هی ویزویز می کند... خسته تر شده، بس که توی ها خود اش گشته، خود اش که دارد. (فروتن 1395 :30-32). این جاست که این به ای اقتدار را می دهد. و پشه در به عنکوبتی گرفتار می شوند. و به این نقص است که او می اما در ذهنیش به این می رسد که باشد. با نچسب. این که راه حلی بر به و به امکانی موقعیتی می رسد، را به به می کشد. نکته: است و به کمک ذهن او که در بخش است می به مطلوب برسد. این راوی(کودک درون) می اندیشد و اما زیرک و است. و یا از این می با آشنا شود. نخست: است. دوم: است با سه برجسته: این است و همچنین با در هر شرایطی می کند. سوم: های من و با شده است. که می پل و فهمیدن باشد. چهارم: می حس و علاقه را به ببیند. پنجم: به دو نوع و را از می و هر دو در شکل نفس او هستند. ششم: می با و ماجراهایی که از سر می گذراند کند. هفتم: سه فکر و و خلاقیت، مفاهیم هستند. هشتم: که است به های است. نهم: با و خود به نو با می رسد. دهم: های من و می و را کند. کتابنامه (1395). های من و تهران: و فرهنگی(کتاب های آبی). حجازی، بنفشه (1383). و نوجوان: ها و جنبه ها، تهران: روشنگران و مطالعات زنان. سیفی، بهاره(1387). دامنه واژگانی های کودکان، تهران: ماه و نوجوان. محمود و مهدی کاموس(1382). مبانی جلد تهران: آرون. علی اکبر(1362). روانشناسی یادگیری، تهران: توس. قهاری، شهربانو(1386). آشتی با ماهنامه کودک، شماره سی ام، آبان ماه، صص26-29. های من و اصفهانی و تصویرگری مریم یکتافر از سوی و فرهنگی(کتاب های آبی) در ت 36صفحه با قیمت 85000 منتشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مبلغان نسبت به وضعیت زندانیان بی تفاوت نباشند

مبلغان نسبت به وضعیت زندانیان بی تفاوت نباشند


حضرت آیت گفت: است که به هر وارد زندان شدند، بنابر جرمشان تفکیک صورت گیرد تا شخصیت و آبروی آنها حفظ شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
زرق و برق یا کیفیت و اصالت / مشتریان با کدام دلایل اقدام به خرید خودرو می کنند؟

زرق و برق یا کیفیت و اصالت / مشتریان با کدام دلایل اقدام به خرید خودرو می کنند؟


اگر شما از آن دست که چند سال یه و طلب پس با دست دوم نیز کمی آشنایی دارید. اما چه چیزی شما را به سمت دست دوم یک می کشاند؟ در واقع اگر بخواهید به خرید کارکرده اقدام کنید، با [#8230;]
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جوان خودرو
موضوع : کل اخبار
شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه

شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه


آراء شیخ با الف. و شیخ و هر دو خود را از و به انقلاب و اند. شیخ این امر را در که در و بیدار یکی از ـ که بنابر قراین شیخ فضل ـ به است. خود شیخ در این می نویسد: کلماتی از غافلی دیده شد که اجله علما را در باب و و آن شخص گردید. (بهاری، بی تا ، ص 1) آیت را با می کند که دین را از و داده اند. وی را این نگاشت که از و دین سوء استفاده نشود و و ضلالت را سازد. وی در این می گوید: سکوت از و و لعب به دین و عدم در دفع این ضیم و ظلم و در این ظلم این اقل شرع در و به این این و را با دین سازد. (نایینی، 1361 ، ص 4-5) ب. جور و عدل و پس از ذکر و علت به و آن در و را به جور و عدل اند. از قرن ها پیش علمای هم چون: ماوردی، غزالی و خواجه نصیر، این امر را مطرح بودند. شیخ و علامه، حفظ و آرامش در آن و محافظت از مردم، به مثابه یک رئیس و نگهبان را از ضروریات ذکر اند. با این هر و خاصی را این امر شده اند که می شود. شیخ وظیفه را رفع و دفع صدمات می و را می نماید. که گله خود را از گرگ ها می دارد. از نظر وی، جز نظم نیست. وی در به های دو نوع و می پردازد. در و در و می کند و را به می دارد. در این به هم ظلم می این به به ملت می اما در هم که به عدل می شود. این به و اهل است و و و به مقصد می شود. (بهاری، بی تا ، ص 3-4) نیز و معیشت نوع بشر را به استقرار می حال این فردی یا جمعی؛ به حق یا به غصب؛ به قهر یا به وراثت و انتخاب. حفظ و و دین و قومیت هر مردمی، به از امتیازات، مذهب، شرف و شان، محکوم به نابودی است. وظایف و را دو چیز می داند: حفظ داخلی و بین و از مداخله اجانب که متشرعان از آن به حفظ & بیضه اسلام& می کنند. اما با توجه به کیفیت استیلا و تصرف در دو نوع دارد: & تملیکیه& و & ولایتیه& و شق بر آن نیست. در نوع با و اهلش اموال شخصی خود می و را با هر آن چه در آن مال خود می و را برده اغنام و احشام، به و خود می پندارد. این قسم از را تملیکیه، استبدادیه، استعبادیه، اعتسافیه، تسلطیه و تحکمیه نیز می نامند. نوع دوم این است که در آن مالکیت، قاهریت، فاعلیت مایشاء و حاکمیت مایرید در بین نباشد و و وظایفش، و معین و به عدم تجاوز باشد. این قسم از را و نیز می نامند. (نایینی، 1361 ، ص 6-12). ج. شیخ و پس از و و آن، به از آن را و با و می نمایند. را و با و نمی بی نقص و عیب فقط از آن با این در به تر است که از در به می آید. و آن، به سبب جلو ظلم و بی را می و یا از آن می در جهت ها و دارد. در به می گام به سوی در به با های و است. از سوی چون جور با از ستم گر می شود. با نیز در این دو و آن با که می شود. به شیخ در به از آن و سپس از آن است. که از دست اهل آن شد و به که عمل از سوء آن ها کار به (عج) انجامید. در که در در از از روی این به و آن اگر از آن می شد، در این قبل از نیز در که نیست. حال که پس امر به و نهی از بر آن جور شود تا از ظلم و به عمل آید و این امر را ملت (بهاری، بی تا ، ص 7-13) شیخ با این را در و را و ظلم می داند. می کند که اگر وصف جمع است و و مثل آن است که بگویی: نجس و اگر وصف است که به غیر ظلم ای و که ظلم در آن نمی آن را غیر دانست. (بهاری، بی تا ، ص 14) از این رو، از نظر وی، به در و کم خود به در جهت شرع می و نیازی به پسوند نیست. ای که از سخنان شیخ می برداشت نمود، این است که اگر با مشروعیت، با کنیم، آن گاه می به بدیل آن، تن در دهیم که هیچ سنخیتی با شرع ندارد. آیت در فصل پنجم عادل را منحصراً در می بیند؛ جائری است که تجاوزات و حد و ندارد. غیرمعصوم چون در خلق و خوی با شریک، او بیش تر در ظلم و ارتکاب معاصی حریص است. پس & استدعای آن به اتفاق و بر که در اول مرحله در واقع شد، حکمش در جواز است [...] و تصرفات به رضا و امنا و خیر ملت یقیناً گشته، ملت ارفه از بود& . (بهاری، بی تا ، ص 15 - 17) به این ترتیب، از سویی در جهت و با شرع است و از سوی به ظلم و تجاوز، به سود بود. وی در فصل ششم به و و بین حرکات و اوصاف شخص افراد و خود و تمایز قائل شده است. به این نحو که یا از طرف مذمت و یا آن نمی گردد. طور اگر شخص صالحی از نمی از و مفاسد چشم پوشی نمود. شیخ را که در کنار محمدعلی شاه گرفتند و به کشتار کمک مبغوض خدا و رسول می نماید. وی در طعنه ها و اتهاماتی که به از طرف منتسب می شد و ای فراهم می نویسد: یا بعض آن ها، سبب در نمی گردد. کن پیغمبر9 و وقعات امیرالمومنین7! آیا همه حاضران آن وقعات، اهل ملکه یا همه قسم آدم آن ها است. (بهاری، بی تا ، ص 20-21) خرابی بعضی از هیچ لطمه ای به ارزش این وارد نمی کرد و آن را زایل نمی ساخت. با این جمع حق و ممکن و قسم ندارد. هر یک از فقره و که حق شد، لابد است و چون حق پس آن بود. و در فصل هفتم، و و نتایج بد بحث می کند و خوب یا بد هر یک را در هر از آن ها ارزیابی نماید. می کند که به از ضرر حسن علی حده ای بر آن نیست. از در حسن بس است. از را اتحاد و موافقت و امنیت و مصونیت از آبادانی و فوایدی می کند که دارای به آن دست یافته اند. ضررهای هم و شهوت رانی طرف ظلم و به از دست رفتن کشور و سلطه کفار بر شده است. (بهاری، بی تا ، ص 22-26) شیخ از این که با همه این اوصاف، ملا منش ها به اسم دین از می کنند، تعجب می کند. که گذشت، را به و نمود. های این است که به حفظ و نظم در دارد، نه مالکیت بر آن. قوای مملکتی، امانتی است در دست او و نباید به مصارف برسد. در اندازه است و فرقی نمی کند که این به حق یا به اغتصاب. ملت با شخص در مالی و غیره متساوی و یکسانند و امور، امین اند نه مالک و مخدوم آن ها؛ در خود مسئول و به تجاوزی می شوند. عموم قادر به و و هستند و در از قهر و ایمن. چون این قسم از از باب و امانت، و متقوم و به و افراط پس & بالاترین وسیله ای که از حفظ این و منع از تبدل و این امانت و از ارتکابات شهوانی و شائبه و استیثار تواند همان عصمتی است که ما طایفه بر اعتبارش در ولی نوعی مبتنی است& . (نایینی، 1361 ، ص 11-12) نائینی با این می کند که با های مزبور، فقط از آن است. اما در و عدم دست رسی به به ندرت سلاطینی پیدا می که بر و نفسانی خود و به و نیکی کنند. از این رو برپا سایه و از موقوف بر دو امر است: تنظیم و تدوین و دستورهایی که و و حق و اهالی را مشخص که نامه و گویند. استوار داشتن و محاسبه که با گماشتن از عقلا و دانایان و ملت می شود که به بین الملل و مقتضیات آگاه باشند. شورای ملی، مجمع رسمی است. در که که قوه اجراییه اند، تحت مبعوثان ملت باشند، از تبدیل به می شود. نیز با از مجتهدان بر آرا و صادره به دست می آید. (نایینی، 1361 ، ص 13-15) بدبختی های و ها و تباهی دین و و ملت را ناشی از می داند. او می شود که در صدر تا بنی امیه، و بود که و آن حد و داشت و بر آن و می شد. علت پیشرفت و ترقی سریع و سرعت نفوذ به ولی با معاویه بر اسلامی، وضع دگرگون گردید، (نایینی، 1361 ، ص 16-17) به نوعی، را با در صدر پیوند می دهد و در پی آن است که را در جهان نماید. موضوع مزبور را می عمده افتراق نظر با شیخ دانست. شیخ هر چند را با شرع می کند، آن را بدیع، نه به در و تا زیادی، وارداتی و تقلیدی می و دنبال ایجاد ای در تاریخ نیست. اما بقیه دیدگاه های و به زیادی و شبیه است. هر دو، را نه به آرمانی، به می پذیرند که زیان ها و بدی های آن به کم تر است و و نظامات آن در زمینه گسترش را در جهت دین و می ستایند؛ ولی هر دو بر این باورند که ایده آل و بی نقص، به معصومان منحصر است و در عصر و در که دست نواب عام حضرت ولی عصر(عج) از کوتاه به ارجحیت دارد. د. و و از مباحثی بود که آن را بدعتی در و می دانستند و طرف را به سرپیچی از متهم می نمودند. در چون و شیخ با نوشتن و رساله، به و دادند. این دو عالم، و را در بندگی غیرخدا و در و به از آن پرداختند. شیخ در خطاب به و می نویسد: لفظ و را شنیده، ندانسته که این و رقیت و تفاوتی است که در بود. عبد مملوک لا یقدر علی شی بود و شکایات خود هم نمی توانست نماید. تا متظلم می شد، می گفتند را با این حرف ها چه! چرا نفس بکشد؟ همه اختیارش با و است. بود حکم و مرگ مفاجات. (بهاری، بی تا ، ص 28) که شد، از نظر شیخ، به و مفهوم مطلق و از هر نیست، از بردگی ظالم واژه حر، در عبد می گیرد. نظر هیچ مناسبتی با بی بندو باری و از و دینی، آن که می نداشت. نظر را هم گام و هم سو با های خواهانه و آزادگی مصرح در می کرد. در به که را مرادف با بی و کفر می دانستند، می نویسد: اگر دین و به واسطه حال از حریت، از قید دین می آید و حال آن که مطلب از این نیست. (بهاری، بی تا ، ص 28) شیخ با این عبارات، را با این به چالش می کشد که آیا ایمان به و دین آن ها به خاطر از و است؟ در ادامه با آوردن این که از در نه بی و تخریب دین نگشته، & دول دین خود را محکم گرفته از و خیرات زعیمه خود آن ها، وادار به دین در بلاد هم گردیده& . (بهاری، بی تا ، ص 39) اشاره شیخ به کشورهای اروپایی است که با فرستادن مسیونرهای مسیحی، آیین و خود را در سرتاسر می کردند. آیت نیز به و داد. در این نوشت: و اما او هم دفع فرق موجود در است که اقتدای بیهوده کرده؛ اگر شخص دار کاری می مجازاتی و اگر بی عنوانی مرتکب می شد او را مجازات می دادند. در استبدادیه که اسمی از شرعیه رجال حتی المقدور مانع از شرع هم و سیاسات هم منضبط نبود[...] و نظیر این در مالیات معافی بستگان بود. (بهاری، بی تا ، ص 28-29) وی را وضعیتی تلقی می کرد که همه اعم از نوکر و و و پادشاه، در باشند؛ حکم بدون کم و کاست و تبعیض، در همه اتباع ایران، از شخص اول تا پایین قشرهای جامعه، ساری و شود. این به مسلمان و غیر مسلمان، یا عاقل و دیوانه، و غیر ـ آن که می ـ از نظر اجتماعی و همه و بودند. شیخ در پایان فصل هفتم می شود که این نوع از و م
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
3مشکلی اصلی ادبیات تالیفی کودک و نوجوان/نوشتن برای بچه‌ها سخت‌تر از بزرگسالان است

3مشکلی اصلی ادبیات تالیفی کودک و نوجوان/نوشتن برای بچه‌ها سخت‌تر از بزرگسالان است


(ایبنا) معمار- ماه و روزنامه هم در و هم در را خلق است. رمانش با خنده را از من بگیر سال 1387 از سوی نشر هیلا به آمد. او در سال 1393 را کرد که مهاجرت اجباری دختری همراه با اش به یکی از روستاهای کردنشین است. این شد در سال 1394 نقره ای لاک پشت را از آن خود کند. سپس وداع در ال مارتینو را که دارد. ماه هم در است که از می به باغ و کرد. بر این به و و که و را می کند با او گفت وگویی ایم که در می خوانید. اخیرا شاهد افزایش های به و هستیم، این را می کنید؟ اساسا خوب که به و اگر خوب نیست. که و می فکر می چون حال اند را در می و هم بنویسند. یا است عده ای را به راهی بکشاند که نتیجه مثبتی باشد. اما نمی حکم کلی صادر کرد و از اتفاقات خوب این انتقال چشم پوشید. شما هم ازجمله هستید که شده اید و اید به واسطه جایزه لاک پشت را دریافت کنید. اوقات هم من که و فقط براساس سوژه که در ذهن شان یا طرح که از قبل اند را در می آفرینند. این به این می و نمی خواهند لزوماً و چون که خلق می است باشند. اما به این ورود خود ما است و کمی می شوند. ای که یک بار این می شود و کار می کند است در اول یا دومش ولی این موفقیت دار نخواهد بود. به تغییر پست از به سمت و فوتبالیستی که سال ها در پست مهاجم توپ زده و حالا یکباره می خواهد در پست دفاع هم باشد. این خطر را به ای که در هر دو فعالیت به هستم. که می که روی و هم که می بچه ها هستند. آیا می که ها هر و هر سنی که اند در هر دو خوب که هر را اند و اند و اند خلق کنند. اما به طور کلی را با و به طور به یک سنی بپردازند. از هم که شعر شده اند و اند چون از این ها ای و یک خوب نمی و بالعکس. کار در و هم طور است. به نظر شما چه با یک سنی طرف که های خاص خود را و از و نوع به فرق دارد. را به با این سنی و از او به بنگرید و دائما افق او را هنگام در نظر باشید. این سوای کار آموزش، فرم و تکنیک کار است. به فکر کرد و این یک اصل است غیر از آن به فاکتورهای اخلاقی و محتوای مناسب هم شود که عمده ای پیش نیاید و با متن دچار بحران و نشوند. باتوجه به در و را اید، کدام برایتان جذابیت تا به حال سخت ترین کار برایم بوده است. در مقایسه با که حتی از نظر نثر سخت به مراتب سخت تر است زیرا زمانی که مشغول هستی را نقد به جای بچه ها را مرور بیراهه نروی، سطح هوش و روحیه پرسشگری را در نظر باشی و ... به بچه ها سخت تر از است. من و خردسالان را ندارم که از هم پیچیده تر است. را می کنید، تا چه اندازه اند در خلق عمل کنند؟ و نوجوان، است. امروزه مملو از شده است. است ای نهایت تلاشش را انجام دهد و بهترین کار را هم اما از آن طرف کارش نمی شود و نمی بازخورد از و بگیرد. با حضور در کتابفروشی ها و پرسش و پاسخ که ام شده ام که 90 را ای تشکیل می و این می شود که کم کم نسبت به دلسرد شود چون اش و خوانده نمی شود. از طرفی های این آن گونه که به نمی شوند. و که به و می محدود است و چندان به جامعه نمی شود. درحالی که بچه ها به مطالعه و به آگاهی و دارند. از های و نیز از است و در می کند تا وقت و خوب بنویسد. نقد خوب و اصولی هم در این می گیرد. در در داخلی با خوب این و با خارجی شده سخت تر از است. یعنی و از است؟ در مجموع که را به سمت تشویق می کند است؛ هرچند که هم کم رمق شده است ولی باز هم دلایل تا به این سمت برود. در بزرگسال، به طور کار می و به کار می دهند. ادبی، ها و مطبوعاتی که به می و نقدهایی که در این می است و می کند. از نیز به در و همواره با در این رو هستیم. مثلا طی سال های سینا دادخواه، نسیم مرعشی، فریبا وفی و سارا سالار خود را به چهره می و به اقبال می دهد. می شود که دیگر نیز پیدا که بالاخره خبری هست و در این و و تا کار خوب و شوند. اما در و و غلبه با است. کار به چشم می آید. و ها هم در های کم کارند. ایم بچه ها را جذب های کنیم. ایم اعتماد ها را جلب و های خوب این را به کنیم. جوایزی لاک پشت و در و معتبر شناخته تا بچه ها و ها های برگزیده را بشناسند. چه و را می کند؟ از مرحله است. در این با سه رو هستیم. اول فقدان قانون کپی است. سامان به سبب می شود. بدون هیچ دغدغه ای می شود بر تالیفی، میزان حق التالیف و استقبال از هم منفی می گذارد. فرقی نمی کند که و را حمایت و کنند. و از نظر اقتصادی بر کار سوارند و شاید و باشد. دومین که یا نداریم یا ضعیف عمل می کنند. بچه ها به به و اما نه تلویزیون توجهی به این موضوع و نه شریان های قوی دارد. سوم، محتوا و است. نمی توانیم کتمان که ما در ضعف داریم. اگر بتوانیم خوب آن هم می جایشان را در بین باز کنند. هایمان را قوی و به روز کنیم. خوشبختانه هوشنگ مرادی کرمانی، فرهاد حسن نوید سیدعلی اکبر، مهدی رجبی، ناصر کشاورز و نظیر از که اند را بچه ها کنند. ما هم به این تا ما را انتخاب کند. همان طور که گفتم این قدرت به تنهایی کافی و از خوب و به که گفتم، به حاشیه کشیده شده اند و در میان انبوه گم شده اند. مشکلاتی نیستند که نتوان حلشان کرد. هم بحث کپی و به حل است و هم ضعف رسانی. ولی به اراده ای که درحال حاضر نمی دانیم بالقوه یا نه.
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی