صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب افرادی



بزرگداشت بانوی فیزیک ایران در جایزه کتاب سال

بزرگداشت بانوی فیزیک ایران در جایزه کتاب سال


به ایران(ایبنا) 1324 در به می آید از به مند می شود و پس از دوره کارشناسی ارشد، در مرکز به و می شود. سپس در سال 1353 به می رود و در ی ای می شود. پس از در در آن سوی را به هر می دهد و با شوق و در به می شود. وی از است که تعریفی که می توان از وی داشت بودنش است. این دانشمند را در هر می بیند؛ مهم تر از همه می داند که علم عام از سوی صاحبانش تشریح شود و این رسالت را به شیوه هرچه تمام تر با نگارش و آثاری چون به خاطر و مجموعه چهار جلدی مفهومی انجام می دهد. گفت را می نویسد و را می کند. تعریف واقعی او از زندگی است. حال در مراسمی که خانه فرهیختگان و برندگان سی وچهارمین جایزه سال جمهوری اسلامی تدارک دیده است از این تجلیل به عمل خواهد آورد. این مراسم دوشنبه یکم مردادماه ساعت 18 تا 20 در پژوهشگاه فرهنگ هنر و معماری برگزار می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 18 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سرمایه گذاران نیروگاههای خورشیدی به کارشان سرعت دهند

سرمایه گذاران نیروگاههای خورشیدی به کارشان سرعت دهند


- ایرنا- گفت: که های را داده و کار را نیمه تمام باقی گذاشته اند ، باید به روند تکمیل کارشان سرعت بخشند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
ردپای گمشده تفکر ایرانشهری و اندیشیدنی برای بازگشت به هویت ایرانی

ردپای گمشده تفکر ایرانشهری و اندیشیدنی برای بازگشت به هویت ایرانی


(ایبنا) در شناخته شده است. او و و بخشی از عمر خود را در و خاورمیانه سپری کرد. به و و متعالیه به اروپاییان است. وی در است و است و با مرگ ابن رشد و که در شرق به و با از و امتزاج با و عرفان نظری به اوج رسیده است. از پایه گذاران تطبیقی است که به نقادی مدرن غرب بر سنت می پردازد. علیرضا ساعتی از مولفان و مترجمان جوان است که به تازگی با با کربن: ردپای گمشده به است. به با وی گفت ایم که آن را می خوانید: این اثر در چه این اثر را می از دو حیث کرد. جهت حیث کلی است که به به جزء جزء باز می و نظر به و که با ای خاص خود و از نظر کار است. اما جهت از نظر و است که به و آن در و هم در با در غرب می پردازد. جهت که است و کار اما این جهت دوم است که در با آن اگر به خود کنیم و (منظورم ابزاری نیست) دنیا را به می دانست و و را کرد، در می یابیم که تا چه حد به می ما شایان باشد. این همان احیایی است که خود نیز در وهله نخست دارد. در چقدر جدی کار تا که به ما و امروزش با می شود اما، به نکات کرد که اگر را از حیث آسیب شناسانه در نظر گیریم خواهیم دید که تا چه حد جدی کار است و امر دلایل مجددا به او را می آورد. در ما که از ارسطو تا از توسی تا کانت و از آموزش و پرورش تا کارگاه و از این دست بی کار می نظر می و حتی اعم از در و یا و های فنی را به به خود راه می و بر همه این و بی نام می گذارند. یا حتی می که دست به و ای می که هیچ متن در با آن و باز همه سوء ها زیر نام پر می که تا یک فکر را از خود کند دهه ها و یک است. در بین که متن را و به کسی که خود را وقف و سنت آن را یا یا می تا ضعف خود را با این کنند. من به در یک که اش ـ یک را دیدم. اما اگر یک وجه را کنم با بر روی خود گفت که وی جزو است که را از صرف آن به را در داد و با به با به در ـ پرداخت. که ـ و که ما از های در او ndash; که بی حرف آن را به تحت آن ndash; از است که به را می آورد. کسی است که چند دهه از متن خود جدا شده را رصد و در صدد است. در و های او که به کشف چه شده سخن در است که به تن به نمی دهد. های و این امر است. اما چند است که به نظر من با به می و که ما ها به او به جمع رسید. یک است که سوی می آید و را وطن خود می داند. به به این شکل در سال که را نه نزد و نه قشر نمی شود! های در وسیع اما موشکافانه ای می دهد که او در جزئی سنن عقلانی وارد شده و با خاص از عهده بر است: زیاد به عالم خیال، سنن رمزی، تأویل، احیاء، عدم صرف در و که بعضا در زمان متأخر، مثلا را در معاد و حرکت جوهری صرفا بر و می فهمند که گفت رهیافت به درست در مقابل این است. مولفه ای در چیست؟ از یکسو به محتوای فکر او در باز می که این بخش به زمانی برمی که در غرب می خواند و فلسفه، به مرز آلمان می رود تا با ملاقات کند و کلا به با سنن آشنا است. بخش اما به آشنایی او با و سایر الهی باز می که به قول خودش از این پس او را حاجتی بر آن سوی مرز در غرب نیست! مؤلفه های در این زمین است که رقم می خورد و او به جد درگیر سنن باطنی فکر می گردد. که نهایت آن به و تشیع در کامل معنای آن ختم می شود. تا که به مکتوبات هم می شود، نیم بیشتری از به تصحیح و و نگارش و آثاری می شود که آن باز است: که با رویکرد مزدائیان تبدیل به خاص ـ از نزد اعراب و مسلمانان شد و در ساحت فکر شیعی ماند. این جریان در را تشکیل می دهند: ابن سینا و ابن و و شیخیه. در خود را و می داند، اما این در زندگی او می دهد که ما نه با یک و نه حتی با یک روبه روییم. وقتی خود را در دامن و چشمه خروشان آن می اندازد مادامی که تا عمر درون آن است ـ بی قضاوتی جنجالی بکنم، معتقدم که این دوام از یک را می دهد. به سهرودی به کجا بر می گردد؟ پیگیری ریشه های به و پژوهی از بسزایی برخوردار است و از مجاری گوناگون می به آن داد. مجرا به این خود است. او در ای که بر المشاعر به و توسط جناب دکتر مجتهدی به فارسی شده است می گوید در سپتامبر 1945 که بار به آمد، چند سالی که در ترکیه تهیه قسمتی از های است. کسی است که به قول دست او را و به است. از که و همسو، اما دو طرفه به به کجا باز می می به هر دو سوی فوق باز گردد. در مسیحیت به نوری که بتواند ثقل او گیرد. تحصل گرایی غربی، اصالت و گوشتمندی خدا در مسیح و شکل بر این مبنا به نظر می رسد در آن را با موانعی مواجه می است. شرق چون می بایست در فکر او و اگر در کسی است که نزد او قبل از و بعد از یکجا به یکدیگر گره می خورند و این بهم رسیدن دمیدن به و فکر است. این و شاخصه می یکی از سائقه های به سراغ باشد. در بین و شده بین و بر محمل استوار گشته و فرشته باستان، و نور محوری در ـ اوستایی نقطه ایستایی این را است. در به خاک شده است که از جنس است که خورشید بر آن شعاع افشانیده و این تشعشع آن قدر قوی است که به قول تصویری از ارض را می دهد که در نفس است و نفوذ آن در معرفت، نفس ای را برساخته که ایرانی، حکما و متصوفه نیز تحت آن بوده، شکل و در زروانی بروز است. منابعی که در با از اوستا تا شاهنامه فردوسی از این حمایت می چرا که خود این هستند. سنت مغان زرتشتی، معرفت طلبی ایرانیان، زندیک و ایشان در این باب مطلبی که بر آن چشم بست. فهم این معنی فقط کافی است در قول پوپر در جامعه باز و دشمنان آن در بخش ها که هم مرزی در ایونیا با موجبات انتقال فکر به را و یا ابراهیمی معنویت خود را مدیون پارسیان هستند! شما سعی کردید در کتابتان به سوالی دهید که ذهن را آیا دارد؟ چگونه؟ به در کمی سهل و است و حتی شاید به به آن ابتداً داد که تا فکر می کند و اگر این در بستر این نیز ممکن است. اما به نظر من ذات این در شرایط فعلی در دارد. افلاطونی منعکس در جمهور مبنی بر ـ نشستن روح خوب با بدان، ای جز بد شدن خوب ـ دیر هنگامی است که در صدر است. نپرداختن به اصلی، عدم به گذشتگان، کلفت خانه سنت، فاصله گرفتن از عقل گریزی و آوردن شانس خشونت، و امکانات یک را نه به حداقل می رساند، فرسایش آن را موجب می شود! با ریزبینی ای مثال زدنی انگشت روی عناصری از فکر گذارده که یکایک می و گشودن راه اندیشیدن باشد. اندیشیدنی که بازگشت به هویت و خاصش هست. در این اخیر مسلما پویا و به سیر خود ادامه می دهد، کما اینگونه است. مشعلی که فارابی به دست روشن حتی تا امروز. در هر در می چنین گفت. مسائل که بین اندیشمندان آن رد و بدل می شود (خواجه نصیر و ابن و غرالی و فخر رازی و فقه و و ...) حاکی از این است. که روش خود را اند و از بین و را عاقلانه برگزیدند، چرا که می دانستند با برگزیدن اسکات منطق را لازم می آید، مطلع اند که در اینجاست که به می که پرداختن به آن حتی بود! دم دستی این کشی است و هنوز کشورهایی که در با دادن به عدم اعتلای ـ شان از بین رفت. در می دهد که غنای - ایرانیان راه را بر سوء تفسیر عقل و عقلانیت بسته است و با خلق عوالمی که با تیغ عقل تراشیده شده اند را بخشیده اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
انتشاردهندگان یأس و ناامیدی بین مردم مطرود هستند

انتشاردهندگان یأس و ناامیدی بین مردم مطرود هستند


یاسوج- ایرنا- گفت: که با بی و و یأس و ناامیدی را بین مردم انتشار می دهند مطرود هستند و باید هر چه زودتر شناسایی و با آنان برخورد جدی شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
حضور روحانیت در کرمانشاه نگاه مردم را تغییر داد/ شکل‌گیری یک جریان سکولار در

حضور روحانیت در کرمانشاه نگاه مردم را تغییر داد/ شکل‌گیری یک جریان سکولار در "حوزه"


به گزارش خبرگزاری تقریب(تنا)، حجت احسان بی که از مشهور با درک از آتش به انقلاب، میدان رفع مشکلات در منطق و شده است و است با از ظرفیت های شبکه ای و فعال در مختلف را گرد هم آورد. این حجت بی موجب شده است تا در و آب در کمک هاب شایانی به این دهد. با وی گفت وگویی و هایش در که در می خوانید: **تسنیم: اصلی جمعیت از کجا شد؟ - بی تهرانی: محوریت این فکر با بود به جهت این که آقا که در و هیچ در این نمی شد. تا که گواهی ریاست آن را بر عهده راه افتاد. ما روی داشتیم به خاطر روی این اما با مخالفت های فراوانی شدیم. ما به به چشم یک حزب و یا سیاسی نکردیم و هرکس را پای کار بیاید. غالبا اینگونه است که کسی می خواهد کار بکند می رود سراغ ردیف و اساسنامه مشخص کردن و در این فضا می گیرد و عده ای از هم های نیز فکر می کار ما از این جنس که آقا می من ا م" به و این یک است. اما ما که حتی عده ای از نیز به ما که مگر ما که شما این نام را خود حتی این روی های ما و عده ای به من شما این لفظ را تا ما ات کنیم. اما ما به این و هم این بود که یک کار شود. ما این که آقا آتش به یک در کانون که معطل و یا به آقا در که کار تعطیل یکسری های بکنیم. بر کار را و هم ما را کردند. ما گزینش خاصی نداشتیم، عده ای کمک و ما حس حتی عده ای سوء اند. لذا که در دستور کار خوب در سراسر است. عده ای جذب این شدند که هیچ مسئولیتی هم در شهر نداشتند اما در آب در عده ای از را دیدیدم و جلسه ای با و که چقدر به مسائل اشراف داشتند و چه بزرگی در دادند. هم در حال تا در هر شهری و را کنیم. در با هم ایم و که را به ما معرفی کنند. شخصیتی که همه هیئات وام دار او به مثال در همه ها وام دار شخصی به نام حاج طالبی که چهره ای انقلابی، و مصداق آتش به است. در حال چنین شخصیت تا را با هم لینک که در بین هم قطعا داشت. عده ای با و قصد مانع تراشی در حالیکه ما درگیر وقت این را ندایم و می که کار جلو برود. من به ام در این چند که به چهل است و می کند تا ما جشن را این مدت را کفش به و تا ماه تا یک و شکل بگیرد. در که چند با هم پای کار که یک بی آبی شد و کار هم در حال است. حزب ای کار و اگر به هم وصل می که می زخم و را با از این در سطح رفع بکنیم. **تسنیم: در بین به این که جای گری در ها است.چرا در های شده - بی تهرانی: عدم از امر ولی است و آن ها و های است که هم قوی هستند. این به نام و و از آن به و می کنند. این به و می کار این است که فقط حرف بزند. یکی از به من می گفت روی دوش من چند من و دست و کار دهم. عده ای در های و به می با و کار شان را بکنید. این هم دارند. این اند و هم در حال چاپ شدن است و هم دارد. این به در و از در حال این بین هستند. حتی های هم از می دهند. این است و به اسم یک این را می اما تا را از بگیرند و در بلند مدت به نیز چشم دارند. پیش از حجت را در نمی بیند **تسنیم: فرقه تشیع یا همان بیت "شیرازی"ها نیز در - بی تهرانی: بله؛ هم را دارند. رسما اند که پیش از حجت را در نمی بینند. این خوش اخلاق و خوش برخورد بتوانند را جذب بکنند. یک ضعفی که متاسفانه ما همانی است که آقا می فرمایند و ما به جذب حداکثری نیستیم. ** تسنیم: چارچوب شما در چه ای است و گزارشی هم اقداماتی که در بفرمایید؟ - بی تهرانی: کار ما یک نماد کرد که می این بود که این را از دست گروهی که اهلیت این کار را بگیریم. اغلب بچه های حزب به نیت خالصی که قدمی را که می بردارند اول اخلاص و نیت خالص را در نظر می گیرند و رویه هم این بوده که کارشان نشود. بر این ما از کار خیرمان را نمی کردیم. اما به جای آن می در کشوری که پای صندلی هر مسئول آن خون 73 شهید ریخته شده می ما و بر پایه سرمایه داری می کار و بر که هیچ باروی به ارزشها پیش می و در هم ایم که ضربه پذیر شده ایم. بهترین نعمت این نوکری پابرهنه ها است و آنچه که این را بیمه می کند نیز است. برا این ما تصمیم که هایمان را اعلام تا ببینند که در است. **نگاه زده به متحول شده است در عمرانی ما شد در حالی که ما را یک پایگاه دادیم. که ما با که آقا به یکی شد. در روستایی که به ما داعش از این را جذب و تعدادی از هم کشته شده اند و به ما اگر شما به این شوید شما را نیز کشت. اما که با شما می کنم یک عاطفی و قلبی بین ما و شده است. که در ابتدا، ما را برنمی تافتند اگر در جمع بروید به موقع خداحافظی به همدیگر یاعلی می گویند. از امارات و عربستان به قول که از پشتیبانی کرد اما ما پیش و که در نبود بردیم. با ارتباطی که با عبداللهی داشتم از درخواست که به این کمک بیشتری و موسسه سماوات قرارگاه خاتم زودتر از سایر این ساخت. ما چند تن گوشت گرم بین این کردیم، 500 کولر و 1000 بخاری در این کردیم. یک انسجام در این شکل گرفت و هم ارتباط با داریم. ما در و 313 که همه از طریق کمک های شده بود و سازمانی که به ما کمک کرد بود که چند بار ما این را حمل کرد. در کوهبنان زمستان سختی را گذراندند و در اوج سرما بود که ما بردیم. بر 11 تریلی جنس رفت و طلیعه این کار هم با بود که در کردم. در آن من در کرمانشاهی های مقیم می رفتم و به گفتم که کمک ها را به این بفرستید. کمک های و غیر به این فرستاده شد و چندین بار این پر و شد. ما بی تدبیری و پول پاشی نبوده است و ما با هلال احمر و بادقت زیاد کار را می و موثری شد که به عوض شد. **تسنیم: در بر تقسیم که گرفت، به با و به با بود. اولویت شما در بود یا در روستاها؟ ** درجریان بی عمل کرد - بی تهرانی: ما را در و بعد که خلا در شهر را دیدیم، به سمت زده نیز رفتیم. در با امام جمعه شهر و حتی کولرها را هم توزیع، دادیم. در ما هرچه شهر سر پل بود و تا دوماه پیش هم ما فرستادیم. اما چون خانه بود بعضا این ها را می گرفتند و می فروختند. من یک ماه اخیر را خبر ندارم اما تا قبل از آن در حتی یک ساختمان هم کامل ساخته بود. با مسکن هم که به ما نمی دهند. خوب در این ما نمی توانستیم دست روی دست بگذاریم. تا 2 ماه پیش در بودند. من در فصل بهار بودم. ها رها شده بود و بچه ها غالباً گوارشی بودند. ما از اول که ایم تا به کمک کنیم. عده ای فقط نشسته اند نق می زنند و نقد می کنند. اما با صراحت می گویم در قصه و بی و بی عمل کردو این است که ما به ایم. در کارش را خوب است و و ساز است. والا این که بگوییم تا یک کار مدون و تا یک ماه پیش هیچ اتفاق نیافتاده بود. ما همه کارهایمان را شفاف و هرکانکسی که هم گرفتیم. **تسنیم: شما در آب و هم دادید. در این بفرمایید. اگر به کمک نمی شد 100 از شده بود - بی تهرانی: از که مورد وثوق ما از خبرهای ناگواری به ما دادند. در و که دام و کشاورزی است و اگر به کمک نمی شد مطمئن باشید که 100 از می شد. ما این را و بحث عطش و تشنگی که بر هر حنبنده ای برسد، گره خورد با عرق هیئتی ما و منقلب شدم و قبل از آن کلیپی که در بازنشر داشت، خوب گریه بودم. این به ذهنم رسید که از همه کمک دعوت کنم. بالاخره هموطن ما و ما یک عمر روضه عطش خوانده ایم و عمل کنیم. هیچ کس هم از ما نکرد و همه دلی پای کار آمدند. در یک شب 60 پول جمع شد. تا که پیش شما هستم بر 160 پول جمع شد و در مرحله اول 120 را در همانجا خرج خرید های پلی اتیلن کردیم. این هم با مشورت آب و بود که به ما شما این ها را نصب کنید و آب آن را ما تامین می کنیم. کار جاها شاید هنوز هم با باشد، اما ما آن را که از دستمان بر می آمد را دادیم. به تبع این ما، از ها و هم های ما هم و این کار خیر شد. مابقی پول را هم با برکت است باز هم و کنیم. و از آزاردهنده تر استت اما که از ما را می دهد، و است. که آقا از آن به نام احد اند. نجیب و رنجدیده ای دارد. ما هیچ نمی بادها و طوفان های شن 120 روزه چه. ما نمی که اطراف زابل از فروردین ماه آب چه. می گامی را برداریم و به امید خدا و هم دهیم. بر تحقیقات ما در این 900 روستای وجود که رسیدگی به همه کار من نیست. من فقط جرقه کار را می زنم و الهی که به غیرت برخی ها بر بخورد و بکنند. باز طی صحبتی که با عبدالهی شد تا شبیه به غدیر در را در و هم دهند. اما در این هم از لحلاظ و در فقر محض به سر می برند. زیادی از که فقط با یارانه خود را می گذرانند. آیا می شود در یک ماه با 45 هزار توامن کرد؟ در اولین گام از در خواست ایم تا کمک بتوانیم 1100 بسته که هرکدام 150 هزارتومان هزینه می برد را و با خیریه رقیه را بین پخش کنیم. من معتقدم یک موج ایجاد کرد و شد کمک می کنند. بسیاری از های و که را وقف اند که هیچ نام و نشانی از نیست. من مدتی است که فرزندانم را ندیده ام. به همسرم ام چطور جنگ به می رفتند و از خانواده خود دور بودند، جنگ اقتصادی است و ما می که در تا بر لبان صاحب و نائب بیاید. ما همه هستیمان را می گذاریم که آقا یک بزنند. ما غیر از تمرین می تا طلبه های و با استعداد را با جذب و در آن کار مطالبه گری از مسئولان را نیز می دهیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
داوری میان کانت و ملاصدرا

داوری میان کانت و ملاصدرا


به خبرگزاری (ایبنا) روز سه 26 تیرماه بود با اربعین حجت که 20 سال ریاست سازمان سمت را بر عهده و طی خود تا از و باشد. چهره های سیاسی و از جناح های داد که او کرد تا فرهنگ را از سیاست دور و به سر برساند. و ی ای بود که روز با علی و در مرکز شهر به مناسبت برگزار شد. عادل در این به دوستی خود با از سال 47 کرد و گفت: من و در سال 1351 در دوره دکتری همکلاسی بودیم و علایق مشترکی در موضوعات داشتیم. او در به نقد غرب کرد و گفت: این است که در سال 1936 از او می شود تا در که و به نام شده است کند و حرف های را بزند! این بود و با به را به می دانست این را کرد. خاطرم هست که من به به قم رفتم و پس از اتمام نامگذاری آن از من مشورت خواست و من به او گفتم که نام این را نقد غرب بگذارد و هم قبول کرد. این توسط به چاپ و گرفت. بنیاد سعدی نقد غرب را ارائه کرد و گفت: مسیحی نوتوماسی است که 50 اثر تالیف که 45 آن به فرانسه و 9 به نوشته شده است. تاکنون 9 او به برگردانده شده و کاش همه او در شود یکی از جامعه این است که ما از یک سو با غرب و از سوی با که میراث ابن سینا، فارابی و ... است سروکار داریم. این دو سنت هم هم در زنده و به است که یکی از مهم ماست. به در این می کند تا از سن کند و است که در خود 400 بار از ابن نام می برد! وی داد: هدف از این این بود که دهد در در از کند و می و ما او این را با کرد. می غرب را چون را و از سوی را به را می زیر می برد. به در این به از و می کند و می که بعد از آن ها به شد و در به چون رسید. علت این بود که به جای را خود آن را در آن می کردند. و در بخش از نقد غرب را خواند. علی هم در این با به خود با گفت: 40 سال پیش با آن روز بعد از بود و در سال 1359 (ره) هفت را که نیز یکی از این بود. که از اول از قم به آمدند در یکی از اتاق های شورای عالی امنقلاب روی یک مبل می خوابیدند. وی با یکی از مسایل بعد از و کرد: از دفاتری که تشکیل شده بود نتوانست این هدف را اجرایی کند اما از دهه 60 به بعد زمینه های اجرای و را به بیاورد. یکی از های فرادستگاهی بودنشان بود؛ او در فعالیت 40 ساله خود فراجناحی عمل می کرد. به محمدخانی، در و عرفان نیز مثال زدنی بود و در مسئولان او دارد. او با ساده زیستی زندگی کرد و با تیزبینی که در های و دانشگاهی تحولاتی را ایجاد کرد. سجایای اخلاقی را در ذهن متبادر می کرد الگویی و باشد. می کرد که را رفع کند. او نقش بسزایی در بازسازی تربیت مدرس داشت. نیز در بخش از این با به در نقدپذیری گفت: روزی یکی از اساتید نقدی بن های در یکی از مجلات خانه کرد، ما هم در ای از خواستیم اگر نکته ای دارند در به این نقد کنند. نیز ضمن از این کار به ما گفتند حاضرند با آن ناقد در دفتر کارشان ملاقات و با هم گفت وگو کنند. محمد علی نیز خود را نقد و بن های اختصاص داد. او طی سخنانی گفت: این به ما می دهد که خاستگاه معرفتی اش به دو سنت تعلیمی و تحصیل می رسد که در این دو سنت تعلیم و این شان را پیدا که به دست چون همانگونه که می دانید این کار هر محققی است و ما در خوانده ها کسی را می کنیم که دست به بزند. وی داد: این می دهد اموری در پی یافتن یک و است که بتواند یک سلسله های مهم را در و حل کند. به نظر می رسد که یک فکر منسجم و منظمی دهی به های مهم داشته و از منسجمی برخوردار تا در درون کند. به این استاد فلسفه، در این به یک نزدیک می شود و تدوین دیدگاهایش جانانه است. کسی که این را کند این را متوجه می شود. نثر پخته و حساب شده است و پختگی این نثر نشاندهنده است. با در این در نقش یک داور در کشتی ظاهر می شود افزود: در بحث و ملاصدرا در یک هماورد نقاط ضعف و قوت آنها را و گوشزد می کند. در این و آغازگاه را حل می داند. او در این و را در بحث شروع که این را به نخ تسبیح می دهد. وی با تقسیم به دو وجه و داد: در غرب از رنسانس به بعد یکی از مهم این که بنیان را در می دانستند در این در و انجام و عدم خلط و یکی از پیشرفت ها را می دانند. به با رویکرد نهیب می زند که بحث بر سر و ناشی از خلط و است و اگر کسی این را درک کند اساساً نزاع بر سر و از بیخ و بن زیر می رود. وی افزود: در این خود را اعلام می کند و گویی در او تقدم بر ظهور است. در مواجهه با انباشتی از مطالعات به دست نمی دهد در که در از های تک نگاری این مشکل دارد. او می کند در کتابش را دهد. در بخش با را مهم ترین می توضیح داد: به بن های به بخش اعظمی از تفکرات می پردازد با این او مطالب تکراری را در استفاده نمی کند است دسترسی به حقیقت مفاهیم حس و تجربه نیاز است. حس بر ما و کار متفاوت از و سایر است. در بخش از این به خود با کرد و گفت: کار بزرگ در طرح نه ها و آنچه که را از غیر متمایز می کند سئوالاتی است که او طرح می کند و تامل برجسته است از شارحان و پاورقی نویسان اما حرف ندارند. بن های از مصادیق است چون سخنان تازه و نقادانه است و بزرگترین آن نوشتن از و است. چندان بحث را باز نکرده چرا علم به خارج علم حصولی است. یکی از نظرات اجتنهادی او این است که می به تصورات است نه در که در جای خطا را در می داند. او می کند که همه قضایا پیشینی و قضایای تحلیلی و پسینی نداریم. وی در فراز از به کرد و گفت: قبل از فروغی با سیر در به پرداخت و بعد از او کسی است که یکی از های مهم را و انصافا خوب، روشن و دقیقی دارد. بود که نقد غرب خوب فهمیده شود است که های و ها و های نیز شود و از منظر علاقه مند به این بود من با راهنمایی به و ها را کردم که امیدوارم شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
بازگشت ثبات و زندگی طبیعی به شهرهای عراق

بازگشت ثبات و زندگی طبیعی به شهرهای عراق


به تقریب(تنا)، عملیات مشترک در گفت: با و سعه صبر با می کنند. وی بر از که در صدد با کرد. این افزود: مبتنی بر عدم شلیک به بوده است. گفت: در برخی درگیری هایی که رخ داد حدود 262 نیروی از جمله افسر و درجه دار زخمی شدند. وی درخصوص سایر ها نیز گفت: دو نجف و بابل شاهد ثبات بدون هیچ گونه تظاهراتی بودند و میسان و کربلا نیز عادی شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ملت عراق حق دارند که مطالبات خود را درخواست کنند

ملت عراق حق دارند که مطالبات خود را درخواست کنند


به تقریب(تنا)، گفت: حق ملت ما است که حق و شود. ما های که دست به می را کنیم. وی افزود: از که به دست و امنیت را برقرار کردند می خواهیم که در بازسازی و سازندگی مشارکت داشته باشند. ملت ما حق دارند که حقوق خود را مطالبه کنند و شوند. شایان ذکر است که استانهای جنوبی شاهد اعتراضاتی است که برخی از معترضان دست به اقدامات خشونت زده اند. منبع: السومریه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
جایزه با طعم

جایزه با طعم "قمار"


به تقریب(تنا)، این و به به جام پیش و و داغِ داغ بوده است و و کشی ها داشت. به پیش های جام در کشی و شدن از است که این از صدا و به آن به در جام که از سه پخش می شود. در این جا دو است که یکی این کشی است و و ایجاد امید واهی. با طعم اول این است که پیش و در کشی به در آن در اگر غیر از کشی از می افتد. اگر ای هم که کشی می آن هم مال است. در از که با این است است: س: به به به در پیش های و می کنم و از در این مسابقه مقداری پول می پردازم و اگر تمام پش های این ها را درست باشم در ها می گیرم. می خواستم بدانم که اگر یک روز شدم و در گیرندگان گرفتم آیا پولی را که به دست می آورم می توانم خرج کنم یا نه؟ ج) عمل مزبور جایز و نمی در تصرف نمود. در که می آن را ای بحث است. که تا چه و آپ و هف می شود و با آن را به از این ها می کنند. در بود و این ها. از آپ و هف و از این دست کار را سهل و می از را به داد است و در این نیست. سخن از در این است که را می به قول رو است. آن قدر آپ و هفت می که آن ها را می به یاد آپ و هف می افتد! چه پشت این ها هست که می شود و های هم می چون این ها ای و خدا می ولی به هر حال کار را است و این جای ندارد. مهم تر بحث است. می که اگر 50 می گیرید. این چرا که 50 نفر هم 50 می و اگر با هم در نظر 50 با یک چون همه از به هست. هر چند که این 50 در ها می شود و ولی بالاخره کسانی که در تراکنشی می یکسانی می کنند.شاید اگر به جای از امتیاز شود بهتر و بار منفی کمتری داشته باشد. از طرفی اگر با ریاضی هر کسی بخواهد سنجیده شود در خوش بینانه ترین وضع بتوان گفت که شدن هر نفر حداکثر یک است که اگر دقیق کنیم کمتر از این هم شد. رند شود می گوییم یک درصد. این نوع ترغیب ریشه در فرهنگ و وسوسه انگیز است. واقعی دید که واقعا و اعتبار دارد؟ اگر را به یک بی پشتوانه و کاملا تصادفی ببینیم قطعا مردود است و در با مقدرات و علیتی است که در پابرجا هست. تفکر این چنینی از ضعف اعتقادات توحیدی صاحب این عقیده را نشان می دهد. اگر کسی شغل خوب و پر برکتی اگر کسی فرزند صالح و ...، بخاطر خوش اگر مثلاً در یک رانندگی کسی فوت می به شدت مجروح می شود و جراحت سطحی می بیند، از روی بد و خوب نیست، تمامش و دارد. این گونه که صرفاً از روی اتفاق، ماشینی دچار سانحه شده و عده ای کشته و زخمی شده اند، حتماً بی نبوده؛ چرا که علیت در پابرجاست و هیچ ای بی در داریم که هیچ ای جانوران وحشی نمی مگر به خاطر از ذکر خدا غافل شده شدن نیز و و چه برسد به زندگانی بشر که در معرض امتحانات است. اتفاقاتی که می و بلکه عملکرد خود ما تأثیر بسزا امتحان و عوامل است که می تواند در این اثرگذار و علت محسوب شود. حضرت آیت جوادی آملی در این می گوید: مؤمن موحّد خود را در پناه ذات اقدس علیم، قادر، بصیر و خبیر می و قلبش با یاد او آرامش می rlm;یابد؛ امّا کافر نمی rlm;داند کارش را به چه کسی واگذارد، از این rlm;رو به شانس، بخت، اقبال و مانند آن روی می rlm;آورد و همواره در اضطراب به سر می rlm;برد. کافران چون به آفرینش ندارند، نقش قضا و قدر را در کارها نادیده می rlm;انگارند و با تکیه به اندیشه بشری به تدبیر خویش می rlm;پردازند و آنrlm;گاه که ناتوان می rlm;شوند، به و بخت و رو می rlm;آورند و خلأ ناشی از بی rlm;اعتقادی به را با خرافات و موهومات پر می rlm;کنند. مکتب وحی ، به و را نکوهش و نیز راه حق و باطل را نمایانده است. نیز در انتخاب هر یک آزاد است و برپایه گزینشش از خدا جزا می rlm;گیرد. (تسنیم/ج16/ص123) این است که أبی أن یجریَ الأشیاء إلا بأسبابها فجعل لکلّ شیrlm;ء سبباً خدای سبحان هر چیزی سببی و سنّتش بر این است که اشیا و افعال را بر اساس اسباب خود و بر محور نظم و قانون علّت و معلول دهد. از این رو اگر را به محض و یک حالت بدون و در نظر با آموزه های دینی که تردیدی در حقانیت آن در است. بابک شکورزاده، پژوهشگر حوزوی منبع: رسا
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دیابت نوع یک با کاهش توانایی شناختی مرتبط است

دیابت نوع یک با کاهش توانایی شناختی مرتبط است


تهران- ایرنا- از می دهد که در به دیابت نوع یک مبتلا هستند، با کاهش خفیف توانایی های شناختی به ویژه حافظه رو به رو می شوند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه

شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه


آراء شیخ با الف. و شیخ و هر دو خود را از و به انقلاب و اند. شیخ این امر را در که در و بیدار یکی از ـ که بنابر قراین شیخ فضل ـ به است. خود شیخ در این می نویسد: کلماتی از غافلی دیده شد که اجله علما را در باب و و آن شخص گردید. (بهاری، بی تا ، ص 1) آیت را با می کند که دین را از و داده اند. وی را این نگاشت که از و دین سوء استفاده نشود و و ضلالت را سازد. وی در این می گوید: سکوت از و و لعب به دین و عدم در دفع این ضیم و ظلم و در این ظلم این اقل شرع در و به این این و را با دین سازد. (نایینی، 1361 ، ص 4-5) ب. جور و عدل و پس از ذکر و علت به و آن در و را به جور و عدل اند. از قرن ها پیش علمای هم چون: ماوردی، غزالی و خواجه نصیر، این امر را مطرح بودند. شیخ و علامه، حفظ و آرامش در آن و محافظت از مردم، به مثابه یک رئیس و نگهبان را از ضروریات ذکر اند. با این هر و خاصی را این امر شده اند که می شود. شیخ وظیفه را رفع و دفع صدمات می و را می نماید. که گله خود را از گرگ ها می دارد. از نظر وی، جز نظم نیست. وی در به های دو نوع و می پردازد. در و در و می کند و را به می دارد. در این به هم ظلم می این به به ملت می اما در هم که به عدل می شود. این به و اهل است و و و به مقصد می شود. (بهاری، بی تا ، ص 3-4) نیز و معیشت نوع بشر را به استقرار می حال این فردی یا جمعی؛ به حق یا به غصب؛ به قهر یا به وراثت و انتخاب. حفظ و و دین و قومیت هر مردمی، به از امتیازات، مذهب، شرف و شان، محکوم به نابودی است. وظایف و را دو چیز می داند: حفظ داخلی و بین و از مداخله اجانب که متشرعان از آن به حفظ & بیضه اسلام& می کنند. اما با توجه به کیفیت استیلا و تصرف در دو نوع دارد: & تملیکیه& و & ولایتیه& و شق بر آن نیست. در نوع با و اهلش اموال شخصی خود می و را با هر آن چه در آن مال خود می و را برده اغنام و احشام، به و خود می پندارد. این قسم از را تملیکیه، استبدادیه، استعبادیه، اعتسافیه، تسلطیه و تحکمیه نیز می نامند. نوع دوم این است که در آن مالکیت، قاهریت، فاعلیت مایشاء و حاکمیت مایرید در بین نباشد و و وظایفش، و معین و به عدم تجاوز باشد. این قسم از را و نیز می نامند. (نایینی، 1361 ، ص 6-12). ج. شیخ و پس از و و آن، به از آن را و با و می نمایند. را و با و نمی بی نقص و عیب فقط از آن با این در به تر است که از در به می آید. و آن، به سبب جلو ظلم و بی را می و یا از آن می در جهت ها و دارد. در به می گام به سوی در به با های و است. از سوی چون جور با از ستم گر می شود. با نیز در این دو و آن با که می شود. به شیخ در به از آن و سپس از آن است. که از دست اهل آن شد و به که عمل از سوء آن ها کار به (عج) انجامید. در که در در از از روی این به و آن اگر از آن می شد، در این قبل از نیز در که نیست. حال که پس امر به و نهی از بر آن جور شود تا از ظلم و به عمل آید و این امر را ملت (بهاری، بی تا ، ص 7-13) شیخ با این را در و را و ظلم می داند. می کند که اگر وصف جمع است و و مثل آن است که بگویی: نجس و اگر وصف است که به غیر ظلم ای و که ظلم در آن نمی آن را غیر دانست. (بهاری، بی تا ، ص 14) از این رو، از نظر وی، به در و کم خود به در جهت شرع می و نیازی به پسوند نیست. ای که از سخنان شیخ می برداشت نمود، این است که اگر با مشروعیت، با کنیم، آن گاه می به بدیل آن، تن در دهیم که هیچ سنخیتی با شرع ندارد. آیت در فصل پنجم عادل را منحصراً در می بیند؛ جائری است که تجاوزات و حد و ندارد. غیرمعصوم چون در خلق و خوی با شریک، او بیش تر در ظلم و ارتکاب معاصی حریص است. پس & استدعای آن به اتفاق و بر که در اول مرحله در واقع شد، حکمش در جواز است [...] و تصرفات به رضا و امنا و خیر ملت یقیناً گشته، ملت ارفه از بود& . (بهاری، بی تا ، ص 15 - 17) به این ترتیب، از سویی در جهت و با شرع است و از سوی به ظلم و تجاوز، به سود بود. وی در فصل ششم به و و بین حرکات و اوصاف شخص افراد و خود و تمایز قائل شده است. به این نحو که یا از طرف مذمت و یا آن نمی گردد. طور اگر شخص صالحی از نمی از و مفاسد چشم پوشی نمود. شیخ را که در کنار محمدعلی شاه گرفتند و به کشتار کمک مبغوض خدا و رسول می نماید. وی در طعنه ها و اتهاماتی که به از طرف منتسب می شد و ای فراهم می نویسد: یا بعض آن ها، سبب در نمی گردد. کن پیغمبر9 و وقعات امیرالمومنین7! آیا همه حاضران آن وقعات، اهل ملکه یا همه قسم آدم آن ها است. (بهاری، بی تا ، ص 20-21) خرابی بعضی از هیچ لطمه ای به ارزش این وارد نمی کرد و آن را زایل نمی ساخت. با این جمع حق و ممکن و قسم ندارد. هر یک از فقره و که حق شد، لابد است و چون حق پس آن بود. و در فصل هفتم، و و نتایج بد بحث می کند و خوب یا بد هر یک را در هر از آن ها ارزیابی نماید. می کند که به از ضرر حسن علی حده ای بر آن نیست. از در حسن بس است. از را اتحاد و موافقت و امنیت و مصونیت از آبادانی و فوایدی می کند که دارای به آن دست یافته اند. ضررهای هم و شهوت رانی طرف ظلم و به از دست رفتن کشور و سلطه کفار بر شده است. (بهاری، بی تا ، ص 22-26) شیخ از این که با همه این اوصاف، ملا منش ها به اسم دین از می کنند، تعجب می کند. که گذشت، را به و نمود. های این است که به حفظ و نظم در دارد، نه مالکیت بر آن. قوای مملکتی، امانتی است در دست او و نباید به مصارف برسد. در اندازه است و فرقی نمی کند که این به حق یا به اغتصاب. ملت با شخص در مالی و غیره متساوی و یکسانند و امور، امین اند نه مالک و مخدوم آن ها؛ در خود مسئول و به تجاوزی می شوند. عموم قادر به و و هستند و در از قهر و ایمن. چون این قسم از از باب و امانت، و متقوم و به و افراط پس & بالاترین وسیله ای که از حفظ این و منع از تبدل و این امانت و از ارتکابات شهوانی و شائبه و استیثار تواند همان عصمتی است که ما طایفه بر اعتبارش در ولی نوعی مبتنی است& . (نایینی، 1361 ، ص 11-12) نائینی با این می کند که با های مزبور، فقط از آن است. اما در و عدم دست رسی به به ندرت سلاطینی پیدا می که بر و نفسانی خود و به و نیکی کنند. از این رو برپا سایه و از موقوف بر دو امر است: تنظیم و تدوین و دستورهایی که و و حق و اهالی را مشخص که نامه و گویند. استوار داشتن و محاسبه که با گماشتن از عقلا و دانایان و ملت می شود که به بین الملل و مقتضیات آگاه باشند. شورای ملی، مجمع رسمی است. در که که قوه اجراییه اند، تحت مبعوثان ملت باشند، از تبدیل به می شود. نیز با از مجتهدان بر آرا و صادره به دست می آید. (نایینی، 1361 ، ص 13-15) بدبختی های و ها و تباهی دین و و ملت را ناشی از می داند. او می شود که در صدر تا بنی امیه، و بود که و آن حد و داشت و بر آن و می شد. علت پیشرفت و ترقی سریع و سرعت نفوذ به ولی با معاویه بر اسلامی، وضع دگرگون گردید، (نایینی، 1361 ، ص 16-17) به نوعی، را با در صدر پیوند می دهد و در پی آن است که را در جهان نماید. موضوع مزبور را می عمده افتراق نظر با شیخ دانست. شیخ هر چند را با شرع می کند، آن را بدیع، نه به در و تا زیادی، وارداتی و تقلیدی می و دنبال ایجاد ای در تاریخ نیست. اما بقیه دیدگاه های و به زیادی و شبیه است. هر دو، را نه به آرمانی، به می پذیرند که زیان ها و بدی های آن به کم تر است و و نظامات آن در زمینه گسترش را در جهت دین و می ستایند؛ ولی هر دو بر این باورند که ایده آل و بی نقص، به معصومان منحصر است و در عصر و در که دست نواب عام حضرت ولی عصر(عج) از کوتاه به ارجحیت دارد. د. و و از مباحثی بود که آن را بدعتی در و می دانستند و طرف را به سرپیچی از متهم می نمودند. در چون و شیخ با نوشتن و رساله، به و دادند. این دو عالم، و را در بندگی غیرخدا و در و به از آن پرداختند. شیخ در خطاب به و می نویسد: لفظ و را شنیده، ندانسته که این و رقیت و تفاوتی است که در بود. عبد مملوک لا یقدر علی شی بود و شکایات خود هم نمی توانست نماید. تا متظلم می شد، می گفتند را با این حرف ها چه! چرا نفس بکشد؟ همه اختیارش با و است. بود حکم و مرگ مفاجات. (بهاری، بی تا ، ص 28) که شد، از نظر شیخ، به و مفهوم مطلق و از هر نیست، از بردگی ظالم واژه حر، در عبد می گیرد. نظر هیچ مناسبتی با بی بندو باری و از و دینی، آن که می نداشت. نظر را هم گام و هم سو با های خواهانه و آزادگی مصرح در می کرد. در به که را مرادف با بی و کفر می دانستند، می نویسد: اگر دین و به واسطه حال از حریت، از قید دین می آید و حال آن که مطلب از این نیست. (بهاری، بی تا ، ص 28) شیخ با این عبارات، را با این به چالش می کشد که آیا ایمان به و دین آن ها به خاطر از و است؟ در ادامه با آوردن این که از در نه بی و تخریب دین نگشته، & دول دین خود را محکم گرفته از و خیرات زعیمه خود آن ها، وادار به دین در بلاد هم گردیده& . (بهاری، بی تا ، ص 39) اشاره شیخ به کشورهای اروپایی است که با فرستادن مسیونرهای مسیحی، آیین و خود را در سرتاسر می کردند. آیت نیز به و داد. در این نوشت: و اما او هم دفع فرق موجود در است که اقتدای بیهوده کرده؛ اگر شخص دار کاری می مجازاتی و اگر بی عنوانی مرتکب می شد او را مجازات می دادند. در استبدادیه که اسمی از شرعیه رجال حتی المقدور مانع از شرع هم و سیاسات هم منضبط نبود[...] و نظیر این در مالیات معافی بستگان بود. (بهاری، بی تا ، ص 28-29) وی را وضعیتی تلقی می کرد که همه اعم از نوکر و و و پادشاه، در باشند؛ حکم بدون کم و کاست و تبعیض، در همه اتباع ایران، از شخص اول تا پایین قشرهای جامعه، ساری و شود. این به مسلمان و غیر مسلمان، یا عاقل و دیوانه، و غیر ـ آن که می ـ از نظر اجتماعی و همه و بودند. شیخ در پایان فصل هفتم می شود که این نوع از و م
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
3مشکلی اصلی ادبیات تالیفی کودک و نوجوان/نوشتن برای بچه‌ها سخت‌تر از بزرگسالان است

3مشکلی اصلی ادبیات تالیفی کودک و نوجوان/نوشتن برای بچه‌ها سخت‌تر از بزرگسالان است


(ایبنا) معمار- ماه و روزنامه هم در و هم در را خلق است. رمانش با خنده را از من بگیر سال 1387 از سوی نشر هیلا به آمد. او در سال 1393 را کرد که مهاجرت اجباری دختری همراه با اش به یکی از روستاهای کردنشین است. این شد در سال 1394 نقره ای لاک پشت را از آن خود کند. سپس وداع در ال مارتینو را که دارد. ماه هم در است که از می به باغ و کرد. بر این به و و که و را می کند با او گفت وگویی ایم که در می خوانید. اخیرا شاهد افزایش های به و هستیم، این را می کنید؟ اساسا خوب که به و اگر خوب نیست. که و می فکر می چون حال اند را در می و هم بنویسند. یا است عده ای را به راهی بکشاند که نتیجه مثبتی باشد. اما نمی حکم کلی صادر کرد و از اتفاقات خوب این انتقال چشم پوشید. شما هم ازجمله هستید که شده اید و اید به واسطه جایزه لاک پشت را دریافت کنید. اوقات هم من که و فقط براساس سوژه که در ذهن شان یا طرح که از قبل اند را در می آفرینند. این به این می و نمی خواهند لزوماً و چون که خلق می است باشند. اما به این ورود خود ما است و کمی می شوند. ای که یک بار این می شود و کار می کند است در اول یا دومش ولی این موفقیت دار نخواهد بود. به تغییر پست از به سمت و فوتبالیستی که سال ها در پست مهاجم توپ زده و حالا یکباره می خواهد در پست دفاع هم باشد. این خطر را به ای که در هر دو فعالیت به هستم. که می که روی و هم که می بچه ها هستند. آیا می که ها هر و هر سنی که اند در هر دو خوب که هر را اند و اند و اند خلق کنند. اما به طور کلی را با و به طور به یک سنی بپردازند. از هم که شعر شده اند و اند چون از این ها ای و یک خوب نمی و بالعکس. کار در و هم طور است. به نظر شما چه با یک سنی طرف که های خاص خود را و از و نوع به فرق دارد. را به با این سنی و از او به بنگرید و دائما افق او را هنگام در نظر باشید. این سوای کار آموزش، فرم و تکنیک کار است. به فکر کرد و این یک اصل است غیر از آن به فاکتورهای اخلاقی و محتوای مناسب هم شود که عمده ای پیش نیاید و با متن دچار بحران و نشوند. باتوجه به در و را اید، کدام برایتان جذابیت تا به حال سخت ترین کار برایم بوده است. در مقایسه با که حتی از نظر نثر سخت به مراتب سخت تر است زیرا زمانی که مشغول هستی را نقد به جای بچه ها را مرور بیراهه نروی، سطح هوش و روحیه پرسشگری را در نظر باشی و ... به بچه ها سخت تر از است. من و خردسالان را ندارم که از هم پیچیده تر است. را می کنید، تا چه اندازه اند در خلق عمل کنند؟ و نوجوان، است. امروزه مملو از شده است. است ای نهایت تلاشش را انجام دهد و بهترین کار را هم اما از آن طرف کارش نمی شود و نمی بازخورد از و بگیرد. با حضور در کتابفروشی ها و پرسش و پاسخ که ام شده ام که 90 را ای تشکیل می و این می شود که کم کم نسبت به دلسرد شود چون اش و خوانده نمی شود. از طرفی های این آن گونه که به نمی شوند. و که به و می محدود است و چندان به جامعه نمی شود. درحالی که بچه ها به مطالعه و به آگاهی و دارند. از های و نیز از است و در می کند تا وقت و خوب بنویسد. نقد خوب و اصولی هم در این می گیرد. در در داخلی با خوب این و با خارجی شده سخت تر از است. یعنی و از است؟ در مجموع که را به سمت تشویق می کند است؛ هرچند که هم کم رمق شده است ولی باز هم دلایل تا به این سمت برود. در بزرگسال، به طور کار می و به کار می دهند. ادبی، ها و مطبوعاتی که به می و نقدهایی که در این می است و می کند. از نیز به در و همواره با در این رو هستیم. مثلا طی سال های سینا دادخواه، نسیم مرعشی، فریبا وفی و سارا سالار خود را به چهره می و به اقبال می دهد. می شود که دیگر نیز پیدا که بالاخره خبری هست و در این و و تا کار خوب و شوند. اما در و و غلبه با است. کار به چشم می آید. و ها هم در های کم کارند. ایم بچه ها را جذب های کنیم. ایم اعتماد ها را جلب و های خوب این را به کنیم. جوایزی لاک پشت و در و معتبر شناخته تا بچه ها و ها های برگزیده را بشناسند. چه و را می کند؟ از مرحله است. در این با سه رو هستیم. اول فقدان قانون کپی است. سامان به سبب می شود. بدون هیچ دغدغه ای می شود بر تالیفی، میزان حق التالیف و استقبال از هم منفی می گذارد. فرقی نمی کند که و را حمایت و کنند. و از نظر اقتصادی بر کار سوارند و شاید و باشد. دومین که یا نداریم یا ضعیف عمل می کنند. بچه ها به به و اما نه تلویزیون توجهی به این موضوع و نه شریان های قوی دارد. سوم، محتوا و است. نمی توانیم کتمان که ما در ضعف داریم. اگر بتوانیم خوب آن هم می جایشان را در بین باز کنند. هایمان را قوی و به روز کنیم. خوشبختانه هوشنگ مرادی کرمانی، فرهاد حسن نوید سیدعلی اکبر، مهدی رجبی، ناصر کشاورز و نظیر از که اند را بچه ها کنند. ما هم به این تا ما را انتخاب کند. همان طور که گفتم این قدرت به تنهایی کافی و از خوب و به که گفتم، به حاشیه کشیده شده اند و در میان انبوه گم شده اند. مشکلاتی نیستند که نتوان حلشان کرد. هم بحث کپی و به حل است و هم ضعف رسانی. ولی به اراده ای که درحال حاضر نمی دانیم بالقوه یا نه.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف