صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب امکان



فشارهای ترامپ قیمت نفت را به 100 دلار می رساند

فشارهای ترامپ قیمت نفت را به 100 دلار می رساند


تهران- ایرنا- نفت به100 با نفت و از خروج تدریجی از توافق و مشتری های جدید در بازار انرژی از جمله مهترین رویدادهای نفتی جهان در 24 ساعت گذشته بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
بالاترین میزان تعامل دولت و تشکل‌های نشر در نمایشگاه سی‌ویکم

بالاترین میزان تعامل دولت و تشکل‌های نشر در نمایشگاه سی‌ویکم


به گزارش (ایبنا) سی و بین با زاده؛ و و نیا؛ مدیرعامل موسسه های و قائم مقام و یحیی دهقانی؛ سی و در شد. بخش این که به این یافته، در ادامه آمده است: * در با های قبل، قوت و ضعف این از را می کنید؟ آماده گزینه بود دهقانی: سی و بین با به بین صنف و و و صنف با های بود اما با همه این با شد. بیش از 80 از محل و در با قبل داشتند. به هایشان که این مساله از معمول در های به می آید. به با نظر تک تک صنف شده و از ها داشتند. می که سی و در هر یک از سه محل های بین و با با رو خواهد بود اما از بین سه یاد از آمادگی است. دارم که های شمالی و پله های برقی سهولت رفت و آمد شود که گویا مراحل ساخت آسانسور شده است. خواست مبنی بر در شد تا کمبود شوند؛ اما اگر بعد با شود حتما خواهیم داشت. به همین سال آبنده زود تر شود. صنف تری در سال با نظر با از بر ها و ها شد و این صنف بود که با را نداد. که این و و تر کند. نیز شود و صنف با هدف از در تری در به متخصصان یعنی افراد آشنا با فرآیند تعیین متراژ ها و ها و صنف در کند. با پرداختن به دو و سی و بین به اصطلاح می توانیم را در بعد باشیم. اما در سی و بین در در با شهر برتری داشت. نزدیکی محل به اجازه داد تا چندین بار به مراجعه کنند، درحالی که سال به دلیل دوری راه این کنندگان نداشت. بر این با اعلام های ذی ربط آتش نشانی، ستاد بحران و از احتمال بروز فراوان صحبت می ولی از و سایر ها کرد؛ حتی اطراف طی روز های این از حتی از روز های در شهر و ای از معطلی پشت چندان نبود. این نیز بود و داشتند. وجه کم رنگ است نیا: با به های کلان بین طبیعی است هیچ وقت نمی آن کاملا خوب و یا مردودی در نظر و گستردگی است و یک بخش را از دید انداخت. در با های قبل به که در شد، تری بود. یا این است. به نظر می رسد به بود که به از اما در با به و و به یکی از بودیم. به و آن دقت کنیم. وجه که بر از سوی به به می آید. و و و این وجه تر بود. شده 15 تا 20 نشر در روز های بین می شود. این رقم می به در بخش در با بخش های است. و و حتی از 15 تا 20 تر و است. وجه به وجه آن می شود. که در این شده اما این وجه در بین کم رنگ است. ولی در با های پیشین این وجه را تر می کنم. این است که باشیم. پیشنهاد های مختلفی هم از سوی فعلان نشر این وجه چند روز از به مباحث بیان شده که پیگیری شوند. ضرورت وجه بین وجه بین در میان خیلی است به ناشری در بخش هدف جز در شده در که بین نویسنده و و با فعالان پخش و یا و است. که بخش بازار در با های قبل فعال تر بود و های بخش تر شده اما در با وجه است. به نظر می رسد که وجه بین جای کار دارد. وجه سوم، نزهتگاهی-فرهنگی یا جنبی است که گروهی از مخاطبان از این حیث در می کنند. شاید با این استدلال که در محوطه دهکده باشند اما من این وجه را می کنم. به به شرط حفظ خالی از اشکال است. چه بهتر که جوانان گذراندن اوقات فراغت در باشد. حتی اگر یک دهم خود را در بگذراند نسبت به هر تفریح ارجح است. در با های قبل به با به بود. وجه چهارم بعد بین آن است. بر وجه به مهم فرهنگی، به رویدادی بین نیز تبدیل شده است. خوشالم که طی چند سال سال به سال قدم های و در این برداریم، به های و دستگاه های همزمان با روز های و 53 در سی و بین بسیار است. های که در سطوح در این داشتند. به طور تقریبی روزانه یک یا دو هیئت در رفت و آمد داشتند. بر این در افتتاحیه 85 سفیر و می که در مناسبت های ملی درجه یک این را هستیم. به در هیچ یک از های و این حجم از مشارکت ندارد و این مهمی است این وجه را نیز می کنم. راه های نرفته و طولانی در بخش بین الملل و می با تر و ورود جدی تر تر عمل کرد. سی و یکم با قوت و ضعف، موفقی می شود و طبیعتا وجه به وجه و به کرد. * بخشی از به در از کم بود مند بودند. دراین وضعیت را دیدید؟ نیا: های با به شدن های ضلع و شرق در با و بود. اما در قیاس با 20 شهر پارکنیگ بود. فقط هشت و یکی از ضعف نیز به است. در وسط شهر نیز فرآیندی نیست که بتوان در مدت کوتاهی آن را به نتیجه رساند. های میدانی نشان می دهد که بیش از 65 از با از به آمدند. امیدوارم در طرح طبقاتی نیز دیده شود. و از شماره یک در کردند. دو پارکینگ، در ضلع در گلگشت و پشتیبانی ارتش در ضلع جنوب در اختیار بود. یکی از های این رفت و آمد شدن خط 3 بود که در نیز ایستگاه دارد. بین و و زاده: در پاسخ به سوال شما بگویم و بازنگری و های مرتبط، یکی از های این از بود. به در و کارگروه که با حضوراعضای صنف شد ها و و این از با ذهنیت روشن تری شد. هم با نمایندگان های نشر شد. که و این از را با های نشر داشت. که طی این شد، عمدتا های دوسویه بین صنف و نبود، سال های نیز این داشت. امر این است که تصدی گری بخش در سی و یکم که حدود چهار سال پیش در صالحی به و از دوازدهم به وزیر و تبیین شده بود، اوج بخش در اداره بود. و در پیشگام است اما آیا این یا کاهش یا متوقف نکاتی است که با پایان این شود اما گفت در این از جریان حلقه از های قبل ها و بخش حتی در بخش با و کرد و در این مهم دستاورد، ها با به نظر صنف بود. های یکی از های سی و یکم است. که این از در و نشد؛ به طور که پیش از این نیز گفته ام سی و در ی برپاشد. از نظر زیرساخت ها، فضا و مهندسی چینش و و ناشران، ی بود؛ خصوصا با شدن ها که بخش عمده ای از زیرچادری ها را سقف کرد. * یکی از های این مشاهده همه بخش ها از صحن ها در ساختاری Uشکل بود. زاده: این است اما فراموش کرد که این متولیان دشواری نیز به دنبال داشت. در و هشتم، 110 متر با قابلیت مانور و از ابتدای در ورودی تا زیر بار می و پراکنده شدن می شد. یکی از های شهر نیز به این می شود که تنفس گاه های مناسبی دارد. اما با به مسقف در ها و شبستان، در این در مرکز مصلی متمرکز شده و این ترددها و ها را سخت می کرد. یکی از های از از بصری بود و یکی از های این است. در با قبل داشت. دهقانی: در بخش یک میلیارد تومان شد. زاده: می که از توانایی اقتصادی ند اما نه نام، شهرستانی بخش نیز به روی آورده بودند. ها فقط معطوف به شامل استانداری ها مقررات، پیمان ها و قرارداد ها نیز می شد. صنف در کمیسیون معاملات هوشمندانه تر و منسجم تری و شد کمک بود. 41 و های در بین فقط به این اشاره می کنم که به قول صنعت، تا سال 220 مهمان را ثبت سفارش کرده است. هستند که پشت در بین معطلند تا بر محوریت خود را به مخاطب ایرانی معرفی که این به می آید. های هدفمند و در این حاضرشدند؛ به صرب در حضوری کم سابقه با 33 نفر و تونسی با 18 نفر در این شدند. 41 در این از نیز از های بعد بین بود. در بحث عدالت و دسترسی به فضا و فرآورده های پاسخگویی به این که است یا عمل شد. طور که از نام این مشخص بر بین به هموطنان اقصی تعلق دارد. و در این روستای نیز داشت؛ به خرید و ارسال به دورترین از این هاست. به ابتکارات و های رقابتی نشر با های همه نشر نیز از های این به می آید. در های دار ها در این دوره، نخستین بار به گرفت. یکی از نمونه های به های هاست؛ در که پیش از این می شد در پخش شود. است از این کنم که بر نگاهی درست، در را فراهم آوردند. این به معنای در بوق و کرنا کردن در نیست، می شود فرصتی به مولفه موثر مهیا شده است. در امر نظارت، یکی از های این به می آید. به طی این کمترین مداخله های که دستاورد نشر به می آید. و به پاسخگوی این با درایت و هوشمندی با های های را کرد. بین های نشر و بخش نیز بود. به مثال، به صراحت می گویم در های دار اما حساسیت ها بین صنف و به حداقل رسید و شرایطی شد که با فراق بال بتوانند محصولات خود را ضوابط نشر کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
پادکست مهم ترین اخبار ابنا 4 خرداد 1397

پادکست مهم ترین اخبار ابنا 4 خرداد 1397


خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ـ با مهم به خود این را می دهد که در از مرتبط با شیعیان جهان مطلع گردند. در زیر، پادکست امروز جمعه 4 خرداد 1397 را به مدت 4 دقیقه و 57 ثانیه بشنوید:
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 22 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری اهل بیت
موضوع : کل اخبار
شورای امنیت توسل به قحطی را به عنوان ابزار جنگی محکوم کرد

شورای امنیت توسل به قحطی را به عنوان ابزار جنگی محکوم کرد


به تقریب(تنا)،پانزده عضو در این از را اعمال بر طرف یا طرف های در به یک و از دسترسی و محروم از و را به یک کردند. بین هر از را به یک روش یا در به شدت است. طبق ای که در این و در کمک های به با از را می نقض بین تلقی کرد. با اشاره به رابطه موجود میان خشونت، و خطر گرسنگی و قحطی، از همه طرف های دخیل در مسلحانه در جهان خواست به وظایف و تعهدات خود مطابق با قوانین بین عمل، از به خطر انداختن جان خودداری و تدابیر احتیاطی ممکن را حفظ زیرساخت های غیرنظامی و اموال اتخاذ کنند، و حفظ جان گروه های بشردوست و امدادرسان بکوشند و کمک های اختصاص یافته به جنگ زدگان را در اختیار آنان قرار دهند. در خود تأکید کرد که نقض بین المللی، نقض بشر و می از عوامل جابجایی ها یا کوچ اجباری غیر نظامیان باشد و این پدیده در زمان جنگ و در شرایط مناقشه نیز می آثار ویرانگری بر تولید کشاورزی و نیازهای ضروری بر جا گذارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
پادکست مهم ترین اخبار ابنا سوم خرداد 1397

پادکست مهم ترین اخبار ابنا سوم خرداد 1397


خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ـ با مهم به خود این را می دهد که در از مرتبط با شیعیان جهان مطلع گردند. در زیر، پادکست امروز چهارشنبه دوم خرداد 1397 را به مدت 6 دقیقه بشنوید:
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری اهل بیت
موضوع : کل اخبار
دندانپزشکان خاطره-داستان‌های خود را منتشر کردند

دندانپزشکان خاطره-داستان‌های خود را منتشر کردند


و در گفت وگو با ایران(ایبنا)، از خاطره-داستان های خبر داد و گفت: در نوروز 1396 با و از همکاران خود دعوت تا را که از طرح و خود در و ما کنند. از این طرح داد: در مدت ده روز حدود 550 خاطره-داستان به دست ما رسید که توانستیم آن ها را در فضای مجازی کنیم. این کار به باعث فراغت و تفریح شد و هم به تجدید ای همگی ما بود چرا که از این ها و همه ما بودند. این شدن این کرد: بعد از این بود که به تا این را در کنیم. 300 را و در دو جلد به نام های شما که مرد و کردیم. که در این هم متن حفظ سبک و با به چاپ است. هدف و از داد: و ما از دید یک را می و این به این را می دهد که از دید نیز به کند. هدف ما این بود که به دید بدهیم. این با ها هر چه هست برگ های به با این و که و های و و در یک ایشان با یکدیگر بخشی از فرهنگ این ملت است که نیاز به حفظ و انتقال به آیندگان دارد. گفتنی است؛ در جلد اول دو ها با هایی با گیری ناکام ، میزبان سمج ، بزرگ مرد کوچک ، خواستگاری با وساطت آبسه و شیفت نوروزی وجود و یکی از این ها به نام مقایسه درآمد حامد اسماعیلیون و نویس ایرانی و از نسل نوی ادبیات فارسی است که های آویشن قشنگ نیست اول در و همچنین داتیس اول در شود. در جلد دوم این به نام شما که مرد خاطراتی با امپراتوری ویلسون ، شباهت با استیون هاوکینگ ، اولین دستمزد ، فانتوم در آتش ، بخار روی گچ و آمپول اضافی آمده است. در یکی از این خاطره-داستان ها می خوانیم: روزی یک کوچولو حدودا پنج ساله و خوش صورت و خوش سر و زبان مریضم بود. با لباس ساده روستایی که صداقت خاصی به چهره کودک می داد، مردانه روی یونیت نشست و تزریق و کشیدن شیری ای که به شدت پوسیده بود را با همه اشکی که از گوشه چشمش می ریخت و سعی در پنهان کردن آن داشت، تحمل می کرد. کارم شده بود و از بچه سوال کردم که چه بیمه ای داره؟ مجال صحبت به نداد و گفت: عمو من دفترچه تعمیر اشتباهی دارم. دو ها به تازگی از سوی انتشارات دندانه در 168صفحه به قیمت 25000تومان و در شمارگان 1000 نسخه شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,علمی و درسی
کتابخانه پایگاه اصلی «مدرسه جهادی خواندن» است

کتابخانه پایگاه اصلی «مدرسه جهادی خواندن» است


طرح در گفت و گو با (ایبنا) درباره شکل این طرح کرد: های پیش از طرح کتابدار های را با هدف به و شد. وی با این که طرح است داد: شدن طرح های به دارد، طرح با افزوده شدن واژه به شکل گرفت. این های هستند. در شکل طرح افزود: این طرح بار از سوی های شد. به و های هدف این را شکل می دهد. این داد: بعد از تکمیل و جلسات هم اندیشی به این نتیجه رسیدیم که تعریف فقط به بُعد محدود نیست، به عبارت حتی در شهر ها نیز دارد. وی گفت: در سطح تری از دارند. ما که از و است و های وار به اند. با به های گفت: را به شد های ه های با هدف و و شود. این افزود: این و این طرح است. هدف فقط عضو بلکه و را هدف داده ایم به مثال همزمان با بشارگردی نیز کردیم. به وی، تخصصی به و به معنای پیگیری است. با به طرح کرد: با پیشنهاد های منطقه، این طرح انتخاب شد. در کوهستانی وسیع شمال غربی واقع شده است. کرمان، و سیستان را محصور کرده اند. به این شبانه روزی، موجب شده تا همه این اهل باشند. های علمیه خواهران و برادران از فعالیت های شهر است. وی ادام داد: سال گذشته به همت کمیته امداد و نیرو های جهادی، مرحوم حاج عبدالله والی در شهر شد. هرچند کوچکی است اما نزدیک به دوهزار نفر عضو و بیشتر اعضای این و هستند. فروردین ماه سال جاری قدم تعیین ه ها شد. این شاعر با این که در از استادان های مختلف از جمله ادبیات و شعر و روزنامه نگاری شد، کرد: با انتشار فراخوان و گفت و گو با معلمان، شدند. علی رضا قزوه، جواد محقق، محدثی خراسانی، حمید رضا داداشی، سلطان شاهی، ضرابی معین اردستانی مجدی استیری، سید حسین موسوی نیا، حامد محقق به ما پاسخ دادند. وی افزود: فاطمه غلام زاده راحله حاجی نیا و فروغ مولایی از مربیان و خلاقیت کانون پرورش فکری نیز اموزش دبستانی به گروه پیوستند. به وی، در حال حاضر در مرحله جمع بندی ها هستیم و شده تابستان نیز گام دوم می شود. سال تحصیلی آینده نیز استعدادیبای مجدد انجام می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,علمی و درسی
در مرکز اسناد هر اسباب‌کشی 10 آتش‌سوزی دارد

در مرکز اسناد هر اسباب‌کشی 10 آتش‌سوزی دارد


به ایران(ایبنا)، سید و که در از سخن می گفت، افزود: از من در شد که یاد می آنکه بدانم، اما زمانی که به آمدم خیلی چیزها آموختم در که می که یاد و این من دارد. وی افزود: فرق این دو این است که در از جهل بی پس از نیز بی ولی در چون از پس و لذت بخش می شود. که می نمی را به فرد ای می کند که هیچ کس به او آب را درک نمی کند. پس هم است مثل که به دارد. و در با به جبران ناپذیری که جابجایی و از تهران به شیراز در دولت قبل به تشکیلات زد گفت: در آن به دلیل اهمیت هنگامی که فرد یا دستگاهی سندی را لازم بعد از کلی نامه نگاری با اکراه می توانست از آن استفاده کند ولی ای کاش هر سند داشتیم در علاقه مندان می دادیم. وی با به این ضرب المثل که هر سه باراسباب کشی یک آتش به گفت: در هر کشی 10 آتش دارد. در است که غیر و همه این را به یک و ای می دهیم. را با این است که به که می افزود: خدا از سر که نمی و می و نمی بگذرد. چاپ و و... در است و و نفس این کار است حال چه که از نظر و نظم و نیز باشد. وی کرد: از ام هر در است که نیز روی دهد. به می هر چه اگر است در عمر ما عمر نوح و اگر به پشت سر می که چه ای دفن شده اند و راه به نه شده ندارد. کم برگ و بار و گفت: در با کم برگ و بار نیست. از چندین در دهه های آغازین همین سده خورشیدی که فرانسوی بود تا ایرانی پس از آن در دهه های 1320و 1330باید ازدوره دو و از چهار های یادکنیم. وی اظهار داشت: اوج رونق پیش از اسلامی در دهه های 1340و 1350به و و هنر و اندکی پس از آن به روزهای برگزاری سمپوزیم های سالانه و مجلدات آن باز می گردد. پس از مدتی مجال خودنمایی یافت و با آن و تا اثر جدی ترین و دیرپاترین نشریه ایران، و از نشر دانشگاهی بود که در اواسط دهه 1360زاده شده و در اوایل 1390از میان رفت. و گفت: در فاصله سی ساله آمدن و آن و با رشد و گسترش کمی و کمتر کیفی آموزش عالی اعم از دولتی، آزاد و غیر انتفاعی و... و چندی نیز اینجا و آنجا سر برآوردند. وی با در ما علم و دانش بیش از پیش به سوی هر چه تر شدن گام بر می افزود: در جامعه امروز نیاز به و با و مشخص بیش از پیش احساس می شود اما این متأسفانه در ما هنوز جا نیفتاده است و ای خالی به نظر می آید. عمرانی در ابراز امیدواری کرد: با حضور نشریاتی جدید همچون آرام زمینه و هر چه تر فراهم آید. ای با بین مرتضی حصاری، و مدیر مسئول با به چگونگی تبدیل یافته های به نوشتاری گفت: طبق گفته استاد ملک شهمیرزادی های گرفته در قالب در یا که آن به شمار می آید به چاپ برسد از این رو این مجموعه را در پیش گرفتیم. تا 2 شماره از این به چاپ رسیده و فایل پی. دی. اف آن در سایت و در قسمت سامانه مشاهده است. حصاری با را همکارانی از پژوهشگاه، تهران، برلین و پنسیلوانینا تشکیل می دهند، : این بین و آن در 2بخش فارسی و انگلیسی به چاپ می رسند. در حال از بین است صادق ملک شهمیرزادی، نیز در این نشست با به مفهوم که نخستین بار مرحوم دکتر شیرازی به آن کرده است گفت: و های ما هستند. وی باانتقاد از یکی پس از دیگری در حال از بین است کرد: هیچ و در دنیا که را نداشته پس نیز با اینهمه باستانی داشته باشد. این را آن دانست و افزود: پژوهشکده اعضا و جوانی که و تحقیقاتشان را به چاپ برسانند. وی در با به شروع فعالیت سید در و تحولاتی که درآن در این شکل گرفت کرد: اقداماتی که الان در حال شکل گیری است سنگ بنای کارهای آینده است. محدودیتی جلیل گلشن، مشاور در سخنانی با به این موضوع را در نظر بگیریم که معلوم چقدر عمر می و هایمان را چاپ کنیم، گفت: با حمایت های از سال 96 تقریبا هر 4 روز یک به چاپ رسانده ایم یعنی بین 80 تا 90 توسط چاپ شده است. بر اساس دستور هیچ مانع مالی چاپ نداریم و در انتظار ارائه موضوعات و ها از سوی پژوهشگران هستیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
جعل تاریخ، اقتدار ادبیات

جعل تاریخ، اقتدار ادبیات


ایران(ایبنا)-سندی مومنی: که افتتاحیه ای از دو بخش شده است: بخش اول دو بخش است: پیش از و فولادوند. بخش دوم نیز از سه بخش شده: و و شرح حال و های هفت ای که است. در هر بخش از با ها و رو می که شالوده را می دهد. در بخش اول با ماهیت می شود. ای که در نیز شده است (تاریخ است در و پر از راستی) پیش درآمدی فهم نوع است. در این بخش تا خودش و ماجرای را به می کند. در با می که قصد را کند. که است از ای خطی به دست است. در این بخش دو است: در و و استاد. در بخش دوم در می فردی که را است چه کسی است و با در کجا شده است. این بخش کوتاه، دست یابی و است. در شرح احوالات را می و که از سر گذرانده و سفرهایش که در در های هفت می شود. در است و و عقل و است. سفر سه ای را می کند و را به می کند. بخش های و شده از های است. با به خاص و بخش های به کمک است. این نوشتار در سه بخش و با محور سه و و اندیشه، می کند را تحلیل کند. بخش اول: به نظر ترین مکتوب است. و میزان از اطمینان از بازنمایی جزء به جزء رویدادها به مورخ اجازه نمی دهد به که یا کم کند. مدت هاست که به نیز اطمینانی نیست: بازسازی غالبا با هدف مشروعیت بخشیدن به منافع کسانی گرفته است که و در اند. صحه یا قدرت. (پاینده،1390 :397). دست و پا که اند چه با ذهن و در این در بر است. های در یکی از راه است که گفت وگو و فهم را می کند. اما با از قصد از و آن را کند. را به در است تا با های کند. در این می از های در های و خود را در ای از و یا محض بدهد. بخش اول و و که و متن خطی کتابی این را می کند. در نظر باشید متون پسامدرنیستی قصد آن توهم ایجاد شده در آثار گرایانه را با به کار بردن های به بکشند: متکثر زاویه دید؛ از اعتماد؛ با یا غیرتاریخی؛ تغییر سبک در بخش های آن؛ هجو های تاریخی؛ بدیل؛ های در های تخیلی. (پاینده،400). سه از های شده را داراست: که در دو بخش اول و دوم دارند. و و خطی. با یا غیرتاریخی. در این دیدار شیخ و ابوعلی سینا واقعه ای است که های پیرامون آن دارد. و نهایتا های در های تخیلی. در و ساخته و پرداخته ذهن است که خود را در دو که یکی در قله های جای و در قله فلسفه، می دهد. در بخش نیز نام ها و اشخاص می شود. به طور مثال در از نام می شود که همگی هستند: زرین کوب، علی اصغر حکمت، ژاله آموزگار، جلال و... از در جهت و او می کند و در این راه از های و نیز می برد. بیش و پیش از هر چیز در متن خود دارد. این کار را با و های که در متن است می دهد. در با از متن رو می شود که در است: (افتادگی از متن است). و هم که نام و یا شخص در متن می آید در آن و شخص می شوند. فرم قصد را کند که: تو شده از خطی و ای را می که و و ها و است. در با عنوان: تک ای که بعد از شد نیز بر بر است. در این بخش دو ای که فقط اسم می خواند. و تک می به نفع و هر در صحت و سقم در به آن می در ذهن را به سمت می برد. بخش دوم: زبان نیز با دارد. در نیز که متن و کند. از را می کنیم: که اند و از اند. لیک را بی را بی رنج و همه عمر در پی آن اند بی از خود و غیر خود را بینگارند. (مطهری، 1396 :57). های در نقد و اثر خود در این بود: است و قصد با این نوع را به رخ بکشانم. این سخت بود. چند ای را با این اما این که و سی و دو ای شود که با آن کرد. یکی از جدی است. به نظر می رسد از کهن و در دو هدف را در پی است: نخست: و حوادث: در سال های می شود و این نمی تن به های بدهد. او از نظر و با و می این را کند. دوم: از حاضر: با این می شود به و خود بدهد. این از به کند و او را به کند. ای که محل بحث در بخش اثر بر و است. طور که شد، بخش اول از دو شده است. در این دو بخش و ها و خود را می کنند. که در اول و دوم بخش اول می به نظر است. اول و های و از ندارند. در این بخش متن شده بر این دو است. دوم و نیز به است. تا آن جا که در هر دو های می شود. این امر (استفاده از ها و هم سخن گفتن) لحن و خاص ها را از آن ها می گیرد. با هم بر و داشت: تا بود. به و کل راه را پیاده طی کردم. تا به خانه برسم. آفتاب راه مغرب و عبای قرمزپوش را پشت سر می کشید. در آن وقت شعاعی اهورایی از نور سرخ بر نوبرف زمستانی که سرشاخه های لخت درختان را در سوی جنوبی خیابان شریعتی پنبه پیچ بود می تابید. (مطهری، 1396 :12). چه جای تفصیل این فاجعه؟ مختصر به حیلتی را باز کردیم. دو بار اثر را خواندم و شرافتم را می گیرم در عمرم در باب اعتدال(این گمشده اعصار) نخوانده بودم. بود ژرف از حکیمی گمنام که شوربختانه ناگهان تمام اوراقش و هر از آن رونویسی ناپدید شد. (مطهری،1396 :24). بخش سوم: بر هیچ کدام از علاقه مندان به و یا هر هنر پوشیده که وجه غالب هنر است. و هنرها با امکاناتی که در تمایل ای را به بکشند؛ ای را کنند؛ ای را به هنر تبدیل کنند. است در سه را کند: طلب و سفر و عشق. این سه در سراسر دارد. در به این سه را به خود می بخشد. طلب در پیوند با و به طلب در خاستگاهش به است و ریشه در دارد. جوانی ناآرام است. در دارد. را می دهد. با دوستان خود ماهان(زردتشتی است) و بوقوس(ناصری است) گفت وگو می کند. و حضورش در را و می دهد: مادرم... ساده دلم که ای و راهی نمی بیند تا نشانم بدهد. حسرتا که حتی پندم نمی دهد. گاه آرزو می کنم را داشتم پیرزنی موی سپید را و و غمِ او را که چون کودکان است. دریغ از کودکی!... گرفتار آشوبی بی پایانم؛ کشاکشی جانکاه. نمی دانم بنای وجودم عاقبت از کدامین سوی فروخواهد ریخت. ولی محتوم جز این نخواهد بود عزیزم! (مطهری، 1396 :51-47). در جایی می خوانیم: روزی می پنداشت چنان پروار شده است که بادی نلرزاندش و ریگی نیندازدش اما زود بود که دریافت سال ها به درشت نازیده است. دل خوش نداشت به هیات سنگ یا سپر خود بسازد. نرم نرم بدبین و سخت خو شده بود. در فقدان ایمانی که شوخ طبعانه و شیطنت آمیز از کف بود چون مال باختگان حرامی زده ضجه می کرد و آن باورمند به سالیان، ناگاه همه چیز را عریان می دید و در دشت حیاتش قامت را نمی یافت. (مطهری، 1396 :52). در فصل های ابتدایی و عبدالله، آشفتگی او به می شود. باورش را به از دست است. طلب با از درمانده اش می شود. یکی از مفاهیم مهم در طلب است. این مهم میسر نمی شود مگر آن که بتواند کمی با خود کند. یکی از شاخصه های میدان به است. در معاصر آن قدر سرگرم فعالیت های است که فرصت کمی در دارد. قدر که را وابسته به ماشین است قدر از پیش شده و پذیرفته شده را پیش پای خود است. این از پیش شده، به کمک رسانه و تسلط خشونت سرمایه که یک و آن هم منفعت آن قدر مقبولیت اند که را از درونی خود دور است و به عرصه کشانده است. می در سرسام این رفت و آمدها و های پی در پی او را به و کند. سفر و و آموختن به حقیقت، سفر را در نظر می گیرد. او می که بدون سفر و نمی به برسد: من در سفری دراز از غم به اندوه، از به شادی. و این راه صعب است و دشواری هر دم فزون تر. و بدان که اگر غم نبود حیات بی ثمر می بود و شادمانی می شد بی ارج. و غم نه رنجش است که مجال برخاستن است بشر را و سر خلقت جز این نباشد. (مطهری، 1396 :56). در این بخش از است: در حاشیه این بعدا شده است: لعنت خدای بر گزافه گویان و تحریف کنندگان. و فرمود و ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون. تقسیمی سه سفر خود دارد: غم و و شادی. در گذشتن از غم و است و به شادی. به غم را با تولد و خور و خواب و شهوت می کند و که اگر در این سفر بمانیم نمی توانیم به برسیم. در طلب را اصل می داند. طلب اندوه. در این را گره می زند با خودشناسی و پرسش. و در نهایت که حقیقتی است. سفر در در هفت و با قاهره می شود. در های به می شود. به این که در ها با رو و در را می خواند: چون روز برآمد دانستم که دشمنی با آتش الا در تیرگی شب. و قومی بودند که در مرض و احتضار را فرو می گذاشتند و چون محتاج می شدند بر می زدند. بی ستیزه و جدل. و هزیمت می شد در پس می کشید. این بود حدیث نخستین آبادی که در سفر غم به به آن رسیدم و بعد با تو خواهم گفت حکایتی دیگر. (مطهری،1396 :73). در هر با مردمانی می شود که های دارند. در بخش های هفت زیرمجموعه تعلیمی می گیرد. این نوع در دارد. ها در فصل های مربوط به سفر و بیان شفاف خصلت های نکوهیده افرادی که در هر با برخورد می از مشخصات این بخش از می شود. در سفر می پذیرد که افراد با افکار و منش های متنوعی زیست می و در پی این پذیرش، می آموزد. باز است و از این جهت می سفر را که مشتاقانه به جهت می رود، در ذهن خود کند. معنایی که در باز است در ذات سفر است. و مدام. که سعی می کند را به آن کند. عشق سفر و طلب که به آن است از عشق به خالق را در خود تقویت می کند و از عشق به دختری را تجربه می کند که فقط نامی از آن است. حتی در طی اعتراف می کند که را درست به خاطر نمی آورد. به تعبیری عشق آسمانی و زمینی در سفر به گره خورده است. قدر که می بداند و بپرسد، قدر هم خواهان است. زنان در جایگاه و درخوری دارند. مسئله عشق به زن و در به وضوح شده است. زوج و از یک سو، زوج و گل از و زوج و گل خانم، دهنده به مقوله عشق است. در بین سه زوجی که نام شد، و گل خانم ازدواج می کنند. از ترس خواستگار ترک و بی رحمش می گریزد و گل نیز به واسطه خود را در رودخانه غرق می کند. از طرفی عشق به نیز در به دیده می شود. عشق به فرزندش که مشخصا در رابطه با شیخ می شود و عشق مردی یهودی به نام شمعون به نوجوانش یونا. که مهم است این عشق در های است. عشق و و به مثابه ارزشمند تلقی می شود که به وجودشان می بخشد. از این جهت عشق است. چند نام جذاب است و تعلیق لازم را شدن دارد. اما نام بخش های بخش را لو می دهند. به نام ها دقت کنید: گلستان بعد از آتش و شعله ور دیگرگون جان را جنون زده در پی آن عطر مطبوع در به ناکجا و برنشستن در حیلت امیر و باقی وقتی متن این ها را می می شود نام فصل، شده متن هستند. این که در پشت جلد چندجمله ای است. حکمت پشت ها این است که تا با شود و بیش و پیش از آشنایی با شود متن را بخواند. به نگارنده پشت جلد می توانست از متن شود. جملاتی که شده است به گونه ای و آن چه در می گذرد است. متن پشت جلد این است: را مرکب کن. این توست. داستانت را بخوان. ورق بزن. در سرآغاز هزارتوی افسانه ای در مسیر، را ملاقات می کنی. تویی. همذات توست. به قرن می روی. در این سفر از غم به در پیمودن جاده با همسفر می شوی. با خودت. این توست. نغز در متن است. بود از متن ای می آمد که هم ضمنی متن بود و هم لو نمی رفت. های هستند. آن ها پرسشگر به هیچ وجه تقدیرگرا نیستند و در موقعیت ها و که برایشان پیش می آید منفعل عمل نمی کنند. های کنشگر و و گری آن، شان را می کند. پرداخت این نوع ها در از نقاط قوت متن می شود. نتیجه گیری نخست: با جعل تاریخ، پست دارد: و با یا و های در های از های پست است. دوم: های و کنشگرانی که دست به می زنند و هدف خود می کنند. سوم: می کند را به و درباره بکشاند. چهارم: سه طلب و سفر و عشق کلید واژه ای می شوند. پنجم: متناسب با رویدادهاست و بسیاری بر و گذاشته است. در و است و از می شود. پنجم: نامگذاری فصل ها و که در پشت جلد را می کند. ششم: فصل های و تنوع حوادث، به کمک است. هفتم: باز است و معنای و را که از های ذاتی سفر است به ذهن می کند. کتابنامه حسام الدین(1396)، اندوهگینان، تهران: نشر اسم. پاینده، حسین(1390)، در ایران(داستان های پسامدرن) جلدسوم، تهران: نیلوفر.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
حضور تاریخمند انسان را نسبت به امر متعال می‌توان فهمید

حضور تاریخمند انسان را نسبت به امر متعال می‌توان فهمید


(ایبنا)- و تازه ترین اثر است. او که عضو و آتن است که و دشوار دانش نوظهور فلسفه باستان شناسی را در پی ریزی است. این ای از او در با و مند در است. سه فصل عصر از حال تا است که را در گیرد. با او گفت و ایم که در پی می آید: را می یک روز به در که در باغ های یکی از که هم قدم می جلوتر که رفتم درگوشه باغی، زیر درختی کهن و گشن، سگی هایش را در آغوش بود و شیر می داد و می نواخت. صحنه ای فوق العاده و و شیرین بود. یک لحظه سئوالی در ذهنم جرقه زد و پرید و از پرسیدم؛ این سگ و این های زیباتر از خودش که می گویند کوچک زیباست چه می کنند؟! در اصلا" می دانند که پاسخ این بود اینها با و شان یکی هستند. یعنی فروبسته در طبیعی و در شان هستند. هیچ گاه از شان نمی آیند. نمی که بیایند. و شان در از پیش و شده است. نه می از خود در طرح و نه از در طرح یا برخوردارند. و و در از این جنس نیست. ای است به روی به و به روی به الاعم. ای است و آفریننده. شده است تا را با و های پی و نهد. به و صد است. ای است که می که هست. از و و در طرح اندازد. نه و مند را در به در می و می و را نیز او می نگارد. ای است مند. ندارد. را می نگارد. با و خرد و خویش. و و و وحش هم در نه که آدمیان. امر را در می به یک و آن قدر وصف ها و های و و و و و و هم و و و و و و و در امر اند و اند که می شود. امر امر و و امر و یا عطش به سوی و این وصف ها و ها همه و و های ما شده اند. در ما به به است. در ها و گذشته، با امر می زیست. با در داشت. امر در همه سپهرهای و و و و حضوری و و تعیین کننده داشت. به او به و او تروّح و تطهّر و کمال و زیبایی می بخشید. و مند او در جلوه ای بود از امر متعال. از مراتب معتالی تر وجود. تجلیاتی را درهنر او در و شعائر آیینی او در شعر و ادبیات و و معماری او می دیدید و می زیستید. آیا یک امر در امر و سرد و خشک و بی روح شناخت، و فهمیده می شود. در ها، به اصطلاح البته تسامحا" نبود. امرمعتال و به شهود زیسته و تجربه می شد. به عمق و می بخشید. های اتصال با ذات اش مستحکم بود. آموزه ها و دینی و مشاهدات و مکاشفات عرفانی، و سهمی به سزا در بیدار نگاه داشتن به سرچشمه و سرمدنی و روحانی او داشتند. ارتباط با ارتباطی همیشه است. از ریشه و ای است تعالی جو. روی به کعبه و قبله امر دارد. و مند را در با امر می و وثیق تر فهمید. نسبتی به عدم آن نیست. آن که نمی بیند ناتوانی و ناکامی او از دیدن رنگ ها و شکل ها و ها به نبودن آنها نیست. آنکه پرده های گوش و هوشش ناتوان و ناکام از شنیدن و سمفونی و خوش صوت ها و صداهاست. به این که ما تهی از ها و ها و ها و و خوش و است. اگر آن ها و ها در زیرلایه های ما در لایه های بکر روح ما آشیانه نمی های بیرونی آن را هیچ گاه و هرگز نمی توانستیم بیآفرینیم. حضرت مولوی را ببینید: این صور زبی / چیست پس برموجد خویشش جحود خود ازو یابد ظهور او / غیر عکس خود این کاراو دیوار وسقف هرمکان / سایه ی ی معماردان گرچه خود محل افتکار / سنگ وچوب وخشتی آشکار فاعل مطلق یقین بی است / دست اوچون آلت است شرق و غرب با دوپاره کردن وحدت بنیادین و وار به و نیستم. دوران و مقوله و آدمی ابزاری و تلاشی است که ذهن و فکر و عقل می کند تا به فهم و منظری قابل قبول ومدلل و معلل تراز روند و رویدادها و تحولاتی که در بستر و و به وقوع دست یاید. را که نمی به شرق و غرب و و اروپا محصور کرد. عظیم بومیان آمریکا و آفریقا و اقیانوسیه بخش های دیگری از تاریخ، فرهنگ، جامعه و ما هستند. ما ایرانیان در به جغرافیایی قرار ایم ما و حرکتی است تا آسیایی. با آتن سقراط و افلاطون و ارسطو احساس خویشاوندی می کنم تا با چین و پکن کنفوسیوس. پیام های زرتشت در یونان شنیده شد تا در چین و خاور دور. تداخل های و تلاقی های فرهنگی بده بستان های و ما با های و و شمالی و جنوبی چنان گسترده و فراخ است که تنگ می تواند معرف و منظر ما را مخدوش و معوج کند. راه راه تجارت و جابه جایی کالاها و اقتصاد و معیشت نبود. راه داد و ستد و ها هم بود. اشتراک لفظی و واژه های سیلک(ابریشم) و سلک و سلوک و سالک آنقدرهم تصادفی نیست. چرا به تالیف این همت گماشتید؟ های بنیادی شما چه بود؟ همه از صدر تا ذیل، برمدار سئوآل شما می گردد و می چرخد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
پندهایی برای آسمانی شدن

پندهایی برای آسمانی شدن


(ایبنا) - محمدحسینی: آیت حق به همت حجت صدر الدین گردآوری شده و حجت شاه محمدپور کار آن را است. این بار در سال 1396 از سوی قم نشر شد. در به قلم آیت است: در می از حال و اصل دور است. با یک شور و به و می که آن در در ضمن از خوف یا گریه می و یا به کرم التماس و تضرع داشتند و یا خوف از مرگ و قیامت و حساب در گفتارشان دیده می شد. این چنین حالات، تا اندازه ای در اصل بروز و ظهور دارد، اما آن را در نوشته چاپ شده کمتر می یافت . این شده و از به سپس اگر در یا حق شده و به متن شده است. حفظ در این و در است. اگر آیه یا به در ذکر شده در متن به طور ذکر شده و تا که بود و و که آیت حق در بین به آن ها شده است. آن در درس ها، هم می که (ره) است که با به آیت حق و از این شده است. با ولی این هم در است. اعلام، امکنه، ها، و و موضوع بندی در عناوین مختلف، از دیگر ویژگی های است که را خواننده تسهیل می کند. زحمت این مجموعه بر عهده حجت و المسلمین صدرالدین که پس از سازی و صوت حق در نهایت از سوی آیت هم و تنقیح شده است. در زندگی نامه آیت حق از زبان محمدعلی شده که حاوی مهمی در مورد آن و در ادامه نیز استاد به چگونگی این که در خلالِ آن به تفصیل، تذکراتی درباره و رؤیا شده چراکه آیت حق در خود در بسیار هایی نقل که این ها بخودی خود ندارند و و جا انداختن مطلب در ذهن مخاطبان است. با مواعظ در می یابیم که آیت حق به چند نکته ویژه که حتی می گفت تکه کلام این است. نخست، جدی به ترک غیبت مؤمنین وی خاطراتی از خود در این زمینه نقل می کرد و به این گناه، حساسیت داشت. دوم، التجا به و توسل به پیامبر (ص) و اهل بیت مکرم دستور از زیارت عاشورا را از خود زمان (عج) آموخته بودند که همراه صد لعن و صد سلام است و در یک چله، هر روز شود. به آیت حق شخص در این چهل روز مراقبه باشد و گناهی نکند. سوم، فوق العاده به و شب است که به طور مکرر از مردمی که پای منبرش بودند، می که شب را ترک نکنند. وی همانند علمای سابق بر پایه احادیث واردشده از جانب اهل بیت (ع)، راه قرب به خدا را شب، غیرممکن می دانست. چهارم هم این بود که می اگر کسی دنیای خود، از آخرت صرف نظر کند، نه به دنیا می رسد و نه به آخرت؛ آیت حق به حدیثی قدسی استناد می کرد که خداوند می فرماید: تو من خودت را فارغ کن تا من بی نیازی را در قلب تو جای دهم. از همین رو که مبادا کسی اشتغالات دنیایی، اول وقت خود را ترک کند و حتی به طالبان علم نیز توصیه می کرد که فهم مطالب علمی، از پروردگار کمک و و کرد. جلد آیت حق در 279 صفحه به بهای 15 هزار تومان از سوی نشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : مذهبی
شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه

شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه


آراء شیخ با الف. و شیخ و هر دو خود را از و به انقلاب و اند. شیخ این امر را در که در و بیدار یکی از ـ که بنابر قراین شیخ فضل ـ به است. خود شیخ در این می نویسد: کلماتی از غافلی دیده شد که اجله علما را در باب و و آن شخص گردید. (بهاری، بی تا ، ص 1) آیت را با می کند که دین را از و داده اند. وی را این نگاشت که از و دین سوء استفاده نشود و و ضلالت را سازد. وی در این می گوید: سکوت از و و لعب به دین و عدم در دفع این ضیم و ظلم و در این ظلم این اقل شرع در و به این این و را با دین سازد. (نایینی، 1361 ، ص 4-5) ب. جور و عدل و پس از ذکر و علت به و آن در و را به جور و عدل اند. از قرن ها پیش علمای هم چون: ماوردی، غزالی و خواجه نصیر، این امر را مطرح بودند. شیخ و علامه، حفظ و آرامش در آن و محافظت از مردم، به مثابه یک رئیس و نگهبان را از ضروریات ذکر اند. با این هر و خاصی را این امر شده اند که می شود. شیخ وظیفه را رفع و دفع صدمات می و را می نماید. که گله خود را از گرگ ها می دارد. از نظر وی، جز نظم نیست. وی در به های دو نوع و می پردازد. در و در و می کند و را به می دارد. در این به هم ظلم می این به به ملت می اما در هم که به عدل می شود. این به و اهل است و و و به مقصد می شود. (بهاری، بی تا ، ص 3-4) نیز و معیشت نوع بشر را به استقرار می حال این فردی یا جمعی؛ به حق یا به غصب؛ به قهر یا به وراثت و انتخاب. حفظ و و دین و قومیت هر مردمی، به از امتیازات، مذهب، شرف و شان، محکوم به نابودی است. وظایف و را دو چیز می داند: حفظ داخلی و بین و از مداخله اجانب که متشرعان از آن به حفظ & بیضه اسلام& می کنند. اما با توجه به کیفیت استیلا و تصرف در دو نوع دارد: & تملیکیه& و & ولایتیه& و شق بر آن نیست. در نوع با و اهلش اموال شخصی خود می و را با هر آن چه در آن مال خود می و را برده اغنام و احشام، به و خود می پندارد. این قسم از را تملیکیه، استبدادیه، استعبادیه، اعتسافیه، تسلطیه و تحکمیه نیز می نامند. نوع دوم این است که در آن مالکیت، قاهریت، فاعلیت مایشاء و حاکمیت مایرید در بین نباشد و و وظایفش، و معین و به عدم تجاوز باشد. این قسم از را و نیز می نامند. (نایینی، 1361 ، ص 6-12). ج. شیخ و پس از و و آن، به از آن را و با و می نمایند. را و با و نمی بی نقص و عیب فقط از آن با این در به تر است که از در به می آید. و آن، به سبب جلو ظلم و بی را می و یا از آن می در جهت ها و دارد. در به می گام به سوی در به با های و است. از سوی چون جور با از ستم گر می شود. با نیز در این دو و آن با که می شود. به شیخ در به از آن و سپس از آن است. که از دست اهل آن شد و به که عمل از سوء آن ها کار به (عج) انجامید. در که در در از از روی این به و آن اگر از آن می شد، در این قبل از نیز در که نیست. حال که پس امر به و نهی از بر آن جور شود تا از ظلم و به عمل آید و این امر را ملت (بهاری، بی تا ، ص 7-13) شیخ با این را در و را و ظلم می داند. می کند که اگر وصف جمع است و و مثل آن است که بگویی: نجس و اگر وصف است که به غیر ظلم ای و که ظلم در آن نمی آن را غیر دانست. (بهاری، بی تا ، ص 14) از این رو، از نظر وی، به در و کم خود به در جهت شرع می و نیازی به پسوند نیست. ای که از سخنان شیخ می برداشت نمود، این است که اگر با مشروعیت، با کنیم، آن گاه می به بدیل آن، تن در دهیم که هیچ سنخیتی با شرع ندارد. آیت در فصل پنجم عادل را منحصراً در می بیند؛ جائری است که تجاوزات و حد و ندارد. غیرمعصوم چون در خلق و خوی با شریک، او بیش تر در ظلم و ارتکاب معاصی حریص است. پس & استدعای آن به اتفاق و بر که در اول مرحله در واقع شد، حکمش در جواز است [...] و تصرفات به رضا و امنا و خیر ملت یقیناً گشته، ملت ارفه از بود& . (بهاری، بی تا ، ص 15 - 17) به این ترتیب، از سویی در جهت و با شرع است و از سوی به ظلم و تجاوز، به سود بود. وی در فصل ششم به و و بین حرکات و اوصاف شخص افراد و خود و تمایز قائل شده است. به این نحو که یا از طرف مذمت و یا آن نمی گردد. طور اگر شخص صالحی از نمی از و مفاسد چشم پوشی نمود. شیخ را که در کنار محمدعلی شاه گرفتند و به کشتار کمک مبغوض خدا و رسول می نماید. وی در طعنه ها و اتهاماتی که به از طرف منتسب می شد و ای فراهم می نویسد: یا بعض آن ها، سبب در نمی گردد. کن پیغمبر9 و وقعات امیرالمومنین7! آیا همه حاضران آن وقعات، اهل ملکه یا همه قسم آدم آن ها است. (بهاری، بی تا ، ص 20-21) خرابی بعضی از هیچ لطمه ای به ارزش این وارد نمی کرد و آن را زایل نمی ساخت. با این جمع حق و ممکن و قسم ندارد. هر یک از فقره و که حق شد، لابد است و چون حق پس آن بود. و در فصل هفتم، و و نتایج بد بحث می کند و خوب یا بد هر یک را در هر از آن ها ارزیابی نماید. می کند که به از ضرر حسن علی حده ای بر آن نیست. از در حسن بس است. از را اتحاد و موافقت و امنیت و مصونیت از آبادانی و فوایدی می کند که دارای به آن دست یافته اند. ضررهای هم و شهوت رانی طرف ظلم و به از دست رفتن کشور و سلطه کفار بر شده است. (بهاری، بی تا ، ص 22-26) شیخ از این که با همه این اوصاف، ملا منش ها به اسم دین از می کنند، تعجب می کند. که گذشت، را به و نمود. های این است که به حفظ و نظم در دارد، نه مالکیت بر آن. قوای مملکتی، امانتی است در دست او و نباید به مصارف برسد. در اندازه است و فرقی نمی کند که این به حق یا به اغتصاب. ملت با شخص در مالی و غیره متساوی و یکسانند و امور، امین اند نه مالک و مخدوم آن ها؛ در خود مسئول و به تجاوزی می شوند. عموم قادر به و و هستند و در از قهر و ایمن. چون این قسم از از باب و امانت، و متقوم و به و افراط پس & بالاترین وسیله ای که از حفظ این و منع از تبدل و این امانت و از ارتکابات شهوانی و شائبه و استیثار تواند همان عصمتی است که ما طایفه بر اعتبارش در ولی نوعی مبتنی است& . (نایینی، 1361 ، ص 11-12) نائینی با این می کند که با های مزبور، فقط از آن است. اما در و عدم دست رسی به به ندرت سلاطینی پیدا می که بر و نفسانی خود و به و نیکی کنند. از این رو برپا سایه و از موقوف بر دو امر است: تنظیم و تدوین و دستورهایی که و و حق و اهالی را مشخص که نامه و گویند. استوار داشتن و محاسبه که با گماشتن از عقلا و دانایان و ملت می شود که به بین الملل و مقتضیات آگاه باشند. شورای ملی، مجمع رسمی است. در که که قوه اجراییه اند، تحت مبعوثان ملت باشند، از تبدیل به می شود. نیز با از مجتهدان بر آرا و صادره به دست می آید. (نایینی، 1361 ، ص 13-15) بدبختی های و ها و تباهی دین و و ملت را ناشی از می داند. او می شود که در صدر تا بنی امیه، و بود که و آن حد و داشت و بر آن و می شد. علت پیشرفت و ترقی سریع و سرعت نفوذ به ولی با معاویه بر اسلامی، وضع دگرگون گردید، (نایینی، 1361 ، ص 16-17) به نوعی، را با در صدر پیوند می دهد و در پی آن است که را در جهان نماید. موضوع مزبور را می عمده افتراق نظر با شیخ دانست. شیخ هر چند را با شرع می کند، آن را بدیع، نه به در و تا زیادی، وارداتی و تقلیدی می و دنبال ایجاد ای در تاریخ نیست. اما بقیه دیدگاه های و به زیادی و شبیه است. هر دو، را نه به آرمانی، به می پذیرند که زیان ها و بدی های آن به کم تر است و و نظامات آن در زمینه گسترش را در جهت دین و می ستایند؛ ولی هر دو بر این باورند که ایده آل و بی نقص، به معصومان منحصر است و در عصر و در که دست نواب عام حضرت ولی عصر(عج) از کوتاه به ارجحیت دارد. د. و و از مباحثی بود که آن را بدعتی در و می دانستند و طرف را به سرپیچی از متهم می نمودند. در چون و شیخ با نوشتن و رساله، به و دادند. این دو عالم، و را در بندگی غیرخدا و در و به از آن پرداختند. شیخ در خطاب به و می نویسد: لفظ و را شنیده، ندانسته که این و رقیت و تفاوتی است که در بود. عبد مملوک لا یقدر علی شی بود و شکایات خود هم نمی توانست نماید. تا متظلم می شد، می گفتند را با این حرف ها چه! چرا نفس بکشد؟ همه اختیارش با و است. بود حکم و مرگ مفاجات. (بهاری، بی تا ، ص 28) که شد، از نظر شیخ، به و مفهوم مطلق و از هر نیست، از بردگی ظالم واژه حر، در عبد می گیرد. نظر هیچ مناسبتی با بی بندو باری و از و دینی، آن که می نداشت. نظر را هم گام و هم سو با های خواهانه و آزادگی مصرح در می کرد. در به که را مرادف با بی و کفر می دانستند، می نویسد: اگر دین و به واسطه حال از حریت، از قید دین می آید و حال آن که مطلب از این نیست. (بهاری، بی تا ، ص 28) شیخ با این عبارات، را با این به چالش می کشد که آیا ایمان به و دین آن ها به خاطر از و است؟ در ادامه با آوردن این که از در نه بی و تخریب دین نگشته، & دول دین خود را محکم گرفته از و خیرات زعیمه خود آن ها، وادار به دین در بلاد هم گردیده& . (بهاری، بی تا ، ص 39) اشاره شیخ به کشورهای اروپایی است که با فرستادن مسیونرهای مسیحی، آیین و خود را در سرتاسر می کردند. آیت نیز به و داد. در این نوشت: و اما او هم دفع فرق موجود در است که اقتدای بیهوده کرده؛ اگر شخص دار کاری می مجازاتی و اگر بی عنوانی مرتکب می شد او را مجازات می دادند. در استبدادیه که اسمی از شرعیه رجال حتی المقدور مانع از شرع هم و سیاسات هم منضبط نبود[...] و نظیر این در مالیات معافی بستگان بود. (بهاری، بی تا ، ص 28-29) وی را وضعیتی تلقی می کرد که همه اعم از نوکر و و و پادشاه، در باشند؛ حکم بدون کم و کاست و تبعیض، در همه اتباع ایران، از شخص اول تا پایین قشرهای جامعه، ساری و شود. این به مسلمان و غیر مسلمان، یا عاقل و دیوانه، و غیر ـ آن که می ـ از نظر اجتماعی و همه و بودند. شیخ در پایان فصل هفتم می شود که این نوع از و م
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
طالب‌زاده: «به‌وقت شام» فیلمی بسیار خوب همراه با معماری فوق‌العاده دوربین بود

طالب‌زاده: «به‌وقت شام» فیلمی بسیار خوب همراه با معماری فوق‌العاده دوربین بود


به گزارش خبرنگار و از ویژه ققنوس، با گفت بخش اول شد. پس از و در چند نمایش، با نیمه گمشده در سال هشتاد و هفت کرد. در فعالیت های خود نبات داغ، فرزند و تا صبح را است. او با سرو زیر آب در سی و فجر دارد. گفت بخش اول در گفت وگو به سرو زیر آب چرا که یکی از او و به از به یاد کرد. در به های رد شدن را جدی تر شدن عزم خود و که به او شده را و و قوت آن دانست. در او از کار و نظر او را در پس از کش و قوس های شد و در گفت: ی شده کار به یک سال پیش از کار بود. از های که به ما شده بود نشد و ما کار را با یک بدهیم. بر این ها حامی مالی هم به مشکل خوردند و کمکی که قرار بود به بشود دیر گرفت. کمبودهای موجب که بخش های حذف و یا اجرای آن فرم دیگری را طراحی کنم. ضمن بیان سختی های کار به گذر کردن از نظارت های شورای پروانه گفت و در افزود: من را شانزده بار کردم، اما به شما و همکارانتان هم حق می دهم، چرا که شما هم نگرانی دارید و سیاست، پیش آگاهی به تماشاگر، پیش بینی به حوادث آینده و مسائلی این چنینی می شما گرفتار خودسانسوری ها شوید. در پاسخ به این گفت: نگاه من به ها بیشتر از نظر است و به شدت به آن اعتقاد دارم. در زمانی که مجله سینمایی داشتم، تمام صفحات آن از جمله سرمقاله خودم هم می بایست می شد. بخش در بخش بحث پیدا کرد و در آن به همچون: خون بارش، اعدامی، تیرباران، دست شیطان و طوفان شن تحت عنوان های موفق در ترسیم شدند. در ضمن به کمرنگ شدن مرتبط با انقلاب، به معدود آثاری که در جهت ساخته شده اند شد. از این ها می توان به ماجرای نیمروز، سیانور و ایستاده در غبار کرد. تعداد محدود در این حوزه به خوبی بیانگر بی توجهی به از سوی سینماست و این اتفاق در حالی رخ می دهد که در کشوری
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
آمریکا امکان استقرار نیرو‌های پاسدار صلح در اوکراین را بررسی می‌کند

آمریکا امکان استقرار نیرو‌های پاسدار صلح در اوکراین را بررسی می‌کند


وزارت کرد این استقرار نیرو‌های پاسدار صلح در اوکراین را بررسی می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
بررسی تجربی اثر علامت‌دهی متغیر وثیقه در عقود مشارکتی

بررسی تجربی اثر علامت‌دهی متغیر وثیقه در عقود مشارکتی


در این ضمن بیان و نقش در تجاری در عمل به چگونگی نقش دوگانه در قالب غربالگری یا انگیزشی پرداخته شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 9 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 33

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam