صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب باران



بارش باران هوای مرز چذابه را پاک کرد

بارش باران هوای مرز چذابه را پاک کرد


اهواز - - نم نم در در روز از ماه اربعین حسینی را به وجد هر چند به دلیل شرایط خاص این منطقه مشکلاتی برای آنان به وجود آورد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
نخستین بارش باران پائیزی در یاسوج

نخستین بارش باران پائیزی در یاسوج


نخستین صبح در یاسوج حال و هوای تازه ای به این شهر بخشید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
تصاویری از خسارت سیلاب در دمشق

تصاویری از خسارت سیلاب در دمشق


روزگذشته، در شهر آن و استان‌های جنوبی موجب آبگرفتی معابر در برخی نقاط این شهر شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
نخستین باران پاییزی شهروندان آبادانی را با مشکل مواجه کرد

نخستین باران پاییزی شهروندان آبادانی را با مشکل مواجه کرد


- - در دوشنبه موجب آب گرفتگی برخی معابر شهری در شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
عکس/ پیاده‌روی اربعین در باران

عکس/ پیاده‌روی اربعین در باران


بارش در مسیر پیاده روی نجف تا کربلا
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
زوار اربعین فعلا به سمت مرز مهران نروند

زوار اربعین فعلا به سمت مرز مهران نروند


گروه ــ با به و که در و مرز باریده و وضعیت جوی که تا فردا در این منطقه حاکم است، به زائران توصیه کرد از مرزهای جنوبی‌‌تر استفاده کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 12 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
آسمان قزوین ابری و بارانی است

آسمان قزوین ابری و بارانی است


- - کل از در این به صورت رگباری خبر داد و گفت: ها در سطح منطقه تا پایان امروز ادامه خواهد داشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 12 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
امداد و اهتمام عمومی در مهران و ایلام برای اسکان زائران

امداد و اهتمام عمومی در مهران و ایلام برای اسکان زائران


ایلام-ایرنا- در که و از پیش را در مرز و شهر و نقاط استان مختل کرده گزارش های دریافتی از تلاش گسترده مجموع نیروهای مردمی و امدادگران کمک و اسکان به خبر می دهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 20 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
​5 شهید و زخمی در حمله جنگنده های سعودی به یک خودرو در یمن

​5 شهید و زخمی در حمله جنگنده های سعودی به یک خودرو در یمن


به صبح (یکشنبه) یکی از در بنی حسن در شهر عبس حجه - 4 و یک بر جای گذاشت. این در روی داد که قبل از آن، از سوی در شهر الحالی الحدیده روی داد که بر اثر آن 5 تن از اهالی این شهر به شهادت رسیدند و تعدادی نیز شدند. جنایات عربستان در راستای سلسله اقدامات تجاوزکارانه متجاوزان در شهرها و های یمن طی چهار سال گذشته و در سایه سکوت محافل بین المللی و سازمان های بشر دوستانه صورت می گیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
آبگرفتگی معابر در گچساران

آبگرفتگی معابر در گچساران


ایرنا- - سیل آسا در معابر شهر دوگنبدان را با مشکل مواجه کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
عکس/ باران و رعد برق در زینبیه دمشق از منظر حرم حضرت زینب(س)

عکس/ باران و رعد برق در زینبیه دمشق از منظر حرم حضرت زینب(س)


و رعد برق در از منظر حرم حضرت زینب(س)
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری اهل بیت
موضوع : کل اخبار
بارش باران در قطر منجر به جاری شدن سیل در خیابان ها شد

بارش باران در قطر منجر به جاری شدن سیل در خیابان ها شد


بی با وزش باد در قطر آبگرفتگی و جاری شدن سیلاب در بسیاری از خیابان های اصلی شده و کلیه رفت و آمدها را مختل کرده است .
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
نگاه راهبردی به آثار دفاع مقدسی/ در نگارش برخی کتاب‌هایم سعی کردم خط‌شکن باشم

نگاه راهبردی به آثار دفاع مقدسی/ در نگارش برخی کتاب‌هایم سعی کردم خط‌شکن باشم


گروه جهاد و ــ در از دو اثر و شد: به دفاع مقدس به عنوان تفریحی و تاریخی می‌کنیم درحالی که این به نوعی راهبردی هستند و سعید عاکف نیز این‌چنین است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
دریاچه اِبِر ترکیه خشک شد

دریاچه اِبِر ترکیه خشک شد


ایرناـ به با و میزان بارندگی سالانه پدیده خشکسالی شده به طوری که منابع طبیعی آبی این یکی پس از دیگری کم آبی می شود و خشک شدن دریاچه ابر (EBER) یکی از این موارد است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​خارجی‌ها مکالمات ظریف و روحانی را شنود کردند

​خارجی‌ها مکالمات ظریف و روحانی را شنود کردند


- را با نظیر ها در جنگ می شناسند اما این امروزه با به گستردگی و در های که از می به سایبری، انرژی، محیط زیست، ایمن و و... اشاره کرد. سردار سرتیپ پاسدار غلامرضا در با به و های این و نیز در با است که آن را در می خوانید: ** * ما به تجربه جنگ تحمیلی و شهرها، عموما با مفهومی به نام آشنایی مختصری که بود که در شهرها تا در ها نبینند، ولی معنا و شرح گسترده تری دارد. که این از کی به کار کرد و در چه آن شده و ما در شده و در یک در در به در و حفظ در جنگ می گرفت. در و اداره در جنگ های است که در از کشورها هم اسمش را اند غیر و تحت عنوان، فدراسیون غیرنظامی نیز در ملل شد. تفاوت ما با در این است که در این کشورها، مثل سیل و زلزله و... هم این سازمانها می شود اما در ما -غلط یا درست- مجلس که با در حیطه کار و غیر غیرعامل. در هر دو یک است هم چند دارند. ها یک و یک سرزمینی و در هم یک و یک بخش هم دارند. بعد از جنگ تحمیلی، رهبر معظم انقلاب بیشترین را و از ها می و این به من شد، ای به من که کنم و که آقا این بود که جنگ شد و را که در جنگ به قبل شویم. ** ها از را * این ها جدی شد؟ کار پیش چون ها با و ساز و از را و در نه از ها را کردند. ** با هیچ * در کجاها؟ به در عسلویه، پرخطر و پرتراکم با ارزش بالا را هم و مرز اند که با هیچ و نیست. بعد از مدتی مصلحت یک سری کرد و در سال 86 به جمع بندی و سال 89 آقا شد که در یکسری های کردند. در سال 93 به تصویب و ها در های تصریح و گستره کار شد که نظیرآماده سازی، پیشگیری، مقام و مستحکم و در ناشی از حوادث صنعتی و و می شد. با به تهدیدات، با تلفیق ها، شاخه های نیز می شود. * در اماکنی مثل که فرمودید، چاره چیست؟ این را که نمی شود همینطور رها کرد، آیا راهکاری جبران اشتباهات گذشته حتما دارد. کار نشد اما کاری که ما می در 2 حالت است. یک وقت می را بسازیم. فرض در منطقه پارس که 2 می یا 3 که در چابهار است از می برویم و مان را پیش بینی که ها شود و عمق داده شود و همه این کارها شدنی است. اما مسئله ای به نام و رقمی که خرج می برایمان دارد. در این جاهایی افزایش هزینه، کار را غیراقتصادی کند که و ملاحظه کرد. اما در وضع و مثل هم هست، منتهی و را سنجید. بخواهیم وضع موجود را خراب و هم بر است و هم های که دست ما را می بندد. راه هم این است که و ها را با و کم که در حال است. در یک که کل گاز از یک می کند و بعد از یک پمپ گذر می یک را به و ها را که اگر یکی از آتش باشد. به و می که در حال است. اما در هر این کار به از است و از می با تا باشند. ** از * کار با و شما هم در های دارید. ب این هم که شما اگر پای کار کار پیش نمی رود. با این می که را جدی نمی این ها جا و آن را جدی در همه جای ما در هم مثل و که در و زیر نظر اما در ما چون بخش از بخش هم جدا از و به شد. به و و در بخش است اما و در است. لذا در یک که با که اول بود شد که بین و است و می هر و است یکی از را به ما با کند و و شود و ما مان با آن را از این دهیم. این کار شده است. در همه ها، یک و در همه ها هم یک و یکی از هم ما می شود و با آن می کنیم. اما که بین و ضعف در است. کار را جلو می برد و هم کار خود را و های هم شان به از می و خیر. لذا شیب یک است. ولی این کار به یک در حال است و جدی نداریم. با به که در جنگ و که می من بودم- و نیز و های که در شده در بود که خود می و در هم از آن می پس به و ما از که تا این داریم. * هم شما و به بحث های ای شد، این ها جدی ما با همه ها و است در نظر باشد. در ما با ما می این ضرر می ضرر ندارد. بحث است که آن جلسه می گذاریم و می ولی بازتاب در ها بعضی اوقات به گونه ای است که مخاطب می کند دعوایی در که اینطور نیست. نظر هست و هم هست چون ما تهدیدمحور و محور است. لذا نظر اما چالشی که حل نباشد، نیست. در هم و اولیه رزمایش را می دهیم. ** یک ملی * اوایل گزارشی منتشر شد که می داد انتقال حساب های بانکی یا جایگاه های سوخت از ای می شود که شرکت عرب ست که 40درصد آن عربستان مالک اصلی آن است. این کار است که ما مان را از عرب ست که اسم آن را ایران ست 21 ایم، کنیم؟ جدا از بحث بومی، در وضعیت فعلی، اصولا ما را باشیم؛ و بخش خصوصی و... یک حتی را بخرد و تماماً و آن در باشد. این را چند سال است می کنیم. از سال 86 به ضرغامی می که در اتکا فقط به نباشد چون یک روز را قطع می اما گفت نه و مقررات بین المللی به اجازه نمی دهد. اما ما هیچ اطمینانی به و معتقدیم در خاص بگیریم، بین نادیده می شود. به هر حال پذیرفت و با کمک آن موقع که سلیمانی آن نوری را به هم وصل و بعد سیگنال را از و بعد به ایستگاه های فرستنده بردیم و هر سال هم این مانور را می که اگر قطع شد، از باشد. 90 درصد جغرافیای جمعیتی را به کامل، تحت سیگنالی از روی زمینی تا اگر قطع ما باشیم. اما به هر حال وابستگی ما به یک واقعیت جدی است. در مواقعی هم ها های ما را و از های ما که در آمریکای کار می کرد قطع شد و فکر می کنم هم قطع است. لذا یک ملی باشیم. حالا که از متنوع سبد با جاهای قرارداد ببندیم که یکی هم است عرب ست باشد. به هر حال را می و هم ماه طی یک مانور، را در قطع می و همه را بر می تا ببینیم ضعفی یا خیر. سبد هم این است که اگر اروپایی ها با یک چشمک ما را قطع گزینه های مثل عرب ست باشیم. اما راه حل این است که ملی که قدرت و پرتاب آن هم دارد. ** ماجرای مکالمات و در ای * در مقطعی شما چندین بار مسئولین از های هشدار دادید. این جدی شد و بر آن نظارت می شود؟ جایگزینی این ها در افراد می گیرد یا نه؟ هدف ما این بود که اولاً مسئولین، این ها را بشناسند چون های دارد. نکته دوم هم این بود که هوشمندانه از آن کنند. یکی از این ها این است که آن ردیابی است. به وزیری که یک تیم محافظ و 2 ماشین پیش و پس و می کسی از رفت و آمد و مراسمش نفهمد، خب با داشتن آن بی معنی است. اگر مهم هر لحظه کجاست، خب تیم نیاز و اگر مهم است که کسی خبر پس آن را هم نباید کند. یابی یکی از این موارد است. ما حدود 18 در شناسایی که تقریباً بخواهند می کنند؛ از اثر انگشت و عکس قرنیه چشم و پسوردها تا صدا و عکس و تصویر و فیلم برداری و باکس پیام و تقویم و و... کافیست شما را باشند. از آن، نوع شما و بعد سریال آن را به دست می آورند، بعد سرور می آن بفرستد یک خاص می فرستد. آن روی طرف می نشیند و تحت فرامین آنهاست. شما را می و به ظاهر است اما را روشن می و شما نمی شوید و... این ساده روش است. لذا هدف اول، فرهنگ و شناخت بود که شد. هدف دوم هم این بود که در های که طی بخشنامه ای و ناظر بر اجرای آن، حراست ها هستند. اما مابه ازایی هم یا نه، به بحث های بومی برمی گردد. ما در این سه طرح که 2 طرح به رسیده و طرح سوم هم در دست است. 2 طرح اول این است که روی ها عامل را گذاشتیم. یکی از ما به مکه رفت و یک از آن را به او و یک هم در در ما بود و این را تست که همه چیز به کد و رمز می شد و و موفق بود. یک بار در ای، به من می گفت من مذاکره می روم، کری (وزیر خارجه وقت آمریکا) که می خواست با کند یک گوشه سالن می نشست و یک چادر الکترومغناطیسی دورش می کشند که هیچکس نتواند از بیرون آن را کند و با مشورت می کرد. بعد من (ظریف) که می خواستم با کنم همه می و نفر دهم، یازدهم به می رسید! لذا یک ای من که بتوانم امن کنم. خب این در است و می از آن کنند. در بعد، یک که در سال 97 ان شاءالله به می رسد. ما این را به اول می و بعد صنعت آن را انبوه کند. ** با طرح قطع در راه حل * خبری شده که در ها در ماه، را با اختلال جدی مواجه آیا این کار را دارند؟ احتمال این کار را ضعیف می دانیم اما از طرفی، در که این بیفتد، تدابیری دیده شده که ضروری حفظ شود و ملی به ای که شده بنا است که بتواند خدمات را جواب دهد. در متقارن و در سایبر یک کوچک هم به یک می نقش آفرینی کند و بستگی به و است. کشوری پذیرتر است که تر است. ها به ما تر و های شان از ما است پس طبیعتاً پذیرترند. تصور ما از یک بر بستر است. او می با شبکه، و و اینترنت، ما را تحریک و سازماندهی کند و به جان و حکومت بیندازد. خب اگر را قطع کند دست را کوتاه می کند. عراقی ها یک بار در جنگ به ما زدند و باد به سمت وزید و مسموم و از بین رفتند هم طور است. ** به شکست در به برکنار شد من تحلیلی راجع به جابه اسبق داشتم و اعتقادم این است که این تغییر براساس ناشیانه در به افتاد. او این بود که می با ای ما را نابود کند و تبعات آن را هم بپذیرد. رفت این را به گفت و هم خامی کرد و رمز به نام بازی المپیک را طرح کرد و این شد در واقع بار یک جمهور، به یک را پذیرفته و اینگونه به ما شد. یک سال بعد که در ای که منفعت و دیدند؟ نتایج شان می داد که با که به دست آوردند صد به یک بود یکی زدند، صدتا خوردند. لذا این را بازنشسته و عزل کردند. این در نشد اما تحلیل ما این است که این به بی کفایتی در این عزل شد. ما یک صحنه درگیری داشتیم. فرض خانه ما ای و نمای ساختمان طرف سرتاسر است او نشانه گیری کند و یک را بزند اما این طرف یک مشت سنگ هم پرت کند تمامی دیوارهای ای طرف می شکند. در هم طور ها همه چیزشان و است. ما چند نقطه باشیم. لذا بودن یک توازن منفی می کند. ** با های اول * شما قطعا به واسطه مسئولیتی که دارید، دائم در حال رصد هستید؛ مهم تهدیدی که است را چه می دانید؟ ما با طیف روبه رو هستیم که به آن هیبریدی می گویند. بخش اول آن روانی در فرهنگی، سیاسی، و است و بخش بعدی ملی و در کلاس براندازی است که همه اینها، های است که آقا از آن با تعبیر سلاح نام بردند. لذا با های اول و دوم هم و سوم است که هم فعال های و هم به ها را می شود. ** تهدیدها و های رمز * با به بحث در کنونی که از آن با جنگ نام برده می آیا در این هم وظیفه ای رصد و در و در از بدانیم چه ای به کار و است بیفتد. لذا جنگ و با به مؤلفه های و به کارگیری سایر ها مثل دیپلماسی و روابط بین و را جنگ می نامند. پس این جنگ یک منفرد و از همه ها در آن می شود و هدف آن این است که را با زمین گیر کردن از بین ببرد. به منظور رصد، و یک بحث جدی است. های مختلفی در این جنگ مثل P2C که تحمیل اراده از فشارهای مالی و است و مشاهده کردم که فارس هم آن را ترجمه و کار بود. لذا این است که از این به فشار بیاورد و آن را می کند. جنگ ارزی، مالی، پولی، های و های از های است. از طرفی پرداختن به تصمیمات اثرگذار در های مثل دلار و ارز مهم است. بحث رمز مثل بیت کوین است که در یک جدی آن بگیریم. ما یک کنفرانس و ها و رمز ارز را و پیشنهادمان این بود که یک آن و بانک مرکزی دیجیتال شود که در آینده نزدیک این کار را و رمز ارز ملی در کنیم. با یک سیاستی بتوانیم را از رمز ارز های بیرونی تا موجب خروج سرمایه از نشود. از طرف از که رمز ارز می کند و از آن می ها را نیز دور بزنیم. در این زمینه هنوز کمی تردید و به نرسیده است. در مجموع اگر این در کلان به برسد، از حل می شود. که این مثل یک چاقوی دولبه است که اگر دست خوب است و اگر دست مان می شود. ها در این اطلاع رسانی و در این خود هم به سمت های نمی روند و به های خواهند بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​روایت روزی که خرمشهر سقوط کرد

​روایت روزی که خرمشهر سقوط کرد


به 37 سال از روز می گذرد. 37 سال پیش بود که صدام ادعا می کرد تا تهران راهی اما یک شهر و با های روز های و خون تا شود. بعد از ظهر روز 31 ماه 1359، از آتش بر و شهر را غرق در آتش و دود ساخت. اغلب مردم بروز وضعی قابل تصور نبود. در واقع پس از حملات بر فرودگاه های ایران در بعد از ظهر روز 31 شهریور، یگان های زمینی عراق، ماموریت خود را شروع کردند. با از و های در ها و مرز و از ضعف به کرد و قبل از آتش روی های و های را کرد و بر آتش ها و خرمشهر- 25 و را زیر خود گرفت. سعی کرد خرمشهر- را کند و های در مرز و های را سازد. شهر با های بودند. به های شهر نه نمی شد، با و شدن های هر از آن ها می شد. در این هر چند اما ترک شهر به نظر می به قدم به قدم تا روز 24 که شهر خون شد و شهر نام گرفت. علی یکی از از با شهر در روز می کند: بود که به مقر آرا. نبودند. پیش آرا. تا چشمش به من خورد از جایش بلند شد و گفت: فقط تو ماندی؟ گفتم: نه؛ بچه ها هنوز هستند و زیر پل درگیرند. گفت: مگر دستور عقب را نگرفتی؟ گفتم: چرا، ولی دلیلی عقب بکنیم. هواپیما ها هم آمدند بمب باران و ها با ما داشتند. چندین بار تماس گرفتم، ولی موفق به نشدم. گفت: دکل مخابرات را جمع کردیم و داریم جابجا می شویم. برو بچه ها را برگردان. اشک هایم جاری شد. گفتم: اگر باشد را سرکوب می کنیم. هم چشمانش پر از اشک شد و گفت: تن ها شدیم نیست. شهر سقوط کرد. برو دوستانت را برگردان. از شب گذشته بود. از او که جدا می شدم، هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم و گویی با به همدیگر دلداری می دادیم و شاید از یکدیگر داشتیم حلالیت می طلبیدیم. دوازده شب شد و من دوباره مسیری که را باید برمی گشتم. این بار، اما با آن موقع خیلی فرق داشت. با بردن و مهمات و برگشتم. نا از همه جا و حتی ناامید از زنده دوستانم بودم. لحظاتی تامل کردم، تیراندازی تک تک می آمد. دلم را زدم به دریا و آرام از نرده ها پایین رفتم. با محل استقرار بچه ها نداشتم. هرچه می خبری از آن ها نبود. حالت نیمه خیز به سمت آن ها که یک روشن شد و همانجا خوابیدم. از نور تقرییا می شد محل را ببینم. که خاموش شد، قدری جلوتر رفتم. دیده نمی شد. به این طرف پل که اثری از هیچ نیرویی نبود. سکوت مطلق و پیاپی انفجار. گوشه ای کنار پلکان پل ایستادم و شهر را تماشا می کردم. بغض سنگینی مرا خفه می کرد. زدم زیر و زار زار می کردم. با می و بنی صدر خائن را نفرین می که به اعزام نکرد. روز های تا آن روز مثل فیلم در ذهن من رد می شد. پاهایم دیگر راه رفتن و در هم فایده نداشت. پیاده به طرف کوی آریا حرکت کردم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
پایان هفته بارانی/ احتمال سیلابی شدن رودخانه ها

پایان هفته بارانی/ احتمال سیلابی شدن رودخانه ها


از در و جنوبی کشور خبر داد و گفت: با توجه به ها، احتمال سیلابی شدن رودخانه ها دور از انتظار نیست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
چرایی وقوع سیل در مازندران/ مدیریت بحران یا مچ گیری از یکدیگر!

چرایی وقوع سیل در مازندران/ مدیریت بحران یا مچ گیری از یکدیگر!


سیل در و داد که به جهت ضعف جدی در از بحران ندارد که می طلبد تلاش شود بعد هرباران به دنبال رد یابی رنگین کمان باشیم نه گلایه از وضعیت خسارت سیل!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
مراجعه 104 بیمار تنفسی به مراکز درمانی خوزستان

مراجعه 104 بیمار تنفسی به مراکز درمانی خوزستان


در پی گرد و و در 104 نفر با عارضه تنفسی به مراکز درمانی استان مراجعه کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تک عکس / باران تابستانی در حرم مطهر امام رضا(ع)

تک عکس / باران تابستانی در حرم مطهر امام رضا(ع)


تک عکس / در حرم مطهر امام رضا(ع)
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی دانلود اهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش دانلود اهنگ عثمان نوروزف چارب چارب دانلود اهنگ بارون از واریا ترجمه اهنگ gjithmone ترجمه فارسی اهنگ gjithmone