صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب تجربه



قصه‌هایی به سبک و سیاق مهسا ملک مرزبان

قصه‌هایی به سبک و سیاق مهسا ملک مرزبان


به ایران (ایبنا) ملک سال ها در و داشته و به تازگی به نام های بی زن به قلم ملک شده که اثر وی در نویس است. با ملک های بر و حال گفت ایم که در می خوانید. شما در های مانند اجرا، ترجمه، روزنامه نگاری و می کنید. کدام یک از این ها شما جدی تر من خودم را به می تا تلویزیون. من تر است و و من هم در این بیشتر. سال که به در دارید. چه شد که دست به قلم و به چه در سوق شما به سمت و در شدن قصه های های بی زن و چون این قصه ها سال ها در تا به مرور شکل کامل تری کرد و در قصه های مکتوب شدند. این قصه ها نتیجه تاثیراتی بودند که من از فضای اجتماعم، آدم های اطرافم، ها و زیسته ام ام. اما بگویم که ام بر این کار داشته، خیر اینطور نیست. از مترجمانی که پس از به روی می آورند نویسندگانی را که سال ها از آن ها می در خود نمی کنند. من هم یا و های را نمی کنم. در طول که جهت های ام و به قصه اما قصه های این به طور تحت ام. اما نام این یکی از های است. بله که این اسم یک است و به ندارد. در قصه های های بی زن تان یا که در و های شما از فکر و ذهن آید یا طور که قصه ها تحت همه این ها است به من به شدت آدم هستم. عکس ها و روی من می گذارند. هیچ قصه نمی کند در را می و می که از های است. قصه ها در اند این ها و نوع ها که می و یک قصه را می قتل و و و عشق و تا ابد هم بود. که مدل های قصه های های بی زن را می در و خواند. در قصه تا چه حد به های و آیا تان در با و جنس است یا به های و اگر یا قصه ای نوشتنش را شروع می کنم. از عقیده دارند آنقدر حل نشده در دارد که بهتر است شان از جنس و خاص خودشان تا با از این در بتوانند راه گشا باشند. در مورد من این صدق نمی کند. مگر است با قصه مشکلی حل شود؟ ممکن است با طرح مسئله کرد یا موضوعی را برجسته تر نشان داد و به تلنگری زد که بعد از آن به حساس تر شود و حتی آن را دنبال کند اما حتی اگر بتوان با قصه راه حلی ارائه کرد، آن راه حل در چهارچوب آن قصه و و و موقعیت خاص آن است مگر خط فکری خود را در آثارش بتواند به اش القا آن زمان است که شاید تغییری بیفتد که قابل اعتنا باشد. من از یا ولیکن و دغدغه های زنانه هم جزو هایم هست. پس هدف و انگیزه تان از اگر قصه ای می نویسم این است که آدم ها، ها و اتفاقاتی را که مرتبا توی رفت و آمد می به روی کنم تا کمی سبک شود، آدم ها و قصه هایشان بخش زیادی از را اشغال می کنند، آن ها را روی می نشانم، سبک شده و جا کاراکترها و های باز می شود. نوشتنم این است که دوست دارم با من از ها و اتفاقات و قصه هایی به سبک و سیاق ملک هم آشنا شوند. شما به واسطه بودن تان با روز آَشنا و به کیفیت تولید شده در اشراف نسبی دارید. به نظرتان جایگاه ما به غرب کجاست و ما را با غرب در چه حدی می دانید؟ من اسم روی این نمی گذارم. ما مدل خودمان را در داریم. به شرطی که حجم زیاد که از راه ما می شود روی اصالت ما نگذارد. سال که در نیز مثل از صنایع مان از تولیدکننده باشیم کننده، یا مونتاژ خوبی هستیم. مان اگر بر پایه ساختارهای قدرتمند کهن خود نتواند در مدرن رشد به سادگی تحت کشورهای می که مطلقا چیز بدی اما این به شکل غالب درآید نگران است. درست است که هر ای تحت قلم شخصی می که را از او پذیرفته حالا می بورخس یا همینگوی، اما این تاثیرپذیری نباید انفعالی که در بومی ما را بی مایه و ضعیف جلوه دهد. برخی از مترجمان بر این باورند که باعث نثر شده و به ارتقا ادبی معاصر ما کمک شایانی می کند. نظر شما در این باره به نظر من به نثر کمکی نمی کند آن بر نوع روایت، زاویه دید و حتی سوژه است. یعنی به لحاظ تکنیکال موثرتر بله. چون شما می اگر خیلی وفاداری باشید می توانید در قصه را خوب به خاطر است که می گویم روی نثر اثر نمی گذارد و مثبت آن غالبا در ایجاد های و خلق و جدیدتر نمود می کند. چه کار جدیدی در دست دارید؟ رمانی به نام شیفتگی ها از اسپانیایی ام که است آماده است. تاخیر این رمان این است که مایل بودم حتما با خرید کپی رایت شود و چندین ماه است که با محترم نشر چشمه مشغول مذاکراتی با و در ارتباط با قبول حذفیاتی که صورت است، ایم که امیدوارم به زودی به راه حل ای برسیم و به دست خوانندگان و مندان برسد. گفتنی است های بی زن ملک در 106 صفحه به قیمت 12000 بار در سال 1396 شد و تا به امروز سه بار تجدیدچاپ شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : گوناگون
تورنمنت بین‌المللی ججو کره‌جنوبی/ ملکوتی‌خواه بر سکوی نایب قهرمانی ایستاد

تورنمنت بین‌المللی ججو کره‌جنوبی/ ملکوتی‌خواه بر سکوی نایب قهرمانی ایستاد


مریم وزن خود در بین المللی را با ایستادن بر سکوی نایب قهرمانی تورنمنت کره جنوبی به پایان رساند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 18 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
بنیاد برکت مجری طرح محرومیت‌زدایی شهرستان دلفان

بنیاد برکت مجری طرح محرومیت‌زدایی شهرستان دلفان


گروه - با چند است که در به که در و آن گفت: ما نیز مجوز رئیس ستاد اجرایی فرمان امام(ره) را بگیریم و موافقت کردند که بنیاد برکت مجری این طرح محرومیت زدایی در شهرستان دلفان باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
حقوق اسلامی در سیر تحول تاریخی مفهوم شهروندی و حقوق آن در کتاب مغفول است

حقوق اسلامی در سیر تحول تاریخی مفهوم شهروندی و حقوق آن در کتاب مغفول است


به گزارش (ایبنا) نقد و بررسی سیر و نوشته عطاالله (25 تیرماه) با تحقیقات و فناوری در شهروندی، نادر شکری، بین و اثر در اهل قلم شد. در این را اثر خود کرد و گفت: دیرینه است و من این که در فصل نخست این را شرح و جایگاه آن را در دوره های کند. واقعیت های موجود در بتوانیم درستی از و که را در غیر این در گم می شویم. وی با به بین و بشر داد: در بشر است و در های می اما در بحث است. ضمن آنکه در بشر، بشر تکیه گاه است اما در شهر مدنظر است. این در بخش از به در یکی از شهرهای سوریه و رم کرد و گفت: شهری که در آن بحث می شود روم یونان است که مردم در یک مکان و بحث مسائل را به دلیل است که یک فیلسوف بزرگ آن زمان این را و از آن سخن می گوید. به صالحی، دارد که از آن جمله می توان به کرد که به است که حق و را با خود به می آورد. است که بر می شود و است که و را در به می آورد. با در از نمی کند و را به کار می گفت: می کسی است که می کند و می گیرد. او بر و را می کند. می کسی می که در او در بین و می شود و را به می کند. این با به شده در که کرد گفت: شد که در شده به تبع آن و در کار را فراهم کند وقتی به اقتصاد آمدند درخواست درآمد و به هرحال به مرور با به آن ها در برایشان شد. هرچند که در طول متفکرانی چون روسو و مونتسکیو علی رغم موافق با در مخالفت به لحاظ سنتی در درون خود اند. وی در گفت: با به در حال شدن به تغییر و ما را در تعامل با ببینیم. جعفری نیز در این میان رشته ای بودن را ویژگی مثبت آن دانست و افزود: توانسته از مانند فلسفه و نظر خود را استخراج کند در نگاری و های خوبی که نشان دهنده اعتبار آن است از سوی شده که ترتیب منطقی بین فصول رعایت شود. انگلیسی با به تحصیلات از است در که در زبان هم اکنون مقالات و کتب متعددی در این شده که می توانست گیرد. وی با به پررنگ شدن بحث در این کرد: بخش اعظمی از این به می که با به کلی قابل تامل است بدین که یا خلاصه تر می شد و یا روی تمرکز می کرد. از سوی در قسمت های نقد و تحلیل شخصی می شود و اتمام پاراگراف ها با به هستیم. به یکی از مهم ما در این است که متاسفانه در در که ما در با داشتیم. در صفحه 21 به انواع شده اما نیست که معیار چیست؟ مطالب بدون به منبع رها شده است و از سوی به نظر می آید که بهتر بود به جای نسل بشر از شود. وی با به کشورها که در ذکر شده گفت: در این به مارکسیستی که اتفاقا حاوی مهمی در این است نشده است است که به این سئوال شود که در پروسه چه جایگاهی دارد؟ نیز در با به ورود به گفت: از مواردی که بود در به آن شود بحث شهر است چرا که ابتدا این شود تا به دنبال آن شود. معتقدند فقط ویژه شهرنشینی است در که این اساطیری است. این داد: تحقیق بر دایره ای از موضوعات است اما در این می شود از مطالبی که شده از محدوده خارج است. وی با بر به مطالعه اندیشه های در سیر گفت: به بحث در این نپرداخته و از سوی با به ما قدیمی منشور با کوروش را داریم اما سیر این در نیامده است. همانطور که می دانید در بردگی ممنوع و زمامداری را داشتند. در با بر محل از نسل را در درست است از موضع در این دفاع کرد. هم در این را به در کرد و گفت: امروز بیش از حد ترویج پیدا و تبدیل به ادبیات غالب در سطح شده است از منظر است که رشد نامه های با این که است در مسیر نقادی تا خروجی کار آثار باکیفیت در این باشد. اگر با به کنیم سامان یابی نشر و تربیت منتقدان توسط برگزاری این های هم اندیشی خواهیم بود. بخش پایانی این به پرسش و حاضران داشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
دشمن درصدد تکرار تجربه اندلس است

دشمن درصدد تکرار تجربه اندلس است


یک در یزد گفت: به کسب است و با گرفتن غیرت، تعصب، اعتقادات دینی و اخلاقی از خانواده و جوان ایرانی تلاش می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : سایر موضوعات
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
دشمن درصدد تکرار تجربه اندلس است/تخریب بن‌مایه اصلی انقلاب هدف امروز دشمن

دشمن درصدد تکرار تجربه اندلس است/تخریب بن‌مایه اصلی انقلاب هدف امروز دشمن


یک در یزد گفت: به کسب است و با گرفتن غیرت، تعصب، اعتقادات دینی و اخلاقی از خانواده و جوان ایرانی تلاش می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
برگزاری «رویداد خلق ایده» در بنیاد سینمایی فارابی

برگزاری «رویداد خلق ایده» در بنیاد سینمایی فارابی


به (ایبنا) به نقل از بار درسینمای ایران، یک تیم استارتاپی جوان و مستقل، متشکل از هنرمندان و نیز در از و به شکل به اند که در آن به و در ای، و های ای و شده است. خلق از به شکل یک آپ می در این های و کار (Team Working) با و در (Mentor) به طرح ای های بدل شده و در انتها شتاب دهندگانی که همانا تهیه کنندگان، کارگردانان و مسئولان هستند، (Pitching) شد. این پس از یکسال کار مطالعاتی، مشاوره از اساتید مختلف و نیز بررسی چالش های موجود در سینما، و با اخذ تایید و حمایت از مراکزی و مطالعات سازمان ملت، فارابی و ستاد های نرم و هویت ساز علمی و ریاست جمهوری، و به دبیری مصطفی نظری زاده، و با حضور اساتیدی علی اکبر قاضی نظام، فرهاد توحیدی، کامبوزیا پرتوی، مهدی سجاده چی، عبدالرضا منجزی، عباس رافعی، مهراب قاسم خانی، سروش صحت و شهرام مکری اجرا شد. دوره از خلق با رویکرد کارآفرینی در نویسی، تولید و و طرح های متنوع سینمای ای، در تاریخ 3، 4 و 5 مردادماه 1397 در ملت شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سیاه‌چاله‌ایست پشت چشمانم

سیاه‌چاله‌ایست پشت چشمانم


خبرگزاری (ایبنا)، سارا اسماعیلی: با چاپ دو شعر با داری؟ سال 95 و سال 96، بیش از یک دهه از اش را با خود به است. در این دو بیش از صد شعر که نود درصد آنها شعر هستند. اما نمی خواهد در و در و نیز می کند. است و می چگونه موجز و با کم خلق کند و حرف خود را در بزند. را جمع می کنم روی سرم شکل دست هات می ( شاعرند) در به پر و بال می و ذهن را به وا می دارند. ای است که و را در گیرد. در یک دست است و گی و نمی شود. به از می کند. شعر، خلق است و و پریشان حالی را نمایانگر است. زنی که اش شکل عاشق اش را به خود گرفته. چمدان بسته آدم قبلی این دو سطر از آن دسته که در عین سادگی در می شوند. در این دارد. در عین در این شعر را خلق کند که در حذف شده و می افتند. در ما با یک ضد رو به رو هستیم. خط ای که و با این شعر آن می شود. به که را واو به واو می یکی از های خوب این شعر و از شعر شاعرند! است. که خود می کند و به می دهد. هر های را از و دارد. اما از هستند. های بین که با های دست و نرم می دارد. این بین و از کشف های و مثل همه و را باشند. کشف و از کشف است. را که وام از نیست. را می سراید. از کنسرو/ می آید/ ماهی/ را جا شعر را می کند. ای که در یک به های از دست اش فکر می کند. شمه ای از که را در یک خاص می دهد و کم از قفس و و هر چه پیش می رود بال را از آدم ها می گیرد. و دیدگاه و حس است. و یک جور حس خفقان در در بالا، منتقل می شود. شاید زنی ست که بیش از پیش او را در خانه اش حبس است و چیزهای تازه تری به او نداده است و یا مردی که هرجا می گیرد، در تنگناست. کشف ها در از این به سمت استعاره می روند و تا زننده! در برخی از اما قوی نیست. در شعر سپید، با زدن به و به شگفتی وا داشتن، شده و به می گردند. فضاسازی و تصویر، التزام شعر است اما کافی نیست! پدرم مرد برایم گل آوردند ( با داری ) در شعر فوق، امکان عدم توانایی در ارتباط برقرار کردن با شعر دارد. هر چند تشخیص دهد حذف و در این شعر جواب می دهد! و یا به همین میزان گفتن، بخواهد بسنده کند که از اختیارات است. از در شکل دادن ساختار، یکی از های شعر است که باعث ایجازمندی شعر می شود. حذف یک است ایجاد ایجازمندی، هر چند شاعرانی چون مایا کوفسکی و یا سندبرگ اند سه صفحه شعر را با ایجازمند بسرایند. را اشاره می گیرد/ و نمی داند/ به آسمان هم سنگ می زند شاعرانه و تصویرپردازی در کنار هم به نشسته اند. فضا ملموس است و همچنین اتفاقی که در زیرگفتار بیان می شود. این را در یک تابلوی نقاشی، می توان شد. به نوعی یک رئال است. فکر کن به حوضی که در باد موج و ها ادای را در می آورد در دو شعرش، چندین بار از واژه و از مفاهیم و کارکردهای بهره برده است. دریای بیکرانی که از حذف شده است! و بشر امروزی تنها می تصور اندکی از آن باشد. ایده ها در زارع، گوناگون هستند. به تنهایی، صلح، جنگ، فقر و مسایل اجتماعی نیز می پردازد؛ اما دایره واژگانی این نیستند. در به کاربردن متفاوت، جسارت به خرج است. و بدیع هستند. دست نمی دهد صلح آن را روی تفنگ جا جهانبینی و شاعرانگی مخیله اش بزرگ است. در هر شعر دنیای خلق می شود. به وسعت دنیایش می در این و سفر کند به جهانی دیگر. دنیاها و فضاهایی که در نوشته خلق شده اند، اند. می با همراه شود و با بیدی مجنون موهایش را به باد بسپارد و یا در مهلکه جنگ انگشت را روی ماشه جا بگذارد. از جنس و شعر هستند. حقیقت تلخ و شیرینی را اشعارش در بطن شعر می گذارد. نگران می شود و عشق درونی اش را نشان می دهد با اش. ساده می گوید : لبانت را بر کوزه می گذاری/ می ترسم/ از خاک زنی ... در شعرهایی ازین دست مشهود هستند. که شعر های ضد به نظر می رسند. ضدفمنیست تابو شکنی در خود داشت و در پس پرده ضد فمنیستی اش به کمک می کرد. در لطافت و گاه رگه مادرانه دیده می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آمار کودکان کار در شهرستان اراک باید کاهش پیدا کند

آمار کودکان کار در شهرستان اراک باید کاهش پیدا کند


گروه - گفت: حتی یک نفر از کار را و بر دوش می‌گیرد به طوری که در گرما و سرما برای امرار معاش کار می‌کنند، با اقدامات مناسب آمار کار در شهرستان باید کاهش پیدا کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
امیکا و تجربه های زمین زادگان

امیکا و تجربه های زمین زادگان


تهران-ایرنا- و های شعر و قصه ای است در که دانسته های تجربی زمینیان را از زبان عناصر مختلف برای یک مسافر از فضای بیکران روایت می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
زخم می‌زنیم و می‌خوریم، تا زندگی پیش برود

زخم می‌زنیم و می‌خوریم، تا زندگی پیش برود


ایران(ایبنا)_حافظ روحانی:آثار با و به آدم ها، رخدادها و اطرافش و دارند. به این ترتیب است که خودبیان گری در آثارش نقش مهمی که خود را به می گاه در یا حتی انگار. و و دایمی اش به خود و اطرافیان، به سلیقه خاص و گری و پرکاری ستایش برانگیزش، او را به هنرمندی جدی در روزگار ما است که نگاهی منحصر به فرد دارد. او تصمیم گرفته تا ای تازه را بیازماید و این کار را با زخم انجام است؛ که و و از به شکل در هم گرد اند. هر چند او پیش تر هم به از در می ولی این بار در پی یک متن و است. که گری مهم تر از قبل است. به این با او گفت وگو که می خوانید. در از و به هم و با آدم های به می به نظر می آید که در زخم ، با آدم ها و آنچنان جدی و مهم شده که نمی به رفت و به کلمات نیازمند شده ای. الان با آدم ها، و برایت آن قدر حاد شده که مجبور شدی به بروی؟ این به برقراری ارتباط را ام و سعی می کنم این را به طرق برطرف کلا دلیل کار کردنم هم ولی در دوره این تر است و در مواقع انتزاعی می شود. وقت ها از نیست، راضی ام ولی در مواردی میل که تر بیانش کنم. معمولا بین مواقعی که میل به بیش تری از و این بگویم، آخرین بار فکر می کنم ٨ سال پیش این کار را و قبل ترش باز هشت سال قبل تر. این بار و شرایط شد که به بیش تری را بدهم. در آن به چه شکل در که بود با ته های روز که با در روی و حتی یک را با های و پر که بود و اش می کردند. هم با تو منو به می در بود که باز به با بیش تری را بودم. این کار و را ولی من بر به می روم. به زخم یک شعر به شعر با آن نه، به نثر ولی تکه تکه. دلم می که هر ای را که باز می کند. هر بخش مثل یک است که می در آن شنا کند. این را که آن را از اول تا به آخر می در طول به آن را ورق را و را چند بار بخواند. به است و به نظر می رسد که صرف آن شده و می فکر کرد که در ات (زمستان ١٣٩٦) در روی آن کار می از که اش به یک سال و نیم. یک شب بود که فکر می یک بنویسم. (لارس نشر نو، ١٣٩٤) را که به خوب بود ولی به جز شکل را هم که به شکل تکه تکه بود. بود که (دیوید ١٩٩٦) را که در هم شده بود و به زخم بود و به قول می شد که های دست به آن و در خودشان را مجروح و از آن لذت ببرند. از جا بود که زخم به سرم زد. علاوه بر این هم بود که قبل تر زخم و در هم آورده ام که قبل تر در نوشتم... ، چون من می نویسم، ولی هیچ وقت آن قدر نبوده که آن ها را در جمع کنم. که یک مجموعه عکس می گرفتم (که در چاپ شده اند) می دانستم که از در کرد. بعد از سه ماه به فکر شروع به نوشتن و تر به رفتم. در طول کار فکر که تمام شده، ولی مدام به زخم فکر می و دفترهای قدیمی را بیرون می آوردم و به اضافه می شد تا در به ٥٩ متن رسیدم. تایپ و ادیت متن ها به شکل و نحوه ارایه فکر مثل های عکس که را در دفتر می که دو سه ماه طول کشید و با این که بنشین و ماهیگیری کن، ببین چه تصاویری به ذهنت می آید. در با دو ورق کاغذ A٤ از فکر و عکاسی رامتین جیحون و در طول تابستان سال ٩٦ عکس ها را گرفتیم. بعد از عکاسی، فرآیند عکس ها سه ماه برد و بعد که با علی رضا محسنی و بندی را آغاز کردیم. به نظر می رسد که زخم به روابط و آدم های دور و بر مربوط می هر آدم و به تبع، هر ای زخم به انسان می زند، دوستی، عشق یا هر لاجرم با زخم این بله، مثل این طور است. فکر می کنم از رابطه، مثل خواهر و برادر یا با پدر و مادر هم این اتفاق رخ می دهد. ولی زخم ها لازمه رشد و دادن هستند. فکر نمی کنم کسی بتواند بگوید که با کسی در نزدیک بوده، بی آن که به او نزده یا آسیبی از او ندیده باشد، این ها و زخم ها تا طبیعی و قابل قبول است ولی از یک جا به بعد نه و این نقطه است که کنی. اگر در کار نباشد، پیش نمی رود؟ کل پیش نمی رود. فکر می کنم اگر یکی از عناصر زخم هم یک مهم است که را پیش می برد. در متنی که این اواخر در شوپنهاور می کرد که به گفته او حکومت ها و دین ها و هر چیز که در طول تاریخ تغییر کرد به حتی تمامی اختراعات بشری به بر بود. حتی زخم و جنگیدن هم است. صلح چیز خوبی است و من هم که با گلوله یا زخم چاقو کشته شوم، ولی از صلح در جهان می داریم از حرف می زنیم که یک طولانی مدت می شود که در عکس العمل آدم ها را برمی انگیزد. بهتر است آدم ها با این بکنند و راه حل های کنند، ولی اگر قرار بر این که متاسفانه جنگ لازم است تا آن از بین برود و این قصه تا که آدم ها راه حل مواجهه با آن نکرده اند دارد. آدم ها دچار ملالی می که حاضرند به بر آن حتی آدم هم بکشند. اگر مان کم تر آور کم تر بلا سر هم می آوردیم. به هنر یکی از بهترین راه ها بر حال چه مخاطب هنر و چه تولیدکننده هنر، چون می در درونت یک درونی ایجاد کند و کمک کند تا بر کنی. وقت ها با فکر می کنم که هنر چیست، یک چیز بی معنی و بی فایده ولی به آنتروپی که را فراهم می کند. هنرمندان طلبانی که به جریان کمک می و اگر بیشتر تحویل شان بگیرند، کمتر جنگ پیش بیاید. در اشاره شده که زخم ها با ما می مانند، گویا نمی زخم را کرد... خوب می شود اگر بتوان زخم را کرد. کردنش ممکن ولی از زخم قوی تر و بتوانی آن قدر از زخم تا نادیده اش بگیری. قدم این که موشکافی اش کنی تا ببینی چه شد. ها از دیدنش احتراز و وجودش را انکار می ولی این کار غلط است. مهم ترین کار از خود باشد. چون از پرسیدم که چرا در فلان قوی نبودم و اشتباه کردم. هیچ وقت نمی آن قدر قوی شد که هیچ کس نتواند به آدم برساند، ها که می توانند _ اگر فرصتش را _ به آدم برسانند. ولی آدم را بشناسد، در یک دوباره، احساس خطر می می کند و را نجات و از کند. این می شود که به آدم های دور و بر بدبین شوی؟ نه، اصلا. ولی ترجیح می دهم آدم که به من می شوند، به محدوده ام نشوند. تعدادی در هست که در ات هم می شدند، مثل عروسک یا اعضای شده بدن که در کارهایت زیاد می شوند. این دست ها و سرهای شده روی چهارپایه ها، و مرحله ویرایش عکس ها؟ سر روی نیمکت که در هست، است که لااقل از ١٢ سال پیش در بود و از آن های اکسپرسیونیستی کوچک هم ام و فکر می که اگر در یک عکس و به شکل واقعی چه می شود. این تصویر، فکر و من چون از مدت ها قبل در فکرم بود و فکر می کنم از بود که باقی در شکل گرفتند. فکر می کنم برایم یادآور مفهوم و تصویرسازی آن چون هیچ حرکت یا کنشی در آن ها نیست. مثل مارمولک که دمش را از دست می ولی دمش رشد می کند. به جالب است که عضوی از بدن شود و بعد رشد کند. چرا را انتخاب تا بر پیشی بگیرد؟ فکر می کنم تر بود اگر چون آن وقت یک چالش می شد. قبل تر فکر می به را ولی به این که را یک حس در آن است که اذیتم می کند. در کار ولی از مرز عبور و لایه های عمیق تری از بودن شده باشد. فکر می کنم مبنای تولید هنری ولی این با نارسیسیسمی که مثلا آدم ها در اینستاگرام بروز می دهند، متفاوت است. منبع: اعتماد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عادت‌های نوشتن فریدون عموزاده خلیلی/ عاشق کتابفروشی و عطرفروشی هستم

عادت‌های نوشتن فریدون عموزاده خلیلی/ عاشق کتابفروشی و عطرفروشی هستم


خبرگزاری (ایبنا)_ملیسا معمار: یا صحبت با افراد، را به کار و می کند. که رسیدن به خواسته بی وقفه اند و اند. یکی از این نویسنده، پژوهشگر، نگار و فعال سیاسی است. او که از چهره های مطرح و بعد از به شمار می آید سال ها در و است. عصر یکی از گرم 1397 بود که بالاخره شدم با این مرد 58 پرتلاش ای در که درسال 1381 کرد و با مدیریت او می شود. هوا گرم بود و من از گرما کلافه شده اما و در شدم و او با اش به من خوش آمد گفت و با آب خنک به را و را در که این مرد چهارشانه بلند قد سمنانی که حالا گرد سپیدی روی موها و محاسنش نشسته با ذوق و شوق خدمت به کودکانی من، سال ها پیش، با سکونت در تهران، از کار را کرد و بخش و را راه کرد و در سال های 1362 تا 1366 های و و... را در و هنر و ادب و را در سال 1365 به کرد. با خود که در سال 1367 را به پور و آیا فکر می کرد که این پرمخاطب می شود؟ در این فکرها که روی میز کارش توجهم را جلب کرد و به یاد بیش از 30 اثری افتادم که و خلق آثاری دو ، سفر به شهر ، خدای بارانی و زرد که هرچند سال ها از انتشارشان می گذرد اما هم و در های متعدد داخلی و خارجی برگزیده سال از جانب مونیخ و یونیسف به ارمغان آورده اند. موسس به نام ، هم قلبش و این مرزوبوم می تپد. از همه چیز به شده و حتی به هم می گویند، دلش شکسته است. اشک می به و شده و کسی فکر نمی کند کار بچه ها و همه ها ای و شده است. در گفت با از و و را می که سال از هم می کند. های از چه سنی و در شما شکل من به به ام در دهه 40. در این دهه من هم شد با های و نوجوانان. ما را از مان در به در می بردند. در این با به شکلی در هاله ای از رویا و شکل گرفت. قبل از به من از ورق بود که رویشان شده بود و های که از سوی می شد و تصویرگری به در آن ها را می داد، من و باورنکردنی بود و فکر می در خواب این ها را می و با می مگر می شود زیبا رنگی بو و ... همه ها نو و من که از می در راه تا به می رسیدم، بو می کردم. بوی رنگ و حسی رویایی به من می داد. در راه ها را ورق می زدم و از عکس لذت می بردم. ما در بود و در سمنان. راه از تا منزلمان بود و فکر می ما در آخر است. حسی که ها به من می به قدری لذت بخش بود که وصف نکردنی است. به منتظر نمی ماندم که از سوی ما را به ببرند. به محض از می شدم به می چون ما بین و بود. لباس را عوض می های درسی ام را در می و به سوی می تا بردارم. در آن هر روز به می رفتم. در آن چه می خواندید؟ های می خواندم. پوش که بود و یا سیاه کوچولو یا حقیقت و مرد دانا بهرام بیضایی های ای و من فهمشان تر بود. های هم که می نمی من که فقط شما بچه ها باور می اثر احمدرضا احمدی اما نفهمیدنش بود. تا به رسیدم. تا پیش از این در مهران داشت. ساختمان های را در باغ ساختند که به ما نزدیک بود و سه دقیقه داشت. من که در این از قبل به می رفتم، شدم های هم در مثل پخش و ... را بار دیدم. را نمی ولی پخش شدن روی لذت بخش بود. که چه نمی بود. کلا را که در دهه 40 بود ام و بودند. بعد از در ما ، عمو و ها ، پوش و قصه های خوب بچه های خوب که ام بود. به چه در شما شکل در سال ها که 12 ndash; 13 به کردم. با که در می و که در می کردیم. با که می کردم. در آن من در راه آهن کار می کرد. آن ها و از آن را من می آورد. این بود. را می و روی هم می و لای آن ها را می و در سه یا می نوشتم. یک که می و سه هم که با چاپ می شد و آخری کمرنگ بود. هم می کشیدم، پشت جلد می و اسم می گذاشتم، از اسم که است قهرمان . و بعد این ها را بین بچه های هم سن و سال در فامیل یا پخش می و به آن ها می بیایید این ها حرف بزنیم. درواقع غیررسمی من از با این های کپی شده شد. در بچه ها فرستادم چند خط آن را چاپ به نام 12 از سمنان. که در آن مهم بود. به درس من به سه چیز داشتم. یکی و نوشتن، دوم درس که شاگرد اول و سوم که از بچگی در تیم و تیم محله و هم در تیم بودم. تا چند سال پیش هم با و پسرانم می تا تاندون پاهایم آسیب دید. حتی به نظریه ای رسیده ام و در های ام نیز آن را تشریح ام را با فوتبال. به نظر من و نزدیکی و عناصر مشترک دارند. که است در هم است. حتی در تکنیک، بین و اشتراک دارد. های معتقدند مثل یا است و که با تا که آشپز نمی یا تا که راننده نمی شوید، تا هم که ننویسید نویس نمی شوید. ولی به نظر من این معنا ندارد. شبیه است. در به بازیکنانی که می و روش خاص داشت. است که های یکسانی می اما مثل هم دریپ نمی کنند. در هم ها را و مثل هم نیستند. بین یک خوب و خوب را می نمی دانم چه جوابی بدهم. سخت است که یکی را کنم. من به است و تر است. ازچه گزیده و به چه موضوعات و بطورکلی سه خوانش من و هرسه هم با هم داشتند. اول تامرز بود تا که به یک هنر و شدم. تا آن بر بود و بر توصیه. این می توانست یا یا که ها می خواندم. یادم است که در هستی مرتضی رضوانی شده بود و آن را و خواندم. هم پیش می آمد در کتابخانه، از ای که بود می و می خواندم. در آن همه های و غلامحسین ساعدی را خواندم. این اول من بود که در آن هم عمدتا می هم شعر و هم داستان. و به شاملو، اخوان ثالث، سهراب سپهری و فرخ زاد داشتم. و با شعر نمی اما شعرهایشان را می و حفظ می و می این شعرها در است. اما از ای که شدم کرد. در آن ما های 21 ndash; 22 که فکر می همه چیز از جمله را دهیم و کنیم. که ما از قبل بدانیم و بخوانیم. در این خواندنم و ذوق و نبود، بود. می آمریکای لاتین که در دهه 60 در می شد، هیچ چیزی نمی دانیم و یکدفعه بود را از و جاهای جمع می و می خواندیم. در عرض سه ماه 50 تا می از هر و شاعر که شعر یا رمانی داشت. یا در ای بحث سر نو بود و ما هر نو بود های یا مایا گریپه و ناتالی ساروت را می خواندیم. یا در ای فکر در کنم و بود یا هانس کریستین اندرسون یا نیوبری گرفته بود را می و می خواندم. در سه ماه سعی می همه انباشت را جمع کنم و بخوانم. در آن من و به ضرورت بود که حس می تا شوم و را متحول کنم. در آن مداومی با حسن حسینی، سلیمانی و باهم بحث می کردیم. از این جهت ای بود که ما را به عوض کرد و مدل شدن و ماندن ما در را کرد و یک را بار در داشتیم. سوم من نه و بود نه بر حسب نیاز. در این تک شده چون که که می شود را بخوانم. که فکر می است یا که در است را می خواندم. در تان به چه که 8 فوت کرد و و از پدر نداشتم. هم زن بی بود ولی به شدت ما درس و باشیم. و ترم هم مرا به می کردند. در هم که مرا به می و به من می یا مرا به شان می و می که بخوان. این ها در شدن من و به سمت بود. چه و سال 1359 به هنر و رفتم. قبل از آن و می و در که می را با می کردیم. در آن من به داشتم. هم در به می ولی و شده بود با و نبود. در یک که در حال از هنر و و حر که در می شد را دیدم. به و که می و مرا به فرج و کردند. به من گفت تو اول کنی بعد از به سوی بروی. به من گفت بیا و با تست بده. چون را بروم. از من ای را کنم. هم مثل کشن و .. هم و من کشیدم. و و از که گردم. بود که من با کردم. ولی و شدم که در هنر و بخش هم دارد. یک بعد و که و می با باشم. مرا به کردند. اما آن روز به جای آمد و را و گفت ما آن را می کنیم. دو روز بعد بیا اش را بگیر. بعد که به من گفت بود و تو می با ما کنی. هم گفت یکی از به نام بر شما است. از بود و با آبی بود از راه می رسد این نام را به یاد و از او به کنید. که من هیچ وقت نمی کنم. بعد از آن گفت که سه در این کن و را بخوان. در آن اکبر فراست، حسن فردی، نقی حسن علی پورمند و ... حضور داشتند. اول را فراست خواند و نقد شد. من هم را که نامش تلاطم بود و نقد تندی بر آن شد. بعد از آن هم دو سه که در به نام شدند. اما من میل درونی ام به سوی و بود. بعد از چهار-پنج که در هنر و دل به دریازدم و در و به نام سفر . را که به سایر در تا بخوانند. همه متعجب شده و به من گفت که چرا در مانده ای، است در و و بر سفر نوشت. بعد از آن ها من در طول شش ماه سه و به من که بخش و هنر و شوم. از آن که سال 59 بود بر و متمرکز شدم و به تفننی می نوشتم. به که و با آن و بهای چندانی به آن نمی شود و می دست گرمی و تمرینی است تا کم کم شود و فکر می که توانایی را و می شوند، هیچ وقت نشدید که سال های عمرتان را در این صرف این است که به کار در این مند شدم و فکر کار درستی این شدم. صرف نظر از شعارهایی که می شود پاک و معصوم کودکان، فکر می کنم راهی ارتباطی است. ای که از خیزد و گیرنده آن را می گیرد. مهم است که بدانید این را چه کسی می فرستید و روی چه کسی می گذارد و می توانید این را با به تراز کنید. من با حرف زدن تر نه از نمی کار کند می شود. به نظر من برعکس است و اطمینان از که در شاهکار می نویسند، نمی بچه ها بنویسند. اما اگر بخواهد است تر باشد. چون را بچه ها می فهمند هم می شوند. لذا رنج آور است که شما و عموم بر این است که سخت تر است و ردی های به روی می آورند. هم بلد با بچه ها حرف بزنی هم بلد بنویسی. یک حتی اگر 50 هم همه لوازم را باشد. همانطوری که پیرمرد و دریا یا کلیدر شده و مسیری که طی شده تا این ها شده، تعلیقی که در حفظ شده پردازی، و ... یک 50 ای همه این راه ها طی شود و همه آن سختی ها شود. سازی لحن و ... اتفاقا سخت تر است. چون به نظام علی و معلولی که می شود را با به دانشی که از قبل درک می کند اما در کودک، که به که را درک کند. اما در ما به انگاری که که از راه می رسد و بلد می برو بچه ها بنویس. درحالی که اشتباه است او نه روش را بلد است نه را می شناسد نه با بچه ها آشناست. و می نویسد که است دوغ و دوشاب با هم قاطی می شود و کسانی صدمه می که و عرق ریزان روح می تا 50کلمه ای بچه ها بنویسند. تا به حال چه از شما شده بیش از 30 که بجز یک که در در و اند. از این به و به با آن نوستالژی یا و به مخاطبی که تا به حال از را نخوانده، آن را می من با دو از است که و هم آن را به که می خواهند من یا آثارم را بشناسند، نمی کنم. چون های من است با های سه ماه تعطیلی و آقاجان . چرا این ها را نمی می کنم به لحاظ قوی و از سویی ماجراهای ولی من انگیز است. پس از را می که فکر می کنم است و مرارت چاپ آن ها ام را می دو . با این یک کوتاه است اما ذهن مرا بود و 8 ماه نوشتنش طول کشید. سفر به شهر هم است که سال را و می آن را کنم. در این ابتدا لحن آمد و بعد شاعرانه ای شکل گرفت. دو هم هست که یکی از آن ها بنویسیم. و های من در های است و مثل های نیست. اما که این را خوانده، می کمک به او تا بنویسد و کاربردی است. زرد هم که از سوی شد و من را در این امتحان را نیز می کنم. اشاره های را کردید، که در بودید، از بین این نویسندگان، برایتان و به او را پیشکسوت خود می دانید و در از او اید؟ چند که در یک من اهمیت اند و هستند، ارنست در دیالوگ من است در رئال یا در فانتزی از تالکین می کنم. یا در نثر و دو یا سه مترجم که برمن اند نثر هوشنگ گلشیری، نوآوری شاملو و سادگی فرخزاد. نجف دریابندری در که و لحنش در هاکلبری فین یا ناتور دشت که فوق العاده است. در لحن شوخی و طنز بر مارک تواین که بوده، مانولیتو در لحن شوخ طبعانه من است. ایده ها و سوژه که خلق می به ذهنتان می رسد؟ از واقعی، برخوردهایی که می کنم و می بینم. دو در که دهه 60 به سیستان و بلوچستان ها و ماجراهایی شنیدم که من خلق این شد. هم یک من و آدمی را می کند ونمی را از او رها کنم. اسامی که می یا واقعی؟ که در ها می از سوی شوند. است ظاهرش را از یک برداشت کنم و هر از ویژگی هایش را نیز از و همه این ها را در یک جمع کنم. اما اصل این از می آید نه خیالی. شما بر نویسندگی، هم در اید و در متعددی سردبیر، تحریریه یا اید همشهری، راه به در ایران، آفتاب در های صبح یاس نو، نشاط، و هم اکنون هم را دارید. این شما چه در تان دو نکته جدا از هم که هردو آن ها می هم اثر بر و هم اثر منفی. و نگاری. هرنویسنده ای است ای دهد به شرطی که از آن کند. اگر شودکاملا حساب شده و در متن و خبرنگاری و شود کمک می کند که ها پایشان روی زمین بگیرد و دقیق تر ببینند و بتوانند ابعاد را داستانشان کنند. این های هم است همینگوی، فاکنر و آندره مالرو مدتی را اند و این کار کمک می کند که شما در توصیف و مستند بتوانید از این توانتان و آدم ها را تر ببینید. اما که من درگیرش شده ام ضربه می زند و نمی شود. از هم اثر مثبتی بر دارد. که از شده اند، نگاران عمیق تری و می تحلیل و تمایز و شان دارد. بود که در اوج نگاری، دهه 50 و 40 که می شد و اگر یادداشتی را می حتی اگر نام هم بود می توانستید اثر چه کسی است. این کار می موجب شود های به بیایند. این ها پرنویس و است نتوانند هر روز اما ای یک قوی بدهند. لذا آمدن به هم می خوب و دیدشان را تر کند و کمک کند با عینیت و به شان هم کمک می کند. از آن طرف هم می سطح ما را افزایش دهند. شما نقش موثری هم در شکل گیری نهادهای هنر و ادب و و و ... اید. شد که در این ها و این نهادها چه در داشتند؟ در و ای است که در من است. از و که می این میل در حد افراط به در من است. را بخش و هنری، بچه های مسجد سوره، هنر و و با رحماندوست و سرشار و مهدی حجوانی و ...، که طرحش را و در آن طرح راه انداختم که من مسئولش و از 100 خبرنگار را سال 1367 به و را کردیم. سال 1372 که رونامه به بود را و به مدت سه- سال روزانه یک بچه ها می 8 معمولی و 16 پنجشنبه. در جشن سبز راه انداخیتم و 15 تا از بچه های طرفدار محیطزیست از سرتاسر ما فرستادند که 500 تای آن ها را و به و در سال 1374 اردویی کردیم. در روزنامه، را در منظریه کردیم. از 5 نفره ای از را کنفرانس جهانی ایسپورت و بچه های در پروژه های زیستی که درخشیدند. بعد در موسسه گفت ها بخش و نوجوانش را راه انداختیم و این کار تا سال 1377 که و به اختلاف نظرهایی که با رهگذر منحل شد و و را در سال 1377 که 20 سال از آن است. های من در های من که در با کمک نمود یافته و یکسری هم های جمعی مثل یا گفت ها. سپس طرح را در سال 1382 به مدیرعامل عطریان فر و به ضمیمه راه افتاد. در بار از سوی بچه ها را به نام و هم یک می دادیم. تا قبل از آن ها و منتقدان سال می و ما بار در این طرح بچه های را از تا به این مسابقه کنند. 7 نفر از کردند. از بین آن ها 100 را بر ضوابطی که داشتیم، مشخص و آن ها که آن سال چاپ شده بود را فرستادیم. سپس در تالار وحدت باحضور و ارشاد وقت و و وقت آقایان حاجی و مهاجرانی، را کردیم. سال بعد هم شد ولی سال های بعد که من نشد. این ها یا به قول دردسرهایی که من در وجودم تا دیده شدن دهم. اگر چه فایده ای آن هم در کشوری که ها تداوم و استمرار و بنیانی را می اعم از یا جایزه... موقعی که می کنی توجیهاتی را می کنی و همه تشویقت می اما به محض رفتی نمی یابد و این یک غصه است. کسی را به یاد ندارد.{و اشک می ریزد....} فکر می کنم این همه اندوه و اشک ریختن شما به است که در این رخ می دهد و بی توجهی به رشد کودک. مهم مهم است که از سوی یک سری آدم دلسوز می شود. همه چیز به شده است حتی به هم می گویند. کسی نمی دست این و های و و آیندگان چه سودی از این می برند؟ نمی بچه ها کار می می کنیم. چرا همه بیشترین شان در و است و اگر هم می افتد، ای و است. به این 10 سال چه ای می دهد، فکر نمی کند. هیچ کس به و ای آن فکر نمی کند. که رسما و شده است. کسی از سر دلسوزی می دهد نمی شود و می آخرش چقدر سود دارد. ضمن من می ثابت کرد از های که نه نمایشی، تردیدی که مادی آن را هم بر معنوی اش می بیند. شما هم در به مندان اید، از های تان بگویید. من دو داشتم. یک در دهه 70 و که در و توضیحاتی طرح چیست، و می کردم. تا از ای این ها خیانت به است و از عده ای که مند هم شکل می سازیم که همه عین هم می نویسند و اوج پروازشان این است که به من برسند و به این کار را گذاشتم. تا در سال 1389 علی اصغر که در یکی از نشرها کار می کرد از من خواست که کنم که من نپذیرفتم و من ضد است و اعتقادی به این کار ندارم چون سبب می شود خلاقیت و فردیت از بین می رود. به من گفت پس تو خلاف این کار را بده و من و کارگاهی تشکیل می دهم که در آن و نمی اطلاعات آن ها را نمی منتقد فقط می بلد بنویسند. ای که از جوانان مریم محمدخانی، معصومه یزدانی، نسترن فتحی، شادی خوشکار و از امروز در آن و از آن 6 آمد و از آن ها جایره گرفتند، هیچ از این ها مثل هم نبودند. بعد از آن شدم و شدم می کنم که در آن ها نقش تسهیل گر و جرات بچه ها را کنم نه قلم به دست آن ها بدهم. بعد از موفقیت اول های هم گذاشتیم و از هر 5-6 آمد چاپ شد و جوایزی گرفتند. یک بار هم در کنفرانسی در ترکیه این را و گرفت. در چکه بود و بعد از آن هم در و آن را دادم. شما که از و به داشتید چرا در و را من بر به و هم و این با من هست و هم اگر کنم حل مسائل می شوم و به علم و علم دارم. در سن علایق اجتماعی و غالب است. به یاد آن به در یا نامه داشتم. در آن با یکی از استادها مشورت که به من گفت تو با در نمی شوی، می در کنی و در کنارش بنویسی. از هم نداریم، داریم. اگر به می می که در افتاد. این شد که راضی شدم در درس و بعد شوم. به ندارد، آیا از به کار دررشته تحصیلی تان ندادید و به سوی رفتید نشدید؟ خب از و های من به تحصیلاتشان در و و همه در های سطح بالای دارای هستند. اما از جهت به نیستم. اما سوال است من که می شود کسی که درسش از تو تر وضعیت و درآمدش از تو است. این است که بی رحم است و را به تو می دهد و که تو به دلت رفته ای. اگر یک را به بکشید، را می گذرانید؟ من با هم فرق می کند. قدیم ترها، که آلوده اجرایی و مجله و صبح ها 6 می شدم و به می تا ظهر. ظهر هم که در هنر و به می و که در به می و تا غروب و کار می کردم. اما این مربوط به بود که فراغت ولی نهادهایی که در هست و چلچراغ، مشاوره های نردبان، و و سیاست که همه وقت مرا می گیرد. و اداره مستقلی که وابسته به هیچ دولتی سخت است و نشر، توزیع، آگهی ها و گرانی و ... چاپ چلچراغ. های من داستانی، بود ولی من این است که شماره را کنم. به از صبح که می شوم تا شب همه وقتم و فکرم صرف این کارها می شود. در این شرایط اگر را به چه را می مثل دونده ای که در دوی ماراتن است و به سایه ای است تا یک لحظه استراحت کند، کنم را به دست بیاورم. اگر صبح ها و ای باشم، 9 تا 12 بهترین است. یا شب که به می روم 10 شب به بعد به می کنم. عادت خاصی دارید، آیا هر که می نویسید گردید و بازخوانی، اصلاح و ویرایش می یا این کار را به موکول می که مشغول یا یادداشت توقف می نویسم. حتی و مناسب می گذارم که مجبور نشوم به برداشتن یا قلم از بیایم چون است از خارج شود. تند تند می نویسم. به گونه ای که تایپ کلمات دچار مشکل می شوم. بعد از و بازخوانی می کنم و اصلاحات را می دهم. اگر یک روز را به خودتان فارغ از همه ها و های روزمره، ترجیح می دهید چه لذت بخش کار من است. ام که و این کار هستم. به جز چه کار در این روز می ورزش را هم دارم. که می توانستم کنم این کار را می دادم. با از غلامی، حسن مهرداد غفارزاده و تیم و می کردیم. به هم می روید؟ بله به هم می روم. اما اعتراف کنم که من به دو چیز و می روم یا سفر می روم، نمی بی از جلوی های و بگذرم. حتی اگر وقت هم از این دو بازدید کنم. در که دوسال پیش به فرانکفورت در این را به یکی از دوستانم گفته بودم. روز آخر قبل از بازگشت گرفتیم در شهر بگردیم و خرید کنیم. وسط راه مرا گم و هم گشتند مرا نکردند. دوستمان می اگر یا هست می توانیم را می و نهایتا مرا در کردند. اگر نمی چکاره می می شدم. چون قبل از شوم هم و ام با ام شد. سال 1357 که یکی از های ما گفت که ای در شهر هست که بچه های سال آخر که پول را در درس می خوانند. و از من پرسید که آیا می به آن ها درس بدهم. من هم به گرایشاتی که حمایت از محروم و کم و حسن دوستی و به و دخترانه ای شدم که درس می خواندند. بعد از آن هم از سال 1359 هم در مقطع و هم در و هندسه و جبر و مثلثات می کردم؛ در در نازی آباد، راه آهن و هدف در ولیعصر. تا که شدم و نداشتم. اهل و هم هستید؟ کمتر می کنم ببینم یا بشنوم. اما که هم و پول را جمع می و هر دو یکبار به می رفتم. هم همینطور. اهل کنسرت و اما و در داشتند. چه سالی آیا و در شما با همسرتان سال 1364 کردم. همسرم هم در آن در بود و در می کرد و آشنا شدیم. آیا در های و شما گذاشت؟ تا به نوع ازدواجمان که هر دو اهل و تقویت کرد ولی از که شلوغ شد و بچه دار شدم و شد و به آمد کمتری داشتم. آیا فرزندانتان هم به دارند؟ من سه پسر دارم. که اهل هستند. همه اما های شان لزوما نیست. یکی به یکی به و و پسر کوچکم هم که دانش آموز است و به دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
گزارش تمرین بایرن‌مونیخ/ ریبری، روبن، واگنر؛ رهبران این روزهای بایرن

گزارش تمرین بایرن‌مونیخ/ ریبری، روبن، واگنر؛ رهبران این روزهای بایرن


فرانک و سه که با 99 سال زیسته، در اردوی بایرن مونیخ، تلاش کرده و به دیگران انگیزه می‌دهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : ورزشی
حضور رحمان احمدی در تمرینات پارس جم(عکس)

حضور رحمان احمدی در تمرینات پارس جم(عکس)


دروازه‌بان جم از امروز در اردوی این تیم حضور یافت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
هندرسون: تجربه فوق العاده ای در جام جهانی کسب کردیم

هندرسون: تجربه فوق العاده ای در جام جهانی کسب کردیم


جردن تیم ملی کرد که فوق العاده ای در جام جهانی کسب کرده اند و عملکرد بسیار خوبی داشته اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : ورزشی
مایکل اونداتیه: «بیمار انگلیسی» به من آزادی بخشید

مایکل اونداتیه: «بیمار انگلیسی» به من آزادی بخشید


به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا) به نقل از گاردین، شب بر روی قدم گذاشت. پشت از جیب کتش و گفت: از جایی شد که گفت گویی بین یک کاملاً سوخته و پرستار شکل گرفت. در نمی دانستم چه در این دو رخ می دهد یا چه دارند. فکر می در این قصه به می شود و های پر از بود. در با این حرف خندیدند. کار به رمان شد؛ 300 صفحه ای نفر که در ویلایی دورافتاده در ایتالیا و در اواخر جنگ جهانی دوم می کنند. نفری که در انزوا با هم سخن می گویند، به هم عشق می ورزند و ارتباطشان دستاویز تأمل و تفکر جنگ، گرایی، و تعصبات انسانی می گیرد. در سال 1992 به مشترک با گرسنگی مقدس بری آنث شد، به 38 و در سال 1996 به و 9 شد. تا روز فقط یکی از بود که با هدف اثر در 50 سال شکل بود اما در با وی. اس. پنه و شد و را به دست آورد. در هم است: و و ریش سفید. خوب می که در شدن در در او تا با هم جشن بگیرند. با به دست ای پس از مرگ به دست آورد. است با این پس از مرگ را است. که را و بار شده است. از همه از که از است ترین هدیه یِ ممکن را که است به من بخشید. تا آن می کرم. سال های متمادی بودم و همزمان می پیچیده بنویسم. انجام این کار بود. احساس می موفق نمی شوم. شغلم را رها و تصمیم گرفتم کتابم را به برسانم. به رسید و چه ای بهتر از این که همان سال معتبر شود. در اعلام پنه لایولی هم حضور و تفاوت های در سن 85 با 50 سخن گفت. اما یِ فعلی در هنگام چه نظری دارد؟ او در می گوید: هنوز خودم را در آن سن دارم. و اینجاست که است آثاری که نگاشته است کپسول و در هر دوره ای درک است. وقتی بین سال های 1985 تا 1992 بود بحث در داغ بود. در آن کانادایی ها نداشتند پلیس که به آیین سیک گرایش عمامه به سر کنند. این ایده رواج داشت. ایجاست که های معاصر ملموس است. چون رهایی از تعصب و و کشف فردیت که در زمانه کمی دور از ذهن به نظر می رسد. ای از جان برجر، و نقاش را دارد. هیچ وقت خلق نمی شود که یک زاویه دید داشته باشد. این برجر در G ، کتابی که در سال 1972 را برایش ارمغان اورد، آمده است و منظورش این است که هر های مختلفی و اگر جنگ سرد را دو از دو جبهه متفاوت در جنگ بنویسند نظریات و متضادی به خواننده منتقل می شود. ای که است در شرایط صادق است سیاست غرب می کند تا تنوع ها و در سراسر را از بین ببرد یا حداقل می کند را نادیده بگیرد. این جذاب است بیانیه ای سیاسی و حتی هنری به حساب می آید. با این آیا پایان که سیکِ پس از شنیدن خبر بمباران هیروشیما و ناکازاکی به شکست و تحمیل ملت در که کامیلا شمسی است در آن تخیل مرزی را جهان قائل ؟ در به این پرسش می گوید: آدم ها و کیپ در که است هیچ وقت مردمش این بلا را بر سر سفیدپوستان نمی آورند درک این موضوع است. در حال در می کند، آثارش ناشران گمنام و کوچک بازار می شود و پس از 30 سال به