صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب تجربه



ماجرای استعفای دسته‌جمعی 7 معاون وزیر صنعت

ماجرای استعفای دسته‌جمعی 7 معاون وزیر صنعت


به خبرگزاری در داشت: علی رغم در مطرح بود، داد. وی داد: که در و در ماههای اخیر وجود و نگرانی شده، موجب شد تعدادی از نمایندگان وی را بزنند. در داد: اگر به او در این قبل می داد. اظهارداشت: در داد که سفر شد و بین و وی در پی دارد. وی داد: است در این که در اند و با بیت را کرده اند، از سیستم خارج می شوند و از پاسخگویی فرار می کنند. عضو کمیسیون برنامه و بودجه تصریح کرد: دستگاه های نظارتی سریعاً و معاونانش در های مختلف را مورد بررسی قرار و را احصاء کنند. روند رسیدگی به این طولانی شود. با تاکید بر و سوء در و در زمان افزایش قیمت ها گفت: با یک تمام و سوء های وی نادیده گرفته شود. قابل دفاعی در زمینه چرخه و کالاهای اساسی ندارد. وی گفت: یکی از بندهای این است که معاونان کارآمدی لازم را ندارند. لذا با رایزنی کرد که آیا در برکناری معاونان، منتفی خواهد شد؟ در این راستا 7 نیز به دسته جمعی دادند اما کردند که مسیر خود را طی کند و این حرکت مشکلی را رفع نخواهد کرد. به مهر، چندی پیش کرد در راستای اجرای قانون منع به کارگیری بازنشستگان، 7 اند اما اسامی این افراد نشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 دقیقه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ناظم الشریعه: بازی سختی مقابل تیم بلاروس داشتیم

ناظم الشریعه: بازی سختی مقابل تیم بلاروس داشتیم


تبریز - - تیم ملی با ملی نداشتند، گفت: سختی مقابل تیم حریف داشتیم، ولی به تدریج بر سوار شدیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
رویکرد متوازن با جهان رمز کارآمدی روابط با روسیه

رویکرد متوازن با جهان رمز کارآمدی روابط با روسیه



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 18 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : سیاسی
کلاس فنی حرفه ای ویژه سربازان وظیفه ناحیه کمیجان برگزار شد

کلاس فنی حرفه ای ویژه سربازان وظیفه ناحیه کمیجان برگزار شد



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 21 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
طنین زنگ علم آموزی در بهار دانش

طنین زنگ علم آموزی در بهار دانش



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
این کتاب روایت کرامت‌ها، شفا و معجزهه‌های بزرگ نیست!

این کتاب روایت کرامت‌ها، شفا و معجزهه‌های بزرگ نیست!


به از در در های نوشت: رست خیز ، دوم از کآشوب است که جلد اول آن پارسال منتشر شد و من به تازگی هر دو را یکجا دیدم. که با را ام است نشر را و اما و و نو دارند. خود هم این را به دارند. در رست و نفر از های ی خود که در دل و در ها و ها شکل و و با آورده. این به بیش از آن که های گرم و شرح است که تا می شود و و خون مهم نباشد. اشک که از شوق یافتن در گوشه ی چشم جمع می شوند این روزها کم شده اند و رست فرو ریختن چشم ها در ثانیه ی رو به رویی با است. این کتاب، به عکس روش مألوف، به قول کرامتها، شفا و معجزه های نیست؛ شرح زنده شدن ذره ای از درون انسان در فراخوان هر ی است و شنونده است که از مجلس روضه، خرده ای اندیشه ، اندکی شهود یا تغییری غنیمت می برند. این محشر هر است که هنوز هم رستگاری های و می آفریند و ما را نو می کند. آن طور که ناشر وعده این بنا دارد هر سال از منظری و آدم به حال و هوای امروز ما و روضه ها نگاه کند. نیاز سنجی و ابتکار و نونگری ناشی از آن زیباست که در چرایی تولد این گرانسنگ می گوید: عادت شیعه به ثبت عاشورا در شکل موزون بوده است اما اغلب ارتباط خودمان با این حماسه را منظوم شرح کرده ایم و منثور و قصه، کمتر به این آستان عرضه شده اند. تقریبا همه داستان-خاطره های این با قلم شیوا و کم نظیر شده که اکثر آنها اشک را مهمان چشمان می کند؛ اجر همه آنان با صاحب این ایام.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
​روحانی : تاریخ دفاع 8 ساله سرمشق و راه آینده ما است

​روحانی : تاریخ دفاع 8 ساله سرمشق و راه آینده ما است


به خبرگزاری تقریب، حجت الاسلام حسن روز در هفته و در رژه که در مطهر راحل شد با و از در که بیش از هر سال این با بیشتری شد، سپاسگزاری کرد و افزود: همه ما مدیون و خون آن بیابان سوزان سال 61 هجری هستیم. وی با روز سجاد(ع) اظهارداشت: و و و آن در طول خود بود. ملی با سی و هشتمین سالگرد گفت:حادثه ای که بعد از ظهر 31 شهریور سال 59 رخ داد از جهات حائز اهمیت نکته آن است که جنگ نبود، به و قصد حمله و به هیچ را نداشت. کرد: ما از روز اول صلح و آشتی و اجرای فرامین الهی، برادری، دوستی و حسن همجواری با همسایگان ما بود و علت ما در این و این بود که که جنگ است. وی کرد: این که به ، ، و ما و ما به و در از ، ، و و کردیم. افزود: این رمز و این در 38 و در بود. که از حقش است و قصد به هیچ را است و به دلیل بود ملت ما با اتحاد، وحدت، اعتماد، امید و توانست از همه پیچ و خم های سخت هشت به کند. داشت: که بر ما شد یک جنگ عادی و معمولی نبود و بارها جنایات و ما رخ داد.در اولیه جنگ ، شهرهای مسکونی ما و بی و بی ما را زیر و گلوله خود می داد که نمونه روشن آن شهر بود. وی گفت: از ملت غیور به شدت این که این شهر به مفهوم خوزستان بود. این و و بزرگترین شکستی که به شد ماه های متوالی خانه های زیر شدید گیرد. شد: در جنگ بر خلاف همه موازین بین از کرد و بی و حتی بی شهر را با و کرد. کرد: این سه ما را هم داد و را در زیر به از نفت ما تند گویان. این هم بود که شد. همه های و هیچ در و های بین قد در این و این ما درس است. ملی کرد: هشت ما و راه ما است. هشت ما است و ما است. جنگ هشت به ما در روی پای خود تحت و باشیم. داد: و و به ، به و به و با و و از آن ما است. وی گفت: این جنگ با یک و شد و آن زیر پا یک و بین و بود. افزود: به این شد که 1975 را به خود خود و نمی در که مدت ها این و و شخص پای این بود. در این جنگ با این و بعد هم شد. وی داد: بعد از 38 سال از و آن یک بار شده که ها پای میز بود و که یک 17 روز وقت ما را گرفت و که بعد از 12 سال فشار بر ملت در منطق دیپلمات های ما سرفرود آورد و به یک قراردادی تن داد و کرد که به نفع همه و جهانیان بود. با بیان این که عین داستان شد، گفت: باردیگر متجاوزی و فردی که به هیچ یک از قوانین و بین نمی گذارد در تعهدش مقابل یک و چندجانبه که با تایید بین و بین شده آن را زیر پا گذاشته است. شکنی و شدن از عهد و را او است. افزود: در ملت ما را که در جنگ با مبارزین ما از و سپاه، و را از اهدافشان کردند. وی کرد: این 1975 بود اما باطنش از بین بردن و بود.. هم شدن از است اما باطن و هدف اصلی اش به اصل و است. وی داد: هشت سال و با همه های و ای به اهدافش دست نیافت. خط تالوگ را عوض کند. 1975 را تغییر دهد و به وارد کند. قوه مجریه افزود: هرچه گذشت ملت قوی تر و مصمم تر و بالاخره بعد از هشت سال نظامی، و از آن ملت ما شد. وی داد: مان را از پس گرفتیم و ملل و را به جنگ شناخت و کشورهایی که به کمک بعدا به نوعی پشیمانی و به خود کردند. کرد: عین این بود و آنچه بر سر است بر سر آمد، ما جنگ نیستیم که در سال 59 نبودیم و وایستادگی و را منهدم کردیم. با یادآوری این که هم ما جنگ نبودیم، اظهارداشت: های فراوانی در دو سال رخ داد تا ما را به نحوی تحریک ئو از و همه مسئولیت های و بر دوش ما بیافتد. وی افزود: متانت، تدبیر، و آرامش خنثی شدن شد و درمرحله دوم فکر می کرد روزی که از شود ساعت بعد ما هم می و با خروج ما پرونده را به برد ولی در این راه هم موفق نشد. کرد: در سوم متحدان خود را پشت سرش جمع کند و اتحادیه اروپا را خود باشد و هم از شوند و بگویند مقصر ولی به جز دو رژیم منفور در ما هیچ و از و در سیاسی، و از آن ما است . گفت: ما به بین دادگستری در لاهه بردیم و آمریکایی ها از این ما و این هر حکمی را صادر کند ما از لحاظ وجدان عمومی این هستیم، ما به عهدمان وفادار وبه قانون بین و گذاشتیم. وی افزود: جنگ اقتصادی و را ما کرد و این جنگ خوش تر از جنگ هشت هم آن کوتاه تر و هم ما بیشتر و هم از هر ضعیف تر است. کرد: آن روز همه شرق و غرب پشت جمع شدند و همه شرق و غرب در ما و را محکوم می کنند، ما با در شد . گفت: در جنگ البته که ما را آزار و رنج دادند ومشکلاتی را ایجاد و برخی از عزیزان ما را شهید، و مجروح و اسیر ولی به هدف خود نرسیدند ما سرو وار ایستاد و کرد و را به کشاند و پشیمان کرد. وی کرد:امروز هم شد و نخواهیم گذاشت آمریکائی ها ملت ما را به زانو درآورند. شد: بی مشکلاتی را در این آورده اند و خواهند آورد، اما ما از این پیچ با عزت و سربلندی کرد و بی می توانند به به تدبیر به راهنمایی و راهبری معظم به دولتشان حودشان مطمئن اگر همه باهم در کنارهم راحت تر و سریعترو کم هزینه تر از این کرد. گفت: هشت جنگ گذشت، کند آیا ملت ملت بود یا ؟ کند بعد از هشت سال عزت و سربلند ازآن بود یا صدامیان؟ وی داد: ماه های نیز کرد خورده این جنگ اقتصادی، و امریکاخواهد بود بود همانطورکه درهمه صحنه ها است. افزود: می گویند ما از های دست برداریم و به برگردیم های خود را بگذاریم و به تعبیر در امور مداخله ای باشند. کرد: نه های خود راکنار کذاشت ونه توانمندی خود را کم روز به روز بر خود افزود. وی گفت: این که شما از های ما هستید، معنایش آن است که تاثیر گذارترین ما ما است پس با حرف شما، قدر های خود را بیش از می دانیم. اظهارداشت: شما می گویید در باشیم، شما از هزاران کیلومتر به اید چه کنید؟ ما حافظ خلیج فارس و دریای عمان، اقیانوس هند و باب المندب بودیم. گفت: های ما از این حفاظت می کند، آمار نیز این را می گوید و های تجاری از کشورهای هم این واقعیت را می کنند. وی کرد: ملت در قلب عراق، سوریه، لبنان و یمن جای دارد. شما کجا هستید. شما بمب و و امکانات را به دو دادید تا فقیر یمن را زیر دهد و میلیون ها نفر را تحت قحطی دهد. داد: که تاثیرگذار در خاورمیانه است در به ملت های مظلوم سکوت و تحمل نخواهد کرد. ما درس را از مان آموختیم که منی و انا من حسین، احب الله من احب . کرد: عشق ما کربلا، عاشورا و کربلاست، دستاورد ما از قدرت، انگیزه، ایستادگی، استقامت و و در نهایت ذلت دشمنان حق و حقیقت است. وی در از همه که در جنگ هشت از و سپاه و و و از همه ملت که در آن سال ها از میهن خود کردند، سپاسگذاری کرد. به روح همه و سلام و درود فرستاد و همه جانبازان از خداوند شفای عاجل آرزو کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
راز ماندگاری مختارنامه از منظر یک بازیگر

راز ماندگاری مختارنامه از منظر یک بازیگر


به گزارش خبرگزاری تقریب، خیر و در و سفر سبز اظهار کرد: کار که در حضور با چون تا در آن نمی کنم. این اصل، جدا از خواسته ام است به ای نیز تاثیرات مثبتی که در کارنامه هر جز کار او می در را می کنم و به آن آن صرف می به جهت کار مطلوب تری می دهم. وی افزود: در میان کار که تا به حال دادم آثاری نیز که به را بیشتر دوست دارم. سبز و جزء این دست کار ها هستند. در این آثار بر ارزشمندی که دارند تیمی که کار را به سرانجام رسانده است نیز تیم بوده است. در رابطه از مجید اوجی، سبز ای که خود است و من به از با او نیستم. این که او اش را وقف است و هیچ و که آن را زیر پا و این او از های یک با است. پست در به این که چرا چون بعد از بار ها هم کرد: در بخش از ای است که اش نیز می شود. در از و تا و همه به نحو شده است و مهم تر از همه کار است که از بین نمی رود. وی کرد: اما مهم با است. این فیلمساز در کار های یکی از باهوش و فرهیخته های و می شود که هرگاه سریالی با محوریت ساخته با استقبال وسیع مردم مواجه شده است و رمز موفقیت او بر مهارت به پژوهش است که در می دهد. دعوت تاکید کرد: یک یا تنها به در آن قصه ای از ائمه روایت شده، نمی شوند، اصلی موضوعات تکنیکی کار است که آن اثر را تعیین می پر واضح است که بخش از تکنیک به اختصاص می ای که از آن غافلیم. وی در به سوالی مبنی بر این که انتقال در قصه های یا به قصه های می توان مفاهیم مورد نظر را بهتر اشاعه داد؟ گفت: قصه در رویدادی رخ می دهد یا زمان آن چندان فرقی نمی مهم کار است. مثال که در یا امام علی(ع) چشمگیر است گرچه او در آثارش چون آدم برفی یا دندون طلا نیز کارهایی زیبا را این را هم در نظر که چون کار است با آن دلبستگی می کند و تاثیر عمیق تری بر او دارد. این سفر سبز کرد: در این کار جزء مواردی است که خاطرات آن را فراموش نمی چون همه گروه از ها بودند، در این هم و عزاداری های حسینی مطرح بود اما با این تفاوت که نگاهی عاشقانه و ملودرام در کار وجود به جهت پس از سال ها هم این در بازپخش های تلویزیونی دارد. خیراندیش با بیان این که انسان ها بخشی از شخصیت و اعتقادات آن را توصیف می گفت: این که ما در کلام بخواهیم مدعی اخلاقی باشیم، اما در باطن بر خلاف آن کنیم، اتفاقی مذموم است که در و ما رایج شده است. این معضل به روی کار ها منفی و به نوعی را به کار های خنثی تبدیل است. مثلاً در به من به اعتبار قول های و بدون گرفتن چک، کارم را آغاز کردم اما این من گران شد، چون بعد از ماه ها موفق به دریافت دستمزدم نشده ام و این اولین شرط و اخلاقیات انسانی را زیر می برد اما این در و بسیار شایع است. وی در پایان اعلام کرد: در یک کار تاثیرگذار در گام اول عوامل آن به که می دهند باشند و شرط اولیه این کامل به گفتار و است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تاریخ دفاع 8 ساله سرمشق و راه آینده ما است/ تاثیر گذارترین سلاح ما امروز موشک ما است/ باید متحد، آماده و امیدوار باشیم

تاریخ دفاع 8 ساله سرمشق و راه آینده ما است/ تاثیر گذارترین سلاح ما امروز موشک ما است/ باید متحد، آماده و امیدوار باشیم


به خبرگزاری تقریب ، حجت الاسلام حسن روز در هفته و در رژه که در مطهر راحل شد با و از در که بیش از هر سال این با بیشتری شد، سپاسگزاری کرد و افزود: همه ما مدیون و خون آن بیابان سوزان سال 61 هجری هستیم. وی با روز سجاد(ع) اظهارداشت: و و و آن در طول خود بود. ملی با سی و هشتمین سالگرد گفت:حادثه ای که بعد از ظهر 31 شهریور سال 59 رخ داد از جهات حائز اهمیت نکته آن است که جنگ نبود، به و قصد حمله و به هیچ را نداشت. کرد: ما از روز اول صلح و آشتی و اجرای فرامین الهی، برادری، دوستی و حسن همجواری با همسایگان ما بود و علت ما در این و این بود که که جنگ است. وی کرد: این که به ، ، و ما و ما به و در از ، ، و و کردیم. افزود: این رمز و این در 38 و در بود. که از حقش است و قصد به هیچ را است و به دلیل بود ملت ما با اتحاد، وحدت، اعتماد، امید و توانست از همه پیچ و خم های سخت هشت به کند. داشت: که بر ما شد یک جنگ عادی و معمولی نبود و بارها جنایات و ما رخ داد.در اولیه جنگ ، شهرهای مسکونی ما و بی و بی ما را زیر و گلوله خود می داد که نمونه روشن آن شهر بود. وی گفت: از ملت غیور به شدت این که این شهر به مفهوم خوزستان بود. این و و بزرگترین شکستی که به شد ماه های متوالی خانه های زیر شدید گیرد. شد: در جنگ بر خلاف همه موازین بین از کرد و بی و حتی بی شهر را با و کرد. کرد: این سه ما را هم داد و را در زیر به از نفت ما تند گویان. این هم بود که شد. همه های و هیچ در و های بین قد در این و این ما درس است. ملی کرد: هشت ما و راه ما است. هشت ما است و ما است. جنگ هشت به ما در روی پای خود تحت و باشیم. داد: و و به ، به و به و با و و از آن ما است. وی گفت: این جنگ با یک و شد و آن زیر پا یک و بین و بود. افزود: به این شد که 1975 را به خود خود و نمی در که مدت ها این و و شخص پای این بود. در این جنگ با این و بعد هم شد. وی داد: بعد از 38 سال از و آن یک بار شده که ها پای میز بود و که یک 17 روز وقت ما را گرفت و که بعد از 12 سال فشار بر ملت در منطق دیپلمات های ما سرفرود آورد و به یک قراردادی تن داد و کرد که به نفع همه و جهانیان بود. با بیان این که عین داستان شد، گفت: باردیگر متجاوزی و فردی که به هیچ یک از قوانین و بین نمی گذارد در تعهدش مقابل یک و چندجانبه که با تایید بین و بین شده آن را زیر پا گذاشته است. شکنی و شدن از عهد و را او است. افزود: در ملت ما را که در جنگ با مبارزین ما از و سپاه، و را از اهدافشان کردند. وی کرد: این 1975 بود اما باطنش از بین بردن و بود.. هم شدن از است اما باطن و هدف اصلی اش به اصل و است. وی داد: هشت سال و با همه های و ای به اهدافش دست نیافت. خط تالوگ را عوض کند. 1975 را تغییر دهد و به وارد کند. قوه مجریه افزود: هرچه گذشت ملت قوی تر و مصمم تر و بالاخره بعد از هشت سال نظامی، و از آن ملت ما شد. وی داد: مان را از پس گرفتیم و ملل و را به جنگ شناخت و کشورهایی که به کمک بعدا به نوعی پشیمانی و به خود کردند. کرد: عین این بود و آنچه بر سر است بر سر آمد، ما جنگ نیستیم که در سال 59 نبودیم و وایستادگی و را منهدم کردیم. با یادآوری این که هم ما جنگ نبودیم، اظهارداشت: های فراوانی در دو سال رخ داد تا ما را به نحوی تحریک ئو از و همه مسئولیت های و بر دوش ما بیافتد. وی افزود: متانت، تدبیر، و آرامش خنثی شدن شد و درمرحله دوم فکر می کرد روزی که از شود ساعت بعد ما هم می و با خروج ما پرونده را به برد ولی در این راه هم موفق نشد. کرد: در سوم متحدان خود را پشت سرش جمع کند و اتحادیه اروپا را خود باشد و هم از شوند و بگویند مقصر ولی به جز دو رژیم منفور در ما هیچ و از و در سیاسی، و از آن ما است . گفت: ما به بین دادگستری در لاهه بردیم و آمریکایی ها از این ما و این هر حکمی را صادر کند ما از لحاظ وجدان عمومی این هستیم، ما به عهدمان وفادار وبه قانون بین و گذاشتیم. وی افزود: جنگ اقتصادی و را ما کرد و این جنگ خوش تر از جنگ هشت هم آن کوتاه تر و هم ما بیشتر و هم از هر ضعیف تر است. کرد: آن روز همه شرق و غرب پشت جمع شدند و همه شرق و غرب در ما و را محکوم می کنند، ما با در شد . گفت: در جنگ البته که ما را آزار و رنج دادند ومشکلاتی را ایجاد و برخی از عزیزان ما را شهید، و مجروح و اسیر ولی به هدف خود نرسیدند ما سرو وار ایستاد و کرد و را به کشاند و پشیمان کرد. وی کرد:امروز هم شد و نخواهیم گذاشت آمریکائی ها ملت ما را به زانو درآورند. شد: بی مشکلاتی را در این آورده اند و خواهند آورد، اما ما از این پیچ با عزت و سربلندی کرد و بی می توانند به به تدبیر به راهنمایی و راهبری معظم به دولتشان حودشان مطمئن اگر همه باهم در کنارهم راحت تر و سریعترو کم هزینه تر از این کرد. گفت: هشت جنگ گذشت، کند آیا ملت ملت بود یا ؟ کند بعد از هشت سال عزت و سربلند ازآن بود یا صدامیان؟ وی داد: ماه های نیز کرد خورده این جنگ اقتصادی، و امریکاخواهد بود بود همانطورکه درهمه صحنه ها است. افزود: می گویند ما از های دست برداریم و به برگردیم های خود را بگذاریم و به تعبیر در امور مداخله ای باشند. کرد: نه های خود راکنار کذاشت ونه توانمندی خود را کم روز به روز بر خود افزود. وی گفت: این که شما از های ما هستید، معنایش آن است که تاثیر گذارترین ما ما است پس با حرف شما، قدر های خود را بیش از می دانیم. اظهارداشت: شما می گویید در باشیم، شما از هزاران کیلومتر به اید چه کنید؟ ما حافظ خلیج فارس و دریای عمان، اقیانوس هند و باب المندب بودیم. گفت: های ما از این حفاظت می کند، آمار نیز این را می گوید و های تجاری از کشورهای هم این واقعیت را می کنند. وی کرد: ملت در قلب عراق، سوریه، لبنان و یمن جای دارد. شما کجا هستید. شما بمب و و امکانات را به دو دادید تا فقیر یمن را زیر دهد و میلیون ها نفر را تحت قحطی دهد. داد: که تاثیرگذار در خاورمیانه است در به ملت های مظلوم سکوت و تحمل نخواهد کرد. ما درس را از مان آموختیم که منی و انا من حسین، احب الله من احب . کرد: عشق ما کربلا، عاشورا و کربلاست، دستاورد ما از قدرت، انگیزه، ایستادگی، استقامت و و در نهایت ذلت دشمنان حق و حقیقت است. وی در از همه که در جنگ هشت از و سپاه و و و از همه ملت که در آن سال ها از میهن خود کردند، سپاسگذاری کرد. به روح همه و سلام و درود فرستاد و همه جانبازان از خداوند شفای عاجل آرزو کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
کلیدداران کتاب‌های علمی قهرمان هستند یا دزد

کلیدداران کتاب‌های علمی قهرمان هستند یا دزد


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) به نقل از گاردین، در های بین المللی در بشر به حق به و علوم شده است و بارها در جهت در به و می کنند. در 27 بشر سازمان ملل در سال 1948 هرچند به صراحت از و از مادی و معنوی از و خود یاد شده است ولی در به نیز از حق به های و شدن در های شده است و این است که در سال های هیچ آن را نمی کند. هاب (Sci-Hub) جمع آوری و و در صفحه ابتدایی خود می گوید شما حق دارید به 70 میلیون به باشید ولی بقیه نیستند. این الکساندرا الباکیان دانشمند اهل قزاقستان شده است و را می کند که از ها و های می دهد. همه حق به یاد و هیچ هم با این به طور نمی کند ولی که ها و های که ها و می از این نمی و این و نمی دهد. پارلمان بریتانیا و صاحب بار و های را با پرگامون (Pergamon) راه اندازی کرد. او در خاطراتش می نویسد ها و کشفیات مثل یک ماشین دائمی پول ساز هستند. او می گفت در روز است که شما به پول ناچیزی کار و شما های را با قیمت گزاف به بفروشید و اینطور است که می توانید در روز از کنید. خود را به فروخت. این یکی از ناشرین های و در است که دفتر مرکزی آن در شهر آمستردام دارد. این این روزها مدلی را در مطالب و های می کند که مکسول در شرکتش می داد. آمارها می دهد نتایج نیمی از تحقیقاتی که در می شود، پنج انتشارات می شود که است. حتی کتابخانه های عمومی شهرها نیز به باید مبلغی از حدود 20دلار تا 50 دلار به هر پرداخت کنند. در سال های ظاهراً بعضی از با این روند کرده اند و حتی ائتلافی از ها و های مقابله با این جریان راه افتاده است. هفته گذشته چند در حاشیه جلسه اتحادیه طرحی را پیشنهاد کردند که به طرح اس (S) مشهور شده است. طبق این طرح است تا سال 2020 راهکارهایی در فراهم شود که به طور به و های تلاش باشند. یکی از مخالفان این طرح اقداماتی می تواند علم را با تهدید مواجه کند. این های مثل را مثال می زنند و می آسیب های و های بیشتر از آن است. می وقتی به مثل نگاه می متوجه می شوید که هیچ کدام از های این ها قابل استناد و نیستند. نگه داشتن های پشت درهای بسته یک ضرورت است و حتی می توان کلیددارهای این های را قهرمان نامید چون وظیفه نگهداری و علم و جلوگیری از سطحی شدن آن را بر عهده دارند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
توزنده‌جانی:رمانی با هویت ایرانی و فراتر از گونه‌ها

توزنده‌جانی:رمانی با هویت ایرانی و فراتر از گونه‌ها


خبرگزاری (ایبنا)- ملیسا معمار: سه ای ست که شاه آن را در و به از سوی نشر افق شده است. در جلد این با ها در می و طی آن جزئیاتی از و آدم های آن خوانندگان می شود. به این در میزگردی با حضور جانی، مرزوقی، و در به نقد و جلد از سه پرداختیم. در این نشست، در دو بخش شد؛ اثر و نظرات آن و سپس نقد و از سوی و کارشناسان که در می خوانید. شاه چه شد که را در به و به مدت های ذهن من مشغول بود و در یا بنویسم. دو یا سه سال پیش بود که می مقاله ای وضعیت در و به دنبال کسب در آن بودم. که نظمیه در ناصری بود. در این می که هرهفته، بچه ای در حوضی در خفه می شود که دلایل داشت. رفته این من شکل کرد و زیر این حوض ها که از آن جا بچه ها می شوند. در هم ای که این شویم. پرانتزی است که در باز می شود و از ای در واقعی، این را باز می کند. به نظر من این حوض بود به فانتزی. ها من قصه طرح ندارم. اولیه من این این بود که بچه در حوض غرق می و در از به هم می رسند. اما به چیز از آب درآمد و این کتابی شد که می بینید. در داشتید را در بنویسید یا به این که شدن در بود فقط یک باشد. اما جلد اول شد که های آن های قهوه قنبر شدن و می توانند در به شکل و به دو جلد هم و کار به سه شود. در حال هم جلد دوم شده و درحال فکر به جلد سوم هستم. در دو موازی می شوند؛ از در و و در 150 سال قبل. این دو به هم می کنند؟ وابستگی به این قصه ها این است که را از دست و می خواهد به با او برقرار کند و را ببیند. در ای که با عکس می کند و می اگر یکبار برگردی، به این مساله می شود. شما در هم به این را اید و رنج در طول از تا و در از ها و آن ها و شدن در های سخت ها را به به نظر می رسد این دو های به هم و به آن های و این است. این دو با هم من از یک است. در فضا می شد. اما این فراواقعیت در بود و قهرمان نمی تشخیص دهد که می افتد، است یا در ابهام. به هجوم و واقع گرایی در آن کار زیاد بود و کار تلخ شده بود. در جدیدم به این رسیدم که ما عین را بنویسیم ما این را که را به خیال و ترجمه و من در این 240 ای در 180 توهم بچه ها را می فروشند در ذهن می کنم اما در صفحات آخر، را به سوی پایانی خوش می برم و در عین حالی که را با این می کنم که بچه ها را می فروخته سعی می کنم تلخی را از آن ها بگیرم و در به آن بپردازم. در این به مرگ اید، موضوعی که به خاطر حساسیت که اش کودک با احتیاط آن می شوند. به نظر شما مرگ و خفه شدن بچه ها به چه و شود تا و مخربی در آن ها نداشته باشد؟ من مرگ در این ای به و مراتب آگاهی. به به ماورای یک چیز، ورای که می بینیم، زیر یک حوض، ای بود که به بپردازم. ماجرای مرگ و به آن در ترین های بشر است از اساطیر آشور و کمدی الهی دانته تا ارداویراف و خلسه محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، جلد سوم سیاحت ابراهیم بیک را و مرگ بشر و به شده و با کهن الگوهایی که در ذهن بشر شکل اند مستقیم و با قصه ها این نوع نگرش ما شده و بشر هم می به این بپردازد و اش است. هروقت این می جاذبه ای و به ناخودآگاهی که در ذهن می کند و نمی در باشد. نظر شما در خلق رمانی در قبل از برگزاری این نشست می یادداشتی را در اینستاگرامم این کنم که به شد آن را در این کنم. به نظر من و و چه خوب است که آدم و چه خوب است که بخواند. این ها را دارد. از می مهم است. و های که در های اند اما این را در به که از آید. هر سه کلی خلق که می از که ما را با به کشف ها سوق می دهد. است. در مهم است. از لفظ می مهم چه می مهم این است که می و این و طراحی. سوم است. های می که و رنگ و بوی ندارند. به نظر من این سه را و ما با یک که را و است. در و طرح عمل جانی: این پسر به نام است که از روی دست که با خود به با و می شود. و با دو یکی در عصر و یکی 150 سال پیش رو می شویم. در این دست های را می و به سفر می کند و دست را می کند که در حال و از بین است. و به که ما آن را کنیم. از نظر طرح می را می دهد. از انجام شود و مقدمه را از روز اولی که رضا را به قالیبافخانه می با یک دل پیچه می کند و فراهم می شود تا کل جلو رود و به خان می رسد. هم، جهانی را می سازد که از روستای سلطان آباد می شود و که رضا دزدیده می شود و به قالیباف می موردنظر شده است. ها، ها و حوادث هم تا هم اش را باشد، هم و هم باشد. های ندارند. نظر شما این بین این اثر و سایر شاه چه ها و می بینید؟ من که در و به سوی می رویم. بچه ها عاشق ترس و و به این های آور و ماجراجویانه دارند. خوب است که به چیزهایی را کرد که بچه ها در حالت معمولش حوصله آن ها را بخش گم شده ای در که برمی گردد به بچه که در مظفرالدین شاه گم شده اند. به این و خان است و می را به ارائه دهد. این به ناگواری که بچه ها مرا به یاد الیور توئیست انداخت. اگر ما سال های قبل صدسال پیش، بچه می نوشتند که گم شده اند یا در این حقوق در جدی تر می شد. من حدود پنج از شاه ام و به تشابه بین این ها دارد. در کافه خیابان گوته هم دو راوی و یکسری های مشخص به که در شاه می شود و سعی می کند را و کند. شاه در این به از اسطوره ها و الگوهای استفاده کند. شاه و به نظر شما آیا به و کشش را در کند؟ یکی از های مهم هر و است و این هم و هم قانع ای. در پاراگراف اول این به ای است که خودم را یک می است. از می می کنم ریتم است و به می شود و به جزئیات به است. غیراز در آغاز به معمولا هم به فصل ها و فصل ها می شود و را نمی کشد. اما چون است انتظار حوض و و حیطه ترس و می شدیم. به نظر شما در این تا چه ها و های ترس و به نظر من به هیچ وجه این را در داد. حتی ناشر هم در انتخاب طرح روی جلد اشتباه و از دو زامبی به همراه خون است. اما رضا و داخل حوض می روند شان را کشف می و آن جا و فقط مرگ به می دهد و می مرگ هم سفر است و آن ها را به می رساند و آور و وحشتناکی ندارد. در این قسمت رضا اش به می رسد و نگرانی را می یا می بچه مادری است که نمی به او شیر دهد و اش کسب می کند. این است و اگر در اثر شده است. به هیچ وجه اعتقاد که این در ترس و می گنجد. اکثر آثاری که ما در این اند های است که بچه ها می دانند آخرش فقط می خواهند یک لحظه بترسند. اما می کند که واقعا ترس و را کند و به چشم یک بازی به آن نمی کند. پس این را در چه ای می کنید؟ جانی: به نظر من یک و از هاست و به یابد. حتی در هم نمی آن را کنیم. مرزوقی: می کنم با مشکل چون می من این را از می دانم. درحالی که ادبیات، غالبا با جلو است. این اثر در می یا نه، به نظر من یک است که با های بومی دارد. به نظر من در این زندگان به بدی که این بچه ها تر از است. به هرحال مردگان، جن و پری همه در می گنجند اما ما هنوز یادنگرفته ایم که به آن بپردازیم. غربی ها خون را ساختند اما ما با قصه های در جنوب کشورمان که می توانستند رشد نتوانستیم خون ها خلق کنیم. جانی: من با مشکلی اما معتقدم را اند. ادگار آلن پو، کسی بود که عناصر را کرد. او های و دیگران را و گفت که این ها دارند. این هم همینطور. در مصاحبه با مارکز از او بودند اثری که در رئالیسم جادویی دهد و او پاسخ بود که من نمی شما چه می گویید. من فقط را که اتفاق افتاده، ام و سپس که برایش افتاده و عینا در نوشته، است. را بوجود آوردند. من با مخالف نیستم اما به نظر من این در نمی و که روی جلد این کشیده شده با همخوانی ندارد. شاه آبادی: لطف که می این فراژانر است. اما داشت، جنبشی در آمریکا در شکل که حاصلش را به می شناسیم. به بود و تا قبل از آن های منحصر به های آگاتا کریستی و های آن بود که در فضاهای سربسته اشرافی می گذشت و رفته معماها تر می شد و آن ها را کشف می کرد و سرگرم بود که هیچ نوع محتوایی نداشت. اما این قاعده را شکست و های متن شد و در طرح پلیسی، را می کرد و محتوای ویژه ای را عرضه می کرد. کرد که های ترسناک ا ند. من هم های خارجی و ام که عمدتا را اند. تلاشی که من در این ام این بود که در دل دهم که می توان رفت و مضامین عمیق تری را کرد و مباحث شد. و جانی: می گویم از می توانم مثال ای بزنم. کارهای داستایوفسکی. او پاورقی که در فرانسه در نشریات معتبر تحت با هدف تیراژ روزنامه ها بالا چاپ می شد را جمع آوری کرد و آن ها را ارتقا داد و الان نمی های او را درگونه دهیم. و او به ای رفت که باختین بحث را از دل های کشید. در بخش از می که به غیرمستقیم هم به می شود؛ چندین و چندباره های حس را در می کند و او را به نویسندگی می یا در به در گرم و صمیمی شدن می یا در نوید به سپری شدن روزگار سخت و امیدوار می شود. آیا این بخش ها با هدف پیام های آموزشی در دل شده شاه آبادی: این کار، و دستیابی به مراتبی از بود. سعی می به های را به این جلب کنم. من ای را دادم که نیازمند است و برون رفت از آن ببیند، به خان به نمادی از می شود. به نیز در راستاست. اینچنین مضامینی به مخاطبان، در مدنظرم بود. جانی: بطورکلی ما در برخورد با دو داریم. عده ای که فقط را می خوانند و می کنند. و عده ای هم معتقدند که چراغ راه آینده ماست و فقط به کسب بسنده نمی کنند. کار شاه از نوع دوم است. اولین ای که رضا و با خان رشیدیه ملاقات می جالب است. آن ها پول پلویی کم می و می تو می دادی نه پنج به آن ها و می دهد. یا در ای که حسن خان را با قد و طمئنینه توصیف می کند تا به این کند. در کدام می به این شخصیت، اندیشه ها و ذهنیت حسن خان به کسی که و پرورش نوین در است را دهیم. اگر شاه مطالعه می آن را و به ماندگار می کند و تحلیلی پیش روی می دهد که به او می بخشد. مرزوقی: من هم پیش از این را در حد میدان و مجسمه ای می شناختم که در آن داشت. ولی با این متفاوتی از در ذهنم شکل و به او کردم. شاه آبادی: سعی در این را به بچه ها دهم به اینقدر در به قد او ام تا حس مورد به منتقل شود. او بزرگی داشت. مرزوقی: شاه کم نمی گذارد. ما فکر می چون ما است درک از را ما اما بچه ها در جاها از ما جلوترند و خوب است که شاه کم نمی و در دیلماج همان به می دهد که در این به می دهد. از دید به ما قدرت تجزیه و می دهد و دو دید در در به ما کمک می کند که دو به یک باشیم. نظرتان و نثر چیست؟ جانی: نثر کلمه مناسب در جایگاه مناسب، که نثر سخت و است نثر هوشنگ گلشیری و روان نثر از معاصر. این از نظر نثر است. اما از نظر ها به شدت شبیه هم شده اند و کلمات بکار می برند و تکیه کلام ندارند. در کمتر می شود. بهتر بود در این دو داشتیم و رضا و با هم داشت. از طرفی به نظر من است برعکس که دخترانه است. فضا به شدت است و در دخترها نیست. شاه آبادی: در حین کار می که کار شده و هرچه فکر می یک کار نشد. ولی که این چاپ شد و در زمان کوتاهی که از چاپش می بازخوردهای از آن گرفتم. مهم در کار این است که از کار روی کاغذ خلق می شود و در ذهن و تا زمانی که بازخوردی از ذهن به نرسد نمی داند است. یک اثر کمک به شدن یک اثر است و من از شما و همه دوستان تشکر می کنم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,گردشگری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت
نوحه‌‌های امروز، نقاط قوت و آسیب‌ها/ مرثیه‌خوان یا روضه‌خوان؟

نوحه‌‌های امروز، نقاط قوت و آسیب‌ها/ مرثیه‌خوان یا روضه‌خوان؟


به و (ع) است و ، زن و و سه رکن تصاویری است که در ذهن و خاطره هر کودکی شکل می بندد. در قبل از در از تا را که با چشم می و در های های رقم می خورد. از این رو، در این زده ایم بر و چیستی و چگونگی آن و و یا مدّاح: که ایستاده در پیش یا هیأت، به شعر، مدایح اهل بیت(ع) و مصایب را با می شود. مداحی به و و است و نشر ها در و به همه است و به در و در شکل دهی و نقش و ها و های و روح و در است و یک عشق و است نه یک و شغل. و است که اش و اهل بیت(ع) است. از آن جهت که بر صدا ، شعر ، اجرا و مخاطب متکی هرچه به آموزش های لازم، پختگی اجرا، تمرین پیوسته، گزینش خوب و پرمعنی و زیبا و بدیع و ولایی، مقتل های معتبر و منابع تاریخی، روی و مطالب اخلاقی، فکری و عقیدتی، پرهیز از غلو و و غیرقابل قبول که اثر منفی دارد، اهتمام ورزند، از دروغ و تصنّع و بازار گرمی بپرهیزند، خلوص و صداقت و مناعت طبع را فراموش نکنند، و از که شعر خوب از نظر مضمون، و در دل ها و می در و و و همه فهم تا در این به و های معصومین(ع) بپردازند. در از در و می شود و از غزل نیز برد و در زنی می کند و گاه با که با ذهن انس می کند که بر حال و و می گذارد. و هم دارد.در های هر بند از به شرح ای می و آن را با از و و وصف می اما در های بین دو شکل می و می و باشد. غلط های هم را که غلط و در اصل است به به کار می و این غلط از می که در از روی می و این شده است. از مدح است. به کسی می شود که به کار مدح و اهل بیت(علیهم السلام) می پردازد. یک به و که هم 20 نام که از می شود. مانند: گر، و... که همه این ها و شده است. اما از نظر یک است که های به دارد. که یکی از از و و با از است. به و شکل و های را و هم آن که می در آن از های و کرد. و از قرن شد و های را پشت سر که ها در این نمی از این رو به چند دهه می کنیم. در دهه 60 و با که منطقی طلایی پیشین است. در این فضای شعر با رجز و همراه است اما از دو پهلوگویی زمان و پهلوی خارج شده، چون ندارد. در این به شرایط جنگ یک مقدار شعاری می شود. در این کسانی که شاعری شان است به سراغ این می آیند و اتفاقا بعدها به شاعران قوی و خوب به ادبی معرفی می شوند. در این پیام، و شور در آثار و مجموعه ای از اصطلاحات جنگ، شعر می شود. هدف انتقال است و در کنار سازی های های بازسازی می شود. به به این ها می کرد که در دهه 60 و در بهبوهه جنگ خوانده می شدند: گلبرگ سرخ لاله ها/ در کوچه های شهر ما/ بوی شهادت می دهد/ یا: ای حرم و تربت خونبار حسین/ این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین/ یا: سوی دیار عاشقان/ رو به خدا می رویم/ رو به خدا می رویم/ ایم جان به کف و نثار جانان کنیم/ هستی خود به راه حق یکسره قربان کنیم/ در این ها مصراع ها کوتاه و بلند شده و فرم تغییر و هم روان تر شده است. تند، حماسی و شعر به سمت سادگی رفته است. اگر دهه 40 و 50 بود، این دوره، فرم است. فرم های در می شود و آنچه در می کند آهنگ و سبک است و بر و محتوا می کند. نقاط قوّت و های نوحه ها همواره محور و به روز می کنند. موسیقیایی هم زیاد در می شود، همه این ها بخشی از های است که از ها باعث بروز هایی بر هم گردیده است. یکی از های از است که وجاهت را تحت قرار می دهد. از های و خلق شعر از خود است که کوچک ترین دانش و اطلاعات اقدام به شعر می که این کار بر می کند چون غنای را که باید، دارا نیستند. معظم با به شناخت و تخصصی که خود در شعر و ادبیات و علاقه وافری که در این دارند، ویژه ای به و همیشه در این بر قدرت در و و مثال از وصف چشم و ابرو در انتقاد شدید که همین می رهنمون و باشد. در مجموع تاکیدهای چندین نکته شده از بر خلق و محک و پرمضمون ، عقاید اسلامی ، بر شعر روح انگیز ، به در شعر ، شعر در خدمت های انقلابی و با بر معقولات . شناسی به منظور جلوگیری از ورود از خرافات و تحریف به این ضروری است. و زدایی از این به هوشیاری فرهنگی نیاز دارد. بخصوص که سطح از ها به از ترانه های لس آنجلسی نزول و در ها این به حدی عیان است که عزادار به جای اشک ریختن و عزاداری، به افسوس خوردن ختم می شود و که بجای با های و تاثیرگذار مثبت، قلب را پذیرش والاترین انسانی و در و اندیشیدن مهیا کرد، هیجان زدگی و شور و هیجانی دور از و تعقل، بود که این فضا نه مجالی بلکه تاثیرات ناخوشایندی برجوانان گذاشت. ازینروست که گاهی بزرگ ترها را می بینیم که اظهار می که چند سالی است که در اینگونه شرکت نمی و ترجیح می دهند با گوش به های قدیمی در خلوت خود به که این مساله جای پیگیری و تأمل دارد. شکی که در به موازات شعور، شور هم لیکن نه شور بر شعور کند و نوری از معنویت مجلس بر آن نتابد. از های می به غلوّ آمیز کرد که عقلایی از توصیفات یک نوجوان هم قابل رد کردن که از آن می به ها کرد که آنچنان احساساتی می که از خود مطالبی عجیب را می کنند. هم توضیح و شرایط، صرفاً این مسأله را می که اگر طول سال را ولی در ایّام و اشک بریزید، گناهانتان پاک شد! که این هم از های ها و های چراکه از که هنوز به اندازه کافی و در این ندارند و دارای پایگاه اندیشه ای محکم به راحتی می توانند این حرف ها را باور و مرتکب شوند. از مصادیق های که در به چشم می آمد مرد به برهنه شدن شور و زنی بود. هم را به رساندن به خودشان می کردند که این کمتر می شود. و اما یکی از های شایع، شبه مداحانی است که به این کار نگاهی کاسبکارانه و با تعیین و اخذ مبالغ هنگفت پا به عزای امام (ع) می گذارند. حال آنکه واقعی این را به شغل برنگزیده و از از عشق به ائمه و به احساس خود پاسخ داده و در این راه گام نهاده است. شبه امروزی با از های پاپ و ترَنس و هاوس و هارد راک و آر اَند بی و کانتری و با اجرای پدِ زیر صدا با تکرار حسین در های دوضربی و چهارضربی با تمپوی بالا فقط و فقط به دنبال برانگیختن احساسات و شور درونی و هیأت ها و دسته های شان به کارناوالی شبیه است که سنخیتی با باشکوه و ندارد. پیام/
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
وضعیت نامعلوم شخصیت اصلی «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» در کمپ منافقان

وضعیت نامعلوم شخصیت اصلی «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» در کمپ منافقان


به تقریب، است که بار ها های جذابش از های مختلف سیما پخش شد و یک خوب پخش در سال 1393 آن شد. ای است که از ها او را می و اش را اند. عضو جدا شده خلق را روایت می کند. او لحظه اش را ضبط کرده و در واقع فیلمبردار خود است. و اش و در هستند. بعد از جدا شدن پسر و به و جذب می شوند. با های پدر و در پسر هم بعد از چند سال از جدا می اما در می ماند. می چون او پدر و اش می و می که ای و از ندارد. اما به ختم نشد. مهر سال 1396 خوش در ها شد؛ به در رفت و از جدایی کرد. مرتضی پایه شناس کارگردان کرد طبق تماسی که با پدر داشته و پیگیری هایش از سوی کمیساریا در آلبانی، این خبر صحیح ولی هنوز کسی را ندیده است. در روز های گذشته 4 انگلیس گزارشی از وضعیت در پخش کرد. این بازتاب های گسترده ای در های و جهان کرد. 4 جایی در خیابان های تیرانا پایتخت یک زوج را می کند که می مردم را نسبت به فعالیت های تروریستی فرقه رجوی آگاه کنند. این زوج ایرانی، و همسرش یعنی والدین که دنبال آزادی دخترشان هستند. به انگلیسی می که به آمده تا فقط بتواند یک بار را آنهم تنها 10 دقیقه ملاقات کند. پس از آن فیلمی آرشیوی از کمپ پخش می شود که با صدا و دستانی لرزان پدرش را به جاسوسی و همکاری با وزارت اطلاعات متهم می کند. در کمپ باقی مانده اما اینبار معلوم نیست که به اختیار خودش یا به اجبار سازمان.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
تبلور بینش عرفانی شهریار در دیوان اشعارش

تبلور بینش عرفانی شهریار در دیوان اشعارش


به از اساتید دانشگاه در و با و در است. از بزرگان معاصر، را هنرمندانه به دین دانسته اند و از این رهگذر هر و و ه ای از و دین را می در این جای داد. در و ادب های ذکر شده است که از ها به و سخن است. ها، رکن هاست. از این که با نامه ها و ها می به دست یافت. یکی از منابع و در این زمینه، الاولیاء عطار نیشابوری است که ضمن معرفی و بیان ها و اقوال منتخب، درونی و را نیز است. های این ها، با یا قول و فعل و از این از شده و به بی و می رسند. پس از این که آن به می و می کنند. در ها، به ای شده و در از و نیز می شود. از بشر و ... این را از سر اند. از ادب نیز از این پر و اند و نام و در ثبت شده است. چون و ... در به این درک و اند و -که از به است- رقم است. این از عشق و به عشق و اند. در نیز را می در این داد که با از عشق و به عشق و دست است. خود در می نویسد: هم در این ده سال با بحران ها و عجیبی که از نوادر مواهب و جز اهل سیر و سلوک واقعی فهم نیست، دست در گریبان بودم، زجری که اجرش را چه جای این که با عوض کنی؟" با نگاهی گذرا به در می که ما عشق و شور پرهیجانی را از سر است. او که از نظر کمیت بر عارفانه برتری دارد، نشان از وسعت این دارد. نیز مانند از عاشقان، با بی عنایتی معشوق روبرو می شود و تنها با توکل، که از اسباب دستگیری در وادی از این سخت و طاقت فرسا می کند. شناخت خود را از عشق در دوم حیات و در قالب های متنوع شعری قصیده، غزل، مثنوی و ... است. او را می به ای به روحانی پس از و او قلمداد کرد. به قول خود او: عشق مجاز غنچه عشق است در اولین مواجهه با مناجات خالصانه او را می خوانیم: دلم جواب بلی می دهد صلای تو را صلا بزن که به جان می خرم بلای تو را عشق و تلمیحات به آیات قرانی که در سرتاسر این غزل گنجانده شده از بینش و بندگی و سرسپردگی او حکایت می کند. توجه به این نکته که انسان، روزگاری را در نیستان سپری و بعد از آن به داغ فراق مبتلا شده اثر گرانسنگ مولانا ndash;مثنوی معنوی- را به خاطرمی آورد. اکنون که در محنت گاه به دام طوطی جانش به یاد هندوستان معنا و نگارستان جان و در آرزوی بازگشت به آن ناز و نعمت، چنین می سراید: مرغ باغ ملکوتم قفسم در نگشود که به گوش ملک العرش رسد فریادم یا: قصر غلمان و سراپرده ی حورانم بود آدم انداخت در این دخمه ی غم بنیادم در فوق، اندیشه های حافظانه و مولانایی به خوبی مشهود است. با مستمر آثار گذشتگان، از سرچشمه اسلامی و ایرانی سیراب شده و تجلی این بهره مندی از فیوضات را در او می یافت. و سوزوگدازی که در ایام از سر او روح و کلام او را چنان پالوده است که شعر او را های اش و شنیدنی است. در اجمالی ارادتش به لسان الغیب را بیش از می و بسامد و واژگان مشترک در این دو گویای این است که با حافظ و او پیوندی از سویدای دل دارد. همچنین با می که او به بینشی دست بود و از دریچه این های را با اصطلاحاتی چون شوق، محبت، خوف، طلب، توبه، وجد و ... معطر می ساخت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
هشدار محمود عباس در مورد تقسیم مسجد الاقصی

هشدار محمود عباس در مورد تقسیم مسجد الاقصی


به بخش در رام الله گفت: مدارک بر می ها نیز خود را در و به در در هستند. گفت که فلسطینیان، درباره با مقامات اردنی در حال رایزنی تا موضعگیری یکپارچه ای رجوع به بین کیفری و بین دادگستری داشته باشند. اردن با همکاری فلسطین، حفاظت از اماکن مقدسه قدس را بر عهده دارد و حقوق کارکنان و نگهبانان آن را پرداخت می کند. گفتنی است، از زمان اشغال شهر مقدس قدس در سال 1967 جریحه دار کردن احساسات اقدام به هتک حرمت با حمایت و همراهی نظامیان این می کند و در این مسجد، آیین های یهودی برپا می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
با بیش از 40 قرار به فرانکفورت می‌رویم

با بیش از 40 قرار به فرانکفورت می‌رویم


به گزارش خبرگزاری تقریب، کل مجامع، ها و های و در دو سال به و به و موسسات خواستار یکی از های به می است. در سه و سومین خود در فرانکفورت، راوی فراز و فرودهای است. از این رو با علی مدیرکل و های و های و گفت وگو کردیم. * در سه شدن است و به که کمی این با هم کنیم. شما را در دو سال می یکی از در ایشان همیشه می و جزو منویاتشان که و و به از از طریق منتقل شود. در ششم یکی از وظایف دولت و به سایر کشورهاست، این مهم جزو سیاست های و نیز گرفته است. با در نظر گرفتن اسناد بالادستی طرح و در معاونت و راه افتاد و آن تشکیل شد، امروز 4 سال از عمر این طرح می گذرد، ما که از از های و و را و در از کنیم. در سال 76 از بین بیش از 150 از این ها بود ، اما به از نقص در نشدند. با شده اند تا این ها را به های و کنند. * های با آیا از ما در دو و در و 2018 . با به نو طرح و آن در بین در این دو از ما بود. چرا که ما بار بود که طرح را در از می در بر 160 که آمادگی با قرارداد ببندند ، در نیز این به 50 بود. در مجموع در این دو ما با 299 های از سوی روبرو بودیم که اگر ایده آل نباشد، مطلوب است. طرف های نیز در نوع خود جالب از بازدیدکننده ها این پیش می آید که کشوری که کپی را امضا نکرده است ، کپی آثارش می کند ، این پروسه نوآوری هم می پرسیدند و ما می که کپی را و اثر را از بخرند، در آن صورت مشمول می شوند، ها هم از این پاسخ تعجب می قبول می و هم نمی پذیرفتند. از ما از سال ها پیش طرح های خود هایی از شان را راه انداخته اند ، به نظر شما طرح چه جذابیتی نسبت به آن طرح ها دارد؟ طرح ما دو یکی بیرونی که همان کمک به است و غنای و است که یکی از برگ های برنده ما در کوتاه مدت یا میان مدت در طرح است. ما با اتکا به این می توانیم گوی سبقت را از برباییم، علی رغم به لحاظ قدمت و کمتر ایم ، البته نباید منکر شد که رقم هم جاذبه ایجادمی کند ، ما رقم خود را بروز کنیم، تا بتوانیم همچنان را حفظ کنیم. در دو که طرح شد ، در ملی جمهوری مستقر بود، این استقرار در چه مناسب بود؟ فضاهای هر چه وسیع تر، مرتب تر و با امکانات تر ، هر چه های بیشتری در آن ها برگزار شود، موثرتر خواهند بود ، اما در عین حال مسئول در نیز تاثیرگذار است،البته این نکته را نیز در نظر داشت که همه نیز طرح باشند، نماینده در در آن واحد می تواند یک نفر را پاسخگو باشد، ما از است که طرح ، این است که های خود نقش آژانس های را ایفا و اهتمام ویژه ای در طرح و برقراری تعامل با همتایان خود در کما در داخل هم کافی نیست ما نگاه فراغرفه ای هم باشیم. * در های بین مثل و چقدر به طرح و پیشبرد آن کمک ما در در یکی از های بین در نشستی به طرح پرداختیم، در این تمامی که طرح داشتند ، طرح خود را ما با در این رسما به جمع که دارای طرح هستند ، ملحق شدیم. تا پیش از طرح تعدادی از در فضای نشر بین الملل ، صرف نظر از این دوستان که با طرح از این طرح نیز استفاده می کنند، خروجی این طرح از در این دو بدست آمده است. * از های در پیش رو بگویید؟ امسال ما های مختلفی داریم، تلاش می رویکرد سال قبل را با حجم های ادامه دهیم، بر این اساس 40 تنظیم شده تنوع کننده در این قرارهای زیاد علاوه بر آن در دو در های بین نیز تدارک دیده شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!

روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!


به را می یکی از های که سال ها پیش با فصل دوم یک شهر و های شب تب سرد و راه بی را که از در ذهن شکل بود و را با قصه های خود همراه سازد. بعد از مدتی پشت دوربین قرار و در خود از های اش و رنج را سوم کرد. که قصه ای تلخ با داشت و زوج کامبیز دیرباز و سام به خوبی از پس اجرای آن برآمده بودند. از هفت سنگ سخت دومین این در یک بزرگ بود. هفت سنگ کپی ای از یک خارجی بود که اصل آن، به لب می اما ها از بود و به طور کلی هیچ نداشت. و تا در گسل به قلم و اش است و می دهد هر چه راه و این به سمت است. گسل که این از آی و در حال پخش بار 1396 از یک روی رفت و به های اش سر و به پا کرد. یک گسل گسل قصه یک به اسم با است که در سمت در یک به نام و های پاک کار می کند تا به یک می دهد. او اما رو دست های پشت نمی و به مدد اش با سام در پی های و است و در این های می شود. از نام ها و های و حرف های در زرق و برق طنز است که یک حرف ها و ndash; اش در عین دور ماندن از گزند سانسور و یا برچسب خوردن به حمایت از گروهی می کند. این است که رساندن گسل به سر منزل مقصود برگزید اما به سبب آنکه این در نوع خود از های تلویزیون بود باز نتوانست بی حرف و حدیث و منتسب آن به این و آن مسیرش را به آسانی طی کند. در حقیقت در اندک که به مسائل و روز جامعه می پردازند، گسل تر و شجاعانه تر عمل کرد و خط قصه خود را بر این دست معضلات و انتقادی به آن ها بنا گذاشت و حواشی و داستانک های دیگری چون عشق و دختر را هضم راحت تر حرف هایش چاشنی اثر کرد. اسطوره های نیمی از کاراکترهای گسل به ویژه نقش های مثبت آن، آدم های دل و گاه حتی با بلاهتی هستند که به در دردسر می افتند و دردسرها های در ایجاد می کند. این ویژگی از شخص اول یعنی آقای تا و دخترش نمود دارد. این نوع در راستای و به منظور نشاندن لبخند بر لب عمل کند اما با نگاهی دقیق تر و طبق تعریفی که از در طول به بیننده ارائه می شود، پذیرفتنی نیست. در واقع یکی دانستن پاک دستی با بی تدبیری و سبب می شود که پنداشتن و در سخت و البته لوحانه به نظر برسد. سام که می شناسیم سام که در رنج به عنوان یکی از دو قصه حضور داشت، در اینجا هم نقش محوری دارد. روزهای نخست حضورش در قاب را بیشتر با در نقش های منفی و مرموز رقم زد اما پس از رنج بود که از شکل در ذهن مخاطبانش و توانایی خود را در ایفای نقش های داد. مسیر تازه آنقدر او خوش یمن بود که تا آن را حفظ و در این راه به پختگی رسیده است. در گسل نیز درخشانی، نقش ارشیا را می کند؛ مثبتی که ضمن هایش، همانطور که اشاره شد گاه شدیدا پخمه است و رفتارهای ای دارد. نقشی که با اغماض می آن را شبیه نقش که از این بازیگر پیش تر و پس تر در پژمان یا سینمایی خوب، بد، جلف دیده ایم. در نهایت آن که می گفت با همه ظرافت های پیش گفته، این آی انتخابی و سنجیده است و غیر اما آی را با یک خوش ساخت و پر از های شیرین و طنزآلود و متن منسجم و دیالوگ های جذاب، سرگرم و قدرت سازان را به نمایش می گذارد. مهرآوه مسعودی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
اگر کنار هم باشیم، هر تحریمی را به فرصت تبدیل خواهیم کرد/ دروغ می گویند که هدفشان از تحریمها مردم ایران نیست؛ ملت ما را هدف گرفته اند

اگر کنار هم باشیم، هر تحریمی را به فرصت تبدیل خواهیم کرد/ دروغ می گویند که هدفشان از تحریمها مردم ایران نیست؛ ملت ما را هدف گرفته اند


به تقریب(تنا) به نقل از پایگاه اطلاع حجت و حسن یکشنبه در دیدار صمیمی با جمعی از اساتید و فعالان با به "برای پیشرفت، از و ملی گفت: به و و داد. با از آغاز کار بخش از خود را صرف افزود: از به داخلی، خارجی، فرهنگی و را نیز اما از آنجا که را صرف بخش کرد تا را در این به حالت بازگردانیم. با به در این در از ها های به دست و در ها ها در سطح افزود: با به و تبیین های بلندمدت دستیابی به رشد 8 درصد، به جذب داشتیم؛ در 4 سال به طور بیش از 4 رشد سالیانه که اگر چه خوب بود اما با هدف شده داشت، اما در و جذب برآیند کلی بود و رقم جذب در این 4 سال 1.8 دهم بود. اظهارداشت: در توفیقات نسبی و به رقم خالص شده در سال اندکی کمتر از 800 هزار شغل اما با این باز هم در رفع را نمی و به داریم. با از را صرف و داد: در این هم به و رشد زا کرد و هم در در و و گام های و یکی از این دو شود. کرد: ما این بود که را که از کار به و آن را نیز تا کنیم. در این را که مجبوریم مقداری در آن و مراقب چرا که موانع راه از بود. کرد: ما در سال های 90 و 91 دچار یک بزرگ شدیم، اما از آن بکنیم و در متاسفانه و فساد بوجود آمد. بجای از ها بخشها و نهادهایی را به خیال می با کمک را حل کنیم. در بخش ما از رو حواسمان را جمع تا کالاهایی که در بخش تولید، نقش و تأثیری نداشته و مصرف عامه نیستند، در نباشد. با بر از در سال های 90 و 91 گفت: مثل سال های 90 و 91 نیست، چرا که آن ما از سوی سازمان ملل و براساس قطعنامه های امنیت تحت یک عمومی، از جانب همه و در شده و در سیاسی تنها مانده اما این طرف و که شده است. کرد: به جز چند در را و از یک بین و های بین است و این را سخت می کند. اظهارداشت: با این از پیش رو به و اگر عمل می از این به نفع کنیم. کرد: ای که به آن هاست. به یک بخش تا را از دست آن کند. ها و در که به و کمک به است و اگر ما یک بخش این از دست شد، چرا که به بخش سخت تر از به به بخش است. با بر بخش به طور جدی کرد: هم به بخش کمک کند و در این به را تا از ملی کنند. با به در نظر جمع و می گفت: به نظر جمع عمل کنیم. به در ارز ارز را تا که در هر سال چه داشت. در هر که به بخش و به بخش در ارز در سال های تا تر از کنند. با بخش را افزود: یکی از که آیت بعد از جنگ بخش بود و پس از آن نیز با و ابلاغ های کلی آن را به شرط صحیح، انقلاب توصیف کردند؛ اما این شد که ما عملاً یکسری غیرتخصصی را به میدان و های را در دادیم که را هم کرد. داشت: مناسبی در و در جلسات و جلساتی که دارند، به دستگاه ها می کنم که های زیرمجموعه خود را هر چه سریع تر و حتی از تعیین ام تا در سال های 97 و 98 تحت نظر خود را به بخش کنند. کرد: در روزهای عالی قوای سه گانه نیز با نظر و به منظور بررسی پیش روی های به بخش شد. کرد: دوم پس از گری های است. الگوی رشد را می بینیم، در می یابیم که تا که را در پیش نگرفتند و های ملی شان را به روی جهان باز نکردند، موفق نبودند. گفت: کلی یک و یک است و تفصیل ندارد، اگر این را گرفتیم و می را متحول کنیم. با به بخش تر از در گفت: به دوستان خود در گفته ام و می گویم که با بخش مشورت کنید، چرا که شما به واسطه تحصیلات آکادمیک و در پست های مدیریتی در این سمت ها دارید و این فرق با کسی که خودش در و کار و تجارب را کسب است. با بر از بخش اظهارداشت: در طرح های هر چه قدر با ها به برسیم و در نهایت از بخش دعوت کردیم و از راه حل خواستیم و خود را کردند، دیدیم که حرف و حتی معکوس آن چیزی بود که بخش می گفتند. با به تسهیلات و خریداران مسکن در فرسوده، گفت: بخش می در نیز نقش بسزایی ایفا کند و می بایست خود را در چگونگی کند. با به در ها با کشورهای مختلف و همسایگان ریزی و های گسترده ای است، داشت: انعقاد قرارداد با اتحادیه های منطقه ای و ها و با بوسیله پول ملی در این بوده و امور را تسهیل می کند. کرد: ما را و گرنه پیشرفت نمی کند و ها را نیز بگشاییم. افزود: از های نمی در کنند، خوشحال و با خوشحالی اعلام می که فلان از رفته است و تصور می که اگر یک شرکتی برود، دوباره نوبت به رسید؛ در حالی که نباید اشتباهات سال 90 و 91 در تکرار شود. با به ضرورت به و کسب و کار، گفت: با کسب و کار و و ایرانیان مقیم از جذب شد و اگر به ایرانی، نسبت به اش بدهیم، حائز اهمیت است. داشت: یکی از مواردی که در سه قوه دنبال می این است که که از هستند، بتوانند، بیایند و در کنند. داشت: از مانع رشد و این را از میان برداریم و مقرراتی که را کنیم. کرد: اگر همه دست به دست هم و با هم مشارکت و باشیم، می به نفع ما و اگر از هم بگیریم، ها می به ضرر ما شوند. کرد: از هم و یکدیگر را یاری و بخش می توان با خود دشمن را کُند کند تا از این که کمی دشوار شده عبور و را به تبدیل کنیم. پیش از سخنران ، شافعی بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با از موضع گیری هوشیارانه در خروج از برجام و و بخش از این خواهند بر لزوم به منابع، ها و های و جلوگیری از فرار یا انحراف به بخش های غیرمولد کرد و گفت: در مدیریت بازار است و بخش تا پیشنهادهای در این را کند. رضا خیامیان مدیره انجمن سازندگان تجهیزات نفت با به توانمندی بالای نفت در سطوح پایین دستی، داشت: بخش در نفت به طور کامل آماده نیازهای است و این به جوانان و صنعتگران است. وی داشت: بخش با در کسب و کار بیش از پیش شود. علی فاضلی اصناف با حل در جدید همه دست به دست هم دهیم، گفت: اگر های اصل 44 در سال های به تدریج و به می شد، با بسیاری از مواجه نبودیم. وی با پیشنهاد کمیته مشترک سه و تسریع فرآیند های به بخش خصوصی، خواست که به در گردش توزیعی بیش از پیش کمک شود. فرشاد مؤمنی عضو علمی دانشکده دانشگاه علامه طباطبایی با اقتضائات جدید، های ویژه ای بنیه ملی می طلبد، خواستار و ذیربط در محدودیت کالاهای لوکس و تجملی، مبارزه با فساد، قاچاق، و عدم در مناسبات و بسط های شغلی مولد در شد. محمدرضا انصاری تشکل های مهندسی، صنفی و حرفه ای نیز از های تبصره 19 قانون بودجه طرح های نیمه را موجب جهش در اشتغال، کرد و داشت: بخش همراهی در بهینه طرح های را دارد. بهمن عبداللهی تعاون ایران، با به در یکسان نرخ آن را و باعث ثبات در محاسبه نرخ شده کرد و افزود: توانمندسازی بخش و تعاونی با از قانونی از در ها، این بخش ها شوند. خانم فریال مستوفی کمیسیون نیز با بر بخش و سکاندار گفت: بازرگانی با مراجع بین المللی، در حال شاخص های در ملی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و