صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب حافظ



​یار دبیرستانی بیژن الهی در آمریکا درگذشت

​یار دبیرستانی بیژن الهی در آمریکا درگذشت


به (ایبنا)، در گفت وگو با ضمن این خبر کرد: من از اسدی پور که او نیز ساکن آمریکاست، شدم که روز صبا در یک در فوت است. این در صبا گفت: صبا از و از است که چند و یک از او شده است. و دو که و از دو آل و است از آثار به جا مانده از این شخصیت ادبی است. وی ادامه داد: همچنین از این پژوهشگر کتابی به نام دو گفتار شده که از سوی انتشارات آوانوشت راهی بازار نشر شده است. صبا پیش از رفتن از در خیابان تجریش داروخانه داشت اما آن طور که در آخرین خود آورده، تنها دلخوشی او پدر و مادرش بوده است و بعد از فوت آنها ترجیح داده که به برود و به خواندن بپردازد. صراف در توضیح یاد صبا گفت: هنوز از سوی نزدیکان و خانواده یاد صبا خبری اعلام نشده است اما به احتمال زیاد پیکر او در به خاک سپرده خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
​تابلوی نقاشی شهیدِ راپل‌کار به خانواده‌اش اهدا شد +عکس

​تابلوی نقاشی شهیدِ راپل‌کار به خانواده‌اش اهدا شد +عکس


به در سال 1363 در متولد شد. وی در دانشگاه امام حسین (ع) در رشته به و کل و بود. این بود و در و داشت. در ماه 1392 به شد و در 26 (س) گرفت. حرم ضمن از تابلوی نقاشی این والامقام را به اش اهدا کرد. پدر همسر طی این گفت: اهل تقوا بود به طوری که دیگران پشت سر کسی غیبت می کردند او سریعاً موضوع بحث را عوض می کرد. به طور کل آدم کم حرفی بود. به خانه ما می آمد و شب اینجا می خوابیدند یک ساعت قبل از اذان صبح بیدار می شد و نماز شب می خواند؛ اما زمانی که متوجهِ من می شد را به خواب می زد. مواظب لقمه بود به حدی که اگر جایی به ناچار غذا می خورد و به خمس شک خمس آن را می کرد. ما بسیاری از مهارتهایش را تا زمان نمی دانستیم. تصاویری از این را مشاهده می کنید:
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تجلیل از حافظان کل قرآن در نماز جمعه تبریز

تجلیل از حافظان کل قرآن در نماز جمعه تبریز


گروه قرآنی- دو نفر از کل در بین الصلاتین نماز جمعه این هفته تبریز تجلیل شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
گوته یک فرد نیست یک گفتمان است/ گوته با جسارت به تابو‌ها پرداخت

گوته یک فرد نیست یک گفتمان است/ گوته با جسارت به تابو‌ها پرداخت


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) هفتگی شهر که عصر پنجشنبه(26 مهرماه) شد به نقد و پنج اثر از و علی و در این سخنرانی کردند. پنج اثر از با به تازگی به همت نشر منتشر شده و در آن دو شورانگیز و یک با و دو معروف از گوته، و ادیب نامدار برگزیده و شده اند. ام با به خود است اثر، در این به توضیحاتی و اش با و گفت: من با به خود است و هشت سال است با می کنم و از در دارم. که را می کنم سعی می کنم به متن وفادار بمانم و به ای می کنم که زنده است و این اثر را می بیند. وی که علاوه بر این کتاب، از و های ، و خویشاوندهای را در کارنامه اش دارد، چرا و را گفت: به که به دست یکی از و رسید. او در این از دید را و و رنج ها، و را در این به بود. این در کرد: من در آن کم و بیش با اما به این در من به شوق شد و به بپردازم. چراکه هیچ از شاعران و نویسندگان به اندازه در کردن در جهان نقش نداشته اند. با شوق و که به با به شدن کمک کرد و ما دِین او را ادا کنیم. با به ها وی افزود: بعد از با شدم و تعدادی از او را کردم. و های من بود. این مرا تحت تاثیر داد چون نیمی از عمرم را در مهاجرت بسر بردم. این به ای است که در عصر کنونی می کند. 30 ای جذابی در این وجود که در آن انقلابیون و ضدانقلابیون را مقابل هم می دهد. در این چند کوتاه و نیمه بلند شده است. طرح که در به یک شده را دارد. در به که از کرد و آن داد: بعد از آن های را که یکی از نوع بشر و بین خرد و را به می کردم. این بار و سیر و آن ها را کند و به های است چون و حاد است و من این را به می کنم. بود این افزود: بعد از این را با سبک های کنم. پنج اثر از ای است که و های را از می دهد. دو و را کردم. و از و ها و می کند و و اما در و را به می نیز و و را با کم به می کشد. به گفت نیز و های را به خود است و که در حق در این ها به بکشد. نو و ملوزین نو، دو انگیز اند که قوه تخیل خواننده را به پرواز آورند. تالیف بیش از 80 وی در با بود، گفت: نمی به از برسیم که از های در آن نباشد. و تا به حال بیش از 80 به های شده که بسیار آور است. از خبر داد و گفت: تا ماه را به رسانده و به نشر تحویل می دهم بعد از آن هم به دو رمان مربوط به سالمندی که حجم در دو فارسی دارند، می پردازم. می با یک غول دست و نرم می سخنران این یک جرات می به بپردازد، گفت: در آلمان، شخصیتی استثنایی چون شرایط متفاوتی است. او در خانواده اشرافی رشد و تا 85 سالگی می کند و با دربار ارتباط دارد. در مقام بالایی و در همه شهر می نامی از شنید. براین اساس می بدانید که با یک غول دست و نرم می کنید. این و در به در کرد و گفت: من از سال ها پیش، که در زندگی، تحصیل و کار می کرد وی را می شناسم و می دانم که او با و و مقامش در دارد. او بر متمرکز شده و به نویسنده نمی پردازد و را از جهات می کند و را محدود به آثاری همچون نکرده است و ما گوشه از را نمایان که خیلی اش اطلاعات نداشتیم. را بین دو غرب و شرق می این منتقد و سیاهی چسبناک شب را فردی چندوجهی کرد که به های پرداخته است و گفت: در اصل است و در این از است. را بین دو غرب و شرق می و گیری در همه به چشم می خورد. هم بوی هم بوی آسمان، کیپ ابر در به شده از سوی کرد و گفت: او در را کرد و با این ابتدا شناختی از به داد سپس شناخته شده رفت و های کوتاهی از او کرد که ما با آن بودیم. به اعتقاد قاضی و جلادش کار مهم است که او این و خواندن این ها را روان کرده، که هم بوی و هم بوی کلاسیک. او جمله بندی ها را نمی شکند ولی با واژگان مناسب، حس بودن را به منتقل می کند. یک فرد یک است علی عبدالهی، و آلمانی، نیز در این به فقدان از های کرد و گفت: ما های ای از داریم و توجه بیشتری در تولید یک در این گیرد و های در این ارزشمند است. شاعر، قصه گو، نویس، نظریه مشاور و دستیار حاکمان، محقق در طبیعی و فیزیک، سفرنامه و فیلسوف است. یک فرد یک است؛ و و فردوسی و او دارد. سکوت من اریش فرید با کسی می خواهد صحبت نمی داند جنبه اش حرف بزند، افزود: بازتابنده و روح بود و تبیین گر اروپایی، کنجکاو، کننده تمام ابعاد و واکاونده عوالم درون انسان، ابزارساز و هوشمندی است که می تواند خرد ابزاری را به خدمت ساخت نهادهای درآورد و مدنی که ما می شناسیم از دل فاوست آید و این کار بزرگ است. بااینکه همه این کارها را به طرز عجیبی علایق ای و امروزه برخی در رنگ شناسی چندان چون علم های است. های داد اکنون دو هیچ، نیچه یادآور شد: های داد. این جست وجو از با یونان و روم شروع شد و با اساطیر و های مقدس و با فرانسوی و اسپانیایی و سفرهایی که به یافت و به سروده های رومی که است و نگاه به تاریخ و در سال های عمرش به با شرق و و و در خلال مطالعه های های موجود را بشناسد. های هرمان هسه شیلر، را شبیه شخص به از هم زبانانش نامید و گفت: آن ها دو دوست جدانشدنی و متضاد بودند. شاعری خوشبخت بود اما شیلر برعکس او بود و جوانمرگ شد و بعد از مرگش احوالاتش در دیده می شود. به گفته در پنج اثر از می و را بینیم. گفت و علی اصغرمحمدخانی نیز در این ضمن و آثارش به دویستمین سال انتشار در سال 2018 کرد و گفت: به این مناسبت سال میلادی به گفت و می پردازیم که به گفت وگوی شرق و غرب هم محسوب می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دانشنامه «حافظ و حافظ‌پژوهی» رونمایی شد/ خرمشاهی: درباره حافظ پرنویسی کرده‌ام

دانشنامه «حافظ و حافظ‌پژوهی» رونمایی شد/ خرمشاهی: درباره حافظ پرنویسی کرده‌ام


گروه ادب ــ در گفت: بسیار پرنویسی کرده‌ام و دانشنامه‌ای که نوشته‌ام بیش از 1700 مقاله دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
عوامل ماندگاری حافظ/ پیش‌داوری؛ لطمه‌ای بزرگ به ماندگاری متفکران

عوامل ماندگاری حافظ/ پیش‌داوری؛ لطمه‌ای بزرگ به ماندگاری متفکران


گروه ادب ــ یک استاد در با به گفت: پیش‌داوری یکی از عواملی است که لطمه بزرگی به یک متفکر وارد می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
کمبود محافل قرآنی بانوان در یزد/لزوم حمایت از استعدادهای برتر

کمبود محافل قرآنی بانوان در یزد/لزوم حمایت از استعدادهای برتر


گروه قرآنی- و یزد با از بانوان در گفت: یزد استعدادهای برتر زیادی در زمینه دارد که در صورت حمایت در کشور خوش خواهند درخشید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
هفت قاری و حافظ قرآن کریم البرزی برتر کشوری شدند

هفت قاری و حافظ قرآن کریم البرزی برتر کشوری شدند


کرج- ایرنا- و گفت که هفت تن از و این در چهل و دوره مسابقات سراسری قرآن کریم موفق به کسب رتبه های برتر شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
برنامه‌های کلان قرآنی از تفکرات سیستمی برخوردار نیست/ هزینه مسابقات، خرجِ آموزش شود

برنامه‌های کلان قرآنی از تفکرات سیستمی برخوردار نیست/ هزینه مسابقات، خرجِ آموزش شود


به رسیدن به است. به ها، هر بلندمدت، مدت یا مدت باشد. در های و و سند رشد است. می نقش در کمک به از یا تشخیص فرصت های پنهان ایفا کند. این به پیش بینی و ساختن تا حدودی کمک می کند به است بین که و که می برویم. این آن است که در و به آمد. او است های و طرح های را عدم و در است که برخی از آن سالیان متمادی در حال است. در ادامه گفت وگویی که این با تسنیم است را می خوانید: *** بازار این روزها گرم است و رسانه ها ابعاد آن را بررسی و نقد می دهند. مسابقاتی که در حال حاضر آن را می کند و هرساله شکل و شمایل آن تغییر می کند. در وهله اول این پرسش مطرح می شود که چه نقشی در توسعه های دارد؟ ما از های و می بحث را پیش ببریم. به طور کلی است به دو بخش می شود. یکی بخش و یکی بخش محتوایی. بخش است که آن را در به می کند می این شکل از حیث و به سال های یا نباشد. بخش و است که گیرد. ما از این و طرح چه داریم. در طرح های که گیر های شده است و به را خود عدم از است. که ای، و شده است و در آن ندارد. و در طرح ها در آن و این و است که بخش از هدف که و را می گیرد. شما می زنم. در اگر را در و هر بر سر یک نظر و و این از و که شده می گیرد. پیش از شود و طرح را و کنیم. ما و که در می چه ما چه و به ایم. طرح ارزیابی را پیش است که نفس کار پسندیده است به نظرم این طرح هم شکل شد و از محتوا شد، چراکه به موضوع، عمیقاً پرداخته نشده است. من بر این باوم که شوند؛ شما ورزشی را ملاحظه کنید. همه ورزشکاران تا یک حدود و ای با هم بالا می آیند زمانی که سطح ها به پایان رسید، از یکدیگر جدا می و جایگاه هر ورزشکاری می شود. ما در مباحث دانشی قاریان، هیچ نکردیم؛ در این مهم و حیاتی است. از ظاهر خواندن و تجوید فاصله بگیریم. 10 سال شد که شود به کجا رسید؟ هیچ از نهادهای قرآن، این کار را ندادند. قاریانی که مدام تبلیغ به کشورهای می روند نمی توانند با عرب زبانان صحبت کنند. این یک عیب است. های ندارد! *** نوک پیکان انتقادات، و خیریه را نشانه است و هر کسی از هر سویی همه اشکالات و ایرادات های به خصوص در مبحث را متوجه می کند. آیا فقط در این مقصر است؟ که در های ندارد، است. در بحث به عوان شاخص و معرفی شده است به موازات اوقاف، نهادها و دستگاه های دیگر نیز این را پیش اند و هر از یک رویه، شکل و راهبردی را می در این در نظر شود تا از موازی ها شود. جالب است که مخاطبان همه این یک نفر است که از جوایز و هدایای همه برخوردار شود در متعدد، شرکت می کند. چند از در پژوهش های ورود اند و حرفی گفتن دارند؟. چند از و در های مقاله نوشته اند؟. سوی با که با اراده خود این کار را داده اند نیست؛ بلکه روی با عموم است. را 5 سال *** شما چه پیشنهادی بهبود اوضاع های و به دارید؟ من در نیز دادم که به مدت پنج سال شود و آن، صرف زیرساخت ها و شود. در دوسال اول می در و پرورش خرج شود و بیشتری باشد. در فرمول دارد که همگانی است و به درد عامه مردم می خورد؛ در انحصار زیاد شده است. شما نگاه کنید، در هر طرحی که دست می گذاری، ردپای تعدادی پیدا می شود. مثلاً که در در جشنواره ها و نمایشگاه ها نیز مسئولیت دارند. می خواهند به از بروند سخن از رادیو و تلویزیون به می آید، این افراد هستند. واقعاً با این انحصاری، کار پیش نخواهد رفت. من حاضرم با بسیاری از این عزیزان که بعضاً از دوستانمان مناظره کنم. که در کارهای دارد، نادیده گرفتن است. اگر را به بشناسانیم، کرسی های اخلاقی و در راس گرفت و منبر این در جهت پیشبرد تاثیرگذار بود. در هفته 500 در می شود که باسابقه و مبتکری این را هدایت می کنند. چنانچه نهاد و مستقلی، ای و طولانی مدت این و را به صورت بین کنند، چقدر با ادبیات مشترک در مسائل هم نظر می چه بسا که از پتانسیل موجود استفاده نمی و از سرمایه های غنی بی بهره هستیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تروریست‌های جیش‌الظلم به اهداف شوم خود نمی‌رسند/ پاکستان اجازه لانه کردن به تروریست‌ها در خاک خود را ندهد

تروریست‌های جیش‌الظلم به اهداف شوم خود نمی‌رسند/ پاکستان اجازه لانه کردن به تروریست‌ها در خاک خود را ندهد


نذیر نماینده و بلوچستان در رهبری در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری با شدن از در مرز ضمن این داشت: و غم که روز در صفر در به از همه با به شدت است. با بین را نمی و همه آن را می گفت: ما از مسئولان می بازگرداندن این عزیزان نهایت سعی و تلاش خود را به کار گیرند. این عضو در عین تاکید کرد: ما از حکومت نیز می بیش از این به گروهک های تروریستی که در خاک این لانه کرده اند ندهد از خاک آسیب زدن به و ما استفاده کند. وی متذکر شد: اگر اینکار مصمم نیست دهد نیروهای ایرانی وارد مرز شوند و این ها را از بین ببرند. تصریح کرد: هایی که مرتکب این جنایت شده اند باید بدانند هیچ گاه با این شرارت ها به اهداف شوم خود که اسقاط یا تضعیف نظام است نمی رسند و فقط کارنامه خود را سیاه می کنند. انتهای پیام/
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
قصه در تقویت حافظه و تخیل کودکان تاثیرگذار است

قصه در تقویت حافظه و تخیل کودکان تاثیرگذار است


با بر قصه در و کودکان، گفت: قصه گویی در پرورش فکر و تربیت کودکان نقش بسزایی دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
عرفان بی‌سلوک دروغ است/هرگز کسی را تکفیر نکرده ام

عرفان بی‌سلوک دروغ است/هرگز کسی را تکفیر نکرده ام


فلسفه گفت: را و کرد. با و دو تا شعر خواندن و پای درس اسفار نشستن، آدم عارف نمی‌شود. پس من را نفی مطلق نمی‌کنم؛ را می‌گویم غیر از دین است، بی‌سلوک دروغ است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
رسیدن به اخلاق قرآنی؛ هدف حافظ نوجوان/ بزرگ‌ترین آرزویم تعجیل در ظهور امام عصر(عج) است

رسیدن به اخلاق قرآنی؛ هدف حافظ نوجوان/ بزرگ‌ترین آرزویم تعجیل در ظهور امام عصر(عج) است


گروه - کل گفت: خوب برای پدر و مادرم باشم و با تحصیل خوب و رسیدن به اخلاق اسلامی و جواب زحمات آنان را بدهم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
علمای اهل‌سنت شرق و غرب کشور گروگانگیری حافظان امنیت کشور را محکوم کردند

علمای اهل‌سنت شرق و غرب کشور گروگانگیری حافظان امنیت کشور را محکوم کردند


به گزارش خبرگزاری تقریب، بامداد از و هنگ که در پایگاه مراقبتی در صفر (میرجاوه) با وتبانی عامل یا نفوذی های ضد شدند. در این راستا جمعی از علمای اهل سنت شرق و غرب در گفت وگو با خبرنگاران گروگانگیری را به شدت کردند. خدایی: شدن از سوی است عبدالرحمن در گفت وگو با در در به شدن از و در صفر (میرجاوه) داشت: این تلاشگران و که در صفر (میرجاوه) از سوی فتنه و های شدند. وی گفت: شدن و کش در صفر و و از سوی می شود و از حق تعالی می همه را کند. کرد: و سبزپوشان جان برکف انتقام این ها را از و این مسببین و قسم خورده را به سزای عملشان رساند. افزود: شدن و صفر و ها از نظر است دست به زده و را می کند. کرد: همه ملت با و در و اجازه هیچ گونه تعرض و سوءاستفاده ای را به ندهند. سلامی: های کور خللی در های نمی کند نذیر احمد در گفتگو با در ضمن شدن از و در صفر در داشت: شدن از و که صبح در مرز پیش آمد از نگاه هر انسان با وجدانی است. و در داد: به دلیل در آستانه سال است دست به جنایاتی می زند. وی با با خرابکاری های امسال نیز جشن با شکوه جشن شد کرد: به بر این است که ملت جشن هستند. کرد: اگر جشن با شود بود چرا که در حال خود را تا با این جشن را بگیرد. و در کرد: از و در صفر یک از است که از ما رقم زده تا با این کار را کند اما کور چون به هیچ پشت را نمی کنند. وی با به از با فروپاشی است، افزود: در رسیدن به خواسته های شوم خود ناکام مانده و شکسته اصلی با کسی که به خود نرسیده است. را در رابطه با و کرد و گفت: این ها است اما نباید نگران چون های است و با این تهدیدها با کارش را می دهد. سنندج: شدن و در صفر "ناجوانمردانه" بود معروف در گفت وگو با در داشت: شدن از و در صفر (میرجاوه) و مذبوحانه بود و ضعف و در جبهه های مختلف را می دهد. وی گفت: و در آن صفر به جز حراست از و حفظ کشور، هدفی دیگر در صورتیکه این کار نیز هدف مشترک کشورهاست اما چشم دیدن و آسایش کنونی را ندارند. کرد: های ضدانقلاب و ترویست ها چون در صحنه های سیاسی، نظامی و تبلیغاتی با شده اند و نتوانسته اند به شوم خود برسند، می با این حرکات در اما هیچ گاه موفق نخواهند شد. وی افزود: این ضدانسانی از سوی ها از ضعف و و عظمت است و و حامیان بدانند که آنقدر مقتدر است که با نمی خدشه ای به کنند. خطاب به های داعشی کرد: اگر قرار باشد با در و کوچک ترین ضربه ای به و حافظ برسانند، پاسخی قاطع و دندان شکن گرفت. دهانی: های های عبدالغنی در گفت وگو با در با اقدام های مبنی بر از و در مرز داشت: متاسفانه صبح با خبر شدیم که از و در منحرفی که استعمار است شده اند. اهل سنت داد: پشت سر این ها های و دلارهای نفتی عربستان که به رعب و وحشت در بین است. وی با این ها می با اقداماتی را از با بترسانند کرد: مردمی که در مرز نگهبان هوشیارتر از این که بخواهند با این از با و پاسداری از مرز دلسرد شوند. وی کرد: از بدو هزاران داده همچنین این ها بارها تلاش اند تا اما همواره با هوشیاری نقشه های با شده است. با در نظر تا جشن را گفت: از و انتظامی می تا مقتدرانه در این و همان طور که پس از در اهواز به درس دادند این بار هم به آن ها گوشمالی دهند. وی افزود: از مسئولان پاکستان می تا به این رسیدگی و های و اشرار را از شان بیرون کنند. اهل سنت کرد: خانواده و شده در این صبر و شکیبایی پیشه و مطمئن که فرزندان و مرزبانی برگردانده شد. راستی: شدن و "انسانیت، عزت و کرامت" بود محمدامین در گفت وگو با در در به شدن از و در صفر (میرجاوه) داشت: این کار ناشایست، ناپسند و "محکوم" است. وی گفت: شدن و در صفر نادرست و انسانیت، عزت و کرامت بود. کرد: این و نوکران جیره خوار و پول به می تا در و خاک اسلامی این ها را بدهند اما نمی به پلید خود برسند. با بر حفظ وحدت در جامعه افزود: همه ملت اتحاد و انسجام خود را تقویت و با همراهی در کنند. عالم برجسته اهل سنت با هیچ وقت نمی در بین نفوذ و رخنه کنند، یادآور شد: به سمت "اتحاد و یکدلی" گرایش دارند و هیچ تمایلی به سمت اختلاف و تفرقه ندارند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
درخشش 3 حافظ مهد قرآن در مسابقات سراسری 97

درخشش 3 حافظ مهد قرآن در مسابقات سراسری 97


گروه ــ سه نفر از مهد در دوره مسابقات سراسری قرآن، رتبه‌های برتر را به خود اختصاص دادند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
آمادگی قاریان و حافظان کشور برای عمل به قرآن و گسترش این شجره طیبه در جهان

آمادگی قاریان و حافظان کشور برای عمل به قرآن و گسترش این شجره طیبه در جهان


گروه - ولی در گفت: و برای تفسیر، تبیین، عمل به قرآن و گسترش این شجره طیبه در و جهان آماده هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
آغاز داوری هشتمین دوره‌ جایزه‌ دکتر فتح‌الله مجتبایی

آغاز داوری هشتمین دوره‌ جایزه‌ دکتر فتح‌الله مجتبایی


به (ایبنا)، بر روابط فتح با فتح عدلی و علی اصغر محمدخانی در روز یکشنبه 22 مهرماه در مرکز شهر تشکیل شد. در این بیست و یک از های به شرح ذیل است که و اول دی ماه به های و می شود. به شرح زیر است: 1. و روش های بر و 2. شکل در 3. و های از سده ی تا سده بر ژنت 4. نقد کهن زن ـ در های بر پور 5. نقد در (1383-1393) 6. و از و آن 7. نقد ـ در ها و 8. در بر شعر و مسعود دوست پرور 9. لغات و اصطلاحات در آموزش استیفای مغول و تیموری (باتاکید بر لطایف شرفی، سعادت قانون السعاده و رساله فلکیه) 10. تصحیح و تحشیه دیوان مجدالدین همگر فرحناز وطن خواه 11. تحولات ساختاری منظومه های حماسی پس از (گرشاسپنامه، برزونامه، شهریارنامه، سام نامه) نرگس خادمی 12. های غرب ستیز و پسااستعماری رمان و (دهه های 40 تا 60) و کارکرد در این ها مرادی 13. علل و مخالفت با شعر از سده دهم تا سال 1300 (بر مفاهیم گفتمان) علی فلاورجانی 14. و گونه های غنائی در شعر معاصر نوشین طالب زاده 15. بوطیقای غزل نو: جریان شناسی و مولفه های آن ی قدرت ضرونی 16. و کارکردهای عناصر در غزل (از نیمه ی قرن تا با تکیه بر سیدحسن غزنوی، سنایی، خاقانی، سعدی، مولوی، و ...) مجید واحدپور 17. نقش زن در های عامه با های کلاسیک پیش از صفویه (با تاکید بر سمک عیار، داراب فیروزشاه ابومسلم سندباد طوطی مرزبان و گلستان) زهرا محمدحسنی صغیری 18. معانی تعالی و تفسیره المنیر و ارتباط آن با تفسیر قرآن پاک مرضیه پور 19. نقد ای زرین قبانامه بر ی یونگ ی نجاری 20. تناسخ در مقدس هندویی (اوپنیشدها و بهگودگیتا) و کلامی شیعه حسن قادری 21. بهشت و دوزخ نزد عارفان و مسلمان، های ایمانوئل سودنبرگ و جلال الدین مولوی ی حبیب بشیرپور.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
هردم از باغ موزه مشاهیر، تازه تر از تازه تری می رسد

هردم از باغ موزه مشاهیر، تازه تر از تازه تری می رسد


شیراز- - اگر های کسی از به نام باغ موزه مشاهیر همجوار با آرامگاه این شاعر نامی می کرد؛ که هر چند یکبار مطرح می شود و باز به پستو می رود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​برنامه تلویزیونی «شوکران» میزبان سیدیحیی یثربی می‌شود

​برنامه تلویزیونی «شوکران» میزبان سیدیحیی یثربی می‌شود


به خبرگزاری روز 23 با سیدیحیی یثربی، و از پخش می شود. یثربى، دان و 75 ساله، استاد تمام و کلام اسلامى در است که از سال 1337 تا سال 1346 و را در قم نزد آیت و آیت فرا گرفت. از سال 1346 تا سال 1358 نیز و و را در کرد. او از هاى است که به نقد است. از این می به در ابن با و در آب (در شرح حافظ)، غم در و (بررسی و نقد صدرالمتألهین)، شمس و در دین و و (داستان سهروردی)، از تا در و و (داستان حلاج) کرد. می گوید: من هرگز نمی گویم است، این را هم دراویش و عرفا بشنوند، هم غیرعرفا! چون یک میلیاردم جهان هم در ذهن من نیست. پس چطور می بگویم است؟ اگر به جای نقد ادعای می کردم، الان چه محبوبیتی داشتم! بر اساس این گزارش، در اولین خود داوود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی و در دوم شاهین فرهت پدر سمفونی بود. سومین نیز با هوشنگ ماهرویان از شناسان معاصر روی رفت و چهارمین با آیت ابوالقاسم علیدوست رئیس انجمن فقه و حقوق قم پخش شد. میهمان پنجمین منوچهر آشتیانی از پیشروان حزب توده و نئومارکسیست بود و محقق در ششمین یافت و وضع کنونی نظام آموزشی را نقد کرد. حجت الاسلام احمد واعظی هم در هفتمین درباره عملکرد مباحثی را کرد و به انتقادها گفت. دَرودی مهمان هشتمین بود که مباحث مهمی در هنر کرد. غلامرضا اعوانی نیز در نهم به منتقدان سنت گرایی داد و گلشنی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در دهم به نقد وضعیت موجود های کشور پرداخت. یازدهم با پرویز خرسند، خاطرات و منش علی شریعتی را مرور کرد. محصول مشترک هنری و به تهیه کنندگی علی قربانی است که ها حوالی ٢١ روی می رود و بازپخش آن نیز روزهای سه شنبه ١٠ صبح، جمعه 14 و یکشنبه ١٩ است. علاقه مندان برای تماشای های قبلی به آرشیو چهارم یا صفحات به نشانی @ShokaranTV در فضای مجازی مراجعه کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
آزادی از دیدگاه حافظ

آزادی از دیدگاه حافظ


چاپ در 6464 به با عنوان 'نگاهی گذرا درباره آزادی از دیدگاه حافظ' منتشر کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!

روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!


به را می یکی از های که سال ها پیش با فصل دوم یک شهر و های شب تب سرد و راه بی را که از در ذهن شکل بود و را با قصه های خود همراه سازد. بعد از مدتی پشت دوربین قرار و در خود از های اش و رنج را سوم کرد. که قصه ای تلخ با داشت و زوج کامبیز دیرباز و سام به خوبی از پس اجرای آن برآمده بودند. از هفت سنگ سخت دومین این در یک بزرگ بود. هفت سنگ کپی ای از یک خارجی بود که اصل آن، به لب می اما ها از بود و به طور کلی هیچ نداشت. و تا در گسل به قلم و اش است و می دهد هر چه راه و این به سمت است. گسل که این از آی و در حال پخش بار 1396 از یک روی رفت و به های اش سر و به پا کرد. یک گسل گسل قصه یک به اسم با است که در سمت در یک به نام و های پاک کار می کند تا به یک می دهد. او اما رو دست های پشت نمی و به مدد اش با سام در پی های و است و در این های می شود. از نام ها و های و حرف های در زرق و برق طنز است که یک حرف ها و ndash; اش در عین دور ماندن از گزند سانسور و یا برچسب خوردن به حمایت از گروهی می کند. این است که رساندن گسل به سر منزل مقصود برگزید اما به سبب آنکه این در نوع خود از های تلویزیون بود باز نتوانست بی حرف و حدیث و منتسب آن به این و آن مسیرش را به آسانی طی کند. در حقیقت در اندک که به مسائل و روز جامعه می پردازند، گسل تر و شجاعانه تر عمل کرد و خط قصه خود را بر این دست معضلات و انتقادی به آن ها بنا گذاشت و حواشی و داستانک های دیگری چون عشق و دختر را هضم راحت تر حرف هایش چاشنی اثر کرد. اسطوره های نیمی از کاراکترهای گسل به ویژه نقش های مثبت آن، آدم های دل و گاه حتی با بلاهتی هستند که به در دردسر می افتند و دردسرها های در ایجاد می کند. این ویژگی از شخص اول یعنی آقای تا و دخترش نمود دارد. این نوع در راستای و به منظور نشاندن لبخند بر لب عمل کند اما با نگاهی دقیق تر و طبق تعریفی که از در طول به بیننده ارائه می شود، پذیرفتنی نیست. در واقع یکی دانستن پاک دستی با بی تدبیری و سبب می شود که پنداشتن و در سخت و البته لوحانه به نظر برسد. سام که می شناسیم سام که در رنج به عنوان یکی از دو قصه حضور داشت، در اینجا هم نقش محوری دارد. روزهای نخست حضورش در قاب را بیشتر با در نقش های منفی و مرموز رقم زد اما پس از رنج بود که از شکل در ذهن مخاطبانش و توانایی خود را در ایفای نقش های داد. مسیر تازه آنقدر او خوش یمن بود که تا آن را حفظ و در این راه به پختگی رسیده است. در گسل نیز درخشانی، نقش ارشیا را می کند؛ مثبتی که ضمن هایش، همانطور که اشاره شد گاه شدیدا پخمه است و رفتارهای ای دارد. نقشی که با اغماض می آن را شبیه نقش که از این بازیگر پیش تر و پس تر در پژمان یا سینمایی خوب، بد، جلف دیده ایم. در نهایت آن که می گفت با همه ظرافت های پیش گفته، این آی انتخابی و سنجیده است و غیر اما آی را با یک خوش ساخت و پر از های شیرین و طنزآلود و متن منسجم و دیالوگ های جذاب، سرگرم و قدرت سازان را به نمایش می گذارد. مهرآوه مسعودی
تاریخ باز نشر :
زمان : 2 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی دانلود اهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش دانلود اهنگ عثمان نوروزف چارب چارب دانلود اهنگ بارون از واریا ترجمه اهنگ gjithmone ترجمه فارسی اهنگ gjithmone