صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب حدیث



«حدیث سرو و نیلوفر» به زبان اردو منتشر می‌شود

«حدیث سرو و نیلوفر» به زبان اردو منتشر می‌شود


خبرگزاری شبستان:کتاب سرو و با فرهنگی ایران و فرهنگستان ملی اردو پاکستان به اردو، منتشر می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
شناخت سیر دعوت پیامبر(ص)؛ ثمره نگاه تاریخی به روایات/ ایده فؤاد سزگین در بازسازی منابع کهن

شناخت سیر دعوت پیامبر(ص)؛ ثمره نگاه تاریخی به روایات/ ایده فؤاد سزگین در بازسازی منابع کهن


گروه ــ و عضو و است با به سیر پیامبر(ص) و سیر جامعه اسلامی در قرون مختلف را شناسایی کرد، همچنین یکی از مهم‌ترین ایده‌های تاریخ‌گذاری حدیث، ایده فؤاد سزگین در بازسازی منابع است که کاربرد زیادی دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
حدیث امام صادق (ع) درباره عیب جویی

حدیث امام صادق (ع) درباره عیب جویی


هر روز یک از (ع) با و اخلاقی در بخش قرآن و عترت بخوانید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : فرهنگی
نقاط محبوبی که بیشترین سلفی‌ها در آنجا گرفته شده است/ شرح حدیث رهبر انقلاب از سیاسیونی که رنگ عوض می‌کنند/ از دانلود نرم‌افزار افزایش سرعت گوشی تا نرم‌افزار آفیس قدرتمند

نقاط محبوبی که بیشترین سلفی‌ها در آنجا گرفته شده است/ شرح حدیث رهبر انقلاب از سیاسیونی که رنگ عوض می‌کنند/ از دانلود نرم‌افزار افزایش سرعت گوشی تا نرم‌افزار آفیس قدرتمند


نقاط که در شده است/ شرح از سیاسیونی که رنگ عوض می‌کنند/ از دانلود افزایش سرعت گوشی تا آفیس قدرتمند
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
علت مبارزه خداوند با کم‌فروشی از منظر حضرت زهرا(س)

علت مبارزه خداوند با کم‌فروشی از منظر حضرت زهرا(س)


حضرت زهراء(س) در به شدن کم‌فروشی و خیانت در معامله اشاره می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
اندیشیدن درباره امکان تجدید عهد دینی و بنای یک جامعه اسلامی

اندیشیدن درباره امکان تجدید عهد دینی و بنای یک جامعه اسلامی


به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا) هم از رضا حضور و سخنرانی اما وی در این هم و با به این پرداخت. متن به این شرح هم و از که فرموده اید، تشکر می کنم. متأسفانه من توفیق در نشست علم و ندارم. کسی را هم نمی به عنوان نماینده معرفی کنم. این بحث دارید سی سال است که به است و به نظر نمی رسد که در نیز به ای برسد. با خلط می هر چه به نمی رسند. علم با دین و به این جهت آن را به صفت نمی کرد. به وصف نمی صفت علم است و این در همه جا و به در ما اما که شان است. فقه و فقه و و و و حتی در اند. علم های هر یک خاص خود و با روش خاص به و در می و و شان روش است. هیچ را با از آن نمی سنجید. حکم در باب فقه و با و علم و دین و می به همه و به به و نظر انتقادی و پس از مطالعه و آشنایی کافی که به آسانی حاصل نمی در مباحث آن چون و چرا کنند اما این چون و چرا در نقد علم است نه علم باشد. ما هنوز به این مرحله ایم. باشید که علم علم نظم است. در سیصد سال اخیر در غرب اقتصاد و تاریخ و حقوق و و مردم و ... به آمده و تحقیقات عظیمی در آن صورت گرفته است که بی اطلاع وسیع و دقیق از و بدون نقد و نمی حکم کرد و مثلاً تصمیم گرفت که علم جانشین شود. علم با نظم تناسب دارد. ما اگر نظم جز نظم در نظر داریم و به چگونگی و به راه تحقق آن می اندیشیم و به آن می کوشیم در راه متناسب با نظم قرار بگیریم. در این مورد هم که علم و با هم می یابند. کنونی ما نیافته است. این همه نیازهای را دارد، بی آنکه از توانایی های آن برخوردار باشد. اگر می توانستیم خود را از این وابستگی نجات دهیم و راه به ای را بیابیم که در آن روح یعنی اعتقاد به توحید و عالم غیب و معاد حاکم و مردمانش از سودای مصرف آخرین تکنولوژی های ساخته جهان یافته آزاد و با همدلی و هماهنگی معاش توأم با اخلاق بکوشند، افقی پیش رویمان گشوده می شد. که علم یک طرح مهندسی ساختنی نیست، یافتنی است. من حرف و چیز نمی بگویم، جز خوبست که اگر می توانیم به جای بحث در باب شرایط امکان تجدید عهد و بنای یک بیندیشیم و در این راه به لطف پروردگار علیم امیدوار باشیم. رضا اردکانی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت


چکیده در این سعی شده با توضیح ‏ی با این امر شده و سپس با از و و در و شود که و و و به رسمیت شناخته شده در است و روایات و پیامبر(ص) و این است که نیز می‏گردد. با به زیارت‏های چند تن از و اهل سنت شیخ و زین‏الدین ابوبکر تایبادی و ذکر مدیحه، تمجید‏ها و خاطرات یا در بر این شده است که سیره‏ ی و است که سعی در کسب فیض از به علی‏بن الرضا(رض) ‏اند. اهل و الهام‏ بخش و تهذیب‏ هر و علاقمند به این است. این از صدر تاکنون قبول و و است و به جز عده‏ ی اندکی که سعی امت را از این طریقِ کسب فیض و معرفت نمایند، اکثر مسلمانان بر این روش متعالی و دارند. این عمل بر مبنای اکرم(ص) و دین و نیز بر و به آن‏که در بر می‏نمایند و عدم آن‏ را جفا بر می‏دانند و یا به می‏نمودند که این و پیامبر(ص) و و است. است که این به طور با حج بر و آثار بازمانده از نبی اکرم(ص) و این با و و اکرم(ص) و و و و رهبران شده است. در این به عینی و و و و ارائه نمونه‏هایی از این زیارت‏ها و گفتن مدح و در مکان‏های و به رضا(رض) می‏تواند این باور و عقیده را در بین عامه بیش از بیش و همان‏گونه که در طول بر خیل مشتاقان و علاقمندان به کسب فیض از طریق که در و حد آن رضا(رض) بیفزاید. با این در این سعی شده است که از و و و و شود و به شود. واژه‏ی در فرهنگ‏ها & شده از لغت و به و بقعه‏ها و که امام‏ها و امامزاده‏ها و خوانند& است (دهخدا، ص 1354). به حج و به خانه‏ی خدا و قبر اکرم(ص) نیز می‏شود و به جای حج به خانه‏ی خدا است. به و و آن‏ها نیز می‏شود. در در خود با ابن را به وی که از و در مکه یاد می‏کند (بیهقی، ص 976). هم در که را به یا و کسب فیض از وی و روح آن می‏کند و در طول و و عمل و شده و مختلف سعی نموده‏اند با از و این پنجره‏ی باز به سوی و فیض از این سعادت، بهره‏ی و کسب نمایند. ‏ی در در و پیشینه‏ای به اندازه‏ی خود دارد؛ که در با خانه‏ی خدا، در تداوم زیارت‏های پیروان انبیاء بر نیز این را فرض (کردی، 1380ش، ص 36) و است: & هر کس آن کند [زیارت کعبه] جز با پاداش‏ها و دستاوردهای و بهشتی که خدایش ضمانت باز نگردد و هر کس به انگیزه‏ی در آن چون بازگردد، آن‏سان از گناه پیراسته شود که طفلی نوزاد را ماند و هر کس با اخلاص، بار سفر آن بربندد و در راه جان دهد، بی‏حساب به بهشت آید...& (همان) در نبی اکرم(ص) و اکرم(ص) در سیره‏ی خویش، در قبر می‏ایستادند و طلب مغفرت می‏نمودند و حتی قبر مادر را در ابواء کردند که این از متواترات است. از آیه شریفه‏ی که می‏فرماید: & ولاتصل علی أَحدٍ ماتَ ابدا و لاتقم علی قبره إنَّهم کفروابا لله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون& (توبه، 84) & و بر هیچ مرده‏ای از مگذار و بر سر قبرش نایست، چرا که به خدا و او کافر شدند و در حال فسق مردند& نیز استنباط می‏گردد که از ایستادن و بر منافقان و مشرکان منع است و در نقطه مقابل می‏توان نتیجه گرفت که هیچ منع قرآنی یا شرعی و رفتار اکرم(ص) نیز امر را می‏دهد و نمی‏توان از این آیه کریمه، عدم را این به کفار و مشرکین و منافقین است و نمی‏گردد. به طور کلی، تا پایان قرن را و به آن می‏دادند و هیچ قبل از قرن در تا آن که در قرن و در اندیشه‏های ابن این شد و سپس ولی هیچ‏گاه به طور عام نشد و و بر و و با و اهل بیت پیامبر(ص) خود را به و و را در عمل کرده‏اند. از را & از اهل سنت& از نقل می‏کند که به قبر حمزه(رض) پیامبر(ص) در فاطمه(رض) و و در قبر (پورامینی، ص 33). ابن نیز در اثر & اسد الغابه& به قبر خباب‏بن اکرم(ص) علی‏بن ابیطالب(رض) پس از از جنگ می‏نماید (ابن ج 2، ص 114). ده‏ها نیز در کتب و از پیامبر(ص) نقل شده اکرم(ص) رضا(رض) و در آن و یا قبر حسن‏بن علی(رض) در حسین‏بن علی(رض) (پورامینی، ص 34) که همه‏ی کننده‏ی سیره‏ی پیامبر(ص) و اهل بیت است. با و پیامبر(ص) به این شهر و و خاص و هم نیز این و خود را دارد. پس از خدا(ص) در آن شهر و در از جنبه‏ی این این شهر و در را پس از مکه است. به این و در این شهر شد که در و در همه‏ی بی‏نظیر است. از این رو، این شهر چه در طیبه‏ی پیامبر(ص) و چه پس از آن، به زیارت‏گاه و همه‏ی اهل دل است. در فرمودند: & هر کس در ظلم و خدا و و همه‏ی بر او باد& و در گفته‏اند: & است که آدم‏های بد را از خود جدا می‏سازد، همان‏طور که را از جدا می‏کند& و یا & به که مار به باز می‏گردد.& (بخاری، صص 507 تا 509) در نبی اکرم(ص) فرمودند: & خطر به در آن هفت بود که بر هر یک از دو فرشته‏ بود& (همان) ده‏ها هم از در این زیارت‏گاه در و نقل شده است و این‏ها بر و زیارت‏گاه تا است که پس از این زیارت‏گاه و به طور هم می‏گردد. هم است و هم پیامبر(ص) بر این و فیض‏بخشی‏ها است و پس از آن، خلفا(رض)، و تا به طور بر می‏افزاید. هم به از پیامبر(ص) و و و است که از جنبه‏ی و زیارت‏گاهی در می‏درخشد. در این در از پیامبر(ص) را که اگر چه به خبر نقل نقل می‏نمائیم که تام و بر به طور اخص و و به از شخص را به طور اعم می‏کند و خود بر و به قول فرض عین آن هر می‏باشد؛ آن است: & من و لم فقد جفانی: هر کس [مالی و جسمی] و قبر مرا در بر من جفا است .... (شربندالی، ص 781) این در به & من حج و لم فقد جفانی& نیز است. اگر چه این نزد به خبر نقل شده ولی در نزد صحت و آن به اکرم(ص) به و در آن تردیدی ندارند. بر و پیامبر(ص) است و آیا نمی‏توان از لحاظ عقلی را در تعمیم داد؟ همان‏گونه که در طول در و و پیامبر(ص) و را خود مایه‏ی فخر و مباهات و و اجر و می‏دانستند. در شربندالی از خود مهم نیز از اکرم(ص) نقل می‏کند که بیان‏گر است: & من زار قبری وجبت له شفاعتی: هر کس قبر مرا او بر من واجب می‏گردد& (شربندالی، ص 782) و در است: & من بعد مماتی فکانما فی حیاتی: هر کس مرا [قبر مرا] پس از مرگم گویی مرا در حالت و است& (همان) وی این را از قول دارقطنی و طبرانی از معجم الاوسط (ج 1، ص 94) نقل می کند که از مهم است. این می‏کند که تا چه میزان، اکرم(ص) از نظر آن است. در با و ذریات اکرم(ص) از قول خود به پاره‏های تن و و نفس ذکر به پیامبر(ص) فرموده‏اند که & پاره‏ای از تن من در توس دفن شد.& به طور قطع می‏توان گفت که اجر و در نیز برقرار است و آن را در پی و پیامبر(ص) در و است. این عظیم و النبی(ص) در نزد و اهل سنت در طول و هست. نیز در کتب و می‏توان که در و و استحباب به نحوی که را یکی از ارکان فیض بردن و روحی و خلوص و به پیامبر(ص) و و و مایه‏ی و می‏داند. با این همه از و نصوص معتبر، است که چگونه سعی می‏کنند را از فیض عظمای و یکی از سرچشمه‏های و فیض‏بخشی در کنند؟ اهل سنت به اهل بیت پیامبر(ص) و شک در طول تاریخ، نمی‏توان یک را که به اهل بیت نبی(ص) و نداشته باشد. به این اهل بیت(رض)، دستور در و مزدی است که از امت می‏خواهد (شوری، 23) این عشق و علاقه، با جان و خون و رگ و پوست هر اعم از سنی و عجین شده است و اگر کسی ادعای و به اهل بیت(رض) نورزد، در او شک و حب پیامبر(ص) و اهل بیت(رض) و لازم و ملزوم و یکدیگرند و یکدیگر، ناقص می‏باشند. در این زمینه، جالب آن است که مدیحه‏ها در اهل بیت(رض) را در و به و شعرا و نویسندگان اهل سنت و سروده‏اند و سرشار از این مدیحه‏ها و اظهار ارادت‏ها است. به مثال، شیخ فریدالدین نیشابوری، و اهل سنت و تیمن و و به اهل بزرگ‏ترین اثرش تذکره‏الاولیاء را به نام صادق(رض) شروع می‏کند و با القابی زیبا و پرمعنا از آن یاد می‏کند که هر را به وجد می‏آورد. وی می‏نویسد: & آن ملت مصطفوی، آن برهان حجّت آن عالِم صدّیق، آن عالَم تحقیق، آن میوه دل اولیاء، آن گوشه جگر انبیاء، آن ناقل علی، آن عاشق، ابو رضی‏الله‏عنه ....& (عطار، 1360ش، ص12) و سپس می‏دهد: & ...چون ذکر او آمد، ذکر همه نبینی قومی که او 12 یکی 12 است و 12 یکی، اگر صفت او بگویم، به من راست نیاید که در علوم و اشارات و عبادات بی تکلف به کمال بود و قدوه مشایخ بود و مقتدای مطلق بود و همه‏ی الهیان را شیخ بود و همه‏ی محمدیان را بود...& (همان) به نکته ظریف و در گفتارش در توصیف صادق(رض) می‏کند که متأسفانه نیز ممکن است در گمان و تصور که اهل سنت اهل بیت می‏باشند! تا که این شبهه در نزد عوام گسترش و اگر از اهل سنت به اهل بیت(رض) کنند، می‏نمایند و گاه گوینده آن را می‏پندارند، در حالی که این موضوع، و هر سنی واقعی در و حال است و اتهامِ کمی به اهل کذب محض و به واقع، اتهامی واهی بر اهل سنت است که به معنای و ذوب شده در اهل بیت است و به قول & اهل سنت و اهل بیت‏اند به حقیقت& از این رو، می‏دهد: & عجب می‏دارم از آن قوم که را بندد [که اهل سنت و را با اهل بیت چیزی در راه است] که اهل سنت و اهل بیت‏اند به و من آن نمی‏دانم که کسی در باطل مانده آن می‏دانم کسی که به محمّد(ص) و به و یارانش او به ندارد& (همان، ص13) و سپس با نقل شعر شافعی (اگر آل محمد(ص) رفض گو جمله جن وانس گواهی دهند به رفض من) و آل و رسول(ص) را از اصول می‏داند و با بیانی شیوا و محکم می‏دهد: & ... که چون پادشاه دنیا و آخرت محمد(ص) را می‏دانیم، او را نیز به جای خود می‏باید شناخت و صحابه را به جای خود و او را به جای خود تا سُنّی پاک باشی...& (همان) در این فصل از کتابش به ذکر نمونه‏های ناب از عظمت و شخصیت روحانی و و حتی صادق(رض) می‏پردازد و اوج را به اهل بیت به می‏رساند. نمونه‏ای در این رابطه، روابط گرم و و و ابوحنیفه(ره) به باقر(رض) و صادق(رض) می‏باشد. و به صادق(رض)، اظهر من الشمس در صادق(رض) می‏گوید: & از جعفر‏بن محمد، فقیه‏تر و اعلم‏تر ندیدم، به و و فقها واقف بود و فقهی اهل و اهل کوفه را جداگانه می‏کرد و آنگاه نظر را نیز ذکر می‏نمود که در با این نظریات، یکسان و در تفاوت داشت& و می‏کند که & کسی که باشد، به از همه علمش و فقاهتش زیادتر بود& (قمی، بی تا، ص 125) این سخن مربوط به و در و در منصور، خلیفه عباسی بود که بحثی در آن جلسه شد و به قول ابوحنفیه، به همه سوالات سخت که بیش از چهل داد. بر می‏توان به نمونه‏های از ارتباط و و اهل سنت به اهل بیت(رض) کرد. بار که هیچ اهل سنتی از و و عامی که محب اهل بیت(رض) و حتی و اهل سنت نیز این‏گونه بوده‏ و هدایا، نذورات و به تقدیم کرده‏اند. به نمونه؛ قدرتمندی ملکشاه با برادرش به رضا(رض) در توس آمد و در به سوال وزیرش، نظام‏الملک پس از گفت: خدا را خواستیم و این و صلح و حفظ خون رعیت در دعا کردیم (ابن اثیر، 1979م، ص 211) می‏توان به طغرل و سنجر کرد که حتی نظام‏الملک و شرف‏الدین علی قمی از توس و قم و مجاورین اهل بیت بودند. و تیمور به رضا(رض) و شاهرخ که از پایتختش به توس می‏آمد و را می‏نمود و همسرش که اثر جاویدان مسجد را در اهل سنت به این همام در مجاورت او ساخت نیز به تنهایی سند محکمی بر اهل سنت به اهل بیت و است. و از قدرتمندان و حاکمان اهل سنت نیز خود را به اهل بیت و نموده‏اند. و شیخ جام به اهل بیت وحضرت رضا(رض) همان‏طور که پیشتر شد، تقریباً همه‏ی و اهل سنت به پیامبر(ص) و و و در این مورد، به رضا(رض) به سبقه‏ی عرفانی و خاص علاقه‏مند و مشتاق بوده‏اند. شیخ نیز بر به به هر شهر و دیاری که می‏رفته به رضا(رض) توجهی و ضمن این‏که به کرامت‏های عارفانه و در خدمت می‏رسیده است (تایبادی، 1382ش، ص 94)، وی به مشهد‏‏الر‏‏ضا نیز شده و را است. وی در و از دفع حاکمی ظالم از رضا(رض) و تعویض آن به امر و به دست شیخ جام و می‏گوید (همان). وی بنا بر نقل مشهور، به می‏آمده در محل فعلی تپه که آخرین بلندی به بوده، می‏ایستاده و به می و کسب اجازت می‏نموده است. از این رو، به اصطلاح مرید اویسی رضا(رض) است و حتی بنا بر و شفاهی، نام‏گذاری این محل به نام تپه به علت است که این امر نیازمند تحقیق کامل‏تری می‏باشد. و رباعیات از شیخ در علی(رض) و موجود است که نشان‏گر وی به اهل بیت است که از آن رباعی زیر است: گر منظر افلاک شود تو وز حوض کوثر اگر سرشته گل تو گر مهر علی اندر دل تو مسکین تو و سعی‏های بی‏حاصل تو ç مندی و و یکی از بزرگترین و اهل شک و و شاعر قرن نهم هجری می‏باشد که طلبه‏ای است که شرح را نخوانده و یا فارسی‏زبانی است که با کتاب‏ها و اشعارش آشنا نباشد. وی متولد جام اما مقبره‏اش در است. که عارفی نقشبندی و عالمی از اهل سنت به پیامبر(ص) و اعضای رسالت و به این را به علی‏بن ابیطالب(رض)، حسین‏بن علی(رض) و علی‏بن الرضا(رض) است. اشعاری که او این از جمله‏ی قوی‏ترین در مدح و این است. وی علاقمندی خاصی به اهل بیت(رض) و در سفرهایش به شهرهایی که مقبره‏ی این در دارد، را خود & فرض عین& و با شوق و افتخار به آستان‏بوسی این است و مدح‏ها را در ستایش هدی است. به در سفر مهم خود به مقصد خانه‏ی خدا که در سال 877ق به سمت حجاز در جمادی الاخر سال به وارد شد و بعد چند روز، به نیت روضه‏ی مقدسه‏ی حسین‏بن علی(رض) متوجه حله شد و چون به کربلا رسید، این غزل را نظم فرمود (حکمت، 1386 ش، ص 82). کردم زدیده پای سوی هست این سفر به عشاق، فرض عین خدام مرقدش به سرم گر نهند پای حقا که بگذرد سرم از فرق فرقدین به گرد روضه‏ی او می‏کند طواف رکب الحجیج تروحون اَین از قاف تا به قاف پر است از کرامتش آن به که حیله جوی کند ترک شید و شین آن را که بر عذار بود جعد مشکبار از موی مستعارچه به زیب و زین گدای او باش تا شود با راحت وصال مبدل عذاب بین می‏راند از سیل که در مشرب کریم قضای سائل ادای دین (جامی، 1378ش، ص 182) درباره به شهر نجف وی است که & در اواخر شهر شوال، به حرمت نجف که قبله‏ی عزت است و شرف، رسیدند و در آن مقام مبارک و این فرمودند& : (همان، ص 181) قد بدا مشهَدَ مولای اَنیخو جَمَلی که شد از آن مشهدم انوار جلی آن مظهر صافیست که بر اصل آشکار است در او عکس جمال ازلی چشم از بر تو به خدا بینا شد جای آن اگر کور شود معتزلی زنده عشق نمرده است و نمیرد لایزالی بود این و لم یزلی دعوی عشق و تولاّ مکن ای سیرت تو نقص ارباب دل از بی‏خردی و دغلی چون تو را چاشنی شهد محبت نرسید از شهی نحل چه ز لباس عسلی از قافله سالار ره عشق تو را گر بپرسند که آن کیست؟ علی گوی، علی و بعد از و علی‏بن ابیطالب(رض) قصیده‏ای غرا در آن حضرت، به سلک نظم درآورد: اصبحت زایراً لک یا شحنه النجف بهر نثار تو نقد جان به کف تو قبله‏ی و اهل نیاز را روی امید سوی تو ز هر طرف می‏بوسم آستانه‏ی قصر جلال تو در اشک عذر ز تقصیر ما سلف گر پرده‏های چشم مرصح به گوهرم فرش قبر تو زهی شرف ز تو کانجابی سجود هر صبح و شام اهل صفا می صف گردی به رفت و به حبیب صبا نهفت اهدی الی اَحِبَتهِ اشرف التحف (همان، ص 182) وی سپس عازم سفر حج و عظمی و می‏شود که ضمن آن، زیباترین منقبت‏های شعر در مدح اکرم(ص) پدید است. اما که اوج و شاه‏بیت سروده‏های در این سفر، علی‏بن الرضا(رض) در است. از فحوای به طور دقیق، که قبل از و در مسیر به نیشابور به این الهی راه و آن را توشه‏ی سفر حج است یا برگشت، این را و کننده‏ی بهره‏ی از حج است. غالب مورخین آورده‏اند که وی [زیارت] به است و آن، شاهکار مدایحی است که آن رئوف کسی است و این بر همه‏ی تعلق خاطرهای به رضا(رض) بیان‏گر به قطبی از سلسله اقطاب نقشبندیه نیز است. این گرو
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
ابراز ارادت جامی به علی بن ابیطالب

ابراز ارادت جامی به علی بن ابیطالب


و ، آن گاه که از های پاک دین می گیرد ، محصول باطروات و همسان با روح انسان می شود که گویی هست که در کام جان می و را می پروراند. که در طول ، را رنگ و بوی و اند ، پیامبراسلام(ص)،خلفای و اهل بیت است که ، نتیجۀ دلدادگی و است که در آثارشان هویدا می شود . مولاناعبدالرحمان یکی از اهل سنت است که در کنار نعت وستایش اکرم(ص)ومدح با شعر در علی بن ابی و و خود را است . این است از را در او دهد . کلیدواژگان: نعت پیامبر(ص)؛ اهل شرح حال و قرن نهم در سال 817ق در جام چشم به جان گشود. در اصل از ی دشت که از آن جا به و در گزیدند. در را تا آموختن صرف و نحو فراگرفت. صفی علی در رشحات عین الحیات گوید: روزی سخن از و معلمان وی به آمده بود و او می گفت: & ما به حقیقت، شاگرد پدر خودیم که از وی آموختیم.& بنابراین معلوم شده است که وی، صرف و نحو را پیش والد خود گذرانیده است (صفا، 1364ش، ص350). پس از روزگار، در نزد پدرش به همراه خانواده اش به که در آن زمان، یکی از شهرهای مهم به می مهاجرت کرد و پس از ورود به این شهر، تحصیلاتش را نزد آن زمان همچون و داد. وی از به ای که را زده می کرد. در که به یکی از ی در همه ی ی وی است: & تا است به طبع و قوت این کسی از آب به گذر است.& (جامی، ص21) این و خطه آن در سخن و که به وی، لقب شعر را اند. بر شعر و در و هم و است. وی پس از به که از ی به روی و سپس به شرح های ابن به & شیخ اکبر& همت گماشت. وی بنا به ی به همه ی و می وی را دانست. وی یکی از و است که از در بین به که می گفت در شعر و هیچ کس وی، از این همه عزت و است. شیخ در بود و بایقرا(متوفی 911ق) و وی، شیرنوایی(متوفی 906ق) از ی و وی به می رفتند. این در به سال 898 روی در خاک کشید. از وی، به جای که از آن می به هفت و شرح ابن کرد. وی پنج سال پیش از در ی ای به ی و شرح حال خود را می کند: به سال و ز که زد ز مکه به ز اوج قله گاه عزّ و قدم سست ام پر و بال که در آن می بود که اهل سنت در خود از اطهار(رض) یاد و را به می دادند. می از میرخواند(متوفی 903 ق) در یاد کرد. به و را و می دانستند. نیز از این از بود. وی در و در بود و از اهل بیت(رض) به می رفت (داداش ص 54) اسلام(ص)، در در و پس از های نغز و که در و حمد بود و به آن صدر خود را و می به و ذکر اسلام(ص) می پرداختند. این نوع ها و ها از سنت بود که در و می شود. نیز که و نه از سنت ی از سر در و محمد(ص) است. آن از نظر از چند زیر است: 1. نور محمد(ص)، است که خلق شده است. ای که در سخن در نعت پیامبر(ص) در همه ی های خود می کند: ای تخت تخم (جامی، ج2، ص 229) در جای را به ای و است که حق پیامبر(ص) را که از نور بود از نور وی صدها دریای روشنایی و ی مهر آفرید. لاجرم نور آن حضرت(ص)، بود که در نهان غیب به آمد: جز پی آن شمع هدایت پناه ماه نشد قبه این بارگاه تا نه فروغ از رخش اندوختند مهر نیفروختند 2. هدف اصلی آفرینش، اکرم(ص) است. به تعبیر متعال جهان را پیامبر(ص) خلق کرد. جمال اصفهانی، قرن ششم نیز بند در عظیم الشان اسلام(ص) و به این است. این بیت نیز تلمیح به قدسی که ی پیامبرفرمود: & لما خلقت الافلاک& و اصفهانی نیز در بند دوم بند مشهورش ی پیامبر، است: ای مسند تو، ورای صدر تو و خاک توده، حاشاک در راه تو زخم، محض مرهم بر یاد تو، زهر عین تریاک طغرای تو لعمرک منشور ولایت تو (دامادی، 1368ش، ص57) نیز در های به این توجه خاصی داشته است. چند نمونه در می آید: سلام علیک ای ز فطرت طفیل تو ایجاد عالم (جامی، ج1، ص 53) رفعت ازو منبر را رونق ازو خطبه را جز پی آن شاه رسالت مآب چرخ نزد خیمۀ زرین طناب (همان، 477) علاقه و دوستی به اهل بیت پیامبر(ص) است که امت پیامبر(ص)، در امم از و برخوردارند: امت از امم از افضل و اولیاى پیرو شرع و سنّت رهبران ره هُدا بهتر از غیر انبیا خاصه آل پیمبر و اصحاب کز همه بهترند در هر باب وی در چند ی خود به و به اهل بیت(رض) افتخار ورزیده است و از صمیم دل است که هر کسی به آنها بپردازد، در خود را مدح است. مادح اهل بیت در مدحت خویشتن کند مومنم، موقنم خدای شناس وز خدایم بود و هراس از کجی ها در اعتقادم پاک از طعن کج، نهادم باک دوستدار و آل ویم دشمن خصم بدخصال ویم جوهر من ز کان است رخت من از دکان است در ی سروده، خود را به تشبیه می کند و هم به سخن اسلام(ص) که در حق فرمودند: & السلمان منا اهل البیت& همچو شدم ز اهل گشت روشن چراغ من زان زیت اَنا مَولی لهم و مولی القوم کان منهم و لا اخافُ اللوم مست عشقند، عاشقان دایم لایخافون لومه اللایم چون بود عشق صادقان درسم کی ز کید منافقان ترسم در مثنوی، به امام که او را به سبب مدح و اهل بیت(رض) می گفتند: این نه رفض است محض ایمان است رسم معروف اهل است رفض اگر هست حبّ آل نبی رفض، فرض است بر ذکی و غبی (همان، ص210) شعر را که به شده، به ترجمه و ذکر است: لو کان رفضا حُبّ آل فلیشهد الثقلان انی آن که سنت ز اجتهاد قویم اوست قوی به فصیح و لفظ متین گفت در طی شعر سحر آیین گر بود رفض حب ّ آل یا تولا به بتول گو گواه باش و پری که شدم من ز غیر رفض بری کیش من رفض و دین من رفض است رفع من رفض و مابقی خفض است (همان، 211) در ابیات زیر به آیه ی & لیذهب عنکم الرجس اهل و یطهرکم تطهیرا& (احزاب، 33) دارد. آن بود پیش که خدا را ز لوث رجس و فساد هست اهل مراد پوشیده بر اولوالافهام که بود بدترین آثام چون بود زلت و عصیان آن به جز غفران سپس مخاطب شعر احتجاج می کند که اهل بیت پیامبر(ص) چون از رجس و لوث مطهر و پاکند، در نزد مغفور و بخشنده و در روز قیامت از هر مجازات، در امان هستند. پس همه ی اهل بیت مغفورند وز عقوبات آخرت دورند اهل بیت طهارتند این ها نور چشم بصارتند این ها اختر برج شرع و ایمانند گوهر دُرج صدق و احسانند (همان، ص 212) الف: به علی بن ابیطالب(رض) 1. ی (شعری که یک آن و آن به غیرفارسی باشد): هنگام مسافرت به نجف اشرف، ی زیر را است که مطلع آن، بیت زیر است: اَصبحتُ زایراً لکَ یا النّجف بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف قصیده، بیست و یک بیت دارد. در نخست، به نظر می رسد که النجف را از غزل به وام گرفته است که در آن غزل، است: اگر قدم زنی در ره عشق بدرقه رهت شود همت نجف (مهدوی 32) در ادامه، آرامگاه علی(رض) را ی دعا و نیایش همه ی نیازمندان می داند که به اجابت، روی به آنجا آورده اند. ی دعا به جای فریادخواهی و دعا کردن است و پیش از اوحدی مراغه ای سده های هفتم و هشتم هجری آن را به کار برده است. سرها به این بساط، مگر کعبه ی دل است رخ ها برآستانه، مگر ی دعاست (عفیفی، 1376ش، ج 3، ص 1943) ماسلف، کوتاهی روزگار گذشته، ظاهراً به آیه ی & عفاالله عماسلف& (مائده، 95) یا به آیه ی & قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ یَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِین& (انفال، 38) دارد. از این می این نتیجه گرفت که شاید پیش از این تشرف به نجف در انجام وظیفه ی خود به رعایت حُرمت علوی، را مقصر دانسته است و به موضوع تر است. (مهدوی ص 33) تو دعایى و اهل نیاز را روى سوى تو ز هر طرف مى بوسم آستانه قصر و تو در دیده، اشک عذر ز ماسلف گر پرده هاى چشم مرصّع به گوهرم فرش حریم قبر تو گردد زهى شرف خوشحالم از خدّام ات کنم عمرى که شد تلف رو ام ز اکناف سوى تو تا گیریم ز حادثه دهر در کنف دارم توقّع این که مثال رجاى من یابد ز کلک فضل تو توقیع لاتخف منظور از لاتخف، است به آیه ی زیر است: & وَأَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ یُعَقِّبْ یَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّکَ مِنَ الْآمِنِینَ& (قصص، 31) یعنی، عصاى خود را بیفکن. پس چون دید آن مثل مارى مى جنبد، پشت کرد و برنگشت. اى موسى! پیش آى و مترس که تو در امانى. در به دو : نخست؛
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
نمایشگاه کتاب فاطمی بدون کمک دولتی 500 میلیون فروش داشت

نمایشگاه کتاب فاطمی بدون کمک دولتی 500 میلیون فروش داشت


یدالله ما در گفت وگو با (ایبنا)، با به کتب در ، کرد: در این 200 در موضوع فاطمه (س)، از جمع شده و در 300 از های ، کتب و اثر شده است. وی داد: این از و در های بنی است. در این برخی از مهم ترین صحنه های زندگی (س) از جمله ولادت، غدیر، نخلستان، ثقیفه، حضرت، شبانه، مدفن، قبرستان بقیع و النبی ساخته شده و در هر با آن را به می کنند. با به از 21 تا یکم در حال افزود: (ساعت 17 تا 23) 20 نفر از این کردند. و یک کمک شده و بخش به و است. در مدت این 500 در های و به رفت. ما ، گفت: در 70 و نیز 50 شده است. هر فرد با ملی می تا 100 کند. نیز در ثبت می شود. (نمایی از غربت) وی با به برنامه اختتامیه این اظهار کرد: سه شب پس از نماز مغرب، شهر قم با شال های سبز رنگ، از داخل (س)، تابوت به صورت نمادین می شود. با به استقبال خوب از این در هر آن، افزود: دو نفر از نیروهای در بخش های ساماندهی همکاری کردند. معماری زیبای این به با نورپردازی در شب، جلوه روحانی و به هدیه می کند. خانواده ها و همه مراجعان هم رزق مادی (پذیرایی) و هم رزق در این می کنند. با که از این طریق به های می رود، بصیرت و معنویت در سول سال در های ساری و است. ما ، با مقایسه ای از این گونه ها با که با کمک های می شوند، گفت: مانند و دین، دو میلیارد می شود و شاید به اندازه نیمی از این مبلغ، بازدهی باشند، در حالی که در حمایت و نهاد، در 10 شب بیش از 500 داشتیم. وی داد: در نحوه ها و تسهیل روند ورود به ها و فرهنگ رویکرد جدیدی اتخاذ کنیم و طرح های 30 سال قبل نمی دهند. به جای صرف های هنگفت های فصلی و مقطعی، می توان با این دائمی های ایجاد کرد. امروزه این بودجه، صرف های اجاره مکان و غرفه بندی می شود. (نمایشگاه کتب فاطمی) با به میزان های کرد: زمانی این ها خوب و تاثیرگذار بودند، ولی منفی در تعطیلی های و نمی دهد. در یک بازنگری جدی، آسیب های این مساله بررسی و درست و منطقی شود. های 25 پاسخگوی نیازها نیستند و نیاز به ویترین های بزرگ و داریم. و رونق و در کشور، طرح های جدید و اجرا شوند. علاقه مندان به حضور در کتب و می توانند تا سه یک اسفندماه به نشانی قم، میدان معلم، جنب خدیجه (س) مراجعه کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
شرحی بر حدیث غربت یاس نبوی

شرحی بر حدیث غربت یاس نبوی


کانون نبأ ــ از مظلومیت‌های حضرت فاطمه زهرا(س) را بازگو می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
تنگناهای فکری، ایدئولوژیکی و اجتماعی پیش‌روی نمایشگاه کتاب دین برداشته شود

تنگناهای فکری، ایدئولوژیکی و اجتماعی پیش‌روی نمایشگاه کتاب دین برداشته شود


حجت محمدعلی عضو دین در گفت وگو با دین خبرگزاری (ایبنا)، با به کیفیت این کرد: که در دین ارائه شده در بین هم می ولی به خاصی که شهر قم به اختصاصی دین شد. داد: و این روی جدیدترین های و مجموعه های برتر از است. با به موضوعی هم و به بین نیست. نقد و ، دین با های نیز گفت: بین در های ثبت شده و این ها به های کلان با هم و ولی است در هر با یکی از های کند. رفع این یا این ها را در ثبت و یا از قبل گیرد. این این بود و بود 40 یا 50 روز ولی کمی از در آن در آمادگی داشتند، به این علت ناچار به تاخیر در شدیم. افزود: نکته بعضی از حتی از همسایه، به دلایل سیاسی جرأت در را ندارند. به با اردن گسترده ای نداریم، ولی مان قطع هم نیست. به طور مکرر در تمایل ولی به که ذکر شد، این امر نیست. من در از های داشتم. به که در اند و حتی که و از ها بین به و است. این و دین و و کرد: این از و و حتی ها هم ولی جزو ها است. در از های در یک روز بیش از سه یا نفر نکنند. از یکی از در قطر که چرا با در این ها می که داد ما از ها و است و با به و هتل و از ما نمی می شود. عضو داد: مصر بود که در و می خریدند. حتی را که از می داد که مالی مناسبی ندارد، ولی دو از خریداری بود. در هم بد نبود، ولی در های کسی نمی خرد. و دکتر محمد سالم، اتحادیه که دارالفکر در تلویزیون صریحا کردند که که را زیرورو کرده، نگاه می و آن را با درک می خرند، است. راد گفت: سال گذشته در مسقط از یک بانوی دو خریدم که پس از من به دو بار تماس گرفت. از من خواست را در به او تا با آن ها قرارداد و از این با بتوانند در کنند. می که سفارت به راحتی آن ها در ویزا صادر می کند، ولی وقتی برگردند از سوی دولت خودشان مواخذه می شوند. که حجت رسول جعفریان را به ترجمه بود، دیدار با وی به آمده بود و می گفت که با ترس به شما آمدم. وی به تبلیغات سوء و سیاه نمایی که از در رسانه های کشورها منعکس می گمان می کرد به محض ورود به هر لحظه با جنجال، آشوب و درگیری روبه رو خواهد شد. فرد پس از چند روز در و برخورد صمیمانه و مهمان نوازی ها، پی به تصور غلط خود برد. افزود: بپذیریم با فضایی که در بر علیه ساخته شده، ما در ایم و نمی دانم از چه راهی و چگونه می توانیم این را از بین ببریم. فضای بدی حاکم شده است. سه یا به طور در بین می و می دانیم زیاد کتابی که ایم، فقط در فروش می رود. دیگری نیز در این بین دارد. این و پژوه با به عجیب عدم عراقی در دین در کرد: به ما امروز با رابطه داریم، ولی عجیبی در این در صدام وضع شده مبنی بر ها از نشوند که وضع چنین قانونی از یک آدم دیوانه برمی آید، آن هم در شرایطی که همه دوست به روش های مختلف آثارشان را در همه و کنند. این هم در این لغو نشده است. در بین 14 اهل سنت به سرپرستی دیوان وقف سنی شان قصد در را که نتوانستند. فقط عتبه های ائمه در چون روابطی با ما دارند، در دین اند. دارالعارف از این نیز چون در شعبه از این در کرد. راد گفت: دین می خوب باشد، اگر بتواند تنگناهای فکری، ایدئولوژیکی و اجتماعی پیش روی خود را از بین ببرد. عضو دین های تخصصی داد: از ابتدا بنا بر این بود که ها بر این متمرکز شود که موسسات فعالی که کار می کنند، در جلساتی به فعالیت های پژوهشی و خود بپردازند. سخنران که ها انتخاب شده اند نیز افرادی هستند که در مسیر و گام های موثری برداشته اند. برنامه ها خوب طراحی شد و امیدوارم خوب هم اجرا شود. مسئولیت این کار را به حجت شمس سپرد و ایشان با مشورت های لازم، جدول ها را نهائی کرد. نقد و ، کرد: دین امسال با سیزدهمین استانی در قم همزمان شده درنظر داشتیم شود که به پذیر نشد. موضوع شهر قم با ویژگی که یک مکان مشخص برپایی ندارد. در این به فضا، بیش از 60 دین در باشند. در های بعد اگر دین بخواهد به اهداف موردنظر خود برسد، حتما به طور مجزا شود و ذکر شده نیز رفع شوند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ چال چاله دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف متن آهنگ billie eilish ازsix feet دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله متن و ترجمه آهنگ kisses back از matthew koma متن اهنگ ذاک من ذاک متن اهنگ ذاک من ذاک متن نمایش درباره ی کفاش باشی اهنگهای ترکمنی مغین مخطلط معنی اهنگ six feet under متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam جواب بازی جدولانه(2)312 ترجمه اهنگ sevdiyim adam دانلود متن اهنگ sevdiyim adam @guturnews @guturnews www.0net.ir متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam دانلود اهنگ های عثمان نوروزف آهنگ آودون از عثمان نوروزوف ترجمه اهنگbillie eilish_six feet under اهنگ گل گل یاریم ازعثمان نوروزوف متن اهنگ kisses back دانلود اهنگ ترکمنی اودون اودون کانال عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن اهنگ kisses back عتمان نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله متن و ترجمه آهنگ kisses back از matthew koma آوودون آوودون ترانه دانلود اهنگ ترکمنی آوودون آوودون دانلود آهنگهای عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ six feet under اهنگ عثمان نوروزف شمشاد جان اهنگ عثمان نوروز شمشاد جان اهنگ مایه مایه عثمان نوروزف ترجمه آهنگ kisses back معنی اهنگ Six feet under billiie eilish دانلود اهنگ های عثمان‌ نوروزوف دانلود آلبوم جدید عثمان نوروزوف متن و ترجمه فارسی اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه فارسی اهنگ sevdiyim adam دانلود اهنگ از دروغاتم خوشم میاد وقتی میگی دوسم داری متن ترجمه اهنگ six feet undsr www.0net.ir ترجمه آهنگ six feet under عثمان نوروزف لینک مستقیم عثمان نوروزف متن آهنگ sevdiyim adam جهش ضمیری دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف اهنگ مهری جان عثمان نوروزف دانلود اهنگ عثمان نورزوف عثمان نورزف دانلود ریمیکس بازار سری8 برطبل جنون میزد اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف مجید علیپور همش دعوا چالچاله مجید علیپور همش دعوا معنی اهنگ six feet under اهنگ عثمان نوروزف اودن لیلام دانلود آلبومblah blahاز کیوهیون آهنگ اللر چارپ از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ayna از adilge دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ ترکمنی اودان اهنگ مسعودجلیلیان امشوبوباره بیداری www.0net.ir دانلود اهنگ آیدا از عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ six feet under دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله