صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب حقوقی



​درخواست 4 هزار دانشگاهی از شورای نگهبان درباره CFT

​درخواست 4 هزار دانشگاهی از شورای نگهبان درباره CFT


به گزارش خبرگزاری بیش از 4000 نفر از و طی ای به خواستار عدم تایید به با (CFT) شدند. متن این به شرح زیر است: در ی چهل با روش های از ی با خود که در عبارت استعمار فرانو متجلی می گردد. این طرز مواجهه ی جدید دشمن با انقلاب، حساسیت بیش از پیش دستگاه های نظارتی را می طلبد، که به حراست کننده از اسلامیت و تطبیق با شرع مقدس و در این زمینه از اهمیت است. با به به با (CFT) یکی از 41 مالی(FATF) در در 1397/07/15 و ی به از و از و این با شرع و را در به و خود بر عدم به با (CFT) از سوی به پاسداری از اسلامی، حفظ همه و نفی هرگونه را خدمتتان تقدیم می داریم. در به از محتوایی این با شرع و می پردازیم: 1) داخلی: این در از از عضو می که خود را دهد؛ به در 4 از عضو می که در 2 این را به در خود قرار دهد. اجبار به داخلی، را از بین می برد که این با 152 و 153 که می گوید: سیاستrlm; خارجیrlm; جمهوریrlm; اسلامیrlm; ایرانrlm; بر اساسrlm; نفیrlm; هر گونهrlm; سلطهrlm; جوییrlm; و سلطهrlm; پذیریrlm;، حفظ استقلالrlm; همهrlm; جانبهrlm; و تمامیتrlm; ارضیrlm; دفاعrlm; از حقوقrlm; همهrlm; مسلمانانrlm; و عدمrlm; در قدرتrlm; هایrlm; سلطهrlm; گر و صلحrlm; متقابلrlm; با دولrlm; غیرمحاربrlm; استrlm; و هر گونهrlm; کهrlm; موجبrlm; سلطهrlm; بیگانهrlm; بر طبیعیrlm; و اقتصادیrlm;، فرهنگrlm;، ارتشrlm; و شئونrlm; ممنوعrlm; استrlm; . از با این می به بخش از 2 و 3 نمود. 2) تروریستی: طبق این نمی با و از های که در و می به که در 6 است: هر عضو در و را تا در این تحت هیچ با بـه به و یا . این با 2 و 3 و 154 که می گوید: جمهوریrlm; اسلامیrlm; ایرانrlm; ... از مبارزهrlm; حقrlm; طلبانهrlm; مستضعفینrlm; در مستکبرینrlm; در هر نقطهrlm; از جهانrlm; حمایتrlm; میrlm; کند ؛ این با بند 59 های کلی ششم که : حفظ و بر در را به یکی از ذکر می کند. 3) های و به از کشور: در بخش از دو 12 و 18 این می شود را به از منتقل کند و با در حوزه های و تحویل دادن مجرمان به این عضو(کشورهای ملحق شده) را می کند که را بر رازداری رد نکند؛ از آنجا که همواره در ادبیات دولتمردان آمریکایی، متهم به بوده است و بخش اعظم ها با برچسب بر می شود، بنابراین نهادهای زیر مجموعه و پوششی این نهاد و مؤسسات و شرکت که هر سطحی از تعامل با را داشته باشند، در شرایط (دوران و جنگ اقتصادی) می به شناخت و در های بیشتر از سوی آن ها منجر شود و دوقطبی تحریمی-غیرتحریمی را تشدید کند. این بخش از با 2 و 43 دارد؛ به علاوه این بخش از با 22 های کلی که می گوید: مکلف است تحقق های کلی با هماهنگ سازی و بسیج پویای همه امکانات زیر را معمول دارد: شناسایی و به کارگیری ظرفیت های علمی، فنی و دسترسی به آفندی و مناسب، رصد های و افزایش دشمن، مدیریت از تهیه طرح های واکنش هوشمند، فعال، سریع و به هنگام در و اختلال های و . به دلایل بالا است که و حل این مشکل به حق شرط متوسل شده و کرده اند : با نظر به و هنجارهای بین تا حین از 1999، کنفرانس و های مرتبط ملل متحد از 2625 و 1514، عمل را بر مردمی از استعماری و اشغال نمی و نسبت به اطراف متعاهدی که قلمروی عمل را مستند به زیر بند (ب) بند (1) (2) بر این می دانند، در حدود پیش گفته، متعهد می و می (6) ارتباطی به این حق ندارد. این فارغ از آن مجاز و است و به هر ای است ؛ اما از آن جایی که در با حق شرط محدود به دو 2 بند 2 و 24 بند 1 شده گذاشتن حق شرط بر روی این بند را باطل و کأن لم یکن دانست. ذکر این نکته نیز ضروری است که طبق 19 بین 1969" ، که می گفت کلیه بین محسوب می شود؛ "حق شرط، حق یا Reservation"، در امکان پذیر است که: اولاً؛ آن حق شرط را منع نکرده ثانیاً؛ فقط در خاصی که اجازه داده شرط می گیرد، ثالثاً؛ شرط و یا تحفظ، مخالف هدف و آن نباشد؛ طبق 20 بین 1969" نیز حقّ شرط و در پذیرفته شد که با آن مخالفت نشود. در صورت مخالفت، آن شرط آن دو اجرا نمی شود و همان تعهداتِ متنِ آن ها حاکم بود. به همین خاطر مطابق با بند 19 حق شرط وضع شده توسط و پیرامون این موضوع امری بیهوده و بی فایده تلقی می شود و عملاً شروط در ما زیر پا گذاشته شد و در عین حال از نظر بین به اجرای خواهیم شد، که خلاف است و این تناقض جز از خروج از حل نخواهد بود. به این ترتیب به علت مشکلاتی که گسترده در نهضت های آزادی بخش و های و ایجاد می کند، آن با ذکر شده در متن این روشن است. حال اگر تصمیم گرفته شد به هر دلیل امنیتی، یا از شویم، طبق 27 حداقل تا یک سال پس از اعلان کتبی انصراف به دبیرکل ملل به آن عمل کنیم؛ حین و بعد از خروج، فشارهای رسانه ای، و ده ها زمان که هنوز به نپیوسته ایم، و مردم ما شد و این دقیقاً مصداق بیانات رهبر معظم در مورد بیش تر بودن سازش از چالش با های مبتنی بر استکبار و می باشد. در از خواستاریم با بررسی مجدانه و با دقت در متن و به آن، را از این باتلاق که نتیجه ی استعمارگونه ی به FATF نجات دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 1 دقیقه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
خروجی و ساختار مناسبی در حوزه فرهنگ وجود ندارد/ اولویت های فرهنگی را معرفی کنیم

خروجی و ساختار مناسبی در حوزه فرهنگ وجود ندارد/ اولویت های فرهنگی را معرفی کنیم


و های و یکی از در را و مناسب دانست و اظهار داشت: در پژوهشی اولویت های فرهنگی را معرفی نکردیم و کار آمایشی مناسبی انجام نشده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
فیش نجومی مدیری که حاشیه‌ساز شد +عکس

فیش نجومی مدیری که حاشیه‌ساز شد +عکس


به تقریب؛ یکی از بزرگترین و قدیمی است که بیش از 62 سال قدمت دارد. تعرفه در بخش پروانه مطب بخش رسیدگی به تخلفات ای حرف از ثبت نام و و بر از های این است. از با موضوعات و دغدغه های فراوانی و به خود دیده است. مدیرانی که امروز بر نسبت به گذشته منفعل شده و نارضایتی های این قشر از را به است از و از به را و و است. در این فیش 21 یکی از این در و از را به است. که با حق در این می شود و ده ها یک معمولی است. ارشد این علیرغم فیش حقوقی، آن را نمی دانند و معتقدند؛ چنین کسانی که شغلی پر و حجم از باشند، نیست. از طی هفته های اخیر، منع در و نحوه این در های مختلفی بحث و را با اما و اگرهای فراوان است. هم که و از آن در سن و های می از این است. چند روز با به این و در ماه 1396، لغو و با این شدند. منع در در با در گفت وگو با اظهارداشت: منع در و به به به در این می کند و نمی و در را قدر دانست. وی افزود: کل و ها در که پست داشت.نظام یک NGO است و آن از برگزیده شده است از نیز استفاده از در بسیار غنیمت است و از تجربیات در این عرصه بهره مند شد. ما را در قدر می دانیم و این مسأله در همه دنیا و های کارشناسی محترم است. فعالین پر نیازمند بیشترند اما محسن مصلحی، در گفت وگو با سلامت در با منع بازنشستگان، اظهار داشت: در در مبحث ملاک است که در این منع در را است و در واقع در است. وی افزود: از ما عضو و کارشناس در و دادسرا به شمار می روند که نیاز به تجربه و تخصص و این افراد، نمی شود. ادامه داد: جانبازان و اسرا نیز طبق ایثارگران و یکی از ما که آقای جهانگیری است، به دلیل آزاده و جانباز بودنشان منع نمی شود. فیش مدیری که حاشیه ساز شد +عکس وی در پاسخ به این سوال که می شود از این سازان های می کنند، گفت: یک یا غیرپزشک از 7 صبح تا 11 شب با شغل پرمسئولیت کند و کار هم انجام ندهد چقدر بگیرد؟! کدام منتقد حاضرند در با شغل پر کار و طبابت هم نکنند و در عین حال نیز از باشند؟ گفت: بر از صحبت های مطرح شده حدود 50 نفر در کل در این می و 10 نفر از این در و قبل از این نیز با اعلام منع رفته اند و مشکلی در این زمینه ندارد. مصلحی با تأکید بر جهت منع در مسر هستیم، کرد: در از آنجایی که کل و در با رأی انتخاب شده اند نمی شود و جزء قلمداد نخواهد شد، ولی افرادی که طی حکم اداری در ساختار منتصب می اعم از معاون، مدیر یا کارمند شد. با کنندگان عزت الله گلعلیزاده، در با و فیش های در این گفت: تابع مدیریت کشوری ولی خود قبل از مجلس، ای که را در این است. بنده آمار دقیقی ندارم اما در 5 تا 6 نفر هستند. در دوره دو از می کنند. وی اظهارداشت: فیشی که منتشر شده، به یکی از بود که بخشی از آن به کار است که بررسی شود این کاری به چه میزان کارکرد و چند ماه است. گفت که این فضاسازی شده و می بگویند بالایی می کند اما این گونه نیست. گلعلیزاده کرد:شورای نیز بر حسب نظارتی، درخواست ارائه اطلاعات پرداختی همه را صادر است. براساس در سال 84 مبنای بر هیات رئیسه دانشگاه علوم است که در به مراتب کمتر است. گفت: بدیهی است در هرگونه به طور قطع که را و نیز پیگیری، و بود. و به میدان می آیند؟ این مبالغ در شرایطی اتفاق می افتد که از اعضای و ماه هاست که خود را به کامل نکرده و اساسا این دریافتی از این از دست نیافتنی است. حالا دید و توانست و در را در این یا همچنان منابع صرف های به شد که به عقیده اکثر اعضا، با جایگاه واقعی خود فرسنگ ها فاصله دارد؟
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مشکلات حقوقی و قضایی سه شرکت بزرگ معدنی کرمان رسیدگی شد

مشکلات حقوقی و قضایی سه شرکت بزرگ معدنی کرمان رسیدگی شد


- - و سه با کل مدیران کل سازمان بازرسی، صنعت، معدن و تجارت، اتاق بازرگانی و جمعی از اعضای شورای رسیدگی شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
شهرداران مشمول قانون ممنوعیت بکارگیری بازنشستگان می شوند

شهرداران مشمول قانون ممنوعیت بکارگیری بازنشستگان می شوند


تهران- ایرنا- کرد: و کارمندان بازخرید شده از قانون ممنوعیت بکارگیری بازنشستگان مستثنی نیستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
دستگاه های اجرایی در بستر «سامد» پاسخگوی مشکلات مردم هستند

دستگاه های اجرایی در بستر «سامد» پاسخگوی مشکلات مردم هستند


- ایرنا - و گفت: های در الکترونیکی و دولت» پاسخگوی مشکلات هستند و ما در نظر داریم که فضا و شرایط مناسبی برای ارائه خدمات بهتر و بیشتر به فراهم شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
جشنواره 37 فیلم فجر فراخوان داد/ بهترین مستند هم سیمرغ می‌گیرد

جشنواره 37 فیلم فجر فراخوان داد/ بهترین مستند هم سیمرغ می‌گیرد


به گزارش به نقل از روابط سی و هفتمین این که ثبت نام در از اول آبان ماه فراهم بود، به شرح ذیل شد: با از سی فجر با هدف و از یک سال و اعتلای تولیدات ملی و حمایت از برتردر ماه همزمان با جشن های چهلمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی برگزارمی شود. بخش های اصلی: -سودای (مسابقه ایران) -نگاه نو (ویژه اول کارگردانان) -مسابقه 1-سودای (مسابقه ایران) که تا ماه 1397 در به اند می در این بخش باشند. که در های قبل شده باشند، نمی در این باشند. که می شود از 22 را که از کیفیت برتری برخوردار و کرد. بخش از 5 را می و یک را به کرد. از های تهران و جشن مستقل های خانه سینما که به در نیامده و در های قبل نبوده اند (حداکثر 5 که مدت هر از 15 باشد) یک را به کرد. از و از این زیر را نمود. با ملی نقش اول زن نقش اول مرد زن مرد متن صدا و به هنر و این از به به ترین تعلق گرفت. 2-نگاه نو(ویژه اول کارگردانان) از 10 فیلمسازان اول را می و این بخش اول را به اهدا کرد. 3-مسابقه این بخش با هدف تشویق، تقویت و بکارگیری روش های خلاقانه و مؤثر در عرصه بازاریابی و پخش و جذب حداکثری مخاطبین برگزار می شود. آئین نامه، و شرایط در این بخش که به داده شده اختصاص دارد جداگانه اطلاع رسانی شد. و می هر تعداد فیلمی را که مایل به و ضروری است با به مراحل ثبت نام خود را و اطلاعات را به عکس در پرتال ثبت کنند. bull;تاریخ های بخش های قبل از سال 1396 باشد. های کننده در بخش تا قبل از اکران و یا در هیچ یک از شبکه های خانگی یا سیما پخش شده باشند. های با مدت از 75 و های از 70 نمی شوند. و می بایست فرم درخواست در را کرده، تا روز 30 آبانماه 1397 به به صورتDCP یاDVD ، عکس های و عکس بر روی CD و تیزر و سه از استفاده تبلیغاتی به دهند. این امر به منزله قبول کامل و سایر و در از سوی صاحبان قانونی ها است. bull;آخرین راه یافته به روز 19دی 1397 است و استاندارد فنی جهت بصورت DCP به بخش فنی شود و همچنین پوستر رویCD گردد و در صورت نکردن کپی تا مقرر، به احترام مخاطبان و خانواده سینما، را از (داوری و عمومی) می کند. bull;تعیین و ها به است. bull;پس از به دبیرخانه، کردن آن از وجود ندارد. bull;هیات حداقل24 ساعت قبل از مراسم پایانی، را کرد. ای در بخش به طور هم ارزش دو یا چند اثر تقسیم نمی شود. bull;همه های شده در بخش های گواهی کرد. یک از دست اندرکاران های بخش های نمی دار مسئولیت و یا های آن بخش باشند. bull;یک نماینده از طرف جهت جلسات بدون حق رای داشت. bull;نمایش ها در مطابق با و سازمان بود. bull;داشتن پروانه ساخت یا الزامیست. bull;تفسیر و رفع ابهام از و اخذ تصمیم درباره موضوعات پیش بینی نشده به است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نیمی از جمعیت کشور زیر پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند

نیمی از جمعیت کشور زیر پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند


بوشهر- ایرنا- و گفت: 42 میلیون نفر که حدود نیمی از جمعیت کشور است زیر پوشش بیمه قراردارند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
نیمی از جمعیت کشور زیر پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند

نیمی از جمعیت کشور زیر پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند


بوشهر- ایرنا- و گفت: 42 میلیون نفر که حدود نیمی از جمعیت کشور است زیر پوشش بیمه قراردارند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
قوانین مرتبط با مساجد احصا می شود

قوانین مرتبط با مساجد احصا می شود


- - مدیر به گفت: از نظر قانونی دارای جایگاه هستند و تلاش می قوانین مرتبط با را احصا کنیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
رابطه شهردار شدن هاشمی با «حجاب»

رابطه شهردار شدن هاشمی با «حجاب»


به تقریب، بعد از و منع مبنی بر از شد. به گفت است" اما به جد به این که را از منع استثنا کنند. محمد شهر به گفت: به ضرر شهر و است. حتی هم وی از برود. به است از استفساریه بگیرد. معتقدند که از منع به کارگیری مستثنی است چرا که را شهر می کند و تعیین انتخابی است نه انتصابی. این در است که حکم را می کند. عضو شهر به گفت: منع نمی شود چرا که خاص است. اما چند روز آذر کرد که از منع و هم به در این های شده است. این در است که در گفت وگو با را رد کرد و گفت: ای به است. به نمی پس هم نمی شوند. علی نیز آب را روی دست و گفت: این هم می شود. اما این است که به کرد با به منع و با به این که حال هم می شود به از این و شهر عمل خواهد شد. بعد از انتشار این خبر بلافاصله روابط عمومی کرد: از دقایقی پیش ها خبری با استناد به که پیش از این از سوی مرکز ارتباطات انتسابش به سیدمحمدعلی رسماً تکذیب شده بود اقدام به بازنشر خبر استعفای می کنیم در تلگرام ندارد و حساب های کاربری صرفاً در اینستاگرام و توئیتر با عنوان مدیا فعالیت می کند. این در است که پیش از این خبر عزل و نصب و خبرهایی از را که صحت هم داشت منتشر است. ابراهیم نایب شهر در واکنش به اظهارات سخنگوی در خصوص گفت:این محل بحث است و اگر شود، این شمولیت دارد. به امینی، از رفت و آمد ضرر می کند و سیاسی شده است. شهر کرد: استعلام شده در با شمول منع بارنشستگان در جایگاه از دو مرجع نشده است و اگر منع شود تابع است. در احتمال جابه جایی و پیشگیری از خلاء مدیریت شهری گفت: شهر در این هیچ اقدامی نداده است. بر این گزارش، محسن هاشمی شهر که یکی از رقبای و نجفی بود، در توئیتی می بخشی از اصلاح طلبان فکر می شدنم باعث از هم پاشیدگی شهر می شود ریاست جایگزین است اما بنا بود کسی نرود تا باب نشود. مثل حجاب بانوان است اگر شل دیگر نمی شود کنترل کرد. در این شرایط شدن ریسک بالایی و امکان موفقیت دشوارتر از است. بر این با به منع و صحبت های پی در پی نمایندگان و قطعی است، اما همچنان اعضای شهر پافشاری می که این حال نمی شود. در 13 ماه تهران؛ 2 و 2 سرپرست به خود دیده است و معلوم نیست پنجم به می آید یا خیر؟
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نخستین پیش همایش «علوم انسانی وصنعت» برگزار می شود

نخستین پیش همایش «علوم انسانی وصنعت» برگزار می شود


به پیش و با عنوان از نگاه و به همت و می شود. سخنرانان این از: علی و و در عضو هوش و عضو و بین الملل نقش نخبگان در توسعه مهندس حمیدرضا وجیه اللهی عملیات بخش سکوهای نفتی دریایی و ارشد بخش بازرگانی شمال خلیج فارس چند ملیتی Stream FLO تأثیر تصمیمات بر توسعۀ نفت کانادا با بر استان آلبرتا (چشم اندازها و دور نما ها) فریدون شیرین کام پژوهشگر تحول در ایران با بر تجربه ریسندگی و بافندگی کاشان این نشست روز سه شنبه 24 مهرماه 1397 ساعت: 13 تا 16 در سالن اندیشه و واقع در بزرگراه کردستان، خیابان دکتر آئینه وند(64 غربی) می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
صدور 61 فقره کیفرخواست برای متهمان پرونده‌های کلان اقتصادی ظرف سه ماه اخیر

صدور 61 فقره کیفرخواست برای متهمان پرونده‌های کلان اقتصادی ظرف سه ماه اخیر


به خبرگزاری تقریب، به اتهامات در به و با شد. در ابتدای با آغاز اول به به در با از کرد: علنی و نظم الزامی است. عباس در این که از شبکه خبر به زنده پخش می شد، با به نوسانات ارز و تاثیر آن بر انواع و ها و در در با این رخداد و این داشت: به در عموم، ارز نیاز این را به نرخ و به و دویست در های داد؛ نیز یکی از است که ها این ارز اما از متعاقب ارز شدند که به و های منجر گردید. باز و عدم ها به ساز این است در به در این ها و در این و شرح پرداخت. وی و ساز را چند باز و عدم های و به خود و در این دو داشت: متخلفین از و سوء کنندگان، همواره به دنبال منافذی که را دور زده و منافع حداکثری خود را تضمین و تامین نمایند؛ متاسفانه در های این راه را هموار ساخته که از در های کاملاً مشهود است. هم در این ها، نهادهایی وزارت و مرکزی و گمرک به خود را مسؤول و متولی ثبت سفارش، ارز و ترخیص و در فرایند شده با ارز خود را ذی مدخل ندانسته و ماهوی و جدی به سوء و ندارند. وی تا وقتی که این چرخه معیوب نیز به قوت خود باقی است و لذا های متعدد و مجرمان نیز اجتناب بود. به این ها را از باب وظیفه در از حقوق و افزود: بر این اعتقادیم که ملت مستحق تحمل رنج و نیستند؛ مشقت که گاه در کوتاهی در و عدم ها و ذی صلاح و به تبع آن سوء و منفعت طلبی و دور زدن از سوی آن ها می شود. های با سوء از خلاءهای و عدم کافی، های شده با ارز را با و بسیار بالاتر از ارزش واقعی در و را رنج و و را و التهاب اند. در به این افراد، هر سوء از ارز دریافتی و از و اعم از ارز و عدم ثبت و عدم آن به و یا به با های و غیرمتعارف و از ها و ضوابط را وصف و افزود: ای برخورد قاطع را در پی هر چند و مفسدان به مراکز و نهادها دل خوش چرا که این به آرمان های و ملت خیانت و باید شرمسار خود در عین که از و واردکنندگانی که در و به کسب و مشروع مشغولند، همه جانبه می نماییم. شعب به در در فرازی از یا ها که کنونی را متوجه اند را جفا به شریف قلمداد و با در رد این داشت: مدعی شده اند که با صلابت، سرعت و به نمی کند. این در است که رییس محترم قوه به محض اطلاع از جرایمی و به ابعاد و تبعات و نامطلوب آن در افکار شعب به در را و این تدبیر در پیگیری اهداف سه سرعت، دقت و در رسیدگی، تصمیم نهایی و حکم، در کار و اجرایی شد. 61 های ظرف سه ماه وی از 16 های در راستا ظرف سه ماه از تیر تا شهریور در خبر داد و در این در با جرایمی، افزود: در و ظرف سه ماه 61 های در شعب 150 نفر شده است که در یک ارزی 730 مال است و در رابطه حکم به اعدام 3 نفر و به حبس های طولانی مدت 30 نفر و این محکومان با قطعی در زندان به سر می برند؛ ضمن آن که در این مدت 230 تشکیل، 150 نفر بازداشت و 5000 اتومبیل با های خودروهای توقیف شده است. های مهم در شعب را 20 و این حجم از تحقیقی و را از بی وقفه در با به آورد. در اختلاس از کرمان وی به مثال، یکی از های را داد و داشت: در کرمان، از 1200 بانکی شده بر و و اغلب مجرمانه، 600 وجه ها به بیت المال عودت شده است. به قوه و است با بر این که قوه از امکانات عمل و و پاکدست این با از را به قوه و و از های با به و و سوء را نمایند. هیچ خط در با هم به که داد که با با و و در این افزود: به که در نقش رفت و و درجه، مقام و منصبی تحت خواهند و با صدای بلند می کنیم هیچ خط در این نخواهد داشت. وی ضمن تقدیر از های ضابطان، نهادهای امنیتی و انتظامی با در این ها، از نیز به به این ها تشکر و افزود: بر این که قوای سه با یکدیگر و هم سویی و همراهی آن ها می اعتماد را جلب و روزافزون در را در پی و در پیشگیری از وقوع کارساز و کارگشا باشد. اختصاص 220 و 643 و 206 ارز سپس به شرح های از سوی و در این ها گفت: وفق مقامات در 220 و 643 و 206 ارز های یافته از این 146 و 407 و 509 و 14 و 736 یوان و 18 و 43 و 150 درهم در 40 است که به از این ها می باشند. های در 393 و 831 عدد اند و 274 و 280 عدد آن را در به اند. 493 در شعب را داد که حسب آن، اکثر های با هدف سود هنگفت در نظر شده از سوی از و تولیدکنندگان، های را به ارز به به که 40 های در و در های 492 و 742 و 885 و 143 در این میان 16 های در 278 و 289 و 865 و 836 اند. در وصف ی شده این در داشت: این تا و ارز در عمل تأثیر چندانی بر ها و به موازات ارز و حتی از آن یابد و امر در این قسم از را آورده است. رد ایرادات از سوی وی با به و طی هشت شده از سوی مدافعات را بر استوار و با این محور، به محتویات و بر قضیه، شده را نمود. نخست بر این که در زمره نمی را با به روز مردود شناخت و داشت: در عصر بر حسب در سبک و همگام با تحولات و پیشرفت های نوین در عرصه ارتباطات و با حاصله در عرف جامعه، نوع های نیز با شگرفی شده بدین که نمی توان به دوران صرف و اساسی گندم را داخل در و یا های دانست؛ جزو و به یکی از های بدل شده به که این غیرمتصور و است. لذا بر این که در حال جزو های و به قطع و یقین در شمول این یعنی بند ب از ی یک در 1369 با آن می گیرد. به بر عدم در بر و هم نداشتن قصد در نیز و در رد این داشت: جرم در یا در مردم، بر حسب و بر می شود؛ این که در یک زمانی، در مطلوب و سودجویانه ولو در حد در یا را نیاورد؛ اما در و یا نامساعد این بزه به دلیل است که گذار در فروشی، دو رویکرد و صرف را به تخلفی در اداره اما در مواردی که در را آورد، آن را به جرمی تلقی و را و در محاکم دادگستری است. های و ها با به که در آستانه از سرگیری های آمریکا علیه جمهوری این که به یک باره عده ای با سوء از خاص و به رغم ارز بر و گردیدند که در موارد متعددی وصف را موید آن که این با نادیده حساس و به های و با هدف سودهای کلان، ارزهای را بر در جهت ثبت شده به کار نگرفتند و یا آن که به رغم کالاها، بر ها و به شده و های و بر بیش از پیش افزودند و لذا های تحت مدیریت در کردن با ارز و آن بر نرخ ارز آزاد، آن چه مدنظر بوده، در های و ها نگردد. در امر از از در و به آن در است وی با به پیش گفته، در اثبات به این و خروج موضوعی آن از گفت: از سوی این ها، وصف و حکم در بند ب از یک در 1369 با آن است که به صراحت در امر از یا سایر های و یا های مزبور به ایجاد انحصار یا کمبود در آن ها را از در است. بر این وفق نص این قانونی، خود را صالح متهمانی از های به های می داند. این که ای سابقاً مغفول مانده بود و متکفل به های به و ها می شد، به هیچ وجه نافی دادسراهای و به نمی چرا که صلاحیتی به حکم و مستظهر به و خاص می هم که فرار از خدمت در جنگ و یا صلح ممکن است با برخوردها و اجراهای متفاوتی گردد. سوم نیز گرفت. وی با طرح بر این که های شده از تبلیغات، تبدیل ارز و دور زدن از و نشده در بی خواندن توجیهی داشت: این نیز زیرا اولاً، های نیز ارتباطی به های ندارد؛ به سازنده است که آن هم در به تولید محاسبه و شده ثانیاً، آنچه شده سال 1389 از و در نظر به این در این در شده احصا شده است. از و بر و در ضمن آن که، به به و به و اسناد در اشراف و کامل و پس از به کالای ثبت به رغم این به و از و در اند. افزون بر این، فوق الذکر ناظر به اقسام اگر ادعای در می به این متوسل شده و شوند؛ حال آن که و که در امر مشغول به و از و شده شده را بر دستورالعمل، و بودند را با احتساب سود حداکثر 18 درصد به برسانند؛ اشکال از آن جایی می شود که نظر را با ارز اما آن ها را به نرخ ارز به اند. نقش در در رد چهارمین و بر عدم کارایی 1389 به گذشت و بر توضیح داد: با این که در به اساساً تحریمی و در هیچ نبوده به در صدد فرافکنی و خود می چرا که این به تصویب رسیده است که های بر شده بود و در های از های ظالمانه اعمالی در آن به مراتب بیشتر از نظر به است. های می شود های را حاصل واحدی به که این ها به های های است و که بر این های مطروح در این از سوی می شود و لذا را در در از بند ب از ی یک در 1369 با آن است و چه به از مباشرت به در در اعتقاد می در حکم در ی 280 آیین دادرسی 1392 نماید؛ چرا که وفق این در از نمی و با در موافقت دارد. عامل، از ها های به های های را های به جرم ندانست و با به ی 143 1392 که مسؤولیت را داد و از تضمینات و قابل اعمال بر ها را توقف های و پلمپ آن ها که به خاص و جلوگیری از بروز و معضلات بعدی، این بخش از است و پس از تکمیل تحقیقات در این شد. در صدد به خود به استنکاف این ها از به های به بازپرسی خبر داد و امتناعی را آن که خاصی را در پی از قصد و سعی این در و افزود: متعاقباً پس از و در مرحله در به ادعایی و جدید اند و لذا ارجاع امر به صحت این فاکتورها است. رد از و و صمت به از با دادگستری، نسبت به بررسی اصالت و صحت شده از سوی نماید. هم در رد از و و و کارشناسی در های گفت: این نمی به و ابرازی را جعلی، صوری و غیرواقعی بداند و یا در رقم های اعلامی دهد می های های شده در را با ها و و در و یا عدم از های نظر نماید. صنف با متهمان، از کنند وی با انتقاد از با تجاری از عدم افزود: از می رفت از تبری جویند اما متأسفانه از رسانه ها اند که جرم نمی باشد. این امر را به عدم صنف از حمل می نماییم. می رفت صنف به جای از اتفاقاتی که در با ارز رخ است از می کردند. وصف کلان: ، و بر آن را به اوصاف یا به شرط در نیز جلب و در تبیین این ها داشت: در های یا را به سه معیار ، و بر آن جلب می نمایم که در هر سه در شده است. در پایان خود از صادره، از با محکوم نمودن به اشد های در ملت سرافراز را به سریع، دقیق و متقن امیدوار سازد. انتهای پیام/
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تهدیدهای آمریکا نیازمند پاسخ سریع جامعه بین المللی است

تهدیدهای آمریکا نیازمند پاسخ سریع جامعه بین المللی است


به گزارش خوشرو، در ملل روز سه در کمیته ششم هفتاد و سومین ملل که با شد، و قاطع بین به تهدیدات شد. وی با به چند تحت شده های را از و پروتکل های بین المللی، از نهادهای ملل، آغاز جنگ تجاری با و وضع های فرامرزی معرفی کرد. در ملل در از برجام را جدی و نظم کرد و افزود: بار در ملل به یک عضو و حق در حال ملت ها در از است . داد: این جدی ملل و بین است که و جدی بین است . ای و در عین حال است که های را در سطح بین به می کشاند. وی با طرح این سوال که چگونه و می توانند به اعتماد در حالی که اجرا کننده امنیتی را که خود به آن رای مثبت داده می کند؟ گفت: یک عضو از می خواهد بین را نقض کنند. در ملل تاکید کرد: هیچ ای این حرکت وجود ندارد . آیا بین است که دهد ای شود ؟ در صورت ای آیا بین است که نتایج این بین را بپذیرد؟ با بیان همه باید به این محتاط باشند و وقوع آن را ندهند، از دعوت کرد که در از در سطح بین و در از چند و در مقابل کشوری که را به عدم رعایت بین می کند بایستند. وی با به دادخواست به بین احقاق مشروع خود و صدور قرار موقت الزام آور از سوی را گواه دیگری بر غیر بودن های کشور، مردم و شهروندان ایرانی . در ملل غیر در اموال کشورمان را هم ای از اقدامات بین و افزود: این اقدامات، لغو مصونیت به بهانه های دکترین غیر معتبری است که بین آنها را به رسمیت نمی شناسد . خاطرنشان کرد: در این زمینه در نقض آشکار بین میلیاردها دلار از دارایی های دولت و بانک مرکزی جمهوری اسلامی را کرده است و همین روزها بین به بررسی این نیز می پردازد .
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
تصویب کلیات طرح اصلاح موادی از قانون شوراهای حل اختلاف

تصویب کلیات طرح اصلاح موادی از قانون شوراهای حل اختلاف


تهران- ایرنا- و از تصویب کلیات طرح اصلاح موادی از قانون شوراهای حل اختلاف در جلسه امروز خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
شریعتی گفت هرکجای آثارم خلاف اسلام بود قطعش کن

شریعتی گفت هرکجای آثارم خلاف اسلام بود قطعش کن


به تقریب، 1319 در از علی و او بود. در ای از او به یاد است. و و را داشت. او نویسندگی را در دهه 30 کرد. در به نشر (کانون شریعتی) پیوست. وی در سال 1341 در حالی که تحت تعقیب دو نوشت: که حق است با و ای که با شریعتی. با نگارش های ادبی و و شد و در دشت خون را نوشت. او و را در صبح سال 50 و ظهر روز در با خود کرد و از در رادیوی آن را در قالب صوتی عرضه کرد. با حکم آیت خامنه ای، به از سال 1358 تا 1360 این بود. در به گفت وگو با او است که متن آن را از نظر می گذرانید. قوی ای که نثر را در داد. این علی شماست. هم که در شما سال انتشار شماست؛ که حق است [که بار] در پایان سال 41 [به چاپ بود]. خوش آمدید خرسند. ای که به شما اند و در ای که چاپ با این می شود: عزیزم؛ دلم در این سال های بدی که ما غریبان زمانه پیش بر تو می لرزد؛ بر قلم تو، است. در در این را با شما می که سال های بعد در های می کند. در به شما از دو به یاد می یکی ndash; در لامذهب- با (مثل خان) و یکی هم متدینین. گرم کار شان - که از می کند- و کار دنیایشان. در و حوض خود می و در های شهر و خزر و... که هم به شما می که در این خدا است. و روندی را طی و نقدهایی به جامعه آن داشتید. که می نقدهایتان را می بینید؟ را آری و را هم نه. من ای و اسم را اگر می . یک تکه از این شعر را نقل بودم: یک لحظه می ای کاش/ بر های خود بنشانم/ این خلق بیشمار را / گرد حباب خاک بگردانم / تا با دو چشم خویش که/ خورشیدشان کجاست. به بلندی شان تا این که می دیده نور خورشید نیست. از شب دودانگی/ ور و پاک و / را / از بانگی. [این شعر را] به است. را نمی هر دو پشت میز بودیم. میز را که می به اول من افتاد. گفت: این و شعر را می گفت. گفت: نثر از شعر است. چرا [شعر] او را ای. در هر من از این [شعر شاملو] ام، از اگر می ام. اگر می هم حرف زده ام. و رفت. بحث نمی کرد. این است که در مان با هم داشتیم. که او و من نمی را کنم. هیچ وقت پیش بود. این نوع که شما به شما این را در آن و [در] شان نداشتند. نداشتند. نه ها هم و به من درس می دادند. خدا کند را. که که (سوسن کرد) او را به اند. باز اند. به بود به یک دان که مدت ها و مثل و شش تا و است [با او می شد]. یک و می گفت و من هم که یا آخر او را که به آدم نمی شناختم. می گفت دو که می [مثلا در] ، مثل کنت و و [نشانه] مثل است. من هیچ جا [این او را] و طور این حرف او در بود تا آنکه یک جا که می دانستند، دو جزء است و جاها هم که آن آدم، آدم مهمی و است هم [با اسامی] می آید. [خاطره هم از دارم. که بودم] در مدیرعاملی را باز و به ام هم سفارش که هرکدام از کارمندان که می آیند، حق از بپرسی که: کجا [می روید]؟ بیایند داخل؛ حتی اگر پنج یا شش می آیند. ولی اگر غریبه ای [باز باید] در باز [و] بگو: [مدیرعامل] هست ولی مشغول با کسی است و [آن کس] می پرسم و بعد [که آمد] که [داخل] بیاید. من کسی را رد نمی حتی که تا مرا فحش بدهند. می آمد. [یک روز در] کوچه سراب راه می و می که به اصلی آن -که پهلوی بود- برسم؛ پا می آید و طولانی شد و [هم] به من تر می شد. برگشتم جوانکی است که می دود و دست تکان داد که بایست. و آمد. قصه من را در چاپ بود [و او هم بود]. گفت در این قصه این [آدم] آن [آدم] از من و هر قصه ای را که می به اش نگرد. خود قصه باش. را از خود قصه دربیاور. قصه اش را چاپ و قصه او نیست. تو بدهی. بعد از که شد، من شدم و به من از او و او [هم] به بود و می به من که چرا در را باز می گذاری. من ات هم که در را باز و بیا داخل. چرا مرا راه می دهی. من وقت بگیرم. این این دو مدل می گفت دو یا سه روز مرا سر و بعد به من وقت بدهی. این آدم [مراجع] می شود و [مراجع] می کند. از اول با اسم را صدا و با او و... را می کند. این که و که نظر را به یا جلب شدیدا. من و به این رسیدیم. بود و من هم را ولی او را بود. [یک روز] ما آن طرف [حسینیه امروز] و [جایی که جلوی] بود که شب ها در آن می خوابید. من هم یک و با هم می کشیدیم. شود و رد شویم. [البته هم] چون را می می شد. می و می شد و یک کارهایی. جوی آب و گفت: من است آن طرف در حرف و ای ام ولی می یکی را یا روی که [ببینیم] در روی به من فحش می [چراکه] این حرف را زده یا را کرده. در که تو می که من [هنوز] ام! جلو را یک عده یا اند و می می کشند. در و و و و و... حرف می زد دیگر. چه می فهمند. از هم که می هیچ چیز با نمی برند. اگر این که من می و این صف ها را می و این نیت را که به و [به] بد [به زعم آنها] با من و به بحث که حرف تو غلط است [بهتر نبود؟]. که به رفت و فوق و گذاشت. در هم می گفت: کرد و من و به هم آن می به من بگو. [می گفت:] اگر که و را من و روی [سخن] بد [و] و می به من و گفت را هم که ما و [شریعتی] نپذیرفت. مثل آن علی که در های بود و حرف زده و بود که: می کند است! و که در می شود. او نمی چه و می کند هاست. هم می گفت: من اگر آدم بی و هیچ چیز هم یک سر نشسته ام و را و من این را در که بچه ها[ی آن ها] را [که] ام دیگر. است که را بلد نباشم! تری بگیر. می دشمنان نادانسته و نخوانده او را نقد می کردند. [یک هم] [بود]. [در مشهد] و نشر را و ما از و غیربازاری دعوت می به چای خوران عصر . به منزل ما می و هم می آمد. احوال پرسی می که وضع شما چطوراست و وضع وضع است و می کردیم. هم پیش می آمد که کی شده. یکی یک شده [و] از پیش قرارشده [را] می کرد. بعد [هم] می کرد به و می داد که می شد سخنرانی. هم [بود] یک عصرانه که دور هم جمع شده اند و پنج هم طول که ساعتش را یک حرف زده. هم نمی بکند و مامورش آن یک اول را می و می شد و می رفت و می گفت و می و نیست. که آمد و شد، از می پرسیدند و او می کرد به دادن؛ این را او حرف می زد و همه اش هم چرت وپرت های و غریب-البته یک هم خوب حرف می زد؛ نه آدم بی می دانست. ها نمی خواستند از او [یعنی از چیزی] حتی اگر حرف های را می گفت [باز طالب حرف های خود بودند]. بعد ازمدتی دیدند نمی شود. یا با یا اگر به جای می دهد و می بدهد. در ای که شما می گوید: تو می و هم می که به در و با در بودم، که نیستم و که در بین راه هم می من و پدرم توالی دو نسلی که و چنان. در است و هم در است و خانمش [هم در است و] در را باز است و هم در هم هست و هم لابد هست. ولی من سه بار به در بود که بیا و من در اهواز را و یک دور کن و کن. که در کردم. این کار را بکن تا را چاپ کنیم. گفتم: خوب گفت: نه پس بیا. پس و در بود و را هم شنیدم و هم بود. گفتم: -یعنی نمی و بنشینم ام را و بروم- گفتند: نیست؛ چون کار می کرد. حساس را بچه های و چپ بنشینند و با او بحث وجدل و جلسه، مجادله نه یک گوینده و او یکسره حرف بزند و یک عده هم بشنوند. نمی تک گویی کند می دیالوگ کند. خود دین ما هم به و است و رضا(ع) هم است. از که ما خوش مان نمی شان های فوق ای که در نظر ما نباشد-مثلا باشد- ولی در نظر خوب بحث می و کلی طول می تا که می شود [روی ایستاد] یا نه؟ پسر قدی در بود که هیچ کس با او کند مگر می و [شرط می کردند] بعد از آن [زمان معهود] به قطع می کنیم. قطع می و او می رفت به که هم رفتند. می به وسط است و با می کند. به جای (یعنی به جای مخالف) هم حرف می زد و به جای هم حرف می زد. می این در ما بوده. در مان هست. ولی در نبوده. بلی. [هستند که مباحثه] نمی کنند. یا می کنند. مثل زنک ها یا که مثل زنک ها است. اگر کسی و در آن و تر آن کس که حرف می زنند. ما به و بودن- از که جدا می که باز می می شود. می ذکر خیر شما که اگر هم اسم شما کلی از شما بد ایم! یا با کسی می می ای [و با این حرف می کنیم] یا می [و می گوییم] که چه و شده ای. چه پیر شده ای. هیچ [هم] نیست. یا از سر ادب می که باز هم است. ه های را چه خوب از هم می کنند. شما از چند یا بد ولی نقد جدی هم می نقد جدی می کنند. نقد می کنند. نقد جدی می نه اینکه... هم در ای که به من می کسی است و خود را و می ولی اگر که آدم است در است. اگر است که [از فکری] از است که هم است و هم از می آید]. اما ما هم که را ایم. یا قد که از نیست! بحث یا یا که که بحث از چشم و و قد و نبوده. را می وقت که در بودند. بحث که ها شما را می دانستند. ما را آدم نمی که با ما حرف بزنند. اگر [افراد] یک می و [چیزهایی می و آن نمی بر اثر با بد می شدند]. که به فحش می داد- چون از بود [که از او شود]- [همین اکبری] دم در ما بود و می پرسیدیم: چه کار می گفت: بیا از به بعد را بخوانیم! نمی از نمی از که می می به که او و می و درس و مرا به آن به طرف بکشد. من پس بود مرا از دور کند ولی از دست [آنها] بود و [دوره اش] [شده] بود. ولی از دست بود و بود دیگر. یک مدت که و ما را حتی مثل هم گفت: آن چرت و پرت ها که تو ای؟ چای بود. به یک به در اش، تا یک از او و چاپ کنیم. او می که چاپ کند و من چون او را و هم هست که را هم دید. گفت: این چرت و پرت ها که تو گفتم: ببخشید. که آدم به فحش می بد و می گفت (می که همه می کنند.) که این بیچاره... . را جام بگذارم... این چرت و پرت ها را که کسی نمی خواند. آن یک هم که را ندارد. حرف بود که در به من زد. را که گفت من گفتم: حرف نزنید. او من است. من از شما و های او یاد و شما و حتی در راه و حرف زدن تان هم او را در می آورید. ولی من او را در نمی ولی و می و این طور هم نمی دهم و اش نمی کنم. هم بود. بلی. که نشد ه نه. اثر و ای است که بعد از خبر در شد. این کار را با شما شنیدند. [پخش دکلمه: بر ای که فرا رفت و فرو آمد و بر خطی از خون گوش بر که فرا رفت و فرو آمد و سرخ را به دل داد؟] دل مثل خرسند. خب بعد از 46 سال می شود را با شما در این بله. دست شما درد نکند. من شب به سر می زدم و نمی کنم. هیچ نمی آمد. و ؟ آره. شب بود دیگر. 5 1350. هر نمی آمد. به یکی از بچه ها که در بود و هم با هم شو و برو. شخص هم بود ولی او در هست. که از او کمک می خواستم. شان از و چه کار کنم. یک بار که این را می کنم که بر ای که و آمد و بعد اش آمد. مثل کسی می کرد و من می نوشتم. های ظهر شد و بعد و آن را خواندم. بر ای که و آمد و بر لخت مان خطی از خون گوش بر که فرا رفت و آمد و سرخ رگ را به چشم و های و ثقل غل و یوغ و بر قرن دل بر شب مان که تا طاق مان می و بود که در آب مان نه هیچ و و نه هیچ قلبی. که ما همه یک تن بودیم. یک تن که می و در برق می و در ها می و جز ما که بود که طعم را و درد را و مان را لمس و در و مان شده و در می به نفع خود این بود که بی هیچ و و بی هیچ و حتی بی هیچ و بی می می و در خون مان وضو می و بر سرخ مان سر می و را آه می کشیدیم.آه... آه از فرخزاد. من در این آیه تو را آه کشیدم. که این را از که در را خواندم. روی شما خیلی. که شما بار در این را در 50 سخت بلی و هم تحت این بود. می گفت علی بود. می گفت علی است. را نمی تا پنج را می که شد. 5 بلی. اثر بود و شور را به کرد. به گفت اگر پدر تو و اگر و چه می کند. که بعد از این سال ها به این اثر می چه حسی از آن و که به یک نمی کند. اما به یک جهش شد. و اگر فحش می داد و می زد، می نمی گفت این و که می شد. چون ما چاپ که که رفتم[به آن بود]. من بودم. [امیرپرویز] و هم بودند. من و و حسن و طوسی. إلا و لا ؛ این را از نهج بود. این را و کرد و بعد هم گفت که هر است که در آن به سر می برد و و و و با کلی بحث اما من که اگر ملت خود به خود از خیزد. از قول علی گفت که: هر است که در آن به سر می برد. و... و با کلی بحث کردند. [ولی] من اگر آن ملت خود از بین شان خیزد. (بین شان می شود) محمد(ص) نمی کند [رسالت] را. تا [اینکه] آن عده ای که می [آنها] یار آن [عده] شود. نه از [بلکه یعنی] از بگیرند. بعد می آن عده که شان را بدهند. که [یاسر] به دو شتر می شود و به و شقه می [عمار] می شود که دهن باز چون می را هم و بعد از آن مثل خفه یک و عرق و اشک می ریزد. و که محمد(ص) می [از خجالت] سرش را نمی کند. بعد می که: از تو می ندارد. سرت را کن و باش. اگر به 1350 باز هم همه را می نویسید. بله. با از همه تبعاتی... [فکر می این ها پول شده؟] این ها که نداشت. نمی دادند. جلد چاپ می شد و پنج است. فرض 20 می شد که 20 هم نمی چون [نهایتا] چاپ می کند. ضرر برایش. 10 می و به ما که یک ای و می که [قبل تر] 20 15 می دهند. پس آن سه که بود به و و آن نداشت. نه، آن سه را من [به عنوان] وام زنم را از به بیاورم. از وام من و به او [میناچی] نگفتم. بود. دو، سه بار بود و بود و بود ندارم. [استاد شریعتی] پدر [آقای هم] بود که بدهم. [دکتر] هم [از او] بود [که به من وام ولی باز] بود ندارم. و این شده بود. از هست به و می که آن سطل را و میز و... را می شناسم! من های را چاپ می و پنج زار و پنج زار می [که] همه می بخرند. و بعد یک می یک کوت پنج روی میز ریخته! بعد [پنج ها را به] طرف سطل می یک سطل هم بود که بود و سکه ها را از آن سطل [وسط] در سطل و اش را در سطل [بزرگ تر] [که اش نبود] می ریخت. سکه را که در این سطل [با بزرگ] می بود و را که توی آن سطل [با دار] می بود که [یعنی که را چاپ و بودند]. در آن این جور پول را می آن [قسمت تر] و بود. هم [یعنی خسیس] بود. نشد از شما وام بگیرد. نه، بعد گله می و با سرخ شده بود و می گفت: ، را می که این یک را که سه پول رفت و است که و با زنش (نه خرج و... ) نمی کشند. به جای را می آید این کار را می کند. یک (همیشه را رفته. که را و این است که نمی آید.) مرادی! این آدم بود ولی می و بود. یک چک بود [و] داد دست من. گفتم: این گفت: بگیر. و که هفت است. گفتم: من این را چه گفت: خب برو را بکن. مگر تو نمی از پول گفتم: من سه می -و می [در آن سه ] از [حقوقی] که به من می ، نه هفت تومان- این [هفت را] تا مدت ها نمی [پس] بدهم. طول می کشد. تا آن چه کار من [در بازپرداخت] سه بودم. باز یک از این طرف و آن طرف قرض می یک یک [ویراستاری می کنم]. [سعی می کنم] درس می کنم. ولی این [هفت تومان] است. من این را از تو نمی خواهم. برو را بکن. هم در بلی. ولی به هرحال... جزء بود [اما را] نمی [که عضو مدیره] بود یا نبود. من را نمی شناختم. در راندن از ارشاد، ای را که در ایرانی منتشر شده بود. می را از اخراج کند و شما فهمیدید و به گفتید و را گرفتید. صحیح نه، همانجا کرد که یا یا من، [میناچی] گفت ها، [یعنی] که این را پر می [یعنی] دانشجویان، ما را می خواهیم. را می نه شما را. پس آن را که در تایید نمی نه. می هر کسی را که شما بغل اید، اعدام یا فراری یا شده. و یاد آن و در می افتم. یک جا هم در من یگانه و دیوار که خاطرات شما هست؛ می که آدم در دو جا لخت است. یکی مرگ و زندان. شما با در موقعیتی بوده؟ ها خوب بودند. خوب. با خودشان. بوی پاسبان که ساکت ساکتند. یا اگر حرف بزنند، دروغ است. اگر تشنه می گویند. یک هدفی دارند، ولی با نمی گویند. ندارد. کسی به نام رادمنش که اش را مو به مو می کرد که را چه جور می و پیرزن و پیرمرد ثروتمند از کجا خانه. چه داخل. صادقانه؟ می عشقش هم داشت. دیدار آخرتان با بود. مرا به [همان اتاقی که] که با خانواده اش می کرد و من [هم بود] با خانمم و [ملاقات کنم]. [در آن ملاقات] هایم خونی بود. موهایم را زده و کمی شده بود ولی ریشم یک شده بود و هم بود. مثل ریش و موهای ونگوک شده بود. که مرا آن طور به طرفم دوید، قبل از به و زنم برسم. مرا بغل کرد. بعد گفت: با تو چه کار اند؟ همینجوری سرش را روی ام. منم سرم را روی اش. گفتم: مرد؛ من دلواپس تو هستم. تو این همه وقت یک سال و نیم است این جایی. با تو چه کار گفت: این خون ها از کجاست؟ گفتم: خون بچه هاست. بالش می شوم و پاهایشان روی پاهایم می گذارم. پاهای کتک و بدن شان را. و را نکن. او به فکر زخم های من زخم که نمی دید و من به فکر های او بودم. این شما با بود. بلی. و در در هم بود. بلی. شما با هم، هم بودید. او [یعنی رجوی] خبر و من نمی چه طور خبر می گرفت. از همه چیز خبر داشت. می در ها چه هستند. در رو کیست و طور در آخر. از همه ها خبر داشت. [درحالی که] به ندرت می شد یک نفر را دید که در سلولی می رود یا [نمی شد دید که] [چه]کسی را می آورند. این همه را می دانست. کلامش فوق بود و می کرد. را صدا می یک از او می یا یک تعارفش می کرد- اگر سیگاری بود- چون [شریعتی در زندان] سیگارش بود. بعد از وضع هوا می و از دهش می و از محصولات می کرد که چه اید و چه نکاشته اید؛ سودتان است و ضرر و زیان تان است. از می از ارزش های و خوب و بد کشاورزی، خوب بد اوضاعی که نمی رشد کند یا نمی صنعت رشد کند [یعنی] کم کم می شد. تر می شد، صدا هم بلندتر می شد، که ما گوش هایمان را می چسباندیم به در و او را می شنیدیم. و های کارگاهی در او و می و [شعله اش را] می که او به ما نرسد. خوشبختانه آن شب بود که هوا سرد و نمی گذاشتیم [بخاری ها] کنند. نمی که ما چرا نمی خواهیم. می رفتیم پتو را دور می پیچیدیم ولی می [بخاری] خاموش تا را بشنویم. شده بود شما و و در در بگیرد؟ نه. می و های مختلفی هم هست ولی خود رضا می گفت من را داشتم. گوش و ولی فردی از قول کسی بود (شاید هم بچه از قول کسی که) عذاب او را فرستاده اند در شریعتی. چه کسی را؟ رضا را. می خطر ولی خطرش در درازمدت در آینده است. در آن نبود. ولی مجاهدین و فداییان و... خطر آنی داشتند؛ را ژاندارمری را بگیرند. به نظر شما یک از خطرشان حکومت شاه تر شریعتی. خطرناک تر بود و شاه کار احمقانه ای کرد. است که بود می حسینیه، را بشنوم. یکی، دو به می پیچید. گفتم: چه چرا اینقدر هستی؟ گفت: اگر به من چه کار گفتم: یا وسط ات می آید یا اول ات می آید. تو ات را کن. قهر هم نمی بکنی و [هم نمی خواهد] بگویی. حرف را بزن. که چاپ می شود و [بالاخره] دست می رود[یعنی به دست می رسد]. حرفت را بزن. می تندتر هم حرف بزنی؛ هم در نمی شود من حرف حقم را نزنم. به من این را یاد است. و را بگو و فکر نکن آبرویت می رود و بعد می با است. نه؛ که بشناسند، می شناسند. مثل آن که جداجدا، بریده (یادداشت های جدا جدایی بود) همه با هم اگر می او به مارکسیست ها نقدی بود که اگر همه با هم می می دادند؛ آن طور نمی [که جدا جدا همانطور] که در کیهان چاپ شده بود. آمد را کرد که آبرویم می رود و می شود و می شود. چه آبرویی. هیچ کس باور نکرده. ما هم چون آن [قسمت های] را نداشتیم نمی زدیم. می که رد کنند، رد کنند. تا شوند و و را هم کنارش بگذارند و بعد بخوانند. [اگر همه را هم می خواندند] مساله حل هم می شد. از کانال می کند و بعد می گوید: یک از و را با هم و یک چیز ساخته. من از سال 58 بدم می آمد. ولی بعد متوجه شدم که یک هم هست. ما همه مان هستیم. همه مذاهب اند. آن التقاط را به این می که عقیدتی از بین رفته، به این نمی که آمیزش دو اندیشه با هم (تز، آنتی تز) موجب یک سنتز شود. از آن زاویه بحث نمی کند. می که شناسانه اش از است. این را شما که از نه، نه. به شما را دارای می دانید؟ اش را آری. است این که می حرف نباشد. ولی با آن چند که اش ای که می دهد است آن است که می خواست. و او در می آید از آن. ولی سند نمی دهد. و سالی که گذاشتند سال 58 بود. مرحوم است. به نظرم تعریفی را که از اند گفته؛ گفت که عظمتش در این بود که مثل آدم های از شک کرد به سوی یقین، نه از یقین به سوی شک. که شما هم و افرادی مثل و طیف های این گونه با می کردند، این بود که است از حرف را که می زنی می شود به اما چرا ادله و مستندات کافی نمی دهی. هم می گفت و هم یک آیت بود که در مساجد شهر پیش بود. هر دو تا می مخصوصا از بود که در جمع مینوی و فروزان فر و... بود. ایرادشان به این بود که حرف نیست. بعد می گفت: است. چه استنادی می گردند. من که از درد می پیچم و می کشم و بغضم ترکیده می فلان، فلان؟ می شما را کنید. می دست و می حتی می که و نمی دانی، قطع شان کنی. از بین ببری. شما را کنید. می دست [آقای] و می حتی می که و نمی را حذف کنی یا از بین ببری. وصیت می کند به که آن بخش از من که تشخیص قرائت های ناب است را [حذف کنی] بلی . می که انحراف می شود می رد کنی. چرا این کار را نکرد؟ به این که می [در] هیچ کدام[خلاف اسلام] نیست. را می پذیرد؟ بله. در یکی از های[شریعتی] که در بود از و را که بود من در همه هیچ که ندیدم. برخی معتقدند شما و هم نسلان شما؛ این مسئول یک از شدید و جلو نیامدید، آیا این را اگر بهشان بگوییم جلوتر می کنند؟ آخر من به محض قطب رفت، به قطب گفتم: اگر ناراحتی، تو من را آوردی اینجا. من هم بیایم؟ گفت: اگر می آیی و هم می بیرون؛ تعطیل می این کار را بکن، اگر نه، بمان و را بکن. من به بچه ها پیغام او را رساندم ولی از قول او نگفتم، از قول گفتم: اگر من شما چه کار می گفتند: ما مجبوریم کار کنیم؛ چون زن و بچه و و بازنشستگی داریم. از می کنید. بلی. ای که پایه و سردبیرش و بود. دیشب می و می که شما... شما در در آن بگردید. هم آوانگارد و است. هیچ کس به اندازه من، خمینی شاعرانه حرف است. من در یک ماه شما دو بار عکس را روی جلد رفتید. بله. اما من به هم نان قرض ندادم؛ ای را تا فرض من را خفه کند و من نکنم. این برداشت یکی از کارمندانش بود که نقاش هم و تفننی نقاشی می کرد و را و داد. یکی هم هست. است. در و فحش مان که شما کلاه سرمان اید. ما این را می خریم، بعد می آییم پس می دهیم. فروش ها هم بودند؛ چون عکس را پشت گذاشتید که را خر کنید. بعد اش ننوشتید. گفتم: من یک روز بعد از این را چاپ کردم. 8 روز بعد از شهادتش. شما از نظر ژورنال نویسی فقط6، هفت روز وقت این را آماده کنید. بله. فقط کار را می توانستمپرویز با در گفت هرکجای آثارم بود قطعش کن فارس: گفت هرکجای آثارم بود قطعش کن علی می گوید: در یکی از های که در بود از و را که بود من در همه هیچ که ندیدم. به فارس، 1319 در از علی و او بود. در ای از او به یاد است. و و را داشت. او نویسندگی را در دهه 30 کرد. در به نشر (کانون شریعتی) پیوست. وی در سال 1341 در حالی که تحت تعقیب دو نوشت: که حق است با و ای که با شریعتی. با نگارش های ادبی و و شد و در دشت خون را نوشت. او و را در صبح سال 50 و ظهر روز در با خود کرد و از در رادیوی آن را در قالب صوتی عرضه کرد. با حکم آیت خامنه ای، به از سال 1358 تا 1360 این بود. در به گفت وگو با او است که متن آن را از نظر می گذرانید. قوی ای که نثر را در داد. این علی شماست. هم که در شما سال انتشار شماست؛ که حق است [که بار] در پایان سال 41 [به چاپ بود]. خوش آمدید خرسند. ای که به شما اند و در ای که چاپ با این می شود: عزیزم؛ دلم در این سال های بدی که ما غریبان زمانه پیش بر تو می لرزد؛ بر قلم تو، است. در در این را با شما می که سال های بعد در های می کند. در به شما از دو به یاد می یکی ndash; در لامذهب- با (مثل خان) و یکی هم متدینین. گرم کار شان - که از می کند- و کار دنیایشان. در و حوض خود می و در های شهر و خزر و... که هم به شما می که در این خدا است. و روندی را طی و نقدهایی به جامعه آن داشتید. که می نقدهایتان را می بینید؟ را آری و را هم نه. من ای و اسم را اگر می . یک تکه از این شعر را نقل بودم: یک لحظه می ای کاش/ بر های خود بنشانم/ این خلق بیشمار را / گرد حباب خاک بگردانم / تا با دو چشم خویش که/ خورشیدشان کجاست. به بلندی شان تا این که می دیده نور خورشید نیست. از شب دودانگی/ ور و پاک و / را / از بانگی. [این شعر را] به است. را نمی هر دو پشت میز بودیم. میز را که می به اول من افتاد. گفت: این و شعر را می گفت. گفت: نثر از شعر است. چرا [شعر] او را ای. در هر من از این [شعر شاملو] ام، از اگر می ام. اگر می هم حرف زده ام. و رفت. بحث نمی کرد. این است که در مان با هم داشتیم. که او و من نمی را کنم. هیچ وقت پیش بود. این نوع که شما به شما این را در آن و [در] شان نداشتند. نداشتند. نه ها هم و به من درس می دادند. خدا کند را. که که (سوسن کرد) او را به اند. باز اند. به بود به یک دان که مدت ها و مثل و شش تا و است [با او می شد]. یک و می گفت و من هم که یا آخر او را که به آدم نمی شناختم. می گفت دو که می [مثلا در] ، مثل کنت و و [نشانه] مثل است. من هیچ جا [این او را] و طور این حرف او در بود تا آنکه یک جا که می دانستند، دو جزء است و جاها هم که آن آدم، آدم مهمی و است هم [با اسامی] می آید. [خاطره هم از دارم. که بودم] در مدیرعاملی را باز و به ام هم سفارش که هرکدام از کارمندان که می آیند، حق از بپرسی که: کجا [می روید]؟ بیایند داخل؛ حتی اگر پنج یا شش می آیند. ولی اگر غریبه ای [باز باید] در باز [و] بگو: [مدیرعامل] هست ولی مشغول با کسی است و [آن کس] می پرسم و بعد [که آمد] که [داخل] بیاید. من کسی را رد نمی حتی که تا مرا فحش بدهند. می آمد. [یک روز در] کوچه سراب راه می و می که به اصلی آن -که پهلوی بود- برسم؛ پا می آید و طولانی شد و [هم] به من تر می شد. برگشتم جوانکی است که می دود و دست تکان داد که بایست. و آمد. قصه من را در چاپ بود [و او هم بود]. گفت در این قصه این [آدم] آن [آدم] از من و هر قصه ای را که می به اش نگرد. خود قصه باش. را از خود قصه دربیاور. قصه اش را چاپ و قصه او نیست. تو بدهی. بعد از که شد، من شدم و به من از او و او [هم] به بود و می به من که چرا در را باز می گذاری. من ات هم که در را باز و بیا داخل. چرا مرا راه می دهی. من وقت بگیرم. این این دو مدل می گفت دو یا سه روز مرا سر و بعد به من وقت بدهی. این آدم [مراجع] می شود و [مراجع] می کند. از اول با اسم را صدا و با او و... را می کند. این که و که نظر را به یا جلب شدیدا. من و به این رسیدیم. بود و من هم را ولی او را بود. [یک روز] ما آن طرف [حسینیه امروز] و [جایی که جلوی] بود که شب ها در آن می خوابید. من هم یک و با هم می کشیدیم. شود و رد شویم. [البته هم] چون را می می شد. می و می شد و یک کارهایی. جوی آب و گفت: من است آن طرف در حرف و ای ام ولی می یکی را یا روی که [ببینیم] در روی به من فحش می [چراکه] این حرف را زده یا را کرده. در که تو می که من [هنوز] ام! جلو را یک عده یا اند و می می کشند. در و و و و و... حرف می زد دیگر. چه می فهمند. از هم که می هیچ چیز با نمی برند. اگر این که من می و این صف ها را می و این نیت را که به و [به] بد [به زعم آنها] با من و به بحث که حرف تو غلط است [بهتر نبود؟]. که به رفت و فوق و گذاشت. در هم می گفت: کرد و من و به هم آن می به من بگو. [می گفت:] اگر که و را من و روی [سخن] بد [و] و می به من و گفت را هم که ما و [شریعتی] نپذیرفت. مثل آن علی که در های بود و حرف زده و بود که: می کند است! و که در می شود. او نمی چه و می کند هاست. هم می گفت: من اگر آدم بی و هیچ چیز هم یک سر نشسته ام و را و من این را در که بچه ها[ی آن ها] را [که] ام دیگر. است که را بلد نباشم! تری بگیر. می دشمنان نادانسته و نخوانده او را نقد می کردند. [یک هم] [بود]. [در مشهد] و نشر را و ما از و غیربازاری دعوت می به چای خوران عصر . به منزل ما می و هم می آمد. احوال پرسی می که وضع شما چطوراست و وضع وضع است و می کردیم. هم پیش می آمد که کی شده. یکی یک شده [و] از پیش قرارشده [را] می کرد. بعد [هم] می کرد به و می داد که می شد سخنرانی. هم [بود] یک عصرانه که دور هم جمع شده اند و پنج هم طول که ساعتش را یک حرف زده. هم نمی بکند و مامورش آن یک اول را می و می شد و می رفت و می گفت و می و نیست. که آمد و شد، از می پرسیدند و او می کرد به دادن؛ این را او حرف می زد و همه اش هم چرت وپرت های و غریب-البته یک هم خوب حرف می زد؛ نه آدم بی می دانست. ها نمی خواستند از او [یعنی از چیزی] حتی اگر حرف های را می گفت [باز طالب حرف های خود بودند]. بعد ازمدتی دیدند نمی شود. یا با یا اگر به جای می دهد و می بدهد. در ای که شما می گوید: تو می و هم می که به در و با در بودم، که نیستم و که در بین راه هم می من و پدرم توالی دو نسلی که و چنان. در است و هم در است و خانمش [هم در است و] در را باز است و هم در هم هست و هم لابد هست. ولی من سه بار به در بود که بیا و من در اهواز را و یک دور کن و کن. که در کردم. این کار را بکن تا را چاپ کنیم. گفتم: خوب گفت: نه پس بیا. پس و در بود و را هم شنیدم و هم بود. گفتم: -یعنی نمی و بنشینم ام را و بروم- گفتند: نیست؛ چون کار می کرد. حساس را بچه های و چپ بنشینند و با او بحث وجدل و جلسه، مجادله نه یک گوینده و او یکسره حرف بزند و یک عده هم بشنوند. نمی تک گویی کند می دیالوگ کند. خود دین ما هم به و است و رضا(ع) هم است. از که ما خوش مان نمی شان های فوق ای که در نظر ما نباشد-مثلا باشد- ولی در نظر خوب بحث می و کلی طول می تا که می شود [روی ایستاد] یا نه؟ پسر قدی در بود که هیچ کس با او کند مگر می و [شرط می کردند] بعد از آن [زمان معهود] به قطع می کنیم. قطع می و او می رفت به که هم رفتند. می به وسط است و با می کند. به جای (یعنی به جای مخالف) هم حرف می زد و به جای هم حرف می زد. می این در ما بوده. در مان هست. ولی در نبوده. بلی. [هستند که مباحثه] نمی کنند. یا می کنند. مثل زنک ها یا که مثل زنک ها است. اگر کسی و در آن و تر آن کس که حرف می زنند. ما به و بودن- از که جدا می که باز می می شود. می ذکر خیر شما که اگر هم اسم شما کلی از شما بد ایم! یا با کسی می می ای [و با این حرف می کنیم] یا می [و می گوییم] که چه و شده ای. چه پیر شده ای. هیچ [هم] نیست. یا از سر ادب می که باز هم است. ه های را چه خوب از هم می کنند. شما از چند یا بد ولی نقد جدی هم می نقد جدی می کنند. نقد می کنند. نقد جدی می نه اینکه... هم در ای که به من می کسی است و خود را و می ولی اگر که آدم است در است. اگر است که [از فکری] از است که هم است و هم از می آید]. اما ما هم که را ایم. یا قد که از نیست! بحث یا یا که که بحث از چشم و و قد و نبوده. را می وقت که در بودند. بحث که ها شما را می دانستند. ما را آدم نمی که با ما حرف بزنند. اگر [افراد] یک می و [چیزهایی می و آن نمی بر اثر با بد می شدند]. که به فحش می داد- چون از بود [که از او شود]- [همین اکبری] دم در ما بود و می پرسیدیم: چه کار می گفت: بیا از به بعد را بخوانیم! نمی از نمی از که می می به که او و می و درس و مرا به آن به طرف بکشد. من پس بود مرا از دور کند ولی از دست [آنها] بود و [دوره اش] [شده] بود. ولی از دست بود و بود دیگر. یک مدت که و ما را حتی مثل هم گفت: آن چرت و پرت ها که تو ای؟ چای بود. به یک به در اش، تا یک از او و چاپ کنیم. او می که چاپ کند و من چون او را و هم هست که را هم دید. گفت: این چرت و پرت ها که تو گفتم: ببخشید. که آدم به فحش می بد و می گفت (می که همه می کنند.) که این بیچاره... . را جام بگذارم... این چرت و پرت ها را که کسی نمی خواند. آن یک هم که را ندارد. حرف بود که در به من زد. را که گفت من گفتم: حرف نزنید. او من است. من از شما و های او یاد و شما و حتی در راه و حرف زدن تان هم او را در می آورید. ولی من او را در نمی ولی و می و این طور هم نمی دهم و اش نمی کنم. هم بود. بلی. که نشد ه نه. اثر و ای است که بعد از خبر در شد. این کار را با شما شنیدند. [پخش دکلمه: بر ای که فرا رفت و فرو آمد و بر خطی از خون گوش بر که فرا رفت و فرو آمد و سرخ را به دل داد؟] دل مثل خرسند. خب بعد از 46 سال می شود را با شما در این بله. دست شما درد نکند. من شب به سر می زدم و نمی کنم. هیچ نمی آمد. و ؟ آره. شب بود دیگر. 5 1350. هر نمی آمد. به یکی از بچه ها که در بود و هم با هم شو و برو. شخص هم بود ولی او در هست. که از او کمک می خواستم. شان از و چه کار کنم. یک بار که این را می کنم که بر ای که و آمد و بعد اش آمد. مثل کسی می کرد و من می نوشتم. های ظهر شد و بعد و آن را خواندم. بر ای که و آمد و بر لخت مان خطی از خون گوش بر که فرا رفت و آمد و سرخ رگ را به چشم و های و ثقل غل و یوغ و بر قرن دل بر شب مان که تا طاق مان می و بود که در آب مان نه هیچ و و نه هیچ قلبی. که ما همه یک تن بودیم. یک تن که می و در برق می و در ها می و جز ما که بود که طعم را و درد را و مان را لمس و در و مان شده و در می به نفع خود این بود که بی هیچ و و بی هیچ و حتی بی هیچ و بی می می و در خون مان وضو می و بر سرخ مان سر می و را آه می کشیدیم.آه... آه از فرخزاد. من در این آیه تو را آه کشیدم. که این را از که در را خواندم. روی شما خیلی. که شما بار در این را در 50 سخت بلی و هم تحت این بود. می گفت علی بود. می گفت علی است. را نمی تا پنج را می که شد. 5 بلی. اثر بود و شور را به کرد. به گفت اگر پدر تو و اگر و چه می کند. که بعد از این سال ها به این اثر می چه حسی از آن و که به یک نمی کند. اما به یک جهش شد. و اگر فحش می داد و می زد، می نمی گفت این و که می شد. چون ما چاپ که که رفتم[به آن بود]. من بودم. [امیرپرویز] و هم بودند. من و و حسن و طوسی. إلا و لا ؛ این را از نهج بود. این را و کرد و بعد هم گفت که هر است که در آن به سر می برد و و و و با کلی بحث اما من که اگر ملت خود به خود از خیزد. از قول علی گفت که: هر است که در آن به سر می برد. و... و با کلی بحث کردند. [ولی] من اگر آن ملت خود از بین شان خیزد. (بین شان می شود) محمد(ص) نمی کند [رسالت] را. تا [اینکه] آن عده ای که می [آنها] یار آن [عده] شود. نه از [بلکه یعنی] از بگیرند. بعد می آن عده که شان را بدهند. که [یاسر] به دو شتر می شود و به و شقه می [عمار] می شود که دهن باز چون می را هم و بعد از آن مثل خفه یک و عرق و اشک می ریزد. و که محمد(ص) می [از خجالت] سرش را نمی کند. بعد می که: از تو می ندارد. سرت را کن و باش. اگر به 1350 باز هم همه را می نویسید. بله. با از همه تبعاتی... [فکر می این ها پول شده؟] این ها که نداشت. نمی دادند. جلد چاپ می شد و پنج است. فرض 20 می شد که 20 هم نمی چون [نهایتا] چاپ می کند. ضرر برایش. 10 می و به ما که یک ای و می که [قبل تر] 20 15 می دهند. پس آن سه که بود به و و آن نداشت. نه، آن سه را من [به عنوان] وام زنم را از به بیاورم. از وام من و به او [میناچی] نگفتم. بود. دو، سه بار بود و بود و بود ندارم. [استاد شریعتی] پدر [آقای هم] بود که بدهم. [دکتر] هم [از او] بود [که به من وام ولی باز] بود ندارم. و این شده بود. از هست به و می که آن سطل را و میز و... را می شناسم! من های را چاپ می و پنج زار و پنج زار می [که] همه می بخرند. و بعد یک می یک کوت پنج روی میز ریخته! بعد [پنج ها را به] طرف سطل می یک سطل هم بود که بود و سکه ها را از آن سطل [وسط] در سطل و اش را در سطل [بزرگ تر] [که اش نبود] می ریخت. سکه را که در این سطل [با بزرگ] می بود و را که توی آن سطل [با دار] می بود که [یعنی که را چاپ و بودند]. در آن این جور پول را می آن [قسمت تر] و بود. هم [یعنی خسیس] بود. نشد از شما وام بگیرد. نه، بعد گله می و با سرخ شده بود و می گفت: ، را می که این یک را که سه پول رفت و است که و با زنش (نه خرج و... ) نمی کشند. به جای را می آید این کار را می کند. یک (همیشه را رفته. که را و این است که نمی آید.) مرادی! این آدم بود ولی می و بود. یک چک بود [و] داد دست من. گفتم: این گفت: بگیر. و که هفت است. گفتم: من این را چه گفت: خب برو را بکن. مگر تو نمی از پول گفتم: من سه می -و می [در آن سه ] از [حقوقی] که به من می ، نه هفت تومان- این [هفت را] تا مدت ها نمی [پس] بدهم. طول می کشد. تا آن چه کار من [در بازپرداخت] سه بودم. باز یک از این طرف و آن طرف قرض می یک یک [ویراستاری می کنم]. [سعی می کنم] درس می کنم. ولی این [هفت تومان] است. من این را از تو نمی خواهم. برو را بکن. هم در بلی. ولی به هرحال... جزء بود [اما را] نمی [که عضو مدیره] بود یا نبود. من را نمی شناختم. در راندن از ارشاد، ای را که در ایرانی منتشر شده بود. می را از اخراج کند و شما فهمیدید و به گفتید و را گرفتید. صحیح نه، همانجا کرد که یا یا من، [میناچی] گفت ها، [یعنی] که این را پر می [یعنی] دانشجویان، ما را می خواهیم. را می نه شما را. پس آن را که در تایید نمی نه. می هر کسی را که شما بغل اید، اعدام یا فراری یا شده. و یاد آن و در می افتم. یک جا هم در من یگانه و دیوار که خاطرات شما هست؛ می که آدم در دو جا لخت است. یکی مرگ و زندان. شما با در موقعیتی بوده؟ ها خوب بودند. خوب. با خودشان. بوی پاسبان که ساکت ساکتند. یا اگر حرف بزنند، دروغ است. اگر تشنه می گویند. یک هدفی دارند، ولی با نمی گویند. ندارد. کسی به نام رادمنش که اش را مو به مو می کرد که را چه جور می و پیرزن و پیرمرد ثروتمند از کجا خانه. چه داخل. صادقانه؟ می عشقش هم داشت. دیدار آخرتان با بود. مرا به [همان اتاقی که] که با خانواده اش می کرد و من [هم بود] با خانمم و [ملاقات کنم]. [در آن ملاقات] هایم خونی بود. موهایم را زده و کمی شده بود ولی ریشم یک شده بود و هم بود. مثل ریش و موهای ونگوک شده بود. که مرا آن طور به طرفم دوید، قبل از به و زنم برسم. مرا بغل کرد. بعد گفت: با تو چه کار اند؟ همینجوری سرش را روی ام. منم سرم را روی اش. گفتم: مرد؛ من دلواپس تو هستم. تو این همه وقت یک سال و نیم است این جایی. با تو چه کار گفت: این خون ها از کجاست؟ گفتم: خون بچه هاست. بالش می شوم و پاهایشان روی پاهایم می گذارم. پاهای کتک و بدن شان را. و را نکن. او به فکر زخم های من زخم که نمی دید و من به فکر های او بودم. این شما با بود. بلی. و در در هم بود. بلی. شما با هم، هم بودید. او [یعنی رجوی] خبر و من نمی چه طور خبر می گرفت. از همه چیز خبر داشت. می در ها چه هستند. در رو کیست و طور در آخر. از همه ها خبر داشت. [درحالی که] به ندرت می شد یک نفر را دید که در سلولی می رود یا [نمی شد دید که] [چه]کسی را می آورند. این همه را می دانست. کلامش فوق بود و می کرد. را صدا می یک از او می یا یک تعارفش می کرد- اگر سیگاری بود- چون [شریعتی در زندان] سیگارش بود. بعد از وضع هوا می و از دهش می و از محصولات می کرد که چه اید و چه نکاشته اید؛ سودتان است و ضرر و زیان تان است. از می از ارزش های و خوب و بد کشاورزی، خوب بد اوضاعی که نمی رشد کند یا نمی صنعت رشد کند [یعنی] کم کم می شد. تر می شد، صدا هم بلندتر می شد، که ما گوش هایمان را می چسباندیم به در و او را می شنیدیم. و های کارگاهی در او و می و [شعله اش را] می که او به ما نرسد. خوشبختانه آن شب بود که هوا سرد و نمی گذاشتیم [بخاری ها] کنند. نمی که ما چرا نمی خواهیم. می رفتیم پتو را دور می پیچیدیم ولی می [بخاری] خاموش تا را بشنویم. شده بود شما و و در در بگیرد؟ نه. می و های مختلفی هم هست ولی خود رضا می گفت من را داشتم. گوش و ولی فردی از قول کسی بود (شاید هم بچه از قول کسی که) عذاب او را فرستاده اند در شریعتی. چه کسی را؟ رضا را. می خطر ولی خطرش در درازمدت در آینده است. در آن نبود. ولی مجاهدین و فداییان و... خطر آنی داشتند؛ را ژاندارمری را بگیرند. به نظر شما یک از خطرشان حکومت شاه تر شریعتی. خطرناک تر بود و شاه کار احمقانه ای کرد. است که بود می حسینیه، را بشنوم. یکی، دو به می پیچید. گفتم: چه چرا اینقدر هستی؟ گفت: اگر به من چه کار گفتم: یا وسط ات می آید یا اول ات می آید. تو ات را کن. قهر هم نمی بکنی و [هم نمی خواهد] بگویی. حرف را بزن. که چاپ می شود و [بالاخره] دست می رود[یعنی به دست می رسد]. حرفت را بزن. می تندتر هم حرف بزنی؛ هم در نمی شود من حرف حقم را نزنم. به من این را یاد است. و را بگو و فکر نکن آبرویت می رود و بعد می با است. نه؛ که بشناسند، می شناسند. مثل آن که جداجدا، بریده (یادداشت های جدا جدایی بود) همه با هم اگر می او به مارکسیست ها نقدی بود که اگر همه با هم می می دادند؛ آن طور نمی [که جدا جدا همانطور] که در کیهان چاپ شده بود. آمد را کرد که آبرویم می رود و می شود و می شود. چه آبرویی. هیچ کس باور نکرده. ما هم چون آن [قسمت های] را نداشتیم نمی زدیم. می که رد کنند، رد کنند. تا شوند و و را هم کنارش بگذارند و بعد بخوانند. [اگر همه را هم می خواندند] مساله حل هم می شد. از کانال می کند و بعد می گوید: یک از و را با هم و یک چیز ساخته. من از سال 58 بدم می آمد. ولی بعد متوجه شدم که یک هم هست. ما همه مان هستیم. همه مذاهب اند. آن التقاط را به این می که عقیدتی از بین رفته، به این نمی که آمیزش دو اندیشه با هم (تز، آنتی تز) موجب یک سنتز شود. از آن زاویه بحث نمی کند. می که شناسانه اش از است. این را شما که از نه، نه. به شما را دارای می دانید؟ اش را آری. است این که می حرف نباشد. ولی با آن چند که اش ای که می دهد است آن است که می خواست. و او در می آید از آن. ولی سند نمی دهد. و سالی که گذاشتند سال 58 بود. مرحوم است. به نظرم تعریفی را که از اند گفته؛ گفت که عظمتش در این بود که مثل آدم های از شک کرد به سوی یقین، نه از یقین به سوی شک. که شما هم و افرادی مثل و طیف های این گونه با می کردند، این بود که است از حرف را که می زنی می شود به اما چرا ادله و مستندات کافی نمی دهی. هم می گفت و هم یک آیت بود که در مساجد شهر پیش بود. هر دو تا می مخصوصا از بود که در جمع مینوی و فروزان فر و... بود. ایرادشان به این بود که حرف نیست. بعد می گفت: است. چه استنادی می گردند. من که از درد می پیچم و می کشم و بغضم ترکیده می فلان، فلان؟ می شما را کنید. می دست و می حتی می که و نمی دانی، قطع شان کنی. از بین ببری. شما را کنید. می دست [آقای] و می حتی می که و نمی را حذف کنی یا از بین ببری. وصیت می کند به که آن بخش از من که تشخیص قرائت های ناب است را [حذف کنی] بلی . می که انحراف می شود می رد کنی. چرا این کار را نکرد؟ به این که می [در] هیچ کدام[خلاف اسلام] نیست. را می پذیرد؟ بله. در یکی از های[شریعتی] که در بود از و را که بود من در همه هیچ که ندیدم. برخی معتقدند شما و هم نسلان شما؛ این مسئول یک از شدید و جلو نیامدید، آیا این را اگر بهشان بگوییم جلوتر می کنند؟ آخر من به محض قطب رفت، به قطب گفتم: اگر ناراحتی، تو من را آوردی اینجا. من هم بیایم؟ گفت: اگر می آیی و هم می بیرون؛ تعطیل می این کار را بکن، اگر نه، بمان و را بکن. من به بچه ها پیغام او را رساندم ولی از قول او نگفتم، از قول گفتم: اگر من شما چه کار می گفتند: ما مجبوریم کار کنیم؛ چون زن و بچه و و بازنشستگی داریم. از می کنید. بلی. ای که پایه و سردبیرش و بود. دیشب می و می که شما... شما در در آن بگردید. هم آوانگارد و است. هیچ کس به اندازه من، خمینی شاعرانه حرف است. من در یک ماه شما دو بار عکس را روی جلد رفتید. بله. اما من به هم نان قرض ندادم؛ ای را تا فرض من را خفه کند و من نکنم. این برداشت یکی از کارمندانش بود که نقاش هم و تفننی نقاشی می کرد و را و داد. یکی هم هست. است. در و فحش مان که شما کلاه سرمان اید. ما این را می خریم، بعد می آییم پس می دهیم. فروش ها هم بودند؛ چون عکس را پشت گذاشتید که را خر کنید. بعد اش ننوشتید. گفتم: من یک روز بعد از این را چاپ کردم. 8 روز بعد از شهادتش. شما از نظر ژورنال نویسی فقط6، هفت روز وقت این را آماده کنید. بله. فقط کار را می بکنم. کسی را نداشتم. من را که نمی شناختم. این تصویرسازی که از در 27 اردیبهشت 58 هم جزء جلدهای ما که می مدرن باشند، می دهند. از این جهت کار شما است. فتاحی شیرین است. تقدیم به دکترعلی که به سوی معراج محمد(ص) از نیستان مولانا غربت پرومته، خودی اقبال، عقل سرخ سهروردی، سفر روحانی ارداویراف، دانته، هایدگر، آزادی وجودی سارتر، عین القضات، ابرمرد نیچه، دار حلاج، مارکس، باغ مزدک، اتوپیای افلاطون، سیمرغ عطار، سینای موسی، منای ابراهیم، عیسی، جابلسای اساطیر، هفت شهر تصوف، آکادمی های فلسفه، معاد مذهب، ربذه ابوذر، کربلای شهادت، چاه های نخلستان علی و نیروانای بودا، گذر است. این پرتیراژ بله. دوستم که در می گوید: من پانزده سالم بود. که می می دویدم طرف فروشی و اول این[مجله] را می خریدم و بعد می رفتم. (این را کنید). این حسینی[ساواک] است. روی تخیلش است. چون را می بستند و می بردندش در حسینی. بازجوها می و اش می و می زدند و اش می و هرکسی می کرد. اش می کردند. شما هم از کتک یک کمی. از می آمدیم ولی از نمی دانستیم. نمی است یا کوچک. را یک گروهبان قدبلند و... فرض اگر پهلوان هم می او را به این روز آورد. می آمد توی من. بود. از من بود. را می تو [اتاق] می و بعد می رفت. چشمک می زد که من حق این کار را و مواظب باش. من پام را می که وقت خوردن که شد، بخورم. بعد می آمده. [می گفت] پاتو بکش. را نیاوردند که تو بخوری. تو کتک بخوری، نه چایی! بعد و من انشا می نوشتم. یک انشای برایشان که بیچار ه شان کردم. می گفت: نشده؟ می گفتم: نه نشده، حرف دارم. چون هر دفعه می می گرفتم. می و هی می نوشتم. می گفتند: خوبه! بده. گفتم: ناقص که نمی بدهم. آن کجا در کمیته مشترک بودم. بعد که و یک روز که زیر را امضا کن. زیر اسم ها را خط اند. از را بودم. در ها اسم بودم. هر چی دلت بخواهد لو بودم. لو هم زیرش خط بودند. بعد یک روز کرد وعصبانی بود. فلان شده اینهایی که تو نوشتی که همه اند! ها را لو من با کار می رد و بدل می و مبارزه می کردیم، زنده بودند. پس شما کشتیدشان. گفتم: می خواستید نکشید. اگر نمی کشتید، و شان می کردید. یک فحش بدی به من داد. شما از ها بپرسید، ها می را. اگر آید ولی ندیدند خودشان. به زمانش نگاری و آوانگاردی است که اش را هم حتی در دیدیم. ضمن با من کار نمی کردند. به غلامحسین ساعدی به من بدهید. هر که که ندادند چاپ بده من چاپ می کنم، نداد! گفت من به دولتی بدهم؟ یا به هر که علمی، هر فنی، هر شعر، هر که هیچ وقت چاپ بهت ندادند، داری، بده به من، چاپ می کنم. در بالا هم چاپ می کنم. صد تا چاپ می کنم. 90هزار تایش را هم ات یا یک که پخش کنی. شما می من در این یک سال می چاپ انباری پر از کاغذها. تلفنی دومین متعلق به قاسم بود که آبکی می کرد ولی مترجم بود. و من آمد گفت پشت است و می هیچ یا ای از من، حتی یک خطش را حق چاپ کنی. به او بگو همه را روی هم چیدیم و ایم و بردارد و برود. محکم می کردید؟ بله، خب مجبور بودم. راه نداشتم. او مرا می کرد که من نمی در ای که تو مدیرش مطلبم چاپ شود. من نگران همسر شما که دو به من که به جمع برسید. شاکی و به سوالات اعتراض دارند. یک هم که می به استراحت و اگر می در جمع اولیه تنفس اگر نه، ادامه بدهید. منتها من از شما در لابه لای گفت وگو پرسیدم و شما هم دادید. امیدوارم در در هم که می رویم با ما ملاطفت آمیز باشد. خرسند! من از شما این را که آیا شما در شدید؟ با این همه شور و انقلابی، همه و که به چاپ های چندم و که حتی چاپ شده و در طول نشر ما های شما از همه، چاپ شده و افستی دست و و یک موقعی مقدس انقلابیون بود. از یک به بعد، در ما قطع می شود؟ اولا من بدون مخاطب هیچ نمی بکنم. مخاطبی هم که دارم، زنم است. وقت ها به هر این را نوشتم، می روم می دهم به عیال. می بخشد که می اما که است. می بخوان و نمی خواند. و به من می نمی خوانم. می حوصله ندارم. و این می ماند. کار هم می کند. می خواند. یا هم می و به نمی گوید، نمی دانم. که که او بد بد می شود؛ پاره اش می کنم و می اندازم یک گوشه ای. و که او خوب خوب می شود و سعی می کنم اگر اشکالی هم در آن رفع کنم. وقت ها یک من می کنم که بدی است. فرض یک را که بدهیم که چاپ خط و که این و این و... را بزن، یا را به هم بچسبان و بده و من چون یک پاراگراف دو خطی، سه خطی را و از اش هول که اگر اش را بنویسم، است 40 شود. ولی با همه حق که ننویسم شان. می و می که بخواند. اگر عصبانی می شود حق دارد. که را توقف نکردید؟ نه. او حرکتم بود. نه خدای ناکرده من را با مقایسه کنم ولی همانقدر که مهم که از او یک می سازد. مدایح بی صله [شاملو]، شعرها و درخشان است. یا در آستانه ، عجیبی است که به او القا و ساخته. حسش را بله. و هیچ کس نمی این کار را با من بکند، جز زنم. خب. در این که روی میز است و از شماست، یک را به کتابخانه هدیه می همه را. بکنم. کسی را نداشتم. من را که نمی شناختم. این تصویرسازی که از در 27 اردیبهشت 58 هم جزء جلدهای ما که می مدرن باشند، می دهند. از این جهت کار شما است. فتاحی شیرین است. تقدیم به دکترعلی که به سوی معراج محمد(ص) از نیستان مولانا غربت پرومته، خودی اقبال، عقل سرخ سهروردی، سفر روحانی ارداویراف، دانته، هایدگر، آزادی وجودی سارتر، عین القضات، ابرمرد نیچه، دار حلاج، مارکس، باغ مزدک، اتوپیای افلاطون، سیمرغ عطار، سینای موسی، منای ابراهیم، عیسی، جابلسای اساطیر، هفت شهر تصوف، آکادمی های فلسفه، معاد مذهب، ربذه ابوذر، کربلای شهادت، چاه های نخلستان علی و نیروانای بودا، گذر است. این پرتیراژ بله. دوستم که در می گوید: من پانزده سالم بود. که می می دویدم طرف فروشی و اول این[مجله] را می خریدم و بعد می رفتم. (این را کنید). این حسینی[ساواک] است. روی تخیلش است. چون را می بستند و می بردندش در حسینی. بازجوها می و اش می و می زدند و اش می و هرکسی می کرد. اش می کردند. شما هم از کتک یک کمی. از می آمدیم ولی از نمی دانستیم. نمی است یا کوچک. را یک گروهبان قدبلند و... فرض اگر پهلوان هم می او را به این روز آورد. می آمد توی من. بود. از من بود. را می تو [اتاق] می و بعد می رفت. چشمک می زد که من حق این کار را و مواظب باش. من پام را می که وقت خوردن که شد، بخورم. بعد می آمده. [می گفت] پاتو بکش. را نیاوردند که تو بخوری. تو کتک بخوری، نه چایی! بعد و من انشا می نوشتم. یک انشای برایشان که بیچار ه شان کردم. می گفت: نشده؟ می گفتم: نه نشده، حرف دارم. چون هر دفعه می می گرفتم. می و هی می نوشتم. می گفتند: خوبه! بده. گفتم: ناقص که نمی بدهم. آن کجا در کمیته مشترک بودم. بعد که و یک روز که زیر را امضا کن. زیر اسم ها را خط اند. از را بودم. در ها اسم بودم. هر چی دلت بخواهد لو بودم. لو هم زیرش خط بودند. بعد یک روز کرد وعصبانی بود. فلان شده اینهایی که تو نوشتی که همه اند! ها را لو من با کار می رد و بدل می و مبارزه می کردیم، زنده بودند. پس شما کشتیدشان. گفتم: می خواستید نکشید. اگر نمی کشتید، و شان می کردید. یک فحش بدی به من داد. شما از ها بپرسید، ها می را. اگر آید ولی ندیدند خودشان. به زمانش نگاری و آوانگاردی است که اش را هم حتی در دیدیم. ضمن با من کار نمی کردند. به غلامحسین ساعدی به من بدهید. هر که که ندادند چاپ بده من چاپ می کنم، نداد! گفت من به دولتی بدهم؟ یا به هر که علمی، هر فنی، هر شعر، هر که هیچ وقت چاپ بهت ندادند، داری، بده به من، چاپ می کنم. در بالا هم چاپ می کنم. صد تا چاپ می کنم. 90هزار تایش را هم ات یا یک که پخش کنی. شما می من در این یک سال می چاپ انباری پر از کاغذها. تلفنی دومین متعلق به قاسم بود که آبکی می کرد ولی مترجم بود. و من آمد گفت پشت است و می هیچ یا ای از من، حتی یک خطش را حق چاپ کنی. به او بگو همه را روی هم چیدیم و ایم و بردارد و برود. محکم می کردید؟ بله، خب مجبور بودم. راه نداشتم. او مرا می کرد که من نمی در ای که تو مدیرش مطلبم چاپ شود. من نگران همسر شما که دو به من که به جمع برسید. شاکی و به سوالات اعتراض دارند. یک هم که می به استراحت و اگر می در جمع اولیه تنفس اگر نه، ادامه بدهید. منتها من از شما در لابه لای گفت وگو پرسیدم و شما هم دادید. امیدوارم در در هم که می رویم با ما ملاطفت آمیز باشد. خرسند! من از شما این را که آیا شما در شدید؟ با این همه شور و انقلابی، همه و که به چاپ های چندم و که حتی چاپ شده و در طول نشر ما های شما از همه، چاپ شده و افستی دست و و یک موقعی مقدس انقلابیون بود. از یک به بعد، در ما قطع می شود؟ اولا من بدون مخاطب هیچ نمی بکنم. مخاطبی هم که دارم، زنم است. وقت ها به هر این را نوشتم، می روم می دهم به عیال. می بخشد که می اما که است. می بخوان و نمی خواند. و به من می نمی خوانم. می حوصله ندارم. و این می ماند. کار هم می کند. می خواند. یا هم می و به نمی گوید، نمی دانم. که که او بد بد می شود؛ پاره اش می کنم و می اندازم یک گوشه ای. و که او خوب خوب می شود و سعی می کنم اگر اشکالی هم در آن رفع کنم. وقت ها یک من می کنم که بدی است. فرض یک را که بدهیم که چاپ خط و که این و این و... را بزن، یا را به هم بچسبان و بده و من چون یک پاراگراف دو خطی، سه خطی را و از اش هول که اگر اش را بنویسم، است 40 شود. ولی با همه حق که ننویسم شان. می و می که بخواند. اگر عصبانی می شود حق دارد. که را توقف نکردید؟ نه. او حرکتم بود. نه خدای ناکرده من را با مقایسه کنم ولی همانقدر که مهم که از او یک می سازد. مدایح بی صله [شاملو]، شعرها و درخشان است. یا در آستانه ، عجیبی است که به او القا و ساخته. حسش را بله. و هیچ کس نمی این کار را با من بکند، جز زنم. خب. در این که روی میز است و از شماست، یک را به کتابخانه هدیه می همه را.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
اگر کنار هم باشیم، هر تحریمی را به فرصت تبدیل خواهیم کرد/ دروغ می گویند که هدفشان از تحریمها مردم ایران نیست؛ ملت ما را هدف گرفته اند

اگر کنار هم باشیم، هر تحریمی را به فرصت تبدیل خواهیم کرد/ دروغ می گویند که هدفشان از تحریمها مردم ایران نیست؛ ملت ما را هدف گرفته اند


به تقریب(تنا) به نقل از پایگاه اطلاع حجت و حسن یکشنبه در دیدار صمیمی با جمعی از اساتید و فعالان با به "برای پیشرفت، از و