صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب خروجی



برنامه‌های کلان قرآنی از تفکرات سیستمی برخوردار نیست/ هزینه مسابقات، خرجِ آموزش شود

برنامه‌های کلان قرآنی از تفکرات سیستمی برخوردار نیست/ هزینه مسابقات، خرجِ آموزش شود


به رسیدن به است. به ها، هر بلندمدت، مدت یا مدت باشد. در های و و سند رشد است. می نقش در کمک به از یا تشخیص فرصت های پنهان ایفا کند. این به پیش بینی و ساختن تا حدودی کمک می کند به است بین که و که می برویم. این آن است که در و به آمد. او است های و طرح های را عدم و در است که برخی از آن سالیان متمادی در حال است. در ادامه گفت وگویی که این با تسنیم است را می خوانید: *** بازار این روزها گرم است و رسانه ها ابعاد آن را بررسی و نقد می دهند. مسابقاتی که در حال حاضر آن را می کند و هرساله شکل و شمایل آن تغییر می کند. در وهله اول این پرسش مطرح می شود که چه نقشی در توسعه های دارد؟ ما از های و می بحث را پیش ببریم. به طور کلی است به دو بخش می شود. یکی بخش و یکی بخش محتوایی. بخش است که آن را در به می کند می این شکل از حیث و به سال های یا نباشد. بخش و است که گیرد. ما از این و طرح چه داریم. در طرح های که گیر های شده است و به را خود عدم از است. که ای، و شده است و در آن ندارد. و در طرح ها در آن و این و است که بخش از هدف که و را می گیرد. شما می زنم. در اگر را در و هر بر سر یک نظر و و این از و که شده می گیرد. پیش از شود و طرح را و کنیم. ما و که در می چه ما چه و به ایم. طرح ارزیابی را پیش است که نفس کار پسندیده است به نظرم این طرح هم شکل شد و از محتوا شد، چراکه به موضوع، عمیقاً پرداخته نشده است. من بر این باوم که شوند؛ شما ورزشی را ملاحظه کنید. همه ورزشکاران تا یک حدود و ای با هم بالا می آیند زمانی که سطح ها به پایان رسید، از یکدیگر جدا می و جایگاه هر ورزشکاری می شود. ما در مباحث دانشی قاریان، هیچ نکردیم؛ در این مهم و حیاتی است. از ظاهر خواندن و تجوید فاصله بگیریم. 10 سال شد که شود به کجا رسید؟ هیچ از نهادهای قرآن، این کار را ندادند. قاریانی که مدام تبلیغ به کشورهای می روند نمی توانند با عرب زبانان صحبت کنند. این یک عیب است. های ندارد! *** نوک پیکان انتقادات، و خیریه را نشانه است و هر کسی از هر سویی همه اشکالات و ایرادات های به خصوص در مبحث را متوجه می کند. آیا فقط در این مقصر است؟ که در های ندارد، است. در بحث به عوان شاخص و معرفی شده است به موازات اوقاف، نهادها و دستگاه های دیگر نیز این را پیش اند و هر از یک رویه، شکل و راهبردی را می در این در نظر شود تا از موازی ها شود. جالب است که مخاطبان همه این یک نفر است که از جوایز و هدایای همه برخوردار شود در متعدد، شرکت می کند. چند از در پژوهش های ورود اند و حرفی گفتن دارند؟. چند از و در های مقاله نوشته اند؟. سوی با که با اراده خود این کار را داده اند نیست؛ بلکه روی با عموم است. را 5 سال *** شما چه پیشنهادی بهبود اوضاع های و به دارید؟ من در نیز دادم که به مدت پنج سال شود و آن، صرف زیرساخت ها و شود. در دوسال اول می در و پرورش خرج شود و بیشتری باشد. در فرمول دارد که همگانی است و به درد عامه مردم می خورد؛ در انحصار زیاد شده است. شما نگاه کنید، در هر طرحی که دست می گذاری، ردپای تعدادی پیدا می شود. مثلاً که در در جشنواره ها و نمایشگاه ها نیز مسئولیت دارند. می خواهند به از بروند سخن از رادیو و تلویزیون به می آید، این افراد هستند. واقعاً با این انحصاری، کار پیش نخواهد رفت. من حاضرم با بسیاری از این عزیزان که بعضاً از دوستانمان مناظره کنم. که در کارهای دارد، نادیده گرفتن است. اگر را به بشناسانیم، کرسی های اخلاقی و در راس گرفت و منبر این در جهت پیشبرد تاثیرگذار بود. در هفته 500 در می شود که باسابقه و مبتکری این را هدایت می کنند. چنانچه نهاد و مستقلی، ای و طولانی مدت این و را به صورت بین کنند، چقدر با ادبیات مشترک در مسائل هم نظر می چه بسا که از پتانسیل موجود استفاده نمی و از سرمایه های غنی بی بهره هستیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
کردستان، مصداق بارز وحدت اسلامی در کشور

کردستان، مصداق بارز وحدت اسلامی در کشور


به گزارش یکی از ضروری و حیاتی که را امت بیان می کند بحث و فرق و است. (ان هذه امه و انا فاعبدون_ مومنون 52) امت زمانی مصداق دارد که با الفت، همدلی، و درک ها و های پیش روی و در این و باشند. و این مهم دست است که امت و و در صف باشند. و با به های و سیطره استکبار بر که در جهت تصرف مادی و معنوی و ذخایر خدادادی است می طلبد که و با و جهاد و گفتمان ها، ارتباطات و پل های ارتباطی و در بین در راه عزت امت قدم های استواری بردارند. مقدس جمهوری پس از و پیروزی مسئله فرق و را های و خود در بین و در این را های کسب که این های و است. های های ها ها و از در بحث های در پی است. یک که و و اهل بیت نبی با به ها، و و های و این ها و شافعی مذهب و متدین در طول و و های فراوان بارز و برادری، الفت و و امیدواریم در این مسیر بیشتر و همگامی بهتری بوجود بیاید. یک زیبا، با مردمی بافرهنگ و اعم از و سنی و در طول سالیان متمادی در کنار هم و یک اسطوره که این مهم با هوشیاری مومن و و در راه و فرق و المنه شهرستانی در قلب می باشد. با به اینکه وانقلاب و ملت شریف و در طول دوران شکوهمند همیشه در پی توطئه، تنش و تفرقه در بین و های رایج اند، در و های تاریخ با قومی، و طایفه ای و به قصد ناامن از هیچ تلاش وکوششی دریغ نکرده اند. الحمدلله و و و سنی در این با محبت، و با تعامل و در از مراسمات، جشن ها، مراسمات و و ازدواج با توانسته اند و را حفظ کرده و به ندای که همان ناامنی و سوءاستفاده از های و است خط بطلان بکشند. اهل سنت هم همچون برداران و اهل در بحث اهل بیت و سرور و سالار شهیدان و ایام همسو و محب اهل بیت هستند و در موکب هایی که اهل که از کشور مراسم و اربعین سفر می کنند، دارند. در موکبی که خدمت و به این خیل عاشق و زوار کربلا مهیا شده، اهل سنت و سخنرانی جمعه اهل سنت این زائران در بحث و ارادت اهل سنت نسبت به اهل بیت و جریان مظلومانه حسین السلام و خاندان مطهرش از دیدگاه و تاریخی اهل سنت بازخورد مهم در و حتی در سطح بین الملل و و آذری زبان است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
خروجی و ساختار مناسبی در حوزه فرهنگ وجود ندارد/ اولویت های فرهنگی را معرفی کنیم

خروجی و ساختار مناسبی در حوزه فرهنگ وجود ندارد/ اولویت های فرهنگی را معرفی کنیم


و های و یکی از در را و مناسب دانست و اظهار داشت: در پژوهشی اولویت های فرهنگی را معرفی نکردیم و کار آمایشی مناسبی انجام نشده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
ستاد امر به معروف و نهی از منکر باید پناهگاه مردم باشد

ستاد امر به معروف و نهی از منکر باید پناهگاه مردم باشد


- - امر به و نهی از کرد: طرح های این ملی و به عنوان عیون و پشتوانه نظام و یک پناهگاه مردمی مدنظر قرار گیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
نقد کتاب کودک به حاشیه رانده شده است/ نقد آکادمیک پاسخگوی خلاء موجود نیست

نقد کتاب کودک به حاشیه رانده شده است/ نقد آکادمیک پاسخگوی خلاء موجود نیست


(ایبنا)- ملیسا معمار: بی شک نقد می در رفع عیب ها و نواقص اثر و بر بیافزاید. اما از معتقدند این مهم در های و است و جامع و در این و اگر هم می ای است. که نقد و از است که اگر شود های نازل و بی بازاری خواهیم بود و به تدریج بر باکیفیت، و فاخر و افزوده می شود. بر این اساس در صبح یکی از روزهای پاییزی در میزبان دکتر عضو و و در در و نقد این با او گفت وگویی داشتیم که در ادامه می خوانید. و به چه پیشینه ای به بخش در عمری 8 سال و آغازگر آان که در گرایشی در زیرمجموعه زبان و فارسی ایجاد است تحت و نوجوان. بعد از در سال 1395 بهشتی هم این گرایش را راه کرد. اما به طورکلی به دنیا 25 تا 30 سال فاصله داریم. در راه و سن را و 40 سال است که را در سه و می دهد. اما در فقط شده است. در ها و به و و شده و پژوهش. ها قصد دهند. کسی و را و در شود اما قصد این نیست. اما با این حال بی تردید این ادعا را که در پژوهشگر عرصه و است. از این پژوهشگران در نقد شده در واحدهای شده 4 نقد که دو آن عمومی و دو تخصصی است. اما با 16 جلسه کلاس نتوان واقعی کرد. بین نقد و چه اما اگر به در و که تعدادشان هم محدود می آن ها را به دو کنیم. عده ای که به تجربی و نقد می و عده ای که از بخش می آیند به نقد می که این هم به دو می شوند. عده ای که از با و اند و قبل از شدن در به می اند و نویسنده، شاعر یا اند بعد از شدن در با روش ها و اصول این آشنا شده اند و عده ای که قبل از شدن در هیچ شناختی به ندارند. در این که نوجامه اند و به موضوعات مهم در ندارند، کارهایشان تک پله است که روی زمین می و روی هم ساخته نمی شود. ولی آن که از قبل پیوندی با این اند بهتری اند. چون اگر و در موارد را به نمی نقد خوب و دهیم. را می به نقد در می کنم از که به و با بر که در با و و به در این می خوشحالم. این یا اند یا روی و با سال ها را اند و را نقد می دارند. فقط که می به کرد این است که از روش نقد نمی برند. که اگر از روش های در راه نقد تلف نمی شود. از روش اما نیست. با این از این و در هر دو و روش کار است و در نقد هم روش دارد. در نقد این است که نقد می فقط روی اثر می به طیف و که روی ها داشته، کنند. آیا نقد و در طول سال های توانسته در رشد این اگر را یک بگیریم این خالی است و نقد به رانده شده است. مباحثی که در نقد می قبل از بگیرند، اول کجای را پر می کنند. که امروزه در ما در می شود ها و ها می کنند؛ مبحثی که اش شود چون ما سر ها و ها در اما نقد به ها می پردازد چیزی که را پر می کرد. اما تا ها و ها که پر نشود بحث سر و ها در می گیرد. به نظر من کار مفیدی که به سراغ ها برویم. آفت امروز این است که نظریه ای از می و می خواهند به زور آن را در ظرف جای دهند. من که نقد و با به سمت شدن رفته ما کماکان ها و ها را از می کنیم. فقط امیدوارم نقد به سمت روش مند شدن پیش رود. شما علاوه بر تدریس در هم هستید، به نظر شما عقیده و و ناشران به که هایشان می اگر از به این کنم، معتقدم متعهد و مند به کار، از نقد می کنند. نقد این که بگوید کار پرعیب است و کنا شود. نقد این است که قوت شود تا شود و ضعف شود تا در برطرف شود. نقدپذیری در ما حرفه ای است در ظاهر را به نقد بی اما درواقع به این کار دارند. و به نسبت، صاحب نام پذیرای نقد کتابشان تا تازه کارها و همین هم سبب موفقیت شان شده است. به یاد دارم زمانی که مشغول تعدادی از و بودیم، به ای برخوردیم که کاملا از یک انگلیسی الگوبرداری بود و ما این را مطرح کردیم گله مند شد و می گفت به شما چه ربطی که این را کنید! ما فرهنگسازی کنیم. اگر بگوییم از نقد گرچه نقد تلخ می و خوب از را به شنیدن اختصاص می دهد که اگر چنین روحیه ای هم نداشته باشند، کم کم به این کار روی خوش می دهند. باتوجه به که روی های دارید، به نظر شما از نقد برده اند و در بهبود از آن ها به طور دقیق ام. به نظرمن که است در ابتدا پذیرش نقد قدری سخت اما تاثیرگذار است چون در مواردی که ام، ام که شده در کار تاثیرش را است. اقتباس و بازآفرینی می که بی نظیر است و قابل مقایسه با از این دست که قبلا می شد نیست. جهش عجیبی از دهه 80 به بعد در ایم که دهنده مثبت نقد در این است. نقد با نقد چه آیا می هم به نظر من نقد های با و هر منتقدی نمی و را نقد کند. با و متونی که در این می شود و ژانرشناس باشد. و یک جهانی دارد. ما در ترتیب های اجتماعی، سیاسی و قتصادی را در اما در و نقد روی و مصرف کننده اثر شود و است که کار را پیش می برد اما در است نظام برجامعه بر کار یا تفکر بر اثر و در نهایت می بپذیرد یا نپذیرد. اما با شروع می شود و قبل از اقدام به کند کند که است چه گروه سنی می نویسد. بنابراین مهم در نقد کودک، به مخاطبی که از ذهنش است. مهم دایره است. در نقد نقبی هم به بزنیم و این نقب زدن سبب می شود که خودمان مان را کنیم. اشکال بخش این است که نقد عمل می کند مثلا موردی فلان و روی می شود. و که در نقد و لحاظ شود در نقد نمی اما این در نقد دارد. پل ارتباطی شان را با به حفظ اند و روحشان با و شده است. که به فعالیت در نقد دارند، کسب دانش و در نقد در را ارزیابی می کنید؟ نقد یک ابزار است منهای اختصاصی آن کودکان. ما منبع در این نداریم و کسی هم همت نمی کند که به این سو گام و با در این مواجه ایم. از انگشتان یک دست است روش نقد محمدهادی محمدی که هم نقد و هم نقد در آن گرفته شده است. به نظر شما نقد در ما با چه روبه رو ای یکی از است که در ما دارد. البته به نظر من نقد خیلی مهجور و و که نقد این کار را درک اند و اند به این حوزه. که این است که هرکسی می گام در این درحالیکه هرکس که نقد می داند نمی این شود. در روش نقد یکی از است که سبب این شده است. را بیاموزیم و اگر داشت امر بر مشتبه نمی شد که می این شود. با به دسترسی بچه ها به و درست، که روی های و اید، این در بخش های مختلف به و اند و اطلاعاتشان و است و صرفا تجربیات و دانسته های شخصی شان نیست؟ سوال است و تلخ که بگویم را می می برخی از روی دست هم می و بر اثر است هیچ تغییری و هیچ انگیزش هنری در نمی شود و این می دهد که مطالعه، است و خاستگاه آن و است اما معدود نویسندگانی هم که قبل از به هر مبحث تمام جوانب آن را می کند. حتی می که در همزمان موازی می آید که می دهد کوچکترین و پژوهشی نشده است. که و تولید می شود چه تاثیراتی روی می گذارد؟ خانه را از پای بست آباد کنیم، پای بست یک و هستند. فی النفسه است و به عضوی از از حقوقش برخوردار شود. اگر تغذیه ناسالم نباید انتظار باشیم که در آینده رشد ونمو سالمی باشند و روی این کنند. قطعا طلاعات و در و اهمیت دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
هدف طرح اعتلای علوم انسانی، تربیت پژوهشگران دغدغه مند است

هدف طرح اعتلای علوم انسانی، تربیت پژوهشگران دغدغه مند است


دبیر طرح با طرح است که نسبت به مسائل کشور دغدغه مند هستند، گفت: با اجرای این طرح پژوهش از حالت انتزاعی خارج می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
خدمات حوزه گردشگری در کشور کالای ایرانی است

خدمات حوزه گردشگری در کشور کالای ایرانی است


- - طبس گفت: فقط یک و در حوزه گردشگری خدماتی که در سراسر کشور ارائه می شود، تولید داخل است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی دانلود اهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش دانلود اهنگ عثمان نوروزف چارب چارب دانلود اهنگ بارون از واریا ترجمه اهنگ gjithmone ترجمه فارسی اهنگ gjithmone