صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب خوبی



جایگاه‌ راث از برندگان نوبل برتر بود

جایگاه‌ راث از برندگان نوبل برتر بود


ایران(ایبنا)-فریدون مجلسی: با بشر ، و فقط 16 سال پیش، با راث آشنا شدم. تحت تأثیر قرار گرفتم. که تا آن به راه بود. بشر را به کردم. راث در این فقط به شرح نمی که در آن سیاهپوستی با رنگ تر از دیگران پس از آنکه ضربه را می چشد، به خود پشت می کند و با توجه با نام وارش خود را و سفید پوست سبزه رو جا می زند، و در با دروغین به اتهام واهی علیه از می به ها و و بر این در آن در و و در می پردازد. در به نام که هم، نه به و است. که رنج را درک به در که در لای راث که حتی در آن نیز که تری به که فخر می و روا می دارند! راث در خشم از که نمی به ولی می شود و در جنگ کره می پس از مرگ می و ضمن آن و خود را در شرح می دهد. را می کند که در آن و به زیر و بم آن است. پس از مرگ یک است که همه را حلال می او که فقط به درس پیشرفت دستیابی به آبرومندتری می اندیشد، از درگیری و برخوردی محتاطانه می گریزد وسراغ آن گونه ماجراجویی های نمی رود، اما سیاست بهانه های تا به سراغ او رود و او را رها نمی سازد. مشکلی که در راث به آن ام، بی پروایی او در شرح است که گاه با خط قرمزهای موجود پیدا می کند و مترجم ناچار است عبارات را با لحن ملایم تر یا گنگ تری منتقل با این حال و با این نکته در که از راث است، به دلیل در آن قهرمان اشاره به به نوع که در ما پذیرفته نیست و گاه انکار می با همین موجب و شکست و مرگ او می سرانجام پنج سال است منتظر جواز چاپ مانده است. شوهر کمونیست من راث، که اثر من محسوب می و مفصلی است که از توسعه افکار چپ در میان سربازان و دانشجویان و طبقات فرودست در قرن حکایت دارد. از بارانداز بندر بوشهر خودمان آغاز می شود که در آن نیروهای تسلیحات مورد نیاز شوروی را تخلیه می کنند، و اشاراتی به شدت فقر و واماندگی محلی در دارد. سپس به بررسی اوضاع هولناک و بازجویی های کمیته مبارزه با فعالیت های ضد می که آگاهی و درک درباره مک کارتیسم به خواننده می دهد. است با پرداختن به زوایای روح انسانی و مسائل طبقاتی در آن ترس. راث در به شناخته شده و بیش از ده اثر از او به شده است. به نظر من او برجسته ترین در دوم قرن بود، بیشترین تعداد جوایز و بین المللی را دریافت کرد، فقط نوبل را از او دریغ داشتند، در که جایگاه او، به نظر بسیاری از کارشناسان ادبی، از بیشتر برندگان آن برتر بود. راث از پنج سال پیش قلم را بوسید و خود را از نویسندگی بازنشسته کرد و در 85 سالگی درگذشته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
FATF سیستم داخلی و پالرمو حرکات خارجی ما را کنترل می‌کند/ خداحافظی ایران با هرگونه رویکرد انقلاب، آرمان FAT

FATF سیستم داخلی و پالرمو حرکات خارجی ما را کنترل می‌کند/ خداحافظی ایران با هرگونه رویکرد انقلاب، آرمان FAT


"تنا":: به با FATF دیروز در شد؛ در حالی که و از هرچه سریعتر عضو کار شود تا نقل و های با کشورهای را دهد از به این توافق نامه را خیانت و با در دست ملت ما را اگر این را . این بحث ها شد تا به با را مدت دو هفته به کمیسیون امنیت ملی و سیاست بفرستد تا کار کارشناسی بیشتری بر روی آن شود. جنال بر سر FATF ما را برآن تا در گفت و گو با ابوالفضل وند عضو تیم مذاکره ای و سفیر در ایتالیا واقعیت این را از او جویا شویم؛ آنچه در ادامه می آید متن گفت وگوی با این بین است: FATF ها به "تنا": به FATF را می وند: FATF یا کار در از غرب بر های است که به از هستند. در که ما از نظر تحت و امکان دسترسی به آن را ما بسته اند و نمی توانیم دلارهای نفتی خود را به راحتی از FATF در حال این ها به هستند. FATF مکانیسمی است که نظارت سخت و نرم ها را بر ها در بانکی می کند و از آن می ما را تحت نظر داشته باشند و به ما دستور چه را دهیم و چه را ندهیم و اگر از این دستورات تخطی می شویم. با FATF را خود می "تنا": به شکل این وند: یک قسمتی از این این است که می گویند پاسداران است و بعد را هم به با می طبق FATF که بین این با ها و بخش ها شود های FATF شد که این به است ما را خود ایم و به او پسر و در که او از می آن که به بین می کند را می که این یک و در می شود. FATF این است که با در و را می کند خود را و آن را که غرب به او می گوید. ها در و می "تنا": FATF که را ها و بر بین عمل می شود. وند: ندارد، شما در ابتدا به بگویید که بین FATF را اینگونه که در های بین را ما اصلا اجازه نمی تعریفی اتفاق بیافتد، مهم این است که این است و همین پایان ماجراست. اشکال کار این است که این ها در و عدم بلا سر می آورند، کار ها این است که در و اگر مشخصی ما هم حرفی نداشتیم می گفتیم بیایید ببینیم داعش است یا حزب الله اما کاری به این ندارد و به هر که غرب و رژیم صهیونیستی را تهدید کند برچسب می زنند هرچند این را هم به کرد، در مبهم نگهداشتن اوضاع اهداف خود را به ما تحمیل می کنند. FATF است "تنا": قبل از خروج از می شد با به FATF نقل و انتقالات دلاری و قابل است که از شده و هم است به سمت یورو سوق کند آیا ضرورت به FATF بپیوندیم؟ وند: FATF صرفاً را نمی کند و بسیاری از عضو FATF از این چین و روسیه، که به یک قدرت بزرگ می و که می شوند، و ایالات را قبول و در آن می کنند. اگر را در پذیرفته بود می توانستید FATF را اما مساله این است که شما را به رسمیت نشناخت و همان که وعده داده شده بود را هم به شما ندادند حال می خواهید بند در به پای ملت بندید. FATF حلقه به نام که را می در با جرائم یافته فراملی شما نمی توانید حق تحفظ قائل که من این را می دانم یا نمی دانم، ای که یکی به نعل و یکی به میخ بزنید بلکه شما یک پارادایم شدید آن را بپذیرید. بستن دست و پای با پذیرش بین "تنا": وند: این ممانعت از پشتیبانی از از شرط و را است که را متعهد و اگر از این شرط و در مورد شما شود حتی می شما را به ملل هم بکشانند اگر غرب کند از حزب الله، از است و ردی از شما در این شما به ناقض شناخته می شوید. مشکل کنوانسیونهای بین این است که تا زمانی که شما به این ها نپیوسته اید یک مقوله است اما آن NPT با دسته جمعی روبه رو می شوید، آقای نتانیاهو در مصاحبه ای است ما بمب ای داریم به این است که عضو NPT و اگر مشکلی به این است که عضو NPT این می دهد با وقاحت می ما عضو توافقنامه و به آن عمل نمی اما عمل کند. سوال ما این است که شما به چه در حال بردن در زیر بار بین هستید و روز به روز به صورت قانونی دست و پای آن را می تا ذبح شود، البته این به دور بودن از رویکردهای انقلاب است. دستگاه که به FATF نصب می های سویفت همه های را به شکل آنلاین می دهد و از حوزه ما بعد از آن اگر شد و شما با آن دهید هشدار می دهد که نقض FATF شده اید. "تنا": اگر نقض FATF چه اتفاقی می افتد؟ وند: به نام SDN که بر طبق های کاتسا به شکل فهرستی از افراد و مراکز شده را می حال اگر تحقیقاتی وزارت دفاع یا شخص را ما در و ساختار و خودمان این فرد یا را در SDN نگهداری و اگر به این فرد کوچکترین خدمتی ارائه شود جز تخلفات ما می شود که با ما شد؛ موضوعی که ما بسیار خجالت آور است. در مجموع FATF ما و حرکات ما را می مستند و طبق بندی شده بررسی می کند که اگر شما در هر جای دنیا از یک حزب کردید و فردا آن حزب یا سنی را به شما با این حزب یا را به رابطه با ها و شما بتوانید با نداشته اید های و خود را توضیح دهید؛ بر این اساسFATF و را می کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
فلسفه‌ورزی پس از ملاصدرا در ایران تداوم یافت

فلسفه‌ورزی پس از ملاصدرا در ایران تداوم یافت


خبرگزاری (ایبنا)، بن شیرازی معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین (درگذشته 1045 قمری)، متأله و شیعه ایرانی سده و است. او را می نوعی تلفیق از هزار سال و اسلامی پیش از او به حساب آورد. را بیش از پنجاه اثر دانسته اند که آن ها را بر حسب نوع موجود در پس هر یک، می در دو دسته نقلی و جای داد. یکم خرداد هر سال با بزرگداشت نام این مزین شده است. با مجید فلاح پور که کتابش با مبانی، اصول و روش تفسیری در پنجمین نیز شده این گفت ایم که در می خوانید: ـ با و راه را در بسته است و لذا پس از ابن رشد شده است نظر شما در این اگر به غربی آن را در نظر به این معنی که قرار است در دستگاه غرب مرتبط با عقل خالص شود از این می تا حدی در این نظر تامل کرد ابن رشد و پس از آن بوعلی عمدتا را کردند باز تا حدی در این دو رگه از فکر را می دید. اما با تاسی از که است و به و تهذیب نفس را به یکدیگر را کرد و را بخشد. این است که در عمل دید که بعد از آیا بحث های در به پیگیری شد؟ در پاسخ گفت که بعد از در اهل سنت اما در به بعد از صفویه نه نشد بلکه یافت. با این فرض به از ما می در و ... که است. در اهل سنت نیز به با به اش به و به طور در اهل سنت و با به در آن ها و نیز تا حدی نیافت. اما در که مهد است در طرح شد و بعد از او به جد را بخشیدند. آیت از که صرف این اگر را و عقل است این به اما در غیر این نمی این را کرد. از سوی که از است در های خود را از می کند با این ما او را حکیم می دانیم. ـ یکی از نقاطی که مورد مداقه قدیم بوده بحث و ممزوجات است. یکی از که به می شود به از سوی مکتب ها این است که او با علم سازگاری در این چه دارید؟ تا حد بسیاری را از جدا کرد این در است که در ابن شامل غیرنقلی می شد اما ای که به کار می برد در بحث طبیعیات، زیست شناسی و ... نمی شود و لذا خود به نمی خواهد را به ببرد به این دو را از هم می کند و در هایش هم هویداست. او عمدتاً به بحث های اعم از به اعم و خاص آن می پردازد. ـ آیا از بین این دو هدفی را دنبال می یا اینکه تحت اجتماعی و محیطی آن به است؟ به براساس که داریم مسافرتی به غرب و آن نیز مقارن با رنسانس و دکارت است نشده و شاید بتوان گفت اخبار و از غرب به او در این باشد اما آنچه که مشخص است او مواجهه مستقیمی با اروپا و حتی آسیای صغیر است این به تیزهوشی او برمی گردد. در بحث را می کند اما در خود این را از جدا می کند. بعدها این را تکمیل می کند ما می که به طور ملاهادی سبزواری در منظومه خود بحث را می کند اما به سبب سازی پیشین به کامل اعم و اخص را جدا است. ـ جدی که می به و های کرد و است که به او می شود با این اگر با دید استدلالی صرف این از جهتی نقطه قوت است. چون و در روش به هم نزدیک است و در ابن بحث و اصالت به اوج می رسد اما در نکاتی هست که در ابن دیده نمی شود. از سوی از را را خارج می کند در نمی عملا این کار را انجام دهد و عناوین وجود، در عمل به می آید و گسترش می کند این در است که در ابن چیزی را می کند. همچنین ابن مبتنی بر است اما به کسی که از نمی از در عمل بگذرد. پس با دید و ابن رشدی می این را به کرد. با این حتی در خود ابن که است در کتابی اشارات و تنبیهات در بخش های 9 تا 11 به می شود. نکته این است که می شود که شدیدا تحت ابن است و در او به دارد که از به به رأی تلقی می شود. اما این درست نیست که را به رای بدانیم اما این است و با آن می توانیم مطالب را از کشف و سرچشمه های را در آموزه های اهل بیت کنیم. این در است که اهل با کلامی به رأی است. پس که در عرفان، فقه، کلام و... مطالعات و در جامع دین را یکپارچه می بینند و ابعاد را می از منظر را غلط نمی دانند اما که نگاهشان محدود به رویکرد فقها و محدثین است دارند. ـ از کدامش هنوز هم امروزین ما دارد؟ که با غواصی و شناخت در به این دست به در اسفار اربعه او شده است و در آن موج می زند. امروز با به مسائل در حوزه ماورالطبیعه، اعتقادی، و ... می های از این گرفت. با این معتقدم خلاصه و های خود از در شواهد ربوبیه و مفاتیح الغیب و این دو در اوج شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
باید استعداهای بالقوه بخش زرین دشت را به بالفعل تبدیل کنیم

باید استعداهای بالقوه بخش زرین دشت را به بالفعل تبدیل کنیم


فرماندار گفت: طی که از سطح بخش دشت و شهر انجام شده است اما به دلیل ظرفیت‌های بالای این بخش، می‎طلبد استعداهای بالقوه را به بالفعل تبدیل کنیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
​آسمان زیر پوستم راه افتاده!

​آسمان زیر پوستم راه افتاده!


ایران (ایبنا)- اسماعیلی: شعر گوش شعر از است. او است که در پس ذهن اش می کند و اش را شعر می کند و از و اش می کند در پیدا می کند. ضربان ها را در گره می گیرد! و نبض ذهن اش را به فرم می کند. او است که در فرم شعر و کسب کند و به برسد. صبح به کش دارترین جمعه ی از معمولِ انتظار صدایت را در سرم پیچاند و و این های و به با و ختم می شود. به ای که در هر سطر از یک و می دید. با از و و خلق می کند و با می کنند. هر چند هدف شعر و یک می شود. از به یاد می کند. از آن در می برد و از می کند و از سبک می گیرد. در بیش از به سمت برود، به سمت و کاربرد های و فرم و نحوی خبری و آن به و می رود. ذهن و اش به سبک نزدیک است! می گفت او می سراید اما چندان با دهه معاصرش همگام نمی شود. وضعیتم است و تلفاتم سنگین به اندازه ی بمب گذاری در آزادی/ جدایی/ در حال اکران است است/شکل صندلی های سینما/ مثل توطئه ی فامیلی در چشمهایی که از پشت قاشق ها در حال پاییدنت از دور که روی من پهن می شود! در و هر در خود دارند. در از این به و اند اما در لمس به است. ها در سطر باشند. ای در مرگ/ جای را بود بی ای شود/ شهر ترس بود و و ای که را از یاد بود در شعر با به مرگ و شهر و شده است. و هم اند و چند با شده است. در شعر که هر با و به های می آن را لمس کند. اما یک تر و قوی تر تا در آن گام و آن فضا را کند. به عمد های در نمی کند و ذهن را در باز می گذارد. که این کار که می کم را کند و از شود. در این از مرگ و می و با ای می کند که اش می کند از که می افتد. قسم به چشمهایت/ قسم به از وقت ای که بر لبت اما چشم هایت/ گیر راه های ام بود! هست ... و در این شعر به می گوید: را باز می کنم به مرگ/ نام تو را / به می چندبار خوانی شود. ذهیت و کدهایی که و ناآگاهانه از ذهنش شعر با هر بار خوانش می تازه تری کشف کرد. از یک فضا، به می رود، است. درون و گواه این امر است. فضایش یک در زیرین و پیش برنده شعر است. گاه در عمودی، انسجام خود را از دست می و با می شوند. در این موارد، پوشش این از دادن های در لابه لای می کند و ما گاه با تزاحم می شویم. در این در سکته ها یا مکث درخوانش، صورت نگرفته است. بلکه موضوعی و معنایی است. هر سطر یک موضوع و طرح را به طور واحد در خود نگه است. یک بالشت در تخت خواب دونفره بدون می که است فشنگ ها را در جیب سمت راست بگذاری و را / ماهیگیران در طوفانی ترین وضعیت تورهایشان صید در سه سطر در نظر اول، مراعات نظیر ندارد. اما تغییرات فضا و در این سه سطر، یک قوی را می و فضاها کهکشان وار، جهانی را خلق می کنند. درد انسان امروزی و را نشان می و فراتر از آن، می و حس به می آورند. در سطر سوم، به شده است و انسانی که براثر خودکشی در دریا افتاده، و بیرون کشیده شدنش با تور ماهیگیران، در ذهن متبادر می شود. جزیره ای از شیب بال هواپیما تنهاتر می کند مردی را پشت میز کارش روی کش داری ی کاناپه/ در شبانه ساق های تو/ شن های متمایل تر به جنوب را می سوزاند در جیغ منقار مرغ های شکارچی دو سطر شعر فوق، هستند. شعر با یک کشف خوب شروع به شده و به است. در بعدی، می و شب بیداری پرمخاطره مرد را دید. پایینی از لحاظ فرم با دو سطر اند. صفت و موصوف را تحت الشعاع است. هوشمندانه و ظریفی است که حال مرد را به توصیف می کند و دو سطر آخر، در در ذهن مرد و یا در واقعیت سفر زن به آن جزیره، مبهم گذاشته شده است و خیال انگیزی به شعر است. شعر فرم یکسان، در عمودی نیست. شعر می یک دست فرم باشد یا فرم تصویری. یا پیش برود یا عینی. اگر به جای از در دو سطر میانی، از ( دو سطر آغازین) و کشف می برد، شعر تا انتها می به میزان ابتدایی، شود. شعر گوش از چقدر پتانسیل مانایی و ماندگار شدن در اذهان را باشند، با توجه به کشف ها گاه در بین ها و حرفی محو می شوند، به ذهن و ذهنیت مخاطبین بستگی دارد. مخاطبینی که به خواندن کوتاه و هر که و معنا را سهل تر انتقال دهند، تمایل دارند. مخاطبی که دغدغه ها و اش با ما است و هر را که آماده تر است دوست دارد. را خوب می شناسد و نرم است. اما ترجیح از کارکردهای نکند و به جای بردن از و فرم روایی، را که مد نظرش بوده گفته است و متذکر شد که با این تک و سطحی نیستند. فرم شعر در این فرم است. تحت فرم شعر است. تا که گاه دلش می خواهد، نیمی از های سطر را بگذارد، و بتواند را واضح تر ببیند و لمس کند. چرا که ها و فرم زبانی، المان های شعر را کمرنگ می کند شقیقه ام تو را درد می کند! به روز و یک دستی است. مگر در یکی دو شعر از که در فضا و های صوفی مآبانه، از چند کهن طره و طفره و سماع است. مرگ! بیش از هر در این شده است. پردازی، در از شعرها به چشم می خورد. در فضایی با های واقعی می و را با خود همراه می کند. مابقی را تاریخ سرگرم های کاغذی کلاس بود های دیپلمه/ کنکوری شدند/ شهاب 3 آرش! قربانی چله می کشی؟ در سه سطر سال ها نهفته شده است و شخص یا اشخاصی که تحت و در شرایط جنگ می کنند، و سرنوشت احتمالی شان، گنجانده شده است. در بعضی از می توانند به قرینه حذف شوند. آهنگ درونی که مد نظر شاعرش بوده، در از شعرها، پشت سرهم، از شبیه به هم، شده که غیر ضروری است. رنگ های نامتعارف شهر در تنم درد می کند/ گریه های کودکانه ای در تنم درد می کند/ در تنم درد می کند در تنم درد می کشد و/ جغرافیای ناجور پنجشنبه ی تهران/ در تنم درد می کند ... ​ در نهایت در شکل گرفتن نقش دارند، و حس را در می کنند. در پایان، منتظر و روند را در شعر دید و از او خواند و شنید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
درآمد نویسندگی با مترجمی متفاوت است/ درآمد خوبی دارم

درآمد نویسندگی با مترجمی متفاوت است/ درآمد خوبی دارم


به (ایبنا)، سال که در حال به است و تا به حال را به است اما شک های او به دو اثر من پیش از تو و پس از تو گردد. دو اثری که باعث با شد و را این در ایجاد کرد. این دو اثر در سه سال گذشته بیش از 150 هزار نسخه و شک از این دو اثر را است. از این رو در از و شغل می شود به او ایم. در گفت وگو با در اهل قلم کرد: کلا از دو جنبه به نشر نگاه کرد. نشر یک کار است که در آن کار نیز می شود. به نظر من اگر شما نویسنده، و شاعر را بگذارید، 90 کار نشر بنگاه است و شاید 10 رسالت باشد. کند و به نشر شغل او می از این کار باشد. وی داد: از و نیز به شکل اما در و شغل دوم می شود. به نظر من یک اثر را به می با یک دست به قلم می یعنی اگر ای با این هدف بنویسد که از آن پول دربیاورد، آن بازاری و تجاری بود و ارزش ندارد. در حال ما نویسندگانی که با به نکرده اند اما بعدها داشتند و آن ها تبدیل به شغل شده است و که است هایشان دارند. می توان در این بین به کرد. این با به های و متعهد گفت: ای به یک اثر می های او نیست. به نظر من کار خوب باشد، شد. مهم عاملی که ما از آن می اثر است. ما در حال های که اند. وی افزود: من به این ای که شود و این است. ما و در سال های های عوض شده ما به روش های را به ها بکشانیم. من پیش از تو با به های در نشر های گفت: اگر ما ای در می از که می کنیم. است که در 28 2019 کتابی از شود؛ در چنین شرایطی شما می که از چند ماه قبل گسترده ای را می کنند و حتی در خیابان ها بیلبوردهای بزرگی را به می تا همه از این مهم آگاه باشند. وی افزود: همچنین گاهی می شود که یک کتابفروش ویترین مغازه را به یک اثر می دهد و به این شکل متوجه می که مهمی در پیش است. مراسم جشن و صف مراسمی است که از به ما راه پیدا است و می که این چقدر باشکوه در کشورمان برگزار می شود. با به اصلی گفت وگو که آیا و شغل می شود یا خیر، گفت: اگر همه چیز اصولی و درست شک شغل می شود. من بین و فرق می و به نظرم این دو خیلی با هم متفاوت هستند؛ چراکه می تواند از ابتدای کار شغل شود اما کمی صبر کند. از نظر من اگر شما به به عنوان یک شغل فکر و وقت به آن بپردازید و آن را باشید، می توانید از آن پول دربیاورید. وی داد: به ما نیستند، همه ما تا بیشتر بر های پرمخاطب کار تا بتوانیم را به سمت بکشیم و بعد از آن به فکر تغییر آن ها باشیم. شما که من می باب عمل کنم و این دقیقا تفاوت و است. این با به دلایل از دو اثر گفت: به نظر من موفقیت یک اثر در مثلث خوب، و شود و حتی اگر یک ضلع نشود، احتمالا اتفاقی رخ نخواهد داد. از دوستان که نخستین من در سال 75 و دوم سال 76 شده بعد از این من 10 سالی کار نکردم اما از سال 86 به شکل جدی کار شدم. این صحبت به این معناست که 20 سال از فعالیت من می گذرد و من در یک شب به جایگاه نرسیده ام. این افزود: من قبل از من پیش از تو حدود 15 داشتم که بودند. همه این ها بیانگر این است که من مسائل به نیامده بودم. عشق من بود و با نیت کسب به دنبالش نیامدم؛ اما به هر حال من پیش از تو و شد و گل کرد. اگر این دست هر ناشری غیر از بود، نمی شد. در ای به کرد: تجربه من می گوید که هر کاری که با عشق نتیجه داد، من سال ها به عشق ورزیدم و توانستم باشم، من به این است که اگر به این عشق می ورزند، شوند. این با گلایه از هایش گفت: به جرائت می که قدر که های من پیش از تو و پس از تو را فروخته، قدر نیز قاچاقچیان فروخته اند. شما که این افراد پول مترجم، پول پخش و نمی و طبیعتا هزینه شده کمتر می شود و می توانند ها را با نصف قیمت بفروشند و در این هم مهم است که بتواند را با بهای کمتری تهیه کند. وی داد: قضیه را که بگذاریم، کپی های بسیاری از این دو در است که حتی یک و در جابه جا است و من واقعا نمی دانم که آن واقعی است یا یک اسم خیالی. با کمال تاسف که این ها در است و هم دارند. در گفت: اگر در فردی دانش زبانی و مبدا و مقصد را به بشناسد و یک کارمندی که هشت در روز کار می وقت بگذارد، شد. در که من را می دهم و حداقل روزی هشت وقت می و هم دارم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
انگیزه ما برای احیای مصاحف، دفاع از وثاقت متن قرآن است

انگیزه ما برای احیای مصاحف، دفاع از وثاقت متن قرآن است


به گزارش خبرگزاری (ایبنا)، شریف به علی (ع) که به طور از سوی کهن از و شامگاه 30 ماه با این در طبع و نشر شد. مستفید، نویسنده و پژوهشگر علوم و حدیث در ابتدای این گفت: کار روی های خطی قرآن، های مختلفی دارد. یکی از ای طبع و نشر حاضر، کار روی رسم الخط بود. پیش از این در کار ای به کیفیت بود که در این به این کار گرفت. های کار در ای کهن به ما می دهد که که در با های کهن یا چه دارند. به و در کار را کنیم. وی داد: پیش از این نیز روی های خطی از های دنیا لندن، مصر و یمن کار و به تجربیات در شریف، از وی دعوت شد که در گام در این زمینه، در به (ع) در قدس با ما باشد. با توجه به تجربه و تخصص خود، یکی از قدیمی ترین های را این برگزید. علاوه بر در رسم الخط، هم در شماره گذاری و با داد. هیچ در است در با به در و این اثر به کرد: از و به در ذهن مرا به خود می کرد. که از همه می این بود که و شده اما در است. از به یک با این با می که دین ما است. به می و با ها در این به بحث می پرداختم. وی افزود: من این بود که از کجا این را این که در دست از روی های (ص) یا نه؟ در به این از که در سوم سه به ما اند که یکی در در و سومی در دارد. این را در ذهن داشتم که آیا که تلاوت می کنیم، ها را یا نه. کار روی این ها را با ها در املا، و الحان آغاز و به این این ها اصل بودند. این کهن، گفت: ما احیای این مصاحف، دفاع از وثاقت متن است. دارم هیچگونه در نگرفته، اما در طول قرن که از صدر اسلام گذشته، در گذر شاید ایجاد شده ولی های اصلی بدون باقی مانده اند. هم یک است ولی طبع و نشر که بتوان در آن اینگونه را داد در ندارد. خوشحال می شوم با شما باشم و فعالیت هایم را نیز از طریق شما ارائه دهم. در با به به علی (ع) در و قدس رضوی، اظهار کرد: این مصحف، نهمین ای است که روی آن کار ام. در به این که های در های پاریس و در شام های یمن و در مدینه و قدس به در منطقه شده است. این در نقاط جغرافیایی دور از هم شده اند و آن ها یکدیگر را نمی شناختند و ابعاد و سطربندی هم با هم متفاوت است. این در موارد بسیاری دارند، ولی در یک مورد هیچ بین آن ها نمی شود. وقتی آیات و سوره های این ها را کردم، هیچ از لحاظ املایی نداشتند. وی شبهه ای بر وی این را به می داند نه علی (ع)، افزود: من گفتم این از روی شده نه به بلکه آن را به علی (ع) می دانم. اطلاعی در تاریخ که با خط خود آن را ولی اطلاعات زیادی که را حفظ و آن را جمع آوری است. علی (ع) ای را دارد. در انتهای های 458، مشهد، قاهره و توپکاپی، عبارت کتب علی بن ابی طالب می شود. این شناس در این باره توضیح داد: که چندان با عقل جور درنمی آید این است که سال ها و فرصت این را نداشته که خودش مصحفی را کند. به فردی از روی در و علی (ع) روی آن نظارت و آن را و به این به شده است. علی (ع)، کاتب وحی بود محمدعلی خواجه پیری، از فعالان در پاسخ به سخنان بر ابهام در بودن این از به علی (ع)، گفت: براساس و منابع موثق، قطعا یکی از علی (ع) بوده، پس آن در مدت 23 سال نزول یک دارد. همچنین (ع) مدت 20 سال نبوده و در این مدت نیز می توانست را باشد. نباید به همین مقدار در این کفایت کرد و لازم است در این پیدا کند. وی داد: اعتقاد و تاکید این است که که در دست ما عینا همانی است که نزد (ص) بود. در سیر تاریخی از (ص) و خلفاء و و در نهایت ما، یک واحد که همه آن را پس در به خط (ع) ابهامی ندارد. کار در روی کهن از پژوهشگران این نیز در بخش پایانی نشست، کرد: علیرغم داشتن میراث بزرگی از کهن و پیشینه جامع در این ها، ولی در با کشورها و حتی کشورهای مسلمانان و مستشرقان، در این ضعف و کاستی داریم. لذا طبع و نشر های خطی را در دستور کار خود داد. مدیر تولید طبع و نشر افزود: روی های کهن جای کار دارد. مستشرقین با صرف هزینه های در این می کنند و در این گوی سبقت را از ما ربوده اند. در گام با قدس و شورای توسعه فرهنگ و مشارکت در این عرصه را شروع و در این مسیر کار را خواهد داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
راه‌های خواندن کتاب‌های کسل کننده / علامت‌گذاری بهترین راه کتابخوانی است

راه‌های خواندن کتاب‌های کسل کننده / علامت‌گذاری بهترین راه کتابخوانی است


به خبرگزاری (ایبنا) به نقل از لیت هاب - تفاوت زیادی میان از یک و آن در حال یا از ما می هدف تغییر به نسخه ای بهتر و تمیزتر است اما در زمان سعی می کنیم، معنی را و کنیم. و درک های یک زیر همه ها خط بکشیم. در کتب شعر نیز در روح شعر به ما کمک می کند. این که همه بر می اما یا شعر درک تر می شود. اگر به پس از به آن می و روش به سبک تان می شود و حتی یک را در دست خواند. در از و است. اگر سری به های دست دوم و ای می که در بخش های مختلف شده یا بخش های مهم و شده است. های حس به همراه و صمیمیتی را به دیگران منتقل می کند. اگر را به فردی هم قرض دست ها را دنبال می کند و بخشی از مکالمه بین و قبلی شود. هنر مهم ترین کمکی است که یک می تواند به خود و کند. جملات شده منبع الهام می شود و فرصتی فراهم می آورد تا با گفت و گو کند و در واقع تمرینی لذت بردن است. این روش آثاری که ندارید بیشتر پیشنهاد می زیرا فرصت قطع ارتباط با را می گیرد و اگر را بگذارد و دوباره به آن برگردد صفحات پیشین را از یاد نمی برد و ذهنش در پویاتر عمل می کند. با خط کشی زیر برخی قلمرو خود را مشخص می و پرسش را می کنید. این کار اعتماد به نفس در شما ایجاد می کند. جرج سانتایانا، فیلسوف مشهور اسپانیایی در جایی گفته: گاهی پاورقی و دست های موجود در یک از خود جالب تر است. روش شده در را امتحان کنید. را که می خوانید پر از کنید. اجازه ایده به روی کاغذ بیاید. از یاد نبرید که همیشه راهنمای هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
جعل تاریخ، اقتدار ادبیات

جعل تاریخ، اقتدار ادبیات


ایران(ایبنا)-سندی مومنی: که افتتاحیه ای از دو بخش شده است: بخش اول دو بخش است: پیش از و فولادوند. بخش دوم نیز از سه بخش شده: و و شرح حال و های هفت ای که است. در هر بخش از با ها و رو می که شالوده را می دهد. در بخش اول با ماهیت می شود. ای که در نیز شده است (تاریخ است در و پر از راستی) پیش درآمدی فهم نوع است. در این بخش تا خودش و ماجرای را به می کند. در با می که قصد را کند. که است از ای خطی به دست است. در این بخش دو است: در و و استاد. در بخش دوم در می فردی که را است چه کسی است و با در کجا شده است. این بخش کوتاه، دست یابی و است. در شرح احوالات را می و که از سر گذرانده و سفرهایش که در در های هفت می شود. در است و و عقل و است. سفر سه ای را می کند و را به می کند. بخش های و شده از های است. با به خاص و بخش های به کمک است. این نوشتار در سه بخش و با محور سه و و اندیشه، می کند را تحلیل کند. بخش اول: به نظر ترین مکتوب است. و میزان از اطمینان از بازنمایی جزء به جزء رویدادها به مورخ اجازه نمی دهد به که یا کم کند. مدت هاست که به نیز اطمینانی نیست: بازسازی غالبا با هدف مشروعیت بخشیدن به منافع کسانی گرفته است که و در اند. صحه یا قدرت. (پاینده،1390 :397). دست و پا که اند چه با ذهن و در این در بر است. های در یکی از راه است که گفت وگو و فهم را می کند. اما با از قصد از و آن را کند. را به در است تا با های کند. در این می از های در های و خود را در ای از و یا محض بدهد. بخش اول و و که و متن خطی کتابی این را می کند. در نظر باشید متون پسامدرنیستی قصد آن توهم ایجاد شده در آثار گرایانه را با به کار بردن های به بکشند: متکثر زاویه دید؛ از اعتماد؛ با یا غیرتاریخی؛ تغییر سبک در بخش های آن؛ هجو های تاریخی؛ بدیل؛ های در های تخیلی. (پاینده،400). سه از های شده را داراست: که در دو بخش اول و دوم دارند. و و خطی. با یا غیرتاریخی. در این دیدار شیخ و ابوعلی سینا واقعه ای است که های پیرامون آن دارد. و نهایتا های در های تخیلی. در و ساخته و پرداخته ذهن است که خود را در دو که یکی در قله های جای و در قله فلسفه، می دهد. در بخش نیز نام ها و اشخاص می شود. به طور مثال در از نام می شود که همگی هستند: زرین کوب، علی اصغر حکمت، ژاله آموزگار، جلال و... از در جهت و او می کند و در این راه از های و نیز می برد. بیش و پیش از هر چیز در متن خود دارد. این کار را با و های که در متن است می دهد. در با از متن رو می شود که در است: (افتادگی از متن است). و هم که نام و یا شخص در متن می آید در آن و شخص می شوند. فرم قصد را کند که: تو شده از خطی و ای را می که و و ها و است. در با عنوان: تک ای که بعد از شد نیز بر بر است. در این بخش دو ای که فقط اسم می خواند. و تک می به نفع و هر در صحت و سقم در به آن می در ذهن را به سمت می برد. بخش دوم: زبان نیز با دارد. در نیز که متن و کند. از را می کنیم: که اند و از اند. لیک را بی را بی رنج و همه عمر در پی آن اند بی از خود و غیر خود را بینگارند. (مطهری، 1396 :57). های در نقد و اثر خود در این بود: است و قصد با این نوع را به رخ بکشانم. این سخت بود. چند ای را با این اما این که و سی و دو ای شود که با آن کرد. یکی از جدی است. به نظر می رسد از کهن و در دو هدف را در پی است: نخست: و حوادث: در سال های می شود و این نمی تن به های بدهد. او از نظر و با و می این را کند. دوم: از حاضر: با این می شود به و خود بدهد. این از به کند و او را به کند. ای که محل بحث در بخش اثر بر و است. طور که شد، بخش اول از دو شده است. در این دو بخش و ها و خود را می کنند. که در اول و دوم بخش اول می به نظر است. اول و های و از ندارند. در این بخش متن شده بر این دو است. دوم و نیز به است. تا آن جا که در هر دو های می شود. این امر (استفاده از ها و هم سخن گفتن) لحن و خاص ها را از آن ها می گیرد. با هم بر و داشت: تا بود. به و کل راه را پیاده طی کردم. تا به خانه برسم. آفتاب راه مغرب و عبای قرمزپوش را پشت سر می کشید. در آن وقت شعاعی اهورایی از نور سرخ بر نوبرف زمستانی که سرشاخه های لخت درختان را در سوی جنوبی خیابان شریعتی پنبه پیچ بود می تابید. (مطهری، 1396 :12). چه جای تفصیل این فاجعه؟ مختصر به حیلتی را باز کردیم. دو بار اثر را خواندم و شرافتم را می گیرم در عمرم در باب اعتدال(این گمشده اعصار) نخوانده بودم. بود ژرف از حکیمی گمنام که شوربختانه ناگهان تمام اوراقش و هر از آن رونویسی ناپدید شد. (مطهری،1396 :24). بخش سوم: بر هیچ کدام از علاقه مندان به و یا هر هنر پوشیده که وجه غالب هنر است. و هنرها با امکاناتی که در تمایل ای را به بکشند؛ ای را کنند؛ ای را به هنر تبدیل کنند. است در سه را کند: طلب و سفر و عشق. این سه در سراسر دارد. در به این سه را به خود می بخشد. طلب در پیوند با و به طلب در خاستگاهش به است و ریشه در دارد. جوانی ناآرام است. در دارد. را می دهد. با دوستان خود ماهان(زردتشتی است) و بوقوس(ناصری است) گفت وگو می کند. و حضورش در را و می دهد: مادرم... ساده دلم که ای و راهی نمی بیند تا نشانم بدهد. حسرتا که حتی پندم نمی دهد. گاه آرزو می کنم را داشتم پیرزنی موی سپید را و و غمِ او را که چون کودکان است. دریغ از کودکی!... گرفتار آشوبی بی پایانم؛ کشاکشی جانکاه. نمی دانم بنای وجودم عاقبت از کدامین سوی فروخواهد ریخت. ولی محتوم جز این نخواهد بود عزیزم! (مطهری، 1396 :51-47). در جایی می خوانیم: روزی می پنداشت چنان پروار شده است که بادی نلرزاندش و ریگی نیندازدش اما زود بود که دریافت سال ها به درشت نازیده است. دل خوش نداشت به هیات سنگ یا سپر خود بسازد. نرم نرم بدبین و سخت خو شده بود. در فقدان ایمانی که شوخ طبعانه و شیطنت آمیز از کف بود چون مال باختگان حرامی زده ضجه می کرد و آن باورمند به سالیان، ناگاه همه چیز را عریان می دید و در دشت حیاتش قامت را نمی یافت. (مطهری، 1396 :52). در فصل های ابتدایی و عبدالله، آشفتگی او به می شود. باورش را به از دست است. طلب با از درمانده اش می شود. یکی از مفاهیم مهم در طلب است. این مهم میسر نمی شود مگر آن که بتواند کمی با خود کند. یکی از شاخصه های میدان به است. در معاصر آن قدر سرگرم فعالیت های است که فرصت کمی در دارد. قدر که را وابسته به ماشین است قدر از پیش شده و پذیرفته شده را پیش پای خود است. این از پیش شده، به کمک رسانه و تسلط خشونت سرمایه که یک و آن هم منفعت آن قدر مقبولیت اند که را از درونی خود دور است و به عرصه کشانده است. می در سرسام این رفت و آمدها و های پی در پی او را به و کند. سفر و و آموختن به حقیقت، سفر را در نظر می گیرد. او می که بدون سفر و نمی به برسد: من در سفری دراز از غم به اندوه، از به شادی. و این راه صعب است و دشواری هر دم فزون تر. و بدان که اگر غم نبود حیات بی ثمر می بود و شادمانی می شد بی ارج. و غم نه رنجش است که مجال برخاستن است بشر را و سر خلقت جز این نباشد. (مطهری، 1396 :56). در این بخش از است: در حاشیه این بعدا شده است: لعنت خدای بر گزافه گویان و تحریف کنندگان. و فرمود و ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون. تقسیمی سه سفر خود دارد: غم و و شادی. در گذشتن از غم و است و به شادی. به غم را با تولد و خور و خواب و شهوت می کند و که اگر در این سفر بمانیم نمی توانیم به برسیم. در طلب را اصل می داند. طلب اندوه. در این را گره می زند با خودشناسی و پرسش. و در نهایت که حقیقتی است. سفر در در هفت و با قاهره می شود. در های به می شود. به این که در ها با رو و در را می خواند: چون روز برآمد دانستم که دشمنی با آتش الا در تیرگی شب. و قومی بودند که در مرض و احتضار را فرو می گذاشتند و چون محتاج می شدند بر می زدند. بی ستیزه و جدل. و هزیمت می شد در پس می کشید. این بود حدیث نخستین آبادی که در سفر غم به به آن رسیدم و بعد با تو خواهم گفت حکایتی دیگر. (مطهری،1396 :73). در هر با مردمانی می شود که های دارند. در بخش های هفت زیرمجموعه تعلیمی می گیرد. این نوع در دارد. ها در فصل های مربوط به سفر و بیان شفاف خصلت های نکوهیده افرادی که در هر با برخورد می از مشخصات این بخش از می شود. در سفر می پذیرد که افراد با افکار و منش های متنوعی زیست می و در پی این پذیرش، می آموزد. باز است و از این جهت می سفر را که مشتاقانه به جهت می رود، در ذهن خود کند. معنایی که در باز است در ذات سفر است. و مدام. که سعی می کند را به آن کند. عشق سفر و طلب که به آن است از عشق به خالق را در خود تقویت می کند و از عشق به دختری را تجربه می کند که فقط نامی از آن است. حتی در طی اعتراف می کند که را درست به خاطر نمی آورد. به تعبیری عشق آسمانی و زمینی در سفر به گره خورده است. قدر که می بداند و بپرسد، قدر هم خواهان است. زنان در جایگاه و درخوری دارند. مسئله عشق به زن و در به وضوح شده است. زوج و از یک سو، زوج و گل از و زوج و گل خانم، دهنده به مقوله عشق است. در بین سه زوجی که نام شد، و گل خانم ازدواج می کنند. از ترس خواستگار ترک و بی رحمش می گریزد و گل نیز به واسطه خود را در رودخانه غرق می کند. از طرفی عشق به نیز در به دیده می شود. عشق به فرزندش که مشخصا در رابطه با شیخ می شود و عشق مردی یهودی به نام شمعون به نوجوانش یونا. که مهم است این عشق در های است. عشق و و به مثابه ارزشمند تلقی می شود که به وجودشان می بخشد. از این جهت عشق است. چند نام جذاب است و تعلیق لازم را شدن دارد. اما نام بخش های بخش را لو می دهند. به نام ها دقت کنید: گلستان بعد از آتش و شعله ور دیگرگون جان را جنون زده در پی آن عطر مطبوع در به ناکجا و برنشستن در حیلت امیر و باقی وقتی متن این ها را می می شود نام فصل، شده متن هستند. این که در پشت جلد چندجمله ای است. حکمت پشت ها این است که تا با شود و بیش و پیش از آشنایی با شود متن را بخواند. به نگارنده پشت جلد می توانست از متن شود. جملاتی که شده است به گونه ای و آن چه در می گذرد است. متن پشت جلد این است: را مرکب کن. این توست. داستانت را بخوان. ورق بزن. در سرآغاز هزارتوی افسانه ای در مسیر، را ملاقات می کنی. تویی. همذات توست. به قرن می روی. در این سفر از غم به در پیمودن جاده با همسفر می شوی. با خودت. این توست. نغز در متن است. بود از متن ای می آمد که هم ضمنی متن بود و هم لو نمی رفت. های هستند. آن ها پرسشگر به هیچ وجه تقدیرگرا نیستند و در موقعیت ها و که برایشان پیش می آید منفعل عمل نمی کنند. های کنشگر و و گری آن، شان را می کند. پرداخت این نوع ها در از نقاط قوت متن می شود. نتیجه گیری نخست: با جعل تاریخ، پست دارد: و با یا و های در های از های پست است. دوم: های و کنشگرانی که دست به می زنند و هدف خود می کنند. سوم: می کند را به و درباره بکشاند. چهارم: سه طلب و سفر و عشق کلید واژه ای می شوند. پنجم: متناسب با رویدادهاست و بسیاری بر و گذاشته است. در و است و از می شود. پنجم: نامگذاری فصل ها و که در پشت جلد را می کند. ششم: فصل های و تنوع حوادث، به کمک است. هفتم: باز است و معنای و را که از های ذاتی سفر است به ذهن می کند. کتابنامه حسام الدین(1396)، اندوهگینان، تهران: نشر اسم. پاینده، حسین(1390)، در ایران(داستان های پسامدرن) جلدسوم، تهران: نیلوفر.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
کشاورزان خوزستان همچنان از آبیاری سنتی استفاده می کنند

کشاورزان خوزستان همچنان از آبیاری سنتی استفاده می کنند


- - گفت: در به جا و همه هنوز از روش سنتی آبیاری غرق آبی استفاده می کنند در حالی که این روش امروزه جوابگو نیست چرا که شرایط اقلیمی جهان تغییر کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
پندهایی برای آسمانی شدن

پندهایی برای آسمانی شدن


(ایبنا) - محمدحسینی: آیت حق به همت حجت صدر الدین گردآوری شده و حجت شاه محمدپور کار آن را است. این بار در سال 1396 از سوی قم نشر شد. در به قلم آیت است: در می از حال و اصل دور است. با یک شور و به و می که آن در در ضمن از خوف یا گریه می و یا به کرم التماس و تضرع داشتند و یا خوف از مرگ و قیامت و حساب در گفتارشان دیده می شد. این چنین حالات، تا اندازه ای در اصل بروز و ظهور دارد، اما آن را در نوشته چاپ شده کمتر می یافت . این شده و از به سپس اگر در یا حق شده و به متن شده است. حفظ در این و در است. اگر آیه یا به در ذکر شده در متن به طور ذکر شده و تا که بود و و که آیت حق در بین به آن ها شده است. آن در درس ها، هم می که (ره) است که با به آیت حق و از این شده است. با ولی این هم در است. اعلام، امکنه، ها، و و موضوع بندی در عناوین مختلف، از دیگر ویژگی های است که را خواننده تسهیل می کند. زحمت این مجموعه بر عهده حجت و المسلمین صدرالدین که پس از سازی و صوت حق در نهایت از سوی آیت هم و تنقیح شده است. در زندگی نامه آیت حق از زبان محمدعلی شده که حاوی مهمی در مورد آن و در ادامه نیز استاد به چگونگی این که در خلالِ آن به تفصیل، تذکراتی درباره و رؤیا شده چراکه آیت حق در خود در بسیار هایی نقل که این ها بخودی خود ندارند و و جا انداختن مطلب در ذهن مخاطبان است. با مواعظ در می یابیم که آیت حق به چند نکته ویژه که حتی می گفت تکه کلام این است. نخست، جدی به ترک غیبت مؤمنین وی خاطراتی از خود در این زمینه نقل می کرد و به این گناه، حساسیت داشت. دوم، التجا به و توسل به پیامبر (ص) و اهل بیت مکرم دستور از زیارت عاشورا را از خود زمان (عج) آموخته بودند که همراه صد لعن و صد سلام است و در یک چله، هر روز شود. به آیت حق شخص در این چهل روز مراقبه باشد و گناهی نکند. سوم، فوق العاده به و شب است که به طور مکرر از مردمی که پای منبرش بودند، می که شب را ترک نکنند. وی همانند علمای سابق بر پایه احادیث واردشده از جانب اهل بیت (ع)، راه قرب به خدا را شب، غیرممکن می دانست. چهارم هم این بود که می اگر کسی دنیای خود، از آخرت صرف نظر کند، نه به دنیا می رسد و نه به آخرت؛ آیت حق به حدیثی قدسی استناد می کرد که خداوند می فرماید: تو من خودت را فارغ کن تا من بی نیازی را در قلب تو جای دهم. از همین رو که مبادا کسی اشتغالات دنیایی، اول وقت خود را ترک کند و حتی به طالبان علم نیز توصیه می کرد که فهم مطالب علمی، از پروردگار کمک و و کرد. جلد آیت حق در 279 صفحه به بهای 15 هزار تومان از سوی نشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : مذهبی
وریا با پاس گل به تیم ملی رسید (عکس)

وریا با پاس گل به تیم ملی رسید (عکس)


وریا فصل را پشت سر و جلب کارلوس کی روش نیز نتیجه این عملکرد استثنایی بوده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : ورزشی
اثر باید از خود نویسنده جوان‌تر باشد

اثر باید از خود نویسنده جوان‌تر باشد


خبرگزاری ایران (ایبنا): از نویسندگانی است که هم می نویسد هم نامه. جدیدش باغ های به بازار است و ای با کفش های به قلم او نیز توانسته در به دوم برسد. تعامل با نیز ویژه ای قائل است و در جشن اثر در حاضر شد و با از کرد. با این نویسنده، و کارگردان این چیزها گفت وگویی انجام دادیم که در آن را می خوانید شما ای که به برقراری با روی خوش می و در جشن حضور فعالی دارید. در هم را در خود دادید. تان به جشن و با من در این دارم. در واقع بیایند و یک اسم خاص از ای را ذکر در وضعیت فعلی است. من از جشن که ام بودم. من به سبک و که من می اما در می را به زور به کسی و کمی می شود. ما اول از چه سبک و ای می آید بعد به او کنیم. به در که کسی آمد و گفت که من می که و به او از من به نام باغ های دادند. هم چند ای از را کرد و گفت بله من را می خواهم. اما بار از من می خرید. من کلا به این دارم. اما در این است بدی هم بیفتد. باغ های است که از شما شده است. کمی این کار و شباهت و تفاوت با خود بگویید. من معمولا را که خلق می کنم اگر به اثر آن را چاپ به نمی دهم به این دلیل که اثر از خود تر باشد. الان یک رویکردی باب شده است که ما و به که چاپ اند و در هم این می افتد. اما پس از می که کشش و ندارد. چون به او که تو شده ای. من توی گفت ام هم به این ام. در سال 1315 است که بوف کور چاپ می شود اما ما بوف کور را در این می می که بوف کور است. پس بحث و پیر بحث این است که در هر سن و که هست و هر که چاپ باشد. به به روز و های را کند. های هم را می می که دارند را می و این دادن. من نوشتن. در های های پسر و باغ های شدم که از و در باشم. های را و نه از آن ها در ای که می بر بنویسد. می در با است یا نه. باغ های نمو بود که سخت بود. آن را تا در این بشوم. که و چاپ کنم چون که با فرق و اگر پس تو و این ها به جشن سن و سال و نیست. به ای است که یک باشد. من این است که؛ می را و روز به روز تا حرف ما را بپذیرد. چه در دهه 60، چه در دهه 80 و چه در که در دهه 90 و دهه 60 بنویسیم. ای به قلم شما در شده است. از خود و که این بر تان است. چه و می من از می و در می و در و را نیز دارم. که من مهم است این است که اگر من به های من از نمی شدند. یک ای که این است که را می و روی با شما می کند اما روی رفت با می کند و که شما می که آیا این را خلق اید یا نه. و می را نقد کنید. به من کمک کرد تا های و را خوب کنم چون می با آدم که در غیب می کنم و می کنم آن ها را به کنم و می شود که ای و از نظر روان شناسی بتوانم را قوی نگه دارم. روان شناسی در کارهای من پر از رویکردهای بصری است. اگر می توانیم از استفاده قوام بخشیدن به داستان. من را در این می گویم . من ساعدی را مرد بزرگی می دانم . او هم بود هم و که در خلق می کند نوع تکامل یافته و به بلوغ رسیده اش در وجود دارد. های ترس و لرز و دندیل که از شده اند و می از نیز شوند. من ای با کفش های را سال ها پیش نوشته و مختلفی را نیز برده بودم. بچه های دانشگاه علوم پزشکی در کارگاه بازیگری من شرکت کردند و که ما می خواهیم از خودت را کار کنیم. اما آن اثر سال 73 را و جدیدی را آن می و طبعا نام آن را نیز عوض قبل از آن نامی صداهای از به صفورا، سینما، دوچرخه داشت. دوباره به آن شدم دیدم که در آن یک از مجلس کوکتل پارتی وحشت زده بیرون و اتومبیلی شده است. با خواهر برادری روبه رو می شود که آرزوهای همدیگر را می اما همیشه می خواهند به آرزوهایشان برسند ناگهان قطاری از بالای عبور می کند و آن ها فرو می ریزند این آنقدر می شود تا جایی که نمی تواند بدهد و همانجا در فریز می شود. این دوم را در بین المللی گرفت. ای که آن کمتر از فجر نیست. چه کارهایی در دست و دارید؟ داستانی به نام دهان باز لولیتای چپ دست به نشر پیدایش داده ام و است. همچنین دو که اواسط امسال آن را به دست می سپارم. یکی از آن ها دختر مرده سوز نام که دختری افغانی ـ ایرانی است و دیگرم کشون نام دارد. در جنوبی سرمه است. این در انتها به شایعاتی که او در خصوص مخالفت با پخش شده اینگونه پاسخ داد: من با نیستم من چیدمان بد داوری ام. من سلیقه ای برخورد کردن ها و لابی ها هستم. مثلا مهرگان که اصلی را بدست نیاوردم از یک است که نظم و بسیاری از کارها می در آن شوند. شما ای که به برقراری با روی خوش می و در جشن حضور فعالی دارید. در هم را در خود دادید. تان به جشن و با من در این دارم. در واقع بیایند و یک اسم خاص از ای را ذکر در وضعیت فعلی است. من از جشن که ام بودم. من به سبک و که من می اما در می را به زور به کسی و کمی می شود. ما اول از چه سبک و ای می آید بعد به او کنیم. به در که کسی آمد و گفت که من می که و به او از من به نام باغ های دادند. هم چند ای از را کرد و گفت بله من را می خواهم. اما بار از من می خرید. من کلا به این دارم. اما در این است بدی هم بیفتد. باغ های است که از شما شده است. کمی این کار و شباهت و تفاوت با خود بگویید. من معمولا را که خلق می کنم اگر به اثر آن را چاپ به نمی دهم به این دلیل که اثر از خود تر باشد. الان یک رویکردی باب شده است که ما و به که چاپ اند و در هم این می افتد. اما پس از می که کشش و ندارد. چون به او که تو شده ای. من توی گفت ام هم به این ام. در سال 1315 است که بوف کور چاپ می شود اما ما بوف کور را در این می می که بوف کور است. پس بحث و پیر بحث این است که در هر سن و که هست و هر که چاپ باشد. به به روز و های را کند. های را را می می که را می و این دادن. من نوشتن. در های های پسر و باغ های شدم که از و در باشم. های را و نه از آن ها در ای که می بر بنویسد. می در با است یا نه. باغ های نمو بود که سخت بود. آن را تا در این بشوم. که و چاپ کنم چون که با فرق و اگر پس تو و این ها به جشن سن و سال و نیست. به ای است که یک باشد. من این است که؛ می را و روز به روز تا حرف ما را بپذیرد. چه در دهه 60، چه در دهه 80 و چه در که در دهه 90 و دهه 60 بنویسیم. ای به قلم شما در شده است. از خود و که این بر تان است. چه و می من از می و در می و در و را نیز دارم. که من مهم است این است که اگر من به های من از نمی شدند. یک ای که این است که را می و روی با شما می کند اما روی رفت با می کند و که شما می که آیا این را خلق اید یا نه. و می را نقد کنید. به من کمک کرد تا های و را خوب کنم چون می با آدم که در غیب می کنم و می کنم آن ها را به کنم و می شود که ای و از نظر روانشناسی بتوانم را قوی نگه دارم. روانشناسی در کارهای من پر از رویکردهای بصری است. اگر می توانیم از استفاده قوام بخشیدن به داستان. من را در این می گویم . من ساعدی را مرد بزرگی می دانم . او هم بود هم و که در خلق می کند نوع تکامل یافته و به بلوغ رسیده اش در وجود دارد. های ترس و لرز و دندیل که از شده اند و می از نیز شوند. من ای با کفش های را سال ها پیش نوشته و مختلفی را نیز برده بودم. بچه های دانشگاه علوم پزشکی در کارگاه بازیگری من شرکت کردند و که ما می خواهیم از خودت را کار کنیم. اما آن اثر سال 73 را و جدیدی را آن می و طبعا نام آن را نیز عوض قبلا نامی صداهای از به صفورا، سینما، دوچرخه بود دوباره به آن شدم دیدم که در آن یک از مجلس کوکتل پارتی وحشت زده بیرون و اتومبیلی شده است. با خواهر برادری روبه رو می شود که آرزوهای همدیگر را می اما همیشه می خواهند به آرزوهایشان برسند ناگهان قطاری از بالای عبور می کند و آن ها فرو می ریزند این آنقدر می شود تا جایی که نمی تواند بدهد و همانجا در فریز می شود. این دوم را در بین المللی گرفت. ای که آن کمتر از فجر نیست. چه کارهایی در دست و دارید؟ داستانی به نام دهان باز لولیتای چپ دست به نشر پیدایش داده ام و است. همچنین دو که اواسط امسال آن را به دست می سپارم. یکی از آن ها دختر مرده سوز نام که دختری افغانی ـ ایرانی است و دیگرم کشون نام دارد. در جنوبی سرمه است. این در انتها به شایعاتی که او در خصوص مخالفت با پخش شده اینگونه پاسخ داد: من با نیستم من چیدمان بد داوری ام. من سلیقه ای برخورد کردن ها و لابی ها هستم. مثلا مهرگان که اصلی را بدست نیاوردم از یک است که نظم و بسیاری از کارها می در آن شوند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
زندگی در بافت تاریخی بهارستان و دغدغه‌ای با نام میراث فرهنگی

زندگی در بافت تاریخی بهارستان و دغدغه‌ای با نام میراث فرهنگی


خبرگزاری (ایبنا)- کوثر سامانی: سال بود که بر سید محمد و نصب شد. او، ام ای با حیاطی که شاخ و برگ درختان زیتون، پرتقال و آن در آذر می کرد. پس از سال ها از ام گذر می و به این گفت را به روز و با سید آن باشم. نیز جذاب و هست. که در های از و و تا و و حتی و و به به همه این از است. ها و های گفت وگو با او را تا این که فرصت مناسب فرا رسید؛ 28 اردیبهشت روز و فرهنگی. به بهانه این روز سراغ رفتم. گفت وگویم با او که در حال ایکوم و است از و خاطرات شروع شد و به و نقش مهم در این رسید. اگرچه ترجیح می این گفت وگو در او رقم بخورد اما به دلایلی مجبور شدیم در دفتر کار او در را ملاقات کنیم. دفتری که با ورود به آن سه تابلو نظرم را جلب کرد: عکسی از عکس ارنست هولستر که 146 سال پیش به آمد و از ماه در کرد و تر از همه شده که در میز کار جای بود و گر ها و های خود در راه حفظ بود. شما را می سه به می و که سال ها در این سه و خود را ما می یا من را یک می دانم. از در کار کنم و نیز کار را کردم. یک هم است. از و را هم با این دو را می و معلم. در عمرم تا به شغل های را عوض اما از این دو خارج نشدم. های من، کارهای ام است و کارهایم نیز به نوعی ام می شود. در یکی از های این است که هیچ وقت نمی بین کار و یک خط کشید، چرا که ما از عشایری به ایم و عشایر مرزبندی کار و بی است. این هم در دیده می شود. به من هم بخش های دارد؛ شناسی، ورزش، و... نگاهی به نام یا فرهنگی. این یک است تا یک رشته. به این معنا که هرچیزی ای که با درک آن می توان را به دست آورد. من در همه از این می کنم و شاید به هایم در متنوع تر اما در اصل یکی است من در هر ای از وارد می شوم. به عبارتی، در یک دید و یک نوع چشم است که با آن و مختلف را تحلیل می کنیم. شخصیتی برجسته و اندیشمندی بودند، فکر می اگر در چنین ای نمی شدید باز هم در می گرفتید و به سمت و می رفتید؟ من در ای به و شدم که بود. یکی از آن این بود که هیچ در ما دور نمی شد. حتی اگر یک بود. یکی از این ها بود. به یاد بچه ها را می را به ما نمی داد و می گفت بچه ها کار در ما کار بود. یک ما 11 و فقط یکی از ها بود اما همه آن ها ای را در خود جای اند. در رشد که کار است و در هر ای کار با چشم و دید فرهنگی. پدر و نقش در شکل و من داشتند. شما به با و در این ها و ها در و شما یک و آن شما هر در به می خورد. پس هر قدر کلی تر، و تری در داشت. از سوی به طبع ام با از ها و دارم. بخش از ام در ها و در می و می را می بینم. بر این که با از پدر نیز و دارم. می آید شب ها خود بود و من هم در این می کردم. که بود و با او در هستم. طور دخت انصاری. در نشر و و بودند. در هم داشتم. همه چون می شود در دید تری باشم. یک به نام مرز که هم در بین و هم های و در از این هم این مرز با تولد من در سال 1338 آغاز به کار کرد و 20 سال ادامه داشت. 10 سال اول سخنرانان به دعوت می و می و 10 سال دوم به پیشنهاد رادیو، هر شب به تنهایی می کرد. حدود 500 در این ضبط شد که از را یا همان و یا بعدها گوش دادم. آرشیو کامل آن را هم در نگه ایم. جمله یا خاصی از پدر هست که در ذهن و جانتان حک شده و در به کارتان باشد؟ پدر در شخصی و خود همواره یک و اعتقاد راسخ و آن این که نباید عقیده خود را به تحمیل و همه ها و احترام قائل شوید. سفارش و نصیحت که در شغلی من بود این بود که حرف یا رفتاری را اعلام و عرضه کن که منافع در آن باشد. سال بود که بر شما نصب شد، کمی درباره این برایمان توضیح دهید. آذر را سال 1323 و من نیز در شدم. در کلانتری یک نماسفید است که آن به ملی معروف بود و به خاندان لقمان الدوله تعلق و ملی در آن برگزار می شد. بالای این یک زایشگاه بود که من در آنجا به آمدم. در من در به و در هم شدم. این در این هم داستانی دارد. آن را 60 هزار تومان که در آن قیمت بالایی می شد و می توانست با این مبلغ در منطقه ای بخرد. اما چون این نزدیک و سپهسالار به آن گرفتند. در آن فاصله های مکانی مهم بود و علاوه بر آن، برق هم بود و سعی می از روز نهایت را بکنند. در نتیجه پدر در این محل خریدند تا صبح ها زودتر به برسند و از روز و شب به برگردند. اگر از می پرسیدید معلمت کیست، می گفت کتاب. در طول عمر خود فقط سه سال کلاسیک رفت و همه عمر معلمش بود. آن خیابان شاه آباد اول جمهوری مرکز کتابفروشی ها های معظم در آن محل شده بود و وزارت معارف که عمارت مسعودیه نامیده می شود، در محل بود. همه این شد در این محل بخرند تا بهره بیشتری از ببرند. چه خاطراتی از کودکیتان در در ذهنتان نقش بسته ام در ما هر خانوار در یک می کرد و از های چند نبود. به یاد ضلع جنوبی ما، سیدباقر خان نیری، نماینده بود. باغ مشیرفاطمی ها هم روبه روی ما بود. اما الان همه های این تبدیل به و آپارتمان شده و از حال و آن روزها نیست. های ارزشمند و و اگر من از این قبیل می کنم به این است که با می کنم و به ترکشان نیستم. سید حال و این روزهای چیست؟ آن اندازه که و به مهم یک اثر ندارد. این است که کند تا تغییرات به آن شود. برخی از از طرفداری می شان در گرو آن درحالی که باورشان باشد. من در است. تنها مختص آدم است که به فکر می کنند. فردی که به سوی به امید و نسل بعد فکر می کند و به حفظ اما افرادی که اعتنایی به ندارند، را از بین می برند. گاهی اوقات فکر می آدم من که حفظ را به چسبیده اند. اما ما اگر را حفظ می به است به فکر نمی کند را در معرض تهدید می دهد. بنابراین، این است که را دهد. به نظر شما این در نسل به نسل شدند. نسل تر از نسل من است و به حیات فکر می کند. ها، سالن های و در کل پدیده که است. در دهه 70 بدتر از بود ولی شما خبر آن را نمی شنیدید. چون متأثر نمی شد این است که و برایش مهم شده در دهه 70 حمام خسرو آقای را می اما عده معدودی به این می و بقیه واکنشی به آن نمی دهند. اما برج نما را به مخدوش کردن حریم منظری نقش می کنند. واکنش می دهد و این سرمایه چنان شکل که برج را می کند. شرایط فعلی مطلوب اما نسبت به قبل است. آیا با مشکلاتی که با آن دست به گریبان جایی هم پرداختن به می ماند؟ در این زمینه موفق ظاهر شده در سالی که گذشت بیش از 60 چاپ و از 22 حمایت کرد و چندین نشریه به چاپ رساند. در به سهم خودمان نشر را می دهیم. نشر در دولتی می شود بحث و ترویج مطرح نه سود اقتصادی. را که ما چاپ می از نظر بخش هیچ سودی ولی وظیفه ما است که مثلاً گزارش های شناسی را به چاپ تا از آن کنند. سیستم های ebook و فرم های را هم از در خود دادیم و امیدواریم بتوانیم دامنه این کار را کنیم. و دو مقوله ناپذیرند، در خروجی یک است فکر می چه عواملی در به ثمر های مفید در از جنس متفاوتی است به این که در های می شود و آن به می رود و معلوم از آن می شود یا نه، اما در با عملکرد توأم است شما نمی پژوهش، و را از جدا بتوان یک بنا را حفظ کرد صورت تا بدانیم چگونه آن را نگهداری و کرد. این است که در اختیار پژوهشگران و می تا با یک اثر باستانی یا شوند. به علت بحث در بخشی ناپذیر از ما است. مثال در سنتی سعی می خاص را بشناسیم، و را زنده نگه داریم. های در این را رصد می کنید؟ در نمایشگاه شاهد حضور در این بودم. که به مربوط می شود شده است و این از و سلیقه در مجموعه بازار نشر است. های شکل های گاه یک به می پردازد و گاه دیدی و به دارد. در این نقاط ضعفی نیز که به ضعف کلی در و نشر برمی گردد و طبیعتا شامل حال نیز می شود. به هرحال که عقربه ساعت حال ما خوب است. اگر حال خوب نیست، حال روزنامه، و... هم خوب نیست. رابطه مستقیم و مستمری بین های دارد. به نظر شما کدام در عمل در ای عمل می کند که فکر نکند های فقط آن است که چاپ می کند بلکه به جریان کند و ببیند چند ناشر چاپ می و چه از نشر بیرون می آید. کمیت از قبل است. ولی در دهه هشتاد این را در می بینیم. در آن این که چه می و گزارشی از نشر در ارائه می دادند کل های مدنظر بود و نه فقط که منتشر می کرد. و سوال آخر، هدف نهایی که به یک خود ترسیم اید کجاست؟ چون در کار می کنم کارم نقطه پایان ندارد. به فکر می کنم. امیدوارم را بگذارم. یک ضرب المثل از بودا هست که می گوید آدم گل نیلوفر باشد، نپرسد اینجا باتلاق است یا نه، گلش را بدهد. سعی هر قدر که می توانیم، هر هم کوچک یک یاد بدهیم و یا یک کار خوب را به ثمر برسانیم. خود مهم است نه به انتهای مسیر، به عبارتی مفهوم خوشبختی هم است. اگر از من بپرسید خوشبختم یا نه، جوابم خواهد بود چون می سهم از من است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
خیام یک چهره رازآلود و مبهم است

خیام یک چهره رازآلود و مبهم است


خبرگزاری ایران (ایبنا)- مطهره میرشکاری: عمر تنها یک چند که در تجربی، و سابقه ای روشن و در و خود و صفت را شایسته نام او است. وجهه بر او پیشی است اما در این و بحث است. نام در ادب با نام گره و او را با او به یاد می تا با و او، اما چه متمایزی و چه شهرت آن موضوعی است در این گفت و گو آن شده است. 28 اردیبهشت ماه در ملی ما به نام روز نام شده است و به مناسبت با سید علی میرافضلی که تصحیح را در کارنامه خود به گفت وگو نشستیم که در ادامه می خوانیم: به کسی که شما در و و چند های را چه می به ها در آن را از در دو بحث است. یکی های و شکل و فرم کار است و یکی هم که بر این است که در هر دو بخش می را که را از هم عصر خود و می کند. در می گفت که که در در شعر هم عصر و قبل از او هم است. بحث مثل اغتمام فرصت، تلخی مرگ، یا شادمانی، شادخواهی و این قبیل مسائل کما بیش در شعر تا است. در فصول شاهنامه، یا در شعر فرخی سیستانی یا در شعر که هم عصر هم هست، این مفاهیم که در به بحث تمایز او این است که در این یک که همه این ها را در و در یک و آن های ای که را انسجام و در یک است. در بحث از لحاظ و فرم شعر او چگونه اولا شعرهایش را در یک و موجز است و یکی از های او می که این ها را با است. یک است که تا را است که در قبل از هم در شعر است که به می رسد و یک و فرم می شود. در این را در یک و است که در این ها را خوب کند. در است. بحث های و آن تلخ یا به را به و فهم به که بعد از سال ما هم فهم هم او را درک و به با او می کند. در با یک و در یک و به شده است. به نظر من این سه که و با هم شده که ما را ببینیم. غیر از هم اند که اما چه می شود که با می شود و را با می شناسند؟ آیا در های غیر از هم شعر یا خیر؟ ای از در قطعه یا عربی محدودی باقی مانده است آن که را به است. اما ای که این است که در سیر تاریخی این رباعیات، برخی دیگران هم که به این فضا، و تعلق به این به شده و این را است. شده همه دست آوردهایی که در شعر در به خود شود و می شود گفت همه برجستگی های در شعر به اسم شود، درحالی که در طول 500 ساله بعد از در شکل این سهم داشتند که سهم آن ها خیلی دیده است. در وقتی می گویم بخشی از این سرمایه به است. چرا چند دارد. یکی بیشر بر یک متمرکز آن هم قالبی که در هم مطرحی نبوده از اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم، به تدریج در حال بدست آوردن آن خود شده که این بسیار شتابناک شود و به یک برجسته شود. چند است که هم در تجربی و ریاضی، طب، جبر و هم در و شعر ای دارد. آیا این چند بودن او بر کیفیت شعر او اثر نگذاشته به هر حال کسی که و این ها را بر هم می گذارد. اگر را به یک شکل و در نظر بگیریم، فلسفی، دانش که در و و ای که بر او است. حتی از متون پژوهشی، معتقدند که یک شکل دارد. مصرع اول و دو حکم مقدمه چینی و حالت صغری، کبری و بیت دوم یا و مصراع های سوم و چهارم، است. حتی در او هم است. که قبلا هم به آن اشاره کردم، تا حد در نثر و رسالات هم و آن دستاوردهایی که را به کند. همچنین در از های که گرایش ویژ ه ای به آن استفاده شده است که آن هم می روحیه که به ها است. از بر و تحت و شعر اند هم مختصرا توضیح بفرمایید. دار یک به نام است که از آن در شکل گرفت. این از قرن ششم که سرودن خود را شروع تا قرن بعد به تولید در این پرداخته و بزرگی، حتی گمنام به این کمک اند و آن ها به و به او شده است. در این به یک در تبدیل شده است. در یک متن قدیمی به اسم نزهه المجالس که در اواسط قرن گرد آمده و مجموعی از 4000 سرفصلی به اسم در معانی عمر ایجاد شده این خاص را است. یا در مونس الاحرار محمدبن بدرجاجرمی که در قرن گرد آمده، فصلی را به مجموعه به اختصاص است و این ادبای قدیم ما در قرن و را شناسایی و آن را جزو اند. نهایتا ما با یک مواجه ایم که کمال الدین اساعیل اصفهانی، حتی و شعرای صوفی مسلک به این شده و این را است. از نمای بالا یک روز در به نام یک یا بزرگ نام شود است اما کافی نیست. به نظر شما در روز و روزهای سال چه ای صورت گیرد تا قدر از پیش دانسته شود و جامعه و او را بشناسد؟ شده ای در بین عامه مردم و حتی کشورهای غیر چرا که او به ترجمه شده و شاید خوش اقبالی که با تعداد 40 در سطح وسیعی از مخاطبین شود و جا پیدا کند. البته تولیدات آثا هم در با چه در نگارگری، چه در موسیقی و حتی در فیلم در های می گفت که صد در صد و را به ما معرفی کند که این نیازمند یک اهتمام است. در سمینارهای عمدتا حرف های تکراری و کلیشه ای زده می شود و آن سبقه پژوهشگری در آن دارد. به نظر می رسد این بخش تقویت شود که ماحصل این ها می به ما یک شناخت و درست تری از و دانشمند بدهد. یک چهره رازآلود و مبهم است که مختلف آن به است و ما ایم را به مشخص کنیم که بخش از این که در به خود و بخش آن مربوط به علاقه مندان و پیروان و کسانی که در این گفته است. به نظر من این بخش جای کار دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رمضان شفاخانه امراض روحی است

رمضان شفاخانه امراض روحی است


کانون نبأ ــ با برای بیماری‌های روحی است، گفت: باید دل‌ها را آماده کرد، درست قدم برداشت و فعل خواستن را در این ماه تفسیر کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
هشدار اتحادیه اروپا درباره خطر «حمایت گرایی»

هشدار اتحادیه اروپا درباره خطر «حمایت گرایی»


وین - - روز ضمن از رشد در 2018 و 2019 هشدار داد که افزایش ناگهانی در حمایت گرایی تجاری، بزرگترین تهدید برای رشد در منطقه یورو است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 20 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 26

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است