صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب خویش



شعر شاملو ضربه بزرگی به مهدی حمیدی‌ زد

شعر شاملو ضربه بزرگی به مهدی حمیدی‌ زد


کتاب (ایبنا)- مطهره میرشکاری: مرگ قو است. که کسی از نسل جوان او و شعرهایش را می شناسد، یا اگر شعر زیبای او مرگ قو هر از چند می کسی نام آن را می داند. 23 او است و این موضوع بهانه ای شد تا به این بپردازیم. که یکی از سرسخت شعر نیمایی بود و در این راه سرزنش های بسیاری را از طرفداران آن شعر شنید. و ادبی که همشهری هم هست، در این باره به گفت: تر چون در او جفا شده و این که با او شود. یک هم با آن شعر که یک بار هم را در چند سال پیش بر دار شعر ام در این نقش داشت. این کار ضربه بزرگی به زد که این او و در ما از این اتفاقات زیاد است. قزوینی؛ او از دو مطلب رنج می کشید، یکی کشته شدن کلنل محمدخان پسیان در خراسان و یکی هم نامه که علیه نوشته بود و او را سکه یک پول و تا آخر عمر از این ماجرا رنج می برد. اتفاقی هم باشد. در با شعر نو و و شکی وی می گوید: در با شعر نو و شعر و شکی ولی در کسی با یک هنری باشد، حق او بود. از طرفی هم تند می رفت و بی ادبانه و بی رحمانه قضاوت می کرد و هر جا که می نشست انگار او بود که را محکوم کند، این است که با ضوابط شعر بی طرف و با نمی به هم و شعر او به آن که نشد. را در سال 1321 با از یاد کرد که در غزل بود. او بود که در و و در سال 1321 را به نام به دست چاپ سپرد. سال 1324 با را کرد که در و او را در صف اول داد. بعد از 20 با rlm;وار و و در به و خاص و عام شد و به او لقب ملى بودند. در سال به نام ها را داد و عده ای از شعر با این را دادند. پس از آن در و و که در اشک است از این یافت. خود در هم می گوید: این است که در نوع هم نبود. اگر در غزل و دیگر های شعر هم کنیم، و که از این از بالاتر هستند. شهریار، هوشنگ ابتهاج و ... هم دوره ای های که نتوانست در حد آن ها بشود. حتی مرگ قو که شعر است و به آن شد، به این شد که نرسیا نسل های در دهه چهل آن را خواند، مرگ قو هم به آن شد، نه به خود شعر. این و در شعر این چندین بار که شعر یا نه به خود شعر که به متنی که به آن ها کمک شدند. شعر آمی جان به قربانت ولی حالا چرا از که به آهنگی که مرتضی محجوبی بر آن ساخت و محمود بیان آن را شد. شعر آن یک غزل پیش پا و معمولی بود که به آن به شدت شد. گفته می شود که از میان کهن به سبک متمایل است؛ با این فرق که شعر از مشکلات و پیچیدگی های آن دور است. زبان شعر این شاعر، ساده تر و لطیف تر و نیز مضمون شعر او با شعر ناصر خسرو تفاوت دارد. از شعرای سبک موسوم به سبک عراقی از جمله نظامی گنجه ای نیز تاثیر پذیرفته است اما در کل او را غنایی و بعد از آن موضوعات شعر او را سیاسی، اجتماعی و وطنی دانست. معتقد است : نزدیک به سبک و شعر می گفته، عجیبی چرا که در هنر این طور و این بازتاب نوع است. در یک هم طور است که گروهی به و سنت ها گرایش و نگر هستند. مخصوصا در این آدم هایی در این جوامع که معتدل ترند و تعداد اندکی هم که به قول امروزی ها آوانگارد و هستند. این یک چیز طبیعی است و این مکانیزم در هنر هم می افتد بین عصر مشروطیت هم این قابل مشاهده است. بهار تر از میرزا، قزوینی و است و کاملا به سنت سرایی سبک خراسانی نظر ولی و جدیدتر و فرم مدرن تری دارند. گرا و است این و بر این باور است که: گرا و است. چون مطالعات او در زمینه بوده، دکترای و در شیراز هم تدریس می این دیدگاه را است. چون از تا به حال شاهد این هستیم که در دانشگا ه های ما و بخش های آکادمیک ایران، هم اساتید معطوف به و است و به کندی وارد های ما شده و هم طور است. به آن شکل که در غرب به و در ها جدی در هم و با آدم های مثل شفیعی کدکنی و شمیسا که با آشنایی کافی دارند، در این هستند، ولی متاسفانه این دارد. بتوان را از این کرد که چرا به نظر است. نسل نه شعر که شعر هیچ را نمی می گوید: این است که شعر شعر نیست. در هنر یک جبری و بی رحم نوع فعالیت فکری بشر در هنر متجلی می شود و آن هم این است که هنر آنقدر بی رحم است که فقط غول ها در می مانند. جایی برای نیست. حتی تر از او هم وضعیت را و غزل زیادی از او در نمانده است. این نکته را هم نباید فراموش کرد که نسل اصلا تمایلی به هنر و و به کلی به امر ندارد. باز هم انتقادی به این نسل چرا که دید چه چیزی نسل را به رسانده است. در مجموع می توان گفت این است که نسل نه شعر که شعر هیچ کس را نمی خوانند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
بسیاری از بودجه‌ کشورهای سرمایه‌دار صرف ساختن سلاح‌های آدم‌کشی است

بسیاری از بودجه‌ کشورهای سرمایه‌دار صرف ساختن سلاح‌های آدم‌کشی است


به خبرگزاری تقریب(تنا)، آیت در خود به بین المللی مسلمانان با هدف به و با دین داشت: کسی اهل است که خود را و را خود را را بفهمد. خود و را در و به نام خدا بداند. وی افزود: کسی که قدّ فکر و او این است که مثل یک ای است که بعد از یک مدت می و در بین خاک دفن می شود! نه و نه آرزویی. کسی که می مرگ راه است و با می و بعد از مرگ او هر چه نه امید. کسی که به فکر و کسی که نمی به او مرگ را می نه بین و فرق نمی گذارد. متن این شرح است: الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمrlm; الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَrlm; وَ صَلَّی rlm;جَمِیعِ وَ الْمُرْسَلِین rlm;وَ وَ وَ rlm;وَ أَعْدَائِهِمrlm; . شما و و غرب همه شما را می و از این و به نام دین حق می و از همه که با یا بر وزن این و می و از ذات می توفیق علم صائب و عمل ادراک و و عمل صالحِ امیدبخش اسلامی را به همه ما مرحمت کند! مجموعه مکتبی است که الهی، انبیای آوردند و تکمیل آن به و عترت است که ﴿إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ الْإِسْلامُ﴾،[1] چون ﴿عِنْدَ اللَّهِ﴾ ثابت و زوال ناپذیر است: ﴿مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَ مَا عِندَ بَاقٍ﴾،[2] این مسئله اول. در سخنی چون کلامِ ﴿نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض﴾[3] یَعْلُو وَ لَا یُعْلَی ؛rlm;[4] از راه وحی را، را، و را معرفی کرد، ره آورد پُر و دارد. عمده است. یک فضیلت اخلاقی انسانی در برابر رذیلتی بیش نیست. ما بین و فرق بگذارد. با یک مَثل ساده، این فرق می تحلیل این فرق در اثنای گفتگو واضح خواهد شد. مثل آن است که یک کشاورز و را یا همه را است که غیر پیش شده ای از راه و او به این باغ و خود برسد. آن است کسی و گواراست. کسی رنج گنج خام است. کسی با و است. بین و بین و فرق است. این فرق و و غیر و غیر که بفهمند. اما آن کسی اهل است که خود را و را خود را را بفهمد. خود و را در و به نام خدا بداند. کسی که قدّ فکر و او این است که مثل یک ای است که بعد از یک مدت می و در بین خاک دفن می شود. نه و نه آرزویی. کسی که می مرگ راه است و با می و بعد از مرگ او هر چه نه امید. کسی که به فکر و کسی که نمی به او مرگ را می نه بین و فرق نمی گذارد. آیا ما می یا مرگ را می آیا ما با می یا از به آن که می می عقل او چه؟ هیچ ای می من عقل تو که بعد از چند روز می پوسی! تو چه با تو چه با چه با تو در راه می ابن نه سالک. پس این است که ما می یا از به ما می یا مرگ را می می مرگ را می میراند: الْمَوْتِ﴾؛[5] نه کل نفس ! آن که ما و و این دو ضلع را را مرگ می مرگ را می است که هر خود را هضم می کند. ما که مرگ را می میرانیم. ما که أبد بود. اگر را ما و این عقل را در تحت وحی که طبق علی بن ابی طالب(صَلَوَاتُ وَ عَلَیْهrlm;) که عقل را کنند: وَ ؛[6] را به درآوردیم، ما بین و فرق می اولاً؛ بین و وامانده در راه فرق می ثانیاً؛ می اندیشیم، ثالثاً؛ نه بی می رویم و نه راه کسی را می بندیم، رابعاً. الآن از بودجه ها کشورهای سرمایه دار در شب و روز صرف ساختن سلاح ها آدم کشی این به کدام تمدّن منتهی می شود؟ این کشتار بلاواسطه یا مع الواسطه یا جنگ های یا با در اثر آن است که فکر می کند همین چند روز زنده است و بس! که می من می پوسم، این نمی عقل باشد. آن که می من از به در می آیم، یک و حقایق دارد، دو؛ من محتاج معلم هستم که به من بیاموزد، سه؛ نیازمند که آموخته ها را چگونه به اندوخته های روحانی دربیاوریم، چهار؛ این عقل در تحت وحی می این می شود وحیانی. این از رهایی می یابد و به می رسد. در کریم از انسانِ آگاه سخن می گوید، می فرماید: ﴿یَرْجُونَ تِجَارَهً لَن تَبُورَ﴾،[7] به سوداگری به سر می برند. عده ای که با زندگی می کنند، نه با فرمود: ﴿فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ﴾[8] داد و ستد نبود، عمری را دادند، بعد پوسیدند به زعم چیزی را به دست نیاوردند. شما که در غرب این به سر می برید، سعی کنید که پیدا کنید؛ بدانید مرگ را می و موجودی است أبدی، یک و أبد ره توشه می خواهد، دو؛ آنچه به بی رفتن یا راه بستن زاد راه بلکه خار راه این سه؛ آن کسی که نه را حل می کند و نه در صدد حل خود او راهزن است نه ابن است نه این چهار و پنج؛ اگر این معارف شد، می شود. آن گاه عقل، نشود، یک؛ به حوزه بار یابد، دو؛ این عقل چند کار می دهد. اصولاً عقل را طبق رسول گرامی(عَلَیْهِ وَ آلِه rlm;آلَافُ وَ الثَّنَاء) عقل را عقل گفتند، در بخش اندیشه، پای وهم و را عِقال می کند.[9] در بخش به عقل که مَا عُبِدَ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ الْجنان ،[10] پای و غضب را می کند. آن شتر و را با زانوبند می کردند که نکند. مثل وهم مثل ولی اگر عقل را بکند. غضب در و اگر عقل را کند. مرز عقل کاملاً، مرز عقل کاملاً از هم جداست. است عمل صالح و نداشته باشد. خیلی ها که عالم بی عمل هستند؛ رازش این است که آن عقل اما این عقل نیست. این دو بخش را ذات در درون ما نهاد که ما تنظیم این دو بخش، به این دو بخش در وهم و در بخش نظر و به عقل عمل در بخش عمل و و غضب، زانوی شتر و شد، بار را خوب می برد و سواری خوب می دهد. وهم و در عقل نظر گرفتند، یک نیروی پُر هستند. از پایه را وهم و تأمین می کنند. در وهم و سهم ای دارند. در امور و تجریدی به نام مسایل ریاضی، وهم و سهم ای دارند، البته در فلسفه نظری، در هر چه وهم و و عقل پیروزی آن فیلسوف است و همچنین در بخش هر چه و غضب کارآیی و کارآمدی عقل در شکوفایی آن شهود است. بنابراین ما می توانیم بین و فرق بگذاریم که بیندیشیم و عمل یک و به هر دو بخش برنامه وسیعی کرده دو و مربّیان بودند ما، سه و به ما فرمودند اگر بخواهید به والا بار یابید، راه را به نمی هدف را نمی کند. این از بیانات سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب(عَلَیْهِ وَ عَلیrlm; آبَائِهِ وَ أَبْنَائِه أَفْضَلُrlm;َََُُُُُُُِِّّ صَلَوَاتِ الْمُصَلِّین) است که اگر کسی به مقصدی از راه راه او را به نمی رساند. کسی که به هدف از راه از به دام می افتد. هدف را نمی کند. راه بد به نمی رسد. راه ستم، راه تبعیض، راه اجحاف، راه راه بدحجابی و بی حجابی، راه بی عفتی، راه گویی و خوری، راه اختلاس و نجومی و مانند آن، را به نمی رساند. با عملِ طالح به مقصدِ هیچ نیست. سید الشهدا این است که کَانَ أَفْوَتَ لِمَا یَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِیrlm;ءِ مَا یَحْذَرُ ،[11] اگر کسی خواست از راه به از به دام می و از به کام خطر می شود. راه ربا، اختلاس، رشا، ظلم، بدخویی، بداخلاقی، را به نمی او را نمی به سرگرم می کند که بین و فرق های است. این گوشه ای از است که امیدواریم به اصل بار یابیم و به آن عمل و آن را به منتشر کنیم! من مجدداً شما حضار گرانقدر را أرج می نهم، از برگزار کنندگان این و سپاسگزاری می کنم و از همه کسانی که در بزرگداشت این سعی بلیغ داشتند، حق می کنیم! غَفَرَ لَنَا وَ لَکُمْ وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ وَ بَرَکَاتُه [1]. آل عمران, آیه19. [2]. نحل, آیه96. [3]. نور، آیه35. [4]. من لا یحضره الفقیه، ج4، ص334. [5]. آل عمران، آیه185؛ انبیا، آیه35؛ عنکبوت، آیه57. [6]. نهج البلاغه, خطبه1. [7]. فاطر، آیه29. [8]. بقره، آیه16. [9]. تحف العقول، ص15؛ فَقَالَ رَسُولُ ص: إِنَّ الْعَقْلَrlm; عِقَالٌrlm; الْجَهْل . [10]. الکافی(ط ـ الاسلامیه)، ج1، ص11. [11]. الکافی(ط ـ الإسلامیه)، ج2، ص373.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
خلوت مجازی و تهدیداتی که نادیده گرفته می‌شود

خلوت مجازی و تهدیداتی که نادیده گرفته می‌شود


پژوهشگر و گفت: یکی از عفیف فرد است و عدم در و و به و این دو با یکدیگر منجر به نمایش یک کاریکاتور از می‌شود. یعنی همه باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه آن حساسیت وجود داشته باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : سایر موضوعات
​امام جعفر صادق (ع) ستون علمی جهان اسلام/امام صادق شخصیت تاثیرگذار علمی در کل جهان

​امام جعفر صادق (ع) ستون علمی جهان اسلام/امام صادق شخصیت تاثیرگذار علمی در کل جهان


در با در ارومیه اظهار داشت: (ع) با و که از آن بود به شبهات می داد و دین و به از و های (ص) می شود. وی افزود: های و در شد و هر و در است را رقم زدند. کرد: (ع) و بر است که را در و حتی دانست. وی ادامه داد: مکتب از چنان رونقی بود که چهار هزار دانشمند صاحب نام و بلند آوازه را به و در آن زمان معرفی و موجبات رشد و انسانی را فراهم کرد. به گفته عالی های محبوب اهل سنت بـخش زیـادی از عـلوم و دانش خود را از مـکتب امـام باقر(ع) و صادق(ع) فـرا گـرفته اند و افتخار می کردند که شاگرد پیشوایان معصوم(ع) بوده اند. وی متذکر شد: امروزه آماج های شوم استکبار جهانی است و روز به روز فتنه افکنی برضد و مسلمانان بـیشتر مـی شود، یکی از مهم حربه های در این زمینه، ایجاد اختلاف و تفرقه و تنها راه رهایی از این حفظ وحدت و برادری است که صادق(ع) تاکید زیادی به این موضوع داشتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
تفاوت‌های علم حصولی و حضوری

تفاوت‌های علم حصولی و حضوری


چکیده علم و از مهم است. از این رو، بسیاری از بدان اند. یکی از معاصر، طباطبائی(ره) است که علم و و با آن را در ابعاد گوناگون داد. سایر علم را از سنخ می داند. آن را در است. در این مقاله، علم در بُعد وجودشناختی آن و های گوناگونی که بر آن شده است و نیز علم به علم در طباطبائی(ره) شده است. ها طباطبائی(ره)، علم علم علم به علم در این به چند می شود: 1ـ نو صدرایی (فلسفه معرفت) دارای دو است: الف) شناسی. ب) (ر.ک؛ جوادی آملی، 1378: 23 و 24؛ نیز ر.ک؛ 1388: 19 و 1390: 348). بر ای، این ریشه در حیثیّت دوگانه علم دارد: 1ـ و علم. 2ـ وجه گری علم (ر.ک؛ 1379: 33 و 1388: 26). از یا و علم و آن سخن می گری علم را می دهد (ر.ک؛ 1390: 348). با هر دو علم هر یک خاص را می دهند. از این رو، به سبب به می پردازد (ر.ک؛ اکبریان، 1386: 677)، اش متعلّق به در ضمن آن به مسائلی چون نیز (ر.ک؛ 1390: 348). 2ـ با قبل هم در و هم در روش متفاوت است. پیشین علم و را از فعّالیّت نفس می (ر.ک؛ ابراهیمیان، 1372: 31)، علم و را از گری آن از و نحوه این گری مطالعه است. در روش، مشّائین علم را در طبیعیّات می و بر مقدّماتی از علم النّفس مبتنی بود و نظرات صدراییان واجد مقدّمات در بیشتر بر و دو اصل دارد. از این رو، نوآوری اصلی پردازش ای شناسانه است که به تحلیلی & حیثیت حکایی ادراک& را خویش است. البتّه بر دو مبداء تصدیقی که از آن به اصول یاد می بر و مبادی تصوّری خود و به شصت و را و می کند (ر.ک؛ 1379: 75 و 1390: 349). 3ـ در با & معرفت& شده است. گر و است. از این رو، نه علم و با می از است. بر و ولی را در است. او در و بر اصل این را است (ر.ک؛ 1379: 177؛ 1389 و 1390: 350). 4ـ از به و علم و را در & مقولات& اند و در ذهنی. از این رو، حاج در این پنج را است (ر.ک؛ 1413ق.: 487ـ484). الف) پیش از علم را کیف می (ر.ک؛ ابن 1391: 144ـ140). ب) فخر علم را از علم و است نفس و (ر.ک؛ فخر 1410ق.، ج1: 331). ج) نصیر در علم را از انفعال در دیگری آن را از فعل به شمار است (ر.ک؛ طوسی، 1345: 20 و زاهدی، بی تا، ج 2: 216). گفتنی است که اگر علم را در دانستیم، چه آن کیف باشد و چه غیر آن، حقیقی علم امکان اگر علم را از بدانیم، آن به جنس و فصل، ممکن نیست. از این رو، شمردن علم توجیه می شود (ر.ک؛ صدرای شیرازی، 1387: و هشت و و نُه). پیش از علم را در اند، در عین علم را اند (ر.ک؛ همان). د) و متعالیّه، علم را از اند. از این رو، آن را می دانند. و را می ما هم علم را نزد و آشکارا می و هم معنای و ما بداهت دارد. از این رو، علم نزد ما ها است و بی از است. در واقع، & علم از ضروریّات عقلی است و از طریق وجدان، قابل درک است. آن نیز است و آن نیازمند نیست. ما در این فصل بر آنیم که از های بحث و جستجو به عمل آوریم& (طباطبائی، 1432ق.، ج 2: 153). 1ـ و علم با به اینکه به نمی علم ارایه کرد، آن را است: & فالعِلمُ حُصُولُ أَمرٍ مُجَرَّدٍ مِنَ المَادَّه لِأَمرِ مُجَرَّدٍ، وَ إِن شِئتَ قُلتَ: حُضُورُ شَیءٍ لِشَیءٍ: علم عبارت است از حصول از از و نیز می گفت: چیزی& (همان: 158). چگونگی به آمدن و علم می نویسد: & مشاهده و تجربه به ما اند که هنگام به کار بردن حواس، در نتیجه تأثیری که در سلسله اعصاب و مغز ما می عکس العملی در ما می شود که با به کار انداختن شده است و با بازداشتن از کار، از می رود. مقارن این را به نام & ادراک& می (طباطبائی، 1374، ج2: 96ـ95). 2ـ علم علم و آن، از مهم در است و جایگاه ای در و با آن دارد. از این رو، این و خاص گرفت. مکاتب در نیز به علم و آن کامل اند و هر یک به نوبه خود در تبیین، تنظیم و تحکیم آن کوشیده اند. و متعالیّه جدیدی را اند. نیز آن را پذیرفته است و در سیر تکاملی آن، نقش جدّی است. ایشان علم را به و می کند و در و است: & از اینجاست که فلسفه... علم را به دو قسم می نماید: 1ـ علم حصولی. 2ـ علم حضوری. به زبان فلسفه، علم است پیش و علم است پیش عالِم& (همان، ج1: 129). او علم را علم به و علم را علم به هرگاه به علم و باشد، قطعاً نزد خواهد بود. نزد عقلاً از دو حال بیرون نیست: اوّل نزد یابد. این علم است. دوم نزد گردد که این علم است (ر.ک؛ 1432ق.، ج2: 154). وی نیز علم را که با خود نزد است: & علم حضوری... که آن با خود نه به و عکس، پیش با خود را یافته است& (همان، 1374، ج 2: 47). به سخن دیگر، علم است که عین پیش است و کننده خود را می علم نفس به ذات خود و وجدانی و خود. نیز علم را که در آن واقعیّات را در قالب صورهایی می یابیم؛ علم است که نزد نیست، بلکه فقط و تصویری از پیش علم نفس به موجودات خارجی، مثل زمین و آسمان... (ر.ک؛ همان: 44ـ43 و 1390: 90). 3ـ های علم و های علم و در فهم های ضروری است: 1ـ علم بدون ولی علم با و صور است. 2ـ علم علم به علم علم به و در علم شئ و وجودش نزد است و در علم که از و شیء می گردد، نه خود و شیء. این یا است یا ماهیّت؛ یا از سنخ جزئی است یا کلّی. در یا از سنخ ماهوی است یا از سنخ و منطقی. 3ـ علم به ذهن ولی در علم ذهن و صور دخالت دارند. 4ـ در علم علم عین ولی در علم علم غیر از است. 5ـ در علم خطا ولی در علم خطا دارد. 6ـ علم اصل ولی علم فرع؛ اگر علم نبود، علم نیز نخواهد بود، چراکه علم به & من& ، & من& و احساسات & من& مقدّم بر هر هم از نظر سیر پیدایش علوم و هم به و شناختی (ر.ک؛ 1390: 92). 4ـ و مصادیق علم نظر اقسام و علم علم هر جوهر به علم به کارهایی که در دایره وجودیش اتّفاق می افتد، علم نفس به قوا و ابزارهایی که به وسیله کارهای خود را انجام می دهد، علم به آنچه در قوای احساسی ما منطبع می شود، ع
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان