صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب داستان



«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین المللی کودک و نوجوان مونیخ شد

«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین المللی کودک و نوجوان مونیخ شد


به (ایبنا)، بر اساس در های کتابخانه و کرد. در این بخش از های در شکم به شد و در در و های این را با کردند. پس از آن، که طی آن با این به نشست. در این به در چرایی و انگیزه در نوشتن برای نوجوانان، نقش اقلیم و جغرافیا در روایت و همچنین نقش حرمت انسانی در پردازی که خلق است؛پاسخ داد. این آبادانی طی روزهای آتی در مدارس استان باواریا حاضر خواهد شد تا از نزدیک با دانش آموزان دیدار کند و به های آن ها پاسخ دهد. گفتنی است، -خالق های در شکم (1388)- متولد سال 1340 در شهر آبادان است که نویسندگی را در دهه شصت آغاز و پس از خلق آثاری در بزرگسالان، در ادبیات و فعالیت است.داستان ها و نمایش نامه چون: همیشه،همین وقت،همین بازی ، فاصله های غریب ، قلب زیبای بابور ، پرقیچی ، غوص عمیق ، طبقه هفتم غربی ، دهانی پر از و... از جمله آثار اوست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رونمایی از «جرگه و باغ جمعه» در نجف‌آباد

رونمایی از «جرگه و باغ جمعه» در نجف‌آباد


به (ایبنا)، و باغ در نجف می شود. این سه نسل از نون است و در در خواهد شد. علاقه مندان می توانند در روز پنج شنبه 4 مردادماه 1397 به نشانی نجف آباد، خیابان امام غربی جنب پمپ بنزین شماره 28 بن بست غزال، مراجعه کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 13 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
محور اصلی این کتاب جیمز جویس است

محور اصلی این کتاب جیمز جویس است


خبرگزاری (ایبنا) با به خصوص شخصی، های و هایشان با افراد خاص ای و است. در این چون همینگوی، فیتزجرالد، و و شاعرانی که با این غول های هم اند از خاص برخوردارند. که در این شده نیز کم و کم استقبال قرار گرفته است. به تازگی به نام بیچ و نسل با از سوی انتشارات نیلوفر شده و که از نام آن آید به نحوه شکل و و و آن بیچ را با آن شرح می دهد. با این به در و و گفت ایم که در ادامه می خوانید. نام این به نظر نمی رسد. از این کتاب؛ نوئل رایلی فیچ قبلا به فارسی شده این به نویسی شهرت و در شناخته شده چون نوشته که توجه و ایرانیان اند. اما چون درکتاب جشن و و ی که نشر تا حدی به شخصیت بحث در این شده و خوانندگان با نام بیچ این جزو به است که به قلم این در شده است. این که در اش و دهه 20 و 30 در را می دهد و و آن را با این و بیچ می دهد. در این و و های بیچ راه این می زیاد. در یک که به های خود و عشق به و می شود که را در قرا ر بدهد.اینطور که بیچ شدن در سر و در عمر است که به روی می و در حکم یک می شود. از آدم های در این یاد می که در بیچ و های او در و نقش می کردند. در این از او به حد می چون از آدم های مهم بیچ است. در کار در به راه به او کمک می کند و بین آن ها می شود. هم و در شعر و برگزار می شد. مهم ترین شعرا و است. همینجاست که بیچ آن ها را می بیند و شکل می گیرد. از طریق است که بیچ با جهان و هنر می شود و در و انگلیسی زبان می شود. می شود گفت که بیچ از ناشرانی که یا در آن زمان در هم غیرمعمول هم این کار را می است اما که بیچ مهم است این که بیچ را چاپ می کند که درآمریکا ممنوع و در انگلستان نمی شود. او اولیس را در می کند و درواقع بیچ یک را است و انگار که رسالت اش این که در این و به را کماکان به عهده می گیرد. بیچ با و شعرای و او است. های فیتز جرالد، و مرتبا در این رفت وآمد اند. در این بر کدام شده جویس. این است. چون در سکونت و حضور در معمولا موقتی است. خواسته های هم و تقریبا وقت، پول و انرژی بیچ صرف به می شده است. پس برخلاف جشن که بر فیتزجرالد و است در بیچ و نسل است. بله در جشن است چون اثر است. اما دامنه موضوعی این گسترده تر است و حلقه دوستان و اطرافیان بیچ می شود. نظرات بیچ از جشن نقل می شود. در بیچ و نسل از منابع، ها، و که به آن دهه دارد، استفاده شده است. حتا خاطراتی که بیچ بنا به ملاحظاتی آن ها را حذف بود، نیز از چشم این دورنمانده است. این کار تحقیقی مفصلی تا موضوع این که بیچ است هر چه بهتر و تر بررسی شود. حاضر که از حجمش پیداست مفصل تر از است که نشر با و است. وجه تمایز این با آن چیست و به چه چیزهایی در این شده که و فاقد آن و به دیگری از این است. این پس از مرگ بیچ به یک امریکایی فروخته می شود و محلش هم تغییر می کند اما سعی می شود که شبیه آن باشد. ماترک قبلی را نیز حفظ می کند. " و در به ای است که در طبقه بالا می و یکی از آن ها خاطراتش را می نویسد و تبدیل به مذکور می شود. بیچ و نسل را چه کسی به شما کرد و چگونه به دستتان رسید؟ این را گلی کرد. گلی به این داشت و این را ایشان به دادند و در هم این را به دست من رساندند. در حقیقت این به بود و معتقد بود که این کتاب، بالینی اش است. به یک و کسی که سال های سال است با اهل قلم و دارید، به چه شباهت خودتان و بیچ هنگام رسیدید و چه در این زن شما را از چیزهای مجذوب خود کرد؟ ام و با اهل قلم حشرو نشر هم ام و ام. اما مساله من این است که می شود به رغم ها- چون بیچ دوران جنگ های جهانی را از سر گذراند- و در ای که همه مان مایوس و درمانده ایم، این عشق ها می نجات بخش باشد. وقف کردن خود که دوست داریم، فارغ از نیازهای مادی آدم ها می تواند، ارضاکننده باشد. و این های می جریان ساز باشد. الآن متاسفانه های بزرگ و زنجیره ای این های را و به خاک سیاه نشانده است. ولی همیشه واقعی و جدی را می که های اند و آدم های عاشق که مشتری دائم دارند و به آن ها جهت می دهند. را می که مجلات را حتا تا دو و سه شماره درمی آورند. به نظرتان مخاطبان این اهل قلم و به روشنفکران هستند؟ این درحالی که با تاریخ و هنر گره یک قصه است؛ قصه یک زندگی. این کسی که بحث در را می شناسد و آثار آن ها را خوانده، جذابیت اما دیگران هم به مثابه یک می توانند آن را بخوانند و بگیرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
قصه‌هایی به سبک و سیاق مهسا ملک مرزبان

قصه‌هایی به سبک و سیاق مهسا ملک مرزبان


به ایران (ایبنا) ملک سال ها در و داشته و به تازگی به نام های بی زن به قلم ملک شده که اثر وی در نویس است. با ملک های بر و حال گفت ایم که در می خوانید. شما در های مانند اجرا، ترجمه، روزنامه نگاری و می کنید. کدام یک از این ها شما جدی تر من خودم را به می تا تلویزیون. من تر است و و من هم در این بیشتر. سال که به در دارید. چه شد که دست به قلم و به چه در سوق شما به سمت و در شدن قصه های های بی زن و چون این قصه ها سال ها در تا به مرور شکل کامل تری کرد و در قصه های مکتوب شدند. این قصه ها نتیجه تاثیراتی بودند که من از فضای اجتماعم، آدم های اطرافم، ها و زیسته ام ام. اما بگویم که ام بر این کار داشته، خیر اینطور نیست. از مترجمانی که پس از به روی می آورند نویسندگانی را که سال ها از آن ها می در خود نمی کنند. من هم یا و های را نمی کنم. در طول که جهت های ام و به قصه اما قصه های این به طور تحت ام. اما نام این یکی از های است. بله که این اسم یک است و به ندارد. در قصه های های بی زن تان یا که در و های شما از فکر و ذهن آید یا طور که قصه ها تحت همه این ها است به من به شدت آدم هستم. عکس ها و روی من می گذارند. هیچ قصه نمی کند در را می و می که از های است. قصه ها در اند این ها و نوع ها که می و یک قصه را می قتل و و و عشق و تا ابد هم بود. که مدل های قصه های های بی زن را می در و خواند. در قصه تا چه حد به های و آیا تان در با و جنس است یا به های و اگر یا قصه ای نوشتنش را شروع می کنم. از عقیده دارند آنقدر حل نشده در دارد که بهتر است شان از جنس و خاص خودشان تا با از این در بتوانند راه گشا باشند. در مورد من این صدق نمی کند. مگر است با قصه مشکلی حل شود؟ ممکن است با طرح مسئله کرد یا موضوعی را برجسته تر نشان داد و به تلنگری زد که بعد از آن به حساس تر شود و حتی آن را دنبال کند اما حتی اگر بتوان با قصه راه حلی ارائه کرد، آن راه حل در چهارچوب آن قصه و و و موقعیت خاص آن است مگر خط فکری خود را در آثارش بتواند به اش القا آن زمان است که شاید تغییری بیفتد که قابل اعتنا باشد. من از یا ولیکن و دغدغه های زنانه هم جزو هایم هست. پس هدف و انگیزه تان از اگر قصه ای می نویسم این است که آدم ها، ها و اتفاقاتی را که مرتبا توی رفت و آمد می به روی کنم تا کمی سبک شود، آدم ها و قصه هایشان بخش زیادی از را اشغال می کنند، آن ها را روی می نشانم، سبک شده و جا کاراکترها و های باز می شود. نوشتنم این است که دوست دارم با من از ها و اتفاقات و قصه هایی به سبک و سیاق ملک هم آشنا شوند. شما به واسطه بودن تان با روز آَشنا و به کیفیت تولید شده در اشراف نسبی دارید. به نظرتان جایگاه ما به غرب کجاست و ما را با غرب در چه حدی می دانید؟ من اسم روی این نمی گذارم. ما مدل خودمان را در داریم. به شرطی که حجم زیاد که از راه ما می شود روی اصالت ما نگذارد. سال که در نیز مثل از صنایع مان از تولیدکننده باشیم کننده، یا مونتاژ خوبی هستیم. مان اگر بر پایه ساختارهای قدرتمند کهن خود نتواند در مدرن رشد به سادگی تحت کشورهای می که مطلقا چیز بدی اما این به شکل غالب درآید نگران است. درست است که هر ای تحت قلم شخصی می که را از او پذیرفته حالا می بورخس یا همینگوی، اما این تاثیرپذیری نباید انفعالی که در بومی ما را بی مایه و ضعیف جلوه دهد. برخی از مترجمان بر این باورند که باعث نثر شده و به ارتقا ادبی معاصر ما کمک شایانی می کند. نظر شما در این باره به نظر من به نثر کمکی نمی کند آن بر نوع روایت، زاویه دید و حتی سوژه است. یعنی به لحاظ تکنیکال موثرتر بله. چون شما می اگر خیلی وفاداری باشید می توانید در قصه را خوب به خاطر است که می گویم روی نثر اثر نمی گذارد و مثبت آن غالبا در ایجاد های و خلق و جدیدتر نمود می کند. چه کار جدیدی در دست دارید؟ رمانی به نام شیفتگی ها از اسپانیایی ام که است آماده است. تاخیر این رمان این است که مایل بودم حتما با خرید کپی رایت شود و چندین ماه است که با محترم نشر چشمه مشغول مذاکراتی با و در ارتباط با قبول حذفیاتی که صورت است، ایم که امیدوارم به زودی به راه حل ای برسیم و به دست خوانندگان و مندان برسد. گفتنی است های بی زن ملک در 106 صفحه به قیمت 12000 بار در سال 1396 شد و تا به امروز سه بار تجدیدچاپ شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : گوناگون
چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟

چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟


به خبرگزاری (ایبنا) از های نقد و متون به و نقد شهر اثر داشت که سه شنبه 26 تیرماه با سخنرانی و در و شد. در این خود را در سه بخش کرد و گفت: از 17 و گفت جستار است چون به شکل رایج و به شکل مضمونی در سه بخش تفکیک شده است. ویراستار بیانچینی، جامعه فرهنگی و است و هم در همایشی شده است. وی با این اثر است و آن که آن را می کند در به شهر است داد: شهر به است. این ای را به باز و پا را از و با های می کند. این اثر می که به غیر از چیزهایی که می بینیم هایی که حس و درک می شوند و که ما بکنیم این است که این را کنیم. این ها که است و را ما می سازد مهم است بدین معنی که به غیر از ها و ساختمان ها می تصاویری داشته که از ها، آثار نقاشی، روایت های عامیانه مردم، جک ها و ... شده و این می احساس ما را نسبت به شهر بسازد. این بخش در به آن شده است. وی شد: است که ما در است اما های از را ـ که در می ـ در شهر جدی و این های را به و با که و ... را جدی نمی در بگذاریم. به شهر می کند که این را جدی چون است و ما را با در شهر می کند. این ولی از است. وی با به 17 داد: از و به شهر می و با شکل ما در است. ما می سفت و سخت با می اما این با تری به شهر شده چون اگر این ما ها می شد انگ به ما می اما است که از خشک که را در ها می کند از آن و به راه حل می رسد. این در بخش از سخنانش با را در سه بخش کرد داد: بخش روش من انتظار داشتم بخش بگوید کاربرد تحلیل گفتمان در چیست؟ اما کردم که از این منطق پیروی نکرده اما اصطلاح روش را به کار برده چون پروسه روش آن به روش های دارد؛ به طور نویسنده ای افرادی که پرنسس دایانا را کردند و یا کسانی که این را در همان مکان دیدند در این بخش آورده است. وی افزود: بخش دوم به که یکی از ترین بخش های است و از داستان و های با نظری پنهان به معرفی است. به طور زیر آسمان برلین است و شما این را می فکر می کنید که یک نقد می اما دغدغه های در آن می شود. همچنین بازاریابی در آخر سخن می شود و منظور نویسندگان این که جلوی همه های شهر را بپوشانیم و شکل تبلیغاتی به آن بدهیم اما در شهر، به مردم کمک می کند که شهر فکر کنند، چه را دوست و از چه می ترسند؟ اینجا بحث اسطوره هم مطرح می شود. به طور پاریس شهر عشق است! پس با دانستن این ما می کاربست های گذارانه مفیدی را به کار بگیریم. وی شد: با این می بفهمیم که فقط نشان دادن تخت جمشید توریست کافی و در آن اقداماتی انجام شود که را در شکل بدهد و شهر را به آرزو تبدیل و به آن اعتماد کند. در با بر اثری است و با توجه به های ما قبل خودش را تکمیل می کند با است گفت: این اثر شهر را یک کل پیچیده در نظر می که موفقیت در آن لازمه اش کلیات شهر اعم از تاریخ آن و ... است. اجزای شهر را در هم دید و کرد. این اثر مهربانی با شهر و هنر را دستمایه خود است. شهر از دل می شود نیز ذهن شهر توضیحاتی را داد و گفت: این مجموعه است و هر بخش به یک مضمون مشترک به هم متصل می شود. از هانری لوفور در فضا می شود که شهر از گروه های در سطوح و خراب می شود و دائم دارد. وی داد: شهر فضایی است که از دل این می شود؛ نخستین سطح مادی و پیکره فیزیک شهر است که از دیوارها، بناها، اتوبان ها، مجسمه ها و ... می شود، اما سطح دوم آن است که امروز آن سخن می شود و بخش است، شهر است که شهر را می کند. این در شهر مدام در حال شدن است و از فرایند سیاستگذار، و ... می شود. به همین فضای عمومی شهر و ای تجسم یافتن این موضوعات از که چهره شهر کاملاً عوض می شود گذاشتن ایستگاه صلواتی در شهر تا در تاسوعا و عاشورا که می شود. به واقفی، از سوی دیگر هم در شهر که مگامال ها را می سازند تا را و شهر بازار کالاها شود. نیروهایی هم که سعی می دقایقی که در نظم شهر می شود اعتراضاتی که شکل می و است سرکوب شده را منتقل کنند. البته برخی از هم که مقاومتشان در نظم شهر نمی کند اما دست فروش ها و زنان که سعی می با نوع بودنشان به شهر بدهند. وی در گفت: شهر می خواهد به این بپردازد که شهر به درونش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
فیلم کوتاه آذربایجان غربی به 2 جشنواره بین المللی راه یافت

فیلم کوتاه آذربایجان غربی به 2 جشنواره بین المللی راه یافت


ارومیه- ایرنا- گفت: گِلی من #39; به نویسندگی و کارگردانی زانیار محمدی نکو به جشنوارە های بین المللی در کشورهای کره جنوبی و آمریکا راه پیدا کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
داستان نوجوان شجاع در رادیو معارف

داستان نوجوان شجاع در رادیو معارف


کانون نبأ ــ با پخش شهید اسماعیل دقایقی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی را بیان می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
نخستین جشنواره استانی داستان نویسی بومی و محلی ایلام در ایستگاه آخر

نخستین جشنواره استانی داستان نویسی بومی و محلی ایلام در ایستگاه آخر


های با عنوان« رازان»، عصر امروز (27 تیر) ساعت 6 عصر در مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد برگزار می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
میم مثل «محجوب»

میم مثل «محجوب»


خبرگزاری (ایبنا) ـ سمیه حسن از بین قد های سرد و سیمانی جمهوری، در همسایگی های لباس فروشی، همچنان بعد از 87 سال با گچ بری ها، های و نقش های اش می که 85 از پایتخت است. ثبت ملی شده و که 60 سال از عمر خود را با بزرگان دست به قلم این خاک، گذرانده، با مدیریت حسن می شود. کتابگردی سال و پذیرایی نشر از ها در ساختمان سرآغاز سخن نیکنام است. نیز چهل است. حجت و رضا نیز در این پور را می کند. که از پله های تا را از تن به در می سخن را می گیرد: ـ بنا سال 1310 شده است. می دهد به که محله های همراه با تصویری از را دارد. و در صحبت به نشر می رسد: ـ اهل گلایه نیستم اما با این تیراژ ها خوب نیست. و از کم لطفی های تامین اجتماعی تا و می گوید: ـ اگر کار و درآمد دیگری می توانستیم پاسخگوی اما این نشر پاسخگو نیست. اتحادیه زورش که را از کند. بعد از چند سال دوندگی، توانست توافق نامه بین فرهنگ و ارشاد و که جواز به از شود. را بی از و نشر می و می دهد: ـ را در که به از شده اند! این دارد. را می و های می پرسد. اش است و صبر نمی کند تا کسی بیاید. کند از پشت میز می به طرف روی میز راه می افتد. می شود و از زیر که با های و نظر می گردد. می شود: ـ آوردم. را می گیرد. به طرف میز و روی رنگ می نشیند. ـ در این از اول های چاپ شده را می کردیم. های در خط که مشق شب شده: ها در به دو با خطی کشی 14 دو است. خدا و روز است. در قطع و دو ماه سال 1338 کرده. هم به است: ـ 10 ریال. شیخ علی با و ، طه با ابراهیم آیتی در نوبت های نشسته اند. پور در حال تورق است که استقبال از از آیت می گوید: ـ چیز های جالبی دارد. مثلا از با 300 هر جلد شد. جلد این درنیامده بود که فوت کردند. جلد را فقط 220 چاپ کردیم. که درسی را هم 220 چاپ کنند! حرف از 60 سال پیش به می رسد و پور می پرسد. صدای خسته تر می شود: ـ نسل ها که همه فوت کردند. آخری هم بنده خودم هستم. دوباره به عقب گردد؛ شرکت. تکیه کلامش را تکرار می کند و می دهد: ـ بله. سال های اولیه فعالیت شرکت، 50 تومن بود. را با کمک کسبه بازار و محل، دانشجویان و اهالی مسجد هدایت که محل بود افزایش می دادیم. از همان پشت میز که نشسته، به دو قطور و مستطیل شکل اشاره می کند: ـ اینجا، هست. پور را باز می کند نام اول را می خواند. می دهد که یزدی جزو موسسین بود و هم به نام خودش بود: ـ سهم است که به ترتیب آمده. پور حضور های سال در را زنده کرد. روزی که رئیس شورای شهر هم بود و اوراق پدرش را که سال ها پیش به داده دریافت کرد. که دست به دست می چرخد و مشهور می گوید، پور نشر سال 1397 را بررسی می کند: ـ سال 22 چاپ اول و 32 چاپ مجدد اید. در با 43 و 852 است. 32 هم چاپ با 11 و 600 نسخه. پور برگه اطلاعات چاپ سال را که کناری می گذارد می پرسد. تنها بازمانده نسل اول نسل کننده های را با استناد به هفته و را نشان می دهد: ـ به شما عرض نشر به طریق سنتی جوابگو نیست. از اینترنت، فضای مجازی و کافه مرسوم شده و به روز شد. را تبدیل شدن به مدرن و محل برگزاری رونمایی متناسب می و بعد گویی را از عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان شروع می کتابی که سال 1335 در شده بود: ـ بعد از اینکه آزاد شد پی من فرستاد. آشنایی طولانی نداشتند فقط یکبار چاپ هم کلام شده بودند که نتیجه نداشت... ـ دعوتم کرد به دفترش در چهار راه استانبول. خواست را را چاپ کند. ـ آن بیش از کشش آن هم با 50 ریال. اما با 3 کردم؛ به نصف قیمت. بعد از اما که در قطع چاپ شده بود با سه تا 5 تایی در قطع جیبی چاپ شد. و از می و از قرآن: ـ جلد اول از قران را پیش از با شخصی بود. که شد را به سپرد... ـ به من گفت: فلانی، من و ندارم. این دست تو باشد و و را هم خودت نگه دار. سهم را از محل از خریده بود. جلد های این هم در شد.. ـ از به دست ما می و چاپ می کردیم. هر جلد به 300 رسید. هر حداقل 200 بود اما هر جلد از 10 می خورده. کم کتاب، همکاران را به شک انداخته بود که شاید سوبسیدی می گیرند... ـ حق که حسابش را نگه بودم، 600 تومان شده بود. بعد از انقلاب، رفته بود و او را بعد از مدت ها شناخت. ـ وجوهات نمی گرفت. اگر هم می نمی کرد. آرزو بود ای کاش جوری گذاری می شد که حق التایفی به او نگیرد... ـ بعد از گرفتن حق گفت: گواراترین پولی که بخواهم در خرج همین پول است. سرک کشی به های نشر بدون حسن گرفت. یکی از ها، یادگار استراحت چند ساعته مصدق بعد از روی بالکن این که زمانی دفتر حزب میهمن بوده است. میز تحریر و چند این مرد دیده می شود. از راهرو روی که گذشتیم یکی از بزرگترین های شدیم. تصویر بنیان گذاران چند قدم جلوتر از در ورودی کنار نصب شده. از سمت مهدی بازرگان، یدالله سحابی، پایین از سمت آیت طالقانی، آیت و مزینانی. از روی بالکن، در آغوش نمای عمارت، خیایان ملت و ظهیر السلام و های کارت عروسی و رفت و آمد و شور را می تواند دید. پله های و راهروی نیمه تاریک را پشت سر می گذاریم و از کتابفروشی خارج می شویم و هورم گرما، تابستان داغ را یاد آوری می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
«می‌خواهی دوست من باشی؟» اریک باتو منتشر شد

«می‌خواهی دوست من باشی؟» اریک باتو منتشر شد


به (ایبنا) می من به و با ترجمه ویدا رامین از سوی و شد. خبر کل و بین می من موش سبز است که می پیدا کند. او به هر حیوان سبزی که می رسد درخواست دوستی می دهد. موش بالاخره با بچه فیلی می شود و ادامه ماجرا... این که مناسب 3 تا 6 سال است، در های تصویری خلق شده است و با متن های کوتاه و تصاویر ساده روایت خود را خردسالان بازگو است. حق نشر این را و از انتشارات Didier Jeunesse فرانسه خریداری است. می من در 28 صفحه با شمارگان 7000 نسخه و قیمت 3هزار و 100 تومان شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
ضرورت شناخت زبان و رفتارهای کودک در آثار هنری

ضرورت شناخت زبان و رفتارهای کودک در آثار هنری


به (ایبنا) هم با در نیز در شد. در این ضمن تاکید بر ضرورت رعایت و در و گفت: کسی که در و می کند بر این که به تخصصی اش تسلط کافی و تحصیلات آکادمیک را به بهترین نحو گذرانده است شناخت جامعی نیز از و ذهن و و در حال رفت و آمد و باشد. وی افزود: طور که اگر کسی یا شعر به روز و درک از نیز که از نظر و با چه از سرو کار دارد. و با این که که هر را در چه سنی ای تا چه حد باز کند و به آن شد: با و های و با از های با در این است. وی داد: که چرا و با چه کار می دهد و با و ها و را کند که از متن به تا را کند. با به این که در با تا بتواند او را جذب کند خاطرنشان کرد: نگاه نیز به بسیار مهم و حایز است و هنرمند درست ترین وضعیت چیست اوج داستان، افت و خیز و نتیجه کجاست و زوایای دیدش را با به تغییر دهد. وی همچنین اظهار داشت: مقدسی است سادگی های خاص خود را دارد، من علاقه به این دارم و همیشه مجذوب آن بوده و تلاش ام به آن نزدیک تر شوم، همین باعث شد تا به رو آوردم. برنده ایرانی جایزه مسابقه در سال 2005 گفت: برخلاف های سال، مهم تر از نوشتن متن است. چون نمی توانند بخوانند و از طریق با می کنند. وی افزود: یکی از نکته هایی که است با که ما است و با او کنیم. هم چنین با به این که در به محتوای و قصه ویژه ای و هر داستانی از کرد ابراز بر حسب نوع و مخاطب، بصری مناسب را مد نظر قرار داده و خود را خلق می کند. بر اساس خبر اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل کانون، با هدف بالا بردن سطح توانایی هنرمندان در بخش با همکاری و مشارکت کانون پرورش فکری و و سازمان تبلیغات اسلامی و انجمن تصویرگران شد. گلدوزیان، های و سال 1355 در تهران به دنیا آمد. او کارشناس ارشد رشته گرافیک از دانشگاه هنر است و حرفه ای خود را از سال 1374 با پوستر فیلم سینمایی گروگان آغاز است. تا کنون فراوانی در و که از آن جمله می توان به های این همانی ، آغوشت را باز کن ، ها جورواجورند ، باعلی، یاعلی ، خانم معلم آقای نقاش ، زرافه من آبی است ، سنگ قرمز کوچولو ، های پنج انگشت ، قصه دوتالاکپشت و کفش توری گل بلوری کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند

نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند


به ایران(ایبنا) است که گاهی تفسیر آن را ضروری می shy;کند. ما که با دقت به قاب و فرضیهshy; سازی کنیم و معانی ممکن آن حدس بزنیم. در یک بافت و فرهنگیshy; و دیده می که بیش از ها می از است که از می شود که از لذت می shy;رود. به به نوشته را و و آن را است کتابی که به می پردازد، به جهت گفت وگویی با این ایم که در می خوانیم: در به از چه شده این ها در این ها می از طیف ای از ها شده است. اما این به آن که از همه که در است شده به این که و در را است. ما از نام می shy;بریم، مراد ما است نه الزما از در خود فیلم. تردیدی که هم خود و به عبارت اما زمانی که از به یک امر بر نظری، مد نظر است. است بگوییم از شده در این صورت، نظم بخشیدن به شیوه ها، shy;بندی است که به طور طبیعی در قالب فصلshy; های ششshy;گانه نشان شده است. بگویید که هفت فصل چرا ششshy;گانه؟ در جواب بگویم که در فصل را در شاهدیم و از مسیر شش فصل توضیحی خارج و وارد مرحله در دو خاص شده است. تحت کار که است یا مند را بر یا که در آن فصل شده کند. خوب این نوع در فصل در های بوچ و کید و به است. آیا این یا از خاص چیست. اگر از است که از است. به هر حال این است و همه را در خود اما از را که از سوی در و شده در خود دارد. اما در چند از این نوع و در شده است. به نظر شما آیا این که می مناسب می توانند به این از این کنند؟ این همه که به و سینما علاقه است چه فیلمshy;نامه چه کارگردان و حتی صرفا فنی در سوی همچنین منتقدان و تماشاگران در سوی مصرف. نوع و بهرهshy;گیری از در افراد مختلف، متفاوت است. سازندگان یک اثر خوب و تاثیرگذار، نیازمند از مخاطب و شرایط و هر میزان این در رعایت کیفیت فنی، اثری تاثیرگذارتر خلق شد. در به دو واژه و ترکیب واژگانی و که درواقع اتصال و ربط دو بخش را ترسیم کند. از این سوی هم بود. بتوان گفت، تولیدکنندهshy; ای که این را خواند، همواره منتقد را در کنار خود احساس کند که در مراحل اظهار نظر کند. با به این به های می از این های در کل تابع و قواعدی است که در همه جا در نظر شود، هالیوود بالیوود و نالیوود (فیلمshy;هایی که در نیجریه می shy;شوند). هم بدون به این و قواعد سازد. در هم از این و های شده در آن تحلیلshy;گر حرف هshy;ای کاربردی و مند به در تغییر نوع به و دیدن بود. آیا که در این شده های است یا های غیر و فانتزی هم می در این به طیف از فیلمshy;ها شده و بر مبنایی تاریخی به ژانر، و... در در دورهshy; های شده است. نمی shy;توان محدودیتی بحث قائل شد. انتخاب تحلیل، بر بحث متناسب با آن است. علمی-تخیلی که با جلوه رایانه در سینمای معاصر جایگاه یکی از ژانرهای در این است. آیا بر یافته های نویسنده، می یک قانون کلی که به بر این باور که ها به shy;اند و دیگر نه، او را به یک کل، این داند. ها را در دو که یکی انطباق shy;پذیری با عمل اجتماعی، هم از نظر و هم از نظر و دیگری فاقد آن، بحث این نیست. این خود را با همه خصوصیات و کارکردهایش، عمل و روشن ابعاد این مسئله به های متعددی می که الزاما در یک طیف به نام های دارای خصیصه نمی shy;گنجند. به نظر شما آیا در این به و نیز چه مقدار در این به تأکید اگر پرداختن مستقیم به و و بحث این در این چندان جایی این مباحث ندارد. اما اگر داشتن فلسفی و سراسر این است و هم در لابه لای آن موج می shy;زند. مگر شود از کرد اما غایب باشد؟ به نظر من هر جا ازنظریه از قبل در آنجا حضور دارد. نخستین های بلند تاریخ سینما، از رمان و داستانshy; های بودند و همچنان این روند و متوقف نشده است. از که در این shy;اند، برداشتshy; ها و از آثار هستند. با این توصیف، آیا امکان غیبت در این در ژانری به نام شده اما کارشناسان معتقدند این آیا در این از می من درست را فهمم. اگر شما یا است که در حقیقت کشاندن بزرگ به رابطه میان شخصیتshy; هاست، در این هم با این مضمون دارند. و به اثر را با شمارگان1000 نسخه و با قیمت18000تومان در311 صفحه است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
نمونه‌ای موفق از بسط دغدغه‌های تراژیک زندگی امروز

نمونه‌ای موفق از بسط دغدغه‌های تراژیک زندگی امروز


به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عصر و در پیرسوک شیراز نقد و های شد. در این و و به نقد و های پرداختند. در ابتدای روی خط را کرد. بعد از آن های خود را کرد. این و کرد: کوتاه است. این ها سه مشخص دارند: نخست شده است ها متنوع دوم ها بعد از می شوند و سوم و خانوادگی دست مایه اصلی هاست. او در کرد: های های های بی هستند. ها با به و حس را به می کنند. و و در ها که با را می کنند. با تلخ در سه شده را با به های داد و گفت: دو و مرگ در ها دارند. در جای امن به زن و را هستیم. در این از نوع و است. در ورق بزن زن و و به دنبال آن به خوبی می شود. در به نام و ما به می شود. در یک جمع بندی نهایی که ترین و تاثیرگذارترین نوع محسوب می شود در ها بسامد دارند. در به مرگ در کرد: در یک با سه مرگ رو هستیم. در روی خط با مرگی دسته جمعی رو هستیم. در ما خیانت مهین باعث مرگ پدر و مهری می شود. در به نام مینا در غربت و با درد و از می رود. در های دو (زن و الهه) اند. مرگ های یک و روی خط و هشت است. حتی در این کفش ها می بعد از مرگ که در خفه می شود (آقای زرنجانی) می کند. حتی نام نیز از ای که ای می کند شده است. در مرگ در ها می کند. در نقد خود به در ها کرد و گفت: که به شده است را از نظر دور داشت. در ها که به دارند. حتی یک شیء می را کند. زن در گل در که آن را در جا است سر را با باز می کند. این ست گفت دو در داستان. در این کفش ها می برو کفش که می و و حال را به هم گره بزند. در ما با طرح و با رج های از و پنج سال پیش ای است درد و رنج. در هشت نام و به نام و و هستند. ست که زن و در آن و هر دو اند. دوم نقد خود را این طور کرد: از های این می به زیر ، کرد: دید ها و در فرم و و های و تم ها به ما مثل های از ها؛ ؛ و به ها، نه به و ؛ به : در ، ها و روایت. از به که و از ؛ از از در به کالاواره و از مدل هایِ و ؛ در افق جوامعِ پسااستعماری و یا نظرگاه ماتریالیسم فرهنگی. در : عدم عقلایی در و یا عدم و شناخت از پدیده ها، محور می گیرد . و کرد: در اجمالی ها، می به نکاتی کرد ، از جمله در جایِ امن ، در ذهن خود ( به ظاهر روی کاغذ ) ، مدام می نویسد و می گوید ؛ تا این که از طریقِ فزونیِ رخدادها ، همپوشانی های و تکثیرِ (به زعمِ آلن وایس) ؛ به و برسد. از آن جا که از سویی با فازِ پیشازبانی و ها و سرکار داریم و از دیگر سو ما در های لاینحل است ، تنها با اعوجاج و تشویش ایجاد شده تا سرحد جنون ، به رسید. پرسش این که آیا تحت یک شرایطی؛ می به گره گشایی های در یک دیدی ، یا خیر ؟ به نام هم به نوعی؛ از قاعده تبعیت می کند. در ورق بزن، نمونه بسیار موفقی از بسطِ های تراژیکِ امروز ، به شگردها و های ذهنی، ارائه می دهد که از دلایل توفیق آن ، می به از های (که پیش تر به آن شد ) ، نام برد که سبب شده بتوان به یکی از فجایعِ خاموشِ شهری ( قتل های ناموسی ) ، به شکل ریشه ای ، پرداخت. مشابهِ این اتفاق ، در این کفش ها می برو نیز ؛ رخ داده است. های شما مالِ اینطرف ؟ و میدانِ گل ، از دو دیدِ کمتر استفاده شده در سال های اخیر ، بهره می برند. به ترتیب : مونولوگِ نمایشیِ استفهامی ؛ و دیالوگ در دید ظاهری یا بیرون . رویِ خط ، می توانست واجدِ تفکیک دانای کل نامحدود و سوم شخصِ به بیمارگونه زنِ تا شکافِ بیمار و توهمی زن ، با سالم اما همراهِ و فرزندش با های وی و در ایجادِ منطقِ فضای جادویی حاکم بر ، ترگردد. در هیچ وقت حرف نداشتی ، با فریبکاری مواجه که مکانیسمِ کشفِ دروغ های وی، بر پایه استدلال های از تناقضاتِ رفتاری و گفتاری وی و نه اشارات و ارجاعِ مستقیم. می به آن بخش از گفته های وی که به لو دادنِ رفتارِ نابهنجار خویش ( در برخورد با منشیِ دکتر ) ، نقد وارد کرد و نقطه مقابلِ به ارجاعات و های غیرمستقیم وی با همسایه ها، دانست. سوم نقد خود را متمرکز بر و در هم آمیزی سورئالیسم و رئالیسم در ها کرد. این و تک تک ها را مورد نقد و داد و از جریان سیال ذهن در جای امن کرد. کرد: در جای امن اول شخص است و در قالب نامه اطلاعاتی را به می دهد. اینجاست که در این اطلاعات می شود رئالیستی ست و حال را اطلاع می دهد سوررئالیستی است. ها را نشان می دهد و از قدرت می اندازد. در ورق بزن پذیرفتنی است. با زنی رو که است. این که در پایان حالت پریشان به منتقل می شود. در شما مال این طرف یک طرفه با افرادی که در موجودند اما در ناموجودند. در کل از نظر تکنیک، نوعی را به صورت می کند. گل، ها به حال و فلاش بک هایی می شود. زن و آدم های معقولی اما مخاطب، واقعی را از زبان خواهر متوهم زنِ می فهمد. در هشت هفده، با مکالمات و راه و رسیدن زن و رو که مردهاند. در این به کمک خاطرات و معنا می کند. در یک ساده، اتفاقات به زبانی منجر می شود. در به نام که به نظرم ضعیفی است، واقعیات موجود، را شکست می دهند. در هیچ وقت حرف نداشتی، با گلی خشک شده می کند و این گفت با گل بهانه ای است افشای وقایع رئال. این کفش ها می ماجرای تعرض به جوانی است که می خواهد را در ذهنش تغییر و می کند با توهمات سورئالیستی، تجاوز را محو کند. در حاضران سئوالات خود را کردند. در این خانم ها طیبه گوهری، لیلا برزگر، شهربانو بهجت، فرحناز عباسی، پروین پورجوادی، شهین ده بزرگی و آقایان راحمی، رحیمی، اسدی، فیلی و... داشتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
ساده‌زیستی داوطلبانه با روایتی از «خانواده دکتر ماهان»

ساده‌زیستی داوطلبانه با روایتی از «خانواده دکتر ماهان»


به گزارش تقریب(تنا)، ماهان" است و این اثر به علی در بخش از دارد. به علی این در در به اتمام رساندن این هستند. این کاری از نوجوان است و بخش های به این با به بود. خوش شاه به و (بازیگران خردسال) که در رفتند. بر این که از این در امن سفیری، حسین پرستار، مهدیه نساج، اسماعیل موحدی، لبخند بدیعی، سامرند معروفی، ابوالفضل شاه کرم، آوا دارویت، حمیدرضا محمدی، حامد، حدیث نیک رو، فراز تبار، محمدحسن حسینیان، کیوان نژاد، کمیل علیپور ، میلاد عرب عامری و ترکمان دوربین رفته اند. است در ستایش و خوشبختی خانوادگی؛ که مخاطبش را به ساده زیستی داوطلبانه دعوت می کند. این روایتگر نگاهی تازه و الهام بخش در جهت تشویق جسارت تغییر و شکستن عادت است که انسان امروز را تنهاتر از همیشه، خسته و ملول کرده است. از منظر یک راه نرفته و ناشناخته است از همین رو عطش و التهابی تا همسر و فرزندان نوجوانش را با خود در ماجراجویی شنیدن نوای اسرارآمیز طبیعت و پاسداری از زیست بوم کند. بهروز خوش روزم تهیه کننده این نیز ساخت روزی روزگاری را در کارنامه هنری خود داشته است. از با اسکندری زندگانی در نقش از ساخته علی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نقد و بررسی کتاب «فرشته‌ها هم عاشق می‌شوند» در فرهنگسرای تهران

نقد و بررسی کتاب «فرشته‌ها هم عاشق می‌شوند» در فرهنگسرای تهران


به (ایبنا)، به نقل از مدیریت 22 ها می ست که در ماه نقد و می شود . ها می است که به های زن و زن می پردازد. در این ضمن به و بخش از به شده است. این کمک به می کند . نام است که در طول به می شود و و که به خرج می دهد عشق پاک و را به می کشد. در از این می : امیر الیاس بعد از شنیدن حرف های من سکوت کرد شاید حدود 30تا40 ثانیه و بعد در حالیکه احساس کردم دارد گریه می کند گفت: خانم حق جو شما می دونید عشق یعنی چی ؟... در این نعیمه اسلاملو ، سارا عرفانی پنج شنبه فیروزه ای، حمید باباوند و حجت الاسلام و المسلمین دورانی حضور خواهند داشت. علاقه مندان به حوزه و کتابخوانی می توانند به فرهنگسرای تهران به نشانی انتهای بزرگراه حکیم غرب سه راه دهکده المپیک خیابان ساحل، بوستان باغ مراجعه کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
«بر باد رفته» داستان مزخرفی است/به شدت از آثار النا فرانته بدم می‌آید

«بر باد رفته» داستان مزخرفی است/به شدت از آثار النا فرانته بدم می‌آید


به گزارش ایران (ایبنا) به نقل از آن 76 20 رمان است و جوایز معتبری چون پولیتزر و حلقه منتقدین آمریکا شده است. اگر صبح بیاید ، درخت قوطی ، ، مرگ ، شام در ، آبی ، با ، ، و قطب نوح چند اثر از های است که سال 1989 است. به جدید تایلر تحت عنوان رقص ای با خانم داده است که در ذیل می آید: خود را بیگانه نامیده اید. فکر می گنید این ویژگی پیش نیازی شدن نه فکر نمی کنم شدن به چنین صفتی نیاز اما این به من در و شکل خاص کمک کرد. اگر از مریخ هستید جزئیات ریز را به شکلی متفاوت نظاره می کنید. پیش از این به کردن اما است. به این کار اما است. فکر می است که را به مد کند و را کند که اما ها در هستند. همه ما هر می تا را به کنیم. اگر این کار را فرا می رسد که نمی و از راه می رسد. در رقص یکی از های می از بگریزد. خود شما شده اید که زیاد. همه ها به این فکر می کنند. من از شده اند و من می کنم و را در حال می بینم. دو دست لباس و گردش در را دارم. چه هایی بر روی میز تخت شما هیچ به رختخواب می روم را می خوانم. از آنجا که فقط 48 از سال منتشر می شود در طول به دقت می خوانمش. هر شب یک مقاله می و سپس می کنم بخوابم. که خواندید چه بود؟ جواب این سؤال آسان است. اتاق میخی ریچل کوشنر که در زندان است. بسیار و همچنین خواندنش سخت است. چه نویس و غیرداستانی را دارید؟ بسیاری از جوان را می خوانم. نسبت به نسل من در سطح بالاتری حرفه خود را آغاز می کنند. به مهاجر مانند جایی ما فرهین میرزا دارم. دارید یا الکترونیکی؟ بیشتر می خوانم. زود را می خرم، فوری به دستم می رسد، و ارزان تر است. پس از را می و اش را نیز خریداری می کنم. در چگونه می خواندید؟ مطمئنم همه می گویند در می خواندند اما من در فقط کوچک را بیش از 27 بار و فکر می کنم همه را حفظ هستم. آیا کلاسیکی هست که داشتید اما نخواندید؟ چند بار بر باد را اما من فکر می کنم مزخرفی است و می گذارمش. به هیچ کدام از دوستانم این را نگفته ام خاطره از این در دوره جوانی و دلم نمی خواهد احساساتشان را جریحه دار کنم. آیا وجود دارد که فکر می کردید پس از داشته اما نداشتید؟ های زیادی هستند. مثلا به شدت از النا فرانته بدم می آید. ها به من را پیشنهاد کردند و معتقد بودند از خواندنشان لذت می برم اما حتی یک از او را نتوانستم بخوانم. شدیدی به اما می هر چه می مصنوعی است! ها در مرکز توجه شما قرار دارند. هیچ وقت برنامه ای ها اما شروع به می کنم و کمی بعد می باز داستانی ها ام. آیا یا ای هست که هر از چند به او یا اثرش رجوع بله. جین آستن. دیر او را کشف کردم. مادرم از من می خواست را اما فکر می از مد است. در اواسط دهه سوم از ام غرور و را و فکر می کنم او بی نظیر است. باری که از او 5 سال پیش بود و فکر می کنم به سراغ او بروم اما اثری از او و در این سن نداشته باشم برایم قابل نیست. در حال حاضر روی اثر کار می بله. روی جدیدی کار می کنم و پیش از دیگری به ذهنم برسد به برسانمش.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
ورود «خواب‌هایم» به بازار کتاب

ورود «خواب‌هایم» به بازار کتاب


به گزارش خبرگزاری (ایبنا)، بر شد. و در و های و به طبع آن رنگ و از های غیر بومی و در کنار آن در غبار و حاشیه ماندن از اصول و سنتی و اصیل و یکی از مهم های در سال های که به شکل های در آن ها و از های این تا با و به از دست رفته. در این سعی اند با و خلق و به این و را از شده در خود در کنند. نیز با اثر خود را در با در است. که میتوان از آن به در اعتقادی با معناگرا یاد کرد، ای که نه الزاماً و که نشأت گرفته از باور عمیق به نیروها و اراده های ماورا طبیعی و ازلی و صدالبته آورده شده در متون مذهبی است. که در دو اثر قبلی خود با یوما و فردا مسافرم نشان بود که توانایی بالایی در پرداخت سوژه دارد که اطلاعات چندانی پیرامون نیست؛ در این مجموعه نیز بر رویکردی، به خلق موقعیت بر در دست زده است. این آغاز می شود: ترمه، زن قالیباف یزدی که همسرش قمارباز است و پسری نوجوان دارد، برای حفظ خانه اش از خراب شدن توسط خیری به نام حاج الیاس که می خواسته در یزد هم تکیه عزاداری حسین بسازد، نذر می کند یک قالی زرع نیم ببافد و تقدیم حرم رضا کندhellip; و ادامه می یابد: هانی، پسر آقاسید هاشم معبر عاشق نبات، نوۀ می شود. یک داشته که دو سال است دنبال جفتش می گردد. شرط می کند اگر جفت این شود با ازدواج نبات و هانی موافقت می کند. در سال 1397 در 236 صفحه به قیمت 22000 تومان از سوی شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
اقبال‌زاده: ادبیات خلاقه ذهن کودک را انتقادی تربیت می‌کند

اقبال‌زاده: ادبیات خلاقه ذهن کودک را انتقادی تربیت می‌کند


به (ایبنا) نقد های بین نشر با و و نوجوان، و نشر و و ارض عصر یکشنبه(24 تیرماه 1397) در کافه کتابفروشی نشر ثالث برگزار شد. و نشر در این راه نشر گفت: اسم من را در اما به و دارم. من از 20 سال پیش با کار نشر و را در و کردیم. اما از سال 1388 به بعد نشد ایده که در و بازی و دهم و فقط تعدادی مجله در که آخرین آن نیمکت بود که حدود سال پیش به دلایل سختگیری که شد، نتوانستیم به انتشارش دهیم. این افزود: همیشه دغدغه ای در چون به شدت و آن و هم در این ام که ام. به به یک در در و که راه نشر این گپ ها و هاست. به و نیم از عمر این نشر می گذرد. و تا به حال ایم که 6 از آن به است و هم در است. وی در به ها کرد و گفت: ها نمی شود این است که پخش ها از های ای می تا تک جلدی. هم پخش که با ما می لطف است. هدف این که نشر را در دست گیرد. تغییری در زبان شود. چون همه کارهای ما شده است. اگر در و نویسی و و حتی شعر نگاه کنید می بینید همه در قالب یک کار می کنیم و منتظریم ببینیم که چه را می پسندد. وی با مهم است و در نشرهای بزرگ چرخ تولید را می چرخاند، گفت: اما ما می خواهیم با انگیز ه های فرهنگی که جریان کوچک قابل اتکایی در درست کنیم، به نظر می رسد جایی که مولف محور و به بها دهد جایش خالی است. بین نیز در این با به در نشر آثار به گفت: این که نشر و (مدیر نشر) خود را مسئول می دانند و به می پردازند ارزشمند است. این و در کرد: و در سه سطح شکل می گیرد: نهاد، نظریه و خلق. نهاد چیست و کی شکل می گیرد؟ موقعی که از خانواده جدا می شود و به یک قشر وارد مدرسه می شود. درواقع جامعه جدید به قول رولان بارت می کارافزارهای خودش را کند. می پزشک، صنعتگر، کارگر و... کند. در چنین شرایطی آنچه به نیاز انسانی و پاسخ می گوید است که عاطفه را می دهد، و تفکر را گسترش می دهد. در مقابل نظام آموزش پادگانی بچه را بیچاره می کند چون مدام شاگرد اول می به هر قیمتی. اما ذهن را انتقادی می کند. چایلد، بین باشد. در با به زندگی انیشتین گفت: علم حتی لازم است؛ باعث فرضیه سازی می شود. هنر هم که پیش است. به و بالندگی می دهد. رمان، خود را برجسته می کند. به او می دهد. در ارض این اثر گفت: جسارت این دختربچه را به خاطر این اثر را انتخاب کردم. نثر زیبا و جملات کوتاه و رک و سرراست مرا جذب کرد. بین حرف می زند سوال می کند، که بچه های ما در مدارس اجازه ندارند. رضازاده، نیز در این در به گفت وگو پرداخت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
«بر باد رفته» داستان مزخرفی است/به شدت از آثار النا فرانته بدم می‌آید

«بر باد رفته» داستان مزخرفی است/به شدت از آثار النا فرانته بدم می‌آید


به گزارش ایران (ایبنا) به نقل از آن 76 20 رمان است و جوایز معتبری چون پولیتزر و حلقه منتقدین آمریکا شده است. اگر صبح بیاید ، درخت قوطی ، ، مرگ ، شام در ، آبی ، با ، ، و قطب نوح چند اثر از های است که سال 1989 است. به جدید تایلر تحت عنوان رقص ای با خانم داده است که در ذیل می آید: خود را بیگانه نامیده اید. فکر می گنید این ویژگی پیش نیازی شدن نه فکر نمی کنم شدن به چنین صفتی نیاز اما این به من در و شکل خاص کمک کرد. اگر از مریخ هستید جزئیات ریز را به شکلی متفاوت نظاره می کنید. پیش از این به کردن اما است. به این کار اما است. فکر می است که را به مد کند و را کند که اما ها در هستند. همه ما هر می تا را به کنیم. اگر این کار را فرا می رسد که نمی و از راه می رسد. در رقص یکی از های می از بگریزد. خود شما شده اید که زیاد. همه ها به این فکر می کنند. من از شده اند و من می کنم و را در حال می بینم. دو دست لباس و گردش در را دارم. چه هایی بر روی میز تخت شما هیچ به رختخواب می روم را می خوانم. از آنجا که فقط 48 از سال منتشر می شود در طول به دقت می خوانمش. هر شب یک مقاله می و سپس می کنم بخوابم. که خواندید چه بود؟ جواب این سؤال آسان است. اتاق میخی ریچل کوشنر که در زندان است. بسیار و همچنین خواندنش سخت است. چه نویس و غیرداستانی را دارید؟ بسیاری از جوان را می خوانم. نسبت به نسل من در سطح بالاتری حرفه خود را آغاز می کنند. به مهاجر مانند جایی ما فرهین میرزا دارم. دارید یا الکترونیکی؟ بیشتر می خوانم. زود را می خرم، فوری به دستم می رسد، و ارزان تر است. پس از را می و اش را نیز خریداری می کنم. در چگونه می خواندید؟ مطمئنم همه می گویند در می خواندند اما من در فقط کوچک را بیش از 27 بار و فکر می کنم همه را حفظ هستم. آیا کلاسیکی هست که داشتید اما نخواندید؟ چند بار بر باد را اما من فکر می کنم مزخرفی است و می گذارمش. به هیچ کدام از دوستانم این را نگفته ام خاطره از این در دوره جوانی و دلم نمی خواهد احساساتشان را جریحه دار کنم. آیا وجود دارد که فکر می کردید پس از داشته اما نداشتید؟ های زیادی هستند. مثلا به شدت از النا فرانته بدم می آید. ها به من را پیشنهاد کردند و معتقد بودند از خواندنشان لذت می برم اما حتی یک از او را نتوانستم بخوانم. شدیدی به اما می هر چه می مصنوعی است! ها در مرکز توجه شما قرار دارند. هیچ وقت برنامه ای ها اما شروع به می کنم و کمی بعد می باز داستانی ها ام. آیا یا ای هست که هر از چند به او یا اثرش رجوع بله. جین آستن. دیر او را کشف کردم. مادرم از من می خواست را اما فکر می از مد است. در اواسط دهه سوم از ام غرور و را و فکر می کنم او بی نظیر است. باری که از او 5 سال پیش بود و فکر می کنم به سراغ او بروم اما اثری از او و در این سن نداشته باشم برایم قابل نیست. در حال حاضر روی اثر کار می بله. روی جدیدی کار می کنم و پیش از دیگری به ذهنم برسد به برسانمش.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
هفت سال دفاع مقدس فرهنگی

هفت سال دفاع مقدس فرهنگی


داستان که به در شد، در اصل زن روستایی مؤمنی بود که حفظ در شده بود و به دست زنده شد. که از جنوب به شمال کشید، رفت و آمد راحت اجنبی‌ها در کشور بود، نه رفاه مردم. لباس سنتی که به زور جهل از تن درآمد، آخرین حلقه تمدن کهن بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
داستان در کما

داستان در کما


ایران(ایبنا)_سید محمد هادی موسوی: "سورمه سرا" جدیدترین اثر رامبد خانلری است که توسط نشر آگه به چاپ است. در این قصد این اثر را از و نقد قراردهیم. جهت نقد و که می بایست پاسخ شود این است که است یا رمان؟ اگر نظریات "باختین" را به مهم نطریه در باب مبنا قرار دهیم این کتاب، محسوب نمی شود. روای و یک ای که پیش گفت را گذارد. همه چیز با به فرد می شود حتی ها نیز از او و می شوند. چند نیز با تک رنگ می بازد. هیچ ابزاری جز صحت ادعاها و ارزیابی ها ندارد. اجازه هیچ به هم ریختگی قراردادهای اجتماعی را و ظهور مفهوم کارناوالیسم را نیز نمی دهد. از این رو این اثر براساس باختین، نیست. لذا به محتوا، حجم و عمق های شده می بایست، اثر را در نظر گرفت. اول شخص کنشگر با دید است لذا کانونی آن مساوی با است که به تغییرات کانونی، تاحد زیادی غیر می شود. و پاردایم است. در تمام نیز به (راوی مرده) می کند اما در فصل 10، از حالت می شود. سبک در است. از این رو بر و سبک به نقد آن می پردازیم. با و سبک است. اول شخص به کمک می کند. در های به دلایلی(بیماری و یا روحی) لکن در ندارد. مرگ زن و او نیز که او را کند یا و به زن و و نیست. تک از است که از در سرا با آن ها می شود. با و سبک پیش می رود. گر، در یک و به و می و هیچ در به نمی آید و ها، و است. با های یا گر ای و از ها، نقش در می نمایند. های پیر-جوان، زن-مرد، خیر-شر، شب-روز، عاقل، دیوانه و... در کمک به شده اند. در این میان، های فرد با خودش که یکی از شاخص های های است، درصد اندکی را به خود اختصاص می دهد. بود های که در فصل های آخر می در فصل های ابتدایی نیز به کار می شدند. در فصل پایانی و جایی است که بعد از خود از کما می شود. درحقیقت با این کار، به بدترین ممکن، و خود را تبدیل به یک رئالیستی می کند! آسیب این مجموعه در خروج از نهفته است. به ذکاوت و فراست اعتمادی که تشخیص دهد در بین مرگ و زندگی در رفت و آمد است. از بندی،