صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب دوم،



رمانی تاریخی و پر رمز و راز از لسلی پی یرس

رمانی تاریخی و پر رمز و راز از لسلی پی یرس


تهران-ایرنا- بر جنگ زنی و به اساس رمان «زن جنگلی» نوشته لسلی پی یرس (داستان نویس انگلیسی) است که تاکنون بیش از 10 میلیون نسخه از آن در جهان به فروش رسیده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
پیام مهدی قزلی به انجمن‌های ادبی

پیام مهدی قزلی به انجمن‌های ادبی


به ایران(ایبنا) در به های با تشریح وضعیت از ها، خوب و از رو داد. متن شرح است: همه در های کشور. به های عرض چند نکته: از که را در ملک و های گرفتید. این است که این های و به تبع آن، های بودجه. که شما می را ایم مثل آب و برق و ... فرمود: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ از همه کسانی که صبر اند و رفقایشان را به صبر دعوت اند و ارتباطشان را مستمر و حسنه نگه داشته اند، تشکر می کنم. سوم، قول می دهم به زودی این را پشت سر بگذاریم. اگر روزی بدانم که اراده بزرگتری نمی خواهد مسیر رشد های هموار شود یا من توان انجام را ندارم، موضوع را صادقانه با شما در گذاشت و خودم هم از برخواهم خاست. چهارم، برخی هم کم حوصله و ناامید و بی اطمینان هستند. از ایشان هم می اگر تلاش ما نتیجه داد و توانستیم عهدمان را وفا کنیم، به ادامه فعالیت های خود برگردند. و آخر، لطفا که دریافت شناسه کسری در مدارک دارند، آنها را برطرف کنند تا هویت جمعی ها، پویاتر و قدرتمندتر شکل گیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دهقان: ظهور هر نویسنده یک هدیه برای جامعه ادبی کشور است

دهقان: ظهور هر نویسنده یک هدیه برای جامعه ادبی کشور است


به گزارش ایران (ایبنا)، نقد و من یک لاک با حضور علی علی و و در شد. در این علی علی کرد و در سخنانی کوتاه گفت: این از جایی کلید خورد که یک چند دقیقه ای به یکی از مدافعین حرم دیدم که بر من گذاشت. با خود می که این می یک یا یک باشد. که با و های شد، من یک لاک را براساس نوشتم. فضای این فضایی است که در بچگی خود داشتم و از که در آن می از شهر و روستای محل زادگاه من در است. در کرد و ضمن به این که از خود نیز گفت: هر یک که در جدی و آن را می کنند. دقت که ما هم جدی و هم داریم. که فقط از روی می اما در را که درد و بنویسند. به آن که در خود جدی هستند، محترمند و امروز ما نیاز هستند. که حرف و آن را نویسند. وی داد: من یک لاک از جمله های جدی است که حرف و حرفش را بزند. این جوان، در اول راه است و کار سختی اما زود راهش را خواهد کرد. به این پتانسیل را که آثارش را می خوانیم، می شویم که واقعا حرفی دارد. این از این نظر من جذاب است که متعلق به جوانی است که دوست در این عرصه شود و پیشرفت کند. سخنران این جلسه نقد و بررسی، بود. او ضمن نقد این گفت: به این چاپ می شد و آن کمی صبر می کرد تا ورزیده تر شود و اثر را بنویسد. در این معتقدم که و شاید یک باشد. واژه ای که من برایش می کنم، پیش است که می به یک بشود. در یک اثر دقت که این اثر همانند یک کالا است که می توان آن را از نظر کمی و داد. در این به 3 مهم و است. است. شکل و است و و نثر آن است که لحن نیز در زیر آن می گیرد. یکی از های این این است که یک کار و است. که آن است. من با که آن و که از کجا دارم. در ما، از که در کجا می در که در به را می کنند. در همه می تا خود را در که ما به این ندارند. وی داد: در این که به خوب است و شده است اما خوب آن را است و از این جهت می عمل کند. او است و یک نویس نیست. دقت که من با هنر و به شدت و به ارزش ندارد. هر چه قدر هم که غریزه خوب و قوی باشد، آموزش ببیند، زحمت بکشد و کند تا خوب بنویسد. این روزمره نمی گویم که این پیرنگ اما مسائل آن در حدی است که برجسته باشد. خوب است اما این خوب به یک ماجرای معمولی شده است و به نوعی هدر رفته است. هم فرم و ابتدایی است و داستانی کمی در آن می شود. علاوه بر این، از نظر و نثر نیز گفت که است که می و غنی تر نیز باشد. واقعیت این است که ای کاش یک مدتی صبر می با خود کار می آن را می داد و با استفاده از فرم بدیع و درخور، بعدا را می نوشت. این و منتقد در بخش دیگری از های خود گفت: اکثر کارهای ایرانی که در کدام جغرافیا رخ داده است در که این مشخصی که از این نظر است. هم در خلال خود به آداب و رسوم سنتی مردم منطقه می پردازد که خوب و است. به ما نسبت به محیطی که در آن یافتیم و شدیم، حساس باشیم. چرا یک آذربایجانی از و بیاید به تهران بنویسد؟ من حتی از ترک را تشویق می کنم که به خودشان چه خوب است که ما از این نظر هم گسترش یابد و به روز شود. دقت که در شهرستان های کشور، ها و متنوعی که همگی می یک باشد. در بخش این جلسه، کرد. او ضمن به نکات این گفت: این یک در حوزه است که تحولات او را با گذر می کند. این سیر یک را می دهد و از این نظر است. از یک که مربوط به نمره گرفتن او در است آغاز می شود اما با او، دریچه های جدیدی به رویش باز می شود که موجی شدن او، پذیرفتن بار مسئولیت از کارها و روشدن با بخشی از آن است. در این سیر زندگی یک را می بینیم. فکر می کنم که اگر به پیش آن می شد، بود و کار قوام می کرد. وی داد: در بخش اول این با معلمی به اسم واشنگتن رو هستیم. او سخت گیر است و بچه ها را کتک می زند. مهمی که این است که من می کنم که در افتتاحیه هر سعی کنیم که بار را به ندهیم. که فقط به های و سپس در فصل های به باقی های کم اهمیت تر بپردازیم. دادن بار ها بر دوش از می شود که گیج شود و که چه اتفاقی رخ می دهد. در فصل اول این اسم های زیادی را می که کاربرد و می کنم که این بار از فصل اول به منتقل نشود. جسارت و شهامت کار است. که در پس این کار ایدئولوژی دارد. در است که از یک نوشته شده و می شود اما آن در حد بزرگسالان است و متناسب با فکر و روح آنان می باشد. این پرداختن به جنگ است و در این های را در می که ای کاش به این دست ها بیش تر می کرد. این و کارشناس داشت: دقت که از فصل 1 تا انتهای فصل 5، پسر نوجوانی را در می که درسش ضعیف است و معلمش او را کتک می زند. تازه که پدرش به می رود، و که مهم ترین گره نیز هست، می شود. در اگر کمی زودتر می بود، این بیش تر خود را می داد و بین دو نیز تناسب بیش تری به می آمد. به به این می شد که هدف که نمایش جنگ رخ بدهد. در این جا به چند تکنیک روایی در نیز کنم و آن هم این است که یک را فصل های مختلف می کنیم، است که تا انتها سبک و را بدهیم و آن را رها نکنیم. دقت که در این و در فصل اول یک ادغام یا در داریم. این در فصل 5 و 6 هم تکرار می شود اما در فصل های نداریم که به هم ندارد. با این حال، سوالی این است که چه می فلش بک بزنیم؟ جواب آن این است که در ذهن انسان، مرور می شود که شما در آرامش و در حال استراحت هستید. ها بر خود فکر می که در حال خواب شب و هیچ گاه ذهن درحالی که درگیر ترس، استرس و ... است کاری را انجام نمی دهند. اما این در علی رعایت است. سوال من این است که آیا که ترس و دلهره داریم، می برگشت به باشیم؟ این و با حال و هوای هم ندارد. به صورت کلی گفته می شود که که و عوض می فصل را نیز عوض کنید. در این مواردی می شود که و عوض است اما فصل عوض شده است. این گیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه

شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه


آراء شیخ با الف. و شیخ و هر دو خود را از و به انقلاب و اند. شیخ این امر را در که در و بیدار یکی از ـ که بنابر قراین شیخ فضل ـ به است. خود شیخ در این می نویسد: کلماتی از غافلی دیده شد که اجله علما را در باب و و آن شخص گردید. (بهاری، بی تا ، ص 1) آیت را با می کند که دین را از و داده اند. وی را این نگاشت که از و دین سوء استفاده نشود و و ضلالت را سازد. وی در این می گوید: سکوت از و و لعب به دین و عدم در دفع این ضیم و ظلم و در این ظلم این اقل شرع در و به این این و را با دین سازد. (نایینی، 1361 ، ص 4-5) ب. جور و عدل و پس از ذکر و علت به و آن در و را به جور و عدل اند. از قرن ها پیش علمای هم چون: ماوردی، غزالی و خواجه نصیر، این امر را مطرح بودند. شیخ و علامه، حفظ و آرامش در آن و محافظت از مردم، به مثابه یک رئیس و نگهبان را از ضروریات ذکر اند. با این هر و خاصی را این امر شده اند که می شود. شیخ وظیفه را رفع و دفع صدمات می و را می نماید. که گله خود را از گرگ ها می دارد. از نظر وی، جز نظم نیست. وی در به های دو نوع و می پردازد. در و در و می کند و را به می دارد. در این به هم ظلم می این به به ملت می اما در هم که به عدل می شود. این به و اهل است و و و به مقصد می شود. (بهاری، بی تا ، ص 3-4) نیز و معیشت نوع بشر را به استقرار می حال این فردی یا جمعی؛ به حق یا به غصب؛ به قهر یا به وراثت و انتخاب. حفظ و و دین و قومیت هر مردمی، به از امتیازات، مذهب، شرف و شان، محکوم به نابودی است. وظایف و را دو چیز می داند: حفظ داخلی و بین و از مداخله اجانب که متشرعان از آن به حفظ & بیضه اسلام& می کنند. اما با توجه به کیفیت استیلا و تصرف در دو نوع دارد: & تملیکیه& و & ولایتیه& و شق بر آن نیست. در نوع با و اهلش اموال شخصی خود می و را با هر آن چه در آن مال خود می و را برده اغنام و احشام، به و خود می پندارد. این قسم از را تملیکیه، استبدادیه، استعبادیه، اعتسافیه، تسلطیه و تحکمیه نیز می نامند. نوع دوم این است که در آن مالکیت، قاهریت، فاعلیت مایشاء و حاکمیت مایرید در بین نباشد و و وظایفش، و معین و به عدم تجاوز باشد. این قسم از را و نیز می نامند. (نایینی، 1361 ، ص 6-12). ج. شیخ و پس از و و آن، به از آن را و با و می نمایند. را و با و نمی بی نقص و عیب فقط از آن با این در به تر است که از در به می آید. و آن، به سبب جلو ظلم و بی را می و یا از آن می در جهت ها و دارد. در به می گام به سوی در به با های و است. از سوی چون جور با از ستم گر می شود. با نیز در این دو و آن با که می شود. به شیخ در به از آن و سپس از آن است. که از دست اهل آن شد و به که عمل از سوء آن ها کار به (عج) انجامید. در که در در از از روی این به و آن اگر از آن می شد، در این قبل از نیز در که نیست. حال که پس امر به و نهی از بر آن جور شود تا از ظلم و به عمل آید و این امر را ملت (بهاری، بی تا ، ص 7-13) شیخ با این را در و را و ظلم می داند. می کند که اگر وصف جمع است و و مثل آن است که بگویی: نجس و اگر وصف است که به غیر ظلم ای و که ظلم در آن نمی آن را غیر دانست. (بهاری، بی تا ، ص 14) از این رو، از نظر وی، به در و کم خود به در جهت شرع می و نیازی به پسوند نیست. ای که از سخنان شیخ می برداشت نمود، این است که اگر با مشروعیت، با کنیم، آن گاه می به بدیل آن، تن در دهیم که هیچ سنخیتی با شرع ندارد. آیت در فصل پنجم عادل را منحصراً در می بیند؛ جائری است که تجاوزات و حد و ندارد. غیرمعصوم چون در خلق و خوی با شریک، او بیش تر در ظلم و ارتکاب معاصی حریص است. پس & استدعای آن به اتفاق و بر که در اول مرحله در واقع شد، حکمش در جواز است [...] و تصرفات به رضا و امنا و خیر ملت یقیناً گشته، ملت ارفه از بود& . (بهاری، بی تا ، ص 15 - 17) به این ترتیب، از سویی در جهت و با شرع است و از سوی به ظلم و تجاوز، به سود بود. وی در فصل ششم به و و بین حرکات و اوصاف شخص افراد و خود و تمایز قائل شده است. به این نحو که یا از طرف مذمت و یا آن نمی گردد. طور اگر شخص صالحی از نمی از و مفاسد چشم پوشی نمود. شیخ را که در کنار محمدعلی شاه گرفتند و به کشتار کمک مبغوض خدا و رسول می نماید. وی در طعنه ها و اتهاماتی که به از طرف منتسب می شد و ای فراهم می نویسد: یا بعض آن ها، سبب در نمی گردد. کن پیغمبر9 و وقعات امیرالمومنین7! آیا همه حاضران آن وقعات، اهل ملکه یا همه قسم آدم آن ها است. (بهاری، بی تا ، ص 20-21) خرابی بعضی از هیچ لطمه ای به ارزش این وارد نمی کرد و آن را زایل نمی ساخت. با این جمع حق و ممکن و قسم ندارد. هر یک از فقره و که حق شد، لابد است و چون حق پس آن بود. و در فصل هفتم، و و نتایج بد بحث می کند و خوب یا بد هر یک را در هر از آن ها ارزیابی نماید. می کند که به از ضرر حسن علی حده ای بر آن نیست. از در حسن بس است. از را اتحاد و موافقت و امنیت و مصونیت از آبادانی و فوایدی می کند که دارای به آن دست یافته اند. ضررهای هم و شهوت رانی طرف ظلم و به از دست رفتن کشور و سلطه کفار بر شده است. (بهاری، بی تا ، ص 22-26) شیخ از این که با همه این اوصاف، ملا منش ها به اسم دین از می کنند، تعجب می کند. که گذشت، را به و نمود. های این است که به حفظ و نظم در دارد، نه مالکیت بر آن. قوای مملکتی، امانتی است در دست او و نباید به مصارف برسد. در اندازه است و فرقی نمی کند که این به حق یا به اغتصاب. ملت با شخص در مالی و غیره متساوی و یکسانند و امور، امین اند نه مالک و مخدوم آن ها؛ در خود مسئول و به تجاوزی می شوند. عموم قادر به و و هستند و در از قهر و ایمن. چون این قسم از از باب و امانت، و متقوم و به و افراط پس & بالاترین وسیله ای که از حفظ این و منع از تبدل و این امانت و از ارتکابات شهوانی و شائبه و استیثار تواند همان عصمتی است که ما طایفه بر اعتبارش در ولی نوعی مبتنی است& . (نایینی، 1361 ، ص 11-12) نائینی با این می کند که با های مزبور، فقط از آن است. اما در و عدم دست رسی به به ندرت سلاطینی پیدا می که بر و نفسانی خود و به و نیکی کنند. از این رو برپا سایه و از موقوف بر دو امر است: تنظیم و تدوین و دستورهایی که و و حق و اهالی را مشخص که نامه و گویند. استوار داشتن و محاسبه که با گماشتن از عقلا و دانایان و ملت می شود که به بین الملل و مقتضیات آگاه باشند. شورای ملی، مجمع رسمی است. در که که قوه اجراییه اند، تحت مبعوثان ملت باشند، از تبدیل به می شود. نیز با از مجتهدان بر آرا و صادره به دست می آید. (نایینی، 1361 ، ص 13-15) بدبختی های و ها و تباهی دین و و ملت را ناشی از می داند. او می شود که در صدر تا بنی امیه، و بود که و آن حد و داشت و بر آن و می شد. علت پیشرفت و ترقی سریع و سرعت نفوذ به ولی با معاویه بر اسلامی، وضع دگرگون گردید، (نایینی، 1361 ، ص 16-17) به نوعی، را با در صدر پیوند می دهد و در پی آن است که را در جهان نماید. موضوع مزبور را می عمده افتراق نظر با شیخ دانست. شیخ هر چند را با شرع می کند، آن را بدیع، نه به در و تا زیادی، وارداتی و تقلیدی می و دنبال ایجاد ای در تاریخ نیست. اما بقیه دیدگاه های و به زیادی و شبیه است. هر دو، را نه به آرمانی، به می پذیرند که زیان ها و بدی های آن به کم تر است و و نظامات آن در زمینه گسترش را در جهت دین و می ستایند؛ ولی هر دو بر این باورند که ایده آل و بی نقص، به معصومان منحصر است و در عصر و در که دست نواب عام حضرت ولی عصر(عج) از کوتاه به ارجحیت دارد. د. و و از مباحثی بود که آن را بدعتی در و می دانستند و طرف را به سرپیچی از متهم می نمودند. در چون و شیخ با نوشتن و رساله، به و دادند. این دو عالم، و را در بندگی غیرخدا و در و به از آن پرداختند. شیخ در خطاب به و می نویسد: لفظ و را شنیده، ندانسته که این و رقیت و تفاوتی است که در بود. عبد مملوک لا یقدر علی شی بود و شکایات خود هم نمی توانست نماید. تا متظلم می شد، می گفتند را با این حرف ها چه! چرا نفس بکشد؟ همه اختیارش با و است. بود حکم و مرگ مفاجات. (بهاری، بی تا ، ص 28) که شد، از نظر شیخ، به و مفهوم مطلق و از هر نیست، از بردگی ظالم واژه حر، در عبد می گیرد. نظر هیچ مناسبتی با بی بندو باری و از و دینی، آن که می نداشت. نظر را هم گام و هم سو با های خواهانه و آزادگی مصرح در می کرد. در به که را مرادف با بی و کفر می دانستند، می نویسد: اگر دین و به واسطه حال از حریت، از قید دین می آید و حال آن که مطلب از این نیست. (بهاری، بی تا ، ص 28) شیخ با این عبارات، را با این به چالش می کشد که آیا ایمان به و دین آن ها به خاطر از و است؟ در ادامه با آوردن این که از در نه بی و تخریب دین نگشته، & دول دین خود را محکم گرفته از و خیرات زعیمه خود آن ها، وادار به دین در بلاد هم گردیده& . (بهاری، بی تا ، ص 39) اشاره شیخ به کشورهای اروپایی است که با فرستادن مسیونرهای مسیحی، آیین و خود را در سرتاسر می کردند. آیت نیز به و داد. در این نوشت: و اما او هم دفع فرق موجود در است که اقتدای بیهوده کرده؛ اگر شخص دار کاری می مجازاتی و اگر بی عنوانی مرتکب می شد او را مجازات می دادند. در استبدادیه که اسمی از شرعیه رجال حتی المقدور مانع از شرع هم و سیاسات هم منضبط نبود[...] و نظیر این در مالیات معافی بستگان بود. (بهاری، بی تا ، ص 28-29) وی را وضعیتی تلقی می کرد که همه اعم از نوکر و و و پادشاه، در باشند؛ حکم بدون کم و کاست و تبعیض، در همه اتباع ایران، از شخص اول تا پایین قشرهای جامعه، ساری و شود. این به مسلمان و غیر مسلمان، یا عاقل و دیوانه، و غیر ـ آن که می ـ از نظر اجتماعی و همه و بودند. شیخ در پایان فصل هفتم می شود که این نوع از و م
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
77 مدال دستاورد 8 روزه کاروان ایران در بازی‌های آسیایی عشق‌آباد

77 مدال دستاورد 8 روزه کاروان ایران در بازی‌های آسیایی عشق‌آباد


به گزارش خبرنگار خبرگزاری در عشق آباد، ملی در 8 روز از های و در دهکده المپیک & عشق آباد& 77 رنگارنگ را به دست آوردند و همچنان در رتبه دوم رده بندی توزیع های این ها دارد. نیز با کسب 193 از 77 54 و 62 مقام اول جدول های و عشق را در دست دارند. نتایج در پایان روز هشتم های و عشق آباد-2017 به شرح می باشد: *بسکتبال سه های به میزبانی در حال برگزاری است و تیم 3 که بین المللی خود پس از کسب مجوز حجاب را می کند پس از تیم از به بازماند. ملی با پیروزی و چین به عنوان تیم سرگروه توانسته بود از گروه خود اما ها با 14 بر 7 و از به باز ماندند. *فوتسال تیم ملی در یک به رفت و در که 2 بار در ابتدای از خود عقب افتاد، در به برتری 10 بر 4 رسید. تیم ملی در این با یک گل عقب افتاد اما در & سنگ سفیدی& کار را به کشاند. & الشریعه& در اول از عقب اما & عروجی& را پیش انداخت. تیم ملی بعد از گل 8 گل زد. گل های را در این سنگ (دقیقه5) (12) & پور& (14) & طیبی& (18-24-30) & حسن زاده& (18) & توکلی& (20) & اولادقباد& و & جاوید& (29) به ثمر رساندند. & جیروات& (دقیقه2 و 33) & سوراساک& (9) و & کریستادا& (40) هم 4 گل را زدند. در این سنگ از و & ونگکائه& از با در 12 از شدند. & شجری& نیز به در با به نرفت. ملی یک در ها باید به و بروند. *کشتی زنان در وزن 75- کیلو گرم & الهه رضایی& با قبول در به دست یافت. در رو در روی & آلتینای ماما رسول کیزی& از و در که را یک بر یک به اما به خاطر داشتن اخطار بازنده اعلام شد و به رسید. در وزن 75 + نیز & آسیه شجاعی& ازبکستانی خود را داد و در شد و رسید. در وزن 55 – & زهرا یزدانی& فیلیپینی خود را داد و در نیز را داد تا در با کند. موفق شد & منزورایی مودیانووا& از را دهد و به طلای در های دست یافت. پیش از این در های نیز شده بود و این دومین وی در این ها به می آید. در وزن 65- که با 5 ورزشکار برگزار شد، & سحر غنی زاده& در نخست & خاواسخون جوراکوزیوا& از را کرد. وی در دور بعد & دلفیروز مامادجونوا& از شد. غنی در سوم خود نیز & دینارا هالیوا& از خورد. وی در آخرین خود & اولکان آلیبایکیزی& از را کرد و شد. در وزن 60 – & ریحانه شیخیان& فیلیپین را داد و در شد و به کرد. در وزن 80 – & هادی سلیمی& شد و در دوم شد و از دور ها رفت. در وزن 90 – & حامد میرزاپور& شد و از دور ها رفت. در وزن 60 – نیز & قاسم نوروزی& شد و از دور ها رفت. در وزن 100 – & محمود پروانه& هند را داد و در و به کرد. در وزن 70 – & غلامی& شد و در شد و به رسید. در وزن 100 + & عبدالواحد محمدی& شد و در شد و به رسید. *کیک روز از های کیک کسینگ های آسیایی و شد و در بخش های مختلف کیک و فول کنتاکت به رقبای خود رفتند. & پورفرج& در وزن 69- و در بخش کیک با & حبیب مورتادهای& عراقی کرد و 2 بر صفر و از دور ها حذف شد. & حسین کرمی& در وزن 75- بود که در بخش فول کانتکت با & عظمت کودابیردیف& قرقیزستانی کرد و 3 بر صفر شد و به بعد راه یافت. & فاطمه علیزاده& نیز دختران کیک در وزن 56- بود که در بخش فول در وزن 60- و در بخش کیک & زینب جباری& بود که با & سارا خامزینا& قزاقستانی کرد و در 3 راند خود را با 3 بر صفر شد و به دور راه یافت. & شهناز میرحیدری& هم در وزن 60- & چنگ یو& از چین و 2 بر یک و از دور ها حذف شد. های کیک های از و تا مهرماه دارد. *سوارکاری پرش با اسب های از ساعت 13 به وقت در شهر عشق شد. & داود پوررضایی& و & امیرحسین حبیبی& 2 کننده در بودند که با ثبت 70.11 صدم و بدون خطا و هم 8.69.20 را ثبت کرد و 4 خطا داشت. در 41.86 را ثبت و باز هم خطایی نداشت و در سوم شد. حریفان قدری از عربستان، قطر، سوریه و قزاقستان داشت. برای بار سوارکاران با اسب های خود در کردند و توانستند در یک در سطح کسب کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : ورزشی

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی دانلود اهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش دانلود اهنگ عثمان نوروزف چارب چارب