صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب دیگران



چشم‌اندازی روشن‌ از آینده آموزش عالی در سطح جهانی

چشم‌اندازی روشن‌ از آینده آموزش عالی در سطح جهانی


به (ایبنا) با خط و لس بل، و با و از سوی و روانه نشر شده است. در از این می خوانیم: در با ملی است و بر جهت های های (سیاسی، و...) رو در های یکی از های مهم و توجه است. بر این اساس، توصیف و و آن، از های و های با است. نیل به این دو کلی دارد: در و جوامع. (2009) و از در ما قرار می دهد. این تصویر، اگرچه ممکن است در جزئیات یا در عرصه اجرا، اندکی با ما متفاوت باشد، اما به طورکلی، افقی را در برابر ما گشوده و چشم روشن تری از در سطح به ما می دهد. این نکته به این سبب مهم است که به صورت تاریخی، در ای درون زا نبوده و حتی نزدیک به یک سده پس از و به این جدی به های دارد. این این را ما می کند که از های از خود را به در بحث پیش از آن ها خود ما، کنیم. فهم های به به این سبب که ما در به به هدف به به از نظر کمی در رده های بین و... ایم. این هم با و هم با بر دارد. بر این به های به در های و در و بین و شدن و شدن بر و و و عصر و از این در و یادگیری. همه این در در نیز کم و بیش و و زیادی آن ها انجام شده از این مناقشات، بحث های مربوط به آزاد، اخلاق و سرقت معیارهای کمی نگر هیات کنکورهای مختلف تا دکترا، پولی شدن از های دولتی، شبه نئولیبرالیسم اقتصادی و آن بر رواج تشکیلات و کمک موازی با ساختارهای دولتی با های غیرانتفاعی و کلاس های آمادگی کنکور، و... است. این ها موضوع هستند که با کم زمانی در ما تکرار شده اند؛ بنابراین، پرداختن به این ها دست کم دورنمای را شفاف تر خواهد کرد. این می تواند فهم مخاطبش را و آن تغییر دهد یا دست کم پرسش های تازه ای را در باب ساختارها و فرایندهای در پیش بکشد و این، یک دانشگاهی است. اما مولفان اثر نیز در پیشگفتاری که بر این نگاشته اند بیان می کنند که هدف حاضر، خط و در در سطحی مفهومی است تا دانشگاهیان را قادر سازد که های خود را در چارچوب گسترده تری جای دهند و فهم خود را از بحث های و در بخشند. (فصل نخست)، به پیشرفت های چشمگیر در خط مشی های شکل دهنده چشم یادگیریِ پرداخته است. در ادامه، به سه بخش تقسیم شده است: بخش موضوعات در پایدار و چشم را و همچنین این مقولات را بر گستره و خدمات پیگیری می کند. بخش دوم نشان می دهد که این خط مشی های درحال ظهور و نیاز مؤسسه های به تحقق آن ها، موجب بازبینی اساسی در شده است و اینکه می توان این خط مشی ها را در سطح سازمانی به بهترین شکل اجرا کرد. بخش سوم و پایانی، به و دانشجویی در می پردازد و بر های بزرگ سال، در تضمین و نیز به مثابه تولیدکننده محتوای می کند. را و (CERD) در لینکلن اند. این جدیدی است که در سال 2007، در پی ادغام و (TLDO) با موسسه بین تحصیلی (IIEL) شکل گرفته است. تلدو به طورکلی مسئول و اجرای راهبرد و راهبردی اداره های ای کارکنان، مدیریت معلم یار ، و استفاده بهینه از فناوری و محیط های مجازی یادگیری. آییِل ، های سطوح ارشد و دکترا را ارائه و می کرد. عمل تأکید بر ترکیبی از یادگیری، و از تهیه های سطح بالا و با بر و در است. این هم و هم و هدف آن، ایجاد بالاترین استانداردهای عملکرد ای از کاربرد دانش تعلیم و تربیت است. در سنت متعهد به آزمودن و نوآوری در و است، بااین حال، در های ای و پژوهشی این از ایده های بسیار مترقی و انتقادی ای برمی خیزد که در و به کار می روند. ، بر بر و در در های آماده سازی و غیررسمی نیز درگیر است. این در بخش کار با ها و دانشکده ها و در بخش غیررسمی، همکاری با بخش و داوطلبانه در توزیع های می شود. با خط و لس بل، و به و با شمارگان نسخه در 304 صفحه به بهای 15 تومان از سوی و منتشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 دقیقه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
خشم خط دفاعی شفر از هفته‌های بی کلین‌شیت

خشم خط دفاعی شفر از هفته‌های بی کلین‌شیت


بازیکنان خط بیش از از گل قاسمی خشمگین بودند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
گروه ها و جریان های سلفی در یمن

گروه ها و جریان های سلفی در یمن


در این یمن بحث می شود. این تحولاتی را نشان می دهد که در در رخ و تجربه ی و در یمن رخ می دهد و این از می باشد. از سال 2001 تاکنون با ای به نام های شد که یکی از آن، در اروپایی است. عکس العمل انسداد، گرایان دموکرات بود که این در مصر، سوریه، عراق، لیبی و یمن دارد. در های بود اما های ی شدن را و نظامی و خارجی آن شده اند. در نتیجه، به سمت سوق کردند. ی خشونت ساخته ی روندهایی است که دائما باز تولید می شوند. این در یمن نیز دارد. مسائلی که در در رخ اکنون در یمن جاری است. على عبدالله ورود اخوانی ها به سیستم شده و اخوان، است که در همه ی سعی تا وارد ی اما از که ها به کردند. تیپ در مصر با یمن است و ی است. ی و بشر ، است که در سه شرط فکر های و است. های در از ی اند اما در به است تا با وام و کمک به دست و به هستند. ی در اسلام، فاسد و وابسته به پول های می باشد. در ترکیه نیز پیش از به رسیدن اک پارتی، این که با وام های دولتی شرکت تأسیس می کردند. با زودرس در بهار عربی شد که این فاقد ابزارهای لازم و موجی مخرب شد. همین موضوع سبب شد به جنگ داخلی شود و که به از آن و به پناه برند. قوی در ی یمنی است. هر که ی به کار می رود، های مد نظر هستند. به مشکل می کند. در این کتاب، فصلی با فصل مقدماتی که در آن به های یمن و پرداخته شده است. ها و های در یمن در های می که پس از رشد کردند. اوج های در سال های 1979 تا 1989 است. گروه، های است که از سال های 1990 شروع به کردند. سوم، تصوف است. های و این نیز اند. است که ها ی قوی آن می باشند. پس، از و یک یا یک سوم آن به های است و آن از اهل سنت می باشند. نیز می که از است. های از ها شده اند اما در از دل به آمدند. های دارند. های الف: های های است که دو از آن دارد. از ی می که بار اما آن را می کنند. به که وضع را دهد و به وضع اما نظم شکن و نظم را نیز آن نمی کند. است که ملی باز به و کل است. حسن نیز را می که را (سیاسی) باز می کند. هدف از را می دانند. پس همه ی های از سال 1979 در پی از هستند. در در که های قبل از به ی و و می دادند. همه ی های سه ی یا و را می که در ی سوم دارد. است از و غیر تا همه ی و شوند. در شود. ی اجتماعی و است که در سلول های انجام می و های آن مخفی و با یکدیگر در ارتباط نیستند. ی حرکت: هنگامی که یک نوع خاص با یک نوع خاص برجسته شده و آغاز می شود. نیز تشکلات می که شعارهای سمت و سوی اجرایی به خود می گیرد و مجموعه ی شعارها به قانون و تصمیمات اجرا می شوند. (شورش های مسلحانه می باشد.) على (ع) می فرماید که انسانها به آن که از آن منع می شوند، حریص می شوند. جماعتهای سه ی را طی و ایدئولوژی شان نیز و بازگرداندن دین به حوزه ی می باشد. حال به بزرگ در یمن خواهیم پرداخت و به تاریخچه ی می کنیم. شعار نه می باشد. به پیروی از هست می باشد، هر چیز نیز و حرام می باشد. اولویت با نص یا احادیث و یا ی چهل ساله ی صدر است. نیز به گوش به فتوای مجتهد است اما آن را قبول و هر فرد را مهم می دانند. به اعتقاد مذموم اما است. نیز به به دین می باشد. پس در رایج، به معانی نوآوری است اما بدعت، به دین است. پس در بین و خلط شده، از کت و شلوار گرفته تا پارلمان و انتخابات از نظر دانسته می شوند. سرچشمه های یمن این در یمن از سه ریشه ی عربستان سعودی، خلیج فارس و می باشد. از سال 1979 این ها با جریانها تفاوت با شده و از مهدویت می شوند. طبق مکتب زیدیه، حاکمی که و علیه کند، دفاع از او است. به در ی حسی که با یمن نیز مرتبط نیست. ساکن هند که به کردند، اربعین حسینی را به منتقل کردند. این عزا به شد که تقاضای ثبت بین المللی آن را داشت. این جشنواره، به کارناوالی شده که جذب توریسم است. در سال 1979 چندین به یمن سرازیر شد و شیخ مقبل نیز هم با ایران در مکه کرد و اعلام که مهدی کرده. او پس از مدتی به یمن کرد و ضد حاکم و به بزرگی شد. این ها در سال 1990 شهرها صنعا را و جریانی به نام حکمت و را به آوردند که های است. بر تأثیر گذاشته و با های شدند. بین شیعه و اهل سنت دارند. بنیادهای در یمن این ها تناقضاتی که مهم است. تناقض، این است که از در پی و از طرف خود را از عمل تبرئه می کنند. هر مداخله در را موضع می و مدعی که نیستند. اما از واژگان مذهبی، به عمل می و در ی این مسئله، یمن می شود. سلفیون از مشارکت در علم استنکاف می اما نظر می که حکومت و آن شرط قائل می شوند. ائتلاف ها با سیاسیون، ائتلافی به دست آوردن توسط نبوده طرح ندارد. در می اما به مثال، کاندیدایی معرفی نمی و در عین حال که هستند، یک فرد را ندارند. در این است که با طرح به نص و سنت داشته و و تسامح لازمه ی آن می اما از که فرقه ی صحیح می و را ناصحیح می دانند. نیز و خود را حق و درست می داند. نیز، عدم توازن در عمل است. چه کسی شخص و غیر را مشخص خود را معیار و قاضی می دانند. را به و غیر تقسیم می و خود را مفسر تشخیص این میدانند. ها در جرح و تعدیل به شدت نامتوازن و در مفهوم عدالت، بی ندارند. ندارند. چهارمین نیز در است در که در حال زیست می کنند. از امروزه را پذیرفته و مدرن می اما به اصولی و آزادی نیستند. وسایل جدید را می و بدین از را می کنند. بحث مرجعیت است که آن را به می و همه ی را در نظر نمی گیرند. در آن را در جست وجو می که به نفع است. به بخشی از وحی و می دهند. به به استناد می کنند. همه چیز را به نص و می اما هیچگاه درس نمی و عمل را کافی میدانند. گاهی اوقات حتى را نیز به اشتباه می خوانند. نیز عدم بین و فرعی است. کشتن و ظاهرگرایی را می دانند. نیز شدت و سنگدل است. دشمن خود را برادران خود که متهم به می دانند. قتل اهل نیز است. سلفیان سنتی و این پتانسیل که مرزشان با سایرین شود. در دگرگونی در دنیانی رخ است. در در روشن فکر بود و سلفیت وحدت و به و بود، های امروزی اسم هستند. پس تشابه اسمی نباید گمراهی ما شود. جریانهای در گذشته، شناخته می که نیز بودند. کثرت جدل، است. و بیشتر به دنبال رسانه ای می باشند. ضعف جانب تربیتی است. از آنجایی که مذهب، سطحی می شود مرجعی نخواهد داشت. در مسلح به مرجع می و ابومصعب به الگوی و جوانان یمن شده اند. در های که غایب است، عمیق شدن در دشوار و پرهیز از مراجعه به کتب، نامه ها و تحقیقات می باشد. حال انسان گرا می تواند ی خود برنامه ریزی در که در و همه چیز در دارد. پس رشد محال می شود. در آرزوهای ها می شود و اهمیتش را از دست می دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
باید همواره بین خود و خدای خود حسابرسی داشته باشیم/ مراقب هوای نفس خود باشیم تا هرگز بیراهه نرویم

باید همواره بین خود و خدای خود حسابرسی داشته باشیم/ مراقب هوای نفس خود باشیم تا هرگز بیراهه نرویم


حوزه/ آیت داشتند: ما که بیش از در شیطان دشمنی است که همواره در کمین ماست و لحظه ای از ما غافل نمی شود لذا توجه داشته باشیم که بصیرت به آسانی به دست نمی آید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
هر عیب که هست از مسلمانی ماست

هر عیب که هست از مسلمانی ماست


خبرگزاری شبستان:غیر از که به و و اهل عمل کنیم. این که این فرهنگ را بگیرند و بر رویش کار و به واسطه آن ذهن ها را متوجه ارزش های اسلامی اما ما در این باره گامی برنداریم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : مذهبی
شیوه‌های کنترل خشم در قرآن و روایات

شیوه‌های کنترل خشم در قرآن و روایات


حوزه/ چه قدر که به خشم خود و را به گرفتار و عوارض شومی را در پرتوِ این عمل زشت در دنیا و آخرت نصیب خود نماید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
کارگاه آموزشی «کتابخوان کوچک» در فرهنگ‌سرای فناوری اطلاعات

کارگاه آموزشی «کتابخوان کوچک» در فرهنگ‌سرای فناوری اطلاعات


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا)، به نقل از در و را که از قبل اند را به و در و که از نظر شده می در و تفاوت آنها با یکدیگر از جمله های حماسی، دایره المعارف ها، داستان ها، شعر و ....به آموزش می پردازد. های بعدی به ترتیب 19 اردیبهشت و 22 خرداد ماه ساعت 15 برگزار خواهد شد.. لازم به ذکر است که حضور در این عموم آزاد و رایگان است علاقه مندان می توانند شرکت دراین به واقع در تقاطع خیابان های جمهوری اسلامی و کارگر، مراجعه و کسب بیشتر با شماره تلفن 66902134 تماس بگیرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
وقتی کودکِ درون راوی است

وقتی کودکِ درون راوی است


خبرگزاری ایران(ایبنا)-سندی مومنی: های من و کاملا ست. این این و به نفس به و از تفکری در جهت خود واقعی، است که می در نقد و این در نظر داشت. است. ست که و است. این یا را می او را می داند و می با را بدهد. این در ناخودآگاه را از او می شناسد و می راهنمای او باشد. با این که در برخی با هم نوا می شود و به او می خندد! در این بر مسلط است و او را از و می بیند. ضعف و است که با ها دارد. کشمکشی که در این اتفاق می افتد عنکبوت(عنکی) و هاست. ها به او را می و می که نباشد. او با ذهن و با او را به متمایل می کند که خود را و از که با ها در جهت خاص شدن کند. های من و است از که به جست وجوی خود است. های من و کیست؟ است. در تصویرسازی متاسفانه این به کشیده نشده است. از آن جایی که روانشناسانی که به این داده اند معتقدند ما، خود ما هستیم، تصویرگر می تصویری تر به خلق کند. به هر روی، کتاب، خلاقی است که می به کمک کند. او را موقعیت خاص و متفاوتش کند. به می دهد با او می کند و کمک می کند تا در به مطلوبی برسد. متقابل می : د ر سه نفر است . این است که مرد م به سه می عمل ، به ، به و به کود ک. این سه فرد را می د هند . کود ک د کود ک خرد د ر د رون شما که است شود ، شود و د وست د شود . این کود ک خرد سال که از د کود کی با شما بود ه، هم به یک کود ک د ر د رون شما ه است. کود ک و د رون شما رام و شد ه است. او ای از و است که شما د ر د رونتان د ارید و آن ها را می کنید . همه این و احساسات خوشایند و ناخوشایند ، کود ک د رون شما را می د هند (قهاری،1386). مشخصات که نقش را برعهده در سه خلاصه می شود: و و بودن. بخش راوی به است. این او را می ترساند. چراکه به واسطه مشکلی که می و یا بماند. این آگاهی از می شود باشد. بخش راوی با خود را تدارک می تا بتواند از این ها به خود و را باشد. این می را به و خاص کند. پیداکردن به این از ذهن سرچشمه می گیرد. بخش اگر ناامید می شد و با او نمی کرد، نمی به خود دست کند. در به او در جهت به کمک به می کند. های من و کلمه ها و روابط به کار رفته در که به خلق های ویژه ای منتهی می شود، قواعد خاص و با ذهن و فکر و درک است. فکر نمی کنند، در تلاش دنیا را از دریچه ذهن یک ترسیم کنند. چون که با سر و کارت فتاد پس گشاد مولانا به در این بیت زیبا به می کند. به این که خاص است. این پل با اثر مکتوب است. شالوده هر اثر است. خاص به نسبت بزرگسال دارد. این ها به و برداشت از جهان گردد. این ها و با است. در و پیش از آن در نظر دارد: و یا شده و و بی که و و خاص خود را دارند. (حجازی،1379 :54). از خاص فرد و در است. شک می این را در نظر که از سن است. های شده در با و شکل می که بی با و است. پس نمی گفت که شده است. این و خاص خود را دارد. (سیفی،1387 :42). است از اثر را با هم کنیم: دو سه چند روز است که یک هم تار نمی بافد! می گوید: چی چسب به ببافم؟! دلش نمی از برود. می گوید: من و یکی که نبود! او همه اش یک بیش تر می یا می کند! (فروتن :5). سنی ب در نظر شده است. طور که می این دارند: این در سال های شش تا نه خود به برند. های و و و عدالت خواهی هستند. در این سن به تدریج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در آنان شکل می و قدرت تمرکزشان بالا می رود. (حکیمی، 1382 :464). بچه ها در این دوره را که در آن ها موجودات بی جان، و نگارش آن ها و روان باشد.(حجازی،1383). به از پس برآمده است. علاوه بر آن که تمایل باشد: اصلا نخواسته بود روی بایستد. آن روز که نمی دانست نیستند و فکر می کرد که هم چسب دار من از آمد بیرون. گفت که می روی بایستد. گفت که و ببافد. او گفت که خوب بلد است تار و از مواظبت کند. و را بوس کرد و گفت: خدانگهدار. (فروتن اصفهانی،10-11). از طرفی های زیادی دارد. او که در به چسب دار نبودن می شود در را می بیند: توی ها، با تورهایش شکارهای تر از می گیرد. زوردارهای قلدر و دزدها را می گیرد. او با طناب های بافتنی اش فیل و گربه خط خطی های تر که اسم شان ببر است از توی می گیرد. همه برایش دست می زنند. او می شود پلیس و رئیس جنگل! (فروتن 1395 :8). به نفس به ای یکی از ابعاد داستانِ های من و بالابردن به نفس داستانی است. در دو در با دارد. که ست و دوم عنکوست. هرکدام از این برخوردها در به نفس هستند. با این دچار سرخوردگی ست. نمی چسب دار و در نمی شکاری باشد. دوستانش نیز او را می کنند: دل کم کم غصه ای شد و زود زود همه فهمیدند که او مثل بچه های نیست. همه می آمدند و خودشان را به می زدند و پرت می شدند آن دور دورها. آن وقت قاه قاه می خندیدند. من هم از شان دلم ای می شد. گفت: تو هم مثل آن ها هستی. (فروتن 1395 : 14). این می شود نداشته باشد. او تا از دست و به دردنخورش کند. این خواسته او ست خود اش و دیدن تفاوتش به یک خاص. در تنها که مستقیما به می که زیبایی می بافد. اما در ابتدای حرف های را نمی چرا که تحت برخوردهای است: می گوید: یک نابغه است. همه شکل هستند. لوزی، مربع، گل گلی، و.... می گوید: حرف های می زند. و می گوید: من به دردنخوری هستم. (فروتن 1395 :9). در بخش با کمک ها می خود را و بپذیرد. او قبول می کند که روزی می شود و به بچه ها یاد می دهد: او لوس می گردد. که توی آن شده بود و به بچه ها توربافی قشنگ تر یاد می داد... او است. (فروتن 1395 :33-35). در های من و می را پذیرا و به و به نفس برسد. او نمی باشد. طور که می دانیم به راحتی با های می کنند. این ذهن به در و آن است که ارائه می کند. این نیز به طور نقش مهمی در تربیتی و دارد. در های من و عمیقی است که درباره امور و پیچیده انجام می و به ابداع و اختراع منجر می شود و آفریدن وضع است. (شعاری 1362 :367). می سه باشد: فکر و و خلاقیت. در این سه به خطی با هم در هستند. به این که فکری که به بپردازد و در و نو خلق کند. این سه در ذهن همه انسان ها در هر سنی مهم است. های من و اساسا از نوع خاصی فکرکردن و نشآت می گیرد. سه ای و و به این شکل است: اول: در ذهنش با صحبت می کند. (یکی از وجوه خلاقانه اثر انتخاب ست که به در ذهن لانه کرده است.) دوم: او را به هدایت می کند. سوم: این فکر به او ای از خود را می دهد که در این نمایش، ظرفیت های وضعی و بهره برداری از تفاوت او با ها است. به قهرمانی در ذهن توانسته سه و و را به هم پیوند بزند و از این رهگذر به پذیرشی به خود برسد. ای که در با مهم و است: که است به های است. در او طلب است و در سرخورده. در بخشی نفس حضور در جمع و را و حتی تشویق های را نادیده می گیرد. اما این و نفس و خود را به شکل به می گذارد. مهم این است که خود به این مهم پی می برد. در می شود که نزد خانواده اش تا پیش بروند و چاره ای او بیاندیشند: آن روز برگشت پیش و بابایش. بعدش باهم رفتیم پیش که گفت: این آمپول از نوع عسل درست شده. حتما تورهایت می شوند. قول می دهم. به گفت: کاش من یکی و خودم نبودم. (فروتن 1395 :23). اما این خود است که با کمک که خود را به شکل می سنجد و می پذیرد. پدر و مادر و و حتی این حوزه و قرار دارند. کنشگر و است. ممکن است این سئوال ذهن را مشغول کند: چگونه می شود؟ با و خود به نو با می رسد. با و در در را حل می کند. او می یکی اما در و پردازانه اش ابتدا به و بعد به پشه می شود. اما هر دو حشره به دام می افتند: این جا او و یکی شده که است. توی یک جای سبزتر که دشت است می کند و قاه قاه می خندد. من هم می خندم. می گوید: دیدی چقدر خوب است نباشم؟! می کند و همه جا می رود... یک تر به او می شود و می گوید: چه چاق و چله ای! خوب به تورم افتادی. جیغ می زند و بال بال می زند. اما نمی از کنده شود. به او می شود. جیغ می کشد و ناگهان می دود توی یک دیگر. آنجا هم او و پشه است که توی یک تر گیرافتاده و هی ویزویز می کند... خسته تر شده، بس که توی ها خود اش گشته، خود اش که دارد. (فروتن 1395 :30-32). این جاست که این به ای اقتدار را می دهد. و پشه در به عنکوبتی گرفتار می شوند. و به این نقص است که او می اما در ذهنیش به این می رسد که باشد. با نچسب. این که راه حلی بر به و به امکانی موقعیتی می رسد، را به به می کشد. نکته: است و به کمک ذهن او که در بخش است می به مطلوب برسد. این راوی(کودک درون) می اندیشد و اما زیرک و است. و یا از این می با آشنا شود. نخست: است. دوم: است با سه برجسته: این است و همچنین با در هر شرایطی می کند. سوم: های من و با شده است. که می پل و فهمیدن باشد. چهارم: می حس و علاقه را به ببیند. پنجم: به دو نوع و را از می و هر دو در شکل نفس او هستند. ششم: می با و ماجراهایی که از سر می گذراند کند. هفتم: سه فکر و و خلاقیت، مفاهیم هستند. هشتم: که است به های است. نهم: با و خود به نو با می رسد. دهم: های من و می و را کند. کتابنامه (1395). های من و تهران: و فرهنگی(کتاب های آبی). حجازی، بنفشه (1383). و نوجوان: ها و جنبه ها، تهران: روشنگران و مطالعات زنان. سیفی، بهاره(1387). دامنه واژگانی های کودکان، تهران: ماه و نوجوان. محمود و مهدی کاموس(1382). مبانی جلد تهران: آرون. علی اکبر(1362). روانشناسی یادگیری، تهران: توس. قهاری، شهربانو(1386). آشتی با ماهنامه کودک، شماره سی ام، آبان ماه، صص26-29. های من و اصفهانی و تصویرگری مریم یکتافر از سوی و فرهنگی(کتاب های آبی) در ت 36صفحه با قیمت 85000 منتشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 2 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی