صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب سنتی



​تعطیلات رهبران اروپایی/ از رفتن به کنسرت با هواپیمای دولتی تا سر زدن به ننه جون در کوه های آلپ +عکس

​تعطیلات رهبران اروپایی/ از رفتن به کنسرت با هواپیمای دولتی تا سر زدن به ننه جون در کوه های آلپ +عکس


به به نقل از همزمان با فرا فصل هم چند از پر شر و شور فاصله گرفتند و به رفتند اما حواشی آنها را در هم رها نمی کند. پیش به سوی کنسرت راک با خود را تا نگه داشت. به شکل به کاخ لاس در قلب باغ های ملی در این می روند. ماه که ویژه را برداشت و از کاستلون تا مادرید را کرد تا در فستیوال بین المللی Benicagrave;ssim به تماشای گروه راک محبوبش The Killers برود؛ ماجرایی که احزاب مخالف وی را در مجلس این به انتقاد واداشت. به پیش از شام با در اسپانیا. عکس از ده سال است که هر ماه با کوه های آلپ در می شود. اما بعد از های در وی بر سر می سفر وی به لغو شده است. های پرسیدند: صدر کجا به پیش 90 اش؟ آیا به یا هم به یک در به که از اش دارد. که درز نداده، به گفت: بر اصول، هیچگونه اطلاعاتی های نمی دهیم. به قدم زدن در ناپل در عید پاک. عکس از و فرانسه؛ ترکیب کار و تفریح اما تنها نبوده که سفر معمولش را لغو کرده، چراکه می، هم تعطیلاتش در را زودتر از معمول کرد تا به ماکرون، برود. می امیدوار است حمایت جوان را چگونگی برکسیت جلب کند. می، نخستین است که در به او و عکسی او را به و در حال خندیدن نشان می دهد. می، و قدم زدن در شهری در شمال ایتالیا. و بریژیت رئیسان در این شدند؛ فور دو برگانسون در مدیترانه. یک پهپاد بر فراز ویلای تفریحی، حین می و کمی دردسرساز شد؛ بخصوص که چندی پیش نیکلاس مادورو، ونزوئلا از یک حمله پهپادی جان سالم به در برد. سرانجام همه چیز به خیر و خوبی شد و دولت در بیانیه ای کرد: کل جمهور و غیررسمی است. به در کنار می در فرانسه. عکس از گری که از شکسته آب می خورد گرچه شماری از کشورهای هر سال می شوند اما مقامات ایتالیایی خودشان تعطیلاتی خانگی را کردند. سرجیو ماتارلا، چند را در زیبای ساردنیا در و همچنین رسانه های می جوزپه کنته، و ماریا کاستلاتی، سنای این نیز تعطیلاتشان را در داخل اند. سالوینی، معاون و راستگرای حزب لیگا هم در بود. مایورکای بود که به خاطر های وی مهاجران، این (برای تعطیلات) او نیست. هم در پاسخ روی فیس بوکش نوشت: مایورکا من نیست! مهم نیست، من تعطیلاتم را در می گذرانم. هم در خود گذراند. عکس از در ماه های بندرهای خود را بروی کشتی های نجات دهنده در خاورمیانه بست و کرد این نیست. از آن پس شمار بسیاری از این پناهندگان را در خاک خود پذیرفته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
آیین سنتی ایام مسلمیه چیست؟ / ایام مسلمیه هیئت کجا برویم؟

آیین سنتی ایام مسلمیه چیست؟ / ایام مسلمیه هیئت کجا برویم؟


از 80 سال قبل در بن می شود و به فرارسیدن این ایام، هیئت‌های مذهبی شهر تهران به اقامه عزا در رثای حضرت بن می‌پردازند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
صابون سازی سنتی بروجرد میراثی در حال انقراض

صابون سازی سنتی بروجرد میراثی در حال انقراض


- - ناب و دست ساز با قدمت و تجربه ای حدود یک قرن در این روزها در حال انقراض و فراموشی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
نساجی سنتی آذربایجان غربی در آستانه نابودی است

نساجی سنتی آذربایجان غربی در آستانه نابودی است


ارومیه- ایرنا- و با به هنر یا در این شهرستان فعالیت می کند، گفت: تغییر سلیقه مردم در دکوراسیون، معماری منازل، وجود رقبای صنعتی و کمبود مواد اولیه از عوامل اثرگذار در نابودی این به شمار می رود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
نقد ماهیت فلسفی غرب دغدغه فردید بود

نقد ماهیت فلسفی غرب دغدغه فردید بود


به (ایبنا)، 25 1397 است با و چهارمین و معاصر. و او شده و شاگردانش نیز بارها در گفت وگوها و یادداشت های خود نکات را یادآور شده اند. مخالفان و شخصیت نیز را در نقد او اند. که خود به جز چند در اش و حجم ای از یک هیچ و هیچ ای را به و به شد، اما در و در این چند دهه دارد. نتوان فعلا به حرف های و تازه ای رسید، اما چیزی که در این مغفول مانده نظرات و تحلیل نسل از های است. به مناسبت وچهارمین به سراغ یکی از اهالی متعلق به نسل جدید، محمد رجبی رفتیم که دکترای دارد. این گفت وگو را در ادامه کنید. که بار و شد، بود از نقد هایدگر. از نظر شما که چه از در شد و این تا چه به نظر بود و چه این در کنش های شما را با روی دو و غرب کنم. یک نوع بر و از است و حال غرب است که می نوع و و بر این از شد که های که دین در و چون آل و که به قول این عقب گرد در شده حال غرب و و از جنس بود. در به دو مهم خوریم: یکی آل که و با غرب بود و به به آل کرد و آن را نواخت. بود که آل غرب را از او آن را دریابد. غرب از ماهیت غرب بود که بر بنیاد فراموشی هستی و غلبه تکنیک بر داشت. اما دوم مهم غرب آسیا در غرب داریوش است که سعی با به شرق و غرب و برخلاف آل از پرهیز کند. به از گشوده به (شرق) در سلطه تکنولوژیک بر (غرب) می کند. به است نه آل و لذا می توان را فیلسوفی دانست که به جامعه از تمام زوایا نگاه می اندازد و موشکافانه آن را در راستای یافتن مسیری نو بررسی می کند، نه از روی و بد فهمی خویش، انتقاد دهد. بسیاری از منتقدان از تاثیرگذاری در برخی جریان های در پس از انقلاب می کنند. عده ای نیز از نقدهای او بر به کنشی می که جنجال هایی را شد. نظر شما در این باره چیست؟ و در همانگونه که بعدها داوری اردکانی اعتراف کرد، بود، نه نقد مبانی این دو فیلسوف. سروش و دیگران، به را فاشیست می خواندند از لحاط تئوریک بتوانند نشان دهند که بین فاشیسم و نظریات چه مستقیمی دارد؟ آنها حتا به غرب را نفهمیده بودند که بخواهند نقد کنند. این دعوا، جنگی بود نه جدالی فلسفی. دوری بودن و مقوله پس فردای را که شکل گیری امت واحده است، چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا به آرمانشهر مدنظر شیعه در پایان است؟ در به است. از (اعتقاد شرقیان) در تاریخی غربی می کند. به می خورد. همین است که سبب می شود شیخ شهاب الدین سهروردی و زرتشت و افلاطون در یک همسخنی باشند، با به مکان ها و های تعلق دارند. در واقع، عمودی است و نه آنگونه که در غرب هست. در عمودی، پیشرفت معنایی ندارد، اگر منبع مشترک باشد (حکمت خالده) آنگاه حقایق واحد حاصل می شود. در حالی در و پیشرفتی متفکران در های اختلاف و جدایی دارد. به نظر شما چرا هیچ کتابی ننوشت؟ تنها به خاطر فراگیری خودش از آلمان و دلبستگی بیش از حد به که داد در بستر گفتاری بماند و وارد نوشتار نشود. یا بتوان کرد به دلیل حساسیت بالای در کاربرد کلمات تحریر های داد از آن گذر و و نشر خود از طریق (یعنی ارائه سخنرانی و گفت وگو) بپردازد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
انتخاب‌های یگانه احمد فردید

انتخاب‌های یگانه احمد فردید


خبرگزاری (ایبنا)ــ اسحاقیان: در دورانی می زیست که چپ از و از و می گرفت. نیز به تحت این دو بود. در این پس از کشف برگسون (فیلسوف مشهور فرانسوی) و اهمیت درونی او به مارتین رسید. دازاین و را نزد کشف کرد و می که هر و در می خود را بازیابد. او در از سوی های گرفت. بر علت بود. به های او از در از که خود از اش و و به اش بود. در این به به عمد نکرد. ای که از آن به در یاد می شود. از آن نیز می بود. با این همه با کشف و طرح و به های که از و از این تذکر را داد که راه رفت از این بازگشت به و کشف جدید در این سنت است. اما به گفته خود در هم سخنی با را اسماُ کرد و در وجود به موجود فرو کاسته شد که نقطه مقابل بود که از ابتدا بر نقد آن در مغرب زمین از سقراط و افلاطون به این سو، بر آن داشت. در با تئولوژیک از مجدد به گرداب موجودشناسی سقوط کرد. امتیاز اما در کشف و اروپا در همچنان پابرجاست. هایی دیگر نیز با تمسک به های پست مدرن که از برخی محورهای الهام گرفته اند و بدون اشراف بر کلیت او از آن دستاویزی مخالفت با های علمی یا آزادیخواهی کرده و عنوان هایدگری بر خود گذاشته اند. آنچه که از و باید بیاموزیم این است که راه رفت از متصلب این است که به بازگردیم و با بازخوانی و بازیابی آن را نجات تاریخی خود برگزینیم. تاکنون های فقهی، صوفیانه، کلامی، عرفی در شناسی ما نتایج خود را به منصه رسانده اند آیا از دل این سنت قابل کشف است؟ آیا در دل این ناامیدی از در اینجا امکانپذیر می بر و اصیل شاید امیدی را ایجاد کند. آیا نشانه ای از از این نزد اندیشمندان یافت می این نکته جای تامل بسیار دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
اهداف رضاشاه از تأسیس مؤسسه وعظ و خطابه

اهداف رضاشاه از تأسیس مؤسسه وعظ و خطابه


به گزارش خبرگزاری تقریب، در عمده ای در ساختار به آمد که بخش از آن از حذف و یا و های و وابسته به آن پدید آمد. در این رابطه، ضمن مستقیم از نیز نیل به خود استفاده کرد. مؤسساتی چون موسسه وعظ و خطابه، یکی از مهم وی و یا به تعبیری صالح و درباری بود. این بر و نقش در که در ادامه نوشته به تشریح کامل این و آن می پردازیم. با روحانیون: و طی 1300 تا 1320 در سه قابل است. اول که 1300 تا 1304 را شامل می شود، همزمان است با در تحکیم خود به نخست و جنگ. در این با به مطیعانه به و همچنین مقاومت به یافت. با این به با با و از آیت برآمد. وی به داد که به و قول داد در با مشورت نماید. دوم از 1304 به بعد و پس از رسیدن تاج و تخت شد. رضا شاه کاملاً آگاه بود تا زمانی که در هستند، امن نیست. با این حال، او هنوز هم بیش از حد ضعیف بود و به خوبی نشده از این رو قادر به علیه نبود. بنابراین، به گذشته با اقداماتی نظیر در مراسمهای و یا کمک به زیارتگاه های شیعی، را از وفاداری خود به اسلام مطمئن کرد و از وظیفه تازه به رسیده که در جامعه دینی به نام به ارتش نامیده می شد، خودداری نمود. صلح بین و رضا شاه پس از شاه خود را کرد، شکسته شد. از سال 1306 به بعد، تلاشهای ای اداری، قضایی و نمود. این را از حذف کرد و را با افسران بوروکراتها، وکلا، معلمان، و نمود. این در که تحت در پیش و با را به داشت. این را که به از غرب می با هدف یا با اما در عمل بود. این در و و اما در و بود. بر این که در و نیز و و گشت. بر این در این وعظ و با که به کمی بعد از کشف و گرفت.1 وعظ و بعد از کشف و به و طی چون گوهرشاد، تصمیم را بیش از پیش دهد و را تحت تمرکز خود دهد. مهمترین در این راستا، وعظ و بود که آن با "تربیت اکابر" در 9 خردا 1315 به رسید و از سال کار خود را به طور رسمی نمود. بر یک روایت در 1395 از دو ماه از 700 باب در و 59690 نفر به فرا آن و چون عده بر آن هر سال و می . این ای بود که با به کار بود. طبق 1 اساسنامه؛ و اوقاف مأمور شد مجالس وعظ و در تمام نماید.2 آمار دقیقی از وعظ و و پذیرفته شده در دسترس نیست؛ اما از آمارها را تا 700 و ثبت نام کننده را تا 60 هزار نفر نیز تخمین زده اند. طبق یکی از این منابع، در 1395 از دو ماه از 700 باب در و 59690 نفر به فرا آن و چون عده بر آن هر سال و می افزاید. 3 این که با به کار بود. از افرادی که به در این پرداختند، تحت و بهره مندی از مزایا وارد آن شدند. به دستور اگر و از در ممانعت می کردند حق پوشیدن لباس را نداشتند. هر چه هست، توانست با اجباری، از به این علوم را در گرد و بساط و وعظ و را تا حدودی تضعیف نماید. هر چند از نیز از به آن امتناع و استقبال از نکردند و به آن معترض بودند. با این حال را پذیرش در نظر بود. به می بایست از سنی و علمی می بودند. حداکثر سن 25 سال در نظر شده بود. و مدرسان آن در سال اول و دوم بود. باید یادآوری که این دو سال کرد و بعد از آن شد. با این حال از همه رشته های تحصیلی مشترک بود. طبق 6 اساسنامه، وعظ و وعاظی که از طرف در می ارسال می شد و مکلف مزبور را حاضر نموده در این نمایند. و پس از خاتمه اول وعظ و فقط حق وعظ خواهند که با مربوط به این را گذرانده و یا بر طبق نظامنامه مخصوص جواز وعظ داشته باشند.4 با طبق و از وعظ و شده اما با از در ایالات و می توانستند بدون گذراندن های به این مرحله برسند. بر این در مرکز و از میان و اهل که بر حسب تصدیق اداره شهربانی سوءسابقه و معلومات وعظ و داشتند از طرف می شدند.5 و وعظ و به طور کلی وعظ و یکی از کارهای بود که از قاجاریه با به از اهمیت بیشتری شد و معمولاً از مختلفی چون و مسجد می گرفت. استدلال و بهانه از چنین ای ناکافی و گمراه ساختن مردم اما طور که شد، هدف پیش از آموزش، و در زیرا طور که عبدالله مستوفی نیز است واعظین، و ذاکرین، آواز از لوازم بود. حتی ذاکرین هم اکثر مردمان با سوادی و از عهده بر می آمدند .6 با این حال با و با ابزارهایی چون وعظ و و سایر و قضایی، را داد. به طور کلی، هدف از با وضع مقررات و قوانین و برقراری و مدارس به سبک و سیاق غربی و تدریس اروپایی، کاستن از بود. هر چند وعظ و بعد از کوتاه شد اما از قواعد آن تا سال باقی ماند. در آغازین و یا پیش از آن، چندین با کارکرد مشابه وعظ و شد تا با تحت گذاشتن را وادار به و از این نهادها نمایند. پیرامون این نشان داد که با نام دست به شبه مدرنیستی زد. این که با صرف هزینه های گزاف می در نهایت نه کمکی به نکرد، بلکه ضمن مشروعیت را با سؤالات مواجه و بدبینی همچون را به همراه آورد. این در بعد از سقوط نیز نکرد و به قطب نارضایتیها، در تقابل با داشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
آثاری که امین جامعه‌شناسی ایران نوشت

آثاری که امین جامعه‌شناسی ایران نوشت


خبرگزاری ایران(ایبنا)- خداداد خادم: سید 24 در سن 63 را وداع گفت. او را در به می که طی یک دهه بود را به و این علم را در کند. این که او خود ترسیم بود سبب شد تا راد در دهه آخر عمر خود شکوفاتر شود و با بیشتری در تثبیت باشد. 25 به به از شده داریم. راد حاصل تاملات و وی است. در بخش نخست وی سعی در و فهم و معرفتrlm; بشر در عصر دارد. به نظر می rlm;رسد بخش دوم که بر در است در به مخالفتrlm; های است که با طرحrlm; های توسعهrlm; در دارد. این مخالفتrlm; ها این که فهم تجربهrlm; های در جامعهrlm; نیست. آن نیز بیrlm; فایده است. به نظر، گروه دوم مخالفتی قابل تاملrlm; تر است از آن جهت که آن فراخوان بازسازیِ به گوش میrlm; رسد. این واقعیت را پذیرفت که فهم تجربهrlm; های در جهان rlm;شده یا در حال صنعتیrlm; شدن نیاز است باشیم. انسانیrlm; ای که بتواند پیش از هر چیز نقش کلیدیِ خودش را فهم عمیق تجربهrlm; های کند. راد در این نیز فهم آنکه این چقدر rlm;هایی است است. شده در این یک از و طرحrlm; های توسعهrlm; ای آن در را به و rlm;مندان به حوزهrlm; و علم و میrlm; دهد. این در 1396 چاپ شده است. علم و ها، و مدل اثر از راد است که و و در 1396 شده است. است و شبکهrlm;ای علم و در کند. طور که در نیز می تاسیس و (شورای عتف) گامی ارزشمند در rlm;ای است. عتف در ماده 99 قانون سوم اقتصادی، و جمهوری با هدف اصلی انسجامrlm; بخشیدن به امور اجرایی و سیاستگذاریِ کلان و و با آرمان rlm;ای فرابخشی در این آمد. پیشrlm;رو را میrlm; کند عدیده rlm;ای است که بر سر راه استقرارِ دارد. از آنجا که داعیه هرگونه شبکهrlm; ایshy; شدن در علم و مبتنی بر rlm;ای و البته شده افراد و درگیر در اجتماعیِ و مصرف علم شبکهrlm; ایِ علم و نیز به معنای کارِ بدون یا تعاملِ و این نهادها تحت نظر عتف است. از نظر اکنون، این و عوامل در گردشِ rlm;ایِ کنشrlm; ها می rlm;کنند. به نظر مهمshy;ترین رفع توسعهrlm; در عرصه علم و در است. در این نقد تجربیاتِ داخلی در و علم و فناوری، از طریق موشکافانهrlm; در حوزهrlm; های است که در نوع خود کم rlm;نظیر به میrlm; آید. علم و و از راد است که در 1396 چاپ و نشر شده است. از نمونهrlm; در و علم در است که با هدف و در علم و در به است. قانعیrlm; راد در این با علم و و rlm;های در علم و است. مدل تدوینrlm; شده در که در است. این نوع علم و در سیاستگذاریrlm; های در علم و در میrlm; گذارد. های در به از راد است که در سال 1393 به طبع شده است. این سید است که راد با و در 1397 به چاپ دوم رسید. این اثر که از ده فصل و دو پیش شده است در و های است که به های هستند. راه های های را با به در می کند. یا از راد است که در 1396 شد. این در است. راد در این به و یا به می پردازد. در این ابه انواع می کند. در ادامه از و نیز درک و کاربرد علم و جهانی، است ابتدا به ظرفیت های درونی و داشت و را گسترش داد. وی در این است چرخش در دنیای امروز تا حدی امری پذیرفته شده است. اما را متمایز می است که با ناخشنودی و نارضایتی از روندها همراه است. و از این امر است که را مهیا کرد. وی است تنها نیازهای و برآورده کردن که مانع شود و مهمتر است. در قسمتی از به نقد به های در برخورد با پرداخته که در نوع خود کم است. پدرسالاری؛ یا مدنی؟ راد است که به همت نقد در سال 1396 شد. در این برعکس روال همیشگی و تخصص راد که علم است وی به می پردازد. در این نقدهایی به وی هم شده که در انتشار این با وی داشتم که در بود، مهمترین یک هست و هیچ نمی تواند نسبت به بی و به آن نیندیشد. دولت، و ... هم مهم اما جایگاه والایی دارد. حتی اگر قدسی به نداشته و به یک نوآوری به آن کنیم، این نهاد، ساختاری که ساماندهی انسانها شده و بین انسان ها را سامان می دهد. ویژه خودم را در توضیح داده ام. اصولا من همیشه از وارد همه مباحث می شوم و هیچ مبحثی که به آن بی باشم. به و موضوعات با می پردازم. معرفت، شکل و تغییر الگوهای را می دهد. در این می خوانیم: فرهنگی، و در سده ـ و به طور خاص از انقلاب مشروطه تاکنون ــ های متعارضی را است. در این میان، یکی از های اساسی نهادین در ما دگرگونی در است. در ایران، به یک دل نگرانی تبدیل شده است و در این معمولاً های یک سویه ای بیان می شود. با بدبینی تمام از و از ای تر و تر سخن می گویند. این اثر، دگردیسی را در دو سمت وسوی و شدن می کند. در کنونی در یک ابهام آمیز و در میانه و شدن به دو دارد. از یکسو با های گسسته و فروپاشیده و از سوی با های روبه رو است. در بین این دو نیز لزوماً نباید به پیروزی انحصاری یکی از آن ها بود و این دو متعارض حتی می توانند به طور هم باشند. وی شدن را نمی با به شیوه های درمان کرد. های موسوم به های نیز معیارهای دینی، تا بالفعل و عملی در خانواده. به نظر می رسد که شدن با تمامی مثبت و منفی اش اجتناب ناپذیر و غیرقابل است و به دلیل که نمی شدن را متوقف کرد، توقف شدن نیز ندارد. پدرسالاری محصول آگاهانه آدمیان نبوده و در ضمنِ کردارهای و بر اساس یک سری فرآیندهای و عمدتاً ناخودآگاهانه است. بدین ترتیب به پیشین چون این نه همچون یک به مثابه یک با ریشه های اش به ما تحمیل شده است؛ بنابراین اگر میزان طلاق در های جدیدالتأسیس است راه حل آن کاهش نقش زنان در ها مهارت های نسل های جوان های منصفانه تر با است. و در از راد درباره علم و اموزش است که و در سال 1385 شده است. در در های مختلف، های در است. اجتماعات با هنجاری و تامین کنترل در تکوین و اصلاح فرایندهای آموزشی و نقش برجسته ای دارند. فقدان تربیت موثر دانشجویان و ناچیز و نیز از نارسایی ها و کاستی های را می به طور مستقیم ناشی از ضعف و در بین و های دانست. این ضمن طرح نظریات در و بین کارگزاران در بهبود و ارتقای فعالیت های براساس انجام شده در از های در تهران به توصیف در این می پردازد. های این می دهد که و های با و و بین در سطوح و انجمنی پایین است. بیشترین تمرکز راد در سال های مطالعاتی اش روی علم است. در این های مانند ، در سوم و ناهمزمانی دانش: علم و های - در که هر سه در سال 1382 شدند. رشد و علم در و در سال 1384 شد. راد تبارشناسی عقلانیت (قرائتی پست از علی شریعتی) است که با ویراستاری بیژن عبدالکریمی و نقد در سال 1384 و نشر شد. این نوشتار از دوگانه اندیشی سنت - فراتر می رود و معیاری را های می دهد . این موج سوم بشری یعنی است که با سنت گرایی و تمایز دارد. این یک سوم گنجاندن های زیرا به یک فکری یکسان و همگون ها دارند. تحلیل راد است که پژوهشگاه هنر، و در سال 1388 به طبع شده است. و اثر اوست که در سال 1389 نشر راه دان به چاپ رسیده است. راد با کنشگران در است که با فرهاد خسروخاور در سال 1390 نشر علم شده است. از های که راد کرد می از هابرماس و روشنفکران با علی پایا نام برد که طرح نو شد. آخرین که این شده است اخلاقیات شعوبی و روحیه با فرعی روایتی از رشد و علم تجربی در قرون سوم تا پنجم است که از سوی و شده است. این اثر تز نامه راد است که پیش از این با رشد و علم در (دوره اسلامی) شده است. این اثر الگوها و آن را با و تفهمی درک کند. شعوبیه و رشد تا حدی از جنس ای است که وبر انتخابی می نامد. در آن دوران و در کنش شعوبیه، دو ملت و دین به پیشرفت و یاری رساند. ایرانیان، به یک قوم، به وجوه خاص خود را با بازآفرینی و برساخت دعاوی عام اسلام در هم آمیختند و پویا، زاینده، و گشوده به روی دستاوردهای مردمان اقوام شکل دادند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
شورای نقالی و پرده‌خوانی حوزه هنری تشکیل شد

شورای نقالی و پرده‌خوانی حوزه هنری تشکیل شد


به ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه که با یا و غدیر به دبیری حسین عالم بخش علاوه بر های خود جای های و در و پر و را نیز با هدف جان دادن به نیمه و در زوایا و ابعاد حماسی، ملی و راه اندازی کرد. این متشکل از و و با و است. به این این و حسن در و را و این مهم اند. در این که به حکم آن ها و این و ضمن از این از وی گفت: دارای سبقه و ریشه ای ملی و است که سال ها غفلت گرفته است. در حالی که ما بیش از هر هنر دیگری توجه گیرد. ما در خواهان نگه کم فروغ خودمان و می خواهیم به یاری و همفکری شما و صاحب نظران هنر و جان دوباره ای به این مهم بدهیم. زارعی در ادامه افزود: در پی به موضوعات و از جمله هستیم. به این آنچه مد نظر این در هنر باشد پرداخت گسترده و همه جانبه به هنر است. وی با اشاره به محافل و گعده های و صمیمی در گفت: فعالیتی ارزشمند در مرسوم است که هر ماه از اهالی یکی از این دور هم جمع می شوند و ضمن ملاقات چهره های مختلف در فضای کاری خود به بحث و مبادله نظرات می پردازند. ما نیز در در نظر داریم تا از متخصص را به همین شیوه و از دانش و تجربیات شان بهره ببریم. با انتظارات خود از این گفت: با منظم و این انتظار می رود مشکلات، بایدها و نبایدها، ظرفیت ها و قبلیت های داخلی و بین المللی این هنر کهن ایرانی کشف و به آن ها اقدام کنیم. این مسائل را شناسایی و نیروهای و نسل هنر تلاش کنیم. تمامی های ما در و آنجایی نتیجه خواهد داد که بتوانیم نسل این هنر را و زنده نگه فرهنگ و ملی و حماسی خود کنیم. وی در پایان گفت: ما در این دور هم جمع شده ایم تا راهکارهای حرکت در این مسیر را تعیین و دستیابی به بلندمدت در این زمینه گام برداریم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
کارگاه آموزشی ودست بافته های سنتی

کارگاه آموزشی ودست بافته های سنتی


سمنان-ایرنا- دست های با از این به رود وبرای حفظ واحیای ان تلاش مسوولان را می طلبد./عکاس:علی اکبر بندری
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
عقد بالاسر حضرت سنتی معنوی رایج در مشهد

عقد بالاسر حضرت سنتی معنوی رایج در مشهد


مشهد- ایرنا- بله به رو به علی بن الرضا(ع) در حرم در دیرین در این شهر دارد. رسم شایسته ای که تا امروز زائران و مجاوران حرم رضوی در نخستین گام از پیوند همسری آن را به جا آورده اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
عقد بالاسر حضرت سنت معنوی رایج در مشهد

عقد بالاسر حضرت سنت معنوی رایج در مشهد


مشهد- ایرنا- بله به رو به علی بن الرضا(ع) در حرم در دیرین در این شهر دارد. رسم شایسته ای که تا امروز زائران و مجاوران حرم رضوی در نخستین گام از پیوند همسری آن را به جا آورده اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
دیالکتیکی در پست مدرن

دیالکتیکی در پست مدرن


خبرگزاری ایران(ایبنا)-سیدمحمد هادی موسوی: ها اولین از و توسط نشر اسم منتشر شده است. این حتی در و صفحه آرایی بر خود به یک پست و این بر این می نمایند. در این در از به این و سپس با به پارامترهای اثر بپردازیم. اگر با پساساختار گرایی ها را مطالعه خواهیم گفت این هم یک اثر پست است و هم نیست! با یک زاویه دید، های این در پست شده است. خاطره متن متن و از سبک های در پست قصه در این اند. اما اگر با به این است در پست به کمی کنیم. جهت در پست و اثر آن در کنیم. پست برخلاف عده ای، سبک یا یک روش است که به جای کشف و احصای های پست مدرنیستی در متن، می بایست به دنبال بینی و منش پست در لابه لای خطوط بود. حتی های پست را نیز بر مبنای پسامدرنی می به دو بخش تقسیم نمود. یکی که از پست ناشی می (مانند پریشی، گریزی و...)و های ظاهری(مانند اسکاذ، و...) که های پست و به به یک پست شده اند. اگر به پست به یک و به که در آن عدم ، ها ، به ها و نقد آن را می نمی این را پست نمود. در ها، های و می ها (به دو اثر) نه به نمی هم می شوند. عدم در و است. ها عشق و در های های می شود و غیره. از سو اگر از در پست این را در ها، های پست است. اما این ها و از جنس های نه ذاتی. با این حال و این ها در حدی است که می پست را به می و در کار این حجم بین فرم و است! در های این های پست هم به و با فهم از پست شده و در ها نیز رگه های ای از پست می شود که پس از اثر شود آن را کشف نمود. این در فرم و اثر را می نمود؟ جواب این پرسش را در خود پست جست وجو کرد. پست در ذات خود را به اصل مهم و اساسی می نماید. بتوان گفت، برعکس های و فمنیسم، پست و است که در آن تعریف است. در این نیز با زیرکی و دست به در های پست زده و به نوعی از تز پست به سنتز آن گرویده است. این تلاش در (مانند "پایان معجزه آسا") به رسانده و شسته و رفته و آن، خدشه دار شده باشد، اما در مجموع با درایت می ادعا این یک اثر پست و بحث است که نمونه های داخلی آن به چشم می خورد. جهت ناگزیر هستیم فرض اثر، منتفی و به خاطر عدم زیاد فرم(پست مدرن) با آثار، از پست پنداشتن صرف نظر کنیم. در این شرایط نیز این پیش روی ما، یک اثر خوب و است.انتخاب و بسیار هوشمندانه و در و با یکدیگر است. اسکاذ در به روند وارد می نماید. اما در که فرم و پست (مانند "اسم همسرم...") با ژانر، می نماید. سبک های و تنوع های نیز یکی از شاخص های مهم این اثر است. با سبک های و بهره گیری از های متنوع، سلایق را به دعوت کرده و در از این با موفقیت خارج می شود. از نظر بندی، ها مشخص و پیش رونده ای دارند. نیروهای تخریب گر و دو قطبی های پیش به به استخدام در آمده اند. نکته مهم آن است که های عینی در های حادثه ای و های ذهنی در های مورد قرار گرفته که بین فرم و می نماید. به همین دلیل، دلالت و وحدت ارگانیک نیز حفظ شده و دچار سردرگمی و توقف در می شود. ها با سبک و ژانرها، شده است. بندی نیز با و است. بیشتر ها، تنش و نقطه اوج شاخصی اما ریتم و تمپو ها با و رخداد، افزایش و کاهش می یابد. ها، در با ژانرها و هاست لکن پردازیِ های است. به جز یکی دو (مانند "روایت مرگ استاد")، های مولفه های منحصر به فرد کمی و چندان نمی شوند. های زمانی و مکانی ها و هستند. از های تکراری حذر و رخداد به های (قبر، ICU، اتاق کاردیوگرافی، جاده، پاریس و...) منتقل شده اند. توصیفات صحنه و هم در جهت طولی(پلات) و هم در جهت عرضی(فضا سازی)، کارکرد دارند. امکان بازسازی و شبیه صحنهshy; در ها فراهم می شود و از این حیث، به راحتی می تواند با اثر ارتباط نماید. محور معنایی داستان، بر عشق و مرگ است. که در دنیا کار خود را درست انجام می دهند این دو بن مایه هستند. بر بازآفرینی دو در ها، مشهود است. علاوه بر این، موتیف های موی بلند ، شیرینی ، قدیس و تعهد در خود نمایی کنند. به طور کلی، نسبت به در ها یکسان است در های ذهنی، به بر فزونی دارد. گفت وگوها اما به قوت های نیست. در (مانند "مرگ شوخی بردار نیست") گفتگوها دینامیک، پیش و در خدمت است لکن در دیگر، ها این خصوصیت را ندارند. از سو جهت اطلاعات به جای و دادن، می توانست از پتانسیل نماید. در کل اگر بر پست نداشته باشیم، بین فرم و اثر اما اگر با عینک پست مدرنیسم(فارغ از فرض نمودن آن) به این بنگریم گفت بین فرم و است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
77 مدال دستاورد 8 روزه کاروان ایران در بازی‌های آسیایی عشق‌آباد

77 مدال دستاورد 8 روزه کاروان ایران در بازی‌های آسیایی عشق‌آباد


به گزارش خبرنگار خبرگزاری در عشق آباد، ملی در 8 روز از های و در دهکده المپیک & عشق آباد& 77 رنگارنگ را به دست آوردند و همچنان در رتبه دوم رده بندی توزیع های این ها دارد. نیز با کسب 193 از 77 54 و 62 مقام اول جدول های و عشق را در دست دارند. نتایج در پایان روز هشتم های و عشق آباد-2017 به شرح می باشد: *بسکتبال سه های به میزبانی در حال برگزاری است و تیم 3 که بین المللی خود پس از کسب مجوز حجاب را می کند پس از تیم از به بازماند. ملی با پیروزی و چین به عنوان تیم سرگروه توانسته بود از گروه خود اما ها با 14 بر 7 و از به باز ماندند. *فوتسال تیم ملی در یک به رفت و در که 2 بار در ابتدای از خود عقب افتاد، در به برتری 10 بر 4 رسید. تیم ملی در این با یک گل عقب افتاد اما در & سنگ سفیدی& کار را به کشاند. & الشریعه& در اول از عقب اما & عروجی& را پیش انداخت. تیم ملی بعد از گل 8 گل زد. گل های را در این سنگ (دقیقه5) (12) & پور& (14) & طیبی& (18-24-30) & حسن زاده& (18) & توکلی& (20) & اولادقباد& و & جاوید& (29) به ثمر رساندند. & جیروات& (دقیقه2 و 33) & سوراساک& (9) و & کریستادا& (40) هم 4 گل را زدند. در این سنگ از و & ونگکائه& از با در 12 از شدند. & شجری& نیز به در با به نرفت. ملی یک در ها باید به و بروند. *کشتی زنان در وزن 75- کیلو گرم & الهه رضایی& با قبول در به دست یافت. در رو در روی & آلتینای ماما رسول کیزی& از و در که را یک بر یک به اما به خاطر داشتن اخطار بازنده اعلام شد و به رسید. در وزن 75 + نیز & آسیه شجاعی& ازبکستانی خود را داد و در شد و رسید. در وزن 55 – & زهرا یزدانی& فیلیپینی خود را داد و در نیز را داد تا در با کند. موفق شد & منزورایی مودیانووا& از را دهد و به طلای در های دست یافت. پیش از این در های نیز شده بود و این دومین وی در این ها به می آید. در وزن 65- که با 5 ورزشکار برگزار شد، & سحر غنی زاده& در نخست & خاواسخون جوراکوزیوا& از را کرد. وی در دور بعد & دلفیروز مامادجونوا& از شد. غنی در سوم خود نیز & دینارا هالیوا& از خورد. وی در آخرین خود & اولکان آلیبایکیزی& از را کرد و شد. در وزن 60 – & ریحانه شیخیان& فیلیپین را داد و در شد و به کرد. در وزن 80 – & هادی سلیمی& شد و در دوم شد و از دور ها رفت. در وزن 90 – & حامد میرزاپور& شد و از دور ها رفت. در وزن 60 – نیز & قاسم نوروزی& شد و از دور ها رفت. در وزن 100 – & محمود پروانه& هند را داد و در و به کرد. در وزن 70 – & غلامی& شد و در شد و به رسید. در وزن 100 + & عبدالواحد محمدی& شد و در شد و به رسید. *کیک روز از های کیک کسینگ های آسیایی و شد و در بخش های مختلف کیک و فول کنتاکت به رقبای خود رفتند. & پورفرج& در وزن 69- و در بخش کیک با & حبیب مورتادهای& عراقی کرد و 2 بر صفر و از دور ها حذف شد. & حسین کرمی& در وزن 75- بود که در بخش فول کانتکت با & عظمت کودابیردیف& قرقیزستانی کرد و 3 بر صفر شد و به بعد راه یافت. & فاطمه علیزاده& نیز دختران کیک در وزن 56- بود که در بخش فول در وزن 60- و در بخش کیک & زینب جباری& بود که با & سارا خامزینا& قزاقستانی کرد و در 3 راند خود را با 3 بر صفر شد و به دور راه یافت. & شهناز میرحیدری& هم در وزن 60- & چنگ یو& از چین و 2 بر یک و از دور ها حذف شد. های کیک های از و تا مهرماه دارد. *سوارکاری پرش با اسب های از ساعت 13 به وقت در شهر عشق شد. & داود پوررضایی& و & امیرحسین حبیبی& 2 کننده در بودند که با ثبت 70.11 صدم و بدون خطا و هم 8.69.20 را ثبت کرد و 4 خطا داشت. در 41.86 را ثبت و باز هم خطایی نداشت و در سوم شد. حریفان قدری از عربستان، قطر، سوریه و قزاقستان داشت. برای بار سوارکاران با اسب های خود در کردند و توانستند در یک در سطح کسب کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 11 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : ورزشی

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان