صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب شاید



چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟

چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟


به خبرگزاری (ایبنا) از های نقد و متون به و نقد شهر اثر داشت که سه شنبه 26 تیرماه با سخنرانی و در و شد. در این خود را در سه بخش کرد و گفت: از 17 و گفت جستار است چون به شکل رایج و به شکل مضمونی در سه بخش تفکیک شده است. ویراستار بیانچینی، جامعه فرهنگی و است و هم در همایشی شده است. وی با این اثر است و آن که آن را می کند در به شهر است داد: شهر به است. این ای را به باز و پا را از و با های می کند. این اثر می که به غیر از چیزهایی که می بینیم هایی که حس و درک می شوند و که ما بکنیم این است که این را کنیم. این ها که است و را ما می سازد مهم است بدین معنی که به غیر از ها و ساختمان ها می تصاویری داشته که از ها، آثار نقاشی، روایت های عامیانه مردم، جک ها و ... شده و این می احساس ما را نسبت به شهر بسازد. این بخش در به آن شده است. وی شد: است که ما در است اما های از را ـ که در می ـ در شهر جدی و این های را به و با که و ... را جدی نمی در بگذاریم. به شهر می کند که این را جدی چون است و ما را با در شهر می کند. این ولی از است. وی با به 17 داد: از و به شهر می و با شکل ما در است. ما می سفت و سخت با می اما این با تری به شهر شده چون اگر این ما ها می شد انگ به ما می اما است که از خشک که را در ها می کند از آن و به راه حل می رسد. این در بخش از سخنانش با را در سه بخش کرد داد: بخش روش من انتظار داشتم بخش بگوید کاربرد تحلیل گفتمان در چیست؟ اما کردم که از این منطق پیروی نکرده اما اصطلاح روش را به کار برده چون پروسه روش آن به روش های دارد؛ به طور نویسنده ای افرادی که پرنسس دایانا را کردند و یا کسانی که این را در همان مکان دیدند در این بخش آورده است. وی افزود: بخش دوم به که یکی از ترین بخش های است و از داستان و های با نظری پنهان به معرفی است. به طور زیر آسمان برلین است و شما این را می فکر می کنید که یک نقد می اما دغدغه های در آن می شود. همچنین بازاریابی در آخر سخن می شود و منظور نویسندگان این که جلوی همه های شهر را بپوشانیم و شکل تبلیغاتی به آن بدهیم اما در شهر، به مردم کمک می کند که شهر فکر کنند، چه را دوست و از چه می ترسند؟ اینجا بحث اسطوره هم مطرح می شود. به طور پاریس شهر عشق است! پس با دانستن این ما می کاربست های گذارانه مفیدی را به کار بگیریم. وی شد: با این می بفهمیم که فقط نشان دادن تخت جمشید توریست کافی و در آن اقداماتی انجام شود که را در شکل بدهد و شهر را به آرزو تبدیل و به آن اعتماد کند. در با بر اثری است و با توجه به های ما قبل خودش را تکمیل می کند با است گفت: این اثر شهر را یک کل پیچیده در نظر می که موفقیت در آن لازمه اش کلیات شهر اعم از تاریخ آن و ... است. اجزای شهر را در هم دید و کرد. این اثر مهربانی با شهر و هنر را دستمایه خود است. شهر از دل می شود نیز ذهن شهر توضیحاتی را داد و گفت: این مجموعه است و هر بخش به یک مضمون مشترک به هم متصل می شود. از هانری لوفور در فضا می شود که شهر از گروه های در سطوح و خراب می شود و دائم دارد. وی داد: شهر فضایی است که از دل این می شود؛ نخستین سطح مادی و پیکره فیزیک شهر است که از دیوارها، بناها، اتوبان ها، مجسمه ها و ... می شود، اما سطح دوم آن است که امروز آن سخن می شود و بخش است، شهر است که شهر را می کند. این در شهر مدام در حال شدن است و از فرایند سیاستگذار، و ... می شود. به همین فضای عمومی شهر و ای تجسم یافتن این موضوعات از که چهره شهر کاملاً عوض می شود گذاشتن ایستگاه صلواتی در شهر تا در تاسوعا و عاشورا که می شود. به واقفی، از سوی دیگر هم در شهر که مگامال ها را می سازند تا را و شهر بازار کالاها شود. نیروهایی هم که سعی می دقایقی که در نظم شهر می شود اعتراضاتی که شکل می و است سرکوب شده را منتقل کنند. البته برخی از هم که مقاومتشان در نظم شهر نمی کند اما دست فروش ها و زنان که سعی می با نوع بودنشان به شهر بدهند. وی در گفت: شهر می خواهد به این بپردازد که شهر به درونش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
رسانه‌ها و مسئولیت آموزش حقوق اجتماعی

رسانه‌ها و مسئولیت آموزش حقوق اجتماعی


به تقریب(تنا)، و است که در آموزه های به آن شده به از و این خود یک به می آید و این رعایت لوازم و شرایطی است. آغاز سخن نویسنده این نوشتار در جریان یک امربه معروف تجربه است که می شود در درستی این پس از آن فرد نه کرد نه کرد نه که کند تا در های خود را دهد. فقط جلو و گفتم: کلی و این حرف های که به به می خوب نیست. هم و شد و بود. اما یک در می دهد که چرا به به کسی می فکر می شما می می شما در و نوع اش اید و حق که کسی اش نظر بدهد. اول یک به و می دهد و که در ها به بیاد. شما به این دقت و که ای به طرف نشود و کاملاً دوستانه و از روی خیرخواهی باشد. دوم به این درک برسد که بین و احترام به عامه تفکیک قائل کسی که می دهد، حرفش رو و نیست، بلکه موقعیتی است که می شود آن هم بدون سنجش اطراف! ممکن است یک در اوج مناسب یک مکان نباشد و این طبیعیی است و عصبانیت مثل این که کسی بخواهد با داخل منزل در ظاهر بشود و راحت به کارهای روزمره اش برسد، من فکر نمی کنم حتی آن کسی که بی این را کنه چون صحنه مشمئز کننده است. کشورهای که ادعا مهد آزادی هستند قانون های برای در که تخلف از آن ها جریمه و در موارد برخورد قضایی و پلیسی می شود. سوم به نظر می رسد در رسانه ها به شدت جنبه آموزشی پیدا کند، امروزه در دنیای هجوم اطلاعات قرار داریم و مدیریت آگاهی و حفظ تاریخی و بومی پیچیده شده است. آموزش اگر همگانی شود بسیاری از تنش های کاهش می یابد. سخن پایانی داشته های و معنوی همچون هشت سال دفاع مقدس و مدافع حرم به نظر می رسد در جایگاه الگوهای زیستی شناسانده نشده می از ظرفیت های تربیتی جهاد و و مقاومت در اصلاح طبیعی گام برداشت می و تک تک افراد را به انسان های شایسته ای که در کوی و برزن این کشور رشد یافته و زندگی شان به سعادت و ختم شده است به مرز هوشیاری رساند. حجت الاسلام محمدمهدی رضوی، مبلغ حوزه علمیه قم
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 14 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند

نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند


به ایران(ایبنا) است که گاهی تفسیر آن را ضروری می shy;کند. ما که با دقت به قاب و فرضیهshy; سازی کنیم و معانی ممکن آن حدس بزنیم. در یک بافت و فرهنگیshy; و دیده می که بیش از ها می از است که از می شود که از لذت می shy;رود. به به نوشته را و و آن را است کتابی که به می پردازد، به جهت گفت وگویی با این ایم که در می خوانیم: در به از چه شده این ها در این ها می از طیف ای از ها شده است. اما این به آن که از همه که در است شده به این که و در را است. ما از نام می shy;بریم، مراد ما است نه الزما از در خود فیلم. تردیدی که هم خود و به عبارت اما زمانی که از به یک امر بر نظری، مد نظر است. است بگوییم از شده در این صورت، نظم بخشیدن به شیوه ها، shy;بندی است که به طور طبیعی در قالب فصلshy; های ششshy;گانه نشان شده است. بگویید که هفت فصل چرا ششshy;گانه؟ در جواب بگویم که در فصل را در شاهدیم و از مسیر شش فصل توضیحی خارج و وارد مرحله در دو خاص شده است. تحت کار که است یا مند را بر یا که در آن فصل شده کند. خوب این نوع در فصل در های بوچ و کید و به است. آیا این یا از خاص چیست. اگر از است که از است. به هر حال این است و همه را در خود اما از را که از سوی در و شده در خود دارد. اما در چند از این نوع و در شده است. به نظر شما آیا این که می مناسب می توانند به این از این کنند؟ این همه که به و سینما علاقه است چه فیلمshy;نامه چه کارگردان و حتی صرفا فنی در سوی همچنین منتقدان و تماشاگران در سوی مصرف. نوع و بهرهshy;گیری از در افراد مختلف، متفاوت است. سازندگان یک اثر خوب و تاثیرگذار، نیازمند از مخاطب و شرایط و هر میزان این در رعایت کیفیت فنی، اثری تاثیرگذارتر خلق شد. در به دو واژه و ترکیب واژگانی و که درواقع اتصال و ربط دو بخش را ترسیم کند. از این سوی هم بود. بتوان گفت، تولیدکنندهshy; ای که این را خواند، همواره منتقد را در کنار خود احساس کند که در مراحل اظهار نظر کند. با به این به های می از این های در کل تابع و قواعدی است که در همه جا در نظر شود، هالیوود بالیوود و نالیوود (فیلمshy;هایی که در نیجریه می shy;شوند). هم بدون به این و قواعد سازد. در هم از این و های شده در آن تحلیلshy;گر حرف هshy;ای کاربردی و مند به در تغییر نوع به و دیدن بود. آیا که در این شده های است یا های غیر و فانتزی هم می در این به طیف از فیلمshy;ها شده و بر مبنایی تاریخی به ژانر، و... در در دورهshy; های شده است. نمی shy;توان محدودیتی بحث قائل شد. انتخاب تحلیل، بر بحث متناسب با آن است. علمی-تخیلی که با جلوه رایانه در سینمای معاصر جایگاه یکی از ژانرهای در این است. آیا بر یافته های نویسنده، می یک قانون کلی که به بر این باور که ها به shy;اند و دیگر نه، او را به یک کل، این داند. ها را در دو که یکی انطباق shy;پذیری با عمل اجتماعی، هم از نظر و هم از نظر و دیگری فاقد آن، بحث این نیست. این خود را با همه خصوصیات و کارکردهایش، عمل و روشن ابعاد این مسئله به های متعددی می که الزاما در یک طیف به نام های دارای خصیصه نمی shy;گنجند. به نظر شما آیا در این به و نیز چه مقدار در این به تأکید اگر پرداختن مستقیم به و و بحث این در این چندان جایی این مباحث ندارد. اما اگر داشتن فلسفی و سراسر این است و هم در لابه لای آن موج می shy;زند. مگر شود از کرد اما غایب باشد؟ به نظر من هر جا ازنظریه از قبل در آنجا حضور دارد. نخستین های بلند تاریخ سینما، از رمان و داستانshy; های بودند و همچنان این روند و متوقف نشده است. از که در این shy;اند، برداشتshy; ها و از آثار هستند. با این توصیف، آیا امکان غیبت در این در ژانری به نام شده اما کارشناسان معتقدند این آیا در این از می من درست را فهمم. اگر شما یا است که در حقیقت کشاندن بزرگ به رابطه میان شخصیتshy; هاست، در این هم با این مضمون دارند. و به اثر را با شمارگان1000 نسخه و با قیمت18000تومان در311 صفحه است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
دلیل توجه مقام معظم رهبری به سرود/ مافیای موسیقی راه را بسته است

دلیل توجه مقام معظم رهبری به سرود/ مافیای موسیقی راه را بسته است


به تقریب(تنا)، از مراکز فعال ای اوج است که وظیفه هدایت، راهبری و در را دارد. این که حراست از فردا و فرداها را سرلوحه خود داده، است یکی از مهم نسل است. این نهاد و هایش در زمینه و ارزشی سبب شکل گیری نشستی با شد و قائم ، قاسم صرافان و ، سید و از اعضای به همراه با درخبرگزاری مهر به دیدگاه ها و نظرات خود های و این در و پرداختند. در بحث مهمی از این نشست بود که آن داد: در سال های ابتدا ای با نام که ای اوج بود، می کرد ولی با به یکی از شاخه های مهم هنر است تصمیم شد ضمن بازنگری جدی در مباحث مرتبط با بر به شکل جدی در نیز که آن در بود. سید و از بخش در های کرد: از سوی است اوج و سطح و کمی دارند. به آن با باز می که از دل و با شکل گرفت ولی به موضوعی ندارند. موسیقی، را کم کرد وی داد: یکی از های است و به هم می فرمایند ما به نیاز داریم . مهدی سیار و سرا نیز در یادداشتی بود می بچه ها می توانند در کوهنوردی، هیات، اتوبوس و در راه مسافرت آن را و را در راهپیمایی هم بخوانند پس می که به یک کمک و آن را فراگیر می کند. با بر در همه امور حرف نو دارد، کرد: ای است که به جهت آن، تِمی که به سرعت با و آن می خورد. با ای که را و به و مانایی آن کمک می کند گفت: عمده کم توجهی به مافیا در همه بخش های است. ما با نگاهی به بنیاد فارابی شد که در طول این سال ها چه را در رقم زده است. مشابه این و از آن در دست به نام که و آن که به آن کنیم. نبض را به دست اند و را به خود به می و از می شوند. سال 97 می این با بر گفت: یکی از که از دهه فجر و می آید و وجه است و از ما بوی گل و آید ، الله ، ای ، ای راه خدا را به یاد می آوریم. را رقم می زند که به می و در ثبت می شود. این در طول و هشت سال به شده و ما می که از دهه 50 به تا ثبت شده که است را از یاد ببریم. افزود: شد در دهه 90 عشق را مدافعان حرم بسازد که اگر صحنه ای که حاج صادق آهنگران ایستاده و ترجیع بند ای لشگر صاحب را می خواند حذف کنیم، جان می شود به آن وجه است. هم از آن دسته آثاری است که به طور خاص است به که در مدرسه، مسجد و جاهای مشاهده می که شعر با مطلع ز کودکی خادم این تبار محترمم را زمزمه می کنند. به من این محصولات مبارکی است که در دهه 90 یکسری ها در حال به محاق رفتن است احیای می شود. من خدا را شکرمی کنم که دوباره در حال احیا شدن است و اگر بتواند این قدم را به بردارد، امسال افتاد. ادعای حرف است نیز با به و آن با آثار تصویری داد: علاقه به کار در تا تک این است که بخش از حرف که می بزنیم یک کم است. ها مهم چه کسی حرف می زند بلکه مهم این است که چه می و به نظر بر ضرورت پرداختن به از این است. وی افزود: آن که می گوید مسیرم از حلب است قدس را هدف در حرف به این این حرف را می زند که تا به حال لباس نظامی نپوشیده است. این از زبان یک گروه نوجوان می باورپذیر است این مهیاست که یکی از این 30 نفر مسیرش از حلب و قدس را هدف دارد. من بر این مستعد پیدا است بازخوردهایی که دوست را کشف کنم و این یکی از ارزش است که می توانیم در نوع با به آن کنیم. ها را ترجیح می دهند! نیز در تایید های گفت: در هنر و فلسفه بحث مانند فرم و مطرح می اما من بر این فرم را به می آورد. به طور مثال در خیرالاحباب تک نمی این را بخواند. چرا؟ چون شده و محتوایی به می که آن به های ما است. از ما هم جالب است که از می آن را به هایشان می شناسیم که این و فرم را نشان می دهد. هم گفت: به من این مسایلی که به آن کرد در هم تاثیرگذار است بخواهیم یک را در با میزانسن های پیچیده تری در بود. و چیدن چند دلخواه از یک خواننده، آهنگساز و یکی از بخش همکاری با سرایان و خوانندگان به تشریح اندیشه ها و آرای خود پیرامون وجوه تاریخی و نقش آن در بزنگاه های اجتماعی پرداخت. وی در این باره گفت: از دید من، هنر یک است که شاخ و برگ و داده است. حال این است آن ای را که دلش می بچیند. حتی ممکن است این به درد کننده نخورد ولی به طور کلی باید گفت هنر مرزبندی ندارد. را برتر از می این ضمن ارایه تاریخچه ای از و تعاریف متعدد آن کرد: به می نه سازی . خود را درگیر نوشتن ارکستر، ارکسترسازی، تنظیم، یا مونوتون شرقی هم نمی کند. تعریف بر این نکته دلالت هر که و و قابل خوانش باشد، ذات است که می منحصراً هم نداشته و فقط از . است که گفت. یک تصور از تماشاچیان در باشیم و هم آن افراد می حس شکوه و به می دهد. حالا فرض در این فضا یک نفر می دهد. صدایی از این به گوش کسی نمی رسد. درحالی که اگر و این یک نفر تبدیل به پنج نفر و حتی این به جمع خوانی می شود. افزود: و یک عبارتِ از و است و هر می شود. همانطور که در و در همه اقوام داشته، الان هم طور است. در سربازان بابلی به می آمدند و با خودشان یک داشتند ولی این چون از است. اگر یک به هیت و گیرد، یکی از آن است که مربوط به می شود. این اصلی ترین در است یک زمانی می شود که به و نظرش از خود آن سرزمین بیاید. وی با انتقاد از موجود از ها و ها گفت: یکی از که امروزه در ها، ها و افتاده، جدایی از است به که ما در حال شدن به غربی، یونان و ترکیه هستیم، این نوع را غنی تر از می در حالی که اگر یکبار به می شویم که تمام آن ها از نشأت است. پس اگر ما باز به این شیوه نگاه که مردم، بومی، حس نوستالژی و را می پسندد هم در و هم در خلق وجوهات پدید می آید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
پیش‌بینی دو مدال طلا در بازی‌های آسیایی/ کمبودی بود مقصر من هستم

پیش‌بینی دو مدال طلا در بازی‌های آسیایی/ کمبودی بود مقصر من هستم


به گزارش خبرگزاری تقریب(تنا)، غلامرضا در نشست خبری پیش از به های به سوالات خبرنگاران داد. وی در ابتدای گفت: در کار اند که هم من و هم از است. اظهار داشت: جا از کسانی که پیش از من در کار می اند تشکر کنم. مثل همچون کشتی، کاراته و ووشو می تواند یار و یاور کاروان دستیابی به ها و جایگاه های باشد. کرد: کار بعد از های بر فنی است. ما به های نداریم. به کمک ولی با در می شویم. وی در خود و در به بر لیو در تیم های خود را کرد و کرد: لیو در تیم و یک با به می بریم. با از های و کرد: با این حال در و می رود. اگر این افتاد دلیلش هستند و اگر هم موفق نبودیم مسئولیتش با است. با تلاش کنیم رنگ های را عوض کنیم، گفت: امیدوارم این در رخ بدهد. همه مسئولان کمک اند ولی از طرف داشته و اگر دو طلا نگیریم این از من است. وی افزود: با این حدس خودم این است که بتوانیم دو طلا بگیریم. تغییر یادآور شد: زمانی که جیوگا شد، از وی خواستیم که تمام مواد به جز یک نفره سبک را مدیریت کند که ایشان هم قبول کرد. در از کشورها این می افتد. بازگشت و به تیم بعد از خداحافظی آنها، کرد: هیچ وقت از ما جدا نشده بود. او مشکلات خانوادگی و همین پیش ما بود و پیش خانواده اش. به گفته بودیم هر موقع بخواهد مجدد به ورود کند تست بدهد. را هم 7 ماه پیش خواهش کردیم به اردو و شرایط خوبی دارد. وی در پایان چه برنامه ای پشتوانه سازی این دارد، کرد: ما سه المپیک جوانان را کسب است. این سه خدا را شکر از های کرمانشاه، و تهران است. از این جهت می گویم که یک سری استانها مثل گیلان، بوشهر، گلستان در های سابقه طولانی و و کرمانشاه نشان می دهد که این گسترش یافته است. خدا را شکر در مسابقات چین، 14 ما گرفته اند. انشاءالله روزی که هر 29 قهرمانی بگیرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» منتشر شد

دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» منتشر شد


به خبرگزاری ایران(ایبنا) نی و در این اثر گفت: به دوم نوا و است. پیش از این در جلد شور و آن در دو سی دی به چاپ بود و ها نیز در به چاپ رسید. وی افزود: نی یکی از به است و از این یا این ساز باشد. به این ساز نی و شده است. وی در و این کرد: در ها این ساز مد نظر نوا و است، زیرا در چپ کوک با این ساز، توالی حرکت نغمگی از گستره صوتی بم به زیر است و نسبت به راست کوک ها، در این ساز بهتر قابل اجراست. ی نی، آهنگساز و نزد عبدالنقی افشارنیا فراگیری این ساز را آغاز کرد و پس از ورود به دانشکده ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران نوازندگی نی را نزد محمدعلی کیانی نژاد دنبال کرد. این هنرمند در تألیف و سی دی آموزش ساز نی های زیادی کرده است. آلبوم هایی چون می رسد باران ، ترنمی صبح ، 24 چهارمضراب از ابوالحسن صبا ، بدرقه ی ماه ، در رگ تاک و استاد عبدالله دوامی بخشی از های جهانگیری در ی موسیقی هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
فرهنگ حجاب متولی که ندارد هیچ، دشمن حکومتی هم دارد

فرهنگ حجاب متولی که ندارد هیچ، دشمن حکومتی هم دارد


به خبرگزاری تقریب(تنا)، حجت محمدمهدی پور یکی از است که سال در و و می کند. او به همراه چند نفر از های از قم، را در 13 سال پیش راه تا را در کنند. تا به حال هم طرح را در از در سطح اند و به هم دست اند؛ به طوری که بر روی آوردن از به های هم از این اند تا طرح خود را در هم کنند. با به سوابق و حجت پور، در گفت از و در در سطح تا و این این و را دادیم. - در میان انواع مؤسسات که در کشورمان راه شده، به طور به بحث است. این شکل و شد؟ در بحث مهم ای که شدن در است. با این بود که در سال 84 با و به در کرد تا صرفاً به کار محدود نشود و کار سفارشی هم نگیرد. یک و در حد باشد. در عین حال ما در طرح ها و ها به گونه ای که را به کلان در نظر و طرح ها، با در نظر گرفتن یک مردمی، در باشند. - شما در و راه است. اما به هر حال در سطح و که عده ای به آن ها شود. چه شد که شما و را به این که با ها، ها، و های و هست. اما با به یک خلأ در و انسانی داریم. از طرفی هم در نماد محسوب می شود و می بر از باشد. در عین حال بر بحث کردن ضربه به جوامع خصوصاً جمهوری ایران از ابزارهای ای به دقیق می کند. این در حالی است که ما در خود های گیر در و نداریم تا در تقابل با فکر و که علیه اقدامی دهد، مقابله و از این دفاع کند. به جهت ما یکی از اولویت های را بحث دانستیم و به این کردیم. - پس شما از به طور شده کار را کردید. از که در این امر ما، ها، حفظ و است. هر کسی با و خود و با که ای از این را کند تا شود. - از چه این کار را و در کار از سال 84 را راه کردیم. در ای در که 545 طرح را و کردیم. در آن در 86 نفر و با که شد و این 86 نفر به 186 نفر کرد که هم آن ها و هم این طرح را در و ها در پی داشت. پس از آن سعی طرح را بدهیم. از سال 84 تا هم و ها هم و حتی از که طرح و کند و در شود. - و با است. شما به یکی از در و در را و آن را به و از چه روش می ما را در می که می دهد. یک بحث و و به و عفاف. این کار به روش های می مسابقات، سرود، تئاتر و های متنوعی که می در و علم باشد. ها هم در طول یک سال تحصیلی ادامه می کند. شیوه دوم، حضور تربیتی آشنا با مهارت علم آموزی است. یکی از ما در جامعه، ضعف در به به و جوانان است. ما نتوانسته ایم این الگوها را به و به درستی در کنیم. به می بینیم از خود را از فلان بازیگر می گیرد. از این به الگوهای غربی، حتی اگر نقش هم در ها و ها ایفا می اما در واقعی آن ها آنچه در و نمایش می ندارد. بنابراین نوجوان و دنبال حقیقت این شخص می رود و در الگوگیری دچار می شود. لذا ما یک ضعف بزرگی در این قسمت داریم. - پس اعزام در بر دینی آموزان، به قصد الگوسازی هم است. طور است. ما را به فرستادیم تا عملی را هم ببینند. هر تضادی که در می بیند، یک نفر را به معیار و محور سنجش رفتارهای معلم، مادر، که این شخص است که این تناقض های رفتاری را در کند. - به اشاره کردید. این معضل را قبول دارید که ما کارهای زیربنایی در در کم ایم؟ در از شکل که ما در این کار می کنیم. از به ضعف عملکرد های مسئول و ها است. به هر حال ما به که کار در و ایم، کار نکرده ایم. از سوی با به ماهیت سریع تغییر می کند. یک یا دو سال پیش را در در که کارکردی نداشته باشد. به روز نیست. به روز هم که می نمی شود. لذا ما هم ضعف در به و مقدار هم که گرفته هم اگر از را حل نشده. تا یک سال پیش در بحث و رابطه با حکومت سؤالاتی و بود، اما از که بحث دختر خیابان انقلاب شد این و شبهات به حکومت، در اجباری شدت کرد. لذا اگر کار و کار دقیقی از بهمن ماه سال گذشته این کار شده با به موقعیتی که در به آمده است. لذا راهکار این ها به نظر ما فکر است؛ فکر تلفیقی از و و به روزرسانی. اگر این اتفاق بیفتد آن ها هر که کارایی و می در عرصه اجتماع کارآمد باشد. لذا هم که در در های دولتی کار می آن فکر لازم را هم ندارند. به نوعی گیری ای می و یک طرح و ای می شود. این نمی در باشد. لذا ما در این ضعف داریم. - است که کار می شود و در عین حال و مبارزه با و بی حجابی را دارند. فکر می گره کجاست که کار و مؤثری نمی شود؟ ابعاد از بعد سیاسی اگر بخواهیم در نظر در مناصب سیاسی، در تحولات دولت و مجلس است. لذا به خاطر منافع یا گروهی، جایگاه ها و منصب که می خواهند به دست بیاورند سعی می که به یک ابزار از و کنند. نماینده یا با این میدان می حفظ رأی خودش در نمی کند. چون رأی او ریزش می کند. لذا این یکی از ابزارهایی است که در این می شود. چنین رویکردی ما در قانون گذاری نباید به امیدوار باشیم. در بحث ها هم طور است. ها هم اگر به مردمی یا از طرف های و یا غیره یک ضعف هم دارد. ما پاسخگوی به و استاد به در کم داریم. کم هستند که در دانشگاه ، ، در محیط های بروند و بخواهند را تبیین کنند. لذا یک ضعف و که در مجازی از طرف دشمن، می شود و در ذهن جا می گیرد، کسی پاسخگو نیست. لذا کم و ضعف مسئولین، گسترده با وجودی که آن ها در این متمرکز هستند، همگی موجب ضعف در و شده است. در یک کلام، جهل نکردن این مسائل هم باعث شده که این فضا به این شکل بماند. هرچند که موارد حاشیه ای هم بر این ، فساد اداری و امثال این ها هم بی تأثیر نیست. - بر تذکرات و توصیه های تقلید و دینی، یکی از ارگان که در سال های اخیر بحث و در شد، بود. شما طرح و در با یا هم رایزنی بله. ما در طول این سال ها بارها هم با تقلید، دین، اعضای شورای شهر، ، و ارشاد، کشور، پرورش، و از ها و های ارتباط داشتیم و در حد مقدوراتی که آن ها و شرایط فراهم ، سعی هم در این ها باشیم. البته به نظرم جای را می طلبد که به که ، در خدمتشان هستیم. - آن ها با شما در بحث و می کنند؟ ها متناسب رویکردهای آن هاست. به نظر من که می مخصوصاً در های دولتی، با نیست. غال با اگر هم با مقطعی و زودگذر دارند. در نیاز به یک منسجم یک دستگاهی که می کند یک بلندمدت و موقعیت های آن ها بشود. کار به نباشد، به باشد. اما اگر یک ، دو گذاشته می شود و به نمی رسد. لذا که می از کارشناسی ناکارآمدی اش به بودن آن است. به جهت تأثیرگذاری آن پایین است و نمی توانیم تأثیرش را در آن ببینیم. اگر این ها از آن خارج شود خواهد داشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
جایزه با طعم

جایزه با طعم "قمار"


به تقریب(تنا)، این و به به جام پیش و و داغِ داغ بوده است و و کشی ها داشت. به پیش های جام در کشی و شدن از است که این از صدا و به آن به در جام که از سه پخش می شود. در این جا دو است که یکی این کشی است و و ایجاد امید واهی. با طعم اول این است که پیش و در کشی به در آن در اگر غیر از کشی از می افتد. اگر ای هم که کشی می آن هم مال است. در از که با این است است: س: به به به در پیش های و می کنم و از در این مسابقه مقداری پول می پردازم و اگر تمام پش های این ها را درست باشم در ها می گیرم. می خواستم بدانم که اگر یک روز شدم و در گیرندگان گرفتم آیا پولی را که به دست می آورم می توانم خرج کنم یا نه؟ ج) عمل مزبور جایز و نمی در تصرف نمود. در که می آن را ای بحث است. که تا چه و آپ و هف می شود و با آن را به از این ها می کنند. در بود و این ها. از آپ و هف و از این دست کار را سهل و می از را به داد است و در این نیست. سخن از در این است که را می به قول رو است. آن قدر آپ و هفت می که آن ها را می به یاد آپ و هف می افتد! چه پشت این ها هست که می شود و های هم می چون این ها ای و خدا می ولی به هر حال کار را است و این جای ندارد. مهم تر بحث است. می که اگر 50 می گیرید. این چرا که 50 نفر هم 50 می و اگر با هم در نظر 50 با یک چون همه از به هست. هر چند که این 50 در ها می شود و ولی بالاخره کسانی که در تراکنشی می یکسانی می کنند.شاید اگر به جای از امتیاز شود بهتر و بار منفی کمتری داشته باشد. از طرفی اگر با ریاضی هر کسی بخواهد سنجیده شود در خوش بینانه ترین وضع بتوان گفت که شدن هر نفر حداکثر یک است که اگر دقیق کنیم کمتر از این هم شد. رند شود می گوییم یک درصد. این نوع ترغیب ریشه در فرهنگ و وسوسه انگیز است. واقعی دید که واقعا و اعتبار دارد؟ اگر را به یک بی پشتوانه و کاملا تصادفی ببینیم قطعا مردود است و در با مقدرات و علیتی است که در پابرجا هست. تفکر این چنینی از ضعف اعتقادات توحیدی صاحب این عقیده را نشان می دهد. اگر کسی شغل خوب و پر برکتی اگر کسی فرزند صالح و ...، بخاطر خوش اگر مثلاً در یک رانندگی کسی فوت می به شدت مجروح می شود و جراحت سطحی می بیند، از روی بد و خوب نیست، تمامش و دارد. این گونه که صرفاً از روی اتفاق، ماشینی دچار سانحه شده و عده ای کشته و زخمی شده اند، حتماً بی نبوده؛ چرا که علیت در پابرجاست و هیچ ای بی در داریم که هیچ ای جانوران وحشی نمی مگر به خاطر از ذکر خدا غافل شده شدن نیز و و چه برسد به زندگانی بشر که در معرض امتحانات است. اتفاقاتی که می و بلکه عملکرد خود ما تأثیر بسزا امتحان و عوامل است که می تواند در این اثرگذار و علت محسوب شود. حضرت آیت جوادی آملی در این می گوید: مؤمن موحّد خود را در پناه ذات اقدس علیم، قادر، بصیر و خبیر می و قلبش با یاد او آرامش می rlm;یابد؛ امّا کافر نمی rlm;داند کارش را به چه کسی واگذارد، از این rlm;رو به شانس، بخت، اقبال و مانند آن روی می rlm;آورد و همواره در اضطراب به سر می rlm;برد. کافران چون به آفرینش ندارند، نقش قضا و قدر را در کارها نادیده می rlm;انگارند و با تکیه به اندیشه بشری به تدبیر خویش می rlm;پردازند و آنrlm;گاه که ناتوان می rlm;شوند، به و بخت و رو می rlm;آورند و خلأ ناشی از بی rlm;اعتقادی به را با خرافات و موهومات پر می rlm;کنند. مکتب وحی ، به و را نکوهش و نیز راه حق و باطل را نمایانده است. نیز در انتخاب هر یک آزاد است و برپایه گزینشش از خدا جزا می rlm;گیرد. (تسنیم/ج16/ص123) این است که أبی أن یجریَ الأشیاء إلا بأسبابها فجعل لکلّ شیrlm;ء سبباً خدای سبحان هر چیزی سببی و سنّتش بر این است که اشیا و افعال را بر اساس اسباب خود و بر محور نظم و قانون علّت و معلول دهد. از این رو اگر را به محض و یک حالت بدون و در نظر با آموزه های دینی که تردیدی در حقانیت آن در است. بابک شکورزاده، پژوهشگر حوزوی منبع: رسا
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ماجرای جالب عکس ستاره فرانسه با جام

ماجرای جالب عکس ستاره فرانسه با جام


انگولو از های کسب قهرمانی جام جهانی بود ولی او از اینکه جام را از هم تیمی‌هایش بگیرد تا با آن عکس بگیرد، خجالت می‌کشید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
اقبال‌زاده: ادبیات خلاقه ذهن کودک را انتقادی تربیت می‌کند

اقبال‌زاده: ادبیات خلاقه ذهن کودک را انتقادی تربیت می‌کند


به (ایبنا) نقد های بین نشر با و و نوجوان، و نشر و و ارض عصر یکشنبه(24 تیرماه 1397) در کافه کتابفروشی نشر ثالث برگزار شد. و نشر در این راه نشر گفت: اسم من را در اما به و دارم. من از 20 سال پیش با کار نشر و را در و کردیم. اما از سال 1388 به بعد نشد ایده که در و بازی و دهم و فقط تعدادی مجله در که آخرین آن نیمکت بود که حدود سال پیش به دلایل سختگیری که شد، نتوانستیم به انتشارش دهیم. این افزود: همیشه دغدغه ای در چون به شدت و آن و هم در این ام که ام. به به یک در در و که راه نشر این گپ ها و هاست. به و نیم از عمر این نشر می گذرد. و تا به حال ایم که 6 از آن به است و هم در است. وی در به ها کرد و گفت: ها نمی شود این است که پخش ها از های ای می تا تک جلدی. هم پخش که با ما می لطف است. هدف این که نشر را در دست گیرد. تغییری در زبان شود. چون همه کارهای ما شده است. اگر در و نویسی و و حتی شعر نگاه کنید می بینید همه در قالب یک کار می کنیم و منتظریم ببینیم که چه را می پسندد. وی با مهم است و در نشرهای بزرگ چرخ تولید را می چرخاند، گفت: اما ما می خواهیم با انگیز ه های فرهنگی که جریان کوچک قابل اتکایی در درست کنیم، به نظر می رسد جایی که مولف محور و به بها دهد جایش خالی است. بین نیز در این با به در نشر آثار به گفت: این که نشر و (مدیر نشر) خود را مسئول می دانند و به می پردازند ارزشمند است. این و در کرد: و در سه سطح شکل می گیرد: نهاد، نظریه و خلق. نهاد چیست و کی شکل می گیرد؟ موقعی که از خانواده جدا می شود و به یک قشر وارد مدرسه می شود. درواقع جامعه جدید به قول رولان بارت می کارافزارهای خودش را کند. می پزشک، صنعتگر، کارگر و... کند. در چنین شرایطی آنچه به نیاز انسانی و پاسخ می گوید است که عاطفه را می دهد، و تفکر را گسترش می دهد. در مقابل نظام آموزش پادگانی بچه را بیچاره می کند چون مدام شاگرد اول می به هر قیمتی. اما ذهن را انتقادی می کند. چایلد، بین باشد. در با به زندگی انیشتین گفت: علم حتی لازم است؛ باعث فرضیه سازی می شود. هنر هم که پیش است. به و بالندگی می دهد. رمان، خود را برجسته می کند. به او می دهد. در ارض این اثر گفت: جسارت این دختربچه را به خاطر این اثر را انتخاب کردم. نثر زیبا و جملات کوتاه و رک و سرراست مرا جذب کرد. بین حرف می زند سوال می کند، که بچه های ما در مدارس اجازه ندارند. رضازاده، نیز در این در به گفت وگو پرداخت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مرسدس بنز T80 / خودرویی که برای شکستن رکورد سرعت ساخته شده بود

مرسدس بنز T80 / خودرویی که برای شکستن رکورد سرعت ساخته شده بود


شاید در دهه 30 یکی از و کار که بشر به آن دست زده باشد. در دست گرین است که در سال 1997 با خودروی ThrustSSC موفق به ثبت 1,228 کیلومتر بر ساعت شد. اما جالب است بدانید کمپانی مرسدس بنز [#8230;]
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جوان خودرو
موضوع : کل اخبار
پایگاه «وحدتی» دزفول؛ نقطه عطفی در جنگ ایران و عراق

پایگاه «وحدتی» دزفول؛ نقطه عطفی در جنگ ایران و عراق


به خبرگزاری (ایبنا)، فوق در بین دبیر آموزش وپرورش شهرستان قرچک و مدرس دانشگاه فرهنگیان زینبیه پیشوا، در همکاری خود با دفتر های و در حال با نقش در در است. وی با هوا در را نیز در دست و دارد. شیرمحمد در گفت وگو با خبرنگار ایبنا، به تشریح این دو پرداخت. این از نظر استراتژیکی چه جایگاهی در روند جنگ و که و به آن رفتید؟ را با سه رو هستیم. در به علت بحث نبود. در (منطقه کرمانشاه)، بحث نه به خاک ایران. اما در این سه چون این دشت و مسطح است. عراق، یک تانک بود. آن ها در ابتدای پیشرفته ای نداشتند و متکی به بودند. چه و آبی و چه ارتباطی، به داشتن در خلیج فارس، داشت. چون یک 80 کیلومتری محدود و توسعه به و به به یا کویت می کرد که هر دو کار را هم داد. پس از تهران، مهمترین است، چون و گازی، آبی و تعداد سد و میزان تولید برق در این است. بخشی از کشاورزی ما در است. امام خمینی (ره) نیز یکی از دو است که به راه آهن نیز دارد. قبل از ساخت رجایی در بندرعباس، بود. همه این این شده بود. که به سه آن ها شده به سمت به سمت و به سمت و در ماهشهر. در این سه هم در چون بود. در آن یک راه از به و آن بود که پس از از فنی خرم به می و راه آهن هم از می کرد که اگر این می شد، با به طور قطع می شد. اگر این می شد، چه در به در های در یک نظر که اول کجا باشد. ما کم شده لذا شد که و نکند. یکی از که شده نیز است که حفظ بود. اگر می یا سخت می شد، و و را حفظ کرد. اگر فنی می شد، از به می شد و اگر می از به را داشتند. این کار به یک عملیات آبی -خاکی وسیع که اصلا در نبود. و استراتژیکی، گرفت. در یک تیپ زرهی در رود کرخه، به عنوان یک سد ها را می چون نداشت. به چهارم شکاری وحدت دستور دادند که تمام خود را ممانعت از از این رودخانه، بگذارند. زیادی در این شد. بالاترین در یک روز در جنگ را در این داشتیم. در یک روز از مهرماه، 67 و شد. این به نزدیکی به زیر آتش دشمن و سه بار اعلام شد شود. دو از سه این شد و یک باقی مانده هم قسم که کار را دهند، اگر ها از کردند، آن هواپیماها را به ها می کنیم. در اثر این ها، ترسید و شد. این جریان تقریبا تا آبان که به طور در شد. این شد در و هم شود. در این شرایط، می خود را به سمت و متمرکز کند. بود و مهرماه ها قصد از و به برسند که نتوانستند. چقدر از کار این شده و ها و شما از این کدامند؟ در جدیدم، نقش این را به تصویر بکشم و بگویم که این و و نیروهای فنی آن دادند، نقطه عطفی در جنگ و بود. این شد شود. خود شهر در آن برهه، زیر آتش و موشک های داشت. اگر این می و شوش و اندیمشک هم می کردند. در مقاومت ، شهرهای مذکور را هم نجات داد. در ابتدا این 107 داشت. 40 در آن دو ماه و مجروح و اسیر شدند. موردنیاز این جمع آوری شده و با از نیز گفت دادم و با از و فنی نیز گفت وگو داشته باشم. حتی در این می به بروم. چون در آن برهه بنی صدر، رئیس جمهور و فرمانده کل قوای وقت، مدتی نیز در ستاد فرماندهی در مستقر شد تا و زیرنظر شخص وی، را بگیرند. لذا صحبت با دخیل در این ماجرا نیز از من در این بود. نقش این در پشتیبانی و سپاه نیز با افسران آنها گفت داشت. نخستین هدف من از این اثر و دو قبلی ام این است که نام که ایثار و جانفشانی اند، در بماند و آیندگان بدانند چه این اند. فارسی را نگه و ما او و اگر او ما عربی بود. با حماسه سرایی در روحیه حماسه، و از مرز و بوم را نگه داشت. با این ها می در کنم نام این در لابه لای صفحات تاریخ، گم نشود. هدف دوم نیز علاقه شخصی اطلاع از حقایق و واقعیت های گذشته است. بازگو کردن و چاپ این در قالب کتاب، دیگران را هم آگاه کرد. در این آثار در نیز شده است. است در شفاهی به گذشت زمان، خطاهایی بوجود بیاید و یا است حتی به عمد یا غیرعمد را تفسیر کنند، در گفت وگوهای مکتوبی نیز می کنم تا از نظر صحت و دقت، نیز قابل قبول باشد. گویا نیز در حوزه در دست دارید، در اینباره توضیح دهید. با هوا در نیز در دست و که 70 درصد کار شده است. در هم یک به نام هوا که این دارای امکاناتی هلیکوپتر و هواپیما است. این به در شکست حصر یکی از ستون های بود. در محاصره و هیچ رسیدن به آن نبود، مگر دریا. با هلیکوپترهای این مردم از و در برگشت، و مهمات به می شد. این وسیله به نام هاورکرافت یا هوا ناو در اختیار که از طریق آن، سلاح های سنگین به می شد. نکردن این است. این یک تیپ از لشکر 77 را در همان که در و درگیری به جزیره کرد که را گرفتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سر برتری فاطمه معصومه (س) بر دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) چیست؟

سر برتری فاطمه معصومه (س) بر دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) چیست؟


سر (س) بر بن جعفر(ع) در همین نکته نهفته است که (س) مانند برادرش از هر دو طرف پاکیزه‌ترین خصال و ویژگی‌ها را به ارث برد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
زخم می‌زنیم و می‌خوریم، تا زندگی پیش برود

زخم می‌زنیم و می‌خوریم، تا زندگی پیش برود


ایران(ایبنا)_حافظ روحانی:آثار با و به آدم ها، رخدادها و اطرافش و دارند. به این ترتیب است که خودبیان گری در آثارش نقش مهمی که خود را به می گاه در یا حتی انگار. و و دایمی اش به خود و اطرافیان، به سلیقه خاص و گری و پرکاری ستایش برانگیزش، او را به هنرمندی جدی در روزگار ما است که نگاهی منحصر به فرد دارد. او تصمیم گرفته تا ای تازه را بیازماید و این کار را با زخم انجام است؛ که و و از به شکل در هم گرد اند. هر چند او پیش تر هم به از در می ولی این بار در پی یک متن و است. که گری مهم تر از قبل است. به این با او گفت وگو که می خوانید. در از و به هم و با آدم های به می به نظر می آید که در زخم ، با آدم ها و آنچنان جدی و مهم شده که نمی به رفت و به کلمات نیازمند شده ای. الان با آدم ها، و برایت آن قدر حاد شده که مجبور شدی به بروی؟ این به برقراری ارتباط را ام و سعی می کنم این را به طرق برطرف کلا دلیل کار کردنم هم ولی در دوره این تر است و در مواقع انتزاعی می شود. وقت ها از نیست، راضی ام ولی در مواردی میل که تر بیانش کنم. معمولا بین مواقعی که میل به بیش تری از و این بگویم، آخرین بار فکر می کنم ٨ سال پیش این کار را و قبل ترش باز هشت سال قبل تر. این بار و شرایط شد که به بیش تری را بدهم. در آن به چه شکل در که بود با ته های روز که با در روی و حتی یک را با های و پر که بود و اش می کردند. هم با تو منو به می در بود که باز به با بیش تری را بودم. این کار و را ولی من بر به می روم. به زخم یک شعر به شعر با آن نه، به نثر ولی تکه تکه. دلم می که هر ای را که باز می کند. هر بخش مثل یک است که می در آن شنا کند. این را که آن را از اول تا به آخر می در طول به آن را ورق را و را چند بار بخواند. به است و به نظر می رسد که صرف آن شده و می فکر کرد که در ات (زمستان ١٣٩٦) در روی آن کار می از که اش به یک سال و نیم. یک شب بود که فکر می یک بنویسم. (لارس نشر نو، ١٣٩٤) را که به خوب بود ولی به جز شکل را هم که به شکل تکه تکه بود. بود که (دیوید ١٩٩٦) را که در هم شده بود و به زخم بود و به قول می شد که های دست به آن و در خودشان را مجروح و از آن لذت ببرند. از جا بود که زخم به سرم زد. علاوه بر این هم بود که قبل تر زخم و در هم آورده ام که قبل تر در نوشتم... ، چون من می نویسم، ولی هیچ وقت آن قدر نبوده که آن ها را در جمع کنم. که یک مجموعه عکس می گرفتم (که در چاپ شده اند) می دانستم که از در کرد. بعد از سه ماه به فکر شروع به نوشتن و تر به رفتم. در طول کار فکر که تمام شده، ولی مدام به زخم فکر می و دفترهای قدیمی را بیرون می آوردم و به اضافه می شد تا در به ٥٩ متن رسیدم. تایپ و ادیت متن ها به شکل و نحوه ارایه فکر مثل های عکس که را در دفتر می که دو سه ماه طول کشید و با این که بنشین و ماهیگیری کن، ببین چه تصاویری به ذهنت می آید. در با دو ورق کاغذ A٤ از فکر و عکاسی رامتین جیحون و در طول تابستان سال ٩٦ عکس ها را گرفتیم. بعد از عکاسی، فرآیند عکس ها سه ماه برد و بعد که با علی رضا محسنی و بندی را آغاز کردیم. به نظر می رسد که زخم به روابط و آدم های دور و بر مربوط می هر آدم و به تبع، هر ای زخم به انسان می زند، دوستی، عشق یا هر لاجرم با زخم این بله، مثل این طور است. فکر می کنم از رابطه، مثل خواهر و برادر یا با پدر و مادر هم این اتفاق رخ می دهد. ولی زخم ها لازمه رشد و دادن هستند. فکر نمی کنم کسی بتواند بگوید که با کسی در نزدیک بوده، بی آن که به او نزده یا آسیبی از او ندیده باشد، این ها و زخم ها تا طبیعی و قابل قبول است ولی از یک جا به بعد نه و این نقطه است که کنی. اگر در کار نباشد، پیش نمی رود؟ کل پیش نمی رود. فکر می کنم اگر یکی از عناصر زخم هم یک مهم است که را پیش می برد. در متنی که این اواخر در شوپنهاور می کرد که به گفته او حکومت ها و دین ها و هر چیز که در طول تاریخ تغییر کرد به حتی تمامی اختراعات بشری به بر بود. حتی زخم و جنگیدن هم است. صلح چیز خوبی است و من هم که با گلوله یا زخم چاقو کشته شوم، ولی از صلح در جهان می داریم از حرف می زنیم که یک طولانی مدت می شود که در عکس العمل آدم ها را برمی انگیزد. بهتر است آدم ها با این بکنند و راه حل های کنند، ولی اگر قرار بر این که متاسفانه جنگ لازم است تا آن از بین برود و این قصه تا که آدم ها راه حل مواجهه با آن نکرده اند دارد. آدم ها دچار ملالی می که حاضرند به بر آن حتی آدم هم بکشند. اگر مان کم تر آور کم تر بلا سر هم می آوردیم. به هنر یکی از بهترین راه ها بر حال چه مخاطب هنر و چه تولیدکننده هنر، چون می در درونت یک درونی ایجاد کند و کمک کند تا بر کنی. وقت ها با فکر می کنم که هنر چیست، یک چیز بی معنی و بی فایده ولی به آنتروپی که را فراهم می کند. هنرمندان طلبانی که به جریان کمک می و اگر بیشتر تحویل شان بگیرند، کمتر جنگ پیش بیاید. در اشاره شده که زخم ها با ما می مانند، گویا نمی زخم را کرد... خوب می شود اگر بتوان زخم را کرد. کردنش ممکن ولی از زخم قوی تر و بتوانی آن قدر از زخم تا نادیده اش بگیری. قدم این که موشکافی اش کنی تا ببینی چه شد. ها از دیدنش احتراز و وجودش را انکار می ولی این کار غلط است. مهم ترین کار از خود باشد. چون از پرسیدم که چرا در فلان قوی نبودم و اشتباه کردم. هیچ وقت نمی آن قدر قوی شد که هیچ کس نتواند به آدم برساند، ها که می توانند _ اگر فرصتش را _ به آدم برسانند. ولی آدم را بشناسد، در یک دوباره، احساس خطر می می کند و را نجات و از کند. این می شود که به آدم های دور و بر بدبین شوی؟ نه، اصلا. ولی ترجیح می دهم آدم که به من می شوند، به محدوده ام نشوند. تعدادی در هست که در ات هم می شدند، مثل عروسک یا اعضای شده بدن که در کارهایت زیاد می شوند. این دست ها و سرهای شده روی چهارپایه ها، و مرحله ویرایش عکس ها؟ سر روی نیمکت که در هست، است که لااقل از ١٢ سال پیش در بود و از آن های اکسپرسیونیستی کوچک هم ام و فکر می که اگر در یک عکس و به شکل واقعی چه می شود. این تصویر، فکر و من چون از مدت ها قبل در فکرم بود و فکر می کنم از بود که باقی در شکل گرفتند. فکر می کنم برایم یادآور مفهوم و تصویرسازی آن چون هیچ حرکت یا کنشی در آن ها نیست. مثل مارمولک که دمش را از دست می ولی دمش رشد می کند. به جالب است که عضوی از بدن شود و بعد رشد کند. چرا را انتخاب تا بر پیشی بگیرد؟ فکر می کنم تر بود اگر چون آن وقت یک چالش می شد. قبل تر فکر می به را ولی به این که را یک حس در آن است که اذیتم می کند. در کار ولی از مرز عبور و لایه های عمیق تری از بودن شده باشد. فکر می کنم مبنای تولید هنری ولی این با نارسیسیسمی که مثلا آدم ها در اینستاگرام بروز می دهند، متفاوت است. منبع: اعتماد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
شعر شاملو ضربه بزرگی به مهدی حمیدی‌ زد

شعر شاملو ضربه بزرگی به مهدی حمیدی‌ زد


کتاب (ایبنا)- مطهره میرشکاری: مرگ قو است. که کسی از نسل جوان او و شعرهایش را می شناسد، یا اگر شعر زیبای او مرگ قو هر از چند می کسی نام آن را می داند. 23 او است و این موضوع بهانه ای شد تا به این بپردازیم. که یکی از سرسخت شعر نیمایی بود و در این راه سرزنش های بسیاری را از طرفداران آن شعر شنید. و ادبی که همشهری هم هست، در این باره به گفت: تر چون در او جفا شده و این که با او شود. یک هم با آن شعر که یک بار هم را در چند سال پیش بر دار شعر ام در این نقش داشت. این کار ضربه بزرگی به زد که این او و در ما از این اتفاقات زیاد است. قزوینی؛ او از دو مطلب رنج می کشید، یکی کشته شدن کلنل محمدخان پسیان در خراسان و یکی هم نامه که علیه نوشته بود و او را سکه یک پول و تا آخر عمر از این ماجرا رنج می برد. اتفاقی هم باشد. در با شعر نو و و شکی وی می گوید: در با شعر نو و شعر و شکی ولی در کسی با یک هنری باشد، حق او بود. از طرفی هم تند می رفت و بی ادبانه و بی رحمانه قضاوت می کرد و هر جا که می نشست انگار او بود که را محکوم کند، این است که با ضوابط شعر بی طرف و با نمی به هم و شعر او به آن که نشد. را در سال 1321 با از یاد کرد که در غزل بود. او بود که در و و در سال 1321 را به نام به دست چاپ سپرد. سال 1324 با را کرد که در و او را در صف اول داد. بعد از 20 با rlm;وار و و در به و خاص و عام شد و به او لقب ملى بودند. در سال به نام ها را داد و عده ای از شعر با این را دادند. پس از آن در و و که در اشک است از این یافت. خود در هم می گوید: این است که در نوع هم نبود. اگر در غزل و دیگر های شعر هم کنیم، و که از این از بالاتر هستند. شهریار، هوشنگ ابتهاج و ... هم دوره ای های که نتوانست در حد آن ها بشود. حتی مرگ قو که شعر است و به آن شد، به این شد که نرسیا نسل های در دهه چهل آن را خواند، مرگ قو هم به آن شد، نه به خود شعر. این و در شعر این چندین بار که شعر یا نه به خود شعر که به متنی که به آن ها کمک شدند. شعر آمی جان به قربانت ولی حالا چرا از که به آهنگی که مرتضی محجوبی بر آن ساخت و محمود بیان آن را شد. شعر آن یک غزل پیش پا و معمولی بود که به آن به شدت شد. گفته می شود که از میان کهن به سبک متمایل است؛ با این فرق که شعر از مشکلات و پیچیدگی های آن دور است. زبان شعر این شاعر، ساده تر و لطیف تر و نیز مضمون شعر او با شعر ناصر خسرو تفاوت دارد. از شعرای سبک موسوم به سبک عراقی از جمله نظامی گنجه ای نیز تاثیر پذیرفته است اما در کل او را غنایی و بعد از آن موضوعات شعر او را سیاسی، اجتماعی و وطنی دانست. معتقد است : نزدیک به سبک و شعر می گفته، عجیبی چرا که در هنر این طور و این بازتاب نوع است. در یک هم