صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب شاید



رجبی: ذائقه اسپانسرها در برنامه‌های سیما مشهود است/ راهکارهای سطحی به موازین موجب دلزدگی مخاطب

رجبی: ذائقه اسپانسرها در برنامه‌های سیما مشهود است/ راهکارهای سطحی به موازین موجب دلزدگی مخاطب


گروه هنر ــ یک و کرد: از به نفع اما با گذر آن را در کارها مشاهده خواهیم کرد، چون حامی مالی همیشه سعی می‌کند به نوعی در امر تولید دخالت کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
​همزادِ پاییزِ 1325؛ منزوی به روایت منزوی

​همزادِ پاییزِ 1325؛ منزوی به روایت منزوی



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 11 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و سیاست‌های دفاعی و امنیتی عربستان

امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و سیاست‌های دفاعی و امنیتی عربستان



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 18 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
آدم‌های گمشده تاریخ شناسنامه نمی‌خواستند

آدم‌های گمشده تاریخ شناسنامه نمی‌خواستند



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,سرگرمی,فیلم و سریال
آخرین آرزویم ایجاد خانه ایران در پایتخت اروپاست

آخرین آرزویم ایجاد خانه ایران در پایتخت اروپاست



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,سرگرمی,فیلم و سریال
بازنشر گفت‌وگوی لیلا کردبچه با غلامرضا طریقی درباره حسین منزوی

بازنشر گفت‌وگوی لیلا کردبچه با غلامرضا طریقی درباره حسین منزوی



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,سرگرمی,فیلم و سریال
سرانجامِ آثار بازمانده‌ از «معین البکاء» چه شد؟

سرانجامِ آثار بازمانده‌ از «معین البکاء» چه شد؟


به که از معدود بود که به خوانی، گوشه های آوازی و شناختی کامل و از نسخ را هم که به این معتبر در داشت، به او لقب شده بود. او که در سال 1383 و در سن 87 سالگی درگذشت، بود تا نسخ اش که از آن ها ی به چاپ اما که 14 سال از فوت این می نه به چاپ و نه است که چه بر سر و ای که آن ها را جمع است. لیلا ـ و ـ که بود تا او به همراه آثارش را چاپ در گفت با با بر بعد از این همه سال و قول که می هیچ کرد: بود ای اما نشد! حتی هم که این را می اما هیچ خبری نیست؛ های نمایشی سابق، شان را می کنند. هیچ مکانی جمع این پیش بینی است. او ادامه داد: سمتی است در های و کارش یک فیلم هر یک دارد. که یکی از بهترین البکاءها در آخر عمرش یک نامه من و خطاب به اش که آن ها های را به ما و ما به چاپ آن ها اما هیچ به ما حتی یک نسخه! بر که از چاپ است که به ما و ما هم را تا چاپ بعد از فوت این هیچ به ما نشد. این کرد: یک در که این ها را از آن در می و می که را هم از حفظ ولی نمی با آن ها چه اند. ما هم اما باز هم به نرسیدیم. آن ها می که این ها را به و ما نه آن پول را و نه به ما که شما و آن ها را بخرید. به از این های را به اند و را هم نگه که در و با به برسانند. با به این ها می شد، گفت: ما مکررا به که این ها را این ها سند مهمی و یک مکان ای هم کنید تا این و در آنجا این ها اکثرا که بود. البته چه کسی هر کدام از این ها را نوشته، نیست چون شاعران و نویسندگان، این را امام حسین(ع) می نویسند، هیچ گاه نامشان را ثبت نمی کنند. وی در یادآور شد: صندوقی پر از نسخ در و با آنکه ما اینها را نشمرده ایم اما به نظر می رسید به 200 این در حالی است که نزدیک به 40 اثر از این تعداد منتشر شده است. با ها کاری بعد از این همه سال تجمیع و نگهداری این ها است و از که پسرهای این که هم در های دارند، را فروختند و از پیشین شان رفتند، حتی ارتباط هم با آن ها قطع شد، نمی دانیم چه بلایی بر سر این ها یا آمده، فقط می اسباب و ابزارش را به تکه تکه و جدا از هم اند و هر کسی قسمتی از آن را خریده به دلیل امکان خریدن آن ها و مجددشان هم کار بسیار مشکلی است. در این باره ـ نویسنده، پژوهشگر، مدرس و ـ هم در گفت با درباره آخرین وضعیت که از به جا مانده کرد: های ی این دست پسرش است و وسایلش هم شده. طبیعتا چاپ این ها هم می و کسی کند تا بتوان آن ها را چاپ کرد. مساله اصلی این است که اگر الان هم ها به دست من ای تا بتوانیم آن ها را چاپ کنیم. حتی من به گنجینه 500 مجلسی هم دسترسی دارم. شما آن را کنید، ما این ها را چاپ می کنیم! او کرد: های دست یکی از پسرانش اما نکته اینجاست این های فقط دست این بلکه در آرشیوهای خصوصی از این ها می شود و منحصر به یک نفر مهم این است هیچ نهادی متولی این امر تا کند و این ها چاپ شود و هرچقدر هم که ایراد باشند، چون به یک سند به حساب می آیند، ثبت شوند می توانند بررسی و پژوهش های مختلف استفاده باشند. از این ها هم وقتی در باشد، قابلیت اجرا می کنند. وی با تاکید بر من در هر دولتی که این حرف ها را زده ام اما کسی به آن نکرده است ، گفت: میراث فرهنگی کرد که ثبت جهانی شود اما بعد هیچ اتفاقی نیفتاد. اوقاف هم موقوفه وقف کننده، آن را وقف است. اکثر مسئولان در تمام دوره که من به یاد مورد توجه نبوده و فقط مهم بوده و اگر هم حمایت نمی کردند از بین می رفت. که دبیری های را هم برعهده در گفت: یک نهاد یا تشکیلات موثقی تحت مرکز حفظ و اشاعه های می که شرح و وظایف مشخصی تا در پژوهش، آموزش و باشد. ها در این اقدام و ما از جمله که به خاطر علاقه در حال چنین کارهایی و از نظر سازمانی وظیفه ای نداشته ام. چاپ کردن که سودی و ما فقط می توانیم سالی یک بار در خلال یک یا دو دفتر چاپ می کنیم. مرحوم
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ققنوسی آرمیده در قعر اروندرود

ققنوسی آرمیده در قعر اروندرود


به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا)، حبیب احمدزاده، با و به روز در یادداشتی را به شرح زیر روایت کرد. ی منی با و ی ای است بس که ام به آن را در خود کنم. این همه ی ما ها و های و هر کس به از این آب و می و با قصه ای خاص که از آن نداشته. 54 سال پیش، کمی پایین تر از آخرین مصب در شهر و در کنار ی بین و عراق من به آمدم؛ ای با عرضی متغیر بین 400 تا 700 متر که های آنسوی، شط و ما های این سوی می خوانیمش. هشت به نام ، به چرا ها این را می به راه و در این مدت آب این ی بی به یا اش و یا سود به خود داد و تر از قبل به شور می ریخت. من در ای در این به که اگر متر آن می نه ام این را می نوشتم. به برگ این به ی بعد شما. در شدم که این ها چه جنگ در در و در در شد و تا 30 سال از آن نشد. در ی ما یک و آن هم ی بود. که به تا چشم به شدن که از ترس را در آتش و خون رها و این بی نکرد. یک بار در عمر این ، از این بحر عمد در سال آخر جنگ یک ما بر شد و 290 و به ناو که به از در آب های ما هم دادند. در این جسد دهها تن از این نشد و های آنان اولین بار خوردن ماهیان را تا مدتها تحریم کردند، که ماهی تناول شده خود از پیکر پاک این شهیدان و عزیزانشان باشد و من همیشه به زدن این هواپیما و دادن این را مثال می زدم تا با نسبتی جدید از بار گناهِ ی رهاکردن کاسته شود. من مدالی او نداشتم، ولی غیرت در من باقی بود که از بصره تا دهانه را با بارها بگردم تا بالاخره را آرام ولی زخم خورده چونان آن کودک مهاجر سوری غرق شده این بار در و در دو شهر و خرمشهر کنم. لحظه عجیبی بود که آن بزیر آب رفته دستش را به آرم زده و سه بار به علامت تایید طنابش را کشید که بزرگترین نشان آن یوسف گمگشته پدر برجستگی آرم بود . پس عکسی با از آن و در بستر بیماری در بوشهر برایش بردم. زد؛ ثبت ابدیت در زندگانی فرزندش ، شش ماه بعد عکس بر مزار او حک گردید با آرامشی که در دلش از شدن ولی به هرحال در آرمیده بود . سال بعد، در سی امین سالگرد به یادبود کشتیِ ناکام پدر و همه ها و آرزوهای ناکامِ آدمها و مردمان دو سمت کودکان و دو سمت را به بزرگ دعوت کردیم؛ با حاج سیاح طاهری که بعدها در مقابله با داعش به شهادت رسید، بر روی و بر عرشه یک زیبا. وقتی در هلهله و شادیِ کودکانِ دو سمت و همه شرکت کنندگان و هنرمندان سینما، جانبازان و اسرای جنگ و های و مفقودان همگی فارغ از نام و از هر دو کشور ، دوستی نوح از می گذشت، هیچکس جز حاج عزیزم نمی دانست که در آن قعر آبادان، ققنوسی و یا یوسف، از چاه سر به در آورده و بی کینه ای از برادرانش از گذشته به راهش می دهد و این دفعه به جای کالا، همه انسانیت را همراه می برد. عکس شده با از در عمق یاد ام که می توان هزاران باره غرق را به یک و جادویی تبدیل کرد. یاد ام همانطور که ما ایرانیان زبان به این مایع حیات بخش آب و عرب به ماء می نامندش و انگلیس واتر ش می گویند، من نیز می توانم به شهرم قاطعانه و و دوست عربم در آنسوی شط العرب. و هرکدام نیز با جدیت به این اسم ها عشق بورزیم، ولی از آن جنگ خونبار درس آموخته باشیم که بار دیگر به مانند بچه ها نگذاریم غریبه ها تحریک مان کنند تا بر سر این کلمات دعوا کنیم. من که یاد گرفتم، امیدوارم ها نیز این را یاد بگیرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
10درصد آزمایش های تجویزی پزشکان اضافی است

10درصد آزمایش های تجویزی پزشکان اضافی است


به تقریب، محمد روز کیت های در گفت: 30 rlm;تا 35 از کیت های در کاملا وابسته به است و در حال این لوازم احساس rlm;می شود.rlm; وی افزود: بخشی از کیت های در ها نیز به می شود که نیز rlm;مواد اند.rlm; داد: یک سوم از کیت های در است و rlm;شاید تا 6 ماه از نظر کیت های باشیم اما تدارک کیت های بعد از آن شود. روش حل این مشکل بیان کرد: این کالاهای مهم و حیاتی در نظام سلامت شود، در زمان شاهد چمدانی و غیر استاندارد این کیت ها نیز هستیم که از طریق آذربایجان یا ترکیه می شود اما مسئولان تا این بر طرف شود.rlm; برد وزارت بهداشت های که توسط نسخه می شود نیز گفت: این موضوع تا حدی rlm;درست است. زیرا گاهی برخی درخواست های تکراری و نا بجا از ها می کنند. ها در این rlm;راستا مقصر نیستند و این فرهنگ سازی از طرف شود.rlm; وی داشت: های نمی توان مشخصی ذکر کرد، اما این میزان 10 rlm;آزمایش ها را شامل شود.rlm;
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
18 سال است که به هیچ مهمانی سینمایی نرفته‌ام/ سینما در آمریکا با مسائل نژاد پرستی عجین شده است

18 سال است که به هیچ مهمانی سینمایی نرفته‌ام/ سینما در آمریکا با مسائل نژاد پرستی عجین شده است


به گزارش خبرگزاری بار کی سحر را است از که این در سینماهای و عرب ژاله صامتی، آتیلا پسیانی، محمدرضا غفاری در آن به ایفای نقش می پردازند. در کارنامه خود عناوین شب های صداها، جعبه و مش و... را دارد. ولی این کمی با است که خود به آن اشاره می کند. *از پروسه چه دیدگاهی در تبلور بیشتری و شما به آن داشتید؟ شد ما با یک و بودیم که یک سری مطالب را هم بیان می کرد های که همه حرف می در دارد. من روی و و این که یک را کنم و را کنیم. *چقدر به این شدید؟ من خود را یک ساز مولف قلمداد نکردم. من خود را معرفی کردم. من یک هستم. که به من می را می سازم. من به ای که به من می و هیچ عوض نمی شود. که شده کار می شود. من که می بگوئیم تالیفی شد من تحت سراسر شب بود که هم خود را نوشتم و هم خدا و معاد بود. این به طور کلی با همه های من است و خاصی است و این است که اگر از این با این به یاد بیاورند. ولی در ها من بودم. در این با و او به من گفت می و این که حرف می باشد. قصه ای هم من و قصه ای است که در می بینید. امیر عربی (نویسنده) به فاصله یک ماه بعد از آن را به ما داد که یک بود با زیرمتنی اجتماعی. من به هر دو وفادار بودم، هم و هم کننده. اش من یک جذابیتی که بود از جنس کارهایی که تاکنون کار ام. می دهم که کسی آن می رود های من فرمالیسته و تر است. اکراه که های به این که همه می سازند و من می دهم که کسی آن می رود. این شد یک بار من های بسازم. *باز هم جای امضای پای بود. به هر حال کمی چموش هستم(با خنده)، به اهمیت می دهم و به است. من با ها این است که هستند. دقیقاً را می دهد که صبح تا شب در خیابان و می بینیم. من ای این را ببینم. به ورای برود و به ما برگردد. *از این بابت می گویم در این تان هم که به مثال سحر را که در چون از با فکت که می های مثل و و... های در شد که با سحر بود. مهم من بود. آدم ها با های به یک ای می شوند. من مهم این بود که می که هیچ وقت نمی شود و او حرف می و هیچ نیستند. حتی که عرب نیا می کند هم نیست. است که از می شود چون ای را جست وجو می کند ولی سحر است و من فکر می کنم برگ است که این که را آن را به شناساندیم. این طور که شما می گوئید در انتهای سحر را می می شناسم. این که به اندازه این در ماجرا باز شده بود و این من حرف خوشایندی بود و این کار ما بود. *از که می و طرح شد به یک که فکر می این بود که آیا در سحر شد یا نه؟ به هر دو می توانست اثر ختم هم اینکه سحر را و هرکس از سحر را باشد، هم شود و بگوید: آها، پس این بوده است. چه شد که شما وجه دوم را برگزیدید؟ من می سحر را این که فکر می اگر کاملی از این به دست نمی و به عبارتی لخت می شد. غافلگیری این است که برخلاف همه که آن می شنویم و هم این که بلند پرواز است و با همه و هر شب با یک مرد می آمد و تصورات مختلفی از در ذهن می شود و در معمولی را می بینید. این به نظر من تر است و تکه بعد از آن را دارم. که سحر از پیاده می شود و در می رود و ما او را نمی و می در چه رخ می دهد و چه کسی آنجا است. چیز هم در من آن بود که غریبه ها بود! *موقعی که به دست شما رسید اولین و یا مهم عاملی که شد این را چه فکر می کنم یک فرصتی به من می داد تا یک بسازیم. من که ژانرها را دارم. یکی از مشکلاتی که در این است که ژانری می و در می سازیم. دو دارد: و های اجتماعی! و جای کار در چون ما در طی 40 سال گذشته با شتاب غریبی شده است اگر پیش از انقلاب ما ای بود که 40 آن در شهر می کرد و 60 در روستاها می معادله برعکس است. حدود 70 و 30 روستایی است. شهر می شود جرم، و غیره می یابد. جرم و یک است و به پیش می آید در روستا کسی را بکشند. شود سر آب و مرتع و چرای دام شود و یکی با داس را بزند. دعواهای این چنینی است. فقط در شهر است که پیچیدگی های صنعتی و قتل می شود. این به من می داد یک و را کنیم. که ادای را در نیارد. ما نداشت و در هیچ لحظه ای از استفاده نکرد، ای در جیب ندارد. یک باری که فرار می می معاون او و را می گیرد. این کمک می کرد که ملموسی بسازیم. که در اداره راه می آن را می بینیم. عامل این بود. فکر یک بار هم شده را بسازیم. این بود که نمی شد و این بود این که یک می شود را بسازید. از آن که از غرب به طرف ما های و را با خود می آورد. ما می این ها را و را کنیم. و یا در می دقت که یک دارد. آن است که در و و به ما با ای و هستیم. حتی در این است. در با ای و به های ای به می کنند. قتل در ما ای نیست. از این ها در نداریم. قتل ای است. به و و می این را می کند که ها این است که یا یا زن به است یا خود را به به قتل است. قتل ها این اند معمولا. در شما در عین این که سعی می را کنید. تنگ تر می شود. من به این که با که در ما می را و به اصل آن برسیم. من بین بار کی سحر را و (اثر مک کارتی/ 2015/ آمریکا) دیدم. به یک نوع هستند. من بود که در سال ما این را و هم یک ساختند. آن که بار کی سحر را هم مثل یک است که و را ولی در آن ها یک ای را می کنند. ای که در هر دو مهم بود این بود که به آن که در را نیستند. ما در از می قصه چیست. به محض این که می رود که در را کند ما می است که آن قدر شد که پاپ کرد. پاپ شد کند در و کرد. *چند سال پیش در ای را که می نمی بینم. این است ؟چرا؟ بله به می کنم، سخت است چون فقط ایرادات را می بینم. من در هر فیلمم یکی دو هست که دارم. را به آن نداشته باشم. به سخت گیرترین ها احتمالاً هستم. در بار کی سحر را من سردخانه را دارم. به در این خوب همه چیز درامده است ولی این را همه ها نمی بگویم. *جای بودید از هر که می یک به یادگار برمی دارم. از بار کی سحر را چه یادگاری برداشتید؟ از بار کی سحر را من را برنداشتم چون که می به یک بود. که می سحر بود ولی به خود بود و من نتوانستم بردارم. خاطره جالبی از این دارم، این تکه در در نبود. بعد را گرفت و خواند و شد با یکدیگر کار کنیم، دفعه دوم آمد دفترمان، دو عدد به مچ دستش بسته است. علت را پرسیدم و گفت: این دومم به وقت در حس بود. من به حدی از این خوشم آمد که این را در گذاشتیم، در کار و ایده بود. * نقد دارند که چرا در آدم خوب کم می بینیم؟ این انتقاد را با می سازید به طور با افعال هستید. شما یک سر به کلانتری بروید اگر یک امر شنیدید به من بگوئید. این است که به این می شویم با تیره و تاریک کار می کنیم. * این دومین است که در قامت اسم شما ثبت من هیچ از این دو نه طولانی، نه بار کی سحر را . در هر دو که پروانه به اسم ایشان صادر نمی شد و به من می نامم به ثبت شود. من اسم خود را گذاشتم که بتوانند کار را دهند. *میلی به حاضر شوید؟ میل این را این که این می بهتر که دلم می را ولی پول این کار را ندارم. می کنم پول شد چون دردسرها می شود. *خیلی از ها پول ندارند ولی کنندگی می کنند. بله. من آدم این نیستم. من تاجر نیستم. در می دهم نکنم. این دو هم به این شکل شد. به نمی های ام ریزی کنم چون هم بی پول و هم و بی کس. اتفاقات من ناگهانی رخ می دهد و یک می شود. من ای بار کی سحر را نداشتم. به من تلفن و گفتند بیا، بعدهم باهم به توافق رسیدیم و کردم. از آن هم که گیر و با اهالی رفت وآمدی و 18 است که یک مهمانی و دورهمی هایشان را نرفتم، هم نمی شنوم و کسی به من نمی گوید. راستش نمی چه خبر چرا آن می و این نمی گیرد. من مهم چون من 20 است که می و 11 و هیچگاه به من ای ندادند و این من عادت شده است. هم پیگیر این نیستم. با خاطراتی از های خود می کنم و این من است. * در سالهای می که های سینما، های هستند. شما چه ارزیابی ای از این جریان این یک قدیمی است و در به شروع در بازمی گردد. تاریخ نکنیم چون بحث مفصلی است و به این چند سال کنیم. به نظر من می رسد که رخ این است که نوع به از با چند انگشت شمار های کردند. شد بترسد که امکاناتی را به انواع بدهد. های خود را به این نوع و نوع به از که در آن سوی آب ها طرفدار و می حتماً بود. در امکانات خوب را در اختیار این دو نوع و ها شدند. آن پشت گرفتند، با های و با تبلیغات و این است که به آن مافیا می شود مافیایی و فقط یک باند و گرایش در سینماداران است. به نظر من ما به دهه 40 عوض است. سینمادار ما فیلمفارسی دهد، از نوع امروزش! این جنس به از او ارضا است. این می شود بار کی سحر را که اتفاقاً تجاری است و گو، تند، است و اگر شود این در پشت و در های محدود است. مثل این است که یک بقالی است یک را و این جنس رادر ویترین است. از این جنس مارک هم و پشت است و کسی نمی بیند. آن کالا که در پشت است به حدی نمی رود که کارخانه پشیمان می شود و نمی کند.این است که در ما رخ است. ما به محافظه و دفاتر پخش پذیر در حالی که در اگر می رشد کنید. اگر است چهره دو را روی پرده می اما است که بار کی سحر را نمی و بسیاری از های من در این چون به های نبودند. هم این نسازد. من هم با به این که 62 سال سن خسته شوم و رها کنم. من هم در ای بنشینم و کنم نمی شود. * این به این نوع ها فکر کنید؟ شما سال 88 با و مش ساختید، اگر ها جای شما می دیدند شان با استقبال راه را می دادند. من با یک ساختم. با این ها هم و هم محترم هستند. معتقدم از هر نیاز و از های شود ولیکن راه های هم شوند. این همه چیز را ناامید نکنید. اما می دهم را که مهم و به این ها نمی پردازد و به طرف این نمی آید. قضیه را ام. بود به یک اتفاق! من به نام که عزیز است و دارم. اگر 4 به این می می کرد ولی در های چرخشی شد و نتوانست به رقم از برسد. مثلا 1 صبح در آزادی! دانشجوی من 12 و نیم شب به من زنگ زد و گفت و تعطیل ولی یک صبح این اند؟ نمی دانم. پایین شد در رالی ها من بگویند، مثلاً مشخصاً شد امکان بتواند بسازد که را بخنداند. این فقط های سرد می و یک مشت دانشجو و است باشند. یک روز با خانم منیژه حکمت این می کردیم و او به من و مش را کرد و چون آن ای که حرف ها را من زده آن سال ها یک من این را می که من از او بفروشد. بعد هم نمی و نساختم. این بود که گفتم. بعد از از این جنس پیشنهادات بود. که با محسن دی وی دی باز ولی اگر به یاد باشید بعد از هیچ چون نمی تبدیل به ساز وقت شوم. بعد از سه سال تجربی و نفروش که نام داشت. مهم آن نفروخت. من به آن افتخار می کنم و دلم با آن است. بعد از آن هم با دو و بار کی سحر را دادم. بدم نمی آید یک بسازم. *امروزه شاهد حجم وسیعی از که از به شدت ضعیف و سخیف هستند، ولی با های نجومی طرف می شوند. بزرگترین استدلال این نوع ها ای به نام می گوید: خوب می دارد، هم چرا نسازم؟! سوال من این است روی این در خودمان می حساب کنیم؟ واقعیت را بخواهید در نمی به فکر کرد چون ما است. این را و ما در سال های به نمی رود ببیند. به می رود تا از ای که در نشسته بلیط بگیرند. دم در می تا با هنرپیشه ها بگیرند. می با کارگردانی که در سکانس ها ایستاده است بگیرند. هدف این است. در حواشی است که را به می کشاند. این در تئاتر هم است. به تئاترها نه با تئاتری که با می شود. عده ای می تا را ببینند. است که به فکر می کنم که به من چه می گوید. فکر می کنم این کار درستی است. ما در که اندک سعی را به بازگردانیم. ما نمی کند. من می ببینم، جوان من این بحث را داشتند که اگر کسی در خوابش برد بیدارش نکنند. من واقعا نمی فهمیدم چه آمدند. اگر می تان بخوابید. کارگردان می گوید: در بیایید می بزنیم. مگر وزنه برداری ما در ای می که ها سر جای خود نیستند. از هر زاویه ای می همه چیز عجیب و غریب است. و بی معنا است. می که بخوابند، که بزنند و... می که می شود بگویید اینها چه می دهد؟ در به ساز به به نمی فکر کنم. این ایراد است. ارتباط ما با کم است. من فکر کنم فقط آنهایی که این جنس که هر 50 می گیرند، به فکر می کنند. می بررسی می به چه جوک می خندند و در خط قرمزها و شاخک ها به چه است و ها را در ها تکرار می کنند. من به خلاف این جهت را می روم. *شما سال ها تحصیل کردید و در با است. چه شد که در ندادید؟ چرا به آمدید و هیچ وقت برنگشتید؟ این که من و در به دنیا آمدم و در هم می میرم. طور هم نمی فهمم. است که با و فرهنگ آن و کار می کنید، به تبع در خود دهید. من چشم اندازی که در بسازم. فکر می کنم در بسازم. است در مقطعی یک را در کار ولی این نمی دار باشد. من بدم نمی آید در یک ولی آن کاراکترهای و یا در کشوری که به ما است. من مند شوم تا را در از کنم. آن هم مسلماً یک بود نه یک آینده دار باشد. چندان که می بچه که به از رفتند نتوانستند کار مداوم دهند. یک کار و دو کار و بعد ماندند. رقابتی است و محیط به در به شدت با مسائلی عجین است و به راحتی به از خاورمیانه راه نمی دهند. یک است که پول دربیاورد! *می گفت را خوب می شناسید. چه تحلیلی از آن به نظرتان های و آن چیست؟ های و هم دارد. که اغلب به آن نمی این است که با است و به تحولات که در است است. در دهه 30 در حاکم می می سازد. در دهه 50 مبارزه رشد می بلافاصله می دهد و با می کند و می سازد. در دهه 60 جنبش احقاق حقوق می ما با انبوه با در می شویم، زنانی قوی که مردان به زانو نمی افتند. به در متحول می شود. از این نظر به نظر من به یک گونه حتی است. روزی که مارتین لوترکینگ کشیش سیاهپوست و نماد مقاومت سیاهان تبعیض نژادی ترور شد 5-4 روز به برگزاری مانده بود و آن سال برگزار نشد. اعلام عزای کرد. به نظر من به با می شود ولی در عین حال یک است که پول دربیاورد! به هر قیمتی که شده است. *برگردیم به بار کی سحر را که سالها شد حق و ناحق یک من نفهمیدم چرا. چون چک دست بچه ها شد و این چک ها نقد نمی شد. این ها را کرد و این که دوستی ها را بین بچه ها از بین برد، کار را از بین برد. متوقف شد. این بود که می شد این ها این علنی و می شد به و حتی به چون این چیزها حل می شود ولی متاسفانه این که به رفت و شد که فقط ما را دلگیر کرد. من نقشی در این زمینه ولی چون اسم من به بود گرفتار این بودم. من هنوز هم شورای داوری می روم و می آیم. من شدم و به این کار را نمی کنم. تحت هیچ نمی شوم چون شدم. *در رابطه شما با عرب نیا ای شد. این صحت داشت؟ مشکلشان با من نبود. به از آقای عرب نیا در ماند، ولی طوری دادیم که کسی نمی تشخیص ها است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​بن سلمان نقشه فرار خود را هم آماده کرده است

​بن سلمان نقشه فرار خود را هم آماده کرده است


به خبرگزاری تقریب، گویا بخت بن جوان به در حال شدن است. ها وی به بیشتر شده و نشریه تایمز هم کرد که وی قدرت چندانی و پادشاه می تواند با یک حرکت قلم وی را کند. و نوه از نیز بود بن در آل در خود است که است و جدی بیفتد. علت این را وی در جنگ یمن و های دانست. و وی در این نیز در به بی نبوده است. حالا جزئیات تازه ای از اوضاع ناگوار بن منتشر شده است. بن به خاطر درز حساس دفتر پادشاهی به احمد (عمویش) بسیار ناراحت است و در حال چند نفر مشکوک به درز این هستند. به تسنیم، تاکید نگرانی و ترس بن در ماه های اخیر دوچندان شده است. این امر سبب شده همه وقت خودش را در کشتی تفریحی در حدفاصل جده و شهر نیوم در دریای سرخ بگذراند و اگر مجبور به در جشن ها و یا دیدار با مسئولان خارجی شود، این کار را در جده انجام دهد، زیرا از شدت ترس نمی از دور شود تا بتواند در صورت احساس خطر سریع فرار کند. این آل محافظان شخصی نیز نوشته: بن به عناصر حفاظت از خود اعتماد و درحال به مزدورانِ آموزش دیده در خارج و موساد ماموریت محافظت از ساختمان ها و تاسیسات مربوط به شاه و و خاندانش به را سپرده است و فقط هنگامی که می از در جشن ها و ها بیایید، به طور از کمک می گیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
گفت‌و گوی متفاوت با بازیگر نقش کیان در سریال «مختار نامه»

گفت‌و گوی متفاوت با بازیگر نقش کیان در سریال «مختار نامه»


به گزارش تقریب، رضا می در یکی از های اصلی که او اش کند، او می در پخش این از است. مهر ماه سال 89 بود که از پخش شد، سریالی که لشکری از در آن و هر یک با تا پیش از آن را به گذاشتند. :حسین دوم را بشناسید/ از در تا ایفای نقش غلام شمر چند سالی است با آغاز ماه محرم از یکی از شبکه های پخش می شود و امسال هم آی فیلم پخش این را در دستور کارش قرار داده است. به بهانه با رضا این و نقش آفرینی اش گفت وگویی داشتیم و خاطرات او در را مرور کردیم. رضا تجربه در این گفت: من ای و و را در این کار گذراندم. من در طول سال که می شد در آن و به می اما به از این در های این و می چه شد. ای او این و نیز کرد: است و یکی از که سر او به وجد می آید اوست. من قبل از در از دست با نقش و در چند و اگر یک اما از لحظه لذت می بردم. از که حتی اگر نقش یک پلانی هم به تو بدهند حاضری برایشان مثلا این اتفاق در آمریکا اسکورسیزی می افتد، در ایران من چنین کارگردانی است. اوایل کار بود که داوود نقش با من تماس گرفت و توضیحاتی را هم نقش و کار داد، من از او خوشحالم شدم و با تعاریفی که او کرد متوجه شدم یکی از شاه نقش های است. داد: به نظر من یکی از های هم علاوه بر روایت های است که چشم را به دهان بازیگرانش می دوزد. زمانی که پخش می شد من از زبان ها می شنیدم که از شنیدن این های به وجد می آمدند. بودن دیالوگها که این کار را از سایر متمایز می کند. من قصه در هر خودش را اما این دیالوگهاست که کار را و برجسته می کند و این کار را به بلد است. چرا محبوب بود؟ این در های که یک سردار بود نیز کرد: بود و با او بیشتری کردند آن هم به دلیل، ضمن اینکه او به دلیل اننقام جویی از شهدای کربلا می جنگد و این نیز محبوبیت اش شد. رضا در نقش های زیادی و از او را با آن ها به خاطر می آوردند، او و این نقش ها نیز داد: به نظرم فرقی که چه را می خوشبختانه من بازخوردها و چه نقش و چه با آن است. شاهگوش در افزود: من به دارم و قبل از بیماری ام هم سعی می کردم طوری که و یک مسیر را تکرار نکنم. چون من حتی اگر در نقش های هم کلیشه شود دیگر نمی تواند جذابیتی و بیننده فقط به یک چشم به او نگاه می کند و از او انتظار دیگری ندارد. رضا در ها مثل قبل در با اشاره به که این به دستش می رسیده کرد: ها مثل سابق و اگر 10 کار توجه ات را جلب می کرد این با چشم پوشی از عیب و ایرادها نهایتا 2 کار را بتوانی کنی. من خودم هم سختگیرتر شده ام و ندارم هر را قبول کنم در دقت می کنم. فکر می کنم مردم از بعد از در برخی از ها که وجهه سنگین تری دارند، انتظارشان بالا می رود و ندارند او را در هر ببینند. من هم به سلیقه آنها احترام می گذارم و با وسواس نقش را می کنم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نقش یزید در فاجعه کربلا به روایت علمای اهل‌سنت

نقش یزید در فاجعه کربلا به روایت علمای اهل‌سنت


خبرگزاری تقریب: در تعداد از شخصیت ها و برﺟﺴﺘﮥ سنی که نقش را در فاﺟﻌﮥ انکارناپذیر اند و صدق این ﺗﺄمل در که از مرگ تا پس از حسین(ع) رخ دادند، به وضوح نقش را در این می کنند. این و ها به وقوع از این است: .الف. زمینه چینی و جنگ با عراقیان: گزارشی که در الفتوح ابن و خوارزمی است که منابعی یا با های قوی در روز خود که او و مرگ به از سخن گفت که از با خبر می داد. گفت که در دید که در او و از خون جاری است که وی از آن را تا ابن آمد و او را از نهر داد (ابن 1406: 3/6؛ 1948: 1/179). وی خود را تعبیر کرد که بین و به ملحمه ای رخ داد. هرچند صحت این محل تردید این است که وی از خطر را که دل در گرو علی(ع) می کرد و شام را جنگ با می که در از با سخن به است (ابن 1406: 3/6). ب. ای تند به از حسین(ع) یا قتل ایشان: های معتبر پس از برتخت نشستن ای کارگزار خود در و به او داد تا از بن علی(ع) و بن بگیرد. این را گوناگون ذکر که در از از در امر سخن شده است (ابن قتیبه، بی تا: 1/174و175؛ 1998: 4/332و333؛ بی تا: 5/338؛ شیخ 1399: 200). عده ای از بر از این دو تن یا سخن به اند (یعقوبی، 1413: 2/154؛ ابن 1406: 3/9، 19). در آن هم به جای عام به طور از خود در ای از آن که به آن بود که زدن این کار بر دوش (Ahmad, 2006: 118-119). پس از این به و ابن بی از خود به سخنی بگوید. این را داد تا از احتمالی یا گریزشان جلوگیری کند (ابنlrm;اعثم، 1406: 3/9؛ 1998: 4/333)؛ اما آن دو به فراست از باخبر ابن از و با عده ای از همراهان خود نزد رفت (ابن 1406: 3/12؛ 1368: 227). این نباشد که به طور از آگاه شد؛ اما از امام(ع) و ابن از خبر می بن حکم در این که که امام(ع) در دارالعماره از و کار را به فردا و در موکول به کرد که او را رها و امتناع، وی را بکشد؛ به او، رهاکردن و ابن باعث گریختن و افزایش در می شد و ای را ساخت که به شد (خلیفه بن 1968: 1/282و283؛ 1368: 227؛ 1998: 4/333، 336؛ ابن 1406: 3/9و10، 14). شدت عمل به از به امام(ع) و خطر او امام(ع) بود. این که نیز طرح و را در سر داشت. عزل از پس از وی در کار امام(ع) (بلاذری، 1998: 4/341) از عمل و یکی او و را می کند. در در شد که از جان خود بود و می داد در رو از بنی را خود برد (دینوری، 1368: 227؛ ابن 1406: 3/13). بی شک اگر می سی تن را از جان به نمی برد. ج. بیم بر جان خود و اش و از مدینه: پس از از که در به رو شهر را ترک کرد و به طرف مکه رفت که حرم بود. به از به این آیه از شد: پس و از شهر شد، گفت مرا از بخش (قصص ، 21؛9 بی تا: 5/343؛ شیخ 1399: 202). به این آیه به را می دهد. بیم از این بود. در به که علت شدن را از داد: بنی را و را صبر و حال به که (ابن 1406: 46). پس از به مکه به شد که این را به می دهد: من از بر من و ام ندارم. که از ترس مرگ دست ذلت به دهم تا خود را از که مرا هدف اند کشم، مرا نشاید که آزادمرد خوانند (بلاذری، 1998: 4/337). که به ابن در مکه و از او که حسین(ع) را از قیام وی بازدارد، ابن داد (ع) به من خبر است که علت آمدنش به اینجا، سوء اموی در و در کار با سخنانی تند بوده است (سبط بن 1418: 215و216). د. عزل مسامحه کنندﮤ مدینه: در رمضان سال 60ق/679م، عتبه را از فرمانداری عزل کرد و اَشدق را با حفظ سمت در به نیز منصوب کرد (طبری، بی تا: 5/343؛ سبط بن 1418: 214؛ ابن 1413: 8/158). علت عزل ای بود که بن حکم به و در آن از چاپلوسی و سستی در کار حسین(ع) و ابن انتقاد کرد (بلاذری، 1998: 4/341). که به رسید به رفت و خود را بر با ابن که از هدف او شورش امویان و به دست کرد (خلیفه بن 1968: 1/283). عزل ﻧﺘﻴﺠﮥ او از که پس از از گفت: نه به خدا من بن علی(ع)، نوﮤ پیغمبر(ص)، نخواهم حتی اگر همه دنیا را به من دهند (بلاذری، 1998: 4/336؛ ابن 1413: 8/157). که از او امام(ع) را اجتناب از بکشد، آرزو کرد ای کاش پیش از این مرده بود و روزی را نمی دید (ابن 1406: 3/10). به علت پس از وعدﮤ بر در جمع، را رها کرد (ابن 1406: 3/12؛ ابن 1413: 8/158). سپس بن را که از بیراهه به مکه رفته اما در پی حسین(ع) که راهی مکه شد، برنیامد (بلاذری، 1998: 4/334) و به این صورت، به عمد از ورزید. ر. یا قتل حسین(ع) در مکه: پس از نشد در از بگیرد، در بود این کار را در مکه دهد. ازهمین رو ای به ابن که در مکه به سر می برد و از او را از خود باز و به راه وا دارد. ابن هم ضمن وعده به (سبط بن 1418: 215و216) برآمد امام(ع) را از به باز و را به در تا مراسم حج، تشویق کند تا را در ایام حج دیدار کند و نظر را خود بداند؛ سپس کند و از به محل غیر از مثال به یمن، برود (مسعودی، 1970: 5/129تا131). اما ضمن خیرخواهی ابن عباس، خود را به دو علت بازگشت ناپذیر کرد: بن بر همراهی با و دوم ترس از یا شدن در مکه و شکسته شدن حرم امن (طبرسی، 1417: 1/445؛ ابن 1413: 8/177و178). به حج حجّ به و بی به به سوی این را قوت می که قصد و به زور از و را (ابن 1406: 46؛ 1385: 45/99)؛ اما امام(ع) قصد با شدن خدا بشکند.10 ز. ابن به جای بن در کوفه: ابن به به از است که شدت عمل در حسین(ع) است. پیش از ابن به بن شهر بود که به شخص نرم بود. به شهر به گرد بن جمع به که بیم آن می رفت کار از دست بنی شود (سبط بن 1418: 221). با از را عزل کرد و بن را با حفظ در به و به او داد به رود و را دهد (طبری، بی تا: 5/348؛ 1379: 2/42). ابن و حال طلب و بود که از هیچ ابا نداشت. به (Madelung)، رو که بن علی(ع) را خود می در شدن او اما نمی در چشم در حکم حسین(ع) رو ابن را این کار که حسین(ع) را کند و بکشد. که وی در های امام(ع) داد و به با از این بود.11 س. با بن در کوفه: ابن در و بن که در او، به این امر شده بود که را کند و سپس یا کند (دینوری، 1368: 231؛ بی تا: 5/348، 357؛ ابن 1406: 3/41و42). ابن پس از به شهر و به دست شد را کند و بن به قتل و این کار امام(ع) را در کند. او یا که امام(ع) در بود (دینوری، 1368: ابن 1406: 3/42و43؛ بی تا: 44) و بن بن به طرف امام(ع) را به قتل (ابن 1406: 3/50و51). با این به ابن (دینوری، 1368: 242) و از او و به شد، کند و به (طبری، بی تا: 5/380و381؛ 1948: 1/215). سپس داد و را که ابن بر (ابن 1406: 3/70؛ ابن بی تا: 4/94). ش. به ابن و قتل امام(ع): پس از کار به ابن داد که کار را بر بن علی(ع) سخت و را دهد یا او را ای نزد (یعقوبی، 1413: 2/155؛ 1998: 163). به ابن را به ذکر اند. در از از ابن شده است که بن علی(ع) را رها و حتی در است که با کسی که وی جنگ (غیرَ مَن قاتَلَک) (دینوری، 1368: 242؛ ابن 1413: 8/179)؛ اما در از از به جنگ با امام(ع) از به سخن به است (یعقوبی، 1413: 2/155؛ ابن 1415: 14/213). که این را خود ابن نیز در اش به (ع)، که در کرد: مرا که بر زیر سر و شکم را از نان پر تا تو را به او آرم یا تو را به سوی (ابن 1406: 3/95؛ 1948م: 1/239). ص. سخت ابن بر امام(ع): سخت های ابن بر امام(ع)، و علت بر تحت ابن است. او در این و عم بن هیچ به جنگ و امام(ع) (بلاذری، 1998: 4/188؛ بی تا: 5/401)، (ابن 1406: 3/112؛ بی تا: 5/426) یا خود این (طبری، بی تا: 5/402و403؛ شیخ 1399: 225؛ 1962: 6/10). بیم ابن از در بر از امام(ع) یا قتل که وی در خود به امام(ع) به این دو را کرد. ض. بعد از عاشورا: پس از از به ابن داد تا را به و به (سیدبن بی تا: 171). به و را در بین راه که با عکس نشد.13 که این عمل کسی که از خود است. سپس داد سر امام(ع) را بر در (مجلسی، 1385: 45/155و156) یا کاخ خود (خوارزمی، 1948: 2/73و74؛ 1385ق: 45/142) تا شود. نیز دسته به نزد می و اش را بر این (ع)، می (ابن 1406: 100). از شد. شهر به ای شد که سهل بن از پیامبر(ص)، کرد فرا است که او از آن بی خبر است. را سه روز در شهر نگه تا شهر را و شهر رقص و دف با دست و پای شده و به (خوارزمی، 1948: 2/60و61). که این ها و باشد. ط. از قتل امام(ع): به یکی دو بر این اند که به محض سر حسین(ع) داد آن را در زر سپس با چوب به زدن به های امام(ع) که از ابن با از یا را می کرد (یعقوبی، 1413: 2/159؛ بی تا: 119؛ بی تا: 5/390، 465؛ ابن 1406: 3/149تا151؛ 1970: 5/144). این عمل بود که از پیامبر(ص)، کرد (بلاذری، 1998: 222؛ 1970: 5/144)؛ اما و حتی وی را کرد که اگر از پیغمبر(ص) را می زد. پس از این نیز تا چند روز در سر (ع) بزم و کرد (خوارزمی، 1948: 2/72؛ بی تا: 190)؛ حتی به نقل از به داد بر رود و در حسین(ع) و علی(ع) سخن (ابن 1406: 102؛ بی تا): 187و188). وی در های به کرد. داد را به و با با غل بر پشت از به شام (سبط بن 1418: 237، 260)؛ به که بدن های شد و سپس را در جای داد (سیدبن بی تا: 188). که به و او سجاد(ع) را و دست گفت: ای علی بن حسین(ع) خدا را شکر که را کشت... (مجلسی، 1385ق: 45/168). وی حسین(ع) را به (سبط بن 1418: 260) که با زینب(س) از این کار منصرف شد. ظ. با ابن پس از کربلا: یکی از علت های مهمی که از نبودن واقعی و بلکه عمل قاتلان حسین(ع) ندادن کوچک ترین تنبیهی در حق حتی وی بیشترین هدایا و جوایز را به مسئول این بن زیاد، بخشید (سبط بن 1418: 260). پس از این عرب و جبال را به او سپرد و مبلغ یکzwj;میلیون درهم هم به او جایزه داد (ابن 1406: 3/156)؛ سپس او را از به نزد خود فراخواند و شب نشینی های با او داد. در یکی از این مجالس، در تعریف از عمل ابن سرود: پیالهlrm;ای از شراب به من بده که تا مغز سرم نفوذ کند و آن را هم به ابن بنوشان که همراز و امانت دار من است و مرا در لشکرکشی هایم به می رساند. که کننده بر من، بود و نابودکنندﮤ دشمنان و حسودان است (مسعودی، 1970: 5/156و157؛ سبط بن 1418: 260). وی که بن بشیر، معزول را دید به طعنه از او پرسید نظرت کار ابن چیست؟ و به کوتاهی داد: الحربُ دُوَلٌ و اگر زنده بود نمی کرد (خوارزمی، 1948: 2/59و60). به سفارشی بود که به مرگ خود به بود که کار بن را اما با بن علی(ع) کند (دینوری، 1368: 226). به شعبی، وی از بن حکم نیز به علت اقداماتش در این تشکر کرد (سبط بن 1418: 260). . ع. مواضع صحابه و بزرگان عاشورا: نظر ابن دخالت صریح در قتل امام(ع)، یکی از است که مدتی پس از ماجرای رخ داد. که حسین(ع) به بن کسی را نزد ابن فرستاد و از او تا با وی ولی ابن با این بهانه که هنوز پابرجاست و از او ورزید. چون خبر این به گوش ای به ابن و او را ستود. در به این ابن تندی به او و آن را کرد: تو در ات از من با ابن نکرده ام یاد کردی، به خدا قصدم از این کار حمد و ستایش تو و من یادم نرفته است که تو که بن علی(ع) و جوانان بنی المطلب را کشتی و پیکرهایشان را در بیابان رها کردی. تو که حسین(ع) را از حرم امن (مکه) و حرم رسولش (مدینه) بیرون راندی، به ابن نوشتی و در آن قتل او را و من امیدوارم که خداوند به خود را از تو بگیرد... (یعقوبی، 1413: 2/162و163؛ 1998: 4/341). زیدبن ارقم، از قدیمی پیامبر(ص)، به در ابن بود. وی که بی احترامی ابن را به سر حسین(ع) سخت برآشفت و گفت: چوبت را از روی های حسین(ع) بردار. به خدا سوگند، دیدم که پیامبر(ص) این لب ها را می بوسید. به کرد. ابن به او گفت: اگر پیر و خرفت نبودی، می دادم گردنت را بزنند؛ سپس زید از ابن شد (طبری، بی تا: 5/456). در که بن در به رفت و گفت: حمد را که حق و اهل آن را غلبه داد و امیرمؤمنان و وی را یاری کرد و پسر بن علی(ع) و شیعه وی را بکشت . بن عفیف ازدی که از شیعیان علی(ع) از جای برخاست و گفت: ای پسر مرجانه! پسر تو و پدر توست و آن که تو را داد و پدرش. ای پسر فرزندان انبیا را می کشید و سخن صدیقان را می گویید . ابن داد او را و در شوره زار به دار آویزند (طبری، بی تا: 5/459و460). غ. سخنرانی بن پدر خویش: کسی که انزجار خود را به داد فرزندش، بن بود. به ابن حجر هیتمی (درگذشت974ق/1566م)، وی ظاهرالصلاح بود و زمانی که به بر رفت و گفت: این ریسمان است و همانا جدّم با کسی که تر، علی بن ابی طالب(ع) درافتاد و با شما کرد که خود می دانید تا مرگ او را و در قبر شد که در گرو بود. کار را به پدرم وانهاد؛ که وی این کار و او با پسر رسول خدا(ص) منازعه کرد تا عمرش کوتاه شد و دنباله اش قطع گردید و به قبر وارد شد؛ که از هراسان بود . سپس گریست و ادامه داد: از کارهایی که سخت بر ما سنگینی می کند، ما از سوءعاقبت و بدفرجامی اوست؛ او نوﮤ پیغمبر(ص) را کشت و حرم (شهر مدینه) را مباح کرد و را خراب کرد و از شیرینی نچشید... (ابن حجر 1417: 2/641). نتیجه حسین(ع) و پدیدآمدن یکی از جرایم است که در دوران سه خود داد. محرزبودن نقش او در این بیم از عواقب آن موجب شد خود او و عده ای از طرفدارانِ خلفا ، توجیه آن و او را از این مبرّا سازند. حتی عده ای پا را از این فراتر نهادند و به جای حسین(ع) را و او را به علت نکردن با به ایجاد تفرقه و شقّ عصای مسلمین ، طلبی و ماجراجویی مستوجب نکوهش دانستند و با جعل روایاتی، او را سزاوار مرگ شمردند و غیرمستقیم عمل را کردند. اکثر سنّی اعتقاد به خلفا، را در این مقصر معرفی اند و امام(ع) را نیز خطاکار ندانسته رو عده ای از برآمدند پای را از این بکشند و با انکار واقعیات این را بر دوش ابن افکنند. علت های نیز پشیمانی از قتل امام(ع) که خود علتی آنهاست، افکندن آن بر ابن و خوش و دلجویی او با اسراست. فارغ از های از اهل سنت بر و لعن او، علت ها و در خود که را در امام(ع)، در قالب این پژوهش به اثبات می رساند. مجموع این علت که در متن به تفصیل بیان شد، از آن که در را و در دل به این کار راضی بود و ندامت او هم امری ظاهری و غیرواقعی بود. کارناﻣﮥ سه او می دهد که وی تدبیر را حکمرانی بر امپراتوری و کنندگان از او نیز به درستی این را دریافته بودند؛ هرچندکه به جز حسین(ع) و بن کسی جرئت آن را پیدا نکرد.. اصرار سپردن امور جهان به که نه صلاحیت اخلاقی را و نه از عصبیت قبیله ای گسترده ای برخوردار بود و نه کارآمدی را اشتباهی هولناک بود که نتایجی اسلامی به ارمغان آورد. به حوادثی تلخ کربلا، حرهّ و حمله به برعهدﮤ کسانی است که سرسختانه سنگ از این سبک سر را به سینه می زدند. پی 1. (1385)، از اهل تهران: خمینی. 2. (1382)، از اهل سنت ، در ش2. 3. (1390)، و ، ش19. 4. عبدالهادی، (1429)، فی عهد ریاض: دار طیبه و التوزیع. 5. علت های این موضوع، از آیات توبه آیه 100 و بقره آیه 143 و از احادیث و نیز اجماع منظور اهل است. بیشتر، ر.ک: (ابن حجر 1328ق: 1/10و11. نقد این یعقوب، احمد 1374، پژوهشی در عدالت صحابه، قاضی زاده، تهران: مجمع جهانی اهل بیت. 6. از ﺗﺄثیر اندیشه های اهل حوادث صدر اسلام، ر.ک. کاظم بیکی، گوهری، 1393: نگاه اهل حدیثی ابن سعد به صدر ، و فرهنگ، ش92؛ 1379: 150، 165؛ Crone, 2000: 10/952-954.. 7. این ادعا صحت ندارد؛ اخبار موثق وی به مرگ 38 سال داشته است؛ در سال 25ق، 14 سال پس از رحلت پیامبر(ص)، زاده شده است (طبری، بی تا، 5/499؛ 1998، 4/393). 8. چندی پیش یکی از این افراد در اینترنت، از خود کتابی امیرالمؤمنین ! خبر است: ( 80015). هایی نیز با از به رشته درآمده برائهیزیدبن من دم الحسین : (محمودابراهیم محمود، بی تا، ،برائه من دم کویت: کلیه الآداب،) و فی عهد بن (الشیبانی، عبدالهادی بن رزّان، 1429، فی عهد 60تا64ق، ریاض: و التوزیع). عجیب است که طرفداری از سلفیان مسلمان می که حتی خاورشناسان همچون نولدکه نیز به بی دین او اند (Noldeke, 1892: 82)! 9. فَخَرَجَ مِنها خائفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبّ نجَّنی مِنَ القَومِ الظالمین. 10. این در ابن به که پس از نگاشته شد است: لکن کَرِهَ اَن یَکونَ هو الذی یَستَحِلُّ حُرمَه البیتِ و حرمه رسولِ الله (یعقوبی، 1413: 2/163). 11. . 12. عمربن سعد پس از در مشاجره ای که با ابن وی را به علت نصیحت او را با بن علی(ع) نپذیرفته کرد (طبری، بی تا: 5/467). 13. به سنداوی، تکریت، موصل، حمص، بعلبک و با این صحنه ها کردند؛ اما در مقابل قنّسرین، شیزر، کفرطاب، سیبور و حماه دروازه ها را بستند و حسین(ع) عزاداری و به سوی حامل سنگ پرتاب (Sindawi, 2003: 246). 14. برپایه این به محض مشاهدﮤ سر بریدﮤ امام(ع) به کرد (طبری، بی تا: 5/393؛ 1998: 233؛ 1948: 2/56تا58). جالب توجه است که راوی این خبر در الاشراف یکی از موالی است! باتوجه به های متعدد که حاکی از در این است به این روایات نباید اعتماد کرد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ الف. . ابنlrm;اثیرالجزری، ابوالحسنlrm;علیlrm;بنlrm;ابیlrm;الکرم، (1415)، الکامل فی قاضی، بیروت: العلمیّه. . ابن ابومحمداحمد، (1406)، الفتوح، بیروت: العلمیه. . ابن تیمیه، تقی ابوالعباس (1406)، منهاج السنّه النبویّه فی نقض کلام الشیعه القدریّه، ریاض: جامعهالامام سعودالاسلامیّه. . ابن جمال بن (1426)، علی المتعصب العنید المانع من ذمّ الیزید، بیروت: العلمیه. . ابن حجر (1328ق)، الاصابه فی تمییزالصحابه، بیروت: دار صادر. . ابن حجر (1417)، الصواعق المحرقه علی اهل الرفض والضلاله والزندقه، لبنان: الرساله. . ابن ابوجعفررشیدالدین (بی تا)، مناقب آل ابی طالب، سیدهاشم رسولی محلاتی، قم: الطباطبائی و الصحفی. . ابن (1406)، فتاوی و مسائل ابن بیروت: دارالمعرفه. . ابن ابوبکرمحمدبن عبدالله، (1419)، العواصم من القواصم فی الصحابه بعد وفاهالنبی صلّیlrm;الله وسلّم، ریاض: الشوون الاسلامیه والاوقاف. . ابن علی بن (1415)، دمشق، بیروت: دارالفکر. . ابن قتیبه (1368): ابومحمدعبدالله بن (بی تا)، الامامه و السیاسه، طه الزینی، قاهره: الحلبی و شرکاء و التوزیع. . ------ ، (1412)، الاختلاف فی اللفظ و علی الجهمیه والمشبهه، بی جا: دارالرایه. . ابن کثیر دمشقی، ابی الفداءاسماعیل، (1413)، البدایه و النهایه، بیروت: دار احیاءالتراث التاریخ العربی.. . ابن نما الحلی، (1406)، مثیرالاحزان، قم: الامام المهدی. . علی بن (بی تا)، مقاتل الطالبیّین، صقر، بیروت: دارالمعرفه. . یحیی، (1998م)، الاشراف، محمودالفردوس العظم، دمشق: دارالیقظه العربیه. . جاحظ، ابوعثمانlrm;عمروبن بحر، (1384ق)، الرسائل، عبدالسلام هارون، قاهره: الخانجی. . بن خیاط العصفری، (1968)، خلیفهبن سهیل زکّار، دمشق: الثقافه والسیاحه والارشادالقومی. . ابوالمویدموفق بن (1948)، شیخ سماوی، نجف: مطبعهالزهراء. . ابوحنیفه داوود، (1368)، الاخبارالطوال، قم: الرضی. . ذهبی، شمس ابوعبدالله (1405)، سیر النبلاء، بی جا: الرساله. . سبط بن (1418)، تذکرهالخواص، قم: الشریف الرضی. . (بی تا)، اللهوف علی قتلی الطفوف، فهری زنجانی، تهران: بوذرجمهری. . سیوطی، جلال بن ابوبکر، (1378ق)، الخلفاء، محمدمحیی عبدالحمید، مصر: المکتبه التجاریه الکبری. . محمدعبدالهادی، (1429)، فی عهد ریاض: و التوزیع. . شیخ محمدبن نعمان، (1399)، الارشاد، بیروت: للمطبوعات. . -------------- ----- - - ، (1374)، الجمل، قم: کنگره شیخ مفید. . فضل بن (1417)، الوری باعلام الهدی، قم: آل البیت. . جریر، (بی تا)، الطبری، محمدابوالفضل بیروت: روائع التراث العربی. . غزالی، ابوحامدمحمد، (بی تا)، احیاء علوم الدین، بیروت: دارالمعرفه. . محمدباقر، (1385ق)، بحارالانوار، ، تهران: مکتبهالاسلامیه. . ابوالحسن علی بن (1970)، مروج الذهب و معادن الجوهر، باربیه دمینر، پاوه دکورتل، تهران: مطبوعاتی اسماعیلیان (افست). . مسکویه رازی، ابوعلی، (1379)، تجارب الامم، امامی، تهران: سروش. . مطهّربن طاهر، (1962)، البدء و تهران: مکتبهالاسدی. . (1385)، از اهل تهران، خمینی. . یعقوب ابن واضح، (1413)، الیعقوبی، عبدالامیر مهنّا، بیروت: للمطبوعات. ب. . (1390)، و ، ش19، 271تا296. . بهرامیان، (1376)، اصحاب و نیم سده اول هجری ، ش4، ص331 تا340. . رسول، (1379)، نقش حنبل در تعدیل مذهب اهل سنت ، هفت آسمان، ش5، ص145تا176. . ناصری، (1382)، از اهل سنت ، در ش2، ص249تا282. ج. لاتین . Ahmad, Riadh, (2006), Al-Ḫusayn Ibn ʻAlī: Astudy of his uprising and death based on classical Arabic sources, Institute ofIslamic Studies, Mc Gill University, Montreal. . Crone, Patricia, (2000), UTHMAcirc;NIYYA, EI2, Leiden, Brill. . Donner, Fred M., (2010), "Umayyad Efforts atLegitimation: The Umayyadsrsquo; Silent Heritage": Umayyad LegaciesMedieval Memories from Syria to Spain Edited by AntoineBorrutPaul M. Cobb, LEIDEN bull; BOSTON:BRILL. . Kohlbeg, E, (1976), the development of Imāmī Shīʻī Doctorine of jihād, ZDMG, p64-86. . Madelung, Wilferd "ḤOSAYN B. ʿALI", IRANICA, . Noldeke, Theodor, Sketches from eastern history, Translated by John Sutherland, London and Edinburgh, Adam and Charles Black . Shacht,J, (1986), AHl AL ḪADīTH, EI2, Leiden, Brill. . Sindawi, Khalid, (2003), ldquo;The head of Husayn Ibn lsquo;Ali from decapitation to burial, Its various places of burial and the miracles that it performed , ANES 40, 245-258. نویسندگان: عبدالرحیم قنوات: دانشیار و ملل مشهد، مصطفی گوهری فخرآباد: استادیار و ملل مشهد، فصلنامه پژوهشهای شماره 36
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
پنج ویژگی برتر یک تبلت که نویسنده به آن نیاز دارد

پنج ویژگی برتر یک تبلت که نویسنده به آن نیاز دارد


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) طبق آخرین تحقیقات و به نقل از پورتر ( evans porten) بدیهی است که یک به نیاز که حمل آن به پذیرد این یکی از مزیت های مهم یک است. اما مهم تر از وزن و های مهم تری دارد. اگر شما یک ای که می های جدی تری از یک شما از های استاندارد ابزاری که به کار می برید شوید. 1- اگر شما اید ای و یا را در خود شما می دانید که این دردسر بزرگی بود. حتی اگر واضح یک تلفن و که پاسخگو باشد، نمی یک را باشد. اغلب ها در یکی از سه بزرگ هستند: 7 اینچ، 8 یا 10 اینچ. در های هفت و جستجو فعالیت است که به می شود، حمل این آسان تر است. اما با انتخاب یک هفت شما های را از دست داد. با های هشت کار را به و را راه می اما و است که آن ها 9 یا 10 باشد. 2- یا با هر خوب به شما گفت که از یک از خلق این فرآیند(داستان) است. اما که است. که می تا شما در های نظر توانایی تان را به کار ببرید و کار را دهید. از ها این با یک کیبوردی تعبیه شده اند که به است. ها این دارای یک است که به می شود. های دیگری آپشن های اضافی تری را به صورت خدمات جانبی به خود باشند. اگر ابزار شما نمی یک را در اختیار بگیرد احتمالا نیست. 3- ها و نرم اگر شما مانند بیشتر افراد و می از ها بازی ها و دیدن های یوتوب تقریبا با هر نوع این را می توانید دهید؛ اما اگر بخواهید نوشته های را در بنویسید زمانی را دریافت نظر خود بگذرانید که با آن سازگار باشد. مثال نامه از درفت فاینال می که در حال حاضر فقط در آی فون و آی پد می شود. ای از نرم و های نوشتاری و اپل و ویندوز دارد. فقط مراقب باشید که برخی برندهای نرم افزاری در هر عاملی نمی کند و خاص خود را باشند. اما است هم که هیچ قابلیتی های و نویسندگی را نتواند کند. 4- اگرچه احتمال یک خوان الکتریکی یک نباشد، شما که به و روش دارید. از ها در IOS و به شما به های الکتیریکی و آن را می دهد این یکی از بزرگترین این ها است. این ها با وضوح بالاتری و مطالب را نشان می دهند که کیفیت و کنتراست دارد. 5- عمرباتری خبر خوب اینجاست که ها اساسا یک باطری با عمر تر از لب تاپ ها در طول های سنگین دارند. اما همه آن ها شرایط یکسانی ندارند. عمر در و فصل ها باشد. ها شبیه لب تاپ نیستند و در حین وصل شدن به برق و شدن ندارند. وقتی که شما در یک کافی شاپ کار می و را می است خود را نداشته باشد. امروزه ها حدود نه عمر و آن ها در یک بار تا 15 هم عمر می کنند. اگر فعال و از ها زیاد ستفاده می روی نه کارکردن آن حساب باز کنید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
توزنده‌جانی:رمانی با هویت ایرانی و فراتر از گونه‌ها

توزنده‌جانی:رمانی با هویت ایرانی و فراتر از گونه‌ها


خبرگزاری (ایبنا)- ملیسا معمار: سه ای ست که شاه آن را در و به از سوی نشر افق شده است. در جلد این با ها در می و طی آن جزئیاتی از و آدم های آن خوانندگان می شود. به این در میزگردی با حضور جانی، مرزوقی، و در به نقد و جلد از سه پرداختیم. در این نشست، در دو بخش شد؛ اثر و نظرات آن و سپس نقد و از سوی و کارشناسان که در می خوانید. شاه چه شد که را در به و به مدت های ذهن من مشغول بود و در یا بنویسم. دو یا سه سال پیش بود که می مقاله ای وضعیت در و به دنبال کسب در آن بودم. که نظمیه در ناصری بود. در این می که هرهفته، بچه ای در حوضی در خفه می شود که دلایل داشت. رفته این من شکل کرد و زیر این حوض ها که از آن جا بچه ها می شوند. در هم ای که این شویم. پرانتزی است که در باز می شود و از ای در واقعی، این را باز می کند. به نظر من این حوض بود به فانتزی. ها من قصه طرح ندارم. اولیه من این این بود که بچه در حوض غرق می و در از به هم می رسند. اما به چیز از آب درآمد و این کتابی شد که می بینید. در داشتید را در بنویسید یا به این که شدن در بود فقط یک باشد. اما جلد اول شد که های آن های قهوه قنبر شدن و می توانند در به شکل و به دو جلد هم و کار به سه شود. در حال هم جلد دوم شده و درحال فکر به جلد سوم هستم. در دو موازی می شوند؛ از در و و در 150 سال قبل. این دو به هم می کنند؟ وابستگی به این قصه ها این است که را از دست و می خواهد به با او برقرار کند و را ببیند. در ای که با عکس می کند و می اگر یکبار برگردی، به این مساله می شود. شما در هم به این را اید و رنج در طول از تا و در از ها و آن ها و شدن در های سخت ها را به به نظر می رسد این دو های به هم و به آن های و این است. این دو با هم من از یک است. در فضا می شد. اما این فراواقعیت در بود و قهرمان نمی تشخیص دهد که می افتد، است یا در ابهام. به هجوم و واقع گرایی در آن کار زیاد بود و کار تلخ شده بود. در جدیدم به این رسیدم که ما عین را بنویسیم ما این را که را به خیال و ترجمه و من در این 240 ای در 180 توهم بچه ها را می فروشند در ذهن می کنم اما در صفحات آخر، را به سوی پایانی خوش می برم و در عین حالی که را با این می کنم که بچه ها را می فروخته سعی می کنم تلخی را از آن ها بگیرم و در به آن بپردازم. در این به مرگ اید، موضوعی که به خاطر حساسیت که اش کودک با احتیاط آن می شوند. به نظر شما مرگ و خفه شدن بچه ها به چه و شود تا و مخربی در آن ها نداشته باشد؟ من مرگ در این ای به و مراتب آگاهی. به به ماورای یک چیز، ورای که می بینیم، زیر یک حوض، ای بود که به بپردازم. ماجرای مرگ و به آن در ترین های بشر است از اساطیر آشور و کمدی الهی دانته تا ارداویراف و خلسه محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، جلد سوم سیاحت ابراهیم بیک را و مرگ بشر و به شده و با کهن الگوهایی که در ذهن بشر شکل اند مستقیم و با قصه ها این نوع نگرش ما شده و بشر هم می به این بپردازد و اش است. هروقت این می جاذبه ای و به ناخودآگاهی که در ذهن می کند و نمی در باشد. نظر شما در خلق رمانی در قبل از برگزاری این نشست می یادداشتی را در اینستاگرامم این کنم که به شد آن را در این کنم. به نظر من و و چه خوب است که آدم و چه خوب است که بخواند. این ها را دارد. از می مهم است. و های که در های اند اما این را در به که از آید. هر سه کلی خلق که می از که ما را با به کشف ها سوق می دهد. است. در مهم است. از لفظ می مهم چه می مهم این است که می و این و طراحی. سوم است. های می که و رنگ و بوی ندارند. به نظر من این سه را و ما با یک که را و است. در و طرح عمل جانی: این پسر به نام است که از روی دست که با خود به با و می شود. و با دو یکی در عصر و یکی 150 سال پیش رو می شویم. در این دست های را می و به سفر می کند و دست را می کند که در حال و از بین است. و به که ما آن را کنیم. از نظر طرح می را می دهد. از انجام شود و مقدمه را از روز اولی که رضا را به قالیبافخانه می با یک دل پیچه می کند و فراهم می شود تا کل جلو رود و به خان می رسد. هم، جهانی را می سازد که از روستای سلطان آباد می شود و که رضا دزدیده می شود و به قالیباف می موردنظر شده است. ها، ها و حوادث هم تا هم اش را باشد، هم و هم باشد. های ندارند. نظر شما این بین این اثر و سایر شاه چه ها و می بینید؟ من که در و به سوی می رویم. بچه ها عاشق ترس و و به این های آور و ماجراجویانه دارند. خوب است که به چیزهایی را کرد که بچه ها در حالت معمولش حوصله آن ها را بخش گم شده ای در که برمی گردد به بچه که در مظفرالدین شاه گم شده اند. به این و خان است و می را به ارائه دهد. این به ناگواری که بچه ها مرا به یاد الیور توئیست انداخت. اگر ما سال های قبل صدسال پیش، بچه می نوشتند که گم شده اند یا در این حقوق در جدی تر می شد. من حدود پنج از شاه ام و به تشابه بین این ها دارد. در کافه خیابان گوته هم دو راوی و یکسری های مشخص به که در شاه می شود و سعی می کند را و کند. شاه در این به از اسطوره ها و الگوهای استفاده کند. شاه و به نظر شما آیا به و کشش را در کند؟ یکی از های مهم هر و است و این هم و هم قانع ای. در پاراگراف اول این به ای است که خودم را یک می است. از می می کنم ریتم است و به می شود و به جزئیات به است. غیراز در آغاز به معمولا هم به فصل ها و فصل ها می شود و را نمی کشد. اما چون است انتظار حوض و و حیطه ترس و می شدیم. به نظر شما در این تا چه ها و های ترس و به نظر من به هیچ وجه این را در داد. حتی ناشر هم در انتخاب طرح روی جلد اشتباه و از دو زامبی به همراه خون است. اما رضا و داخل حوض می روند شان را کشف می و آن جا و فقط مرگ به می دهد و می مرگ هم سفر است و آن ها را به می رساند و آور و وحشتناکی ندارد. در این قسمت رضا اش به می رسد و نگرانی را می یا می بچه مادری است که نمی به او شیر دهد و اش کسب می کند. این است و اگر در اثر شده است. به هیچ وجه اعتقاد که این در ترس و می گنجد. اکثر آثاری که ما در این اند های است که بچه ها می دانند آخرش فقط می خواهند یک لحظه بترسند. اما می کند که واقعا ترس و را کند و به چشم یک بازی به آن نمی کند. پس این را در چه ای می کنید؟ جانی: به نظر من یک و از هاست و به یابد. حتی در هم نمی آن را کنیم. مرزوقی: می کنم با مشکل چون می من این را از می دانم. درحالی که ادبیات، غالبا با جلو است. این اثر در می یا نه، به نظر من یک است که با های بومی دارد. به نظر من در این زندگان به بدی که این بچه ها تر از است. به هرحال مردگان، جن و پری همه در می گنجند اما ما هنوز یادنگرفته ایم که به آن بپردازیم. غربی ها خون را ساختند اما ما با قصه های در جنوب کشورمان که می توانستند رشد نتوانستیم خون ها خلق کنیم. جانی: من با مشکلی اما معتقدم را اند. ادگار آلن پو، کسی بود که عناصر را کرد. او های و دیگران را و گفت که این ها دارند. این هم همینطور. در مصاحبه با مارکز از او بودند اثری که در رئالیسم جادویی دهد و او پاسخ بود که من نمی شما چه می گویید. من فقط را که اتفاق افتاده، ام و سپس که برایش افتاده و عینا در نوشته، است. را بوجود آوردند. من با مخالف نیستم اما به نظر من این در نمی و که روی جلد این کشیده شده با همخوانی ندارد. شاه آبادی: لطف که می این فراژانر است. اما داشت، جنبشی در آمریکا در شکل که حاصلش را به می شناسیم. به بود و تا قبل از آن های منحصر به های آگاتا کریستی و های آن بود که در فضاهای سربسته اشرافی می گذشت و رفته معماها تر می شد و آن ها را کشف می کرد و سرگرم بود که هیچ نوع محتوایی نداشت. اما این قاعده را شکست و های متن شد و در طرح پلیسی، را می کرد و محتوای ویژه ای را عرضه می کرد. کرد که های ترسناک ا ند. من هم های خارجی و ام که عمدتا را اند. تلاشی که من در این ام این بود که در دل دهم که می توان رفت و مضامین عمیق تری را کرد و مباحث شد. و جانی: می گویم از می توانم مثال ای بزنم. کارهای داستایوفسکی. او پاورقی که در فرانسه در نشریات معتبر تحت با هدف تیراژ روزنامه ها بالا چاپ می شد را جمع آوری کرد و آن ها را ارتقا داد و الان نمی های او را درگونه دهیم. و او به ای رفت که باختین بحث را از دل های کشید. در بخش از می که به غیرمستقیم هم به می شود؛ چندین و چندباره های حس را در می کند و او را به نویسندگی می یا در به در گرم و صمیمی شدن می یا در نوید به سپری شدن روزگار سخت و امیدوار می شود. آیا این بخش ها با هدف پیام های آموزشی در دل شده شاه آبادی: این کار، و دستیابی به مراتبی از بود. سعی می به های را به این جلب کنم. من ای را دادم که نیازمند است و برون رفت از آن ببیند، به خان به نمادی از می شود. به نیز در راستاست. اینچنین مضامینی به مخاطبان، در مدنظرم بود. جانی: بطورکلی ما در برخورد با دو داریم. عده ای که فقط را می خوانند و می کنند. و عده ای هم معتقدند که چراغ راه آینده ماست و فقط به کسب بسنده نمی کنند. کار شاه از نوع دوم است. اولین ای که رضا و با خان رشیدیه ملاقات می جالب است. آن ها پول پلویی کم می و می تو می دادی نه پنج به آن ها و می دهد. یا در ای که حسن خان را با قد و طمئنینه توصیف می کند تا به این کند. در کدام می به این شخصیت، اندیشه ها و ذهنیت حسن خان به کسی که و پرورش نوین در است را دهیم. اگر شاه مطالعه می آن را و به ماندگار می کند و تحلیلی پیش روی می دهد که به او می بخشد. مرزوقی: من هم پیش از این را در حد میدان و مجسمه ای می شناختم که در آن داشت. ولی با این متفاوتی از در ذهنم شکل و به او کردم. شاه آبادی: سعی در این را به بچه ها دهم به اینقدر در به قد او ام تا حس مورد به منتقل شود. او بزرگی داشت. مرزوقی: شاه کم نمی گذارد. ما فکر می چون ما است درک از را ما اما بچه ها در جاها از ما جلوترند و خوب است که شاه کم نمی و در دیلماج همان به می دهد که در این به می دهد. از دید به ما قدرت تجزیه و می دهد و دو دید در در به ما کمک می کند که دو به یک باشیم. نظرتان و نثر چیست؟ جانی: نثر کلمه مناسب در جایگاه مناسب، که نثر سخت و است نثر هوشنگ گلشیری و روان نثر از معاصر. این از نظر نثر است. اما از نظر ها به شدت شبیه هم شده اند و کلمات بکار می برند و تکیه کلام ندارند. در کمتر می شود. بهتر بود در این دو داشتیم و رضا و با هم داشت. از طرفی به نظر من است برعکس که دخترانه است. فضا به شدت است و در دخترها نیست. شاه آبادی: در حین کار می که کار شده و هرچه فکر می یک کار نشد. ولی که این چاپ شد و در زمان کوتاهی که از چاپش می بازخوردهای از آن گرفتم. مهم در کار این است که از کار روی کاغذ خلق می شود و در ذهن و تا زمانی که بازخوردی از ذهن به نرسد نمی داند است. یک اثر کمک به شدن یک اثر است و من از شما و همه دوستان تشکر می کنم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,گردشگری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت
شش گوشه، روایتی از کرامت سیدالشهدا(ع)

شش گوشه، روایتی از کرامت سیدالشهدا(ع)


به پس از های انتقال (ع) از قم به که و و تأیید و تقریظ مقام معظم رهبری نیز قرار گرفت، "شش گوشه" به نصب پرداخته است. این را "حامد حجتی" نوشته و "حمیدرضا آزادگان" آن را بازنویسی کرده است. حامد این بیش از روز در و از در نصب آن رخ داد ها است و خود را از اصل و این کار به در که در این است. در پشت جلد است: کاش یک چشم میrlm; دید که به هر این rlm;ای دل است. حاج میrlm; گفت: بودیم. آمد و گفت: میrlm; کمک کنم. به rlm;اش از کفش rlm;هایش را درآورد. در و را می rlm;بوسید و میrlm; کرد. آمد وسط دو خواند. بعد چهلrlm; وسه rlm;rlm;هزار و گفت: این پس rlm;انداز یکrlm; سالهrlm; من به ... گفت: من میrlm; و هر کمی میrlm;گیرم. همه داراییrlm; ام اربابم. اگر این پارهrlm; های دل پس این رفتار عاشقانه را کجا باید پیدا کنیم؟. همچنین در بخشی از این است: در این چند به وضوح به من ثابت شده است که شب های جمعه در اتفاقات جدیدی رقم می خورد. بار ها آشکارا ام که حال آدم ها فرق می کند. بار ها ام که مثل لحظات قبل از همه اهالی خانه، پشت سر هم کار می تا همه چیز شب مهیا باشد. فکر می کنم آنقدر که در این چند پنج شنبه کار می شود، در طول کاری نمی شود. برق کار ها اند و شده اند. داکت کشی و تنظیم برق در نورپردازی بسیار زیبای محوطه از مهم ترین کار های آنهاست. جای ها هم شده و جاگذاری های آن در محل شده بالای سقف، چوبی مناسبی تهیه شده است که با هدایت مصطفی ها به ها پیچ می شوند تا در موقعیت مناسب، ها را هم روی سقف کنند. در طول این مدت می فهمم لباس ای به این سادگی ها نمی خواهد آماده شود. الان 10 روز است که رضا به صورت کار هاست تا آن ها را به بهترین شکل کند. همچنان که کار پیش می رود می فهمیم که لایه های پنهان کار جدی تر از اصل کارند. ظرافت در همسان سازی قوس ها، برش هم همخوانی وهارمونی قطعات، همه و همه مطالبی است که لازم ها پای حرف استادان فن بنشینیم و بشنویم. از امروز کار در محدوده سقف اتفاق می افتد. بعد از نصب سینه کفتری ها و روایت های مربوط به زیارت اباعبدالله علیه السلام و شعر سید رضی، نوبت گل و بوته های طلایی زیبایی است که از دیگر سقف به چشم می آیند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
حضور سلبریتی‌ها در تئاتر موجی گذراست/توانایی بازیگر آخرین اولویت برای انتخاب در تئاتر شده است

حضور سلبریتی‌ها در تئاتر موجی گذراست/توانایی بازیگر آخرین اولویت برای انتخاب در تئاتر شده است


به به نقل از این روزها بیش از های سینمایی، ورزشی و موسیقی در است. که گیشه را خود و تهیه کننده اثر تضمین کنند اما به نسبت فضا و فرصت و بروز را از می گیرند. از در های از بازیگری، طراحی صحنه، و شاخه ها التحصیل می اما نکته مهم آنجاست که زیرساخت های به هیچ نتوانسته در قیاس با بستر فراهم آورد. به مناسبت ، با تنی چند از هنرجویان، التحصیلان و به گفت و گو نشسته و جویای ها و در شده است.نگین از جمله است که سال را پشت سر به پیش "روز و یکم" را روی است. میزان: کلی را در سال های می فیروزمنش: رو به اما با شیب را در طول سال های می که از نظر من کند هم خوب است اما نیست. فکر می کنم که در سال های که از شده است ای از آن از و های یا در است. میزان: با و های امید بها دادن به نسل به شدت قوت گرفت، اما بعد از چند سال این ها رویه دادند. به نظر شما های نسل تاثیر گذار هستند؟ فیروزمنش: اینطور فکر نمی کنم. با به که عقد قرارداد ها در این ها می شود و عدم همراهی آن ها با ها در طول مواردی، چون بعید می دانم که رشدی اتفاق افتاده که مرهون های البته که استثناء در همه چیز دارد. میزان: ها و ها در ای است که سالهاست بحث است. به نظر شما این قابل قبول است یا نه؟ فیروزمنش: کاملا به نظر دارد. شما نمی توانید های یک نفر را صرفاً به علت زیر ببرید، من با از آن ها موافق و با مخالف هستم. از طرف تاحدودی را در از ها ناگزیر می دانم، که صرف آن ها پر شدن و برگشت ها خواهد بود. ما در که یک نمی را پر از کند. ها به این ها از رو به از نظر من است تا را کمی با کرد. اما ها به در جذب یا علل با روی نمی و این خود در و که به هیچ می شود. ها از به می و بر عکس غیر خلق ها نمی که ها به هم و که با از آن ها که را هم موافقم. میزان: در آمد در آمد و به هیچ نمی از این هنر کرد. آیا خود شما را به یک شغل فیروزمنش: خیر. کار های با ها سر به سر می و کار های هم که شده و جلب باشید. به را به حال خوب و در و های ام. حتی به ی خود را ام که را از آن کسب کنم و به علت ای کار های با های را بپذیرم. هم با به های های آن عده می شود. به علت های آن یا محل آن می گفت: با تقریب مهندسی به هیچ است. میزان: به نظر شما مهمترین و چه حل آن پیشنهاد می کنید؟ فیروزمنش: سختی جواب های متعددی از های و جایگاه های دارد، من آن هم آسان نیست، به عدم جذب و اشاره کرد. یکی از راه حل های آن و در های اجتماعی فراگیر است که با به های تبلیغاتی در آن ها عملا می شود. به نظر من های جمعی فعالیت های هنری و تخفیفات ویژه ای قائل شوند. میزان: به یک و یا با ای به نام متن روبرو هستیم. چرا در بخش و یا فیلمنامه با مواجه ایم. آیا نسل در نویسی دارند؟ فیروزمنش: نویسان در بین نسل ما دارند، اما به مشکلاتی که گفتیم اعتماد به آن ها ها و ها سخت روش عملی کمک به آن ها به ذهن من نرسیده است. میزان: ها از طرفی شده است اما به گفته از این کمکی به نداشته و این نوع ها از تجربی و نمی کند. به نظر شما ها نشانی از اقبال عمومی به است و یا این گذراست؟ فیروزمنش: ها اکثراً به خاطر هاست و بس. در جلب و دست و پا است. احتمالا است گذرا که به متناوب بر صخره ی کوبیده می شود و سپس عقب می رود. میزان: فجر در راه است. شما از برگزاری این در سال های پیش و آیا به نظرتون بر به این می رسند؟ فیروزمنش: به کسی که در "تن پرهیاهو" به امیرکاوه آهنین جان ام و ام که با واجد شرایط به از در بازمانده ام ناراضی ام. خصوصاً که بودم که و جدول زمان را نقض می کردند. نمی گفت که که به می رسند را ندارند، اما می گفت از با از آن جا مانده اند. های با متوسطی داشت، در رابطه با های هم چند اثر با نقض و با کنار شدن چند اثر که شایسته بودند همراه بود. میزان: هر و یا و هنرمندی خود را شکل می دهد که به نوعی آرمان، آرزو و یا هدف وی است. شما از در و چه ای را خودتان متصور می شوید؟ فیروزمنش: من در های بزرگ و و همکاری با بزرگان و یادگیری از آن ها در درجه اول که معتقدم این گونه می از خودم لذت ببرم و آن را بهبود ببخشم و که در خود احساس رضایت کنم می را هم به خانه بفرستم. لذت تجربه فضا ها و زندگانی که به می دهد و عمر در عادی آن را می سازد من را به این هنر مند است. طبیعتاً تصور من از ایده آل است و به کسب بزرگترین جوایز و تاریخ در این هنر هستم. میزان: از از همان ابتدا را پلی به می دانند. آیا است و چرا این هجمه به به آمده است؟ فیروزمنش: نمی شود به طور کلی گفت که راه ورود به است اما اکثرا نمی پلی دستیابی به چرا که نوع و ویژگی های در هرکدام از آن ها با هم تا حدود است اگر به شهرت و زیاد باشد. به نظر من میل به شدن از آن جا می آید که ما در جامعه یکدیگر را نمی و آنچنان که به هیچ یک از ما داده نمی پس ناخودآگاه ما به و تفاوت با می گردد تا و قرار گیرد، حتی اگر این نادرست، عجیب و غیر یا ما شایستگی را کسب نکرده باشیم. میزان: یکی از مهم رابطه، لابی و رانت در بخش ها است. و به خصوص بر ها شکل می و یا های دیگه ای در این دارد؟ فیروزمنش: های در که یکی از کم ترین های آن است و به با کاهش ها رو به رو می شویم. میزان: به طور می که های پر در کمتر از یک ماه اثر را روی می برند، اما های بعد از ماه ها دارند. چگونه می این ها را از بین برد و آیا می با یک ماه به رسالت خود برسد؟ فیروزمنش: سوالاتی این چنین کلی را نمیتوان پاسخ داد، که مختلفی در هستند، به نوع یک ممکن است یک ماه مطلوب یا برعکس از آنجایی که ها عملاً در چندین و همزمان بیش از یک ماه نمی توانند در ها پیدا کنند، درست یا نادرست این موضوع را بنده نمی تحلیل کنم و نیاز به کارشناسی دارد. اما هیچگاه های با های به راحتی امکان به ها را و از آن ها نمی و مسئله دلگیری و دلسردی آنهاست. میزان: این روز ها مشغول چه کاری و آیا تا سال 97 را روی خواهید داشت؟ فیروزمنش: به تازگی در "روز و یکم" به و نیوشا محرابی در مهرگان را به برده ام و در آبان ماه امسال نیز "باز بسته" به و "علی صفری" را روی خواهم داشت که یکی از تولیدی در سه گانه است. این روایتگر کشوری است با جمعیت و خاص که در هر روز ای جدید از جایی است و محتوای ها آن می من در این عهده دار نقش معلم هستم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
سکه رکورد زد، مهریه به چالش افتاد

سکه رکورد زد، مهریه به چالش افتاد


به گزارش از است که طبق در شده اما این سکه جان شده حال این می شود که کی و باز می شود. در چند بر همه چیز و همه کس گذاشته از پوشک بچه تا خودرو و و سکه و در این که بر اثر در اند و که شده اند نیز از این بی اند. سکه که در چند ماه از یک و نیم به است که از نیز خود را به شده می کردند، ساز شده است و اکنون از بدهکار به در آن به سمت می شوند. از به است. در آیه 4 نسا می فرماید: (و نِحله)، و مهر و را، به و با . از از به می کند اش آن که نرخ زن مرد در و به است و این از به وصف که در آیه می کند. به راغب اصفهانی، از نحل به عسل است. چون عسل به مردم عسل می بخشد و توقعی هم ندارد، به هم می شود. التبه بعضی مفسران را به دِین و مدیونیت اند. دین و قطعی مرد است. اما این امروز در نوع خود به چنان معضلی تبدیل شده که زمزمه هایی مبنی بر فرار این بدهکاران به گوش می رسد؛ موضوعی که یک عضو آن را و در عین حال عضو آن را می کند. با این دیه در گفت و گو با از بیش از در چند ماه می و می کند: تا قبل از سکه 2500 در کل حبس می که در این به بیش از سه و 800 نفر رسید. دیه در عین حال بر این است که چون همه شده و هم در حل یا به ریش در حال حل شدن است. دیه و را تا بر این کنند. طرح سکه به نرخ روز عقد سخن می و هم به آن از 110 سکه به 55 سکه دارند. سکه از طرف دیه بود. این در دست است و با این هستند. و با این و بر این است که این همه حق مرد در نظر است اما در حقی که در نظر می کنند. قبل از از و هر کس هر می یا می می شد اما با به و شدن این که را کی کی ، دیه از تا آن شود و به آن با 22 پیش است که هر گاه در عقد تا 110سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن آن مشمول 2 های است و چنانچه بیشتر از این در مازاد فقط ملائت زوج است. رعایت مربوط به به نرخ روز کماکان الزامی است . با صدور رأی وحدت ای از سوی دیوان عالی کشور، امکان همزمان و اعسار از آن فراهم شد، امر 2 های و شد. دیه معتقد است: با به مرجع سنت، عقل، اجماع و قرآن، بحث جزو نیست و اگر ای بالا شود، در نظر گرفتن را اثبات نمی کند. وی ادامه می دهد: زن عرف غلطی است که جا افتاده حقی که به ظاهر از شرع استنباط شده اما در جهت شرع عمل می کند. چون در شرع و می خوانیم: اوفوا بالعقود به عهدهایی که می بندید وفادار باشید و اگر کسی عهدی ببندد که نتواند به آن وفا کند، در برابر خدا است. همچنین را نمی اهرمی کنترل مرد دانست و آن را پایایی زندگی تصور چه بسیار که با وجود زیاد به همسران خود خیانت می کنند. او با به پرونده های مختومه و مفتوحه که در دیه گرفته، اذعان زوجه همواره به کمتر از 10درصد مطالبات خود در دست یافته و بقیه این در روند فرسایشی به دعوا، امتناع زوج در به موقع، اقساط و از دلایل هرگز استیفا نمی شود. با این همه طرح دو تا سقف 55 سکه و آن به نرخ روز عقد موافقان و مخالفانی دارد؛ مثلا دیه می گوید: به نرخ روز عقد چندان وجاهت عرفی نداشته و هم در غالب مواد و موضوعات خود بر امر دارد. عطف به ماسبق شدن در و در وضعیتی که اقتضائات عصر و انتظارات جامعه دینی بر آن این است که با نگاه به آتیه به رفع مسائل اعم از و اقتصادی بپردازیم. در همه قراردادها از یوم الادا بودن طلب و محکوم ٌبه و نمی توجیه کرد چون نمونه یک عقد غیرمعوض لذا بهتر است که به باشیم، به نیز بر اساس اصول حقوقی شأنیتی ندارد. بهمن کشاورز، وکیل و قبلی اتحادیه سراسری کانون های وکلای دادگستری ایران (اسکودا) اما سکه تا سقف 55 تا است و بازدارندگی آن می گوید: در صورتی که عطف به ما سبق شود است از را حل کند اما به طور کلی این یک شمشیر دو لبه است. از یک سو است کسانی شود که به علت عدم تمکن گرفتار می اما از طرف قطعا به زیان بانوان بود، به ویژه زنانی که فاقد تخصص، شغل و استقلال هستند. زهرا ساعی، عضو هم از ورود به ساماندهی خبر داد و گفت: از نمایندگانی هم که عضو این نیستند با به وخامت اوضاع ها از حضور همگی به پیگیری این مسئله هستند. وی با بیان در بیش از 3700 در های حبس می کنند، افزود: بعد از بی سابقه سکه های در محاکم قضایی چشمگیری است. مقابله با این معضل دیه و معاونان قوه قضاییه طی نشست های مشترک خود در ملت را در قالب یکی از اولویت های تعریف و درصدد یافتن راهی حل آن هستیم. در این ابراز نگرانی و خواستار تکلیف قانونی در به های اند. با همه این اوصاف، جای این سوال است که آیا اعمال این ها، بهترین راه حل و انسجام است. اگر چه نمی موجب استحکام شود اما حذف کامل آن، آن به 55 سکه یا آن به نرخ روز عقد تا چه حد می بر دوام و قوام و تاثیرگذار باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
انصاف همچنان در بساط برخی اصناف/ اینجا سود کسبه رضایت مردم است

انصاف همچنان در بساط برخی اصناف/ اینجا سود کسبه رضایت مردم است


خبرگزاری تقریب: این ها به ، پرمخاطب و تلخ شده است. کالا، اختلاس، هرج در و اما تلخ. می که وضع تر می می بینیم که هرکس هر را به هر که می می فروشد، حس می که عده ای به خاطر منافع شخصی و زودگذر را به باد می دهند. می می های آن قدر به هم شده اند که به یک پل می و کسی که می را وسط پل بگیرد و هم آن طرف قضیه را ببیند و هم این طرف. با تمامی این اوصاف اما یک می آید که مردمان آن در نیمه خالی لیوان غرق شده باشند. است که به مردم، به و به کم اعتمادتر شده اند و این نتیجه کاهش سرمایه اجتماعی اما این را هم فراموش کرد که مخالفین نظام، با بازوان رسانه ای خود سعی ریشه این بی ها را کنند. در ما که حال هم از کار و و و در کار از کار موج می زند. اما به این و از به سبک خود نان می دهند. در این به های می که و از آن ها هم در فهرست میراث جهانی و ثبت شده است و متدین و مداری دارد. مان را در و و در نظر حاج رضا امیدی ای نقلی در یکی از راسته های تاریخی تبریز دارد. او خواروبار می فروشد. وارد اش که می شویم شیرینی بر چهره اش آویزان است. این این در کمیاب شده است. بیش تر دارها بعد از سلام می روند. بی آنکه احوال شان را بپرسی از حال بدشان می گویند. اما این ها دلیل نمی شوند همه چیز را زیر پا بگذاریم . حاج رضا به مهر توضیح می دهد: کار مهم این است که وقت و مان را هم در نظر بگیریم. از جوانان که در می به این فکر نمی که سود فکر و ذکرشان این است که بیش تر سود و می شود روز وضع اقتصادمان بدتر شود. او می گوید: من در ام خودم قانون دارم. با دستمال گردوخاک میز را می گیرد: اگر لوبیا را بخرم 10هزار تومان، 11هزار تومان می فروشم. و فردا اگر 15هزار بخرم، 16هزار می فروشم. این را به مثال گفتم و منظورم این است که سودهایمان چارچوب قائل بشویم. از حاج رضا، صدای شنیده می شوند، نمی گذرد که هم از جلوی می گذرند: یاالله... آقا رو باز کن. آن ها سال کار را می با که سال می گیرند. یکی از که عرق را که نفس اما تند تند می کشد می گوید: همه چیز اما ما با کار می که سال هاست. آقا و می که را آن ها به دوش می اما را می ، اما مثل از تاکسی. که از تا می تا شان و پر و به بروند. با شدن ربا در پر کمی تر به و در که از سال 48 در شهر با سال ها شکل خود را حفظ است. بوی که با بوی دل چسب و رقم می زند. که با یکی از به ای به و با خاص های می گوید: از که ربا به تن کرد و شد در است. وی با به می افزاید: می شود که طرف می و از طرف را نمی و ها با می دهند. با کسب های به در کسب نه دور و می افزاید: در نه دور همه چیز در جای خود بود و همه هم را و که یک تک می شد یا آن می شد تا پول نشود. ربا از یک طرف و از طرف روز به روز می شود و در کسب شود و در نرخ های روز به روز باشد. به از ها این است که می و به هر را پر کنند. و و آن را در نظر بگیرند. وی با در نبود در ها روز می می دهد: ربا طرف و از طرف روز می شود و در کسب شود و در نرخ های روز باشد. وی با در جنگ هشت ساله نیز همه چیز سر جای بود و های افسارگسیخته متذکر می شود: در جنگ و عراق، حواسشان به هم بود و ها نیز معیشتی همکاری می و پشتیبانی جبهه ها کمک می و در داخل شهرها نیز ها را نمی دادند. کسب به در می شود یکی از و شناخته شده اراک که به خود بیش از 40سال است در صنف پارچه فروشی و در میان هم صنفی هایش به و معروف در گفت وگو با مهر داشت: کسانی که به کسب مال و می روند، از این مسئله غافل که فایده کسب از هر سود که بابت به می رسد، بالاتر است. کرد: ممکن است که کسب مال و و به دست آوردن فراوان از این کار در ابتدا فرد خوشایند اما در گفت که این با زیر پا گذاشتن و دین دچار ضرر و خسارت شده اند و این به در شان شد. این اخلاقمدار و خاطرنشان کرد: در دین ما شده که باشد؛ داشتن، سود پایدار وی را به و مشتریان را در بلندمدت به جذب می کند. وی کرد: از طرف بر اساس و دین، از خاص یا هر عامل سوءاستفاده کند و به کسب مال بپردازد. کرد: بدانیم که و در کسب و تجارت به هم است و آن کس که بی به دین و قرآن، به کسب در آتش گناه سوخت و و اموالش هم به فریاد او نخواهد رسید. در مدیرکل اسلامی مرکزی در تکمیل سخنان این به مهر می گوید: یکی از مهم اثرات پیروی از در کسب و به حلال، صالح و شایسته است. قربانپور می دهد: ورود کسب شده به خانواده و به اصطلاح خوردن لقمه حرام، نه در زایل شدن برکات و می بلکه در نیز بروز مشکل شد. تا آخر که به می هم ازاین دست خوش نام کم ندارد؛ یکی از این بازاری که بیش از نیم قرن است در می کند حاج سیف حائری است که در حداد عادل بنکدار و عمده حاج سیف هم هست و همه به خوش نامی می شناسندش. او می ما سعی می که داریم را با حداقل سود به دست برسانیم؛ حتی در مواقع خاص همچون را سود به می کنیم. این به اخیر در می کند و می گوید: از خیران موردنیاز زده ها مراجعه و ما برخلاف بعضی از که حتی تر از حالت معمول به آن ها پیشنهاد بودند، را اخذ سود در اختیارشان گذاشتیم. وی که پیش تر کارخانه تولیدی هم با بی دقت می که خدمتی به شهر نه به فکر کسب سود خودمان باشیم، می کند: 50 سال است در داریم؛ ها می آیند و برمی خورند و کسی توانسته مثل ما این مدت با آبرو و حیثیت کارش را دهد. فرد به روح و فکر و جسم ضرر می زند ؛ است که فرد سود می اما ضرر می خود را با پول نمی کند او می دهد سعی می به خداوند ما قناعت و ما کافی است. در نامناسب که خرج کارگرها و سایر هزینه هایمان را بدهیم کفایت می کند و طمعی نداریم. وی با انتقاد از در می این در 50 سال سابقه نداشته یک تریلی جنس را که می فروشیم با دو نیسان از جنس را دوباره می بخریم از با این نتوانستند و تعطیل کردند، ما هم تا آخر که جنسی و به می کنیم. این کرمانشاهی را کار اشتباهی می داند و با این که تا که آن ها را می افزاید: فرد به روح و فکر و جسم ضرر می زند ؛ است که فرد سود می اما ضرر می خود را با پول نمی کند. به خود در همسایگی این یک نامدار کردستانی که صاحب فروشگاه است و پدرش نیز در این حوزه داشته، به مهر گفت: از کودکی در پدرم به مشغول بودم و مختلفی را تاکنون تجربه ام. فاضل با به در عمر کاری خود سه مرتبه شاهد در ، کرد: جنگ تحمیلی و عراق هم چنین به آمد و برابر شد. وی کرد: در دوره دوم دولت احمدی نژاد هم با ارز و نابسامانی که در به آمد و تغییر هرروزه ها، در تأمین و محصولات مشکلاتی پیش آمد، ولی بعد از مدتی به ثبات رسید. داد: را با نرخ به هیچ وجه نمی و حتی در طول یک هفته جنس چند بار و این بی شده است. وی داشت: می توانید از و ما هم سؤال بپرسید ما کالاهایی که از قبل خریداری با نرخ آن و حتی خود در این راستا هم ضرر ولی به خود بزنیم. سینا نامداری از در سنندج هم با به خارجی هستند، به مهر گفت: امسال به سال 250 تا 300 درصد است. وی کرد: را با نرخ جدید به ما می و حتی سهمیه بندی و بسیار از ما می دهیم به ما تحویل می شود. صداقت با کسب جهانبخش از ایلامی هم با 56 سال سن دراین ارتباط به مهر گفت: در یکی از مهم کارهایی که کسب می شد این بود که به به فقیر کمک می کردند. داشت: اگر کیفیت حتماً توسط به می شد، این کارها می شد. افزود: تحت هیچ در کار نبود، هوای را و احساس امنیت می ولی در امروز حرف اکثر را قبول ندارند. وی با واقعاً دست خداست، گفت: دست خداست در یک اصل مهم اهالی بود. با به صبر از اصلی گفت: در پول ولی این پول برکت داشت. آستانه تحمل بالا با تا حد راه می آمدند، اگر از جنس منصرف می شد آن را پس می گرفتند. وی کرد: خمس و از در بین نداشت به موقع خمس و خود را پرداخت نکند. افزود: در با آرامش به دست می آید، حرص و طمع پول را از بین می پول کم و بهتر از پول هنگفت و غیر مشروع است. منصفی که کالاهای خود را با نرخ به می و چشم حرص و طمع را بر سود و خود بستند، آن هم در این نابسامان بازار، جای امیدواری که که به هیچ به کسب نیستند و و اعتماد خود بین را به هیچ از دست نمی دهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!

روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!


به را می یکی از های که سال ها پیش با فصل دوم یک شهر و های شب تب سرد و راه بی را که از در ذهن شکل بود و را با قصه های خود همراه سازد. بعد از مدتی پشت دوربین قرار و در خود از های اش و رنج را سوم کرد. که قصه ای تلخ با داشت و زوج کامبیز دیرباز و سام به خوبی از پس اجرای آن برآمده بودند. از هفت سنگ سخت دومین این در یک بزرگ بود. هفت سنگ کپی ای از یک خارجی بود که اصل آن، به لب می اما ها از بود و به طور کلی هیچ نداشت. و تا در گسل به قلم و اش است و می دهد هر چه راه و این به سمت است. گسل که این از آی و در حال پخش بار 1396 از یک روی رفت و به های اش سر و به پا کرد. یک گسل گسل قصه یک به اسم با است که در سمت در یک به نام و های پاک کار می کند تا به یک می دهد. او اما رو دست های پشت نمی و به مدد اش با سام در پی های و است و در این های می شود. از نام ها و های و حرف های در زرق و برق طنز است که یک حرف ها و ndash; اش در عین دور ماندن از گزند سانسور و یا برچسب خوردن به حمایت از گروهی می کند. این است که رساندن گسل به سر منزل مقصود برگزید اما به سبب آنکه این در نوع خود از های تلویزیون بود باز نتوانست بی حرف و حدیث و منتسب آن به این و آن مسیرش را به آسانی طی کند. در حقیقت در اندک که به مسائل و روز جامعه می پردازند، گسل تر و شجاعانه تر عمل کرد و خط قصه خود را بر این دست معضلات و انتقادی به آن ها بنا گذاشت و حواشی و داستانک های دیگری چون عشق و دختر را هضم راحت تر حرف هایش چاشنی اثر کرد. اسطوره های نیمی از کاراکترهای گسل به ویژه نقش های مثبت آن، آدم های دل و گاه حتی با بلاهتی هستند که به در دردسر می افتند و دردسرها های در ایجاد می کند. این ویژگی از شخص اول یعنی آقای تا و دخترش نمود دارد. این نوع در راستای و به منظور نشاندن لبخند بر لب عمل کند اما با نگاهی دقیق تر و طبق تعریفی که از در طول به بیننده ارائه می شود، پذیرفتنی نیست. در واقع یکی دانستن پاک دستی با بی تدبیری و سبب می شود که پنداشتن و در سخت و البته لوحانه به نظر برسد. سام که می شناسیم سام که در رنج به عنوان یکی از دو قصه حضور داشت، در اینجا هم نقش محوری دارد. روزهای نخست حضورش در قاب را بیشتر با در نقش های منفی و مرموز رقم زد اما پس از رنج بود که از شکل در ذهن مخاطبانش و توانایی خود را در ایفای نقش های داد. مسیر تازه آنقدر او خوش یمن بود که تا آن را حفظ و در این راه به پختگی رسیده است. در گسل نیز درخشانی، نقش ارشیا را می کند؛ مثبتی که ضمن هایش، همانطور که اشاره شد گاه شدیدا پخمه است و رفتارهای ای دارد. نقشی که با اغماض می آن را شبیه نقش که از این بازیگر پیش تر و پس تر در پژمان یا سینمایی خوب، بد، جلف دیده ایم. در نهایت آن که می گفت با همه ظرافت های پیش گفته، این آی انتخابی و سنجیده است و غیر اما آی را با یک خوش ساخت و پر از های شیرین و طنزآلود و متن منسجم و دیالوگ های جذاب، سرگرم و قدرت سازان را به نمایش می گذارد. مهرآوه مسعودی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
چرا رمضان های ما سازنده نیستند/ نقدی بر آیینی کردن مراسم دینی

چرا رمضان های ما سازنده نیستند/ نقدی بر آیینی کردن مراسم دینی


رمضان های ما که و در ما اثر اند. روز به روز ها را می کنیم و جاه پرستی و مال دوستی را پررنگ تر! راستی چرا های ما سازنده نیستند؟
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک