صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب شده،



بخشی از آمار تلفات سعودی افشا شد / کشته شدن 850 سودانی تا کنون

بخشی از آمار تلفات سعودی افشا شد / کشته شدن 850 سودانی تا کنون


به خبرگزاری تقریب، چند ماه پس از حمله به نیل به طی با در ازای کمک های اقتصادی صدها این را به یمن کشاند. بر 400 و در مهر ماه 94 یمن شدند. به ، اما در این رسانی در خصوص در قریب به سه سال به شدت از سوی این و های شده است. این طی یک و با و اعم از و را تا ماه 850 تن است. در این به های شده از های خبر فوت خود را نه از از های (واتس آپ) یا از اند. هم که با به از خود اند به اند از خود در خبر شدن آن ها را کنند. در به یک می کند که خبر شدن خود به نام را از در یمن اند و همچنین کاشف به عمل آمده است که به او 18 نیز شده اند. این در پنجم می رخ است. در مورد دیگری، به نام دفع الله حسین خبر شدن او را به سه و ده از بستگانشان در اند. برادر این به است که اطمینان خاطر، خبر شدنش را از پیگیری اما نه این خبر را تایید و نه رد است. این می افزاید که های از اینکه به یمن اعزام شوند و پس از شدن حتی نتوانند جنازه ی آن ها را کنند، در هراسند. یک ارشد که خواستار عدم افشای نامش شده به است که طبق معمول و طبق باید در ساعات اولیه شدن سربازی خبر این به اش شود، اما این انجام نمی شود و به منظور عدم افت روحیه ها، خبر شدن در یمن را با تاخیر به آن ها می دهد یا به کلی موضوع را مسکوت نگه می دارد. این گزارشات نشان می دهد که در صورت آگاهی مردم از میزان سربازانشان در خرطوم خروج از این تحت فشار گیرد. سرتیپ ستاد بشیر سلیمان از مسئولان سابق هیات معتقد است تصمیم مشارکت در جنگ یمن امنیت ملی را تهدید می کند. او در ادامه می گوید که جنگ یمن به خاطر عوارض طبیعی و ناهمواری هایش پایانی ندارد و در این این است که همواره در معرض موشک های یمنی دارد. کتمان انسانی در یمن در حالی است که در طول چهار سال جنگ، ها نیز هیچ ای از تعداد هایشان اعلام نکرده اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 12 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
میم مثل «محجوب»

میم مثل «محجوب»


خبرگزاری (ایبنا) ـ سمیه حسن از بین قد های سرد و سیمانی جمهوری، در همسایگی های لباس فروشی، همچنان بعد از 87 سال با گچ بری ها، های و نقش های اش می که 85 از پایتخت است. ثبت ملی شده و که 60 سال از عمر خود را با بزرگان دست به قلم این خاک، گذرانده، با مدیریت حسن می شود. کتابگردی سال و پذیرایی نشر از ها در ساختمان سرآغاز سخن نیکنام است. نیز چهل است. حجت و رضا نیز در این پور را می کند. که از پله های تا را از تن به در می سخن را می گیرد: ـ بنا سال 1310 شده است. می دهد به که محله های همراه با تصویری از را دارد. و در صحبت به نشر می رسد: ـ اهل گلایه نیستم اما با این تیراژ ها خوب نیست. و از کم لطفی های تامین اجتماعی تا و می گوید: ـ اگر کار و درآمد دیگری می توانستیم پاسخگوی اما این نشر پاسخگو نیست. اتحادیه زورش که را از کند. بعد از چند سال دوندگی، توانست توافق نامه بین فرهنگ و ارشاد و که جواز به از شود. را بی از و نشر می و می دهد: ـ را در که به از شده اند! این دارد. را می و های می پرسد. اش است و صبر نمی کند تا کسی بیاید. کند از پشت میز می به طرف روی میز راه می افتد. می شود و از زیر که با های و نظر می گردد. می شود: ـ آوردم. را می گیرد. به طرف میز و روی رنگ می نشیند. ـ در این از اول های چاپ شده را می کردیم. های در خط که مشق شب شده: ها در به دو با خطی کشی 14 دو است. خدا و روز است. در قطع و دو ماه سال 1338 کرده. هم به است: ـ 10 ریال. شیخ علی با و ، طه با ابراهیم آیتی در نوبت های نشسته اند. پور در حال تورق است که استقبال از از آیت می گوید: ـ چیز های جالبی دارد. مثلا از با 300 هر جلد شد. جلد این درنیامده بود که فوت کردند. جلد را فقط 220 چاپ کردیم. که درسی را هم 220 چاپ کنند! حرف از 60 سال پیش به می رسد و پور می پرسد. صدای خسته تر می شود: ـ نسل ها که همه فوت کردند. آخری هم بنده خودم هستم. دوباره به عقب گردد؛ شرکت. تکیه کلامش را تکرار می کند و می دهد: ـ بله. سال های اولیه فعالیت شرکت، 50 تومن بود. را با کمک کسبه بازار و محل، دانشجویان و اهالی مسجد هدایت که محل بود افزایش می دادیم. از همان پشت میز که نشسته، به دو قطور و مستطیل شکل اشاره می کند: ـ اینجا، هست. پور را باز می کند نام اول را می خواند. می دهد که یزدی جزو موسسین بود و هم به نام خودش بود: ـ سهم است که به ترتیب آمده. پور حضور های سال در را زنده کرد. روزی که رئیس شورای شهر هم بود و اوراق پدرش را که سال ها پیش به داده دریافت کرد. که دست به دست می چرخد و مشهور می گوید، پور نشر سال 1397 را بررسی می کند: ـ سال 22 چاپ اول و 32 چاپ مجدد اید. در با 43 و 852 است. 32 هم چاپ با 11 و 600 نسخه. پور برگه اطلاعات چاپ سال را که کناری می گذارد می پرسد. تنها بازمانده نسل اول نسل کننده های را با استناد به هفته و را نشان می دهد: ـ به شما عرض نشر به طریق سنتی جوابگو نیست. از اینترنت، فضای مجازی و کافه مرسوم شده و به روز شد. را تبدیل شدن به مدرن و محل برگزاری رونمایی متناسب می و بعد گویی را از عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان شروع می کتابی که سال 1335 در شده بود: ـ بعد از اینکه آزاد شد پی من فرستاد. آشنایی طولانی نداشتند فقط یکبار چاپ هم کلام شده بودند که نتیجه نداشت... ـ دعوتم کرد به دفترش در چهار راه استانبول. خواست را را چاپ کند. ـ آن بیش از کشش آن هم با 50 ریال. اما با 3 کردم؛ به نصف قیمت. بعد از اما که در قطع چاپ شده بود با سه تا 5 تایی در قطع جیبی چاپ شد. و از می و از قرآن: ـ جلد اول از قران را پیش از با شخصی بود. که شد را به سپرد... ـ به من گفت: فلانی، من و ندارم. این دست تو باشد و و را هم خودت نگه دار. سهم را از محل از خریده بود. جلد های این هم در شد.. ـ از به دست ما می و چاپ می کردیم. هر جلد به 300 رسید. هر حداقل 200 بود اما هر جلد از 10 می خورده. کم کتاب، همکاران را به شک انداخته بود که شاید سوبسیدی می گیرند... ـ حق که حسابش را نگه بودم، 600 تومان شده بود. بعد از انقلاب، رفته بود و او را بعد از مدت ها شناخت. ـ وجوهات نمی گرفت. اگر هم می نمی کرد. آرزو بود ای کاش جوری گذاری می شد که حق التایفی به او نگیرد... ـ بعد از گرفتن حق گفت: گواراترین پولی که بخواهم در خرج همین پول است. سرک کشی به های نشر بدون حسن گرفت. یکی از ها، یادگار استراحت چند ساعته مصدق بعد از روی بالکن این که زمانی دفتر حزب میهمن بوده است. میز تحریر و چند این مرد دیده می شود. از راهرو روی که گذشتیم یکی از بزرگترین های شدیم. تصویر بنیان گذاران چند قدم جلوتر از در ورودی کنار نصب شده. از سمت مهدی بازرگان، یدالله سحابی، پایین از سمت آیت طالقانی، آیت و مزینانی. از روی بالکن، در آغوش نمای عمارت، خیایان ملت و ظهیر السلام و های کارت عروسی و رفت و آمد و شور را می تواند دید. پله های و راهروی نیمه تاریک را پشت سر می گذاریم و از کتابفروشی خارج می شویم و هورم گرما، تابستان داغ را یاد آوری می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 21 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
​اعزام نخستین کاروان زائران حج تمتع از صبح فردا

​اعزام نخستین کاروان زائران حج تمتع از صبح فردا


به "حمید حج و امروز (سه شنبه) کرد: در آیین بدرقه حج 97، حجت ایرانی، حج و و جمعی از کشوری داشت. وی کرد: با به های در روز به غیر از از (ره)، به سمت نمی شود اما از روز از این به شد. در به این که آیا یا حج و را کرد یا نه، داشت: به حج و و در حج نیز در ماه شد. وی در خصوص صدور حج توضیح داد: تاکنون 25 نسخه حج صادر شده است و مابقی نیز در چند روز آینده می شود. بر اساس قبلی حج و امسال 85 و 200 زائر ایرانی به غیر از نیروهای ستادی، امداد، خدمات و پزشکان مناسک از 20 ایستگاه پروازی در سراسر راهی شد. حج و در به گفت: می کنیم با به آموزش های ارائه شده در هماهنگی با مدیران ها و احترام به قوانین عربستان، سفر خوبی را به برسانند. کرد: با به گرمای هوا از بیت الله الحرام می خواهیم با رعایت هرچه بیشتر مسائل بهداشتی مراقب سلامتی خود باشند و سعی در معرض آفتاب قرار نگیرند. وی تصریح کرد: می توانند در طول زمان در موسم حج در از پیام رسان گپ برقراری ارتباطات مخابراتی استفاده کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
حمله موشکی رژیم صهیونیستی به پایگاه نظامی سوریه در حومه حلب

حمله موشکی رژیم صهیونیستی به پایگاه نظامی سوریه در حومه حلب


به به نقل از کرد که اسرائیل، شامگاه یکی از آن در در حومه استان حلب را هدف است. یک در در ای، که در وب این گفت: های خود از های در و را می کند و با هایش یکی از نطامی ما را در هدف می دهد . تأکید کرد که خسارات وارد آمده به این منطقه طی بمباران اسرائیلی فقط مادی بوده است . از سوی دیگر، سوریه( سانا) داد که این همزمان با است که به عملیات خود علیه تروریست ها در جنوب کشور ادامه می دهد. رژیم تاکنون رسما هیچ اظهارنظری درباره این نکرده است. طی سال جاری میلادی بارها در را هدف و در توجیه این تجاوزات مدعی شده است هدف از این حملات، نیروهای ایرانی در سویه یا اقدامات خصمانه است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
اخوان المسلمین و وحدت اسلامی

اخوان المسلمین و وحدت اسلامی


یکی از در جهت از با های و از است. در بر شخصیتshy; حسن بود که در آن و را در دست داشتند. از نظر حسن است و از و و امت نیست. بحران و فروپاشی در سال 1924 اتفاقی در ترکیۀ به نام جدایی از رخ داد و در سال 1926 به آخرین رخت و روی این سه شکل یکی است که به نام است و در میshy;گیرد. که از قبل و آن را بود. جریانی اسست که به سکولاریسم خاورمیانه مشهور است و امتداد یک نوع تجددshy;گرایی غربی در آن دارد. و سومی جریان اخوانی است که از سال 1926 در ذهنshy; ها بود اما رسماً از دو سال بعد (1928) در مصر شد و مشابه آن هم دو سال بعد (1930) در سوریه شد و به مرور در اغلب و حتی ایالات متحده و شکل گرفت. در ده سال اول و به می تا که حسن به خود گوید: به به در مصر می و هیچ به یا آن و یا یا ... زیرا تهییج و باعث میshy;شود و است و هم آتش و دوزخ . اما در 1931 این با بر و از اعراب به یک شد (مسعودنیا و 1387، 147). بعد از مسئلۀ ، ایدئولوژی خود را مرحلۀ بعد به شیوهshy;ای ارائه کرد که بر توانایی در به ایدئولوژیی شود، داشت، همین است که کردند برنامۀshy;شان بر سه اصل است: الف) نظامی جامع و متکامل بالذات است، و واپسین در همۀ آن ب) از دل دو منبع برآمده و بر است: [قرآن] و سنت نبوی؛ پ) انطباق با همۀ زمانshy; ها و مکانshy; هاست . بناء سپس خود را وارث و دگرگونshy;ساز پوینده در تفکر سنتshy;گرایانه و اصلاح سنی و کرد: یک یک یک یک یک یک و یک و یک . از دو بخش شده بود: یکی که بر نه همۀ وطن از داشت. آن و در این وطن بود که به عمل و اخذ و کند و در . و سپس بود که این همه در که در آن shy;اند. این عجز به در نه فقط کل است (عنایت، 1392: 156). این است که: فی ...؛ هدف ما، ما، ما، در راه خدا ما و در راه خدا ما است (جنتی، 8). خود را است. در های را در زیر است: الف) علمی: یک از و از آن در ب) عملی: مصر و دول در جهت و نقش و بر این به ای با نحو و فرستاد. در این و شده پ) اقتصادی: است از و از سطح و ت) و خیرخواهانه: های با و ث) و ملیshy;گرایی: های در جهت درۀ سپس و در همۀ ج) و جهانی: های در صلح و و بر و (مسعودنیا و 148-147). در از گرفت. و به دو و و و عدم آن به سوی شرق یا یکی از و بود که در دهه 40 شد. یکی از در جهت از با های و از است. در بر حسن بود که در آن و را در دست داشتند. از نظر حسن است و از و و امت نیست. از حسن از است که در عالیه است. وی به یک اندیشمند اهل سنت و و مرشد از دیرباز، روابط خود را با علمای و حوزهshy; های علمیه آنshy;ها، و گامshy;هایی به سوی برداشت. حسن یکی از بین بود که با قمی، در آن کرد و پس از او نیز و مرشدان به تأسی از وی و در او، گام های مثبتی برداشتند. تلمسانی در این باره می shy;گوید: شهید رضوان [حسن البناء] توجه خاصی و در گذشته و امروز، و در آینده نیز در راه این خواهند کوشید؛ ولو در این هدف بزرگ، مشکلاتی بشوند. طبق نص صریح امت واحدی هستند: و ان هذه امتکم، امه (میرعلی،1385: 41). از نظر مرزهای و تفاوتshy;های قومی و نژادی را به رسمیت نمیshy;شناسد. وطن یک فرد مسلمان، به منطقه خاص محدود مناطق سرزمین اوست. به امت ایمان داشته و کلیه و کردن برادری نموده و میshy;کنند که وطن همه جا و در جایی است که یک دارد. به اعتقاد، ولی در عین حال باور که و آن هنوز فراهم نشده است و رسیدن به این امر مهم نیازمند یکshy;سری مقدماتی، از جمله ملت در گوناگون و است تا این مهم اجرا گردد. قبل از مجدد خلافت، لازم است جدی مابین خلقshy; های از و و گردد. آنshy;چنان همکاریshy;ای که به پیمان بین بینجامد . محمد غزالی، از اعضای نیز همانند بنا، هیچ نمیshy;بیند و را یکی از آرمانshy;های خود داند. او در من هنا نعلم نویسد: مجموعه است از عام، تمایز نژاد و رنگ و ملیت و قبول همه. این هدیهshy;ای است از طرف خدا انسانshy; ها و است از یک نظم که در آن، خدا پادشاه از قلمرو آن است که عرب و غیر عرب ... تجسم آرمانی است (همان: 42). سید قطب نیز اندیشد که دین است: یعنی بخشنده همۀ نیروهای هستی، پس ناچار دین است: توحد اله، ادیان در دین خدا [=دین اسلام]، و رسولان در بشارت به این دین از فجر حیات: انّ هذه اُمّتکم امّه و اناربّکُم فاعبدون (انبیاء/92). پس دین بخش عبادات و معامله، عقیده و سلوک، روحیات و مادیات، ارزشshy;های معنوی، دنیا و آخرت، و زمین و آسمان است. و از این همه تشریعات و فرائض آن، و توجیهات و حدود آن و آرای خداوندانِ آن در باب و و مال و توزیع غنیمتshy; ها و غرامتshy; ها، و و واجبات صادر میshy;گردد، و در این اصل اجزاء و تفصیلات آن نیز مندرج است (حلبی، 1384: 248). عمر تلمسانی، از معتقد بود با هرگونه فرقهshy; گرایی و اختلافات مخالف بوده و هدف اصلی بین دستshy;یابی به بزرگshy;تری میshy;باشد. از وی، در راه و آنshy;چه همه را دربر گرفت، از اهمّ وظایف و سپس اتحادی که هدف غایی است. بر این shy;السلمین اولین بود که بعد از تأیید و از پناه شاه توسط رژیم مصر انتقاد کرد. این در سال 57 اعلامیه کرد و را الگویی مبارزات خود وابسته و ضد مصر دانست و از تمام نیز خواست تا از سرمشق بگیرند. که بلافاصله پس از پیـروزی عرض تبریک به آمدند و خـدمت رسیدند. اخـوان بعد از کتابی تحت عنـوان آلترناتیو به قلم فتحی عبـدالعزیز کرد که در آن آمده بود: خمینی، یک فرقهshy;ای نیست، مرکز ثقل ارزشshy;ها و اعتقادات مشترکی است که همۀ را به خواند؛ چیزی که آن به وقوع پیوست (فوزی و 1390: 92). نتیجه یکی از و مهم در بود که متأسفانه در طول سالیان دراز، های جدی شده بود. در راه این مهم، از هیچ فروگذار نکردند. و این جمعیت، از ابتدای تأسیس، این است. ها، ها، ها و این می دهد که به دنبال و امت در سطح هستند. در این راستا است از: 1. حسن یکی از بین نیز بود. او افزون بر راسخ به دارالتقریب، با قمی دار التقریب در أن کرد. این گامی بود که او برداشت. 2. های - شکل حاکی از آن است که ایشان در راه حل و غلبه بر استکبار و بیگانه و بیگانگان از وطنشان، راه حل را بازگشت به آموزه های اصیل می دانستند. ٣. و اصولی که در اساسنامه و قسم نامه درج شده و های ها و های آن است که مهم ترین هدف به منظور امت است و جز از این راه نمی توان بر چیره شد. 4. گرفته از سوی در در سوریه، لبنان، یمن و...، ارتباط و با حرکت های در کشورها، این با نواب صفوی در خود بر و التزام به است. 5. همه جانبه بازپس اراضی و اشغالگران از آن فعالیت گسترده و های فراوان در و به راه حل نجات آن باز بر این مسئله می تواند باشد. 6. عمق تنشها و تنازعات داخلی با ملی و ناسیونالیست مصر که به انحلال و اعدام انجامید، بر این دلالت که با بر و خواهان امت به رهبری خلیفه واحد مسلمین و در این راه از هیچ دریغ نورزیدند (میرعلی، همان: 52-53). منابع فوزی، یحیی و بهروز (1390)، مقایسه تطبیقی اشتراکات و افتراقات سنی در مصر و در ایران، شناسی، 36. مسعودنیا، حسین و نجف پور، سارا (1388)، مصر: از بنیادگرایی تا مشارکت دموکراتیک، های و بین المللی، 19. حمید (1392)، در ترجمه بهادءالدین خرمشاهی، تهران: خوارزمی. علیshy;اصغر (1384)، تاریخ نهضتshy; های دینی-سیاسی تهران: زوّار. محمدعلی (1385)، از المسین، مطالعات 6-7. هاشمی فرا، مجید (1395)، جنبشshy;های شمال آفریقا بر ایران: مطالعه موردی؛ کارشناسی ارشد دانشگاه جنوب.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
استعلام سرمایه گذاری در لرستان یک ماهه انجام می شود

استعلام سرمایه گذاری در لرستان یک ماهه انجام می شود


خرم - - و گفت: های دستگاه های خدماتی استان حداکثر طی مدت یک ماه به استعلام های مورد نیاز متقاضیان سرمایه گذاری پاسخ می دهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
 از تاریخ دقیق ولادت تا مادر حضرت فاطمه معصومه(س)

از تاریخ دقیق ولادت تا مادر حضرت فاطمه معصومه(س)


حوزه/ در از سال 183 ذکر که که در 173 است، زیرا با توجه به این که امام کاظم(ع) در 25 رجب سال 183 هـ .ق در زندان هارون در بغداد به شهادت رسید و ...
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
ماهیت استکباری آمریکا بیش از گذشته آشکار شده است

ماهیت استکباری آمریکا بیش از گذشته آشکار شده است


کرج-ایرنا-امام با به بیش از شده،گفت: مسئولان باید با تبیین بدعهدی در خروج از معاهده برجام، چهره این کشور را بیش از پیش در عرصه بین المللی نشان دهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
کتابی که هر دانش‌آموز المپیادی باید بخواند

کتابی که هر دانش‌آموز المپیادی باید بخواند


سعید و عضو هیات در گفت وگو با خبرگزاری ایران(ایبنا) یک گفت: این اثر دو سال پیش به پیشنهاد کلید خورد. در این با حل آن ها از های و شده است. از این حیث این اثر را نمی در های دانست. وی ضمن به هدف خود از استاندارد ترین از های برتر و گفت: هدف کلی من در های این است که حداقل یک هر شاخه شود. علت این که اولین در این است که در ها به جز در ها می شود و این اثر می از در های شود. نحوه داد: همانطور که پیش تر کردم این دو سال به طول انجامید و فرآیندی دشواری را طی کرد. این بر های اول از های اول کشور ایالات متحده هاروارد؛ MIT؛ برکلی؛ UCLA؛ واشنگتن؛ شیکاگو و های درجه یک شد. وی افزود: سوالاتی که این می شد دارای های قابل توجهی و راه حل آن ها در شده است. زمان زیادی صرف آن شد که علت آن حل از حل نشده در آرشیو ها بود. در نهایت تعداد این به 400 با راه حل رسید. به این از این به است. به این ها داشته. که در این است و به همه را می دهد. این داد: بر در های های و که در این ها به و یا به گرفت. وی بخش های گفت: در بخش اول ها و ها و ها که یک و یا حل در سطح شده است و این بخش به است. در می گفت این فصل است که اگر در هر جای این علم را در سطح وسیعی بداند، این را فراگیرد. افزود: از آسان به مشکل و بر اساس موضوعی دسته بندی شده اند. یک بخش به بخشی به و بخش های به موضوعات گوناگون داده شده است. این مولف کرد: که در این باب تاکنون شده اند به دار بودن های نکردند. دغدغه ذهنی من این بود که هر و یا هر دانشجویی که به حل می پردازد ای را در آن و بیابد و یا برایش تکرار شود؛ به همین دلیل در یک همه دار هستند. می گفت این المپیاد و سمپاد گرفت. وی از این در راه کند ابزار خرسندی کرد و گفت: این در اول توزیع شود و در اختیار گیرد اتفاق است. لازم به ذکر است که دار خیلی از های یک را در سال های در اند. گفتنی است این است در شهریور ماه سال جاری شود. و در حال حاضر در مرحله جلد است. وی های گفت: در کل در و ها ترجمه که این ها هم دانشگاهی ها می شود. اما همکاران در این سال های اخیر را کرده اند که به پیوند ادبیات و علم را به راحتی می در این پی برد. همه طبیعت است اما نمی دید وی داد: در کل نیستند؛ اگر شود که با ادبیاتی همه فهم را بازگو نمی دانم چه اتفاقی آن می افتد آیا می فروش یا خیر. بر این موضوع در است؛ اساسا ایجاد شهود در علم است. فیزیک است. اکثر می دانند که جاذبه به چه چیزی می گویند و یا می توانند چرخش به دور خورشید صحبت کنند؛ می نمونه آن را درطبیعت یافت اما در علم این گونه نیست. چگونه می شود و یا را که هیچ ذهنیتی از آن ها ندارد داد؟ به عقیده من های همه فهم در های علم شود تا جذابیت کنند. کرد: با های سر و کار اما با خود این علم به طور محض اطلاعات چندانی ندارند. در همه جا وی که در آینده ای نزدیک از سوی این شد گفت: با به در همه جا و در همه اشیای اطراف دارد. دیگری در زمینه جبری با عنوان و آن ام که آن در های است. تصور کنید کاربران های هر کدام علاقه مندی های خود را دارند. هر الگوریتم کامپیوتری که شود هر چقدر هم که سریع این میزان کاربر های کند عمل می اما تکنیک است که با از روش های این کندی بر طرف می شود. این اثر است از سوی شود و این هم است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تشییع شهید عامریون

تشییع شهید عامریون "امانت دهنده خون خود به سیاهی چادر بانوان" در شاهرود


آیین خون خود به با حضور اقشار مختلف مردم، خانواده‌های معظم شهدا و مسؤولان از محل کانون جوانان بسیج شاهرود برگزار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
واکاوی جریان‌سازی فقه سلفی در ادوار تاریخی

واکاوی جریان‌سازی فقه سلفی در ادوار تاریخی


به (ایبنا)، فقه به قلم علی در هفت فصل ضمن از تعریف، مفهوم و ادوار سلفیه، در ادامه به تشریح فقه از ابن تا رضا (مقارنه و تطبیق)، و فقه از (مقارنه و تطبیق) می پردازد. در از مقدمه نوشته است: پیشینه به باز می گردد که بر پایه آن، جنبش خود را کرد. پیش از آن با این و با و سپس می شد. با این کتب و را تا حد کتب دانست. اما پس از و به و ها و های آن جلب شد و و آن با و حجم گردید. از آن و سعی در ولی و به هیچ روی است. در این اثر بن به یکی از که ها خود را به نفر از او، می دهند. در از او در 27 می خوانیم: بن بن به آن که خود است در سال 164 ق در شد و از سال های در که بیش از سال به روی (ابن 258/5). به بار در سال 179 ق در بن (د. 183 ق) کرد و کمی بعد در شد از علی بن بن نیز که به به یک بوده، چراکه علی بن پس از آن فوت است... همچنین در فقه از بهره برد و بیشترین تاثیر را از او پذیرفت، تا جایی که خود می گفت: لو لا الشافعی ما عرفنا فقه الحدیث و می گفت: هرگاه از من مساله ای پرسیده شود که آن خبری نشناسم، بنا بر فتوای فتوا می دهم. نیز به او عنایت ویژه ای داشت. می گویند هنگامی که درگذشت، دو رساله قدیم و جدید را در میان ترکه او یافتند. در بخش دیگری از حاضر در یکی از و تاثیرگذار با نام ابن آمده است: تقی الدین ابوالعباس بن عبدلحلیم بن حرانی به ابن و ملقب به شیخ الاسلام ، در سال 661 ق، که سرزمین های اسلامی زیر سیطره سپاهیان مغول قرار داشت، در شهر حران که آن از مراکز تعلیمات مذهب بود، به دنیا آمد و تحصیلات دینی خود را نزد علمای کرد. از شیوخ او می توان به ابن عبدادائم (د. 699 ق)، مجد بن عساکر (د 669 ق)، یحیی بن صیرفی (د. 696 ق)، قاسم اربلی (د. 680 ق) و دیگران نمود. جد او (د . 652 ق) فقیه و شیخ در عصر خود بود که به اعتراف ابن تیمیه، تندی داشت؛ طبیعتی که کاملا به نواده اش به ارث رسیده بود! چنانکه او را با اوصاف بسیار نهی کننده از منکر و دارای خشونت و جدیت و عاری از مدارا ستوده اند و به تند او اند. پدر او عبدالحلیم (د. 662 ق) نیز از فقیهان به شمار می رفت. ابن در از علوم زمان خود چون فقه و و اصول و کلام و تفسیر سرآمد بود و با فلسفه و ریاضیات و ملل و نحل و عقاید ادیان نیز آشنایی و در سیاست و فعالیت های نظامی علیه مغولان نیز دخالت و مشارکت می کرد. ذهبی تالیفات او را در حدود 300 جلد تخمین زده و صفدی (د. 764 ق) نام از آن ها را آورده است (صفدی، الوافی بالوفیات، 16/7). این سرانجام در سال 728 ق در زندان قلعه درگذشت. چاپ فقه در 240 با شمارگان 500 نسخه به بهای 23 هزار تومان از سوی موسسه انتشارات امیرکبیر راهی بازار نشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : مذهبی
در سال 2017، بیش از نیمی از مساجد سوئد هدف حمله قرار گرفتند

در سال 2017، بیش از نیمی از مساجد سوئد هدف حمله قرار گرفتند


حوزه/ بر که یک از به 40 مسجد در سوئد در سال 2017 میلادی مورد حمله یا تخریب قرار گرفته اند و حملات به برخی مساجد متعدد بوده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
120 نسخه نفیس با موضوع حضرت خدیجه (س) در کتابخانه آستان قدس

120 نسخه نفیس با موضوع حضرت خدیجه (س) در کتابخانه آستان قدس


به گزارش خبرگزاری ایران (ایبنا)، به نقل از و بین ها، موزه ها و مرکز اسناد قدس این از بیش از 120 کهن 18 خطی و چاپ و بیش از 108 چاپ و نامه با (س) در های خطی مرکزی قدس خبر داد. سید محمدرضا با به ای به قرن گفت: سمط فی بن (متوفی 694 قمری) که در سال 997 و در سال 1311 به دست رضا خان وقف قدس یکی از های است. وی که در سال 709 و به افزود: کشف عن و اهل بیت از علی بن اربلی (متوفی 692) است که توسط محمدباقر کاشانی و در 1043 به دست شیخ صنعان وقف رضویه شده است. ادامه داد: جلد سیزدهم بحار الأنوار، النبی فی اللمصطفوی(ص) از احمدبن حسن استرآبادی به قرن یازدهم، ضیاء (حیات القلوب) منظوم به فارسی که سروده مؤمنه نیشابوری متخلص به خان در 1195 است و در سال 1256 شده و مسارالشیعه از شیخ مفید به 1352 به (س) اند. با به اثری که در سال 983 به قلم زین العابدین بیان کرد: عمده فی عیون صحاح الأخبار از ابن طریق (متوفی 600 قمری) در فضائل ائمه اطهار و اهل بیت (ع) شده و در مبحثی به (س) است. وی افزود: شرح حال کبری (س) به فارسی، است که در قدس نگهداری می شود. نیز در 14 معصوم (ع) و (س) به عربی و در سال 1140 شده است. در با به برخی چاپ نیز گفت: زادالواعظین از محمدصادق هرندی، در سرگذشت پیامبران و مریم مقدس و (س) چاپ 1351 الدره البیضاء فی مشاهیر النساء چاپ 1323 و ام جناب الکبری چاپ لکنهو که در 1374 از دیگر های خطی قدس هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند).