صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب شده،



چه زمانی هفت درِ دوزخ به رویمان باز می شود؟

چه زمانی هفت درِ دوزخ به رویمان باز می شود؟


به در بقعه شیخ نوایی شهرستان خوی در جمع داشت: ما از بی خبریم، دورنمایی از ملکوت به گوش ما خورده، آن هم به الفاظ نه به عقل ما آن گوش را که را اما لفظ شنواست. به قول آن قدر هست که می آید. و هم از را وی در به این جرس از چه مقوله ای است؟ چه را می نوازش دهد؟ تارهای چه را می به صدا دربیاورد؟ گفت: من یک مطلبی را از شیخ برایتان نقل می کنم ما در چه حدی از گنجایش هستیم. این را نه تنها شیخ بلکه دیگران و بزرگتر از شیخ هم نقل کردند، قرآن مجید می فرماید: بعضی از را و که بکشند، آن نیرو را که بتوانند کشیدنش را یا خدا می فرماید: لا ملک و لا نه را و نه این به ملک هم ملک هم یک حدی که از حد او به آن نمی چون را نمی هم کند. ها درک را داد: کم ما هم درک او را خدا در صد و و را به او ما از این هم نمی جلو جلو هم نمی فهمیم. و در این وی با به از اسلام(ص) اظهارداشت: اکرم(ص) می فرمایند: و در این هستند، آن هم مخلص؛ و عالم، و دو نفر شهدای کربلا می باشند، این و دو نفر، حسین(ع) است، اگرچه درجه حسین(ع) بسیار بالاست، اما حسین(ع) در دعای عرفه به پروردگار می گوید: در عین عالِم بودنم در کنار تو جهل محض هستم. وی کرد: نقل کنندۀ اول این کبری(س) و ناقل هم شیخ مفید(ره) در کتاب ارشاد می باشد، می گوید: عصر تاسوعا، ابی عبدالله(ع) خسته بود ـ سرش را گذاشته بود روی منادی دشمن صدا زد به ها کنید. آمد سرش و با یک ادب گفت: یا ابا عبدالله! سرش را از روی کرد و با یک محبت به زینب(س) نگاه کرد. گفت: آقا دستور دادند. از جا نشد، رنگش هم نپرید، ترس هم به او نکرد، همان طور که روی خاک نشسته بود و روح در عرش فرمود: خواهر را صدا کن. قمر بنی یا در خیمۀ بود یا دور ها می گشت، زینب(س) رفت و برادر را صدا زد. قمر بنی سریع سر ابی عبدالله(ع) آمد و دست به سینه ایستاد؛ این ادب عباس(ع) بود. قمر بنی از و این مبلغ عرصه بین الملل اظهارداشت: قمر بنی از و که در مدتی حدود سال تحصیل کرده است. عمر تکلیفی آن سال مقدار عمری که در سی و سه سال در حقیقت پانزده سال طبق قانون الهی در حوزۀ تکلیف نبود. عباس(ع) از عقل، اندیشه ، روحی بسیاری برخوردار بود که توانست به قلۀ تام برسد. تام داستانی و به انتظار نباشید تا کسی شما شما کند؛ چرا که آن فقط از عهدۀ معصوم(ع) برمی آید. عقل و اندیشۀ غیرمعصوم و تام را که او به عالی ترین درجاتش رسید، ندارد. در به ها هفت درِ به باز می شود در پایان گفت: همگی باید بدانید که شیطان، دلار و آمریکا یار نیستند، بگردید خدا چه کسی را یار قرار است. به ها نکنید، در حملۀ به ها هفت درِ به باز می شود؛ خدا ها احترام قائل است و معطل مان نمی کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​هنوز به رونق این بازارچه هنری امیدوارند

​هنوز به رونق این بازارچه هنری امیدوارند


به تقریب، با روز دستی(20 ماه) سال شد. به ابراهیم ـ و ـ این با بر 20 ریال، در مساحت 700 متر مربع با 26 توسط بخش و به بهره برداری رسید. طبق تفاهم با بخش های آن تا یک سال در نظر شد. یک سال و ماه از این است اما بی است و بنا بر است. از پشت درِ ای است که از ها است و تابلوهایی هم فروش واحدهایی پشت نصب شده است. یکی از دارهای اطراف این به می گوید: این ملک است. مردم اهل کاسبی در پاساژ نیستند. فقط در طبقه فروخته می شود و محصولاتی که می نیز بسیار است. مثال یک را دو میلیون می فروشند! با این وضعیت اقتصادی کدام مسافر می شود یک این اما می کند رفع این اند و تا سه می گیرد. عکس ها: حاج در گفت وگو با به می دهد: همه ی که در می هستند. دو پیش این با داشتیم. این از برق نوساز است و بخش هایی از آن نیمه کاره است. او با مدیر اداره و که به تازگی در این سِمَت منصوب در حال آن است، می دهد: از سال در این در حال و شد تا که مشکل رفع شود یعنی تا آخر ماه به به شان دهند. با اعلام از مربوط به شخص هنرمند و می می افزاید: چون اغلب ها ساکن هستند، شرایط و قوانین خاصی دارند. تعیین نکرده بودند اما این طور نیست که کسی اش را رها کند و برود. ما در ای که برگزار برنامه ریزی که مشخصی در نظر شود و شده بگیرد. می گوید: این شده و به احتمال زیاد تا سه آینده دوباره می گیرد. با توجه به این از برق داشت، پذیرفت که ها تا آخر ماه به در و بعد از آن فقط 100 هزار اجاره مشروط بر تا کسب و کارشان اگر ما هر امکاناتی هم در بگذاریم اما خوبی و هم در این زمینه نکنند، ما هم نمی توانیم انجام دهیم. او با 15 در این دارد، اضافه می کند: از های خود را هشت شب می در حالی که مسافران سعی می از تمام که در یک شهر استفاده مفید کنند. شده زمان بیشتری کار تا آنجا بگیرد. همچنین نظارت روی نیز می کند: این یکی از است که با و این داریم و با صحبت که گذاری معقولی محصولاتشان تا وقتی گردشگر وارد این می دست برنگردند و توان مالی خرید باشد. نبود تابلوهای راهنمای اطلاع رسانی یا موزه فرش در نیز داد: همه ی این موارد دست به دست هم داده بود تا این باشد. از طرفی با فرمانداری هم مکاتبه و درخواست دادیم که با شهرداری و شورای شهر ای تا این مسئله به طور جدی و شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 18 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
سن‌و سالم دیگر از تنها بودن گذشته است/در رقابت با گلزار قطعا من برنده خواهم بود

سن‌و سالم دیگر از تنها بودن گذشته است/در رقابت با گلزار قطعا من برنده خواهم بود


به خبرگزاری بچه های دهه هفتاد و کمتر اما او سال ها بود. ها و سردبیرهای نشریات سر و دست می شکستند. تینیجرهایی که طرفدارش را نگو. ها هم که پای می و به می تا یکی از باشد. این که چرا در اوج بماند، از آن است که احتمالا کسی پاسخی ندارد. می دست روزگار. می برگشتن ورق در و و های پرطرفداری که اول های مثل او در سهم نداشتند. که در هنر نیست. موج ها می و می و ها از می یا به می کنند. این که چرا از دهه و بعد دهه نود اش کم شد، به ذات باشد. به این که دوربین، ها را دارد. پوست های و صداهای نو را. بگذریم از آن گردن کلفت که می توانند سال ها بمانند. از دنیرو و آل پاچینو که ها هم سال در های پرفروش نمی و نقش هایشان ای است. اما کسی از داستین هافمن خبری نمی گیرد. از جک نیکلسون و آنتونی هاپکینز و مورگان فریمن. همه می به حاشیه. همانطور که بازیگرهای سنی درخشش و کم کم نقش می شود. تاپ که چند دهه جزو بمانند. که کرده. کسی نمی چه که حتی با سن و چشم و قاپ را و پس نمی دهد. که به سن که برسد. اما در ای جدی در و کمی جا کرده. از دهه نود که و در شد و به های کرد. ها که که حول و حوش می شد به و بود و می داد از و در جنگ است. که از هنر و و از با و در آبش با در یک جوی نرفته. که از او غیرسینمایی و نگران می و حالا... دور فعالیت های است. با چنین پرسشی مواجه می جوری که منتظر بوده، سریع می آره! رو می کنم. است. از و و پیشنهادهای وسوسه ای و است به همه یادآوری کند که سرپاست و می تواند جزو بهترین ها باشد. ٤١ ساله است و در که و نوجوان و تا پنجاه سالگی نقش نوعروس و داماد را می کنند، او جا دارد. اما به شرط این که کمی به برسد. را جدی بگیرد و سر جنگ با همه باشد. با او در ای که درپشت صحنه پنج انجام شد از بازگشت گفتیم. از سر ناسازگاری که و از های و آینده اش. عشق ای که در دلش جوانه زده از درها را به رویش باز کند. مسیرهای ای را بگشاید. عشق اش را به آتش بکشد و نورانی کند. ای شود تا او تقویم را کناری بگذارد و اوراق ای بگشاید. که شاعر می گوید، ای عشق همه از توست... گودرزی، گری جلوی تر است یا هنرپیشگی؟ به هنرپیشه فکر می کنم تر بودم. چون من گری است. فرق هنرپیشگی و گری را در چه می بینی؟ خب هیچ وقت به نمی کند اما کارش حرف زدن با است. با حرف زدن تر اگر از اول بودم، این کار تر بود ولی چون از اول عادت به نکنم، چندان نیستم. از یک به نظر که به کار در کردی. من از کردم! است ولی در دهه ٨٠ در شدی و ٣،٢ تا می و جزو شده بودی. چه که از و به به نظر من نوع که با نسل من می شد، نشد. این است دهه ٧٠ و٨٠ که مدل و گل به و خوش تیپ ها یک شد به یک مدل که به نظر من فقط می کند! و جهت عوض کرد و نمی من هم و نقش که رد را می ولی این که از بود که در و های افتاد. که می از که خوش تیپ های می و به هم گل می تر آن هم بود و که می رفت دم در و گل می نبود! ولی یک نوع و بود و به در ها می شود. به من از هم کار ولی هیچ خوب نبودند! خوب با ات جور می با یک سری مثل حسن و کار کنی اما به و ها می دهی با کار کنی که نیایی! می شود کم کار ضمن این که نمی اسم و را ولی در که در این به نقش می نقش می حال می حال می این و آن دارند. در اش همه به اما با محفلشان. نقش ها در های می شود. چرا شما در این ها نمی فکر می کنم بد است و نیستم. (می خندد) هم نمی دهند! هان؟! کلا آدم یا نه؟ آره ولی در نه! در در یک هم نیستم. نبودم. که از که و که یک داشته. نمی است یا نه! ولی جز با یک سری آدم در با هیچ کس رفت ندارم. این که و نمی دانم. رفت و با آدم های که چیز بدی نیست. هیچ وقت از این که به قول جزو ها از که ندادیم. چرا؟! ها شده. فکر می کنم بی در به حدی است که وقت ها حتی خود ها هم درد می و را می کشند. اگر اهل ها نقش می به از یک جور دارد. است؟ یک خراب کنیم! اما به نظر می رسد وجه انتقادگرایانه ات است. به که نمی پسندی با می کنی یا به و می یا اگر به نظرت که یک ای از روی یک شده باشد، می کنی. همه این کار را می کنند. ولی همه با نمی کنند. فکر می کنید که نمی کنند. یک جمله ای که می گوید: هزار تا چیز که در فکرت هست را نگو ولی یک را که می بگویی ، هزاربار به آن فکر کن. این را در فرانسه و فرهنگ آن است. عرض من این است که من می کنم که هزارتا که به ذهنم می رسد را می گویم، انتقادکردن که ندارد! مگر از ما نمی کنند؟ ببخشید ما آب می خوریم، می کنند! به به یک چهره از دیگران نقادانه به حرفه ات داری... خب که آب وهوای خوش ندارند! قسمتی که عده ای سرسبز هم باقی می گذارد واقعا؟! در همه ها در تمام تیتراژ ها می بینیدشان، که از ها نقش می گیرند مگر هم دارند؟! ما بیاییم و نقد کنیم! ما هم نگوییم؟! خب به این که از گرفتی، بوده... ولی چرا؟! از روی اجبار خواستم. این که های خوب از آن ای که عرض می رود! ولی که در می و تلخ هم ات ام نیست! هزارپا و این نوع را می پسندی؟ نهنگ عنبر را هم می پسندم. یا مصادره که ها می گویند اما من داشتم. ماجرای نیم روز هم طور من چون ماجرایی را روایت می کند اما نمی کند! یا قندون جهیزیه و حتی اجاره نشین ها که تر است. من سوالم را نگرفتم؛ اگر اصغر فرهادی به تو کار بدهد، می کنی یا نه؟ نمی که گفتم، من است. اگر ابد و یک روز به تو می داد و نامه اش را می خواندی، در این نمی کردی؟ یک بار را که حتما! آن هم با درخشانی که داشت، می کردم. ابد و یک روز را یا نه کلا ندارم، اما اش درخشان ولی اگر داشتم، یک بار این را می کردم. من آهنگ می به بیاری، نمی خوانم! من ام در ام آنقدر که حقیقتا مغزم نمی دهد! پس موسیقی هم شاد باشد؟ بله و خواهید دید. من مدلم این شکلی است. یا گوش می و نمی آید و نمی یا کار می و می ولی نمی روم پشت میکروفن و صدایم را آن مدلی کنم! می یک رک و خصوصی تر بپرسم. چیز که در و و می به انتقال دهی جالب چون ها فکر می آنقدرها با و خوشحالی پیش است... آفرین پیش نرفته، حوصله ندارم! (می خندد) اگر یکی و واقعیت های آدم مثل تو را روی پرده دهد، دارد؟ آرتور نایت، نویسنده کتاب تاریخ می گوید: تماشاخانه فقراست. و اپرا روشنفکرهاست. من طرفدار که در آن نفرت، اشک، حسرت و باشد. مطالبه ات از فیلمی است که در آن بتوانی نقش را کنی... این نوع ها و یک هم تر. این محوری که یک هم را یک به نام کیایی در می دهد. من در های او چون در سناریواش رکب، تصادف ولی هم دارد. من با و نوید محمدزاده تا به حال روبه رو نشده ام، چه بدی یا دشمنی با دارم؟! ولی من ندارم. گفتی روشنفکر و نکردی، را من خواندم، مگر می شود دوستش باشم؟! اما زحمت بکشم که در آن دوزار پول گیرم نمی آید! من معتقدم اندازه زحمتی که می کشم، پول دربیاورم که در تا مدت های مدیدی این نمی افتاد، که در هم اتفاقاتی از افتاده! سن و از و در ات مراحل تلخی را گذراندی و به دست آوردی، اما به نظر می رسد از است یا نیفتاده و فقط ظاهرت اینطور می دهد؟ خود من هم حس می کنم خود یک در ام و لطف خداست. اراده یا تصمیمی تغییر نگرفتی؟ نه، فعال تر شدنم افتاد. در اعلام که در ای از که ممکن است به زودی شنیده شود و ازدواج کنی.. شده است خب. (می خندد) ولی این که دقیقا کی و چطور و چه زمانی بیفتد، مشخص نیست. به سن وسالم از و و است. همه آدم ها در شان حس می تاریکی را اند؛ که در تو هم افتاد. آن را پشت سر گذاشتی؟ پشت سر گذاشتم و اوضاع هم بشود. این روزها باانرژی و شده که بخشی از این تغییراتش به در اش است. هم شده که تر شدی، اما در حوزه گری؛ با ٥ که از سوم پخش می شود و ١٣ از به نظر می رسد در یک چرخش ١٨٠ درجه ای از به سمت گری رفته ای... راستش ١٣ گری نبود، اولش به من بیا و در کن، اما من یک تنبل و می شوم! (می خندد) شد که شدم و هم کم کم شد. ٥ هم پیشنهادش از طرف خوبم امامی بود که اگر این را کسی می داد که نمی شناختم، نمی کردم. ضمن این که هم یک می کند و این کرد. چه ای؟ همکار هستیم و این که اصلی هم و شدن است و هم و بخش امید در آن تر است. همه بود که را کنم. فکر می کنی در رقابتی که در با داری، تو یا او؟ این را بگویند. چه فیدبکی از گرفتی؟ یک نامتعارفی یک همراه با بازیگری! یک سری آمد و یک سری را چاشنی کارت نمی بود. ولی به یک تناسب کلی رسیدم که هم در اجرایم شوخی می شود و هم اقتدار و دیسیپلینی که یک در باشد. به مضاعف بگذاریم. اتفاقا ای هم درخصوص یکی از اجراهایت پیش آمد که تو عمدا یک را سوزاندی.. ماجرا این بود که های نئاندرتال، با استخوان بندی درشت، اما صحیحی که در گذاشته شده بود. من اما جوابش راست قامتان بود که اما چون من را دیگری می که عمدی در کار بوده! کار درستی که در های مجازی فحش می خورم! (می خندد) ای که می کند در فضای بزرگتری و از نظر اسپانسر و یا حتی دکوراسیون سالن و صندلی سطح بالاتری و با تو کاملا متفاوت است. این اذیتت نمی اذیتم که نمی اما به ما بیشتری می گذاریم، چون مبلغ مالی می رود، هم خود حساس تر می چون سقف نقدی به نظرم این دو را نباید با هم مقایسه کرد. وجه تشابه این دو فقط است که هر دو متکی به علم و دانش کنندگان به می دهند. یکی از عوامل باش و بود ای که این از طرف ٥ و چون از شهرت و محبوبیت از تر است. جوابی این حرف داری؟ آن قسمت که در من را که نمی دانم! ولی این که باش از جانب ٥ است را ندارم. این که از من تر و محبوب تر ما مهم ما انرژیمان را خودمان می گذاریم و سعی می یک پرانرژی بسازیم و روزهای آخر هفته به تقدیم کنیم. هم کار را بکنند. در بگو؟ چقدر روی ها تسلط و جوابشان را بلدی؟ بین ٤٥ تا ٥٥ درصد ها را بلد هستم. اگر در ٥ فکر می کنی تا چه ای می بستگی اوقات که اول می افتند، سخت است. که ١٥٠هزارتومان است و سخت اما ٥ میلیونی که است. اگر میانگین ها را در نظر بگیریم تا چه ای می تا های ٢٠ میلیون تومانی را می دهم. تابه حال در اجرایت تحت تاثیر ای که بخواهی کمکش کنی تا شود؟ که اطلاعاتشان خوب است را که نه واقعا، چون قاطع و دقیق می و معمولا هم پاسخ می به که اطلاعتشان ضعیف کمک کرد که اغلب هم این کار را می کنم. حاضری به در کنی؟ آنجا خوب می دهد می کنم. (می خندد) رقم ٥ فکر می کنی را به ات کنی چطور؟ می کند که در ات نمی والا! ولی فکر نمی کنم. (می خندد) به من با کمال میل از می کنم در ٥ کند. فکر می کنی اگر در اطلاعات عمومی با کنی تو می شوی یا او؟ من. (می خندد) حاضرم در اش کنم و او هم در حاضر شودببینیم کی سوالات را خواهد داد. هم تماشا می و لذت می برند و به این نمره خواهند داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​من مادر جبهه‌ها هستم

​من مادر جبهه‌ها هستم


- بی شک نقش دفاعی در هشت سال بین ایران و عراق کردهrlm; اند. به جزء و همسرانشان از کشور، آنrlm; ها در و خدمتrlm; به rlm;های حق هم نقش به داشتند. بعضی از اما پا را از این هم فراتر و همه داشتهrlm; هایشان را از به میان گذاشتند. یکی از آن است. کسی که به دهه چهل زندگیrlm; اش بود که هر دو به میrlm; رسند. خود او هم در و در جنگ پیش قدم و همه میrlm; کند. به همین هم همه به او جبههrlm; ها میlrm;گفتند. از از و با در تظاهرات شد. بعد از که بسیج همگانی حکم میrlm; کرد تا تمامی در کنار باشند و همگام با قدمlrm;های قدم او هم عمل می rlm;کند. در که به و او با شد. میrlm; گوید: قبل از من یک داشتم. در در را می rlm;دادم. کارهایی را که بهسازی و خانهrlm; سازی می rlm;دادم. وسایلی را که با وانتم میrlm; کردم. جنگ که در شهریورماه 59 شد، چهره شهر و حرکت هم شکل گرفت. جنگ که شد او از بیرون می rlm;آید و به اقدام میrlm; کند. که در میrlm; داده به شکل و شمایل در به میrlm; گیرد. و را بعد از جنگ تحمیلی، هم از ایرانی، فرزندانش را به میrlm; فرستد. پسر تر، سال 41 و هم سال 43 است. اولین فرزندی که به می rlm;رسد، است. او می rlm;گوید: در در سال 1360، به رسید. روز که از من که در کند. را من و گفتم: به جز این دو که تو دهم. دعا میrlm; کردم: تو این دو را به من ببخش. گفت: این بار هم بگو من این بچه ها را به تو می دهم ولی تو آن ها را به من ببخش. آن روز اما این را بگویم. به گفتم: نه من امر خدا هستم. که این را کرد و مرا و گفت: شوم. طور که پیش به رسید. را با بی سر، به آوردند. پسر تر هم عجیبrlm;تر از دارد. میrlm; گوید: حاج 8 بار در شد. دست پای چپ و شدن از او بودند. در سال 65، در به رسید. اما سالrlm; ها طول تا به برسد: بود. بعد از 18 از آن طرف آبrlm; های شد. دو میrlm; کند: من یک و بچه rlm;هایم را اما هر دو را به دست بی rlm;بی سپرم. و را به می rlm;آوردم نمیrlm; که هر دو شوند. و که به شهید، هم شده است: در بمباران مسجد جوادالائمه 13 سالهlrm;ام نسرین، که در حال در پشت rlm;شد. 85 درصد است. همه اینlrm;ها اما باعث نشد که دو و یک جانباز، عقبrlm; نشینی کند. او در هشت سال مقدس، کرد. موش ها rlm;ها را در که از جنوبی خالی از مردان از مردها، یکی از انبارهای ریسندگی که به جنگ تعطیل شده بود را تجهیز میrlm; کند تا از گرفته تا و اسلحه را با ماشینش به منطقه برساند. به جز وظیفه رساندن آذوقه به را هم است. او در جواب این که چرا های دیگر پشت ننشسته و دست به فرمان و پا به کلاچ، راهی جبههrlm; ها میrlm; گوید: یکی از ستادهای را به بگیرم، چراکه پسرانم در جنگ مشغول از کشورم بودند. من هم باید می rlm;دادم. رانندگی و داشتنم فرصتی بود تا بتوانم به هم رفت وآمد باشم. او از ابتدا، می rlm;گیرد که همه فرزندانی که در دارد، کند: چند تا از منازل همسایهlrm;ها را پخت موردنیاز کردم. هرروز غذاهای عدسی، آش، حلیم و باقالای پخته را در میlrm;گذاشتم و به سنگرها میrlm; بردم. از تا حمیدیه را در کل روز میrlm; راندم. به جز و در از موارد، او و بچهrlm; هایی را که در جنگ زده مانده بودند، به امن می rlm;کرد: هرکجا که بود و به ما داشتند، ما و rlm;رسانی میrlm; کردیم. حتی در طول شبانهlrm;روز هم کار میrlm; کردیم. رزمندهlrm;ها او را داشتند. او میrlm; دهد: در بین راه، رزمندهrlm; ها که من را می rlm;دیدند، را نگه می rlm;داشتند و به من تعظیم میrlm; کردند. بچهrlm; ها در خط من را صدا می rlm;زدند و هر وقت برایشان و می rlm;بردم، دورم جمع می rlm;شدند و میrlm; پرسیدند: این بار ما چه آورده rlm;ای؟ از بود که در روزنامهrlm; ها جبههrlm; ها لقب گرفت. خانگی rlm;ها کار او نبود، او می rlm;دهد: شاید نصف لباس رزمندگان، از طراحی، پارچه و دوخت را به دوش داشتیم. جالبی هم یکی از مادرانهrlm; هایش دارد. که به پیش می rlm;رود و او با صحنه عجیبی روبه rlm;رو می rlm;شود: دیدم که یکی از انگشتان اسماعیلم نیست. گفتم: خمپاره صدام چه طور به تو اصابت کرد؟ او هم گفت: این کار موشrlm; های صحراست. آنrlm; ها مرا خورده rlm;اند. من هم که حساب را برسم. او چندین می rlm;گیرد و این که موش های صحرا را بکشد، گربهrlm; ها را به میrlm; برد: گربهlrm;ها را به بچهrlm; در و که این گربهrlm; ها دخل را می rlm;آورند. دفعه بعد که به رفتم، بچه rlm;ها گفتند: جان موش ها rlm;هایت را هم خوردند. هم در خط اول جبههrlm; می rlm;گوید: آنچه در 8 سال مقدس اتفاق افتاد را نمی توان تفسیر کرد. در کشورمان هیچ وقت و ملت آن قدر به هم نزدیک نشده بودند. در از مواقع ملت از هم جلوتر بود. rlm;ها در و خودش در میlrm;گوید: دین کردن، یک نیروی مضاعفی به بچهlrm;ها می rlm;داد، اگر کسی دین، کند، است. در که با ما در جنگ زن و مرد در حال بودند. او می کند: اگر یک تیرانداز در خط تیراندازی می دهد، مطمئن باشید که 16 خدمه در پشت از او می rlm;کنند. این 16 خدمه، در آن خانمrlm; ها بودند. ها در جنگ بزرگی و در مردها کردند. این فداکاری بود که از خود نشان دادند. در اسلام هم ما زیادی را داریم که کردند، مگر وهب نبود؟ وهب نمونه این مثال است. جبههrlm; ها هم در صف اول و در جنگ اقتصادی می کند: در زمینه اقتصاد مقاومتی کار می کنیم. به خانمrlm; های خانوار، بدسرپرست و بی rlm;سرپرست قالیlrm;بافی، گیوه rlm;بافی و گلیمlrm;بافی آموزش می rlm;دهیم. او بیش از 300 نفر از اشتغال زایی است. احمدیان، فعل را در لحظات 70 سالی که از خدا عمر گرفته، صرف است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
آخرین آرزویم ایجاد خانه ایران در پایتخت اروپاست

آخرین آرزویم ایجاد خانه ایران در پایتخت اروپاست



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,سرگرمی,فیلم و سریال
بازنشر گفت‌وگوی لیلا کردبچه با غلامرضا طریقی درباره حسین منزوی

بازنشر گفت‌وگوی لیلا کردبچه با غلامرضا طریقی درباره حسین منزوی



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,سرگرمی,فیلم و سریال
تخریب خان الاحمر در قدس، نقض قوانین بین المللی است

تخریب خان الاحمر در قدس، نقض قوانین بین المللی است


به تقریب، در ای که از کاخ در بین و در پاریس، است:ماکرون در این بر بین ها و اسرائیلی ها کرد. در کاخ است که دو طرف در این در مستمر بین و تحت مصر نیز کردند. در این می خوانیم:فرانسه از این و و را به آن کرد تا و آن در انتخابات، به غزه بازگردد. در این بر ضرورت به کار گیری تلاشهای لازم برای برپایی دموکراتیک شده است. در کاخ می که به امنیت اهمیت می دهد، اما سیر تصاعدی سیاستهای اشغالگری طی یک ماه اخیر را می کند. بر اساس مذکور، دو طرف در این سرکوب تجمعات خان را نیز کردند. در کاخ است که مسأله خان و آن را با شرکای اروپایی خود مطرح کرده و این روستا را نقض آشکار قوانین بین الملی می داند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مشاوران شامل قانون منع بکارگیری بازنشستگان نمی شوند

مشاوران شامل قانون منع بکارگیری بازنشستگان نمی شوند


به روز افزود: با منع در پیگیر اجرایی شدن این در مراکز و نهادهای دولتی هستیم. معاونت به در از که در باشد. در این نیز توضیح داد: این کمیته، 4 نفر از و دو نفر از هستند. افزود: بر آمار اسلامی، با حذف همترازی، حدود دو هزار و 200 نفر که معاونان وزرا، استانداران، شهرداران این می شوند. وزیر و گفت: بر این نیز باید از شهرداری برود و نمایندگان شهر بهتر است در کنار بررسی ماندن و نماندن آقای افشانی جدید را انتخاب کنند. وی اضافه کرد: با ابلاغ این از سوی مجلس، دو ماه فرصت دارد، را اجرا کند و وضعیت افراد بازنشسته که مشغول به کار را تعیین تکلیف کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
18 سال است که به هیچ مهمانی سینمایی نرفته‌ام/ سینما در آمریکا با مسائل نژاد پرستی عجین شده است

18 سال است که به هیچ مهمانی سینمایی نرفته‌ام/ سینما در آمریکا با مسائل نژاد پرستی عجین شده است


به گزارش خبرگزاری بار کی سحر را است از که این در سینماهای و عرب ژاله صامتی، آتیلا پسیانی، محمدرضا غفاری در آن به ایفای نقش می پردازند. در کارنامه خود عناوین شب های صداها، جعبه و مش و... را دارد. ولی این کمی با است که خود به آن اشاره می کند. *از پروسه چه دیدگاهی در تبلور بیشتری و شما به آن داشتید؟ شد ما با یک و بودیم که یک سری مطالب را هم بیان می کرد های که همه حرف می در دارد. من روی و و این که یک را کنم و را کنیم. *چقدر به این شدید؟ من خود را یک ساز مولف قلمداد نکردم. من خود را معرفی کردم. من یک هستم. که به من می را می سازم. من به ای که به من می و هیچ عوض نمی شود. که شده کار می شود. من که می بگوئیم تالیفی شد من تحت سراسر شب بود که هم خود را نوشتم و هم خدا و معاد بود. این به طور کلی با همه های من است و خاصی است و این است که اگر از این با این به یاد بیاورند. ولی در ها من بودم. در این با و او به من گفت می و این که حرف می باشد. قصه ای هم من و قصه ای است که در می بینید. امیر عربی (نویسنده) به فاصله یک ماه بعد از آن را به ما داد که یک بود با زیرمتنی اجتماعی. من به هر دو وفادار بودم، هم و هم کننده. اش من یک جذابیتی که بود از جنس کارهایی که تاکنون کار ام. می دهم که کسی آن می رود های من فرمالیسته و تر است. اکراه که های به این که همه می سازند و من می دهم که کسی آن می رود. این شد یک بار من های بسازم. *باز هم جای امضای پای بود. به هر حال کمی چموش هستم(با خنده)، به اهمیت می دهم و به است. من با ها این است که هستند. دقیقاً را می دهد که صبح تا شب در خیابان و می بینیم. من ای این را ببینم. به ورای برود و به ما برگردد. *از این بابت می گویم در این تان هم که به مثال سحر را که در چون از با فکت که می های مثل و و... های در شد که با سحر بود. مهم من بود. آدم ها با های به یک ای می شوند. من مهم این بود که می که هیچ وقت نمی شود و او حرف می و هیچ نیستند. حتی که عرب نیا می کند هم نیست. است که از می شود چون ای را جست وجو می کند ولی سحر است و من فکر می کنم برگ است که این که را آن را به شناساندیم. این طور که شما می گوئید در انتهای سحر را می می شناسم. این که به اندازه این در ماجرا باز شده بود و این من حرف خوشایندی بود و این کار ما بود. *از که می و طرح شد به یک که فکر می این بود که آیا در سحر شد یا نه؟ به هر دو می توانست اثر ختم هم اینکه سحر را و هرکس از سحر را باشد، هم شود و بگوید: آها، پس این بوده است. چه شد که شما وجه دوم را برگزیدید؟ من می سحر را این که فکر می اگر کاملی از این به دست نمی و به عبارتی لخت می شد. غافلگیری این است که برخلاف همه که آن می شنویم و هم این که بلند پرواز است و با همه و هر شب با یک مرد می آمد و تصورات مختلفی از در ذهن می شود و در معمولی را می بینید. این به نظر من تر است و تکه بعد از آن را دارم. که سحر از پیاده می شود و در می رود و ما او را نمی و می در چه رخ می دهد و چه کسی آنجا است. چیز هم در من آن بود که غریبه ها بود! *موقعی که به دست شما رسید اولین و یا مهم عاملی که شد این را چه فکر می کنم یک فرصتی به من می داد تا یک بسازیم. من که ژانرها را دارم. یکی از مشکلاتی که در این است که ژانری می و در می سازیم. دو دارد: و های اجتماعی! و جای کار در چون ما در طی 40 سال گذشته با شتاب غریبی شده است اگر پیش از انقلاب ما ای بود که 40 آن در شهر می کرد و 60 در روستاها می معادله برعکس است. حدود 70 و 30 روستایی است. شهر می شود جرم، و غیره می یابد. جرم و یک است و به پیش می آید در روستا کسی را بکشند. شود سر آب و مرتع و چرای دام شود و یکی با داس را بزند. دعواهای این چنینی است. فقط در شهر است که پیچیدگی های صنعتی و قتل می شود. این به من می داد یک و را کنیم. که ادای را در نیارد. ما نداشت و در هیچ لحظه ای از استفاده نکرد، ای در جیب ندارد. یک باری که فرار می می معاون او و را می گیرد. این کمک می کرد که ملموسی بسازیم. که در اداره راه می آن را می بینیم. عامل این بود. فکر یک بار هم شده را بسازیم. این بود که نمی شد و این بود این که یک می شود را بسازید. از آن که از غرب به طرف ما های و را با خود می آورد. ما می این ها را و را کنیم. و یا در می دقت که یک دارد. آن است که در و و به ما با ای و هستیم. حتی در این است. در با ای و به های ای به می کنند. قتل در ما ای نیست. از این ها در نداریم. قتل ای است. به و و می این را می کند که ها این است که یا یا زن به است یا خود را به به قتل است. قتل ها این اند معمولا. در شما در عین این که سعی می را کنید. تنگ تر می شود. من به این که با که در ما می را و به اصل آن برسیم. من بین بار کی سحر را و (اثر مک کارتی/ 2015/ آمریکا) دیدم. به یک نوع هستند. من بود که در سال ما این را و هم یک ساختند. آن که بار کی سحر را هم مثل یک است که و را ولی در آن ها یک ای را می کنند. ای که در هر دو مهم بود این بود که به آن که در را نیستند. ما در از می قصه چیست. به محض این که می رود که در را کند ما می است که آن قدر شد که پاپ کرد. پاپ شد کند در و کرد. *چند سال پیش در ای را که می نمی بینم. این است ؟چرا؟ بله به می کنم، سخت است چون فقط ایرادات را می بینم. من در هر فیلمم یکی دو هست که دارم. را به آن نداشته باشم. به سخت گیرترین ها احتمالاً هستم. در بار کی سحر را من سردخانه را دارم. به در این خوب همه چیز درامده است ولی این را همه ها نمی بگویم. *جای بودید از هر که می یک به یادگار برمی دارم. از بار کی سحر را چه یادگاری برداشتید؟ از بار کی سحر را من را برنداشتم چون که می به یک بود. که می سحر بود ولی به خود بود و من نتوانستم بردارم. خاطره جالبی از این دارم، این تکه در در نبود. بعد را گرفت و خواند و شد با یکدیگر کار کنیم، دفعه دوم آمد دفترمان، دو عدد به مچ دستش بسته است. علت را پرسیدم و گفت: این دومم به وقت در حس بود. من به حدی از این خوشم آمد که این را در گذاشتیم، در کار و ایده بود. * نقد دارند که چرا در آدم خوب کم می بینیم؟ این انتقاد را با می سازید به طور با افعال هستید. شما یک سر به کلانتری بروید اگر یک امر شنیدید به من بگوئید. این است که به این می شویم با تیره و تاریک کار می کنیم. * این دومین است که در قامت اسم شما ثبت من هیچ از این دو نه طولانی، نه بار کی سحر را . در هر دو که پروانه به اسم ایشان صادر نمی شد و به من می نامم به ثبت شود. من اسم خود را گذاشتم که بتوانند کار را دهند. *میلی به حاضر شوید؟ میل این را این که این می بهتر که دلم می را ولی پول این کار را ندارم. می کنم پول شد چون دردسرها می شود. *خیلی از ها پول ندارند ولی کنندگی می کنند. بله. من آدم این نیستم. من تاجر نیستم. در می دهم نکنم. این دو هم به این شکل شد. به نمی های ام ریزی کنم چون هم بی پول و هم و بی کس. اتفاقات من ناگهانی رخ می دهد و یک می شود. من ای بار کی سحر را نداشتم. به من تلفن و گفتند بیا، بعدهم باهم به توافق رسیدیم و کردم. از آن هم که گیر و با اهالی رفت وآمدی و 18 است که یک مهمانی و دورهمی هایشان را نرفتم، هم نمی شنوم و کسی به من نمی گوید. راستش نمی چه خبر چرا آن می و این نمی گیرد. من مهم چون من 20 است که می و 11 و هیچگاه به من ای ندادند و این من عادت شده است. هم پیگیر این نیستم. با خاطراتی از های خود می کنم و این من است. * در سالهای می که های سینما، های هستند. شما چه ارزیابی ای از این جریان این یک قدیمی است و در به شروع در بازمی گردد. تاریخ نکنیم چون بحث مفصلی است و به این چند سال کنیم. به نظر من می رسد که رخ این است که نوع به از با چند انگشت شمار های کردند. شد بترسد که امکاناتی را به انواع بدهد. های خود را به این نوع و نوع به از که در آن سوی آب ها طرفدار و می حتماً بود. در امکانات خوب را در اختیار این دو نوع و ها شدند. آن پشت گرفتند، با های و با تبلیغات و این است که به آن مافیا می شود مافیایی و فقط یک باند و گرایش در سینماداران است. به نظر من ما به دهه 40 عوض است. سینمادار ما فیلمفارسی دهد، از نوع امروزش! این جنس به از او ارضا است. این می شود بار کی سحر را که اتفاقاً تجاری است و گو، تند، است و اگر شود این در پشت و در های محدود است. مثل این است که یک بقالی است یک را و این جنس رادر ویترین است. از این جنس مارک هم و پشت است و کسی نمی بیند. آن کالا که در پشت است به حدی نمی رود که کارخانه پشیمان می شود و نمی کند.این است که در ما رخ است. ما به محافظه و دفاتر پخش پذیر در حالی که در اگر می رشد کنید. اگر است چهره دو را روی پرده می اما است که بار کی سحر را نمی و بسیاری از های من در این چون به های نبودند. هم این نسازد. من هم با به این که 62 سال سن خسته شوم و رها کنم. من هم در ای بنشینم و کنم نمی شود. * این به این نوع ها فکر کنید؟ شما سال 88 با و مش ساختید، اگر ها جای شما می دیدند شان با استقبال راه را می دادند. من با یک ساختم. با این ها هم و هم محترم هستند. معتقدم از هر نیاز و از های شود ولیکن راه های هم شوند. این همه چیز را ناامید نکنید. اما می دهم را که مهم و به این ها نمی پردازد و به طرف این نمی آید. قضیه را ام. بود به یک اتفاق! من به نام که عزیز است و دارم. اگر 4 به این می می کرد ولی در های چرخشی شد و نتوانست به رقم از برسد. مثلا 1 صبح در آزادی! دانشجوی من 12 و نیم شب به من زنگ زد و گفت و تعطیل ولی یک صبح این اند؟ نمی دانم. پایین شد در رالی ها من بگویند، مثلاً مشخصاً شد امکان بتواند بسازد که را بخنداند. این فقط های سرد می و یک مشت دانشجو و است باشند. یک روز با خانم منیژه حکمت این می کردیم و او به من و مش را کرد و چون آن ای که حرف ها را من زده آن سال ها یک من این را می که من از او بفروشد. بعد هم نمی و نساختم. این بود که گفتم. بعد از از این جنس پیشنهادات بود. که با محسن دی وی دی باز ولی اگر به یاد باشید بعد از هیچ چون نمی تبدیل به ساز وقت شوم. بعد از سه سال تجربی و نفروش که نام داشت. مهم آن نفروخت. من به آن افتخار می کنم و دلم با آن است. بعد از آن هم با دو و بار کی سحر را دادم. بدم نمی آید یک بسازم. *امروزه شاهد حجم وسیعی از که از به شدت ضعیف و سخیف هستند، ولی با های نجومی طرف می شوند. بزرگترین استدلال این نوع ها ای به نام می گوید: خوب می دارد، هم چرا نسازم؟! سوال من این است روی این در خودمان می حساب کنیم؟ واقعیت را بخواهید در نمی به فکر کرد چون ما است. این را و ما در سال های به نمی رود ببیند. به می رود تا از ای که در نشسته بلیط بگیرند. دم در می تا با هنرپیشه ها بگیرند. می با کارگردانی که در سکانس ها ایستاده است بگیرند. هدف این است. در حواشی است که را به می کشاند. این در تئاتر هم است. به تئاترها نه با تئاتری که با می شود. عده ای می تا را ببینند. است که به فکر می کنم که به من چه می گوید. فکر می کنم این کار درستی است. ما در که اندک سعی را به بازگردانیم. ما نمی کند. من می ببینم، جوان من این بحث را داشتند که اگر کسی در خوابش برد بیدارش نکنند. من واقعا نمی فهمیدم چه آمدند. اگر می تان بخوابید. کارگردان می گوید: در بیایید می بزنیم. مگر وزنه برداری ما در ای می که ها سر جای خود نیستند. از هر زاویه ای می همه چیز عجیب و غریب است. و بی معنا است. می که بخوابند، که بزنند و... می که می شود بگویید اینها چه می دهد؟ در به ساز به به نمی فکر کنم. این ایراد است. ارتباط ما با کم است. من فکر کنم فقط آنهایی که این جنس که هر 50 می گیرند، به فکر می کنند. می بررسی می به چه جوک می خندند و در خط قرمزها و شاخک ها به چه است و ها را در ها تکرار می کنند. من به خلاف این جهت را می روم. *شما سال ها تحصیل کردید و در با است. چه شد که در ندادید؟ چرا به آمدید و هیچ وقت برنگشتید؟ این که من و در به دنیا آمدم و در هم می میرم. طور هم نمی فهمم. است که با و فرهنگ آن و کار می کنید، به تبع در خود دهید. من چشم اندازی که در بسازم. فکر می کنم در بسازم. است در مقطعی یک را در کار ولی این نمی دار باشد. من بدم نمی آید در یک ولی آن کاراکترهای و یا در کشوری که به ما است. من مند شوم تا را در از کنم. آن هم مسلماً یک بود نه یک آینده دار باشد. چندان که می بچه که به از رفتند نتوانستند کار مداوم دهند. یک کار و دو کار و بعد ماندند. رقابتی است و محیط به در به شدت با مسائلی عجین است و به راحتی به از خاورمیانه راه نمی دهند. یک است که پول دربیاورد! *می گفت را خوب می شناسید. چه تحلیلی از آن به نظرتان های و آن چیست؟ های و هم دارد. که اغلب به آن نمی این است که با است و به تحولات که در است است. در دهه 30 در حاکم می می سازد. در دهه 50 مبارزه رشد می بلافاصله می دهد و با می کند و می سازد. در دهه 60 جنبش احقاق حقوق می ما با انبوه با در می شویم، زنانی قوی که مردان به زانو نمی افتند. به در متحول می شود. از این نظر به نظر من به یک گونه حتی است. روزی که مارتین لوترکینگ کشیش سیاهپوست و نماد مقاومت سیاهان تبعیض نژادی ترور شد 5-4 روز به برگزاری مانده بود و آن سال برگزار نشد. اعلام عزای کرد. به نظر من به با می شود ولی در عین حال یک است که پول دربیاورد! به هر قیمتی که شده است. *برگردیم به بار کی سحر را که سالها شد حق و ناحق یک من نفهمیدم چرا. چون چک دست بچه ها شد و این چک ها نقد نمی شد. این ها را کرد و این که دوستی ها را بین بچه ها از بین برد، کار را از بین برد. متوقف شد. این بود که می شد این ها این علنی و می شد به و حتی به چون این چیزها حل می شود ولی متاسفانه این که به رفت و شد که فقط ما را دلگیر کرد. من نقشی در این زمینه ولی چون اسم من به بود گرفتار این بودم. من هنوز هم شورای داوری می روم و می آیم. من شدم و به این کار را نمی کنم. تحت هیچ نمی شوم چون شدم. *در رابطه شما با عرب نیا ای شد. این صحت داشت؟ مشکلشان با من نبود. به از آقای عرب نیا در ماند، ولی طوری دادیم که کسی نمی تشخیص ها است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
اعتراض علمای بزرگ شیعه به تحریف‌های آشکاری که وارد تاریخ نگاری نهضت کربلا شد

اعتراض علمای بزرگ شیعه به تحریف‌های آشکاری که وارد تاریخ نگاری نهضت کربلا شد


به گزارش تقریب، به بخش از اسلامی است. به که بخش از که راجع به محرم سال 61 در دست داریم، حاصل در این است. هر چند که این نوع سیر و و فرودهایی اما با ورود ها، ها و وهن که نه نشر غلط در شأن و منزلت و یاران آن را نیز تهدید است. تسنیم این نوع با حجت است. در این با به ها و که در انجام داده، اظهار عقیده می کند که: بعد از به اهل بیت و شدت از بنی شد در طول به شاخ و برگ های شود تا بیش از پیش و و بی بنی باشد. گفت وگو خوب است از و آن در بدانیم. چرا شده آیا و یا حتی شخصیت های شده و یا به ماجرای اختصاص در با سیره شد و با کتب مغازی، مقاتل، فتوح، مسالک و ممالک، خراج، حدیث، رجال، و... تکامل کرد. در این موارد شاخه های کمکی علم هستند. بر تمایل عقیدتی ـ خود را و و و قتل یا آن ها را گرد کردند. در و شد که نام آن ها ـ و نام تا ای را می کند. که تحت علی(ع)، حجر بن و... شده از این هستند. در هر چه قتل و یا فرد پر و بر آن روزگار گذاشته، در به آن اند و باعث های متفاوتی در آن شده است. و سبط رسول خدا صلی و آله، بلاد را در وسیعی و تا مدت طولانی ـ تا عصر حاضرـ متأثر به طوری که تا به حال های را به خود و صدها و در موردش اند. شاخ و برگ های به مرور جزء شد با مروری در که شده تعدد این هستیم. در که تا ای تفاوت های روایی در آن ها دارد. چرا عده ای و حتی از شیعیان، به شاخ و برگ اند؟ این اقدام بر محبت که شده بعد از به اهل بیت و شدت از بنی شد در طول به شاخ و برگ های شود تا بیش از پیش و و بی بنی باشد. این و عواطف کم کم به داستان در قساوت شد و هر ساله بر تأثر افزود تا جایی که بعد از گذشت چند قرن، به تکرار شد که هم به نقل آن پرداختند. نقل های خرافی و به اصطلاح ها را در که در شده نیز می کنیم. طور است. این شاخ و برگ های سپس جزء شد و به درون کتب و راه کرد و سره از ناسره در طف را کرد. مرثیه ها و نه از این های و تا حدی و این ها و شد. این نوع و چه به اصل از را بزنید. های که با نیت در روز جان در طبق و به و با به این پر زرق و برق پشت در از های و در از و به که از با ذلت و ای آب می کردند. و ستم در حق این روا و که وهن کربلاست. و را و با این جهت های را و به زعم و و کسب کنند. لذا هر روز بر افزودند. را پنج نفر و های را و هشت نفر ذکر می کند. این در ابی شده که من آن را ام. این را با که عمر بن سعد را در یک و نفر و را که فقط به دست نفر ذکر می کند! عده ای در این آن قدر پیش که تا حد از کشت که خون را بعد این سخن نا به جا که را و به کرد که من تو را که نسل را براندازی! و که راه را به خطا لذا کرد: رضا و.. این و به این اند و نمی که به است و حتی می شود. طور که عده ای این را بغض به چه ای به اصل می کنند. در این شور را بر ترجیح و برتر دانسته اند. و در و را می تبیین کرد تا آموزه های این قیام، در بخش های زندگی ما باشد؟ اگرچه سوزناک، را برمی انگیزد ولی است که و و درست و بی غرضانه در همه اعصار و در نزد همه بهتر مقبول می افتد. به واضح تر اینکه، پاسخ به ندای هل من ناصر ینصرنی با و به آن که سبب خشنودی می منافات دارد. در ثانی امروزه روشن شده است که نقل به تقلید از گذشتگان، و در آن، دردی را دوا نمی کند و سطحی که از واقعیات به دست می آید، فقط می لحظه ای انسان را دل کند، در که واقعی و عمیق رویدادهای به آدمی عبرت می دهد که با مشکلات در آمیزد و تجربه گذشتگان را به خدمت بگیرد. پا به جای نیکان گذارد و از و ذلتی که سرانجام ستمگران دوری گزیند. این توصیه امیرالمومنین علی آویزه گوش همه که فرمودند: اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعایه لا عقل روایه، فان رواه العلم کثیر و رعاته قلیل . چون خبری را شنیدید آن را از روی و در آن در یابید نه از روی نقل لفظ آن، زیرا نقل علم بسیارند و در آن، اندک. که تا قرن مستند نویسندگان، شاعران، سخنرانان، پژوهشگران و از علاقه به دارند. درک درستی از باشیم، را می کنید؟ به محتوایی را می به سه تقسیم اول که تا قرن شده است. این به نزدیکی با کمترین اشکال هستند. به ندرت و بی پایه و عقل در آن ها دارد. از نسل اول می ذیل حوادث سال های 60 و 61 را نام برد، را از ابومِخْنَف و عمار الدهنی نقل می کند. این در نمی آن را دانست. شاید عیب این حذف اسناد آن باشد، چراکه مولف فقط به این بسنده که را از کلبی و مدائنی و دیگران نقل می کند و گاهی از اشخاص مثل حمید بن مسلم، فرزدق، علی بن حسین، ضحاک بن عبدالله ، فاطمه دختر و دو نفر از قبیله بنی اسد که در طول راه نام می برد. در این چه این نقل سه گانه عمر بن سعد از زبان است که شیخ مفید نقد و آن را پذیرفته است. بعد از این دوران، ها و روایت از شده که به در آن شده و با عجین شده است. بله. دوم که تا تیموریان شده اند که میکروب در آن ها به رسوخ است. تحریف، جابجائی، کاستی، فزونی ها و دگرگونی متون به جا مانده را شامل می شود. در این اند بهترین ها را خود و بدترین ها را بنویسند. معجزات و کرامات غیرواقعی به اند و عقل و عرف در آن ها فراوان است. زیاد نمودن های جهت رشادت و جنگاوری امام، نوحه سرایی جنیان بر السلام، سخن از نامه ای که سال قبل از در یکی از کلیساهای روم خبر بود که: آیا آن امت که را کشتند، امید به شفاعت جدش در روز قیامت دارند؟ یا پس از هر سنگی که از روی زمین بیت المقدس برداشته می شد در زیر آن خون تازه داشت. نسل سوم با بر شور شد نسل سوم با می شود و در دوران صفویه و به اوج خود می رسد. در این به کلی واژگونه شده اند و گرفته تا صرفا بر مصائب گریه کنند. این ها و چقدر می به آن اعتماد که در این با که نویسان متفاوت است. در این به برجسته شدن منفی الحاقی به و مهم و به عبارتی پیام و به دست فراموشی سپرده شده است. در عوض حاشیه ای که اغلب از را هم در بر دارد، به شکلی محوری همه چیز را تحت خود است. از نسل سوم می واعظ را نام برد. در این رجوع به و مرجان تألیف میرزا نوری. طوفان البکاء محمد بن ابراهیم مروی در این است که بخش منظوم این بیش از قسمت های منثور آن است که به قصیده، غزل، مثنوی و قطعه شده است. این به منبعی مداحان استفاده می گرفت. بله. این و بیش از پیش را تحت می دهد. به وعاظ و اهل منبر به ویژه به این اند. این بعد از کاشفی، یکی از و مآخذ است. در حکم وهن به است و به سند ضعیف است. در را که در کرد و های بر بست، با نغز خود کردو با به تاثیر بر الناس، از این در بین جاودانه شد. از ها و ها در این ها را نام ببرید. به در این بر بی آبی در می شود و و نادرستی در این می گردد. در است که و یارانش در صبح خیمه مخصوص بر پا که در آنجا به نوره کشی می پرداختند. ما متأسفانه به این ندارند که در فقه تأکید شده مادامی که حتی حیوانی مثل سگ ممکن است از خطر بی آبی تلف با آب نمی وضو و آب را صرف حیات آن حیوان نمود. به طور و آن بر این واقف اند و با علم به کم آبی، صبح غسل کردند. گران به این اند که شعار هیهات منا الذله بود، لذا ما هم عزت را پاس و نشر بدهیم. به های که شد در مقابل این ها و ظلم های که به مقام امامت و ولایت شد، رویکرد عالمان چه بود؟ نسل سوم که با شد، چند بدعت و آشکار کرد که البته با روبرو شد، صاحب مستدرک و و مرجان، شیخ قمی در نفس و از آثارش، علامه محسن امین در و از جمله معروف عزاداری های نامشروع که زنده یاد جلال آل احمد و چاپ شده شهید مطهری در و از که ذکر اسامی آن ها اطاله می شود. در که نفس شیخ قمی است. شما از این و چه جایگاهی در مربوط به نفس یک بار کمره ای و بار شعرانی شده است. ای که نفس را در کتب ممتاز یکی تبحر و مهارت و اشراف شیخ قمی بر های پیشینیان و و روحیه نقادانه او که هر را مخالف و عقل می دهد، به صراحت نقد و یا رد می کند و در این جزئیات می شود. شیخ در این 30 مرتبه موضوعات را نقد است. مهم نفس این است که با و دقیق این می با مهمترین که از قرن دوم تا پایان شده آشنا شود و آرای هر از این را در یک مشخص ببیند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
سامانه‌های موشکی«اس 300» و «تلاش» به نمایش درآمدند

سامانه‌های موشکی«اس 300» و «تلاش» به نمایش درآمدند


به صبح و در برگزاری رژه در خمینی(ره) توانمندی های به در آمد. N 30 اس 300، اس 300 به های تی ام اس 300، (DDFS)، (IPS)، تی اس 200 کَن اس200 (2عدد) شیبدار. دامی صیاد 2 و 3، کَن شلمچه (4عدد) بر روی کاوش هادی سراج 1، حائل، فرماندهی کنترل پیاده شده بر روی کفی (فکور)، گاما، یاور و همچنین مراقب، تجهیزات خاتم الانبیاء(ص) هستند که در مراسم رژه تهران به در آمد. گفتنی است؛ رژه صبح شنبه 31 شهریور و در آغاز هفته دفاع مقدس با حضور رئیس جمهور و فرماندهان ارشد در بنیانگذار کبیر انقلاب برگزار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
آیا بخشی از مدیران برای افزایش درصد جانبازی با بنیاد شهید لابی می‌کنند?

آیا بخشی از مدیران برای افزایش درصد جانبازی با بنیاد شهید لابی می‌کنند?


به گزارش خبرگزاری که بحث بر سر و در ای شده است و شنیده می شود بر عده ای از سعی با خود و با های ضمن دور زدن میز را حفظ کنند. اما این شایعه ها و ها از چه این حرف و از بعد به شد. در دوم با اکثریت آراء، طرح به را و نیز کلیات این مصوبه را در روز 17 این شورا، اما در بخش ها به آن بود. در در 21 طرح منع به را کرد و سپس طبق علی نیز 24 این را به ها کرد. متن کامل منع به به شرح زیر است: واحده ــ از این به که در و مربوطه بازنشسته یا بازخرید شده یا بشوند، در های (5) 1386/7/8 و که به از از کل می می باشد. 1 ــ (مصوب 1397/6/6 اسلامی) ــ به در سمت های در بند های (الف)، (ب) و (ج) (71) 1386/7/8 همچنین به در های مسلح با مجوز فرمانده معظم کل قوا است. به اطلاعات تا سقف یک از مجموع های این در هر صرفاً در می باشد. 50 آزادگان سه سال اسارت و فرزندان شهدا از شمول این مستثنی می باشند. 2 ــ های این در لزوم می از با تحصیلی کارشناسی و به وقت و کنند. از یک سوم است و حق این با آن ها یک سوم شغل و می شود. 3 ــ های ظرف مدت شصت روز از این آن از را که این به کار شده از (جدا شده) و با کنند. نیز ظرف و خود را ترک کنند. پس از این از هر محل و تحت هر در حکم در است. 4 ــ کارکنان و هیئت مدیره مناطق آزاد تجاری ــ صنعتی نیز این می باشند. 5 ــ از این (41) الحاق موادی به از مالی دولت 1384/8/15، (91) 1345/3/31، (95) 1386/7/8 و بند (ب) (65) پنج ساله پنجم توسعه ایران 1389/10/15 نسخ می شود. 27 شهریور، حجت حسن روحانی نیز بر اصل یکصد و بیست و سوم اساسی ایران، جمهور به را جهت اجرا به سازمان و استخدامی کرد. بعد از این سخن از آن به آمد که یک از طبق پست خود را دهند و کدامیک ها، استثنا می شوند. از که یکی از های این به مدیرانی است که 50 دارند، به آمد و بحث بر سر دردهایشان شد. شایعاتی یکی از شد و شد او به شکل توجهی بالا رفته است. مهدی تاج، در فرمول یک در سوال های علی ضیا مجری این در با شبهاتی که او شده بود کرد که ساز شد. او گفت: 50 دارد. فیلم این بخش از او در است: بعد از های در تاج و حرف های ضد و که در این در او شده تاج در ای به نقل از گفت: از یا هر فرد در است. من با به در 10 سال در ام با به به در لگن و با به نظر است در ام آید. به در آن که ام 50 است و و در این از است. من در همه این سال ها هیچ گاه از بحث و ام و کرد. " کل های و نیز در به تاج گفت:" تاج در 45 دارد. بار آخر سال 85 خود به و بعد از آن هیچ ای اند. " و که از این در ها و های شد که به بخش از و شود که از در حال با خود هستند. اما کل های و در با به این را تر از آن که کسی به به دست او با در های گفت: در سوم است. اول از های می شود و با به های می کند. این با که انجام می شود به پذیرش می شود. پذیرش، های که هم در ها و هم در فعال هستند. می کند که فرد از چه نواحی مجروح شده و شناخته می شود. بعد جمع بندی به شده در ثبت می شود و یعنی تازه می شود. به گونه ای است که حتماً در شهرستان ثبت شده و نمی خودش ای را در کند. بعداً می شود چند در حال به دارد. ما تیمی را به اعزام می کنیم. در های ریه، و روان، چشم و... تشکیل دادیم که متخصصان در آن عضویت دارند. تیم در نظر مجروحیت های را در های می کند. آرفایی که از های می شود به دست می رسد و به در می شود و هم یک بار آن را می کند. نهایتاً رای می شود و اداره نظارت تمام را قبل از رای می کند و با نظارت، ثبت در می شود. پیامک می رود و می شود. اگر به رسید که 50 را به می دهد و این دوباره چک می شود. گیری، آئین های کل، دفاع، و است که طی جلسات و تجدیدنظر ها مصادیق را اند. ما در دو هزار کد داریم که هر یکی از آن ها را در قید کند؛ بنابراین رأی رأی یک نفر و طوری تعبیه شده که تقریباً در آن ندارد. ضمناً همه سیستمی به غیر از و نمی شوند. من دو را برعهده داشتم و تاکنون در کسی سفارشی است که از روند با اش برخورد شود. هر هفت یا هشت ماه یکبار بازرسی در ها و فرد و مسئولیتش در ها قید نمی شود. " هر چند های سخت را به خوبی اما معتقد بودند شده همانند وام گرفتن از بانک هاست که و منظم شده و در حال اجراست، اما ما باز هم میکنیم که چه وام های کلانی خاص رد و بدل می شود. می که آیا به این از طریق رانت و یا یا خیر. هم در با به گسترش در با با شده در ای گفت: ای با متفاوت است. از در با منع به شده ای در با ها به ما و ما شده در این را در ها تکذیب می کنیم. بعد از جدید، تا این لحظه، هیچ از و جدیدی تجدید نظر در شان نداده اند. از که توضیحات مشروح های نتوانست از دغدغه های ای را در این بخش پاسخگو حجت سید محمدعلی شهیدی محلاتی روز دوشنبه 26 شهریورماه در نشست معاونان و و با به و تکرار از این گفت: و در تابع و است و هیچ نوع و فشاری بر وظایف تأثیر نمی گذارد و هیچ نفوذی در این را نخواهند داد. در های می شود و این بر و و می و ساز و کار های طراحی شده نیز سفارش و از را نمی دهد. در صورتی که به 50 این پس از ثبت در در های در به برسد و علاوه بر آن و نیز را مجددآ و را کند که این نیاز به طولانی تری نسبت به سایر ها دارد. پزشکان در در و منتخبی از متعهد که با انطباق و مستندات با و آیین های و های به می و در این کوچکترین تفاوتی بین کنندگان و از نیز به طور کلی است. اما یوسف مجتهد، معاونت انجمن های که خود از دوران دفاع مقدس و از اسبق نظر دارد. او که خود به سوابق و تخصص در بحث های ایثارگران، در این دستی بر آتش در گفتگو با تسنیم می گوید: در سال 80 یا 81 که بحث مالیات حقوق پیش آمد و از ذی نفع آن بودند، به محض خیلی از آقایان آوردند تا خود را به اثبات برسانند. نداشتند و می ادعایشان قبول می از نوبت به آن ها شود و انتظار داشتند که به آن ها به موقعیت شان جور نگاه شود. وی افزود: پس این طبیعی است بیاید که مقداری مالیاتی به مدیری بدهد که مبلغ مالیاتش مطابق با رقمی که به یک 70 می دهد، همه 5 به بیاورند. نمی توان این را به طور قاطع رد کرد. منتها تفاوت مسئله ای که حالا پیش با آن اینست که ها هوشیارتر شده اند و دخل و را در این کم می کنند. اگر مراقبت ها این تخلفات کمتر خواهد شد. در با های در با گفت: بیشتر قوانینی که در با خاص می شود متعلق به شاغلین و است. 5 همه یکسان نیست. معاون وزیر و و هیات دانشگاه های کم هم زیاد اما یک روستایی 25 چندان موضوعیتی و به آنکه از چیزی به او تعلق نمی گیرد. پس ما مشکل گذاری هم در این داریم؛ که حتی غیر در با این هم است. من بار ها در این با هم صحبت ام. او در تصریح کرد: منع به چه نیازی بود که استثنایی 50 ها قائل شویم؟ یا با چه انگیزه و معیاری می گوییم اولا از 70 است که استثنای این می شود؟ چرا امتیاز ویژه قایل شویم که خود نارواست؟ با به که در ذیل این می گفت: در درگاه ورودی است که با ریال و هزینه های مختلفی می شود و اگر خوب کنترل نشود، انحراف می شود. روش های تغییر و جزئیات به به شود. حتی هیچ منعی که جنگی هر به روی در اختیار همگان هم قرار بگیرد. چون خود پنهان ایجاد شبهه می کند. مسئولی پا به توپ می مردم نمی بپذیرند که او 50 است. وی افزود: از ایرادات هم که به خطا های می شود به خصوص در بخش ضایعاتی که گیری مثل شیمیایی و و روان و حتی های پیشرفته دنیا هم با امکانات اذعان که 20 تا 30 اشتباه در این ها دارد، ولی میزان ها را کم و بگذاریم اختلاف صحیح ها در حد خطا های باقی بماند. با به نگرانی های افکار در برابر ها که می سهمیه از جانب عده ای خاص بگیرد، میتوان از بزرگ کرد تا لیستی از های به در ها منتشر و با توسل به شفاف در این از فشار صاحبان به که مسبوق به سابقه نیز بکاهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
مهلت ارسال آثار به دهمین برنامه هفته پژوهش کانون تمدید شد

مهلت ارسال آثار به دهمین برنامه هفته پژوهش کانون تمدید شد


به (ایبنا) می ها و خود را تا 8 مهر و اصل ها، طرح های های ارشد و رساله های دکتری خود را تا 15 1397 به این کنند. بر خبر کل و امور بین الملل نتایج آن 20 آذر اعلام و نیز 25 آذر می شود. این های و قصه و قصه است. در عین فن های و و و ها و ها و ها، و های ها و از در و است که از سوی این می گیرد. بر این که در مهر 1396 تا که به یا (حداکثر 3 نفر) آماده که به سایر جشنواره ها نشده، که تنها گردآوری مطالب، برداشت مستقیم از منبع و خارج از اعلامی باشد و هایی که ترویجی یا مروری، مطالعات موردی و تحلیلی انتقادی باشد، در دهم پذیرفته و می شوند. همچنین انطباق موضوع با پژوهش، با اهداف و های کانون، قابلیت برخورداری از در های خرد و کلان و رعایت قالب استاندارد مقاله، طرح پژوهی و نیز از معیارهای و انتخاب آثار به شمار می رود. های دهمین ی با هدف بهبود کمی و کیفی های با توجه به های معاونت فرهنگی، روزآمدسازی ها و ها از طریق های کاربردی، کمک به ارتقای های پژوهشی در پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ایجاد زمینه مناسب اشاعه و های بنیادی و کاربردی و معرفی گران برتر و تقویت ساز و کارهای انگیزشی این در خواهد شد. به شرکت آگاهی بیش تر از چگونگی و شیوه برگزاری این می با شماره های 88971379*****3 مرکزی تماس بگیرند و یا با پست الکترونیکی به نشانیkanoon.pazhuhesh@gmail.com برقرار کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
شرط پرداخت حقوق بیت‌المال برای ورود مهدی خزعلی به منزل پدر

شرط پرداخت حقوق بیت‌المال برای ورود مهدی خزعلی به منزل پدر


تقریب ـ 25 مبارز آیت است. که او را با چون و ، با و متقی و پرکار خطاب کردند و ثبات قدم در خط اصیل و صراط را ستودند. به مناسبت سالگرد رحلت ملکوتی آیت از آیت با را می شود. که آن با به علی(ع) با کنند. بی شک از های که آیت از آن و با و یکی از بود. که در سال 1388 و در ای نوشتند: مدت است از راه در خط گرفته. هر چه می کنم و به خدا می شوم اثر نمی کند ... با او نمی کنم و حرف های او را بر نمی . آیت در عمر خود ای به می و در آن راه از نام و را می کنند. متن آن از این می باشد: حضور جناب علوی باسلام و تحیت به استحضار می رساند به نام و امضای را غیر واقعی می دانم و درصورتی که ای با مضمون فوق از جانب هرکس و حتی منسوبین مشاهده فرمودید، اکیداً تقاضای پیگیری و قضایی با آن را دارم. مطلب نه تنها گذشته و حال را شامل می شود، بلکه وسفارش به نام یا مهر را در بر می گیرد. همچنین که موسس بین المللی بودند، در آخرین مبارکشان، پذیرفتن آن و راه دادن وی به منزل را مشروط به برخی اصلاحات نمودند. متن یادداشت را از نظر می گذرانیم: بسم الرحمن الرحیم می امکان پذیرش فرزندم را در صورتی که به زیر عمل کند: 1- طلبها و حق الناس خصوصاً طلب های ایتام، سیفی، پرهیزگار، حکیم و صاحبخانه فعلی که می تواند از اموالی که به نام بستگان خود نموده تامین شود . 2- مرتبط با بیت المال مستضعفان، بانکها و... 3- برائت از نوشته هایی که موجب اهانت به مقدسات به ویژه قرآن کریم شده است . 4- التزام عملی به ولایت و نظام مقدس جمهوری اسلامی در پایان بار هدایت و بهره مندیشان از طیبه با بازگشت به مسیر حق دعا می کنم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
در سال 2017، بیش از نیمی از مساجد سوئد هدف حمله قرار گرفتند

در سال 2017، بیش از نیمی از مساجد سوئد هدف حمله قرار گرفتند


حوزه/ بر که یک از به 40 مسجد در سوئد در سال 2017 میلادی مورد حمله یا تخریب قرار گرفته اند و حملات به برخی مساجد متعدد بوده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
120 نسخه نفیس با موضوع حضرت خدیجه (س) در کتابخانه آستان قدس

120 نسخه نفیس با موضوع حضرت خدیجه (س) در کتابخانه آستان قدس


به گزارش خبرگزاری ایران (ایبنا)، به نقل از و بین ها، موزه ها و مرکز اسناد قدس این از بیش از 120 کهن 18 خطی و چاپ و بیش از 108 چاپ و نامه با (س) در های خطی مرکزی قدس خبر داد. سید محمدرضا با به ای به قرن گفت: سمط فی بن (متوفی 694 قمری) که در سال 997 و در سال 1311 به دست رضا خان وقف قدس یکی از های است. وی که در سال 709 و به افزود: کشف عن و اهل بیت از علی بن اربلی (متوفی 692) است که توسط محمدباقر کاشانی و در 1043 به دست شیخ صنعان وقف رضویه شده است. ادامه داد: جلد سیزدهم بحار الأنوار، النبی فی اللمصطفوی(ص) از احمدبن حسن استرآبادی به قرن یازدهم، ضیاء (حیات القلوب) منظوم به فارسی که سروده مؤمنه نیشابوری متخلص به خان در 1195 است و در سال 1256 شده و مسارالشیعه از شیخ مفید به 1352 به (س) اند. با به اثری که در سال 983 به قلم زین العابدین بیان کرد: عمده فی عیون صحاح الأخبار از ابن طریق (متوفی 600 قمری) در فضائل ائمه اطهار و اهل بیت (ع) شده و در مبحثی به (س) است. وی افزود: شرح حال کبری (س) به فارسی، است که در قدس نگهداری می شود. نیز در 14 معصوم (ع) و (س) به عربی و در سال 1140 شده است. در با به برخی چاپ نیز گفت: زادالواعظین از محمدصادق هرندی، در سرگذشت پیامبران و مریم مقدس و (س) چاپ 1351 الدره البیضاء فی مشاهیر النساء چاپ 1323 و ام جناب الکبری چاپ لکنهو که در 1374 از دیگر های خطی قدس هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج.