صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب شدید



«گوگل» در خدمت چین برای سرکوب مسلمانان

«گوگل» در خدمت چین برای سرکوب مسلمانان


بر در این را و نگرانی ها و ترس ها با راه اندازی محصول جدید «گوگل» در چین افزایش می یابد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 18 دقیقه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
قیمت واقعی دلار 6300 تومان است/ دولت مقصر اصلی پرش‌های نرخ ارز است

قیمت واقعی دلار 6300 تومان است/ دولت مقصر اصلی پرش‌های نرخ ارز است


به خبرگزاری تقریب، سی ام با دان به کارشناس، دیشب از سوم به روی رفت و در این در نرخ ارز در گفت: اثر ها بر وضعیت را نمی رد کرد، اما این امر جایگزین های هم دارد. نمی که 4200 بر کسر ارز از تا را و نرخ سود با آن که اجرا شد در سال 96 که باعث پرش نرخ از 13 به 16 شد را نمی رد کرد. وی داد: به نظر من تا حدود نرخ 6300 را اثر ها می دانم و از این مبلغ بالاتر بخاطر صد ها دلیل است که جدی است. بسیاری از پرش های نرخ ارز در در لحظاتی است که هیچ جدید نیفتاده است. از زمان ترامپ از برجام تا زمانی که دور اول رخ بدهد واقعه ویژه نداشته ایم، اما یک نرخ ارز هستیم. این با به نقش و قوه در کل کرد: من بار را به دوش به قوه می اندازم. از کل و های که در یک سال می شود 94% تحت قوه است اعم از قوه به خود و های که ان از طرف قوه است اجتماعی. سهم از ملی در با های 50% است. پس اگر ما 10% 5% رشد است. وی افزود: این همه کار می بکند. در است و کسی که می را چاپ کند است و این مهمی است. بازار سرمایه و زیرساخت ارتباطی است و لذا انی ها می بکند. اما یک حجم عظیمی را به طور خاص از 96 تا سال 97 انجام داده است. در ارتباط با کنشگری مقامات بیان کرد: رسیده ایم به جایی که مقام راسا وارد کنش گری شده و تصمیم گرفته است که نقطه اوج آن اعلام 4200 برای بود و بعد تبعات آن و همین طور و ها و شد. این در با به حواشی و شایعات پیرامون نقش در بحران در تصریح کرد: گفته می شود و مجلس خودشان را بالا بردند تا ها را از ورشکستگی دهند، اما آیا واقعا این ها را داد؟ وقتی های ها را در مشاهده کنیم می بینیم که بر که مردم فکر می های ها است در صورتی که بخش ها است و این با نرخ ارز با ارزش نمی شود. وی در گفت: و باز هم بر در ها بخش کمی از عدد ها و هستند. در کل و مستقلاتی که ها دارند هم سهم کمی به نسبت ها دارد. پس هم معنا ندارد که بگوییم با نرخ ارز ها پیدا می کنند. در در وضعیتی که شوک رخ می دهد و رکود معوقات زیادتر می شود چراکه از صنایع ورشکست می و نمی توانند وام ها پس بدهند و مجبور می مجدد وام بگیرند و این همانطور بزرگتر می شود. در پایان خاطرنشان کرد: در های ها هم باید گفت که بخش عمده ای از های است نه اسکناس و سکه و طلا. پس در مجموع اگر نگوییم شوک منفی بر یقینا اثر مثبتی هم نخواهد داشت. گفتنی است ترکیبی_چالشی با تهیه کنندگی و کارگردانی محمدرضا نجارزاده از شنبه تا چهارشنبه در ساعت 19:20 از سه پخش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 19 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
سود و زیان آمریکا در قتل خاشقچی، پارادوکس منافع و حقوق بشر

سود و زیان آمریکا در قتل خاشقچی، پارادوکس منافع و حقوق بشر


- - و یا قتل و از سوی و ها قرار گرفته اما واکنش دولت های غربی بویژه آمریکا بعنوان متحد رژیم سعودی در سایه منافع اقتصادی ، محتاطانه و دیپلماتیک بوده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​اگر دست درد دارید این مطلب را بخوانید

​اگر دست درد دارید این مطلب را بخوانید


به (آرتروز) به و از بین بین رخ می دهد. در این ها روی می و را می کنند. می فوق باشد. دست های شما ای از ها، ها و است و از این رو، نسبت به ها و که می درد و از کار آن ها شوند، بسیار پذیر هستند. اما جدا از ها، ما به در دست های خود تا که از درد روزانه ناشی از یا استئوارتریت غیرممکن است. اما این تمام که می بر دست های باشد. دست از 24 34 و سه عصب (مدین، و رادیال) است. نه شست می شوند. خود هیچ ای و که آن ها را خم می در در کف دست و ساعت دارند. این ها از طریق ها به متصل شده و امکان آن ها را فراهم می کنند. همانند هر و دستگاه دیگه ای، هرچه پیچیدگی بیشتر باشد، نیز می یابد. ما نیز از این مستثنی نیستند. که دست درد می اگر درد در شما را آزار می دهد و به تازگی با هیچ مواجه نبوده اید، می در پس این و با آن ها می راه حل را از درد مد نظر داد. و (آرتروز) به و از بین بین رخ می دهد. در این ها روی می و را می کنند. می فوق باشد. از های می به درد و و های (رشد بیش از حد استخوان) کرد. اگر وزن یا به یا به شوید. می به درد و کمک کند. و یک می شود که می باشد. از های این می به و کرد. برخلاف استئوآرتریت، به طور معمول هر دو سمت بدن را تحت تاثیر می دهد. پژوهشی جدید ارتباط بین و بیاری لثه را است، از این رو، رعایت بهداشت دهان و دندان می اقدامی پیشگیرانه در نظر شود. که حرکتی یا حسی دست دیده باشند، آن ها می سیگنال های درد را حتی که دردی وجود ندارد، ارسال کنند، یا دست را تهی از کنند. این می سوزن سنگینی، بی حسی، و فقدان نیرو در دست را به همراه باشد. شایع ترین دلیل دست است. وزن، سیگار کشیدن، یا فشار خون بالا نیز از عوامل خطرآفرین این می شوند. کلیوی و سطوح پایین هورمون تیروئید می باشند. های ضد تشنج و شیمی درمانی نیز از های هستند. روغن است که به این نوع از دست درد کمک می کند. سوزش و پذیری های مچ دست در پایه شست درد و قسمتی از مچ می شود که این است. و تغییرات هورمونی می از اصلی که به نام شست بلک بری نیز شناخته می شود. ای افراد به ای هنگام تلاش خم کردن خود این گونه می که مانع از این کار می شود. در آنچه این گرفتگی می کوچکی در است که خم شدن را دشوار می کند. تونلی که از آن عبور می کند باریک تر شده و از این رو، آن دشوارتر می شود. و شما را در خطر به ای می دهند. افرادی فعال در برخی مشاغل خاص موسیقیدان ها و کشاورزان به انجام در خطر به این دارند. نتایج یک مطالعه داد که چند وعده در می علائم را دهد. در حقیقت، به گفته پژوهشگران، دو بار در می یک سوم کارایی های قوی مورد این را ارائه کند. این نخستین بار در سال های دهه 1600 شد و به نظر است. زیر کف دست با گذشت زمان می که این می شود های چهارم و پنجم به طور دائمی به سمت داخل کشیده شوند. در مراحل اولیه، شامل ضخامت می شود. با پیشرفت بیماری، شدن الیاف و پیوستن آن ها به طناب و سفت را شکل می دهد که را می کشند. اگر به موقع تشخیص منیزیم موضعی ممکن است این مفید باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
​آیا داروی گیاهی به تنهایی در درمان سرطان موثر است؟

​آیا داروی گیاهی به تنهایی در درمان سرطان موثر است؟


به خبرگزاری سید کمال فوق خون و با این که در کشور در و مردان، پوست کرد: بعد از در بین نوع و بعد از آن دستگاه گوارش و در جایگاه سوم و چهارم دارد. وی با مرگ و میر در و را داد: در بعد از است و و و در های در قم ترتیب تقریبا به همین منوال است. این فوق خون و با تصریح بر در ایران، به در از کرد: از هر نفر 157 نفر مرد به این تعداد در خانم ها 130نفر است. در آمار جهانی هم از در معرض این به طوری که از هر نفر در به طور میانگین 250 نفر مرد و 165 نفر زن به شده است. با اشاره به میل به در سطح گفت: به تبع روند به در نیز رو به به در در کل 14 فرد به شده در که می شود در سال 2030 بر 30 نفر به به ثبت یکی از رشد به به که در چند دهه به زند گی از57 به 77 سال نیز است. وی کرد: یک سری و در و و کم، پر نمک و فست فود و سرخ شده به را می و را می های و هوا شده و در به این ختم می شود. این فوق خون و کرد: طی ای به اسم ملی در حال ارائه خدمت این از زود هنگام، و مراقبت های تسهیلی و منابع مالی این که بتوانیم تخمین درستی از بدست بیاوریم، اقدام، نظام اطلاعاتی و ثبت بنابرین مراجع تشیخص و دولتی و خصوصی که در این زمینه درحال کلیه موارد جدید و قدیم را به بهداشت اعلام می و بعد از جمع آوری، این به ارسال می شود. گفت: همیشه مقدم بر جهت خود قدمی است که ما می دهیم، در حال حاضر اقداماتی که های در قم می دهند، بسته های خود مبتنی بر و است. وی افزود: از دیگر علوم تربیت سلامت است. این با متعدد تماس بر می و علائم اولیه را به آنها یاد آور می شوند و در وجود علائم، این را به پزشک ارجاع می تا تحت گیرند. این متخصص داد: کمپین های علمی در سطوح مختلف در بین کارمندان، پزشکان، دانشجویان و در خارج در بهداشتی درمانی جهت از بااستفاده از توصیه های مفید برگزار می شود. از خدمات دیگر، زود هرچقدر این زودتر گیرد؛ راحت تر و به می شود. این فوق خون و در پایان گفت: هیچ داروی گیاهی به تنهایی در نیست، حتما باید زود گیرد و بعد از تشخیص، نوع با توجه به نوع مشخص می شود. سایت ها و و غیر که به و غیر در حال تنها یک سری درباره نحوه تغدیه و کالری و سبزیجات ومیوه جات تازه می که به است ولی به رکن اصلی قابل اجرا نیست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​این هفت درد را نادیده نگیرید

​این هفت درد را نادیده نگیرید


به از افراد به درد های مزمن دچارند و این را با خود و در می علت که می چیست، اما گاه پیش می آید که درد ناگهان ظاهر می شود و در بدن شما جا خوش می کند. درمان که به نظر می رسد با درد های معمولی ناشی از یا های حاد کمی بی شک به های جدی می و زود تر رفع درد است. زیر درد که خطر و اگر به آن ها است به بدن شما در این درد ها شما را به جدی در جلب کنند. 1- درد سینه یکی از پرتعداد ها در سراسر دنیاست و هر دو گروه و را تحت تاثیر قرار می دهد. به طور معمول، سه شاخص شناسایی اصلی که هم در و هم در مشترکند که شامل درد نفس و درد که در بدن است. اگر را در که تا پیش از این اید و است که و نمی به به یا با 115 بگیرید. 2- اگر به های به به شده اما اگر این درد با در یا و بی حسی در پا ها و دست ها است یک باشد. شدن یا یک به ضعف است. پشت سر هم در چند می اگر شما نمی شود به کنید. 3- درد اگر به طور ناگهانی درد شدید، به عصب شما دیده است. درد شکستن یا پوسیده شدن مینای مرواریدرنگ است. اگر به این را ترمیم باکتری های موجود در دهان به عصب دندانتان حمله می کنند. 4- درد در بدن اگر در بدن خود درد می و تب و تهوع در این است آپاندیسیت یا اگر خانم هستید، تخمدانی باشید. در معمول کیسه ایست که پر و خالی می اما وقتی درد می است یک تاب یا پارگی، سبب آن باشد. در هر دو مورد شما به اضطراری دارید. ملتهب را می توانید نزد های معده و روده کنید. پیچیده را نیز با بردارید، زیرا می جریان خون به را در عرض چند ساعت مسدود کند. 5- ناراحتی شکمی با نفخ اگر در ماه گذشته، شکمتان نفخ داشت و در این نفخ بیشتر از یک روز طول کشید، همچنین مقدار اندکی از غذا شما را داد، بد نیست بدانید طبق تحقیقات بنیاد که در سال 2007 منتشر شد بدبینانه اتفاقی که است افتاده باشد، است. نفخ، درد شکم و لگن و در غذا، اولیه است. اگر شما حالتی را اید که بیش از چند روز به طول انجامیده، به به کنید. 6- کمردرد و انگشتان پا دیسک ها بالشتی نرم، بافت استخوانی شما را در بر گرفته اند، اگر در بالا رفتن از پله ها می شوید و کمر درد می کنید، شما در معرض خطر عصبی باشد؛ به تمرین های ارتوپدی بپردازید تا طب با تحریک عصب نخاعی درد شما را از بین ببرد. 7- پادرد با تورم اگر در از پای خود ورم قابل و مشاهده کردید که گرم و قرمزرنگ است یک خون در آن باعث شما شده باشد. فراموش اگر را ماساژ بدهید یا راه بروید است های خون از طریق رگ های خونی جا به جا شوند و اکسیژن رسانی به بدن با مواجه از این کار پرهیز و موضوع را با در میان بگذارید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دندانپزشک ناشی، کار دست پسر جوان داد

دندانپزشک ناشی، کار دست پسر جوان داد


به گزارش خبرگزاری چندی قبل پسری جوان در که پوشه ای پر از کاغذ در دست داشت وارد سوم 19 تهران(جرایم دارویی) شد و به گفت: چند ماه قبل و چند آسیب دیده ام به یک خصوصی رفتم. که را و جراح به من کرد پس از همه را و به کنم. هم داد که شدم این کار را دهم. کلی را نیز 13 کرد. من هم و کار روی از روز شد. بعد از چند رفت و آمد به کار به رسید. اما اش آن طور که به من نشد. درد و سه تا از نیز چند روز بعد شکست. و بد شده بود که به هم نمی دهد اما زیر بار هم نمی رفت به شدم از کنم. با به این به درخواست بازپرس، نخستین جلسه با حضور سه متخصص پس از 8 ماه برگزار شد. اعضا پس از شواهد و و اعلام کردند اصلی این نیست و آن را به فرد دیگری داده است. اما عجیب تر این بود که در استعلام سازمان نظام مشخص شد که این را بود نیز تخصص نداشته است. این در بود که شاکی در مواجهه با و مدعی شد را تاکنون ندیده و که هایش را جراحی غیر از این دو نفر بوده است. تحقیقات شناسایی مورد نظر شد اما با توجه به اینکه هویت این محرز نشد و وی همچنان متواری است این موظف شده بیمار را بازگرداند. هومن که ماه ها درد بسیاری را تحمل و اذیت شده بود این رأی را نپذیرفت و کرد اما این پذیرفته نشد. کیفرخواست پرونده با عنوان صدمه غیرعمدی ناشی از قصور به 1043 دادگاه کیفری 2(مجتمع شهید قدوسی) به ریاست محبوب افراسیاب ارسال شد. پس از و نظریه و شنیدن را به پرداخت 5 درصد دیه مرد مسلمان محکوم کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
جاده کرج - چالوس لغزنده شد

جاده کرج - چالوس لغزنده شد


کرج-ایرنا- راه گفت: با به جاده کرج - چالوس امروز شنبه در محدوده این استان لغزنده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
بارش باران شدید درخلخال موجب آبگرفتگی معابر شد

بارش باران شدید درخلخال موجب آبگرفتگی معابر شد


اردبیل-ایرنا - در روز موجب جاری شدن سیلاب در خیابانها و آبگرفتگی معابر عمومی در این شهر شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​چرا ایرانیان در کربلا به یاری امام‌ حسین(ع) نرفتند؟

​چرا ایرانیان در کربلا به یاری امام‌ حسین(ع) نرفتند؟


به خبرگزاری تقریب، و ابهامات دارد؛ از دو بن تا آمادگی جنی و از در روز عاشورا. این اصل عاشورای سال 61 را زیر برد، اما های متنوع و گاه که آن ها عرضه می ذهن را و می کند. این و محقق عاشورایی تأکید است که: در روز از و را کنند، اما چون در اما پست تر از با رو در این از های و کند. را تا به پیش تا باشد. * که در دارد، آیا را در خرابه های شام از پایه و در حماسه حسینی رد در از نقل های در است که آن دو به نام های و اند. اگر ما این نقل را اصل بگیریم- که هم این نقل را که شیخ ذکر اصل است- به نام آن موضوعیت داشت. اما نقل های هست که سه و هم ذکر اند. در که سه نام دو تن و را ذکر اند و نام را اند. که می گوید اند، از فاطمه، و نام برده اند اما اسمی از چهارمین نیست. *ایرادی که بر آن ها می شود این است که می گویید سه یا دختر، چرا یا چهارمی را نام نبرده اند؟! چون این نقل ها از لحاظ در یک حد هستند، لذا بعید که اسمش در این دو نقل ذکر باشد. نمی توانیم به صرف به یک به را کنیم. در * که های به آن می در در عاشوراست. آیا آن در سال در بنا بر نقل قول سال 57 است و هم در سال 61 است. در عین حال چون هم نقل بر آن در و هم منقول از خود باقر هست که اشاره به حضورشان در داشته، از آنجا که با پدر بزرگوار خود به این سفر ، ایشان در داشتند. آن در آن ساله و جزو اسرای این خونین و تکان دهنده به شمار می آیند. * دو جناب بن نیز از موضوعات بحث برانگیز عاشوراست. این دو کودک چگونه از زندان ابن فرار و این صحت بحث در تاریخ به یک و مسجل در بین مورخین ثبت است. این که این باشد. فقط در بین از شیخ (ره) بدون سند که شده و دیگران از او نقل اند. ولی چون در ذکر است و خود شیخ هم سندی نکرده لذا نمی توان آن را به یکی از مسلمات در ارتباط با تلقی کرد و آن سخن گفت. چرا زینب(س) در نبود؟ * یکی از های مهم و مؤثر در کربلا، هستند. اما در آن این است که چرا ایشان، بن جعفر، در نداشته و را در سفر به نکرد؟ بن با یکی از بنی بن و و شده دست آن بود و را اما به و از با به این عشق می ورزید. او نه را که در آن درک نمی به خود در بر آمد و را از که کند. بنا بر این کرد تا به این و که در پیش نرود. او در اثر عدم می کرد جان است و تا جان آن حفظ شود. حال همه و به بود. بن این را درک نکرد. لذا کرد که را از به این سفر و چون نشد هم از با آن گرفت. * در از نقل ها شده که علی پسر است. آیا علی از تر "علی که دو علی علی و علی علیهماالسلام. لذا اگر این نقل را علی که در به از که با به این نقل علی می تر بودند. بر این نقل طفل که در به بوده. نقل هم هست که به سبب و که بنی به و نام علی را اگر خدا من را تا روز و به من پسر همه را علی می نامم. اگر این نقل را اصل بدهیم، هر 3 پسر که در اسم شان علی و به این ترتیب علی اوسط هستند. اما در این نقل ها یک تر و تر است محققین به نتیجه نرسیده اند. جنی و به کمک (ع) آمد * می شود که در روز در صحنه جنی و به کمک شتافتند اما آنحضرت بنا بر دلایلی به آن ها اجازه نداد. آیا این صحت بله، این صحت دارد. که در روایات امامان انس و جن هستند. طور که پرسیدید در روز از و را اما چون در اما پست تر از با رو در این از های و کند. را تا به پیش تا باشد. * چرا از های بنی هاشم، را در نکردند؟ این مهم و عبرت آموزی است. آن جز عدم به جایگاه و این ها که بتوانند وظیفه خود را به تشخیص و میدان و از خود حمایت کنند. هر کس از بنی که را در قیامشان نکرد، دچار خسران عظیمی شد که هیچ جای توجیهی ندارد. ها در حسین(ع) * آیا هیچ ای در نهضت داشته؟ ما به تصریح اسم کسی یا شماری از را که بگویند این افراد در اند. اگر چه معدود افرادی را اند از وابستگان به یا از اصحاب آن در اند. بیشتر به غیر عربی می شد که به یکی از تیره ها و قبایل عرب پیوند خورده بودند. ممکن است در بین چند نفری که اسم شان در ذکر شده و از اند از آن ها اند که در به پیوسته باشند. منتها سند و مدرکی اثبات آن ندارد. * چرا ایرانیانی که در لشکر داشتند، در به نیامدند؟ این امر این است که تا قبل از به سبب که جائر و فاسد اموی در حاکم به شهروندان درجه 2 و 3 محسوب می شدند. عرب را از هرگونه دخالت در امور سیاسی و منع و طوری جلوه که این ها برابر با اعراب نیستند؛ لذا خود هم آن طور که و شاید به ذات مقدس شناخت نداشتند. در نامه نگاری که دعوت از به شده ما نامی از نمی بینیم. مطلبی را قبل در یکی از آثار عصر خودمان دیدم که سندش را به درستی نداده بودند. به هر حال اگر این صحت می دهد که عده ای از قصد را اند ولی عمر سعد لعنت شده است. آن مطلب هم از این بود که عمر سعد 400 نفر را (غیر از که بستن شریعه بودند) بود تا عبور موالی- که در آن به می گفتند- به بشوند. اگر این می دهد که قصد را ولی با ممانعت لشکریان عمر سعد مواجه شدند. با به که به در جامعه اعمال شده خود هم که در این مسائل حق ورود ندارند؛ لذا متنی را که کسی را فرستاده تا با مذاکره کند و را به خود بطلبد. * آیا در این از موارد بی و غیر واقعی است چون در هیچ یک از دست اول و مربوط به به این پرداخته و از نظر عقلانی هم که در آن موقعیت ای بیفتد. این که جعل شده و در وقایع آورده می خواهد بگوید که با بنای داشته. دو که در از آن ها یاد یکی است که حسن مثنی، پسرعموی خود بوده. پسر حسن و هم در در آن مقطع اند یا نه، مشخص نیست. ماجرای غسل در شب * شده و یارانشان در شب غسل کردند. آب نبود و اهل حرم تشنهبودند، چطور این افتاده؟! می شود در روز به فرمان عبیدالله بن آب را روی اهل بیت بست ولی از به بعد تا شب در یکی از این شب ها عباس را 20 نفر که مشک در دست و 30 نفر که از آن ها حفاظت می کردند، به فرستادند و آن ها خود آب بیاورند اما در در روز همه آن و هیچ ذخیره آبی شکی نیست. به بر حق این را بهتر می دانستند که اگر آب به قدری کم که بین ماندن، وضو گرفتن یا غسل کردن بماند، وضو و غسل را رها کند و بدل از آن تیمم کند و آب را شرب نگه دارد. چه بسا آبی که در شرب نبوده. در بعضی از نقل ها حتی دادند چاهی را حفر و به آب هم اما از قضایا برمی آید که آن آب شرب نبوده. با آن می شد غسل و وضو بگیرند ولی نمی شد آن را بیاشامند. هرچند هم که آن چاه را هم با حمله ای پر کرد و نگذاشت از آن کنند. * آیا به قتل فتوا داد؟ اگر این است چرا او را به قتل نرساند؟ خیر، این غلط مشهوری است که در افواه رایج است. در هیچ یک از معتبر نیامده. در عین به بی بی رگ تر از آن بود که از خود رد خائنانه ای باقی بگذارد. ضمن در هیچ یک از نیامده. گفت اگر او کاری بود قطعاً در هنگام جزو می که به دست در نابود می شد. اما می با علم به او به اهل بیت چندانی نداشت اما چون در تبحر او را در پست حفظ کرد. او بعد از استعفا داد. حال اگر او را به سرعت می کشت. این در از های کم متأخر که سندیت ندارد. * است که در حق کوتاهی آیا این ربیعی است که مزارشدر مشهد اسم ربیع، بن است. او در عهد علی می زیسته و خود را در آن به نمایش گذاشته. اگر چه تا هم بوده. او در علی از می کند، درحالی که قاری بود و در شاگرد و پیرو داشت. زمانی که قصد حرکت به سوی و صفین را بن با 400 نفر از همفکرانش و قاریان حاضر به با نشدند و چون آن ها هم اند ما مقابل آن ها سلاح به دست نخواهیم اما از جنگ فراری نیستند که ما را به سوی یکی از مرز ها بفرستید. علی هم آن ها را به طرف مرز دیلم گیلان امروزی اعزام کرد. آن دیلمیان هنوز و گهگاهی به مناطق مرزی تعرض می کردند. به و سابقه بدی از خود به جا و بعد از آن و صلح حسن از آن در عهد به سمت رفت و در فتوحات در و ماوراءالنهر و در این ساکن شد. خبر را شنید منقلب شد و بعد از هم از دنیا رفت. * آیا است که با مصعب بن زبیر این یک نقل معروف است که در اهل تسنن و آن ها این نقل را حمل بر روابط حسنه اهل بیت با های احترام می کنند. در از هم و آن را به یک اند اما من با ادله ای که الآن جای بیانش بر این باور هستم که این نمی تواند صحت و اگر هم صحت با میل و رغبت و موافقت و بالا تر از او که هم آن بانو و هم برادر او و صاحب او و به جبر و زور این کار صورت گرفته.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
آمریکا صادرات فناوری هسته ای به چین را متوقف می کند

آمریکا صادرات فناوری هسته ای به چین را متوقف می کند


پکن- ایرنا- در که چین و از تا و با پیدا کرده اند، واشنگتن می گوید «صادرات فناوری هسته ای غیرنظامی» به چین را متوقف می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
باد شدید و بارشهای رگباری پدیده جوی قزوین در 2 روز آینده است

باد شدید و بارشهای رگباری پدیده جوی قزوین در 2 روز آینده است


- ایرنا - کل گفت: به بارشهای پراکنده رگباری پدیده غالب جوی استان طی و پس را تشکیل می دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
اسخ 900 استاد دانشگاه به نامه‌ ساختارشکنانه دانشگاهیان اصلاح‌طلب

اسخ 900 استاد دانشگاه به نامه‌ ساختارشکنانه دانشگاهیان اصلاح‌طلب


به خبرگزاری تقریب، 900 در به 290 نفر از طلب کردند: از ndash; بن بست به ndash; راه حلّ بپیوندید! متن این به شرح زیر است: در ای که طی روزهای از سوی از و به طلب و همسوی شده و ای به و که نمی از آن، به سادگی کرد و یا آن را انگاشت. که پیش به های ساختگی و از سطحی و بی طلب و در موج ها و از ها و ها به راه و تا ها و کم و دون شأن علم و عالمان)، در پیش شده و و حال آن که هم و پنهان که نتوان درست را از بازشناخت و متّهم را بر جای شاکی نشاند. بر این اساس، اگر بیش از این، خاموشی گُزینیم و به نفعِ ای ملاحظات و مصالح، روشنگری نکنیم، های حقایق را معکوس داد که به کرد که این و و از و و را در دارند! یا به روز شده ای از است که پیش و به که خود ایشان و است- می که می توانند آنرا نمایند. که در بعد از زمام و های پولی و بانکی را در دست اند پاسخگو نه طلبکار و مطالبه گر! هر در ای از های اعمّ از امنیت، و آن کارآمد، کامیاب، و موجد رضایت و شده و هر کنار گذاشته شده و به های غیربومی، غیردینی و غیر عمل منشأ آسیبهای و یا در و شده است. 1- و و متن به شدت و زده است. این از آن روی در آمد که از نیز در جمع دارند. در چون زیر خط و سطح در به کار به ای است که جنگ زده و و است! تعابیری که با هیچ مرجع آماری و بین ندارد. یک ارجاعات و موثق، عمومی، کلی، غیرمستند و غیرعلمیِ افواهی را تکرار کند. 2- متن از خلط ساختاری، راهبردی، و رنج می برد. از مغالطه مشهور جمع المسائل فی واحده در راستای مطالب خود، و تفکیکِ شده و از را اند. همانطور که در درس خود با دانشجویان و می گویند از تعمیم های ناروای یک به تمامی سؤالات احتراز کرد در خود را مبرّا از این نظارت تلقی کنند. 3- متن از تضاد و تناقضات درونی رنج می برد؛ به مثال در می گاه ملت را بر های بگذاریم و می که به داریم، اما متن صادره، مملوّ از و است و در از که در با روبرو شده ایم. 4- متن لیستی از مشکلات، چالشها، بحرانها و است که این لیست بالا هنر و ای نمیخواهد؛ اما در بخش راه به کلیّات و عبارات کلی و بسنده و از راه حل کارشناسی، و پژوهانه و گذارانه ناتوان است. مدلی که در پیش اند مدعی مدل ndash; راه حل" از و سپس راه بر آن که این روش در ها ای جز ndash; بن بست" ندارد. این مدل آن است که بر از بنا شده که با در ندارد. در اگر با به و به مدل و به ndash; راه حل" شود. اگر با چه 5- و می شود که در و راه به همه به تحت نظر شده اما هیچ به و قوه حتی از سخن می که آن 6- این هم از سوی این و راه را در راه و می کند. اوج می که یکی از راه از بن بست های در و آن، رفع حصر! و سیاسی! می شود. آیا از است که یا و که در نقش ای می اند؟! آیا به راه حلّ عفو است؟! آیا این با در این و خود را که دو دهه قبل هم می اند. نخ ای از و و به شهروندی! در است که هم و با در و نسبی اپوزیسیون ها و به راحتی و در هر مکانی از مقامات و انتقاد می شاهد رشد خیره تحصیل و اعضای هیئت ورزشکار و و به قبل از هستیم و با منتقدان به "اعتقادات شان" برخورد نمی شود. 7- و و ندیدن از ویژگیهای این است. در و در بخش پاسخها از در های را یادآوری می تا کمی از شود. هنر بینی، هنر مهمی است که از می رود به آن متّصف باشند؛ در به با ترکیب های درست، غلط، و وهمیات، دست به غیرواقع و زده و اند از های به جدیدی روی آورد؛ این ادعا، آن است که از و خمینی(ره) دست برداریم و در طی به مبنایی تا را نجات دهیم؟! در این بین های خلاف را به و از را هم اند که در به ای از خواهیم پرداخت. الف) به نام جنگ بی تردید در یک جنگ دارد. به واژه جنگ اگر تا پیش از از برجام و اعمال های همه جانبۀ بر از نظر گران اغراق آلود می اما در اذعان و است. این درجه از صف آرایی و منازعۀ در مقیاس و در تنش ها و های - ها، بی و بی ای را می دهد. بالابردن یک به شدیدترین از را با هیچ استعاره ای جز جنگ نمی توضیح داد. که رهبر فرزانه مدتها پیش از بر سر جنگ از استعارۀ جنگ و اند با این حال فراگیر شدن درک از علاوه بر تصاعدی و های به علل هم مربوط است: فرآیندهای مرسوم امتیازدهی و امتیاز های با حدّ انعطاف از جانب یک هیج گشایش یا را در بر است و در نوعی شکل است که حلّ و فصل جنگ از صلح و یا آتش بس موقّت هم ممکن نیست. به رنگ باختن رؤیای صلح به ای و درک تری از امر جنگ شده است. از این به و به به متون، سرفصل ها و های در باز می تأسف و تأثر است که و بین الملل در نتوانسته است و و نیز ضوابط داد و ستد در را به دیپلمات های عدم به یا عدم به حلّ و فصل جنگ متأخّر و اتکاء به صلح طی شده که مقاوم و آمادگی های اجرایی و متناسب با نیز به تأخیر و به قوه مجریّه شکل حاکمیّتی- بر سر جنگ و لزوم اتخاذ راهبردهای مقاومتی اما تا در انفعال و تصمیم باشد. برآیند این انفعالی، تخریب های و در به درجات آن است. ب) بن بست به رغم و بن بست ما بن بست ایم و را به داد؛ چون هیچ بن بستی در و از عهدۀ حلّ مسأله ها و برمی آید. اصل و کلّیّت از یک سو، و در و های آن، شد. این و است که از آن که آتش به به از آن روی بود که بخش از اما و و و است. و های و می و ایم و از و به این اند که و را که اگر بخش از و تند سَر و یا از خود نیز کرد که و خشم به اصل و از و اهل بیت و چون به و یا به و شبه بر به نفی اصل و از آن نیست. طبق های به و در صدر ها دارد. گفت به رغم و نمی ما، در و آن را و گو این در و می کند. ج) به نام و به از شبه نزد و از به رفت از وضع را اما های می دهد که به و آن با به 80 است. این از و در از و و به نفس در از و به است. د) به نام با های چهل و با های در از شده و گفت و یک است و که سبب این وضع و دارد. این است که بخش از و بار شده و این تا در نیز اما در ماه های و و به های ای و که ها و تنش های می است. که تا قبل خود و به با می نمودند. نه توقعات/ انتظارات/ مطالبات/ های و محض نه محرومیّت/ ضعف ها/ خلاءها/ که شکل ها و های و ، و نیست. با این وصف طلب و جزو همه های است. این وضع سوء بخش از در از به این که به نقص و در و های ضعف ها و دارند. پس که در سطح رخ و در سطح در پی است. این ربط آن شد به در ما، و به در آن به چشم آید. به این است که به و گر شود تا در ، شده و به و و ، در گیرند. به این شده که بر زیر است: الف. انسداد/ بن بست/ و فلج (بی اقتصادی)؛ ب. انفجار/ سرکشی/ عصیان/ برانگیختگی/ (بی اجتماعی)؛ ج. تعارض/ تقابل/ رویارویی/ و (بی سیاسی)؛ د. براندازی/ فروپاشی/ نظام. از این رو می روش این را یا از گو اند و در از این نقش اند. در می دهد که ما از در lrm; ایم که و و و فرساینده. اما است این و غرب 290 است. ه) و در بخش و و بی به و در آن که و و اما و و در شبه و به های تن در داد و غرب شد. در به دو می یکی که با نقش در و پس از آن، از و خمینی(ره) و سعه و به سوی و ای که گذر و در فکر و شان و با عهد دل در گرو ها و های و و از عمل و به و با ها و از و می کنند. و به عکس نظر در به و های در ها که در بی چون می را در از ، حلّ کنند. به قصد با غیر ، و را به این که از و عقب از ، های را تا گردد. به این که ما از نظر و ی رشد و و نمی را بگشاییم. در این آیت ای با این که از با راه حلّهای برجامی موافق نبود، به آن نیز خوش بین نبودند، را در فکری، مسدود و مجال دادند تا یاد به اجرا گذارده و تجربه شود روش که اش در رفع بر همگان شده که این غرب و برونshy;محور ، راه به برد و از حیث عقلی شد دست کم، های نیز از نزدیکی و سازش با غرب نیامد. از طرف معطّل و معوّق داشتن و گره زدن آن به سرنوشت و شد نه فقط در طول این مدّت، بی به آید، با رفع نشدن های غربی و شدن ایالات متحدۀ از توافق، شوک و تنش آنچنانی به شده و روزمرۀ از گذشته، در سراشیبی گیرد. به این وضع و مستقیم بی برنامگی و بی و کردن بر نتیجۀ و با غرب ، دادِ الگویی در و هندسه غیر درونزا است. متأسّفانه، با این که می رود و پشتیبانان از وعده های خام و نسنجیده ای که و با منجر به توقف غیرایرانی ای شده و و را از چاله به چاه افکندند، عذرخواهی و پشیمانی پیش دستانه و فرافکنانه به می که و گفتگو را گشوده نهاد و به بست. و) دروغی به نام در این بر بحرانِ در و تصریح شده که در هدف های متعارض را دنبال می کنند. این سخن بدان معنا است که شکل و دچارِ تشتّت و دوپارگی شده است. یاد صواب و روا باشد، آیا ای از خویش را با هماهنگ و همگون سازد تا و همگرایی، شود و بر ذهنیّتِ مدیریتیِ در قدرت، غلبه یابد؟! این پرسش در بی نمانده در تعیینِ های کلّیِ را برعهدۀ رهبرِ نهاده، بر روی و چندگانه، خطِ بطان و کلّیّتِ را در و مسیرِ واحدی است. لیبرال و تکنوکرات، با این که بر مَداری و اصالتِ اصرار می ورزند، می در مجراها و قبیله ای و محفلیِ مرکّب از عمل گرا و شکست خورده، سرنوشتِ و را که در خلائی تا حاجت به چاره های نامتوازن باشد. ز) با آن که در خود را از اضطراب و نگرانی به و مدّعی شده اند که قصدِ و بافی اما در عمل از و و پرداخته اند که هر مخاطبی را مشوش و پریشان و و نشاط را از دلِ او می زداید. در این به غلط و از سرِ غرض، شده که و در (سیستمی) شده و پیش که به مرزِ خطرناکی است. به این ادّعا، بر کدام شواهد و تجربیّاتِ و غیرافواهی است؟! این از متنِ کدامِ استقرایی و استنتاجِ تلخ و گزنده ای شده است؟! محترمین که خود را از اصحابِ علم و معرفت معرفی و حیثیّت و اعتبارِ را پشتوانۀ تفسیرِ خود اگر سخن به شود که لازم آید اثباتِ ادّعاهایی این فراخ و کلان، دلایلِ بین الاذهانی و اقامه آیا دستانشان، تهی ماند و غوغا، جایگزینِ مباحثۀ و عالمانه شد؟ چه، مشاهداتِ شخصی و چه رسیدگی های قضائی، همگی از آن که در ناراحت و تلخ و محدود و به سطحِ است. از این رو، متهم کردنِ غالبِ مدیریّتیِ به فساد، یا خیانتی جبران ناپذیر و پُرهزینه به و کیانِ و نحوی خدشه به و منزلتِ خود است. از این رو که در خوانده جز این که اشرافیّتِ که بر از فرصتِ در قدرتِ به منظورِ برداری های و مادّیِ نامشروعِ و دستِ تعدّی و تطاول به سوی بیت المال، دراز نموده، ثروت های بادآورده و های نجومی و اختلاس های بی شمار، آورده است. آری! اگر غرض این سخنِ صوابی گفته اما با - که حرام خواری و دزدی و پول پرستی و کاخ نشینی، قاعدۀ عمل و سبکِ مدیریّتی شان است - دارد. ح) احساسِ یگانگی و هم ذات پنداریِ با یک است برخلاف این که تقسیمِ به و غیرِخودی، پیدایشِ گسستِ و در و بر برانگیخته و فعّال شده اولاً، این تعبیر، دربارۀ نیروها و های به کار شد، نه توده های ثانیاً، است که در ذیلِ هر که اعتقاد و تعلّقی به آن و به آن بی یا مایل به و اند. به بحث که افرادی، از و مَحرم و نیستند، از حقوقِ معلومی در و و دگراندیشی را جرم تلقّی نمی کند. خوشبختانه، این است که بخشِ عمدۀ در ماههای به و سرسختانه از کارنامۀ عملکردِ سست اعتدال گرا و طلب، ناخرسند و خشمگین هستند، و ضعف و بی یک یا چند با حقانیّت و فضیلتِ اصلِ و نهاده و این دو را، یکسان و هم نمی انگارند. ریشۀ ها و سوء تدبیرها، به مدیرانِ غرب اندیش، تنبل و بی که هیچ گاه قصد کنارگیری از را گردد. امروز، به دلیلِ خیانت ها یا حماقت های و از غیرملّی و شبه مدرن، به می شود. ازقضا، موجِ نقد و اعتراضِ و نیز به سوی طلب و خودخواه، سوق و جملگی را مؤاخذه و ملامت می نمایند، در اتاقهای خارجیِ جنگ روانی، آن را به سوی اصل کنند. ط) واقعیتهایی چهل در به مفروض های مصرحِ مستند به و مأخوذ از بین الملی درخصوص می این واقعیتها با از فلاکت، و در متن مدعیان آمده، خوبی تشخیص از این یا اطلاع و آگاهی از به دست می دهد. آن است که این با دستاویز دادن به آمده طی که به دلیل و حامیان شان کلیت و را یا زیر و سنگین ای شده در نقد و نفی در از را به استخدام تا به هدف مطلوب خود واصل شوند. اما منصفانه و روندپژوهانه به چهل ساله، های و امیدبخشی را فراروی ما می از این به شرح زیر است: تحول در در چهل سال 100 و 73 تحت شبکه آب شرب سالم این در است که در سال 1355 80 از روستاها فاقد تأسیسات زیرساختی در این بوه اند. 100 10 و 99.5 زیر 10 بعد از به تعمت برق دست اند. با صنعتگران گاز شهرهای شده از 9 شهر در قبل از به 1083 شهر در سال 1395 که رشد 120 در این را می شده از 1 در قبل به 23000 در سال 1395 است. با رشد 30 سدهای مخزنی بعد از و رسیدن از 13 سد به 400 سد در سال1395، آبهای هرز و بلااستفاده در خدمت صنعت، و شرب شده است. با به فن آوری و ای و در ردیف پنج است. با ثابت در 90 (54 و 286 و 48 و 33 خانگی) از نعمت تلفنی شده اند. با بیش از 18000 خانه بهداشت، 350 بهداشت شهرستان و تأسیس بیش از 50 و 170 دانشکده در های پزشکی، 7 شدن های و ... 100 و به مراقبت های و دست اند. با و چاپخانه های جدید، جزو 10 اول در است. طی سال های بعد از با به ای و در بین 9 این فنّاوری، به به فضا شده اند. بی در چهل سال با به و فنّ با و و آذرخش، صاعقه و قاهر 313، در بین سازنده این هواپیماها است. و های تسلیحات های پدافند هوایی اخطار اولیه، و هدایت، موشک ها، های فرماندهی و کنترل، سیکرها، توپ ها و ... در سطوح بردهای کوتاه، و در می که کوچکترین در 200 کیلومتری را با آشکارسازی در برد سلاح های تحت و جنگنده ای را که در محیط سه بعدی با سرعت مافوق صوت در حال جابجایی است منهدم می کند. این وضع در این بخش آنگاه می که بدانیم تکنولوژی و به موشکهای بالستیک نقطه زن در سه روسیه، و است. شگفت آور از چرایی و رمز بالندگی علمیِ متخصصین در و درمقابل، به جای کسب از رفع وابستگی در بسیاری از بخشهای با تبعیت از برچسب زنی های بنگاههای بیگانگان، را و سرزنش می که با های گرایی هم در تناقض از سطح رشد رفاه خودکفایی90 پس از چند مصرف، شده تا مایحتاج خود نباشند. براساس در سال 2016 و بین پول در سال 2017 در اوج ها، از نظر خرید، هجدهم را کسب اند. با کودکان واجب التعلیم به دارند. در که در سال 57 فقط 40 این را در داشتند. با خودکفایی در 97 داخل، در مراجعه به ها خود نیستند. به بعد از به دو خود یافت. در چهل رشدی 5/2 و طبق جنسیتی در مساوی و در نیز بالاتر از است. مدارس استانshy;های محروم بعد از به 5 خود است. به یک احداث 28 درس طی هر روز بعد از در تقویم عمران ثبت شده است. با اکثریت بیسواد را به 16 در است. آزادی، بشر و در تفتیش عقاید ندارد؛ کسی به فکر و نظری نظر حکومت، تهدید، فشار و نمی گیرد. مگر آنکه و مقابله با و خونهای دهها شهید وطن به خرابکارانه نماید. یک تک توتالیتر را به با 251 حزب و 515 انجمن صنفی کرد. نقد را نهادینه کرد به ای که همه در محیطهای در با همه مبانی، ارکان و ساختار و شخصیتهای آزادانه نظر می کنند. تحمل در به است که حتی افرادی که مبانی بنیادین را قبول ندارند تا سطح جمهور، مجلس، وزیر و به مناصب دست یافتند. افزیش شده در سال از 1500 سال 57 به 107 در سال 96، خود ای است که بر مبنای سانسور، فرهنگِ ملی را نمی کند. از حیث به اطلاعات و ارتباطات در های هستند. بیش از 95 خانوارهای به اینترنت پرسرعت دارند. به امواج ای در کم است. عبادی اقلیتهای مذهبی در از حیث دو مسلمانان است. (250 کلیسا، 16 کنیسه و 78 عبادتگاه زرتشتیان در است. ضمن هزینه و تعمیر این اماکن و معابد نیز با است) بیش از 980 و 2 اتباع در می این وضع از آن روی مهم است که اتحادیه اروپا و به رغم ریاکارانه بشر به سخت گیرانه و غیرانیانی روش های ضدّ مهاجرت متوسل شده اند و شبه در اینباره چشم خود را به جنایت غربیان بسته اند. دومین از نظر محسوب می شود. قبل از از 3 در استانهای حاوی مختصات قومیتی اما این عدد به بیش از 31 است. بیش از 35 متقاضیان ورود به از و بیش از 33 پذیرفته شدگان از هستند. بیش از 9000 مطبوعه با همه سلایق فکری و غیرقابل انکار از در است. در استان ارجمند کردستان بیش از 60 نشریه می که تبلور فرهنگی در کردستانِ است. نزدیک به 4000 سمن در فقط از وزارت مجوز که 58 در بشر هستند. در بیش از 31 وکیل، دفتر وکالت که قریب به 10 نفر خانم هستند. چهل در جهت صیانت از مردمسالاری و برگزاری در با و به نمادهای اسمی دموکراسی لیبرالی، در است. که در از می به (67.9 درصد)، آلمان (66٫1 درصد)، اتریش (65٫9 درصد)، انگلیس (65٫4 درصد)، کانادا (62.1 درصد) و ژاپن (52 درصد) اشاره کرد. در با در امریکا مسلمان در هیچ یک از ها، از پنجاه است. نوسانات گسترده و در در های از غیراسمی و بودن در است. خود را به های به مثابه رفراندوم های سالیانه، گره زده است و این که خود را به ها گره زده به و کارسازی های پویا در ا ست. در سهم در ملی از 16 به 40 درصد، جهش است. صادرات غیرنفتی از 540 به 31 میلیارد 567 است. تک محصولی نفتی را به صادر مهندسی، و نفت پایگی از مهم ماست. پتروشیمی از سال 57 تا سال 97، 33 شده است. پیوستن به WTO هفدهمین است. از 360 تن به 18 تن، 50 است. به و نشر پس از شمارگان چاپ کتاب، 136 شده (از یک در سال 57 به 136 در سال 95) است. به قبل از 71 شده و از 1.500 به 107.000 است. کتب ثبت شده از منحوس اول تا سال 57، 11.000 که 1.281.996 است. به 117 شده است. ظهور زن، جزو های پس از است. مستندات در این باره قبل از به اندازه دست هم است. (7.300 و 712 زن) از های است. در نشر قبل و بعد از نیست. با شرمساری در پیشگاه کرد که انتشارات قبل از "مؤسسه آمریکایی فرانکلین" بود. در چهل سال آموختگان زن از 6 در سال 1355 به 44 در است. پیش از 1.4 ها زن این به 20 است. های نهاد، پیش از 5 بود که بیش از 2000 است. ورزش از 7 در سال 57 به 38 در رشد یافت. کل مدال های ورزشی در 57 سال 5 در 40 سال پس از با رعایت شرعی به 160 شده است. متخصص با طی رشد 50 از 597 نفر به 30000 نفر است. در جهت به بانوان، 5300 فوق تخصص تربیت است. بیمارستان های مخصوص نیز از اقدامات مهم و در ارج نهادن به مقام شامخ زن در بین است. زن، از از 50 نفر در سال 57 به 8 نفر است. داستان نویسان زن، با تعدادی از از دست به 4 نفر در وضع است. پیش از حتی یک زن نداشتیم 712 زن داریم. در با 9 نفر عضو و 16 کانون، بسیج است. امروزه بر 90 از به در می شود. این در است که طبق رسمی، در سال 1356 فقط را 33 روز در سال را و ناچار بود تا باقی را از کند. بعد از پیروزی با شدید، 6.7 شده است. منحنی رو به سقوط را با شیب تند به روندی صعودی نمود. از 18 تن در به 120 تن است. رشد 300 افزوده در راوی کارنامه ای درخشان در پس از است. سهم در ملی، از 1.3 به 15 دستاورد است. از 4.6 تن در سال 1356 به 14 تن در سال 1395 رسید. سیلوسازی را و ذخیره را به دو داد. باغی به سال 1356، 20 شده است. میوه و سبزیجات در بعد از 9 شده است. که این در 2.3 می باشد. چهل امنیتِ شکنجه محور شاه را به بر اعتقاد، اعتماد، عشق، ایثار و کرد. در از امن کشورهاست. جرم قتل، مسلحانه، تجاوز، زورگیری، و و های جنسی که در از بین هر 100هزار نفر می گیرد. در جرم های یادشده قبل و بعد از راهزنی از 10 به 1، تجاوز از 7 به 2، زورگیری از 6به 2، از 6 به 3، مسلحانه از 2به 1، از 2 به زیر 1 و قتل به یک سوم است. در به به بیش از 78 است. غائله های قومی و مذهبی، کودتاهای زنجیره ای، ترور و بمب و ... ، با های - خنثی می شود و به از امن است. سنّ به در 4 دهه از 142 به 63 در بین صعود و گزارشات بین می دهد در سنّ به زندگی، را دارد، این عدد در 1355، 55 سال است و در سال 96 به 76.2 است. 80 نفر 80 دفترچه و هستند. به استناد اسکوپوس علم درحوزه های به 75 طاغوت است. مدارک نمایه شده از به قبل از 129 شده است. ما از نظر سهم از ملی در 88 است. هر در بخش به 18 سال به 5 و از 80 به 400 است. در زمره 3 در اجرای عملیات دانشی مغز استخوان در است. در نا باروری سوم و در ارتوپدی و اعضاء را در دارد. در داروی بیماریهای خاص را دارد. در ژنتیک را دارد. جزو 5 در کاشت حلزون شنوایی است. در بیش از 95% از مصرفی به خود کفایی عددی تأمّل و است. رشد 10 پزشکان متخصص، و دندان در رشد 5/2 است. جزو جراحی قلب در است و جزو کشورهایی است که عمل قلب در آن با بر می پذیرد. های تأمل مطابق و بین مراجع دنیا: نهمین از نظر کتب در سال است. از فارغ التحصیلان چهار دانشی، فناوری، مهندسی و ریاضی در پنجم دارد. رشد به در است. در مرگ و میر نوزادان است. با ای زیر بیست، از مرگ و میر از چندین نوع سرطان شایع است. از نظر غلات است. چهاردهمین از نظر آبیاری سرزمینی است. هجدهمین از نظر دائمی است. دوم در انرژی را در دارد. پانزدهم در برق و ششم د رتولید برق از گاز طبیعی در است. در پالایشگاه از آنِ است. هشتم درتولید آهن در است. دوازدهم در مس از آنِ است. در سیمان را است. در محصول از آنِ گواینکه پس از 18 است. ششمین در های نانو در است. در جمع یازده فناوری ها دارد. جزو چهارده غنی اورانیوم و جزو سیزده ای است. دوم در پیشرفته کشورها در سلولهای جنینی را در دارد. در ازنظر رشد جذب گردشگری در در است. بر بین پول و 18 در بر خرید را دارد. نکته این پایش، های سپاه پاسداران را در این است. طبق سایماگو در 1 و در 16 است. در سال 2010 سریعترین نرخ رشد در است. اول رشد را در 40 سال است. هفتمین از نظر موسسه هادسون و از نظر یو اس نیوز در سال 2018 شده است. ما به خود در دو کارگزاری نفت و از آن واقف بر آن صرفنظر از و همپیمانان صحنه دو و بخش الف) که نگرش شان به و هویّت ndash; راه حل و ب) کوچک شبه و که زاویه دیدشان با نگاهی به جدید پیشاانقلاب و پساانقلاب، معلوم می شبه و معمولاً توانایی، استعداد و و هویِت را نزد های قربانی و هیچ قطعه ای از معاصر را جز با واژگان جعلی زده، نایافته، و سومی و ترسیم ننموده درعوض بر آن است که ها و استعدادهای شأنی عالیرتبه از ملّیِ و تعالی در این سرزمین که با ndash; راه حل قادر می شود سختی ها، حصارها و تهدیدات را از پیش پای برداشته و را به قلل رفیع رهنمون ظرفیتی که مابعد در حصار های شبه و عادات بروکراتیک زمین گیر شده همه می دانند و روزگار با و ارتجاع شبه و بی ها و زمانه، و عمل در پرتو های ndash; از این رو محلّ نزاع کاملاً و شفاف است و نمی با صناعت جدل و ظاهراً و دانشگاهی، ضمن انگاشتن خسارت بار شبه افق های نوین از را از نظر دور داشت و گرانقدر آن را منکر شد؛ در پایان ما و و ضمن به کاستیها و با باطل دانستن 290 نفر از همکاران خود و مندرج در را به گفت و گو حول مدعیات و براهین خود در قالب جلسات و هم دعوت می کنیم. بسیجی دانشگاهها، و این خبر است هفته اول مهرماه امسال 292 طلب در ای به مسئولان که از آن به هشدارنامه یاد اند با برشمردن های کم آبی، خشکسالی، ریزگردها، تورمی، ناامنی های و 12 راهکار از وضع را پیشنهاد اند که رفع حصر، و نیز حق در پرونده های از جمله این راهکارها شده است!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مدیربت مصرف راهکار مبارزه با بحران آب

مدیربت مصرف راهکار مبارزه با بحران آب


همدان-ایرنا- آب هفت در با آب و 13 در تنش آبی و یکی از آنها است؛ موضوعی که کارشناسان در میزگرد خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز به بررسی عوامل بروز و راهکارهای مبارزه با آن پرداختند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
مدیربت مصرف راهکار مبارزه با بحران آب

مدیربت مصرف راهکار مبارزه با بحران آب


همدان-ایرنا- آب هفت در با آب و 13 در تنش آبی و یکی از آنها است؛ موضوعی که کارشناسان در میزگرد خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز به بررسی عوامل بروز و راهکارهای مبارزه با آن پرداختند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​نگاهی به سومین دوره جشنواره فیلم مقاومت | وقتی حاتمی‌کیا تازه پا به سینما می‌گذارد و جوایز را درو می‌کند

​نگاهی به سومین دوره جشنواره فیلم مقاومت | وقتی حاتمی‌کیا تازه پا به سینما می‌گذارد و جوایز را درو می‌کند


به بین با سه سال فاصله از شد، پس از این سال 66 شد، آن به سال 1369 کشید. بخوانید: به |دوربین زیر توپ و تانک بخوانید: به | ای بعد از چهار سال غیبت این دو ظاهری بزرگ را در خود اول آن بود و سپس آن؛ _ که دو قبل این جای خود را به در هر دو جزو و بازبینان است و سالِ 69 سینمایی خود را با راز خنجر ساخت. _زمان هم از و مهر به در به این شد. این فصل از 11 اثر و 9 بود که از 28 الی 3 با به پرداختند. *هیئت در این و که جای را و که در در خود و که ارسال شده به را بازبینی و می کردند. جالب است هم در سال را (پرواز در نهایت) ساخت. *هیئت داوران: منوچهر عسگری نسب و که چندی پیش خبر درگذشت او به گوش رسید. محمد داوودی بردار و مدیر فیلمبرداری که سال تابستان 58 را کرده بود. مرتضی سرهنگی نویسنده، نویس و روزنامه نگار سعید و *برگزیدگان این در نوع و بود. به در دو و و می شدند. *آثار - فیلم: بان از کیا این که سال 67 شده بود است از آنکه: خط با قطع شده و است. و در بان جهت آتش است. به خط و از کند که زیر آتش دارد. کیا 27 این دو از فجر با خود به برد. -بهترین کارگردان: کیا های بان و کیا با خود که یک سال پس از اش سال 68 بود هم در این از کرد که این هم او کسب کرد. در است: که از روی می شود جهت در پشت به کار می شوند. به در دو هم و در می شوند. که به در که با می با را می دهد و را در هوا دوم می دهد. در که خود در می شود. کیا در این از 4 و در فجر 6 به آورد. در یک با دو کند و یک را کند کمی نمی شود دو یک در دو دو و و و شود و در یک باشد. این ای را ایجاد کند که آن ی جشنواره، یا دچار سیاست زدگی که غافل از حفظ ساختار و چارچوب ای فستیوال های جهان شده است یا کنندگانش با کیا در رودربایستی و تعارف می گیرند و نمی توانند یک را ارجح از دیگرش اعلام کنند. -بهترین فیلمبردار: محمدتقی پاک سیما -بهترین جلوه های ویژه: اصغر پورهاجریان 6 دیپلم افتخار به ذیل اهدا شد: -لشکر امام حسین(ع) به همکاری با سازندگان ها -مرکز گسترش تجربی و ای به حمایت از های دفاع مقدس - حوزه هنری تبلیغات به شایسته -کمال تبریزی عبور که کیا کنندگی آن را به عهده داشت محسن نامی را می کند که در یک اداره دولتی خدمت می کند، او پس از شش سال از دوستش حسن سلطانی در پی او به جبهه می رود ولی چند ساله، بین آن دو شکاف به وجود آورده است که کشمکش دستمایه این می گیرد. -مجتبی راعی انسان و اسلحه داستان: یکی از تیپ های جهت به و آزاد سازی مناطقی از خاک کشور مشغول می شوند. مزبور نفوذی و ستون پنجم لو رفته و جهت تخمین امکانات و نفرات و هم به منظور متوقف نمودن پیشروی می گیرد. پس از وارد آوردن خسارت به و به گمان از بین رفتن عقب نشینی می کنند. در حالیکه مصطفی در جریان ها زخمی و به می شود. ولی با به موقعیت حساس و نیاز مبرم به عملیات، را ترک گفته و در سطح وسیع آغاز می شود. با شروع ناگهانی غافلگیر شده و با موفقیت به پایان می رسد. گفتنش خالی از لطف نباشد زنده یاد فرج الله سلحشور سریال یوسف پیامبر در این نقش آفرینی و بازی کرد. -رسول پور افق افق از غواصان بسیج و پاسداران است که انهدام سکوی الامیه تجهیز می شوند. رزمنده ای به نام به تنهایی به مأموریت و عکس از اسکله می رود. همرزم او، احمد، که می داند بیمار است به دنبال او روان می شود. آن ها به محاصره ی درمی آیندhellip; موسیقی فراموش نشدنی و سحرآمیز محمدرضا لطفی از آنِ این است که در ذهن تماشاگرانش در آن دوران مانده که گفت: بمیرید در این عشق در این عشق چو همه روح پذیرید بمیرید مرگ مترسید کز این خاک سماوات بمیرید نفس ببرید که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید یکی تیشه پی حفره چو بشکستید همه شاه و امیرید بمیرید به پیش شه زیبا بر شاه چو همه شاه و شهیرید بمیرید ابر چو زین ابر همه بدر منیرید خموشید خموشی دم مرگست هم از زندگی است اینک زخاموش نفیرید *آثار کوتاه: -بهترین کارگردان: عزیزالله این را که چهرمین محسوب می شود را سال 1367 جلوی برد. -بهترین صدابردار: صدابرداران مجموعه فتح -لوح به واحد جنگ شبکه اول سیمای جمهوری به دو جمع بندی و بررسی این از حائز یکی در این فیلمسازان بیشتری داشتند که یا نام و شهرت یا بعداً به زمره این افراد پیوستند. به عبارتی از بیش از ادوار پیشش، شخصیت های برجسته ای مثل مرحوم پور یا محفلی معرفی استعدادهایی که بعدا کیا شدند، است. دوم به مراکز و نهادهایی که خلق این و را و سازنده مهیا کردند. این نشان از و درک مهمی که کارگروهی نام هم است. چرا که اساساً امری است و متشکل از متعدد، که همگانی اثری را ثبت و ضبط و شک تا فردی، یا نهادی پشتوانه این حرکت نباشند، اتفاقی نخواهد افتاد. باعث شد این از بر این مهم کند و یا یک را مورد تشویقِ خود دهد جای تحسین و امر نیکی است. "ایمان رنجبر"
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ولع خرید؛ کنشی هیجانی

ولع خرید؛ کنشی هیجانی


تهران-ایرنا- و از که به ارز و به به و انواع و اقسام اقلام مصرفی کرده بودند، از جمله مسایلی است که از جنبه سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیاز به بررسی کارشناسانه دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
یورش ده‌ها شهرک‌نشین به مسجدالاقصی/ برگزاری نشست کایبنه امنیتی به ریاست نتانیاهو

یورش ده‌ها شهرک‌نشین به مسجدالاقصی/ برگزاری نشست کایبنه امنیتی به ریاست نتانیاهو


به تقریب، ده ها از سمت باب به صحن های حمله ور شدند و بار حرمت این مکان مقدس را هتک کردند. به در قدس و های این در این را می و به از برخاستند. خود را در های و صحن ها و را می دهند. شهاب از بازداشت 21 در مناطق مختلف کرانه باختری خبر داد که 14 نفر از ساکنان استان طولکرم هستند. خبر اینکه، های عبری از برگزاری کابینه اوضاع غزه خبر دادند. بر اساس این گزارش، این به دعوت بنیامین نخست وزیر برگزار می شود. این ها اعلام که این تحولات در جبهه غزه را پس از تنش اخیر در منطقه خواهد کرد. پیشتر بود، دولت وی دستیابی به راه حل هایی بازگشت آرامش به غزه و اینکه به جنگ غیرضروری در غزه منجر نشود، تلاش می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
شریعتی گفت هرکجای آثارم خلاف اسلام بود قطعش کن

شریعتی گفت هرکجای آثارم خلاف اسلام بود قطعش کن


به تقریب، 1319 در از علی و او بود. در ای از او به یاد است. و و را داشت. او نویسندگی را در دهه 30 کرد. در به نشر (کانون شریعتی) پیوست. وی در سال 1341 در حالی که تحت تعقیب دو نوشت: که حق است با و ای که با شریعتی. با نگارش های ادبی و و شد و در دشت خون را نوشت. او و را در صبح سال 50 و ظهر روز در با خود کرد و از در رادیوی آن را در قالب صوتی عرضه کرد. با حکم آیت خامنه ای، به از سال 1358 تا 1360 این بود. در به گفت وگو با او است که متن آن را از نظر می گذرانید. قوی ای که نثر را در داد. این علی شماست. هم که در شما سال انتشار شماست؛ که حق است [که بار] در پایان سال 41 [به چاپ بود]. خوش آمدید خرسند. ای که به شما اند و در ای که چاپ با این می شود: عزیزم؛ دلم در این سال های بدی که ما غریبان زمانه پیش بر تو می لرزد؛ بر قلم تو، است. در در این را با شما می که سال های بعد در های می کند. در به شما از دو به یاد می یکی ndash; در لامذهب- با (مثل خان) و یکی هم متدینین. گرم کار شان - که از می کند- و کار دنیایشان. در و حوض خود می و در های شهر و خزر و... که هم به شما می که در این خدا است. و روندی را طی و نقدهایی به جامعه آن داشتید. که می نقدهایتان را می بینید؟ را آری و را هم نه. من ای و اسم را اگر می . یک تکه از این شعر را نقل بودم: یک لحظه می ای کاش/ بر های خود بنشانم/ این خلق بیشمار را / گرد حباب خاک بگردانم / تا با دو چشم خویش که/ خورشیدشان کجاست. به بلندی شان تا این که می دیده نور خورشید نیست. از شب دودانگی/ ور و پاک و / را / از بانگی. [این شعر را] به است. را نمی هر دو پشت میز بودیم. میز را که می به اول من افتاد. گفت: این و شعر را می گفت. گفت: نثر از شعر است. چرا [شعر] او را ای. در هر من از این [شعر شاملو] ام، از اگر می ام. اگر می هم حرف زده ام. و رفت. بحث نمی کرد. این است که در مان با هم داشتیم. که او و من نمی را کنم. هیچ وقت پیش بود. این نوع که شما به شما این را در آن و [در] شان نداشتند. نداشتند. نه ها هم و به من درس می دادند. خدا کند را. که که (سوسن کرد) او را به اند. باز اند. به بود به یک دان که مدت ها و مثل و شش تا و است [با او می شد]. یک و می گفت و من هم که یا آخر او را که به آدم نمی شناختم. می گفت دو که می [مثلا در] ، مثل کنت و و [نشانه] مثل است. من هیچ جا [این او را] و طور این حرف او در بود تا آنکه یک جا که می دانستند، دو جزء است و جاها هم که آن آدم، آدم مهمی و است هم [با اسامی] می آید. [خاطره هم از دارم. که بودم] در مدیرعاملی را باز و به ام هم سفارش که هرکدام از کارمندان که می آیند، حق از بپرسی که: کجا [می روید]؟ بیایند داخل؛ حتی اگر پنج یا شش می آیند. ولی اگر غریبه ای [باز باید] در باز [و] بگو: [مدیرعامل] هست ولی مشغول با کسی است و [آن کس] می پرسم و بعد [که آمد] که [داخل] بیاید. من کسی را رد نمی حتی که تا مرا فحش بدهند. می آمد. [یک روز در] کوچه سراب راه می و می که به اصلی آن -که پهلوی بود- برسم؛ پا می آید و طولانی شد و [هم] به من تر می شد. برگشتم جوانکی است که می دود و دست تکان داد که بایست. و آمد. قصه من را در چاپ بود [و او هم بود]. گفت در این قصه این [آدم] آن [آدم] از من و هر قصه ای را که می به اش نگرد. خود قصه باش. را از خود قصه دربیاور. قصه اش را چاپ و قصه او نیست. تو بدهی. بعد از که شد، من شدم و به من از او و او [هم] به بود و می به من که چرا در را باز می گذاری. من ات هم که در را باز و بیا داخل. چرا مرا راه می دهی. من وقت بگیرم. این این دو مدل می گفت دو یا سه روز مرا سر و بعد به من وقت بدهی. این آدم [مراجع] می شود و [مراجع] می کند. از اول با اسم را صدا و با او و... را می کند. این که و که نظر را به یا جلب شدیدا. من و به این رسیدیم. بود و من هم را ولی او را بود. [یک روز] ما آن طرف [حسینیه امروز] و [جایی که جلوی] بود که شب ها در آن می خوابید. من هم یک و با هم می کشیدیم. شود و رد شویم. [البته هم] چون را می می شد. می و می شد و یک کارهایی. جوی آب و گفت: من است آن طرف در حرف و ای ام ولی می یکی را یا روی که [ببینیم] در روی به من فحش می [چراکه] این حرف را زده یا را کرده. در که تو می که من [هنوز] ام! جلو را یک عده یا اند و می می کشند. در و و و و و... حرف می زد دیگر. چه می فهمند. از هم که می هیچ چیز با نمی برند. اگر این که من می و این صف ها را می و این نیت را که به و [به] بد [به زعم آنها] با من و به بحث که حرف تو غلط است [بهتر نبود؟]. که به رفت و فوق و گذاشت. در هم می گفت: کرد و من و به هم آن می به من بگو. [می گفت:] اگر که و را من و روی [سخن] بد [و] و می به من و گفت را هم که ما و [شریعتی] نپذیرفت. مثل آن علی که در های بود و حرف زده و بود که: می کند است! و که در می شود. او نمی چه و می کند هاست. هم می گفت: من اگر آدم بی و هیچ چیز هم یک سر نشسته ام و را و من این را در که بچه ها[ی آن ها] را [که] ام دیگر. است که را بلد نباشم! تری بگیر. می دشمنان نادانسته و نخوانده او را نقد می کردند. [یک هم] [بود]. [در مشهد] و نشر را و ما از و غیربازاری دعوت می به چای خوران عصر . به منزل ما می و هم می آمد. احوال پرسی می که وضع شما چطوراست و وضع وضع است و می کردیم. هم پیش می آمد که کی شده. یکی یک شده [و] از پیش قرارشده [را] می کرد. بعد [هم] می کرد به و می داد که می شد سخنرانی. هم [بود] یک عصرانه که دور هم جمع شده اند و پنج هم طول که ساعتش را یک حرف زده. هم نمی بکند و مامورش آن یک اول را می و می شد و می رفت و می گفت و می و نیست. که آمد و شد، از می پرسیدند و او می کرد به دادن؛ این را او حرف می زد و همه اش هم چرت وپرت های و غریب-البته یک هم خوب حرف می زد؛ نه آدم بی می دانست. ها نمی خواستند از او [یعنی از چیزی] حتی اگر حرف های را می گفت [باز طالب حرف های خود بودند]. بعد ازمدتی دیدند نمی شود. یا با یا اگر به جای می دهد و می بدهد. در ای که شما می گوید: تو می و هم می که به در و با در بودم، که نیستم و که در بین راه هم می من و پدرم توالی دو نسلی که و چنان. در است و هم در است و خانمش [هم در است و] در را باز است و هم در هم هست و هم لابد هست. ولی من سه بار به در بود که بیا و من در اهواز را و یک دور کن و کن. که در کردم. این کار را بکن تا را چاپ کنیم. گفتم: خوب گفت: نه پس بیا. پس و در بود و را هم شنیدم و هم بود. گفتم: -یعنی نمی و بنشینم ام را و بروم- گفتند: نیست؛ چون کار می کرد. حساس را بچه های و چپ بنشینند و با او بحث وجدل و جلسه، مجادله نه یک گوینده و او یکسره حرف بزند و یک عده هم بشنوند. نمی تک گویی کند می دیالوگ کند. خود دین ما هم به و است و رضا(ع) هم است. از که ما خوش مان نمی شان های فوق ای که در نظر ما نباشد-مثلا باشد- ولی در نظر خوب بحث می و کلی طول می تا که می شود [روی ایستاد] یا نه؟ پسر قدی در بود که هیچ کس با او کند مگر می و [شرط می کردند] بعد از آن [زمان معهود] به قطع می کنیم. قطع می و او می رفت به که هم رفتند. می به وسط است و با می کند. به جای (یعنی به جای مخالف) هم حرف می زد و به جای هم حرف می زد. می این در ما بوده. در مان هست. ولی در نبوده. بلی. [هستند که مباحثه] نمی کنند. یا می کنند. مثل زنک ها یا که مثل زنک ها است. اگر کسی و در آن و تر آن کس که حرف می زنند. ما به و بودن- از که جدا می که باز می می شود. می ذکر خیر شما که اگر هم اسم شما کلی از شما بد ایم! یا با کسی می می ای [و با این حرف می کنیم] یا می [و می گوییم] که چه و شده ای. چه پیر شده ای. هیچ [هم] نیست. یا از سر ادب می که باز هم است. ه های را چه خوب از هم می کنند. شما از چند یا بد ولی نقد جدی هم می نقد جدی می کنند. نقد می کنند. نقد جدی می نه اینکه... هم در ای که به من می کسی است و خود را و می ولی اگر که آدم است در است. اگر است که [از فکری] از است که هم است و هم از می آید]. اما ما هم که را ایم. یا قد که از نیست! بحث یا یا که که بحث از چشم و و قد و نبوده. را می وقت که در بودند. بحث که ها شما را می دانستند. ما را آدم نمی که با ما حرف بزنند. اگر [افراد] یک می و [چیزهایی می و آن نمی بر اثر با بد می شدند]. که به فحش می داد- چون از بود [که از او شود]- [همین اکبری] دم در ما بود و می پرسیدیم: چه کار می گفت: بیا از به بعد را بخوانیم! نمی از نمی از که می می به که او و می و درس و مرا به آن به طرف بکشد. من پس بود مرا از دور کند ولی از دست [آنها] بود و [دوره اش] [شده] بود. ولی از دست بود و بود دیگر. یک مدت که و ما را حتی مثل هم گفت: آن چرت و پرت ها که تو ای؟ چای بود. به یک به در اش، تا یک از او و چاپ کنیم. او می که چاپ کند و من چون او را و هم هست که را هم دید. گفت: این چرت و پرت ها که تو گفتم: ببخشید. که آدم به فحش می بد و می گفت (می که همه می کنند.) که این بیچاره... . را جام بگذارم... این چرت و پرت ها را که کسی نمی خواند. آن یک هم که را ندارد. حرف بود که در به من زد. را که گفت من گفتم: حرف نزنید. او من است. من از شما و های او یاد و شما و حتی در راه و حرف زدن تان هم او را در می آورید. ولی من او را در نمی ولی و می و این طور هم نمی دهم و اش نمی کنم. هم بود. بلی. که نشد ه نه. اثر و ای است که بعد از خبر در شد. این کار را با شما شنیدند. [پخش دکلمه: بر ای که فرا رفت و فرو آمد و بر خطی از خون گوش بر که فرا رفت و فرو آمد و سرخ را به دل داد؟] دل مثل خرسند. خب بعد از 46 سال می شود را با شما در این بله. دست شما درد نکند. من شب به سر می زدم و نمی کنم. هیچ نمی آمد. و ؟ آره. شب بود دیگر. 5 1350. هر نمی آمد. به یکی از بچه ها که در بود و هم با هم شو و برو. شخص هم بود ولی او در هست. که از او کمک می خواستم. شان از و چه کار کنم. یک بار که این را می کنم که بر ای که و آمد و بعد اش آمد. مثل کسی می کرد و من می نوشتم. های ظهر شد و بعد و آن را خواندم. بر ای که و آمد و بر لخت مان خطی از خون گوش بر که فرا رفت و آمد و سرخ رگ را به چشم و های و ثقل غل و یوغ و بر قرن دل بر شب مان که تا طاق مان می و بود که در آب مان نه هیچ و و نه هیچ قلبی. که ما همه یک تن بودیم. یک تن که می و در برق می و در ها می و جز ما که بود که طعم را و درد را و مان را لمس و در و مان شده و در می به نفع خود این بود که بی هیچ و و بی هیچ و حتی بی هیچ و بی می می و در خون مان وضو می و بر سرخ مان سر می و را آه می کشیدیم.آه... آه از فرخزاد. من در این آیه تو را آه کشیدم. که این را از که در را خواندم. روی شما خیلی. که شما بار در این را در 50 سخت بلی و هم تحت این بود. می گفت علی بود. می گفت علی است. را نمی تا پنج را می که شد. 5 بلی. اثر بود و شور را به کرد. به گفت اگر پدر تو و اگر و چه می کند. که بعد از این سال ها به این اثر می چه حسی از آن و که به یک نمی کند. اما به یک جهش شد. و اگر فحش می داد و می زد، می نمی گفت این و که می شد. چون ما چاپ که که رفتم[به آن بود]. من بودم. [امیرپرویز] و هم بودند. من و و حسن و طوسی. إلا و لا ؛ این را از نهج بود. این را و کرد و بعد هم گفت که هر است که در آن به سر می برد و و و و با کلی بحث اما من که اگر ملت خود به خود از خیزد. از قول علی گفت که: هر است که در آن به سر می برد. و... و با کلی بحث کردند. [ولی] من اگر آن ملت خود از بین شان خیزد. (بین شان می شود) محمد(ص) نمی کند [رسالت] را. تا [اینکه] آن عده ای که می [آنها] یار آن [عده] شود. نه از [بلکه یعنی] از بگیرند. بعد می آن عده که شان را بدهند. که [یاسر] به دو شتر می شود و به و شقه می [عمار] می شود که دهن باز چون می را هم و بعد از آن مثل خفه یک و عرق و اشک می ریزد. و که محمد(ص) می [از خجالت] سرش را نمی کند. بعد می که: از تو می ندارد. سرت را کن و باش. اگر به 1350 باز هم همه را می نویسید. بله. با از همه تبعاتی... [فکر می این ها پول شده؟] این ها که نداشت. نمی دادند. جلد چاپ می شد و پنج است. فرض 20 می شد که 20 هم نمی چون [نهایتا] چاپ می کند. ضرر برایش. 10 می و به ما که یک ای و می که [قبل تر] 20 15 می دهند. پس آن سه که بود به و و آن نداشت. نه، آن سه را من [به عنوان] وام زنم را از به بیاورم. از وام من و به او [میناچی] نگفتم. بود. دو، سه بار بود و بود و بود ندارم. [استاد شریعتی] پدر [آقای هم] بود که بدهم. [دکتر] هم [از او] بود [که به من وام ولی باز] بود ندارم. و این شده بود. از هست به و می که آن سطل را و میز و... را می شناسم! من های را چاپ می و پنج زار و پنج زار می [که] همه می بخرند. و بعد یک می یک کوت پنج روی میز ریخته! بعد [پنج ها را به] طرف سطل می یک سطل هم بود که بود و سکه ها را از آن سطل [وسط] در سطل و اش را در سطل [بزرگ تر] [که اش نبود] می ریخت. سکه را که در این سطل [با بزرگ] می بود و را که توی آن سطل [با دار] می بود که [یعنی که را چاپ و بودند]. در آن این جور پول را می آن [قسمت تر] و بود. هم [یعنی خسیس] بود. نشد از شما وام بگیرد. نه، بعد گله می و با سرخ شده بود و می گفت: ، را می که این یک را که سه پول رفت و است که و با زنش (نه خرج و... ) نمی کشند. به جای را می آید این کار را می کند. یک (همیشه را رفته. که را و این است که نمی آید.) مرادی! این آدم بود ولی می و بود. یک چک بود [و] داد دست من. گفتم: این گفت: بگیر. و که هفت است. گفتم: من این را چه گفت: خب برو را بکن. مگر تو نمی از پول گفتم: من سه می -و می [در آن سه ] از [حقوقی] که به من می ، نه هفت تومان- این [هفت را] تا مدت ها نمی [پس] بدهم. طول می کشد. تا آن چه کار من [در بازپرداخت] سه بودم. باز یک از این طرف و آن طرف قرض می یک یک [ویراستاری می کنم]. [سعی می کنم] درس می کنم. ولی این [هفت تومان] است. من این را از تو نمی خواهم. برو را بکن. هم در بلی. ولی به هرحال... جزء بود [اما را] نمی [که عضو مدیره] بود یا نبود. من را نمی شناختم. در راندن از ارشاد، ای را که در ایرانی منتشر شده بود. می را از اخراج کند و شما فهمیدید و به گفتید و را گرفتید. صحیح نه، همانجا کرد که یا یا من، [میناچی] گفت ها، [یعنی] که این را پر می [یعنی] دانشجویان، ما را می خواهیم. را می نه شما را. پس آن را که در تایید نمی نه. می هر کسی را که شما بغل اید، اعدام یا فراری یا شده. و یاد آن و در می افتم. یک جا هم در من یگانه و دیوار که خاطرات شما هست؛ می که آدم در دو جا لخت است. یکی مرگ و زندان. شما با در موقعیتی بوده؟ ها خوب بودند. خوب. با خودشان. بوی پاسبان که ساکت ساکتند. یا اگر حرف بزنند، دروغ است. اگر تشنه می گویند. یک هدفی دارند، ولی با نمی گویند. ندارد. کسی به نام رادمنش که اش را مو به مو می کرد که را چه جور می و پیرزن و پیرمرد ثروتمند از کجا خانه. چه داخل. صادقانه؟ می عشقش هم داشت. دیدار آخرتان با بود. مرا به [همان اتاقی که] که با خانواده اش می کرد و من [هم بود] با خانمم و [ملاقات کنم]. [در آن ملاقات] هایم خونی بود. موهایم را زده و کمی شده بود ولی ریشم یک شده بود و هم بود. مثل ریش و موهای ونگوک شده بود. که مرا آن طور به طرفم دوید، قبل از به و زنم برسم. مرا بغل کرد. بعد گفت: با تو چه کار اند؟ همینجوری سرش را روی ام. منم سرم را روی اش. گفتم: مرد؛ من دلواپس تو هستم. تو این همه وقت یک سال و نیم است این جایی. با تو چه کار گفت: این خون ها از کجاست؟ گفتم: خون بچه هاست. بالش می شوم و پاهایشان روی پاهایم می گذارم. پاهای کتک و بدن شان را. و را نکن. او به فکر زخم های من زخم که نمی دید و من به فکر های او بودم. این شما با بود. بلی. و در در هم بود. بلی. شما با هم، هم بودید. او [یعنی رجوی] خبر و من نمی چه طور خبر می گرفت. از همه چیز خبر داشت. می در ها چه هستند. در رو کیست و طور در آخر. از همه ها خبر داشت. [درحالی که] به ندرت می شد یک نفر را دید که در سلولی می رود یا [نمی شد دید که] [چه]کسی را می آورند. این همه را می دانست. کلامش فوق بود و می کرد. را صدا می یک از او می یا یک تعارفش می کرد- اگر سیگاری بود- چون [شریعتی در زندان] سیگارش بود. بعد از وضع هوا می و از دهش می و از محصولات می کرد که چه اید و چه نکاشته اید؛ سودتان است و ضرر و زیان تان است. از می از ارزش های و خوب و بد کشاورزی، خوب بد اوضاعی که نمی رشد کند یا نمی صنعت رشد کند [یعنی] کم کم می شد. تر می شد، صدا هم بلندتر می شد، که ما گوش هایمان را می چسباندیم به در و او را می شنیدیم. و های کارگاهی در او و می و [شعله اش را] می که او به ما نرسد. خوشبختانه آن شب بود که هوا سرد و نمی گذاشتیم [بخاری ها] کنند. نمی که ما چرا نمی خواهیم. می رفتیم پتو را دور می پیچیدیم ولی می [بخاری] خاموش تا را بشنویم. شده بود شما و و در در بگیرد؟ نه. می و های مختلفی هم هست ولی خود رضا می گفت من را داشتم. گوش و ولی فردی از قول کسی بود (شاید هم بچه از قول کسی که) عذاب او را فرستاده اند در شریعتی. چه کسی را؟ رضا را. می خطر ولی خطرش در درازمدت در آینده است. در آن نبود. ولی مجاهدین و فداییان و... خطر آنی داشتند؛ را ژاندارمری را بگیرند. به نظر شما یک از خطرشان حکومت شاه تر شریعتی. خطرناک تر بود و شاه کار احمقانه ای کرد. است که بود می حسینیه، را بشنوم. یکی، دو به می پیچید. گفتم: چه چرا اینقدر هستی؟ گفت: اگر به من چه کار گفتم: یا وسط ات می آید یا اول ات می آید. تو ات را کن. قهر هم نمی بکنی و [هم نمی خواهد] بگویی. حرف را بزن. که چاپ می شود و [بالاخره] دست می رود[یعنی به دست می رسد]. حرفت را بزن. می تندتر هم حرف بزنی؛ هم در نمی شود من حرف حقم را نزنم. به من این را یاد است. و را بگو و فکر نکن آبرویت می رود و بعد می با است. نه؛ که بشناسند، می شناسند. مثل آن که جداجدا، بریده (یادداشت های جدا جدایی بود) همه با هم اگر می او به مارکسیست ها نقدی بود که اگر همه با هم می می دادند؛ آن طور نمی [که جدا جدا همانطور] که در کیهان چاپ شده بود. آمد را کرد که آبرویم می رود و می شود و می شود. چه آبرویی. هیچ کس باور نکرده. ما هم چون آن [قسمت های] را نداشتیم نمی زدیم. می که رد کنند، رد کنند. تا شوند و و را هم کنارش بگذارند و بعد بخوانند. [اگر همه را هم می خواندند] مساله حل هم می شد. از کانال می کند و بعد می گوید: یک از و را با هم و یک چیز ساخته. من از سال 58 بدم می آمد. ولی بعد متوجه شدم که یک هم هست. ما همه مان هستیم. همه مذاهب اند. آن التقاط را به این می که عقیدتی از بین رفته، به این نمی که آمیزش دو اندیشه با هم (تز، آنتی تز) موجب یک سنتز شود. از آن زاویه بحث نمی کند. می که شناسانه اش از است. این را شما که از نه، نه. به شما را دارای می دانید؟ اش را آری. است این که می حرف نباشد. ولی با آن چند که اش ای که می دهد است آن است که می خواست. و او در می آید از آن. ولی سند نمی دهد. و سالی که گذاشتند سال 58 بود. مرحوم است. به نظرم تعریفی را که از اند گفته؛ گفت که عظمتش در این بود که مثل آدم های از شک کرد به سوی یقین، نه از یقین به سوی شک. که شما هم و افرادی مثل و طیف های این گونه با می کردند، این بود که است از حرف را که می زنی می شود به اما چرا ادله و مستندات کافی نمی دهی. هم می گفت و هم یک آیت بود که در مساجد شهر پیش بود. هر دو تا می مخصوصا از بود که در جمع مینوی و فروزان فر و... بود. ایرادشان به این بود که حرف نیست. بعد می گفت: است. چه استنادی می گردند. من که از درد می پیچم و می کشم و بغضم ترکیده می فلان، فلان؟ می شما را کنید. می دست و می حتی می که و نمی دانی، قطع شان کنی. از بین ببری. شما را کنید. می دست [آقای] و می حتی می که و نمی را حذف کنی یا از بین ببری. وصیت می کند به که آن بخش از من که تشخیص قرائت های ناب است را [حذف کنی] بلی . می که انحراف می شود می رد کنی. چرا این کار را نکرد؟ به این که می [در] هیچ کدام[خلاف اسلام] نیست. را می پذیرد؟ بله. در یکی از های[شریعتی] که در بود از و را که بود من در همه هیچ که ندیدم. برخی معتقدند شما و هم نسلان شما؛ این مسئول یک از شدید و جلو نیامدید، آیا این را اگر بهشان بگوییم جلوتر می کنند؟ آخر من به محض قطب رفت، به قطب گفتم: اگر ناراحتی، تو من را آوردی اینجا. من هم بیایم؟ گفت: اگر می آیی و هم می بیرون؛ تعطیل می این کار را بکن، اگر نه، بمان و را بکن. من به بچه ها پیغام او را رساندم ولی از قول او نگفتم، از قول گفتم: اگر من شما چه کار می گفتند: ما مجبوریم کار کنیم؛ چون زن و بچه و و بازنشستگی داریم. از می کنید. بلی. ای که پایه و سردبیرش و بود. دیشب می و می که شما... شما در در آن بگردید. هم آوانگارد و است. هیچ کس به اندازه من، خمینی شاعرانه حرف است. من در یک ماه شما دو بار عکس را روی جلد رفتید. بله. اما من به هم نان قرض ندادم؛ ای را تا فرض من را خفه کند و من نکنم. این برداشت یکی از کارمندانش بود که نقاش هم و تفننی نقاشی می کرد و را و داد. یکی هم هست. است. در و فحش مان که شما کلاه سرمان اید. ما این را می خریم، بعد می آییم پس می دهیم. فروش ها هم بودند؛ چون عکس را پشت گذاشتید که را خر کنید. بعد اش ننوشتید. گفتم: من یک روز بعد از این را چاپ کردم. 8 روز بعد از شهادتش. شما از نظر ژورنال نویسی فقط6، هفت روز وقت این را آماده کنید. بله. فقط کار را می توانستمپرویز با در گفت هرکجای آثارم بود قطعش کن فارس: گفت هرکجای آثارم بود قطعش کن علی می گوید: در یکی از های که در بود از و را که بود من در همه هیچ که ندیدم. به فارس، 1319 در از علی و او بود. در ای از او به یاد است. و و را داشت. او نویسندگی را در دهه 30 کرد. در به نشر (کانون شریعتی) پیوست. وی در سال 1341 در حالی که تحت تعقیب دو نوشت: که حق است با و ای که با شریعتی. با نگارش های ادبی و و شد و در دشت خون را نوشت. او و را در صبح سال 50 و ظهر روز در با خود کرد و از در رادیوی آن را در قالب صوتی عرضه کرد. با حکم آیت خامنه ای، به از سال 1358 تا 1360 این بود. در به گفت وگو با او است که متن آن را از نظر می گذرانید. قوی ای که نثر را در داد. این علی شماست. هم که در شما سال انتشار شماست؛ که حق است [که بار] در پایان سال 41 [به چاپ بود]. خوش آمدید خرسند. ای که به شما اند و در ای که چاپ با این می شود: عزیزم؛ دلم در این سال های بدی که ما غریبان زمانه پیش بر تو می لرزد؛ بر قلم تو، است. در در این را با شما می که سال های بعد در های می کند. در به شما از دو به یاد می یکی ndash; در لامذهب- با (مثل خان) و یکی هم متدینین. گرم کار شان - که از می کند- و کار دنیایشان. در و حوض خود می و در های شهر و خزر و... که هم به شما می که در این خدا است. و روندی را طی و نقدهایی به جامعه آن داشتید. که می نقدهایتان را می بینید؟ را آری و را هم نه. من ای و اسم را اگر می . یک تکه از این شعر را نقل بودم: یک لحظه می ای کاش/ بر های خود بنشانم/ این خلق بیشمار را / گرد حباب خاک بگردانم / تا با دو چشم خویش که/ خورشیدشان کجاست. به بلندی شان تا این که می دیده نور خورشید نیست. از شب دودانگی/ ور و پاک و / را / از بانگی. [این شعر را] به است. را نمی هر دو پشت میز بودیم. میز را که می به اول من افتاد. گفت: این و شعر را می گفت. گفت: نثر از شعر است. چرا [شعر] او را ای. در هر من از این [شعر شاملو] ام، از اگر می ام. اگر می هم حرف زده ام. و رفت. بحث نمی کرد. این است که در مان با هم داشتیم. که او و من نمی را کنم. هیچ وقت پیش بود. این نوع که شما به شما این را در آن و [در] شان نداشتند. نداشتند. نه ها هم و به من درس می دادند. خدا کند را. که که (سوسن کرد) او را به اند. باز اند. به بود به یک دان که مدت ها و مثل و شش تا و است [با او می شد]. یک و می گفت و من هم که یا آخر او را که به آدم نمی شناختم. می گفت دو که می [مثلا در] ، مثل کنت و و [نشانه] مثل است. من هیچ جا [این او را] و طور این حرف او در بود تا آنکه یک جا که می دانستند، دو جزء است و جاها هم که آن آدم، آدم مهمی و است هم [با اسامی] می آید. [خاطره هم از دارم. که بودم] در مدیرعاملی را باز و به ام هم سفارش که هرکدام از کارمندان که می آیند، حق از بپرسی که: کجا [می روید]؟ بیایند داخل؛ حتی اگر پنج یا شش می آیند. ولی اگر غریبه ای [باز باید] در باز [و] بگو: [مدیرعامل] هست ولی مشغول با کسی است و [آن کس] می پرسم و بعد [که آمد] که [داخل] بیاید. من کسی را رد نمی حتی که تا مرا فحش بدهند. می آمد. [یک روز در] کوچه سراب راه می و می که به اصلی آن -که پهلوی بود- برسم؛ پا می آید و طولانی شد و [هم] به من تر می شد. برگشتم جوانکی است که می دود و دست تکان داد که بایست. و آمد. قصه من را در چاپ بود [و او هم بود]. گفت در این قصه این [آدم] آن [آدم] از من و هر قصه ای را که می به اش نگرد. خود قصه باش. را از خود قصه دربیاور. قصه اش را چاپ و قصه او نیست. تو بدهی. بعد از که شد، من شدم و به من از او و او [هم] به بود و می به من که چرا در را باز می گذاری. من ات هم که در را باز و بیا داخل. چرا مرا راه می دهی. من وقت بگیرم. این این دو مدل می گفت دو یا سه روز مرا سر و بعد به من وقت بدهی. این آدم [مراجع] می شود و [مراجع] می کند. از اول با اسم را صدا و با او و... را می کند. این که و که نظر را به یا جلب شدیدا. من و به این رسیدیم. بود و من هم را ولی او را بود. [یک روز] ما آن طرف [حسینیه امروز] و [جایی که جلوی] بود که شب ها در آن می خوابید. من هم یک و با هم می کشیدیم. شود و رد شویم. [البته هم] چون را می می شد. می و می شد و یک کارهایی. جوی آب و گفت: من است آن طرف در حرف و ای ام ولی می یکی را یا روی که [ببینیم] در روی به من فحش می [چراکه] این حرف را زده یا را کرده. در که تو می که من [هنوز] ام! جلو را یک عده یا اند و می می کشند. در و و و و و... حرف می زد دیگر. چه می فهمند. از هم که می هیچ چیز با نمی برند. اگر این که من می و این صف ها را می و این نیت را که به و [به] بد [به زعم آنها] با من و به بحث که حرف تو غلط است [بهتر نبود؟]. که به رفت و فوق و گذاشت. در هم می گفت: کرد و من و به هم آن می به من بگو. [می گفت:] اگر که و را من و روی [سخن] بد [و] و می به من و گفت را هم که ما و [شریعتی] نپذیرفت. مثل آن علی که در های بود و حرف زده و بود که: می کند است! و که در می شود. او نمی چه و می کند هاست. هم می گفت: من اگر آدم بی و هیچ چیز هم یک سر نشسته ام و را و من این را در که بچه ها[ی آن ها] را [که] ام دیگر. است که را بلد نباشم! تری بگیر. می دشمنان نادانسته و نخوانده او را نقد می کردند. [یک هم] [بود]. [در مشهد] و نشر را و ما از و غیربازاری دعوت می به چای خوران عصر . به منزل ما می و هم می آمد. احوال پرسی می که وضع شما چطوراست و وضع وضع است و می کردیم. هم پیش می آمد که کی شده. یکی یک شده [و] از پیش قرارشده [را] می کرد. بعد [هم] می کرد به و می داد که می شد سخنرانی. هم [بود] یک عصرانه که دور هم جمع شده اند و پنج هم طول که ساعتش را یک حرف زده. هم نمی بکند و مامورش آن یک اول را می و می شد و می رفت و می گفت و می و نیست. که آمد و شد، از می پرسیدند و او می کرد به دادن؛ این را او حرف می زد و همه اش هم چرت وپرت های و غریب-البته یک هم خوب حرف می زد؛ نه آدم بی می دانست. ها نمی خواستند از او [یعنی از چیزی] حتی اگر حرف های را می گفت [باز طالب حرف های خود بودند]. بعد ازمدتی دیدند نمی شود. یا با یا اگر به جای می دهد و می بدهد. در ای که شما می گوید: تو می و هم می که به در و با در بودم، که نیستم و که در بین راه هم می من و پدرم توالی دو نسلی که و چنان. در است و هم در است و خانمش [هم در است و] در را باز است و هم در هم هست و هم لابد هست. ولی من سه بار به در بود که بیا و من در اهواز را و یک دور کن و کن. که در کردم. این کار را بکن تا را چاپ کنیم. گفتم: خوب گفت: نه پس بیا. پس و در بود و را هم شنیدم و هم بود. گفتم: -یعنی نمی و بنشینم ام را و بروم- گفتند: نیست؛ چون کار می کرد. حساس را بچه های و چپ بنشینند و با او بحث وجدل و جلسه، مجادله نه یک گوینده و او یکسره حرف بزند و یک عده هم بشنوند. نمی تک گویی کند می دیالوگ کند. خود دین ما هم به و است و رضا(ع) هم است. از که ما خوش مان نمی شان های فوق ای که در نظر ما نباشد-مثلا باشد- ولی در نظر خوب بحث می و کلی طول می تا که می شود [روی ایستاد] یا نه؟ پسر قدی در بود که هیچ کس با او کند مگر می و [شرط می کردند] بعد از آن [زمان معهود] به قطع می کنیم. قطع می و او می رفت به که هم رفتند. می به وسط است و با می کند. به جای (یعنی به جای مخالف) هم حرف می زد و به جای هم حرف می زد. می این در ما بوده. در مان هست. ولی در نبوده. بلی. [هستند که مباحثه] نمی کنند. یا می کنند. مثل زنک ها یا که مثل زنک ها است. اگر کسی و در آن