صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب صدای



​راه‌اندازی شبکه 24 ساعته مجازی برای پوشش راهپیمایی بزرگ اربعین

​راه‌اندازی شبکه 24 ساعته مجازی برای پوشش راهپیمایی بزرگ اربعین


به در هم های از یک 24 مجازی خبر داد و ملی را پرچمداران این خواند. بنا بر این در این که با و های های شد، خواستار آن شد تا با بهره گیری از این ظرفیت الهی قدرت محور در به استیصال کشیدن استعمار به تصویر درآید. وی کرد: و شده و در بود. را در زر و زور و و کرد: این و به سبب ملی و های تا را به کنند. از 20 تیم ساز در طول خبر داد و گفت: در و در می شود که ما این را به و های ما در به این کنند. وی در از های حسینی(ع) در ها خبر داد و گفت: از شنبه آینده های به 24 و همانند یک مجازی، تصاویر را روی آنتن می برند و ساختارهای در خدمت این واقعه قرار می گیرند. آرایش ای کامل را نتیجه تجربه خود در های و گفت: تهیه های جذاب، تولید مستندهای خوب از ضرورت های در طول این ایام است. رسالتی که با تأسی به آن می توان از گردنه های سخت امروز عبور کرد. در این جواد مدیر پنج و معاونت گزارشی از عملکرد و تجهیزات فنی و تیم های ساز ارائه کرد. الحسین یجمعنا را به سال در راه پیمایی معرفی کرد و از خواست با تاسی به آن را وی کرد: باید تلاش تا خط مشی اصلی های خود را در جهت حسین ما را گرد هم می آورد سوق و این را به جلوه گاه و عراق عرضه کنند. وی طرح جاماندگان را از فرصت های در زمینه شیعیان و عشق آنان به امام شهدا و افزود: فرصتی است تا و مستندسازان دوربین خود را به دست چرا که از زوار پاکستانی تا میزبانان عراقی و عشق به اهل بیت (ع) همه و همه لحظاتی ناب به وجود می آید. طرحی که در تهران و شهرستان ها در روز اجرا می شود و به نمادین در فواصلی از شهر اجتماعات می کنند. صداوسیما در با اشاره به مناطق واحدهای سیار در طول مسیر، حرمین شریفین و کربلای معلی از دعای کمیل، ندبه و زیارت از های خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​روایت روزی که خرمشهر سقوط کرد

​روایت روزی که خرمشهر سقوط کرد


به 37 سال از روز می گذرد. 37 سال پیش بود که صدام ادعا می کرد تا تهران راهی اما یک شهر و با های روز های و خون تا شود. بعد از ظهر روز 31 ماه 1359، از آتش بر و شهر را غرق در آتش و دود ساخت. اغلب مردم بروز وضعی قابل تصور نبود. در واقع پس از حملات بر فرودگاه های ایران در بعد از ظهر روز 31 شهریور، یگان های زمینی عراق، ماموریت خود را شروع کردند. با از و های در ها و مرز و از ضعف به کرد و قبل از آتش روی های و های را کرد و بر آتش ها و خرمشهر- 25 و را زیر خود گرفت. سعی کرد خرمشهر- را کند و های در مرز و های را سازد. شهر با های بودند. به های شهر نه نمی شد، با و شدن های هر از آن ها می شد. در این هر چند اما ترک شهر به نظر می به قدم به قدم تا روز 24 که شهر خون شد و شهر نام گرفت. علی یکی از از با شهر در روز می کند: بود که به مقر آرا. نبودند. پیش آرا. تا چشمش به من خورد از جایش بلند شد و گفت: فقط تو ماندی؟ گفتم: نه؛ بچه ها هنوز هستند و زیر پل درگیرند. گفت: مگر دستور عقب را نگرفتی؟ گفتم: چرا، ولی دلیلی عقب بکنیم. هواپیما ها هم آمدند بمب باران و ها با ما داشتند. چندین بار تماس گرفتم، ولی موفق به نشدم. گفت: دکل مخابرات را جمع کردیم و داریم جابجا می شویم. برو بچه ها را برگردان. اشک هایم جاری شد. گفتم: اگر باشد را سرکوب می کنیم. هم چشمانش پر از اشک شد و گفت: تن ها شدیم نیست. شهر سقوط کرد. برو دوستانت را برگردان. از شب گذشته بود. از او که جدا می شدم، هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم و گویی با به همدیگر دلداری می دادیم و شاید از یکدیگر داشتیم حلالیت می طلبیدیم. دوازده شب شد و من دوباره مسیری که را باید برمی گشتم. این بار، اما با آن موقع خیلی فرق داشت. با بردن و مهمات و برگشتم. نا از همه جا و حتی ناامید از زنده دوستانم بودم. لحظاتی تامل کردم، تیراندازی تک تک می آمد. دلم را زدم به دریا و آرام از نرده ها پایین رفتم. با محل استقرار بچه ها نداشتم. هرچه می خبری از آن ها نبود. حالت نیمه خیز به سمت آن ها که یک روشن شد و همانجا خوابیدم. از نور تقرییا می شد محل را ببینم. که خاموش شد، قدری جلوتر رفتم. دیده نمی شد. به این طرف پل که اثری از هیچ نیرویی نبود. سکوت مطلق و پیاپی انفجار. گوشه ای کنار پلکان پل ایستادم و شهر را تماشا می کردم. بغض سنگینی مرا خفه می کرد. زدم زیر و زار زار می کردم. با می و بنی صدر خائن را نفرین می که به اعزام نکرد. روز های تا آن روز مثل فیلم در ذهن من رد می شد. پاهایم دیگر راه رفتن و در هم فایده نداشت. پیاده به طرف کوی آریا حرکت کردم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نماهنگ/ عهد سالیانه

نماهنگ/ عهد سالیانه


گروه ــ را با جلیلوند تهیه شده در خانه طراحان انقلاب اسلامی می‌شنوید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
عاشورا خاموش شدنی نیست - سمیه حسن شاهی*

عاشورا خاموش شدنی نیست - سمیه حسن شاهی*


- ایرنا- باز هم قدم ها، کفش ها بر ها و و که در به هل من دل به ضریح بسته و با پای پیاده به سوی روانه می شوند، شورشی است تا اجتماعی باشکوه و بی نظیر چون اربعین را در رقم بزند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
تنها گناه ترانه‌های من سادگی بود

تنها گناه ترانه‌های من سادگی بود


(ایبنا)_شهاب دارابیان: در اواخر دهه به نام مثل هیچ کس با خشایار اعتمادی و راهی شد و بود که شد نام مثل بمب در این که جان می گرفت بترکد و نامش سر ها بیفتد. البته او پیش از این هم را در صداوسیما اما این بود. به برق شد و شد تا او با و خارجی شود. با بررسی دهه 70 و 80 متوجه می که در آن سال ها کمتر ای را می پیدا کرد که مالی با را اما با او و فراگیر و های گسترده او شد تا هشت سال شود و بهترین روزهایش را در خانه بگذراند؛ آن هم در که از هیچ با این طرف آب و آن طرف آب می کردند. به هر حال او چند است که شده و او این در است تا های خود را با دهد. در ای را نیز با و اسلامی کرد و شد تا به او و گفت وگویی را با این و سرا و از حال و روز باخبر شویم. شما طی به و رفتید. در آن چه شد و آیا مجددا های به نه. خدا را شکر چند سال پیش من برطرف شد و از این ندارد. در سال پیش (سال 96) نیز و سال 93 کتابم شد و از این ندارد. من در این با مشکلات و فکر می که من و در از می کنم. در این یک سری های و ام با کردم. در با هم تا در های که با شود تا را در های با این و از را کنم. پس کسب نزد نه این طور من چه در و چه در و این به این شد تا مشورتی با باشم؛ می را در سال جدید جدی تر دنبال کنم. خوشبختانه این زود هم شد و از این خوشحال که برخوردی با می شود. در سال های اخیر کم کار شده است. فکر کنم خود شما هم این را باشید. من کم کار نشدم اما از رسانه ها فکر می که من خط قرمزی و در از می کنم، به آن طور که و من نمی شود و شده تا تصور که من کم کار شده ام. مثال من در شهریورماه سال آبرنگ را که نشد. من را به خوب و مطرحی علیرضا عصار، فریدون آسرایی و سینا سرلک واگذار ام که اند؛ اما به در خواهند شد. روزگاری که جشن امضاء در رایج نبود، با صف های طولانی کتابفروشی ها می کرد. آیا هم به فکر می و کتابی در دست بله. من این در حال یک مجموعه شعر به نام سه به سه که غزل است؛ اما چند قصیده، مثنوی، چهارپاره و دوبیتی نیز در آن که در حال آن و به نسخه نهایی را به نشر معین تحویل داد. در حال راه اندازی ام که به شد اما آن است. شک و حال به که اگر به که و 100 نفر را به 90 نفر از آن 100 پنج شعر هم از حفظ و حتی این که را از روی عکس اما شک همه آن 100 نفر نام را اند و قطع به بخش از های او را حفظ هستند. با این حال بر و با به در همه این سال ها از هر و هر جا بحث شعر شد، دست به زدند. این های حق با شماست. که را در همه این سال ها از هر تا من را و این به آن بود که من در این و به آن ام؛ اما من از که در همه این سال ها به من این است که به که این می و در های را می کمی گوش و به من که بین های من که همه و هیچ با این ها های من بود و که غزل و هم می و هست که به پاپ می آید می تا با آن کنند. من و با و این جرمی نابخشودنی که حرف زد و اعتقادها را که کار به اینجا رسیده است و گوش ما از ها مبتذل پر شده است. کاش در به جای تمرکز روی چند و اسم ما در شورای شعر و دفتر به دانش و سرا نگاه می کردیم و به هر کار مبتذلی نمی دادیم. اساتید و به من ایراد می گرفتند فراموش که ممکن است تاکید بیش از حدشان کار را به سمتی ببرد که ما شاهد آن هستیم. که من نام آن را ابتذال می گذارم. چرا فقط های را دیدند و به غزل ها و نرفتند؟ است که من شعر را با غزل آغاز و با دید علمی و با به سمت شعر آمدم؛ اما طور که شما گفتید، جدی به این نداشتند. از تریبون شما به منتقد می که من شعر کلاسیک، بوده، هست و اما پاپ متفاوت از آن است که به شعر در دل می آید. من و در حال هم به شما این را می دهم؛ اگر نه من هیچ و بگذارید من را نبینند و نادیده بگیرند. من این است که اتفاقی را که در حال رخ دادن است، مشاهده و ببینند که با های غیرکارشناسی و از روی چه به روز ادبیات، و ما آوردند. حرف شما است و در داشته، و داشت. این ها سد راه شما نشد و به آن نکردید؟ نه در بلکه در ما هم دیده می شود؛ عنصری که کننده است و شده تا ما را از هم دور کند. بنابراین ما سعی که از این عنصر فاصله بگیریم. من هیچ وقت سعی نکردم مقابله کنم و به جنگ این بروم. سعی را حفظ کنم و این اجازه را به که اگر با من و شعرهایم به می رسند، این کار را دهند؛ و تشویق این روی من تاثیر نمی گذارد. من و خلوتم را با هیچ چیز عوض ام. هر کسی حق نظر و رای و من مانعی نمی بینم و جواب کسی را بدهم. شخصی من این است که از حاشیه ها کنم و کار را دهم. پس شما هم از و هستید و معتقدید که از مسیر خود شده و در بخش از به کافی و 20 تا 30 ها روی شعر یا که می خوانند دقت و به فاخر یا های و سالم بروند. من نمی که ها خاقانی، رودکی و سنایی را اما حداقل را که و را باشد. به جرات می که 80 که می شوند اولیه و را هم ندارند. در ها هستند؟ تقصیری و سراست؛ زیر بار ای برود که وزن و قافیه و از هیچ پیروی نمی کند. من تا به زیر بار نرفته ام، با این تفکر مبارزه ام و از این به بعد هم نخواهم رفت. این شود که کمتری اما که اعتبار از مهم تر است. شما است اما در های خود کردید که شعر دارید. چه نگاهی به محوره دارد؟ من سعی آنچه را که آموخته ام با در بیاورم. به نظر من هم و است اما این زیبایی و بودن تا زمانی است که از و چهارچوب ها نشود. طور که در بالا کردم، و شده ای در است. او با چند شعر و یک سریع توانست جایگاهی ویژه ای کند و به شود. عوامل جانبی و غیر شعری تابوشکنی در آن سال ها یک با یک زن یا در شدن من نمی توانم نظر و صاحب نظر اما شک در آن سال ها من خانمی که بعد از یک مجوزدار می کرد و از بار بود که یک خانم شعرهایش را و در یک پکیج ارائه می داد. همه این ها می تواند عواملی که در معرفی من به است. از مدت ها بود که به این شکل بود و با از های سنگین تری می شد. من در آن سال ها را و شخصیت حقیقی ام را روی کاغذ آوردم و از کردنم را به کشیدم. در همه این سال ها من را می بینند، می که از تو به کشیدن مان سپاسگزاریم. من توانستم احساسات بخش از را بیان کنم و این شد تا مخاطب با من کند. در دایرکت های در دریافت می کنم که ها در آن می با ها و های من عاشق شده گریه خندیدند و حتی ازدواج اند. با شرکت در و به شکل آکادمیک به شعر آمد یا ذوقی بود؟ هر دو با هم. من ذوق اما شعر را با آموختم. من دوم دبستان که یک و بعد از آن به من گفت که به مادرم بگویم که فردا به مدرسه بیاید. من نگران شدم و دلیلش را پرسیدم که گفت تو بجای یک غزل ای و از آن زمان مطالعاتم را و سعی با خواندن های و شعر بیاموزم. من هیچ وقت اهل های نبودم و هیچ وقت هم به های شعر نرفتم؛ اما را که نیاز بود، خواندم. در روز و شعر کدام را می خوانید. به عبارت بهتر مورد شما کیست؟ من هر روز دارم. از هم مثل همه ایرانیان از به حافظ و از معاصر نیز به هوشنگ ابتهاج مند اما نیما و را هم می خوانم. ​من فکر می کنم که از نظر فکری نیز شباهت های به دارید؛ او را به بله اما ام که کسی و طور که گفتم من از لحظه های تلخ و شیرین می کنم و وابسته نمی شوم. شما در شعر هم می کنید. چه شد که به سمت من سه سال و نیم که آخرین عمل جراحی را و بینایی ام را به شکل صددرصد از دست دادم؛ اما باتوجه به آن سال ها تعریفی از رنگ ها و بر اساس آن تصویری که در ذهن است می کشم. من در سعی ام تا همه را کنم و تفاوتی با دیگران باشد. که از که به من اند از استقبال و که های من به است. اگر این درصدی هم باشد، افتخار من است. چرا ها به سمت می روند؟ من فکر می کنم که تنگاتنگی و این دو هنر به هم هستند. به نظر من کلمات را می کرد و را نیز می نوشت. به یک اتصال درونی بین این دو دارد. این شک دلنشین و لذتبخش است. با به چه همه از من این را می که را می کنم و آیا این به است یا خیر. بله من در و و آن پیج به است و توسط خواهرم می شود. من در این فضا هستم؛ فکر می کنم این امکانات به و هنرمند کمک می کند تا جهانش به جهان مخاطبانش تر باشد. من سعی می کنم که هر شب پاسخگوی سوالات به با این فضا گرفته ام و از های ام را در این فضا می کنم. به آخر؛ شما در سال های دهه 70 و و اینترنت، به در شدید و نام خود را سر ها انداختید. اگر این در دهه 70 به نفع بود یا به ضرر او؟ به نظر من فضازی کمک می کرد و تعاملات می شد اما که هر ای ویژگی های خاص را و نمی گفت که اگر فلان بود چه می شد. ما که اگر در آن سال ها امکانی همه و اگر باز هم همه است. آن دوره، عصر و ذوق رسیدن بود. در هم هر روز های من می آمد که همه را پیش نگهداری کردم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
​رستمی: عده‌ای به جای پاسخگویی به جوانان برچسب

​رستمی: عده‌ای به جای پاسخگویی به جوانان برچسب "فرقانی" می‌زنند


به گزارش خبرگزاری تقریب به نقل از روابط عمومی در ها، حجت مصطفی رستمی، در ها، در که با و اساتید در برگزار شد، با یکی از های دین به و با و ایستایی داشت: از را می خواهد، هم در و هم در و در محیط؛ در در است در شهر و در یک است. در است در ها افزود: در است و این چیزی که فقط عصر است تحققش در عصر اما از عصر بعثت است. مسلمانان را مزمت می کند و می چرا بی هستید، چرا در راه خدا و در راه مستضعفان، و و جنگ ندارید. از و همه که تحت ظلم و ستم را دارد. هر چند که می در این به حق در محقق می حتی در نبوی و علوی هم این رخ نداد، ولی این از هر و این اتفاقی است که با می شود. با بر دین، مخالف و رکود و آرامش و بی تحرکی در همه ابعاد است و از می که گفت: هم در یک است در ها، فرق بین و ها هم در شما در ها هم اگر نظام را دهید، اگر بنیادین می شود و می اسلامی، در ها این رخ داد. این و کنش که در دین و شده در هم است. در ها با ما کرد: و کما در ما بین و فرق می هم بین و فرق می گذارد. است عضو افزود: در راحل، به ناب محمدی (ص) و امریکایی شده و به آمریکایی نشانه هایش با به ناب متفاوت از هر مسلمانی است و است. وی داد: ما هم که در درونش تحولی رخ نداده و در بیرونش و شدن را نداشته بی معناست. هر با تقوایی با نمازش تقرب می هر به وضع نیست، حال در هر وضعیتی که باشد. حجت با بر اگر کسی در وضع موجودش کننده ای را حس نیاز به ارتقا نمی بیند؛ گفت: اگر را بالا ببرد، اگر و را بگیرد، مرداب بود. به حامل واقعی در حال است. وی با بر حق از افزود: به سمت مطلوب است و این به خصوص از حساب ویژه ای بر روی که به باشند. از در مسیر دینداری عدم را به عنوان یاد می کند. طبق الگوی قرآنی به وضع و حجت با به در گفت: به وضع و و هر باشد؛ به هم از ما به و عدم شده است. وی در افزود: پذیرش وضع و طالب و و همیشه و که عده ای الان طلب شدند، نه! این در طول تاریخ هم بین که در وضع منافع داشتند و هم که به بودند و هم بین که امید، نشاط و قوتی ولو وضع را نمی های و ها، را گیر این یک است. در ها با طبق که در است که هم به است و هم را به وا می دارد. از می ولی دارد. را می زند. وی با به ها با گفت: است می است و این را و های در این و که در حفظ وضع ای که اگر به هم ای که به سلب از است در بایستند. از در زدن ها می کند در ها با به های و از وضع افزود: از که با زدن از به آن می کند. ما با رسا که ها و ما در حال به سمت ها که ما را با آن و را از آن آن در است. یکی از ساز در است. از اما کجا را به یک در یکی از محل های در سطح است. وی در افزود: معتقد است در های ما از است. یک بخش از بر دوش است. چرا چشمان خود را ببندیم و نمی خود را باشیم. بیاییم دانشگاهیان و حوزویان را زیر ببریم و باشد. در می تواند و هست. حجت با مسائل و شبهاتی که نسل با آن مواجه است و که و ده ها و هزاران افزود: اگر دهه ی با گسترش مجازی و را جمع و در یک کفه ترازو و در آن و های صدر تا را می دهه ی و بعد از بسیار ولی می ما با سربلندی می کنند. اگر به به او وی با امروزه دینی، در گفت: اگر به به او بزنیم. ما پاسخگوی عملکردها و هایمان حجت داد: با می گوییم، هنوز هم امثال بهشتی ها و مطهری ها در خط و در ها سربلندتر از دارند و محبوب و در دل و همراه دانشجوها به آن مسئول اشرافی است که شعار داده، بی عمل یا ناکارآمد و طلبکار هم شده است. را با دهه شصت و را هم با آن تا سیه رو شود هرکه در او غش باشد. در ها با جوان، گر است و اگر و ما و را درست فهمیده باشیم، از استقبال افزود: از دارای شاخصه بود و تند و تیزی از ما کرد به ما بر بخورد. اگر مهربانانه دهیم. اگر می پاسخی روند را و یا نمی حداقل کنیم. نه در محیط متفرعنانه، با کبر و غرور کنیم. زنی و متهم ها بدترین روشی است که در این که این همه به عقاید است رخ دهد. را به است حجت در با به مناسبت جلسه گفت: یک از یک بزرگ است به نام و های مختلف در همه جا عدم و را می دهد. زیباترین در داشتن و بی است. جمعی و امت است یک و فرا مرزی است که ساکن، راکد رفاه زده و طلب را به کندن از همه ی او را به متصل می کند. وی با مواجهه یک با دنیاطلبی و شیطانی داد: را به است. یک در ظرفیت آنقدر وسیع است که هر چه به آن ملحق شویم، عظمت و ضروت الحاق را به می آورد. نماینده رهبر افزود: یک محور است. خلوص و محوری در به شدت از حج قوی تر است. به مادی طلبانه دنیای معاصر است. اگر اقتصاد ما خورد به خاطر دور شدن از اگر یک و گران فروشی افتاد و دیدیم از ترس تحریم، قفسه فروشگاه ها خالی می بدانید از فاصله داریم. به تهدیداتی است که به در و دارد. زدن و ناامیدکردن ی ما در طراحی می کند و به القای این است که کنید؛ ولی به ما می از خودت گذر کن و به در دیگران باشید. آن که را می عضو با اگر در بین ما به جای میز و را بهره برداری ببینند، التماس به خلق می بینند. در پیرامون کج سلیقگی ها در میان دستگاه ها گفت: آن که را می بینند؛ دلش بسوزد، شفای کوری دعا و از که از چشیدن این حلاوتی که خداوند در این مجاهدت قرار داده دستگیری کنیم. و است وی در کرد: و است و به سنگ اندازی می و نوکران و اراذل داخلی غربگرا در می ایستند و به بهانه های واهی از سفر دردشان می گیرد. حجت با به خمینی(ره) در جنگ تحمیلی گفت: امام(ره) بعد از قطعنامه 598 در پیامی که از تلخ های ایشان است و با شنیدن آن می و می امام(ره) کم گذاشتند، هم با می دارد: من جام زهر را نوشیدم و اعضای دفتر امام(ره) می گفتند: تا چند روز کمرش راست نمی شد، چند روز غذا نخوردند و بعد از آن سخنرانی نکردند و من دیگر حالی صحبت با را ندارم و از من نخواهید که حرف بزنم. با این حال هیچ سنخیتی با یک ساکن ندارد. امام(ره) می فرماید و جنگ نشده است جنگ ما، جنگ بین و کفر بود و جنگ بین و شرک ناپذیر است. که خود را می داند هیچ گاه با حامیان شرک، وصل و دوستی نمی کند. در همان های آخر عمرشان، امام(ره) فرمودند: ما به آن که پرچم لاالله الا الله را بر فراز قله های کلیدی برافرازیم. این هدف را ها می توانند به تحقق درآورند. ما هم است در ها با حسین(ع) است و هر از در را می دهد، افزود: ما هم بعد از با نشد ما را عقب براند، این بار با آمده و هرچه ما رشد هم سخت تر شد و این آنانی که از همه ها سربلند می آیند است. با گذر ها سخت تر می شود و ای که در ها بود می دهد که شایستگی در عصر را هم دارد. از خدا می خواهیم این امتحانات نتیجه اش قبولی غیبت و نصرت در باشد. این انشاءالله که رو به حسین(ع)، حرکتی که را به مهدویت گره زده باشند. حجت در گفت: ما از یادگار آن است که اجازه ندادند قیام حسین(ع) در متوقف شود. را از عبور دادند و نگذاشتند محل دفن حسینی شود. در نماند آن خطبه های زینبی در که و طلب مغفرت کردند. به سجاد(ع) که دست در زنجیر می به ما اذن بدهید. به حضرت زینب کبری(س) است که فرمود: من رفتم شما هم بیایید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
معرفی آثار راه‌یافته به «روایت نو» جشنواره مقاومت

معرفی آثار راه‌یافته به «روایت نو» جشنواره مقاومت


به گزارش خبرگزاری تقریب، اسامی های سینمایی راه به بخش روایت نو بدین شرح است: های سلطانی/ پور/ چم نصرتی/ دوستی/ ها قیدی/ منو میشنوید...؟ آشتیانی/ حاجتمند-علی سرنسری. است بر اساس مقررات اعلام شده در فراخوان بین تمام های راه در کلیه بخش های رقابتی مورد ارزیابی هیأت داوران گرفت اما راه به مسابقه در دستور کار ستاد برگزاری ندارد و تعداد محدودی از این به در آمد. شایان ذکر است بین همزمان با هفته بسیج از 5 تا 9 آذر ماه سالجاری به دبیری محمد خزاعی در تهران برگزار خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
شهسواری: مرگ ادبیات‌مان از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است/قیصری: جاده ارتباط ادبی ما با جهان در حال دوطرفه‌شدن است

شهسواری: مرگ ادبیات‌مان از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است/قیصری: جاده ارتباط ادبی ما با جهان در حال دوطرفه‌شدن است


به (ایبنا)، نویسی از سال 1357 تا 1397 به مناسبت چهلمین در اهل قلم با قیصری، و و شد. در این به پس از و همچنین پرداخته شد که آن است. در از چرا در این از و این به عمل کرد و این بحث را و دانست که از تحقیقات برمی آید نه نویسان که هر یک سویه مخصوص به خود را و طبعا در جهت گیری هایشان سوء می گذارد. این در های خود گفت: متاسفانه ما هنوز پس از چهل سال به نام و این به و می شوند. از آفت که نیز آن می شود است که از و من رضا در نمی چون به ختم در که و طیف های مختلف است. اما این طرز می شود که از ها و از این دایره حذف چون با آن قرائت رسمی مطابقت ندارند. وی افزود: اگر پژوهشگری از تولیدشده طی این سال ها بر مبنای فراوانی تکرار مضامین، سیر تحول آن ها، مضامینی که بعدها و ... می داد می شد که به ارزیابی دقیقی از این چهل سال برسیم. جشن فقدان چنین پژوهش را پل ارتباطی بین و از قبیل نشریات تخصصی کرد. در و فیلمنامه های خود را در سه بخش؛ های بیرونی که به می شود، این چهل سال و های درونی که مربوط به و است کرد و گفت: مهم که از به می است. در به نقص عضو عمل می کند. بحث من این که اگر حال شش و ما شده بود اما در نیست. در از تا گرا به لبه های تا اثر خلق شود و به طور دست روی می و از های دهه 60 روز به روز شد. تا در سه و و به نحو بود و بعد از آن از شکل و ای که در ما که قبل از چاپ دارند- و است- است. آن این است که اگر ای و بیم او های او هم یا لغو می شوند. من اگر من از 10000 تا این امر در من هم شد و های آن و است. این های به ما زده است. به زعم من که با این می و کم هستند. در دهه دو ndash; و براهنی- از ما و این بود که ما نشود. در های داد: بحث را از هم می شود کرد. در سال 1357 3000 است و است که چاپ است و در سال 1397 با بالای 80 میلیون این به 1000 رسیده است. اولین تاثیری که سانسور بر گذاشته، میزان است و از دلایل بی میلی به متون معاصر مثله شدن متن قبل از چاپ است و این با برداشتن از حل نمی شود و لازم است تا ذهن را اصلاح کنیم. در بحث مثالی زد و گفت: به طور آواز کشتگان از بعد از سال ها از سوی نشر چاپ شده یک کلمه حذف اما باز هم ترجیح می دهد آن را از خیابان بخرد چون اعتمادش از میان رفته است. سپس این به های این چهل سال و گفت: از این ها جبر زمانه است و هم مختص این است. تا اواسط دهه 60 که مصادف با جنگ آشوب و استقرار که چیز خاصی هم شکل نمی گیرد و ای که سال 70 شاهد آن هستیم را رقم می زند یعنی انقطاع نسل ها. نوینسدگان هر نسل به مهاجرت نسل قبل که های آن مندنی پور و پور هستند، دسترسی به آن ها و افراد به معروفی که صاحب مجله اند در شان نیستند. در حالی که این در نمی و مستقیم یا غیرمستقیم تجربه منتقل می شود. افرادی بیضایی در کارها اند و این به راحتی پیدا کرده است. حرکت فرهنگی در هر ای با می افتد. وی افزود: مهم ای که در ما شکل گرفت به دو نفر بود که نرفتند؛ و براهنی. در به دو شکل از خود را در فرم هنر می دانند عنصر که نماینده آن در دهه 60 و 70 بود. هم روایت را خود می دانستند که آن است اما این شکل به هنر در همه جای در است چون آن آموزش دید. شکل از که در است این است که به ذات هنر وفادارند و صاحبان اصلی افرادند. اما اساس ما نعل وارونه بود و آن شکلی از که در همه جای در است اینجا در واقع شد و تعریف هنر در این شد که تو فرم خود را بدهی. وی داد: و هنر را از خدمت به نجات دادند اما که این به دنبال داشت سیر آوانگاردشدن بود که را به سمت بازی و را به چیز مجهولی از پست مدرن رساند. در میانه بحث خود گفت: مثبتی که در آن نقش داشت، به ویژه زن است. تا قبل از بیشتر معطوف به روشنفکری است و به ادبیاتی متحجرانه اطلاق می شود و بعد از است که این نوع فرصت تنفس می یابد. وی افزود: ای ما می شود که هر حاکمیتی با استفاده از یکی از این نوع ها به کار خود بدهد. ها هیچ گاه با هم در اما در دوره پهلوی های بر داشتند و در بعد از این رویه برعکس می شود و درنهایت منجر به بروز تخاصم می شود. جوزف کمبل می گوید: کسی دارای بهداشت سالمی است که بتواند با های بیاید. در بعد از به تحقیر های در تقویت آن ها شد. در توضیحات افزود: در دهه مهر بر شعر زده می شود و بر شعر است و های موفق هم من چراغ ها را خاموش می کنم و غایب و کل دهه هشتاد را تحت خود داد. که خاص این است و امتیاز در بعد از است جنگ است. نکته ورود است. این درواقع را به داخل خانواده های دین دار بردند و این کار اش شد دینی. قبل از در حالت آن لاییکی است و ذات را دین در می بینند در که ذات با در است نه با دین. و آن هم تولستوی و داستایفسکی اند که در عین دینداری با کلیسا مشکل اند. در نهایت شد که این باشند. در بحث خود گفت: جنگ جنگ را هم کرد و طور که سرباز به جنگ رفت- و خودم هم یکی از آن ها هستم-این واقعه هم من شد. ما تا قبل از دهه 80 ای از سمت نداشتیم اما با برنامه ریزی های مدرسه هنرهای قم، تعدادی از داریم که به شخصه به آن ها خیلی امیدوارم. ما از زندگی روحانیت اطلاعی و این به نظرم از است که در و ذکر شود. جشن در پایان بحث خود گفت: در اینها مدیریت به دست متولیان بیفتد. در کرد: به رغم این خیزش ها دینداری، پایداری و و جنگ، ما هر لحظه است بمیرد. مرگ مان از رگ گردن به ما نزدیک تر است. روسیه با آن غول های مرد و این ای که غیرممکن باشد. در مقابل با قاطعیت می گویم که ما می تواند شود چون سینمای ما که ریشه دار شده و اگر چه ما در زندان محصور است و کار سختی در رساندن آن به در پیش است اما به هر حال این امکان دارد. سنگ اندازی در نسبت به است. در به ذکر یکی از اقدامات بعد از و گفت: طرح گرنت که از ترجمه به های حمایت می کند از اتفاقات خوب است و جاده یک طرفه ارتباط ما با جهان در حال دوطرفه شدن است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : مقاومت
​هشدار بانوی خادم

​هشدار بانوی خادم "عتبه حسینی" از برخی توطئه‌های دشمن در زیارت اربعین


به گزارش خبرگزاری غروی، بانوی فعال در عرصه و حسینی(ع) در زن با کبری(س) در که با پور و در سازمان و هنری شهرداری تهران برگزار شد، با هشدار نسبت به توطئه در ایجاد اختلافات بین ایرانیان و عراقیان گفت: در از در بین نکند. از که می کم در می کند. وی در این گفت: به ها با کنند. و می حرم یا با در که یک بین است. ما در به دلیل عدم درک بین دو کشور گاهاً ناراحتی ها و تنش هایی بودیم که اگر روشنگری صورت نمی گرفت ممکن بود اتفاقات ناخرسندی رخ دهد؛ زیرا همان طور که گفتیم دشمن از همین اتحاد و بیم دارد. غروی با سعی در رعایت آداب حرم اباعبدالله(ع) در را داشته باشند، گفت: بین در مرسوم خود را و اگر آرایشی انجام دهند، حین ورود به حرم حسین(ع) به سرعت را از خود بر می و این جزو است. از این جهت را با این آشنا تا خدایی نکرده یکسری ها بین و نباشیم. چرا که یکی از شعارهای اصلی حفظ وحدت و بین ادیان و مذاهب است و اهالی موظفند این آگاهی را به زائران دهند. خط حسین(ع) مهدی(عج) وی با در های متعددی در نظر گرفته شده افزود: در این ها سعی در آموزه های عاشورایی به ویژه برای و داریم. برنامه ریزی کردیم در این ها و شعار "یا حسین"، "یا مهدی" را سر تا از این طریق نشان دهیم خط حسین(ع) مهدی(عج) است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!

روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!


به را می یکی از های که سال ها پیش با فصل دوم یک شهر و های شب تب سرد و راه بی را که از در ذهن شکل بود و را با قصه های خود همراه سازد. بعد از مدتی پشت دوربین قرار و در خود از های اش و رنج را سوم کرد. که قصه ای تلخ با داشت و زوج کامبیز دیرباز و سام به خوبی از پس اجرای آن برآمده بودند. از هفت سنگ سخت دومین این در یک بزرگ بود. هفت سنگ کپی ای از یک خارجی بود که اصل آن، به لب می اما ها از بود و به طور کلی هیچ نداشت. و تا در گسل به قلم و اش است و می دهد هر چه راه و این به سمت است. گسل که این از آی و در حال پخش بار 1396 از یک روی رفت و به های اش سر و به پا کرد. یک گسل گسل قصه یک به اسم با است که در سمت در یک به نام و های پاک کار می کند تا به یک می دهد. او اما رو دست های پشت نمی و به مدد اش با سام در پی های و است و در این های می شود. از نام ها و های و حرف های در زرق و برق طنز است که یک حرف ها و ndash; اش در عین دور ماندن از گزند سانسور و یا برچسب خوردن به حمایت از گروهی می کند. این است که رساندن گسل به سر منزل مقصود برگزید اما به سبب آنکه این در نوع خود از های تلویزیون بود باز نتوانست بی حرف و حدیث و منتسب آن به این و آن مسیرش را به آسانی طی کند. در حقیقت در اندک که به مسائل و روز جامعه می پردازند، گسل تر و شجاعانه تر عمل کرد و خط قصه خود را بر این دست معضلات و انتقادی به آن ها بنا گذاشت و حواشی و داستانک های دیگری چون عشق و دختر را هضم راحت تر حرف هایش چاشنی اثر کرد. اسطوره های نیمی از کاراکترهای گسل به ویژه نقش های مثبت آن، آدم های دل و گاه حتی با بلاهتی هستند که به در دردسر می افتند و دردسرها های در ایجاد می کند. این ویژگی از شخص اول یعنی آقای تا و دخترش نمود دارد. این نوع در راستای و به منظور نشاندن لبخند بر لب عمل کند اما با نگاهی دقیق تر و طبق تعریفی که از در طول به بیننده ارائه می شود، پذیرفتنی نیست. در واقع یکی دانستن پاک دستی با بی تدبیری و سبب می شود که پنداشتن و در سخت و البته لوحانه به نظر برسد. سام که می شناسیم سام که در رنج به عنوان یکی از دو قصه حضور داشت، در اینجا هم نقش محوری دارد. روزهای نخست حضورش در قاب را بیشتر با در نقش های منفی و مرموز رقم زد اما پس از رنج بود که از شکل در ذهن مخاطبانش و توانایی خود را در ایفای نقش های داد. مسیر تازه آنقدر او خوش یمن بود که تا آن را حفظ و در این راه به پختگی رسیده است. در گسل نیز درخشانی، نقش ارشیا را می کند؛ مثبتی که ضمن هایش، همانطور که اشاره شد گاه شدیدا پخمه است و رفتارهای ای دارد. نقشی که با اغماض می آن را شبیه نقش که از این بازیگر پیش تر و پس تر در پژمان یا سینمایی خوب، بد، جلف دیده ایم. در نهایت آن که می گفت با همه ظرافت های پیش گفته، این آی انتخابی و سنجیده است و غیر اما آی را با یک خوش ساخت و پر از های شیرین و طنزآلود و متن منسجم و دیالوگ های جذاب، سرگرم و قدرت سازان را به نمایش می گذارد. مهرآوه مسعودی
تاریخ باز نشر :
زمان : 2 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
رژیم صهیونیستی برای توقف جنایات خود تحت فشار قرار گیرد

رژیم صهیونیستی برای توقف جنایات خود تحت فشار قرار گیرد


نیویورک- ایرنا- در ملل از تا امت و گفت: این باید اقدامات عملی برای تحت فشار گذاشتن رژیم صهیونیستی در توقف جنایات علیه فلسطینیان، انجام دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رونمایی از کتاب مکتوب و صوتی «داستان رستم و سهراب»

رونمایی از کتاب مکتوب و صوتی «داستان رستم و سهراب»


به ایران (ایبنا)، از و و روز (4 مردادماه) در می شود. این با نشر نو، و های می شود. اثر نظر و شرح و در اثر را در بر می و دو لوح به این اثر را هم می شود که با صدا و و شده است. این اثر با تهامی و گویندگانی چون ژرژ پطرسی، چنگیز جلیلوند، افشین زینوری، زهره شکوفنده، مریم شیرزاد، محمود قنبری، اکبر منانی و حمید منوچهری انجام شده است. علاوه بر مذکور، ایرج پارسی نژاد و شاهین فرهت نیز در از این اثر خواهند داشت. علاقه مندان برای در این می توانند از ساعت 18 روز (4 مرداد ماه) به سالن فروسی واقع در استاد نجات اللهی، تقاطع ورشو مراجعه کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 33

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی دانلود اهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش دانلود اهنگ عثمان نوروزف چارب چارب دانلود اهنگ بارون از واریا ترجمه اهنگ gjithmone ترجمه فارسی اهنگ gjithmone