صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب صدای



بهترین رمان‌های نوجوان 6 سال گذشته

بهترین رمان‌های نوجوان 6 سال گذشته


به (ایبنا) به نقل از کل و بین های لاک پشت به می شود که آن (بهار 1396) بود که به و در آن نیز نام 6 به چشم می خورد. این در خود هم زمان با روز جهانی را در شش سال است که در بین آن نام با های کن ، ، های در شکم و دارد. بر این کن اثر حسن به و با و راه حل و ی به با با آداب و رسوم ترکمن ها، با بانان و حفاظت زیست، در این جای گرفتند. در عین حال، های در شکم جمشید خانیان به با مصائب جنگ زده ها و صلح و اثر حسن به هویت یابی و با زندگی مردم آبادان در دوران جنگ و عراق و صلح، دیگر هایی هستند که در این شدند. این ها را گروهی از منتقدان، کارشناسان و نویسندگان کودک و با بررسی های شش سال اخیر، انتخاب اند. گروه داوری لاک پشت از معصومه انصاریان، محمود برآبادی، جعفر توزنده جانی، شکوه حاجی نصرالله، مینا حدادیان، شیوا حریری، شادی خوشکار، فاطمه زمانی، علی اصغر سیدآبادی، گیسو فغفوری، حدیث لزرغلامی، نلی محجوب، مریم محمدخانی، فرمهر منجزی و رویا میرغیاثی تشکیل شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
یک ضدمعرفی کتاب به قلم آذردخت بهرامی

یک ضدمعرفی کتاب به قلم آذردخت بهرامی


(ایبنا) - بهرامی: با این که هر بار به قول می دهم در این وانفسای اهل قلم ضدمعرفی ننویسم، اما با یک یا نسبتا این به می آید که اهل را و را از باز تا از به در شود تا در آخر فقط و علی که من باشم! این بار قرعه به نام به سبک احمدی افتاده؛ کتابی بی ادعا و آرام ای بی حاشیه و هیاهو. من هم تلاشم را می کنم: کتاب، نه است. به نام های و ، زن که نمی کند ، ها ، ، ، طرح کاف ، در های ، به سبک و به سبک . آنچه در اول نظر چشم و نظرتنگ را جلب می تنوع هاست. با شجاعت یک زن عیار، هر داستانش به فراخور، یک خوب و و موشکاف انتخاب کرده. چنان که های و زن که نمی کند و زن ریزبین و سنج اند و ها و در و به سبک مردهایی باورپذیرند و و ما و طرح کاف با زاویه دید سوم شخص شده است. قابل توجه این این است که، هر نه با نخ و گاه با سیم بس مرئی به هم وصل می زنم: اول: مشترک. به آن که زیر وسط و ها را می شمردیم. مان یک کهن سال که وسط عرض بود. حتی یک هم این ور آن ور نمی شد. چند بار من و وجب زده بودیمش. وجب زده بود و من به این را که وجب نمی و هر دو طرف را تا جوی آب با قدم های و بودم. از وقت ها او شد وجبی و من شدم قدمی. این اسم را روی گذاشتیم. (ژولی و ص 9) بود از این که ما روی های زده وسط و را کنیم. (ژولی و ص 10) سر محله قدیمی مان جمع شدیم. بود، فقط پیرتر از های آن سال هاش. مثل که سال ها محکوم به زنده ماندن و اش تمامی نداشته باشد. به جز یکی دو نفری که هنوز ی پدری شان آنجا بود همه از آن محل بودند. یکی از خوش شانسی ها من در زندگی، انتقال محل کار پدر به کرج و عوض مان یک ماه قبل از عروسی فاطی بود. با بچه ها کنیم. با برویم. از زن تا با هم باشیم. همه یک خاطره تر و آماده و بعد از وسط و هم کنیم. (کاشف ها، ص 37) کاف بعد از گفتن این نیم خیز شد تا بتواند ببیند کسی وسط یا نه. کسی ننشسته بود. حتما نوه پو آمده بود. می آمد پو نمی شد. سه روز می شد که و بودند. (آخرین طرح ص 68) توی نیست. همه جا است. سعی می کند کهن سال را از درآورد. با را می کشد سمت خودش. می و از نمی شود. (کشتن به سبک ص102) دوم: پسرها. بود از این که ما روی های زده ی وسط و را کنیم. (ژولی و ص 10) با بچه ها کنیم. با برویم. از زن تا با هم باشیم. بودیم... بعد از وسط کوچه... (کاشف ها، ص 37) سوم: انوشه: اما من بودند. با محل سر شده. تو محل همه اند که شغل شور است. (ژولی و ص 16) و زن که نمی کند که با و دقت شاه ـ ـ و شغل اش را از وصف می کند. چهارم: کاف. کرد گفت خاک بر سر و آن که دو کنی تا با طرح های این هی کنم. (گریه در های ص 78) که در این زن کاف در طرح کاف . (ص 61) این نخ های این را به های ـ سه ها ـ هم وصل می کند. می زنم: رو را و به کرد. اسم اش را تا بود... به طرح جلد آمد. فکر کرد به جای از نی می شد. را ورق زد. بود و با یکی دو بار شست کاف به روی به ته می رسید... روی یکی از های ماند. کاف. از هم اش با کاف بر لبش نشست... (آخرین طرح ص 64) از نخ و سیم که نثر و و است که ها را ـ نمی سگ ـ ولی به دل می نشاند. به می کند با یک ای روست. از زن که نمی کند می زنم: است نان که یکی دزدکی می خرم و جا می خورم. به همه ام نان ندارم. شاه نان است. بعد از خریدن دست خیسش را روی تک تک نان ها تا از خشکی درشان و نرم شوند. (ص 21) با پدر سر خاک مادر. خیابان ایستاده بود. دست برداشت. پدر نگه نداشت. ماشینش تاکسی بود و که دست ها جلوی ماشینمان و پایین برود. اما من بودم، پدر، مسافر نمی کرد. گفتم نگه دار! کردیم. صندلی عقب. من. را کشیدم عقب. یک بودم. من را یاد ها می انداخت. پشیمان از کنیم. گیر بین دو تا میل. میل به نزدیک شدن به کسی که را بود و میل به دور شدن از کسی که ها را می شست. (ص 21) شاه می گوید: چرارا زنگ نزدی بگی چی کم دا داریم خرید کنم؟" زنگ زدن به موبایلش را ندارم. جیغ و قاطی حرف هاش می شود. (ص 22) از انواع و اقسام مدها خبر دارد. می امسال مش مد است. رنگ موی اکثر ها مش است. به نسکافه ای می نسکافویی. دل پری از های کاشته شده دارد. می مال خودشان را کنند؛ این چی چی است که هم نمی شود. چند روز پیش می گفت برو پشتت، بعد برگشت و بالای باسن را داد، جا بده پروانه ای بکشند. می گفت مردپسند است. می گفت از هر ده مُرده ای که دمر می شش هفت تایی اینجاشان نقاشی دارند. (صص 22 و 23) آب با فشار می پاشد. کف را می کشد کف بشقاب. را که چند پیش روی تن ها. را که بود قبل از کفن پیچ کف را بود زیر سر و را بود تا بتوانم از پشت شیشه ببینمش. می کارش را کامل انجام باشد. سفید بود و دور چشم ها به بنفشی می زد. شستن ظرف ها، دست به همه جای ظرف. لبه لیوان ها، کف ها. توی کاسه ها. شستش را بگرداند روی گودی ها. ظرف ها می شوند؟ (ص 24) ها زیر دست شاه تکه تکه می شوند. های فرورفته تو تکه ی بزرگ گوشت. (ص 25) را با پیاز رنده شده و نمک و ادویه ورز می دهد. را این ور و آن ور می کند. کف را، هایش را می مالد به گوشت. (ص 27) که حرمت لال بودن را نگه و شود یکی از آن حرف هاش را از جای دنج بیرون، شاه بغلم می کند و را می کشد روی سر و بدنم. آن وقت ها می شود که بود روی تن مادرم. (ص 28) می روم سمت خودمان. معده ام مالش می رود. از تو کمد یک تکه نان فانتزی درمی آورم و می دهانم. شاه می آید. تووو نمی چسبه ها. کاکاش می خوردی! توی را قورت می دهم. نوش جان... من بعد یه می خورم! (ص 29) و صحنه با چاشنی شخصیت پردازی: ون هست یه بخوریم؟ از فعل های جمع می کند. نمی دانم من را با جمع می بندد یا را چند نفر حساب می کند! (زن که نمی ص20) آن روز چای نخورد. به جاش چند خورد. حواسش پرت بود. ما احساس می فکر می کند را لای اش است. چون با حال عصبانی به گفت: پنیرش شوره! هم گفت: چشم آقا. آب نمک شو کم می کنم! پول جیبی ما یادش زد از بیرون. سجاد هم هول هولکی یک و پشت سرش راه افتاد. فصل امتحاناتش بود و سر می مدرسه. رفتن به گفت: از فردا شیر می خرم! نگفت. نه خوشحال شد نه ناراحت. یک طوری بود که شادی و ناراحتی اش معلوم نبود. حتی سوسک و مارمولک ها را با ترس می کشت صورتش مثل وقت بود که در حال استراحت بود و چای می نوشید. (ژولی و ص 11) شام و همه مان لوبیاپلوهای بودیم. از افتاد. را و این که از پرش کند طور گذاشت توی دهانش. مثل برق از سفره پا شد و گفت: شاید بمبی، باشه. برادران سپای را خبر کنیم! بعد رفت سمت و گفت: لوبیاهاش سفت بود! (ژولی و ص 12) هم سر صبحانه این را مطرح کرد. باباامجد هم دوباره اش را با و باز هم شور بود. (ژولی و ص 15) پس از کسی در من شیطنت می کند و سه ها و این آخر ی به سبک ؛ به این نتیجه رسیدم های این بانوی خوش قلم و قریحه، از جنس و خمیره اند. گویی هر کدام از ها، رمانی یا بخشی و قطعه ای از یک صد ـ دویست صفحه ای؛ که با ما از همخوانی ندارند. در انتها می سلیقه ام را به این تحمیل کنم و بگویم از تک به سبک خوشم نیامد. ولی به های زن که نمی کند ، ها و به سبک چند تا لایک می دهم و اعتراف می کنم از های و لذت بردم. طنز به جا و شیرین به دلم نشست. به خصوص های به که با هر بار کردنِ راوی، یک را به گونه ای مشابه و نیز متفاوت از قبل بیان می کرد. (آخرین مرا به خنده انداخت.) در آخر، لطیف وصف این را به لحظه ای که دخترک از پشت سر چشم های کاف را می گیرد می دهم: پو را دید. با نوه اش از در شان می آمد بیرون. را گرفته بود. با را که آزاد بود کاف کرد. کاف به نشانه ی احترام نیم خیز شد. موهای روی آستین و پف ی پیراهنش تاب می خورد. یک بار با پو که از پشت به اشتباه دستاش را دور چشم های او حلقه کرد. دست های را از روی چشم هاش و توی دست گرفت. آن شب قرص خواب نخورد. نمی بخوابد. می بیدار بماند. شب به این فکر کرد که دست های آدم تا چه حد می تواند باشد. (آخرین طرح ص 70) و زیباترین این را می کنم به یک از طرح کاف : پرده هی حامله می شد و بعد بچه اش را توی بالکن به دنیا می آورد. (ص 67) و به اصطلاح این را به مش شاه می کنم و در آخر این بهترین آرزوها را حواله کائنات می کنم و از شما خوانندگان فرهیخته می ده هزار تومان پول بی تان را به جای این که بدهید پای این خوش خوان، دو پفک و یک چیپس و اسنک بخرید و بزنید به بدن؛ نوش جان، گوارای وجود. همچنان نام جعلی را پای این می گذارم. با تاریخ دستکاری شده بیست و یکم اوت دوهزار و نود و هفت ـ برازنده فرهنگ و اندیشه مان.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مسعود شجره:داعش و 11 سپتامبر از قبل برنامه ریزی شدند

مسعود شجره:داعش و 11 سپتامبر از قبل برنامه ریزی شدند


به گزارش بشر با به در های شده در چهره ای خوب از به نمی شود که این امر به روی و اثر گفت: آی فیلمی که نه این ها از ای و سویه آن چرا که تفکرات آگاهی است. بشر با بر های و در قرنی که ارتباطات قوی تر شده و به گفته وی به صورت یک روستا درآمده است عنوان کرد: چون پرس تی وی را می دهد لذا های را می این می در شود که با این امر به روی های به ذکر شد چون پرس و تقویت شوند. در عین حال نباید از و گسترش به سایر ها که مخاطبان آن زیاد است غفلت کنیم؛ در اروپا و دارای بالا و دوم به شمار می رود. بخوانید: پرس تی وی ده سال پرماجرا را پشت سر گذاشت در عین حال با تشریح وضعیت کنونی که ها به جنگ با یکدیگر در این می پردازند و سعی در ضعیف رقیب و و آمریکایی همواره در این حضور افزود: پرس تی وی در و های نمی آن در مهم است و می چین با می کند و یا را از خود در بین می لذا با به این امر بر های ای در با نظر ای و و ، های خود در را کنیم. وی داد: هر چند اند های اما با به از خود ها و ها می ما نیز با که هر در حال های ای خود را به روی این بیاوریم. این را نیز مدنظر قرار داد که پخش صرفا چند دقیقه ای می تواند در این باشد. بشر های به روی در اتفاقات جهان پیرامون همچون میانمار، یمن و غزه و .. را خوب و آمیز توصیف کرد و گفت: های روی از های و موفقیتشان بود؛ پرس اولین منبع در جنگ غزه بود و یا های بودند که را جهانی کردند. با خبر ای آزاد جنگ سیاسی و ای است و دشمن سعی می کند حق را خفه کند کرد: در و ساخت های مطالب های خود را به آن نزدیک و کنیم. این در حالیست که می کنم را به روی سکوی از و لپ تاپ و و از کوتاه و شود چرا که اغلب جوانان در حال حاضر از دریافت و اطلاعات می کنند. وی در مورد نقش های در سازی دو ترفند و و از این طریق در از مرزهای گفت: بحث موضوعی پذیرفته شده است و آن را در کشورهایی چون و بلژیک و در آمریکا می اما هایشان آنرا گردن افراد و بی می اندازند. تبدیل به فرهنگی در غرب شده که به روی همه اثر می گذارد و ها و در این اند که اتفاقی و شده پیش می روند. بشر ضمن ها گرایان را افرادی بی معرفی می کنند، با استناد به پژوهشی انجام شده گفت: پژوهش های ما که ها و و های مختلف نیز سعی و تا و مسلمین و این به روی و بن اند و هر مسلمانی را موازی با بن و می دانند. با انتقاد از ها و که در های با این می شود در این کرد: بعضا های نیز همین دید غرب را می و چنین نمایان می که و بدنبال بحث و بن شده در حالی که قبل از و 11 داشت و این گروه ها و از نام بدین دلیل بود که بتوانند گرایی را به تمام وصل کنند. وی داد: یعنی تشکیل نتیجه و 11 نبود اینها با از قبل شدند شده و از پرورش نفرت شد لذا به اصل مطلب بپردازیم تا اگر ای می سازیم، دیدی باشیم. بشر در پایان پیشنهاداتی جذب توسط های کرد و گفت: واقع بینانه درباره و امکانات در از بیندیشیم؛ از سطح تماس با اشخاص یکی از روش ها است که می کرد 80 ـ 90 درصد اروپائیان در تلویزیون از سطح نمی اما این سطح در شاید مهم و یکی از دلایل ما در این بود که سطح لایوی لذا دید از چه سکوهایی می و آن کنیم. همچنین با شناسایی های جدید ای بر روی و فراموش نکنیم که حرف را با از پخش که این امر ظرافت خاصی است؛ های پرس تی وی امکان اینکار را داریم و راه و روش آن را یافته ایم و فقط و هستیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
اگر مذهبیون درد جامعه را فریاد نزنند، بی بی سی ها خود را جای صدای مردم جا می زنند

اگر مذهبیون درد جامعه را فریاد نزنند، بی بی سی ها خود را جای صدای مردم جا می زنند


حوزه/ گفت: اگر ها و این را و به داد و بی بی سی خود را به جای جا می ها و اهل بیت باید علمدار جریان مطالبه گری باشند؛ این مساله در دقیق ترین موقعیت طرح شده است و کاملا با چهل سالگی انقلاب و ایام محرم تطابق دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
2030 نقض آشکار حقوق کودکان / نقدی بر افراط در خصوصی سازی مدارس

2030 نقض آشکار حقوق کودکان / نقدی بر افراط در خصوصی سازی مدارس


به در گفت و گو با با به های داشت: با به به پیش ها و مراکز صدور مجوز متعدد، و و در و و سبب های در این می شود. های داد: می توان با استفاده از های موجود در نظام، در عرصه های مختلف، رایگان را همه فراهم کرد، از سوی مجوزی که به بخش های می شود، بایستی از دقیق، مستمر و برخورد بسیار جدی در تخلف و انحراف از و شرح وظایف باشد. وی کرد: به نفس ها، ای بود که شد، دور از و ها، به به تا از را یاد که با نام های و سند 2030 است. داد: دقت که چه یک در به آیا در این مهد و دین را به او می شود یا شده از سوی غرب در در و می سر و آن به گوش می رسد که به همه دارد. در غرب وی همچنین با به سند 2030 در ایران و در داشت: در آمریکا و برخی غربی، با فضای مختلط و نارضایتی دانش آموزان دختر در این کشورها، های را از پایه های بالا می و این درحالی است که ایران، از سن 5 و 6 سالگی چنین نسخه را می پیچند. این استاد دانشگاه داد: سند 2030 در حلقه ای از مجموعه حلقاتی است که از قبل شده و پیدا است و نیست که تازه آمده باشد، بلکه مانند جلد کتاب یا پیاده فاز بعدی پروژه ای تنها اسم و عنوان آن است. وی با این که فازهای قبلی سند 2030 از سال های قبل گفت: از چند سال شاهد انحرافی در هستیم، که مطلقا به صلاح ایرانی یا حتی بی بندو بار هم نیست، اما در حال گسترده است. سند 2030 تابلوی اقدامات افزود: کسانی که سند 2030 را ارائه اند، در تابلویی در دستان خود اند و در تابلوهای کمرنگ تری با عناوین مختلفی و اند. وی با به مصوبه در کرد: در حال حاضر به طرحی که تصویب که از این چیست، آیا کودکی نظر است که سال ها و مبارزه شد تا یک سری که سبب بروز و به ضرر و برخلاف مصالح قانونمند نشود. اضافه کرد: آیا از این حقوقی است که سازمان ملل قصد تحمیل آن بر را یا آن است که با به دغدغه های در نظر شده است. وی در پایان کرد: البته کمیسیون و تحقیقات در هشتم های انجام داد که بتواند را تاحدود حل کند که معمولا به دعوای دو نهاد و سازمانی منجر شد که متولی این امر هستند و حاصل آن نتیجه نظر را در بر نداشت. گفتنی علاقه مندان بخش اول این مصاحبه را اینجا می توانند مطالعه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
پیاده راه آرامش

پیاده راه آرامش


همدان- ایرنا- طرح های راه روح را از دود و دم و عبور و مرور خودروها آزاد و اکنون آرامش دلنوازی را در این مسیرها حکم فرما است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
حصیر بافی ؛ فصلی شنیدنی از حکایت کهن نی

حصیر بافی ؛ فصلی شنیدنی از حکایت کهن نی


ساری-ایرنا- خاک و های بافته ای با نقش و نوایی از سرِ درون، ترکیبی از نای و نی به گوش می رسد؛ صدایی و بهانه ای برای نشستن پای صحبت های بانوی حصیرباف بابلی.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
فیلم/ تلاوت آیه 25 سوره فتح با صدای قاری نوجوان «مهدی عبدلی»

فیلم/ تلاوت آیه 25 سوره فتح با صدای قاری نوجوان «مهدی عبدلی»


فیلم/ آیه 25 فتح با قاری نوجوان «مهدی عبدلی»
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
امام خمینی(ره) شخصیتی جامع و سرّ تاریخی است

امام خمینی(ره) شخصیتی جامع و سرّ تاریخی است


به (ایبنا)، حجت علی نوری، عضو در از الف لام که عصر دوشنبه (22 مردادماه) در و هنر و شد، گفت: های و را ام و هم در متن آن ام و به کوچکی نقش مختصری نیز داشتم، از این رو خوب می توانم واقعی را با آنچه در ها می شود، تطبیق دهم و آن ها کنم. وی داد: و مثل سخت است. جمع است. (ع) در می در که می جنگ شیر غرش می کرد و در با با آن ها می کرد تا آن ها را بشنود. آن که بود با می که بود با و در با می کرد. نیز بود. حجت کرد: را تا حد کردم. در بین که در این ام، این و است که را و متن می کند. او متن را به و با ذکر منابع ارائه و به مختلف زندگی نیز است. البته ایراداتی که در دیگر های نیز وجود دارد در این اثر هم دیده می شود. نویسنده وجودی، فقهی، عرفانی و اخلاقی را زیبا، خوب، و پرجاذبه است. این عضو با به نیز گفت: اسم جالب است. الف لام حروف مقطعه قرآن اسرار در آن نهفته است و نشان دهنده این است که (ره) جامع و سرّ تاریخی است که به آسانی همه وجودی اش قابل نیست و تمامی این ابعاد، نیازمند گذر زمان است. اگر جز خدا کار کند، اینطور بار نمی آید. وی اظهار کرد: هوشمند و عقلانی رفتار می کرد. یکی از شعارهای مجاهدین خلق انحلال بود. پس از پیروزی وقتی به کشور آمد، هوشمندانه از خواست که لباس را بپوشند و درجه را بزنند و به سرکار خود بازگردند. با مواردی خرافات، موهومات، سحر و جادو سخت مخالف بود و در این روشنفکر عمل می کردند. حجت داد: اینکه در شرایط جنگ که با کوپن ارزاق و مایحتاج خود را دریافت می کردند، بمباران می گرفت، از جوانان شهید شدند، ولی با این حال به عشق می ورزیدند، یک نکته درس آموز و ارزشمند است ولی متاسفانه به خاطر عملکرد ما اعتماد کم شده است. مشکل اصلی ما داخلی است چراکه تا حدی توانسته ایم بر خارجی خود فائق آئیم. با اتکا به خدا آنگونه عمل کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : مقاومت
​گجت پوشیدنی با قابلیت خواندن افکار ساخته شد

​گجت پوشیدنی با قابلیت خواندن افکار ساخته شد


به تقریب، MIT در ماه سال با یک در کارشناسان فناری را به خود جلب کرد. در این او در های در های می کرد و یک گجت به سمت خود نصب بود. در از در حال پیاده روی در دوچرخه های آن که لب به متن روی می شوند: چند یک در می گوید: 10:35 صبح. در ای در حال از یک فروشگاه است که قیمت چند کالای خریداری شده روی نقش می بندد: مجموع 10.07 دلار را پخش می کند. در ی نیز این MIT با ذهن خود نشان گر را در یک کنسول ویدیویی می دهد. در سال 2016 از دهلی نو به Media Lab MIT آمد. ی او گجت های بود که را به ی ما کنند. این گجت ها با هدف بی از به و حتی خاص می شدند. های مرتبط: با ذهن تک تک دست با ذهن گجت دو سال تحقیق و است. این به صدا یا ایرباد، به قدری شده که او را دارد. حتی گفتن یک با از این تاکسی اینترنتی رزرو می کند. خود را با شریاس، MIT است. بر این، هم کلاسی های او در دپارتمان Fluid و هوش پتی ماس در ی این گجت با او اند. در این در شکل خود با سه شده که با به فک می شود. در بخش این آن را به می کند که آن را مغز می خواند. که ما و با از های 80 بار به آن می کنیم. ی این که هیچ به نصب در بدن و می با دقت بی را کند. که این و درک بود. با چند ماه پس از ی ای با داد. این در طبقه ی پنجم مدیالب و در دفتر و اشتراکی او با محققان، شد. به طولانی معروف اما پس از شدن و تازه اش و هجوم رسانه ها مصاحبه، در انتخاب جملات و توضیح های شده است. او علاقه ی شدیدی به هوش و است ی جامعه ی بشری به با ها وابسته بود. با کامپیوترها معایب متعددی با های در حال 2.5 نفر از این ها حمل ونقل، ارتباطات، و بسیاری می کنند. در این میان شناخت ها با از نیز به روندی شده است. است مغز بیولوژیکی ها نزدیکی با مغز پیدا است اما راه در پیش دارد. ی این که های هوشمند امروزی، را بیش از وسیله ای کمک به عامل حواس پرتی اند. به ما با بی نهایت، خود را به هوشمندمان معطوف کنیم. به صفحات به چشمی و نیز یا نمی شوند. در این ها، ما را از دور و به می برند. به فکر است که ها با هوش را به به دو نیم کره ی مغز با کند. ها می را با هر از خود کنند. است به یکی از بخش های بدن ما شدن به های شد. او را ی این می داند. در خود را چند کرد. ی اول این که به چرا که و نیز نیست. با آن و باشد. در های صدا را می شد. ی مهم که با به با به دست بخش در را کرد. های را از می کند و با بخش مغز ندارد. به تر را که بگیرد. این به هیچ کار می کند در پیش از این ای با را اما همه ی با ها و اند. به با یا با یک که حس ندارد. به نمی در طرف چه کسی در که ها در ما به گوش می دهد. با به به فکر که ها را باشد. از تا است که به در ها جای می گیرد. او با باز به می کند و از شدن است. این خود جسم را به جای به یک کرد. او مغز را به یک در نظر که یک ی را به کار می اندازد. این و های ما را می کند. به مغز می یک را یک پالس را با اندازه ی از بازو به ی موردنظر می فرستد. این های را و کافی است مکان و چگونگی را بدانیم. در خود به این رسید که در با ی با و به را شکل می دهد. او می در بلندصحبت مغز فرمان را به بیش از 100 در گفتاری می کند. در مقابل، با می (کلمات را در ذهن خود می سازیم)، فرآیند به تضعیف شده می شود و تحریک می شوند. این در شکل می که را می آموزد. ی جالب این که این دهی در میانه ی قرن 19 مطالعه و اکنون به ی یک فعالیت شناخته می شود. در ی تحقیقات، را به این ظهور از ی فرد تعلیم می داد. فراموش نکنید که ی منجر به های از مغز می شود. دریافتی ای را که در عمق دهان و گلوی است (حتی ماهیچه)، کند. حرکات خفیف را در اثر های مغز می دهند ی ساختار مجهز به 30 بود که به و فک فرد نصب می شد. این سنسورها، های عضلانی ایجادشده در با خود را می کردند. سپس نرم اختصاصی شد تا این ها را به کند. این بود که هیچ را ندادند. سخت و نرم خود را به بود اما های شده ها ضعیف بودند. در این مرحله، ترین راه فرضیه و کاربرد بود اما می را از مکانی هرچه تر به کند. در او را جابجا کرد، حساسیت را داد و نرم را نیز بازطراحی کرد؛ اما هیچ نشد. در یکی از شب های و در آپارتمانشان در کمبریج بودند. را پوشیده بود و نیز را می کرد. را به ای آماده که ها را به زنده و در می توانست ی دقیق هرگونه را شود. تا دیروقت به پرداختند و که را دو بله و خیر بود، چند ساعتی به با آن بود. در هیچ ی اعتنایی به دست نیامد. در آخرین لحظات یک روی مانیتور کرد. در این می گوید: در این را باور نکردیم. من پشتم را به برادرم و بار را کردم. یک بار تغییری در کردیم. اما باز هم بر این که اشکالی در سیم کشی ها پیش آمده است. مطمئن که این یک نویز درون است. را یک دادند. در برادران به این رسیدند که شکل گرفته است. این را با دیوانه وار توصیف می کند. نهایی ی سخت و تیمش دو سال برد. تلاش می تا محصول، پوشیدن آن را و نیز به ای جانمایی که ظاهری باشد. با حذف (که به عقیده ی خودش، رفتارهای را تحت تاثیر می دهد)، بازخوردگیری را از اتصالات استخوانی کرد. به ها، به استخوان های شنوایی می شوند. به محض این که ی های حل شد، به فکر ی مجموعه ای از که با از آن، را درک از ها آموزش دهد. این مرحله دشوار بود. یک نفر در را در ذهن خود مرور می کرد تا را بیاموزد. در حال ی 100 است. این اعداد 1 تا 9 و دستوراتی دادن، کم و غیره است. 100 است پس از و شدن ها از عواقب این یافت. نظر یک در ای در این منطقی را در از بین رفتن حریم خصوصی ابراز بود که در نتیجه، پدیده های پلیس دور از انتظار بود. و استادش ماس نیز به این ها را درک می کنند. است که به سازنده می های نامناسب را در بخش غیرممکن کند. او اصرار که ذهن را نداشته و داشت. به او این را به ای است که به های دهد؛ که به خودآگاه و می شوند. به بخواهد تا بتواند با مغز خود برقرار کند. نقطه ی تمایز با عینک گوگل است. این دوربین ندارد؛ چرا که نمی گجت او اطلاعاتی بیش از آن چه می خواهد، جمع آوری کند. گجت ذهن Alterego در هوش می گوید: هوش به تنهایی بد اما بحث در سوءاستفاده از این دارد. ما در فکر ی یک هستیم که با تدوین شده باشد. به دلیل از اساس، و شد. ما از همان طراحی، خاص آن در نظر داشتیم و این را در مراحل حفظ کردیم. این که مدتی را نیز در ی پزشکی هاروارد به تمایل به به کارگیری آن ناتوان دارد. به به آلزایمر با از این یک کمکی در حافظه خواهند داشت. به چون این های را می در کمک به بیمارانی با مشکلات ناتوانی در یا شنیدن، قربانیان سکته، به ALS، لکنت و مبتلایان به اوتیسم، در با جهان موفق بود. عملکرد ی آن را از 100 عدد دهد. بر آن، او به های بیشتری تا در شرایط و با باشد. با به این او است بود که درک و از آن را باشد. ی دفاتر مدرن و روشن مدیالب، پر از از که در تصورات ما (ذهن و کامپیوتری) نمی گنجد. پروفسور ماس و تیمش، انواع روش ها و راهکارهای از هوش ها را در این ها بررسی و ارائه می کنند. ماس اعتبار در و خیال پردازی ها و امیدواری نسبت به نیز او را به استادی عالی است که افرادی را به تحصیل در MIT و در او می کند. او است که باعث می شود ما رویاهایمان را به حقیقت پیوند بزنیم. این دانشگاه، یادگیری زبان های جدید و حتی یادآوری اسامی و اجتماعی را نیز متصور است. گجت گر سامسونگ ماس در این اختراع، تفکری فراتر از دارد. از نظر او، در و این با ابزارهای ضربان قلب، دمای بدن و عرق بدن، می توان از آن کرد که ما را در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده ی راهنمایی کند. به در حال چرت زدن در محل کار هستیم، می از بوی نعنا کند. حتی رفتارها نیز این اصلاح هستند. به به خوردن غذا یا کیک می شویم، از بوی بد شود که ذائقه را از بین ببرد. در حالتی اضطراب می شود و مثبت را به مغز می کند. که شنیدن نیستند. این گجت به گرهای ای از را می کند ای که ماس می تصویری متفاوت با دانشجویش یعنی است. ای که صحیح تری به سمت کسب درآمد و دارد. او است اگر بتوانیم موجود در وب را با مغزمان کنیم، تصمیمات خاص و عمل به ممکن بود. می در ای به اتفاقی دلاری بدل شود. این اتفاق با آن به سازمان های نظامی یا حتی غول های فیسبوک و آمازون میسر شد. در حال مالکیت معنوی این نیست. مشخصی این ندارد. او است پس از ترک MIT می حق امتیاز را با خود اما برنامه ای این کار ندارد. او ترجیح می دهد که در محیطی آکادمیک باقی بماند و به و درآمدزایی از از پیشرفت لذت ببرد؛ که است ها را بخشید. او را فرزند خود می و دوست تا انتها با آن باشد. این است که اگر یک نفر ی او را کپی و استارتاپی این تاسیس چه بر سر او و تحقیقاتش آمد؟ پاسخی این و ذهنش نیز نیست! نظر شما چیست؟ آیا جایگزینی ما با شد؟
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نقش جنگ و کوهپایه‌های سبلان در شکل‌گیری شخصیت نویسندگی بایرامی

نقش جنگ و کوهپایه‌های سبلان در شکل‌گیری شخصیت نویسندگی بایرامی


به گزارش خبرگزاری (ایبنا)، 1340 در ای که تالیف ده ها و در های و و را در خود دارد. وی با کوه مرا صدا زد از قصه های خرس و کبرای آبی و همچنین سال را از آن خود کند. لم نیز توانسته سال و غنی پور را از آن خود کند. های دره شصت ، هفت روز آخر ، بعد از ، باغ سبز ، ملخ ، بال ، پل ، از ، ، آتش به و خورشید در سامرا نیز ازجمله این است. به عباسی، نویس، ای است که بعد از کار خود را شروع و از نسل پس از است. به بهانه چهل سالگی اسلامی، در نوشتاری که پیش روی شماست، سعی شده به زوایای قلم و از شود. به نظر شما شکل از کجا می او خود را در های و تا که اش در جنگ است. و ای که در آن شده و در ساز و می گفت در جنگ و در ای سبلان، در شکل تاثیرگذار است. به گمانم در ذهن هر ای چند و مهم و خاص زمانی می شود و او را رها نمی کنند و اش تا حد بر آن اساس شکل می گیرد. یک جریان متمایل به چپ مارکسیستی، دهه 20 تا 60 را تحت داد. ما با این که از نمودهای آن عدالت طلبی و است. های ولی تحت چپ است. از های در می و او ای است که می ولی تحت چپ است. این یک مهم در است و او با را از چپ است. بیش از بر و نوع خاص به در های دارد. او این است که به و دارد. از است که است. بر شکل های و است. و دارد. چون این در و حول و به جنگ این در ای دارد. در هر دو و و دارد. با این او را می به در دو سطح و است. اثر او در با قصه های با چاپ های یکی از های این پس از است. های در و اما با این را به می شناسیم. جزو است که در هر دو عمل و و به های و است. باغ سبز رمانی با مضمون اجتماعی و است که آن با پیوند می خورد. این را چگونه می بینید؟ اثر او باغ سبز باشد. این در محدوده جغرافیایی و دوران اش شکل می گیرد. البته وقوع به قائله دموکرات در حدود دهه 20 شمسی گردد. این از نظر شناسی، روایت، پردازی و پرداختن به های یک مهم تاریخی فوق العاده است. عریان و به آن است. این پیش از است، ولی با توجه به اینکه های به دهه ها قبل بازمی گردد، می آن را جزو برشمرد، زیرا امروز هم تاثیرات آن باقی است. این تا ادامه پیدا می کند. در این با یک کمپوزیسیون از شخصیت، اتفاق، و مواجه هستیم. این از جمله شناخت معاصر است. پل اثر است که تِم مقدسی و از او در این اثر در خلق موقعیت و دادن و مکان، است. نظر شما در اینباره چیست؟ یکی از بایرامی، پل است که از نظر زبانی، تمرینی باغ سبز محسوب می ولی ازنظر فضا، کار مستقل و قابل اعتنایی است. پل متفاوتی به موضوع جنگ و اصلی خودش بین مرگ و با مأیوسانه به است. در تکرار نشده، ولی به اندازه کافی می دهد او نیز ای از اندیشه و جهان بینی را است. از در جشنواره های اند، مانند آتش به و هفت روز آخر که هر دو به سال های پایانی جنگ و مرتبط و با های شخصی است. آتش به دارای فنی و پیچیده و هفت روز آخر روایتی به خاطره گونه است. در ای به مهران در سال های پایان جنگ ماجرایی را به دو شکل در دو مذکور است. لم کتابی است که های مثبتی از و جوایز را نیز به خود اختصاص داده است. این حال و هوای قومی- و جنگی که از مرزهای و در دجیل در رُخ می دهد. با این وصف آیا می این اثر را جزو به حساب آورد؟ لم تازه اثر است که به جلال، سال و غنی پور در سال 95 شده است. این برخلاف او که یا در های یا در جنگ در و غرب می گذرد، آن در می افتد؛ ای ظاهرا نفرین شده و رویش گیاهی که شکل دهنده نام نیز هست. این پسری است که به دنبال آب مزرعه خود، متوجه دختری و او می شود که جلوی آب را بسته و در حال آبتنی هستند. با همان عاشق می ولی مشکل اینجاست که سنی است. تقابل بین دو و سنی در آن هم در موجب مخالفت دو با این عاشقی می شود. این با است. بسیاری این را در زمره می دهند در حالی که مسائل و در و تا که می دانم ماحصل سفر به است. لم از نظر فضا و شکل از اوست. به نظر من متعلق به بعد از باشد. در این شلوغ بازاری که برخی که نیستند و آثارشان پشت سر هم وارد بازار نشر می و باید دیده و معرفی شوند. در این پرونده بخوانید ای توانا و متعهد به ارزش های و شیرزادی فراجناحی و کاملا وفادار به است مهدی کاموس:علی موذنی سیر متعهدانه روشنفکری را طی است
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
برگزاری جلسه هم اندیشی راه اندازی مرکز رصد روند توسعه صنعت کشور

برگزاری جلسه هم اندیشی راه اندازی مرکز رصد روند توسعه صنعت کشور


جلسه هم راه رصد (صدای صنعت) با اقتصاد شبکه یک سیما، مسئول و روابط عمومی سازمان بسیج مهندسین صنعتی برگزار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : ورزشی
​برگزاری سمینار «امام علی؛ صدای عدالت انسانی» در سوئد

​برگزاری سمینار «امام علی؛ صدای عدالت انسانی» در سوئد


به این نهم ماه سال به عید از ساعت 18:30 تا 20:30 دقیقه در مصلای مرکز اسلامی علی(ع) به شد. علی(ع)؛ به و شده است و و ها و در این در می یابند. نظر جرج جرداق، نویسنده علی(ع)؛ ، 50 سال پس از انتشار چنین است: در این روزگار به علی(ع) و باورها و مواضع و نقش و بزرگ و عظیم او و او، از بزرگان حقیقت و توجه به بیش از هر زمان و دوران دیگری به علی(ع) و اوست. این موضوع را هر که وجدان بیدار و درک درستی داشته و به امور خواص و عوام به نیکی نظر کند درمی یابد، فرق نمی کند که این فرد به جهت عقاید و عاداتش از گروه از ها و از ملیت و در کجا زندگی کند .
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!

روی «گسل سیاست» با عبور از «هفت سنگ» قلابی!


به را می یکی از های که سال ها پیش با فصل دوم یک شهر و های شب تب سرد و راه بی را که از در ذهن شکل بود و را با قصه های خود همراه سازد. بعد از مدتی پشت دوربین قرار و در خود از های اش و رنج را سوم کرد. که قصه ای تلخ با داشت و زوج کامبیز دیرباز و سام به خوبی از پس اجرای آن برآمده بودند. از هفت سنگ سخت دومین این در یک بزرگ بود. هفت سنگ کپی ای از یک خارجی بود که اصل آن، به لب می اما ها از بود و به طور کلی هیچ نداشت. و تا در گسل به قلم و اش است و می دهد هر چه راه و این به سمت است. گسل که این از آی و در حال پخش بار 1396 از یک روی رفت و به های اش سر و به پا کرد. یک گسل گسل قصه یک به اسم با است که در سمت در یک به نام و های پاک کار می کند تا به یک می دهد. او اما رو دست های پشت نمی و به مدد اش با سام در پی های و است و در این های می شود. از نام ها و های و حرف های در زرق و برق طنز است که یک حرف ها و ndash; اش در عین دور ماندن از گزند سانسور و یا برچسب خوردن به حمایت از گروهی می کند. این است که رساندن گسل به سر منزل مقصود برگزید اما به سبب آنکه این در نوع خود از های تلویزیون بود باز نتوانست بی حرف و حدیث و منتسب آن به این و آن مسیرش را به آسانی طی کند. در حقیقت در اندک که به مسائل و روز جامعه می پردازند، گسل تر و شجاعانه تر عمل کرد و خط قصه خود را بر این دست معضلات و انتقادی به آن ها بنا گذاشت و حواشی و داستانک های دیگری چون عشق و دختر را هضم راحت تر حرف هایش چاشنی اثر کرد. اسطوره های نیمی از کاراکترهای گسل به ویژه نقش های مثبت آن، آدم های دل و گاه حتی با بلاهتی هستند که به در دردسر می افتند و دردسرها های در ایجاد می کند. این ویژگی از شخص اول یعنی آقای تا و دخترش نمود دارد. این نوع در راستای و به منظور نشاندن لبخند بر لب عمل کند اما با نگاهی دقیق تر و طبق تعریفی که از در طول به بیننده ارائه می شود، پذیرفتنی نیست. در واقع یکی دانستن پاک دستی با بی تدبیری و سبب می شود که پنداشتن و در سخت و البته لوحانه به نظر برسد. سام که می شناسیم سام که در رنج به عنوان یکی از دو قصه حضور داشت، در اینجا هم نقش محوری دارد. روزهای نخست حضورش در قاب را بیشتر با در نقش های منفی و مرموز رقم زد اما پس از رنج بود که از شکل در ذهن مخاطبانش و توانایی خود را در ایفای نقش های داد. مسیر تازه آنقدر او خوش یمن بود که تا آن را حفظ و در این راه به پختگی رسیده است. در گسل نیز درخشانی، نقش ارشیا را می کند؛ مثبتی که ضمن هایش، همانطور که اشاره شد گاه شدیدا پخمه است و رفتارهای ای دارد. نقشی که با اغماض می آن را شبیه نقش که از این بازیگر پیش تر و پس تر در پژمان یا سینمایی خوب، بد، جلف دیده ایم. در نهایت آن که می گفت با همه ظرافت های پیش گفته، این آی انتخابی و سنجیده است و غیر اما آی را با یک خوش ساخت و پر از های شیرین و طنزآلود و متن منسجم و دیالوگ های جذاب، سرگرم و قدرت سازان را به نمایش می گذارد. مهرآوه مسعودی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
رژیم صهیونیستی برای توقف جنایات خود تحت فشار قرار گیرد

رژیم صهیونیستی برای توقف جنایات خود تحت فشار قرار گیرد


نیویورک- ایرنا- در ملل از تا امت و گفت: این باید اقدامات عملی برای تحت فشار گذاشتن رژیم صهیونیستی در توقف جنایات علیه فلسطینیان، انجام دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رونمایی از کتاب مکتوب و صوتی «داستان رستم و سهراب»

رونمایی از کتاب مکتوب و صوتی «داستان رستم و سهراب»


به ایران (ایبنا)، از و و روز (4 مردادماه) در می شود. این با نشر نو، و های می شود. اثر نظر و شرح و در اثر را در بر می و دو لوح به این اثر را هم می شود که با صدا و و شده است. این اثر با تهامی و گویندگانی چون ژرژ پطرسی، چنگیز جلیلوند، افشین زینوری، زهره شکوفنده، مریم شیرزاد، محمود قنبری، اکبر منانی و حمید منوچهری انجام شده است. علاوه بر مذکور، ایرج پارسی نژاد و شاهین فرهت نیز در از این اثر خواهند داشت. علاقه مندان برای در این می توانند از ساعت 18 روز (4 مرداد ماه) به سالن فروسی واقع در استاد نجات اللهی، تقاطع ورشو مراجعه کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 33

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف