صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب علم،



15 مسئله درباره آموزش فلسفه در حوزه‌های علمیه

15 مسئله درباره آموزش فلسفه در حوزه‌های علمیه


بحث و بر علم و علم به و و ذات برای علم و بعد شناختاری امری است که طلاب ما هم دارند گرفتار آن می‌شوند. باید علت را بجوییم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
تفاوت‌های علم حصولی و حضوری

تفاوت‌های علم حصولی و حضوری


چکیده علم و از مهم است. از این رو، بسیاری از بدان اند. یکی از معاصر، طباطبائی(ره) است که علم و و با آن را در ابعاد گوناگون داد. سایر علم را از سنخ می داند. آن را در است. در این مقاله، علم در بُعد وجودشناختی آن و های گوناگونی که بر آن شده است و نیز علم به علم در طباطبائی(ره) شده است. ها طباطبائی(ره)، علم علم علم به علم در این به چند می شود: 1ـ نو صدرایی (فلسفه معرفت) دارای دو است: الف) شناسی. ب) (ر.ک؛ جوادی آملی، 1378: 23 و 24؛ نیز ر.ک؛ 1388: 19 و 1390: 348). بر ای، این ریشه در حیثیّت دوگانه علم دارد: 1ـ و علم. 2ـ وجه گری علم (ر.ک؛ 1379: 33 و 1388: 26). از یا و علم و آن سخن می گری علم را می دهد (ر.ک؛ 1390: 348). با هر دو علم هر یک خاص را می دهند. از این رو، به سبب به می پردازد (ر.ک؛ اکبریان، 1386: 677)، اش متعلّق به در ضمن آن به مسائلی چون نیز (ر.ک؛ 1390: 348). 2ـ با قبل هم در و هم در روش متفاوت است. پیشین علم و را از فعّالیّت نفس می (ر.ک؛ ابراهیمیان، 1372: 31)، علم و را از گری آن از و نحوه این گری مطالعه است. در روش، مشّائین علم را در طبیعیّات می و بر مقدّماتی از علم النّفس مبتنی بود و نظرات صدراییان واجد مقدّمات در بیشتر بر و دو اصل دارد. از این رو، نوآوری اصلی پردازش ای شناسانه است که به تحلیلی & حیثیت حکایی ادراک& را خویش است. البتّه بر دو مبداء تصدیقی که از آن به اصول یاد می بر و مبادی تصوّری خود و به شصت و را و می کند (ر.ک؛ 1379: 75 و 1390: 349). 3ـ در با & معرفت& شده است. گر و است. از این رو، نه علم و با می از است. بر و ولی را در است. او در و بر اصل این را است (ر.ک؛ 1379: 177؛ 1389 و 1390: 350). 4ـ از به و علم و را در & مقولات& اند و در ذهنی. از این رو، حاج در این پنج را است (ر.ک؛ 1413ق.: 487ـ484). الف) پیش از علم را کیف می (ر.ک؛ ابن 1391: 144ـ140). ب) فخر علم را از علم و است نفس و (ر.ک؛ فخر 1410ق.، ج1: 331). ج) نصیر در علم را از انفعال در دیگری آن را از فعل به شمار است (ر.ک؛ طوسی، 1345: 20 و زاهدی، بی تا، ج 2: 216). گفتنی است که اگر علم را در دانستیم، چه آن کیف باشد و چه غیر آن، حقیقی علم امکان اگر علم را از بدانیم، آن به جنس و فصل، ممکن نیست. از این رو، شمردن علم توجیه می شود (ر.ک؛ صدرای شیرازی، 1387: و هشت و و نُه). پیش از علم را در اند، در عین علم را اند (ر.ک؛ همان). د) و متعالیّه، علم را از اند. از این رو، آن را می دانند. و را می ما هم علم را نزد و آشکارا می و هم معنای و ما بداهت دارد. از این رو، علم نزد ما ها است و بی از است. در واقع، & علم از ضروریّات عقلی است و از طریق وجدان، قابل درک است. آن نیز است و آن نیازمند نیست. ما در این فصل بر آنیم که از های بحث و جستجو به عمل آوریم& (طباطبائی، 1432ق.، ج 2: 153). 1ـ و علم با به اینکه به نمی علم ارایه کرد، آن را است: & فالعِلمُ حُصُولُ أَمرٍ مُجَرَّدٍ مِنَ المَادَّه لِأَمرِ مُجَرَّدٍ، وَ إِن شِئتَ قُلتَ: حُضُورُ شَیءٍ لِشَیءٍ: علم عبارت است از حصول از از و نیز می گفت: چیزی& (همان: 158). چگونگی به آمدن و علم می نویسد: & مشاهده و تجربه به ما اند که هنگام به کار بردن حواس، در نتیجه تأثیری که در سلسله اعصاب و مغز ما می عکس العملی در ما می شود که با به کار انداختن شده است و با بازداشتن از کار، از می رود. مقارن این را به نام & ادراک& می (طباطبائی، 1374، ج2: 96ـ95). 2ـ علم علم و آن، از مهم در است و جایگاه ای در و با آن دارد. از این رو، این و خاص گرفت. مکاتب در نیز به علم و آن کامل اند و هر یک به نوبه خود در تبیین، تنظیم و تحکیم آن کوشیده اند. و متعالیّه جدیدی را اند. نیز آن را پذیرفته است و در سیر تکاملی آن، نقش جدّی است. ایشان علم را به و می کند و در و است: & از اینجاست که فلسفه... علم را به دو قسم می نماید: 1ـ علم حصولی. 2ـ علم حضوری. به زبان فلسفه، علم است پیش و علم است پیش عالِم& (همان، ج1: 129). او علم را علم به و علم را علم به هرگاه به علم و باشد، قطعاً نزد خواهد بود. نزد عقلاً از دو حال بیرون نیست: اوّل نزد یابد. این علم است. دوم نزد گردد که این علم است (ر.ک؛ 1432ق.، ج2: 154). وی نیز علم را که با خود نزد است: & علم حضوری... که آن با خود نه به و عکس، پیش با خود را یافته است& (همان، 1374، ج 2: 47). به سخن دیگر، علم است که عین پیش است و کننده خود را می علم نفس به ذات خود و وجدانی و خود. نیز علم را که در آن واقعیّات را در قالب صورهایی می یابیم؛ علم است که نزد نیست، بلکه فقط و تصویری از پیش علم نفس به موجودات خارجی، مثل زمین و آسمان... (ر.ک؛ همان: 44ـ43 و 1390: 90). 3ـ های علم و های علم و در فهم های ضروری است: 1ـ علم بدون ولی علم با و صور است. 2ـ علم علم به علم علم به و در علم شئ و وجودش نزد است و در علم که از و شیء می گردد، نه خود و شیء. این یا است یا ماهیّت؛ یا از سنخ جزئی است یا کلّی. در یا از سنخ ماهوی است یا از سنخ و منطقی. 3ـ علم به ذهن ولی در علم ذهن و صور دخالت دارند. 4ـ در علم علم عین ولی در علم علم غیر از است. 5ـ در علم خطا ولی در علم خطا دارد. 6ـ علم اصل ولی علم فرع؛ اگر علم نبود، علم نیز نخواهد بود، چراکه علم به & من& ، & من& و احساسات & من& مقدّم بر هر هم از نظر سیر پیدایش علوم و هم به و شناختی (ر.ک؛ 1390: 92). 4ـ و مصادیق علم نظر اقسام و علم علم هر جوهر به علم به کارهایی که در دایره وجودیش اتّفاق می افتد، علم نفس به قوا و ابزارهایی که به وسیله کارهای خود را انجام می دهد، علم به آنچه در قوای احساسی ما منطبع می شود، ع
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف