صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب غلامرضا



تصویری از طرح استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی

تصویری از طرح استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی


غلامرضا تاج از طرح علی را در صفحه اینستاگرام خود به اشتراک گذاشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : سایر موضوعات
نامه استیضاح آخوندی به هیئت رئیسه مجلس تقدیم شد

نامه استیضاح آخوندی به هیئت رئیسه مجلس تقدیم شد


غلامرضا از از برای استیضاح وزیر راه و شهرسازی خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : سیاسی
تغییر آیین‌نامه شورای صنفی نمایش به نتیجه نرسید/ اکران «دعوتنامه» به جای «آینه بغل»

تغییر آیین‌نامه شورای صنفی نمایش به نتیجه نرسید/ اکران «دعوتنامه» به جای «آینه بغل»


غلامرضا گفت: شورای صنفی نمایش به نتیجه قطعی نرسیدیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : فرهنگی
ثبت قرارداد مربیان جدید سپاهان (عکس)

ثبت قرارداد مربیان جدید سپاهان (عکس)


عباس و زاد که با نظر به جمع اضافه شدند امروز باحضور درهیئت فوتبال اصفهان قرار داد خود را ثبت کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری ایلنا
موضوع : کل اخبار
نامزدهای بخش شعر بزرگسال دوازدهمین جشنواره شعر فجر اعلام شد

نامزدهای بخش شعر بزرگسال دوازدهمین جشنواره شعر فجر اعلام شد


هفت اثر به و به مرحله‌ نهایی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر راه پیدا کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
عادت‌های نوشتن مهدی حجوانی/ هیچ علاقه‌ای به ادبیات کودک نداشتم

عادت‌های نوشتن مهدی حجوانی/ هیچ علاقه‌ای به ادبیات کودک نداشتم


خبرگزاری (ایبنا)_ملیسا معمار:در و و آن به جدی به از صد سال می رسد و نیازمند های ای در و تخصصی، در های و و و است. از نویسندگانی است که در طول سال های طولانی ای در همه این ها و توانسته بعد از گذشت بیش از 30 سال جدی و در این کارنامه پرباری از خود به جا گذارد. و ، ماه نقد و ، و ، لاک پشت و ... همه از نام است که را به یاد ما می آورد. به این در صبح یک روز سرد بعد از او را که چند در منزلی و بی ریا در غرب و با او گفت وگویی صمیمی و در طول سال های که در می خوانید. چه شد که بعد از این همه سال بالاخره با هم گفت وگو کنیم؟ شما لطف دارید. با من این قدرها هم اهمیت ندارد. می دانید، حرف تازه زدن است. تر که می کردم. کم کم با سخت به این که و ها و ها شده اند و یک و پر شود. پس اگر ما می نه به و هنر نه به و نه به های مان. از از همه حرف ها را چاپ نمی و یا سردبیرانشان نمی گذارند همه حرف ها منعکس شود. هم به نمی رسد. نکردن است. من طی هشت سال انزوا شدم و به کمای شدم. هیچ وقت بی کار اما امیدم به امور قطع شده بود. حالا محافظه کارتر شده ام و فکر می کنم ما به این امید محکومیم. بار چه و با شعر و قصه و بطورکلی اگر به عقب برگردیم، من در راه مولوی متولد و در قصرالدشت و بعد از آن در شدم. مادربزرگی که بلد و فقط می کرد. او هر شب قصه و را به من می گفت و من با بلد نمی ولی می شدم که چه می گوید. هم بود. که مرا در می می امن جای جاست. می ما را ما بود. ی و هم ی قصه شده بود که همه یا بخش از قصه را شوم. . از می فقط این قصه را و نمی آید قصه از او باشم. و این قصه را می گفت من فکر می لثه که روی هم می آید در دهانش است و به او می من هم می خواهم. در امروزه توی های شیوه ی قصه گویی می گوییم قدر که بچه ها در یک امن و گرم باشند و توی گوششان به آرامی قصه گفته شود حتی اگر از قصه نفهمند باز هم است. این من با قصه بود. اما بزرگتر که شدم در سال های 1340تلویزیون لامپی و و به ما آمد و من تا پیروزی انقلاب، 17 سال و سریال آمریکایی در ژانرهای کارآگاهی، تخیلی، کمدی، کابویی و خانوادگی دیدم، مثل پیتون پِلِیس ، ، مرد شش میلیون دلاری ، خفاش ، بتمن ، آیرون ساید ، چاپارل ، ، راهبه ، غرب وحشی ، شاه پریان ، افسونگر و بالاتر از خطر و کارتون مثل عصر حجر ، پسر دریا و شزم و های که نیست. این با هنر، و پردازی شدم. در آن من به می و پایه های ضعیفی همه فکرم در پاییزی این بود که عصرها چراغ ها می بخورم و ببینم. ما و سرد بود و من سردم بود و گرسنه فقط یک اتاق توی با بخاری نفتی گرم می شد. پول تو و بچه ها هم در اولویت نبودند. می ؛ ما نداشت. ما مادرمان بود. مامان فقط به این فکر می کرد که به بچه خوش بگذرد، عذاب بود و خوب من از بود که نان و می و ما نان و و چای می و مشق را پهن می و هم که را کند و به ما گیر که بچه سر درس و مشقت! خدا کند آدم و سخت بود. چند اما بود و خط هم داشت. اما های را تلخ بود. سر حال بود شعر بیش از حد و را نمی از صید بود و ما می کرد و ما را حفظ بودیم. می کنم ای کاش ما یک پدر اگر ما می کرد ما از و را حفظ می شدیم. که به می یا نمی در به نام پیک که به نام رشد است. پیک گرا و بود و که حتی ما که بچه های و به ها فهم و نمی با پیک کنیم. از ما پیک دو پول می و می و ما نمی چرا این را که با پول آن می های مثل و و بخریم. که از پیک آخر و پشت بود. پیک را از آخر می خواندم. آخر قصه های ازر را با قصه های من و می کرد. قصه متن و 8 تا 10 دار بودند. جهانشاهی که در پیک کار می کرد متن می نوشت، چون فکر می بچه های به آن سطح از بصری نرسیده اند که از هم گذاشتن تصاویر بتوانند مطلب را بفهمند. هم بعد از 50 سال فاطمی آن ها را می کند و دارد. من در آن عاشق بچه ها بودم. بچه ها را می خریدم و همانجا، دکه فروشی، می و آن را می خواندم. بچه ها، بود ولی پیک محور. علاوه بر پیک و بچه ها که در اختیارتان های شعر یا هم می خواندید؟ در آن به شکل نگرفته بود و با سه سازمان برنامه ریزی آموزشی، و در دهه 40 شکل گرفت. آن که فقط بچه ها کم بودند. از ها و هنرمندان بزرگسال آن نادر غلامحسین ساعدی، کیارستمی، رضا احمدی، سیاوش کسرایی، امامی و مجابی و نقاشانی مثل نور الدین زرین کلک، و مثقالی، دادخواه و درخواست می کرد تا و کنند. آن ها و ولی به گام های اول در چاره هم نبود. های و هنرمندانه اما کاملا بود و ما نمی با آن ها کنیم. مثقالی هم در ای که در ماه و با او به این کرد که در آن ما نگاهمان بود و به این که اصول و و را بشناسیم و با که در جامعه داشت، و برخاست باشیم و تولید کنیم. از من از درس و متنفر و بودم. در هم ها را می متقابلا هم می کردند. اول تجدیدهایم شد و هر سال سه یا می آوردم.. دلم بچه های درس می سوخت و می چه معنی در بنشینی و درس بخوانی! ما می و های ما با عناصر چهارگانه طبیعت آب و با دو خاک و آتش گره بود. ابتدایی که از مسافت را پیاده می تا شهرآرا و توی مسیرمان خطر رودخانه و سگ های هار بود . در ی دبستان ما نه در و نه با نبودیم. بخش در قصه بود. ابتدای سال که به ما می دادند، می و در عرض یک همه های را می و از تصویرسازی لذت می بردم: حسنی و گاوش ، کبری ، کوکب و فقط چند بیت اول باز باران با ترانه گلچین گیلانی و قصه منظوم روباه و کلاغ. در من توی شدم. منفی کنیم. در قدیم مفهوم و های یک حتی اگر مستاجر سال ها در هم می و همدیگر را می شناختند. تو شدن های را هم داشت. در از تا آریاشهر و اردشیر بابکان با چوب و مقوا جمع می و سیب زمینی کباب می و در جیب می چپاندیم تا وقت ظهر بین 12 و 2 نان و با چاشنی ای بخوری و بعد هم و آزاری. اوقات های ام را در کشوی میز می گذاشتم و با به نمی بردم، چون ها را لایشان را باز کنم با به می آوردم. چه بود! در و با توپ بیاورم و یا با بچه ها توی چمن های بلوار آلستوم بگیریم. دیر به می رسیدیم و سرود صبحگاهی را توی حیاط از دست می و در عوض ناظم طاهری که الحق رشید و بلندبالا بود به ما خلاف کارها با شلنگی دردآور صبح به خیر می گفت. می دانی! به نام درس نبود. به دوم و سوم که یکی از بچه محل به نام و از باب به در می ولی ما نداشتیم. و شیک و توی و و مهر و روی ها و روی که بود می که من بود ولی هیچ وقت یا که ها با ما حرف و کند. این نکرد. که در چه بود. یک بود که با را با به می برد. من در آن از این لذت تا که که بخش و و را و از و و به چاپ چاپ کردم. در هم که مرا کرد. این ای بود که و دور از اش در می و اش می که فکر می کرد نمی در که ها هیچ وقت به دست اش نمی رسیدند. من شدم. شدم جست وجو تا این ها چه کسی بوده. شدم که کار است و در پیش از بچه ها شده.ما بعد از سال ها آن را هم را با توی درآوردیم. این کار دین به این دو بود. میل و به چه در شما شد، آیا در بود یا بعد از آن؟ من در می و که بود از این می کرد که شده این خوب می نویسد! می آید که می می شد ولی فقط با سر و مرا می کرد و نمی گفت که تو بیا و را جدی بگیر. و ها در حد بود و نمی شود کسی را کرد. هست یک روز مان بود و به جای به ما بود. به تن و چون نمی در یک درس به ما ی صمد را و ما و از ما این کند. بار بود که کسی از ما می نظر بدهیم. چون در ما از این حرف ها و ما فقط حرف را که ها می حفظ می و روی می و آخر سال هم مثل و مست ها را آتش می زدیم. این را ما می من شدم که این ها نیست. ما آدم هاست. بار شد و روی که بود ها و قصه را می نوشتم. این با است. او می کند. حس می که این را است. من را و می به آن کنم ولی این کار را چون می و بچه ها مرا کنند. بچه ها توی بود. و و هیچ کس هم در نکرد. ما و را نداشتیم. شدم از و حرف را نزدم. اگر آن روز حرف می زدم آن که های چپ بود چپ می در که و در سوم و در می کردم. ما به پور می و این را می هم بود که توی ها می گشت و با می شد که من یک بار را دیدم. ما با چیز نمی پای نشستیم. می که او یک می و حرف های را ضبط می کرد و بعد را با خود می برد. از جدی شود های را شکل داد. در آن را که بود در نظر می کسب کردم. که و و و خوش پوش بود در این می کرد. فوق قصه بود و از را به و و ما ها ربط می داد و وسط می کرد که ما بچه ها بود. را می کرد که و بود. را به و لذت بخش می کرد. این سبب شد که من های که داشتند. از با هنر و غفوری. اما آن از های که در ماندند. از از و که حق است از یا تک و توک از ی ی که در بچه ها می شد. بعد از این ها و را هم بخوانم. کمی شد، در حدی که را با 14 بگیرم. که مخالف آب بود. نمی مثل بچه های شیطنت و وقت گذرانی کنم. باری که حس را یا خلق چه می آید در سنین پایین به بچه ها می که من روزی می شوم و می چیزهایی به می آید که را بنویسم، ولی نداشتم. از در ما هم کسی اهل شعر و ادب بود. خواهرم به این چون و بود اما چون فاصله سنی او با من بود و پیش ما نمی کرد، نبود. بار دوم شعر گفتم. حدیثی از که آن شعری در مثنوی سرودم و فقط جرات با خجالت آن را عموها و پسرعمویم بخوانم: ایمان بود آن گوهر اعلا ... شما دکترای هنر دارید؛ اما باتوجه به نداشتید و در دانش آموز بازیگوشی بودید، چه شد که به و مند با افتضاحی که اما در کردم. به کارخانه های مونتاژی که در شاه می خواستند را به غیرمستقیم به شهرنشینی سوق و بر همه را می که در و و هیچ کس که مرا کند تا در که به آن کنم. همه معتقد که بچه های تنبل و خنگ به می روند. ام در خرداد سال 57 در سه و ششصد شد. معلوم بود که در هیچ و ی ای حتی در مناطق مرزی نمی شدم! با آن به کاشان مراجعه و هم ولی نشدم. سال بعد از آن که شده بود که از نسلی که می را متحول کند. می کردم. گروهم را عوض و از به و بار در عمرم درس و در عرض 5 ماه همه های اول تا چهارم را در خواندم. ادبیاتم خوب بود و به علت بحث های تاریخی و فلسفی و منطق را می فهمیدم و جدا از اینها متن های مطالبشان لذت بخش بود و می جزئی از وجودم شده اند در دوم در بین نود و پنج کننده ام 192 شد و با این می های را کنم. اما تهران. بعد از دو سال و در ی نمایشی به هنر و در مهمان شدم. ها در آن مثل حبیب الله لزگی، معروفی، طهماسب، شهره لرستانی، زهره مجابی، شجاعی، مهرانه مهین ترابی، رحمانیان، رضا جعفری، علی دهکردی، عبداللهی، صفریان، چرم شیر، حسن و های که در خاطرم نمانده اند، همه تا در این بمانند و و امروز هم فعال اند. کلا من در 10 سال طول کشید. چون شد با و تعطیلی ها و جنگ و و رشته. که از شما شد در چه ای بود و در چه این افتاد؟ که از من چاپ شد طنزی به نام های بود. آن یکی از رشد بود. او کسی بود که داستانم را به او و مفصلی از ام را ام و با آن را و مرا در حک و کرد. از این ها قصه های آمد و و کشاورز آن تصاویری و در رشد چاپ شد. به ترتیب می و می شد. تان هم در شد؟ کتابم سه نوجوانانه با های و با تم جنگ بود که سال 65 شد. بخش عمده ای از شما در ویراستاری و و دارد، این از چه شد؟ در من به رضا و شهرام شفیعی، کوچکی به نام پیک قصه کردیم. من پانزده در باره ی فوت و فن ها که بچه های شهرستانی به ها پست می و تکالیفی را که در انتهایش بود می و با ما می فرستادند و اینجا در می شد. بکایی و مهناز و کارشناسان ها را می خواندند و بعدی پست می شد. چکیده ای از این جزوات به نام پیک قصه از سوی سوره مهر اجازه و من شد. که کار بود. به نیرویی واحد این که تحت شکوفه می شد. از اول سال 66 به مدت سال در کردم. اواخر من در شد با که رضا قدیمی ام می افق را راه کند و از من با او کنم. من هم در آن به نام یک خبر که بازآفرینی قصه ای ی حضرت عیسی (ع) است و به دو شده . این به نشر افق شد و هم تجدید چاپ می شود. از من با نشر افق شد و تا که 27 سال می گذرد، هم دارد. به مشاور در نشر دارم. شما ای در نقد اید و 8 سال ماه و سال ها و و ... را اید و تا به حال در نقد اید؛ شد که به این روی آوردید؟ اعتراف می کنم در آن هیچ ای به اما شده بود و ما آدم با ذهنیت ایدئولوژیک و می را زیربنایی عوض کنیم. به علت من اولش ی را کردم. م در آن با به ولی به طرف نقد چون می کسی جدی و در نقد می دهد. از طرف عقیده که من در نقد ترم. در سال های آخری که در نشر و با ورودم به نشر با از مثل امیر و تشکلی همه به راه انداختیم و چون نداشتیم، مقرمان شهر بود. این تشکل نکرد. به نام ادب و هنر و با خلیلی، رضا جعفر رحماندوست، امیرحسین سوسن و دوستی به نام رودسری و دیگرانی که اسمشان را به ندارم، و می به صنفی و چون در ها می شد. اما کار گروهی نداشتیم. اختلاف های و شاعران این در به این سمت می کردو این دعواها شد که آن نکند. به اختلافاتی که بر سر دعوای مخملباف و بچه ها با شده بود. ادب و هنر و گاهنامه ای به نام با رضا رهگذر که 6 از آن شد. بعد از از بین رفت حیف است این نشود. بعد از 6 ای که شد 4 بعدی، لنگ لنگان و تا سال 73 با من و مثل و بابک نیک طلب و قاسمی و در شد تا یک روز زم مرا صدا زد و گفت این فروش و است آن را نکنیم. من هم ای را در نشر خصوصی کرد و یک آن را برایتان هدیه می فرستم تا ببینید این کار کند. این شد که سال 74 ای با نام و را با و بعد از او حسن و سرانجام رضا نشر افق کردم. رضا می گفت این را نکن چون من آدم با معرفتی و نمی و اش را و در افق یک عمر بار هزینه های را به دوش بکشد. ولی من به حرفش گوش و بلایی که حدس می زد سرش آمد چون یک غیردکه ای که نمی زرد و می و بحث های جدی را کار بود و این چوبی بود که از رفاقتش با من خورد. تا به حال 69 از شده و پایدارترین تئوریک و است. غولی و ... هرگز نتوانسته اند ای با این قدمت و قامت کنند. در آدم خوشفکری به نام علی سیدآبادی و دلسوز و کوشایی به نام غنیمت شد. شش از این شده یک روز جمعه مسجدجامعی که در آن و از من که به موسسه بروم. گفت ماهانه در موضوع نقد به نام ماه در هشت و از من که ماه و را بگیرم. و ما بحث حقوق، اختیارات، و حکم را کنیم، این کار را کردیم. در کارکنان و در اینطور می نمود که ما ایم و را فتح ایم. اما که شد و دیدند که این و های در نقد و و و نقد آبرویی هستند، این را پذیرفتند. با هشت سال ماه و علی و بکایی، نوروزی، گیسو مرادمند به اعضای اصلی کادر و کاموس، جمال اکرمی و هجری به مسئولان ها زحمت کشیدند. هشت سال از هشت ساله ریاست جمهوری سید محمدخاتمی شد و در پایانش به رسید. بعد از خاتمی و اتفاقاتی که در سال 84 افتاد با آمدن احمدی و حذف اساسی در و عدم تمایلم به را در نشر افق و ارتباطم با ماه و قطع شد و به خسرویاری و بعد واگذار شد. شما در نهادسازی هم ای اید در این نیز به جز در موسساتی مثل امیرکبیر، و پیک قصه ، ادب و هنر و ، ، و و ماه و که این است و از ها این را ندارند. معلمان و پدر و مادرانی که با بچه ها سروکار و می های مناسبی کنند، های به بچه می رفع مشکلاتی ترس از تاریکی، شب اداری، بیش فعالی، خشونت، پرخاشگری و ... چه را کودکانشان تهیه کنند. بود که با به حجم تولیدات ماه و و نمی به همه نیازهای پاسخ دهند. این شد که به سیدآبادی، به نام لاک پشت را که جرقه اش قبلا در جمعی با حلقه های چهارشنبه زده شده با و شهر و مهندس فیروزان و مژگان امجد و در سال سال 90 و از 91 فهرستش های در مرور و یا اصطلاحا بوک شد. در های بررسی شده را افزایش و حجم را کردیم. بنیانگذار بوک در لاک پشت باشد. ما با الگو از آلمان، فهرستی ایم و در آن همه که سه لاک پشت به می را در این می 5 و 6 لاک پشتی ها جایزه سالانه، داوری می شوند. بعد ای هم به نام لاک پشت که مواجه شد با اوضاع بد اقتصادی و رکود در نشر و و طلوع و فضای مجازی کالاها و خدمات کودکانه. این با تاب بنفش بر اسباب متمرکز شد و سعی می با مثل شیخ الاسلامی و مستمرش کنیم. ما در بخش نداریم که بر روی استانداردسازی این محصولات نظارت باشد. ما در بوک لیست های نمی دهیم و نمی خواهیم یک پزشک، تجویز کنیم. ما نیاز که ای شویم که پدر و به بوک سوادشان برود و نقد را و که ها 5 یا 6 لاک پشت می و توضیحی این کار به آن ها بدهیم. پدر و مادرها با یک کارشناس نمی شوند. اما با 50 به دست می آورند. با و که 15 از آن شده از اش می کنم و عضو تحریریه هستم. اگر لاک پشت را یک در نظر بگیریم، در این در دو هم مشارکت ام. در و که 19 سال از عمر آن می گذرد. آذر 1377 مجمع عمومی و را 9 نفر به و من 6 و جمعا 12 سال در مدیره داشتم. دیگر، است. با اما من و بنی اسدی را دادیم. مهم و تاثیرگذار در شکل این پور بود. او از سال 69 را کرد که اول نمایش بود و بعد آسیایی شد و بعد بین المللی. 5 شد و از دل تلاش ها و در اثر اصرارهایش این شد که در حال به فعالیتش می دهد. نکته مهم اینجاست که هر که اساسنامه و ساختاری دموکراتیک به حیات می دهد این دو طوفان های از سرگذرانده اند اما روی پای خود ایستاد ه اند. با به شما نبودید، به فکر افتادید و جزء آن بودید؟ لازم که ای در باشد. پور به کرد که وقت و با این موافقت کرد و بودجه ای در اختیارش قرار داد. ما به او جای در این است و او از من که در آن سال ها را کنم. در اول ما یک اسم (چهره) می خواستیم. بر این به و از او که را بگیرد. من و این را در دل و از آذریزدی به ای غیر به بدهد. آن ای به نام درمی آوردند، ما هم ای تحت غنچه که سردبیرش من و هر سال با یک کرد. از دوم را ندادیم و تا که به یاد تا 5 شد. شما به و در پرداخته اید، از چه را من از سال 1380 هم ام و هم که از سوی انتشاراتی و نشر افق شده اند و جوایزی را اند. تحصیلات دانشگاهی نمی تواند از و باشد. من از 10 سال پیش به در شدم و در عین حال هم کردم. در مدرس و در هنر به جذب شدم. در هم چند است که درس می دهم. از خاطره ای به یاد به من گفت که از من خواسته که کنم و من تو را ام. برو با فلان اداره تماس و کن اما بعد زد توی ذوقم و گفت هیچ از این درنمی آید و این حرف شد منِ مدار به این نرفتم. سال 68 مدرک را گرفتم، ابوالقاسم کاخی و سعید کشن فلاح، رئیس تهران، به من زنگ زد و گفت بیا و کن. اما من با داشتن و در کنم از ام هم خوب نیست. می روم و هروقت فوق را و ام خوب شد می آیم خدمتتان. بعد و و زبانم خوب شد، سفر دکترا و بعد به و سلام! من برگشتم. ولی زیبا هم گفت خوش آمدی، تلفنت را داریم! و هیچ. از و زنگ و با و به آن طرف. تان کیست؟ آلبرتو موراویا را می که رضا قیصریه آن ها را می کرد. ویلیام فاکنر را هم دارم. ای در نشر افق راه که به و آلمانی می پردازد. از این از کریستوفر کلوبله به نام خاندان جاودان زالس با مهشید میرمعزی که پسندیدم. ارنست همینگوی و را هم دارم. از به گونه ای است که هرازچندگاهی رفت و آن ها را ورق زد و دست کم بخش از آن ها را خواند. از و یا چطور؟ است و در نام بردن از وسواس می شوم. اماگذشته از نسل های گذشته، از نسل ام مردگان باغ سبز از محمدرضا بایرامی و آناتومی افسردگی از طلوعی که پسندیدم. یک هم این است که من از ها را به ادیتوری در نشر افق ام. از بین هم از هوشنگ مرادی کرمانی را داشتم. های میانی سفر به شهر سلیمان و دو خرمای نارس را هم داشتم. معتقدم از به جدی کار شد های قبلی را نداشت. از حسن هم و فکر می کنم پرکاری سبب شد از آثارش و ماندگار نباشد، اما از ها بوده. جمشید خانیان هم های دارد. از های تر هم های نوید سیدعلی اکبر، و رجبی را از های در لئولیونی، شل سیلوراستاین و رولد دال را دارم. چون کار و شغل من است که مرا به می کشاند و فرصت می کنم را به دلخواه کنم. فکر می کنم مدت و و آدم را دل مرده و کهنه می کند و سبب می شود آدم نتواند با و کند بلکه بنا به وظایفش در نشر، فقط ها، در مطبوعات، فقط رسیده و در فقط های را بخواند که است شاهکار هم نباشند. سعادت من این که با نشرها و و درجه یک کار ام و آن ها عملا لذت و درک مرا با که از آن ها ام برده اند. پس توصیه می کنم که یا مدت و و باشید، یا خود را منحصر به محوله نکنید و یا دست کم با و و قوی کار کنید. شما به کارتان مجبور بودید های را کنید، درکنار سرویراستاری، و هایتان در و نهادها چقدر داشتید و توانستید به و بپردازید و آثارتان به چه می رسد؟ تعدادشان در نیست. ازجمله می در به های آن قصرها ، یک خبر ، میم ، 101 حکایت اخلاقی ، و در به سیری در ، ، پیک قصه ، در به خارپشت ، پسر ، سفر ، جادو در ، قصه های خرسی ، آتشی کوه ، آقا و در منابع به کیمبرلی رنلدز (از های جان کلام، آکسفورد) کنم. رویکردهای شناختی به مشترکی با زمانی، ماریا نیکولایواست که در در دست است. در حال جمع آوری مقالاتم که یک اثر 800 ای شد. دو بود ولی فقط و ها و خاص را و آن ها هستم. با فیروزه گل محمدی در نشر نظر که در حال آرایی است. از به آلمان که بورسیه بود ام با به افق که در دست است. از بین این به کدام تان بیشتری از بین به سفر که کیت دی کامیلو آن را و است می کنم و در هم میم را دارم. روزتان را آغاز می و چه را به یا می من حتی دو روزم مشابه یکدیگر و گوشت قربانی قسمت می شوم. های دانشجویی، نشر نشر قدیانی، و گوشه از های من هستند. متنوعی است. 5/5 صبح می شوم و به می پردازم. فعلا به می روم. از هرچیزی صرف می که به حالش می کنم. بعدازظهرها سری به تلگرام می زنم باخبر شدن از اخبار سیاسی و و مکاتباتی که دارم. در ام سپس به نشر افق و به نشر می روم. بخشی از را هم به کمین ها و تئاترهای خوب می دهم چون و سینما را دارم. از علی نصیریان در تودیع و معارفه که 108 یا 118 در روی صحنه می رود متعجب شدم چون رقم بالایی در و می شود. پس و شب ها وقتتان را به و می و چون من خلاق الهامی نیست، و هر موقعی که وقت و این کار را می دهم. می گیرم که می و حسش می آید. ولی آدمی که شب ها بمانم و بنویسیم نیستم. کارهایم را می دهم. اگر نشر و و نمی شود چه می شد؟ نمی می کنم فروشندگی چون می از جنسی به دستشان می دهید. ولی فکر می کنم معلمی را می چون پرحرف، مجلس گرم کن و جوساز و از و لذت می برم. خانیکی در بزرگداشت من لطف کرد و گفت آدم را یاد پروتوپیای فوکو می اندازد و کارهایش در بودگی است. هم هم تالیف، هم هم راه انداخته، هم مدیریت بر عهده اش و هم است. اگر بخواهم بگویم این می شود: همه و هیچ . اگر بخواهید را به خودتان دهید، از همه ها، ها و تان چه می کنید؟ فقط می نویسم. که فکر می کنم از آن دور ام. از من می تو حرف داری و حرف های هم زده ای، پس سعی کن حرف هایت را مدون کنی و این یکی از حسرت های من است که امیدوارم اگر عمری باقی بود حرف را و تدوین کنم. هم در دست 2بار به مونیخ. به نام به افق که به این است. چه کردید و آیا این روی های تان یا نه؟ سال 62 کردم. و و بود و حضورش در موفقیتم موثر است. ما آدم های سنتی بعد از همسر تبدیل به می شود و جای همه چیز را می گیرد. ما در مراحل از با هم با چیز و به پست و نشستن سر سفره و این حرف ها نبودیم. نوع کارهایمان نشان می دهد من هیچ وقت در حد مدیرکلی اجرایی و سعی ام که به این نصحیت عمل کنم که گفت هیچ وقت را که می دهند، نده.من فکر همه می مدیرعامل و که راه اند است که همه می و من طرحی نو دراندازم. و به به چون گام های اول است که سخت است و بعد که راه می شود می شود. می کنم به افرادی که فعالیتی را از اند و دادند. با مردی آسان ولی در طول این 34 سال ام. در ما ولی همسرم به مند بود. او اهل آبادان است و در جنگ به مهاجرت کردند. پسری به نام علی که در درس نگاری و دخترم هم و هر دو در خارج از کشور می و هر دو به با پیوند اند و در دارند. آن ها هم مثل خود من بی استعداد در و مند به هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ چال چاله دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف متن آهنگ billie eilish ازsix feet دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله متن و ترجمه آهنگ kisses back از matthew koma متن اهنگ ذاک من ذاک متن اهنگ ذاک من ذاک متن نمایش درباره ی کفاش باشی اهنگهای ترکمنی مغین مخطلط معنی اهنگ six feet under متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam جواب بازی جدولانه(2)312 ترجمه اهنگ sevdiyim adam دانلود متن اهنگ sevdiyim adam @guturnews @guturnews www.0net.ir متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam دانلود اهنگ های عثمان نوروزف آهنگ آودون از عثمان نوروزوف ترجمه اهنگbillie eilish_six feet under اهنگ گل گل یاریم ازعثمان نوروزوف متن اهنگ kisses back دانلود اهنگ ترکمنی اودون اودون کانال عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن اهنگ kisses back عتمان نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله متن و ترجمه آهنگ kisses back از matthew koma آوودون آوودون ترانه دانلود اهنگ ترکمنی آوودون آوودون دانلود آهنگهای عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ six feet under اهنگ عثمان نوروزف شمشاد جان اهنگ عثمان نوروز شمشاد جان اهنگ مایه مایه عثمان نوروزف ترجمه آهنگ kisses back معنی اهنگ Six feet under billiie eilish دانلود اهنگ های عثمان‌ نوروزوف دانلود آلبوم جدید عثمان نوروزوف متن و ترجمه فارسی اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه فارسی اهنگ sevdiyim adam دانلود اهنگ از دروغاتم خوشم میاد وقتی میگی دوسم داری متن ترجمه اهنگ six feet undsr www.0net.ir ترجمه آهنگ six feet under عثمان نوروزف لینک مستقیم عثمان نوروزف متن آهنگ sevdiyim adam جهش ضمیری دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف اهنگ مهری جان عثمان نوروزف دانلود اهنگ عثمان نورزوف عثمان نورزف دانلود ریمیکس بازار سری8 برطبل جنون میزد اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف مجید علیپور همش دعوا چالچاله مجید علیپور همش دعوا معنی اهنگ six feet under اهنگ عثمان نوروزف اودن لیلام دانلود آلبومblah blahاز کیوهیون آهنگ اللر چارپ از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ayna از adilge دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ ترکمنی اودان اهنگ مسعودجلیلیان امشوبوباره بیداری www.0net.ir دانلود اهنگ آیدا از عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ six feet under دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله