صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب مجبور



​عثمان‌ طه؛ استادی که قرآن را با خطش می‌خوانیم، اما او را نمی‌شناسیم

​عثمان‌ طه؛ استادی که قرآن را با خطش می‌خوانیم، اما او را نمی‌شناسیم


به خبرگزاری تقریب؛ طه است که در با آن به نظر برسد و کمتر کسی که انس حداقلی با و نام طه را باشد. اما با طه به است که با خط وی شده و این همه اطلاعاتی است که از از صاحب خطی که آن را می بینیم. شیخ طه به طه است که شده وی چند دهه است که در کشورمان چاپ می شود و بی تردید بیشترین چاپ در سال های اخیر با خط این است. شیخ طه اهل است اما چند سالی است که در ساکن است و در هم چند بار کل را با قرائات است. به وی در می که وی اهل است اما طور که شد شیخ طه اهل است. مهدی از است که به شیخ طه رفته که اطلاع از های و طه با وی به گفت وگو نشستیم. به دیدارش با شیخ طه و در این گفت: من به طور مفصل با شیخ طه که یک بار به و یک بار به شاه به رفتیم. در به با شیخ طه پرداخت. شیخ با در سفر حج چندسال قبل و در با شیخ طه باشیم. را با یکی از تا را جهت ما در شیخ دهد. شیخ در در آپارتمانی در طبقه پنجم می کند، درب را شخصاً باز کرد، چند سال قبل او را بود. با و به گفت : خوش آمدید!! با خود فکر یک را از یاد است اما داد: گفت: حال شما خوب گفتم: شما می گذرد!! گفتم: من که از با شما نمی کنم. گفت: شما هم می بله اگر هفت روز طول می کشد تا خوب اما حالا که می فقط یک هفته طول می کشد!! از معلوم شد فردی شوخ طبع و باهوش است. دور تا دور اتاق نشیمن و خانه مزین به تابلوهای خطی بود که همه احادیث و حکمت های بزرگان بود. شیرینی و از افعال را جابجا می گفت. ما به و به سوری هم هستیم شما آنگونه که ما مشکلی نداریم. سپس با با وی کردیم، شیخ شد و گفت که با شما آسان تر شد. سپس داد: آیا همه ها به این راحتی می یا فقط قاریان و های با هستند؟ به خط و با کمک با شدم گفتم: از ها به اما شما بگوئید را کجا یاد گرفتید؟ گفت: من به خط و تمرین بر های می شود که را هیچ نمی برم. است و من از و از ضرب را یاد گرفتم. به و از های و خط در و شما (على طه) به بود و با خط خود به آیا شما به چون (علی) است و من (عثمان) !!! سپس و گفت: سپس داد: کنم من به و و به سخن است. من غیر از با دو و تا و آن خط این دو است و فکر کنم تا آخر عمر با نخواهم شد چون خط آن ها از نظر من زشت است. سپس به عبارت های زیر را گفت: لفظ لفظ عرب لفظ شکر لفظ هنر است. فکر می طه سال ها قبل فوت مدت است که نام شما ملازم بوده، شما از چه سنی شروع به می دانم که از فکر می طه سال است که است و در این ای به رسید. یک نفر در فرودگاه مرا دید و مشتاقانه کرد. سپس یکی از دوستانش را دید و او را صدا کرد و گفت: معرفی می کنم، طه نویسنده است. دوستش گفت: می کنی، طه دویست سال است که است!! را در سن 30 سالگی و انگیزه ای جز و خدمت به ساحت نداشتم و اصلاً پیش بینی نمی که استقبالی از آن شود و جایگاهی کند بعد حافظ اسد مرا طلبید و از من قدردانی کرد. من هم یک و به کردم. کنم: قبل از از من بخواهد که به بیایم، و یکی از دوستانم با اصرار، اصل را از من گرفت و اذن از من، آن را به با قیمت سه میلیون ریال سعودی فروخت و در آن ها درج اسم من به خطاط، به چاپ من بعد از را دیدم ناراحت شدم و ای به ملک فهد و را و ذکر که مسلم حقم این است که حداقل اسمم در به چاپ شود و بعد از شدم که من به دست وی رسیده بود و ملک فهد هم دستور داد که جلوی شود و با ذکر اسم چاپ شود. را از روی مصحف ملک آیا شما الگوی داشتید؟ من رسم را از روی یک که در ملک شده نوشتم. اما آخر آیه در آخر می این را از یک یاد گرفتم. که می نویسید، به اندازه چاپ شده من را در 100 در 70 سانتی متر می نویسم، سپس چاپ می شود و آن هم واضح است. شما اگر ای را ریز بنویسید، آن را عیب های در آن مشاهده می اما اگر آن را بنویسید سپس کوچکش کنید، دقت کار می رود. نمی از کنم ولی پیش نیامده است که بعد از ای کسی بتواند از آن بگیرد. یک دو و نیم سال می برد یک به چه از نیازمندید؟ دو سال و نیم بطول می انجامد و من نهایت دقت را در نوشتن، مد نظر می دهم و با حوصله و می و در نمی کنم. شما از قلم و می از نوع می کنم و با قلم می نویسم. های که هم در (ص) با خط و شما کمی فرق این این را و به چاپ و از نظر من به از دقت است و به ای تر است و از حیث خط فرق دارد. بعد از این شد بر این خط با فرق و ما را به می اندازد. من هم از حفظ کنند. را به های شما بجز حفص از های را هم من از و ورش از را و نیز را اهل سودان. شما می این را از چون نزد من فقط حفص از است که به شما می کنم. آیا شما به رسم هم را من فقط به رسم می و دو رسم با فقط چند آیه اول را نوشتم. رسم رسم است که از پیامبر(ص) می شود آیا شما به رسم من با این که با رسم (معاصر) چاپ شود چون رسم به می کند و یا به می و نمی را با خط نوشت. اما رسم در صدر (ص) شد و حتی غلط های آن، ما و هنر آن است. از این رسم شود نه آن را داد و من با به رسم و به قصد حتی در هم از رسم را دهند. شما از (توقیف) با این نظر من به رسم تر است!!. در خط شما (فتحه ، ، ضمه) قبل از مدی چه در (کتاب) اگر قبل از الف را درج نمی چه می آیا من خبر که در این است و نیز خبر که این که چاپ شده و ای از آن نزد است. حرف شما و است اما شما می با یک به که مذکور چاپ شده که و ابهت را از دست و همچون گنجشکی می ماند که پرهای آن کنده شده است. و هنر های را می دهد آیا شما بر تهذیب دور ، رنگ دور شماره نظارت این هنر را با می دهد. وی لیسانس هنرهای و گرافیک است و در کارش وارد است. آیا با خطاطان ارتباطی اغلب، من هستند. من در سال 1973 نزد ترکیه حامد الآمدی امتحان و با خط گواهینامه ام را نوشتند. من را می شناسم و با دارم. البغدادی عراق دوستم است. اتفاقاً و آن را جهت چاپ به برد. در به ذهنش آمد که (الله) با رنگ قرمز چاپ شود و چون ها از فرق بین آگاهی نداشتند، یک را از الگو و که بود به این کلیه اسماء در هاشم، شد و با کارتن برگشت و برگشت، نزد من آمد و یک چاپی از قرآنش را به من کرد و گفت را به تو می دهم. در جا آن شدم و اگر به این شکل می شد هیچکس را مقصر نمی دانست و تو بزرگی ایجاد می شد. با همه شما به جز خط نسخ و ثلث با خط هم من با همه خط ها آشنائی و همه آن ها را می ولی هر خطاطی خطی را از سایر می و تخصص من خط نسخ است و در ماهر یک نکته ای در عدم رعایت نکات در خط عرض کنم و آن در از است (اللهم صل علی و آل محمد) نباید (صل علی) روی هم چرا که کاملاً غلط است و هیچ توجیهی و آن صل على) است. فرزند چپ دستم را با دست ما شنیده که شما با دست چپ می نویسید آیا صحت من با دست می و کسی که با دست چپ می سر قلم و خود را خوب نمی بیند بنابراین، به دقت دست بود. یکی از بچه در کودکی با دست چپ می و او را که با و کارهایش را با چپ می دهد جز را. از سال های خط من از حیث حجم زمانی بود که دولت لبنان از من بر روی دیوارهای داخلی و خارجی الحریری در بیروت آیاتی از را من در به متراژ 800 متر با خط ثلث را و از ماندگارم است. در مسئول را با من و با وی عکس یادگاری می یک دیگر: در که چند سال پیش در برگزار شده بود و خط من هم به نمایش گذاشته شده مسؤل که اهل می کرد که شما را دارند. چون از مرا به جای شما و تصور که طه من و مرا می بوسیدند و عکس می گرفتند. اسم طه در است و می من سودانی یک دیگر: اسم طه در است و از قضا من را به آن ها و بعد از عده ای از مسؤلین آن ها به دیدن من در آمدند مرا با تعجب گفتند: شما چرا سفیدی ؟!! بعد از این ها مقدمی از ارائه داد و طه و از این و بعد از آن در مدح اهل البیت علیهم السلام که کل فیلمبرداری شد. بعد از لحظاتی گفت: که خانواده ام در خواست تا چون ما نیز نمودیم که از اولی زیباتر بود. سپس گفت: بار است که یک سؤالهای تخصصی از من می کند. مگر شما در رسم سر ای گفتم: فوق لیسانسم در رسم و رسم است. گفت: را به یا فارسی؟ چون تحصیلات و ادبیات عرب است به نوشتم. پرسید: آن را به صورت چاپ هنوز نه اما در چاپ شد، ان شاء وعده داد: من با خط آن را شما می نویسم. گفتم: سپاسگزارم و این افتخار است. سپس با خط خود را با خط ثلث نوشتند. از ضرب های در سخنانش جالب است طه در خلال هایشان ضرب هایی از بار کج به مقصد نمی رسد ، آنچه که عیان است چه حاجت به است ، دروغگو حافظه ، پاسبان سر است و... کردند. سپس به این را گفت: من اگر در ام می شد. : یکی از منابع ام است. گفت: از نزدیکم است و از عوامل مؤثر در یادگیری من است چون تحصیلاتش را در دانشگاه به پایان رسانده و هم رئیس دانشکده در است. گفتم: من که در کاربرد مقام های موسیقی در و قرائت است که زهیر المئینی اهل شده را هم می شناسید؟ بله خدایش رحمت کند. مگر فوت شده هفت سال پیش. خط داشت. طه دفتر را و گفت: این خط من است کلاس چهارم ابتدائی. به فارس سال بعد به حج سفر می کند و به شیخ طه می رود که در به دومش با شیخ طه پرداخت. سال بعد توفیق سفر حج نصیبم شد و با تعدادی از چهره های از غلامرضا شاه به حج مشرف و در در با شیخ طه باشیم. را با یکی از تا را جهت ما در شیخ دهد. طه تازه از سفر جده برگشته بود و عدّه ای از بستگانش از به میهمانیش از این رو تنها وقت ملاقاتی که توانستیم وی بگیریم بین مغرب و بود که باتوجه به در دو با فاصله اقامه می شود نسبتاً مناسبی ملاقات با شیخ بود و به شاه به شیخ رفتیم. پس از سلام و و خوش و بش به که هنر و هنر شناس و قدر شما را خوب می دانند و شما را می دارند. کم ها اما اگر را می کند سپس کم را که با خط و برگرفته از خط طه بود به و نظرش را در این پرسیدم گفت: خط که است (رسم عثمانی) اما کم را نپسندید و گفت: اگر در به این شکل تلاوتش تر است اما این کار در کل ایراداتی دارد. این را هم کرد که طرح کم از طرح جدیدی و هم بوده حذف بود اما به نتیجه نرسید به یاد 20 از استخراج که درصورت حذف به دو شکل امکان خواندنشان داشت. گفتم: مثل یلوون که اگر لام برداشته شود؟ گفت: بله این یکی از آنهاست، گفتم: کدام گفت: ذهن اما سعی می کنم را کنم. من بیاد که قبل از جنگ و عراق، دو آیت از به شیخ عبدالحمید المهاجر نزد من در و با خود آورده که از حیث خط نبود و آن جالبی بود از قبیل حرف اول با حرفِ آخر یکسان بود و حرف اول سطر دوم با حرف اول سطر دوم از پایین (سطر ما قبل آخر) و به منوال سطور بودند. نام را که است ندارم. گفتم: آن دو نفر چه بودند؟ گفت که اسامی را هم فقط است که خانمی که بود و ظاهرا ًدختر یکی از بود (طاهره) نام و نکردن اسم این به این جهت بود که اسمی به خطور بود. حذف لا از وقف طه در به حذف لا از وقف و گفتم: اگر شما با حذف از مخالف و حرکت اصلاحی را ناخوش می پس چرا در لا را از وقف حذف گفت: هر حذفی است موفق نباشد مثل حذف و درست است که از ما که از وقف، لا را حذف ولی آن به این جهت بود که به اهل سنت وقف بر جائی که لا است و این از ساز شده بود چون است نفس انسان نکشد و بدین مرتکب عمل شود. این اصلی است فکر می که حذف لا این است که ما در یا ایها امنوا .. نمی بر یا وقف و نیز نمی بر ایّها وقف و نمی بر وقف پس همه جای پر از (لا) که نیست. من این را می پسندم. خط است اما نظم سپس خط را به و توضیحات را در این خط و ویرایش و.. به نظرشان این بود: خط است و که آن است می کند اما شما با یک به صفحه، می که خالی از نظم است و این به یکنواختی ظاهری آن لطمه می زند و من از خط نسخ خط موحّد را می پسندم. اگر باز خوب دقت می که از شیوه غیر مکسور است مثلاًً در (الخائضین) قاعده این است که زیر حرف شود نه زیر همزه. خود این، یک سبک است. بعد از آن دعای کمیل حضرت علی(ع) را که با با خط فلسفی به تحریر در آمد بود به دادم. کار را پسندید و را به دقت کرد و خط متن و متن و ها و را به دقت می کرد سپس خط را به که مناجات امام علی(ع) را کامل با و و کتابی با کیفیت در چاپ و نظم رنگ ها در بود. شدن شیخ به خط نهج طه به محض خط را به شکل عجیبی به خط و و فوق العاده و محکم است. جذّاب است از نظر من شاگرد عُماد الحسن بشمار می رود. بخوانید:قرآن را به چه خطی بخوانیم؟ سپس کرد: که خط فضل الهی است و اگر خط از هم چشم گیر تر است گزافه نگفتم. با خط نسخ و آن با فقط در می گیرد سپس ای از که با خط بخش شده بود به و گفتم: ضمن نظر را در این خط که خط یک جوان است می دهید، بفرمائید اگر را با خط بنویسیم چگونه بود؟ گفت: بخش قوی و که به رسم و ولی دقت و خط را به خط تر کنند. اما در این ایده که کُلاً با خط که اولاً با خط در شده و من آن را ام اما شما ارزیابی که آیا از آن می شود یا نه ؟ من فکر می کنم اگر هم شود فقط در می شود چون با نسخ، خط اما نه تشکیله ها (حرکات) را نمی پذیرد شما ببینید خط را فقط ها می پسندند. شاه کردند: در چند به خط که چاپ شده گفتند: پنج با خط من چاپ شده است که 2 حفص و 3 با روایات شامل ورش، و عن ابی عمرو. در تعهد که به و سفارش اگر از شما دعوت بعمل آید به تشریف می آورید؟ من محدودیت و ضمن تعهدات من این است که به و سفارشی را نپذیرم. سپس کرد که من و در به من کرد که نهج را من با خط نسخ و باخط اش را بنویسند ولی از هم جدا این هم شد. گفتم: که دیر نشده است هم شما وهم امیر خانی! گفت: که پیر شده چون من است که در همیشه راه رفتن را بر سوارشدن ماشین ترجیح می داد و غذا هم کم می و وزن از پنجاه کیلو نمی شد! گفتم: این شما ای است ما در نهج بخط نسخ طه می کنیم. سپس گفتم: می خواهید این را از تان بشنوید؟ نگاهی به نوه یک ساله اش کرد و گفت: می اسم این پسر هم طه شاه گفت: ان شاء مثل طه بار آید. گفتم: پاسخ را ندادید سپس (فرزندش) شدم که چند و دور را و ضمن می داد که این کار من در لابه لای هایش و با صدای آهسته گفت: جواب شما را داد بر این پافشاری نکنید!! طه به خاطراتش داد که تخم مرغ نمی و فقط پنیر را می و... سپس در حج کرد و مسائل حلق و تقصیر و... اذان سرداده شد و طه گفت: من معذرت می که کُند می کنم. گفتم: من شدم که لب پائین شما ورم کرده! گفت: پیش از پله افتادم و لبم پاره شد و بیش از ده بخیه خورد. ما نیز بهبودی دعا و خواستیم که رفع زحمت کنیم. خدا حافظی گفت: در شما با کسی کند و بعداً جوابش را می دهد...
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
یک عمر مبارزه و زندان برای وطن/شرح این قصه شنو از دو لب دوخته‌ام

یک عمر مبارزه و زندان برای وطن/شرح این قصه شنو از دو لب دوخته‌ام


به خبرگزاری (ایبنا)، محمد بود و و لب دوخته. او یکی از شاعران نسل انقلاب مشروطه بود که سال های با شعر هایش به مقابله با حکومت های و سال های را در های در نیز در روز 25 مهر 1318در 51سالگی، این و نگار خواه به طرز مشکوکی در قصر و به روایتی به دست کشته شد. در هفتاد و نهمین سالروز به سراغ مسرت، و او که به 30 در های است و او را هم در کارنامه خود به گفت وگو نشستیم تا حرف های بیشتری سبک و ابهاماتی که و مرگ او است بشنویم. که بود و چه شد؟ در گفت وگو با به شرح مختصری از کرد و گفت: به سال 1264 در شهر یزد به دنیا آمد و از با رنج و ستم آشنا بود و از به کار پادویی در پرداخت. مختصر تحصیلاتی داشت، به انگلیسی ها در یزد می رفت، ولی در مسئولین و سرپرستان شد و به بازگشت. در نوروز 1289 هم به و را که از وقت لقب را گرفت. بعد از دو ماه از یزد کرد و در یزد شد و به که بر او در سال 1290 شد که به که در هم با شد و ها و خود را داد. در سال 1298 در مخالفت با قرارداد 1919 چند ماهی به افتاد. هم با جنگ جهانی نخست، با به غرب و سپس عراق رفت و هم از دست انگلیس ها، به با پای پیاده به قشون تزاری مهاجرین قفقازی به او که بود. او داد: دوم 1300 نخستین را چاپ کرد؛ تا قبل از آن با ولی از 2 1300 مستقلا را ای که بنا بر مرحوم مکی بیش از 15 بار شد. به و یک بار هم حتی به شهر بم تبعید شد. که اش می شد، با های آیینه افکار ، پیکار و قیام چند منتشر می کرد تا از بیرون بیاید. در 1307 مردم یزد در شد و به جزو گروه اقلیتی بود که رضا می به در کتک خورد و در بهمن 1307 شد که هم و هم که هر دو آن ها به نام بود را در از او سلب شد و او هم به در شد -چون پی که با از و چون او به جزو به بست نشست- و در در روز 15 1309 از کرد و به رفت که به خود در هم شد به برود. در در که شده به را که آن هم بود که رضا شاه را به قطع و کرد و به سبب از هم شد و به و رفت. در و آخر عمر او گفت: در 1311، که بود به داد که اگر به در چون با و برگشت. بعد از چند وقت که به در 1315 به طلب آقا رضا به افتاد. در هم دست از بار به سه سال و در شد، حتی یک بار در سم که و غذا را نخورد. یک بار هم دست به زد، ها و که در حین شاه گفت. به او مثل پیشنهاد وزارت ولی او رام نشد و سرانجام حکم صادر شد و در سحرگاه 24 مهر 1318 با تزریق هوا از سوی شخصی به نام و با چند زندانبان، به داده شد. تاریخ مرگ او را بعضی جا ها 24 و جاها هم 25 مهر ولی به هر حال علت مرگ او را کردند. تصویر از صحنه مرگ که شبیه سازی شده به و این و به خود و کرد: من تا به حال کار ام و در سال 78 سه به نام های لب ، کتابشناسی و چاپ شد. سال 81 را با مجدد که نشر قطره آن را چاپ کرد و در سال 1391 سوم این با نشر مولی چاپ شد. سال 84 لب را با اطلاعات که تحت چاپ شد و در سال 96 هم چاپ دوم چاپ شد که است در مراسمی در روز او رونمایی شود. سبک گفت: بسیار به و داشت؛ به به ارادت که گرفتار شده بود و حبسیه های معروفی و از بین شعرای شاگرد است. جزو شاعرانی است که در یزد شعر و قصیده است. در همه ای شعر ولی شعر او دو دارد؛ یکی به قول دکتر است که می او از سرآمدان غزل تعداد دیگری هم در این داریم، ولی را سرآمد غزل می داند. هم رباعیات او است. در قصر ناتمام لب با محدود به او کرد: یک منظومه به نام فتح در شرح رشادت های سردار جنگ، بختیاری یزد که در قالب است و که یزد و قبل از به بیاید، آن را است. یک هم با شوروی که از این در چاپ شد و بقیه آن گم شده چون به هر حال هر بار که او را می گرفتند، به اش حمله می هر چه در اش بود را غارت می یا ضمیمه پرونده اش می شد. بنابراین از او که در چاپ شده، موجود است. در او می گفت که بیشترین چیزی که گویای نظم و نثر و است. ضمن شعر فقط شعر کرد: در های هم شعر در های او غزلیات عاشقانه هم هست، ولی وقتی که وارد می شود، به از سال 1290 به این طرف که به می آید، او است. او را می به دو بخش تقسیم کرد-همچنان که من در ام- و پس از آن. که در 15 سالگی در اولیا هم شعر است. در مجموع می شود گفت که 80 درصد در هر ای مثل قصیده، مسمط، و... است. که را از دیده اند بر او صحه اند وی در ضمن رد این مطلب که را واقعی نمی و معتقدند که بیشتر مفهوم استعاری از ساکت کردن کرد: من یک مصاحبه با آقایی به نام ابوالقاسم مرتاضی-زمانی که زنده بود- در حدود سال های 64 و 65 داشتم، می گفت که این موضوع یا حتی آقای جلالی که در بوده، است که را کردم، لب او پیدا بود. من در هم ام که اصلا به به می شود که فهمیدیم در لب های فردی را به اند. خود هم می گوید: شرح این قصه شنو از دو لب ام/ تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام تنها یک درباری که در حال حاضر اسمش را به ندارم و خیلی بود این مسئله را رد می وگرنه که را از بر او صحه اند. در گفت: در مرگ هم طور است و دو نظر داریم. یک که طرفدار که مانند خود می که مرگ به علت است؛ ولی بعد از 1320 که می رود، هم می شود و پاسبانی که او اقرار می کند که افرادی که قتل گماشته شده بودند، او را به می برند که در جلسات روی شیشه گچ می کشند. بعد او را به سلولی دور از می برند، چهار نفر به او می روند، به او هوا می زنند که کم کم صورتش کبود و سیاه می شود و می میرد. اما آن یکی دو نفری هم که قتل او را رد می کنند، از دولت رضا شاه که من در به آن ها ام. باید گفت آن که قتل به کل او را یک عنصر جاسوس وابسته به می و را هم بر اثر ابتلا به می کنند. چون مرگ اکثر رضا شاه را به مرض مثل و این قبیل بیماری ها می دهند. را هم با بالش خفه می کنند. در هر صورت عمال و رضا شاه که نمی گویند این کار به دستور شاه است. لازم به ذکر است دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی از تاجیکستان است که تاکنون قریب به 30 و 400 مقاله از وی به چاپ رسیده است. او در های های را بر عهده از جمله با بسیاری از نشریات کشور همچون آینده، نشر دانش، کیهان فرهنگی، هستی و ... ، با سازمان با اسناد معماری مدیریت بنیاد ریحانه، عضو منصفه استان مدیرعامل کانون یزد تباران، موسس اهل قلم، عضو میبدی، عضو و عضو شهرستان یزد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
شیری با طعم تلخ زَهر / تلاشی برای فرار از تعصبات اجتماعی

شیری با طعم تلخ زَهر / تلاشی برای فرار از تعصبات اجتماعی


به ایران (ایبنا)، مرد آنا 56 یکی از شش من 2018 است. که از 18 و و در های شکل در استقلال می شود. دخترکی که هیچ ای نیز به این موضوعات سر به زیر است و در حال است. کرد ای به قرن ندارد. به در قرن رخ می دهد و می که شیر می و را از خود می داند. کمی بعد در می که می شود با این هم اش، که نیز دارد. به و مرد در است را کند. مرد است. همه جا و را می کند که اگر با خود پسر را به قتل می رساند. مرد تا بر ذهن کار می کند که ذهنش نابود شود. و اتفاقات ضدزن اجتماع هم سبب می شود احساس ناامنی بیشتری کند. آنا که در سال 2002 با هیچ استخوانی در میان فینالیست های اورنج هم بود دوران اختلافات شمالی، سیاسی، و تعصبات بیجا به را هنرمندانه و گاهی تلخ توصیف می کند. حرفی از حکومت نمی زند و بیشتر گروه های مردمی از قبایل مختلف، که قوانین متعددی را مردمانش وضع کرده اند، نشانه است. یاد چند اثر مهم از را نیز به ذهن خواننده متبادر می کند. شکل تریسترام شاندی را به یاد می آورد. از طرف فرم بِرنز شبیه آثار بکت است زیرا خوب بلد است چگونه منطقی را از عبث و پوچ استنتاج کند. صدا و انرژی منحصر به فردی که فقط و فقط به خود اثر تعلق و اگرچه در فضای شکل می اما مخاطب را به یاد های مختلف از استالین، طالبان، و حتی جنبش جدید من هَم و تأثیرات شان می اندازد. از به عنوان یکی از بخت های اصلی نام می برند. باید منتظر ماند و دید که طی روزهای آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
بایدها و نبایدها در نوشتن یک کتاب/ توصیه‌های نویسندگان مشهور

بایدها و نبایدها در نوشتن یک کتاب/ توصیه‌های نویسندگان مشهور


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) به نقل از ویک، یا راس است و در طول تاریخ شدند که های خوبی نوشتند. ویک به که می در باشد. این های زیر را با از های جمع است: کار را فراموش نکنید مهم نیست اول صبح به می یا آخر شب تصمیم به این کار می گیرد، نکته کلیدی این است که این کار یک کار و وقفه باشد. مشهوری مثل تولستوی، جین آستن و این کار صبح زود و تا آخر شب بنویسید. را به یک شغل و می و می گفت شما به فکر تا آخر شب نباشید. می شش در روز و اگر از قبل بدانید. هر ولی مهم و آن است. یکی از در با بود که صبح از می شود تا و این کار را هر روز می کند. این شده است. مثل و روالد دال فضای باز را گاهی اوقات می و مثل ترومن کاپوت می در رختخواب بنویسند. این کاملاً شخصی است و بستگی به روحیات دارد. ولی مهم این است که مکان را کنید. البته بعضی ها مثل مجموعه هری هرجا که به می کنند. می یک بار در سفری در هواپیما بخش از هری را روی دستمال کاغذی بود. فیونا موزلی نامزد امسال من بوکر اولین رمانش را در سفر با قطار کرد. را قطع های کمکی جستجوی ها و افکار به نام دارند که به عقیده بسیاری از است دشمن آنهاست. جاناتان و برنده پولیتزر می همانقدر که اطلاع از نظرات و های است به همان اندازه نیز خلاقیت مضر است. این ابزار دنیای مدرن را هدر می دهد. می اگر بخواهم به کنم حتماً خاموش باشد. زادی اسمیت انگلیسی هرچند عادت با کامپیوترش ولی می وقتی به می کنم که به آن وصل نباشد. هرچه می توانید به جای پیکاسو نقاش در جایی بود: خوب که از روی هم کپی می ولی عالی آنهایی که کار را دزدی می کنند. کار دیگر نه تنها به کار شما لطمه وارد نخواهد کرد بلکه موجب ارتقای آن خواهد شد. ویلیام فاکنر است: بخوانید. ایده را جذب و بعد بنویسید. اگر خوب بود نگه دارید ولی اگر خوب نبود بلافاصله از پنجره بیرون اندازید. می گوید: اگر زمانی ندارید، پس هم ندارید. به همین سادگی است. اگر می خواهید قبل از آن بخوانید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
5 نکته‌ای که دانشجویان باید در سفر پیاده‌روی اربعین بدانند

5 نکته‌ای که دانشجویان باید در سفر پیاده‌روی اربعین بدانند


به گزارش تقریب؛ چیزی تا است و از هفته های آتی مشتاقان حضور در روی سفر خود را آغاز خواهند کرد. در این بین و فارغ التحصیلان دانشگاهی که را می به سربازی، عدم صدور گواهی اشتغال به تحصیل و... پیش از سفر، هماهنگی ها را تا بتوانند از را با این حال از این به عدم کافی از قوانین و آشنا نبودن با مراحل از کشور، با مشکلاتی می شوند. از از این و بار است در روی اما هیچ از این سفر چند ندارند. به بار می و عده ای هم با شدن فیض به را از دست می و می به برگردند. ها و نباید های در این سفر که اگر آن ها را رعایت بر حس و حال معنوی که به دست می آورند، می به خوبی و با مدیریت بجا از ضعف جسمانی، بیماری و سرماخوردگی جلوگیری کنند. تاحد امکان از غیربسته شده در و از یک بطری آب معدنی تا آخر حجم آب را و از اسراف بپرهیزید. به تعداد پرشمار ها پذیرایی از ممکن است گاهی مواد غذایی کمی تغییر شوند. گرسنگی، کمتر از حدمعمول غذا میل تا هم توانایی ادامه و هم مسمومیت نشوید. از سرویس های به نکات و سعی حداقل شبانه لباس هایتان را تعویض و آن را بشویید تا روز بعد عرق سوز نشوید. مصرف روی به شما کمک می کند تا آب از دست رفته بدن پس سعی بر آب از های و نیز کنید. شما در فقط به دارید. های و می شود و نیز دارد. به هیچ وجه های به غیر از لپ تاپ و... خود نبرید. این بار هستند. شما در این سفر فقط به یک و آن دارید. در هر نوع به و با را با او در و تا خود را فاش نکنید. از که در آن در و اگر به روی می در های تا از صحت و هم ها کنید. در روی به شهر نجف بروید. به شهر دو راه در پیش دارید: هوایی شما می از شهرهایی، چون مشهد، تبریز، اهواز، شیراز، ساری، یزد و آبادان به مستقیم به نجف پرواز کنید. سفر به می از پایانه های مرزی مهران، شلمچه، و کنید. از مرز های و قصرشیرین می گذرند. پس از از مرز با از های گذری که هستند، خود را به شهر نجف برسانید. سال 96 برخلاف سال های پیش، از مرز ها یک محل سکونت شده بود. بدانید که این در سال پیش هم اختصاص شده بود، اما ها عبور، چندان جدی به نظر نمی رسید، به هر حال آگاهی از این دسته بد نیست: مرز مهم و شلوغ مرز است که در جنوب دارد. از این مرز تا نجف تا 6 راه در پیش که سال گذشته، های البرز، قزوین، قم، مرکزى، گیلان، مازندران، گلستان، لرستان، و همدان می کردند. مرز شلمچه در و از این مرز تا شهر نجف پنج تا هشت راه پیش روی شماست که های کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیارى، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر و می کردند. مرز این مرز نیز در و با شهر نجف ای تا هفت که محل های خوزستان، جنوبى، یزد، سمنان و شمالى بود. مرز این مرز در و با نجف ای پنج تا هفت که های شرقى، غربى، اردبیل، زنجان، کردستان و می شدند؛ آن طور که از گفته های مسئولان در رسانه ها منکعس شده مرز ها امسال نیز سال گذشته است و تفاوتی نخواهد کرد. اقدامات بخوانند مشمول قبل از عزیمت به سمت مرز ها از خود را حل کنند. با به سایت از را با کد سخا (هنگام ثبت نام در و معافیت تحصیلی کد سخا را اید) ثبت سپس به و فرم تعهد را پر و ضامن معتبر معرفی کنید. نبود پس از 24 صادر می شود که می اطمینان به پلیس +10 و وضعیت خود را سوال کنید. در به وام، به و خود را از حضوری و ثبت نام اینترنتی تکمیل تا یک وام را کنند. هم به خود و جزئیات آن را جویا شوند. بهداشت 700 و علوم هم یک را خود در نظر اند. نگران جای و خورد و خوراک نباشند، نور سازمان در نجف و نفر ظرفیت دارد؛ از 28 مهرماه تا 9 آبان، در نجف دو شب و سه روز و در سه شب و روز. می در بقیه ها هم باشند، اما در های فعالیت های فرهنگی و سخنرانی های ویژه و شده است. در های و ستاد های استقبال از که های در این دو و تغذیه کاروان های را حل می کنند. همچنین در نجف و توسط ها و های برپا شده است که مخصوص و هستند. رفت و چند؟ نرخ تاکسی و های است قبل از سفر به به خودی خود سفر های انفرادی بالاتر از سفر های اما اگر به هر دلیلی نتوانستید سفر های جاری این سفر پول خود که با به کاهش ارزش ریال است با خود ببرید و خودرو های حمل ونقل و های ضروری را از این پرداخت کنید. ون از مرز تا شهر نجف 17 است که به پول ما 220 محاسبه می شود. از شهر نجف تا که مشرف می شوند، و ون سه و 500 و چهارنفره، بررای هر نفر 6 است. از تا با های حرم (ع) رفت و به هفت و با (رفت) 10 است. هر نفر 25 است که از مرز تا نیز همین پیش بینی شده است. از نجف تا با ون و 9 و با 14 می شود. از به مرقد سلمان فارسی با های حرم (ع) رفت و 8 است. تا نیز با های حرم (ع) 15 است. از به با های حرم (ع) رفت و با و 12هزار و از به با هر نفر 10هزار است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
طالب‌زاده: «به‌وقت شام» فیلمی بسیار خوب همراه با معماری فوق‌العاده دوربین بود

طالب‌زاده: «به‌وقت شام» فیلمی بسیار خوب همراه با معماری فوق‌العاده دوربین بود


به گزارش خبرنگار و از ویژه ققنوس، با گفت بخش اول شد. پس از و در چند نمایش، با نیمه گمشده در سال هشتاد و هفت کرد. در فعالیت های خود نبات داغ، فرزند و تا صبح را است. او با سرو زیر آب در سی و فجر دارد. گفت بخش اول در گفت وگو به سرو زیر آب چرا که یکی از او و به از به یاد کرد. در به های رد شدن را جدی تر شدن عزم خود و که به او شده را و و قوت آن دانست. در او از کار و نظر او را در پس از کش و قوس های شد و در گفت: ی شده کار به یک سال پیش از کار بود. از های که به ما شده بود نشد و ما کار را با یک بدهیم. بر این ها حامی مالی هم به مشکل خوردند و کمکی که قرار بود به بشود دیر گرفت. کمبودهای موجب که بخش های حذف و یا اجرای آن فرم دیگری را طراحی کنم. ضمن بیان سختی های کار به گذر کردن از نظارت های شورای پروانه گفت و در افزود: من را شانزده بار کردم، اما به شما و همکارانتان هم حق می دهم، چرا که شما هم نگرانی دارید و سیاست، پیش آگاهی به تماشاگر، پیش بینی به حوادث آینده و مسائلی این چنینی می شما گرفتار خودسانسوری ها شوید. در پاسخ به این گفت: نگاه من به ها بیشتر از نظر است و به شدت به آن اعتقاد دارم. در زمانی که مجله سینمایی داشتم، تمام صفحات آن از جمله سرمقاله خودم هم می بایست می شد. بخش در بخش بحث پیدا کرد و در آن به همچون: خون بارش، اعدامی، تیرباران، دست شیطان و طوفان شن تحت عنوان های موفق در ترسیم شدند. در ضمن به کمرنگ شدن مرتبط با انقلاب، به معدود آثاری که در جهت ساخته شده اند شد. از این ها می توان به ماجرای نیمروز، سیانور و ایستاده در غبار کرد. تعداد محدود در این حوزه به خوبی بیانگر بی توجهی به از سوی سینماست و این اتفاق در حالی رخ می دهد که در کشوری
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی دانلود اهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش دانلود اهنگ عثمان نوروزف چارب چارب دانلود اهنگ بارون از واریا ترجمه اهنگ gjithmone ترجمه فارسی اهنگ gjithmone