صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب ممکن



در انقلاب اسلامی ایران همه مردم اعم از شیعه و سنی در صحنه بودند/انقلاب، اساس یک تمدن جدید در مقابل تمدن لیبرال دموکراسی غرب است

در انقلاب اسلامی ایران همه مردم اعم از شیعه و سنی در صحنه بودند/انقلاب، اساس یک تمدن جدید در مقابل تمدن لیبرال دموکراسی غرب است


به گزارش از اهل سنت هند ، ظهر با "حسین شیخ الاسلام" بین شیخ در این به ذکر تاریخچه ای از شکل در پرداخت و گفت:این در اختیار در شد، ما به دست و ها با هر که می خواستند و بسیاری از ما زندانی و شکنجه شدند. وی داد: خمینی(ره) از کرد و می که شاه اما شاه را چهل و همه چیز را می کرد و در از امام(ره) کشته می و از درگیریها و آغاز شد. شیخ تصریح کرد: شاه بار دوم بار قبل در کودتای 28 مرداد کرد که با کودتایی بازگشت، ولی این بار با ملی کردن صنعت نفت مصدق، فرق می خمینی(ره) حرف از می زد و همه اعم از شیعه و سنی در صحنه بودند. بین داشت: روش خمینی(ره)، با همه روشهای انقلابهای قبلی فرق می مثلا در روسیه کارگران را بسیج می و سرخ می شد، بود؛ در چین هم کشاورزان می شد، شده بود و در الجزایر با می شد. شیخ افزود: خمینی(ره) به و می به و ها نفر به می و و اثر که به می می که یا اما وضو می و غسل می و با نیت به می و این بود که (ره) می و به بود که با شد. وی کرد:استدلال امام(ره) این بود که این از طرف و نقش اما در آن از هم است که این در شود و کسی بر آن و آن را اما کسی این را که را و را از و سنت خوب و اسم این حکومت، شد. بین یاد آور شد: ما بعد از اسلامی، رفراندوم آری یا نه را به گذاشتیم که 98 درصد از به آن پاسخ آری و سپس تصمیم به نوشتن قانون اساسی گرفتیم و کردیم که عده ای از شوند و کنند بر فردی که در رأس است تا و و سپس پس از مطالعات شده از نظرات بعد از ائمه معصومین تا کنون چیزهای نیز شد و مشخص شد که علاوه بر و 5 صفت را لازم می که عبارت از، مدیر و مدبر متقی و شجاع بودن و آگاه به زمان خود باشد. شیخ افزود: تشخیص بین کسانی که این را دارند، کار عامه نیست، به عده ای متخصص را و رهبر شد، تا به نیابت از کل را این یکی از وظایف شد و وظیفه آن، این بود که که بر جامعه می همیشه در این در قله و هر وقت خدایی نکرده خللی شد، این هفت صفت، کس را برگزیند. وی با بیان این مطلب داد: از این به بعد همه چیز با رأی مستقیم می گرفت، و نمایندگان با رأی می و این شد اساس یک جدید در مقابل لیبرال دموکراسی غرب، که اگر مشکلی در ولایت بشود، کس جایگزین او و این است که این دو چهل سال است با هم در حال جنگ هستند. در این دیدار، هندی، ضمن تشکر از میزبانی و به نتایج در و را ستودند و گفتند: با عظمت احیا شد، همه با هم متحد تا تأثیرات را کنند، اما علی رغم همه مشکلات توانست ارزشهای را حفظ و آن را به منتقل کند. یکی از داشت: یکی از دلایل اصلی همراهی گرچه خمینی(ره) سالها در تبعید به سر می بردند، اما از راه دور به امام(ره) لبیک می و این رمز پرچم دار است که امیدوارم در آینده نیز به پیروزیهای بزرگ دست کند. ضمن قدردانی از تلاشهای و به در بین جهان، وعده تا در حد خود تحقق اهداف مذاهب با کنند؛ تأکید که بین و هند نباید به همکاریهای دینی و مذهبی بلکه تبادل علمی و تجاری، آموزشی و ... بین دو نیز بکوشیم. داشتند: جای تأسف است که بر عکس تعداد زیادی از کشورهای به فکر اقدام عملی بین نیستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​هندی‌ها غزل‌های مولانا را می‌خوانند

​هندی‌ها غزل‌های مولانا را می‌خوانند


به ایران(ایبنا) به نقل از دی ان ای ایندیا- به تازگی 100 غزل از غزل های کم تر شناخته شده را از به است. این اولین بار است که این حجم از به طور از به می شوند. های که از در هند از به شده بودند. شوکلا روند غزل های که قریب شش سال را صرف آن اظهار کرد: فقط یک نیست؛ او یک اعجوبه است. من زمانی که در و با او و از اول و او شدم و این که این تر شود از غزل های ناب او را به کنم. او من یک سفر و بود. این در سه بخش با 1) باب 2) باب طرب و 3) باب شده و است در ماه سال هند شود. غزل های به در گفت: اگر چه خود را تا که است این با کند اما می که در های نارسایی هایی دارد. در واقع این غزل ها کار بسیار دشواری بود. در طی این سال ها با چندین در در ارتباط و هر زمان در فرآیند با مشکلی بر می خوردم با آن ها تماس می و هدفم هم این بود تا های بکر این را بتوانم حفظ کنم. این تحت حمایت طرح تاپ که به منظور تشویق و نشر به های در راه اندازی شده و بخشی از هزینه های آن از سوی تقبل شده است. علی دهقانی، مشاور خانه فرهنگ ایران، در این خصوص گفت: مشتاق است تا از طریق به های خارجی تبادلات بین و کشورها صورت بگیرد و این اثر چون مستقیما از شده ارزش منحصر به فردی دارد. علیم اشرف خان، رئیس بخش در نیز کرد که این اثر در هند باعث می شود که در هند و قابل دسترس تر شود؛ چرا که بخش از جمعیت هند را خوانندگان تشکیل می دهند که الزاما با ندارند و از خواندن محروم اند. بنابراین این کمک می کند تا بیشتری از هند با این جاودانه ایرانی و آثارش را بخوانند. پیش از این اقدام به از و در حوزه کلاسیک و معاصر بود و با استقبال نیز از سوی هندوها مواجه شده بود که از آن می توان به غزلیات صائب تبریزی و ترکیب بند محتشم کاشانی امام حسین(ع) کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 23 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
طولانی ترین ماه گرفتگی قرن21 در ایران قابل رویت است

طولانی ترین ماه گرفتگی قرن21 در ایران قابل رویت است


به تقریب(تنا)، علی نجوم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: شامگاه 1397 از می شاهد خسوفی بود که قرن21 است. وی با این ماه در 21:44 روز 5 کرد: کل این ماه که می شود و سحرگاه به می رسد شش و 13 و 48 ثانیه طول کشید. با در این ماه ماه در نیم می شود که از کرد: ماه به تدریج داخل نیم فرو می رود تا بالاخره لبه ماه می شود و این را با نام می شناسیم. وی افزود: ماه با در می شود تا لبه مقابل ماه هم شد که بعد از آن کل ماه در گرفته و ماه کلی می شود. به این بعد از آن، ماه به خود در می دهد تا به اوج برسد. وی با حدود 4 صبح کلیه به می رسد، کرد: بعد از اوج ماه ماه را به طی می کند تا از و سپس از نیم شود. ماه وی کرد: این می به قرص ماه از وسط کرد. ماه از وسط وی با به ماه های گفت: در 1396 قرص ماه از جنوبی تر ماه کرد و کلی یک و 16 به طول انجامید. جدول مدت ماه قرن 21 وی گفت: پیش بینی شده که در 1397 هم قرص ماه از شمالی تر ماه کند و کلی یک و 2 طول بکشد. وی با 5 قرن گفت: یکی از دلایل این ماه این است که ماه به دور به شکل بیضی است و دارای اوج و حضیض است. ساختار کلی ماه قرن 21 وی داد: ماه در اوج خود بیشترین از را و به قرص ماه نیز کوچکتر است و بنا بر قوانین کپلر آن نیز به کمترین مقدار می رسد. از قضا درست در روز ماه در اوج خود پس قرص ماه با کمتری ماه را طی می کند و تر می شود. به این در این خسوف، قرص ماه کمی از می کند و باعث شده تا چند از یک و 47 کوتاه تر ولی در هرصورت قرن بیست و یکم بود. وی با قرن بیستم هم در روزها تابستان رخ داده بود، گفت: چون در این روزهای سال همیشه در اوج خود و از دور هم مخروط درازتر و عریضتری که خود به شدن کمک می کند. نقشه مناطق مختلف از نظر امکان ماه با این از هر جای در صورت مناسب هوا امکانپذیر گفت: از دیگر ویژگی که برای این می پیش یینی کرد تر قرص ماه در حین نیم ای، و کلی است. معمولا که بعد از های روی می دهند تر از حال هستند و فعال بعضی از های است روی تاریکی ماه تاثیرگذار باشد. وی گفت: شب می را نیز در 6 درجه ای ماه دید. در این شب به مقابله با می رسد و آن در آسمان ما پنج از حال بود. در این وضعیت در 71 کیلومتری دارد. این تا چند روز بعد سه 9 به 58 کیلومتر کاهش می یابد و هم نسبت به چند روز قبل دو شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
پایگاه «وحدتی» دزفول؛ نقطه عطفی در جنگ ایران و عراق

پایگاه «وحدتی» دزفول؛ نقطه عطفی در جنگ ایران و عراق


به خبرگزاری (ایبنا)، فوق در بین دبیر آموزش وپرورش شهرستان قرچک و مدرس دانشگاه فرهنگیان زینبیه پیشوا، در همکاری خود با دفتر های و در حال با نقش در در است. وی با هوا در را نیز در دست و دارد. شیرمحمد در گفت وگو با خبرنگار ایبنا، به تشریح این دو پرداخت. این از نظر استراتژیکی چه جایگاهی در روند جنگ و که و به آن رفتید؟ را با سه رو هستیم. در به علت بحث نبود. در (منطقه کرمانشاه)، بحث نه به خاک ایران. اما در این سه چون این دشت و مسطح است. عراق، یک تانک بود. آن ها در ابتدای پیشرفته ای نداشتند و متکی به بودند. چه و آبی و چه ارتباطی، به داشتن در خلیج فارس، داشت. چون یک 80 کیلومتری محدود و توسعه به و به به یا کویت می کرد که هر دو کار را هم داد. پس از تهران، مهمترین است، چون و گازی، آبی و تعداد سد و میزان تولید برق در این است. بخشی از کشاورزی ما در است. امام خمینی (ره) نیز یکی از دو است که به راه آهن نیز دارد. قبل از ساخت رجایی در بندرعباس، بود. همه این این شده بود. که به سه آن ها شده به سمت به سمت و به سمت و در ماهشهر. در این سه هم در چون بود. در آن یک راه از به و آن بود که پس از از فنی خرم به می و راه آهن هم از می کرد که اگر این می شد، با به طور قطع می شد. اگر این می شد، چه در به در های در یک نظر که اول کجا باشد. ما کم شده لذا شد که و نکند. یکی از که شده نیز است که حفظ بود. اگر می یا سخت می شد، و و را حفظ کرد. اگر فنی می شد، از به می شد و اگر می از به را داشتند. این کار به یک عملیات آبی -خاکی وسیع که اصلا در نبود. و استراتژیکی، گرفت. در یک تیپ زرهی در رود کرخه، به عنوان یک سد ها را می چون نداشت. به چهارم شکاری وحدت دستور دادند که تمام خود را ممانعت از از این رودخانه، بگذارند. زیادی در این شد. بالاترین در یک روز در جنگ را در این داشتیم. در یک روز از مهرماه، 67 و شد. این به نزدیکی به زیر آتش دشمن و سه بار اعلام شد شود. دو از سه این شد و یک باقی مانده هم قسم که کار را دهند، اگر ها از کردند، آن هواپیماها را به ها می کنیم. در اثر این ها، ترسید و شد. این جریان تقریبا تا آبان که به طور در شد. این شد در و هم شود. در این شرایط، می خود را به سمت و متمرکز کند. بود و مهرماه ها قصد از و به برسند که نتوانستند. چقدر از کار این شده و ها و شما از این کدامند؟ در جدیدم، نقش این را به تصویر بکشم و بگویم که این و و نیروهای فنی آن دادند، نقطه عطفی در جنگ و بود. این شد شود. خود شهر در آن برهه، زیر آتش و موشک های داشت. اگر این می و شوش و اندیمشک هم می کردند. در مقاومت ، شهرهای مذکور را هم نجات داد. در ابتدا این 107 داشت. 40 در آن دو ماه و مجروح و اسیر شدند. موردنیاز این جمع آوری شده و با از نیز گفت دادم و با از و فنی نیز گفت وگو داشته باشم. حتی در این می به بروم. چون در آن برهه بنی صدر، رئیس جمهور و فرمانده کل قوای وقت، مدتی نیز در ستاد فرماندهی در مستقر شد تا و زیرنظر شخص وی، را بگیرند. لذا صحبت با دخیل در این ماجرا نیز از من در این بود. نقش این در پشتیبانی و سپاه نیز با افسران آنها گفت داشت. نخستین هدف من از این اثر و دو قبلی ام این است که نام که ایثار و جانفشانی اند، در بماند و آیندگان بدانند چه این اند. فارسی را نگه و ما او و اگر او ما عربی بود. با حماسه سرایی در روحیه حماسه، و از مرز و بوم را نگه داشت. با این ها می در کنم نام این در لابه لای صفحات تاریخ، گم نشود. هدف دوم نیز علاقه شخصی اطلاع از حقایق و واقعیت های گذشته است. بازگو کردن و چاپ این در قالب کتاب، دیگران را هم آگاه کرد. در این آثار در نیز شده است. است در شفاهی به گذشت زمان، خطاهایی بوجود بیاید و یا است حتی به عمد یا غیرعمد را تفسیر کنند، در گفت وگوهای مکتوبی نیز می کنم تا از نظر صحت و دقت، نیز قابل قبول باشد. گویا نیز در حوزه در دست دارید، در اینباره توضیح دهید. با هوا در نیز در دست و که 70 درصد کار شده است. در هم یک به نام هوا که این دارای امکاناتی هلیکوپتر و هواپیما است. این به در شکست حصر یکی از ستون های بود. در محاصره و هیچ رسیدن به آن نبود، مگر دریا. با هلیکوپترهای این مردم از و در برگشت، و مهمات به می شد. این وسیله به نام هاورکرافت یا هوا ناو در اختیار که از طریق آن، سلاح های سنگین به می شد. نکردن این است. این یک تیپ از لشکر 77 را در همان که در و درگیری به جزیره کرد که را گرفتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رحمان‌زاده: ایمانِ نصرالله حکمت شک و نقد را می‌پذیرد

رحمان‌زاده: ایمانِ نصرالله حکمت شک و نقد را می‌پذیرد


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) نقد و 24 با بخت، عبدالله صلواتی، عبدالحمید ضیایی، رضا ماحوزی، اسدالله و محمد ابراهیم ها در و شد. در این کرد و با به نقد همدلانه این محتاجم گفت: این یک اثر کاملاً است و است به و خویشتن بپردازد. ما نیز به طرح این گونه نیازمندیم زیر هجوم از های بیگانه و را به ما اند که ما و به درد ما نمی که به آن هستیم. از سوی در این می شود و بر آن در طرح شده است. وی داد: در که شده در آنجایی که خدا را می کشد تا می کند. حال این در ما شده در که این به ای شده که می شده است. به بهشتی، در این به این پرداخته شده که در و سنت که پنج در عرفان، و هنر مسائلی و... شده است. هایی که توسط اسلام این سرزمین شده و کرد که ما با و فهم این دین را کردند. وی افزود: ما در که پنج در دست شویم. من با این که در می که اما با بر می خود هیچ و ای ندارد. من باشم! در بخش از این با به این کرد: در طول سالیان و مطالعه در غرب به این نتیجه رسیدم که غرب به پوچ رسیده است. بحث در این به یکی از نیازهای من می دهد، در عین حال که بگویم با این پروژه همدل هستم امانقدهایی هم به آن دارم. وی با به و به داد: است امر در ساختار و امری جهانشمول است. او در این بحث مخالف است. در چامسکی، را که است است و بشر ندارد. این بر تاریخی است. فاعل از او افسانه ای بیش و ما در یک گفتمان می که لفظ هم در آن ندارد. به وی، در این سیستم به تناقض می رسیم و در این پادزهری در برابر این است. در کتابش است که به قدرت است و بحث به را در آن طرح می کند. این مسأله هم این است که هم در عمل در اوقات به یک نوع افراط می شود. کرد: در این در است تا به یک برگردد. که در می شود و می نقد و شک را و در که می کند و گری را نفی کند. او بر این است که بشر بر شکل می و در این که با دارد. از سوی است. این در گفت: در غرب یک را می اما در این این می شود. به هر حال این اثر گفت وگو و یک تز است. به من سخن از این نوع که در طرح شده در که ها را می نه یک یک است. ها هم در این با به طرح به گفت: بحث بر یک بحث است هم هست. در عمل به شخص را به و بر می گردانند. از یا شما دارید. بود در بخش را به این می داد که می بین و باشد. وی با در از سخن می که را در کرد: در این می به این کرد که بحث و به این بر می که هر چه در تر شود در و تر می شود. به این است و به نظر می رسد که که در مند را می کند می از های خود بهره ببرد. که شناخت و اطلاعات موجب می شود است که دچار هم بکند. وی کرد: که را به زمین گیر می دهد دانسته هایش است و که او را رها می کند سکوت است. این مطلب را در به طرح می کند. اما این می شود که مرز دانستن و که را به برساند کجاست؟ سخنران این با به برایش عجیب بوده کرد: این یک جرح و تکاپوی ماست و نیاز به آن هم در این است که اگر از سنت مان فاصله بگیریم می راه حل های دهیم. وی افزود: گام بلندی که در این برداشته عبور از شریعت مابانه است و آن با میسر می شود که می کند؛ این همسفره شک است می و در عین حال شک بورزیم. این نوعی از است که فقه زده ما به آن نیازمند است. حال این می شود که و نفس آیا است یا وی در گفت: در این در غرب و به ویژه دایره مسیحی غرب است. حال تفاوت و ها را کرد. رکن به غیب است که تفاوتی با کیرکگور در این و در کانت و... هم دیده می شود اما اگر بازی زبانی که در این بشویم داستان است. با طرح سوالاتی این کرد: آیا که به یک هم هست؟ اگر است آیا متافیزیکی در پشت این آیا این به های سبک تر است یا سنگین تر؟ آیا وقتی که بحث خدای خالق را می کند در که ما حداقل 17 پیش فرض آیا این 17 پیش فرض پذیر هست یا به نظر می رسد ما با یک رای غیر و غیر منطقی رو چون ما در غرب با ده ها نحله و در واقع در با یک و حال این طرح می شود که چرا از بین چندین به سمت شما بیاییم؟ مثلا ًملاک تشخیص به بودا و ... چیست؟ این محقق در گفت: من در احساس کردم از مقدس را می بینم که در آن یک فرا شده است. صلواتی در بخش از این استعاره ای را این طرح کرد و گفت: در این اثر چشمه ای جاری می شود اما هنوز آب را به ما نرسانده است. با این طرح یک آغاز بزرگ است. یکی از های نیز این است که دربند نیست. این پر از اصطلاحات شده است که یک کار فیسلوفانه در زمان فترت و ساختارشکنی است. اما یکی از بزرگترین ابهامات اثر این است که در آن با نیست، سعی می کند که بگوید چه هست و نیست. اما در رسیدن به این مقصود موفق است. وی با در یک بداهت انگاری یادآور شد: گویی که هر که در غیر از هست بدیهی هست به از در نامشخص است. به این دانشگاه، در این اثر تمایلاتی را می کند که اساسا با به شرایط امروزی فکر کردن به چنین موضوعاتی را یا از سوی این پرسش طرح می شود که کارکرد و نسبتی که با آیا کارکردش غیر از کارکردی است که در ما دارد؟ بخت نیز در این با اثر را از و بیرونی می گفت: از به این شود که این چیست و چرا شده در به این گفت این اثر در با و است و در دوم به یک مسلمان است به این دهند. وی را در مقام یک اثر پژوهشی و تحقیقی و اضافه کرد: در این را به یک اصل مفروض به یک الهی در نظر می گیرد. متاسفانه عقبه جدی ندارد. در سنت نگرفته است. از موضع سنت به این پرداخت در که که سنت هم تقریباً دستش است. پس در این نخستین کار این که و حتی مفهوم صورت گیرد. از سوی در با و علومی روشن و نیست. به وی، در در و خاصی از هستیم. در این دووجهی که از یک سو در سنت و متعلق به سنت و نحوه سنتی است و از یک سو ناظر به و مرتبط به آن است و و آن تقریبا غفلت گرفته است. وی با به به از کرد: این در سنت و یا به مدعی است. در و در مقابله با رقیب در حال هم است. در ظهور، و علوم و آن و آن بر اذهان و عقول شده است. بیش از هر چیز با مبانی و رو است. به وی، پس از این با دو می شود؛ نخست ایدئولوژیک و مهندسان و پزشکان بر اداره کشور، و و خود است؛ روش در روش های است. بخت با به نداشتن منبع داد: از نقطه قوت هم است اندیشه و است و از این حیث محصولی اصیل و تجربه زیسته است و از آتش از سوختن می گوید. با دو و به یک معنا تقابل و یا سنت و سر و کار دارد. از یک سو انتقال و از سوی آن و به و است. بخت با با دو سنت و گفت: در عمل به تولید می شود. اثر حاضر خواسته است یک گفتار ایجاد اما می که از مطالب در عرفا آمده است. این با یک است. این آیا توانسته مدعایش را حل در حل کند یا وی در گفت: خودآئین است و اگر چه بتواند در حل ما کمک اما قادر به حل کلی و کلان در نیست. چون یک کلیت است و با به این است که جمع بین سنت و مدرنیته در آن نیست. ماحوزی نیز در بخش از این با جایگاه استفاده از را بدانیم گفت: تعقلی که در از آن نام برده به معنای واقعی کلمه و ما منظورمان را از این کنیم. به است که من کار را در این یا فلسفی نمی دانم. از سوی اگر در را هم بپذیریم می که به خودشان داده اند کل غرب را بیهوده و تقلیل تبیین است. حال این می شود که این می با گفت وگو در که هیچ یک از را به مشروعیت نمی شناسد. گفت وگو این است که چند را به رسمیت بشناسید. اگر شما ناچار شوید که این تز را کنید باز هم شما بدیع و نو نخواهد بود. عضو هیئت علمی و این نیز کرد: که این شده ذهن را به این که اثر است هدایت نمی کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عادت‌های نوشتن فریدون عموزاده خلیلی/ عاشق کتابفروشی و عطرفروشی هستم

عادت‌های نوشتن فریدون عموزاده خلیلی/ عاشق کتابفروشی و عطرفروشی هستم


خبرگزاری (ایبنا)_ملیسا معمار: یا صحبت با افراد، را به کار و می کند. که رسیدن به خواسته بی وقفه اند و اند. یکی از این نویسنده، پژوهشگر، نگار و فعال سیاسی است. او که از چهره های مطرح و بعد از به شمار می آید سال ها در و است. عصر یکی از گرم 1397 بود که بالاخره شدم با این مرد 58 پرتلاش ای در که درسال 1381 کرد و با مدیریت او می شود. هوا گرم بود و من از گرما کلافه شده اما و در شدم و او با اش به من خوش آمد گفت و با آب خنک به را و را در که این مرد چهارشانه بلند قد سمنانی که حالا گرد سپیدی روی موها و محاسنش نشسته با ذوق و شوق خدمت به کودکانی من، سال ها پیش، با سکونت در تهران، از کار را کرد و بخش و را راه کرد و در سال های 1362 تا 1366 های و و... را در و هنر و ادب و را در سال 1365 به کرد. با خود که در سال 1367 را به پور و آیا فکر می کرد که این پرمخاطب می شود؟ در این فکرها که روی میز کارش توجهم را جلب کرد و به یاد بیش از 30 اثری افتادم که و خلق آثاری دو ، سفر به شهر ، خدای بارانی و زرد که هرچند سال ها از انتشارشان می گذرد اما هم و در های متعدد داخلی و خارجی برگزیده سال از جانب مونیخ و یونیسف به ارمغان آورده اند. موسس به نام ، هم قلبش و این مرزوبوم می تپد. از همه چیز به شده و حتی به هم می گویند، دلش شکسته است. اشک می به و شده و کسی فکر نمی کند کار بچه ها و همه ها ای و شده است. در گفت با از و و را می که سال از هم می کند. های از چه سنی و در شما شکل من به به ام در دهه 40. در این دهه من هم شد با های و نوجوانان. ما را از مان در به در می بردند. در این با به شکلی در هاله ای از رویا و شکل گرفت. قبل از به من از ورق بود که رویشان شده بود و های که از سوی می شد و تصویرگری به در آن ها را می داد، من و باورنکردنی بود و فکر می در خواب این ها را می و با می مگر می شود زیبا رنگی بو و ... همه ها نو و من که از می در راه تا به می رسیدم، بو می کردم. بوی رنگ و حسی رویایی به من می داد. در راه ها را ورق می زدم و از عکس لذت می بردم. ما در بود و در سمنان. راه از تا منزلمان بود و فکر می ما در آخر است. حسی که ها به من می به قدری لذت بخش بود که وصف نکردنی است. به منتظر نمی ماندم که از سوی ما را به ببرند. به محض از می شدم به می چون ما بین و بود. لباس را عوض می های درسی ام را در می و به سوی می تا بردارم. در آن هر روز به می رفتم. در آن چه می خواندید؟ های می خواندم. پوش که بود و یا سیاه کوچولو یا حقیقت و مرد دانا بهرام بیضایی های ای و من فهمشان تر بود. های هم که می نمی من که فقط شما بچه ها باور می اثر احمدرضا احمدی اما نفهمیدنش بود. تا به رسیدم. تا پیش از این در مهران داشت. ساختمان های را در باغ ساختند که به ما نزدیک بود و سه دقیقه داشت. من که در این از قبل به می رفتم، شدم های هم در مثل پخش و ... را بار دیدم. را نمی ولی پخش شدن روی لذت بخش بود. که چه نمی بود. کلا را که در دهه 40 بود ام و بودند. بعد از در ما ، عمو و ها ، پوش و قصه های خوب بچه های خوب که ام بود. به چه در شما شکل در سال ها که 12 ndash; 13 به کردم. با که در می و که در می کردیم. با که می کردم. در آن من در راه آهن کار می کرد. آن ها و از آن را من می آورد. این بود. را می و روی هم می و لای آن ها را می و در سه یا می نوشتم. یک که می و سه هم که با چاپ می شد و آخری کمرنگ بود. هم می کشیدم، پشت جلد می و اسم می گذاشتم، از اسم که است قهرمان . و بعد این ها را بین بچه های هم سن و سال در فامیل یا پخش می و به آن ها می بیایید این ها حرف بزنیم. درواقع غیررسمی من از با این های کپی شده شد. در بچه ها فرستادم چند خط آن را چاپ به نام 12 از سمنان. که در آن مهم بود. به درس من به سه چیز داشتم. یکی و نوشتن، دوم درس که شاگرد اول و سوم که از بچگی در تیم و تیم محله و هم در تیم بودم. تا چند سال پیش هم با و پسرانم می تا تاندون پاهایم آسیب دید. حتی به نظریه ای رسیده ام و در های ام نیز آن را تشریح ام را با فوتبال. به نظر من و نزدیکی و عناصر مشترک دارند. که است در هم است. حتی در تکنیک، بین و اشتراک دارد. های معتقدند مثل یا است و که با تا که آشپز نمی یا تا که راننده نمی شوید، تا هم که ننویسید نویس نمی شوید. ولی به نظر من این معنا ندارد. شبیه است. در به بازیکنانی که می و روش خاص داشت. است که های یکسانی می اما مثل هم دریپ نمی کنند. در هم ها را و مثل هم نیستند. بین یک خوب و خوب را می نمی دانم چه جوابی بدهم. سخت است که یکی را کنم. من به است و تر است. ازچه گزیده و به چه موضوعات و بطورکلی سه خوانش من و هرسه هم با هم داشتند. اول تامرز بود تا که به یک هنر و شدم. تا آن بر بود و بر توصیه. این می توانست یا یا که ها می خواندم. یادم است که در هستی مرتضی رضوانی شده بود و آن را و خواندم. هم پیش می آمد در کتابخانه، از ای که بود می و می خواندم. در آن همه های و غلامحسین ساعدی را خواندم. این اول من بود که در آن هم عمدتا می هم شعر و هم داستان. و به شاملو، اخوان ثالث، سهراب سپهری و فرخ زاد داشتم. و با شعر نمی اما شعرهایشان را می و حفظ می و می این شعرها در است. اما از ای که شدم کرد. در آن ما های 21 ndash; 22 که فکر می همه چیز از جمله را دهیم و کنیم. که ما از قبل بدانیم و بخوانیم. در این خواندنم و ذوق و نبود، بود. می آمریکای لاتین که در دهه 60 در می شد، هیچ چیزی نمی دانیم و یکدفعه بود را از و جاهای جمع می و می خواندیم. در عرض سه ماه 50 تا می از هر و شاعر که شعر یا رمانی داشت. یا در ای بحث سر نو بود و ما هر نو بود های یا مایا گریپه و ناتالی ساروت را می خواندیم. یا در ای فکر در کنم و بود یا هانس کریستین اندرسون یا نیوبری گرفته بود را می و می خواندم. در سه ماه سعی می همه انباشت را جمع کنم و بخوانم. در آن من و به ضرورت بود که حس می تا شوم و را متحول کنم. در آن مداومی با حسن حسینی، سلیمانی و باهم بحث می کردیم. از این جهت ای بود که ما را به عوض کرد و مدل شدن و ماندن ما در را کرد و یک را بار در داشتیم. سوم من نه و بود نه بر حسب نیاز. در این تک شده چون که که می شود را بخوانم. که فکر می است یا که در است را می خواندم. در تان به چه که 8 فوت کرد و و از پدر نداشتم. هم زن بی بود ولی به شدت ما درس و باشیم. و ترم هم مرا به می کردند. در هم که مرا به می و به من می یا مرا به شان می و می که بخوان. این ها در شدن من و به سمت بود. چه و سال 1359 به هنر و رفتم. قبل از آن و می و در که می را با می کردیم. در آن من به داشتم. هم در به می ولی و شده بود با و نبود. در یک که در حال از هنر و و حر که در می شد را دیدم. به و که می و مرا به فرج و کردند. به من گفت تو اول کنی بعد از به سوی بروی. به من گفت بیا و با تست بده. چون را بروم. از من ای را کنم. هم مثل کشن و .. هم و من کشیدم. و و از که گردم. بود که من با کردم. ولی و شدم که در هنر و بخش هم دارد. یک بعد و که و می با باشم. مرا به کردند. اما آن روز به جای آمد و را و گفت ما آن را می کنیم. دو روز بعد بیا اش را بگیر. بعد که به من گفت بود و تو می با ما کنی. هم گفت یکی از به نام بر شما است. از بود و با آبی بود از راه می رسد این نام را به یاد و از او به کنید. که من هیچ وقت نمی کنم. بعد از آن گفت که سه در این کن و را بخوان. در آن اکبر فراست، حسن فردی، نقی حسن علی پورمند و ... حضور داشتند. اول را فراست خواند و نقد شد. من هم را که نامش تلاطم بود و نقد تندی بر آن شد. بعد از آن هم دو سه که در به نام شدند. اما من میل درونی ام به سوی و بود. بعد از چهار-پنج که در هنر و دل به دریازدم و در و به نام سفر . را که به سایر در تا بخوانند. همه متعجب شده و به من گفت که چرا در مانده ای، است در و و بر سفر نوشت. بعد از آن ها من در طول شش ماه سه و به من که بخش و هنر و شوم. از آن که سال 59 بود بر و متمرکز شدم و به تفننی می نوشتم. به که و با آن و بهای چندانی به آن نمی شود و می دست گرمی و تمرینی است تا کم کم شود و فکر می که توانایی را و می شوند، هیچ وقت نشدید که سال های عمرتان را در این صرف این است که به کار در این مند شدم و فکر کار درستی این شدم. صرف نظر از شعارهایی که می شود پاک و معصوم کودکان، فکر می کنم راهی ارتباطی است. ای که از خیزد و گیرنده آن را می گیرد. مهم است که بدانید این را چه کسی می فرستید و روی چه کسی می گذارد و می توانید این را با به تراز کنید. من با حرف زدن تر نه از نمی کار کند می شود. به نظر من برعکس است و اطمینان از که در شاهکار می نویسند، نمی بچه ها بنویسند. اما اگر بخواهد است تر باشد. چون را بچه ها می فهمند هم می شوند. لذا رنج آور است که شما و عموم بر این است که سخت تر است و ردی های به روی می آورند. هم بلد با بچه ها حرف بزنی هم بلد بنویسی. یک حتی اگر 50 هم همه لوازم را باشد. همانطوری که پیرمرد و دریا یا کلیدر شده و مسیری که طی شده تا این ها شده، تعلیقی که در حفظ شده پردازی، و ... یک 50 ای همه این راه ها طی شود و همه آن سختی ها شود. سازی لحن و ... اتفاقا سخت تر است. چون به نظام علی و معلولی که می شود را با به دانشی که از قبل درک می کند اما در کودک، که به که را درک کند. اما در ما به انگاری که که از راه می رسد و بلد می برو بچه ها بنویس. درحالی که اشتباه است او نه روش را بلد است نه را می شناسد نه با بچه ها آشناست. و می نویسد که است دوغ و دوشاب با هم قاطی می شود و کسانی صدمه می که و عرق ریزان روح می تا 50کلمه ای بچه ها بنویسند. تا به حال چه از شما شده بیش از 30 که بجز یک که در در و اند. از این به و به با آن نوستالژی یا و به مخاطبی که تا به حال از را نخوانده، آن را می من با دو از است که و هم آن را به که می خواهند من یا آثارم را بشناسند، نمی کنم. چون های من است با های سه ماه تعطیلی و آقاجان . چرا این ها را نمی می کنم به لحاظ قوی و از سویی ماجراهای ولی من انگیز است. پس از را می که فکر می کنم است و مرارت چاپ آن ها ام را می دو . با این یک کوتاه است اما ذهن مرا بود و 8 ماه نوشتنش طول کشید. سفر به شهر هم است که سال را و می آن را کنم. در این ابتدا لحن آمد و بعد شاعرانه ای شکل گرفت. دو هم هست که یکی از آن ها بنویسیم. و های من در های است و مثل های نیست. اما که این را خوانده، می کمک به او تا بنویسد و کاربردی است. زرد هم که از سوی شد و من را در این امتحان را نیز می کنم. اشاره های را کردید، که در بودید، از بین این نویسندگان، برایتان و به او را پیشکسوت خود می دانید و در از او اید؟ چند که در یک من اهمیت اند و هستند، ارنست در دیالوگ من است در رئال یا در فانتزی از تالکین می کنم. یا در نثر و دو یا سه مترجم که برمن اند نثر هوشنگ گلشیری، نوآوری شاملو و سادگی فرخزاد. نجف دریابندری در که و لحنش در هاکلبری فین یا ناتور دشت که فوق العاده است. در لحن شوخی و طنز بر مارک تواین که بوده، مانولیتو در لحن شوخ طبعانه من است. ایده ها و سوژه که خلق می به ذهنتان می رسد؟ از واقعی، برخوردهایی که می کنم و می بینم. دو در که دهه 60 به سیستان و بلوچستان ها و ماجراهایی شنیدم که من خلق این شد. هم یک من و آدمی را می کند ونمی را از او رها کنم. اسامی که می یا واقعی؟ که در ها می از سوی شوند. است ظاهرش را از یک برداشت کنم و هر از ویژگی هایش را نیز از و همه این ها را در یک جمع کنم. اما اصل این از می آید نه خیالی. شما بر نویسندگی، هم در اید و در متعددی سردبیر، تحریریه یا اید همشهری، راه به در ایران، آفتاب در های صبح یاس نو، نشاط، و هم اکنون هم را دارید. این شما چه در تان دو نکته جدا از هم که هردو آن ها می هم اثر بر و هم اثر منفی. و نگاری. هرنویسنده ای است ای دهد به شرطی که از آن کند. اگر شودکاملا حساب شده و در متن و خبرنگاری و شود کمک می کند که ها پایشان روی زمین بگیرد و دقیق تر ببینند و بتوانند ابعاد را داستانشان کنند. این های هم است همینگوی، فاکنر و آندره مالرو مدتی را اند و این کار کمک می کند که شما در توصیف و مستند بتوانید از این توانتان و آدم ها را تر ببینید. اما که من درگیرش شده ام ضربه می زند و نمی شود. از هم اثر مثبتی بر دارد. که از شده اند، نگاران عمیق تری و می تحلیل و تمایز و شان دارد. بود که در اوج نگاری، دهه 50 و 40 که می شد و اگر یادداشتی را می حتی اگر نام هم بود می توانستید اثر چه کسی است. این کار می موجب شود های به بیایند. این ها پرنویس و است نتوانند هر روز اما ای یک قوی بدهند. لذا آمدن به هم می خوب و دیدشان را تر کند و کمک کند با عینیت و به شان هم کمک می کند. از آن طرف هم می سطح ما را افزایش دهند. شما نقش موثری هم در شکل گیری نهادهای هنر و ادب و و و ... اید. شد که در این ها و این نهادها چه در داشتند؟ در و ای است که در من است. از و که می این میل در حد افراط به در من است. را بخش و هنری، بچه های مسجد سوره، هنر و و با رحماندوست و سرشار و مهدی حجوانی و ...، که طرحش را و در آن طرح راه انداختم که من مسئولش و از 100 خبرنگار را سال 1367 به و را کردیم. سال 1372 که رونامه به بود را و به مدت سه- سال روزانه یک بچه ها می 8 معمولی و 16 پنجشنبه. در جشن سبز راه انداخیتم و 15 تا از بچه های طرفدار محیطزیست از سرتاسر ما فرستادند که 500 تای آن ها را و به و در سال 1374 اردویی کردیم. در روزنامه، را در منظریه کردیم. از 5 نفره ای از را کنفرانس جهانی ایسپورت و بچه های در پروژه های زیستی که درخشیدند. بعد در موسسه گفت ها بخش و نوجوانش را راه انداختیم و این کار تا سال 1377 که و به اختلاف نظرهایی که با رهگذر منحل شد و و را در سال 1377 که 20 سال از آن است. های من در های من که در با کمک نمود یافته و یکسری هم های جمعی مثل یا گفت ها. سپس طرح را در سال 1382 به مدیرعامل عطریان فر و به ضمیمه راه افتاد. در بار از سوی بچه ها را به نام و هم یک می دادیم. تا قبل از آن ها و منتقدان سال می و ما بار در این طرح بچه های را از تا به این مسابقه کنند. 7 نفر از کردند. از بین آن ها 100 را بر ضوابطی که داشتیم، مشخص و آن ها که آن سال چاپ شده بود را فرستادیم. سپس در تالار وحدت باحضور و ارشاد وقت و و وقت آقایان حاجی و مهاجرانی، را کردیم. سال بعد هم شد ولی سال های بعد که من نشد. این ها یا به قول دردسرهایی که من در وجودم تا دیده شدن دهم. اگر چه فایده ای آن هم در کشوری که ها تداوم و استمرار و بنیانی را می اعم از یا جایزه... موقعی که می کنی توجیهاتی را می کنی و همه تشویقت می اما به محض رفتی نمی یابد و این یک غصه است. کسی را به یاد ندارد.{و اشک می ریزد....} فکر می کنم این همه اندوه و اشک ریختن شما به است که در این رخ می دهد و بی توجهی به رشد کودک. مهم مهم است که از سوی یک سری آدم دلسوز می شود. همه چیز به شده است حتی به هم می گویند. کسی نمی دست این و های و و آیندگان چه سودی از این می برند؟ نمی بچه ها کار می می کنیم. چرا همه بیشترین شان در و است و اگر هم می افتد، ای و است. به این 10 سال چه ای می دهد، فکر نمی کند. هیچ کس به و ای آن فکر نمی کند. که رسما و شده است. کسی از سر دلسوزی می دهد نمی شود و می آخرش چقدر سود دارد. ضمن من می ثابت کرد از های که نه نمایشی، تردیدی که مادی آن را هم بر معنوی اش می بیند. شما هم در به مندان اید، از های تان بگویید. من دو داشتم. یک در دهه 70 و که در و توضیحاتی طرح چیست، و می کردم. تا از ای این ها خیانت به است و از عده ای که مند هم شکل می سازیم که همه عین هم می نویسند و اوج پروازشان این است که به من برسند و به این کار را گذاشتم. تا در سال 1389 علی اصغر که در یکی از نشرها کار می کرد از من خواست که کنم که من نپذیرفتم و من ضد است و اعتقادی به این کار ندارم چون سبب می شود خلاقیت و فردیت از بین می رود. به من گفت پس تو خلاف این کار را بده و من و کارگاهی تشکیل می دهم که در آن و نمی اطلاعات آن ها را نمی منتقد فقط می بلد بنویسند. ای که از جوانان مریم محمدخانی، معصومه یزدانی، نسترن فتحی، شادی خوشکار و از امروز در آن و از آن 6 آمد و از آن ها جایره گرفتند، هیچ از این ها مثل هم نبودند. بعد از آن شدم و شدم می کنم که در آن ها نقش تسهیل گر و جرات بچه ها را کنم نه قلم به دست آن ها بدهم. بعد از موفقیت اول های هم گذاشتیم و از هر 5-6 آمد چاپ شد و جوایزی گرفتند. یک بار هم در کنفرانسی در ترکیه این را و گرفت. در چکه بود و بعد از آن هم در و آن را دادم. شما که از و به داشتید چرا در و را من بر به و هم و این با من هست و هم اگر کنم حل مسائل می شوم و به علم و علم دارم. در سن علایق اجتماعی و غالب است. به یاد آن به در یا نامه داشتم. در آن با یکی از استادها مشورت که به من گفت تو با در نمی شوی، می در کنی و در کنارش بنویسی. از هم نداریم، داریم. اگر به می می که در افتاد. این شد که راضی شدم در درس و بعد شوم. به ندارد، آیا از به کار دررشته تحصیلی تان ندادید و به سوی رفتید نشدید؟ خب از و های من به تحصیلاتشان در و و همه در های سطح بالای دارای هستند. اما از جهت به نیستم. اما سوال است من که می شود کسی که درسش از تو تر وضعیت و درآمدش از تو است. این است که بی رحم است و را به تو می دهد و که تو به دلت رفته ای. اگر یک را به بکشید، را می گذرانید؟ من با هم فرق می کند. قدیم ترها، که آلوده اجرایی و مجله و صبح ها 6 می شدم و به می تا ظهر. ظهر هم که در هنر و به می و که در به می و تا غروب و کار می کردم. اما این مربوط به بود که فراغت ولی نهادهایی که در هست و چلچراغ، مشاوره های نردبان، و و سیاست که همه وقت مرا می گیرد. و اداره مستقلی که وابسته به هیچ دولتی سخت است و نشر، توزیع، آگهی ها و گرانی و ... چاپ چلچراغ. های من داستانی، بود ولی من این است که شماره را کنم. به از صبح که می شوم تا شب همه وقتم و فکرم صرف این کارها می شود. در این شرایط اگر را به چه را می مثل دونده ای که در دوی ماراتن است و به سایه ای است تا یک لحظه استراحت کند، کنم را به دست بیاورم. اگر صبح ها و ای باشم، 9 تا 12 بهترین است. یا شب که به می روم 10 شب به بعد به می کنم. عادت خاصی دارید، آیا هر که می نویسید گردید و بازخوانی، اصلاح و ویرایش می یا این کار را به موکول می که مشغول یا یادداشت توقف می نویسم. حتی و مناسب می گذارم که مجبور نشوم به برداشتن یا قلم از بیایم چون است از خارج شود. تند تند می نویسم. به گونه ای که تایپ کلمات دچار مشکل می شوم. بعد از و بازخوانی می کنم و اصلاحات را می دهم. اگر یک روز را به خودتان فارغ از همه ها و های روزمره، ترجیح می دهید چه لذت بخش کار من است. ام که و این کار هستم. به جز چه کار در این روز می ورزش را هم دارم. که می توانستم کنم این کار را می دادم. با از غلامی، حسن مهرداد غفارزاده و تیم و می کردیم. به هم می روید؟ بله به هم می روم. اما اعتراف کنم که من به دو چیز و می روم یا سفر می روم، نمی بی از جلوی های و بگذرم. حتی اگر وقت هم از این دو بازدید کنم. در که دوسال پیش به فرانکفورت در این را به یکی از دوستانم گفته بودم. روز آخر قبل از بازگشت گرفتیم در شهر بگردیم و خرید کنیم. وسط راه مرا گم و هم گشتند مرا نکردند. دوستمان می اگر یا هست می توانیم را می و نهایتا مرا در کردند. اگر نمی چکاره می می شدم. چون قبل از شوم هم و ام با ام شد. سال 1357 که یکی از های ما گفت که ای در شهر هست که بچه های سال آخر که پول را در درس می خوانند. و از من پرسید که آیا می به آن ها درس بدهم. من هم به گرایشاتی که حمایت از محروم و کم و حسن دوستی و به و دخترانه ای شدم که درس می خواندند. بعد از آن هم از سال 1359 هم در مقطع و هم در و هندسه و جبر و مثلثات می کردم؛ در در نازی آباد، راه آهن و هدف در ولیعصر. تا که شدم و نداشتم. اهل و هم هستید؟ کمتر می کنم ببینم یا بشنوم. اما که هم و پول را جمع می و هر دو یکبار به می رفتم. هم همینطور. اهل کنسرت و اما و در داشتند. چه سالی آیا و در شما با همسرتان سال 1364 کردم. همسرم هم در آن در بود و در می کرد و آشنا شدیم. آیا در های و شما گذاشت؟ تا به نوع ازدواجمان که هر دو اهل و تقویت کرد ولی از که شلوغ شد و بچه دار شدم و شد و به آمد کمتری داشتم. آیا فرزندانتان هم به دارند؟ من سه پسر دارم. که اهل هستند. همه اما های شان لزوما نیست. یکی به یکی به و و پسر کوچکم هم که دانش آموز است و به دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تحقق عدالت اجتماعی در گرو شناخت صحیح از حقوق افراد است

تحقق عدالت اجتماعی در گرو شناخت صحیح از حقوق افراد است


گروه اجتماعی- یک محقق و پژوهشگر گفت: که از شهروندان و فرصت‌های برابر آنها به آید و عزم و اراده‌ای محکم احقاق این و برقراری فرصت‌ها داشته باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
دی ماریا در دوراهی اینتر و اتلتیکو مادرید

دی ماریا در دوراهی اینتر و اتلتیکو مادرید


ستاره است بار به لالیگا بازگردد و این بار پیراهن رقیب همشهری را به تن کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
پیتر ینی به زبان فلسفی هنرش آشناست/رهایی نقاشی از حصار آکادمیک

پیتر ینی به زبان فلسفی هنرش آشناست/رهایی نقاشی از حصار آکادمیک


به گزارش خبرگزاری ایران (ایبنا) و اثر پیترینی، از چهارجلدی است که شده است. ینی در این قصد را به محیط و خود دهد تا طور به آن ها بنگرد. این هنر و را به می دهد. این دو های ساده روزانه است تا هنر و درونی هر فرد را برانگیزد و تعالی بخشد و تلاش می کند فرد با هربار به دیدگاهی جدید به آن برسد. ینی در گفت وگو با کرد: او معلم هنر در سوییس و پس از در های شده و درس داشت. در این به را و هر را به طرح می کند و ها را به ای می کند که می دهد به آشناست. وی این کرد: ای که در این می کند این است که را از آن و سخت که از تا به شده رها کند. آن را می کند به یک امر که می به به ای از ها و روش ها و ها تا فرد از دل آن یک خلق کند. این در کرد: در نیز سعی تا این را شرح که هدف است. ها و های آن نیز به ای که حتی است به نظر برسد. این ها هر سن، هر فرد و هر است به که افراد در های از این های استفاده می که رابطه بین خلق و خلق و پیدا کنند. این کرد: اگر این را از دور خیلی تفاوت های ماهوی ندارند. هر جلد آن حول محور بیدارشدن می چرخد ولی که در هرکدام از این جلد تدوین شده یک مشخص را در هدف گرفته است. به عنوان مثال یکی از این جلدها به نام سعی فیگوراتیو را اینکه باید کشید؟ توضیح داد: در این به آن است که نگرش به را واسازی کند. از ابتدا تک به تک که هر کدام از اجزایی که در است است و بعد خود را بازخوانی و ببینیم قبلا با پیش فرض، ها یا تصویری را می کردیم و می توانیم از آن بگذریم و به ای برسیم. ینی در قسمتی از می گوید: ذهن اوست و چشمانش چراغ های کارگاه. او می خواهد چشم را به محل کار کند و برایش امری است و شرح می دهد که از این درس بگیریم. غرب جلد دوم این گفت: همان طور که از اسم این پیداست به جزئیاتی می پردازد که در های و نزد استادان تدریس می شود، تا با همین ساختار زدایانه ای به نقاش و وادارش کند از جای شروع کند. غرب گفت: این جلد ارتباط اما ضرورتی ندارد که حتما خوانده شوند. پیشنهادم به این است که و نوآموختن که درحال انتشار است را با هم بخوانند، این دو جلد دو امر پی درپی هستند که هم دیگر را تجدید می و به اصطلاح هم افزایی دارند. تردید ندارم هرکس که یکی از این جلد را بخواند به خواندن بقیه نیز مشتاق می شود. امیدوارم این تأثیر مثبتی بگذارد و ارزش های جد