صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب میزان



رشد 102 درصدی ناوگان حمل و نقل در 10 سال گذشته

رشد 102 درصدی ناوگان حمل و نقل در 10 سال گذشته


تهران- ایرنا- حمل و حمل و نقل ای گفت: در 10 سال بار 41 رشد کرد اما افزایش شمار ناوگان ما 102 بود؛ بنابراین بین عرضه و تقاضای بار حالت نامتعادلی وجود دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
سرمایه گذاری در چابهار معافیت مالیاتی 20 ساله دارد

سرمایه گذاری در چابهار معافیت مالیاتی 20 ساله دارد


به گزارش "غلامرضا پناه"معاون و در جنوب سیستان و بلوچستان گفت: ها و های بی در و در دارد. وی کرد: های مالیاتی، های صفر و ارزان در سبب شده تا بیش از سه و 200 و در به ثبت برسد. و گفت: با یکی از های و محسوب می شود که در این بیش از 160 افغانستانی به ثبت رسیده است. از قطب های است و در می توانند از عدم وجود و تجهیزات، و را یا کنند. و به های این کرد و افزود: با در های بین و به بین در از است. وی کرد: شرق به آب های به و است و به های گوناگون در شرق دارد. پناه فروش و اجاره بلند مدت ارتباط چند وجهی حمل و نقل از هوا، زمین و دریا، واقع شدن در امن و نزدیکترین مسیر به جهانی را از های در این کرد. وی کرد: فاصله نزدیکی با کشورهای پرجمعیت هند و پاکستان و آسان به و خلیج فارس به بزرگترین منابع جهان دارد. و ادامه داد: و های قانونی در این در نظر گرفته شده که از جمله آن تملک 100 درصدی سهام های اتباع ضمانت ها بر اساس قانون تشویق، حمایت در و انتقال 100 و سود حاصل از فعالیت اشخاص ثبت شده به از است. وی ورود ماشین آلات و مصرفی از عوارض ورودی گمرکی، بودن هر از مقررات عمومی و واردات و صنعتی به به ارزش افزوده در از را از مزایای در این کرد. و افزود: از کار به 10 کل کار در این را دارند و گذار مجاز به خرده فروشی کالا نیز است. وی کرد: ویزای 6 ماهه با قابلیت تمدید می شود و ویزا در فرودگاه از نمایندگی وزارت امور خارجه نیز قابل انجام است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تشکیل کارگروه نظارت بر تخفیف کتاب ضروری است

تشکیل کارگروه نظارت بر تخفیف کتاب ضروری است


محمد یراقچی؛ و در گفت وگو با خبرگزاری (ایبنا)، با به مهم در نشر گفت: ای که است و دهد، در فعالیت های جنبی صنف مثل ارایه در بخش مثل و ها به نشر شده است. وی افزود: شده و در بخش های است. من به یک دست با و سال ها است که می گویم یعنی خفیف کردن و در هیچ صنف این از حراج و را نمی بینیم. با ما در هیچ صنف نمی که مشتری خواهان کرد: به مثال وقتی فردی به یک رستوران می رود تمام ای که در به او می شود را می کند و نمی اما به ها که می می کنند. با به داد: به ها و ای که به شکل های و در سطح شده در طول این سال ها شده ایم و به بر این که این شود. شد: در این در و با صنف پیش و شود و همه آن را و که شود تا در این باشیم. وی با به در سطح نیز گفت: در ها و مسائلی مثل قاچاق و دستفروش ها، صنعت نشر در یک فضای پرهرج و مرج است و غیر از ها، این دارد که بتوانند در هر مکانی مثل مترو، بیمارستان، فرودگاه، سازمان های دولتی و کنار خیابان بفروشند، در که این دیگر اصناف ندارد. و کرد: این در است که هیچ یک از این و اگر است در این محل ها فروخته تابع استمرار این کار صدمات زیادی به اهالی نشر می زند؛ به خصوص کسانی که سال ها است کار آن ها توزیع و است. با به ارسال نامه ای به و داد: در این نامه، خواسته ایم هرچه زودتر با ترکیب موثر در پخش و تشکیل شود تا با یکدیگر برنامه مدونی را یک قانون جامع در با تصویب شود و همه اعضا و از آن تبعیت کنند. به گفته یراقچی، در همه جای دنیا ممکن است یک موسسه انتشاراتی یا فروشگاهی به مناسبت های هایی های خود در نظر بگیرد اما همه این موضوعات و تحت ضوابطی می شود و اینگونه که یک ناشر بگوید در طول سال هایم را با 10 درصد می فروشم. وی شد: این گاهی در یک فصل پنج روز و در شکل های توسط و اجرا می شود و به نظرم از های رقابت حرفه ای است اما بر این باورم که همه این اشکال مند باشد. اگر است تخفیفی در نظر گرفته نشود همه آن ها طبق ای از سوی همه این رعایت شود. با حدود این کرد: اگر است این شود حدود، و زمان های در هماهنگی با و از جمله وظایف صنفی گیری و نظارت در اموری است ولی ما الان که به صورت سرخود در این می گیرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 20 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,گردشگری,علمی و درسی
تئاتر، روشنگری و مشروطیت

تئاتر، روشنگری و مشروطیت


به گزارش (ایبنا) از در های و در عصر به شده است. طلیعه در و از این به بازار است. در این دو مجلد، جلد با و در عصر و جلد ششم؛ با و های اتریش شده و ترتیب در انتشار ها لحاظ است. نیایش پورحسن در پژوهشی گسترده این ها ار است. در های و در عصر از سوی نشر شده است. با او این های به گفت وگو ایم که در می خوانید: تا شما شش جلد از این را این کار را اید؟ در این شما به نحوی، از آن را هم می کنید. ما از شاه، در این داریم. در جلد دوم به که به های بر می پردازیم. در این ها ما با پیش رفته ایم. در جلد سوم به پیر می پردازیم. در مان را بر و ایم تا تا اول. اگر های را در نظر به این می که دو نفر قبل از در این کار بود که و را با کرد. ای که شد به و به نام طرح ملت . او بود که این دو خطی را در کرد. هم را کرد. که در های ما همگی چاپ شده بودند. ولی ما با این رویکرد به کار کردیم که می خواهیم را کنیم که تا حالا بود، تاکیدمان را روی شاه تا احمد شاه گذاشتیم. و از این 40 ساله هیچ اطلاعاتی نداشتیم. به جرات می توانم که این هفت جلدی تا حدی این حفره را پوشش داد. که بار در می شدند و صد و اندی از عمر و قدمت شان می گذشت. در این باره که منتشرنشده ای در این دارد، باید که؛ بله! دارد. جلد هفتم این هم در شرف چاپ است. بخشی از این هم های سنتی را در برمی که در خلال این به می آید. در این در با خلط می شود و به تولید می شود. اکنون دو هم در این آماده شده؛ کریم شیره ای و به روایت و در عصر قاجار. هم یکی از بود که به شدت در بود. علت چه هم به و هم به و هم به آن. به هم از با شده است. بله. که به این حجم را اند و نمی که این کار است و آیا به این نام که این من که نیست. چون و را در عصر ام اما خود هم از این نمی برد. من شک که این به باشد. این هر جا کم اند یا را به اند یا به دوما. کمی به آن بپردازیم. و های پیش از آن با به در به هر بود که و های را در پی داشت. و این ها در آن می شود و همه این ها دست به دست هم می دهد تا یک در در شکل بگیرد. این شکل در شاه بود. به هر حال و یک و در است که را بر و و می کند و به طور کلی را در پی دارد. و این پی می شود. در و روس در و به دو شده است. در به چه در شکل و طور های ای فراماسونری؟! از غرب می شود و همسایه مثل و و روسیه در این بی نبودند. اما در شکل در ما با دو مواجه هستیم؛ به متن و به اجرا. در متن، ما می که مختلفی دست به دست هم می دهد که می شود در به بیاید. شاید بیشترین تاثیرها را در در و یکی از آنجا به نام فتحعلی است. به می یا فارسی؟ یک دو است که هم مواجب بگیر روس بود و هم دم از می زد. از کسانی که تا اند، کوشیده اند که را هم تلقی کنند. هم گفته که اجداد من اند و من هم اصالتا هستم. ولی در خطه به دنیا می آید. و در زمانی که این نواحی به نحوی از جدا شده است. را به می و اصرار که این ها به شود و به او در شکل بگیرد. به است که ما در را که مترجم آخوند زاده است. او را به قیمت از دست دادن اشتهار و کرد. در هاله ای از ابهامات است. به این که سردمداران با رابطه خوبی نداشتند و می گفتند؛ کافر است. آدمیت، را زمین می دانند. از در که دیدگاه و روش کمونیستی و توده ای و گاهی می گیرند که از این lrm;ها را برجسته کنند؛ از جمله را. آدمیت هم گرایش را داشت. به خصوص در که راجع به به این اشاره می کند که زمین، است. او به این مارون النقاش را حذف می کند که کشورهای عربی است که چند سال زودتر از کارش را می کند. اما به هر با معایب و محاسنی که راهکارهای را به می دهد. او به یک متد می شود. به این در پیدایش در ما را نمی بینیم. چرا خان در از تکنیک های می کند؟ و های او چه تاثیری بر ما داشت؟ یک جریانی از در شکل می که طی آن در تشکیل و در راه افتاده است. در این ها، به نام خان را در شکل می دهد. که با و به کار می کند و به می پردازد. هر چند خود خان هم دو قابل بحثی دارد. اما آنچه که خان می به سبک و سیاق گفت و گوهای است اما نیست. به این که تعریف جامع و کاملی دارد. خان می کوشد تا یک ایدئولوژی را در گفت و گوهایش کند و جنبه دارد؛ یا از خط می کند یا از اصلاحات یا قانون مدنی. شمه از این های دیالوگ در دراز مدت به هم ختم می شود. به در حرکت های در ما یا فرانسه را نمی بینیم. تحت گفت و گوها یا های یا است. چرا های آخوندزاده، خوانده می شود؟ های با نام به می شود. چون در آن از لفظ کمتر می شد. تمثیلات، گونه ای از است. بله. به است که در ابتدای اغلب های آن که؛ حکایت... به این که با بیگانه و با واژه تمثیل و آشنا بودند. چون با از این ها می خواستند این را به هم منتقل کنند. تا شاه از لفظ می شود. حتی که به می شود با لفظ به در می آید؛ طبیب اجباری . در چه اتفاقی می افتد؟ یک سری از دست به دست هم می که به در می شود. در این از اعزام محصلان به خارج از و سفرهای شاه به فرنگ و دیدن و و لذت بردن از آن موثر است تا جریاناتی که به موازات آن در اتفاق می افتد؛ در شکل می گیرد، معلمان و مستشاران به می آیند. در شکل می گیرد. های و خان و... اما که در به نیاز و به هم این ها در محافل خودشان و ها و بالماسکه می کنند. اما ها از بی بهره و همه عواملی که گفتیم، شد تا از رجال بگیرند که در هم یک کنند. که هم داعیه برابری با عناصر فرهنگی غرب را و هم اینکه مرکزی فعالیت هنری و تفریحی و تفننی در پایتخت به باشند. به از دهه 1280 کنسرتی را در شکل می دهند. این به تدریج و در طی دو دهه به می شود. در های از ها به برنامه می پردازند یا های ایرانی؟ هنرمندانی که در به روی صحنه می روند، آکتورهای ارمنی، انگلیسی و فرانسوی هستند. بعد هم شاه کار آن ها را نمی پسندد و کم کم های می که به سمت اقتباس و آداپتاسیون رفتند. های خیلی در این مورد توجه قرار می گیرد. اما به طرف های می و به مثال را می کنند. یا مقلدی حسن دروازه بان را به می برند تا کارهای انجام دهند. به هر حال مطربان و اصحاب هم به دعوت می شوند. می توانیم بگوییم که به نوعی است. به چند دلیل؛ چون اگر فقط بود و نبود، حتما یک بار هم که شده از های آن در جراید آن روز برده می شد. یکی از دلایل این بودن، ترس از تکفیر روحانیون بود. ما حتی یک عکس از که در دارلفنون شد، یا حتی پلان دقیقی از این ندارد. من از بین نسخ خطی، خاطرات آن و موجود، شواهدی بر آن پیدا می کنم. در رضا خان دستور می که عمارت شمالی خراب شود. بنای به عدم رسیدگی تخریب می شود و در سال 1308 با خاک یکسان می شود. و در ضلع جنوبی تالاری می سازند که با امیرکبیر از آن یاد می شود. مسئولان فکر می که این همان است. دایره اطلاعات ما این قدر از این محدود است. ما یک عکس از نمای بیرونی یا داخلی این نداریم. این تا اول است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نقد ماهیت فلسفی غرب دغدغه فردید بود

نقد ماهیت فلسفی غرب دغدغه فردید بود


به (ایبنا)، 25 1397 است با و چهارمین و معاصر. و او شده و شاگردانش نیز بارها در گفت وگوها و یادداشت های خود نکات را یادآور شده اند. مخالفان و شخصیت نیز را در نقد او اند. که خود به جز چند در اش و حجم ای از یک هیچ و هیچ ای را به و به شد، اما در و در این چند دهه دارد. نتوان فعلا به حرف های و تازه ای رسید، اما چیزی که در این مغفول مانده نظرات و تحلیل نسل از های است. به مناسبت وچهارمین به سراغ یکی از اهالی متعلق به نسل جدید، محمد رجبی رفتیم که دکترای دارد. این گفت وگو را در ادامه کنید. که بار و شد، بود از نقد هایدگر. از نظر شما که چه از در شد و این تا چه به نظر بود و چه این در کنش های شما را با روی دو و غرب کنم. یک نوع بر و از است و حال غرب است که می نوع و و بر این از شد که های که دین در و چون آل و که به قول این عقب گرد در شده حال غرب و و از جنس بود. در به دو مهم خوریم: یکی آل که و با غرب بود و به به آل کرد و آن را نواخت. بود که آل غرب را از او آن را دریابد. غرب از ماهیت غرب بود که بر بنیاد فراموشی هستی و غلبه تکنیک بر داشت. اما دوم مهم غرب آسیا در غرب داریوش است که سعی با به شرق و غرب و برخلاف آل از پرهیز کند. به از گشوده به (شرق) در سلطه تکنولوژیک بر (غرب) می کند. به است نه آل و لذا می توان را فیلسوفی دانست که به جامعه از تمام زوایا نگاه می اندازد و موشکافانه آن را در راستای یافتن مسیری نو بررسی می کند، نه از روی و بد فهمی خویش، انتقاد دهد. بسیاری از منتقدان از تاثیرگذاری در برخی جریان های در پس از انقلاب می کنند. عده ای نیز از نقدهای او بر به کنشی می که جنجال هایی را شد. نظر شما در این باره چیست؟ و در همانگونه که بعدها داوری اردکانی اعتراف کرد، بود، نه نقد مبانی این دو فیلسوف. سروش و دیگران، به را فاشیست می خواندند از لحاط تئوریک بتوانند نشان دهند که بین فاشیسم و نظریات چه مستقیمی دارد؟ آنها حتا به غرب را نفهمیده بودند که بخواهند نقد کنند. این دعوا، جنگی بود نه جدالی فلسفی. دوری بودن و مقوله پس فردای را که شکل گیری امت واحده است، چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا به آرمانشهر مدنظر شیعه در پایان است؟ در به است. از (اعتقاد شرقیان) در تاریخی غربی می کند. به می خورد. همین است که سبب می شود شیخ شهاب الدین سهروردی و زرتشت و افلاطون در یک همسخنی باشند، با به مکان ها و های تعلق دارند. در واقع، عمودی است و نه آنگونه که در غرب هست. در عمودی، پیشرفت معنایی ندارد، اگر منبع مشترک باشد (حکمت خالده) آنگاه حقایق واحد حاصل می شود. در حالی در و پیشرفتی متفکران در های اختلاف و جدایی دارد. به نظر شما چرا هیچ کتابی ننوشت؟ تنها به خاطر فراگیری خودش از آلمان و دلبستگی بیش از حد به که داد در بستر گفتاری بماند و وارد نوشتار نشود. یا بتوان کرد به دلیل حساسیت بالای در کاربرد کلمات تحریر های داد از آن گذر و و نشر خود از طریق (یعنی ارائه سخنرانی و گفت وگو) بپردازد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
اهداف رضاشاه از تأسیس مؤسسه وعظ و خطابه

اهداف رضاشاه از تأسیس مؤسسه وعظ و خطابه


به گزارش خبرگزاری تقریب، در عمده ای در ساختار به آمد که بخش از آن از حذف و یا و های و وابسته به آن پدید آمد. در این رابطه، ضمن مستقیم از نیز نیل به خود استفاده کرد. مؤسساتی چون موسسه وعظ و خطابه، یکی از مهم وی و یا به تعبیری صالح و درباری بود. این بر و نقش در که در ادامه نوشته به تشریح کامل این و آن می پردازیم. با روحانیون: و طی 1300 تا 1320 در سه قابل است. اول که 1300 تا 1304 را شامل می شود، همزمان است با در تحکیم خود به نخست و جنگ. در این با به مطیعانه به و همچنین مقاومت به یافت. با این به با با و از آیت برآمد. وی به داد که به و قول داد در با مشورت نماید. دوم از 1304 به بعد و پس از رسیدن تاج و تخت شد. رضا شاه کاملاً آگاه بود تا زمانی که در هستند، امن نیست. با این حال، او هنوز هم بیش از حد ضعیف بود و به خوبی نشده از این رو قادر به علیه نبود. بنابراین، به گذشته با اقداماتی نظیر در مراسمهای و یا کمک به زیارتگاه های شیعی، را از وفاداری خود به اسلام مطمئن کرد و از وظیفه تازه به رسیده که در جامعه دینی به نام به ارتش نامیده می شد، خودداری نمود. صلح بین و رضا شاه پس از شاه خود را کرد، شکسته شد. از سال 1306 به بعد، تلاشهای ای اداری، قضایی و نمود. این را از حذف کرد و را با افسران بوروکراتها، وکلا، معلمان، و نمود. این در که تحت در پیش و با را به داشت. این را که به از غرب می با هدف یا با اما در عمل بود. این در و و اما در و بود. بر این که در و نیز و و گشت. بر این در این وعظ و با که به کمی بعد از کشف و گرفت.1 وعظ و بعد از کشف و به و طی چون گوهرشاد، تصمیم را بیش از پیش دهد و را تحت تمرکز خود دهد. مهمترین در این راستا، وعظ و بود که آن با "تربیت اکابر" در 9 خردا 1315 به رسید و از سال کار خود را به طور رسمی نمود. بر یک روایت در 1395 از دو ماه از 700 باب در و 59690 نفر به فرا آن و چون عده بر آن هر سال و می . این ای بود که با به کار بود. طبق 1 اساسنامه؛ و اوقاف مأمور شد مجالس وعظ و در تمام نماید.2 آمار دقیقی از وعظ و و پذیرفته شده در دسترس نیست؛ اما از آمارها را تا 700 و ثبت نام کننده را تا 60 هزار نفر نیز تخمین زده اند. طبق یکی از این منابع، در 1395 از دو ماه از 700 باب در و 59690 نفر به فرا آن و چون عده بر آن هر سال و می افزاید. 3 این که با به کار بود. از افرادی که به در این پرداختند، تحت و بهره مندی از مزایا وارد آن شدند. به دستور اگر و از در ممانعت می کردند حق پوشیدن لباس را نداشتند. هر چه هست، توانست با اجباری، از به این علوم را در گرد و بساط و وعظ و را تا حدودی تضعیف نماید. هر چند از نیز از به آن امتناع و استقبال از نکردند و به آن معترض بودند. با این حال را پذیرش در نظر بود. به می بایست از سنی و علمی می بودند. حداکثر سن 25 سال در نظر شده بود. و مدرسان آن در سال اول و دوم بود. باید یادآوری که این دو سال کرد و بعد از آن شد. با این حال از همه رشته های تحصیلی مشترک بود. طبق 6 اساسنامه، وعظ و وعاظی که از طرف در می ارسال می شد و مکلف مزبور را حاضر نموده در این نمایند. و پس از خاتمه اول وعظ و فقط حق وعظ خواهند که با مربوط به این را گذرانده و یا بر طبق نظامنامه مخصوص جواز وعظ داشته باشند.4 با طبق و از وعظ و شده اما با از در ایالات و می توانستند بدون گذراندن های به این مرحله برسند. بر این در مرکز و از میان و اهل که بر حسب تصدیق اداره شهربانی سوءسابقه و معلومات وعظ و داشتند از طرف می شدند.5 و وعظ و به طور کلی وعظ و یکی از کارهای بود که از قاجاریه با به از اهمیت بیشتری شد و معمولاً از مختلفی چون و مسجد می گرفت. استدلال و بهانه از چنین ای ناکافی و گمراه ساختن مردم اما طور که شد، هدف پیش از آموزش، و در زیرا طور که عبدالله مستوفی نیز است واعظین، و ذاکرین، آواز از لوازم بود. حتی ذاکرین هم اکثر مردمان با سوادی و از عهده بر می آمدند .6 با این حال با و با ابزارهایی چون وعظ و و سایر و قضایی، را داد. به طور کلی، هدف از با وضع مقررات و قوانین و برقراری و مدارس به سبک و سیاق غربی و تدریس اروپایی، کاستن از بود. هر چند وعظ و بعد از کوتاه شد اما از قواعد آن تا سال باقی ماند. در آغازین و یا پیش از آن، چندین با کارکرد مشابه وعظ و شد تا با تحت گذاشتن را وادار به و از این نهادها نمایند. پیرامون این نشان داد که با نام دست به شبه مدرنیستی زد. این که با صرف هزینه های گزاف می در نهایت نه کمکی به نکرد، بلکه ضمن مشروعیت را با سؤالات مواجه و بدبینی همچون را به همراه آورد. این در بعد از سقوط نیز نکرد و به قطب نارضایتیها، در تقابل با داشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ررسی گسترش فزاینده اخبار جعلی و اطلاعات نادرست؛

ررسی گسترش فزاینده اخبار جعلی و اطلاعات نادرست؛


به خبرگزاری تقریب به نقل از روابط پرس تی وی، در این ها و های و بر های دولت گفت و گو شده و در این می شود. این ضمن اشاره به فزاینده و در های به جدی به بحث و و بر به در های و اعضای پارلمان این نوع و نقش فیس بوک در دامن زدن به می پردازد. در این همچنین ضمن راهکارهای مقابله با و بر تصمیمات در محورهایی همچون قدرت های تاثیرگذاری بر های صحت ادعای مقامات بریتانیایی در نقش روسیه در رفراندوم 2016، می شود. پرسشی ساده به تهیه کنندگی احمد کابالو و با اجرای لمبیت اوپیک جمعه 26 مرداد 21:00 به وقت تهران به مدت 25 دقیقه از پرس تی وی پخش می شود و تکرار آن 13:00 ، یکشنبه 11:00 ، دوشنبه 06:00 ، سه 01:00 و 09:00 و چهارشنبه 15:00 روی آنتن خواهد رفت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
فرمان سوانح رانندگی در دست کیست

فرمان سوانح رانندگی در دست کیست


- ایرنا- در است و ای از در آن دخیل هستند، اما به نظر می رسد ضعف های زیرساختی و رفتارهای ناایمن و ضد اجتماعی و فرهنگی در این زمینه بیشتر از دیگر نقش دارند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
خرید گندم در چالدران 2.8 برابر می شود

خرید گندم در چالدران 2.8 برابر می شود


ارومیه- ایرنا- گفت: گندم در این شهرستان طی سال زراعی جاری 2.8 برابر شده است و به سه هزار و 800 تن می رسد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
سخت‌ترین آثار فرانسوی زبان که نمی‌توان خواند کدام‌ها هستند؟

سخت‌ترین آثار فرانسوی زبان که نمی‌توان خواند کدام‌ها هستند؟


به (ایبنا) به نقل از هفته نامه اکسپرس فرانسه، تصویر با زیر چانه، گویی نشان دهنده فردی است که هم گه گاه از و در هم در از دست به فرو می رود. این اثر و مشابه را این گونه می قلمداد کرد که این محصول ای از بشر به می آید که به اوج در پاسخگویی به است. به زعم از اگر را به سه در با سر و کار که با و و اثر را می انعکاس باستان به و طبیعت تلقی کرد. در دوم عهد روشنگری همچون رنه دکارت با چراغ عقل به دنبال کشف موضوع می رود و در سوم عقل کم کم به خود پی برده و شمعی کم رمق و مرگ، چون نقطه ای نورانی در تاریکی بی انتها می گیرد. در این از قرن نوزدهم می که و را در سوال و دو کلمه ای اما چیست؟ می دهند. در از دست که به زعم از در معنای از دست به می آید، پایانی بر بی جواب تلاش و تکاپوی کشف باشد. جای در این خلق که پر پیچ و خم از و ای از سر در گم خود و باشند. 10 از سخت و که به قله به می و ای، و از و درک آن ها بحث را در و به راه است. این از آن رو در این می که از چون های سبک شکل اثر و را با های می سازند. این چه و اثر روح اثر ها اثر به سوی اثر قصه یک اثر وود اثر یا یک اثر اثر ها اثر و و اثر مک الروی. با این حال که در بالا به چشم می خورند به جز دو اثر و اثر هایدگر و روح اثر هگل که به شده اند، به طور عمده در دسته پرتکلف می گیرند اما عده فراوانی از دیگری هم در یافت می که را به احتیاط و گه گاه دوری از خود وا می دارند. اثر هفت جلدی در از دست اثر شماری از حکایت چنین ناخوشایندی باشد. نحوی تو در تو و پر پیچ و خم، امری است که در جای جای اثر به چشم می و طاقت از اثر را هم می فرساید. های را می در زمره به اصطلاح با ناپذیر گنجاند. طرف سوان نخستین جلد از هفت در از دست ای تلخ به می آید که پس از شدن با جملاتی 20 خطی را از همه آن زده می کنند. بنا به تجربه، دور را خط قرمزی می کشد و تلاشی آن از خود بروز نمی دهد. در از اثر کلود سیمون برنده نوبل 1985 نام برد که آن اواخر دهه 60 شمسی به همت منوچهر بدیعی از سوی نشر نیلوفر در اختیار گرفت. در از با سه گذار به گذشته در یک عبارت که 11 صفحه به درازا می کشد، می شویم و در حال باز کردن تازه، و سپس دیگر، و که پرانتز بسته می شود، چنان ار گیج می کند که نمی کدام بحث می شود. نکته آن که با یافتن با یک نقطه، بعدی به ندرت با یک حرف بزرگ (که نشانه تازه است) شروع می شود. اثر آنتونیو فیلسوف مارکسیست پست مدرن و مدرس دانشگاه سوربون پاریس و پادوی روم، به زعم نه یک عادی بلکه سرفصلی از اشارات بی است که بدون ده ها در خود هرگز نمی به کنه اثر پی برد. این اثر درخشان و نبوغ آمیز که کمونیستی نو پس از اثر مارکس و انگلس به می رود، سرشار از ارجاعاتی است که صبور و تشنه دانش را به خود فرا می خواند. زمستان سال 1382 هم به آمد و در مرکز بین المللی گفتگوی تمدن ها، هنرمندان و دفتر انتشارات قصیده سرا ناشر با رضا نجف زاده سخنرانی کرده بود. با این حال هر چند پر از ارجاعات جالبی به می که دانسته های را گسترده می سازند، اما اندکی در جذب فراوان دارند. در این هم می از یازده تا اثر پی یر نام برد که سال 2009 به جایزه فرهنگستان و نایل آمد. اثر هم قصه ای می شود که فهم آن هم هنر را همراه و هم جسارت گذر از خطی به خط دیگر. مرد بی خاصیت اثر روبرت موزیل اتریشی هر چند یکی از قله های به می آید و انتزاعی است. واترلند اثر گراهام سوییفت با داشتن ادبیاتی فاخر به اما به دلیل ساختاری هزار تو و معماگونه، را وا می دارد تا بارها یا به دیوار رو کند یا به درختان اطراف! این کتابی است که در ساختارهای به دور از نظم طبیعی و زمانی غوطه می خورد. از ها عده ای مترادف با واژه هستند؛ چون دکتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناک که هر چند از روس آن را در پانتئون خود جای می دهند، گرایش و کشش بزرگان روسی چون تولستوی و داستایفسکی را در خود ندارد. بزرگانی چون هم هستند. مانند یک دل از سه قصه اثر فلوبر، که در آن پیشخدمتی به نام و دوستش می شود. دوست یک طوطی است و در هم می میرد. این قصه با شرح و توصیف یک می شود. طور در این می از مادام بوواری اثر نام برد که با طولانی، قهرمان داستانش را می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تشکیل پرونده دو میلیارد ریالی قاچاق کالادر مازندران

تشکیل پرونده دو میلیارد ریالی قاچاق کالادر مازندران


طی و در با قاچاق کالا مازندران از سوی سازمان صنعت، معدن و تجارت پرونده تخلف تشکیل شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
12 دانش‌آموز برتر جشنواره «بخوانیم، بفهمیم، بگوییم» تجلیل می‌شوند

12 دانش‌آموز برتر جشنواره «بخوانیم، بفهمیم، بگوییم» تجلیل می‌شوند


عارف وکیلی؛ در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری ایران(ایبنا) با خبر این کرد: 24 ماه در برگزار می شود. وی به گفت: بعد از تا ماه 500 اثر به شد. در سه بعد از و دارای مولفه های لازم در دوم ورود به با ضریب شدند. افزود: در دوم از سوی سه داور و هر دو بار بازبینی شد. همه این را بر و در و را کردند. گفت: 12 اثر و 100 اثر از سوی شد. دو اثر نیز به و دارد. داد: به 12 اثر بر لوح و مبلغ یک میلیون و 200 هدیه اهداء می شود. وسیله ایاب و ذهاب شهرستانی نیز در اختیار آن هاست. جوایز نفرات نیز لوح و 100 جایزه است. شایسته و نیز لوح تقویر دریافت می کنند. وی شهر های کرد: شهر بوشهر با سه در صدر دارد. خراسان رضوی، هر با دو و های آذر بایجان شرقی، و مرکزی هر با یک در رده های بعدی دارند. های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، آذربایجان شرقی و غربی، نیز در بخش ها سهم را داشتند. گفت: رقابت اصلی در این رویداد بین کلاس دومی بود بنابراین به نظر می رسد وزارت آموزش و پرورش با توجه به می تواند مستعد در شاخه های فن و خلاصه نویسی را کنند. وی با این مطلب که برحسب جنسیت تقسیم بندی نشده اند داد: به طور حدودی می توان گفت که در شهرستان ها دختران و در تهران پسران داشتند. از آمادگی دومین این خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
قبولی های کنکور پاوه 20 درصد افزایش یافت

قبولی های کنکور پاوه 20 درصد افزایش یافت


- - و گفت: رشد کنندگان در کنکور سراسری امسال این شهرستان نسبت به سال گذشته 20 درصد رشد را نشان می دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : علمی
راست دست‌ها با چپ دست‌ها تفاوتی ندارند

راست دست‌ها با چپ دست‌ها تفاوتی ندارند


فوق مغز و در گفت وگو با ایران(ایبنا) چپ دست ها گفت: از نظر مغز و نمی به چون چپ دست ها و یا تر کرد. به هر حال دو در مغز که برخی از فعالیت ها یکی از این ها دارد. داشتن یکی از این ها یک کار به این معنا که ای در این کار و یا از مغز دارد. که با دست چپ می فقط و فقط که با دست چپ می و هوش و آن ها با دست ها ندارد. وی افزود: در چپ و و های چپ که و عکس هم این یک طیف است دست و چپ دست هستند. گفت: که می توانند با هر دو دست به راحتی بنویسند هر دو این به صورت یکسان عمل کرده این در یک ایجاد نشده و هر دو توانای این کار را دارند. مثال که بعد از سکته مغزی به علت نداشتن ای بر دیگری قدرت خود را از دست نمی دهند. به گفته این متخصص مغز و دست ها و چپ دست ها تفاوت ندارند و همه آن ها از موهبت انسان بودن برخوردار خوشبختانه فرهنگ به گونه ای است که چپ دست ها قائل نمی شوند. با اشاره به ها به گفت: من مخالفم که ها به بیماری هایی مانند ام اس و عارضه های عصبی کنند چراکه در بیشتر موارد باعث خوف و ترس می شود. من معتقدم تنوع در به قدری زیاد است که اهالی به آن ها داشته باشند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : علمی
عامل برداشت ازعابر بانک های شهروندان یاسوجی دستگیر شد

عامل برداشت ازعابر بانک های شهروندان یاسوجی دستگیر شد


یاسوج- ایرنا- و گفت: فرد که به هفت و 500 غیر مجاز از حساب برخی از شهروندان یاسوجی برداشت کرده بود، توسط پلیس آگاهی این استان دستگیر شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
میزان شهریه مدارس هیات امنایی کهگیلویه و بویراحمد کاهش یافت

میزان شهریه مدارس هیات امنایی کهگیلویه و بویراحمد کاهش یافت


- - و و گفت: مدارس هیات امنایی این استان نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 2 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
اگر کنار هم باشیم، هر تحریمی را به فرصت تبدیل خواهیم کرد/ دروغ می گویند که هدفشان از تحریمها مردم ایران نیست؛ ملت ما را هدف گرفته اند

اگر کنار هم باشیم، هر تحریمی را به فرصت تبدیل خواهیم کرد/ دروغ می گویند که هدفشان از تحریمها مردم ایران نیست؛ ملت ما را هدف گرفته اند


به تقریب(تنا) به نقل از پایگاه اطلاع حجت و حسن یکشنبه در دیدار صمیمی با جمعی از اساتید و فعالان با به "برای پیشرفت، از و ملی گفت: به و و داد. با از آغاز کار بخش از خود را صرف افزود: از به داخلی، خارجی، فرهنگی و را نیز اما از آنجا که را صرف بخش کرد تا را در این به حالت بازگردانیم. با به در این در از ها های به دست و در ها ها در سطح افزود: با به و تبیین های بلندمدت دستیابی به رشد 8 درصد، به جذب داشتیم؛ در 4 سال به طور بیش از 4 رشد سالیانه که اگر چه خوب بود اما با هدف شده داشت، اما در و جذب برآیند کلی بود و رقم جذب در این 4 سال 1.8 دهم بود. اظهارداشت: در توفیقات نسبی و به رقم خالص شده در سال اندکی کمتر از 800 هزار شغل اما با این باز هم در رفع را نمی و به داریم. با از را صرف و داد: در این هم به و رشد زا کرد و هم در در و و گام های و یکی از این دو شود. کرد: ما این بود که را که از کار به و آن را نیز تا کنیم. در این را که مجبوریم مقداری در آن و مراقب چرا که موانع راه از بود. کرد: ما در سال های 90 و 91 دچار یک بزرگ شدیم، اما از آن بکنیم و در متاسفانه و فساد بوجود آمد. بجای از ها بخشها و نهادهایی را به خیال می با کمک را حل کنیم. در بخش ما از رو حواسمان را جمع تا کالاهایی که در بخش تولید، نقش و تأثیری نداشته و مصرف عامه نیستند، در نباشد. با بر از در سال های 90 و 91 گفت: مثل سال های 90 و 91 نیست، چرا که آن ما از سوی سازمان ملل و براساس قطعنامه های امنیت تحت یک عمومی، از جانب همه و در شده و در سیاسی تنها مانده اما این طرف و که شده است. کرد: به جز چند در را و از یک بین و های بین است و این را سخت می کند. اظهارداشت: با این از پیش رو به و اگر عمل می از این به نفع کنیم. کرد: ای که به آن هاست. به یک بخش تا را از دست آن کند. ها و در که به و کمک به است و اگر ما یک بخش این از دست شد، چرا که به بخش سخت تر از به به بخش است. با بر بخش به طور جدی کرد: هم به بخش کمک کند و در این به را تا از ملی کنند. با به در نظر جمع و می گفت: به نظر جمع عمل کنیم. به در ارز ارز را تا که در هر سال چه داشت. در هر که به بخش و به بخش در ارز در سال های تا تر از کنند. با بخش را افزود: یکی از که آیت بعد از جنگ بخش بود و پس از آن نیز با و ابلاغ های کلی آن را به شرط صحیح، انقلاب توصیف کردند؛ اما این شد که ما عملاً یکسری غیرتخصصی را به میدان و های را در دادیم که را هم کرد. داشت: مناسبی در و در جلسات و جلساتی که دارند، به دستگاه ها می کنم که های زیرمجموعه خود را هر چه سریع تر و حتی از تعیین ام تا در سال های 97 و 98 تحت نظر خود را به بخش کنند. کرد: در روزهای عالی قوای سه گانه نیز با نظر و به منظور بررسی پیش روی های به بخش شد. کرد: دوم پس از گری های است. الگوی رشد را می بینیم، در می یابیم که تا که را در پیش نگرفتند و های ملی شان را به روی جهان باز نکردند، موفق نبودند. گفت: کلی یک و یک است و تفصیل ندارد، اگر این را گرفتیم و می را متحول کنیم. با به بخش تر از در گفت: به دوستان خود در گفته ام و می گویم که با بخش مشورت کنید، چرا که شما به واسطه تحصیلات آکادمیک و در پست های مدیریتی در این سمت ها دارید و این فرق با کسی که خودش در و کار و تجارب را کسب است. با بر از بخش اظهارداشت: در طرح های هر چه قدر با ها به برسیم و در نهایت از بخش دعوت کردیم و از راه حل خواستیم و خود را کردند، دیدیم که حرف و حتی معکوس آن چیزی بود که بخش می گفتند. با به تسهیلات و خریداران مسکن در فرسوده، گفت: بخش می در نیز نقش بسزایی ایفا کند و می بایست خود را در چگونگی کند. با به در ها با کشورهای مختلف و همسایگان ریزی و های گسترده ای است، داشت: انعقاد قرارداد با اتحادیه های منطقه ای و ها و با بوسیله پول ملی در این بوده و امور را تسهیل می کند. کرد: ما را و گرنه پیشرفت نمی کند و ها را نیز بگشاییم. افزود: از های نمی در کنند، خوشحال و با خوشحالی اعلام می که فلان از رفته است و تصور می که اگر یک شرکتی برود، دوباره نوبت به رسید؛ در حالی که نباید اشتباهات سال 90 و 91 در تکرار شود. با به ضرورت به و کسب و کار، گفت: با کسب و کار و و ایرانیان مقیم از جذب شد و اگر به ایرانی، نسبت به اش بدهیم، حائز اهمیت است. داشت: یکی از مواردی که در سه قوه دنبال می این است که که از هستند، بتوانند، بیایند و در کنند. داشت: از مانع رشد و این را از میان برداریم و مقرراتی که را کنیم. کرد: اگر همه دست به دست هم و با هم مشارکت و باشیم، می به نفع ما و اگر از هم بگیریم، ها می به ضرر ما شوند. کرد: از هم و یکدیگر را یاری و بخش می توان با خود دشمن را کُند کند تا از این که کمی دشوار شده عبور و را به تبدیل کنیم. پیش از سخنران ، شافعی بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با از موضع گیری هوشیارانه در خروج از برجام و و بخش از این خواهند بر لزوم به منابع، ها و های و جلوگیری از فرار یا انحراف به بخش های غیرمولد کرد و گفت: در مدیریت بازار است و بخش تا پیشنهادهای در این را کند. رضا خیامیان مدیره انجمن سازندگان تجهیزات نفت با به توانمندی بالای نفت در سطوح پایین دستی، داشت: بخش در نفت به طور کامل آماده نیازهای است و این به جوانان و صنعتگران است. وی داشت: بخش با در کسب و کار بیش از پیش شود. علی فاضلی اصناف با حل در جدید همه دست به دست هم دهیم، گفت: اگر های اصل 44 در سال های به تدریج و به می شد، با بسیاری از مواجه نبودیم. وی با پیشنهاد کمیته مشترک سه و تسریع فرآیند های به بخش خصوصی، خواست که به در گردش توزیعی بیش از پیش کمک شود. فرشاد مؤمنی عضو علمی دانشکده دانشگاه علامه طباطبایی با اقتضائات جدید، های ویژه ای بنیه ملی می طلبد، خواستار و ذیربط در محدودیت کالاهای لوکس و تجملی، مبارزه با فساد، قاچاق، و عدم در مناسبات و بسط های شغلی مولد در شد. محمدرضا انصاری تشکل های مهندسی، صنفی و حرفه ای نیز از های تبصره 19 قانون بودجه طرح های نیمه را موجب جهش در اشتغال، کرد و داشت: بخش همراهی در بهینه طرح های را دارد. بهمن عبداللهی تعاون ایران، با به در یکسان نرخ آن را و باعث ثبات در محاسبه نرخ شده کرد و افزود: توانمندسازی بخش و تعاونی با از قانونی از در ها، این بخش ها شوند. خانم فریال مستوفی کمیسیون نیز با بر بخش و سکاندار گفت: بازرگانی با مراجع بین المللی، در حال شاخص های در ملی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
آبیاری نوین در 32 هزار هکتار از اراضی کهگیلویه و بویراحمد اجرا شد

آبیاری نوین در 32 هزار هکتار از اراضی کهگیلویه و بویراحمد اجرا شد


یاسوج- ایرنا- سازمان جهاد کشاورزی و گفت: آبی و 84 بوده که 32 از آن به سیستم آبیاری نوین مجهز شده و از این 50 قطره‌ای و 50 بارانی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه

شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه


آراء شیخ با الف. و شیخ و هر دو خود را از و به انقلاب و اند. شیخ این امر را در که در و بیدار یکی از ـ که بنابر قراین شیخ فضل ـ به است. خود شیخ در این می نویسد: کلماتی از غافلی دیده شد که اجله علما را در باب و و آن شخص گردید. (بهاری، بی تا ، ص 1) آیت را با می کند که دین را از و داده اند. وی را این نگاشت که از و دین سوء استفاده نشود و و ضلالت را سازد. وی در این می گوید: سکوت از و و لعب به دین و عدم در دفع این ضیم و ظلم و در این ظلم این اقل شرع در و به این این و را با دین سازد. (نایینی، 1361 ، ص 4-5) ب. جور و عدل و پس از ذکر و علت به و آن در و را به جور و عدل اند. از قرن ها پیش علمای هم چون: ماوردی، غزالی و خواجه نصیر، این امر را مطرح بودند. شیخ و علامه، حفظ و آرامش در آن و محافظت از مردم، به مثابه یک رئیس و نگهبان را از ضروریات ذکر اند. با این هر و خاصی را این امر شده اند که می شود. شیخ وظیفه را رفع و دفع صدمات می و را می نماید. که گله خود را از گرگ ها می دارد. از نظر وی، جز نظم نیست. وی در به های دو نوع و می پردازد. در و در و می کند و را به می دارد. در این به هم ظلم می این به به ملت می اما در هم که به عدل می شود. این به و اهل است و و و به مقصد می شود. (بهاری، بی تا ، ص 3-4) نیز و معیشت نوع بشر را به استقرار می حال این فردی یا جمعی؛ به حق یا به غصب؛ به قهر یا به وراثت و انتخاب. حفظ و و دین و قومیت هر مردمی، به از امتیازات، مذهب، شرف و شان، محکوم به نابودی است. وظایف و را دو چیز می داند: حفظ داخلی و بین و از مداخله اجانب که متشرعان از آن به حفظ & بیضه اسلام& می کنند. اما با توجه به کیفیت استیلا و تصرف در دو نوع دارد: & تملیکیه& و & ولایتیه& و شق بر آن نیست. در نوع با و اهلش اموال شخصی خود می و را با هر آن چه در آن مال خود می و را برده اغنام و احشام، به و خود می پندارد. این قسم از را تملیکیه، استبدادیه، استعبادیه، اعتسافیه، تسلطیه و تحکمیه نیز می نامند. نوع دوم این است که در آن مالکیت، قاهریت، فاعلیت مایشاء و حاکمیت مایرید در بین نباشد و و وظایفش، و معین و به عدم تجاوز باشد. این قسم از را و نیز می نامند. (نایینی، 1361 ، ص 6-12). ج. شیخ و پس از و و آن، به از آن را و با و می نمایند. را و با و نمی بی نقص و عیب فقط از آن با این در به تر است که از در به می آید. و آن، به سبب جلو ظلم و بی را می و یا از آن می در جهت ها و دارد. در به می گام به سوی در به با های و است. از سوی چون جور با از ستم گر می شود. با نیز در این دو و آن با که می شود. به شیخ در به از آن و سپس از آن است. که از دست اهل آن شد و به که عمل از سوء آن ها کار به (عج) انجامید. در که در در از از روی این به و آن اگر از آن می شد، در این قبل از نیز در که نیست. حال که پس امر به و نهی از بر آن جور شود تا از ظلم و به عمل آید و این امر را ملت (بهاری، بی تا ، ص 7-13) شیخ با این را در و را و ظلم می داند. می کند که اگر وصف جمع است و و مثل آن است که بگویی: نجس و اگر وصف است که به غیر ظلم ای و که ظلم در آن نمی آن را غیر دانست. (بهاری، بی تا ، ص 14) از این رو، از نظر وی، به در و کم خود به در جهت شرع می و نیازی به پسوند نیست. ای که از سخنان شیخ می برداشت نمود، این است که اگر با مشروعیت، با کنیم، آن گاه می به بدیل آن، تن در دهیم که هیچ سنخیتی با شرع ندارد. آیت در فصل پنجم عادل را منحصراً در می بیند؛ جائری است که تجاوزات و حد و ندارد. غیرمعصوم چون در خلق و خوی با شریک، او بیش تر در ظلم و ارتکاب معاصی حریص است. پس & استدعای آن به اتفاق و بر که در اول مرحله در واقع شد، حکمش در جواز است [...] و تصرفات به رضا و امنا و خیر ملت یقیناً گشته، ملت ارفه از بود& . (بهاری، بی تا ، ص 15 - 17) به این ترتیب، از سویی در جهت و با شرع است و از سوی به ظلم و تجاوز، به سود بود. وی در فصل ششم به و و بین حرکات و اوصاف شخص افراد و خود و تمایز قائل شده است. به این نحو که یا از طرف مذمت و یا آن نمی گردد. طور اگر شخص صالحی از نمی از و مفاسد چشم پوشی نمود. شیخ را که در کنار محمدعلی شاه گرفتند و به کشتار کمک مبغوض خدا و رسول می نماید. وی در طعنه ها و اتهاماتی که به از طرف منتسب می شد و ای فراهم می نویسد: یا بعض آن ها، سبب در نمی گردد. کن پیغمبر9 و وقعات امیرالمومنین7! آیا همه حاضران آن وقعات، اهل ملکه یا همه قسم آدم آن ها است. (بهاری، بی تا ، ص 20-21) خرابی بعضی از هیچ لطمه ای به ارزش این وارد نمی کرد و آن را زایل نمی ساخت. با این جمع حق و ممکن و قسم ندارد. هر یک از فقره و که حق شد، لابد است و چون حق پس آن بود. و در فصل هفتم، و و نتایج بد بحث می کند و خوب یا بد هر یک را در هر از آن ها ارزیابی نماید. می کند که به از ضرر حسن علی حده ای بر آن نیست. از در حسن بس است. از را اتحاد و موافقت و امنیت و مصونیت از آبادانی و فوایدی می کند که دارای به آن دست یافته اند. ضررهای هم و شهوت رانی طرف ظلم و به از دست رفتن کشور و سلطه کفار بر شده است. (بهاری، بی تا ، ص 22-26) شیخ از این که با همه این اوصاف، ملا منش ها به اسم دین از می کنند، تعجب می کند. که گذشت، را به و نمود. های این است که به حفظ و نظم در دارد، نه مالکیت بر آن. قوای مملکتی، امانتی است در دست او و نباید به مصارف برسد. در اندازه است و فرقی نمی کند که این به حق یا به اغتصاب. ملت با شخص در مالی و غیره متساوی و یکسانند و امور، امین اند نه مالک و مخدوم آن ها؛ در خود مسئول و به تجاوزی می شوند. عموم قادر به و و هستند و در از قهر و ایمن. چون این قسم از از باب و امانت، و متقوم و به و افراط پس & بالاترین وسیله ای که از حفظ این و منع از تبدل و این امانت و از ارتکابات شهوانی و شائبه و استیثار تواند همان عصمتی است که ما طایفه بر اعتبارش در ولی نوعی مبتنی است& . (نایینی، 1361 ، ص 11-12) نائینی با این می کند که با های مزبور، فقط از آن است. اما در و عدم دست رسی به به ندرت سلاطینی پیدا می که بر و نفسانی خود و به و نیکی کنند. از این رو برپا سایه و از موقوف بر دو امر است: تنظیم و تدوین و دستورهایی که و و حق و اهالی را مشخص که نامه و گویند. استوار داشتن و محاسبه که با گماشتن از عقلا و دانایان و ملت می شود که به بین الملل و مقتضیات آگاه باشند. شورای ملی، مجمع رسمی است. در که که قوه اجراییه اند، تحت مبعوثان ملت باشند، از تبدیل به می شود. نیز با از مجتهدان بر آرا و صادره به دست می آید. (نایینی، 1361 ، ص 13-15) بدبختی های و ها و تباهی دین و و ملت را ناشی از می داند. او می شود که در صدر تا بنی امیه، و بود که و آن حد و داشت و بر آن و می شد. علت پیشرفت و ترقی سریع و سرعت نفوذ به ولی با معاویه بر اسلامی، وضع دگرگون گردید، (نایینی، 1361 ، ص 16-17) به نوعی، را با در صدر پیوند می دهد و در پی آن است که را در جهان نماید. موضوع مزبور را می عمده افتراق نظر با شیخ دانست. شیخ هر چند را با شرع می کند، آن را بدیع، نه به در و تا زیادی، وارداتی و تقلیدی می و دنبال ایجاد ای در تاریخ نیست. اما بقیه دیدگاه های و به زیادی و شبیه است. هر دو، را نه به آرمانی، به می پذیرند که زیان ها و بدی های آن به کم تر است و و نظامات آن در زمینه گسترش را در جهت دین و می ستایند؛ ولی هر دو بر این باورند که ایده آل و بی نقص، به معصومان منحصر است و در عصر و در که دست نواب عام حضرت ولی عصر(عج) از کوتاه به ارجحیت دارد. د. و و از مباحثی بود که آن را بدعتی در و می دانستند و طرف را به سرپیچی از متهم می نمودند. در چون و شیخ با نوشتن و رساله، به و دادند. این دو عالم، و را در بندگی غیرخدا و در و به از آن پرداختند. شیخ در خطاب به و می نویسد: لفظ و را شنیده، ندانسته که این و رقیت و تفاوتی است که در بود. عبد مملوک لا یقدر علی شی بود و شکایات خود هم نمی توانست نماید. تا متظلم می شد، می گفتند را با این حرف ها چه! چرا نفس بکشد؟ همه اختیارش با و است. بود حکم و مرگ مفاجات. (بهاری، بی تا ، ص 28) که شد، از نظر شیخ، به و مفهوم مطلق و از هر نیست، از بردگی ظالم واژه حر، در عبد می گیرد. نظر هیچ مناسبتی با بی بندو باری و از و دینی، آن که می نداشت. نظر را هم گام و هم سو با های خواهانه و آزادگی مصرح در می کرد. در به که را مرادف با بی و کفر می دانستند، می نویسد: اگر دین و به واسطه حال از حریت، از قید دین می آید و حال آن که مطلب از این نیست. (بهاری، بی تا ، ص 28) شیخ با این عبارات، را با این به چالش می کشد که آیا ایمان به و دین آن ها به خاطر از و است؟ در ادامه با آوردن این که از در نه بی و تخریب دین نگشته، & دول دین خود را محکم گرفته از و خیرات زعیمه خود آن ها، وادار به دین در بلاد هم گردیده& . (بهاری، بی تا ، ص 39) اشاره شیخ به کشورهای اروپایی است که با فرستادن مسیونرهای مسیحی، آیین و خود را در سرتاسر می کردند. آیت نیز به و داد. در این نوشت: و اما او هم دفع فرق موجود در است که اقتدای بیهوده کرده؛ اگر شخص دار کاری می مجازاتی و اگر بی عنوانی مرتکب می شد او را مجازات می دادند. در استبدادیه که اسمی از شرعیه رجال حتی المقدور مانع از شرع هم و سیاسات هم منضبط نبود[...] و نظیر این در مالیات معافی بستگان بود. (بهاری، بی تا ، ص 28-29) وی را وضعیتی تلقی می کرد که همه اعم از نوکر و و و پادشاه، در باشند؛ حکم بدون کم و کاست و تبعیض، در همه اتباع ایران، از شخص اول تا پایین قشرهای جامعه، ساری و شود. این به مسلمان و غیر مسلمان، یا عاقل و دیوانه، و غیر ـ آن که می ـ از نظر اجتماعی و همه و بودند. شیخ در پایان فصل هفتم می شود که این نوع از و م
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آمریکا ناتوان در عملی کردن اهدافش

آمریکا ناتوان در عملی کردن اهدافش


از خورده با به برجام می دهد که یک است. طبیعی است این سر منشا رفتارهای بازیگران باشد. ها حتی زمانی که با می به به ساختارهای فرهنگی، بودند. در است فهم دقیق & نفوذ& به که با چند است به مصادیق و های این دقت می شود. و از این نوع نیست. در با ژاپن، فلسطین، کره و فهرستی بالای از کرده، که در ببینیم تا چه حد به ملی این منتج شده، به چند آن کرد. می که هر یک از این برطرف شدن مشکلی ملی در کره با هدف رفع و به آن نیز که به آن هدف نیز کرد. فی امری مذموم نمی شود، در یک روش نیل به اهداف می شود. اما آیا این اند؟ در این قسمت دارین به & نفوذ& که شده استف کنیم. لذا به این میکنیم که ها به با در سطح فردی، داخلی، ای و بین ثانیا به در با می و نهایتا به & نفوذ& که نخبگان شده می کنیم. الف. با رفع نتیجه: بعد از جنگ دوم که جزو جنگ و به این که های از این جنگ باز رفع خود به شد. اما آن جز در این در های نیست. بی به این و که در جنگ و و ها به ها به ملی آن ها شد و به & ها& یکی از های در است. ب. با مصر مواردی وسعت جمعیت، کانال سوئز، همسایگی با و در نقطه اتصال آسیا و آفریقا، سبب شده که مصر جایگاه ژئوپولوتیکی شده و لذا در نیم قرن اخیر است. این در سال 1979 کمپ دیوید را و از آن تحت های گرفت. انور سادات و پس از او وظیفه حفاظت از رژیم را بر عهده گرفتند. بر این سالانه، 1.3 بیلیون کمک بلاعوض به مصر پرداخت و تجهیز مسلح مصر را نیز داشت.1 با همه متواضعانه دیکتاتور مصر با (و یا است بگوییم خوش خدمتی به این کشور) اما در و با شدت در مصر همه های از وی یافت. به خوبی درک بود که قطعی است و لذا با گذاشتن یکی از مهم متحدین خود را در و را نماید. از سوی با کمک های به مصر اما این هیچ گاه از آن نبردند. در سال های آخر این بیش از پیش رو به نهاد. به که به 20 و در سال 2010 هر به 2950 که این به از قشر و به قشر بود که از آن می به در و های کرد. مصر به آن شد که & هویدی& ی با به های که در به دست می گوید: & و مصر در سال 1978م. هم اما به فضا می کند و مصر هم در 32 سال قبل در جا می زند.& پس از و وی نیز به در کاسته نشدن از کمک های این به مصر و ارتش آن بود تا به های در این تداوم یابد. آن شد که ها به یار خود در نیز پشت و با ، رییس منتخب به زندان و بار نظامیان بر مسلط . ج. با های و و امحای ای معمر در اول 1969 در در به رسید. وی در در پیش و در سال 1980 با و در سال 1984 با اش را قطع کرد. در دهه 60 و 70 به یکباره به نماد از و با صهیونیزم