صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب میزان



اگر جنگ اولویت اولِ کشور شود، پیروز می‌شویم

اگر جنگ اولویت اولِ کشور شود، پیروز می‌شویم


به گزارش گروه حماسه و فارس، یکی از جدی و ساز در با رژیم بعثی و بود که در سال های به ناکامی ها و جنگ شد. آن چه خواهید خواند، سندی است جالب که تا حاکم بین و جنگ را 26 ماه پیش از 598 را می دهد: *مقدمه پس از در & 8& خونی تازه در رگ های جنگ به افتاد. در این فرصتی آمد تا و فرماندهان انتظارات و را بازیابی و طرح کنند. از سوی بعد از این موفق، کشوری مسافرتهایی به به عمل آوردند و جدی تا به پاس از های آن چه در و خود در این راه خرج نمایند. این رفت و که بعد از کسب های در ها می شد در می نقش را در جنگ ایفاء کند ولی عدم تداوم آن مانع از حصول نتایج می گردید که اندک نیز بی فایده نبود. گفتگویی که پیش رو دارید به نکاتی می پردازد که نمادینی را در بخشی از جنگ می کند و تا می نماید که و پاره ای عقب ها را در کجا جستجو کرد. شک آن که در خط مقدم جان بر کف می نهاد و نیز آن که در عقبه سعی و وافر به خرج می داد تا را در جهت حفظ و تقویت بنیه ی انسانی راضی نگه هر دو گام صادقانه ای در راه و تحقق فرامین و رهبر خویش برداشته و جز عمل به به غیر از آن نمی اندیشیدند. یک و که را به نحو هم و با به & جنگ تا رفع کل در جهان& در این سبب می شد که از در جهت پیش برد جنگ نشود. به یکی از مهم که های هر بار به می طیف های و به نقش های هر یک در جنگ بود و این و های و به در های یک کار را می و نگرانی های از عدم را تا حد مرتفع می کرد. به ذکر است که این فقط یک از مباحث به های و پشت شده است : *نام عملیات: 8 *نام یگان: الانبیاء - *زمان: 90 دقیقه *افراد کننده: & علی شمخانی& قائم مقام کل و & سپاه& *برادر & صفوی& جانشین & سپاه& *برادر & صفائی فراهانی& & سنگین& *برادر & علیزاده& & سنگین& *حجت & دری نجف آبادی& و *حجت & نادی نجف آبادی& و مخبر این گفتگو در مورخ 65/1/9 حدود 65 روز پس از فتح & فاو& با ذکر شده شده است. *گلایه ای نه چندان دوستانه از & علی شمخانی& : بسم الله الرحیم. از در & خاتم& تشکر می ‍کنم. این است که ما ابراز از این که که سال هفتم جنگ است و سال ششم جنگ را سپری ایم ای در شده است[& ی صنعت& متشکل از یک از های سبک و سنگین، معدن و ... بود که موظف بود در جهت و خرید و کلی تامین های - های را کند.]. این شش سال از جنگ عقب است و هم از نظر صد قطب های به هر که شده شش سال تا انشاءا... (این عقب ماندگی) را کنند. (مکث طولانی) این است که این در کار که در آن می از های این یک کار ای است. در و موج های (تبلیغاتی) خوب می عکس ولی و حل این ندارد. در جنگ حکم ولی را این که در آن ها تنش می کند. در ما جنگ نمی دهد از های را با و و زور و آن است حل کند یا حل است. این ای با جنگ نیست. از به شکل در & فرهنگی& ما روحانی به ها گذاشتیم، اما آیا & فرهنگی& در ها کردیم؟ این که چه شش سال ها می بماند. در نیز یک اقدام در با جنگ نشده است. اما این ها مبتنی بر جنگ و تجارت نبوده و (مکث طولانی). *بررسی نقش در جنگ دوم اگر روی کشورهایی که سری در و دارند مطالعه اکثر آن ها & جنگ دوم& را خیزشی رشد و شکوفائی خود که (آن خیز ش) هم شامل دانشگاهها و هم شده است. خوشبختانه یا بدبختانه هم (متحدین و دول محور) و هم (متفقین از این نقاط (خیزش) و هر دو از آن مبانی را این آوردهاند. اگر وضع اقتصادی و را قبل از جنگ (در می یابیم) از ما نداشتند (علاوه بر این که) در ما که آن ها در آن جوامع و ندارد. *ممیزه های جنگ و صفوف کسی این بی انصافی را به ما تزریق کند که فقط خوب خون می خوب خط نگه می تن با هواپیما می جنگد، تن با می جنگد. نه، اگر از ما و از آن، هیچ همیت سازمانی، ای، سپاهی گری و گری می در حد جنگ را باز پس دهد و حتی از که (در حال حاضر) بازده بدهد. این ها است که آن اما با حرکتی که شده و نیز اگر است فرمان مداوم در با جنگ را ای جز این که خود را با این منطبق اگر (چنین) را از دست ایم و (فردا) که در این مسئولیت و می این خون ها را بگیرند، در قطرات خون (هایی که عدم با ضعیف بر ریخته میشود) شریک هستند. *بررسی مواضع و عملکرد در جنگ در با جنگ است عرض کنم که و که اهرم داخلی اش یا از بیرون به او خط می دهند، انتظار که از که بعد از & بیت المقدس& در جنگ بودند، در پایان سال 64 بکنند. بعد از & بیت المقدس& یک خط و را کرد که بود سالی (64) این و این بذر به ثمر بنشیند و از آن کند. (مکث کوتاه) الحمدا.... با نامگذاری سال 64 به سال و کار و تلاش، که و و مهمتر از همه این ها با لطف و عنایت خدا، نه نتوانست جمع می کند به این می رسد که آن چه را که در است. بعد از & بیت المقدس& خطی رسم کرد بر & در در همه جا& ، نیز در های هم هم و هم فکر را در ( تا بتواند) مرز 1200 اش را بپوشاند. کرد که تو اگر در خوب کنی و در همه جا هم خوب کنی (و از سوی ما نیز) سه (اسلامی) (رهبری - - مکتب) را، که بعد از خوب یا است صلح را یا این که ای غیر از داشت. این کار را کرد. شما و جنگ را (مشاهده می که دشمن) بعد از & بیت المقدس& ، دژ، آب، بمب سیم و مین را به از خود به کار است. بعد از & بیت المقدس& ، را کرد که را صلح و با صلح و با جنگ ما را کرد. در و بود و ما مدافع. در هوا و و در جنگ نیز بود. در ای که بود. & رمضان& ، & بدر& ، & خیبر& ، & مقدماتی& و & یک& و & دو& و خود & والفجر& ، در ها و که این & خط& را شان این را که این & خط& (مشی) شده و و (به خاک عراق) را شده است. *عدم با در جنگ در & مقدماتی& ، & بدر& و & خیبر& عمل که نیز در & فاو& و نه و این را پذیرفتند. لطف خدا هم که الحمدا.... بود. (مسئله این بود که آن چه یا آن ها کسی آن را نکرد. من به شما می که در یک اگر را ما در & خیبر& عقب نمی و در & بدر& اگر این عقب نمی کردیم. حال آن که (پس از دو سال هنوز) هیچ جهش و در که این ها و نیز در ما است که در عرض این دو سال این شده باشد. *پیامد & در در همه جا& بعد از این خط (دفاع در و در همه جا) را کرد و ما هم را ولی آن ها (جبهه انقلاب) ای از این ها داشتند. این در ها، یک سری هم و های نیز در با نفت و عدم و داشتند. خود را با به و در همه را روی این کرد. (تا وسیله) (و توان) جنگ را که کند یا از بین ببرد. هم که چون و چند است و در می این را پیش که الحمدا.... در همه این ها یکی پس از به خطا رفت و این در سال 64 به است. آن ها جمع به این که که الحمدا... ضمن این که می گوید: & حزب بعث است& ، & جنگ تا رفع فتنه& نیز می دهد. بر این & خبرگان& هر روزنه امیدی که ما را به یأس کرد. در & کاروان کربلا& ، با به این که داد می زدند (بدلیل عدم مردم) به (تحلیل آن ها را) به هم زد. نفتی هم به شکل. در با نیز & 8& الحمدا.... در را حل کند. ولی این همه کار است که و از یک را اما، ما که این & خط& را دادیم، اگر آن را ندهیم و از این فرصت خود ما مثل می که در هم کنیم. ضمن این که در همه بودیم، اگر سریع تجنبیم در هم می و این شکل جنگ است. ما روز است به که ایم چسبیده ایم تا آن را از دست ندهیم، اما در عرض این روز اگر را از قبل پیش بینی می و پای کار می می توانستیم یک کار و و با بایستیم و مجددا مان را در جای به کار که هم تثبیت این خط (فاو) است و هم انهدام دشمنی است که هیچ روحیه رزمی و اش دیده است. *ضرورت کسب ابتکار عمل در این شب ها این است که ما می کند. برادران! می دانید که در جنگ هر کس است. زمانی بود که دور سیم می کشید اما در حال این ما که دور سیم می کشیم. ما شب بخوابیم خب آیا پاتک شد یا نشد، صبح چه می شود؟ این که با ما چکار می کند و این خط (مشی است که در و در بقیه جاها هجوم) و این وضعیت است که به قابل است. ما با این ای که ما (درست است که روز، و پنج روز از دست ایم ولی که یک خط را به یا با نگه و (جای دیگر) و باز کنیم. حال است باز راهی (باید از قبل کنیم. این که ما) هر سال یک بار می دادیم از از یک در جنگ بود. حتی شاید در جنگ است اما اعمال این نداشت. خود (به ما دیکته و) است و طبیعت امر هم است که چنانچه ما خود از قبل نکنیم، ما می و ما در یک عکس وادار به می که اگر این عمل به نفع است. ببار آوردن توافق ... یک شبه که نمی شود این کار را کرد. ما حرکت در این جهت ایم ولی به عدم و سیاسی جریانات نتوانسته ایم شویم. هم را می و هم و طرح عملیاتی؛ تطبیق این عمل انشا.... با لطف خدا موجب و است. ما طرح داریم، هم است؛ این که کار نه یک جا چند جا طرح داریم. هم که به است. را هم که انشاا... است. *بحثی در و جنگ و نقش در آن ... ما روز است که در یک کار ایم و تکان خوردن را نداریم، هم به این مگر این که یک اساسی، در جهت که می های را بگیرد. ما که نتوانیم به کار و در نظر بسازیم که متناسب با مان نباشد. (و یا اینکه باشیم) این است که نمی از خوب این هم امری است چون ما نمی به قیمت از دست دادن به وسایل پیچیده ای برویم. (بر فرض که) تی - 62 (62-t) را هم بکار تی - 72 (72-t) که ای می زند. اگر از این غنیمت باز نمی آنرا به کار چون که فقط رانندگی اش نیست. اگر ما را فقط متوجه کار را از دست می دهیم. در نیز فقط در کمی با و ندادن به است که می به ما آورد. اگر گاز که به کار در وضعیتی غیر از ایران) به کار می با که در این داشت، می همه را نابود کند. در روز سوم در محاصره، 1000 بمب زد با و پرواز، هر بمب 60 ماده 9000 زده است. هر توپ 3 بمب 18000 و 90000 هزار 78000 لیتر. 50 هر کیلومتر مربع است طبق این معادله، تا بیش از یک بار عملیاتی ما را به طور کامل به مواد است. در یک نظامیِ ارتشی، این جنگ فاقد هم در و هم در رزم است. سلاحی را به کار که با کمیت ها کند. اما الحمدا... ای که (با ما در & فاو& ) به کار تخصصی ای بود تا ضعف خود را و حاصل کار خود را دید که ما (در با جنگ شیمیایی) ایستادگی کردیم. این را شک می با این که به کار اگر در موقعیت قبل از & اسلامی& در جنگ با هر یک از به کار می رزم در باقی نمی ماند و این را بود. ما که دستگاه مولدمان های فوری جنگ را و جنگ کند. & آینده& اساسِ جنگ است که خط است اگر است ما دستورات را را به طور ما است. امام، یک مقطع که فرمود: & جنگ تا پیروزی& ، مدت که می فرمایند: & جنگ تا رفع فتنه& این هم به هر حال کار می که یک قسمتش به (وظایف) است. ما با بچه ها که می (آن ها می در خط) از ما به دله است. ما قوی تری را می که می بیشتری به باشد. مدت که طرح آن نیز شده اما در آن جا است. جدا اگر ما آن 2736 را (مثلا در یک که) متر جلو به آن نمی شد؛ چون این سلاح، یک بسیجی است و راحت به کار می به هیچ تکنیکی هم و با مدت آموزشی، را داشت. حجم آتش بالا و ترکش هم دارد. ما (در این ها) در تولیدات مان فکر عاجلی ضمن این که غافل هم باشیم. در جنگ که موشک زدن به را نکند. در جنگ نیز را که به کارگیری بمب را و ما می این کارها را دهیم. این مائیم که می جنگ تا کجا پیش برود. است که مبنای جنگ این است که & یک نفر تا آخرین خانه& ، اگر ما نخواهیم با این کسی که این را است فردای تاریخ خواهند گفت، کسی دنبالش نیروهای مردمی نیامدند، نجنگید و خب شد و شد که (مکث کوتاه)، این مطلب در بود که برادرهای دست اندر کار می در (جنگ) و تجربه که اگر بخواهند و شان را (روی جنگ کنند) و جنگ را به بدهند، & اسیدسیتریک& & پپسی کولا& نمی رود و خود را آفتابه سازی در این به کار نمی گیرد. *آمادگی در جنگ اگر ما را این که تراکتورسازی تبریز به این نمی کند که می به جای آن (مردم) به نخواهند رفت. کما این که آن پل ها (نام پل فراموش شده است)، چیزهایی که هم نکردیم و شبیه گاری بود (...) به هر حال، آن در رأس سروصدا کرد ولی هیچ به نیامد که منجر به اعتصاب، تحصن یا اعتراض شود. اگر به که این کار را صرف جنگ می می و بدتر از این را هم می پذیرند. به که در & جنگ دوم& در شهر صابون و پودر نجاری (خاک اره) را قاطی می و به نان می خوردند، این شهر در محاصره و اینقدر (کرده است. باید) این ها را به (اما اگر را بر اساس منش رفاه طلبانه ای پرورش و تربیت و عمو نوروز و نمی این تیپ الگوی شخصیتی ما بشوند، خوب است ضرباتی هم بخوریم. *تأثیر 8 در توهمات اگر (این را با جنگ) هماهنگ به به گویی جنگ با هستیم، چون بشدت است کما این که در این آن ی که در ذهن ما شکل می و & لشکر گارد& شده خورد. دیروز یکی از اسرا می گفت: & در روز سوم سی، چهل آیفا و که مملو از به سمت خط می رفتند. آن ها هلهله می تنبک می زدند، می (یزله می کردند) که می رویم، می شکنیم، سرهای ایرانی ها را له میکنیم؛ بعد از 8 از آن ها سی و پنج نفر برگشتند. همه آن ها یُقُر (هیکل مند) و کماندویی پوشیده و با بهترین تجهیزات (تانک تی - 72) مجهز بودند. (آن اسیر می کند که با این صحنه) من هم ناامید شدم و با خود گفتم: & و آمدم تسلیم شدم.& پس این ها را می شود به داد. ما جدا که می در این خون که خوب هم لکن قبل از این که این نسل پیر انشا... رزم و آن را نیز برایشان کرد. با از جنگ در تفکرات در ابعاد مختلف آن و نوع بکارگیری در ها تعدیل گیرد. انشاءا... & 9& ، 10 و 11 موفقی چرا که اگر چند بار و به وارد شود (شکست را خورد). *تأکید بر نفی & جنگ تا یک پیروزی& ما یک بیست باشیم، چون اگر است آدم & جنگ تا یک پیروزی& به هم بر می و می ترسد از این که یک را بخواباند. اما اگر اخیراٌ است & جنگ تا رفع فتنه& باشد، همه مان انشاءا... یک جوری که دراز را باشیم. در حال نیز با به این و که از عنایات و الطاف الهی کمال را انشاءا... این ها و به کار دهی و کارخواهی بشود. ما رو در بایستی، با قاطعیت انشاء ا... به پیش و را در عزت ببخشیم. این مختصر را گفتیم، عرضی مگر (توضیحاتی در مورد) جنگ که می نقشه را تا تان توضیح بدهند. صلوات جمع: اللهم صل على و آل *مباحثی پیرامون شناخت دردها و آن ها در جنگ & فراهانی& : بسم ا.. الرحیم. من & فراهانی& از & سنگین& ، برادرانی که مرا نمی شناسند (خود را معرفی کردم...) & علی شمخانی& :اگر من مثالی زدم آن را حمل بر خود نگیرند. فراهانی: نه! نمی خواهم جواب شما را بدهم. قبل از این که شما بخواهید فرمایش کنید، من بودم که به بعد از شما موکول شد. به این که من خودم از بدو تأسیس & سنگین& ، که در جنگ به آمد، در این بودم، می شود گفت همواره این که & شمخانی& کمابیش در آن جا و ما می دانستیم. هیچ وقت نمی این درد را در کنیم. دلیلش هم این است که ما در جنگ نداریم. ما در جنگ از طریق و های که ما می کنیم. این فرمایشاتی که بیان نمودید و سایر در مقاطع (بدان اشاره اند را ما خود به آن و ایم. خود ما هم حرف را که شما می زنید را می که آقا هیچ روی ما ندارند که فرض به ما یا واگن یا نمی را، بسته به این طرف است (جبهه و جنگ). *راههای مشارکت و در جنگ و موانع آن یک موقع هست که ما در شما در جنگیم، شما را و شما را دقیقاٌ می دانیم، لمس می و می شنویم. مغز شما می از نظر که کار و در جنگ ولی در حال های و یا که از آن اطلاع دارم، چون بصورت مستمر در شما نیستند، فقط از شما و گاهی اوقات خاصی می آید، آن را می دهند. در با این روز قبلش با مان & علیزاده& و که آقا ما ایم هر خط را با به جنگ عوض کنیم. هر کار در جهت جنگ ولیکن از این طرف که مغز خود جنگ به ما هیچ خط (مشی) نشد و من فکر می کنم در که شما و که درگیر مستقیم جنگ می فرمائید، که این ها به ستادهای در شما به مغز شما که از نظر خودشان فکر و را شما به هر صورتی که هست یا در غیر این شما تان را بگوئید. این را ایم و هم می که آقا های دنیا طور که به شما، قاچاقی اسلحه بفروشند، همانطور نیز تکنولوژی آن را و به مراتب هم اند و اند. این جزوه ای که من هست (فروش) توپ های 170 است. به بیایند این راه را در ما کنند، از این طرف هیچ نیست؛ که آقا برو خط را در ات عوض کن و این را فعلا به جایش بده، بعد اگر صلح شد، خودت یک بکن که صلح هم یک کار در و این است. طور که شما گفتید و این کار را اند. اگر ما یک نمی نمی می به است. کارخانجات خودرو و های را می کرد حول خودروهای اعم از تانک، نفربر کوچک و بزرگ. شما عرض می کنم های سکه زنی در اروپای & جنگ دوم& ، همه شان شدند های پوکه و هم قالب را حفظ اند. من تابستان امسال یکی از ها را بازدید کردم، می کرد. کجا می زنید؟ گفت یک خاص به ما است. لذا یکی از پِرِس هایمان را این کار گذاشته ایم. *ضرورت دقت در و جنگ پس این می دهد که این کار به یا بیائیم در شما عمل که دقیقا بدانیم شما چیست؟ که ما کرارا ٌگفته ایم، هم در این جا شما می که از سه سال پیش های هواپیما، نفربر، و های و سبک در پیشنهاداتی که طور راکد است. ما گذشته همراه & نبوی& (وزیر در آن طرف & اروند& (فاو) پیش آقا & رحیم& بودیم. آقا ما لنگ یک سری ماشین آلات که اگر از این است که برسد. ما آن را تدارک ولی می مثل این که تغییرات از آن طرف به این طرف یکدفعه جور می شود. پس این می دهد که ما در جنگ به یک سیستمی که این را بکند. اگر است این طور و چهار این عمل شود که به من که آقا برو من فرض کن بیل و لودر کن، من می روم می کنم، بعد از نیز بگویند که آقا بعد ببینم چه می شود. در این جا من به می هم ضبط می کند... & شمخانی& وی را قطع می گوید: & چه کسی که بعد؟& & فراهانی& : آن را بعد اگر خواستید به خودتان می گویم. & شمخانی& : آخر بدبختی (جنگ است). کار کار ای آخر آن (کسی که ندهید) را هم که این طوری نیست. ما تا دو، سه آن طرف در (فاو) جلسه باز هم مان بود. من علت این که از آن جا به & خاتم& آمدم، به این بود. & فراهانی& : & شمخانی& من از ای که آقا & رحیم& نیازها را گفتند، تهران که رسیدیم (بلافاصله به ها دستور دادم) هیچ یک حق لودر، بیل و کامیون را ندارید. مال هر کسی است بگذارید چون که می این ها را بفرستیم جبهه؛ خب نشد. من نگاهی می کنم می بینم اگر یک به این سادگی یک این طرفی (منتفی یا معکوس) می اگر خط را تغییر است بلا سرش بیاید. به هر حال ما هم به وسایلی چون مال من که نیست. *عدم در جذب و جلب کمکها و معاملات بین المللی رو دربایستی به شما بگویم، شما یک هستی، ای در & سپاه& ، من هم یک که در کار می کنم. جفت مان هم این دلمان می سوزد. این جور که آقا ما آن طرف (پشت جبهه) نشسته ایم & دلی دلی& می خوانیم و فقط شما در جنگ هستید. & شمخانی& : خب بله، طور است. & فراهانی& : آقا & رحیم& با هم دانشکده است. چهار، پنج سال زودتر از فارغ التحصیل شدم. است در (در و جنگ است)، ما آن طرف در محل هستیم. در واقع همه ما یک وظیفه هستیم. ما می چون سازمان دهی ندارد، نمی این را در جنگ بگذاریم. ما می آقایان! این به میسر دو سال و نیم پیش بود که در (شرکت یا فرد بخصوصی) به من داد و گفت ما حاضریم همه این ابزارها و همه رینگ و پیستون های & لئوپارد& را به شما بیاوریم و در آن جا کنیم. ما و در این جا ولی گویا هیچکس (از جنگ به ای) نداشت. من قبول دارم که شما (براد
تاریخ باز نشر :
زمان : 12 دقیقه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : مقاومت
افزایش مشارکت شهرها و روستاها در برنامه‌های ترویج کتاب

افزایش مشارکت شهرها و روستاها در برنامه‌های ترویج کتاب


به ایران(ایبنا)، مستکین؛ ملی در گفت وگو با ستاد گفت: با این طرح در سال های روزبه روز شوق و انگیزه و در جامعه می شود. این است اما در آن و به که در برسیم. وی داشت: در دوره جدید های شده، مختصات جغرافیایی ها در و و و ها شده است. و به این پی اند و سعی می از و های به بحث و سوق کند. افزود: در هر که در آن های را خوب طی می کند و زود به می رسد. که این در ما هم رخ راه داریم. ملی گفت: این را کرد که ما و و و دست به دست هم تا آدم باشیم. ما می که با این ها، این فضا را یک و به و کمک کنیم. وی در به این که بخش ملی چه های در نظر گفت: ما در 31 داریم، به سر می زنیم، وضعیت و مشوق های را پیگیری می کنیم، در نشست ها و کارگاه های آموزشی شرکت می و خودمان را در و روستاهای می کنیم؛ بنابراین یکی از مهم lrm;ترین های ما در بخش ملی یونسکو، در به است. در تبیین با گفت: ما عمدتا در بخش کار است. به اعتقاد من تا حد زیادی کارها از حالت ظاهری خارج شوند و به عرصه عمل برسند. به قول حضرت حافظ: نه من ز بی عملی در ملولم و بس/ ملالت علما هم ز علم بی عمل است. وی افزود: ما به صورت کاربردی و بحث را در سطح کشورمان و کمتر به نشستن و تهیه و تدوین یک سری مکررات برورکراتیک بپردازیم. با رویکرد و هویتی به و رفت تا بتوانیم را کنیم. ملی با انتقاد از شرایط موجود کرد: کتابفروشی های ما در حال تعطیلی هستند و به جای آن ها پیتزافروشی و فلافل فروشی راه می افتد و این نشان می دهد که کارکرد ما در با معضلات روبه روست. این هم ربطی به دولت و به ساختار آن ندارد و یک معضل چندقرنه است که گرفتار آن شدهlrm;ایم. وی ادامه داد: ما 1750 سال پیش جندی شاپور را به نخستین جهان، با 400 هزار به پنج زبان تمدنی دانشجو می پذیرفته و استاد صادر می است. حالا ببینیم که با این سابقه تمدنی، چه اتفاقی افتاده که دچار این بحران شده. گفت: اینها بحث است که روی آن ها کار می و امیدواریم که با طرح شاهد این که ما در سفر و مهمانی و... همراه خودشان باشند و محفل های خود را به و آراسته کنند. مراسم پایانی چهارمین و و دوست دار کتاب، سه شنبه 8 اسفندماه با و فرهیختگان در تالار وحدت برگزار خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
کاهش 58 درصدی بارندگی ها در خراسان شمالی

کاهش 58 درصدی بارندگی ها در خراسان شمالی


بجنورد- ایرنا- پیش کل گفت: بارندگی ها 11 ماه امسال در مقایسه با مدت مشابه پارسال 58 درصد کاهش داشته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
آغاز به کار پمپ بنزین اینترنتی

آغاز به کار پمپ بنزین اینترنتی


میزان از به یک پمپ یک هکتار جنگل است از بهار ٩٧ تمام شهروندان تهرانی می‌توانند از پمپ اینترنتی استفاده کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
کاهش تولید پسته در خراسان رضوی

کاهش تولید پسته در خراسان رضوی


مشهد- ایرنا- گفت: تولید محصول پسته طی سال زراعی 95-96 نسبت به سال ماقبل در این استان 30 درصد کاهش یافته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
بزرگراه‌ها در ساختار شهر اسلامی/ ترافیک نقطه مقابل دسترسی عادلانه

بزرگراه‌ها در ساختار شهر اسلامی/ ترافیک نقطه مقابل دسترسی عادلانه


به گزارش تقریب(تنا)، متن زیر هفدهم از فقه و شهرسازی آیت اراکی است که در می از یک و یک و است و این به در هم و همه جا است. جان و روح را آن و ارزشی ای تشکیل داده است که را جهت می دهد. در این به آن پرداخت به اصطلاح ایدئولوژیک است که به وسیلۀ فقه اسلام تبیین شده و می شود و کار فقها است. بِسْمِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ عَلیrlm; وَ نهی که آن را می به -و نه مستقل- بنا بر های در فقه است که اهل سنت از (صلی و آله) نقل می کند. در که یا است این کار از می شود از است که در شرع ما نامطلوب و قبل از روز اتفاق می افتد. است عَن أبی هُرَیرَهَ: إنَّ رَسولَ صلی اللّه و آله قالَ: لا تَقومُ السّاعَهُ حَتّیrlm; تَقتَتِلَ فِئَتانِ عَظیمَتانِ تَکونُ بَینَهُما مَقتَلَهٌ عَظیمَهٌ، دَعوَتُهُما واحِدَهٌ، و حَتّیrlm; یُبعَثَ دَجّالونَ کَذّابونَ قَریبٌ مِن ثَلاثینَ، کُلُّهُم یَزعُمُ أنَّهُ رَسولُ اللَّهِ، و حَتّیrlm; یُقبَضَ العِلمُ، وتَکثُرَ الزَّلازِلُ، ویَتَقارَبَ الزَّمانُ، و تَظهَرَ الفِتَنُ، ویَکثُرَ الهَرجُ و القَتلُ، و حَتّیrlm; یَکثُرَ فیکُمُ المالُ فَیَفیضَ، حَتّیrlm; المالِ مَن یَقبَلُ صَدَقَتَهُ، و حَتّیrlm; یَعرِضَهُ فَیَقولَ الَّذی یَعرِضُهُ عَلَیهِ: لا أرَبَrlm; لی بِهِ، و حَتّیrlm; فِی البُنیانِ، و حَتّیrlm; یَمُرَّ الرَّجُلُ بِقَبرِ الرَّجُلِ فَیَقولُ: یا لَیتَنی مَکانَهُ، و حَتّیrlm; مِن مَغرِبِها، فَإِذا طَلَعَت ورَآهَا -یَعنی- آمَنوا أجمَعونَ، فَذلِکَ حینَ لَا یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَنُهَا لَمْ تَکُنْ ءَامَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَنِهَا یَطْوِیَانِهِ... یکی از این است که دو با می که هر دو یک هم می که همۀ آن ها می که ما علم جمع شده و می می به طی می می شود ها به هم می شود. -اشاره به در هم به این که قبل از به تند می شود. عکس این هم به عجل شده است که می کند می شود و آن را در جای خود کرد.- پر از می شود و فتن ها می zwj; می پول می شود و می به که کسی می که به او نمی شود تا که در به برج و به های روی بیاورند. -شاهد ما این است.- می شود که به می می که ای کاش ما جای این و که این ها را هم از می آید ndash;البته ما به مختلف ایم که این وحَتّیrlm; مِن مَغرِبِها حتی یخرج عجل الشریف- نمی شود مگر از خود شود. همه در آن روز می آورند و آن مردمی که نیاورده بودند آن ها به سود آن ها نخواهد بود." ساعت آن قدر سریع می شود که دو نفر که می خواهند به هم بفروشند قبل از را جمع می شود... مقصود از و بحث وحَتّیrlm; فِی است. است نه مدح با توجه به این تعابیر وَ تَکْثُرَ الزَّلَازِلُ، وَ یَتَقَارَبَ الزَّمَانُ، وَ تَظْهَرَ الْفِتَنُ، وَ الْهَرْجُ، وَ الْقَتْلُ می کرد. تأکید می شود که از این نمی به ادلۀ سابق بودن مسئلۀ در شهر مطرح می کنیم. سند هم ما نیست. حدس می زنیم که این ادغام چند در هم یکی از که روات می این بود که گاهی چند از (صلی و آله) را در یک می کردند. پس به قرینه این یک چند است و ابوهریره آن ها را در یک جمع است. لذا فِیکُمُ الْمَالُ فَیَفِیضُ، حَتَّی الْمَالِ مَنْ یَقْبَلُ صَدَقَتَهُ به عجل است به در است که در حکومت است که اتفاقی می افتد. اتفاقات قبلی که هرج ومرج و این است به قبل از است اما برخی از اتفاقاتی که در ذکر شده است به بعد از است. تعبیر لَا تَقُومُ است ممکن است که همه یک و (صلی و آله) هم قبل از و هم بعد از را و لذا این به که ما ذکر می به قبل از است به در نداریم که های می شود یا این به قبل از است. پس به این نمی اما از آن استشهار می شود که حَتّیrlm; فِی طولانی شدن بنیان ها به یکی از علائم ذکر شده است. در جلد 4 231 است. راه های و بحث ما در حال در کلیات است که تاکنون به شش از مطالب به شد. بحث امروز هم در است. این است که در بنا بر از می هم راه باشیم و هم راه اصلی؛ هم درکل شهر و هم در ها راه باشد. در راه های سعه راه شود. یک حکم و این سعه را می اگر این راه واسع راه یک شهر هزارنفری به یک شکل سعه در آن شود اما در یک شهر ده میلیونی به شکل شود که به شود. حکم و این سعه را می طور که این سعۀ راه شهر به یک شکل است سعۀ راه به هم به شکل است. حکم و این را می رساند که شود که یک شهر را چه مقدار بسازیم و وسازها و ها به سعه شهر شود. حال می راه شهر را که این راه راه یک شهر نفره یا است. راه هم راه به و به جنوب. دسترسی به راه همه شهر هر را که می راه و راه که این راه اطراف شهر را به همدیگر وصل می را به و شرق را به غرب وصل می کند. این هم به باشد؛ اگر پرجمعیت است سعه به که اگر خواستند از این راه بتوانند به راحتی از آن کنند. پس این سعه است که حکم و به ما می فهماند. اگر شهر نفر شده است حال اگر این نفر مراسمی عید یا عاشورا بخواهند از آن این راه گنجایش این تعداد را باشد. مشکل ترافیک در حال به این است که این مسائل در شهر نشده است و که شهر را چه تعدادی ایم. شهر قم راه ندارد. طریقی است که راه است است که آن شهر رفت را از آن راه می دهند. بر اساس حکم و تعریف و یکی از تعاریف آن این است که رفت شهر از آن باشد. رفت شهر هم از به و به است و این مسیری است که رفت را خواهد داشت. راه ها هم به که همۀ به طور مساوی از آن و کسی که در است کسی که در است از آن کند و این کار عدالت است. بعدی که بحث می شود در جلد 17 وسائل الشیعه در باب 20 از ابواب احیای اموات در 327 است. مرحوم مفید رحمه در الاختصاص این را می کند: رَویrlm; أبو بَصیرٍ، عَن أبی جَعفَرٍ السلام: إذا قامَ القائِمُ سارَ الکوفَهِ فَهَدَمَ بِها أربَعَهَ مَساجِدَ، فَلَم یَبقَ مَسجِدٌ وَجهِ الأَرضِ لَهُ شُرَفٌ هَدَمَها و جَعَلَها جَمّاءَ و الأَعظَمَ، و فِی الطَّریقِ، و وَ الطُّرُقاتِ، و لا و لا أقامَها... در است که در کوفه ملعونه و نفرین شده که آن را خراب می کند. طبق یک بالا رود و درست و در و راه های عمومی ممنوع است از آن نهی شده است. در وارده شده است که به طور جمء یک باشد. شکستگی یا آمدن در دیوار نباشد. الأَعظَمَ راه های را و هر اعظمی را می دهد که از این می که اولاً در شهر و در هرکجا می یک راه در نزدیکی محل آن ها باشد. راه هم شد که آن که رفت در آن راه است. و فِی الطَّریقِ این که می آیند را برمی دارد. این هم ای است که کردیم که در نباید افق در کوچه یا راه می بسته باشد. و وَ الطُّرُقاتِ فاضلاب که در راه ها می شود را از بین می برد. و لا و لا بعد هم به قرینۀ این قسمت می شود که آن که بعد از می دهد یا بدعتی است که ازاله می کند و یا سنتی است که آن را اقامه می کند. پس لذا از این مطلوبیت می شود. و صلی علی و آل محمد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
حکایت مشکلات بودجه‌ای آموزش و پرورش باقی است/ تغییر کاربری فضاهای مازاد آموزشی به شرط مدیریت و نظارت گره‌گشاست

حکایت مشکلات بودجه‌ای آموزش و پرورش باقی است/ تغییر کاربری فضاهای مازاد آموزشی به شرط مدیریت و نظارت گره‌گشاست


سخنگوی گفت: در و در به آن شد و قانونی مناسبی برای و ایجاد شد البته حکایت درد بی‌درمان مشکلات بودجه‌ای و همچنان باقی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اجتماعی
وصول صد درصدی مالیات در قم

وصول صد درصدی مالیات در قم


قم- ایرنا- قم گفت: از سال تا دی در این چهار هزار و 500 میلیارد ریال بوده است که بر اساس پیش بینی ها مالیات به صورت صد درصد وصول شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
آثار خشکسالی در سد «درودزن» فارس

آثار خشکسالی در سد «درودزن» فارس


ایرنا- فارس- سد مخزنی «درودزن» در در 50 غرب روی رود و حد سد (میزان آبی که حفظ سد باید دست نخورده باقی بماند) 330 است. برداشت بیش از حد مجاز سبب شده اکنون حجم آب به 320 برسد که کمتر از یک سوم از ظرفیت حجم طبیعی سد است.*8*11*
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
مصرف سیگار، قلیان و اعتیاد در بین زنان افزایش یافته است

مصرف سیگار، قلیان و اعتیاد در بین زنان افزایش یافته است


- - و گفت: سیگار، قلیان و اعتیاد در بین دختران و زنان نسبت به گذشته افزایش یافته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
راهکارهایی طلایی برای افزایش عمر مفید خودرو

راهکارهایی طلایی برای افزایش عمر مفید خودرو


هر به خود را اما شما با چند کلیدی، مخارج خود را برای نگهداری از خودرو کاهش دهید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
تعطیلی بیش از 60 درصد صنایع کشور/ آمار دولت درباره اشتغال صحیح نیست

تعطیلی بیش از 60 درصد صنایع کشور/ آمار دولت درباره اشتغال صحیح نیست


نماینده در با بیکاری و اشتغال درست نیست، گفت: هم‌اینک بیش از 60 درصد صنایع کشور تعطیل است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : استانی
ادامه اعتراضات کارگزاران سفرهای زیارتی

ادامه اعتراضات کارگزاران سفرهای زیارتی


خبرگزاری میزان- در که حج و می کند که به کرده است، همچنان اعتراض به نحوه بندی و حذف دفاتر زیارتی مجاز حج و ادامه دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
روسیه امکان قاچاق کوکائین از طریق کانال های دیپلماتیک در آرژانتین را رد کرد

روسیه امکان قاچاق کوکائین از طریق کانال های دیپلماتیک در آرژانتین را رد کرد


- - در به کشف ای در یکی از ساختمان های زیر پوشش سفارت در آرژانتین، اعلام کرد که امکان قاچاق از طریق کانال های دیپلماتیک غیرممکن است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
درخواست ارتش سوئد: بودجه نظامی به منظور مقابله با روسیه باید دوبرابر شود

درخواست ارتش سوئد: بودجه نظامی به منظور مقابله با روسیه باید دوبرابر شود


در که است به این شود بودجه دفاعی خود را تا سال 2035 به منظور اطمینان از توانمندی کافی برای حفاظت از خود به دو برابر افزایش دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
بارورسازی ابرها و محدودیت های فرارو برای گذر از خشکسالی

بارورسازی ابرها و محدودیت های فرارو برای گذر از خشکسالی


شیراز- ایرنا- ها در در است و این هایی را درباره چرایی بهره نگرفتن از فناوری بارورسازی ابرها برای گذر از این شرایط کم آبی و خشکسالی را مطرح کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
افزایش 9 برابری پهنای باند ورودی استان یزد

افزایش 9 برابری پهنای باند ورودی استان یزد


شبستان: مدیر کل یزد با به یزد گفت: از ابتدای دولت یازدهم ورودی یزد 9 برابر افزایش پیدا کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
رشد منفی بارش ها در 27 استان کشور+ نمودار

رشد منفی بارش ها در 27 استان کشور+ نمودار


بررسی ها به تفکیک هر می دهد در با متوسط مدت مشابه در درازمدت در 27 منفی و تنها در 4 کشور مثبت است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
از بس که شادی نداریم

از بس که شادی نداریم


تهران- ایرنا- و های ای- و است که و روانی- اجتماعی شهروندان را نشان می دهد، اما ایران با توجه به آمارهای جهانی در این زمینه رتبه پایینی دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
علل ناشناخته‌ای که باعث بیماری‌های جدی می‌شوند

علل ناشناخته‌ای که باعث بیماری‌های جدی می‌شوند


بسیاری از ها می‌ که به کرده ‌اند. این بیماری‌ ها در صورت عدم و درمان، اغلب می توانند مهلک باشند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
بررسی میزان تاب آوری شبکه آب رسانی در پی وقوع زلزله در تهران

بررسی میزان تاب آوری شبکه آب رسانی در پی وقوع زلزله در تهران


بررسی تاب آب آب شرب و حریق در پی وقوع زلزله احتمالی در شهر توسط مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر برگزار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
هزینه 15میلیاردریالی برای مبارزه بامواد مخدر

هزینه 15میلیاردریالی برای مبارزه بامواد مخدر


دبیرشورای با با اظهارکرد: این اعتباربر اساس امضاء توافقنامه و توجه به ارتباط و ماموریت های ذاتی بین کلیه دستگاه های اجرایی و فرهنگی توزیع شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
اندیشیدن درباره امکان تجدید عهد دینی و بنای یک جامعه اسلامی

اندیشیدن درباره امکان تجدید عهد دینی و بنای یک جامعه اسلامی


به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا) هم از رضا حضور و سخنرانی اما وی در این هم و با به این پرداخت. متن به این شرح هم و از که فرموده اید، تشکر می کنم. متأسفانه من توفیق در نشست علم و ندارم. کسی را هم نمی به عنوان نماینده معرفی کنم. این بحث دارید سی سال است که به است و به نظر نمی رسد که در نیز به ای برسد. با خلط می هر چه به نمی رسند. علم با دین و به این جهت آن را به صفت نمی کرد. به وصف نمی صفت علم است و این در همه جا و به در ما اما که شان است. فقه و فقه و و و و حتی در اند. علم های هر یک خاص خود و با روش خاص به و در می و و شان روش است. هیچ را با از آن نمی سنجید. حکم در باب فقه و با و علم و دین و می به همه و به به و نظر انتقادی و پس از مطالعه و آشنایی کافی که به آسانی حاصل نمی در مباحث آن چون و چرا کنند اما این چون و چرا در نقد علم است نه علم باشد. ما هنوز به این مرحله ایم. باشید که علم علم نظم است. در سیصد سال اخیر در غرب اقتصاد و تاریخ و حقوق و و مردم و ... به آمده و تحقیقات عظیمی در آن صورت گرفته است که بی اطلاع وسیع و دقیق از و بدون نقد و نمی حکم کرد و مثلاً تصمیم گرفت که علم جانشین شود. علم با نظم تناسب دارد. ما اگر نظم جز نظم در نظر داریم و به چگونگی و به راه تحقق آن می اندیشیم و به آن می کوشیم در راه متناسب با نظم قرار بگیریم. در این مورد هم که علم و با هم می یابند. کنونی ما نیافته است. این همه نیازهای را دارد، بی آنکه از توانایی های آن برخوردار باشد. اگر می توانستیم خود را از این وابستگی نجات دهیم و راه به ای را بیابیم که در آن روح یعنی اعتقاد به توحید و عالم غیب و معاد حاکم و مردمانش از سودای مصرف آخرین تکنولوژی های ساخته جهان یافته آزاد و با همدلی و هماهنگی معاش توأم با اخلاق بکوشند، افقی پیش رویمان گشوده می شد. که علم یک طرح مهندسی ساختنی نیست، یافتنی است. من حرف و چیز نمی بگویم، جز خوبست که اگر می توانیم به جای بحث در باب شرایط امکان تجدید عهد و بنای یک بیندیشیم و در این راه به لطف پروردگار علیم امیدوار باشیم. رضا اردکانی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مسئولینی که موجب بی‎عدالتی در کشور شدند از مردم عذرخواهی کنند

مسئولینی که موجب بی‎عدالتی در کشور شدند از مردم عذرخواهی کنند


حاجی گفت: که طی این به هر که امر نقش بایستی به خاطر وجود این وضعیت بی‎عدالتی و تبعیض در جامعه از مردم عذرخواهی کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
فن آوری های نوین و تحول موضوعات تفتیش

فن آوری های نوین و تحول موضوعات تفتیش


3. فن های و تحول تفتیش؛ در یک از سوی که در محفظه‎های مات از اما آیا ذخیره‎ساز دیجیتالی هم طور هستند؟ این را در نظر که یک هارددرایو، است کوچک ولی که جهانی از در آن شده (Kerr, 2005: 569). & با دادگاه‎ها اند که ساز را می های اما که آیا به هر یک از فایل‎های شده بر روی رایانه‎ نیز به ی دو ی ی نگریسته شود یا به نتایج رسیده‎اند& (Kerr, 2001: 35). در ها، & کری& [33]، بر این بود که بر و با ی فولدرهای در یک های ی جداگانه و در & رانیان& [34]، یا & متحده& & اسلانینا& [35]، کل منصرف از محتوایش، به ی یک در نظر شد (Kerr, 2001: 4) و مثلاً در ی & رانیان& ، که در که یک شخص ( به غیراز ضابطین)، را بر روی یک هیچ ای در با های روی خود (Ziff, 2005: 852). نگاه اخیر، به سال 1979 در & بوش& [36] گشت که در آن شده بود که یک دفترکل، محتوی ریز ها و پرداخت ها، است که به آن یک اخذ می است مأمورین، جامع تری به آن دفتر و تفتیشی از صفحات (Kerr, 2001: 4). در در ی & والسر& [37]، کرد که & ها، حجم از و آن را و به می ای از که با درهم آمیخته (Kerr, 2001: 5) و لذا که در جست وجو در ی مزبور است به تجاوز نماید& [38]. این در & گست& & لیس& (Guest v. Leis, 2001) نیز شد و های در به مستقل در نظر شد(Kerr, 2001: 5). کرد که حتی با محدودیت ها، باز هم به نظر می رسد در این دیدگاه، با از شخص مقتدر و در سرکشی به و در به اما به یک نقطه عطف جدی، به رأی و & استومایر& در & جونز& ، عمارت نفوذناپذیر شخص دچار فرسایش و سستی شد. که ها و آن ها به سخت های شخص و بودند(American Civil Union v. Clapper, 2013 (vacated, 785 F.3d 810, 824– 25 (2d Cir. 2015)). In re US for Cell Site Data, 2013) ، در های & جونز& را در کار خود و یک در به و و در & Cell-Site& ها[39] بودند[40]. و در یک رأی توجه، در & ریلای& & کالیفرنیا& ( Riley v. California, 2014)، از این که بخواهد دایره و گستره مشروعِ اخذ متهمی که و آن در به یک استثنای های به شده به گوشی متهم، او دهد، نمود(Issacharoff Wirsha, 2016: 993). رأی صادره در این با به رأیی که به چهار دهه پیش در & متحده& & رابینسون& (United States v. Robinson, 1973) شده آن را متعادل نمود. در آن بود که در منجر به در های شده در قانون، ای شخص شده و تحت او در (Gillespie, 1999: 11–12). ماجرای & رابینسون& به سال 1965 گردد. در آن سال، یک یک کادیلاک را که & رابینسون& آن بود را بر یک ظن بر این که گواهینامه منقضی شده متوقف کرد. سه سرنشین آن و را کرد. این بر شده به به نظر می رسید. بلافاصله بعد از & رابینسون& به او و به کوچکی برخورد که محتویاتش ابتدا نامشخص بود. او را بیرون آورد. یک مچاله شده بود. درب آن را باز کرد و آن را نیز کرد و تفتیش، 14 عدد کپسول کشف نمود؛ کشف شده را در آن واحوال؛ به کسب شده در یک در که شخص شده و آن را دانست(Aaronson Wallace, 1975: 67–98). حتی با این رأی نیز به در این ها نشد و با به این در & ریلای& کرد که است به کیف کیف و که در & رابینسون& شده بود (Lamparello MacLean, 2014: 2488) و لذا در یک و می & رابینسون& را به ای نیز داد (Ibid :2484)؛ اما به خود که بود. با کرد که & بر زین اسب و به شدن و به ماه و هر دو، یک نوع شدن و اما این است که و با این این بود که جیب با اسب با با به ماه است! که های آن از به یا شخص را در خود اند که با که است در یک یا یک کیف یا جیب تعرض گیرد.& (Ibid: 2488–2489). می گفت که: & حافظه های مدرن یا ابزارهایی که را های هوشمند، یک ابزار مقصود اصلی اختراعشان، به و فن آورانه نیستند. به که این ها می در خود و همه ی که این ها می از مردم، آن ها در & زندگی شان& هستند؛ و این که فن در حال می دهد یک شخص حجمی از را با خود حمل نمی شود که ارزش این از آن که بنیان گذاران از در نظر و آن چندین دهه جنگیده اند کمتر قلمداد شود& ( Wirsha, 2016: 994). به در یک تر با شخص فن های و همیشه در حال تکامل، نمودن را با را سخت و در غیرممکن است. در شخص در کامن لا، ها در ابتدای پیدایش تا چند دهه به عقلی می کردند که در شخص دوستان دروغین و فرضی می شد بر متزلزل شود و (Stern, 2013: 379). این از شخص تا این میزان، های را شد؛ مشتریانِ از قدرت از آن که اش، می و یا مجاز بود که مشتری را و لذا آن ها و موظف می که از خود را در دهند؛ که است که است این آن ها مورداستفاده (Henderson, 2004: 520). بااین حال تا اخیراً نیز انتقاداتِ ی مطروحه، هیچ مناسبِ دارایِ جایگزینِ تری در های شخص نکرده است. در در مقاله ای که در سال 2009 منتشر شد، & اورین کر& [41] از این کرد که بین و تمایز قائل می شود و بر این را خطاکاران از بین می برد تا بتوانند های خود را که در معرض است با از فرصت به بکشانند و خود مصونیت نمایند. او می از این که پشت و سپر که از بانکی، ایمیل یا هر نوع می ممانعت می کند؛ که این توانایی ها پس از ظهور فن های شده است و به جای این که عملکرد و درنتیجه ردپای مستقیمی بر جای بگذارند از که می دهد راحت تر عمل می و آن ای که از آن ها در عموم، از بین برده و پشت می کاری که میان و رسمی در تعقیب و عدالت را از بین می برد(Kerr, 2009: 564). طرفداران این می گویند & یک ذاتاً با یک وصف و این نه به به شدن، به ماهیت و ذات آن ها و این خود است که در های می ماندند. لذا اگر حتی اگر از شخص را که از خود می به کمک یک فن و لذا اگر به هر شکل به هیچ حقی رد به ی آن ها چون آن در اصل و در است.& (Stern, 2013: 390) لذا بر این که شده که یا از و به خود به که اگر آن و یا آن و در می حکم کرد که به شده پست و که را می نیز به خود را به بر این می گفت که یک در که این که یک به هیچ وجه باشد. رد این دارد. یکی از مهم در این این است که شخص به نمی شود که اگر نمی شد تا آن را و به آن و می ماند. به شخص بر به های یک به و مدت شده را هم می داند. که اگر به جای آن که می بود که این که در چه مدت و در چه به این باشد. که در و سبب و به می رود و این در که در پشت درب های با ماند. این است که حتی اگر در یک و به یک هم بر به آن که با خود به جای می و از را می که هیچ این را که این و در است. شک اگر ثبت شده در را با که در یک باز رها شده است را به هم و ذیل یک حکم حکم خود در نظر ایم. این این خود که & هر که در می شود و یک در آن پس از شود& ، هیچ نمی کند. این است که این که ما را که در حال در پشت درب های و به دوراز می به این که اگر در می شد به در منظر می گردید و پنهان نبود، کنیم به نظر نمی رسد. در به نظر می رسد که در این نگاه، در اصل، به این که بین مجرمانه و به هم خورده ما به روشی هستیم؛ که راهکاری، یک روش بر استانداردهای احترام به نمی شود و ما در این شیوه، به نرخ کشف و یک ی را امعان نظر به علم به یک هدف تلقّی ایم و به دلیل، که از عالیه گردیم. حتی است این تصور که با فن ها، در پشت فن ها شده اند و ردپاهای از خود به جا می نیز نادرست و & در این در به باشد& (Stern, 2013: 389). 4. در کارآیی شخص در عصر فن های نوین: در سال 2012، پنج در جونز(US v. Jones, 2012) ، که شخص نمی به و با اخیرش حفظ این پنج نتوانستند یک راهکار کنترلی نیز پیشنهاد نمایند(Kerr, 2012: 1,3–4). تئوریک شخص با حکم در ی & ریلای& & کالیفرنیا& احساس شد. در این در ارزیابی یک که وی به اتفاق آرا کرد که سریع فن و اجتماعی، از کاربردهای و قدیمی شخص در فاصله است و آن کاربردها را بیهوده و کم اثر است (Issacharoff Wirsha, 2016: 988). در این راستا، پردازان، انتقادات تندوتیز مفصلی به شخص اند[42]. این بر هر دو مطروحه در این می شود: الف- نخست: آیا یا در حال در با قضاوت می دهد؟ ب- دوم: آیا این که شاخص مذکور در بند پیشین، شود نیز در مواجهه با فن های به منتج به می شود؟ در به سؤال اول، بسیاری، بحث وجدل بر سر این نمودند که فنّاوری، یا در شخص را است. آن ها می گفتند است که بر این، این حرف می شد که یک شخص به شخص می از عدم حفظ باشد؛ اما در حال هستند. در به شکل معمول از به مکاتبه و و که به به آن ها می نگرند، می (Mulligan, 2004: 1551,1571). رشد از پدیده ی & Cloud Computing& یا & Cloud storage& [43] که از آن در متون فارسی، با & ابری& نیز یاد شده است تا حد چالش را در یا عدم یک در که از این در شخص می گیرد، است (Suo, Liu, Wan Zhou, 2013: 655–659)؛ در هنگام از این فن آوری‏(برای در این خصوص، ر.ک: & ها - ابری& ، تاریخ)، به طور که آن ها شود. در یکی از و کم دردسرترین های است. در با این های خود را روی فضایی متشکل از های که به هم پیوسته هستند، می دهیم و در می به آن ها دست یابیم. هرروز میلیون ها کاربر حجم از در دنیا را تولید می کنند. فیلم، عکس و های متنی از این است که بی شک در جایی شوند. در هارددیسکِ رایانه، پاسخگوی این تراکنش ها اما این رفته و به راه های این حجم بود. از های بزرگ دیجیتال، در را بر تکنیک و فن به خود در می کنند. & مایکروسافت& با & وان درایو& [44]، & گوگل& با & درایو& [45]، & اپل& با & آی کلاود& [46] و & آمازون& با & کلاوددرایو& [47] و & دراپ باکس& [48] و از کنندگان این نوع در این زمینه، حضوری رقابتی دارند. همه این ها حجم را بر روی سرورهای خود به یا درازای مبلغ ناچیزی می دهند. به در & آی کلود& ، کمپانی & اپل& ، های اپل شما را در خود می کند و به طور بیسیم و از آن را به هایتان می فرستد و همه چیز به خودکار می شود. ادعای آن ها این است که این روش آسان روش مدیریت، و بازیابی ها روی های است. آن ها تماس، موسیقی ها، تصاویر، برنامه ها، تقویم ها و و را می و شما از های به آن ها خواهید داشت(Gold, 2014: 2321,2323). ترتیب، حتی ما با یک یا یک هارددیسک هم نیستیم. در حال این خطر که با قرائت از شخص در تحت چشمان گر گیرند و که دست کم & محافظت شده نیستند& ( Robison, 2010: 1195,1223) و این در حالی است که می که تردید، شایستگی به یک کیف دارا می (Couillard, 2009: 2219–2220). این که و در شخص است یا یک میدانی و آماری می دهد که از به می کند که آن ها را کم تر و تر از می دانند که این و این است که یا آنالیز متادیتاهای ایمیل، هجمه و تاخت وتازهای وحشتناک تری به در با های وسایط نقلیه یا بازرسی های می دهد (Slobogin, 2008, p. 183)؛ که در و دغدغه به آن ها است. که محل تأمل می این است که از شناسایی این و که می اطلاعاتشان را با و به نحو شده ای نزد و حق که این نزد شخص به جهانیان نشود، طفره می رود و می اما هیچ دلیلی که باشیم نزد مخاطبین محدود، اخلاقاً و منطقاً با نزد برابر (Colb, 2002: 119,122). این بر این که & یک شخص است و می بپذیرد که از از پس از به شدن با صرف نظر باشد& ( Ibid: 119,122)، تر از تحمیلِ یک چشم پوشیِ اجباری به آن از خود در با آن بود و درواقع، یک دقیق تر و ظریف تر از می خوشایند و که به گذاشتن حساس، آن ها در محفوظ بماند؛ والا است ما با عصر & زهد اطلاعاتی& [49] شویم که در آن از این که در مشارکت کراهت (Solove, 2004: 217). امری که غفلت بگیرد این است که این راه حل یک راهبرد بهتر به سرنوشت هنجارهایی است و شخص به و یا اجرا شود که یا غایی و هر حقوقی مخدوش شود. اما که شد، وارده به بخش این نمی شود. فن های نیز شده است که که هم اکنون به شده به عینی شوند. منتقدین شخص می که این که افراد، توقع که آن ها در محترم شمرده آن ها مستحق از حفظ شوند. تبادل حساس از به روش های بسیار، یک نیست. عالی، & مارشال& در مخالفتش با دیدگاه های شده در & اسمیت& ، نگرانی را است. او می & ضمنی یا التزام در مفهومِ خطر، که شخص در در دادن خود به این خطر را است که است را است که شخص در واگذاری خود به مخیر و حق یا رها این را است {و لذا آن و آن عواقب احتمالی را است}& ، وی در ادامه می که این یک و در & ناچار& به نظر می رسند و در نمی و که این شود ولی چاره ندارند. او می & این بی به نظر می رسد که سخن از & ریسک& نماییم، که در انتخاب، هیچ جانشین آنچه پیش روی خود نمی بینند& (Smith v. Maryland, 1979: 479–750). به نظر می رسد مارشال، که بیش از هشتاد درصد روزانه بر متکی شده جایگاه ویژه ای است (Tokson, 2010: 588). که به آنلاین می به که در شده و این نحوه ی می (West, n.d.: 2-3)، درخواست کاریابی و یا حتی مکاتبه، همگی از به نحو فزاینده ای دشوارتر شده است (Issacharoff Wirsha, 2016: 996). این قطعاً، انکار است که به چرخش انداختن از عادی و ضروری، به آشکار، ناپذیر شده است. بر این ناپذیری، پروفسور & ریچارد اپستین& [50] با این که & از واسطه ای به نام شخص از این در به به می شود& ، به شدت می کند و از آن، که این از از حتی نمی شود که به و می فرض نماییم که است که است یک (Epstein, 2009: 1205). عده ای می که ها به شهروندانشان هشدار که حضور در این فضا به معنای مشروعیت این کفایت می کند. این است که قاعدتاً از ها می خودشان قوانینی را وضع که را و نماید. به آن ها می به نقض فاخری از مواد بپوشانند ولی این کار، این است که بگویند ما به شما شما پرده های خود را بکشید؛ اما به این که ما از قبل به قانونی، از قبل به شما ایم، پس می شما را نیز زیر نظر بگیریم! ( Ibid: 1205) و نیازی به که و یا عادلانه آن و آن نمی شود. از طرف در یک و ی جالب، حق به از بشر، حق به اطلاعات، حق بیان، حق شغل و آن ها است(Lim Sexton, 2011: 295,315). لذا است که این حق یا مصداق از ترکیبِ چند حقِ از قبل حکمی را که یعنی است که با و ها به برسد و راهکارِ به رساندن، با تعطیلی و یا نقض حق است. کما این که فرانسه، استونی، فنلاند، یونان، اسپانیا و شورای بشر به را ازجمله بشر اند (Wiebe, 2012: 219). برآمد؛ در شخص سخت از یا خطرِ به است. می شود که & یک با به تجاری اش این خطر را که آن فرد به شود را می پذیرد& (United States v. Miller, 1976). بر رهیافت، از این که & شخص از این را می است که شود& ، شده است که بپذیریم & [یا از ثالث]، با اند& (Kerr, 2009: 588–590) ، اما به و در تقابل با این قویاً در انتقاد از این شده اند که & اطلاع از خطر اطلاعات& ، از تحلیلی و فلسفی و حتی در امر، معادل با & رضایتمندانه ی و بر اطلاعات& بود و نمی از با شخص ببندند و که ما در این به کمک و به ی قانونِ حقوقِ اعتباری در مقابل طبیعی است که & حکومت خطر افشا& را بر تحمیل نه این که آن ها خود باشند؛ لذا رضایت، مفروض بود (Epstein, 2009: 1206). مدافعان شخص است این که یک فرد، که به نگه داشتن می به راحتی، قید & بستن& با طرف های را بزند؛ ولی حتی خود کسانی که این را می اعتراف می که ای هیچ گاه نمی (Georgiav. Randolph, 2006) و قطعاً در حتی یک نوع محروم از اولیه ی و بر نسل های اول و دوم می شود (US v. Jones, 2012) و از این را که & فراگیر، که از طرف های تحت هستند& را غریب و ناسازگار معرفی می کنند. که مأخوذه از کاتز (Katz v.UnitedStates, 1967) ، در سال 1967، به سه دهه شکل تأسی که هیچ متعارفی خود در که با چون های های دهنده همگانی، ها یا حتی یک حسابدار به می (Stern, 2013: 378) ، اما به تدریج این قوت که در قضیه شخص یک و این کاهش، و انواعِ مختلفِ نیز اعمال بود. این است که این است که در ی که برداری از را با حال گفت که مقدار و از که در آن موقع در حال اما این فقط یک است و معلوم که چگونه می این را این حکم داد که & در های شخص کم شده یا ندارد& و لذا این این که بین و و تنوع های پلیسی را در آن که به آن می گوییم، در حال نیز حفظ است که در شخص ها و یا و و یا شده لذا مناسبات جدیدی نیز