صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب نجات



قرآن الگوی مقاومت اسلامی و بیداری اسلامی است

قرآن الگوی مقاومت اسلامی و بیداری اسلامی است


شبستان: در گفت: و اهل بیت را و قرار داده است، امیدوارم ما مسلمانان بتوانیم معرفت پیدا کرده و به عمل کنیم، یکی از دستورات وحدت امت اسلامی می باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
لاشه بالگرد سقوط کرده در آب‌های خلیج ‌فارس پیدا شد

لاشه بالگرد سقوط کرده در آب‌های خلیج ‌فارس پیدا شد


بندرعباس- ایرنا- با بی تیم و بالگرد سقوط کرده در آب ‌های خلیج ‌فارس عصر چهارشنبه پیدا شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
اکیپ امداد و نجات در آب‌های خلیج‌فارس در جستجوی مفقودین حادثه بالگرد لاوان

اکیپ امداد و نجات در آب‌های خلیج‌فارس در جستجوی مفقودین حادثه بالگرد لاوان


فرماندار گفت: و در در یافتن دو مفقود سقوط بالگرد شرکت نفت جزیره لاوان هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : استانی
اسکان اضطراری 381 نفر در سیلاب سه استان

اسکان اضطراری 381 نفر در سیلاب سه استان


- - و از در سه استان ایلام و چهارمحال و بختیاری خبر داد و گفت: در این حادثه 83 منزل مسکونی دچار آبگرفتگی شد و 381 نفر اسکان اضطراری شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
عملیات امداد رسانی سیل و آبگرفتگی در 3 جاده ادامه دارد

عملیات امداد رسانی سیل و آبگرفتگی در 3 جاده ادامه دارد


تهران- - و احمر با اعلام این که در سه جاده رسانی ادامه دارد، گفت: تا کنون به هزار و 795 نفر امدادرسانی شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
هلال احمر گیلان به 12 مصدوم حوادث جاده ای امدادرسانی کرد

هلال احمر گیلان به 12 مصدوم حوادث جاده ای امدادرسانی کرد


رشت - ایرنا- داشت: این طی دو روز گذشته با حضور در صحنه چهار مورد تصادف به 12 مصدوم امدادرسانی کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
روایت دانش‌آموز «پایتخت» از نجات پیکر «ابومحمد» از دست نیروهای داعش

روایت دانش‌آموز «پایتخت» از نجات پیکر «ابومحمد» از دست نیروهای داعش


خبرگزاری فارس- تاجیک: زنگ را که می چند ای قد و قواره ای با تیشرتی سفید رنگ و لبخندی ، را می دهد و به و با عربی- ایرانی! مرا می کند. بله! درست حدس زده بودم. او & محمد& پسر ابو در نوروزی 5، با آن به یادماندنی وداع با پدر بود؛ ای که ملتمسانه و با اشک و آه، پدر از دست رفته خود را صدا می زد و با دستان او را کشان از می داد. 11 سال و در & خردورز& 2 درس می خواند. با و خاص می و انگار! بی است تا را مطرح کنم. با بُن مایه زبان او، گرچه آدم را در درک برخی واژگان دچار مشکل می اما دلنشین است؛ به خصوص که در انتهای هر کلامی لفظ & ها& را به کار می برد و سعی می کند به این شکل از فهم های توسط من آگاه شود. از نقش می از خودش که در این روی مبل جابه جا شده و سعی می کند تر بنشیند و می گوید: & مهام& هستم. دانش آموز & خردورز& شهرری. خشک و گفت را به او می را که فکر می کند می از و خود در دهد. *ساخت آبی در او به & آبی& خود در می کند. دست ای که او یکی از خود و در شده بودند. بعد از از می شوق و بی او را در به دو اثر اش در او به دید. از می به نقش خود در & به وقت شام& کیا کند و او می افزاید: یک روز یکی از به نام & ساکتی& به آمد و به من گفت: & می کنی؟& من کردم. بعد از های & مخدومی& یکی از را در داد و گفت: & تو در نقش یک که به در است.& *حضور در ضبط "به وقت شام" از عصر تا بامداد روز بعد به تهیه و نقش خود و می کند: دو ماه در این کردم. هر روز 3.30 عصر با به مهرآباد با پدر و مادرم می رفتیم و تا 5 صبح در بودیم. از این می کمی از نقش خود در این که با زدن لبخند ملیح و خود می دهد: در این من به یک گردشگر می کردم. با تعدادی بچه های که در می و از اقشار مختلف بودند، همکاری و در اوقات فراغت نیز با هم می کردیم. از می دهد که آیا با توجه به شب ها می مانده است، این کننده نبود؟ که پاسخ می دهد: نشدم؛ در استراحت بین با بچه های گروه می کردم. من آن قدر خوشحال که الان بعد از چند ماه از آن زمان، شب ها در فکر شب های در و است و هم احساس می کنم شب ها بمانم؛ بی سختی نبود و بی خوابی داشت. این در واکنش به این پرسش که در هنگام مواجه با نیروهای آیا رعب و وحشتی داشتی؟ که با از سر ترس و اضطراب و یادآوری آن ها می بله، ترس داشت! از یکی از افراد ها که سوری بود، می ترسیدم، اما او به من گفت: & نترس! من هم از شماها هستم.& به کردن روزانه خود می کند و یادآور می شود: هر روز یک ربع می شدم و متن های را یکی، دو می و حتی در خوردن شام و استراحت، من متن ها را می خواندم. آنها متن به من دادند که می و 2 برد تا آن را حفظ کنم. لفظ & ها& & ها& گفتن در حین هایش جذاب و بود و در حین مصاحبه نیز نیم به صفحه داشت؛ مجموعه در حال پخش شدن بود. این از علاقه زیادش به می و می افزاید: هر وقت فیلمی از تماشا می همیشه آرزوی شدن را داشتم. *حاتمی کیا خوش اخلاق، اما کم حرف از اخلاق خوب کیا می و می کند: او با کسی نمی کرد. او به میزان دستمزد دریافتی خود و می کند: پول زیادی به من ندادند و در به من 750 هزار دادند؛ پدر و مادر و یکی از اقوام هم که در ما چهار نفر، 3 میلیون دریافت کردیم. می کند: را ندیده ام و قرار است خانواده به سینما برویم و را ببینیم. ***روایت در می دهد: در به وقت شام که می خانمی بود که با من ارتباط و به من پیشنهاد در 5 را داد. آن یک ماه بعد از پایان در & به وقت شام& بود که چنین پیشنهادی داد و پس از مراجعه حضوری به دفتر سریال، من را انتخاب کردند. * در نقش پسر ابو این تصریح می کند: تابستان سال گذشته بود که به کار در این را و در نقش & محمد& پسر ابومحمد کردم. محل فیلمبرداری و در کارخانه قدیمی سیمان در صفائیه بود و در مجموع، در 4 در کردم؛ فکر می در تمام ها می کنم. او با بیان حدود یک و نیم ماه در این نقش می کند: 7 صبح با از می رفتم؛ ه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اجتماعی
جسد یک کوهنورد در ارتفاعات جاده کرج -چالوس کشف شد

جسد یک کوهنورد در ارتفاعات جاده کرج -چالوس کشف شد


کرج- ایرنا- و البرز گفت: جسد یک مرد 60 ساله عصر دوشنبه در ارتفاعات جاده کرج - چالوس کشف شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
جسد یک کوهنورد در ارتفاعات جاده کرج -چالوس کشف شد

جسد یک کوهنورد در ارتفاعات جاده کرج -چالوس کشف شد


کرج- ایرنا- و البرز گفت: جسد یک مرد 60 ساله عصر دوشنبه در ارتفاعات جاده کرج - چالوس کشف شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
آماده باش هلال احمر برای مقابله با خسارات احتمالی برف و سیلاب

آماده باش هلال احمر برای مقابله با خسارات احتمالی برف و سیلاب


- - و از باش تیم های ها به احتمال وقوع سیل و آبگرفتگی در نقاط مختلف کشور خبر داد و گفت: تا کنون به هزار و 480 نفر از هموطنان در مسیرهای سیلاب و بارش برف امدادرسانی شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
وقتی کودکِ درون راوی است

وقتی کودکِ درون راوی است


خبرگزاری ایران(ایبنا)-سندی مومنی: های من و کاملا ست. این این و به نفس به و از تفکری در جهت خود واقعی، است که می در نقد و این در نظر داشت. است. ست که و است. این یا را می او را می داند و می با را بدهد. این در ناخودآگاه را از او می شناسد و می راهنمای او باشد. با این که در برخی با هم نوا می شود و به او می خندد! در این بر مسلط است و او را از و می بیند. ضعف و است که با ها دارد. کشمکشی که در این اتفاق می افتد عنکبوت(عنکی) و هاست. ها به او را می و می که نباشد. او با ذهن و با او را به متمایل می کند که خود را و از که با ها در جهت خاص شدن کند. های من و است از که به جست وجوی خود است. های من و کیست؟ است. در تصویرسازی متاسفانه این به کشیده نشده است. از آن جایی که روانشناسانی که به این داده اند معتقدند ما، خود ما هستیم، تصویرگر می تصویری تر به خلق کند. به هر روی، کتاب، خلاقی است که می به کمک کند. او را موقعیت خاص و متفاوتش کند. به می دهد با او می کند و کمک می کند تا در به مطلوبی برسد. متقابل می : د ر سه نفر است . این است که مرد م به سه می عمل ، به ، به و به کود ک. این سه فرد را می د هند . کود ک د کود ک خرد د ر د رون شما که است شود ، شود و د وست د شود . این کود ک خرد سال که از د کود کی با شما بود ه، هم به یک کود ک د ر د رون شما ه است. کود ک و د رون شما رام و شد ه است. او ای از و است که شما د ر د رونتان د ارید و آن ها را می کنید . همه این و احساسات خوشایند و ناخوشایند ، کود ک د رون شما را می د هند (قهاری،1386). مشخصات که نقش را برعهده در سه خلاصه می شود: و و بودن. بخش راوی به است. این او را می ترساند. چراکه به واسطه مشکلی که می و یا بماند. این آگاهی از می شود باشد. بخش راوی با خود را تدارک می تا بتواند از این ها به خود و را باشد. این می را به و خاص کند. پیداکردن به این از ذهن سرچشمه می گیرد. بخش اگر ناامید می شد و با او نمی کرد، نمی به خود دست کند. در به او در جهت به کمک به می کند. های من و کلمه ها و روابط به کار رفته در که به خلق های ویژه ای منتهی می شود، قواعد خاص و با ذهن و فکر و درک است. فکر نمی کنند، در تلاش دنیا را از دریچه ذهن یک ترسیم کنند. چون که با سر و کارت فتاد پس گشاد مولانا به در این بیت زیبا به می کند. به این که خاص است. این پل با اثر مکتوب است. شالوده هر اثر است. خاص به نسبت بزرگسال دارد. این ها به و برداشت از جهان گردد. این ها و با است. در و پیش از آن در نظر دارد: و یا شده و و بی که و و خاص خود را دارند. (حجازی،1379 :54). از خاص فرد و در است. شک می این را در نظر که از سن است. های شده در با و شکل می که بی با و است. پس نمی گفت که شده است. این و خاص خود را دارد. (سیفی،1387 :42). است از اثر را با هم کنیم: دو سه چند روز است که یک هم تار نمی بافد! می گوید: چی چسب به ببافم؟! دلش نمی از برود. می گوید: من و یکی که نبود! او همه اش یک بیش تر می یا می کند! (فروتن :5). سنی ب در نظر شده است. طور که می این دارند: این در سال های شش تا نه خود به برند. های و و و عدالت خواهی هستند. در این سن به تدریج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در آنان شکل می و قدرت تمرکزشان بالا می رود. (حکیمی، 1382 :464). بچه ها در این دوره را که در آن ها موجودات بی جان، و نگارش آن ها و روان باشد.(حجازی،1383). به از پس برآمده است. علاوه بر آن که تمایل باشد: اصلا نخواسته بود روی بایستد. آن روز که نمی دانست نیستند و فکر می کرد که هم چسب دار من از آمد بیرون. گفت که می روی بایستد. گفت که و ببافد. او گفت که خوب بلد است تار و از مواظبت کند. و را بوس کرد و گفت: خدانگهدار. (فروتن اصفهانی،10-11). از طرفی های زیادی دارد. او که در به چسب دار نبودن می شود در را می بیند: توی ها، با تورهایش شکارهای تر از می گیرد. زوردارهای قلدر و دزدها را می گیرد. او با طناب های بافتنی اش فیل و گربه خط خطی های تر که اسم شان ببر است از توی می گیرد. همه برایش دست می زنند. او می شود پلیس و رئیس جنگل! (فروتن 1395 :8). به نفس به ای یکی از ابعاد داستانِ های من و بالابردن به نفس داستانی است. در دو در با دارد. که ست و دوم عنکوست. هرکدام از این برخوردها در به نفس هستند. با این دچار سرخوردگی ست. نمی چسب دار و در نمی شکاری باشد. دوستانش نیز او را می کنند: دل کم کم غصه ای شد و زود زود همه فهمیدند که او مثل بچه های نیست. همه می آمدند و خودشان را به می زدند و پرت می شدند آن دور دورها. آن وقت قاه قاه می خندیدند. من هم از شان دلم ای می شد. گفت: تو هم مثل آن ها هستی. (فروتن 1395 : 14). این می شود نداشته باشد. او تا از دست و به دردنخورش کند. این خواسته او ست خود اش و دیدن تفاوتش به یک خاص. در تنها که مستقیما به می که زیبایی می بافد. اما در ابتدای حرف های را نمی چرا که تحت برخوردهای است: می گوید: یک نابغه است. همه شکل هستند. لوزی، مربع، گل گلی، و.... می گوید: حرف های می زند. و می گوید: من به دردنخوری هستم. (فروتن 1395 :9). در بخش با کمک ها می خود را و بپذیرد. او قبول می کند که روزی می شود و به بچه ها یاد می دهد: او لوس می گردد. که توی آن شده بود و به بچه ها توربافی قشنگ تر یاد می داد... او است. (فروتن 1395 :33-35). در های من و می را پذیرا و به و به نفس برسد. او نمی باشد. طور که می دانیم به راحتی با های می کنند. این ذهن به در و آن است که ارائه می کند. این نیز به طور نقش مهمی در تربیتی و دارد. در های من و عمیقی است که درباره امور و پیچیده انجام می و به ابداع و اختراع منجر می شود و آفریدن وضع است. (شعاری 1362 :367). می سه باشد: فکر و و خلاقیت. در این سه به خطی با هم در هستند. به این که فکری که به بپردازد و در و نو خلق کند. این سه در ذهن همه انسان ها در هر سنی مهم است. های من و اساسا از نوع خاصی فکرکردن و نشآت می گیرد. سه ای و و به این شکل است: اول: در ذهنش با صحبت می کند. (یکی از وجوه خلاقانه اثر انتخاب ست که به در ذهن لانه کرده است.) دوم: او را به هدایت می کند. سوم: این فکر به او ای از خود را می دهد که در این نمایش، ظرفیت های وضعی و بهره برداری از تفاوت او با ها است. به قهرمانی در ذهن توانسته سه و و را به هم پیوند بزند و از این رهگذر به پذیرشی به خود برسد. ای که در با مهم و است: که است به های است. در او طلب است و در سرخورده. در بخشی نفس حضور در جمع و را و حتی تشویق های را نادیده می گیرد. اما این و نفس و خود را به شکل به می گذارد. مهم این است که خود به این مهم پی می برد. در می شود که نزد خانواده اش تا پیش بروند و چاره ای او بیاندیشند: آن روز برگشت پیش و بابایش. بعدش باهم رفتیم پیش که گفت: این آمپول از نوع عسل درست شده. حتما تورهایت می شوند. قول می دهم. به گفت: کاش من یکی و خودم نبودم. (فروتن 1395 :23). اما این خود است که با کمک که خود را به شکل می سنجد و می پذیرد. پدر و مادر و و حتی این حوزه و قرار دارند. کنشگر و است. ممکن است این سئوال ذهن را مشغول کند: چگونه می شود؟ با و خود به نو با می رسد. با و در در را حل می کند. او می یکی اما در و پردازانه اش ابتدا به و بعد به پشه می شود. اما هر دو حشره به دام می افتند: این جا او و یکی شده که است. توی یک جای سبزتر که دشت است می کند و قاه قاه می خندد. من هم می خندم. می گوید: دیدی چقدر خوب است نباشم؟! می کند و همه جا می رود... یک تر به او می شود و می گوید: چه چاق و چله ای! خوب به تورم افتادی. جیغ می زند و بال بال می زند. اما نمی از کنده شود. به او می شود. جیغ می کشد و ناگهان می دود توی یک دیگر. آنجا هم او و پشه است که توی یک تر گیرافتاده و هی ویزویز می کند... خسته تر شده، بس که توی ها خود اش گشته، خود اش که دارد. (فروتن 1395 :30-32). این جاست که این به ای اقتدار را می دهد. و پشه در به عنکوبتی گرفتار می شوند. و به این نقص است که او می اما در ذهنیش به این می رسد که باشد. با نچسب. این که راه حلی بر به و به امکانی موقعیتی می رسد، را به به می کشد. نکته: است و به کمک ذهن او که در بخش است می به مطلوب برسد. این راوی(کودک درون) می اندیشد و اما زیرک و است. و یا از این می با آشنا شود. نخست: است. دوم: است با سه برجسته: این است و همچنین با در هر شرایطی می کند. سوم: های من و با شده است. که می پل و فهمیدن باشد. چهارم: می حس و علاقه را به ببیند. پنجم: به دو نوع و را از می و هر دو در شکل نفس او هستند. ششم: می با و ماجراهایی که از سر می گذراند کند. هفتم: سه فکر و و خلاقیت، مفاهیم هستند. هشتم: که است به های است. نهم: با و خود به نو با می رسد. دهم: های من و می و را کند. کتابنامه (1395). های من و تهران: و فرهنگی(کتاب های آبی). حجازی، بنفشه (1383). و نوجوان: ها و جنبه ها، تهران: روشنگران و مطالعات زنان. سیفی، بهاره(1387). دامنه واژگانی های کودکان، تهران: ماه و نوجوان. محمود و مهدی کاموس(1382). مبانی جلد تهران: آرون. علی اکبر(1362). روانشناسی یادگیری، تهران: توس. قهاری، شهربانو(1386). آشتی با ماهنامه کودک، شماره سی ام، آبان ماه، صص26-29. های من و اصفهانی و تصویرگری مریم یکتافر از سوی و فرهنگی(کتاب های آبی) در ت 36صفحه با قیمت 85000 منتشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
هلال احمر کرمان به 38 نفر امدادرسانی کرد

هلال احمر کرمان به 38 نفر امدادرسانی کرد


- - و گفت: امدادگران این نهاد طی هفته گذشته با انجام 29 عملیات امدادی به 38 نفر امدادرسانی کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
واژگونی اتوبوس در محور آرادان- گرمسار/ اعزام نیرو به محل حادثه

واژگونی اتوبوس در محور آرادان- گرمسار/ اعزام نیرو به محل حادثه


معاون و از یک اتوبوس در محور آرادان- گرمسار خبر داد و گفت: نیروهای به محل حادثه اعزام شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : استانی
سیل و آب‌ گرفتگی در 15 استان کشور

سیل و آب‌ گرفتگی در 15 استان کشور


- ایرنا - رییس و از وقوع سیل و آب گرفتگی در 15 خبر داد و گفت: عملیات رسانی در 3 همچنان ادامه دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
یمن حملات موشکی آمریکا به سوریه را محکوم کرد

یمن حملات موشکی آمریکا به سوریه را محکوم کرد


وزارت ملی یمن در سه غربی به سوریه را بشدت محکوم کرد و آن را «غیر قانونی» خواند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی