صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب نگاه



تنها گذاشتن دولت ناجوانمردی است

تنها گذاشتن دولت ناجوانمردی است


هر سو را که حرف از و از است. در چند اما کنونی‌شان اصلا برازنده یک جریان نیست. آنها در حال حاضر با دوراهی ادامه حمایت یا انتقاد از دولت مواجه هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
متولیان بقاع متبرکه منطبق بر نگرش اقتصادی برنامه ریزی کنند

متولیان بقاع متبرکه منطبق بر نگرش اقتصادی برنامه ریزی کنند


و بر و بقاع متبرکه تاکید کرد و تحقق این تفکر را فرصت مغتنمی در راستای رشد و تقویت این اماکن مقدس عنوان کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 16 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
من کارگری شاعرم یا شاعری کارگر

من کارگری شاعرم یا شاعری کارگر


به خبرگزاری ایران (ایبنا)، شعر من ام ، به از سوی نشر شده است. در این به ها و مشکلات است و این از که با آن می است. و طرح جلد که با رنگ قرمز منتشر شده است ویژه به است. این اثر بعد از از و طرح جلد اثر به ای که در آن شده است: به و که در اوج دست با می کنند... این از و شده است که اثر ترین شعر و 21 صفحه است. او در این اثر ضعف ها و نابرابری های داری صحبت می کند. در این اثر از زمانه خود گلایه می کند و را شغلی ارثی می که از پدر به پسر می رسد و به نوعی قصد تا به روز ای که می گوید: راه تن نیست/ نیز/ را به دست های من بخشید/ من هم را یک عضو جدا از عده ای از می و است که این آدم ها و را شان رقم نمی زند. این است که می گوید: شاعرم/ یا کارگر/ نمی کند/ هر کجا است او از است و این به هر جنگ می زند. او حتی را آدم می و به شکل به او می کند. که در دهه های به این شده است تا که می گوید: کنم یک بار را کند. اش آن را که در سال های پس از 32 در می به کند. سر آدم های بی را لب جوب می و من دو قدم تر و کنم که: آب را گل نکنید! این بود که یکی مان از پرت بودیم... آن بیش از حد فوق است... دست کم من فقط کافی نیست؛ چه کنم؟ اختلاف ما در کاربرد شعر است. گناه از من است که ترجیح می دهم شعر شیپور نه لالایی؛ بیدارکننده نه خواب آور. نیز در این می گوید: سهراب، زیادی دل اش خوش بود/ سر سوزن ذوقی داشت و / خرده نانی/ روزگارش را دروغ می گفت/ این که بد نیست/ و این بدها از کجا پیدایشان شده است؟ یکی از موضوعاتی که در این گرفتار آن شده است اطناب است. در از به قدری درگیر های ذهنش شده که کاملا از شعر فاصله گرفته و حتی نمی گفت که با متنی شاعرانه طرف است چراکه در مواقعی خواسته تعریف یک یا داستان است و به های توجهی است. معمولا در از می تواند را ترغیب کند تا شعر را تا انتها کند اما در این چندان اعتقادی به است و در از سطرها شاهد واج آرایی غیرمحسوسی هستیم. در تک تک تم را حفظ است؛ اما تلاشی تفکرات به شکل غیرمستقیم نکرده است و در تک تک از است و همین شود که از نیمه خسته شود. بهتر بود که در را حذف می کرد تا با خواندن های فکرش به آن سمت برود. در این دست به همذات پنداری نیز زده است و عراقی، سوری، و افغان را در خود راه داده است و می گوید: وقتی قدرت ندارد/ فتیله جنگ را در خاورمیانه بکشد؟ عراق/ سوری/ کوبانی/ و افغانی را یک جا در آغوش بگیرد/ و آن ها را هم به خانه یمان بیاورد در این را انسان بی تعلق به و مادیات می و از این رو می که برخلاف ثروت مندان، با خیال راحت را رها می و نگران های دنیوی خود نیستند. درست آنجایی که می گوید: هر کس به چیزی در دارد/ ما کارگران/ بعد از مرگ مان بی می شویم/ به زندگی/ به کارخانه.../ آن روز روز آزادی ماست از که کنیم در پشت جلد عبارت دفترهای شعر کارگری2 نظرها را به خود جلب می کند و قصد این نکته را به یادآور شود که این سابقه ای داشته است و به احتمال زیاد ادامه خواهد داشت؛ البته جمع آوری ای اتفاق جدیدی و پیش از این سابیر هاکا به در یکی از هایش پرداخته است. به هر حال این است که در آن از پنجره های مختلف به درد است و از این منظر می گفت که با یک مند روبه رو است. شعر من ام ، در 162 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به بهای 15 هزار تومان از سوی نشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 21 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آیینه روی دوست

آیینه روی دوست


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) شعر به خاص و همه گیر آن به رنگ، و محدود نمی شود و جزو شعرهایی است که بعد از از قرن هم است و خواستار دارد. آشنایی با ویژگی شعر و و با آن پس از قرن ها، با محمد خدادادی، استادیار زبان و دانشگاه یزد که های او در و است و شمس و هم های به گفت وگو نشستیم که شرح این گفت وگو را در می خوانیم: عده ای بر این اند که شمس هیچ گاه نمی به این که ما می شود و این هم و مصاحبت با شمس است. با به شما تحقیقات در و زندگی شمس و اید، آیا این مطلب را و در مجموع نظر شما در این باره چیست؟ من در های شمس در که قبلا چاپ ام، کاملا ام که های شمس در و او است. از که در و از که و او را شکل می از شمس است که در به است. حتی در این ام که حتی خود را از شمس و به نظم است. یا های و او را به چه شکل یا تفاسیر و تعلیل که شمس از قرآن را از او اخذ است. اگرچه خود و عارف والایی اما که را به آن مولانایی که ما و می و مثل دارد، شک دوستی و شمس آن هم نه تنها فقط درونی و باطنی آن علم ظاهری، سخنان، ها و گفتارهای شمس هم بر گذاشته است که این از دید محققان است؛ پژوهشگران به جنبه شمس تاکید می ولی من در آثارم در های شمس در ریز به ریز ام که گفتارها و شمس در و هایش است. شاهد رواج در ایرانیان، و حتی غیرفارسی و کشورهای غرب هستیم و در کشورها است. حتی برخی او به ترانه با موسیقی شده و خوانندگان پاپ کشورمان عرضه شده به نظر شما و انس با آن هم پس از چند قرن از آن ها چه بشر به و به و است. اگر و را از جز یک مشت و چیز از او نمی و ناب و محض که قیل و قال و خاص یا رنگ و و است و می را به خود که برساند. پس در است و در خود سعی این را به و در و در در ها و ها کند. بشر به و فکر که در شرق و غرب کم رنگ اما به شده است. و او از و و از رنگ و... چون از جهت ها و ها هم که فقط به یک خاص است و غیر را نمی پذیرد. ولی می این یک است که به همه است. یک دید نگر و به بین و ها است. بر این با خدا ای که از سر جبر یا ترس یک است و با عشق است و هم که به ای در هر که این سخن و پر از را به سمت آن گرایش می فرقی هم ندارد در یا در غرب. یکی از پر فروش های غرب و اعم از و او است. به استقبالی که در غرب از آن ها است. با این همه آنچنان که به نمی پردازند؟ آیا می کم توجهی به در را تقابلی که بین و و مذهبیون ما را ندارند، دانست؟ این هم می تواند اما به نظر من عدم به در به و چون مغز اگر بخواهیم تعریفی از باشیم، بگوییم که باطن و دین پس با در نیست، دین یک لایه عمیق تری از است. از ما در شیعه عاشق بودند، روی کار اند و بالین آن ها است. مثل جعفری جلد شرح بر اند، همایی، خود امام خمینی(ره) و از ما به و اند. به نظر من که باعث شده چیز کلی تری است. در ما کتاب، خوانی و است. سرانه در پایین است و جزو کمترین مقدار که در است و این یک قانون و جو کلی است که در شده است. برعکس اروپا و که یک در چاپ اول چند میلیون چاپ می در های ما با پانصد و نهایتا هزار به چاپ می رسد. این می دهد که ما از دور شده اند و که جو کلی می طبیعی است که همه نویسندگان می شود. به نظر من می به و جو عمومی وکلی است که در است و را از دست به شما به هر دیگری هم که اشاره کنید، می بینید که آثارش کم می شود. باز به و با این وضعیت رکود که در موجود رغبت به بیش از سایرین است. باز هم با به این جو، اقبال به نشست های خوانی، مولاناپژوهی و که می در ما به دیگر است. به تازگی کتابی با روی از شما شده که این چیست، در چه ای است در آن به چه موضوع و مطلبی را اید؟ روی با فرعی در و است. همان طور که آن هم گویاست، در است. یک خاص فلسفی- است که نخستین بار این به شکل طبقه بندی شده ابن شده اما قبل از ابن هم این در ما است و به فرهنگ و تمدن خود اسلام برمی گردد. در تمام نمای است. آن وجودی که مظهر و گاهی شده که و در وجودش به برسد، است. مباحث در زیاد است که در روی به مفصل ام که های قرآنی، روایی و ... دارد. ساختار به چه در این ابتدا این را از دیدگاه نظری، ابن و ابن و تبیین ایم که در به چه معناست. بعد از آن در چند فصل و چند بخش خصوصیات برجسته آن مثل جامع کامل، اولین علت هستی مظهریت و حق بحث تکوینی، قدرت تصرف در داشتن و قسمت های مختلف داد ه نظرات ابن و او را گفته بعد های این باور در قرآن، احادیث، و برهان را ایم و بعد از آن ایم که این در و عطار به چه شکل ورود در شمس و به چه یافته، در عارفان مکتب مثل شیخ محمود شبستری، شاه نعمت ولی، جامی، بیدل و ... به چه شکل است. بعد از آن به این پرداخته ایم که این در شیعی و مثل عمان سامانی، کبیر اصفهانی، همایی و نیر هم به چه شکل یافته است. هر فصل یک گستره ای از از تا به روزگار معاصر را در بر می گیرد که این شخصیت و را هم در و هم در بحث و می دهد. این روی از شما گرفت؟ روی چهار سال طول کشید و کارهای ویراستاری و چاپ آن هم یک سال و نیم به طول انجامید که می گفت از شروع این کار تا که شد، حداقل پنج سال از ما وقت و کار گرفت که خردادماه امسال اطلاعات به چاپ رسید. اگر کار در دست پژوهش، یا چاپ هم بفرمایید. کار که در دست اماده چاپ دارم با آفتاب در سایه است و در نو بر اول پادشاه و کنیزک است که یکی از مناقشه برانگیزترین و رازآمیزترین های هم هست که در این ایم که قتل زرگر چه و در به یک اثبات هم هست. سعی اند که این را با حل کنند. منتها ما بر این شارحان، سعی ایم که به این سوال پاسخ دهیم که چرا یک و یک مرد دست به عملی مثل قتل بزند که ظاهرا یک عمل خلاف شرع است. بنابراین در این نو از این ایم و چاپ است و ببینیم که با کدام می توانیم آن را کنیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
شاکله اصلی عرفان مولانا، ماخوذ از سخنان شمس است/عرفان ذاتا با مذهب در تقابل نیست

شاکله اصلی عرفان مولانا، ماخوذ از سخنان شمس است/عرفان ذاتا با مذهب در تقابل نیست


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) شعر به خاص و همه گیر آن به رنگ، و محدود نمی شود و جزو شعرهایی است که بعد از از قرن هم است و خواستار دارد. آشنایی با ویژگی شعر و و با آن پس از قرن ها، با محمد خدادادی، استادیار زبان و دانشگاه یزد که های او در و است و شمس و هم های به گفت وگو نشستیم که شرح این گفت وگو را در ادامه می خوانیم: عده ای بر این اند که شمس هیچ گاه نمی به این که ما می شود و این هم و با شمس است. با به شما تحقیقات در و زندگی شمس و اید، آیا این مطلب را و در مجموع نظر شما در این باره من در های شمس در که قبلا چاپ ام، کاملا ام که های شمس در و او است. از که در و از که و او را شکل می از شمس است که در به است. حتی در این ام که حتی خود را از شمس و به نظم است. یا های و او را به چه شکل یا و تعلیل که شمس از قرآن را از او اخذ است. اگرچه خود و عارف والایی اما که را به آن مولانایی که ما و می و مثل دارد، شک دوستی و شمس آن هم نه تنها فقط درونی و باطنی آن علم ظاهری، سخنان، ها و گفتارهای شمس هم بر گذاشته است که این از دید محققان است؛ پژوهشگران به جنبه شمس تاکید می ولی من در آثارم در های شمس در ریز به ریز ام که گفتارها و شمس در و هایش است. شاهد رواج در ایرانیان، و حتی غیرفارسی و کشورهای غرب هستیم و در کشورها است. حتی برخی او به ترانه با موسیقی شده و خوانندگان پاپ کشورمان عرضه شده به نظر شما و انس با آن هم پس از چند قرن از آن ها چه بشر به و به و است. اگر و را از جز یک مشت و چیز از او نمی و ناب و محض که قیل و قال و خاص یا رنگ و و است و می را به خود که برساند. پس در است و در خود سعی این را به و در و در در ها و ها کند. بشر به و فکر که در شرق و غرب کم رنگ اما به شده است. و او از و و از رنگ و... چون از جهت ها و ها هم که فقط به یک خاص است و غیر را نمی پذیرد. ولی می این یک است که به همه است. یک دید نگر و به بین و ها است. بر این با خدا ای که از سر جبر یا ترس یک است و با عشق است و هم که به ای در هر که این سخن و پر از را به سمت آن گرایش می فرقی هم ندارد در یا در غرب. یکی از پر فروش های غرب و اعم از و او است. به استقبالی که در غرب از آن ها است. به نظر شما در از غرب گرفته، آیا می کم توجهی به در را تقابلی که بین و و مذهبیون ما را ندارند، دانست؟ این هم می تواند اما به نظر من عدم به در به و چون مغز اگر بخواهیم تعریفی از باشیم، بگوییم که باطن و دین پس با در نیست، دین یک لایه عمیق تری از است. از ما در شیعه عاشق بودند، روی کار اند و بالین آن ها است. مثل جعفری جلد شرح بر اند، همایی، خود امام خمینی(ره) و از ما به و اند. به نظر من که باعث شده چیز کلی تری است. در ما کتاب، خوانی و است. سرانه در پایین است و جزو کمترین مقدار که در است و این یک قانون و جو کلی است که در شده است. برعکس اروپا و که یک در چاپ اول چند میلیون چاپ می در های ما با پانصد و نهایتا هزار به چاپ می رسد. این می دهد که مردم ما از دور شده اند و که جو کلی می طبیعی است که همه نویسندگان می شود. به نظر من می به و جو عمومی وکلی است که در است و را از دست به شما به هر دیگری هم که اشاره کنید، می بینید که آثارش کم می شود. باز به و با این وضعیت رکود که در موجود رغبت به بیش از سایرین است. باز هم با به این جو، اقبال به نشست های خوانی، مولاناپژوهی و که می در ما به دیگر است. به تازگی کتابی با روی از شما شده که این چیست، در چه ای است در آن به چه موضوع و مطلبی را اید؟ روی با فرعی در و است. همان طور که آن هم گویاست، در است. یک خاص فلسفی- است که نخستین بار این به شکل طبقه بندی شده ابن شده اما قبل از ابن هم این در ما است و به فرهنگ و تمدن خود اسلام برمی گردد. در تمام نمای است. آن وجودی که مظهر و گاهی شده که و در وجودش به برسد، است. مباحث در زیاد است که در روی به مفصل ام که های قرآنی، روایی و ... دارد. ساختار به چه در این ابتدا این را از دیدگاه نظری، ابن و ابن و تبیین ایم که در به چه معناست. بعد از آن در چند فصل و چند بخش خصوصیات برجسته آن مثل جامع کامل، اولین علت هستی مظهریت و حق بحث تکوینی، قدرت تصرف در داشتن و قسمت های مختلف داد ه نظرات ابن و او را گفته بعد های این باور در قرآن، احادیث، و برهان را ایم و بعد از آن ایم که این در و عطار به چه شکل ورود در شمس و به چه یافته، در عارفان مکتب مثل شیخ محمود شبستری، شاه نعمت ولی، جامی، بیدل و ... به چه شکل است. بعد از آن به این پرداخته ایم که این در شیعی و مثل عمان سامانی، کبیر اصفهانی، همایی و نیر هم به چه شکل یافته است. هر فصل یک گستره ای از از تا به روزگار معاصر را در بر می گیرد که این شخصیت و را هم در و هم در بحث و می دهد. این روی از شما گرفت؟ روی چهار سال طول کشید و کارهای ویراستاری و چاپ آن هم یک سال و نیم به طول انجامید که می گفت از شروع این کار تا که شد، حداقل پنج سال از ما وقت و کار گرفت که خردادماه امسال اطلاعات به چاپ رسید. اگر کار در دست پژوهش، یا چاپ هم بفرمایید. کار که در دست اماده چاپ دارم با آفتاب در سایه است و در نو بر اول پادشاه و کنیزک است که یکی از مناقشه برانگیزترین و رازآمیزترین های هم هست که در این ایم که قتل زرگر چه و در به یک اثبات هم هست. سعی اند که این را با حل کنند. منتها ما بر این شارحان، سعی ایم که به این سوال پاسخ دهیم که چرا یک و یک مرد دست به عملی مثل قتل بزند که ظاهرا یک عمل خلاف شرع است. بنابراین در این نو از این ایم و چاپ است و ببینیم که با کدام می توانیم آن را کنیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
توسعه گردشگری در جهت رفع چالش های اقتصادی

توسعه گردشگری در جهت رفع چالش های اقتصادی


تهران- ایرنا- با فقر سبب های کم می شود. از این رو با به و مشکلات اقتصادی توجه به فعالیت های جدید مانند در راستای رفع چالش های موجود و رسیدن به هدف های پایدار امری ضروری به نظر می رسد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
ورود کتاب‌های فلسفی به فهرست پرفروش‌ها/«انسان خداگونه» چاپ سومی شد

ورود کتاب‌های فلسفی به فهرست پرفروش‌ها/«انسان خداگونه» چاپ سومی شد


به (ایبنا)، در ششمین از های سری به کل های در ها که در این نیز های ادبیات بیشترین سهم را به خود اختصاص دادند. در کلی این با رمان شدن به ، اثر نوح و ملت عشق ، اثر در صدر و های سرد اثر و جزء از کل ، اثر و به نام اوه ، اثر فردریک در های بعدی دارند. برخلاف گذشته که مرعشی، جوان کشورمان با دو کتابش هرس و فصل آخر سال است جدی شدن ، این نوح با دو و جدی است و اگر را در نظر نوح دو است. در بخش داستان بعد از شدن ، اثر آبادی، با سرد ، جدی دنبال اوست و بعد از این دو رمان، های آن که ، اثر گلستان، گم شده ام ، اثر سالار، ، اثر معروفی، یک ، ابراهیمی، ، ، دارند. های نام اثر 1 شدن 2 سرد 3 آن که 3 گم شده ام 3 3 یک 3 3 در بخش های نیز دو ، اثر نوح با و ملت عشق اثر با در نخست و بعد از آن دو جزء از کل ، اثر با و به نام اوه ، اثر با سکوی دوم را از آن خود کرده اند. همچنین ، اثر نوح در سوم ایستاده است. های نام اثر 1 نوح نشر نو 1 ملت عشق 2 جزء از کل 2 به نام اوه نون 3 نوح نیک نشر نو می کند های این می دهد که به می و اگر از ای و شان به او نیز می روند. و از به نوح در نشر باشیم. در های در 10 مهم است: اهواز: نام نام نام نام نام شدن ملت عشق ی ی ژان کرم و عسل پور به نام اوه نون بعد از ابر نوح نشر نو خرد قزوین: نام نام نام نام نام شدن جزء از کل چپ در به نام اوه نون زال نوح نیک نشر نو سرد نوح نشر نو آن که ملت عشق دهکده اراک: نام نام نام نام نام سرد نوح نشر نو دال دوست داشتن وحدانی ویدا جنگجوی عشق گلنن دویل ملتن سمانه پرهیزکاری حاج آخوند سید عطاءالله مهاجرانی ایرانیان رادیو سکوت آلیس آزمن ثمین نبی پور نون خاطرات سفیر شادمهری سوره مهر دختران استالین رزماری سالیوان ناتمامی عبدی ملت عشق اکباتان: نام نام نام نام نام مرهم منیر مهریزی مقدم به نام اوه نون سرد ملت عشق مرا عهدی ست مهناز صیدی و کسی نماند جز ما کالین هوور ساناز کریمی گم شده ام های آلن شاخه نبات آزیتا خیری آریتا دختری که رهایش کردم جو جو کتایون اسماعیلی همیشه: نام نام نام نام نام هرس مرعشی جزء از کل پرنده ی من فریبا وفی ملت عشق شدن بعد از عشق کتابسرای نیک یک نوح نیک نشر نو سرد و گرم روزگار زیدآبادی نی های آلن ترنجستان سروش: نام نام نام نام نام سرد درک یک پایان جولین بارنز حسن نشر نو یادت باشد حمید سیاهکالی مرادی انتشارات کاظمی زمانه مایکل کی جی.ام.کوتسیا مینو مشیری و نشر نو کف خیابان حدادپور جهرمی مصلی یک بل شریف لنکرانی علمی و یک چگونه عادی نباشیم کریس گیلبو اعظم بهادرپور هنوز قصه دلبری فتح نوح نشر نو پردیس مشهد: نام نام نام نام نام شدن ملت عشق سرد هنر خوب کردن رولف عادل فردوسی پور جزء از کل به نام اوه نون نظریه ای در باب دین و شادی محدثی نقد فرهنگ نوح نشر نو ثالث: نام نام نام نام نام آن که پیش بینی های سیاسی بروس بوئنودممکیتا عسکری جهقی شدن نوح نشر نو تاریخ تلخ به شاملو قراگوزلو پوست کورتوزیو مالاپارته قلی خیاط بیار سیلویا بیچ و نسل سرگشته نوئل رایلی فیچ فرزانه طاهری راه طولانی بود از عشق حرف رسول یونان سال رویاهای خطرناک اسلاوی ژیژک صالح نجفی هرمس شهرکتاب ساری: نام نام نام نام نام نوح نشر نو جای خالی سلوچ نوح نیک نشر نو شدن ملت عشق گم شده ام جزء از کل جنگ و هیچ اوریانا فالاچی امیرکبیر قم: نام نام نام نام نام شدن سیر عشق آلن باختری چترنگ یک بل اسماعیل زاده قلب نارنجی فرشته مرتضی برزگر کوری ژوزه ساراماگو مهدی غبرایی سیگار شکلاتی هما پوراصفهانی سخن پیش از تو مفتاحی سلام بر - جلد دو گروه سوفی یوستین گردر حسن این از 10 پرمخاطب در سطح تهیه شده است که اسامی این ها در های آینده تغییر خواهد کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
اسلام دین اخلاق و انسانیت است نه دین خشونت/ بیشترین قربانیان خشونت ها در جهان مسلمانان هستند

اسلام دین اخلاق و انسانیت است نه دین خشونت/ بیشترین قربانیان خشونت ها در جهان مسلمانان هستند


به خبرگزاری تقریب، حجت والمسلمین "علی در و ها، ظهر 30 تیر، در دیدار شماری از اهل سنت هند که به سفر اند، ضمن خوشامدگویی به کرد: به هند و شبه هند (پاکستان، کشمیر) و است. وی افزود: با از به عشق به اهل بیت (ع) و عرفان نیز به این یافت و سپس در این جایگیر شد و قوت گرفت. وی افزود: شبه هند عاشق حقیقت دین و از دعوت به دین و و علم و و به هند راه کرد نه با شمشیر. با می یک و ملت را داد اما نمی دین را با داد. وی با بر دین دین و است نه دین زور و کرد: ای که به آن شده و آن را می آن است که دین زور و و است. افزود: جای که در این ها خود و خون در و ... به های می شود. وی با و داشت: این عشق به اهل بیت (ع) است. اما این که به آن شده با به و هند رفع شود. حجت با اشاره به و اهل سنت و بین و غیرمسلمانان در گفت: در هیچ نقطه از و اهل سنت با هم دشمن نیستند بلکه در همه مسایل اقتصادی و اجتماعی و نمی مذهب آنها را از یکدیگر تشخیص داد. وی اهل سنت در تمام های کشوری، خاطرنشان کرد: اهل سنت در های مهم سیاسی مانند انتخاب رهبری حضور و بیش از 20 نفر از اهل سنت، نماینده مجلس شورای که حتی می توانند رییس را استیضاح کنند. در بخش دیگری از این دیدار، اهل سنت هند ضمن ابراز خشنودی از سفر به اعلام کردند: ما در این سفر دریافتیم که دولتمردان با اهل سنت و به شکل یکسان رفتار می و ثروتمندترین است زیرا ثروت این عشق به اهل بیت(ع) و ائمه اطهار(ع) است. آنان خواستار ارتباط عمیق تر و اهل سنت و هند جهت تقویت فرهنگی دو شدند و از خواستند تا کتاب هایی که در اهل بیت(ع) به چاپ رسیده به زبان های مختلف ترجمه شود و در کشورهای دیگر از جمله در اختیار علاقمندان به اهل بیت(ع) قرار گیرد. این پیشنهاد که تعدادی از خبرنگاران و روزنامه نگاران به سفر تا از نزدیک با حقایق موجود در این آشنا شوند و بتوانند از این با تبلیغات سوء آمریکا و صهیونیسم علیه مبارزه و این توطئه ها را خنثی نمایند. تهیه و تنظیم گزارش: فرشته صدیقی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تنها 2 هزار بنگاه اقتصادی کشور دنبال تحقیق و توسعه هستند

تنها 2 هزار بنگاه اقتصادی کشور دنبال تحقیق و توسعه هستند


قزوین-ایرنا-معاون و و گفت: در 98 تنها 2هزار واحد به سراغ تحقیق و توسعه رفته اند بنابراین خلاء این بخش در حوزه تولید به شدت احساس می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
ردپای گمشده تفکر ایرانشهری و اندیشیدنی برای بازگشت به هویت ایرانی

ردپای گمشده تفکر ایرانشهری و اندیشیدنی برای بازگشت به هویت ایرانی


(ایبنا) در شناخته شده است. او و و بخشی از عمر خود را در و خاورمیانه سپری کرد. به و و متعالیه به اروپاییان است. وی در است و است و با مرگ ابن رشد و که در شرق به و با از و امتزاج با و عرفان نظری به اوج رسیده است. از پایه گذاران تطبیقی است که به نقادی مدرن غرب بر سنت می پردازد. علیرضا ساعتی از مولفان و مترجمان جوان است که به تازگی با با کربن: ردپای گمشده به است. به با وی گفت ایم که آن را می خوانید: این اثر در چه این اثر را می از دو حیث کرد. جهت حیث کلی است که به به جزء جزء باز می و نظر به و که با ای خاص خود و از نظر کار است. اما جهت از نظر و است که به و آن در و هم در با در غرب می پردازد. جهت که است و کار اما این جهت دوم است که در با آن اگر به خود کنیم و (منظورم ابزاری نیست) دنیا را به می دانست و و را کرد، در می یابیم که تا چه حد به می ما شایان باشد. این همان احیایی است که خود نیز در وهله نخست دارد. در چقدر جدی کار تا که به ما و امروزش با می شود اما، به نکات کرد که اگر را از حیث آسیب شناسانه در نظر گیریم خواهیم دید که تا چه حد جدی کار است و امر دلایل مجددا به او را می آورد. در ما که از ارسطو تا از توسی تا کانت و از آموزش و پرورش تا کارگاه و از این دست بی کار می نظر می و حتی اعم از در و یا و های فنی را به به خود راه می و بر همه این و بی نام می گذارند. یا حتی می که دست به و ای می که هیچ متن در با آن و باز همه سوء ها زیر نام پر می که تا یک فکر را از خود کند دهه ها و یک است. در بین که متن را و به کسی که خود را وقف و سنت آن را یا یا می تا ضعف خود را با این کنند. من به در یک که اش ـ یک را دیدم. اما اگر یک وجه را کنم با بر روی خود گفت که وی جزو است که را از صرف آن به را در داد و با به با به در ـ پرداخت. که ـ و که ما از های در او ndash; که بی حرف آن را به تحت آن ndash; از است که به را می آورد. کسی است که چند دهه از متن خود جدا شده را رصد و در صدد است. در و های او که به کشف چه شده سخن در است که به تن به نمی دهد. های و این امر است. اما چند است که به نظر من با به می و که ما ها به او به جمع رسید. یک است که سوی می آید و را وطن خود می داند. به به این شکل در سال که را نه نزد و نه قشر نمی شود! های در وسیع اما موشکافانه ای می دهد که او در جزئی سنن عقلانی وارد شده و با خاص از عهده بر است: زیاد به عالم خیال، سنن رمزی، تأویل، احیاء، عدم صرف در و که بعضا در زمان متأخر، مثلا را در معاد و حرکت جوهری صرفا بر و می فهمند که گفت رهیافت به درست در مقابل این است. مولفه ای در چیست؟ از یکسو به محتوای فکر او در باز می که این بخش به زمانی برمی که در غرب می خواند و فلسفه، به مرز آلمان می رود تا با ملاقات کند و کلا به با سنن آشنا است. بخش اما به آشنایی او با و سایر الهی باز می که به قول خودش از این پس او را حاجتی بر آن سوی مرز در غرب نیست! مؤلفه های در این زمین است که رقم می خورد و او به جد درگیر سنن باطنی فکر می گردد. که نهایت آن به و تشیع در کامل معنای آن ختم می شود. تا که به مکتوبات هم می شود، نیم بیشتری از به تصحیح و و نگارش و آثاری می شود که آن باز است: که با رویکرد مزدائیان تبدیل به خاص ـ از نزد اعراب و مسلمانان شد و در ساحت فکر شیعی ماند. این جریان در را تشکیل می دهند: ابن سینا و ابن و و شیخیه. در خود را و می داند، اما این در زندگی او می دهد که ما نه با یک و نه حتی با یک روبه روییم. وقتی خود را در دامن و چشمه خروشان آن می اندازد مادامی که تا عمر درون آن است ـ بی قضاوتی جنجالی بکنم، معتقدم که این دوام از یک را می دهد. به سهرودی به کجا بر می گردد؟ پیگیری ریشه های به و پژوهی از بسزایی برخوردار است و از مجاری گوناگون می به آن داد. مجرا به این خود است. او در ای که بر المشاعر به و توسط جناب دکتر مجتهدی به فارسی شده است می گوید در سپتامبر 1945 که بار به آمد، چند سالی که در ترکیه تهیه قسمتی از های است. کسی است که به قول دست او را و به است. از که و همسو، اما دو طرفه به به کجا باز می می به هر دو سوی فوق باز گردد. در مسیحیت به نوری که بتواند ثقل او گیرد. تحصل گرایی غربی، اصالت و گوشتمندی خدا در مسیح و شکل بر این مبنا به نظر می رسد در آن را با موانعی مواجه می است. شرق چون می بایست در فکر او و اگر در کسی است که نزد او قبل از و بعد از یکجا به یکدیگر گره می خورند و این بهم رسیدن دمیدن به و فکر است. این و شاخصه می یکی از سائقه های به سراغ باشد. در بین و شده بین و بر محمل استوار گشته و فرشته باستان، و نور محوری در ـ اوستایی نقطه ایستایی این را است. در به خاک شده است که از جنس است که خورشید بر آن شعاع افشانیده و این تشعشع آن قدر قوی است که به قول تصویری از ارض را می دهد که در نفس است و نفوذ آن در معرفت، نفس ای را برساخته که ایرانی، حکما و متصوفه نیز تحت آن بوده، شکل و در زروانی بروز است. منابعی که در با از اوستا تا شاهنامه فردوسی از این حمایت می چرا که خود این هستند. سنت مغان زرتشتی، معرفت طلبی ایرانیان، زندیک و ایشان در این باب مطلبی که بر آن چشم بست. فهم این معنی فقط کافی است در قول پوپر در جامعه باز و دشمنان آن در بخش ها که هم مرزی در ایونیا با موجبات انتقال فکر به را و یا ابراهیمی معنویت خود را مدیون پارسیان هستند! شما سعی کردید در کتابتان به سوالی دهید که ذهن را آیا دارد؟ چگونه؟ به در کمی سهل و است و حتی شاید به به آن ابتداً داد که تا فکر می کند و اگر این در بستر این نیز ممکن است. اما به نظر من ذات این در شرایط فعلی در دارد. افلاطونی منعکس در جمهور مبنی بر ـ نشستن روح خوب با بدان، ای جز بد شدن خوب ـ دیر هنگامی است که در صدر است. نپرداختن به اصلی، عدم به گذشتگان، کلفت خانه سنت، فاصله گرفتن از عقل گریزی و آوردن شانس خشونت، و امکانات یک را نه به حداقل می رساند، فرسایش آن را موجب می شود! با ریزبینی ای مثال زدنی انگشت روی عناصری از فکر گذارده که یکایک می و گشودن راه اندیشیدن باشد. اندیشیدنی که بازگشت به هویت و خاصش هست. در این اخیر مسلما پویا و به سیر خود ادامه می دهد، کما اینگونه است. مشعلی که فارابی به دست روشن حتی تا امروز. در هر در می چنین گفت. مسائل که بین اندیشمندان آن رد و بدل می شود (خواجه نصیر و ابن و غرالی و فخر رازی و فقه و و ...) حاکی از این است. که روش خود را اند و از بین و را عاقلانه برگزیدند، چرا که می دانستند با برگزیدن اسکات منطق را لازم می آید، مطلع اند که در اینجاست که به می که پرداختن به آن حتی بود! دم دستی این کشی است و هنوز کشورهایی که در با دادن به عدم اعتلای ـ شان از بین رفت. در می دهد که غنای - ایرانیان راه را بر سوء تفسیر عقل و عقلانیت بسته است و با خلق عوالمی که با تیغ عقل تراشیده شده اند را بخشیده اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
فرید قدمی: بازار کتاب ایران امپراتوری ناشرهاست

فرید قدمی: بازار کتاب ایران امپراتوری ناشرهاست


ایران(ایبنا)-هادی حسینی نژاد: است که در نشر که بین مولف/مترجم با می بین 10 تا 15 از پشت جلد کتاب(مجوع ها) به یا می شود اما کار است. های چند را قسطی این مشخص می در را می و با بد از و می که در بگیرند. این آنچنانکه در سال های شاهد عقد تری هم ایم؛ تا که جایگاه و یا با هم عوض شده و به جای اینکه به اثر پول از او پول هم می کند!! آن هم با . این در نیز اما در سال های به شکل ای که اخذ نشر از سوی به در کسب و کار با در پول شده است. در این کسی هست حال و روز و این را آیا 10 از جلد که ماه ها وقت و را آن هم با زیر و در که در ها از سوی پیش این قشر از این در گام پای های و و سال های تا به دهد. یا در ، یا اون زنه رو که می می ، زن ها در من یا دلف و ادبیات: از به شمار می آید و تا کنون بیش از 25 اثر را از شاعران و انگلیسی، آمریکایی، عرب و فرانسوی به فارسی از جمله، آثاری از جیمز جویس، هنری میلر، جک کروآک، باتلر ییتس، آلن گینزبرگ، آنائیس نین، ریچارد براتیگان، اس. باروز، آنتونن آرتو و محمود درویش. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید: این تفکر که 10 (گاه تا 15) از رقم پشت جلد که به شکل متعارف به حق العمل یا ملاک عقد می گیرد، رقم عادلانه ای در مقابل سود دست اندرکاران نشر (از تا و که سهم از و دارند) نیست. نظر شما در این آیا و عرق جسم و روح در امر و سهم را نمی اول که که این یک شد. یکی از جدی ها و های ما حق هاست. یک کلی در که و شغل یک کار و فقط می از و نشر باشد. به این چند دهه کنید. من می از اسم که با را و هم و اما از چاپ و نشر حرف می که آدم دلش می به کند. می آید عقد چاپ با در حق من از چاپ اول را صفر و از چاپ های ده ذکر شده بود. به از چاپ و نشر که من را کرد که می کند که چاپ می کند. را سمت کیف ام تا آن سی چهل را که توی بود به اما که که درش گفت وگو با و به خود است چند دارد. حق ها که این تا حدی به و هم و بین صفر تا اما ده است. ها در اما این فقط به کم ها به های چاپ شده هم می شود. در از 90 که چاپ می چاپ اما به یک روی اند: زیاد. چاپ هم به این کمک کرده. به جای چاپ ده خوب و با ده می دهد تا با صدتایی. ای که می روی وسط گم می و نمی شود و از و اش کم می به هم و به حق در می که در عمل نمی وقت کار اش فرق نمی کند یا درصد. حق یک از 200 ای که شش ماه وقت و هم با (300 تا 500 نسخه) با ده می شود بین تا یک تومن. با حق این می شود دو تومن. با فرض این که روی و زیر می و ای اش می شود از تومن. اما سود نمی کند. می که که روی و ها می حق به من بین 15 تا 25 است. اما که حق را هم به نمی با چند ماه تأخیر. در کل، بهترین دشمنان کار است. آیا اساس این تیپ معروف که به آن اشاره شد (و به تبع آن تقسیم سهم بین حلقه های نشر) نیاز به تجدید نظر آیا الگوی مناسب تری به ذهن تان می آید؟ فکر می کنم گذاری ها و حق در هر جداگانه بررسی شود. صد ای می ده سیصد ای از وقت بگیرد، اما در و به صفحات است. است که های ما می روند سمت کارهای راحت. نشر هم عوض شود. های با کمک نقادی نباید مجال چاپ بیابند تا راستین برود بالا. قضیه برعکس است. همه و همه دست به دست هم اند تا روشن فلج شود. معمولا بندها در ناشران، مثل و مقاطع حق التالیف/ترجمه. جمع این را قسط بندی می کند و در فواصل مختلف آن را می پردازد و اصلا مقید به زمان و شرط به رفتن است. حق و چه نظری دارید؟ بگویم: در امپراتوری ناشرهاست. هر دلشان بخواهد می دست آدم هم به هیچ جا بند نیست. پول زور هم حمایت می کند. به جز پول هم فکر نمی کنند. هم در حال اند. ناشرانی هم هستند که خوب و درست کار می اما من دارم از کلی حرف می زنم، به عبارتی از برآیند نشر. در ادوار مختلف، خصوصا در سال های که کلان در مشهود بوده، بحث و در است. امر بگویید فی نفسه نظرتان مشارکتی ساده بگویم: کلاشی. شاید هم تبه کاری. نمی دانم واژه های تری هم براش هست یا نه. شاعرها و های جوانی را می که هم افتضاح قابل چاپ در دو هم اما می آید کلی به به و چه چه می می گوید اگر کار چاپ شود سال بعد طرف می جلوی تلویزیون منتظر بنشیند تا اسمش را به برنده اعلام اما دست و بال چاپ و پخش را خود مؤلف بدهد. این موضوع سه پیامد دارد: اول، پر از های و گم شدن خوب؛ دوم، ایجاد توهم در تازه کارها و بنابراین منع آن ها از رشد فکری؛ سوم، فربه شدن از این بیمار و رها کار نشر. اوضاع مان تر از هر است که فکرش را بکنیم. آدم سرش سوت می کشد. علی رغم این که در ظاهر همه چیز آشفته تر که می کنی می بینی همه مان را یک کنترل می کند: ابتذال. را می از همه هم طلب کارند، هم در حال ناله. که آدم دلش کباب می شود. ها و ها چه؟ آن که رسالتی در حس می در سخت را پیش می برند، روزها کار معیشت می و شب ها می خوانند و می نویسند و می با حداقلی از معاش، با دلی که به زیبایی و حقیقت اند، این ها اند که اوسیپ ماندلشتام، شاعر محبوب روس من، رازنوچینتس می خواند، غیراشرافی. را می که اگر نام ها او را می شناسند، سی تایی درخشان کرده، خودم هم کلی از لذت برده ام و یاد ام همیشه، از دو دهه هم هست که شبانه روز کار می اما چند وقت پیش از دوستی مشترک شنیدم که درمان مادرش هم پول نداشته، ته حسابش سه چهار هم نبوده. خب، چه؟ که از کار ها پول و پله ای به هم زده، را تغییر داده، می دهد با صد دربیاورد، به جای این که ده با ده هزارتا. توی کتابفروشی ها که می روی قرص های ضد تهوع قوی با خودت ببری، از آن که بیماران سرطانی بعد از شیمی درمانی می خورند. در فعلی، پر است از دو دسته از چیزنویس ها: ثروتمندانی که تفنن و کسب نیمچه اعتباری می نویسند، که است صدتا کار چاپ در رؤیای جایزه که به تازگی از آخرین کلاس نویسی به خانه برگشته اند. از هم می سهم یا را با تعدادی از (مثلا 50 یا 100 نسخه) بپردازند. این مساله با مقوله خرید از سوی به مشارکت، خلط نشود! بله، این هم از آن های ای است که خوب یاد اند. در این دست از اجازه بدهید نقل قولی از سلین بیاورم، از قصر به قصر با سحابی: چه؟... ترسناک تر! ذهنیتِ کسبه، اما هیولا!... به اضافه همه انواع انحراف! که همه چیزت هم به آن هاست!... بندبازهای فنّ کلاهبرداری! کلّاشی هاشان وحشتناک حساب شده موبه مو! کامل پیچ و واپیچ و سردرگم که اگر سعی بکنی که سری دربیاری توی تیمارستانی، زنجیری به تخت! همه چیز دست به دست هم تا و این زیر فشار فلج و پر شود از چیزنوشته ها و مهملات، از های پنج کلمه ای تا شعرهایی که دیالوگ های تقطیع شده سریال های تلویزیونی و ماهواره ای تا که سراسرش پاساژگردی، عشق های شکست خورده آبکی و روشنفکرمآبی دیازپامی و های خرده بورژوایی با میکسی از اقسام هویت گرایی هاست، ادبیاتی که دستانی لطیف که نمی توانند فکر کنند. اما این را هم بگویم: این ماجراهای و بوده. به ناچار همکاری ای بین این دو اتفاق بیفتد، در این وسط به دنبال سود اما در پی تحقق رسالتش در مقام روشنفکر. به نظر شما چقدر جای خالی کارشناسی شده و ملزم شدن به استفاده از آن ها در حوزه نشر به نظر شما چه فرد یا افرادی پیگیر محقق شدن این امر باشند؛ دولتیان یا خود در قالب ها و ها؟ چه نهاد یا قدرتی این اجبار را به تحمیل دولت؟ اصولاً ورود به مباحثی خطرناک چون در علی رغم هر ظاهری که محال است به سود و روشنفکران شود. بهتر است در اموری دخالت نکند، چون قطعاً نتایج منفی داشت. که را نمی آیند که عمل کنند. راستش یک لحظه یاد نمایندگان مجلس افتادم که مصونیت رأی دادند! در اروپا انجمن های اروپایی هست با نام CEATL که مخفف Le Conseil europeacute;en des associations de traducteurs litteacute;raires است و از حقوق ها در نهادهای دفاع می یا پن ـفاکنر در امریکا. در هم خوب اما هنوز فاصله داریم تا تشکیل شان. در هر صورت، به گمانم مهم چیز نقد نقد تند و و صریح، نه از آن نقدهای بی خاصیتی که می گویند نقد سازنده! با تیغ تند نقادی، از هر ای که می توانیم، به جنگ با غول برویم که همانا است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
انسان آینده

انسان آینده


به ایران(ایبنا) خداگونه: نوح است که اولین بار در سال 2015 شد و اخیرا نشر نو با ترجمه آن را است. در با نام خردمند: بشر است که در سال 2014 انتشار یافت و به یکی از پرخواننده های چند سال اخیر شد. پیشینش را با و های ها و نیز با پیش می برد. ولی با سروکار دارد که ها در طول خود کسب اند و نیز شان به یک نوع در جهان. های کنونی نوع بشر و دستاوردها و های او را می کند تا از به دست دهد. در این از مباحث فلسفی و به بحث شده است. در قرن بر و جنگ کند. این سخت است ولی آن طور که با سبک اش می دهد این غیر و شده اند به پذیر. در نظر او، بار در از می تا از کم و که با به و حتی در خود به نظر نمی رسد. مناقشه انگیز او این است که بار آدم های بیشتری در اثر می تا در جنگ شوند یا تروریست ها و جنایتکاران زندگی شان را رقم بزنند. باز هم این دعاوی برپایه تحقیق نگاشته شده است. است در افغانستان، یمن، عراق، سوریه و به آمده باشید تا پیش از هرگونه فکر به شوید. پس چه جایگزین و جنگ شد؟ ما خودخوانده چه تقدیری خود رقم می زنیم و چه تکلیفی به دوش می کشیم؟ پروژه ها، رؤیاها، و کابوس را به تصویر می کشد که شکل و شمایل قرن و یکم را می کند. این سوالات بنیادی طرح می کند: از اینجا به کجا می رویم؟ و چگونه شکننده را از قوای مخرب خویش در امان می این است: خداگونه.انسان ها در قرن و یکم می به شده و به مرگ و کنند. می و حتی را میل و خلق کند. بی هم به آمد که بود. در این نیز را پی می که در است. را از می های را می و سه کلی را در بشر می کند. در بشر در است که خیر و شر می شود. اما این ذات نمی بر بشر حکم مگر به بر زمین. این بر و را و می کنند. را می کار را در می و حکم او در را نیز می کنند. این در بود. با بشر بر خود بود می و و خود می شود. که آن ذات و در ذهن همه به شود. را اما یک سر بود. خود را را به را به و بر بنا کرد. در این که بر است سه سر بر آورد: و فاشیسم. اما بود که پس از جنگ دوم به داد و بشر است. در بر و می دهد. از در امر و و خود را از دست شده از می و جای را می و او بود به هر که به وا می نهد خود کند و این تا آن پیش رفت که نمی نمی ماند که بشر بهتر از انجام دهد و صرفه در آن است که کار به دست سپرده شود و کار را به کف آرد و سپارنده کار را یک گام به عقب راند. فراگیرشدن هوش می خطری جدی جوامع باشد، اما از نظر که اغلب ما از این خطر تحت تأثیر داستان های تخیلی است. در یک فیلم تخیلی، یک هوش خود را پرورش می همزمان هوشیار هم می شود و بعد از آن یا یک عاشق این می شود یا این می کند که همه آدم ها را از بین ببرد. اما اینها فقط سناریوهایی غیرواقعی اند چراکه هوش و در کاملا دو چیز متفاوت از هم هستند. هوش، حل مسائل است اما احساس و خواستن چیزهایی مثل درد، لذت، عشق و نفرت است. که کامپیوترها به تحسین برانگیزی باهوش شده اند، اما میزان صفر است و هیچ نشانه ای هم در دست که است در به این دست یابند. در صنعتی شدن ماهیت یک کار را عوض می می توانستند از یک شغل که نمی خواست به شغل دیگری با بروند. اما در سال 2040 یک فروشنده یا کارگر کارخانه که شغلش را به یادگیری ماشینی از دست می دهد خیلی نامحتمل است که به مهندس نرم افزار مشغول طراحی های واقعیت شود. های لازم را ندارند. به این به خصوص در درحال توسعه - که اقتصادشان به به شغل با های کم وابسته است - محسوس بود. تا سال 2040 ما شاهد خلق یک خواهیم بود: بی خاصیت که نه بیکار قادر به پیداکردن کار هم نخواهند بود. ما هیچ مدل این نداریم. چگونگی روبه روشدن با بی خاصیت، است به سوال و قرن 21 شود. در کنار این - که ها ها را از بازار کار بیرون انداخت ndash; نه ثروت قدرت هم است فقط در دست عده محدودی نخبه متمرکز شود که تمام های قدرتمند را در اختیار دارند. این امر باعث یک نابرابری بی سابقه در بشریت شد. در فصل مربوط به اومانیسم به سوء تفاهم ها درخصوص علم و دین و در نتیجه تعاریف غلط از دین می پردازد. به او، زیاد اتفاق می افتد که دین را با خرافات، معنویت و به ماوراءطبیعی، یا به اشتباه می گیرند. که دین هیچ از این ها و نمی معادل فرض زیرا مایل باورهای محبوب خود را بنامند. ما به حقیقت و این فقط دیگرانند که به دارند. به شکل، افراد کمی که به ماوراء دارند. شیاطین، کسانی که به آن ها نیستند. آن ها جزئی از طبیعت درست مثل عقرب و میکروب. پزشکان نوین ها را های می دانند و کشیشان را ها می پندارند. هیچ چیز در این نیست: شما شیطانی را عصبانی می کنید و او هم وارد بدن شما می شود و درد ایجاد می کند. چه تر از این می داشته باشد؟ فقط آن ها که به ندارند، آن ها را جدا از نظم چیزها می . دین هر آن است که به ساختارهای یک فوق بدهد. دین به هنجارها و ارزش های با این استدلال که بازتاب فوق می دهد. دین ادعا می کند که ها تابع نظامی از که خودشان نکرده اند و نمی توانند آن ها را دهند. یک هندو می بگوید که برهما، ویشو و شیوا خلق شده اند و ودا به ها وحی شده اند. دین در نظر موسع است. او معتقد است ادیان دیگر، از بودیسم و دائوئیسم تا نازیسم، کمونیسم و لیبرالیسم، معتقدند که فوق قوانینی هستند. هرکدام طبعا به نوع متفاوتی از که پیامبران و فرهیختگان، از بودا تا هیتلر و لنین، کشف شده و ظهور یافته اند. سوم، که به واکاوی آن می انقلابی است که طلیعه های آن را می بینیم. در این انقلاب، به تعبیر خیال ورزانه نویسنده، بشر خود را از دست می را به موجودی می سپارد که خود است و آن را نمی شناسد، شناختش را ندارد. این موجود را می توان دیتا نامید، که در ابرموتورهای جست و جوی می بالد و رفته بشر را از آن خود می سازد و او را از عرصه به در می کند و روبات های دست بشر جای بشر را می گیرند. اطلاق ذهن، ذهن بشری، می کنیم می شود و ابرذهنی که خود برمی سازیم و شاید مجموعه ای از همه ذهن های ماست در نهایت ساختاری پدید می که نه ما و نه ذهن ما در آن جایی داشت. دو متصور است؛ یا با آن نیروی قاهر مشارکت کند، در خود دست ببرد، از میرا، به کشت ژن و تزریق ریزتراشه به جسم خود، به نامیرا مرگ را بخرد و راهی به لایتناهی بگشاید، یا امور را یک سر به خدمت کاران ریزی شده وانهد و حکم انقضای خود را امضا کند. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رد پای فاکنر در اغلب آثار نویسندگان مرد ایرانی

رد پای فاکنر در اغلب آثار نویسندگان مرد ایرانی


ایران(ایبنا)_رسول آبادیان:هلن نیا به سبب های بی وقفه در امر نقد و انتشار های و و تمرکز بر و این در های ای شده است. نیا در این گفت وگو علاوه بر توضیح های اش، از به در ها است که نیست. او پس از از هم درمراکز به است. بار با از وی با شما که گل کرد و در جلسات آن می گرفت. شما در این بر از تان را به بودید که در چاپ با نقد حال ما کرد. من هم منتظر در فرم هستم. قصد در این کار با از این عرض کنم قبل از از وی چون می کند که با اخذ از با نقد حال ما به چاپ با در نقد به چاپ رساندم که آن نیز در دست چاپ است. آن هم، با توزیع بد، و به که از آن ها را در خود و می از آن کردند. من پیش از آن باز و به نشر به چاپ که ها و ها در هم بود. آن نیز در از های و های می شد. از آن به در نقد شد. ولی این به بود و ٣٠ که و ١١ هم از شده می شد. در این نمی توانستم ها را هم بگنجانم به حجم قیمت بالای آن و از همه مهم تر عدم کسب از نویسندگان. بنابراین، به ها پرداختم ولی در این از معروف ترین های که در منتخب ها و های یافت می و با اینترنت، به است. در چاپ آن که به های به است. از های را به آن ام و تری بود. به آن به با ام که به بحث در می پردازد. های از و به در هر بخش شده است که آن هم در و است. علت از این بود که و که در این باشند، به و دوم، که هدف یادگیری در این به فراموشی سپرده نشود. با متن به در تقویت شود. منظور از این این بود که بدانید در تلاشی بیش از که ذکر فرمودید، ام. در نقد حال ما یا با خوش شانس که یکی از دوستان لطف و از تک تک آن ها شفاهی گرفتند. با به در و آگاهی از نا و نسل از (در که با هستند)، می خواستم قدمی در جهت خوب که در آن نسل بردارم. شما به و هم با های حشر و نشر و هم به در می کنید. که می با است. از حال و ها و معاصر. از بخش آخر کنم. این می داد که ما خود را با از (البته چون شان این بود). از می که آیا در های می در های نیز یا آیا ما هم چون به یمن در این که و را می یک یا بودند. در که به یا و در می خود را در است. ولی از چند اند ولی از که و های را به ارث و از بی خبر و هم هستند. در می که چون ما است از در می ولی و مشترک بین همه است که با اِشراف بر این عناصر، می به درک و و تعبیر نیز بپردازند. نکنید که از علاقه مند در مدت کوتاهی شمّ و را یاد و با شاهکار های که در برنامه های می گنجاندیم، می و تشویق می که را یا به یا را بخوانند. در در های شان وادارشان می به بحث و که هم شان لذت بخش بود. می دانستند که می از در می آموزند، در درک نیز ببرند. هدف من بیدار این انگیزه در نسل بود؛ نسل ما بدانند ما داریم که در با غرب شانه می زنند. در حشر و نشر من با از که چندان ارتباطی نداشتم. من معروفم به سرم در کار خودم است و فقط به عشق می و نفس می کشم. ارتباطم با فقط زمانی بود که در جشنواره های که در اصفهان، و شهرستان ها برگزار می شد، می شدم تا به سخنرانی و بپردازم یا به مصاحبه مثل حالا که در خدمت شما هستم. اما با تحصیلاتم در از ویسکانسین- مادیسون و در این رشته، تصمیم گرفتم که از های خود در داستان، شعر و کنم چون در با نظامی سختگیر و به از معرفت و دانش که در آن اوج خود را می گذراند و با جریانات نقد که بیش از نیم قرن از قرن را به خود اختصاص داد، و در سیستم تربیت شده که در ها و ها ما را سو می کرد. من در و در لیسانس افتخار شاگردی شاد سعید شیرانی را داشتم که نقد را در آن به ما آموخت. هنگام گرفتن پذیرش، داشتند که بورسیه و ممتاز را، با شناختی که از های امریکا داشتند، به بفرستند که را فولاد آبدیده کند. آن موقع از قصد وی نبودیم. به رفتم، فهمیدم وی بر چه است. با در نظامی، بابت که تحصیلم را در آن خود را قدر دان آن یاد می که من کرد و پس از نیز از مو به مو به های شان عمل مرا می دادند. با های خاص از طرف که با خاص به می و هر کسی را به درک و با که شان نمی سعی از عقب نمانم. روز را در و آن می گذراندم. در نیز هم در و هم در خود سعی از که کسب در جهت این بجویم. یکی از که شما به اید است. ای است که بر نسل سوم ما داشت. از که این هم چرا در کرد و هم است! و از غرب و ما را تحت است. وی از در خشم و هم بود و هم مبتکرانه. این ست که نام او را به در رقم می زند. در گور به گور لذت ای را، با و وی با به می دهد. که از لای خود را می دهد. اثر این را در های و پس از آن در و وی می بینیم. از های شده در از و های تا به و نیز که خود یا در ما می شوند. من خود های و او و در آن ها در آن ام ولی بیش از همه مرا بود که را و و در سه (که پس از چاپ آن از را که این به چاپ یا روی دست شان ماند! لطف که پس از چاپ هم از نمی و به های وی نیز نمی نهند!) به هر ما با چون سبب و رشد های شد، به که می شود در های رد پای را ندید. طور که عرض است باشد. سخت و بر خود بر و ای است که به های اثر بها می دهد. به یک که هم می و هم و در از نقد هم مان که حال و روز ما در چه است و چرا با ای به نام افت نقد در من نیز به این ام و که می فقط از و و سر می گیرد. در ما مثل هر که به شکل در می نقد هم به شده است. ما اگر نان ولی دست . ما نقد را چه در از و چه در و های خود ایم. در نقد در هر و چه و چه کوتاه، رعایت می شد و ها گویا، روشن، مستدل و می بود که شما با دادن عناوین و زیر های زورکی لازم به بفهمانید که چه می گویید. موشکافانه به یک اثر می پرداخت و گهگاه از این و آن هم می آورد که را متقاعد و راضی می کرد که نگارنده بر و اثر بحث اشراف دارد. در مقابل، در در ها به که در های و در است و نیز در شده و بر و محفوظات پیش می رفت. تا تب و چاپ آن در ها شد. خود ما در این بود که در ناگهان به اوج و پژوهشی، و فرمی که تقلیدی از های شد و به ها و ها شد. با بازگشایی در ادبیات، و به های و پس از آن نیز شد و به قول عوام، بر نیز ماسید . این و با در تز ها و های در های مناطق دنیا سنخیتی ندارد. و یک و خود بخواند و ببوید و معنا را در که به تبعِ تجربی، هم پر شد از های جداول و آمار و ارقام و در اند. این ارثیه ای بود که معلوم نشد از کجا بر های ظالمانه شد. درآن هم هر چه فریاد زدیم که این آن که در سنت کسی به حرف مان ننهاد، چون این قوالب به طور و همه گیری اپیدمی شد و ما خود بر و تخصص تن دادیم! چون پس از در راه شد، ناچار به تبعیت از اسلوبی بودیم که با بیگانه بود. یک را می خواندید، که یک در پایه را می کردید. که در شد، و های نقد بود. این و ها موضوعاتی و غامض که در پس آن دنیایی فلسفه و و روانشناسی و و غیره نهفته است و با گذشت تعداد و بی شمار شده و چون حلقه زنجیر به یکدیگر متصلند. ما با آن ضعف عمومی و ضعف و بی حوصلگی در متون و غامض، با ما در فهماندن ای به آنها، از درک این به غیر از موارد استثنایی و برجسته، عاجز و قدرت درک این را ندارند. ولی ما موظف به که اگر در درک درستی از باشیم، می توانیم به هم در حد درک او بیاموزیم. بنا بر کلی در گرایش زبان، به شده خود را به یکی از های نقد و کارش را مشخص کند. حتی اگر به اصطلاحات آدامز مراجعه کنید، می گوید نقد فقط به معنای انتقاد از اثر نیست؛ نقد می تواند تعریف، و نکته های انتقادی نیز باشد. حتی تصریح می کند که ناقدی است در خود خاصی را اما الزامی اشاره چون ماهیت بحث و تحلیل، خود آن خاص بود. اما سعی می کند بر روال و روتین عمل کند ولی با درک ناقصی که از الگو، یا نقد قانع اش، تکه و قطعاتی گاه نامرتبط از ده ها و را در هم می گذارد و تقریبا دو سوم از یا را از در آن اند پُر می کند (این آن است که در در هستیم) . نوبت به اثر و نقد آن می رسد، می بینید باز از این سو و آن سو شواهدی را در اثر می دهد که نیز متعلق به است و گاه می شوید که او خود را که بناست است و های را به جای و خود جا می زند. حتی نباشد که این کار خطاست، چون کار دیگردانشجویان را می که نیز الگویی معیوب و قطعه است. شاهدیم این یک و به ده ها و دکتری در اش نام ١٠ پرداز را معرفی می کند و مدعی می شود که می های همه را در اثر ردیابی ولی در با چند مختصر که درک و خود او هم نیست، شما را تشنه لب رها می کند. در حتی زحمت یک بار بازخوانی و اطمینان از و را هم به خود نمی دهند. این خود بعد ها در ها به و و فارغ التحصیل با روش می پردازند. با مشکلات به چاپ می رسند. ارتقا می گیرند و به مراتب و مدارج دست می یابند و این دور باطل می یابد و سان های غلط به سرعت اشاعه و جا می افتند، با ده ها منابع ولی محتوایی نازل!هیچگونه ابداع و خلاقیتی که کشفِ خود در اثر دیده نمی شود. ولی گله مندیم که چرا ما در پذیرش نمی شوند! به می و نمی آیا ای که می خوانید، کار اصیلی است یا نه و آن بیچاره ای هم که کار و و اصولی می در مظان یا پلیجریسم می گیردچرا که خود را به کار از دست اند. است حتی را بشناسد، ولی در کاربردی از آن به راه خطا رود. در کار و نقد می شود به افرادی و به فرد که می دانند چه می کنند، ولی در قوانین آکادمیک جا امروزی قبول نباشند. من خود ترجیح می مقالاتم در و مخاطب عام چاپ شود تا در که در قفسه های ها خاک می خورند. شما درکنار پرداختن به داستانی، چند هم در اید. های و چیست؟ است. مفهوم های در این دوکتاب، بنا به چه ضرورتی و به و نوع لیچ و نورتراپ در این دوکتاب بر چه وجوهی است؟ شما هم در ها و خود به این باشید که ما و های و به تئاتر، گرفتار ها و تئوری های پسا مدرنیستی شده اند که از این معرفتی جامع در هر ها را نیز و از سر کرد تا به فرم ها و شکل های تر و پیشرفته تر که از فراز و نشیب ها گذر رسید. در و تمامی های آن و در نقد و هنر جویان ما از آخِر به اول می کنند. بپرسید ببینید چند هنر های نمایشی را اند. من خود این را در دانشجویانم زیر و رو می و بعد آن را بر روی پیاده می و در نیز می که این ارسطویی یا تداوم یا تغییر و دگرگون شده اند. و نسل بر پله بالایی ایستاده و نگاهی به پشت سر نمی کنند. لیچ با تعاریفی که های ادب از می شود و سپس به می پردازد. با این نظرات و از ابتدا کسی که می در یا آن را بازی یا به بیاورد، یک الزام است. هم بخشی از نقد است که من فقط آن قسمت که مربوط به بود در این گنجاندم، اگر چه بحثی است به سنگین و که از ها تا آن را درک کند. در نقد با به بحث های غرب، با گریز به شرق، را تجزیه و است؛ این کار اقیانوسی است که غرق شدن در آن اگرچه هول آور، ولی لذت بخش است. هول آور چرا که در می یابید کم می دانید. ابلهان او را نیز که تماما بر های تاریخی شکسپیری است تا در تراژدی، این را از قلم نیندازیم. تاسف من از این است که با چون شاهنامه، ما در کم کار ایم؛ یا کاری نداده ایم. هم هست به موردی که فقط در بر می می شود. درمیان های بوطیقای به چشم می خورد. ظاهرا نقش در های گوناگون هیچگاه رنگ کهنگی به خود نمی گیرد. به گمان شما نسل ما اولیه این پرداز، می بایست از کجا شروع کند؟ است که در و ولی چون شکل شعر هر چه و معاصران وی در می گفتند، در اصل در شعر بود. و شعر مترادف کما را هنر شاعری نامیده اند. اول سروده شد و پس از آن در این اشعار، و ظهور کرد. پس در بر گیرنده شعر و و است. هر چه با می شویم، به این می رسیم که در می دانیم، ست که گفت؛ فقط باگذشت وی تر و کامل تر شده اند. که در تا حتی قرن نادیده می شد، تفاوت قصه گو با که این خود به یک نقد مبدل شده است که در چند جمله، در کرد. منتها این خود او بود که فکر می کرد ذکر کافی است و نیاز به گشودن ندارد، کما بحث پالایی یا کاتارسیس وی قرن ها ناقدان و مفسران را سرگردان بود و بحث است. به در خود را که به بحث در می نیز افزودم تا راهگشا باشد. این خود نخستین مرجعی است که از آن کنند. برگردیم به های دانشگاهی. من می این را کنم که درک دانشجوهای از رشد در است و امیدی به آمدن و و از این فضاها دارید؟ در واقع هیچ. آخر از کجا در این دانشی باشند؟ مگر های ما به غنی ما بها اند؟ که کم کم هم از نقشه ما حذف می شود. ما به می نام یک یا دو را بر بیاورند؛ اگر هم اعتراف می که از را اند. و ادب هم با سیاست گره می خورد، فاتحه هم که بوده، بخوانیم. از نام های شهیر نیز باک دارند، چه رسد که و تحقیق کنند. استثنا هست. از میان خود من، و و آمده ولی شوربختانه همه از مهاجرت اند. عده ای هم که در هستند، مهجور مانده چون جایی ندارد. حتی ما فقط در پی های شده و درصدد کشف های و نیستند. های خود من، در میانسالی- چون در شده نیستم- یافتن شده اند. هر چند با محتوا، اگر نباشد، حاضر به چاپ آن نیستند؛ در که ها نیازی به شدن ندارند. از جراید و پرسید که و اهل قلم کجا خود را دهند؟ کسی دغدغه این را شما در یک مورد، دست به گزیده یکی از شاعران هم زده اید. صف شکن است. صف شکن از زاویه دید شما است و این گزینش به چه دلیلی شد؟ من روی نیز کار ام، قبل از را بشناسم. من بر و سردبیران و مدیران مسوول مجلات، اگر از ای خوشم بیاید و بر و دلنشین بدون بدانم او کیست، روی آن می نویسم. مفصلی روی در شاملو ام. ای در یاد رامین نوشتم. از طرف دیگر، بر شعر خانم صابر، که را به هم ندیده ام ام، بر ای از ابن الرسول با در حسرت شعر مطلب ام، دو از جوانی به نام پژمان الماسی نیا دریافت و تحلیلی بر آن و آقای صف شکن، که را هم حضورا زیارت ام، نگاشته ام. در هر تحلیلی، مدت ها با آن سر کنم و ولی در بدو امر بتوانم با آن برقرار کنم. در صف شکن هست که در ها ام که از نظر من و بر است. مضامین وی و ولی با و با تک تک سلول های وجودش شعر می سُراید. در وی که ها ام، اما سبکی وی و گاه ساختار شکنی وی در را رقم می زند. پُرکاری پس از چاپ ده ها شعر حیرت آور و تحسین بر است. صف شکن با شعر زندگی می کند و این حس و روحی است که من در او و اشعارش ستایش می کنم. در ضمن من بر سه از برادرم، که از نظر خودم، استعداد خارق العاده ای در سرودن شعر ام که در به چاپ است. بر ای از یاد منوچهر آتشی هم که در حیات، وی آن را خواند. که قصد راه ای را داشت، پیغام فرستاد که بفرستم که نه عُمر وی و نه بخت من قد نداد. بر اشعارزنده یادسیمین بهبهانی هم سیاه مشق ام. را که آرزوی توفیق بر آثارشان را دارم در دستور کار دارم، اگر عمری و سعادتی. من هفت سال است که از استادیاری بازنشسته شده ام و پس از در مراکز هستم. در اشتغال، جدا از و ها و ها در تخصصی و و های را به سبب های شده در این به عهده ام. بار ها تاکید ام که نقد گر چه در غرب سبب تحریف و لوث ادب نمی بلکه و اسبابی می کند که به و کشف ادب چه و چه مدرن، بینجامد. امیدوارم در ها همکاران در ادب از این نشوند. در گذشته اکراه استادان این با بر حول محور آن، نقد می شد. در هر کمی از چون فلسفه، تاریخ، اجتماعی، روانشناسی، شناسی، و اسطوره و نقد به این معارف را پذیر می کند. با خود سو وتشویق به نقد کاربردی، به روش صحیح، را بارور شدن و همه گیر شدن نقد در کنیم. این امردر بالا انعطاف و و اجتناب از های احساسی، که فقدان در ما به معضلی تبدیل شده نقش بنیادی داشت. منبع: روزنامه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
انتشار رمان «من یک لاک‌پشتم» در نشر نیستان

انتشار رمان «من یک لاک‌پشتم» در نشر نیستان


به (ایبنا)، بر روابط از می شود که لاک پشت می خواندش. و این قصه و همه قصه است. های این که در بعد از جنگ می را می کند تا با به جنگ کنیم. در از می خوانیم: در یک صبح پدر گردد. لاک پشت از به می پرد. لاک پشت می شوند. لاک پشت پدر را در می گیرد. که به ذهن لاک پشت می رسد این است که به تسویه حساب سراغ برود! پدر برگشته است. اما چه برگشتنی! عجیب و غریب شده است. عصبانی است. شب ها نمی خوابد. بد و بیراه می گوید. و از همه مهم تر؛ های لاک پشت را یاد های می اندازد. لاک پشت ناگهان خود را زیر های پدر می بیند. او این صحنه ها را باور ندارد. ولی این اتفاقی است که افتاده. هرچه هست خود را از زیر دستان پدر می رهاند. لاک پشت سرخورده می شود. نه پدر همان پدر قبلی است و نه کوتاه بیاست. باید خود، کاری بکند. تصمیمش را می گیرد. قرار در قبرستان، لاک پشت و واشنگتون! در فکر این است که روبروی بایستد و داد بزند: من لاک پشت نیستم! نیستان من یک لاک پشتم را در 144 صفحه و با قیمت 14 هزار تومان منتشر کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مروری اجمالی بر زندگی آیت الله بهاءالدینی / آیت الله، امام را استثنائی می‌دانست

مروری اجمالی بر زندگی آیت الله بهاءالدینی / آیت الله، امام را استثنائی می‌دانست


آیت حاج سید رضا 1 در ذی سال 1327ق در خانواده ای متدین و تقوا پیشه، در شهر قم چشم به . پدر آقا سید صفی پاک و پرهیزکار و از آستان معصومه- علیها- بود. در شرح حال اند: با بود . در ده الی جزء می به که از هر جای این می فوراً می داد . به علت انس با قرآن، آیات را می شناخت و به کشف الآیات شهرت یافته بود. در حرم معصومه- علیها- بود و در درس حاج شیخ و حاج شیخ قمی می کرد. را می و با فقه و هم بود . او بود و فکر و نمی شد به را کرد . و آیت نجفی(ره) هم اند که و در است که کلید دار حرم فاطمی اند. گویا در فامیل این سِمَت رسم است . می گویند نیز به ملاصدرا منتسب است . والده من- با سواد نداشت- از دعاها را حفظ بود.2 و رفتار شایسته پدر، در شکل گیری او در است . یکی از می گوید: پدر او، خاصی به آقا [آیت بهاءالدینی] می و از این عمل به می به ای که در روح به وی اثر داشت. او های پدر و را در خود می دانست.3 آن در این می فرمود: مرا به خطر می لکن بود که مرا نمی کند.4 و آیت از و و از هوش و فوق ای نیز به که در سه یا به رفت و و و را و در شش با به قم، و به روی آورد. او از بدو به خاص و حاج شیخ قمی (کبیر)، حاج شیخ و حاج شیخ تقی بود ند و از این و ها برد . یکی از می گوید: آیت از خاص شیخ می فرمود: از شش سالگی، از ما زحمت کشیدند و به ما التفات . حاج شیخ تقی هم به و از مسائلی را که با مطرح نمی از دریغ نمی کردند. این، به سبب اطمینانی بود که به شخص داشتند. در این می گوید: آقا نقل می کردند: من هفت ساله که در مجالس بزرگ، مثل حاج شیخ می کردم. وارد می حاج شیخ قمی برمی خواست و مرا کنار خود می . له آیت را نخست نزد پدر گرانقدرش و پس از آن، جامع المقدمات . سیوطی و مغنی را از آن آقا شیخ ولی عامره ای و آقا علی ادیب با شور و شوق فرا گرفت و به دنبال آن، در سطح از و گرانقدر، و ملا علی برد. آیت پس از اتمام سطح و تکمیل و به در و حاج شیخ سید حجت کوه ای و حاج آقا و از و با شور و وصف و ای به و و و به آمد. آیت این در را نیز از حاج شیخ قمی و تحت او یافتند. وی را در آقا علی کرد و در درس شیخ شاه نیز می نمود. آیت در این می فرماید: که به درس شاه می خمینی(ره) را می که از می شاه به او درس می داد. ما بود. من مدت نمی بود که به نداشتم. ما در فقه و داشتیم. 5 ذکر است که اهل آیت با آیت حاج سید و آیت نیز و است. و آیت آن که در صدد اخذ و از سید تقی و (نویسنده) این هم شیخ آیت حاج شیخ علی اراکی(ره) بود . او از حاج شیخ داشت. به آیت (تقریباً) در به هدی به شد و در مدت خود در در درس از و می کرد. سید از او می که در نجف ولی چون سفر وی بود و از هم در به باز می تا امر سفر به نجف را ولی پیش می آید و نمی شود. و در و در شرح و و فوق در راه علم و است. این شور و شوق و در علم و و در آیت به است. یکی از می گوید: آقا می فرمود: یک سال از نیامدم. می آمد در و از دور مرا می کرد و باز می گشت. ما به حدی بود که نمی به سری . یکی از می گوید: ما درس پیش از صبح و وقت از او فرا گرفتیم. که به می و چای نیز بود. چای می و اول صبح می خواند. گاه یکی از درس که قبل از می شد، می تا وقت صبح و بخواند. در این خود آیت می فرماید: آمدن به فیضیه، من از می گذشتم؛ چون در راه و اگر از ها می با اشخاصی می و ناچار به و علیک می لذا مطالعاتم مخدوش می شد. معمولاًً از پشت باغات اطراف شهر می کردم، تا کسی به من برنخورد و به خود بپردازم. در آن سطح، مانند را می کردم. هم دو سه تا جلو بودم، تا اگر یک شب مثلاً مانعی پیش آمد و نتوانستم کنم، درس صبح ما نشود و از ذخیره و بکنم.6 آن می گوید: آیت می فرمود: من از حرکت می که اول در (آن هم در در برف و باران، با چراغ و با وجود های گلی) و تا اول آفتاب دو . روزهایی بود که ما چهارده درس و و . روش و شاگردپروری القدر، آیت با مستمر و و با به کارگیری روشی خاص، مبرز و اندیشور را تربیت کرده است که از امروز، مایه مباهات های و از صدیق نظام جمهوری اسلامی . در خصوص شیوه او، به بیانات دو تن از شاگردانش می کنیم: آیت در مختلف و از یک ساعت قبل از صبح سپس صبح را می و تا شب، درس و بحث می شد . از امروز از او . وی به زیاد، بیشتر از نقل و بحث در می داد. گفت اهل تتبع نبود، اهل بود. بیان روشنی و به خود بینش می داد. آیت در اشخاص و به ای می کرد و را می داد که طی یک تا دو اگر نزد او می اصلی فقه، دستگیرش می شد و امر، سبب می شد به برسد؛ نه این که به فروعات بپردازد و وقت خود را هدر بدهد. نکته دقیق و این که آیت علاوه بر عمومی، یک تقریر دومی خصوصی شهید مطهری(ره) داشت. جامعیت له تا به حال، سخن از پردامنه این و سعی و او در تعلیم و تعلم بود. حال سخن بر سر این است که نه او را از معنویت دور نکرده، او را تا از دوره و در امر خودسازی سعی و کند و با الگوگیری از امامان- السلام- به ای از برسد که الگویی سالکان الی و سیر و به شمار آید. کوتاه سخن آیت فقیهی موحد و مخلص، مسلط بر هوی و هوس، عارفی متمسک به اهل بیت،- السلام- تقواپیشه ای شب زنده دار و متهجد و الهی، صاحب کرامات و مکاشفات و مهم تر و ارزشمندتر از همه این که، مستجمع از کمالات کمالاتی که را به آن سفارش می خود به آن و رسیده و نمونه و آن شده لذا فردی، چند لحظه در او می نشست، حس می کرد سَبُک شده و او به آخرت افزون گشته و از عشق و اش به کاسته شده است. یکی از له عباراتی را به تحریر در آوره است که به قسمتی از آن می کنیم: حقیر، ترین دستاورد این القدر را رهیدن او از خلائق و انقطاعش به خالق یکتا می . این خصلت، آنچنان در وی متجلی و بارز بود که کم توشه از نیز، در یک مصاحبت و مجالست کوتاه، به گوشه ای از آن پی می برند . وی لا فی الوجود الاّ را عمیقاً باور و در حالات و آنات خود نظر داشت. ما سوی از جماد و نبات و حیوان و و و مخاطرات و نعمات و بلیات، اثری استقلالی قائل نبود. این پندار و باور، نه در گفتار که در کردار او نیز ظهوری محسوس و ملموس و خصوصیت او و امثال او را از صف و مؤلفان و سخنوران عرفان و و توحید متمایز می و بر جایگاهی و قله ای رفیع می . گفتن و نوشتن و و ارزش ها چندان نیست؛ آن ها را در خود پیاده کردن و خود را تمثل آن ها دادن، مردافکن و است که بحث ما، به حق از قهرمانان پیروز این میدان است. اما در فراسوی همه این ها، او شخصی بود اجتماعی، آگاه به دارای دیدی وسیع و ژرف و فکری صائب و از دوراندیشی، به در و وقایع و شرایط خاص اجتماعی؛ لذا می بینیم که قبل از انقلاب، شیفته و ارادتمند خمینی- قدس سره- و همواره حامی و پشتیبان و در و در سال های پرالتهاب جنگ، یار و رزمندگان در جبهه های نبرد بود و چه صادقانه با آغوشی باز این مردان حماسه و خون را به می پذیرفت و پدری مهربان به گفت گو با می نشست! او انس و ارتباطی صمیمی با رهبر آیت خامنه ای - دام ظله العالی- و له نیز ارادتی خاص به او می ورزید. یکی از در این می گوید: آیت بهاءالدینی- قدس سره- به خمینی- قدس سره- به عنوان بی و مرتبه و در حد یک استثنا می نگریست. از ویژگی های مهم اخلاقی و تربیتی الف. تفــکر اکثر اوقات شب و روزِ به می گذشت. حتی سحر ها- بعد از این که شب می خواند- به می پرداخت. می فرمود: من روی یک صحیفه سجادیه سال فکر و می فرمود: فکر کردن، دریچه را روی باز می ولی طول می کشد . ب. بی تکلفی یکی از نقل می کند: گاهی که با او از محلی می کردیم، اگر مکانی مناسبی سایه یک دیوار می شد، آقا می فرمود: جا قدری بنشینیم و استراحت عرض می کردم: آقا اینجا مناسب شأن شما نیست، در رفت و . آقا می فرمود: این حرف ها چیست؟! جا خوب است. اگر ما بخواهیم این مسائل را مراعات و این ملاحظات اگر چیزی هم از ما می گیرند . ج. بندگی خدا آیت می فرمود: درس می گفتم و یک روز که آمدم پشت در، خوشم آمد. جا تصمیم گرفتم درسی را که هوای نفس در آن کنم؛ لذا درس را به منتقل و عده ای از می خانه. وی در این که: چه تا بتوانیم از الهی برداری کنیم، می فرمود: خدا باشی، هوا و هوس نباشی. به می فَاَملِک هَواکَ تو هوا باش، نه هوا تو. ما هوا مالکمان هست؛ هر کجا که هوا ما را می کشاند؛ در حالی که هوا در اختیار شما باشد....7 ***** این خورشید فروزان علم و عمل، پس از طی نقاهت نسبتا طولانی در سرزمین قم غروب کرد و دل های را داغدار نمود. رحلت آن شام جمعه 1376/4/24 رخ داد. روز شنبه پیامی از سوی مقام رهبری در این صادر شدو روز یکشنبه، 1376/4/29 مطابق با ربیع الاول 1418 پیکر مبارکش را از و له کردند. معمول این است که و را در قم، از مسجد حسن عسکری علیه می کنند؛ اما آیت آقایان اصرار آقا را از و تا بیایند و محقر و ساده او را ببینند و بدانند می شود نزدیک به یک قرن بی اعتنا به زخارف در کمال غنا و بی نیازی روحی زیست. انبوه تا حرم معصومه، تابوت را اشک و ناله حمل می و پس از اقامه بر آن بدن شریف، آن در حرم و در قبری دفن شد که کاملا غیر عادی و بر خلاف پیش بینی معمار حرم، و مهیا بود. خداوند، روح پاکش را با طاهرینش محشور و ما را رهرو راهش دهد. حجت سید باقر مهاجر پی نوشت ها: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. آیت در گذشته به حاج آقا سید صفی مشهور بود. 2. 74. 3. با حجه والمسلمین فرحزاد؛ 74. 4. همان. 5. مجله ش32، ص67. 6. 74. 7. همان.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
300 بقعه متبرکه در لیست آثار میراث فرهنگی به ثبت رسید

300 بقعه متبرکه در لیست آثار میراث فرهنگی به ثبت رسید


به گزارش حجت الاسلام حسین در گفت وگو با با به و پتانسیل های آن در داشت: 276 که 100 از این به شاخص مورد و است. وی افزود: در چند سال ای از سوی و در زمینه پذیرش گردشگر شکل گرفته و این در هم همانند گذشته استمرار دارد. و تصریح کرد: با تغییر های مناسب و سطح سبب شده تا در هم خوب و در این با به به و و شرق و غرب می شود و در را هم در می بخش از سهم کل را به خود است. کرد: از سال که در و به 150 هزار نفر زائر از همه کرده اند، همچنین نامحدود هم از شهرها و مجاوران که به شکل مستمر دارند هم در طول سال دارد، می طلبد که همه به که از حاشیه و آب و هوایی و طبیعت مطلوبی برخوردار با های ایجاد و بهتر و کارآمدتری و نوسازی شوند. وی کرد: بر دو نوع داخلی و شهرهای دیگر باید و رفاهیاتی در حد متعارف آنان شود، در شهر اراک محمد عابد(ع) های مناسبی به هدف اسکان مهیا شده که این ها و ها با به و کننده از در شهرستان ها و روستاها با همان در حال است. و خاطرنشان کرد: به طور جامع، و با کمک خیران و مردمی های در را می کند ولی که به ثبت رسیده باشد، اعتبارات و هزینه ها آن به طور از سوی و می شود. وی افزود: به 300 ثبت شده در آثار در کل سطح که آن طرح و بازسازی و نظارت به شکل و تعاملی، مابین و مدیریت و می شود. کرد: بالای در یک موهبت می شود که مستلزم و های جدید، با هدف افزیش سطح جذب و است و در هر مکان و در صورت افزایش بازدیدکنندگان و به شکلی سبب آبادانی، رونق و می شود که در راستای و صنعت توریسم و بازنگری است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نگاه جهانی لازمه انجام ماموریت های حوزه علمیه است / ضرورت ارتقاء سواد رسانه ای حوزویان

نگاه جهانی لازمه انجام ماموریت های حوزه علمیه است / ضرورت ارتقاء سواد رسانه ای حوزویان


حوزه/ شورای گفت: از منطقه و مرزهای اطراف باشد تا بتوانند درزمینهٔ انقلاب و فرهنگ اسلامی موفق عمل کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
وزیر تعاون: دست سرمایه گذاران را می بوسم

وزیر تعاون: دست سرمایه گذاران را می بوسم


تبریز - - کار و گفت: دست را که در و بیکار را فراهم می‌آورند، می‌بوسم و بر این باورم در این حوزه باید یک اخلاقی و انسانی را نیز همراه با اقتصادی مدنظر قرار دهیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟

چگونه آرزوهایمان درباره شهر را با سیاست‌گذاران هماهنگ کنیم؟


به خبرگزاری (ایبنا) از های نقد و متون به و نقد شهر اثر داشت که سه شنبه 26 تیرماه با سخنرانی و در و شد. در این خود را در سه بخش کرد و گفت: از 17 و گفت جستار است چون به شکل رایج و به شکل مضمونی در سه بخش تفکیک شده است. ویراستار بیانچینی، جامعه فرهنگی و است و هم در همایشی شده است. وی با این اثر است و آن که آن را می کند در به شهر است داد: شهر به است. این ای را به باز و پا را از و با های می کند. این اثر می که به غیر از چیزهایی که می بینیم هایی که حس و درک می شوند و که ما بکنیم این است که این را کنیم. این ها که است و را ما می سازد مهم است بدین معنی که به غیر از ها و ساختمان ها می تصاویری داشته که از ها، آثار نقاشی، روایت های عامیانه مردم، جک ها و ... شده و این می احساس ما را نسبت به شهر بسازد. این بخش در به آن شده است. وی شد: است که ما در است اما های از را ـ که در می ـ در شهر جدی و این های را به و با که و ... را جدی نمی در بگذاریم. به شهر می کند که این را جدی چون است و ما را با در شهر می کند. این ولی از است. وی با به 17 داد: از و به شهر می و با شکل ما در است. ما می سفت و سخت با می اما این با تری به شهر شده چون اگر این ما ها می شد انگ به ما می اما است که از خشک که را در ها می کند از آن و به راه حل می رسد. این در بخش از سخنانش با را در سه بخش کرد داد: بخش روش من انتظار داشتم بخش بگوید کاربرد تحلیل گفتمان در چیست؟ اما کردم که از این منطق پیروی نکرده اما اصطلاح روش را به کار برده چون پروسه روش آن به روش های دارد؛ به طور نویسنده ای افرادی که پرنسس دایانا را کردند و یا کسانی که این را در همان مکان دیدند در این بخش آورده است. وی افزود: بخش دوم به که یکی از ترین بخش های است و از داستان و های با نظری پنهان به معرفی است. به طور زیر آسمان برلین است و شما این را می فکر می کنید که یک نقد می اما دغدغه های در آن می شود. همچنین بازاریابی در آخر سخن می شود و منظور نویسندگان این که جلوی همه های شهر را بپوشانیم و شکل تبلیغاتی به آن بدهیم اما در شهر، به مردم کمک می کند که شهر فکر کنند، چه را دوست و از چه می ترسند؟ اینجا بحث اسطوره هم مطرح می شود. به طور پاریس شهر عشق است! پس با دانستن این ما می کاربست های گذارانه مفیدی را به کار بگیریم. وی شد: با این می بفهمیم که فقط نشان دادن تخت جمشید توریست کافی و در آن اقداماتی انجام شود که را در شکل بدهد و شهر را به آرزو تبدیل و به آن اعتماد کند. در با بر اثری است و با توجه به های ما قبل خودش را تکمیل می کند با است گفت: این اثر شهر را یک کل پیچیده در نظر می که موفقیت در آن لازمه اش کلیات شهر اعم از تاریخ آن و ... است. اجزای شهر را در هم دید و کرد. این اثر مهربانی با شهر و هنر را دستمایه خود است. شهر از دل می شود نیز ذهن شهر توضیحاتی را داد و گفت: این مجموعه است و هر بخش به یک مضمون مشترک به هم متصل می شود. از هانری لوفور در فضا می شود که شهر از گروه های در سطوح و خراب می شود و دائم دارد. وی داد: شهر فضایی است که از دل این می شود؛ نخستین سطح مادی و پیکره فیزیک شهر است که از دیوارها، بناها، اتوبان ها، مجسمه ها و ... می شود، اما سطح دوم آن است که امروز آن سخن می شود و بخش است، شهر است که شهر را می کند. این در شهر مدام در حال شدن است و از فرایند سیاستگذار، و ... می شود. به همین فضای عمومی شهر و ای تجسم یافتن این موضوعات از که چهره شهر کاملاً عوض می شود گذاشتن ایستگاه صلواتی در شهر تا در تاسوعا و عاشورا که می شود. به واقفی، از سوی دیگر هم در شهر که مگامال ها را می سازند تا را و شهر بازار کالاها شود. نیروهایی هم که سعی می دقایقی که در نظم شهر می شود اعتراضاتی که شکل می و است سرکوب شده را منتقل کنند. البته برخی از هم که مقاومتشان در نظم شهر نمی کند اما دست فروش ها و زنان که سعی می با نوع بودنشان به شهر بدهند. وی در گفت: شهر می خواهد به این بپردازد که شهر به درونش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
حضور روحانیت در کرمانشاه نگاه مردم را تغییر داد/ شکل‌گیری یک جریان سکولار در

حضور روحانیت در کرمانشاه نگاه مردم را تغییر داد/ شکل‌گیری یک جریان سکولار در "حوزه"


به گزارش خبرگزاری تقریب(تنا)، حجت احسان بی که از مشهور با درک از آتش به انقلاب، میدان رفع مشکلات در منطق و شده است و است با از ظرفیت های شبکه ای و فعال در مختلف را گرد هم آورد. این حجت بی موجب شده است تا در و آب در کمک هاب شایانی به این دهد. با وی گفت وگویی و هایش در که در می خوانید: **تسنیم: اصلی جمعیت از کجا شد؟ - بی تهرانی: محوریت این فکر با بود به جهت این که آقا که در و هیچ در این نمی شد. تا که گواهی ریاست آن را بر عهده راه افتاد. ما روی داشتیم به خاطر روی این اما با مخالفت های فراوانی شدیم. ما به به چشم یک حزب و یا سیاسی نکردیم و هرکس را پای کار بیاید. غالبا اینگونه است که کسی می خواهد کار بکند می رود سراغ ردیف و اساسنامه مشخص کردن و در این فضا می گیرد و عده ای از هم های نیز فکر می کار ما از این جنس که آقا می من ا م" به و این یک است. اما ما که حتی عده ای از نیز به ما که مگر ما که شما این نام را خود حتی این روی های ما و عده ای به من شما این لفظ را تا ما ات کنیم. اما ما به این و هم این بود که یک کار شود. ما این که آقا آتش به یک در کانون که معطل و یا به آقا در که کار تعطیل یکسری های بکنیم. بر کار را و هم ما را کردند. ما گزینش خاصی نداشتیم، عده ای کمک و ما حس حتی عده ای سوء اند. لذا که در دستور کار خوب در سراسر است. عده ای جذب این شدند که هیچ مسئولیتی هم در شهر نداشتند اما در آب در عده ای از را دیدیدم و جلسه ای با و که چقدر به مسائل اشراف داشتند و چه بزرگی در دادند. هم در حال تا در هر شهری و را کنیم. در با هم ایم و که را به ما معرفی کنند. شخصیتی که همه هیئات وام دار او به مثال در همه ها وام دار شخصی به نام حاج طالبی که چهره ای انقلابی، و مصداق آتش به است. در حال چنین شخصیت تا را با هم لینک که در بین هم قطعا داشت. عده ای با و قصد مانع تراشی در حالیکه ما درگیر وقت این را ندایم و می که کار جلو برود. من به ام در این چند که به چهل است و می کند تا ما جشن را این مدت را کفش به و تا ماه تا یک و شکل بگیرد. در که چند با هم پای کار که یک بی آبی شد و کار هم در حال است. حزب ای کار و اگر به هم وصل می که می زخم و را با از این در سطح رفع بکنیم. **تسنیم: در بین به این که جای گری در ها است.چرا در های شده - بی تهرانی: عدم از امر ولی است و آن ها و های است که هم قوی هستند. این به نام و و از آن به و می کنند. این به و می کار این است که فقط حرف بزند. یکی از به من می گفت روی دوش من چند من و دست و کار دهم. عده ای در های و به می با و کار شان را بکنید. این هم دارند. این اند و هم در حال چاپ شدن است و هم دارد. این به در و از در حال این بین هستند. حتی های هم از می دهند. این است و به اسم یک این را می اما تا را از بگیرند و در بلند مدت به نیز چشم دارند. پیش از حجت را در نمی بیند **تسنیم: فرقه تشیع یا همان بیت "شیرازی"ها نیز در - بی تهرانی: بله؛ هم را دارند. رسما اند که پیش از حجت را در نمی بینند. این خوش اخلاق و خوش برخورد بتوانند را جذب بکنند. یک ضعفی که متاسفانه ما همانی است که آقا می فرمایند و ما به جذب حداکثری نیستیم. ** تسنیم: چارچوب شما در چه ای است و گزارشی هم اقداماتی که در بفرمایید؟ - بی تهرانی: کار ما یک نماد کرد که می این بود که این را از دست گروهی که اهلیت این کار را بگیریم. اغلب بچه های حزب به نیت خالصی که قدمی را که می بردارند اول اخلاص و نیت خالص را در نظر می گیرند و رویه هم این بوده که کارشان نشود. بر این ما از کار خیرمان را نمی کردیم. اما به جای آن می در کشوری که پای صندلی هر مسئول آن خون 73 شهید ریخته شده می ما و بر پایه سرمایه داری می کار و بر که هیچ باروی به ارزشها پیش می و در هم ایم که ضربه پذیر شده ایم. بهترین نعمت این نوکری پابرهنه ها است و آنچه که این را بیمه می کند نیز است. برا این ما تصمیم که هایمان را اعلام تا ببینند که در است. **نگاه زده به متحول شده است در عمرانی ما شد در حالی که ما را یک پایگاه دادیم. که ما با که آقا به یکی شد. در روستایی که به ما داعش از این را جذب و تعدادی از هم کشته شده اند و به ما اگر شما به این شوید شما را نیز کشت. اما که با شما می کنم یک عاطفی و قلبی بین ما و شده است. که در ابتدا، ما را برنمی تافتند اگر در جمع بروید به موقع خداحافظی به همدیگر یاعلی می گویند. از امارات و عربستان به قول که از پشتیبانی کرد اما ما پیش و که در نبود بردیم. با ارتباطی که با عبداللهی داشتم از درخواست که به این کمک بیشتری و موسسه سماوات قرارگاه خاتم زودتر از سایر این ساخت. ما چند تن گوشت گرم بین این کردیم، 500 کولر و 1000 بخاری در این کردیم. یک انسجام در این شکل گرفت و هم ارتباط با داریم. ما در و 313 که همه از طریق کمک های شده بود و سازمانی که به ما کمک کرد بود که چند بار ما این را حمل کرد. در کوهبنان زمستان سختی را گذراندند و در اوج سرما بود که ما بردیم. بر 11 تریلی جنس رفت و طلیعه این کار هم با بود که در کردم. در آن من در کرمانشاهی های مقیم می رفتم و به گفتم که کمک ها را به این بفرستید. کمک های و غیر به این فرستاده شد و چندین بار این پر و شد. ما بی تدبیری و پول پاشی نبوده است و ما با هلال احمر و بادقت زیاد کار را می و موثری شد که به عوض شد. **تسنیم: در بر تقسیم که گرفت، به با و به با بود. اولویت شما در بود یا در روستاها؟ ** درجریان بی عمل کرد - بی تهرانی: ما را در و بعد که خلا در شهر را دیدیم، به سمت زده نیز رفتیم. در با امام جمعه شهر و حتی کولرها را هم توزیع، دادیم. در ما هرچه شهر سر پل بود و تا دوماه پیش هم ما فرستادیم. اما چون خانه بود بعضا این ها را می گرفتند و می فروختند. من یک ماه اخیر را خبر ندارم اما تا قبل از آن در حتی یک ساختمان هم کامل ساخته بود. با مسکن هم که به ما نمی دهند. خوب در این ما نمی توانستیم دست روی دست بگذاریم. تا 2 ماه پیش در بودند. من در فصل بهار بودم. ها رها شده بود و بچه ها غالباً گوارشی بودند. ما از اول که ایم تا به کمک کنیم. عده ای فقط نشسته اند نق می زنند و نقد می کنند. اما با صراحت می گویم در قصه و بی و بی عمل کردو این است که ما به ایم. در کارش را خوب است و و ساز است. والا این که بگوییم تا یک کار مدون و تا یک ماه پیش هیچ اتفاق نیافتاده بود. ما همه کارهایمان را شفاف و هرکانکسی که هم گرفتیم. **تسنیم: شما در آب و هم دادید. در این بفرمایید. اگر به کمک نمی شد 100 از شده بود - بی تهرانی: از که مورد وثوق ما از خبرهای ناگواری به ما دادند. در و که دام و کشاورزی است و اگر به کمک نمی شد مطمئن باشید که 100 از می شد. ما این را و بحث عطش و تشنگی که بر هر حنبنده ای برسد، گره خورد با عرق هیئتی ما و منقلب شدم و قبل از آن کلیپی که در بازنشر داشت، خوب گریه بودم. این به ذهنم رسید که از همه کمک دعوت کنم. بالاخره هموطن ما و ما یک عمر روضه عطش خوانده ایم و عمل کنیم. هیچ کس هم از ما نکرد و همه دلی پای کار آمدند. در یک شب 60 پول جمع شد. تا که پیش شما هستم بر 160 پول جمع شد و در مرحله اول 120 را در همانجا خرج خرید های پلی اتیلن کردیم. این هم با مشورت آب و بود که به ما شما این ها را نصب کنید و آب آن را ما تامین می کنیم. کار جاها شاید هنوز هم با باشد، اما ما آن را که از دستمان بر می آمد را دادیم. به تبع این ما، از ها و هم های ما هم و این کار خیر شد. مابقی پول را هم با برکت است باز هم و کنیم. و از آزاردهنده تر استت اما که از ما را می دهد، و است. که آقا از آن به نام احد اند. نجیب و رنجدیده ای دارد. ما هیچ نمی بادها و طوفان های شن 120 روزه چه. ما نمی که اطراف زابل از فروردین ماه آب چه. می گامی را برداریم و به امید خدا و هم دهیم. بر تحقیقات ما در این 900 روستای وجود که رسیدگی به همه کار من نیست. من فقط جرقه کار را می زنم و الهی که به غیرت برخی ها بر بخورد و بکنند. باز طی صحبتی که با عبدالهی شد تا شبیه به غدیر در را در و هم دهند. اما در این هم از لحلاظ و در فقر محض به سر می برند. زیادی از که فقط با یارانه خود را می گذرانند. آیا می شود در یک ماه با 45 هزار توامن کرد؟ در اولین گام از در خواست ایم تا کمک بتوانیم 1100 بسته که هرکدام 150 هزارتومان هزینه می برد را و با خیریه رقیه را بین پخش کنیم. من معتقدم یک موج ایجاد کرد و شد کمک می کنند. بسیاری از های و که را وقف اند که هیچ نام و نشانی از نیست. من مدتی است که فرزندانم را ندیده ام. به همسرم ام چطور جنگ به می رفتند و از خانواده خود دور بودند، جنگ اقتصادی است و ما می که در تا بر لبان صاحب و نائب بیاید. ما همه هستیمان را می گذاریم که آقا یک بزنند. ما غیر از تمرین می تا طلبه های و با استعداد را با جذب و در آن کار مطالبه گری از مسئولان را نیز می دهیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
بورس حدود 11 هزارمیلیارد ریال برای خودروسازان جذب می کند

بورس حدود 11 هزارمیلیارد ریال برای خودروسازان جذب می کند


تهران- ایرنا- به در حال ها در های است و در ترین گام، شاهد برای صنعت خودروسازی سه هزار و 900 میلیارد ریال اوراق اجاره را منتشر می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
شرط ایمان در کلام پیامبر مهربانی ها(ص)

شرط ایمان در کلام پیامبر مهربانی ها(ص)


رسول خدا(ص) است فرمودند: در مگر که سخت تر از از شریکش، از خود حساب کشد تا بداند که از کجا خورده از کجا آشامیده از کجا پوشیده از حلال یا از حرام؟»
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
داوری میان کانت و ملاصدرا

داوری میان کانت و ملاصدرا


به خبرگزاری (ایبنا) روز سه 26 تیرماه بود با اربعین حجت که 20 سال ریاست سازمان سمت را بر عهده و طی خود تا از و باشد. چهره های سیاسی و از جناح های داد که او کرد تا فرهنگ را از سیاست دور و به سر برساند. و ی ای بود که روز با علی و در مرکز شهر به مناسبت برگزار شد. عادل در این به دوستی خود با از سال 47 کرد و گفت: من و در سال 1351 در دوره دکتری همکلاسی بودیم و علایق مشترکی در موضوعات داشتیم. او در به نقد غرب کرد و گفت: این است که در سال 1936 از او می شود تا در که و به نام شده است کند و حرف های را بزند! این بود و با به را به می دانست این را کرد. خاطرم هست که من به به قم رفتم و پس از اتمام نامگذاری آن از من مشورت خواست و من به او گفتم که نام این را نقد غرب بگذارد و هم قبول کرد. این توسط به چاپ و گرفت. بنیاد سعدی نقد غرب را ارائه کرد و گفت: مسیحی نوتوماسی است که 50 اثر تالیف که 45 آن به فرانسه و 9 به نوشته شده است. تاکنون 9 او به برگردانده شده و کاش همه او در شود یکی از جامعه این است که ما از یک سو با غرب و از سوی با که میراث ابن سینا، فارابی و ... است سروکار داریم. این دو سنت هم هم در زنده و به است که یکی از مهم ماست. به در این می کند تا از سن کند و است که در خود 400 بار از ابن نام می برد! وی داد: هدف از این این بود که دهد در در از کند و می و ما او این را با کرد. می غرب را چون را و از سوی را به را می زیر می برد. به در این به از و می کند و می که بعد از آن ها به شد و در به چون رسید. علت این بود که به جای را خود آن را در آن می کردند. و در بخش از نقد غرب را خواند. علی هم در این با به خود با گفت: 40 سال پیش با آن روز بعد از بود و در سال 1359 (ره) هفت را که نیز یکی از این بود. که از اول از قم به آمدند در یکی از اتاق های شورای عالی امنقلاب روی یک مبل می خوابیدند. وی با یکی از مسایل بعد از و کرد: از دفاتری که تشکیل شده بود نتوانست این هدف را اجرایی کند اما از دهه 60 به بعد زمینه های اجرای و را به بیاورد. یکی از های فرادستگاهی بودنشان بود؛ او در فعالیت 40 ساله خود فراجناحی عمل می کرد. به محمدخانی، در و عرفان نیز مثال زدنی بود و در مسئولان او دارد. او با ساده زیستی زندگی کرد و با تیزبینی که در های و دانشگاهی تحولاتی را ایجاد کرد. سجایای اخلاقی را در ذهن متبادر می کرد الگویی و باشد. می کرد که