صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب هرچند



عادت‌های نوشتن اسدالله شعبانی/ هنوز کار ارزشمندی انجام نداده‌‌ام

عادت‌های نوشتن اسدالله شعبانی/ هنوز کار ارزشمندی انجام نداده‌‌ام


خبرگزاری (ایبنا) نام ما را به یاد شعر ای می اندازد که ما سال ها پیش در اول ایم. شعبانی، و و است که 60 سال پیش در سرسبز بهادربیگ به آمد. او سال های از را صرف و و سرودن و است. این سال ها بیش از 500 است که های سنی و شده و بیش از 25 را در اش دارد. او آن قدر و که موهایش نقره گون شده و کیف پر از شعر و قصه به دست دارد. دلبسته و است و غیر از شعر ای ای میهن من را با بهره گیری از نمادهای ملی و همه بچه های سروده است. او بر و های ای هم در و پیش از و است. این ای شد تا در یک روز سرد مهمان باصفا و صمیمی اش و لحظاتی به یادماندنی را با او و همسرش منیژه پورقبادی، از کتابداران و و سپری و گپ وگفتی که در می خوانید. شما با شعر و قصه در چه سنی و گرفت؟ هرکسی ای با شعر و شده می اما این است که است در این باشد. من بود که بچه های و یا از آن برخوردار نیستند. من ام را در باز گذراندم. که در آن فقر و مشکلات و ها و خرافات و عقب ماندگی های عجیب و غریب اما من و تا دلم می در دل کوه و دشت می دویدم و در ها می زدم و می و نمی گفت تو کجا بودی؟ چه خوردی؟ چرا با سروکله ژولیده به می آیی؟ من زنی صبور و خونسرد بود. نمی می یا نمی خوری. می اگر گرسنه باشیم، به ناندانی می و می و سیر می شویم. اگر غذایی هم نهار یا شام بود می اگر هم کسی نمی گفت چرا غذا نیست. کلا نظم در غذا خوردن نداشتیم و این بی نظمی از با من و هم اگر به و نظر من را در همه جای پخش کنم. من در با های که و خوب و ام سگ، گرگ و های و بود و را با حس می از و گل های تا که با آن ها انس و داشتم. گرگ جزء بود که می شنیدم. به یاد آن بچه را به و کردم. من تا ششم در درس خواندم. بعد ام وقت کار است. در آن می بافتم و می رمانی که بلندترین رمان باشد. باری که مطلبی نوشتید یا سرودید چه من را با و های ای از آن که 14- 15 و نگاهم رمانتیک بود. در شعر هم و چون دوستانی که اهل شعر و من های بی عیب و نقص به قدما می می و می تو و که ای است و من می در آن حس که های شده اند. یک بار های به که در من بود. غیردرسی که چه که در صندوقچه مان بود. این قطع و به یک سری های محلی در جمع شده بود فلکناز و خورشیدآفرین ، امیرارسلان ، قمری و چند نوحه. این ها که حماسی را شب ها با صوت می خواند. پدرتان خوان کشاورز بود اما بعدا رها کرد و به پیله وری می پرداخت و به مرز و عراق و ... می رفت و پارچه های اطلس و چای و سایلی می و من را هم با می برد. به یاد یک روز راه ها را همه و فقط من گیر و به من می گفت: . و همه را به من بخشید. بعد از های به من حدودا10- 12 شعر های را می خواندم. در هم که های می شد که آن ها را می خواندم. هم به من راه و چاه را نمی در این سن این ها را بخوانی. حتی در هم کسی مرا و من و و را دادم. من بود که نه را به ام هم کمک می تا و در پا به پای من کنند. من تا در بودم. در ده ما می تا سوم درس و را در جای خواندم. هم به رفتم. ششم هم مثل بود. می است و من در در یک سرد که برف بود از و به و از بین که کار می و ای می دادم. بعد از آن را مثل و ...در را به می نوشتم. ها و را هم که از می در من بود. در آن اکبر مشکین و ثریا قاسمی از گوینده ها و صداپیشه های رادیویی که لحن صدایشان بود من این ها را می و می که نمی شد گفت شعر است یا ... در این و ادوارد فیتزجِرالد را می خواندم. پیش بود و می و هیچ که به برسد و من نخوانم حتی اگر هگل و سروانتس باشد. و که در و می مناسب سن شما نبوده، که در و چه 16 که به های و با دنیای شدم و فهمیدم که بچه ها هم هست ولی باز هم شعر نمی خواندم. ها به های عمومی پارک شهر هم می و مشتری همیشگی بودم. هرکتابی را گیر می با ولع می خواندم. در آن من را به می و نمی شعر می گوید. را نیز تا بعد از نمی شناختم. فقط عباس یمینی شریف را به در های می و و فکر می است. قاعدتا آن من چون من با آن شدم که و دشوار و می که داشت. یکی از قطب های من بود. تا سنم بالاتر رفت به کشف معماهایی و دهم که دیگران نمی توانند. به سراغ و نمی رفتم. در آن حافظ، مولوی، هگل، غرب، های و ... مهم بود و لغتی هم و کلمه که نمی از کسی نمی و به آن مراجعه می کردم. نداشتم. هم که می راه به ما نمی و فرمالیته را می و می رفتند. های ولی که از آن ها بیاموزم. فکر می یک قدم از هم کلاسی جلوترم و است. چیز شگفت تر بودم. هم همینطور بود. در بحث شعر می ولی من این را در و اطلاعات اوزان عروضی و بود. انشای هم نمی و متعارفی نمی که با ذائقه عموم مطابقت نداشت. اما در شعر گفتنم با و الگو گرفتن از و و و ... ها و مثنوی و می سرودم. که مرا راهنمایی کند و اول برو های شعر و های را بخوان، در عین حالی که من آگاهی یا در به های مخصوص دسترسی اما در های با افکاربلندی می شدم. از اشعاری که مادربزرگ و مادرم می یا که گردها می و با تنبک می زدند. است در ده که به هر از یک نفر از بچه ها را با او به می فرستادند کمک و گله را چرا می بردند. این از را هم بلد بود و با کار سختی بود اما من داوطلب که با به بروم. است که سیاوش یا سیاوخش را چندین بود و در قسمتی قصه را نگه می و به این ده ها بار مرا به برد آخر هم را به من نگفت. او هم سن و سال من هم که من به را می دید به ما می آمد که سرانجام در جریان جنگ شهید شد. در و مدرسه، وضعیت تان و دیکته داشتم. ریاضیاتم هم بد ولی ریاضیات همه بچه های ده از من بود. من هوش و بزرگترین من محاسبه فرمول ها و مساحت ذوزنقه ها و ... بود. در کنکور به اندازه ای که درس ها می گذاشتم، هوش هم می گذاشتم. آخر سر هم نمی آن را حل کنم. هوش که از میان آن همه فقر و و اعتیاد جان سالم به در ببرم. هم را می خوانم، بالایی اما خوب می و در باقی می ماند. در یک گیر و اما در و بودم. کلا پشت و به محض به من می از می من یا یا در می زدم و سخت بود.در یکی از به ما گفت به و درس بعد صبح و بدهید. من و از به به برویم. در آن من در و به با دست می گرفتم. در آن روز و بچه ها و ها را کردیم. آقا شدن است. از بچه ها که و من و دو سه تا از بچه ها. مان آمد و گفت: به به! چه بویی! چه ای! چه کسی این ها را یکی از بچه ها گفت: آقا اجازه! شعبانی! مان گفت: شعبانی! بله من در این کار ای اگر می یک بگیرم. بعد یک گرفتم. او کرد و گفت این تو را 20 می دهم. بعد را پهن و ها را خوردیم. بچه ها هم پشت تپه ای شده و ما را می کردند. آقا گفت بیا و اسم که اند را به من بگو. بچه ها هم به من می که اسم ما را من هم دلم و فقط اسم یکی از بچه ها را که گفتم. یکی از 20 که در من شد بود. شد که به هیچ وقت به نداشتم. اما با این قبل از و در می و و بود. با آدم های حشر و نشر باشم. اما شد به که به او رفت و در اش جمع می از من که چرا به نمی روی و مرا کرد. از حس من که در آن شده است و به اما به و فوق را رها و هم نکردم. اما به من یک شده است که دکتراست. بخش های شما در شد که که من عضو های می و این در شده بود. یکی از که به بود و و من را بود آمد و یک که را با مهر به من کرد. بعد از آن و شدم این در کار می کند. در آن بود و فقط یک از او و با او شوم با کسی که بی وزن و می که من با آن ها بودم. یک که با و و سخت است که با شعر و موج نو کند. در این مرا به در برد. از من کرد و را پر از های طولانی. کرد و تو در این سن می بعد من با هم و که را هم به او ولی گفت به درد نمی و ها است و از بین ام یک شعر را کرد و در که بشر بود چاپ کرد که به داشت. این شعر بود که از شما شد؟ نه. پیش از این هم می خواندم. و ... در به نام های بود که و که در حدی که در بخش کار شود در این چاپ می شد. پیش از این در این چاپ می شد. است که در آن هم وضع و درس و ام بود و پول و که چاپ می شد می در دکه های را ورق می زدم و چک می تا غلط باشد. در های چاپ شد. بعد از آن هم دو سه تا شعر هم چاپ شد. یکی از شعر ها هم در چاپ شد، در یک شعر من چاپ شده بود و در از شاملو. من هم که یک بچه شده بودم. ولی در آن پول را بخرم. هم که را و یکی از که زده شده ای که شعر من با اشک را پاک کن در آن بود را کند و با برد که به دهد. آن را اما آن صفحه. کریمی حکاک آن صفحات بود و آن شعر را چاپ بود. اما قبل از این هم شعر کوتاهی از من در چاپ شده بود که خلاصه بود و می آن را در جدیدم چاپ کنم پنجره ام را گشود/ پرنده ای با من نمی سرود این بود که چاپ شد و بعد از این بود که در گذاشت. به یاد در صحبتی که قبلا باهم در که به می رفتید با از های و از بگویید؟ چون بود که می و با با که در این شوم. قبل از به به طور اتفاقی شدم در میدان کندی آن (توحید) تالاری به نام نقش که در جمع می و شعرخوانی می کردند، حتی نمایشگاه عکس و نقاشی می گذارند. من که اهل درس وقت ها از در می و به می رفتم. در با و شدم. در تلویزیون کار می کرد و از پخش می شد. در بار با شعر شدم که شعر نو بود. که از شدت پذیرفتنی ولی به شدم که و و است و در دل آدم می کند و به شعر نو مند شدم. به کسی بود که شعر می و ای از اشعارش به نام شعر باران را به من هدیه داد. بعد از آن پیاده روها ی را و آمد. در بعدی بود را بخواند. او را نمی و او را ببینم. در با پوست تیره و ای و با هم صحبت می کردیم. منتظر بیاید و را بخواند. را صدا که و کنارم بود رفت و من متعجب شدم. هم کنارش بود با یک فرانسوی که می و من که چرا آن ها می خندند. شدم که او مظفر برادر است که خانوادگی ما شدند. به دلیل که ها را می یا از آن ها را یا های آن ها را با از شدم. دیداری که با در بود. پیرمردی با موی دولا در اتاق راه می رود و اتاقش پر از است و لابه لای ها میزی و پشت میز بود. من از با گفت وگو کنم هرهفته می پیش قاضی. او آن قدر خوش سخن بود که شیفته شخصیتش شده و ها با هم حرف می زدیم. به من می گفت رنج بکشی تا ادیب شوی، با وقت تلف کسی به نمی رسد. بود شعر مرا چاپ کند و از من بود هر چهارشنبه به بروم. اما او بدقول بود و چاپ نکرد. سال های سال بعد هم که با هم همکار شده با هم می گذاشتیم من می نمی آید و نمی رفتم. هفته بعد که همدیگر را می دیدیم، می پرسیدم: نرفتی؟ می گفت: نه! من هم با می گفتم: من هم نرفتم! من با طاهبازخیلی شوخی می کردم. بعد از در ای از رفت و من با م. حشر و نشر داشتم. او یکی از های درخشان شعر و کوشندگان بود. کسی را ندیدم که به این و با نثری بچه ها بنویسد. او بود و های را به زیبایی می کرد. اگر سیاه ها شد به همت و م. بود. یک خبرنگار ای و خوش بود و می چه را به چه کسی تصویرگری بدهد. من مدت ها با و در هم اتاقی بودم. دو سه روزه می کرد اما چون با می کرد اشتباهاتی نیز داشت. که از شما چاپ شد، چه بود و چه شد؟ با که در می مرابه امیرکبیر و عبدالرحیم جعفری می کار دهد. ای تشکیل شد و بخش های طلایی را با های شکوفه راه کردیم. سال هم به ناشر شد. در آن از که فکر می دور شود کیک آسمانی و را تجدید چاپ کنیم. در به تحویل به نام قصه شنگول و منگول که فولکلوری بود و از مادربزرگم شنیده آن را به شعر در قطع رحلی چاپ و 30 هزار نسخه فروش رفت و در عرض مدت کمی به چاپ دهم و به بچه ها انرژی می داد و غم و اندوه بچه ها را از بین می برد. با این در سال 62 در ما با هم و گل چاپ شد. قبل از این هم ای از کهن به بودم. همه دیوان را گزیده و در دو-سه با بودم. جلد آن با بیا تا گل برافشانیم چاپ رفت مدیریت عوض شد و به ما این را نمی چاپ کنیم. شما همه هایتان را در شورا تا به شود و آن هزارسال شعر بود که از سوی شد ولی طاهبازی که به برگردانده شده بود و ایرج میرزا را از آن حذف کرد و پراز غلط چاپ شد. در چاپ دوم ناچار شد ایرادهای آن را برطرف کند اما غلط در هست. این بود که قبل از همه ها چاپ اما کمی بعد از اولم شد. های هم مطالعات اید و هم و را به چه یا در آن و آثارش را می در آن و را می و از همه به داشتم. در آن دیوانه وار شکسپیر می و از کارش لذت می بردم. ادگار آلن پو، ساموئل بکت، آلبر کامو و ... را می خواندم. کهن از شیخ اشراق و عطار نیشابوری، تا که از های من بود همه را داشتم. اما و در آن در من ژرف تری که براین اسم و پسرم را هم و شمس الدین گذاشتم. با به ای که در شعر و تا به حال چند از شما شده من 50 سال است که در ولی آرشیو منظمی ندارم. به طورکلی من دو دارم؛ یکی های خواندنی که است بچه ها شود و به آموزی و کمک می کند ولی ارزش و که با اسم نمی شود. چون ما در عین حال هم و من فقط و بودن در را کافی نمی دانم و نمی نسبت به آینده بچه ها و ذوقشان بی تفاوت باشم. دوم که با اسم می شوند و فکر می کنم آن ها از مرز 500 است. از بین این همه که بچه ها اید به کدام اثر و تر هیچ وقت که ام ام و سفارشی ام و را همواره وظیفه می که لازمه اش تعهد است که ضعیف دارم. اما ام که بوده. که و در همه ها یک کار را ام و است و با کمال تاسف کار ارزشمندی ام که راضی شوم. به ضرورت روز در معرض ام و چون درگیری های در ای که در آن ام که بنشینم و موضوعی که دارم، بنویسم. یک لحظه جرقه ای در زده شده یا ام یا ننوشته ام. ولی هرچه دلم ام. ها را ام ماه نو نو به بچه ها مسائل عاطفی شان را به تصویری می دهد و از این منظر از این می آید یا به نام گل که در آن رنگ و که از این نمی آید و معتقدم که امروزه شعر ما شهری چون 70 ما در شهر می کنند. ولی در آن 60 در می کردند. ما در پرداختن موضوعات جدید جدی داریم، بین و سنت معلق مانده ایم و من نتوانسته ام آن طور که می بچه های شعر خوب تری بسرایم ولی این حس بچگانه در من هست که فکر می کنم است تا 100 سال این کار را دهم. در که خلق اثر هم ولی شما با به در نمی گیرد، آیا پیش که به این موضوع فکر کنید به بپردازید؟ هیچ وقت را نگذاشته ام و های هم ولی به آن هاسامان ام چون فکر ام که فعلا من و است. در آن هم بزرگسالان چاپ ام و که نصفه و در یا پژوهشی ام را به سامان برسانم. ولی کمبود وقت . ها و که در آثارتان به آن می پردازید را از کجا می آورید؟ های من است که با ام و به نوعی خواه ناخواه با آن ام مثل سقوط هواپیما، تصادفات جاده ای و غیره. کسی که پشت فرمان می نشیند حق جان سرنشینان را به خطر بیاندازد. های من برگرفته از رویدادهای است که به آن خیالی می دهم. که به ذهن هر کسی می آید با احساسات و حس فرد دارد. ما را که لمس اش نمی دانیم. چشیدیم می به آن دهیم. یکی از راه های عظمت بخشیدن به های است. در می شود کوه آهن چو دریای آب/ اگر بشنود نام افراسیاب این شاعرانه است که فردوسی به کار برده. هر و ای، در درونش که به دادش می رسد. من به گونه ای می که های سنی هم از آن برداشتی باشند و چندلایه است. شیرخوار و در هیچ هیچ هیچانه هم چاپ و به چند هم شده است. این شعر تجربی بود. در سفری که بچه کوچکی را بغل من تا نگهداری کنم تا ما چای کند. در این مدت قلمی بود و کلماتی را می که و یکسری صدا بود. لینگا، ددیی/ هاپو، پیشی، ببعی... قدقد، جاجو، جوجو/ قوقولی قو، بق بقو... بابا، تاتی، قاقایی... . این مفهومی اما هم آن بچه هم هم پدربزرگ و مادربزرگش و کسانی که در این مجلس بودند. این شعر را در جمعی در شورای شعر و ما می این را بسراییم که ندارد، و هم و شد که آن را چاپ به نشر افق دادیم. حتی در که یک سری کلمات آهنگین است در آن هست که بزرگترها هم دار است. هست چندوقت پیش یک نفر از که ادعای و سواد در جایی، از من را به از پور بود و بود روستازده است اما پور است که نو و را بر این و که از پور پیش از فکر می خدا ای ابرها بود که ظاهرا بچه هاست ولی نیست. این شعر ربطی به شهر و ندارد. این شعر یک ضد که می در خدا را این طور می دیدند و هم می در مسجد و اطراف ببینند. این حرفی است که سهراب سپهری پیش تر بود و خدایی که در این نزدیکی ست لای این شب بوها... که هم قشنگ بود. یاد پور بود اما و این هم یک چیز ساختگی است و کاملا یک است که نه است و نه چیز دیگر. اما شعر من نمایی از شهر بعد سبز و است که ای از فراز در شهر می کند و می رود. این شعر هم نو و هم به و می است که در شهر ترافیک اما یک به سبز و کرد و رفت و شهر شهر نیست. شهر فقط اگر به کشورهای غربی که در شده می بینید که همه جا سرسبزی و گل و گیاه در عین حال مترو هم هست. شعر من نیست. این که نظراتی می دهند گروهکی و فکر می کنند. فقط چون شعر من نبوده و شعر و مذهب باب است شعر مرا می خوانند، این در که فکر می ناقدند ولی دانش تحلیل دارد. شما در صداوسیما در و داشتید، در این باره توضیح دهید. سال 65-1364 بیش از 8 سال در در ای به نام جوانه ها و مطلب می نوشتم. و هم از می شد. هر صبح ما پخش می شد. اما بعد از این کار را رها کردم. شما هم در و و های و می بله من پیش از و به که از اوایل شده بود. که یاد منوچهر ترکمان پیش از در و بود مرا به از و شکوه قاسم نیا کرد های و کار با و مربیان. که آن ها نماندند ولی من چون به این کار و بعد از را هم رها کردم. در تالیف های هم دو سه بار های شدم، یک هم به مولف های اسمم را در ها آورده که من نقش و آن را پر از می و انتقاد به های دارم. اگر یک شبانه را به تصویر بکشید، را می کار های من و هیچ وقت ام که بخواهم مدونی باشم. این است که هیچ وقت با یک کار ما و نمی چرخد. من در و هم پیش از و به بودم. و هم بودم. در که حقوقم از یک آبدارچی کمتر بود چون تابع بخشنامه ها نبودم. اگر طرحی می و قبول می با عشق و کار می هیچ وقت مرا به نفرستادند. من بعد از بازنشستگی فعالیتم را به در نشر می گذرانم. چون تا پاسی از شب صبح زود نمی شوم. 9 به بعد به سوی نشر می روم. شبها هم 9 به می آیم، نه و نیم شام می و 10 به بعد هم و می شوم تا سه بامداد. پس شب ها می نویسید؟ وقت نوشتنم یا صبح زود است که می شوم یا شب ها بعد از شام. اگر صبح زود شوم صبحانه را می کنم و می شوم. شب ها هم که به می آیم هروقت به می رسم هرساعتی که شام می سپس ظرف ها را می و می به می رسیم که من و می شوم. من در مجازی است و ها و مقالاتی که می را از این می کنم و می خوانم. هم به سرای اهل قلم و جلسات پژوهی و نشست های دیدار با بچه ها می روم. از بین و مختلفی که آثارشان را چه کسی را پیشکسوت خود می دانید؟ از آنجایی که به هیچ نخوانده بودم، قصه های خوب بچه های خوب اثر را ولی هیچ وقت نتوانستم از او و با را می ستایم ولی این بود. از هم سال های بعد از چون کودکانه و ادیبانه تری داشت. ولی من اینهارا که بچه ها شعر کار می و نتوانستند روی من بگذارند. انسان می تواند از هر بپذیرد حتی است های هم روی من بگذارد و اینطور که حتما از بزرگان بگیریم. شما از سال 1374 تان را در نشر نیز چه شد نشر توکا را راه سال ها پیش که در چاپ با به خوردم، مجوز نشری بگیرم. چون یا چاپ که می را نمی و را که می چاپ نمی یا که عموما دولتی در دست می و را دستکاری می و اطلاع من چاپ می کردند. در های من با غلط چاپ می شد هم که اعتراض می نمی کردند. دلم می ناشری که های مرا دست نکند و همینطوری که هست چاپ کند. هم می و را و می نوشتند و چاپ می کردند. این شد که نشر را تاسیس و های را می کنم. بعد هم من دو تا بچه و راه نشر می توانست برایشان منبع کار و درآمد ولی هم ای به این کار و به رفتند. اگر یک روز را فارغ از دغدغه های روزمره، به خودتان اختصاص و که چکار می می خوانم. من هستم. شوم را از دست می دهم و می رود چندسالم شب روز تعطیلات است یا روز عادی. اهل فیلم و هم هستید؟ بله هم آرشیوی از کاست از دارم. روزانه با مقاله یا بخوانم آهنگی هم گوش می دهم. در ما همه با ملی و های ملی دارند. من به های و عارف قزوینی و با هیچ تصنیفی را حفظ نمی کنم از این دو را حفظم. همسر و دخترم هم همه ها را حفظ هستند. من ولی پیش آمد و نمی صداها را و می کنم تا که قدرت ام را از دست ام های ام را بشنوم. اگر شما و نبودید و نمی چه می می شدم. پژوه، پژوه یا باستان می شدم. من ملی-میهنی به و اگر می همه را جمع می و نمی آلوده شود. شاید این تفکر از صادق هدایت به من منتقل شده که می دلم می بتوانم تنم را جمع کنم و نگذارم قاطی شود من می گویم نه تنم بلکه وطنم. من هرچیزی که است زیباست چه واژه ها، چه دین، چه و چه زبان. با همسرتان چه در این داشت؟ سال 1360 با شدم. آن ها دختران که به و در جمع شده و با هم بخشی به نام که قبل از اداره می کرد را بود دوباره راه کنیم. یکی از به نام شهره که از بستگان بود و از او با شدم هم در کار می کرد. جمع و را به آفرینش های راه کردیم. در آن انقلابی تندی در بود. من با ایدئولوژی موافق این بود که من در ای شده و از قرآن می و شکیات حفظ و پامنبر می رفتم. تا قبل از به بیایم گمان نمی به غیر از شیعه های هم دارند. بعد بزرگتر از این چارچوب های تنگی است که ما باور داریم. به نام انجیل ها با و عیسی مسیح حرف های می زند که اگر حرف اینجا زده شود، فرد را می کشند. که ما وحشتناک با آن است. به قول سختگیری و خامی است/ تا جنینی کار خون آشامی است . به یاد در پسر که اش را نبسته بود آوردند قلعه و به دستور خان که یک آخوند بود تازیانه که چرا پیرهنش باز بوده. همه افراد در حتی من همه جا حتی پیش ما و این سنت که در ذهن آدم می رود به این نمی توان از ذهنش خارج کرد و به درونی می شود. در که شد با انواع ها مثل اهل قلم گرایشی به چپ و فکر می عدالتی که خدا نتوانست در کره کند می این همه ها بود و ما هم فریب آن ها را خوردیم. و من اعتقاد بشر راهی مهار باشد. یکه تاز حاصلش جنگ و خونریزی و است. اما ما ندیدیم با ها مارکسیسم و سوسیالیسم عدالت شود. در روزهای اول در ای شده بود همه های پیش از و همه های خوب را از های در انبار پارس تا آن ها را کنند. من و عده ای به و من کار عاقلانه ای مخصوصا هم در بین این است. جروبحث بالا گرفت و از سوی ای در شد که آور امت اسلامی است و من زده شدم و غلط و سخنان آور است و بوی استعمار از آن می آید. این حرف را زدم دعوای شد و همه طرفدار خمیرکردن بودند. فقط سه نفر از من حمایت کردند. یکی ارگانی که بود و گفت که نظرش را است. یکی وحید طوفانی و همسرم، منیژه، بود که گفت: نباید را به شاه است در این شاه را هم خراب کنیم، این شاه با آن شاه فرق می کند، این چه استدلالی است که کشور ماست و این سرآغازی شد و ازدواج ما. درواقع ما را به هم رساند. بعد به راجع به های را درآوردم و را دادم. بعد کارمان شده بود که به می آمد ارسال به ها. این شد کار من در تا جنگ شد. من جنگ و سبب شد نتوانم خوب با کنم و حاضر از پروژه را که پیشنهاد می اجرا کنم. با این حال جبهه و یک سری با خاطرات جنگ بچه ها جمع آوری و از سوی شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
زمان پروازهای حج اعلام شد

زمان پروازهای حج اعلام شد


پروازهای حج سال 97 از ماه سال آن نشده اما سازمان حج و زیارت اعلام کرده توافق‌های مربوطه را با عربستان به نتیجه رسانده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری اهل بیت
موضوع : کل اخبار
چشمی: استقلال همیشه در آسیا حرف برای گفتن دارد

چشمی: استقلال همیشه در آسیا حرف برای گفتن دارد


هافبک تیم گفت: فکر نمی را دهیم اما نشان دادیم همیشه در آسیا حرف برای گفتن دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
شاخ آفریقا هم از امارات در امان نمانده؛ دخالت سیاسی و تأسیس پایگاه نظامی

شاخ آفریقا هم از امارات در امان نمانده؛ دخالت سیاسی و تأسیس پایگاه نظامی


گروه خبرگزاری است که چند سالی است تمایلی مفرط شدن به اما این از راهبردی را ندارد؛ وسعت سرزمینی، جمعیت، نظامی، انسجام درونی و سیاسی، و از دو مثل و اما در جای را پر کرد. در پس از به بیش از خود شده است و در این از خود تا یمن و و شاخ را تا شده بزرگ‌تر از حجم خود را کند. از بحران‌سازی در شاخ آفریقا؛ امارات عربی متحده، توسعه‌طلبی‌های خود را به کشانده است. سومالی، و لیبی به طور و غیر و دخالت‌های این را در خود حس می‌کنند. به طور معمول هنگامی که از منابعی بیش از نیاز خود بهره‌مند باشد، دست به توسعه‌طلبی خارج از مرزهای جغرافیایی خود می‌زند. در قبلی به دخالت‌ها و توطئه‌های در قطر (+) و یمن (+) پرداختیم که چگونه حاکمان به زدن به حتی پیش از از هیچ نمی‌کنند. خود را به یمن و به مهم و از در هدف را در پیش بگیرد: 1- بر باب از بخش 2- با مثل 3- و بر 4- در به در شش و می‌پردازیم. مصر: با با اوج در به و به در کرد که این به این به آید و چه بسا را زیر چرا که در از و که از به در و ملی و و در 2011 طی به بن خود را که پس از آن از و که به و پس از آن نیز با به این در پیش گرفت. در با در بن زاید باشد». بنا بر نوشته این خبری، بن برادر بن ولیعهد در سال 2011 قصد وی را داشت. طبق این بن قصد با کمک رهبران قبائل، پادشاهی را طوری در پایه‌گذاری کند که «آل نهیان» سهمی از را نداشته باشد.این تحرکات به شدت از سوی در می‌شد که پس از کشف و خنثی‌سازی کودتا، خشم بن از دو چندان می‌شود. بنابراین حاکمیت بر این عقیده است که با پایان کار در مصر نابودی اسلام در را تا ابد تضمین کند و مصر سر شاخه جنبش‌های در جهان محسوب و اگر تجربه مصر شکست بخورد، در درگیر نقاط نیز توانست تشکیل حکومت دهد. بر اقتصاد مصر از سوم ژوئن 2013 به کمک بلا به برآمده از و کرد. اما با یافتن در متوجه این شد که هیچ تأثیری در بهبود شرایط مصر (برخی به گفته‌اند که این حساب‌های بانکی سران شده است)به هر صورت تصمیم که از یک کننده به یک شریک شود. از این رو به وسیع در بخش‌های  املاک، اکتشافات، نفت، گردشگری، صنعت، پتروشیمی، مواد غذایی و کشاورزی مصر کرد و از پروژه‌ها را در دست که به گفته در حال 638 به 18.4 (5 دلار)در مصر هستند. در بخش گردشگری بنا بر حمل و نقل و زمینی طی یادداشت تفاهمی با متحده عربی، شده است تا پروژه‌های با محوریت کانال سوئز به شرکت‌های واگذار شود و در این در اولین داد، در پروژه‌ی انبار کانتینرها در ساحل شرق پورت‌سعید به میزان 150 میلیون شده است.  در حال 638 به 18.4 (5 دلار)در مصر هستند. بر مصر همواره بر مصر در مواقع مورد نیاز، تکیه کرده‌اند، همان‌گونه که در جنگ در سال 1990 رخ داد. از 3 ژوئیه، در صدد تحت خود در آوردن مصر بود؛ چه بسا که بی حد و حصر از که در آن وزیر دفاع بود در همین انجام شد. توانسته است از مصر پیش برد خود در بهره ببرد؛ به طور مثال در مصر مرتبه مواضع سلفی که با «ژنرال حفتر» در مبارزه بودند را هدف دادند. از این رو بتوان دلیل کمک 5.4 یورویی به مصر خرید رافائل فرانسوی را فهمید. همچنین در روند تجاوز عربستان و به یمن، هر چند مصر نشد پیاده خود را به یمن بیاورد، اما مصر به بهانه در باب‌المندب و در اصل از خوف کامل نیروهای یمنی بر این گذرگاه، عمل شد. سیطره سیاسی: تا با هدف ایجاد توازن میان و ایران، با تهدیدات شده خود و تثبیت خود روندهای در مصر را تحت خود درآورد. در حال به نظر می‌رسد هیچ گزینه‌ای مناسب‌تر از جهت در مصر نیست. وضعیت کاندیداها فوریه 2018 نیز تا کنون به گونه‌ای است که هیچ رقیب صاحب نامی را و تقریبا وی در کارزار تنهاست. به حدی مطلوب است که حتی «احمد شفیق» را نیز بر نیتابید. احمد شفیق که پس از روی کار آمدن محمد مرسی به گریخته بود، سه روز پس از اعلام نامزدی در امارات، از سوی مق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
بیکاری؛ مهم‌ترین چالش جوانان درگزی

بیکاری؛ مهم‌ترین چالش جوانان درگزی


طی یکی از و است. رسمی همواره از تلاش مقابله و کاهش در سخن گفته‌اند؛ اما در واقعیت شاهد دستاورد چشمگیری نبوده‌ایم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
اعتماد مردم و عملکرد شهردار تهران

اعتماد مردم و عملکرد شهردار تهران


چند ماهی است که علی شهر را است. به نشست تا عملکرد وی مورد ارزیابی قرار بگیرد، اما تا این حسب دستورات اقدامات مهمی تا این صورت است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
نخستین شیشه خودترمیم شونده برای گوشی‌های همراه +عکس

نخستین شیشه خودترمیم شونده برای گوشی‌های همراه +عکس


از که شدن است. گوشی‌های هوشمند سعی دارند با استفاده از شیشه‌ای قوی‌تر صفحه را مقاوم‌تر سازند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 2 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ چال چاله دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف متن آهنگ billie eilish ازsix feet دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله متن و ترجمه آهنگ kisses back از matthew koma متن اهنگ ذاک من ذاک متن اهنگ ذاک من ذاک متن نمایش درباره ی کفاش باشی اهنگهای ترکمنی مغین مخطلط معنی اهنگ six feet under متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam جواب بازی جدولانه(2)312 ترجمه اهنگ sevdiyim adam دانلود متن اهنگ sevdiyim adam @guturnews @guturnews www.0net.ir متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam دانلود اهنگ های عثمان نوروزف آهنگ آودون از عثمان نوروزوف ترجمه اهنگbillie eilish_six feet under اهنگ گل گل یاریم ازعثمان نوروزوف متن اهنگ kisses back دانلود اهنگ ترکمنی اودون اودون کانال عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن اهنگ kisses back عتمان نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله متن و ترجمه آهنگ kisses back از matthew koma آوودون آوودون ترانه دانلود اهنگ ترکمنی آوودون آوودون دانلود آهنگهای عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ six feet under اهنگ عثمان نوروزف شمشاد جان اهنگ عثمان نوروز شمشاد جان اهنگ مایه مایه عثمان نوروزف ترجمه آهنگ kisses back معنی اهنگ Six feet under billiie eilish دانلود اهنگ های عثمان‌ نوروزوف دانلود آلبوم جدید عثمان نوروزوف متن و ترجمه فارسی اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه فارسی اهنگ sevdiyim adam دانلود اهنگ از دروغاتم خوشم میاد وقتی میگی دوسم داری متن ترجمه اهنگ six feet undsr www.0net.ir ترجمه آهنگ six feet under عثمان نوروزف لینک مستقیم عثمان نوروزف متن آهنگ sevdiyim adam جهش ضمیری دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف اهنگ مهری جان عثمان نوروزف دانلود اهنگ عثمان نورزوف عثمان نورزف دانلود ریمیکس بازار سری8 برطبل جنون میزد اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف مجید علیپور همش دعوا چالچاله مجید علیپور همش دعوا معنی اهنگ six feet under اهنگ عثمان نوروزف اودن لیلام دانلود آلبومblah blahاز کیوهیون آهنگ اللر چارپ از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ayna از adilge دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ ترکمنی اودان اهنگ مسعودجلیلیان امشوبوباره بیداری www.0net.ir دانلود اهنگ آیدا از عثمان نوروزف متن و ترجمه اهنگ six feet under دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله