صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب هرچند



کودتایی که مصدق و فاطمی و دکتر نون را به اختفا در خانه‌ها و کتاب‌ها واداشت

کودتایی که مصدق و فاطمی و دکتر نون را به اختفا در خانه‌ها و کتاب‌ها واداشت


خبرگزاری ایران(ایبنا)- خلیلی: گر پرسید: چه که سرش به آن را به بود و شده از دادن طفره رفت. گر سوالش را با قاطعیت بیشتری تکرار کرد: چه بغض گلویم را بود. می دانستم اگر دهانم را باز کنم، اشکم سرازیر می شود. می ترسیدم حرف نزنم و سر بیاورند. با چشم های پر از اشک دادم: و و در به نفع و به ضرر ملت. به و به و به ذات همایونی. و بی ثبات سیاسی. درگیری و استقلال مملکت... در وار خود در نون زنش را از ، در نقش یک نویس گرا، بی نویسندگان به سبک و مشی خودش، می دهشت و دیرپای پس از و و و سی و دو را در و رنج و های های - که در و پس از به می - کند. قصه از این است که که سال های اوج هم به می سال ها با و و با راه و نقش در تیم و ملی به می کند اما پس از او که به قول است به وی از فرط بی به ملک تاج و در اثر های مجبور به ای می شود و در آن علیرغم میل باطنی و از رنج های زندان و و ترس، به و نهضتش پشت می کند؛ اما این نقطه او بود بلکه حتی رنج و فرسایش او که از پس از کودتاست، درست پس از این می نون دچار دیگربودگی هول انگیزی می شود که به تخدیر همه متفکرانی است که در رنج خوداتهامی، مرگ و و پس از می زیسته اند. از این این بازتابی قصه وار و در آمیخته به و توصیف از رویداد بزرگ و تاثیرگذار و اما در دل خود ورای پوششی خیالی و لایه ای از غبار افراط، بر های آن روزها هم هست چنانکه از شدن نون از ترس و ها و و در یکی از پس از سخن می که نیز در به نام در به به آن می کند: از روز 28 تا یک ماه من و در و می کردیم. من طی چند روز اول ndash; نوری. را یکی از قصه هم نقل که در نیز از هر در یک و می این و و را در می می که می است است و او را به می و آن ها همه جای را زیر و رو می و در با از می را ترک اما به اما در پر از خشم و دست را به می برد و را در ای در و می گوید: آن را پشت آن ... در این طنز و خشم اما او را به نیز می و قلم به دست و که اگر هم به ها و ها است. را از در نیز به می به که با ای ndash; که است ndash; نقل می که نون را اش بر ضد می کند و می گوید: اون رو کرد. اون کار بود. با اون به اینا. این نکرد. کرد. مثل شیر نر. نور به بباره... و ها در علی که به با می و قصه و می دهد که می سه قطب را پس از کند: طیف طلب و طیف کار که به هر شده و می کنند. از تا قصه ها اما جز و و های های نیز به راه در اش به در در است که: یک پس از به که بود {...} و عده ای مرا در است! که می به یک نداشت. پس از روز در های نقل شده از این روز و در با و هم کاملا مشهود است و از این رهگذر قصه افزون بر یک قصه یک و مستند از نیز به می رود حتی در او نیز می را دید که به میانه ماجرا آمده است: بازجو پوزخند زد و چراغ مطالعه را به طرف برگرداند و پرسید: منو می شناسی؟ و پیش از پاسخی بشنود، گفت: من نخست جدید هستم. مصدقو دستگیر و تا چند وقت دیگه محاکمه اش می کنیم. اگه شما یه جانانه اون بکنی، آزاد می شی. شما که نزدیکترین فرد به بودی، ما مهمه. خدا رو چه دیدی، دوباره دری به تخته خورد و وکیل و شدی. شایدم مثل اصلا اومدی تو کابینه خودم. والا کاری می که دقمرگ بشی.مطمئن باش که راهشو خوب بلدیم. مگه دیشب نزدیم رو سقط نکردیم؟ می و های را هم و که بیش از در نقش خود شده باشند، نقش های نمادین قهرمانانه ای در بر دوش دارند، تلویحا بر این نگره مهر تایید زده است که: نوول و نمایشنامه می توانند های اعمال و رفتار و لاجرم های های را دهند. در راوی قصه از این می بیش از خط سیر و وجه انگیزش، به ساختارهای و مولد و در ها توجه کند. او از است که را شبحی می کند که در و حدیث نفس های نون رنجور از خوداتهامی و ارعاب، همواره با گفتمانی سرزنش وار حضور می خواهد ضمن واکاوی حس نوستالژیک طیفی از سرخورده پس از بر باد رفتن آرمان های این تکاپوی را پیوسته و به گوشزد کند. از این قبیل نمادپردازی ها به و مورد بحث در باز هم بهره برده است ها در های ای زندان، رادیو، بیمارستان و غیره می افتد، در است به پس از که موید استقرار قطعی یک حاکمیت استبدادی به می است. در قصه عشق هم دو قرائت که از و سایه فکنده بر شادمانه که بازگوکننده نشاط پیش از و در از پیشاکودتایی ست و نومید و گریزان و مغموم که جو بی و مرگ پساکودتا را فرا یاد می آورد. و به این می تصریح که در نون زنش را از و سی و دو با تکه از و و در دل یک ثبت و ضبط شده است. نون و پس از البته از سو با چشم اندازی از فصای پس از را هم حسن در صدسال نویسی تاثیر بر و دوم می نویسد: 28 1332 گسست دیگری در و فرهنگ پدید می آورد. رژیم می هر نوع ارتباط را از بین ببرد. سازمان های سرکوبگر، همراه با ترور - از طریق و انواع ها و نشریات-نشان تلاش های مبارزه با هر نوع وحدت و همبستگی است. با بازگشت محمدرضا به سلطنت، و ادبیات وارد سیاهی می شود که هفت سالی می یابد. در این با درهم شدن همه کانون های و فرهنگی، به انبوه و در می آید. جو بی و سوء ظن بر روابط حاکم می شود و ترس و تعصب بر می افزاید. هر دم فزاینده (برای به مردم) ای جز رشد پریشان فکری، جنون و خوردگان ندارد. ادبیاتی که بر زمینه - شکل می و جلوه های گوناگون نپذیرفتن و گریز از موجود را به های مختلف می دهد. این و ترسان، انعکاس این به و میل به و رستن از رنج ها، به شکل خود را در تکه های مختلفی از از زیست فلاکت بار نون قصه اش، که به اجبار بار پس از به واداشته می خود می نمایاند وحشت و ارعابی که با دستگیری نون و حبسش در می شود و با فشار ای که از سوی بازجوها و بالاتری ها او به می به اوج خود می رسد: مرد قوی که توی بالای سرم پس از گذشت سال ها هنوز در حیاط توی گوش نون می پیچید: کافیه بگی آره تا ولت کنیم. دو مرد قوی که در بودند، با انگشت بازجو، آمدند و کتف و گردنش را گرفتند و هی سرش را توی بشکه آب فرو بردند و بیرون آوردند و هی گفتند: تا تنور داغه، باید یه بکنی نون هر بار جان به لب رسیده و نفس نفس زنان گفت: بکشینم این کارو نمی کنم. در صفحات بعدی اما به خوبی می دهد که پس از کسانی که آرزوهای خود را با سقوط بر باد می دیدند، چگونه و سوق به سوی و بوده است: نون کاشی های و موزاییک های کف را بار شمرد. مساحت، و حجم تقریبی سلول را بار حساب کرد. هی دوش گرفت، آواز خواند و قدم زد. مرغ شد، خروس شد، واق واق مرنو کشید، عرعر سر داد و له له زد...اما که نرفت. با لگد به در می کوبید و التماس می کرد: درو باز کنین! نکره ای از پشت در می گفت: تا نکنی، دست از سرت برنمی داریم. با موافقی؟ نون با اطمینان می گفت: نه با به مرور چنان شده بود که اغلب اوقات صورتش را پشت دست هایش می پوشاند و گریه می کرد. این رنح عمیق که خود را با پوشاندن صورتی غمگین و گریستن می به اختصار بازتوصیفی ست از حال و قال و روزگار پس از که حسن به این وصفشان می کند: در طی جوش و خروش های دهه 1320 ها پرداخته و دل به امیدهایی که پیش از فرا رسیدن شد و بعد از آن به کل در هم ریخت. فرا رسید، را کشت و عده ای را آواره کرد و آنان که جان به در بردند، کنج عزلت گزیدند و به اعترافگونه ها از زبان های گرا و پرداختند. غیرقابل تحمل شد، اهمیت یافت و اضطراب دوران و بی حاصل و فرسای که می خواست جهان را تغییر در آثاری ملهم از رمانتیسمی بدبینانه به نمایش درآمد. اما نکته بدیع در یک دلنشین تر نهفته است نون غمگین، از و رنج، می با باغبانی و کاشتن گل ها در باغچه ارام شود این تکه را کشاندن پای گل ها و طبیعت درمانی قصه اش به دل کشانده اما حتی تکه از قصه هم بر و آن هم مرتبط با حیات معاصرمان، است پس از مخالفت های مکرر با استبداد رضاشاهی و از بهبود از دست کشید و درمان اش به نزد یک پزشک اعصاب در آلمان رفت، را کشاورز که در در شرحش می دهد: در این جلسه میزان تحصیلات را جویا شد پدر گفت: و علوم سپس شغل او را پرسید. گفت: فلاحت. که از سوابق و شرایط او پس از کناره از و در رضاشاه اطلاع نداشت، گفت: این هم است که خوانده و کشاورزی کند. و به این دو تکه از یک قصه به و یک خاطره به واقعیت، در هم می گیرند تا رنج ای را که چونان دملی چرکین در روز و 1332 و ملتهب پس از آن دهان گشود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 19 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
نقد ماهیت فلسفی غرب دغدغه فردید بود

نقد ماهیت فلسفی غرب دغدغه فردید بود


به (ایبنا)، 25 1397 است با و چهارمین و معاصر. و او شده و شاگردانش نیز بارها در گفت وگوها و یادداشت های خود نکات را یادآور شده اند. مخالفان و شخصیت نیز را در نقد او اند. که خود به جز چند در اش و حجم ای از یک هیچ و هیچ ای را به و به شد، اما در و در این چند دهه دارد. نتوان فعلا به حرف های و تازه ای رسید، اما چیزی که در این مغفول مانده نظرات و تحلیل نسل از های است. به مناسبت وچهارمین به سراغ یکی از اهالی متعلق به نسل جدید، محمد رجبی رفتیم که دکترای دارد. این گفت وگو را در ادامه کنید. که بار و شد، بود از نقد هایدگر. از نظر شما که چه از در شد و این تا چه به نظر بود و چه این در کنش های شما را با روی دو و غرب کنم. یک نوع بر و از است و حال غرب است که می نوع و و بر این از شد که های که دین در و چون آل و که به قول این عقب گرد در شده حال غرب و و از جنس بود. در به دو مهم خوریم: یکی آل که و با غرب بود و به به آل کرد و آن را نواخت. بود که آل غرب را از او آن را دریابد. غرب از ماهیت غرب بود که بر بنیاد فراموشی هستی و غلبه تکنیک بر داشت. اما دوم مهم غرب آسیا در غرب داریوش است که سعی با به شرق و غرب و برخلاف آل از پرهیز کند. به از گشوده به (شرق) در سلطه تکنولوژیک بر (غرب) می کند. به است نه آل و لذا می توان را فیلسوفی دانست که به جامعه از تمام زوایا نگاه می اندازد و موشکافانه آن را در راستای یافتن مسیری نو بررسی می کند، نه از روی و بد فهمی خویش، انتقاد دهد. بسیاری از منتقدان از تاثیرگذاری در برخی جریان های در پس از انقلاب می کنند. عده ای نیز از نقدهای او بر به کنشی می که جنجال هایی را شد. نظر شما در این باره چیست؟ و در همانگونه که بعدها داوری اردکانی اعتراف کرد، بود، نه نقد مبانی این دو فیلسوف. سروش و دیگران، به را فاشیست می خواندند از لحاط تئوریک بتوانند نشان دهند که بین فاشیسم و نظریات چه مستقیمی دارد؟ آنها حتا به غرب را نفهمیده بودند که بخواهند نقد کنند. این دعوا، جنگی بود نه جدالی فلسفی. دوری بودن و مقوله پس فردای را که شکل گیری امت واحده است، چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا به آرمانشهر مدنظر شیعه در پایان است؟ در به است. از (اعتقاد شرقیان) در تاریخی غربی می کند. به می خورد. همین است که سبب می شود شیخ شهاب الدین سهروردی و زرتشت و افلاطون در یک همسخنی باشند، با به مکان ها و های تعلق دارند. در واقع، عمودی است و نه آنگونه که در غرب هست. در عمودی، پیشرفت معنایی ندارد، اگر منبع مشترک باشد (حکمت خالده) آنگاه حقایق واحد حاصل می شود. در حالی در و پیشرفتی متفکران در های اختلاف و جدایی دارد. به نظر شما چرا هیچ کتابی ننوشت؟ تنها به خاطر فراگیری خودش از آلمان و دلبستگی بیش از حد به که داد در بستر گفتاری بماند و وارد نوشتار نشود. یا بتوان کرد به دلیل حساسیت بالای در کاربرد کلمات تحریر های داد از آن گذر و و نشر خود از طریق (یعنی ارائه سخنرانی و گفت وگو) بپردازد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
انتخاب‌های یگانه احمد فردید

انتخاب‌های یگانه احمد فردید


خبرگزاری (ایبنا)ــ اسحاقیان: در دورانی می زیست که چپ از و از و می گرفت. نیز به تحت این دو بود. در این پس از کشف برگسون (فیلسوف مشهور فرانسوی) و اهمیت درونی او به مارتین رسید. دازاین و را نزد کشف کرد و می که هر و در می خود را بازیابد. او در از سوی های گرفت. بر علت بود. به های او از در از که خود از اش و و به اش بود. در این به به عمد نکرد. ای که از آن به در یاد می شود. از آن نیز می بود. با این همه با کشف و طرح و به های که از و از این تذکر را داد که راه رفت از این بازگشت به و کشف جدید در این سنت است. اما به گفته خود در هم سخنی با را اسماُ کرد و در وجود به موجود فرو کاسته شد که نقطه مقابل بود که از ابتدا بر نقد آن در مغرب زمین از سقراط و افلاطون به این سو، بر آن داشت. در با تئولوژیک از مجدد به گرداب موجودشناسی سقوط کرد. امتیاز اما در کشف و اروپا در همچنان پابرجاست. هایی دیگر نیز با تمسک به های پست مدرن که از برخی محورهای الهام گرفته اند و بدون اشراف بر کلیت او از آن دستاویزی مخالفت با های علمی یا آزادیخواهی کرده و عنوان هایدگری بر خود گذاشته اند. آنچه که از و باید بیاموزیم این است که راه رفت از متصلب این است که به بازگردیم و با بازخوانی و بازیابی آن را نجات تاریخی خود برگزینیم. تاکنون های فقهی، صوفیانه، کلامی، عرفی در شناسی ما نتایج خود را به منصه رسانده اند آیا از دل این سنت قابل کشف است؟ آیا در دل این ناامیدی از در اینجا امکانپذیر می بر و اصیل شاید امیدی را ایجاد کند. آیا نشانه ای از از این نزد اندیشمندان یافت می این نکته جای تامل بسیار دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
​رورتی معتقد است فیلسوفان دچار توهم‌اند

​رورتی معتقد است فیلسوفان دچار توهم‌اند


خبرگزاری ایران(ایبنا)- خادم: است که از خاص نقدهایی به های و به و خود دارد. او است که دچار این که بشر مفیدند. یکی از های که در آن سعی می کند را به گفت وگو در بین عموم کند. این توسط علی عضو هیات و به شده به مناسبت با وی و این گفت ایم که در ادامه آمده است: اثر را شما از انگلیسی به اید، و جایگاهش در بفرمایید. رورتی، است که می او را برجسته و جدیدترین دانست. های در است و را می ها و ها که این از نظر با هم دارند. به فرض مثال دیویی با ویلیام جیمز و این دو با یا جرج هربرت مید که معروفی های جدی ای دارند. در اصل مقداری با کلاسیک است و آن این است سعی انتقادهایی را که از ناحیه یا ای ها یا اگزیستانسیالیست ها به شده را به ای با تجدیدنظر و دهد. با توجه به این ها می را یک بدانیم. را سنت دید و کرد و خود سنت را سنت های دید که در غرب در قرن و قرن دید. در اصل یک گفت با همه های ای که به در سده در غرب است. چه را پیش می در اصل به می که خود بود و حول این جدی را با از است. در اصل می گفت که این یک جور گفت وگوهای مستمر و منظمی است که در طول با ها و های است. در این سعی می کند که پیشین خود را که در و طبیعت یا های پرورانده بود با های در جهت به دست بدهد. آن هم به طور کل چه نسبتی با عام و از چه می از کنیم؟ بعد این دو را از بررسی می کند. ادعای و که هیچ گاه از آن دست برنداشت و سعی کرد که آن را با های جدید تقویت این است که به که متخصص که به آن باشد. او از این می که در طول به کار است. در او می آن که به درد بشر و آن که شود که آدم ها در صلح و خوب است و می شود به آن کرد. در می که به و های در طول کمک به و اگر هم ذیل کمک است که علم و است. می که اگر فرض که یکی از کره و با شود است که ما به او یک را تا یک افلاطون. است که های از بشر را به او نمی و اگر هم وجه و از را از های می درحالی که با خواندن رمان، شعر و به عمیق تر می با شود. علی در نقدش به های تحلیلی، ای، پوزیتیویست، و... از این است. یکی از نقدهای جدی او از این است. به طور کل به و کارآمدی و چرایی آن نقد می کند. به از های شأن ای را مادر علوم دانسته اند. به طور عام منشأ هر تغییر و تحولی را در جسته اند. از کاذبی شکل که مهم که مهم تری و در عمل خود را اند. این است که این فیلسوفانه را که در طول رواج بشکند و از بین ببرد و سعی کند شأن و و علم کند. او است که یک حرفه نخواهد افرادی که شغل خود را ورزیدن می دهند، خود این دامن زدن به آن را تشدید می کند. ما نداریم که یک آئین یا کالت کنند. دربسته ای که حرف می زنند، از و تعارف می و در حرف بین در است. که این امر نمی اطمینان که از برج عاج پائین و هم ردیف های و معرفتی علم و بگیرد. برتر و شأن و اعتبار منظومه ها و سامانه های و اخلاقی و هنری را وابسته به می داند. می به در عصر همه شاخه های معرفت، هنر، اخلاق، راه را از جدا و را بی از آن اند. است که قبلاً هم این بود، اما کسی متوجه آن نبود. اما این به در دوران در دانشمندان، هنرمندان پیداشده که هنرورزی و... به تأیید ندارند. را اندیشمند زدایی از و می داند. در ذیل این نوع تز را بر را می گوید. که شعر و ادبیات، علم و بر دارند. منظورش از دموکراسی، در یک عام جز نیست. ما تحولات، کارکردها، های را به ای پیش ببریم که هم از دستاوردهای هنر و فنّاوری استفاده در عین مراقب این نوع تبعیضی را نکند و موجب ها و شود که آدم ها به هم و گفت وگو کنند. او است که آدم های اگر از پیش ها گفت وگو و را به یک یا هر چیز وصل آن است که می که هم بسط کند و ها یواش از بین و و کند. این است که را از بند چه که تا تحت عقل خود مثل یا تحت و... رها کند و که در این ها و می را با این و با گفت وگو و و را دهند. است که وجه از این است که به اند هر چند که که همه باشند. او است که یک است یا خیر این است که آن در ما یا نه، حال ما را خوب می ما را تر می ما را تر می ما از که یا دست برداریم. یا یک هیچ ما نمی آن که به ما کمک می کند این است که ما که است این است که گفت وگو کنیم. پس از این گفت وگو بله به این که ما به که از دست بردارند. که بسازیم هیچ ربطی با ندارد. این حتی می طور که می که کار این است که به بپردازد. او می که هیچ ما چه ای می که کل را دور بیاندازیم و به جای آن به گفت وگو بپردازیم. سازوکار نهادینه شدن گفت وگو که در آن تبعیض، تحمیل برقرار نباشد. این آن را که ما بر سرشان بجنگیم. که به نظر برسد که باشند، آن را که گفت وگو را فرو نهیم و بر سر آن با بجنگیم. این اخیرتان که هیچ را ندهیم، من را به نقدی گرداند که بر عقل یا خود دارد. عقل را هم می کند و در که هم به آن ها نقد به ای در می است آن است که راه ابطال را باز بگذارد، می که هیچ نمی شود به تعبیری درونی خود است. می خواهم بدانم که آیا در این مقوله با آن ها است یا خیر؟ اختلاف با عقل چه در و چه در عقل انتقادی، این است که می عقل گرایان یک یا کلی را به نام عقل فرض می گیرند، که این عقل از و و همه اتفاقاتی که در افتاده می کند. در اصل به به ترنسندنتالیزم است. می که فاهمه ما یک پیش از و از و را بر آن ها می کند. می این نوع به یک یا ذات فراررونده هیچ با خرافی قبایل آمازون به روح تأثیرگذار در شان ندارد. یا هیچ با دین داران به موجودیتی به نام خدا نداردکه بر . است همه این ها، اسطوره، خدا، مفاهیمی ذات و... همه از جنس باورهایی که هیچ است. به یک معنا به صفتی به نام عقلانیت است که می عقلانی باشد. به یک نوعی از ترنسندنتالی را در عقل و حتی پوپری می دهد و به آن می کند. مبنای اش هم این است که این ها یا ذواتی که فرض می سود یا است. از نظر هم به وظیفه گرای می کند و در به میل، بنتام و... است به آن ها هم دارد. آنجایی که است که چه بافته اند به فیلسوفی در باز و دشمنانش که می افلاطون، مارکس و هگل و ... دروغین می شود؟ به یک سوسیال دموکرات از وجوه لیبرالیسم هم در او به چشم می خورد. از این جهت می بگوییم به است. یا هابرماس، اختلافشان و در شناسی و علم است. در مسائل و ندارند. هر دو به و سازوکارهای دموکراتیک دارند. به و بشر که در پارادایم می گنجد هستند. ها می که پست با این امر نیستم، به به های عام و بشر و و... دارد. اما به به در علم و جدی ای با دارد. در در از هگل در دفاع می کند و از هگل وام می گیرد. با از هگل با هگل و از او وام می گیرد. جهت طرف هگل را می همانی است که خود هگل هم می که با از عقل، عقل را از و جدا می کند و خود هگل را وارد اش در به می نظر به تحولات و ای که در بطن و نه در را سعی می کند تئوریزه و آن را به و وصل کند. است در با هگل نباشد، به هگل این است که هگل و در هم تنیدگی با های را به یک به نام روح یا روح فرا تاریخیوصل می کرد که خود باشد. می هگل در اصل از انضمامی تاریخ، خود را تبدیل به فرا می کند. اتفاقاً آدم حس می کند که آنچه می در از هگل عقل را می کند می که هیچ و عقل حتی به هم می پردازد. اما هگل یک روح فرا را می کند که در به خرد سرمدی می رسد که حس می کند خود هگل در اینجاست که در هگل گم می شود و شما عملاً نمی بینید که به درد تان همه اش زائیده ذهن است. تفسیر از هگل این وجوهی از هگل را کشد که است در می گوید: های من در این است درآمیختن این تز هگل که احاطه به زمانه اش با گزارشی غیربازنمایانگرایانه از می تلفیقی بین ویتگنشتان و هگل کند. این را از هگل نقل می کند زمان کند در حالی ازنظر و هگل، فراتاریخ عقل را به از مرزهای و می برد. به تعبیر شما که به درستی گفتید که بعدها در مورد روح مطلق، سخن می هم به این دامی می افتد. آن که در هگل می یک نوع پراگماتیکی است که با دوم این اتفاق می و می در گفت وگو را دهد که ها با به گفت وگو می پردازند و است به صلح برسند. این را می به مندی هگل اضافه کند. است که با این کار می هگل را از اندیشی مصون بداریمکه در نظر می گیرد. یکی از فصول در در نظر و در را می بیند؟ می که و سعی می کند که هم کار را این است که گفت وگو را توضیح و کند. که آدم ها می گفت وگو کنند. به طور مشخص در از گفت که؛ یک دیسیپلین یک ادبی اگر و دین را دو رکن یا دو آدم ها را بکار می برند و همه آدم ها و هنر را دوست و با شکل های با آن درگیر پس جز مهمی از است و از طرف دین را هم اگر جز از بالاخره که دین و دین از آن هاست، دین از فرهنگشان است. اگر ما این دو را در نظر که بخش از را دربرمی گیرد، در بهترین یک این دو است. از دین و از است. انتظاری که از می است که آدم ها در از دین شان انتظار دارند، آرامش به آن ها و... است که بعضی اوقات کار دین را می کند که ازاین جهت اگر این کار را خوب است. اما این به این معنی که کار ای جدا از دین می دهد. از طرف و شعر و... است. تمثیل غار در را می خوانید استعاره یک فیلم را می کنید. می آدم ها که از شعر و است حسشان را و با آدم های آن را در می گذارند، گاهی این کار را می کند. علم که اصلاً جداست و که علم ورزیده اند؟ اما در یک بین دین و است. بی خود فکر می که مهم اند. و پیشوایان مهم تر از اند آن ها حداقل آرامشی را به پیروانشان می دادند. از دوم تاثیر می پذیرد؟ زیاد از دوم وام می گیرد. طور که می دانید اول و دوم اما کارش است. که در بخش اول فکریش از می دهد، یک بازنماگرایانه از است. می ها یا هاست. ها در می بازنماست که به نظریه تصویری است. فرض این است که یک این را در می دهد. اما دوم است و است است از نحوه کاربرد از واژه ها و زبان، یک یا ها ای از ها با قواعد گوناگون هستند. می گفت ما با به ای که را می سازیم. به این نوع از گرایش و کاربرد، هر به کار می رود. یا آن را به کار می برند؟ حال اگر به کار صلح و و ... وجه مثبت آن است. کار هم این است که در این روی این تمرکز کند. می یک گفت را مطرح فصلی در با و گفت منظور از این آیا می تقابل این دو را و به به این است که این ها بی خود را مشغول امر اند. با موشکافی که مسائلی امر یا می دراصل ما را به سمت یک نوع می برد، که به کار گفت وگو نمی آیند. گفت وگو در به معنای گفت عام در آدم نه گفت دو فیلسوف. گفت وگو است و می که این نوع ها هیچ به کار فراگیری گفت وگو نمی آیند. هم وغمش این است که این را به نقد کند که یک انتزاعی و غیرکاربردی است. های با و خود علم و چه در می باشد؟ است و همه درگیری او با و علم علم است. می که علم علم این که تطابقی با گزاره های این که بر واقعیات این که نقادانه و... او می که هیچ از این ها علم نیستند. علم و آن است. اگر به ما کمک کند که و خوشی بیشتری علم است. است آن که بشر به نام علم به آن دست یافته است بیشترین کمک را به و به روزی ما می کند. پیشاپیش است که در عمل به ما نمی بحثی نمی که چه است یا نیست. در عمل علم موجود خود علم است چون به ما کمک می کند. معیارش آیا خود در دام آن نمی که می که کلی کرد و را از این نقد می کرد نمی افتد؟ این بحث پیچیده ای است و هم که به شده به جاست. می که شما را می خواهید بدهید. این است که شما چرا به می گردید؟ یک امر نظری یک امر عملی است و ما آن را در حس می کنیم. می که خود این وسوسه کردن یک امر غیرپراگماتیک و است. می با طرح این پرسش ای را طراحی می با قواعدی که مال کار من این است که کل این را بگذارم، می من داخل آن نمی شوم که بخواهم بگویم که چیست. می همه حرف من این است که عام نمی داشت. در آموزش، تفاوتی بین و می گذارد. می هدف یا پیشادانشگاهی است از حس مسئولیت جمعی. در که شود. اما در این کار در در آنجا علم شود. در تشویق که و ضد همه چیزهایی که تا شنیده اند. که در به سراغ مشترک بروند. است که در آن روح در افراد ساخته شود و سپس در تفرد خود را بروز دهند. این کار را بکند. در یاد بگیرند که بر ضد هر که یاد اند سخن بگویند. او است که به این صورت است که علم می شود. نکته به در های که یا درس می شود این است که رسمی در این زمینه ها گذاشته شود. این ها می شود که متوهم و شان از آن ها شود. در عوض ژانرهایی می جزء بگیرد. دروسی علاوه بر در در نیز اما بر وجه ساز این ها و به غیرتخصصی تأکید می شود. که از در می بگیریم، است. اولاً ما به بر یک سری های عام است. سند تحول وپرورش، این حرف غیر وار است. چون می رفتن کار خطایی است. است که این برنامه ها حتی پرداختن و خود در عمل زیرآبش زده می شود. خود می دهد که ناکارآمد و است. ما هم عیناً این را در می که این نوع ها است. زیان و آموزان را به سختی می اندازد. در هم در حال شدن است و ناکارآمدی آن را همه می بینیم. رد هر نوع باورانه است که می از و احیاناً و را بهبود ببخشیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
ماجرای عدم صدور ویزا برای نویسندگان خواهان حضور در فستیوال کتاب ادینبورگ

ماجرای عدم صدور ویزا برای نویسندگان خواهان حضور در فستیوال کتاب ادینبورگ


به (ایبنا) به نقل از - که بعد از کشمکش ها رد از سوی از در کرد می او را از حرف زدن منع است. که هم یکی از ده ها و ای و است که ویزایشان گاها چندین بار پیش از که روز شنبه آغاز شد، رد شده است. با این حال بعد از سه بار تلاش از ماه آوریل تاکنون، روز خود را کرد. گفت: ما که را بر که شده کنیم. ما با او کار می تا او را هر چه تر می کند. به نظر نمی رسد که او به به که از پیش او در روز در نظر شده بود. او که سفر از به را هم و از از مرز را این تا پنج روز طول می کشد. نیک این گفت یک در روز 23 به او شد. اگر او جشن بود. اگر نه، ما را به این جلب کرد. را گفت: علی رغم این با به او در دو بار که آن را که این کار آمدن را گرفت. هیچ راهی ندارد که او روز اینجا و هیچ تضمینی نیست که در تاریخ بیست وسوم هم برسد. همه چیز ناشناخته و غیرقطعی است. او گفت: انگار که همه ما به سوی دوران جدیدی از سیاست بومی برتری خوابگردی می کنیم. درباره نژادپرستی کلاسیک و دشوار اثبات حرف نمی زنیم. بلکه حرف از سانسور بی سر و صدای فرهنگی است. در واقع می گوید: خواننده های نباید از ابعاد دیگر در ما بشنوند؛ عقاید آن ها از اهمیت کمتری برخوردار است؛ اول نظر ها. احسان و مرجان وفائیان،دو ایرانی، یک ماه پس از همچنان منتظر آن هستند. هر دو آن ها از سوی مطلع شدند که تقاضانامه هایشان مشکل دارد. عبداللهی بود سالانه این باشد. دلارام فرد، های تصویری تاینی اُول، که های و وفائیان را منتشر گفت از این آمار فزاینده ویزاهای رد شده خجالت زده است. ایرانی های را می شناسم که داده اند، بعضی از آنها والدین شهروندان که حالا تقاضایشان رد شده است. خیلی سخت است و هر سال سخت تر می شود. اما ناشری دارید که هزینه همه چیز را پرداخت می کند و تضمین می کند که است یک هفته بمانید و حتا پیش از این هم این کار را اید و به خانه برگشته اید، باز هم ویزایتان رد می شود. این نشان دهنده دشواری این است. فرد گفت است از به خاطر همین دشواری، قید در این را زده اند. همیشه درخواست هنرمندان تان تحت این فشار می گیرید، به این فکر می افتید که همه این ها چه فایده ای دارد. بتوانیم با این وضعیت مقابله کنیم. موقعیت کلی تغییر کند، چون واقعا شرم آور و بی معنی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سرمربی تیم ملی والیبال: برای قهرمانی به جاکارتا می رویم

سرمربی تیم ملی والیبال: برای قهرمانی به جاکارتا می رویم


تهران- ایرنا- تیم ملی گفت: در انتظار ما هستند، اما برای قهرمانی و کسب مدال طلا به بازی های آسیایی جاکارتا می رویم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​هیچ ایرلاینی تعطیل نمی‌شود/قیمت بلیت هواپیما باید کاهش یابد

​هیچ ایرلاینی تعطیل نمی‌شود/قیمت بلیت هواپیما باید کاهش یابد


به گزارش در پی ارز به های با نرخ ارز دولتی (4200 تومانی) و اختصاص این ارز صرفا به کالاهای اساسی و طی چند روز نرخ با غیر باوری از سوی ها چه در بخش و چه رو شد. به در دو روز رفت و ـ تا 2 و ـ دبی تا 4 هم بود. در پی همه پروازها، بسیاری از های این وضع تحمل که نهایتا با های و های عصر شد به نرخ در (بازار ارز ثانویه) شود. با این حال باز هم بلیتها می یابد، اما این بالا رفتن نرخ بود. که کارشناسان معتقدند ها از شدید انواع پروازها می از روش های دیگری چون وری و های خود سود ببرند. ها: به زودی می یابد در گفت وگو با مهر ارز به های از سنا به گفت: طی که با به ها شد تا ارز با به به های از محل (بازار ثانویه) شود. وی داد: نرخ ارزهای در ارزانتر از سنا است و با از ارز به های می شود. شرکتهای با هنوز مجوز های به نشده است، داد: به محض اجرایی شدن این دستورالعمل، شاهد بر و های خواهیم بود. شد: البته به ارز های دیگر با 4200 نمی از قبل گرانتر می شود اما این نبوده و به فاصله ارز و ارز نیست. وی با نیز بر ارز از 50 داشت: اگر بود ارز ها بر سنا بیش از 70 بود اما با که شد، این بود. های کرد: به ما است تا به های نرخ های خود را بر ارز (سامانه نیما) تا به محض شد، نرخ های در ها شود. وی شد: عصر روز ای با های در های و این ها به از ها به طرف های خود که بر نرخ 4200 اند و های در ارز 4200 است که با این رو شده اند. به های از تا های ارز 4200 با نرخ شود و اگر بر نرخ شود تا خود را به طرف های کنند. وی در به تقی حمل و نقل راه و که روز در نشست خبری کرد تعدادی از های در آستانه تعطیلی دارند، کرد: متأسفانه این اظهارنظرهای غیرمسئولانه در این کمکی به اقتصاد نمی کند؛ داریم راه و به مرجع حاکمیتی حمل و نقل به ما کمک کند نه با اینچنینی، باعث دلسردی شود. صنفی های بهبود وری ها به جای گفت: های را با عدیده رو است و تمام تلاش خود را می که ها را سر پا نگه دارند. در عین حال که ها به راضی نگه داشتن و مشتریانشان هستند، اما نباید از ویژه داشته باشیم. از ها نتوانسته اند تعهدات خود را دهند. هواپیمایی: ها به وری بی توجهند علیرضا در گفت وگو با مهر رویارویی ها با و اخیر و از با استفاده از وری داشت: در دنیا به این معنی که ها خود بلکه در در کنار آن اصلاح های و همچنین کل شود تا رقابت در و رخ دهد تا در به کنترل شده کند. در چنین می از مناسب با ارزان مند شوند. وی افزود: اما از آنجایی که در تناسب واقعی میان و در نداشت، آنچنانی روی نگذاشت؛ شاید های این اتفاق (آزادسازی ها) اقدام بود و در زمان با بالاتری ها را به فروش برسانند اما نتوانست مناسبی ایجاد کند. و امور بین الملل داد: در های را بر ارز می و از سوی دیگر، نرخ ارز با پایینی می شد، ها هم به راحتی می ارز را ضمن دو کفه ترازوی و همواره به سمت سنگینی می کرد که مجموع این اتفاقات سبب شد تا ها به موضوع وری کاستن از ها و نکنند. وی شد: با فرصت شده تا اصلاحات ساختاری در های وری گیرد که بود نرخ ارز ها به تدریجی می شد اما به هر حال با به که در داریم، ارز یکباره بود اما اگر ها به درستی امکان وری و بخش های بازرگانی، درآمد ـ های ها و ... دارد. این مقام مسئول کرد: در فعلی، از های کاسته می شود و و به تعادل می رسد درنتیجه مسافر به سمت می رود که با می دهد بنابراین جراحی شده است. 70 ایرلاینها است وی با بخشی از متقاضیان های هوایی، ساکنان و شهروندان مناطق برخوردار که راهی جز خود به ندارند، داد: اما در فعلی ها، اولین گروهی که آسیب می بینند این از که دولت است در راستای تحقق عدالت اجتماعی در بخش حمل و نقل از این از به به خانوارهای نیازمند و نه به ها، حمایت کند. در به این پرسش که چرا بر اثر است؟ گفت: هواپیمای جدید، اجاره هواپیماها، 50 های اورهال کردن و قطعات نیز بصورت است که حتی در موارد زیادی در خارج از می شود و با آغاز ها، های اینچنینی هم به شرکتها مجبور ها را دور بزنند ، های را مضاعف می کند، برخی از گروه های پروازی خارجی، آموزش و برگزاری دوره های آموزشی تعمیرات و نگهداری یا خلبانی و ... را اگر در نظر بگیریم، می بینیم که مجموعا بیش از 70 های ها به است که سبب می شود نرخ ارز بر فعالیت های بگذارد. ها هم مجبورند های خود را به کنند. اما در عین حال از طریق بالابردن وری، همه این را به نکنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
تفاوت‌های علم حصولی و حضوری

تفاوت‌های علم حصولی و حضوری


چکیده علم و از مهم است. از این رو، بسیاری از بدان اند. یکی از معاصر، طباطبائی(ره) است که علم و و با آن را در ابعاد گوناگون داد. سایر علم را از سنخ می داند. آن را در است. در این مقاله، علم در بُعد وجودشناختی آن و های گوناگونی که بر آن شده است و نیز علم به علم در طباطبائی(ره) شده است. ها طباطبائی(ره)، علم علم علم به علم در این به چند می شود: 1ـ نو صدرایی (فلسفه معرفت) دارای دو است: الف) شناسی. ب) (ر.ک؛ جوادی آملی، 1378: 23 و 24؛ نیز ر.ک؛ 1388: 19 و 1390: 348). بر ای، این ریشه در حیثیّت دوگانه علم دارد: 1ـ و علم. 2ـ وجه گری علم (ر.ک؛ 1379: 33 و 1388: 26). از یا و علم و آن سخن می گری علم را می دهد (ر.ک؛ 1390: 348). با هر دو علم هر یک خاص را می دهند. از این رو، به سبب به می پردازد (ر.ک؛ اکبریان، 1386: 677)، اش متعلّق به در ضمن آن به مسائلی چون نیز (ر.ک؛ 1390: 348). 2ـ با قبل هم در و هم در روش متفاوت است. پیشین علم و را از فعّالیّت نفس می (ر.ک؛ ابراهیمیان، 1372: 31)، علم و را از گری آن از و نحوه این گری مطالعه است. در روش، مشّائین علم را در طبیعیّات می و بر مقدّماتی از علم النّفس مبتنی بود و نظرات صدراییان واجد مقدّمات در بیشتر بر و دو اصل دارد. از این رو، نوآوری اصلی پردازش ای شناسانه است که به تحلیلی & حیثیت حکایی ادراک& را خویش است. البتّه بر دو مبداء تصدیقی که از آن به اصول یاد می بر و مبادی تصوّری خود و به شصت و را و می کند (ر.ک؛ 1379: 75 و 1390: 349). 3ـ در با & معرفت& شده است. گر و است. از این رو، نه علم و با می از است. بر و ولی را در است. او در و بر اصل این را است (ر.ک؛ 1379: 177؛ 1389 و 1390: 350). 4ـ از به و علم و را در & مقولات& اند و در ذهنی. از این رو، حاج در این پنج را است (ر.ک؛ 1413ق.: 487ـ484). الف) پیش از علم را کیف می (ر.ک؛ ابن 1391: 144ـ140). ب) فخر علم را از علم و است نفس و (ر.ک؛ فخر 1410ق.، ج1: 331). ج) نصیر در علم را از انفعال در دیگری آن را از فعل به شمار است (ر.ک؛ طوسی، 1345: 20 و زاهدی، بی تا، ج 2: 216). گفتنی است که اگر علم را در دانستیم، چه آن کیف باشد و چه غیر آن، حقیقی علم امکان اگر علم را از بدانیم، آن به جنس و فصل، ممکن نیست. از این رو، شمردن علم توجیه می شود (ر.ک؛ صدرای شیرازی، 1387: و هشت و و نُه). پیش از علم را در اند، در عین علم را اند (ر.ک؛ همان). د) و متعالیّه، علم را از اند. از این رو، آن را می دانند. و را می ما هم علم را نزد و آشکارا می و هم معنای و ما بداهت دارد. از این رو، علم نزد ما ها است و بی از است. در واقع، & علم از ضروریّات عقلی است و از طریق وجدان، قابل درک است. آن نیز است و آن نیازمند نیست. ما در این فصل بر آنیم که از های بحث و جستجو به عمل آوریم& (طباطبائی، 1432ق.، ج 2: 153). 1ـ و علم با به اینکه به نمی علم ارایه کرد، آن را است: & فالعِلمُ حُصُولُ أَمرٍ مُجَرَّدٍ مِنَ المَادَّه لِأَمرِ مُجَرَّدٍ، وَ إِن شِئتَ قُلتَ: حُضُورُ شَیءٍ لِشَیءٍ: علم عبارت است از حصول از از و نیز می گفت: چیزی& (همان: 158). چگونگی به آمدن و علم می نویسد: & مشاهده و تجربه به ما اند که هنگام به کار بردن حواس، در نتیجه تأثیری که در سلسله اعصاب و مغز ما می عکس العملی در ما می شود که با به کار انداختن شده است و با بازداشتن از کار، از می رود. مقارن این را به نام & ادراک& می (طباطبائی، 1374، ج2: 96ـ95). 2ـ علم علم و آن، از مهم در است و جایگاه ای در و با آن دارد. از این رو، این و خاص گرفت. مکاتب در نیز به علم و آن کامل اند و هر یک به نوبه خود در تبیین، تنظیم و تحکیم آن کوشیده اند. و متعالیّه جدیدی را اند. نیز آن را پذیرفته است و در سیر تکاملی آن، نقش جدّی است. ایشان علم را به و می کند و در و است: & از اینجاست که فلسفه... علم را به دو قسم می نماید: 1ـ علم حصولی. 2ـ علم حضوری. به زبان فلسفه، علم است پیش و علم است پیش عالِم& (همان، ج1: 129). او علم را علم به و علم را علم به هرگاه به علم و باشد، قطعاً نزد خواهد بود. نزد عقلاً از دو حال بیرون نیست: اوّل نزد یابد. این علم است. دوم نزد گردد که این علم است (ر.ک؛ 1432ق.، ج2: 154). وی نیز علم را که با خود نزد است: & علم حضوری... که آن با خود نه به و عکس، پیش با خود را یافته است& (همان، 1374، ج 2: 47). به سخن دیگر، علم است که عین پیش است و کننده خود را می علم نفس به ذات خود و وجدانی و خود. نیز علم را که در آن واقعیّات را در قالب صورهایی می یابیم؛ علم است که نزد نیست، بلکه فقط و تصویری از پیش علم نفس به موجودات خارجی، مثل زمین و آسمان... (ر.ک؛ همان: 44ـ43 و 1390: 90). 3ـ های علم و های علم و در فهم های ضروری است: 1ـ علم بدون ولی علم با و صور است. 2ـ علم علم به علم علم به و در علم شئ و وجودش نزد است و در علم که از و شیء می گردد، نه خود و شیء. این یا است یا ماهیّت؛ یا از سنخ جزئی است یا کلّی. در یا از سنخ ماهوی است یا از سنخ و منطقی. 3ـ علم به ذهن ولی در علم ذهن و صور دخالت دارند. 4ـ در علم علم عین ولی در علم علم غیر از است. 5ـ در علم خطا ولی در علم خطا دارد. 6ـ علم اصل ولی علم فرع؛ اگر علم نبود، علم نیز نخواهد بود، چراکه علم به & من& ، & من& و احساسات & من& مقدّم بر هر هم از نظر سیر پیدایش علوم و هم به و شناختی (ر.ک؛ 1390: 92). 4ـ و مصادیق علم نظر اقسام و علم علم هر جوهر به علم به کارهایی که در دایره وجودیش اتّفاق می افتد، علم نفس به قوا و ابزارهایی که به وسیله کارهای خود را انجام می دهد، علم به آنچه در قوای احساسی ما منطبع می شود، ع
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
نخستین شیشه خودترمیم شونده برای گوشی‌های همراه +عکس

نخستین شیشه خودترمیم شونده برای گوشی‌های همراه +عکس


از که شدن است. گوشی‌های هوشمند سعی دارند با استفاده از شیشه‌ای قوی‌تر صفحه را مقاوم‌تر سازند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان