صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب هرچند



برای رفع خستگی بدن چه کنیم؟

برای رفع خستگی بدن چه کنیم؟


هرچند یک چرت خوب اما جای خواب خوب شبانه را بگیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
​آسمان زیر پوستم راه افتاده!

​آسمان زیر پوستم راه افتاده!


ایران (ایبنا)- اسماعیلی: شعر گوش شعر از است. او است که در پس ذهن اش می کند و اش را شعر می کند و از و اش می کند در پیدا می کند. ضربان ها را در گره می گیرد! و نبض ذهن اش را به فرم می کند. او است که در فرم شعر و کسب کند و به برسد. صبح به کش دارترین جمعه ی از معمولِ انتظار صدایت را در سرم پیچاند و و این های و به با و ختم می شود. به ای که در هر سطر از یک و می دید. با از و و خلق می کند و با می کنند. هر چند هدف شعر و یک می شود. از به یاد می کند. از آن در می برد و از می کند و از سبک می گیرد. در بیش از به سمت برود، به سمت و کاربرد های و فرم و نحوی خبری و آن به و می رود. ذهن و اش به سبک نزدیک است! می گفت او می سراید اما چندان با دهه معاصرش همگام نمی شود. وضعیتم است و تلفاتم سنگین به اندازه ی بمب گذاری در آزادی/ جدایی/ در حال اکران است است/شکل صندلی های سینما/ مثل توطئه ی فامیلی در چشمهایی که از پشت قاشق ها در حال پاییدنت از دور که روی من پهن می شود! در و هر در خود دارند. در از این به و اند اما در لمس به است. ها در سطر باشند. ای در مرگ/ جای را بود بی ای شود/ شهر ترس بود و و ای که را از یاد بود در شعر با به مرگ و شهر و شده است. و هم اند و چند با شده است. در شعر که هر با و به های می آن را لمس کند. اما یک تر و قوی تر تا در آن گام و آن فضا را کند. به عمد های در نمی کند و ذهن را در باز می گذارد. که این کار که می کم را کند و از شود. در این از مرگ و می و با ای می کند که اش می کند از که می افتد. قسم به چشمهایت/ قسم به از وقت ای که بر لبت اما چشم هایت/ گیر راه های ام بود! هست ... و در این شعر به می گوید: را باز می کنم به مرگ/ نام تو را / به می چندبار خوانی شود. ذهیت و کدهایی که و ناآگاهانه از ذهنش شعر با هر بار خوانش می تازه تری کشف کرد. از یک فضا، به می رود، است. درون و گواه این امر است. فضایش یک در زیرین و پیش برنده شعر است. گاه در عمودی، انسجام خود را از دست می و با می شوند. در این موارد، پوشش این از دادن های در لابه لای می کند و ما گاه با تزاحم می شویم. در این در سکته ها یا مکث درخوانش، صورت نگرفته است. بلکه موضوعی و معنایی است. هر سطر یک موضوع و طرح را به طور واحد در خود نگه است. یک بالشت در تخت خواب دونفره بدون می که است فشنگ ها را در جیب سمت راست بگذاری و را / ماهیگیران در طوفانی ترین وضعیت تورهایشان صید در سه سطر در نظر اول، مراعات نظیر ندارد. اما تغییرات فضا و در این سه سطر، یک قوی را می و فضاها کهکشان وار، جهانی را خلق می کنند. درد انسان امروزی و را نشان می و فراتر از آن، می و حس به می آورند. در سطر سوم، به شده است و انسانی که براثر خودکشی در دریا افتاده، و بیرون کشیده شدنش با تور ماهیگیران، در ذهن متبادر می شود. جزیره ای از شیب بال هواپیما تنهاتر می کند مردی را پشت میز کارش روی کش داری ی کاناپه/ در شبانه ساق های تو/ شن های متمایل تر به جنوب را می سوزاند در جیغ منقار مرغ های شکارچی دو سطر شعر فوق، هستند. شعر با یک کشف خوب شروع به شده و به است. در بعدی، می و شب بیداری پرمخاطره مرد را دید. پایینی از لحاظ فرم با دو سطر اند. صفت و موصوف را تحت الشعاع است. هوشمندانه و ظریفی است که حال مرد را به توصیف می کند و دو سطر آخر، در در ذهن مرد و یا در واقعیت سفر زن به آن جزیره، مبهم گذاشته شده است و خیال انگیزی به شعر است. شعر فرم یکسان، در عمودی نیست. شعر می یک دست فرم باشد یا فرم تصویری. یا پیش برود یا عینی. اگر به جای از در دو سطر میانی، از ( دو سطر آغازین) و کشف می برد، شعر تا انتها می به میزان ابتدایی، شود. شعر گوش از چقدر پتانسیل مانایی و ماندگار شدن در اذهان را باشند، با توجه به کشف ها گاه در بین ها و حرفی محو می شوند، به ذهن و ذهنیت مخاطبین بستگی دارد. مخاطبینی که به خواندن کوتاه و هر که و معنا را سهل تر انتقال دهند، تمایل دارند. مخاطبی که دغدغه ها و اش با ما است و هر را که آماده تر است دوست دارد. را خوب می شناسد و نرم است. اما ترجیح از کارکردهای نکند و به جای بردن از و فرم روایی، را که مد نظرش بوده گفته است و متذکر شد که با این تک و سطحی نیستند. فرم شعر در این فرم است. تحت فرم شعر است. تا که گاه دلش می خواهد، نیمی از های سطر را بگذارد، و بتواند را واضح تر ببیند و لمس کند. چرا که ها و فرم زبانی، المان های شعر را کمرنگ می کند شقیقه ام تو را درد می کند! به روز و یک دستی است. مگر در یکی دو شعر از که در فضا و های صوفی مآبانه، از چند کهن طره و طفره و سماع است. مرگ! بیش از هر در این شده است. پردازی، در از شعرها به چشم می خورد. در فضایی با های واقعی می و را با خود همراه می کند. مابقی را تاریخ سرگرم های کاغذی کلاس بود های دیپلمه/ کنکوری شدند/ شهاب 3 آرش! قربانی چله می کشی؟ در سه سطر سال ها نهفته شده است و شخص یا اشخاصی که تحت و در شرایط جنگ می کنند، و سرنوشت احتمالی شان، گنجانده شده است. در بعضی از می توانند به قرینه حذف شوند. آهنگ درونی که مد نظر شاعرش بوده، در از شعرها، پشت سرهم، از شبیه به هم، شده که غیر ضروری است. رنگ های نامتعارف شهر در تنم درد می کند/ گریه های کودکانه ای در تنم درد می کند/ در تنم درد می کند در تنم درد می کشد و/ جغرافیای ناجور پنجشنبه ی تهران/ در تنم درد می کند ... ​ در نهایت در شکل گرفتن نقش دارند، و حس را در می کنند. در پایان، منتظر و روند را در شعر دید و از او خواند و شنید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آیا می توان وصیّت میت را تغییر داد؟

آیا می توان وصیّت میت را تغییر داد؟


حوزه/ به کسى آنان را تغییر دهد. «اثمه على الّذین یبدّلونه».
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
تحریم هوشمند ایران با دستورالعمل اروپایی انسداد تحریم‌ها

تحریم هوشمند ایران با دستورالعمل اروپایی انسداد تحریم‌ها


گروه "تنا":: بود که در آن داد و در آن بوده که به نمی شود اما به نوع و سطح با کشورها و کارشکنی که می دهد در خور است. با از برجام، را به های است دهد که می گفت وزن و و روانی آن مهمتر از اقتصادی است که می گرفت. در و است و این آن را در است حفظ و که تا به حال گام های حداقلی را بردارد ضمن به این که هر گامی که ها بردارند به خواست به چالش در خود با ها نیست. غرب و است که و اما در بین سطح ها از و با به به به در و ها سطح و که در غرب می را از می کند. حداقل که ها می توانستند در از چیزی بود که در نشست 28 در صوفیا در های شد و شد از های در از های که می با را کند شود و تحریمی بیرون از مرزها را بلا اثر سازند. یک بخش این به 28 بازمی گردد اما بخش آن مربوط است به های خصوصی است که طرف با و این تمهیدات به این که دولت های به های و که با هم طرف بین با یا یکی را حال این است که یک از ها می با به با که در سطح ملی و و از را که می از کند و را با شود که این ها ها و های و هستند. از سوی با هم که در های از که بر ما هم شده است این در و های ما هم بود و چون های می های حمل و نقل و را کند دید در چه بود. این است که ها خود را در ای می و در های ای با های می این ای است که به آن دقت اگر ها همه ها را می می به آن اما در حفظ و ممانعت از از شده جای تامل است. بر انسدادساز، از ها می کند اما این که یک حاضر شود خود با را رها و با کند عملا ممکن نیست، اگر بخواهد با کند هم از آن حمایت می کند اما ها را ملزم کند که یا با کار و یا با آنها، است که به حجم بالایی که با را می کند یا زیمنس رابطه اش با 20 میلیارد دلار در این است که را بر می دهد و اگر بگیرد که بین و آمریکا، را کند می گوید این به ما ربطی ندارد و باعث می شود نتواند به میزان زیادی به کمک کند. از سوی اما اگر در حد هم اجرایی شود ناظر بر در دامن زدن به است و می دهد اگر امروز کسی با ما کار نمی کند نه به بلکه از ترس آمریکاست و از ترس امریکاست که شرکتهای نمی با ما کار کند و این یک است که می دهد در جهان کنونی قدرت فراقانونی، لجام گسیخته و شرور وجود که مناسبات عادی را بر هم زده و ما از این تبلیغاتی خود را دهیم کنیم، دنیا ارزش را می بیند که به در یک گام حتی توانسته را در خود دهد؛ از در حال شدن به جبهه است این است که اروپای همراه و همسو با در حال به سمت ما در سلطه طلبی است البته این به خوش بینی و در عوض این کار تقاضای که متوجه آن و آن هم این بود که موضوعات نظر ترامپ را با ما مطرح می کنند. ها به دنبال این که ماشین کماکان کند چون به شدن مسیر هر نوع با مهم و مطرحی در این زمان که قطعاً شرکای اصلی ما چین و و از این دست و این شده پیمان پولی و مالی که است با شود را با چین و به یک رویه پایدار زیرا در ای که دور هم بود سعی کرد از به اهرم در نشستن در سر میز موشکی، ای و غیره کند با و چین می راه عملیاتی بر کم کردن باشد. روغن ریخته را نذر ما می کند چون های و ما دهد و در حقیقت است این ها گرفتن بازار ما شوند، کالایی را به ما صادر می که ما در مزیت نسبی داشت؛ مهم ما ها و های که تامین نمی شود و به وجه ها ما مهم تر از رفتار آنهاست وگرنه اگر ماءالشعیرآلمانی یا بیسکویت و شامپوی شود دردی از ما دوا شد. ما به نوعی توسط ها شده ایم و تنها ویژگی که ها در نفت است اما اگر پول های نفت در بماند و در آن اجناس بنجل شود ضرر کرد اما اگر بتوانیم در نفت ارز و پول ها به آشغال های نشود تا رکود تولید داخلی را عمیق تر کرده و بر ضدکالای ایرانی نکنیم ها ما مفید بود. در مجموع اگر در فروش نفت، ها پوشاک و محصولات غذایی خود را به جای کالاهای نیاز به ما و از طرف در نزدیک خواستار به مذاکرات ای و موشکی ادامه دار بودن این روند باشند است که بعد از در حال از طرف هستیم. ابوالفضل ظهره وند عضو سابق تیم کننده ای
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تفاوت‌های علم حصولی و حضوری

تفاوت‌های علم حصولی و حضوری


چکیده علم و از مهم است. از این رو، بسیاری از بدان اند. یکی از معاصر، طباطبائی(ره) است که علم و و با آن را در ابعاد گوناگون داد. سایر علم را از سنخ می داند. آن را در است. در این مقاله، علم در بُعد وجودشناختی آن و های گوناگونی که بر آن شده است و نیز علم به علم در طباطبائی(ره) شده است. ها طباطبائی(ره)، علم علم علم به علم در این به چند می شود: 1ـ نو صدرایی (فلسفه معرفت) دارای دو است: الف) شناسی. ب) (ر.ک؛ جوادی آملی، 1378: 23 و 24؛ نیز ر.ک؛ 1388: 19 و 1390: 348). بر ای، این ریشه در حیثیّت دوگانه علم دارد: 1ـ و علم. 2ـ وجه گری علم (ر.ک؛ 1379: 33 و 1388: 26). از یا و علم و آن سخن می گری علم را می دهد (ر.ک؛ 1390: 348). با هر دو علم هر یک خاص را می دهند. از این رو، به سبب به می پردازد (ر.ک؛ اکبریان، 1386: 677)، اش متعلّق به در ضمن آن به مسائلی چون نیز (ر.ک؛ 1390: 348). 2ـ با قبل هم در و هم در روش متفاوت است. پیشین علم و را از فعّالیّت نفس می (ر.ک؛ ابراهیمیان، 1372: 31)، علم و را از گری آن از و نحوه این گری مطالعه است. در روش، مشّائین علم را در طبیعیّات می و بر مقدّماتی از علم النّفس مبتنی بود و نظرات صدراییان واجد مقدّمات در بیشتر بر و دو اصل دارد. از این رو، نوآوری اصلی پردازش ای شناسانه است که به تحلیلی & حیثیت حکایی ادراک& را خویش است. البتّه بر دو مبداء تصدیقی که از آن به اصول یاد می بر و مبادی تصوّری خود و به شصت و را و می کند (ر.ک؛ 1379: 75 و 1390: 349). 3ـ در با & معرفت& شده است. گر و است. از این رو، نه علم و با می از است. بر و ولی را در است. او در و بر اصل این را است (ر.ک؛ 1379: 177؛ 1389 و 1390: 350). 4ـ از به و علم و را در & مقولات& اند و در ذهنی. از این رو، حاج در این پنج را است (ر.ک؛ 1413ق.: 487ـ484). الف) پیش از علم را کیف می (ر.ک؛ ابن 1391: 144ـ140). ب) فخر علم را از علم و است نفس و (ر.ک؛ فخر 1410ق.، ج1: 331). ج) نصیر در علم را از انفعال در دیگری آن را از فعل به شمار است (ر.ک؛ طوسی، 1345: 20 و زاهدی، بی تا، ج 2: 216). گفتنی است که اگر علم را در دانستیم، چه آن کیف باشد و چه غیر آن، حقیقی علم امکان اگر علم را از بدانیم، آن به جنس و فصل، ممکن نیست. از این رو، شمردن علم توجیه می شود (ر.ک؛ صدرای شیرازی، 1387: و هشت و و نُه). پیش از علم را در اند، در عین علم را اند (ر.ک؛ همان). د) و متعالیّه، علم را از اند. از این رو، آن را می دانند. و را می ما هم علم را نزد و آشکارا می و هم معنای و ما بداهت دارد. از این رو، علم نزد ما ها است و بی از است. در واقع، & علم از ضروریّات عقلی است و از طریق وجدان، قابل درک است. آن نیز است و آن نیازمند نیست. ما در این فصل بر آنیم که از های بحث و جستجو به عمل آوریم& (طباطبائی، 1432ق.، ج 2: 153). 1ـ و علم با به اینکه به نمی علم ارایه کرد، آن را است: & فالعِلمُ حُصُولُ أَمرٍ مُجَرَّدٍ مِنَ المَادَّه لِأَمرِ مُجَرَّدٍ، وَ إِن شِئتَ قُلتَ: حُضُورُ شَیءٍ لِشَیءٍ: علم عبارت است از حصول از از و نیز می گفت: چیزی& (همان: 158). چگونگی به آمدن و علم می نویسد: & مشاهده و تجربه به ما اند که هنگام به کار بردن حواس، در نتیجه تأثیری که در سلسله اعصاب و مغز ما می عکس العملی در ما می شود که با به کار انداختن شده است و با بازداشتن از کار، از می رود. مقارن این را به نام & ادراک& می (طباطبائی، 1374، ج2: 96ـ95). 2ـ علم علم و آن، از مهم در است و جایگاه ای در و با آن دارد. از این رو، این و خاص گرفت. مکاتب در نیز به علم و آن کامل اند و هر یک به نوبه خود در تبیین، تنظیم و تحکیم آن کوشیده اند. و متعالیّه جدیدی را اند. نیز آن را پذیرفته است و در سیر تکاملی آن، نقش جدّی است. ایشان علم را به و می کند و در و است: & از اینجاست که فلسفه... علم را به دو قسم می نماید: 1ـ علم حصولی. 2ـ علم حضوری. به زبان فلسفه، علم است پیش و علم است پیش عالِم& (همان، ج1: 129). او علم را علم به و علم را علم به هرگاه به علم و باشد، قطعاً نزد خواهد بود. نزد عقلاً از دو حال بیرون نیست: اوّل نزد یابد. این علم است. دوم نزد گردد که این علم است (ر.ک؛ 1432ق.، ج2: 154). وی نیز علم را که با خود نزد است: & علم حضوری... که آن با خود نه به و عکس، پیش با خود را یافته است& (همان، 1374، ج 2: 47). به سخن دیگر، علم است که عین پیش است و کننده خود را می علم نفس به ذات خود و وجدانی و خود. نیز علم را که در آن واقعیّات را در قالب صورهایی می یابیم؛ علم است که نزد نیست، بلکه فقط و تصویری از پیش علم نفس به موجودات خارجی، مثل زمین و آسمان... (ر.ک؛ همان: 44ـ43 و 1390: 90). 3ـ های علم و های علم و در فهم های ضروری است: 1ـ علم بدون ولی علم با و صور است. 2ـ علم علم به علم علم به و در علم شئ و وجودش نزد است و در علم که از و شیء می گردد، نه خود و شیء. این یا است یا ماهیّت؛ یا از سنخ جزئی است یا کلّی. در یا از سنخ ماهوی است یا از سنخ و منطقی. 3ـ علم به ذهن ولی در علم ذهن و صور دخالت دارند. 4ـ در علم علم عین ولی در علم علم غیر از است. 5ـ در علم خطا ولی در علم خطا دارد. 6ـ علم اصل ولی علم فرع؛ اگر علم نبود، علم نیز نخواهد بود، چراکه علم به & من& ، & من& و احساسات & من& مقدّم بر هر هم از نظر سیر پیدایش علوم و هم به و شناختی (ر.ک؛ 1390: 92). 4ـ و مصادیق علم نظر اقسام و علم علم هر جوهر به علم به کارهایی که در دایره وجودیش اتّفاق می افتد، علم نفس به قوا و ابزارهایی که به وسیله کارهای خود را انجام می دهد، علم به آنچه در قوای احساسی ما منطبع می شود، ع
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
نخستین شیشه خودترمیم شونده برای گوشی‌های همراه +عکس

نخستین شیشه خودترمیم شونده برای گوشی‌های همراه +عکس


از که شدن است. گوشی‌های هوشمند سعی دارند با استفاده از شیشه‌ای قوی‌تر صفحه را مقاوم‌تر سازند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam