صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب پیامبر



احیای امت اسلامی؛ هدف امام حسین(ع)

احیای امت اسلامی؛ هدف امام حسین(ع)


در آیت جهانی خبرگزاری این بار و حسین(ع) وتاثیرات و نقش آن در طول از سوی در این می خوانیم: و که را به و را داد.2جریانی که در در روز سال61 رو شدند در مقابل هم هستند؛ از ویژگیهای جبهه حسین(ع) انسانیت، مخالفت با طاغوت و فداکاری در راه خدا و در سوی آن، گری و مال و را هستیم. فاطمه(س) به آمد که در حال مرگ بود و و و شدن بر این اما این امر نمی و حسین(ع) گو پیامبر(ص) در آن بودند:حسین از من است و من از از بود چون و راه در و عزت به امت بود. در نیز روی اند تا یکی از این و را به و حسین(ع) منا و امت را به صف در و از بین فرا خوانند. در شدن به و های و اند. آن بزرگ(قیام حسین) اثر خود را در نیز از تا که از عمر آن می از حسین(ع) و و قدم را از آن فراگرفته است و این همان چیزی است که در مقاومت و پایداری مردم در فلسطین و جنوب لبنان و نقاط جهان بوده ایم و در آن روح حسین(ع) را به وضوح می بنیم که با هرگونه شدن در ستمگران مخالف است. اهتمام در این مقطع تاریخی این باشد که روح عزت را در نفوس مسلمین کند و امت را در مقابله با ظلم و ستم و شدن در ظالمان و متکبران برانگیزاند؛جایز نیست یاد حسین(ع) نزد بخشی از باقی بماند و بخشهای امت از آن محروم شوند؛ جایگاه خود را در جوامع بازیابد و تا جایی که می تواند به عنوان وسیله ای "نقریب" و و افکار و اندیشه های امت گردد. شخصیتهای که فرامذهبی می اندیشیدند و از درس گرفتند همچون سید قطب رضوان تعالى علیه در توصیف کلمه"نصر" در آیه "إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ"مثالی از انبیاء و ابراهیم را بیان می کند و اظهار می آن در آتش شد لکن هیچ گاه از عقیده خود کوتاه نیامد اما اوهمیشه در موضع داشت نه شکست. وی (سید قطب) مثالی از حسین(ع) می آورد و این سوال را می کند که در بودیم یا شکست؟ در کوچک شاید شد اما در حقیقت و در بزرگتر به وقوع پیوست؛ او در می گوید: کدام شهید به اندازه موج و عواطف جهانیان به سوی اوست و قلبها را روانه خود است این مسئله نه تنها در بین شیعیان و غیرشیعیان بلکه بسیاری از غیر نیز چنین حسی دارند. در پایان آنچه را گفتیم بازگو می کنیم که: شعائر و مناسک حسین(ع) را برپا دارید که از تمام فرزندان امت علی رغم اختلاف می در آن مشارکت جدی داشته باشند؛ از پیروان اهل بیت(ع) می رویکرد اصیل و پاک مراسم را پاس و آن را از خرافات و شبهاتی که هیچ نسبتی با عظمت آن ندارد دور نگه دارند؛ خداوند پاداش ما و شما را در صیانت از اهداف حسین(ع) دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
حدیث‌نگاشت/اهمیت اصرار و پافشاری در دعا

حدیث‌نگاشت/اهمیت اصرار و پافشاری در دعا


گروه ـ پیامبراکرم(ص) در است: در دعا را در در دعا و حاجت از پروردگار باید اصرار ورزید و پافشاری نمود و دعای انسان از باب مسامحه و سهل‌انگاری نباشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
روشنایی معابر شهرک پیامبر اعظم(ص) بندرعباس تامین می شود

روشنایی معابر شهرک پیامبر اعظم(ص) بندرعباس تامین می شود


از مهر (ص) بندرعباس تا پایان سال جاری خبر داد و گفت: خدمات روبنایی توسط شهرداری در ایجاد خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
​عواملی که باعث عدم یاری امام حسین(ع) در کربلا شد/اصلاح امت اسلامی از اهداف قیام سیدالشهداء(ع) بود

​عواملی که باعث عدم یاری امام حسین(ع) در کربلا شد/اصلاح امت اسلامی از اهداف قیام سیدالشهداء(ع) بود



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
هیچ کاری برای یک طلبه مهمتر از تبلیغ، ارشاد و هدایت جامعه وجود ندارد

هیچ کاری برای یک طلبه مهمتر از تبلیغ، ارشاد و هدایت جامعه وجود ندارد


ارتباطات حوزه گفت: هیچ از اگر بود خداوند را به آن امر می‌کرد؛ اما می‌بینیم همه اولیاء و رسالت خود را و دین می‌دانند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
دلیران و آزادگان جهان رسم جوانمردی را از امام حسین آموختند/ اهل سنت هم در مجالس عزای فرزند رسول خدا شرکت می‌کنند

دلیران و آزادگان جهان رسم جوانمردی را از امام حسین آموختند/ اهل سنت هم در مجالس عزای فرزند رسول خدا شرکت می‌کنند


به خبرگزاری تقریب، 1400 سال از می گذرد و هم ندای و (ع) از گودال به گوش می رسد. داغ بن علی (ع) هم که است دل هزاران عاشق و دلداده را می سوزاند. نه شیعیان در غم می که اهل سنت هم این عزادار خدا (ص) هستند. اهل سنت در گفت وگوهایی بر بر حفظ شعائر و نگه اباعبدالحسین (ع) معتقدند دین با دردانه خدا (ص) است و همه ما را در طول حفظ تا از امت شود. اهل سنت سنندج: و را به همه نسل های امین اهل سنت در با کُردتودی، کرد: (ع) فراجناحی بود و مختص به اهل سنت و یا از درس و بگیرند. وی گفت: (ع) بر های و سنت های شده (ص) به و مدرسه ارزشمندی فراگیری درس های در اعصار شده است. با اهل سنت به حسین(ع) واهل بیت(ع) گفت: در های اهل سنت ماه و روز و اهل بیت اکرم(ص) شده است. وی کرد: امروزه پس از چهارده قرن از حسین(ع) مقتدا و پیشوای است. این اهل حسین(ع)را در امر به و نهی از و با به روز گفت: این داغ بر دل و این داغ تا به دارد. گفت: اگر شک نامی از و این دین باقی مانده بود و به دلیل در عصر درس های و به شکل ممکن به ارائه شود. وی گفت: بنده معتقد هستم که نهضت و حسین(ع) دین است و اگر حسین(ع) دین هیچ اسم و رسمی نداشت. شیخ اهل سنت هرمزگان: و شهامت است شیخ اهل سنت در با با به حسین(ع) و کرد: اهل سنت و حسین(ع) را به حق و می دانند. اهل سنت کرد: که دین به خطر و به جای مولوکی و سلطنتی خود را به پا حسین(ع) نگه دین و در این راه با خود و به رسیدند. با در حسین(ع) از درس ها نهفته گفت: شجاعت، شهامت، دلیری، نترسیدن از مرگ و طلبی درس است که می از فرا گرفت. وی با به دین دین و خون داد: حسین(ع) جنگیدن به و با به آنجا بود و زمانیکه بر حق را نپذیرفت این را به ذلت ترجیح دادند. اهل سنت تاکیدکرد: و ماه خون و و در حسین(ع) رافت و مهربانی دارد. با بر حسین(ع) کرد: را به ظلم می کند و حسین(ع) به با ذلت پرداختند و حسین(ع) و اهل کاملی همه است. شیخ اهل سنت هرمزگان: درس اهل سنت است شیخ اهل سنت در با با به حسین(ع) در اهل سنت کرد: حسین(ع) در اهل سنت که امر به و نهی از کردند. اهل سنت کرد: بعد از 50 سال از (ص) که به دست و چون و را می کرد حسین(ع) با و خود دین به شدند. داد: در آن که و اهل و دو که به آن و با و را در رقم و جگر پیامبر(ص) را سر بریدند. وی با به اهل سنت را از دل و جان کرد: اهل سنت و که در به پیامبر(ص) و که شود دین و است حسین(ع) از جان و مال و خود گذشت. اهل سنت گفت: آن چیز که ما از حسین(ع) و از و این که در ظهر خود را و ظهر خود را در اول وقت بر پا کردند. با بر به و افزود: با با امر به و نهی از که می می از و روش حسین(ع) به دست آورد. وی با در از اهل بیت کرد:برای حل در از تا می با به سبک و حسین(ع) و اهل بیت و آن آن را به حل کرد. اهل سنت یاد آور شد: حسین(ع) با در درس با و و از همه ما و که مرگ با عزت از با ذلت است. با به که خود را اهل بیت می در و کرد: از حسین(ع) و درس عزت و در و و یک را در امت که این کار دست از شد. وی کرد: همه اعم از و سنی و عزت حسین(ع) و نسل های است تا این نگه شود. آخوند، راز و جرگلان: راهکار های است حاج سرفراز، اهل سنت راز و و یکی از این در گفت وگو با عصراترک گفت: اهل سنت از (ع) به دشت و سید شباب اهل الجنه یاد می کنند. حاج با به (ع) کرد: در را به حق و را یک ضایعه می دانیم. وی گفت: عده ای را که از (ص) در به دست و به یکی از ظلم های و کوردلان در اهل بیت (ص) است و و را ناحق، مردود و را حق دانسته که از راه (ص) جنگیده و به است. وی کرد: و اهل سنت و مهم حسین(ع) را امروزی بازگو و این یکی از راهکارهای موثر با های است. از توابع راز و کرد: در روز در بین های این با و روح و (ع) می شود. حاج افزود: در بین های به (ع) روز که (آغربایرامی) روز نام و می شود که آن به روح (ع) می شود که این اوج اهل سنت این را به اهل بیت (ع) می رساند. صمدی،امام یکه راز و جرگلان: و در طول قرن ها رسم را از صمدی، یکه راز و در گفت وگو با عصر اترک با و (ع) بر محضر رهبر معظم و عموم مسلمین کرد: حسین(ع) به اصول انسانی، از و بی نبودن در و ستم، به بی پناهان و از حماسه های را پدیدآورده که در نسل های بعد هم و رسم را از آموختند. صمدی کرد: آن با و از جان خود را و ما نیز راه آن را و آن را در راه تبلیغ و گسترش دین در های قراردهیم. وی را همه درس که (ع) در دین جدش کرد و در این راه به . یکه به اهل بیت(ع) به به (ع) را یک فرد خواند و کرد: ما با به اهل بیت می شود. حاج آنا اهل سنت حصارچه: نکردن در درس است حاج آنا اهل سنت بخش نیز در این گفت: (ع) 72 نفر از با وفا و پاکش در به و با خود دین و این تا آخرین روز از این ماندگار و است. حاج آنا نماز، امر به و نهی از و عمل به اکرم(ص) را (ع) و کرد: بر ماست که حفظ (ع) و های در کشورمان و کنیم. وی کرد: از عقاید اهل سنت است که اگر کسی به اهل بیت(ع) خدا و همسران نبی اسلام(ص) و نگذارد و را در دل خود نداشته در مذاهب اهل سنت ندارد. وی در گفت: بزرگترین که از حسین(علیه السلام) بگیریم، امر به و نهی ازمنکر است و در ظلم و ستم کنند. با به امر به و نهی از به اندازه مهم افزود: و در این راه می توانند را تبیین کنند. کرد: حسین(ع) و دین بود و این سبب شد تا از فتنه ها و ترفندهای شوم شده و به بازگردانده شود. گیلان اهل تالش: است/ درس و زیر بار ظلم را به داد حجت الاسلام پور در گفت و گو با 8دی در با عاشورایی الحسین(ع) کرد: این بیش از آنکه فکر در همه ما است و اثر حرکات در تحت این حسین(ع)بوده است. وی با عدم اجباری با به حسین(ع)ختم شد، افزود: را ها اصلاحات می و طاها مصری چنین نظری است. اهل با بر امر به و نهی از به یکی از مهمترین ابعاد حسین(ع) اضافه کرد: و در در این است و صفحات شاهدی بر این گفته است. پور با به (ع) به برادرش حنفیه فرمودند که من و روش جدم را می کنم، کرد: یک سؤال می شود آیا امر به و نهی از منکری که منجر به شود بالاتر از جهاد می شود. اهل با هم که هدف حسین(ع) خط هابیل تا قیامت است که آرمانی کرد: چیزی که بین زیاد می شود این است که جهت تشکیل بر اسلام(ص) است. پور با به حسین(ع) افزود: که بر امت راه کج می رود حسین(ع) در این یک را در جهت دین جدش (ص) کردند. اهل با خدا و الله(ص) و اسلام(ص) و همه و بر و او کرد: در این جهت با ظلم و شکل و با به نشد. پور با به با این درس شده کرد: حتی اگر را در راه با جهت و زیر بار زور از دست کار است. شیخ اهل سنت هرمزگان: اهل سنت است/ حسین(ع) و را به شیخ اهل سنت در با با به حسین(ع) در اهل سنت کرد: حسین(ع) در اهل سنت که امر به و نهی از کردند. اهل سنت کرد: بعد از 50 سال از (ص) که به دست و چون و را می کرد حسین(ع) با و خود دین به شدند. داد: در آن که و اهل و دو که به آن و با و را در رقم و جگر پیامبر(ص) را سر بریدند. وی با به اهل سنت را از دل و جان کرد: اهل سنت و که در به پیامبر(ص) و که شود دین و است حسین(ع) از جان و مال و خود گذشت. اهل سنت گفت: آن چیز که ما از حسین(ع) و از و این که در ظهر خود را و ظهر خود را در اول وقت بر پا کردند. با بر به و افزود: با با امر به و نهی از که می می از و روش حسین(ع) به دست آورد. وی با در از اهل بیت کرد:برای حل در از تا می با به سبک و حسین(ع) و اهل بیت و آن آن را به حل کرد. اهل سنت یاد آور شد: حسین(ع) با در درس با و و از همه ما و که مرگ با عزت از با ذلت است. با به که خود را اهل بیت می در و کرد: از حسین(ع) و درس عزت و در و و یک را در امت که این کار دست از شد. وی کرد: همه اعم از و سنی و عزت حسین(ع) و نسل های است تا این نگه شود. و زهی: (ع) کرد اهل سنت در گفت وگو با با امر به و نهی از یک کرد: را بر امر به و نهی از این در می گیرد. وی علت در را بی به امر به و نهی از کرد و افزود: ها دست به می که اگر این در به شد و های به آمد. اهل سنت کرد: به این دو یکایک است و در این کوتاهی شود. زهی گفت: (ع) نگه کرد چرا که در آن ظلم جور را فرا بود. وی با (ع) کرد تا ظلم به کم کرد: اگر و یا شود امر به و نهی از را جدی تا رفع شود. اهل سنت در شد: اگر در ادارات، در تجارت و در داری شود ها سهل شد. و زایی، اهل سنت ایرانشهر: به امر به و نهی از همه است زایی اهل سنت با و از بی عدالتی و امر به و نهی از از و حسین(ع) برداری کرد، افزود: حسین(ع) با و از جان خود را کرد و ما نیز راه آن باشیم. وی کرد: و خواهان به رستگاری و حسین(ع) را و خود دهند. اهل سنت داد: حفظ (ع) و های در کشور و بر همگان است که و ودر این گام بردارند. و پور،امام اهل سنت میرجاوه: حسین(ع) و نهی از بود پور اهل سنت هم با ماه حماسه، و جوانمردی، ماه ظلم و با تبعیض و ذلت و ماه امر به و نهی از گفت: و حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است. وی با این در حسین(ع) افزود: اگر این نادیده شود و به تبع آن راه حسین(ع) شد. اهل سنت با این که فشاراقتصادی و جنگ روانی با هدف تضعیف نیروی و خودباوری ملت گفت: و در کنار هم را وار رفع کنند. وی در تکمیل فوق از حسین(ع) به و نهی از یاد کرد و افزود: حسین(ع) راه حق و بودند. پور کرد: حسین(ع) فاسقان و خود زیدیان به پا خواستند و ما نیز به با منکران خویش و جهانی آمریکا به پا خیزیم. وی در کرد: با و مفسدان همت کنند. اهل سنت اسدیه: (ع) دین کرد/ لزوم شدن امر به و نهی از در و سید اهل سنت در با کرد: (ع) شناسی بود. وی افزود: در که دین (ص) از بین می رفت و وقت را به کشانده بود حسین(ع) که دین و امر به و نهی از کرد. اهل سنت گفت: مقصد (ع) دین خدا و با در بود. کرد: می بینیم بعد از هزار و 400 سال نیز (ع) در دل همه جا و محبوب دل همه و گاها غیر چرا که (ع) با ایثار و این را در ثبت کرد که حق و آن هزینه هر چند به قیمت جان، مال و شود. وی کرد: (ع) را به ایثار، فداکاری، و حق مثال می بنابراین محبتشان در دل ها و همه به عشق می ورزند. اهل سنت با نوه ی پیغمبر (ص) و آگاهی که این مبعوث شد که و شرک را از بردارد، کرد: (ع) با مسئولیتی که و کسی زمام دار شده که خود فاسق است تحملش (ع) مشکل بود و تا بتوانند را و اگر چه به به اند اما در نامشان ماند و نفرت به دشمنانشان در اذهان به آمد. کرد: اهل سنت در سید و در منابر عظمت، شأن و سجایای اخلاقی (ع) را می کنند. وی با به امر به و نهی از یکی از مهم در متذکر شد: امر که امر به و نهی از را و اگر امر به و نهی از در به یقینا جامعه، ایده آلی بود و مطیع اوامر شد در این است که در عمومی می شود. اهل سنت گفت: اگر به امر به و نهی از به این کار مهم و با بی و به آن ندهند نتیجه آن این می شود که در شیوع و از دین فاصله می و غفلت از خدا در عام می شود. کرد: نیز به وعده ای که به بندگان عمل می کند اگر در امر به ونهی از شود به آن ها بر رحم می کند و اگر به آن اهمیتی ندادند نیز آن را به مصائب، پریشانی ها و گرفتار کرد. وی کرد: در طول نیز و هر امر به و نهی از صلاح در آن ایجاد شده و اگر آن را فراگرفته و عذاب به سراغ است. اهل سنت کرد: در نیز وجدان خود را و در آن از امر به و نهی از نیز استفاه اما به این اگر کسی در هر مطلبی بنویسد که حرمت افراد و اشخاص را بشکند این نیست. کرد: بایستی بر نظارت تا فضایی نشود که خشم و غضب و موجب اختلاف و کدورت بین آحاد شود. وی کرد: اگر روح (ع) از ما شاد شود و خود را بدانیم به آنچه که (ع) ما نیز و حق و در ظلم مسامحه نکنیم. سیدمحمد اهل سنت طبس: بر در و می شود سید اهل سنت طبس در گفت وگو با پیرامون (ع)،فلسفه امر به و نهی از کرد: در آن که و به فساد، ظلم و ستم شده بود (ع) با به کرد. وی افزود: هدف از (ع) به امر به و نهی از بود و دین بود. اهل سنت طبس کرد: هدف (ع) بیداری و دین خدا بود این به ها و غیر ها آنهایی که نجات بشر کار می درس داد. کرد: بشر به و خوب با ستم و بدعت ها کند و (ع) نیز بشر بر ظلم و ستم کرد. وی با (ع) امر به و نهی از سفر حج خود را نا گذاشت و به سمت رفت، کرد: این سید و امر به و نهی از در است. اهل سنت طبس گفت: درس و را به و این شده که در دل همه جای باشد. کرد: و فرقه های اهل سنت به روش های در این سید و و به خود را ابراز می کنند. وی با و (ع) خود فرد در و می گفت: بسیارعظیم است و دل هر فردی را دار و مخدوش می کند و اگر کسی بر و کند آمرزیده شدن خودش شد. اهل سنت طبس کرد: در که امر به و نهی از در می امر به و نهی از در اما اگر به امر به و نهی از بی حق و حقوق از بین رفته و پایمال شد به شده و سوء آن به خود برخواهد گشت. کرد: اگر امر به و نهی از در شود همه مثبت آن را دید و در امنیتت و آرامش خاصی به آمد. وی کرد: از روش های قصد ضربه زدن به این را و از هر روشی که در دسترس می یکی از این روش ها از است که به هر طریق هر اطلاعات غلط و اشتباهی را به خورد و به شوم و پلید خود نزدیک می شود. اهل سنت طبس کرد: می را به و امر به و نهی از دار کند که است نخبه گان، و از های در امان کنند. کرد: است رهبران در امر به و نهی از در شده و پاسخگوی عموی به شبهاتی که باشند. وی کرد: خوشبختانه آگاه و به تهیدات و مطالبی که در منتشر می شود اشراف تحت تاثیر تبلیغات سوء نمی و ما در هر زمینه ای که قصد زدن به این کشور،اسلام و را نا امید و مأیوس شده اند. سمنان اهل سنت: در از بگیریم/اگر حسین(ع) نبود، می کرد اهل سنت و عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت وگو با مرآت در خصوص حسین(ع) در روز و اگر نمی چه خطراتی را می کرد داشت: عاشوراء که روز از اهل سنت روز سرنوشت است و ای که این روز و جریانی از این روز آغاز شد، ساز است. بیش از 30 نفر از و اهل سنت اند و و را اند و را و ستایش اند. از اهل سنت حرکت، و این بود که با جانشینی در سال 61، آن که ارجمند صلی و آله و سلم بود کرد که با این جانشینی، قطار در حال خروج از ریل لذا کرد و می جلوی این را بگیرد. اگر این را نمی داد، در دوران بنی و بنی و ها می کردند. هرچند که به و به موفق نشد اما توفیق این بود که با این خط قرمز کشید و اگر این را نمی داد شاید و که در بنی و بنی به آمد که کسی فکرش را هم نمی کرد و کسی هم نمی اندیشید که این خلاف هستند. لذاست که این ستودنی است و چنان که گفتم ها و مطالب گوناگونی اند که در حفظ شده اند. با به ما می در دشمنانی که را اند از این و در روز و را نابود و ستمگران و تمامی قدرت که را مرود خط مشق و راه بدهیم. وی با به های گسترده به عزادارای حسین(ع) به از سوی انگلیسی داشت: نشر از ما اهل سنت این است که ما و و و را احیاء کنیم. عزیزترین سرمایه خود که جان خود و و بود را فدا کرد. ما نمی این کار را در حد اعلی اما که در انحرافاتی که امت و به نظامی ما را از هیچ دریغ نکنیم. سلامی با به اهل بیت جزو اهل سنت است و اگر در خود به اهل بیت آن را می دانیم. گفت: ما معتقدیم که بی به اهل بیت، می شود. تا که ما به آل و و درود بود. ما در این روایاتی در بخاری و مسلم که بر آن در اللهم صل علی و علی آل را بگوییم و اگر در تشهد هر این خوانده نشود، تلقی می شود. اما در این که را پیشرفت پیچیده کند و را در ارتباط با بدبین کند اما اگر ما و را و اهل بیت و و سیرت را راه بدهیم، هیچ جای نگرانی نیست. وی افزود: ما با از و اهل بیت و پیامبر، می هرگونه سهمناکی که ما را بدهد، کنیم؛ به شرط این که و و همدل و همزبان باشیم. را حفظ و را بشناسیم. اگر ما اولا وحدتمان را حفظ کنیم، ثانیا به غنی و و ائمه چنگ بزنیم و ثالثا را بشناسیم، ان شاءالله همانطور که از بدو خطرها و تهدیدها را به ایم، در حال و نیز هر تهدیدی را به کرد. این اهل سنت کرد: خود که در و را به هر نحو و عنوانی که باشند، احترامند. محمدی،امام اهل سنت کرمانشاه: اهل اهل بیت پیامبر(ص) را اهل سنت در با با ماه و حسین(ع) داشت:2 گرانقدر که پیامبر(ص) از آن ها اند یکی از حمزه و حسین(ع) است. وی افزود: (ص) به خلوص و ادای وظایف، چند دهه را امت کرد تا و طاعت بیشتری که یکی از این دهه ها ذی الحجه است که حج و رفتن به عرفه در آن دارد. اهل سنت دومین دهه را ماه اعلام و کرد: این دهه خصوصیات فراوانی شده که یکی مبدا هجرت از مکه به مدینه اتفاقاتی است که در با حسین(ع) به آمد تا که در این دهه قصد پیامبر(ص) را کنند. وی افزود: اهل اهل بیت پیامبر(ص) را و عزت قائل اشک می ما هم در قضیه را می اشک می این از سر عشق به اهل بیت است. گفت: دهه سوم، دهه آخر رمضان است که در این ماه لیالی قدر را و اعتکاف می شب لیله القدر هم در این دهه است پیامبر(ص) ما را به این سه دهه اند. وی با به در دین ما هیچ تفاوتی بین و سنی افزود: ما در ناراحتی ناراحت و در خوشحالی خوشحال می شویم این که تفرقه می اندازند که اهل سنت به اهل بیت غیر از این در حالی که بی احترامی به اهل بیت درعقیده اهل سنت نیست. با ماه نخستین ماه گفت: در فرموده از12 ماه چهار ماه ذی القعده ، ذی الحجه، و رجب که گناهان دو می شود. وی با به در این ماه اسلحه روی و جنگ است مادامی که نمی کنند، افزود: ما هرسال ماه را و برمبنای مذهب در مسجد کارهایی نظیر خواندن قران و دعا، و به عزاداران می که از سر است. کرد: ما حسین(ع) را که ظلم و ستم و بیداد کرد و شدیدا از سوی خود و اهل دین را می و قطعا که حسین(ع) این کار را به درک واصل شد. ​ماموستا روانسر: هدف حسین(ع)نشر و از دست بود داشت: (ع) نشر و از دست کرد. وی با به و رضی عنه در طول تاریخ، های شایسته و اند که با عشق و و با انگیزه جلب رضایت پروردگار و بپاخاسته و در این راه جان خود را فدا اند؛ و جان فدایی مردان راه خدا سبب حفاظت و انتشار آن در شده است. داشت: اگر در جنگ های بدر و اُحد و احزاب و... که کفار قصد نابودی و به رحمه للعالمین را جانانه نمی دادند، چه اتفاقی می افتاد؟ در میادین تا مبارک آن صلی محفوظ و را به عرضه کند. با بر (ع) هرگز جنگ اگر با هدف جنگ می رفت زن و را نمی برد و به جای 70 نفر، لشکری را می برد گفت:امام (ع)برای نشر و از دست کرد. وی را از (ع) جوانی مستبد و خودکامه و داشت: نیروهای ظلم را بر صلی و روا داشتند. با به نام های از گفت: در بین علی (ع) به نام های ابوبکر و عمر و عثمان نیز که پیش از (ع) در این به رسیدند؛ نام گذاری علی به نام خلفا بیانگر دوستی و محبتی است که بین و اهل بیت است. وی در پایان گفت: و (ع) حاوی درس ها و های آموزنده ای و نمونه و حجت است. (ع) و با ظلم در استبداد و خودکامگی کرد و جان مبارکش را در این راه فدا کرد؛ این و جان باختگی و های آزاده درس است. اهل سنت ذهاب: اهل سنت هم در مجالس (ع) می اهل سنت در با داشت: و به درستی در ثبت شده است و در این اهل بیت پیامبر(ص) و با ظلم و در راه به رسیدند. وی : که با پیغمبرخدا مستحق بدترین و بالاترین لعن ها و را لعن دهند. اهل سنت با شهدا بر آیات قرآنی و احادیث الله(ص) از درجات بالایی در برخوردار داد: هر مسلمانی اهل بیت پیامبر(ص) را در دل و در خود بر و اهل که حسن (ع)، حسین(ع)، فاطمه(س) و علی (ع) از آنهاست و صلوات بفرستد و گرنه نخواهد بود. وی گفت: ما هر ساله در مراسمات اهل بیت پیامبر(ص) می و امسال نیز سنوات گذشته در سوگواری (ع) کرد. اهل سنت ترکمن: پاکترین ها در را قوت و به گلستان ما، حاج صفر در گفت وگو با نیلکوه با به الحرام و پاک (ص) است گفت: پاک ها در حکام ظلم و جور، دین را سال ها و قرن های متمادی قوت و بخشید. وی افزود: تسلیم نشدن در و آمادگی چشیدن شهد شیرین از پختگی و قوت سرور و حکایت دارد. کرد: طلب و پست و مقام می خدا را و راه و روش (ص) را نماید. اهل سنت گالیکش با به این که آزادیخواهان به افتخار می گفت: اخلاق، رفتار، منش و را خود دهند. وی با به این که ما اهل سنت هستیم و رهرو آن باشیم، افزوده: و به اهل بیت مانند این است که راه آن ها را می دهیم. با بر این که ما فقط یک ساده و بی باشد، افزود: نظر ما اهل سنت این است که راهش را انتخاب کرد و درراه حق شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نمازی برای حاجت و توصیه‌های کلیددار قدیمی حرم حضرت عباس (ع) به پدر و مادر‌ها و جوانان

نمازی برای حاجت و توصیه‌های کلیددار قدیمی حرم حضرت عباس (ع) به پدر و مادر‌ها و جوانان


به گزارش تقریب، بعد از سال ها شد تا به اباعبدالله الحسین (ع)، مشرف شوم؛ در از این سفر شد تا به حاج شیخ علی آل شیخ، و حرم قمربنی هاشم (ع) و این و را از کردم. که چند قرن پیش، از به مهاجرت و بعد از آن 12 نسل از اش حرم (ع) و اکثرشان هم در روز عاشورا به حق شتافته حالا پس از گذشت 48 سال که و این حرم بوده به دلیل کهولت سن بازنشسته شده و در به سر می برد. سال 2 بخش از گفت شیخ شد و این بخش از وی است که در میlrm;خوانید. دار حرم (ع)، در بار ها به (ع) و و می گفت: (ع) که و می در یک نفر (س) می شدند. شما هم هرگاه در گره و مشکلی برایتان ایجاد شد و به در بسته ای خوردید به (ع) پناه ببرید. شیخ در به کیفیت نمازی از (ع) کرد و گفت: در هر موقع از روز و یا شب شد 2 رکعت نمازبخوانید؛ بعد و یا قبل از صبح پس از تسبیحات (س) را بگویید و صد بار صلوات بفرستید و آن را به (ع) و (س) هدیه کنید. را با صدا بزنید و او را به عصمت و آبروی (س) قسم و شک نکنید که آقا شما را دست برنمی گرداند. وی از سال های زیادی است که (ع) و (ع) را به نمیlrm;دهند کرد و گفت: بیش از 10 سال است که و این را در سطح سال که از با خبر نمی و این بدی است. از (ع) و (ع) هم و به که از آن ها کنند. همه و من در شیخ غرق در های او شده و با به گوش می دادیم. نقل (ع)، از این که خود آن را به او می تا را بیش از پیش که از آن را درک کنید. شیخ بعد از از که یک از شما و زن و از کل 31 ما 3 نفر را بردند. جمع ما بود و شیخ بعد از این در هم رفت و با به جمع ما گفت: به که خدا است و اگر به این راه می که خدا در این راه به شما کمک می کند. وی از و در گفت و افزود: کسی که کند مال و خدا او را می کند و هم از و به آن ها می بخشد. در قر آن هم می گوید: وَ الْأَیامیrlm; وَ وَ وَ (آیه 32 نور) اى به و بى که از (همکیشان) شما و به آن و که را دهید. اگر را از فضل خود که گسترده است و به حال کسى که صلاح او در گشایش است داناست حرم (ع)، تصریح کرد: در این آیات به افرادی که با فقرا می وعده که آن ها را از فضل بی می کند. پس ای ازدوج فقط به دنبال ثروتمند نباشید، فقیر و را انتخاب که شما را از فظل بی می کند. وی گفت: در یکی از کار هایی که (عج) , را است و نوشتن های زیاد است. شیخ اینجا کمی صدایش را کرد و گفت: ای ها چه خبر مگر داد گا ها را نمی بینید؟ بعد آز آن شد و گفت: دار تشیع، تشیع و ایمان پس چرا این ها را در آن ببینیم؟ این عیب و آسیب است. شیخ همه ما را به و کوبیدن درب (ع)، کرد و گفت: هر حاجتی که می خواهید از این بزرگوار بگیرید و مطمئن باشید که شما را دست از درب اش رد نمی کند؛ من خودم 14 که بود و در سن 20 سالگی 4 اولاد و همینطور تا هشتمم هم به آمد و در آن به خدا و اهل بیت (ع) توجه و می کردم. وی تاکید کرد: این کار های ها که را به عقب میlrm;اندازند و یا یک میlrm;آورند عیب چرا جامعه از تولید نسل و ازدیاد نسل می ترسند، با و به آن ها همت و سلامتی عطا از آن ها می پرسم چرا فقط یک یا دو بچه داری می بیش از این سخت پس من به این ها می گویم که این سختی شما نیست، مگر شما بچه هایتان را می با آن عظمت به ملت مسلمان و درخواست می کند تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامه کنید، زیرا من به زیادتی شما نسبت به امت های در قیامت مباهات می کنم. ها به چی اند؟ شیخ داد: ها می گویند ای سخنت درست نیست هرچقدر بچه کمتر بهتر! ها از شوید. خدای نکرده اگر یک اتفاقی رخ دهد، به قسم و غیر حسرت می شود و از بین می روند. حرم (ع) با بیان امید ملت و به گفت: ای مسلمانان از غفلت به پاخیزد؛ به 80 نفر جمعیت دارد، اما 150 نفر باشد و این ها به دست خودشان 75 نفر کشته اند. از کجا معلوم این کودکانی که سقط شده اند و یا به های مختلف به نیامدند از آن 313 یار نبوده چه جوابی به (عج)، می آیا این جواب (ص)، علی (ع) و درجایی که نهی مطلق آیه 151 انعام و 31 اسراء، در باره از ترس فقر می فرماید: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبیراً و خود را از ترس فقر و تنگ دستی نکشید، ماییم که آن ها و شما را می دهیم؛ زیرا، آن ها گناهی است . پس ای و و صاحب شوید. فقیر، و شهید بگیرید، دختران آن ها با سازش و همسرانشان را می دارند. شیخ داد: حدود سه سال پیش که بیمار شدم به اصفهان پیش دکترم رفتم. در آن ای پیش من آمدند و گفتند که شیخ می به برویم و از تو می که ما را همراهی کنی. اما پزشکان اجازه ندادند که من با آن ها برونم. فصل سرما بود و آن ها احتمال عود بیماری را می دادند. فردا بازگشتند و به هر صورتی که شد من با آن ها رفتم؛ گویا پسر چند سالی بود که با رفت آمد و به او علاقه شدیدی هم داشت. در مراسم بعد از صرف چای پدر آمد و به ما گفت: به این راضی شده، ولی چند شرط دارد که حتما عملی شود. دار حرم عباس، افزود: یکی از شروط این بود که، چون نمی غذا بپزد، آن ها تا یک سال از رستوران غذا بیاورد؛ شرط دوم ندارد بدون جایی برود او یک هم بخرد. ئشرط سوم، دخترم نمی با پدر و کند و و کند و می خواهد. چهارم به سن برایش سکه مهر کنید؛ همان جا آقا جان خدا حافظ دختراتان خودتان و پسر ما هم خدا است. وقتی هم که می رفتیم، در گوشه ای پدر و را صدا زدم و شما با این برخوردتان ترشی دخترتان را می اندازید. اوکه گویی با این حرف ها خودشم هم شده با چشمانی پر غصه ما را به به (ع) و ائمه معصومین (ع) تشویق کرد و گفت: شما را به (ع) قسم می دهم آیا واقعا مادرمان (س)، آیا (ص) و سبک مولایمان علی (ع) اینگونه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
«فَرِّ اِلَی الْحُسین ز ظلمت عبور کن/نور حسین فاطمه هر سوی عالم است»

«فَرِّ اِلَی الْحُسین ز ظلمت عبور کن/نور حسین فاطمه هر سوی عالم است»


به خبرگزاری تقریب، این روزها و شب ها غرق در و عزای سید و سالار شهیدان (ع) است و بسیاری از محبان به و ذکر اهل بیت (ع) اند و حال و را فرا است. که (ص) فرمود: اگر در آن شخص حسین(ع) است. (مناقب ابن ص 136). در از کشورمان قطعه شعری را (ع) سروده است. ***** است هفت گشوده به ابنای آدم است این کشتی نجات است تا یا چلچراغ حضرت زهرای خاتم است یا للعجب چه حس غریبی است در جغرافیای و آدم ز است به رفتن شتاب کن این آن بساط آمده از عرش اعظم است ز ظلمت عبور کن نور فاطمه هر سوی است گر خسته ای و عزم سفر ای ز خویش این سو بیا که قافله ی عشق مرهم است گویی هزار و سیصد و اندی عمود نور تا کرب و بلا در پی هم است خواهی شبی بیایی و روزی گذر کنی است
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
شهادت امام حسین(ع) برای هر مسلمانی دردناک است

شهادت امام حسین(ع) برای هر مسلمانی دردناک است


به خبرگزاری ظهر امروز در خطبه های با روز و حسین(ع)، اظهار داشت: حسین(ع) سلاله پاک رسول الله همه مسلمانان دردناک و فراموش ناشدنی است. گفت: یکی از اهل سنت و "در حسین(ع) یک غم و که قلب آن را ندارد". وی افزود: در هم شده است حسین(ع) روز دهم ماه سال 61 که در سن 55 به جای 33 زخم بر بدن شده بود". کرد: پسر هم از است: که از شنیدم، که فرمودند "کسی که می بزرگ جوانان اهل بهشت را ببیند به چشمان حسین(ع) نگاه کند. وی تصریح کرد: است که از من است و من از حسینم و کسی که را داشته او را دارد. وی ادامه داد: است داشتم به مسلمانانی برسم که من را ندیده اند ولی به من اعتقاد به گفته سنندج، مادامی که های از زمان حیات دور اما آنها براساس و بزرگان دین مقام و آنان نزد بلندتر است. وی اذعان کرد: برخی از های والاتری از فرشتگان نزد و آن هایی هستند که رضایت از هواهای نفسانی دور می شوند. وی گفت: باید همیشه واسطه ای نفع و با نصیحت دلسوازنه را از شر و آسیب دور سازد و این چراغی راه آخرت بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​چرا باید زیارت عاشورا بخوانیم؟

​چرا باید زیارت عاشورا بخوانیم؟


به گزارش شمس ارج و و ارزش معنوی این گفت: و با بر ابا (ع) می از می و این که چگونه انسانی است، چه کار ها کرد و چه وقایعی برایش در رقم خورد. به نوعی این توصیف کاملی از (ع) است. وی در داد: این بر که را (ع) رقم زده اند لعن و آن را به ما و می در بر که به اند نیز می فرستد. این کلی است و حتی عده ای می یا ابا خدا بر (ع) است و این است که از خدا بر (ص) و به آن از به و در به ما می لذا را به کار اند. این میزان عاشورا، شکل اجرا و آن اظهار کرد: که اند، به این دعا وابسته اند و به دفعات بالا این را می کنند. در واقع های (ع) شده و دارای است که یکی از آن ها است. آداب این به این شکل است که فرد روی پا و در زیر آفتاب که سقف نداشته باشد بایستد و رو به قبله این را و وقتی که به لعن های این رسید صد مرتبه آن را بگوید، برخی نیز این تعداد نمی گویند، در مقابل عده ای نیز می می توانید به جای جمله لعن یک بار بگویید 99 بار لعن می کنم و این کفایت می کند. به سلامی که بر اباعبدالله (ع) در ابتدای فرستاده می شود نیز می عبارت را کرد. این شکل معمولا انجام می شود و شده است. و خدا بر است/ وی در افزود: این را می هر روز و محرم ماه است بنابراین در ایام این بزرگوار خوب است که در کل ماه شود به خصوص که نسبت به زمان های ارجحیت دارد، روایات نیز در این زمینه وارد شده و هر چند که در طول سال نیز باید این شود. شمس نیز خاطرنشان کرد: اگر کسی معنی این را هم ندارد. در بحث مهم محتواست و این که خود فرد بداند که چه می و چه می گوید. ذکر ترجمه عبارات هم شود فرد به همراه دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نقش یزید در فاجعه کربلا به روایت علمای اهل‌سنت

نقش یزید در فاجعه کربلا به روایت علمای اهل‌سنت


خبرگزاری تقریب: در تعداد از شخصیت ها و برﺟﺴﺘﮥ سنی که نقش را در فاﺟﻌﮥ انکارناپذیر اند و صدق این ﺗﺄمل در که از مرگ تا پس از حسین(ع) رخ دادند، به وضوح نقش را در این می کنند. این و ها به وقوع از این است: .الف. زمینه چینی و جنگ با عراقیان: گزارشی که در الفتوح ابن و خوارزمی است که منابعی یا با های قوی در روز خود که او و مرگ به از سخن گفت که از با خبر می داد. گفت که در دید که در او و از خون جاری است که وی از آن را تا ابن آمد و او را از نهر داد (ابن 1406: 3/6؛ 1948: 1/179). وی خود را تعبیر کرد که بین و به ملحمه ای رخ داد. هرچند صحت این محل تردید این است که وی از خطر را که دل در گرو علی(ع) می کرد و شام را جنگ با می که در از با سخن به است (ابن 1406: 3/6). ب. ای تند به از حسین(ع) یا قتل ایشان: های معتبر پس از برتخت نشستن ای کارگزار خود در و به او داد تا از بن علی(ع) و بن بگیرد. این را گوناگون ذکر که در از از در امر سخن شده است (ابن قتیبه، بی تا: 1/174و175؛ 1998: 4/332و333؛ بی تا: 5/338؛ شیخ 1399: 200). عده ای از بر از این دو تن یا سخن به اند (یعقوبی، 1413: 2/154؛ ابن 1406: 3/9، 19). در آن هم به جای عام به طور از خود در ای از آن که به آن بود که زدن این کار بر دوش (Ahmad, 2006: 118-119). پس از این به و ابن بی از خود به سخنی بگوید. این را داد تا از احتمالی یا گریزشان جلوگیری کند (ابنlrm;اعثم، 1406: 3/9؛ 1998: 4/333)؛ اما آن دو به فراست از باخبر ابن از و با عده ای از همراهان خود نزد رفت (ابن 1406: 3/12؛ 1368: 227). این نباشد که به طور از آگاه شد؛ اما از امام(ع) و ابن از خبر می بن حکم در این که که امام(ع) در دارالعماره از و کار را به فردا و در موکول به کرد که او را رها و امتناع، وی را بکشد؛ به او، رهاکردن و ابن باعث گریختن و افزایش در می شد و ای را ساخت که به شد (خلیفه بن 1968: 1/282و283؛ 1368: 227؛ 1998: 4/333، 336؛ ابن 1406: 3/9و10، 14). شدت عمل به از به امام(ع) و خطر او امام(ع) بود. این که نیز طرح و را در سر داشت. عزل از پس از وی در کار امام(ع) (بلاذری، 1998: 4/341) از عمل و یکی او و را می کند. در در شد که از جان خود بود و می داد در رو از بنی را خود برد (دینوری، 1368: 227؛ ابن 1406: 3/13). بی شک اگر می سی تن را از جان به نمی برد. ج. بیم بر جان خود و اش و از مدینه: پس از از که در به رو شهر را ترک کرد و به طرف مکه رفت که حرم بود. به از به این آیه از شد: پس و از شهر شد، گفت مرا از بخش (قصص ، 21؛9 بی تا: 5/343؛ شیخ 1399: 202). به این آیه به را می دهد. بیم از این بود. در به که علت شدن را از داد: بنی را و را صبر و حال به که (ابن 1406: 46). پس از به مکه به شد که این را به می دهد: من از بر من و ام ندارم. که از ترس مرگ دست ذلت به دهم تا خود را از که مرا هدف اند کشم، مرا نشاید که آزادمرد خوانند (بلاذری، 1998: 4/337). که به ابن در مکه و از او که حسین(ع) را از قیام وی بازدارد، ابن داد (ع) به من خبر است که علت آمدنش به اینجا، سوء اموی در و در کار با سخنانی تند بوده است (سبط بن 1418: 215و216). د. عزل مسامحه کنندﮤ مدینه: در رمضان سال 60ق/679م، عتبه را از فرمانداری عزل کرد و اَشدق را با حفظ سمت در به نیز منصوب کرد (طبری، بی تا: 5/343؛ سبط بن 1418: 214؛ ابن 1413: 8/158). علت عزل ای بود که بن حکم به و در آن از چاپلوسی و سستی در کار حسین(ع) و ابن انتقاد کرد (بلاذری، 1998: 4/341). که به رسید به رفت و خود را بر با ابن که از هدف او شورش امویان و به دست کرد (خلیفه بن 1968: 1/283). عزل ﻧﺘﻴﺠﮥ او از که پس از از گفت: نه به خدا من بن علی(ع)، نوﮤ پیغمبر(ص)، نخواهم حتی اگر همه دنیا را به من دهند (بلاذری، 1998: 4/336؛ ابن 1413: 8/157). که از او امام(ع) را اجتناب از بکشد، آرزو کرد ای کاش پیش از این مرده بود و روزی را نمی دید (ابن 1406: 3/10). به علت پس از وعدﮤ بر در جمع، را رها کرد (ابن 1406: 3/12؛ ابن 1413: 8/158). سپس بن را که از بیراهه به مکه رفته اما در پی حسین(ع) که راهی مکه شد، برنیامد (بلاذری، 1998: 4/334) و به این صورت، به عمد از ورزید. ر. یا قتل حسین(ع) در مکه: پس از نشد در از بگیرد، در بود این کار را در مکه دهد. ازهمین رو ای به ابن که در مکه به سر می برد و از او را از خود باز و به راه وا دارد. ابن هم ضمن وعده به (سبط بن 1418: 215و216) برآمد امام(ع) را از به باز و را به در تا مراسم حج، تشویق کند تا را در ایام حج دیدار کند و نظر را خود بداند؛ سپس کند و از به محل غیر از مثال به یمن، برود (مسعودی، 1970: 5/129تا131). اما ضمن خیرخواهی ابن عباس، خود را به دو علت بازگشت ناپذیر کرد: بن بر همراهی با و دوم ترس از یا شدن در مکه و شکسته شدن حرم امن (طبرسی، 1417: 1/445؛ ابن 1413: 8/177و178). به حج حجّ به و بی به به سوی این را قوت می که قصد و به زور از و را (ابن 1406: 46؛ 1385: 45/99)؛ اما امام(ع) قصد با شدن خدا بشکند.10 ز. ابن به جای بن در کوفه: ابن به به از است که شدت عمل در حسین(ع) است. پیش از ابن به بن شهر بود که به شخص نرم بود. به شهر به گرد بن جمع به که بیم آن می رفت کار از دست بنی شود (سبط بن 1418: 221). با از را عزل کرد و بن را با حفظ در به و به او داد به رود و را دهد (طبری، بی تا: 5/348؛ 1379: 2/42). ابن و حال طلب و بود که از هیچ ابا نداشت. به (Madelung)، رو که بن علی(ع) را خود می در شدن او اما نمی در چشم در حکم حسین(ع) رو ابن را این کار که حسین(ع) را کند و بکشد. که وی در های امام(ع) داد و به با از این بود.11 س. با بن در کوفه: ابن در و بن که در او، به این امر شده بود که را کند و سپس یا کند (دینوری، 1368: 231؛ بی تا: 5/348، 357؛ ابن 1406: 3/41و42). ابن پس از به شهر و به دست شد را کند و بن به قتل و این کار امام(ع) را در کند. او یا که امام(ع) در بود (دینوری، 1368: ابن 1406: 3/42و43؛ بی تا: 44) و بن بن به طرف امام(ع) را به قتل (ابن 1406: 3/50و51). با این به ابن (دینوری، 1368: 242) و از او و به شد، کند و به (طبری، بی تا: 5/380و381؛ 1948: 1/215). سپس داد و را که ابن بر (ابن 1406: 3/70؛ ابن بی تا: 4/94). ش. به ابن و قتل امام(ع): پس از کار به ابن داد که کار را بر بن علی(ع) سخت و را دهد یا او را ای نزد (یعقوبی، 1413: 2/155؛ 1998: 163). به ابن را به ذکر اند. در از از ابن شده است که بن علی(ع) را رها و حتی در است که با کسی که وی جنگ (غیرَ مَن قاتَلَک) (دینوری، 1368: 242؛ ابن 1413: 8/179)؛ اما در از از به جنگ با امام(ع) از به سخن به است (یعقوبی، 1413: 2/155؛ ابن 1415: 14/213). که این را خود ابن نیز در اش به (ع)، که در کرد: مرا که بر زیر سر و شکم را از نان پر تا تو را به او آرم یا تو را به سوی (ابن 1406: 3/95؛ 1948م: 1/239). ص. سخت ابن بر امام(ع): سخت های ابن بر امام(ع)، و علت بر تحت ابن است. او در این و عم بن هیچ به جنگ و امام(ع) (بلاذری، 1998: 4/188؛ بی تا: 5/401)، (ابن 1406: 3/112؛ بی تا: 5/426) یا خود این (طبری، بی تا: 5/402و403؛ شیخ 1399: 225؛ 1962: 6/10). بیم ابن از در بر از امام(ع) یا قتل که وی در خود به امام(ع) به این دو را کرد. ض. بعد از عاشورا: پس از از به ابن داد تا را به و به (سیدبن بی تا: 171). به و را در بین راه که با عکس نشد.13 که این عمل کسی که از خود است. سپس داد سر امام(ع) را بر در (مجلسی، 1385: 45/155و156) یا کاخ خود (خوارزمی، 1948: 2/73و74؛ 1385ق: 45/142) تا شود. نیز دسته به نزد می و اش را بر این (ع)، می (ابن 1406: 100). از شد. شهر به ای شد که سهل بن از پیامبر(ص)، کرد فرا است که او از آن بی خبر است. را سه روز در شهر نگه تا شهر را و شهر رقص و دف با دست و پای شده و به (خوارزمی، 1948: 2/60و61). که این ها و باشد. ط. از قتل امام(ع): به یکی دو بر این اند که به محض سر حسین(ع) داد آن را در زر سپس با چوب به زدن به های امام(ع) که از ابن با از یا را می کرد (یعقوبی، 1413: 2/159؛ بی تا: 119؛ بی تا: 5/390، 465؛ ابن 1406: 3/149تا151؛ 1970: 5/144). این عمل بود که از پیامبر(ص)، کرد (بلاذری، 1998: 222؛ 1970: 5/144)؛ اما و حتی وی را کرد که اگر از پیغمبر(ص) را می زد. پس از این نیز تا چند روز در سر (ع) بزم و کرد (خوارزمی، 1948: 2/72؛ بی تا: 190)؛ حتی به نقل از به داد بر رود و در حسین(ع) و علی(ع) سخن (ابن 1406: 102؛ بی تا): 187و188). وی در های به کرد. داد را به و با با غل بر پشت از به شام (سبط بن 1418: 237، 260)؛ به که بدن های شد و سپس را در جای داد (سیدبن بی تا: 188). که به و او سجاد(ع) را و دست گفت: ای علی بن حسین(ع) خدا را شکر که را کشت... (مجلسی، 1385ق: 45/168). وی حسین(ع) را به (سبط بن 1418: 260) که با زینب(س) از این کار منصرف شد. ظ. با ابن پس از کربلا: یکی از علت های مهمی که از نبودن واقعی و بلکه عمل قاتلان حسین(ع) ندادن کوچک ترین تنبیهی در حق حتی وی بیشترین هدایا و جوایز را به مسئول این بن زیاد، بخشید (سبط بن 1418: 260). پس از این عرب و جبال را به او سپرد و مبلغ یکzwj;میلیون درهم هم به او جایزه داد (ابن 1406: 3/156)؛ سپس او را از به نزد خود فراخواند و شب نشینی های با او داد. در یکی از این مجالس، در تعریف از عمل ابن سرود: پیالهlrm;ای از شراب به من بده که تا مغز سرم نفوذ کند و آن را هم به ابن بنوشان که همراز و امانت دار من است و مرا در لشکرکشی هایم به می رساند. که کننده بر من، بود و نابودکنندﮤ دشمنان و حسودان است (مسعودی، 1970: 5/156و157؛ سبط بن 1418: 260). وی که بن بشیر، معزول را دید به طعنه از او پرسید نظرت کار ابن چیست؟ و به کوتاهی داد: الحربُ دُوَلٌ و اگر زنده بود نمی کرد (خوارزمی، 1948: 2/59و60). به سفارشی بود که به مرگ خود به بود که کار بن را اما با بن علی(ع) کند (دینوری، 1368: 226). به شعبی، وی از بن حکم نیز به علت اقداماتش در این تشکر کرد (سبط بن 1418: 260). . ع. مواضع صحابه و بزرگان عاشورا: نظر ابن دخالت صریح در قتل امام(ع)، یکی از است که مدتی پس از ماجرای رخ داد. که حسین(ع) به بن کسی را نزد ابن فرستاد و از او تا با وی ولی ابن با این بهانه که هنوز پابرجاست و از او ورزید. چون خبر این به گوش ای به ابن و او را ستود. در به این ابن تندی به او و آن را کرد: تو در ات از من با ابن نکرده ام یاد کردی، به خدا قصدم از این کار حمد و ستایش تو و من یادم نرفته است که تو که بن علی(ع) و جوانان بنی المطلب را کشتی و پیکرهایشان را در بیابان رها کردی. تو که حسین(ع) را از حرم امن (مکه) و حرم رسولش (مدینه) بیرون راندی، به ابن نوشتی و در آن قتل او را و من امیدوارم که خداوند به خود را از تو بگیرد... (یعقوبی، 1413: 2/162و163؛ 1998: 4/341). زیدبن ارقم، از قدیمی پیامبر(ص)، به در ابن بود. وی که بی احترامی ابن را به سر حسین(ع) سخت برآشفت و گفت: چوبت را از روی های حسین(ع) بردار. به خدا سوگند، دیدم که پیامبر(ص) این لب ها را می بوسید. به کرد. ابن به او گفت: اگر پیر و خرفت نبودی، می دادم گردنت را بزنند؛ سپس زید از ابن شد (طبری، بی تا: 5/456). در که بن در به رفت و گفت: حمد را که حق و اهل آن را غلبه داد و امیرمؤمنان و وی را یاری کرد و پسر بن علی(ع) و شیعه وی را بکشت . بن عفیف ازدی که از شیعیان علی(ع) از جای برخاست و گفت: ای پسر مرجانه! پسر تو و پدر توست و آن که تو را داد و پدرش. ای پسر فرزندان انبیا را می کشید و سخن صدیقان را می گویید . ابن داد او را و در شوره زار به دار آویزند (طبری، بی تا: 5/459و460). غ. سخنرانی بن پدر خویش: کسی که انزجار خود را به داد فرزندش، بن بود. به ابن حجر هیتمی (درگذشت974ق/1566م)، وی ظاهرالصلاح بود و زمانی که به بر رفت و گفت: این ریسمان است و همانا جدّم با کسی که تر، علی بن ابی طالب(ع) درافتاد و با شما کرد که خود می دانید تا مرگ او را و در قبر شد که در گرو بود. کار را به پدرم وانهاد؛ که وی این کار و او با پسر رسول خدا(ص) منازعه کرد تا عمرش کوتاه شد و دنباله اش قطع گردید و به قبر وارد شد؛ که از هراسان بود . سپس گریست و ادامه داد: از کارهایی که سخت بر ما سنگینی می کند، ما از سوءعاقبت و بدفرجامی اوست؛ او نوﮤ پیغمبر(ص) را کشت و حرم (شهر مدینه) را مباح کرد و را خراب کرد و از شیرینی نچشید... (ابن حجر 1417: 2/641). نتیجه حسین(ع) و پدیدآمدن یکی از جرایم است که در دوران سه خود داد. محرزبودن نقش او در این بیم از عواقب آن موجب شد خود او و عده ای از طرفدارانِ خلفا ، توجیه آن و او را از این مبرّا سازند. حتی عده ای پا را از این فراتر نهادند و به جای حسین(ع) را و او را به علت نکردن با به ایجاد تفرقه و شقّ عصای مسلمین ، طلبی و ماجراجویی مستوجب نکوهش دانستند و با جعل روایاتی، او را سزاوار مرگ شمردند و غیرمستقیم عمل را کردند. اکثر سنّی اعتقاد به خلفا، را در این مقصر معرفی اند و امام(ع) را نیز خطاکار ندانسته رو عده ای از برآمدند پای را از این بکشند و با انکار واقعیات این را بر دوش ابن افکنند. علت های نیز پشیمانی از قتل امام(ع) که خود علتی آنهاست، افکندن آن بر ابن و خوش و دلجویی او با اسراست. فارغ از های از اهل سنت بر و لعن او، علت ها و در خود که را در امام(ع)، در قالب این پژوهش به اثبات می رساند. مجموع این علت که در متن به تفصیل بیان شد، از آن که در را و در دل به این کار راضی بود و ندامت او هم امری ظاهری و غیرواقعی بود. کارناﻣﮥ سه او می دهد که وی تدبیر را حکمرانی بر امپراتوری و کنندگان از او نیز به درستی این را دریافته بودند؛ هرچندکه به جز حسین(ع) و بن کسی جرئت آن را پیدا نکرد.. اصرار سپردن امور جهان به که نه صلاحیت اخلاقی را و نه از عصبیت قبیله ای گسترده ای برخوردار بود و نه کارآمدی را اشتباهی هولناک بود که نتایجی اسلامی به ارمغان آورد. به حوادثی تلخ کربلا، حرهّ و حمله به برعهدﮤ کسانی است که سرسختانه سنگ از این سبک سر را به سینه می زدند. پی 1. (1385)، از اهل تهران: خمینی. 2. (1382)، از اهل سنت ، در ش2. 3. (1390)، و ، ش19. 4. عبدالهادی، (1429)، فی عهد ریاض: دار طیبه و التوزیع. 5. علت های این موضوع، از آیات توبه آیه 100 و بقره آیه 143 و از احادیث و نیز اجماع منظور اهل است. بیشتر، ر.ک: (ابن حجر 1328ق: 1/10و11. نقد این یعقوب، احمد 1374، پژوهشی در عدالت صحابه، قاضی زاده، تهران: مجمع جهانی اهل بیت. 6. از ﺗﺄثیر اندیشه های اهل حوادث صدر اسلام، ر.ک. کاظم بیکی، گوهری، 1393: نگاه اهل حدیثی ابن سعد به صدر ، و فرهنگ، ش92؛ 1379: 150، 165؛ Crone, 2000: 10/952-954.. 7. این ادعا صحت ندارد؛ اخبار موثق وی به مرگ 38 سال داشته است؛ در سال 25ق، 14 سال پس از رحلت پیامبر(ص)، زاده شده است (طبری، بی تا، 5/499؛ 1998، 4/393). 8. چندی پیش یکی از این افراد در اینترنت، از خود کتابی امیرالمؤمنین ! خبر است: ( 80015). هایی نیز با از به رشته درآمده برائهیزیدبن من دم الحسین : (محمودابراهیم محمود، بی تا، ،برائه من دم کویت: کلیه الآداب،) و فی عهد بن (الشیبانی، عبدالهادی بن رزّان، 1429، فی عهد 60تا64ق، ریاض: و التوزیع). عجیب است که طرفداری از سلفیان مسلمان می که حتی خاورشناسان همچون نولدکه نیز به بی دین او اند (Noldeke, 1892: 82)! 9. فَخَرَجَ مِنها خائفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبّ نجَّنی مِنَ القَومِ الظالمین. 10. این در ابن به که پس از نگاشته شد است: لکن کَرِهَ اَن یَکونَ هو الذی یَستَحِلُّ حُرمَه البیتِ و حرمه رسولِ الله (یعقوبی، 1413: 2/163). 11. . 12. عمربن سعد پس از در مشاجره ای که با ابن وی را به علت نصیحت او را با بن علی(ع) نپذیرفته کرد (طبری، بی تا: 5/467). 13. به سنداوی، تکریت، موصل، حمص، بعلبک و با این صحنه ها کردند؛ اما در مقابل قنّسرین، شیزر، کفرطاب، سیبور و حماه دروازه ها را بستند و حسین(ع) عزاداری و به سوی حامل سنگ پرتاب (Sindawi, 2003: 246). 14. برپایه این به محض مشاهدﮤ سر بریدﮤ امام(ع) به کرد (طبری، بی تا: 5/393؛ 1998: 233؛ 1948: 2/56تا58). جالب توجه است که راوی این خبر در الاشراف یکی از موالی است! باتوجه به های متعدد که حاکی از در این است به این روایات نباید اعتماد کرد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ الف. . ابنlrm;اثیرالجزری، ابوالحسنlrm;علیlrm;بنlrm;ابیlrm;الکرم، (1415)، الکامل فی قاضی، بیروت: العلمیّه. . ابن ابومحمداحمد، (1406)، الفتوح، بیروت: العلمیه. . ابن تیمیه، تقی ابوالعباس (1406)، منهاج السنّه النبویّه فی نقض کلام الشیعه القدریّه، ریاض: جامعهالامام سعودالاسلامیّه. . ابن جمال بن (1426)، علی المتعصب العنید المانع من ذمّ الیزید، بیروت: العلمیه. . ابن حجر (1328ق)، الاصابه فی تمییزالصحابه، بیروت: دار صادر. . ابن حجر (1417)، الصواعق المحرقه علی اهل الرفض والضلاله والزندقه، لبنان: الرساله. . ابن ابوجعفررشیدالدین (بی تا)، مناقب آل ابی طالب، سیدهاشم رسولی محلاتی، قم: الطباطبائی و الصحفی. . ابن (1406)، فتاوی و مسائل ابن بیروت: دارالمعرفه. . ابن ابوبکرمحمدبن عبدالله، (1419)، العواصم من القواصم فی الصحابه بعد وفاهالنبی صلّیlrm;الله وسلّم، ریاض: الشوون الاسلامیه والاوقاف. . ابن علی بن (1415)، دمشق، بیروت: دارالفکر. . ابن قتیبه (1368): ابومحمدعبدالله بن (بی تا)، الامامه و السیاسه، طه الزینی، قاهره: الحلبی و شرکاء و التوزیع. . ------ ، (1412)، الاختلاف فی اللفظ و علی الجهمیه والمشبهه، بی جا: دارالرایه. . ابن کثیر دمشقی، ابی الفداءاسماعیل، (1413)، البدایه و النهایه، بیروت: دار احیاءالتراث التاریخ العربی.. . ابن نما الحلی، (1406)، مثیرالاحزان، قم: الامام المهدی. . علی بن (بی تا)، مقاتل الطالبیّین، صقر، بیروت: دارالمعرفه. . یحیی، (1998م)، الاشراف، محمودالفردوس العظم، دمشق: دارالیقظه العربیه. . جاحظ، ابوعثمانlrm;عمروبن بحر، (1384ق)، الرسائل، عبدالسلام هارون، قاهره: الخانجی. . بن خیاط العصفری، (1968)، خلیفهبن سهیل زکّار، دمشق: الثقافه والسیاحه والارشادالقومی. . ابوالمویدموفق بن (1948)، شیخ سماوی، نجف: مطبعهالزهراء. . ابوحنیفه داوود، (1368)، الاخبارالطوال، قم: الرضی. . ذهبی، شمس ابوعبدالله (1405)، سیر النبلاء، بی جا: الرساله. . سبط بن (1418)، تذکرهالخواص، قم: الشریف الرضی. . (بی تا)، اللهوف علی قتلی الطفوف، فهری زنجانی، تهران: بوذرجمهری. . سیوطی، جلال بن ابوبکر، (1378ق)، الخلفاء، محمدمحیی عبدالحمید، مصر: المکتبه التجاریه الکبری. . محمدعبدالهادی، (1429)، فی عهد ریاض: و التوزیع. . شیخ محمدبن نعمان، (1399)، الارشاد، بیروت: للمطبوعات. . -------------- ----- - - ، (1374)، الجمل، قم: کنگره شیخ مفید. . فضل بن (1417)، الوری باعلام الهدی، قم: آل البیت. . جریر، (بی تا)، الطبری، محمدابوالفضل بیروت: روائع التراث العربی. . غزالی، ابوحامدمحمد، (بی تا)، احیاء علوم الدین، بیروت: دارالمعرفه. . محمدباقر، (1385ق)، بحارالانوار، ، تهران: مکتبهالاسلامیه. . ابوالحسن علی بن (1970)، مروج الذهب و معادن الجوهر، باربیه دمینر، پاوه دکورتل، تهران: مطبوعاتی اسماعیلیان (افست). . مسکویه رازی، ابوعلی، (1379)، تجارب الامم، امامی، تهران: سروش. . مطهّربن طاهر، (1962)، البدء و تهران: مکتبهالاسدی. . (1385)، از اهل تهران، خمینی. . یعقوب ابن واضح، (1413)، الیعقوبی، عبدالامیر مهنّا، بیروت: للمطبوعات. ب. . (1390)، و ، ش19، 271تا296. . بهرامیان، (1376)، اصحاب و نیم سده اول هجری ، ش4، ص331 تا340. . رسول، (1379)، نقش حنبل در تعدیل مذهب اهل سنت ، هفت آسمان، ش5، ص145تا176. . ناصری، (1382)، از اهل سنت ، در ش2، ص249تا282. ج. لاتین . Ahmad, Riadh, (2006), Al-Ḫusayn Ibn ʻAlī: Astudy of his uprising and death based on classical Arabic sources, Institute ofIslamic Studies, Mc Gill University, Montreal. . Crone, Patricia, (2000), UTHMAcirc;NIYYA, EI2, Leiden, Brill. . Donner, Fred M., (2010), "Umayyad Efforts atLegitimation: The Umayyadsrsquo; Silent Heritage": Umayyad LegaciesMedieval Memories from Syria to Spain Edited by AntoineBorrutPaul M. Cobb, LEIDEN bull; BOSTON:BRILL. . Kohlbeg, E, (1976), the development of Imāmī Shīʻī Doctorine of jihād, ZDMG, p64-86. . Madelung, Wilferd "ḤOSAYN B. ʿALI", IRANICA, . Noldeke, Theodor, Sketches from eastern history, Translated by John Sutherland, London and Edinburgh, Adam and Charles Black . Shacht,J, (1986), AHl AL ḪADīTH, EI2, Leiden, Brill. . Sindawi, Khalid, (2003), ldquo;The head of Husayn Ibn lsquo;Ali from decapitation to burial, Its various places of burial and the miracles that it performed , ANES 40, 245-258. نویسندگان: عبدالرحیم قنوات: دانشیار و ملل مشهد، مصطفی گوهری فخرآباد: استادیار و ملل مشهد، فصلنامه پژوهشهای شماره 36
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
امام حسین(ع) مظهر تمامی صفات پسندیده است

امام حسین(ع) مظهر تمامی صفات پسندیده است


مشهد- ایرنا- اهل سنت گفت: همه در هر و که به اکرم(ص) ارادتی ویژه و در این میان باور دارند که حسین(ع) مظهر تمامی صفات پسندیده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
همه سرمایه‏‎گذاری‏‏‎های دشمن در یک دهه محرم از بین می‎‏رود

همه سرمایه‏‎گذاری‏‏‎های دشمن در یک دهه محرم از بین می‎‏رود


گروه ــ با به کفر با و بیان کرد: حضرت امام حسین(ع) در یک دهه محرم همه نقشه ها و تهاجمات فرهنگی آنها را می شوید و از بین می‎یرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
شفاف‌ترین تصویر از رویارویی خیر و شر در دشت کربلا

شفاف‌ترین تصویر از رویارویی خیر و شر در دشت کربلا


به خبرگزاری (ایبنا)، سال 61 و ناب از خیر و شر در طول ای از ها و های انسانی. شاید هیچ قلمی آنطور که بایسته و شایسته است نتواند این را کند، ولی انسان های بسیاری در طول از زوایای مختلف، سعی در این اند. ها از سال های پس از را و به سهم خود را ثبت کردند. و تا این قلم زدم و (ع) است. از و می حدس زد که خود را قرن دوم باشد. با به های که او ذکر به نظر می رسد گردآوری به ویژه در بوده است. به این افرادی مثل نجاشی او را آگاه فرد به اند. نظر مورخان و پژوهان مسلمان این است که ابومخنف، اگرچه امامی به معنای مصطلح نبود، اما از دوستداران اهل بیت (ع) محسوب می شد. اصل به نام که مکتوب گفته های شاهدان کربلاست، ازبین و نسخه یکپارچه ای از آن در دست نیست. یوسفی غروی، محقق و گردآورنده کتاب، با استخراج از دل و منابع و اعمال تصحیحات و هم نهادن این در قالب و در را و و این به همت به و در و است. به روز که روز از ها و و های این از و نقل می شود. اول (ع) که به (ع) (ع) شتر خود را و بر آن شد، سپس با که فرمود: ای را و در من تا شما را به حق شما بر من است پند دهم و دلل خود نزد شما را بازگویم. اگر را و را و به من را بود و با من ولی اگر مرا و با با من نکردید. این سخن او و سر دادند. نیز و شد. حسین(ع)برادرش بن علی و علی را به نزد و فرمود: را کنید. به جان قسم گریست! (ع) حمد و گفت و خدا را به یاد کرد و بر اکرم(ص) و و فرستاد. گوید: به خدا من قبل و بعد از او کسی را در تر از او ام! سپس حسین(ع) فرمود: اما نسب مرا و دقت که من کیستم! سپس به خود و خود را و آیا و هتک من شما آیا من پسر شما و پسر او و پسر همو که کسی بود که و او را در از سوی خدا بود آیا که است آیا که شد و با دو بال در به من آیا شما است که در من و فرمود: این دو، هستند. اگر مرا در می می :نید و هم است [با من و] به خدا قسم تا به حال از که ام خدا را و به اش می ام و اگر مرا می در شما که اگر از به شما خبر از از یا سهل بن سعد یا زید بن یا انس بن به شما خبر می که این را از (ص) من و شنیده اند. آیا این مانع شما از ریختن خون من نمی شود؟ علی علی اکبر، و لیلی ابومرّه بن عُروه بن مسعود ثقفی از ابوطالب است. به به عمربن سعد می کرد و می گفت: أنا علیّ بن بن علی / نحن و ربّ البیت أولی بالنّی تا لایَحکم فینا ابنُ الدّعی من علی بن بن علی هستم؛ به کعبه ما [در نزدیکی] به بر شما اولاییم. به خدا تن به حکم مرد بی ریشه نمی دهیم. چند بار حملاتش را تکرار کرد تا بن مُنقِذ بن نُعمان عبدی او را دید و گفت: گناه همه عرب برگردن من، اگر از کنارم عبور کرد و رجز خواند، پدرش را به عزایش ننشانم! علی باز با شمشیرش به عمر بن سعد کرد، این بار بن منقذ راه بر او بست و ای به او زد و او به خاک و سپاهیان او را در برگرفتند و با شمشیرهایشان قطعه (طبری 5: 446؛ 76). [روایت 181] (ع) بر بالین علی آمد و فرمود: عزیزم! خدا بکشد که تو را کشتند! چقدر بر رحمان و بر بی کردن جسورند! بعد از تو خاک بر دنیا باد! در این بانویی با سرعت از ها بیرون آمد و صدا می زد: عزیزم! برادرزاده عزیزم! و آمد و برجنازه علی افتاد. (ع) آمد و دست آن بانو را و او را به برگرداند و رو به کرد و گفت: خود را بردارید! علی را از محل شهادتش برداشتند و روبه روی ای که مقابل آن می جنگیدند، گذاشتند (طبری 5: 446 ـ 447؛ 76 ـ 77). بن حسن (ع) حمید بن مسلم می گوید: نوجوانی به سوی ما آمد که صورتش مانند تکه ماه بود و در شمشیری بود. او ردا و عبایی بر تن و نعلینی به پا داشت که بند یکی از گسسته بود و فراموش نمی کنم که پای چپ او بود. بن سعد بن نُفَیل اَزْدی به من گفت: به خدا قسم من به او برد! گفتم: سبحان الله! چه فاتده ای تو دارد؟ این گروه کهاو را در اند کار او را می سازند . گفت: به خدا قسم من بر او برد! و کرد و برنگشت تا با ای به سر او زد. آن با به و گفت: عموجان! (ع) چون بازشکاری نگاه کرد و چون شیری خشمناک کرد و با را زد. را با ساعد خود گرفت، ولی از آرنج قطع شد و رم و زیردست و پا مُرد. گرد و غبار فرونشست، دیدیم که (ع) بالای سر آن ایستاد ه و او پا بر می کشد و (ع) می گوید: نفرین بر که تو را که در روز قیامت جدّ تو دشمن است! به خدا قسم به عمویت ناگوار است که او را بخوانی و جوابی ندهد یا واب دهد و نفعی تو نداشته باشد! به خدا این صدایی است که جفاکنندگان به آن زیاد و یار کنندگان آن کم اند! سپس (ع) او را برداشت. هم اکنون پاهای آن را می بینم که بر کشیده می شد و (ع) اش را بر خود گذاشته بود. (ع) جسد را تا در جسد علی نهاد که گرداگرد او کشتگان از (ع) بود. پرسیدم: این که بود؟ گفتند: او بن حسن بن علی بن ابی طالب (ع) بود (طبری 5: 447؛ 2: 107 ـ 108). بن علی و برادرانش بن علی به برادران مادری خود ـ و و عثمان ـ گفت: ای فرزندان مادرم! به میدان بروید تا من شما سوگواری کنم؛ زیرا شما فرزندی ندارید! نیز و به جنگیدند وکشته شدند. خدایشان کند! (طبری 5: 448ـ 449) تشنگی بر (ع) فشار آورد، پس بر شتر مُسنّاه شد تا به سوی برود و نیز نزد او بود. سواران عمر بن سعد ـ لعنت خدا بر او باد! ـ راه بر او بستند. در از قبیله بنی دارِم بود که به گفت: وای بر شما! بین او و فاصله بیندازید و اجازه ندهید به آب دست یابد! (ع) فرمود: خدایا! بدارش! دارمی خشمگین شد و (ع) را با تیر زد. تیر در نشست. (ع) تیر را کشید و دست زیر خود و دو کف پر شد به و گفت: خدایا! از با پسر پیامبرت می کنند به تو شکایت می کنم! سپس در حالی که به دشت بود به سوی گاه خود رفت. در این سپاهیان، را محاصره و او را از (ع) جدا کردند. او نیز به تنهایی با می جنگید تا به رسید. خدا بر او باد! زید بن ورقاء حنفی و حُکَیم بن طُفَیل سِنبِسی او را بعد از سخت زخمی شده بود و توانایی حرکت نداشت، (مفید 2: 109ـ 110.) شیرخواره (ع) (ع) نشسته بود که که شیرخوار یا کمی بزرگ تر بود را برایش آوردند. (ع) او را در دامان خود نشاندند که ناگهان یکی از بنی اسد ـ حرمله بن کاهل یا هانی بن ثُبَیت حَضرَمی ـ تیری به او زد و حنجرش را درید. (ع) خون او را و کف پر شد بر سپس فرمود: پروردگارا! اگر یاری از را از ما دریغ کردی، آن را کار بهتر ده و از این ستمکاران انتقام ما را بگیر! (طبری 5: 448) به خاک افتادن (ع) زُرعه بن شُرَیک تَمیمی ای به کف دست چپ (ع) زد و ای بر دوش آورد. بر اثر این افتان و خیزان می رفتند. در این حالت بن اَنس نَخَعی به برد و با نیزه بر زد و [دوباره] به افتادند. هرکس به (ع) می شد بن انس از ترس سر (ع) را از دست بدهد، به او می کرد تا آمد و سر از تن (ع) جدا کرد و به خَولی بن یزید اصبحی سپرد(طبری 5: 453؛ سِبط ابن جوزی 2: 166). در این هنگام با (ع) بود به غارت رفت. قیس بن اشعث لباس را ـ که از خز بود ـ و از بنی نَهشَل را و اسود آودی تعل را بردند. بحر بن کعب نیز شلوار را (طبری 5: 453). و را برهنه رها کرد (طبری 5: 451) اسحاق بن حَیوه حضرمی پیراهن را (طبری 5: 454 ـ 455).
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : مذهبی
محبت حسین (ع)؛ پیوند دهنده شیعه و سنی

محبت حسین (ع)؛ پیوند دهنده شیعه و سنی


- - و عمق (ع)، اهل بیت و در از دین (ص) و در مقابل ظلم و ستم یزیدیان چنان درس آزادگی به بشر داد که نه تنها مسلمانان بلکه تمام آزادیخواهان جهان آن را الگوی خود قرار داده اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
در روایات سنی و شیعه، حب اهل بیت پیامبر (ص) تاکید فراوان است

در روایات سنی و شیعه، حب اهل بیت پیامبر (ص) تاکید فراوان است


حوزه/ نماینده ولی در گفت: در و چه اهل سنت و چه بر و اهل بیت (ص) شده است و این بدان جهت نیست که از نسل هستند، بلکه از آن جهت است که دارای فضایل و کمالات و به تعبیر دقیق تر، مظهر صفات جمال و جلال الهی اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
روز تاسوعای حسینی به بلندای قامت مردانگی عباس است

روز تاسوعای حسینی به بلندای قامت مردانگی عباس است


- ایرنا- روز است که و سخت و نفس گیر بر اهل بیت و نور آمد و چه زیبا و عالی، مردی از جنس امیر مومنان، با جوانمردی و ایثار، نشان داد که پرورش یافته مکتب الهی، ذلت نمی پذیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
پدر! صمیمى ترین واژه‌ای که خرج امتت کردى

پدر! صمیمى ترین واژه‌ای که خرج امتت کردى


حوزه/ این حرف ها دور از چون ما، هم بغض آور است و هم مان مى کند که ى خدا(ص) اى بر پیکر ندارد و همواره سایه ى پدرى شما و علی تان بر سرمان است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه

شبهات و ایرادات مخالفان مشروطه


آراء شیخ با الف. و شیخ و هر دو خود را از و به انقلاب و اند. شیخ این امر را در که در و بیدار یکی از ـ که بنابر قراین شیخ فضل ـ به است. خود شیخ در این می نویسد: کلماتی از غافلی دیده شد که اجله علما را در باب و و آن شخص گردید. (بهاری، بی تا ، ص 1) آیت را با می کند که دین را از و داده اند. وی را این نگاشت که از و دین سوء استفاده نشود و و ضلالت را سازد. وی در این می گوید: سکوت از و و لعب به دین و عدم در دفع این ضیم و ظلم و در این ظلم این اقل شرع در و به این این و را با دین سازد. (نایینی، 1361 ، ص 4-5) ب. جور و عدل و پس از ذکر و علت به و آن در و را به جور و عدل اند. از قرن ها پیش علمای هم چون: ماوردی، غزالی و خواجه نصیر، این امر را مطرح بودند. شیخ و علامه، حفظ و آرامش در آن و محافظت از مردم، به مثابه یک رئیس و نگهبان را از ضروریات ذکر اند. با این هر و خاصی را این امر شده اند که می شود. شیخ وظیفه را رفع و دفع صدمات می و را می نماید. که گله خود را از گرگ ها می دارد. از نظر وی، جز نظم نیست. وی در به های دو نوع و می پردازد. در و در و می کند و را به می دارد. در این به هم ظلم می این به به ملت می اما در هم که به عدل می شود. این به و اهل است و و و به مقصد می شود. (بهاری، بی تا ، ص 3-4) نیز و معیشت نوع بشر را به استقرار می حال این فردی یا جمعی؛ به حق یا به غصب؛ به قهر یا به وراثت و انتخاب. حفظ و و دین و قومیت هر مردمی، به از امتیازات، مذهب، شرف و شان، محکوم به نابودی است. وظایف و را دو چیز می داند: حفظ داخلی و بین و از مداخله اجانب که متشرعان از آن به حفظ & بیضه اسلام& می کنند. اما با توجه به کیفیت استیلا و تصرف در دو نوع دارد: & تملیکیه& و & ولایتیه& و شق بر آن نیست. در نوع با و اهلش اموال شخصی خود می و را با هر آن چه در آن مال خود می و را برده اغنام و احشام، به و خود می پندارد. این قسم از را تملیکیه، استبدادیه، استعبادیه، اعتسافیه، تسلطیه و تحکمیه نیز می نامند. نوع دوم این است که در آن مالکیت، قاهریت، فاعلیت مایشاء و حاکمیت مایرید در بین نباشد و و وظایفش، و معین و به عدم تجاوز باشد. این قسم از را و نیز می نامند. (نایینی، 1361 ، ص 6-12). ج. شیخ و پس از و و آن، به از آن را و با و می نمایند. را و با و نمی بی نقص و عیب فقط از آن با این در به تر است که از در به می آید. و آن، به سبب جلو ظلم و بی را می و یا از آن می در جهت ها و دارد. در به می گام به سوی در به با های و است. از سوی چون جور با از ستم گر می شود. با نیز در این دو و آن با که می شود. به شیخ در به از آن و سپس از آن است. که از دست اهل آن شد و به که عمل از سوء آن ها کار به (عج) انجامید. در که در در از از روی این به و آن اگر از آن می شد، در این قبل از نیز در که نیست. حال که پس امر به و نهی از بر آن جور شود تا از ظلم و به عمل آید و این امر را ملت (بهاری، بی تا ، ص 7-13) شیخ با این را در و را و ظلم می داند. می کند که اگر وصف جمع است و و مثل آن است که بگویی: نجس و اگر وصف است که به غیر ظلم ای و که ظلم در آن نمی آن را غیر دانست. (بهاری، بی تا ، ص 14) از این رو، از نظر وی، به در و کم خود به در جهت شرع می و نیازی به پسوند نیست. ای که از سخنان شیخ می برداشت نمود، این است که اگر با مشروعیت، با کنیم، آن گاه می به بدیل آن، تن در دهیم که هیچ سنخیتی با شرع ندارد. آیت در فصل پنجم عادل را منحصراً در می بیند؛ جائری است که تجاوزات و حد و ندارد. غیرمعصوم چون در خلق و خوی با شریک، او بیش تر در ظلم و ارتکاب معاصی حریص است. پس & استدعای آن به اتفاق و بر که در اول مرحله در واقع شد، حکمش در جواز است [...] و تصرفات به رضا و امنا و خیر ملت یقیناً گشته، ملت ارفه از بود& . (بهاری، بی تا ، ص 15 - 17) به این ترتیب، از سویی در جهت و با شرع است و از سوی به ظلم و تجاوز، به سود بود. وی در فصل ششم به و و بین حرکات و اوصاف شخص افراد و خود و تمایز قائل شده است. به این نحو که یا از طرف مذمت و یا آن نمی گردد. طور اگر شخص صالحی از نمی از و مفاسد چشم پوشی نمود. شیخ را که در کنار محمدعلی شاه گرفتند و به کشتار کمک مبغوض خدا و رسول می نماید. وی در طعنه ها و اتهاماتی که به از طرف منتسب می شد و ای فراهم می نویسد: یا بعض آن ها، سبب در نمی گردد. کن پیغمبر9 و وقعات امیرالمومنین7! آیا همه حاضران آن وقعات، اهل ملکه یا همه قسم آدم آن ها است. (بهاری، بی تا ، ص 20-21) خرابی بعضی از هیچ لطمه ای به ارزش این وارد نمی کرد و آن را زایل نمی ساخت. با این جمع حق و ممکن و قسم ندارد. هر یک از فقره و که حق شد، لابد است و چون حق پس آن بود. و در فصل هفتم، و و نتایج بد بحث می کند و خوب یا بد هر یک را در هر از آن ها ارزیابی نماید. می کند که به از ضرر حسن علی حده ای بر آن نیست. از در حسن بس است. از را اتحاد و موافقت و امنیت و مصونیت از آبادانی و فوایدی می کند که دارای به آن دست یافته اند. ضررهای هم و شهوت رانی طرف ظلم و به از دست رفتن کشور و سلطه کفار بر شده است. (بهاری، بی تا ، ص 22-26) شیخ از این که با همه این اوصاف، ملا منش ها به اسم دین از می کنند، تعجب می کند. که گذشت، را به و نمود. های این است که به حفظ و نظم در دارد، نه مالکیت بر آن. قوای مملکتی، امانتی است در دست او و نباید به مصارف برسد. در اندازه است و فرقی نمی کند که این به حق یا به اغتصاب. ملت با شخص در مالی و غیره متساوی و یکسانند و امور، امین اند نه مالک و مخدوم آن ها؛ در خود مسئول و به تجاوزی می شوند. عموم قادر به و و هستند و در از قهر و ایمن. چون این قسم از از باب و امانت، و متقوم و به و افراط پس & بالاترین وسیله ای که از حفظ این و منع از تبدل و این امانت و از ارتکابات شهوانی و شائبه و استیثار تواند همان عصمتی است که ما طایفه بر اعتبارش در ولی نوعی مبتنی است& . (نایینی، 1361 ، ص 11-12) نائینی با این می کند که با های مزبور، فقط از آن است. اما در و عدم دست رسی به به ندرت سلاطینی پیدا می که بر و نفسانی خود و به و نیکی کنند. از این رو برپا سایه و از موقوف بر دو امر است: تنظیم و تدوین و دستورهایی که و و حق و اهالی را مشخص که نامه و گویند. استوار داشتن و محاسبه که با گماشتن از عقلا و دانایان و ملت می شود که به بین الملل و مقتضیات آگاه باشند. شورای ملی، مجمع رسمی است. در که که قوه اجراییه اند، تحت مبعوثان ملت باشند، از تبدیل به می شود. نیز با از مجتهدان بر آرا و صادره به دست می آید. (نایینی، 1361 ، ص 13-15) بدبختی های و ها و تباهی دین و و ملت را ناشی از می داند. او می شود که در صدر تا بنی امیه، و بود که و آن حد و داشت و بر آن و می شد. علت پیشرفت و ترقی سریع و سرعت نفوذ به ولی با معاویه بر اسلامی، وضع دگرگون گردید، (نایینی، 1361 ، ص 16-17) به نوعی، را با در صدر پیوند می دهد و در پی آن است که را در جهان نماید. موضوع مزبور را می عمده افتراق نظر با شیخ دانست. شیخ هر چند را با شرع می کند، آن را بدیع، نه به در و تا زیادی، وارداتی و تقلیدی می و دنبال ایجاد ای در تاریخ نیست. اما بقیه دیدگاه های و به زیادی و شبیه است. هر دو، را نه به آرمانی، به می پذیرند که زیان ها و بدی های آن به کم تر است و و نظامات آن در زمینه گسترش را در جهت دین و می ستایند؛ ولی هر دو بر این باورند که ایده آل و بی نقص، به معصومان منحصر است و در عصر و در که دست نواب عام حضرت ولی عصر(عج) از کوتاه به ارجحیت دارد. د. و و از مباحثی بود که آن را بدعتی در و می دانستند و طرف را به سرپیچی از متهم می نمودند. در چون و شیخ با نوشتن و رساله، به و دادند. این دو عالم، و را در بندگی غیرخدا و در و به از آن پرداختند. شیخ در خطاب به و می نویسد: لفظ و را شنیده، ندانسته که این و رقیت و تفاوتی است که در بود. عبد مملوک لا یقدر علی شی بود و شکایات خود هم نمی توانست نماید. تا متظلم می شد، می گفتند را با این حرف ها چه! چرا نفس بکشد؟ همه اختیارش با و است. بود حکم و مرگ مفاجات. (بهاری، بی تا ، ص 28) که شد، از نظر شیخ، به و مفهوم مطلق و از هر نیست، از بردگی ظالم واژه حر، در عبد می گیرد. نظر هیچ مناسبتی با بی بندو باری و از و دینی، آن که می نداشت. نظر را هم گام و هم سو با های خواهانه و آزادگی مصرح در می کرد. در به که را مرادف با بی و کفر می دانستند، می نویسد: اگر دین و به واسطه حال از حریت، از قید دین می آید و حال آن که مطلب از این نیست. (بهاری، بی تا ، ص 28) شیخ با این عبارات، را با این به چالش می کشد که آیا ایمان به و دین آن ها به خاطر از و است؟ در ادامه با آوردن این که از در نه بی و تخریب دین نگشته، & دول دین خود را محکم گرفته از و خیرات زعیمه خود آن ها، وادار به دین در بلاد هم گردیده& . (بهاری، بی تا ، ص 39) اشاره شیخ به کشورهای اروپایی است که با فرستادن مسیونرهای مسیحی، آیین و خود را در سرتاسر می کردند. آیت نیز به و داد. در این نوشت: و اما او هم دفع فرق موجود در است که اقتدای بیهوده کرده؛ اگر شخص دار کاری می مجازاتی و اگر بی عنوانی مرتکب می شد او را مجازات می دادند. در استبدادیه که اسمی از شرعیه رجال حتی المقدور مانع از شرع هم و سیاسات هم منضبط نبود[...] و نظیر این در مالیات معافی بستگان بود. (بهاری، بی تا ، ص 28-29) وی را وضعیتی تلقی می کرد که همه اعم از نوکر و و و پادشاه، در باشند؛ حکم بدون کم و کاست و تبعیض، در همه اتباع ایران، از شخص اول تا پایین قشرهای جامعه، ساری و شود. این به مسلمان و غیر مسلمان، یا عاقل و دیوانه، و غیر ـ آن که می ـ از نظر اجتماعی و همه و بودند. شیخ در پایان فصل هفتم می شود که این نوع از و م
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
نامه های رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی اثر مثبت داشته و دارد/ رهبری به شناخت پیامبر اسلام (ص)از مبانی قرآن تأکید کردند

نامه های رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی اثر مثبت داشته و دارد/ رهبری به شناخت پیامبر اسلام (ص)از مبانی قرآن تأکید کردند


- - با این که آیت ای در به به (ص) از کردند، گفت: قطعا این نامه‌ها اثر مثبت خودش را داشته و دارد و کسانی که دارای ضمیر پاک باشند، متوجه می‌شوند که مجید کتابی است که می‌تواند بشریت را به سعادت دنیا و آخرت برساند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 10 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : سیاسی

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی متن نوحه بر طبل جنون میزد این لشکر شامی