صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب چندان



پایان ناامیدی هواداران استقلال/  5 بازیکنی که استقلال را کهکشانی می‌کنند

پایان ناامیدی هواداران استقلال/  5 بازیکنی که استقلال را کهکشانی می‌کنند


هرچند کار تیم در فصل نقل و خوب پیش نرفته است اما به نظر می رسد این تیم در آستانه شروع لیگ کم کم در حال سروشکل گرفتن است. 
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 19 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : ورزشی
اتحادیه از عهده صدور پروانه نشر بر‌می‌آید

اتحادیه از عهده صدور پروانه نشر بر‌می‌آید


پایدار؛ و در گفت وگو با (ایبنا) های نشر کرد: سال 1366 شرح و شد و نشر جزو این گرفت. رشد در بخش و وی با این مطلب که نشر کشور، در نسبت بخش و کتاب، رشد دارد، افزود: اصل 28 مبنی بر حتی به قصد رشد کار کرد. اما با به های کلی و به تصدی گری در ملت و اصناف، لازم است در انتقال نشر از به اهتمام ورزند. داد: های متولی صنوف خود هستند، و و یا در امر کسب دخالت دارند. به معنای اداره صنف از سوی در شهری است که فعالان نشر آن ها به حد نصاب و تا با های خود را کنند. نشر تا کسب این عضو و گفت: با به و کسب می اما نشر بر و است. وی با به در و و کرد: به نظر می رسد با به نشر از سوی و نمی تا کسب به کنند. نشر و کسب دو مجزاست. از نشر بر می آید این عضو و افزود: نه می از سوی و شود. شاید به دلیل ناهماهنگی ها، همزمان با تدوین شاهد بروز این اشکالات هستیم. به نظر می رسد که نشر با به تجارب به دست آمد، از برمی آید. نیز قابلیت دارد. اتخاذ ها و تمهیدات های تخصصی نشر داد: همانطور که شد اصول شغل آزاد است،.بنابراین مانع متقاضی چه از سوی و چه از سوی و را به شخصه مغایر می دانم. وی گفت: می را نشر کند. گونه از این ها را دارد. های که مقرر کرده، هر باید پنج داشته باشد که یکی از آن ها است این ها را می کند. به دیگر این ها جزو است. عضویت در و های با بر تاثیر های در نشر کرد: های جزو و های اجتماعی محسوب می شود. دارم که های از سوی تلاشی حداقلی است. وی با سه و داد: طی 10 سال گذشته تلاش شده تا های عمیق تری از سوی شود، سه آکادمی فرانکفورت با موضوعاتی مانند یابی که لزوما جزو وظابف اتجادیه نبوده، شده است. با به لزوم های دقیق تر نشر صنعت نشر گفت: که و مخاطب های موثر هستند. گواه این سخن 10 درصد از صاحبان نشر است. به دیگر، اعلام مراجع ذی ربط در حال حاضر 15 هزار نشر از ابتدای انقلاب شده که تعداد توجهی از آن ها نیستند. دست را می کند به این ماندن و یا نماندن به تصمیم و که ناشی از عملکرد است بستگی دارد. دست بازار، ای و غیر ای را می کند. دوم و کرد: امید واریم در صورت کامل های حمایتی در همه ابعاد، هجوم و تقاضا نشر متعادل شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
فرید قدمی: بازار کتاب ایران امپراتوری ناشرهاست

فرید قدمی: بازار کتاب ایران امپراتوری ناشرهاست


ایران(ایبنا)-هادی حسینی نژاد: است که در نشر که بین مولف/مترجم با می بین 10 تا 15 از پشت جلد کتاب(مجوع ها) به یا می شود اما کار است. های چند را قسطی این مشخص می در را می و با بد از و می که در بگیرند. این آنچنانکه در سال های شاهد عقد تری هم ایم؛ تا که جایگاه و یا با هم عوض شده و به جای اینکه به اثر پول از او پول هم می کند!! آن هم با . این در نیز اما در سال های به شکل ای که اخذ نشر از سوی به در کسب و کار با در پول شده است. در این کسی هست حال و روز و این را آیا 10 از جلد که ماه ها وقت و را آن هم با زیر و در که در ها از سوی پیش این قشر از این در گام پای های و و سال های تا به دهد. یا در ، یا اون زنه رو که می می ، زن ها در من یا دلف و ادبیات: از به شمار می آید و تا کنون بیش از 25 اثر را از شاعران و انگلیسی، آمریکایی، عرب و فرانسوی به فارسی از جمله، آثاری از جیمز جویس، هنری میلر، جک کروآک، باتلر ییتس، آلن گینزبرگ، آنائیس نین، ریچارد براتیگان، اس. باروز، آنتونن آرتو و محمود درویش. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید: این تفکر که 10 (گاه تا 15) از رقم پشت جلد که به شکل متعارف به حق العمل یا ملاک عقد می گیرد، رقم عادلانه ای در مقابل سود دست اندرکاران نشر (از تا و که سهم از و دارند) نیست. نظر شما در این آیا و عرق جسم و روح در امر و سهم را نمی اول که که این یک شد. یکی از جدی ها و های ما حق هاست. یک کلی در که و شغل یک کار و فقط می از و نشر باشد. به این چند دهه کنید. من می از اسم که با را و هم و اما از چاپ و نشر حرف می که آدم دلش می به کند. می آید عقد چاپ با در حق من از چاپ اول را صفر و از چاپ های ده ذکر شده بود. به از چاپ و نشر که من را کرد که می کند که چاپ می کند. را سمت کیف ام تا آن سی چهل را که توی بود به اما که که درش گفت وگو با و به خود است چند دارد. حق ها که این تا حدی به و هم و بین صفر تا اما ده است. ها در اما این فقط به کم ها به های چاپ شده هم می شود. در از 90 که چاپ می چاپ اما به یک روی اند: زیاد. چاپ هم به این کمک کرده. به جای چاپ ده خوب و با ده می دهد تا با صدتایی. ای که می روی وسط گم می و نمی شود و از و اش کم می به هم و به حق در می که در عمل نمی وقت کار اش فرق نمی کند یا درصد. حق یک از 200 ای که شش ماه وقت و هم با (300 تا 500 نسخه) با ده می شود بین تا یک تومن. با حق این می شود دو تومن. با فرض این که روی و زیر می و ای اش می شود از تومن. اما سود نمی کند. می که که روی و ها می حق به من بین 15 تا 25 است. اما که حق را هم به نمی با چند ماه تأخیر. در کل، بهترین دشمنان کار است. آیا اساس این تیپ معروف که به آن اشاره شد (و به تبع آن تقسیم سهم بین حلقه های نشر) نیاز به تجدید نظر آیا الگوی مناسب تری به ذهن تان می آید؟ فکر می کنم گذاری ها و حق در هر جداگانه بررسی شود. صد ای می ده سیصد ای از وقت بگیرد، اما در و به صفحات است. است که های ما می روند سمت کارهای راحت. نشر هم عوض شود. های با کمک نقادی نباید مجال چاپ بیابند تا راستین برود بالا. قضیه برعکس است. همه و همه دست به دست هم اند تا روشن فلج شود. معمولا بندها در ناشران، مثل و مقاطع حق التالیف/ترجمه. جمع این را قسط بندی می کند و در فواصل مختلف آن را می پردازد و اصلا مقید به زمان و شرط به رفتن است. حق و چه نظری دارید؟ بگویم: در امپراتوری ناشرهاست. هر دلشان بخواهد می دست آدم هم به هیچ جا بند نیست. پول زور هم حمایت می کند. به جز پول هم فکر نمی کنند. هم در حال اند. ناشرانی هم هستند که خوب و درست کار می اما من دارم از کلی حرف می زنم، به عبارتی از برآیند نشر. در ادوار مختلف، خصوصا در سال های که کلان در مشهود بوده، بحث و در است. امر بگویید فی نفسه نظرتان مشارکتی ساده بگویم: کلاشی. شاید هم تبه کاری. نمی دانم واژه های تری هم براش هست یا نه. شاعرها و های جوانی را می که هم افتضاح قابل چاپ در دو هم اما می آید کلی به به و چه چه می می گوید اگر کار چاپ شود سال بعد طرف می جلوی تلویزیون منتظر بنشیند تا اسمش را به برنده اعلام اما دست و بال چاپ و پخش را خود مؤلف بدهد. این موضوع سه پیامد دارد: اول، پر از های و گم شدن خوب؛ دوم، ایجاد توهم در تازه کارها و بنابراین منع آن ها از رشد فکری؛ سوم، فربه شدن از این بیمار و رها کار نشر. اوضاع مان تر از هر است که فکرش را بکنیم. آدم سرش سوت می کشد. علی رغم این که در ظاهر همه چیز آشفته تر که می کنی می بینی همه مان را یک کنترل می کند: ابتذال. را می از همه هم طلب کارند، هم در حال ناله. که آدم دلش کباب می شود. ها و ها چه؟ آن که رسالتی در حس می در سخت را پیش می برند، روزها کار معیشت می و شب ها می خوانند و می نویسند و می با حداقلی از معاش، با دلی که به زیبایی و حقیقت اند، این ها اند که اوسیپ ماندلشتام، شاعر محبوب روس من، رازنوچینتس می خواند، غیراشرافی. را می که اگر نام ها او را می شناسند، سی تایی درخشان کرده، خودم هم کلی از لذت برده ام و یاد ام همیشه، از دو دهه هم هست که شبانه روز کار می اما چند وقت پیش از دوستی مشترک شنیدم که درمان مادرش هم پول نداشته، ته حسابش سه چهار هم نبوده. خب، چه؟ که از کار ها پول و پله ای به هم زده، را تغییر داده، می دهد با صد دربیاورد، به جای این که ده با ده هزارتا. توی کتابفروشی ها که می روی قرص های ضد تهوع قوی با خودت ببری، از آن که بیماران سرطانی بعد از شیمی درمانی می خورند. در فعلی، پر است از دو دسته از چیزنویس ها: ثروتمندانی که تفنن و کسب نیمچه اعتباری می نویسند، که است صدتا کار چاپ در رؤیای جایزه که به تازگی از آخرین کلاس نویسی به خانه برگشته اند. از هم می سهم یا را با تعدادی از (مثلا 50 یا 100 نسخه) بپردازند. این مساله با مقوله خرید از سوی به مشارکت، خلط نشود! بله، این هم از آن های ای است که خوب یاد اند. در این دست از اجازه بدهید نقل قولی از سلین بیاورم، از قصر به قصر با سحابی: چه؟... ترسناک تر! ذهنیتِ کسبه، اما هیولا!... به اضافه همه انواع انحراف! که همه چیزت هم به آن هاست!... بندبازهای فنّ کلاهبرداری! کلّاشی هاشان وحشتناک حساب شده موبه مو! کامل پیچ و واپیچ و سردرگم که اگر سعی بکنی که سری دربیاری توی تیمارستانی، زنجیری به تخت! همه چیز دست به دست هم تا و این زیر فشار فلج و پر شود از چیزنوشته ها و مهملات، از های پنج کلمه ای تا شعرهایی که دیالوگ های تقطیع شده سریال های تلویزیونی و ماهواره ای تا که سراسرش پاساژگردی، عشق های شکست خورده آبکی و روشنفکرمآبی دیازپامی و های خرده بورژوایی با میکسی از اقسام هویت گرایی هاست، ادبیاتی که دستانی لطیف که نمی توانند فکر کنند. اما این را هم بگویم: این ماجراهای و بوده. به ناچار همکاری ای بین این دو اتفاق بیفتد، در این وسط به دنبال سود اما در پی تحقق رسالتش در مقام روشنفکر. به نظر شما چقدر جای خالی کارشناسی شده و ملزم شدن به استفاده از آن ها در حوزه نشر به نظر شما چه فرد یا افرادی پیگیر محقق شدن این امر باشند؛ دولتیان یا خود در قالب ها و ها؟ چه نهاد یا قدرتی این اجبار را به تحمیل دولت؟ اصولاً ورود به مباحثی خطرناک چون در علی رغم هر ظاهری که محال است به سود و روشنفکران شود. بهتر است در اموری دخالت نکند، چون قطعاً نتایج منفی داشت. که را نمی آیند که عمل کنند. راستش یک لحظه یاد نمایندگان مجلس افتادم که مصونیت رأی دادند! در اروپا انجمن های اروپایی هست با نام CEATL که مخفف Le Conseil europeacute;en des associations de traducteurs litteacute;raires است و از حقوق ها در نهادهای دفاع می یا پن ـفاکنر در امریکا. در هم خوب اما هنوز فاصله داریم تا تشکیل شان. در هر صورت، به گمانم مهم چیز نقد نقد تند و و صریح، نه از آن نقدهای بی خاصیتی که می گویند نقد سازنده! با تیغ تند نقادی، از هر ای که می توانیم، به جنگ با غول برویم که همانا است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
انسان آینده

انسان آینده


به ایران(ایبنا) خداگونه: نوح است که اولین بار در سال 2015 شد و اخیرا نشر نو با ترجمه آن را است. در با نام خردمند: بشر است که در سال 2014 انتشار یافت و به یکی از پرخواننده های چند سال اخیر شد. پیشینش را با و های ها و نیز با پیش می برد. ولی با سروکار دارد که ها در طول خود کسب اند و نیز شان به یک نوع در جهان. های کنونی نوع بشر و دستاوردها و های او را می کند تا از به دست دهد. در این از مباحث فلسفی و به بحث شده است. در قرن بر و جنگ کند. این سخت است ولی آن طور که با سبک اش می دهد این غیر و شده اند به پذیر. در نظر او، بار در از می تا از کم و که با به و حتی در خود به نظر نمی رسد. مناقشه انگیز او این است که بار آدم های بیشتری در اثر می تا در جنگ شوند یا تروریست ها و جنایتکاران زندگی شان را رقم بزنند. باز هم این دعاوی برپایه تحقیق نگاشته شده است. است در افغانستان، یمن، عراق، سوریه و به آمده باشید تا پیش از هرگونه فکر به شوید. پس چه جایگزین و جنگ شد؟ ما خودخوانده چه تقدیری خود رقم می زنیم و چه تکلیفی به دوش می کشیم؟ پروژه ها، رؤیاها، و کابوس را به تصویر می کشد که شکل و شمایل قرن و یکم را می کند. این سوالات بنیادی طرح می کند: از اینجا به کجا می رویم؟ و چگونه شکننده را از قوای مخرب خویش در امان می این است: خداگونه.انسان ها در قرن و یکم می به شده و به مرگ و کنند. می و حتی را میل و خلق کند. بی هم به آمد که بود. در این نیز را پی می که در است. را از می های را می و سه کلی را در بشر می کند. در بشر در است که خیر و شر می شود. اما این ذات نمی بر بشر حکم مگر به بر زمین. این بر و را و می کنند. را می کار را در می و حکم او در را نیز می کنند. این در بود. با بشر بر خود بود می و و خود می شود. که آن ذات و در ذهن همه به شود. را اما یک سر بود. خود را را به را به و بر بنا کرد. در این که بر است سه سر بر آورد: و فاشیسم. اما بود که پس از جنگ دوم به داد و بشر است. در بر و می دهد. از در امر و و خود را از دست شده از می و جای را می و او بود به هر که به وا می نهد خود کند و این تا آن پیش رفت که نمی نمی ماند که بشر بهتر از انجام دهد و صرفه در آن است که کار به دست سپرده شود و کار را به کف آرد و سپارنده کار را یک گام به عقب راند. فراگیرشدن هوش می خطری جدی جوامع باشد، اما از نظر که اغلب ما از این خطر تحت تأثیر داستان های تخیلی است. در یک فیلم تخیلی، یک هوش خود را پرورش می همزمان هوشیار هم می شود و بعد از آن یا یک عاشق این می شود یا این می کند که همه آدم ها را از بین ببرد. اما اینها فقط سناریوهایی غیرواقعی اند چراکه هوش و در کاملا دو چیز متفاوت از هم هستند. هوش، حل مسائل است اما احساس و خواستن چیزهایی مثل درد، لذت، عشق و نفرت است. که کامپیوترها به تحسین برانگیزی باهوش شده اند، اما میزان صفر است و هیچ نشانه ای هم در دست که است در به این دست یابند. در صنعتی شدن ماهیت یک کار را عوض می می توانستند از یک شغل که نمی خواست به شغل دیگری با بروند. اما در سال 2040 یک فروشنده یا کارگر کارخانه که شغلش را به یادگیری ماشینی از دست می دهد خیلی نامحتمل است که به مهندس نرم افزار مشغول طراحی های واقعیت شود. های لازم را ندارند. به این به خصوص در درحال توسعه - که اقتصادشان به به شغل با های کم وابسته است - محسوس بود. تا سال 2040 ما شاهد خلق یک خواهیم بود: بی خاصیت که نه بیکار قادر به پیداکردن کار هم نخواهند بود. ما هیچ مدل این نداریم. چگونگی روبه روشدن با بی خاصیت، است به سوال و قرن 21 شود. در کنار این - که ها ها را از بازار کار بیرون انداخت ndash; نه ثروت قدرت هم است فقط در دست عده محدودی نخبه متمرکز شود که تمام های قدرتمند را در اختیار دارند. این امر باعث یک نابرابری بی سابقه در بشریت شد. در فصل مربوط به اومانیسم به سوء تفاهم ها درخصوص علم و دین و در نتیجه تعاریف غلط از دین می پردازد. به او، زیاد اتفاق می افتد که دین را با خرافات، معنویت و به ماوراءطبیعی، یا به اشتباه می گیرند. که دین هیچ از این ها و نمی معادل فرض زیرا مایل باورهای محبوب خود را بنامند. ما به حقیقت و این فقط دیگرانند که به دارند. به شکل، افراد کمی که به ماوراء دارند. شیاطین، کسانی که به آن ها نیستند. آن ها جزئی از طبیعت درست مثل عقرب و میکروب. پزشکان نوین ها را های می دانند و کشیشان را ها می پندارند. هیچ چیز در این نیست: شما شیطانی را عصبانی می کنید و او هم وارد بدن شما می شود و درد ایجاد می کند. چه تر از این می داشته باشد؟ فقط آن ها که به ندارند، آن ها را جدا از نظم چیزها می . دین هر آن است که به ساختارهای یک فوق بدهد. دین به هنجارها و ارزش های با این استدلال که بازتاب فوق می دهد. دین ادعا می کند که ها تابع نظامی از که خودشان نکرده اند و نمی توانند آن ها را دهند. یک هندو می بگوید که برهما، ویشو و شیوا خلق شده اند و ودا به ها وحی شده اند. دین در نظر موسع است. او معتقد است ادیان دیگر، از بودیسم و دائوئیسم تا نازیسم، کمونیسم و لیبرالیسم، معتقدند که فوق قوانینی هستند. هرکدام طبعا به نوع متفاوتی از که پیامبران و فرهیختگان، از بودا تا هیتلر و لنین، کشف شده و ظهور یافته اند. سوم، که به واکاوی آن می انقلابی است که طلیعه های آن را می بینیم. در این انقلاب، به تعبیر خیال ورزانه نویسنده، بشر خود را از دست می را به موجودی می سپارد که خود است و آن را نمی شناسد، شناختش را ندارد. این موجود را می توان دیتا نامید، که در ابرموتورهای جست و جوی می بالد و رفته بشر را از آن خود می سازد و او را از عرصه به در می کند و روبات های دست بشر جای بشر را می گیرند. اطلاق ذهن، ذهن بشری، می کنیم می شود و ابرذهنی که خود برمی سازیم و شاید مجموعه ای از همه ذهن های ماست در نهایت ساختاری پدید می که نه ما و نه ذهن ما در آن جایی داشت. دو متصور است؛ یا با آن نیروی قاهر مشارکت کند، در خود دست ببرد، از میرا، به کشت ژن و تزریق ریزتراشه به جسم خود، به نامیرا مرگ را بخرد و راهی به لایتناهی بگشاید، یا امور را یک سر به خدمت کاران ریزی شده وانهد و حکم انقضای خود را امضا کند. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
محور اصلی این کتاب جیمز جویس است

محور اصلی این کتاب جیمز جویس است


خبرگزاری (ایبنا) با به خصوص شخصی، های و هایشان با افراد خاص ای و است. در این چون همینگوی، فیتزجرالد، و و شاعرانی که با این غول های هم اند از خاص برخوردارند. که در این شده نیز کم و کم استقبال قرار گرفته است. به تازگی به نام بیچ و نسل با از سوی انتشارات نیلوفر شده و که از نام آن آید به نحوه شکل و و و آن بیچ را با آن شرح می دهد. با این به در و و گفت ایم که در ادامه می خوانید. نام این به نظر نمی رسد. از این کتاب؛ نوئل رایلی فیچ قبلا به فارسی شده این به نویسی شهرت و در شناخته شده چون نوشته که توجه و ایرانیان اند. اما چون درکتاب جشن و و ی که نشر تا حدی به شخصیت بحث در این شده و خوانندگان با نام بیچ این جزو به است که به قلم این در شده است. این که در اش و دهه 20 و 30 در را می دهد و و آن را با این و بیچ می دهد. در این و و های بیچ راه این می زیاد. در یک که به های خود و عشق به و می شود که را در قرا ر بدهد.اینطور که بیچ شدن در سر و در عمر است که به روی می و در حکم یک می شود. از آدم های در این یاد می که در بیچ و های او در و نقش می کردند. در این از او به حد می چون از آدم های مهم بیچ است. در کار در به راه به او کمک می کند و بین آن ها می شود. هم و در شعر و برگزار می شد. مهم ترین شعرا و است. همینجاست که بیچ آن ها را می بیند و شکل می گیرد. از طریق است که بیچ با جهان و هنر می شود و در و انگلیسی زبان می شود. می شود گفت که بیچ از ناشرانی که یا در آن زمان در هم غیرمعمول هم این کار را می است اما که بیچ مهم است این که بیچ را چاپ می کند که درآمریکا ممنوع و در انگلستان نمی شود. او اولیس را در می کند و درواقع بیچ یک را است و انگار که رسالت اش این که در این و به را کماکان به عهده می گیرد. بیچ با و شعرای و او است. های فیتز جرالد، و مرتبا در این رفت وآمد اند. در این بر کدام شده جویس. این است. چون در سکونت و حضور در معمولا موقتی است. خواسته های هم و تقریبا وقت، پول و انرژی بیچ صرف به می شده است. پس برخلاف جشن که بر فیتزجرالد و است در بیچ و نسل است. بله در جشن است چون اثر است. اما دامنه موضوعی این گسترده تر است و حلقه دوستان و اطرافیان بیچ می شود. نظرات بیچ از جشن نقل می شود. در بیچ و نسل از منابع، ها، و که به آن دهه دارد، استفاده شده است. حتا خاطراتی که بیچ بنا به ملاحظاتی آن ها را حذف بود، نیز از چشم این دورنمانده است. این کار تحقیقی مفصلی تا موضوع این که بیچ است هر چه بهتر و تر بررسی شود. حاضر که از حجمش پیداست مفصل تر از است که نشر با و است. وجه تمایز این با آن چیست و به چه چیزهایی در این شده که و فاقد آن و به دیگری از این است. این پس از مرگ بیچ به یک امریکایی فروخته می شود و محلش هم تغییر می کند اما سعی می شود که شبیه آن باشد. ماترک قبلی را نیز حفظ می کند. " و در به ای است که در طبقه بالا می و یکی از آن ها خاطراتش را می نویسد و تبدیل به مذکور می شود. بیچ و نسل را چه کسی به شما کرد و چگونه به دستتان رسید؟ این را گلی کرد. گلی به این داشت و این را ایشان به دادند و در هم این را به دست من رساندند. در حقیقت این به بود و معتقد بود که این کتاب، بالینی اش است. به یک و کسی که سال های سال است با اهل قلم و دارید، به چه شباهت خودتان و بیچ هنگام رسیدید و چه در این زن شما را از چیزهای مجذوب خود کرد؟ ام و با اهل قلم حشرو نشر هم ام و ام. اما مساله من این است که می شود به رغم ها- چون بیچ دوران جنگ های جهانی را از سر گذراند- و در ای که همه مان مایوس و درمانده ایم، این عشق ها می نجات بخش باشد. وقف کردن خود که دوست داریم، فارغ از نیازهای مادی آدم ها می تواند، ارضاکننده باشد. و این های می جریان ساز باشد. الآن متاسفانه های بزرگ و زنجیره ای این های را و به خاک سیاه نشانده است. ولی همیشه واقعی و جدی را می که های اند و آدم های عاشق که مشتری دائم دارند و به آن ها جهت می دهند. را می که مجلات را حتا تا دو و سه شماره درمی آورند. به نظرتان مخاطبان این اهل قلم و به روشنفکران هستند؟ این درحالی که با تاریخ و هنر گره یک قصه است؛ قصه یک زندگی. این کسی که بحث در را می شناسد و آثار آن ها را خوانده، جذابیت اما دیگران هم به مثابه یک می توانند آن را بخوانند و بگیرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
قصه‌هایی به سبک و سیاق مهسا ملک مرزبان

قصه‌هایی به سبک و سیاق مهسا ملک مرزبان


به ایران (ایبنا) ملک سال ها در و داشته و به تازگی به نام های بی زن به قلم ملک شده که اثر وی در نویس است. با ملک های بر و حال گفت ایم که در می خوانید. شما در های مانند اجرا، ترجمه، روزنامه نگاری و می کنید. کدام یک از این ها شما جدی تر من خودم را به می تا تلویزیون. من تر است و و من هم در این بیشتر. سال که به در دارید. چه شد که دست به قلم و به چه در سوق شما به سمت و در شدن قصه های های بی زن و چون این قصه ها سال ها در تا به مرور شکل کامل تری کرد و در قصه های مکتوب شدند. این قصه ها نتیجه تاثیراتی بودند که من از فضای اجتماعم، آدم های اطرافم، ها و زیسته ام ام. اما بگویم که ام بر این کار داشته، خیر اینطور نیست. از مترجمانی که پس از به روی می آورند نویسندگانی را که سال ها از آن ها می در خود نمی کنند. من هم یا و های را نمی کنم. در طول که جهت های ام و به قصه اما قصه های این به طور تحت ام. اما نام این یکی از های است. بله که این اسم یک است و به ندارد. در قصه های های بی زن تان یا که در و های شما از فکر و ذهن آید یا طور که قصه ها تحت همه این ها است به من به شدت آدم هستم. عکس ها و روی من می گذارند. هیچ قصه نمی کند در را می و می که از های است. قصه ها در اند این ها و نوع ها که می و یک قصه را می قتل و و و عشق و تا ابد هم بود. که مدل های قصه های های بی زن را می در و خواند. در قصه تا چه حد به های و آیا تان در با و جنس است یا به های و اگر یا قصه ای نوشتنش را شروع می کنم. از عقیده دارند آنقدر حل نشده در دارد که بهتر است شان از جنس و خاص خودشان تا با از این در بتوانند راه گشا باشند. در مورد من این صدق نمی کند. مگر است با قصه مشکلی حل شود؟ ممکن است با طرح مسئله کرد یا موضوعی را برجسته تر نشان داد و به تلنگری زد که بعد از آن به حساس تر شود و حتی آن را دنبال کند اما حتی اگر بتوان با قصه راه حلی ارائه کرد، آن راه حل در چهارچوب آن قصه و و و موقعیت خاص آن است مگر خط فکری خود را در آثارش بتواند به اش القا آن زمان است که شاید تغییری بیفتد که قابل اعتنا باشد. من از یا ولیکن و دغدغه های زنانه هم جزو هایم هست. پس هدف و انگیزه تان از اگر قصه ای می نویسم این است که آدم ها، ها و اتفاقاتی را که مرتبا توی رفت و آمد می به روی کنم تا کمی سبک شود، آدم ها و قصه هایشان بخش زیادی از را اشغال می کنند، آن ها را روی می نشانم، سبک شده و جا کاراکترها و های باز می شود. نوشتنم این است که دوست دارم با من از ها و اتفاقات و قصه هایی به سبک و سیاق ملک هم آشنا شوند. شما به واسطه بودن تان با روز آَشنا و به کیفیت تولید شده در اشراف نسبی دارید. به نظرتان جایگاه ما به غرب کجاست و ما را با غرب در چه حدی می دانید؟ من اسم روی این نمی گذارم. ما مدل خودمان را در داریم. به شرطی که حجم زیاد که از راه ما می شود روی اصالت ما نگذارد. سال که در نیز مثل از صنایع مان از تولیدکننده باشیم کننده، یا مونتاژ خوبی هستیم. مان اگر بر پایه ساختارهای قدرتمند کهن خود نتواند در مدرن رشد به سادگی تحت کشورهای می که مطلقا چیز بدی اما این به شکل غالب درآید نگران است. درست است که هر ای تحت قلم شخصی می که را از او پذیرفته حالا می بورخس یا همینگوی، اما این تاثیرپذیری نباید انفعالی که در بومی ما را بی مایه و ضعیف جلوه دهد. برخی از مترجمان بر این باورند که باعث نثر شده و به ارتقا ادبی معاصر ما کمک شایانی می کند. نظر شما در این باره به نظر من به نثر کمکی نمی کند آن بر نوع روایت، زاویه دید و حتی سوژه است. یعنی به لحاظ تکنیکال موثرتر بله. چون شما می اگر خیلی وفاداری باشید می توانید در قصه را خوب به خاطر است که می گویم روی نثر اثر نمی گذارد و مثبت آن غالبا در ایجاد های و خلق و جدیدتر نمود می کند. چه کار جدیدی در دست دارید؟ رمانی به نام شیفتگی ها از اسپانیایی ام که است آماده است. تاخیر این رمان این است که مایل بودم حتما با خرید کپی رایت شود و چندین ماه است که با محترم نشر چشمه مشغول مذاکراتی با و در ارتباط با قبول حذفیاتی که صورت است، ایم که امیدوارم به زودی به راه حل ای برسیم و به دست خوانندگان و مندان برسد. گفتنی است های بی زن ملک در 106 صفحه به قیمت 12000 بار در سال 1396 شد و تا به امروز سه بار تجدیدچاپ شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : گوناگون
وقتی اسماعیلی کوچک بود (عکس)

وقتی اسماعیلی کوچک بود (عکس)


ستاره این در سال های نه دور در فجر سپاسی دنبال این بود که نامی برای خود دست و پا کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
رحمان‌زاده: ایمانِ نصرالله حکمت شک و نقد را می‌پذیرد

رحمان‌زاده: ایمانِ نصرالله حکمت شک و نقد را می‌پذیرد


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) نقد و 24 با بخت، عبدالله صلواتی، عبدالحمید ضیایی، رضا ماحوزی، اسدالله و محمد ابراهیم ها در و شد. در این کرد و با به نقد همدلانه این محتاجم گفت: این یک اثر کاملاً است و است به و خویشتن بپردازد. ما نیز به طرح این گونه نیازمندیم زیر هجوم از های بیگانه و را به ما اند که ما و به درد ما نمی که به آن هستیم. از سوی در این می شود و بر آن در طرح شده است. وی داد: در که شده در آنجایی که خدا را می کشد تا می کند. حال این در ما شده در که این به ای شده که می شده است. به بهشتی، در این به این پرداخته شده که در و سنت که پنج در عرفان، و هنر مسائلی و... شده است. هایی که توسط اسلام این سرزمین شده و کرد که ما با و فهم این دین را کردند. وی افزود: ما در که پنج در دست شویم. من با این که در می که اما با بر می خود هیچ و ای ندارد. من باشم! در بخش از این با به این کرد: در طول سالیان و مطالعه در غرب به این نتیجه رسیدم که غرب به پوچ رسیده است. بحث در این به یکی از نیازهای من می دهد، در عین حال که بگویم با این پروژه همدل هستم امانقدهایی هم به آن دارم. وی با به و به داد: است امر در ساختار و امری جهانشمول است. او در این بحث مخالف است. در چامسکی، را که است است و بشر ندارد. این بر تاریخی است. فاعل از او افسانه ای بیش و ما در یک گفتمان می که لفظ هم در آن ندارد. به وی، در این سیستم به تناقض می رسیم و در این پادزهری در برابر این است. در کتابش است که به قدرت است و بحث به را در آن طرح می کند. این مسأله هم این است که هم در عمل در اوقات به یک نوع افراط می شود. کرد: در این در است تا به یک برگردد. که در می شود و می نقد و شک را و در که می کند و گری را نفی کند. او بر این است که بشر بر شکل می و در این که با دارد. از سوی است. این در گفت: در غرب یک را می اما در این این می شود. به هر حال این اثر گفت وگو و یک تز است. به من سخن از این نوع که در طرح شده در که ها را می نه یک یک است. ها هم در این با به طرح به گفت: بحث بر یک بحث است هم هست. در عمل به شخص را به و بر می گردانند. از یا شما دارید. بود در بخش را به این می داد که می بین و باشد. وی با در از سخن می که را در کرد: در این می به این کرد که بحث و به این بر می که هر چه در تر شود در و تر می شود. به این است و به نظر می رسد که که در مند را می کند می از های خود بهره ببرد. که شناخت و اطلاعات موجب می شود است که دچار هم بکند. وی کرد: که را به زمین گیر می دهد دانسته هایش است و که او را رها می کند سکوت است. این مطلب را در به طرح می کند. اما این می شود که مرز دانستن و که را به برساند کجاست؟ سخنران این با به برایش عجیب بوده کرد: این یک جرح و تکاپوی ماست و نیاز به آن هم در این است که اگر از سنت مان فاصله بگیریم می راه حل های دهیم. وی افزود: گام بلندی که در این برداشته عبور از شریعت مابانه است و آن با میسر می شود که می کند؛ این همسفره شک است می و در عین حال شک بورزیم. این نوعی از است که فقه زده ما به آن نیازمند است. حال این می شود که و نفس آیا است یا وی در گفت: در این در غرب و به ویژه دایره مسیحی غرب است. حال تفاوت و ها را کرد. رکن به غیب است که تفاوتی با کیرکگور در این و در کانت و... هم دیده می شود اما اگر بازی زبانی که در این بشویم داستان است. با طرح سوالاتی این کرد: آیا که به یک هم هست؟ اگر است آیا متافیزیکی در پشت این آیا این به های سبک تر است یا سنگین تر؟ آیا وقتی که بحث خدای خالق را می کند در که ما حداقل 17 پیش فرض آیا این 17 پیش فرض پذیر هست یا به نظر می رسد ما با یک رای غیر و غیر منطقی رو چون ما در غرب با ده ها نحله و در واقع در با یک و حال این طرح می شود که چرا از بین چندین به سمت شما بیاییم؟ مثلا ًملاک تشخیص به بودا و ... چیست؟ این محقق در گفت: من در احساس کردم از مقدس را می بینم که در آن یک فرا شده است. صلواتی در بخش از این استعاره ای را این طرح کرد و گفت: در این اثر چشمه ای جاری می شود اما هنوز آب را به ما نرسانده است. با این طرح یک آغاز بزرگ است. یکی از های نیز این است که دربند نیست. این پر از اصطلاحات شده است که یک کار فیسلوفانه در زمان فترت و ساختارشکنی است. اما یکی از بزرگترین ابهامات اثر این است که در آن با نیست، سعی می کند که بگوید چه هست و نیست. اما در رسیدن به این مقصود موفق است. وی با در یک بداهت انگاری یادآور شد: گویی که هر که در غیر از هست بدیهی هست به از در نامشخص است. به این دانشگاه، در این اثر تمایلاتی را می کند که اساسا با به شرایط امروزی فکر کردن به چنین موضوعاتی را یا از سوی این پرسش طرح می شود که کارکرد و نسبتی که با آیا کارکردش غیر از کارکردی است که در ما دارد؟ بخت نیز در این با اثر را از و بیرونی می گفت: از به این شود که این چیست و چرا شده در به این گفت این اثر در با و است و در دوم به یک مسلمان است به این دهند. وی را در مقام یک اثر پژوهشی و تحقیقی و اضافه کرد: در این را به یک اصل مفروض به یک الهی در نظر می گیرد. متاسفانه عقبه جدی ندارد. در سنت نگرفته است. از موضع سنت به این پرداخت در که که سنت هم تقریباً دستش است. پس در این نخستین کار این که و حتی مفهوم صورت گیرد. از سوی در با و علومی روشن و نیست. به وی، در در و خاصی از هستیم. در این دووجهی که از یک سو در سنت و متعلق به سنت و نحوه سنتی است و از یک سو ناظر به و مرتبط به آن است و و آن تقریبا غفلت گرفته است. وی با به به از کرد: این در سنت و یا به مدعی است. در و در مقابله با رقیب در حال هم است. در ظهور، و علوم و آن و آن بر اذهان و عقول شده است. بیش از هر چیز با مبانی و رو است. به وی، پس از این با دو می شود؛ نخست ایدئولوژیک و مهندسان و پزشکان بر اداره کشور، و و خود است؛ روش در روش های است. بخت با به نداشتن منبع داد: از نقطه قوت هم است اندیشه و است و از این حیث محصولی اصیل و تجربه زیسته است و از آتش از سوختن می گوید. با دو و به یک معنا تقابل و یا سنت و سر و کار دارد. از یک سو انتقال و از سوی آن و به و است. بخت با با دو سنت و گفت: در عمل به تولید می شود. اثر حاضر خواسته است یک گفتار ایجاد اما می که از مطالب در عرفا آمده است. این با یک است. این آیا توانسته مدعایش را حل در حل کند یا وی در گفت: خودآئین است و اگر چه بتواند در حل ما کمک اما قادر به حل کلی و کلان در نیست. چون یک کلیت است و با به این است که جمع بین سنت و مدرنیته در آن نیست. ماحوزی نیز در بخش از این با جایگاه استفاده از را بدانیم گفت: تعقلی که در از آن نام برده به معنای واقعی کلمه و ما منظورمان را از این کنیم. به است که من کار را در این یا فلسفی نمی دانم. از سوی اگر در را هم بپذیریم می که به خودشان داده اند کل غرب را بیهوده و تقلیل تبیین است. حال این می شود که این می با گفت وگو در که هیچ یک از را به مشروعیت نمی شناسد. گفت وگو این است که چند را به رسمیت بشناسید. اگر شما ناچار شوید که این تز را کنید باز هم شما بدیع و نو نخواهد بود. عضو هیئت علمی و این نیز کرد: که این شده ذهن را به این که اثر است هدایت نمی کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سیاه‌چاله‌ایست پشت چشمانم

سیاه‌چاله‌ایست پشت چشمانم


خبرگزاری (ایبنا)، سارا اسماعیلی: با چاپ دو شعر با داری؟ سال 95 و سال 96، بیش از یک دهه از اش را با خود به است. در این دو بیش از صد شعر که نود درصد آنها شعر هستند. اما نمی خواهد در و در و نیز می کند. است و می چگونه موجز و با کم خلق کند و حرف خود را در بزند. را جمع می کنم روی سرم شکل دست هات می ( شاعرند) در به پر و بال می و ذهن را به وا می دارند. ای است که و را در گیرد. در یک دست است و گی و نمی شود. به از می کند. شعر، خلق است و و پریشان حالی را نمایانگر است. زنی که اش شکل عاشق اش را به خود گرفته. چمدان بسته آدم قبلی این دو سطر از آن دسته که در عین سادگی در می شوند. در این دارد. در عین در این شعر را خلق کند که در حذف شده و می افتند. در ما با یک ضد رو به رو هستیم. خط ای که و با این شعر آن می شود. به که را واو به واو می یکی از های خوب این شعر و از شعر شاعرند! است. که خود می کند و به می دهد. هر های را از و دارد. اما از هستند. های بین که با های دست و نرم می دارد. این بین و از کشف های و مثل همه و را باشند. کشف و از کشف است. را که وام از نیست. را می سراید. از کنسرو/ می آید/ ماهی/ را جا شعر را می کند. ای که در یک به های از دست اش فکر می کند. شمه ای از که را در یک خاص می دهد و کم از قفس و و هر چه پیش می رود بال را از آدم ها می گیرد. و دیدگاه و حس است. و یک جور حس خفقان در در بالا، منتقل می شود. شاید زنی ست که بیش از پیش او را در خانه اش حبس است و چیزهای تازه تری به او نداده است و یا مردی که هرجا می گیرد، در تنگناست. کشف ها در از این به سمت استعاره می روند و تا زننده! در برخی از اما قوی نیست. در شعر سپید، با زدن به و به شگفتی وا داشتن، شده و به می گردند. فضاسازی و تصویر، التزام شعر است اما کافی نیست! پدرم مرد برایم گل آوردند ( با داری ) در شعر فوق، امکان عدم توانایی در ارتباط برقرار کردن با شعر دارد. هر چند تشخیص دهد حذف و در این شعر جواب می دهد! و یا به همین میزان گفتن، بخواهد بسنده کند که از اختیارات است. از در شکل دادن ساختار، یکی از های شعر است که باعث ایجازمندی شعر می شود. حذف یک است ایجاد ایجازمندی، هر چند شاعرانی چون مایا کوفسکی و یا سندبرگ اند سه صفحه شعر را با ایجازمند بسرایند. را اشاره می گیرد/ و نمی داند/ به آسمان هم سنگ می زند شاعرانه و تصویرپردازی در کنار هم به نشسته اند. فضا ملموس است و همچنین اتفاقی که در زیرگفتار بیان می شود. این را در یک تابلوی نقاشی، می توان شد. به نوعی یک رئال است. فکر کن به حوضی که در باد موج و ها ادای را در می آورد در دو شعرش، چندین بار از واژه و از مفاهیم و کارکردهای بهره برده است. دریای بیکرانی که از حذف شده است! و بشر امروزی تنها می تصور اندکی از آن باشد. ایده ها در زارع، گوناگون هستند. به تنهایی، صلح، جنگ، فقر و مسایل اجتماعی نیز می پردازد؛ اما دایره واژگانی این نیستند. در به کاربردن متفاوت، جسارت به خرج است. و بدیع هستند. دست نمی دهد صلح آن را روی تفنگ جا جهانبینی و شاعرانگی مخیله اش بزرگ است. در هر شعر دنیای خلق می شود. به وسعت دنیایش می در این و سفر کند به جهانی دیگر. دنیاها و فضاهایی که در نوشته خلق شده اند، اند. می با همراه شود و با بیدی مجنون موهایش را به باد بسپارد و یا در مهلکه جنگ انگشت را روی ماشه جا بگذارد. از جنس و شعر هستند. حقیقت تلخ و شیرینی را اشعارش در بطن شعر می گذارد. نگران می شود و عشق درونی اش را نشان می دهد با اش. ساده می گوید : لبانت را بر کوزه می گذاری/ می ترسم/ از خاک زنی ... در شعرهایی ازین دست مشهود هستند. که شعر های ضد به نظر می رسند. ضدفمنیست تابو شکنی در خود داشت و در پس پرده ضد فمنیستی اش به کمک می کرد. در لطافت و گاه رگه مادرانه دیده می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
چرا باید از حمله سایبری به ایران خوشحال باشیم؟

چرا باید از حمله سایبری به ایران خوشحال باشیم؟


بخش از به نه آمریکاست. یک در روترها و سوییچ‌های دستمایه حمله گسترده سایبری شده که از 16 فروردین آغاز شد و اکنون بزرگترین صدمه خود را به ایران وارد کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دو مسأله و یک انتخاب در حقوق داوری: عدالت یا اراده طرفین؟

دو مسأله و یک انتخاب در حقوق داوری: عدالت یا اراده طرفین؟


قوانین، در در با ندارند. دو طرف دعوا، به دنبال رفع اختلاف در مرجعی دیگر، با قواعدی دیگر هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
فرصتی برای گسترش همکاری‌های مشترک ادبی و فرهنگی میان ایران و ترکیه

فرصتی برای گسترش همکاری‌های مشترک ادبی و فرهنگی میان ایران و ترکیه


به (ایبنا)، نخستین بین نقش در با محمدابراهیم فرد در و از و کارشناسان و در شد. این بین با #39;زن در با در بین این دانشگاه، حسن در عمر اگزن هجه، علی و بین شهر علی و و های در سالن منکشه شد. بین یلدیریم در آیین گشایش این این و را های دو و و افزود: های و دو و می سازد. وی با بر و های و دو افزود: زن و آن در و از های های دو است و ما به این ها را داریم. حسن در نیز در این و را در های مختلف، روح یک ملت و آن را نماد ها و های یک و افزود: تصویری خلاقانه و هنرمندانه از فکری و یک است و به نوعی ها و آرزوهای یک ملت به شمار می رود. وی با به و دو و از ها، و و سنت های گفت: به رغم دو و نیز و های و در عصر ما از ما از و با در عصر ما از نیست. وی با به عدم دو از کرد: در حال در شناخته شده و هم از در و با ها و های بتوانیم در نسل این را کنیم. با به های دو برگزاری این را مهم و جدی در دو و کرد: در و توفیقات به دست در سال های بعد از در و نیز شناساندن در نزد ایرانیان، از اهداف این است. با به در از نقش تاثیرگذار در افزود: بر اساس صحیح از نقش در غیر شکل است. در به در های کرد و گفت: در در دهه اول 23 زن با 32 اثر اما در دهه دوم 180 زن با 448 اثر در که این فقط به و است. وی در به در کرد و و و را بخش از و افزود: هم در رخ است و با کمک و و با آن شوند. در های های تحصیلی و حمایت از را از اقدامات در و های و افزود: تجربیات دو و با به تمدنی مهم در دو است. محمد فرد در نیز در این های را مهم در های و افزود: رهبران و های در همه ها و در نیز بخش از این های است. وی با به های در همه ها، تسریع در روند های دو شد و افزود: های و و سطح های همه امور تا از در همه ها بهره مند شویم. وی کرد: نقش در و در های منشاء بزرگی که از آن می به در ادبیات، و مدیریت در کرد. وی به خصوص های دو شد و افزود: که و بستر های را تا جاده ای دو طرفه بر مبنای های شکل گیرد. علی و بین شهر نیز در این گفت: به رغم زیاد کشورها و های رسانی، متقابل کمی از و داریم. وی افزود: به رغم مرز جغرافیایی و همسایگی و از و آن و موجود از ناحیه غربی ها به ما ارسال شده است. با به از و کرد: این به و نیز فاقد و از است. و بین شهر در به نقش در و کرد و افزود: در سی سال دوازده از را می دادند لیکن 52 از را است و 80 از های در های در زن است. وی در با از در های در کرد: در در های ولی این به و است. با به شهر در پل و این را و در های و کرد. نیز در این گفت: آن فرا است که با به های و خود را های و و بر آن به های کنیم. وی های دو شد و با به دو و های به در دو در سال را و افزود: و در طول شکل می و دو بر این می افزاید. وی کرد: این می های و و و دو باشد. عمر هجه نیز در این با بر های دو را به و افزود: ما با در طول سال های و صلح است و این امر دو را دو است. در این در شد. در این که به و با از علی از و از الزهرا(س)، از چچن از و از چچن شد، به خود پرداختند.. از (س) در این با "مکتب های در سخنرانی کرد و گفت" در های را می در سه دستۀ نخبه گرا، عامه پسند و بینابین طبقه بندی کرد. (س) در به تجربه های در کرد و آن را در سه حوزۀ کوتاه، و نمایشنامه کرد. در این گفت: زن علاوه بر های تاریخی و به های زنان، خانوادگی و روانشناسانه و خاطرات بیشترین اقبال را اند و هر یک از مند به سبک و خاصی هستند، اما گاهی می انواع های را در یک یافت. دغدغۀ نویس در سال های پس از در را جستجوی و به زن و پرداخت. علی تمیزاَل از و نیز در این به خود تحت #39;توران میر هادی؛ مادر و در و ضمن معرفی اجمالی توران میرهادی و گفت: از های وی می در و و های آموزشی وی در این کرد. الزهرا(س) نیز در این خود با #39;جریان شعر در را کرد و و شعر را آینه و جریانهای و منشأ های گوناگونی و شعر زنانه را یکی از های مهم شعر و به شعر در زن پرداخت. "ناری صفوی؛ صدای زن در از های شده در این بود که چچن در این شد. در این مقاله، را همچون سایر کشورهای جهان که در طول به لحاظ فرهنگی، و سیاسی دستخوش دگرگونی و شده است و گفت: با این نیز دچار و شده است. وی با به این تغییرات به توانمندی های و و گفت: و نظیر اعتصامی، بهبهانی، دانشور، فرخزاد، شهرنوش پارسی پور از پیشگامان که توانسته اند تا بالایی رشد کنند و به گوش دیگران برسانند. خنکدار از نیز خود را تحت نقش و در در معاصر" کرد و زن را از های و افزود: این جدای از این که در زمینۀ خلق شده تأثیرگذار بوده، تغییراتی را در ابعاد از محتوای داستانی، شعر و را نیز به دنبال است. "درد و زن در شعر بهبهانی" از شده در بود که چتین کایا چچن شد. یلدیز دوه جی بوزکوش نیز ای با "روابط ترکان و ارامنه در پیرزاد"ارایه کرد و به این پرداخت. صدر از نیز در این به خود تحت #39;چهرۀ در طنز و به های طنز در کرد و گفت: یکی از های طنز پرداختن به و مسائل و نیز طنزنویس در است. وی این را ارمغان رویکرد مدرنیستی نهضت در و افزود: این در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در رخ داد و رشد حرکت های در علم و و اجتماع شد. "نگاهی تحلیلی به شعر زن و مقدس" از های شده در این بود که الزهرا(س) شد و وی در این را شاخه ای از نامید و گفت: که با قدسی انگاشتن امر در برابر جنگ تحمیلی، با به ها و شاخصه های منحصر به فرد هویتی تازه به بخشیده و با گشودن ساحت جدیدی در رونق و شکوفایی آن شده است. شریفه یردمیر نیز ای تحت نقش و در در از شعرای زن و زن در مجموعه سه او" کرد. وی در خود زن را به موجودی و گفت: موضوع زن با وارد شده و شخصیت اصلی های را می دهد. کوچکی شلمانی از و نیز خود را تحت "نقش و در شکل گیری یک ادبی" کرد و گفت: آن که بتوانند خلاقیت خود و بنویسند، دشواری های فراوانی در پیش رو دارند به که در می یابند که مدام در آرزوی دگرگون کردن های تثبیت شده هستند. بالجی نیز به خود با "تصویر زن ایده آل و نمونه در اعتصامی: حوا، مریم، شیرین" و با موقعیت در گفت: با تأثیرپذیری از غرب و آغاز تجدد، در ی بهتری پیدا به که زن در "اسیر مرد" بود و "مادر بچه ها#39;"و همواره در پشت پرده که این امر در تجدد به ایفای نقش در های سیاسی، و مبدل شد. اسین ارن سویسال "کارامان محمت بی" نیز در نگاه به زن را در فرخزاد داد و افزود: فروغ، با انعکاس ظرافت ها و غنای شعر در متفاوتی در دارد. "تحلیلی نشانه ـ پدیدارشناختی از کوتاه جنگ به قلم " از های شده در این بود که از شد و وی در خود به دیدگاه عصر پرداخت. احمد جباری نیز با خود تحت "نقش خانواده در و ایرانی، با تأکید بر بهبهانی"، با های در دهه های اخیر، دهه 60 و 70 را دهه نوآوری در و افزود: پس از از درون مایه های بیشتری برخوردار هستند. آخرین این با "ارزیابی سبک دو ایران؛ و فریبا وفی" بود که نرگس کشانی از شد و وی در خود به سبک و شیوه نویسندگی دو بانوی اهل قلم پرداخت. به ایرنا، این یک روزه با محققان، صاحب نظران و و و به منظور و نخبگان و عموم مندان به در با در و نقش در این از سوی رایزنی سفارت در الزهرا(س)، شهر و هجه شد. هیات که درهمایش درادبیات به سفرکرده است درروزپنج شنبه 11 آبان ازدانشگاه کرد و با وادبیات دیداروگفتگو کردند.دراین دیدار ابتدا علی اصغرمحمدخانی سخن گفت وبه آثاری که درحوزه شعر وداستان وتحقیقات درایران منتشرمی شود، وبرپژوهش های میراث کرد. در این رویداد، در و نویسان زن کرد و از و و از نمادهای عرفانی و تاثیرپذیری از گفت. در با ترکی در شناسی شعر کرد و از ترک از دعوت و دختر در را کرد. صدر که سال هاست در طنز در رابطه با طنزی که در متون خود له کار می برند گفت و کرد: شاید طنز وسیله ای برقراری ارتباط آسان بین و بین افراد با باشد. در ادامه، قسمت هایی از خود را خواند. نیز با به اساتید خوشامد گفتند و از اینکه می خوشحالی کردند. یکی از گفت است و کسانی که می خواندن و مولاناست. توانا بود هر که دانا بود. "ز دانش دل پیر بود" بود که یکی از دانشجوها به خواند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 9 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف