صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب چندان



برانکو حتما برای کارهای خود دلیل دارد؛/ بزیک: با رفتن به قطر

برانکو حتما برای کارهای خود دلیل دارد؛/ بزیک: با رفتن به قطر "لژیونر" نمی‌شوید


مهاجم سال های نه دور است یک ای است و همین ای گری در سال محرومیت از نقل و انتقالات می تواند به کمک سرخپوشان بیاید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
80 درصد آثار فرهیختگان حوزوی خارج از محدوده علوم سنتی حوزه است

80 درصد آثار فرهیختگان حوزوی خارج از محدوده علوم سنتی حوزه است


(ایبنا)- حقانی: حجت سال و رئیس پژوهشکده دانشنامه و حجت مهدی نیکبخت، سال و و یادگار سال عصر 27 ماه در از با و انتشار در بخش های این مجموعه آشنا شدند. در حاشیه این با در اتاق گفت وگوی ایبنا، ضمن و سال و بیان تاریخچه ای در ، از نشر و از ضعف سخن گفت. سال در چه می شود و آیا این به دین و های یکی از این این است که صاحبان باشند. طرحی در معاونت نوشته شده که سال دین را کند که شامل های دین شوند. این به های و با دین از این رو در سال 16 داریم. در ذهن در دین جای نگیرد و دین را محدودتر تصور ولی در سال فعالیتی که در این چند دهه به های پرداخته شده است. پس از انقلاب، و نهادهای مختلفی در گوناگون کرد و ده ها که می را در آن بگذرانند. حتی در سال های در عرصه فقه فقه تربیت و فقه هنر است. 80 تولیدی در این و 20 در های فقه و و می شوند. 80 هم که به سال می و به های با دین است. از این ها در سطح در شهر قم شده و در این ها دارد. حتی در ای آیت و در همه ها از را به و کانادا، آمریکا فرستادند. قم در یکی دو دهه از های است. حتی روحانیونی به به پزشکی در این اند. در سال چگونه در و هر طرح در یک جمع کارشناسی پنج شود. ها پیش از نگارش را طی و در یک و بعد به چاپ می رسند. در مراکزی آموزشی امام خمینی (ره)، و دانشگاه، و دفتر تبلیغات مدرسین قم و المصطفی، تا یک را هفت نفر نکنند، نمی شود. اگر اثری از این شود دغدغه ای از جهت و اعتبار ندارد. سال های فعال و را تحت می دهد. بعد از ها در و شد، دوباره در سال این را طی می کنند. سه اِجمالی، دو تفصیلی و یک سه و در چهارم یک هفت ها را و می کنند. هر را حداقل 12 نفر و بررسی می دهند. که در سال این را طی کند از یک حلقه دوم عبور است. در مجموع در های در هر دوره، 50 اثر در رده های می شوند. می این را کرد، چراکه در هر اثر در یک خاص جذاب باشد. در قم که در های ذکر شده تخصص و می به داور در سال کنند. در هر از را می کنند. ها به و می شود. در 16 از هر داریم. - نیز با سال در سال 1396 شد. از بین یک ای که در ها شد، 130 به دوم و در 10 به شدند. در این سال ها 20 به طرح جذب و قلم است. در چون به است و این یکی از ضعف لذا نوع قلم و با است. تر و شدن این چه ای سال به می شود. با به و نیز ماه سال بود. یکی از ضعف های ما این است که با ها و نداریم. در یکی از ما از بود. بخش بین در شده و هم از آن گرفت. در بین به پنج از و به طور داشتیم. اما ما در از ضعیف است. از کشورهای که تمایل است تا کشورها. به که گرفت، ولی به نداشتیم و در بیستم بناست این کار شود. در ای که داشتیم، بنا شد سال در جهانی سال هم بگیرد و تدابیری بیاندیشیم که سال به های شود. همچنین مقرر شد ای با لوگوی سال در شود تا مندان از این طریق آخرین و و آرشیو های را مشاهده کنند. دارید که در یک سال چه و با آن در به چاپ می رسد؟ در حال حاضر نداریم. در ای که با نیکنام حسینی پور، این را ارائه که در کتاب، در بخش فیپا، و جدیدی هم با باز شود که می از که در این در می شود در ما دهد. علاوه بر که ذکر ده ها ناشر و کوچک نیز در بخش خصوصی فعالیت می لذا از های مطلع نیستیم. سالیانه بین تا و 200 فقط از حوزویان به می رسد، ولی گمان می کنم یا پنچ که سال می در های با می شود. مطمئنا در سطح خیلی بیش از این هاست. چون و می دانند در سال معمولا های در سطح می لذا خاص و را می کنند. اگر یادشده در سال 100 20 را و در سال می کنند. هم یک یا دوبار و آثارشان نشد لذا نمی به این از شده در ندارد. مالی در چه حد های سال از مادی چندان بالایی ندارند. حداکثر زیر 10 میلیون تومان اما چون در سال از تقلید و داریم، سطح بالاست. این در نمی گیرد و تشویق نویسندگان و دلگرمی و حمایت از برگزارکنندگان این می شود. ولی در هر دو تن از و پیشکسوتان که در قید حیات یا به دیار باقی شتافته به ای که سال ها تلاش می شوند. در این راستا در از سید حائری و مرحوم سید مجتبی موسوی لاری به عمل آمد. این ها از بین و یا های و و می شوند. در هر نیز اهدای و سخنرانی با یکی از است. حتی به برگزیدگان عراقی که در خودتان در مراسمی را اهدا ولی اصرار داشتند که اینجا و در این خود را کنند. حتی بدون هماهنگی، پنج و شبکه از را دادند. در نیز آیت آقا سید حائری، از نجف اشرف از مهمانان ما و ایشان در نسبت به مقلدان دارد. ملاک های ویژه، است نه ایرانی بودن. در سال چه نظری در سنت قدیمی سابقه دیرینه ندارند، ولی به این است. پیش از این ار خانواده های روحانیون درس می خواندند و اهل فضل و علم می ولی جایی عرضه این علم نداشتند، اما پس از انقلاب های شکل گرفت. اکنون در سراسر های 600 مدرسه دارند. در سال های در سطحی معادل و نهایتا فوق ولی به تقاضای در سطوح عالی، موجب شد و که مقطع را به رسانده فوق شد. هنوز در همه گرایش های نشده، ولی 13 از در های مهدویت، خانواده، و دایر است. در سال گذشته، فراخانواده را در سطح و یا در فقه چند شد. لذا با به سخت سال که پس از 20 سال بخواهند دست به قلم و که در گیرد، کمی می برد. در در سال رعایت عدالت، پنج نمره می شود. آقایان اگر بالای 80 کسب در یک و دو می گیرند و با 75 به این می رسند. هرچه می گذرد که عالیه کسب می و دست به قلم می افزایش می کنند. الزهرا، دنبال سال است که در ای مستقل و در رقابتی باشند. ضعف یکی از چالش های مهم های به است. اوضاع در های مولفان به چه این در سال هم در ها می شود. در های و از در ها یا اقتصاد هیچ ای نداشت. در که 30 اثر شده دو ولی که بیشترین میزان ارسالی را داشت، و رتبه ای را از آن خود نکرد. در سال های قبل به انباشت و خوب حوزوی، سطح انتظارات رفت و نتیجه این شد در یک که 137 اثر را در حتی یک اثر و شایسته تقدیر نشد. اما یکی از سال این است که که در هر فقط یک اثر به اول کنیم، بلکه ما شاخصه محور هستیم و ها به رقابت می پردازند. اگر سه خوب بودند، هر سه را به اول می کنیم. چون امتیازمحور هستیم، لذا هیچ مانع از شدن نمی شود. بنابراین ممکن است در یک سه باشیم و در هیچ ای نشود. آیا افت شمارگان در های هم می شود؟ ها در پیشینه خود شفاهی بودند. و بخشی از کار به شاگردپروری است و در که باشند. در دانشگاه ها به ارتقای نوعی و این مراتب به و می شود اما در پاسخ اجتهادی به مسائل روز در اولویت است. یک در یک روز، آنچه که به و سنت و قرآن نزدیک است آن نظر دهد. مجتهد آن مسئولیتی که برعهده اوست، اهمیت دارد. با این حال، های هم به تبع بازار نشر با این معظل روبه روست. با دیجیتال و با به در بخش نرم افزاری پیشرفته و از دانشگاهی جلوتر است و از ها و پژوهشگران تحقیق و به این سمت متمایل شده اند. کامپیوتری نور شده ولی به و در قالب نرم افزار موجود است. در یک لوح فشرده با قیمتی مناسب، بیش از هفت می شود. کتابخانه اهل بیت (ع) در ها از فقه و و و تاریخ و شیعه و اهل سنت دارد. وقتی پژوهشگر می با بهایی اندک که گاهی در نمایشگاه ها تخفیف هم می خورد چنین منبعی را به یکجا در باشد، کمتر نشر می رود. جدید هم، کمی از های نوشتن نامه و بنا به نیاز این می روند. ولی در سطح کلی با به گسترش فضای به کلی در همه ها پایین آمده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 13 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,علمی و درسی
قیصری: حضور چشمگیر نویسندگان زن در سومین دوره جشنواره خاتم/ رحماندوست: به برخی آثار حسادت کردم

قیصری: حضور چشمگیر نویسندگان زن در سومین دوره جشنواره خاتم/ رحماندوست: به برخی آثار حسادت کردم


به خبرنگار و اختتامیه عصر 27 ماه در فرهنگی شهر برگزار شد. * سنگری: و در عصر بر این در این گفت: در نسبت به اکرم(ص) دارد، 17 28 صفر و 27 رجب های به آن و پس از آن با این نداریم. و زود هم به می شود. وی افزود: یا یک رخ دهد که به آن را & شیطانی& و یا به اکرم(ص) در که سبب شد. سوم در که چه یا در غرب رخ می است انتقادی باشد. ادامه داد: دیگر که به & خاتم& نز هست، و در عصر اینکه را در سال 1440 و این زمان، ایشان را به عنوان کنیم؛ همانگونه که خداوند می فرماید؛ از مردم، و با است و زیستی، همانند زمان خود دارد. وی با اشاره به ارسالی گفت: از مجموع 345 اثر به فارسی و 10 اثری که به عربی خواندم، ارزیابی من این است که در 75 داستان، آغاز با روایتی از که در برخی از آنها این گره خوردگی ضعیف در نیز موضوع مشابه را در عصر یافتند. 32 روح تداعی سیره و سلوک آن را قرار دادند، آن که انتظار ما روایت تصنعی نیست. در 18 اثر نیز کاملاً و بازآفرینی کرده اند و 30 اثر نیز بسیار بی ربط بودند و هم از نظر عناصر زمانی نداشتند. عضو هیئت داوران گفت: نکته مهم این است که امسال چند پله از سال قبل بالاتر بودیم و از این نظر می توان 50 را قابل چاپ دانست که رقم مناسبی است. * قیصری: حضور چشمگیر نویسندگان زن در از در بخش دیگری از این مراسم، مجید قیصری، دبیر & خاتم& به روند برگزاری این در سه پرداخت و گفت:
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
سایه شوم خشکسالی در دیار آبی گلستان

سایه شوم خشکسالی در دیار آبی گلستان


- - در های نه دور ای و به می اما در سال های با و کم به مصرف بهینه آب، تسلیم بحران خشکسالی شده چالشی که نیاز به تدبیر دارد تا آب آشامیدنی مردم این بدون دغدغه در فصل گرم تامین شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
یادداشتی برمجموعه شعر «دارم می‌گذارم به زندگی‌ام ادامه دهم»

یادداشتی برمجموعه شعر «دارم می‌گذارم به زندگی‌ام ادامه دهم»


(ایبنا)- على شفیع آبادى: مجموعه شعر دارم می به ام دهم است که از 50 شده و در است اما همگی به لحاظ فرم از شکلی واحد تبعیت می کنند که این شکل، است. که به است که و است و یا که است. فرم این را به ذهن می کند که و نه پاک از و این ذهن با و ترس از شدن را به می کشد. که می دهد و که در موج می زند و طور عدم که حتی در شعر هم می همه و همه و را از که در سرش زده می کشد و در پر از آب یخ می و بعد همه را بر سر می و گه گاه به خود می آید و همه این-دنیایی را می کند و تا به می رود. ذهن از است و را به می کشد. های خود به به و و حتی به شکل هم و این کمابیش نو و غیرمحافظه کارانه است. حیف است که تمامی این 50 را در چارچوب قالب یا که از پیش رایج خلاصه کرد، چون به معنای واقعی مؤلف است و نخواسته و یا اصلا نمی توانسته پیرو قالبی باشد و این در اکثر به وضوح پیداست. دقیقا چیزهایی را به روی که باید باشند، یعنی در مسیر مغز به قلم هیچ تغییری صورت نگرفته و قلمش را به روی آورده. بدون اینکه آنها را ترجمه یا سانسور کند و از این روست که کسی و این رومانتیک بودن در بیان فوران لحظه ای، از شعری ناب و دست نخورده بر جای گذاشته که فقط است. شعر مرادی، هستی شناسی و جهان بینی خود را ولی به این که شخصی است و اتفاقا این نوع نوشتار خاص و عام را چون درهای ادراک و تفسیر را نبسته و این، همانا او در زبان، زمان، مکان و در نهایت در رابطه با دنیاست. پر از نشانه و که اسیر آن نشده و هر آن چه لازم تلاش کرده تا آزادانه در آن پرسه بزند. تلاشی که به نظر حتی هم و ناخودآگاه است و این روح آزاد را نمایان می کند. روحی که همواره در پنجاه اثر مخلوقش جاری و ساری است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
قطب چرم و کفش ایران در اغماست

قطب چرم و کفش ایران در اغماست


- - چرم و کفش که نه دور به از جمله ایتالیا و آلمان صادر می شد، از حدود 2 دهه قبل در اغماست و حال و روز خوشی ندارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
چرا باید از حمله سایبری به ایران خوشحال باشیم؟

چرا باید از حمله سایبری به ایران خوشحال باشیم؟


بخش از به نه آمریکاست. یک در روترها و سوییچ‌های دستمایه حمله گسترده سایبری شده که از 16 فروردین آغاز شد و اکنون بزرگترین صدمه خود را به ایران وارد کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 12 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دو مسأله و یک انتخاب در حقوق داوری: عدالت یا اراده طرفین؟

دو مسأله و یک انتخاب در حقوق داوری: عدالت یا اراده طرفین؟


قوانین، در در با ندارند. دو طرف دعوا، به دنبال رفع اختلاف در مرجعی دیگر، با قواعدی دیگر هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
فرصتی برای گسترش همکاری‌های مشترک ادبی و فرهنگی میان ایران و ترکیه

فرصتی برای گسترش همکاری‌های مشترک ادبی و فرهنگی میان ایران و ترکیه


به (ایبنا)، نخستین بین نقش در با محمدابراهیم فرد در و از و کارشناسان و در شد. این بین با #39;زن در با در بین این دانشگاه، حسن در عمر اگزن هجه، علی و بین شهر علی و و های در سالن منکشه شد. بین یلدیریم در آیین گشایش این این و را های دو و و افزود: های و دو و می سازد. وی با بر و های و دو افزود: زن و آن در و از های های دو است و ما به این ها را داریم. حسن در نیز در این و را در های مختلف، روح یک ملت و آن را نماد ها و های یک و افزود: تصویری خلاقانه و هنرمندانه از فکری و یک است و به نوعی ها و آرزوهای یک ملت به شمار می رود. وی با به و دو و از ها، و و سنت های گفت: به رغم دو و نیز و های و در عصر ما از ما از و با در عصر ما از نیست. وی با به عدم دو از کرد: در حال در شناخته شده و هم از در و با ها و های بتوانیم در نسل این را کنیم. با به های دو برگزاری این را مهم و جدی در دو و کرد: در و توفیقات به دست در سال های بعد از در و نیز شناساندن در نزد ایرانیان، از اهداف این است. با به در از نقش تاثیرگذار در افزود: بر اساس صحیح از نقش در غیر شکل است. در به در های کرد و گفت: در در دهه اول 23 زن با 32 اثر اما در دهه دوم 180 زن با 448 اثر در که این فقط به و است. وی در به در کرد و و و را بخش از و افزود: هم در رخ است و با کمک و و با آن شوند. در های های تحصیلی و حمایت از را از اقدامات در و های و افزود: تجربیات دو و با به تمدنی مهم در دو است. محمد فرد در نیز در این های را مهم در های و افزود: رهبران و های در همه ها و در نیز بخش از این های است. وی با به های در همه ها، تسریع در روند های دو شد و افزود: های و و سطح های همه امور تا از در همه ها بهره مند شویم. وی کرد: نقش در و در های منشاء بزرگی که از آن می به در ادبیات، و مدیریت در کرد. وی به خصوص های دو شد و افزود: که و بستر های را تا جاده ای دو طرفه بر مبنای های شکل گیرد. علی و بین شهر نیز در این گفت: به رغم زیاد کشورها و های رسانی، متقابل کمی از و داریم. وی افزود: به رغم مرز جغرافیایی و همسایگی و از و آن و موجود از ناحیه غربی ها به ما ارسال شده است. با به از و کرد: این به و نیز فاقد و از است. و بین شهر در به نقش در و کرد و افزود: در سی سال دوازده از را می دادند لیکن 52 از را است و 80 از های در های در زن است. وی در با از در های در کرد: در در های ولی این به و است. با به شهر در پل و این را و در های و کرد. نیز در این گفت: آن فرا است که با به های و خود را های و و بر آن به های کنیم. وی های دو شد و با به دو و های به در دو در سال را و افزود: و در طول شکل می و دو بر این می افزاید. وی کرد: این می های و و و دو باشد. عمر هجه نیز در این با بر های دو را به و افزود: ما با در طول سال های و صلح است و این امر دو را دو است. در این در شد. در این که به و با از علی از و از الزهرا(س)، از چچن از و از چچن شد، به خود پرداختند.. از (س) در این با "مکتب های در سخنرانی کرد و گفت" در های را می در سه دستۀ نخبه گرا، عامه پسند و بینابین طبقه بندی کرد. (س) در به تجربه های در کرد و آن را در سه حوزۀ کوتاه، و نمایشنامه کرد. در این گفت: زن علاوه بر های تاریخی و به های زنان، خانوادگی و روانشناسانه و خاطرات بیشترین اقبال را اند و هر یک از مند به سبک و خاصی هستند، اما گاهی می انواع های را در یک یافت. دغدغۀ نویس در سال های پس از در را جستجوی و به زن و پرداخت. علی تمیزاَل از و نیز در این به خود تحت #39;توران میر هادی؛ مادر و در و ضمن معرفی اجمالی توران میرهادی و گفت: از های وی می در و و های آموزشی وی در این کرد. الزهرا(س) نیز در این خود با #39;جریان شعر در را کرد و و شعر را آینه و جریانهای و منشأ های گوناگونی و شعر زنانه را یکی از های مهم شعر و به شعر در زن پرداخت. "ناری صفوی؛ صدای زن در از های شده در این بود که چچن در این شد. در این مقاله، را همچون سایر کشورهای جهان که در طول به لحاظ فرهنگی، و سیاسی دستخوش دگرگونی و شده است و گفت: با این نیز دچار و شده است. وی با به این تغییرات به توانمندی های و و گفت: و نظیر اعتصامی، بهبهانی، دانشور، فرخزاد، شهرنوش پارسی پور از پیشگامان که توانسته اند تا بالایی رشد کنند و به گوش دیگران برسانند. خنکدار از نیز خود را تحت نقش و در در معاصر" کرد و زن را از های و افزود: این جدای از این که در زمینۀ خلق شده تأثیرگذار بوده، تغییراتی را در ابعاد از محتوای داستانی، شعر و را نیز به دنبال است. "درد و زن در شعر بهبهانی" از شده در بود که چتین کایا چچن شد. یلدیز دوه جی بوزکوش نیز ای با "روابط ترکان و ارامنه در پیرزاد"ارایه کرد و به این پرداخت. صدر از نیز در این به خود تحت #39;چهرۀ در طنز و به های طنز در کرد و گفت: یکی از های طنز پرداختن به و مسائل و نیز طنزنویس در است. وی این را ارمغان رویکرد مدرنیستی نهضت در و افزود: این در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در رخ داد و رشد حرکت های در علم و و اجتماع شد. "نگاهی تحلیلی به شعر زن و مقدس" از های شده در این بود که الزهرا(س) شد و وی در این را شاخه ای از نامید و گفت: که با قدسی انگاشتن امر در برابر جنگ تحمیلی، با به ها و شاخصه های منحصر به فرد هویتی تازه به بخشیده و با گشودن ساحت جدیدی در رونق و شکوفایی آن شده است. شریفه یردمیر نیز ای تحت نقش و در در از شعرای زن و زن در مجموعه سه او" کرد. وی در خود زن را به موجودی و گفت: موضوع زن با وارد شده و شخصیت اصلی های را می دهد. کوچکی شلمانی از و نیز خود را تحت "نقش و در شکل گیری یک ادبی" کرد و گفت: آن که بتوانند خلاقیت خود و بنویسند، دشواری های فراوانی در پیش رو دارند به که در می یابند که مدام در آرزوی دگرگون کردن های تثبیت شده هستند. بالجی نیز به خود با "تصویر زن ایده آل و نمونه در اعتصامی: حوا، مریم، شیرین" و با موقعیت در گفت: با تأثیرپذیری از غرب و آغاز تجدد، در ی بهتری پیدا به که زن در "اسیر مرد" بود و "مادر بچه ها#39;"و همواره در پشت پرده که این امر در تجدد به ایفای نقش در های سیاسی، و مبدل شد. اسین ارن سویسال "کارامان محمت بی" نیز در نگاه به زن را در فرخزاد داد و افزود: فروغ، با انعکاس ظرافت ها و غنای شعر در متفاوتی در دارد. "تحلیلی نشانه ـ پدیدارشناختی از کوتاه جنگ به قلم " از های شده در این بود که از شد و وی در خود به دیدگاه عصر پرداخت. احمد جباری نیز با خود تحت "نقش خانواده در و ایرانی، با تأکید بر بهبهانی"، با های در دهه های اخیر، دهه 60 و 70 را دهه نوآوری در و افزود: پس از از درون مایه های بیشتری برخوردار هستند. آخرین این با "ارزیابی سبک دو ایران؛ و فریبا وفی" بود که نرگس کشانی از شد و وی در خود به سبک و شیوه نویسندگی دو بانوی اهل قلم پرداخت. به ایرنا، این یک روزه با محققان، صاحب نظران و و و به منظور و نخبگان و عموم مندان به در با در و نقش در این از سوی رایزنی سفارت در الزهرا(س)، شهر و هجه شد. هیات که درهمایش درادبیات به سفرکرده است درروزپنج شنبه 11 آبان ازدانشگاه کرد و با وادبیات دیداروگفتگو کردند.دراین دیدار ابتدا علی اصغرمحمدخانی سخن گفت وبه آثاری که درحوزه شعر وداستان وتحقیقات درایران منتشرمی شود، وبرپژوهش های میراث کرد. در این رویداد، در و نویسان زن کرد و از و و از نمادهای عرفانی و تاثیرپذیری از گفت. در با ترکی در شناسی شعر کرد و از ترک از دعوت و دختر در را کرد. صدر که سال هاست در طنز در رابطه با طنزی که در متون خود له کار می برند گفت و کرد: شاید طنز وسیله ای برقراری ارتباط آسان بین و بین افراد با باشد. در ادامه، قسمت هایی از خود را خواند. نیز با به اساتید خوشامد گفتند و از اینکه می خوشحالی کردند. یکی از گفت است و کسانی که می خواندن و مولاناست. توانا بود هر که دانا بود. "ز دانش دل پیر بود" بود که یکی از دانشجوها به خواند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی