صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب چهره



مریم حسینی: نویسنده‌ای از مردم که برای مردم نوشت/ احمد پوری: از میرصادقی باید درس دور از هیاهو بودن بیاموزیم

مریم حسینی: نویسنده‌ای از مردم که برای مردم نوشت/ احمد پوری: از میرصادقی باید درس دور از هیاهو بودن بیاموزیم


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) برزگداشت و مدرس عصر 28 1397 با علی حجت نیا و از و در برگزار شد. در ابتدای از سابقه برگزاری نشست های عصرکتاب کرد و را ای اهل قلم و خواند. وی را به و از های وی کرد. در از های پخش شد. در این علی پور و سبک سخن گفتند. این حسینی، و عضو هیئت علمی زبان و دانشکده الزهرا بود. وی گفت: می خواهم به یک معلم از دو کنم. در از نقد که از مهم های است سخن می گویم. هایی مانند ، ، های خیالی و ... سالیان سال به اند و می از آن ها به یاد کرد. وجه وجه است. از سال 1337 تا به 60 سال است که های چاپ می شود و او دارد. وی افزود: من به بود و در نثر به من رساند. را از این و و در در از آلن پو و به پدر یاد و در آن را به یاد می آوردم. نثر و و در این را به یکی از های است. هنر از است که به شکل می گیرد. این اما از آن ها از همه تر باشد. وی در های را از کرد و گفت: سه رشد و و ناهمگونی. او سه را ذیل این جای می دهد: ها و مستقل. نام در دوم جای است و شب از مهم های این می شود و نام وی در نگاران در کیانوش، فریدون تنکابنی، اسماعیل فصیح، شهرنوش پارسی پور و غزاله علیزاده جای می گیرد. همچنین از های به یادماندنی یادی می کنم از دیوار که باخبر شدم اخیرا به های درسی دبیرستان راه یافته است. وی در انتها گفت: از دل برآمده و طبقات مختلف را نگاشته است. وی است و موضوعات متنوعی در نگارش وی دارد. از برجسته و منتقدان است که نامش بر تارک نوین ثبت شده است. ای از که نوشت و می نویسد. سپس فتوکلیپی از پخش شد مجد، و روزنامه نگار یادداشتی را که این تهیه دیده بود ، خواند. در بخشی از این که خطاب به شده آمده است: است بحث آن وقت است که از همان می که این هنر اصیل انسانی چه جایگاه ویژه ای دارد. به راحتی می که چقدر عاشق کارتان اید. این که همراه با به این هنر زیبا مشغول اید ما که در این راه گام های نخستین را برداشته ایم پیامی نهانی دارد: اگر به عشق می ورزید نیست. آموزش تا دیگران هم در عشقی که می برید سهیم باشند. مجد خود را با شعر خطابه آسان در امید از شاملو به پایان رساند. پوری سپس پوری، رئیس به اختصار کرد و گفت: مگر می شود که جایی و اش نکنیم. سعدی می فرماید؛ جانان پدر هنر آموزید که هنر در نفس خود دولت است هر کجا که رود قدر و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند. مصداق این جمله است. شخصا در های خود کتابی که به هنرجویانم می کنم است. ما از باید درس دور از هیاهو بودن، نداشتن و با متانت کارکردن را بگیریم. تنها و هنرآموز هم هست و از این جهت گرانقدر است. بعدی بود. وی کرد: بزرگداشت مرد بزرگ است. از افتخارات من این است که شاگرد معنوی هستم و از هایشان آموخته ام. همواره به دور از ها و کار است. دوستی ما از نشستی آغاز شد. وی افزود: کسی که مسیر را در تدوین و طبقه بندی کرد، است. مفصل به قلم و همسر گرامی شان است. هر کسی را به طور جدی پی گیری از جای پای گذشته است. و علی محمدخانی در این از با علی معاون فرهنگی شهرکتاب، نیا، حجت زائری و اسدالله امرایی با هدایایی از سوی و تقدیر شد. در علت نوشتن اش گفت: من هر کاری و هر که نوشتم رهایی از حس حقارتی بود که در یک بچه قصاب داشت. وی در به سوالات برخی از شرکت کنندگان پاسخ داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
فرهنگ شهادت، قدرت نرم جمهوری اسلامی و پادزهر جنگ روانی دشمن است

فرهنگ شهادت، قدرت نرم جمهوری اسلامی و پادزهر جنگ روانی دشمن است


به گزارش خبرگزاری تقریب ، عباس یار با طرح به چه علت از هفت سال پیش همچون بیداری یا بهار عربی، به آمد؟ چرا قدس در چنگال اشغالگر چرا و ها اوج علل و چرا از کرد: زیادی هستند که در ذهن شهروندان ملت های به آمده و جوابهای روشنی هم دارد. معاون اسبق پژوهشی شهید با به رخدادهای یک سده اخیر گفت: بیانه ای بود که درسال 1917 شد. متعهد شد را از ساکنان اش و در بدهد. این و است. لذا همه جنگ ها و ها و و ها در این قرن در است. رقم شد.در این را این می چون نداشتند.لنین در را کرد که و است. هم در به آن و با هدف و است های در های طرح اما در این ها خیز و کردند. از این شد و به مصر و یافت. با در به این زد و از هم کرد و هم بود. بعد به عراق و کردستان پرداختند. جنوب سودان هم شد. ماشین و شدن پیکوی 2 انجام می شد، این رکن همه آنچه در ما رخ می دهد است. انگلیسی ها هم در رویکرد جدید در صد بالفور، جشن را اعلام کرد. با پیوستن عربستان 2 در جریان است آن هم باوجود عناصر عربی کلید خورده است و ادامه دارد. یار به های یک اندیشمند آمریکایی کرد و گفت: طبق اذعان ها، یک متمدن تاریخی است. با این به سختی می توان برخورد کرد و آن امکان پذیر نیست. بنابراین زیرساخت های آن را از بین برد. اول از مانند لبنان،سوریه و... کرد و بعد به رسید. وی افزود: در واقع نقشه ها،درو شیعیان در و هدف آنها نیز و ایجاد مناطق قومیتی و مذهبی بود. یار تأکید داشت: به عنوان پشتیبان قوی جنگ و های اش است و که در دارد، پوشش دهنده همه مشکلات است. وی متذکر شد: یکی از مسائل ما و رسالت های شهید، کار برروی نرم است که بزرگی سخت و نیروی نظامی ما به حساب می آید. این نرم، ترویج ایثار و شهادت در کل است که بازوی توانمند سخت ما برشمرده می شود. هرجای دنیا، جبهه پیروز شده، به عظیم است. وی افزود: در حال نخبگان و فرهیختگان جوامع در عظمت و تمدن و کُرنش اند. اما متأسفانه این دیدگاه در داخل معکوس است و علتش است. واقعیت این است که سنگین در قالب و از همه مهم تر دارد. این اتاق و فرماندهی از پنتاگون به وزارت خزانه داری منتقل شده و جنگ را است. ها، بلکه جدید، جنگ توسط است. یار در پایان کرد: طبق فرموده رهبر معظم انقلاب، هیچ در اتفاق نمی اُفتد و سند اثبات آن، شکست های پی در پی در لبنان، سوریه، افغانستان و علیرغم هزینه های هنگفت است. در خیلی قدرتمند شده است و همه ها خود را نقش بر آب کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
کودتایی که مصدق و فاطمی و دکتر نون را به اختفا در خانه‌ها و کتاب‌ها واداشت

کودتایی که مصدق و فاطمی و دکتر نون را به اختفا در خانه‌ها و کتاب‌ها واداشت


خبرگزاری ایران(ایبنا)- خلیلی: گر پرسید: چه که سرش به آن را به بود و شده از دادن طفره رفت. گر سوالش را با قاطعیت بیشتری تکرار کرد: چه بغض گلویم را بود. می دانستم اگر دهانم را باز کنم، اشکم سرازیر می شود. می ترسیدم حرف نزنم و سر بیاورند. با چشم های پر از اشک دادم: و و در به نفع و به ضرر ملت. به و به و به ذات همایونی. و بی ثبات سیاسی. درگیری و استقلال مملکت... در وار خود در نون زنش را از ، در نقش یک نویس گرا، بی نویسندگان به سبک و مشی خودش، می دهشت و دیرپای پس از و و و سی و دو را در و رنج و های های - که در و پس از به می - کند. قصه از این است که که سال های اوج هم به می سال ها با و و با راه و نقش در تیم و ملی به می کند اما پس از او که به قول است به وی از فرط بی به ملک تاج و در اثر های مجبور به ای می شود و در آن علیرغم میل باطنی و از رنج های زندان و و ترس، به و نهضتش پشت می کند؛ اما این نقطه او بود بلکه حتی رنج و فرسایش او که از پس از کودتاست، درست پس از این می نون دچار دیگربودگی هول انگیزی می شود که به تخدیر همه متفکرانی است که در رنج خوداتهامی، مرگ و و پس از می زیسته اند. از این این بازتابی قصه وار و در آمیخته به و توصیف از رویداد بزرگ و تاثیرگذار و اما در دل خود ورای پوششی خیالی و لایه ای از غبار افراط، بر های آن روزها هم هست چنانکه از شدن نون از ترس و ها و و در یکی از پس از سخن می که نیز در به نام در به به آن می کند: از روز 28 تا یک ماه من و در و می کردیم. من طی چند روز اول ndash; نوری. را یکی از قصه هم نقل که در نیز از هر در یک و می این و و را در می می که می است است و او را به می و آن ها همه جای را زیر و رو می و در با از می را ترک اما به اما در پر از خشم و دست را به می برد و را در ای در و می گوید: آن را پشت آن ... در این طنز و خشم اما او را به نیز می و قلم به دست و که اگر هم به ها و ها است. را از در نیز به می به که با ای ndash; که است ndash; نقل می که نون را اش بر ضد می کند و می گوید: اون رو کرد. اون کار بود. با اون به اینا. این نکرد. کرد. مثل شیر نر. نور به بباره... و ها در علی که به با می و قصه و می دهد که می سه قطب را پس از کند: طیف طلب و طیف کار که به هر شده و می کنند. از تا قصه ها اما جز و و های های نیز به راه در اش به در در است که: یک پس از به که بود {...} و عده ای مرا در است! که می به یک نداشت. پس از روز در های نقل شده از این روز و در با و هم کاملا مشهود است و از این رهگذر قصه افزون بر یک قصه یک و مستند از نیز به می رود حتی در او نیز می را دید که به میانه ماجرا آمده است: بازجو پوزخند زد و چراغ مطالعه را به طرف برگرداند و پرسید: منو می شناسی؟ و پیش از پاسخی بشنود، گفت: من نخست جدید هستم. مصدقو دستگیر و تا چند وقت دیگه محاکمه اش می کنیم. اگه شما یه جانانه اون بکنی، آزاد می شی. شما که نزدیکترین فرد به بودی، ما مهمه. خدا رو چه دیدی، دوباره دری به تخته خورد و وکیل و شدی. شایدم مثل اصلا اومدی تو کابینه خودم. والا کاری می که دقمرگ بشی.مطمئن باش که راهشو خوب بلدیم. مگه دیشب نزدیم رو سقط نکردیم؟ می و های را هم و که بیش از در نقش خود شده باشند، نقش های نمادین قهرمانانه ای در بر دوش دارند، تلویحا بر این نگره مهر تایید زده است که: نوول و نمایشنامه می توانند های اعمال و رفتار و لاجرم های های را دهند. در راوی قصه از این می بیش از خط سیر و وجه انگیزش، به ساختارهای و مولد و در ها توجه کند. او از است که را شبحی می کند که در و حدیث نفس های نون رنجور از خوداتهامی و ارعاب، همواره با گفتمانی سرزنش وار حضور می خواهد ضمن واکاوی حس نوستالژیک طیفی از سرخورده پس از بر باد رفتن آرمان های این تکاپوی را پیوسته و به گوشزد کند. از این قبیل نمادپردازی ها به و مورد بحث در باز هم بهره برده است ها در های ای زندان، رادیو، بیمارستان و غیره می افتد، در است به پس از که موید استقرار قطعی یک حاکمیت استبدادی به می است. در قصه عشق هم دو قرائت که از و سایه فکنده بر شادمانه که بازگوکننده نشاط پیش از و در از پیشاکودتایی ست و نومید و گریزان و مغموم که جو بی و مرگ پساکودتا را فرا یاد می آورد. و به این می تصریح که در نون زنش را از و سی و دو با تکه از و و در دل یک ثبت و ضبط شده است. نون و پس از البته از سو با چشم اندازی از فصای پس از را هم حسن در صدسال نویسی تاثیر بر و دوم می نویسد: 28 1332 گسست دیگری در و فرهنگ پدید می آورد. رژیم می هر نوع ارتباط را از بین ببرد. سازمان های سرکوبگر، همراه با ترور - از طریق و انواع ها و نشریات-نشان تلاش های مبارزه با هر نوع وحدت و همبستگی است. با بازگشت محمدرضا به سلطنت، و ادبیات وارد سیاهی می شود که هفت سالی می یابد. در این با درهم شدن همه کانون های و فرهنگی، به انبوه و در می آید. جو بی و سوء ظن بر روابط حاکم می شود و ترس و تعصب بر می افزاید. هر دم فزاینده (برای به مردم) ای جز رشد پریشان فکری، جنون و خوردگان ندارد. ادبیاتی که بر زمینه - شکل می و جلوه های گوناگون نپذیرفتن و گریز از موجود را به های مختلف می دهد. این و ترسان، انعکاس این به و میل به و رستن از رنج ها، به شکل خود را در تکه های مختلفی از از زیست فلاکت بار نون قصه اش، که به اجبار بار پس از به واداشته می خود می نمایاند وحشت و ارعابی که با دستگیری نون و حبسش در می شود و با فشار ای که از سوی بازجوها و بالاتری ها او به می به اوج خود می رسد: مرد قوی که توی بالای سرم پس از گذشت سال ها هنوز در حیاط توی گوش نون می پیچید: کافیه بگی آره تا ولت کنیم. دو مرد قوی که در بودند، با انگشت بازجو، آمدند و کتف و گردنش را گرفتند و هی سرش را توی بشکه آب فرو بردند و بیرون آوردند و هی گفتند: تا تنور داغه، باید یه بکنی نون هر بار جان به لب رسیده و نفس نفس زنان گفت: بکشینم این کارو نمی کنم. در صفحات بعدی اما به خوبی می دهد که پس از کسانی که آرزوهای خود را با سقوط بر باد می دیدند، چگونه و سوق به سوی و بوده است: نون کاشی های و موزاییک های کف را بار شمرد. مساحت، و حجم تقریبی سلول را بار حساب کرد. هی دوش گرفت، آواز خواند و قدم زد. مرغ شد، خروس شد، واق واق مرنو کشید، عرعر سر داد و له له زد...اما که نرفت. با لگد به در می کوبید و التماس می کرد: درو باز کنین! نکره ای از پشت در می گفت: تا نکنی، دست از سرت برنمی داریم. با موافقی؟ نون با اطمینان می گفت: نه با به مرور چنان شده بود که اغلب اوقات صورتش را پشت دست هایش می پوشاند و گریه می کرد. این رنح عمیق که خود را با پوشاندن صورتی غمگین و گریستن می به اختصار بازتوصیفی ست از حال و قال و روزگار پس از که حسن به این وصفشان می کند: در طی جوش و خروش های دهه 1320 ها پرداخته و دل به امیدهایی که پیش از فرا رسیدن شد و بعد از آن به کل در هم ریخت. فرا رسید، را کشت و عده ای را آواره کرد و آنان که جان به در بردند، کنج عزلت گزیدند و به اعترافگونه ها از زبان های گرا و پرداختند. غیرقابل تحمل شد، اهمیت یافت و اضطراب دوران و بی حاصل و فرسای که می خواست جهان را تغییر در آثاری ملهم از رمانتیسمی بدبینانه به نمایش درآمد. اما نکته بدیع در یک دلنشین تر نهفته است نون غمگین، از و رنج، می با باغبانی و کاشتن گل ها در باغچه ارام شود این تکه را کشاندن پای گل ها و طبیعت درمانی قصه اش به دل کشانده اما حتی تکه از قصه هم بر و آن هم مرتبط با حیات معاصرمان، است پس از مخالفت های مکرر با استبداد رضاشاهی و از بهبود از دست کشید و درمان اش به نزد یک پزشک اعصاب در آلمان رفت، را کشاورز که در در شرحش می دهد: در این جلسه میزان تحصیلات را جویا شد پدر گفت: و علوم سپس شغل او را پرسید. گفت: فلاحت. که از سوابق و شرایط او پس از کناره از و در رضاشاه اطلاع نداشت، گفت: این هم است که خوانده و کشاورزی کند. و به این دو تکه از یک قصه به و یک خاطره به واقعیت، در هم می گیرند تا رنج ای را که چونان دملی چرکین در روز و 1332 و ملتهب پس از آن دهان گشود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 19 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
​با این ترفندها اندرویدتان را امن نگه‌دارید

​با این ترفندها اندرویدتان را امن نگه‌دارید


به گزارش یکی از های های هوشمند است. یک متن باز است و این را می دهد. توسعه دهندگان امکان تغییرات های پیش فرض و را هم که این می سبب به های در می شود. از های به حتما ها را از های رسمی و کنید. به هیچ عنوان از های غیررسمی ها نکنید. موزیک، ویدیو و عکس های مورد نظر خود را نیز از های و امن کنید. خود را به کنید. های های خود را به می و در این به ها، باگ ها و را در از بین می برند. به خود است بخش setting یا و به About و سپس Android را چک کنید. در بخش می با System را به کنید. در بخش نیز می در policy updates و با را بالا ببرید. خود و از نفوذ ها از یک مناسب و امن کنید. بر اساس پلیس فتا، Avast را معرفه می کند که یک رایگان و امن هاست. این از منابع شما کم می کند تا شما کاهش نکند. این و کارت حافظه را اسکن و تماس ها و پیام های ناخواسته را مسدود می کند. وبگردی با این نرم امن بود و قابلیت با زنگ هشدار، پاک و قفل از راه دور را هم دارد. یک ضد امن خود نصب کنید. CM Security، یکی از برترین و پرطرفدارترین های در گوگل پلی است که تاکنون بیشتر از 100 میلیون است. این و طراحی شده و قادر است ها، ها و اسپای ویرهای موجود در تلفن و یا را به و آن ها را از حذف کند. با این می و یا خود را پاک و این پاک باعث شما می شود. این دارای یک ابزار مهم است. قفل نرم این یک قفل نرم حرفه ای قفل نرم افزارهایی از قبیل واتس اپ، فیس بوک، گالری های عکس و فایل ها و سایر ها و ها حفظ حریم خصوصی شماست. از ویژگی های مهم این قفل نرم عکس گرفتن از شخصی است که سعی در جاسوسی در نرم افزارها و شما باشد و با دو بار اشتباه رمز عبور به صورت خودکان از او عکس گرفته شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
آتش بی امان بر پیکره طبیعت شهر همدان

آتش بی امان بر پیکره طبیعت شهر همدان


همدان- ایرنا- آتش های که بی و سهل زیبای طبیعت بکر را مخدوش و بار عملیاتی آتشنشانان برای اطفای حریق را دوچندان کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
تئاتر، روشنگری و مشروطیت

تئاتر، روشنگری و مشروطیت


به گزارش (ایبنا) از در های و در عصر به شده است. طلیعه در و از این به بازار است. در این دو مجلد، جلد با و در عصر و جلد ششم؛ با و های اتریش شده و ترتیب در انتشار ها لحاظ است. نیایش پورحسن در پژوهشی گسترده این ها ار است. در های و در عصر از سوی نشر شده است. با او این های به گفت وگو ایم که در می خوانید: تا شما شش جلد از این را این کار را اید؟ در این شما به نحوی، از آن را هم می کنید. ما از شاه، در این داریم. در جلد دوم به که به های بر می پردازیم. در این ها ما با پیش رفته ایم. در جلد سوم به پیر می پردازیم. در مان را بر و ایم تا تا اول. اگر های را در نظر به این می که دو نفر قبل از در این کار بود که و را با کرد. ای که شد به و به نام طرح ملت . او بود که این دو خطی را در کرد. هم را کرد. که در های ما همگی چاپ شده بودند. ولی ما با این رویکرد به کار کردیم که می خواهیم را کنیم که تا حالا بود، تاکیدمان را روی شاه تا احمد شاه گذاشتیم. و از این 40 ساله هیچ اطلاعاتی نداشتیم. به جرات می توانم که این هفت جلدی تا حدی این حفره را پوشش داد. که بار در می شدند و صد و اندی از عمر و قدمت شان می گذشت. در این باره که منتشرنشده ای در این دارد، باید که؛ بله! دارد. جلد هفتم این هم در شرف چاپ است. بخشی از این هم های سنتی را در برمی که در خلال این به می آید. در این در با خلط می شود و به تولید می شود. اکنون دو هم در این آماده شده؛ کریم شیره ای و به روایت و در عصر قاجار. هم یکی از بود که به شدت در بود. علت چه هم به و هم به و هم به آن. به هم از با شده است. بله. که به این حجم را اند و نمی که این کار است و آیا به این نام که این من که نیست. چون و را در عصر ام اما خود هم از این نمی برد. من شک که این به باشد. این هر جا کم اند یا را به اند یا به دوما. کمی به آن بپردازیم. و های پیش از آن با به در به هر بود که و های را در پی داشت. و این ها در آن می شود و همه این ها دست به دست هم می دهد تا یک در در شکل بگیرد. این شکل در شاه بود. به هر حال و یک و در است که را بر و و می کند و به طور کلی را در پی دارد. و این پی می شود. در و روس در و به دو شده است. در به چه در شکل و طور های ای فراماسونری؟! از غرب می شود و همسایه مثل و و روسیه در این بی نبودند. اما در شکل در ما با دو مواجه هستیم؛ به متن و به اجرا. در متن، ما می که مختلفی دست به دست هم می دهد که می شود در به بیاید. شاید بیشترین تاثیرها را در در و یکی از آنجا به نام فتحعلی است. به می یا فارسی؟ یک دو است که هم مواجب بگیر روس بود و هم دم از می زد. از کسانی که تا اند، کوشیده اند که را هم تلقی کنند. هم گفته که اجداد من اند و من هم اصالتا هستم. ولی در خطه به دنیا می آید. و در زمانی که این نواحی به نحوی از جدا شده است. را به می و اصرار که این ها به شود و به او در شکل بگیرد. به است که ما در را که مترجم آخوند زاده است. او را به قیمت از دست دادن اشتهار و کرد. در هاله ای از ابهامات است. به این که سردمداران با رابطه خوبی نداشتند و می گفتند؛ کافر است. آدمیت، را زمین می دانند. از در که دیدگاه و روش کمونیستی و توده ای و گاهی می گیرند که از این lrm;ها را برجسته کنند؛ از جمله را. آدمیت هم گرایش را داشت. به خصوص در که راجع به به این اشاره می کند که زمین، است. او به این مارون النقاش را حذف می کند که کشورهای عربی است که چند سال زودتر از کارش را می کند. اما به هر با معایب و محاسنی که راهکارهای را به می دهد. او به یک متد می شود. به این در پیدایش در ما را نمی بینیم. چرا خان در از تکنیک های می کند؟ و های او چه تاثیری بر ما داشت؟ یک جریانی از در شکل می که طی آن در تشکیل و در راه افتاده است. در این ها، به نام خان را در شکل می دهد. که با و به کار می کند و به می پردازد. هر چند خود خان هم دو قابل بحثی دارد. اما آنچه که خان می به سبک و سیاق گفت و گوهای است اما نیست. به این که تعریف جامع و کاملی دارد. خان می کوشد تا یک ایدئولوژی را در گفت و گوهایش کند و جنبه دارد؛ یا از خط می کند یا از اصلاحات یا قانون مدنی. شمه از این های دیالوگ در دراز مدت به هم ختم می شود. به در حرکت های در ما یا فرانسه را نمی بینیم. تحت گفت و گوها یا های یا است. چرا های آخوندزاده، خوانده می شود؟ های با نام به می شود. چون در آن از لفظ کمتر می شد. تمثیلات، گونه ای از است. بله. به است که در ابتدای اغلب های آن که؛ حکایت... به این که با بیگانه و با واژه تمثیل و آشنا بودند. چون با از این ها می خواستند این را به هم منتقل کنند. تا شاه از لفظ می شود. حتی که به می شود با لفظ به در می آید؛ طبیب اجباری . در چه اتفاقی می افتد؟ یک سری از دست به دست هم می که به در می شود. در این از اعزام محصلان به خارج از و سفرهای شاه به فرنگ و دیدن و و لذت بردن از آن موثر است تا جریاناتی که به موازات آن در اتفاق می افتد؛ در شکل می گیرد، معلمان و مستشاران به می آیند. در شکل می گیرد. های و خان و... اما که در به نیاز و به هم این ها در محافل خودشان و ها و بالماسکه می کنند. اما ها از بی بهره و همه عواملی که گفتیم، شد تا از رجال بگیرند که در هم یک کنند. که هم داعیه برابری با عناصر فرهنگی غرب را و هم اینکه مرکزی فعالیت هنری و تفریحی و تفننی در پایتخت به باشند. به از دهه 1280 کنسرتی را در شکل می دهند. این به تدریج و در طی دو دهه به می شود. در های از ها به برنامه می پردازند یا های ایرانی؟ هنرمندانی که در به روی صحنه می روند، آکتورهای ارمنی، انگلیسی و فرانسوی هستند. بعد هم شاه کار آن ها را نمی پسندد و کم کم های می که به سمت اقتباس و آداپتاسیون رفتند. های خیلی در این مورد توجه قرار می گیرد. اما به طرف های می و به مثال را می کنند. یا مقلدی حسن دروازه بان را به می برند تا کارهای انجام دهند. به هر حال مطربان و اصحاب هم به دعوت می شوند. می توانیم بگوییم که به نوعی است. به چند دلیل؛ چون اگر فقط بود و نبود، حتما یک بار هم که شده از های آن در جراید آن روز برده می شد. یکی از دلایل این بودن، ترس از تکفیر روحانیون بود. ما حتی یک عکس از که در دارلفنون شد، یا حتی پلان دقیقی از این ندارد. من از بین نسخ خطی، خاطرات آن و موجود، شواهدی بر آن پیدا می کنم. در رضا خان دستور می که عمارت شمالی خراب شود. بنای به عدم رسیدگی تخریب می شود و در سال 1308 با خاک یکسان می شود. و در ضلع جنوبی تالاری می سازند که با امیرکبیر از آن یاد می شود. مسئولان فکر می که این همان است. دایره اطلاعات ما این قدر از این محدود است. ما یک عکس از نمای بیرونی یا داخلی این نداریم. این تا اول است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
برخی سیاستمداران عراقی به دنبال بازگشت داعش هستند

برخی سیاستمداران عراقی به دنبال بازگشت داعش هستند


فرمانده سیاسی عراق دنبال عقب‌نشینی این نیروها از مناطق غربی و شمالی این کشورند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری اهل بیت
موضوع : کل اخبار
سیاه نگاری هایی که بذر اندوه در یزد می پراکند - کاظم شاملو*

سیاه نگاری هایی که بذر اندوه در یزد می پراکند - کاظم شاملو*


با های بی ذکر بر که را می کند، مخالف خوانی در هر زمینه ای که امکان داشته باشد و ... نمونه هایی از سرخط خبرهایی است که هر روز در برخی از رسانه های یزد خودنمایی می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
تصویر همزاد غول کنکور در افغانستان

تصویر همزاد غول کنکور در افغانستان


- - غول که با ای به ها در های می شود، خیلی زود آن رویش را به هیولای خورنده استعداد و امکانات نشان می دهد و این روند که درایران تجریه شده است در افغانستان نیز روالی مشابه را طی می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
کتاب صوتی «روایت قرآن از بانوان» منتشر شد

کتاب صوتی «روایت قرآن از بانوان» منتشر شد


گروه ــ از است که در آن به زبان ساده، به موضوع شناخت شخصیت‌ها، با رویکرد تدبری پرداخته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
گزارش یک مرگ در سطرهای زندگی

گزارش یک مرگ در سطرهای زندگی


به ایران (ایبنا)، از سوی شد. این زوج را می کند که یک و اند اما به یک می شوند. این زن است که در می به او با و آن ها پی برد. از بک که ذهن زن به گذشته می زند به سابقه آن ها و مشکلاتشان پی می برد. شروع غافلگیرکننده است و از همان ابتدا می فهمد که با یک و روست: در را می که یک فکر را ام. سرم را و به یقه کردم. نمی یقه اش را می که را روی آن گذاشت. به را می کرد. را به طرف برد و را خاراند. می اش جمع می شود. به و گفتم: چرا یقه ات این پر از ریز و جزء است. از و هم نمی و را با در این به با ذکر ای می کند. اما که را سطر به سطر جلو می برد است که از می گذرد. و و اش در این می شود: در و می گیری، حرف های بقیه در گوشت و کارهایشان جلوی چشمانت ظاهر می شود. وارد دنیای بسته ای می شوی که همه چیز را با هم مقایسه می کنی. چیزهایی را در یک وزنه می دهی که اصلا از جنس هم نیستند. در اوایل این می خوانیم: در نادری که آدم به هیچ چیز فکر نمی کند. اگر این طولانی هوس می کنی که دیگر به واقعیت برنگردی و طور در خلا شناور باشی، در فضای سبکی که بی وزنی کنی. من در فضا بودم. به هیچ چیز فکر نمی نه به قبل نه به بعد. در این با توجه به لوکیشن های اما نویسنده از پتانسیل که در اختیار داشته به خوبی استفاده کرده است. جز به جز صحنه، فضا و جایی که محل وقوع کنش های داستانی است توانسته تا حد زیادی از خسته کننده شدن با محدود بکاهد: چند کابینت نیمه باز رها شده بود و به جز مقداری زغال و تکه روزنامه های قدیمی و چند ظرف و بشقاب طرح دار در آن نبود. سرم را بالا و کنار ظرفشویی دو سه نشسته دیدم. انگار کسی با دستان چرب آن ها را برداشته بود. شیر آب را باز و ها را زیر آن گرفتم. بعد اسکاچ کهنه را روی آن کشیدم و دماغم را جمع کردم. چاه بو می داد و آب به سختی در آن فرو می رفت. دلم نمی آمد در آن ها چای بخورم. دسته کتری را و بلافاصله آن را رها کردم... ساده و خوش خوان است. درست است که از تشبیهات، استعارات و بازی های زبانی معمولی که در نویسی رایج است در این به چشم نمی خورد اما روان است و رشته را از دست نمی دهد. از شخصیت های پیچیده ای که در های است در این نیست و جرم و جنایتی که در رخ می دهد تنها بهانه ای است آنچه در این زن و شوهر است رخ بدهد. در تابستان 1397 در 550 نسخه به قیمت 24000 تومان از سوی نشر راهی بازار شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
اولین و آخرین گفت‌وگوی مشهورترین زوج مسلمان/ سیاهه جهیزیه حضرت زهرا

اولین و آخرین گفت‌وگوی مشهورترین زوج مسلمان/ سیاهه جهیزیه حضرت زهرا


به خبرگزاری (س) در چون (ص) و (س) یافت. علی (ع) نیز سیزدهم رجب سال سی ام عام الفیل در مکه دیده به جهان گشود. پدرش ابوطالب، عموی (ص) او را از با های و ساخت. (ع) از بود که پس از (ص) به دین و در و (ص) بود. او را در ماموریت و رسالت الهی شان می کرد و ای را در سختی ها تنها نمی گذاشت. 9 ساله، سرآمد بانوان بود. ویژگی های ممتاز سبب شده بود تا بسیاری از بزرگان و اشراف را از (ص) کنند، اما اکرم، هیچ کدام از را همسری دخترشان نمی دیدند. علی (ع) ضحاک بن مزاحم نقل می کند، از (ع) شنیدم که در از (س) می فرمود: که من نزد خدا (ص) و آن مرا و فرمود: یا اباالحسن! آیا که نزد من من و در و خود را از آن و که در راه خدا آن شرح دادم. (ص) فرمود: یا علی! می تو از این است که دادی. گفتم: یا الله! را نما. فرمود: یا علی! قبل از تو چند نفر از این را ولی من به می بی می شما چند ای صبر کن تا من نزد او و برگردم. نزد (س) رفت. (س) از جا و پدر را گرفت. پس خدا به او فرمود: على بن ابى کسى است که و و را مى و من از خدا ام که تو را به و در و على از تو است. چه (س) و را و در اش ندید. پس در که مى گفت: اکبر! او [نشانه] اوست. پس (ع) آمد و گفت: اى محمد! او را به على بن ابى که این دو را هم است. که در ها شده است (ع) می کند: (ص) به من فرمود: یاعلی! از به (س) مرا و گفتند: ما و تو او را به علی بن دادی. من گفتم: به خدا من را از شما رد و او را خدا شما را و را علی بر من شد و گفت: می فرماید: اگر من علی را خلق نمی از آدم به که در روی نبود. (ص) را به داد تا همه بماند. مهریه (س) 500 بود. خواندن عقد (ص) به (ع) فرمودند: یا علی! تو زودتر به برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در عقد را و بخوانیم. (ع) مسرور و خوشحال به حرکت کرد. ابوبکر و عمر را در بین راه ملاقات از جریان کار جویا گفت: خدا را به من هم در راه است تا در جمعیت، عقد و خوانی را دهد. (ص) در حالی که صورتشان از سرور و شادمانی می درخشید به و به بلال حبشی فرمودند: مهاجر و انصار را در جمع کن. که جمع بر فراز و پس از حمد و ثنا فرمودند: ای آگاه که بر من شد و از خدا پیام که عقد علی و علیهماالسلام در عالم بالا و در فرشتگان شده و دستور داده که در نیز آن را دهم، و شما را بر آن بگیرم. على (ع) را خواست و فرمود: یا على! پروردگار مرا امر فرموده که را تو عقد کنم به 500 مثقال نقره آیا هستى؟ عرض کرد: یا اللَّه! هستم. همه حضار باد گفتند، سپس (ص) به و عقد را فرمودند. پس از آن علی (ع) ای کرد و فرمود: ای مردم! خدا را به عقد من در و زره ام را از بابت مهر قبول کرد. از آن بپرسید و باشید. تصویر کم تردیده شده از ضریح علی (ع) در نجف اشرف (س) از صورت (س) مى توان به زندگى و بی آلایش بانوى به خوبى پى برد. فرستادگان (ص) از بازار بازگشت و آن چه (س) تهیه به زیر بود: ـ یک پیراهن به هفت ـ روبنده ای به درهم، شاید منظور از خمار روسری، مقنعه یا چادر باشد. ـ یک قطیفه مشکی خیبری ـ تختی که وسط آن را با لیف بافته بودند. ـ دو عدد تشک با روکشی از کتان مصری که یکی از با لیف و دیگری با پشم گوسفند پر شده بود. ـ بالش یا متکا، یا پشتی با رویه ای از حیوانات طائف که درون از علف ـ پرده ای از جنس پشم ـ حصیری بافت یمن ـ یک آسیای دستی ـ طشت مسی ـ مشک آبی از جنس ـ ظرف مخصوص شیر که از جنس چوب می تراشیدند. ـ ظرفی آبخوری ـ سبویی سبز رنگ که در آن روغن، آرد یا چیزهایی دیگر نگهداری می کردند. ـ دو کوزه کوچک سفالی که خرید کامل شد، مقداری از اثاثیه را اصحاب خدا (ص) حمل به خدا (س) بردند. لوازم خریداری شده را به خدا (ص) نشان دادند. فرمود: خدا اینها را اهل بیت کند. سخن خدا (ص) صبح روز عروسی وارد شان شد و از داماد پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟ (ع) در جواب عرض کرد: او بهترین یاور است بر اطاعت خدا. سخن های عمر (س) و (س) در ها با هم خلوت کردند. (س) فرمود: پسر عمو! در طول عمر هرگز به تو دروغ نگفتم و خیانت و هیچگاه با تو نورزیدم. (ع) در پاسخ فرمود: آری ای دختر پیامبر! معاذاللَّه که تو خلافی را مرتکب شده باشی. مرتبه خداشناسی و نیکوکاری و تقوا و خداترسی تو از آن است که با من باشی. مفارقت از تو بسیار بر من سخت است. زهراست، یادگاری نور من خورشید صبح و ظهر و غروب سرای من پرواز می از این تا خدا من با او با من ما نور واحدیم ، نه فرقی نمی کند من جای او بتابم یا او جای من مست تجلیات خداوندی همیم من با اویم و او با من یک طور حرف می زند انگار بوده است در خلقت و در من دنیا ! آنچه که تو یک تار موی خاکی من کاری که کرد کار بود زهراست پس علی من و مرتضای من ما یک سپر جهازش فروختیم چیزی تا که بمیرد به پای من هر شب دلم به گفتن یک خوش است از من مگیر دلخوشی ام را من علی لطیفیان
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
کتابخانه مرکزی آیت‌‍‌الله مهمان‌نواز در خراسان شمالی افتتاح می‌شود

کتابخانه مرکزی آیت‌‍‌الله مهمان‌نواز در خراسان شمالی افتتاح می‌شود


به گزارش خبرگزاری ایران (ایبنا) به نقل از رسانی های کشور، علی محمد جهانی، های و آیت گفت: علی رغم اینکه پیش از این زمان این در شده اما به ها در آیت دهم با و های و از و های شد. با اشاره به تأکید کرد: تجهیز این 10 از سوی های و 4 اهدایی اداره کل و اسلامی و حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس و های رضوی به این ارسال شده است و همکاران ما در با تلاش بی وقفه و شبانه روزی را بهره برداری و ارائه خدمات به همشهریان کرده اند. وی افزود: در حاشیه آیت نیز با کتابداران دیدار و گفت و گو کرد. افزود: 8 نیز از شخصی مرحوم آیت به اهدا شده است که از این مجموعه زبان عربی و مرجع جهت ثبت در بخش پژوهشگران در نظر گرفته شده است. در سه طبقه و در زمینی به مساحت هزارو 25 متر مربع و با زیربنای 4 و متر مربع، به عنوان بزرگترین شناخته می شود
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
برخورد با فساد باید ریشه‌ای باشد

برخورد با فساد باید ریشه‌ای باشد


با است که این از سوی قوه می‌شود. و قوه به مقام معظم رهبری نشان می‌دهد که در روزهای آینده نیز این موضوع همچنان سر‌تیتر تحولات سیاست داخلی باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دروغگوی سال انتخاب شد!

دروغگوی سال انتخاب شد!


در سال تایم، سایت کگل این کاریکاتور را منتشر کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 9 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by 0net
دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله متن اهنگ six feet under دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ عثمان نوروزوف جهانیم دانلود اهنگ چال چاله ترکمنی سلام بگفتم تره مهدی حقی دانلودآهنگ لیلافروهریارشیرین آهنگ سن آسمانینگ عثمان نوروزف دانلود چارب چارب از عثمان نوروزف دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف ترجمه فارسی six feet under از bilie eilish ترجمه فارسی اهنگ six feet under دانلود اهنگ چال چاله متن و ترجمه اهنگ sevdiyim adam متن و ترجمه اهنگ sevil sevinc sevdiyim adam دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله معنی sevdiyim مجید علیپور همش دعوا مجید علیپور همش دعوا ترجمه اهنگ ذاک من ذاک دانلود اهنگ بکنو برو از باران شجره الزهیریه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ aydilge ayna ayna basabela دانلود اهنگ حبی الانانی از مروان خوری دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ اوادان اوادان عثمان نوروزف دانلود آهنگ the next episode با کیفیت 320 آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان آهنگ شاد عثمان نورزوف اهنگ ترکمنی اوادان اودان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ عثمان نوروزف چال چاله اهنگ چال چاله دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف آهنگ چال چاله ترکمنی دانلود آهنگ گل یارم عثمان نوروزوف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ عثمان نوروزوف چال چاله دانلود اهنگ چال چاله نوروزف دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله عثمان نوروزف دانلود اهنگ ترکمنی اودان اودان عثمان نوروزف گوزلیمنگ اوادان