صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب کند،



تئوریسین محبوب دولت اسلام را به مثابه یک نظام معنایی مرده می‌داند

تئوریسین محبوب دولت اسلام را به مثابه یک نظام معنایی مرده می‌داند


به دین و می رسد که سال گذشته در نهمین جشنواره فارابی نیز توسط تقدیر گرفت این روزها به شخصیتی محبوب اعتدال شده است. ایرانشهری او از اقبال طیف از و (نظیر آخوندی) و از این را ساز فاشیسم می دانند. میری، عضو هیات پژوهشگاه انسانی و مطالعات در گفتگویی با با مرور یکی از های خارجی زاویه ای از او را به نقد کشیده است؛ او به اسلام. در متن این را می خوانید: فارس: شما به ای به نام & سطور& & سطور& یا حرف های از نظر شما میری: راه های خود دارند. نظرات و های از محصور و محدود به ها و مقالاتشان اما دیگر، است به بستری که در آن می اندیشند و مخاطراتی که به تبع بستر برایشان (البته این مخاطرات صرفا نیستند، اعم از هستند) دو و چندپهلو و این یک مقوله مشخصی در طول تاریخ است که اش را در چند سخن حافظ یا شاه نعمت الله ولی می توانیم کنیم. در کنونی نیز به است حساسیت های در و لذا است دو راه را یا از و را به که می و یا در ولی بین کنند. در لای است که به دقت روش شود. در که به به آن که است (unsaid logic) پرداخته ام. در این است به ظاهر چیزها نشود، اما این عدم به عدم وجودی مطلب نیست؛ کشف آن مطلبِ و نهان نیازمند خاصی است که به مستقل شود. در لای است در در های گوناگونی بروز باشد. مثلا از فیلم و سریال کمک می از شعر می کنند، از نقاشی و... می و عده ای نیز و لا به لای خویش را در هایشان می کنند. در مدیوم و فرم می از خلال های کننده به پی برد. در این بین، به دنبال بازسازی در لای هستم. فهم بین روش های که یکی از آنها، های او در ادوار چه در داخل و چه در از که با می باشد. با یک در سال 2001 در گرایی، و رابطه بین و به ای است که مناسبی بین سخن است. این را متذکر بشوم که قطعا این را نمی تابلویی کرد، اما از به تبع این تری است که پرواضح است این که من از می دهم برداشت من از است و اگر کسی می آن را در و استدلال کند. این را در کنار سه مهم یعنی & در ایران& ، & ابن و اجتماعی& و & در ایران& می دهم. شما در هر سه بی دال بر این می که سخن گفت. حتی در در به این می کند که رخ می می شود. فارس: این که شما آن را فهم مهم از میری: اسم در در از است که سند های آن در است. در ای که می دهد و می گوید: & از یک های از می شود. اما این که خود در ای مذهبی- شیعه- به و یکی از از سخن می که وی آن است. از های وی سال را در شهر قم به خود داد. در سن 56 در در کرد و سپس به خود در ی در شد. بعد از شدن از و از طرف شد که را به مدت سه سال ترک کند و در گزیند.& که در می می دال بر بین که بین و باشد. را کنم می زنم. اگر شما به بر های من و هم که شما است در خود از من با شما کرد. یک نوع بین و شخص که بگیرد. در می پرسد:& که بعد از حملات (تروریستی) در ذهن ها نقش بسته، این است که ما از کم سر در می آوریم. چه در ذهن دارد؟& در به این می گوید:& در سنت قدیمی شناسی، به بزرگ علاقه می اما در طی دهه های اخیر، بیشتر شناسان و پژوهشگران سیاسی، با تمرکز بر مطابق با بحث روز، از سخن می گویند. اوقات، خود و ی را نمی شناسد. اما، از سی سال پیش تاکنون، اتفاقات بسیاری در بطن روی و تحولی در ی ها که به را پیچیده تر مسائلی که در غرب به سختی فهم است.& در سعی می کند تمایزی بین سنت کلاسیک که تحت شرق و... شناخته می شد با دهه های شود و است که متاخر به های شناختی و صرف، اش و صحیح نیست. * با دید شرق شناسانه، را می بیند این است که: & با این حال می که یک و گیجی بین و در های حس غریبی داریم.& که ذیل این در طول 100سال و از زمان به بعد یا پیوند و دین است که از آن، شده است. از منظری که عرض در ذهن به را دوگانه (church) و (state) سازی می فهم و آن را تناقض می کنند. انسان چون در این پارادایم که قیصر و پادشاه کار را دهد و پاپ و نیز به کار خود بپردازد پس این دو نهاد را از عوامل آشوب (chaous) در می داند. می دهد: & می گوییم که در بین و است. با انقلابِ ایرانی، گمان که به علت این سردر گمی پی برده ایم: به خوبی یک ی داشته. در حقیقیت، پردازان متقاعد شده اند که در جدایی بین کلیسا-البته اگر بتوان اینچنین گفت- و است. مطلبی نه در و نه در احادیث ی است. زیرا، از آغاز، اسلامِ دینی، دنیایی که هم به و هم به دنیوی توجهی یکسان و بین آن تعادل برقرار است. دین از جدا است: دین به ما اما عاری از هرگونه است. بدون شک، در با قدرت های که به بین و دامن زده سر و کار داریم، در حالیکه در با و از هم، در عصر دارد. اگر و در بلاد به چشم می به این که این کشورها است به آن است که است. وضعیت تا سده هفدهم در غرب نیز به چشم می خورد. اما هم اکنون در سده آن به سر می برد.& این که بحث حاکمیت ولایت فقیه و... در ذیل نوع شرق شناسانه ای که آن را می نُماید. این به سه اثری که از کردم رجوع کنیم. در می که ما سه شیوه اندیشیدن درمورد داشتیم: 1-شریعت 2-سیاست 3-فلسفه سیاسی. در اهل سنت با ایده خلافت رشد می در رشد می کند و در گرفتار آشوبهایی می شود که به از دست دادن درونیش می شود و نیز دچار افول می گردد. است که از آشوبهای در مواجهه با است که می شود. سوال من از این است که آیا و در رخ است و یا یک تمییز بین و است که به پیدایش شده به نظر من به ابعاد و نمی کند. و به چه معناست؟ ببینید، اساسا در تفکیکی بین و و ندارد. اولا مساوی با بن است که به فهم شوند. یکی از این بن ها این است که به است حال آنکه به محمد(ص) نیست. از پیکرِ بودنِ چند مستخرَج گشته است که عبارتند از روحانی(spiritual)، سکولار(نباید آن را به عرف و... کرد)، و پاپ که شأنی است به نام پُنتیف. از خدای مجسد است که به غیبت می رود به سنگ بنایی می شود که بر رویش سوار می شود. در از را وقف می که انسانهای روحانی(spiritual) نامیده می و سلسله که بالاترین پاپ است و شؤون است که یکی از است. به پُلی است عالَم لاهوت و ناسوت یا عالم و سکولار. در که به آن را سنت غلط سایر روشنفکران وطنی به عرفی نمی به افرادی است که به و ایمان اما نمی توانند را وقف و اینها افراد لائیکی که به امور می پردازند. کار و عمل از کارهای روزمره ای است که و در وادی وقف نیستند. براین اساس اگر از به بنگریم دین، پیامبر و را تماما خواهیم دانست. * این همانی دانستن و خطای راهبردی فارس: آیا ما های خودمان را از تعریف کنیم؟ میری: این است که در از اش می کند. در تجویز راه حلی که می می از در جدا شود و این که می کند را با معنا کند. اما من از این است که آیا واقعا آنطور که مدعی به این است که هستند؟ به نظر من این، یوروسنتریکیِ است و با در ستیز است. به گونه خلطهاست که مدام در اصرار که را از امت و جدا کند. در می پرسد: & با این حال، علی رغم سپری کردن سده ی قرون وسطایی خود با مواجه شده است...& در می گوید:& در واقع، عصر روشنگری، حمایت از حقوق بشر و بود. دسته ای از مسلمانان- آنهایی که سعی می کردند را با ابزارهای نمایند- اند تا این های را به از و بکار و این که با آن برخورد نیست، همانطور که گفتم از بیرون است.& من هم با این که می اغتشاشی که در با آن مواجهیم به از است نه خودِ موافقم اما با که او پیشتر در از می دهد همخوانی ندارد. به عبارت بهتر، او می :& ایدئولوژیهای که شده اند مقصرند& اما دوباره به کاتولیسم فهم متمسک می شود. می دهد:& جدیدِ و & مدرن& و این کاملأ اجتناب ناپذیر و حاصل های ایدئولوژیک و اغب مارکسیست، می باشد. و این چیزی است که از آن کم می فهمیم و بیش از پیش خطرناک شده آن را درک نمی کنیم.& * معنوی، زدایی شده! می پرسد: & آیا در و یا حداقل کلی، ، متنی که اینقدر به جزئیات داده، و موجب ترس شده است؟& در جواب می گوید:& بله، می & خودکامگی& را به نسبت داد، ولی هنگام از این محتاط بود. اما این واقعیتِ مذاهب است. اگر حاکم از از اجتماعی، از اینگونه نیست. این خودگامگی تحت تأثیر های خصوصأ است.&raqu
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
روایت دانش‌آموز «پایتخت» از نجات پیکر «ابومحمد» از دست نیروهای داعش

روایت دانش‌آموز «پایتخت» از نجات پیکر «ابومحمد» از دست نیروهای داعش


خبرگزاری فارس- تاجیک: زنگ را که می چند ای قد و قواره ای با تیشرتی سفید رنگ و لبخندی ، را می دهد و به و با عربی- ایرانی! مرا می کند. بله! درست حدس زده بودم. او & محمد& پسر ابو در نوروزی 5، با آن به یادماندنی وداع با پدر بود؛ ای که ملتمسانه و با اشک و آه، پدر از دست رفته خود را صدا می زد و با دستان او را کشان از می داد. 11 سال و در & خردورز& 2 درس می خواند. با و خاص می و انگار! بی است تا را مطرح کنم. با بُن مایه زبان او، گرچه آدم را در درک برخی واژگان دچار مشکل می اما دلنشین است؛ به خصوص که در انتهای هر کلامی لفظ & ها& را به کار می برد و سعی می کند به این شکل از فهم های توسط من آگاه شود. از نقش می از خودش که در این روی مبل جابه جا شده و سعی می کند تر بنشیند و می گوید: & مهام& هستم. دانش آموز & خردورز& شهرری. خشک و گفت را به او می را که فکر می کند می از و خود در دهد. *ساخت آبی در او به & آبی& خود در می کند. دست ای که او یکی از خود و در شده بودند. بعد از از می شوق و بی او را در به دو اثر اش در او به دید. از می به نقش خود در & به وقت شام& کیا کند و او می افزاید: یک روز یکی از به نام & ساکتی& به آمد و به من گفت: & می کنی؟& من کردم. بعد از های & مخدومی& یکی از را در داد و گفت: & تو در نقش یک که به در است.& *حضور در ضبط "به وقت شام" از عصر تا بامداد روز بعد به تهیه و نقش خود و می کند: دو ماه در این کردم. هر روز 3.30 عصر با به مهرآباد با پدر و مادرم می رفتیم و تا 5 صبح در بودیم. از این می کمی از نقش خود در این که با زدن لبخند ملیح و خود می دهد: در این من به یک گردشگر می کردم. با تعدادی بچه های که در می و از اقشار مختلف بودند، همکاری و در اوقات فراغت نیز با هم می کردیم. از می دهد که آیا با توجه به شب ها می مانده است، این کننده نبود؟ که پاسخ می دهد: نشدم؛ در استراحت بین با بچه های گروه می کردم. من آن قدر خوشحال که الان بعد از چند ماه از آن زمان، شب ها در فکر شب های در و است و هم احساس می کنم شب ها بمانم؛ بی سختی نبود و بی خوابی داشت. این در واکنش به این پرسش که در هنگام مواجه با نیروهای آیا رعب و وحشتی داشتی؟ که با از سر ترس و اضطراب و یادآوری آن ها می بله، ترس داشت! از یکی از افراد ها که سوری بود، می ترسیدم، اما او به من گفت: & نترس! من هم از شماها هستم.& به کردن روزانه خود می کند و یادآور می شود: هر روز یک ربع می شدم و متن های را یکی، دو می و حتی در خوردن شام و استراحت، من متن ها را می خواندم. آنها متن به من دادند که می و 2 برد تا آن را حفظ کنم. لفظ & ها& & ها& گفتن در حین هایش جذاب و بود و در حین مصاحبه نیز نیم به صفحه داشت؛ مجموعه در حال پخش شدن بود. این از علاقه زیادش به می و می افزاید: هر وقت فیلمی از تماشا می همیشه آرزوی شدن را داشتم. *حاتمی کیا خوش اخلاق، اما کم حرف از اخلاق خوب کیا می و می کند: او با کسی نمی کرد. او به میزان دستمزد دریافتی خود و می کند: پول زیادی به من ندادند و در به من 750 هزار دادند؛ پدر و مادر و یکی از اقوام هم که در ما چهار نفر، 3 میلیون دریافت کردیم. می کند: را ندیده ام و قرار است خانواده به سینما برویم و را ببینیم. ***روایت در می دهد: در به وقت شام که می خانمی بود که با من ارتباط و به من پیشنهاد در 5 را داد. آن یک ماه بعد از پایان در & به وقت شام& بود که چنین پیشنهادی داد و پس از مراجعه حضوری به دفتر سریال، من را انتخاب کردند. * در نقش پسر ابو این تصریح می کند: تابستان سال گذشته بود که به کار در این را و در نقش & محمد& پسر ابومحمد کردم. محل فیلمبرداری و در کارخانه قدیمی سیمان در صفائیه بود و در مجموع، در 4 در کردم؛ فکر می در تمام ها می کنم. او با بیان حدود یک و نیم ماه در این نقش می کند: 7 صبح با از می رفتم؛ ه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اجتماعی
از کم‌کاری در صنعت توریسم دریایی تا قرق چندنفره صادرات زعفران و پسته/ غده سرطانی قاچاق بلای جان جوانان جویای کار

از کم‌کاری در صنعت توریسم دریایی تا قرق چندنفره صادرات زعفران و پسته/ غده سرطانی قاچاق بلای جان جوانان جویای کار


به از بندرعباس، طی چند سال حول بحث «اقتصاد» «اقتصاد مقاومتی» بوده که بیش از پیش به امر در است و به نظر می‌رسد همان که در بحث و توانسته‌ایم به موفقیت‌های چشمگیری دست است با به رشد و را سازیم. به منظور و در راستای سال 1397 (( از )) عضو هرمزگان، و به سال از و در  تحقق پرداختند.  *شکوفایی ملی در گروی به گفت: ما در و پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته‌ایم، اما در خوب عمل نکرده‌ایم که این خود یکی از دل‌نگرانی‌های بدانیم که با بر و را می‌کنند نشانگر دغدغه است که به این از همه در را و از بحث بر روی از که به آن تا بحث جای را در باز کند. وی با ملی جدی به کرد: ما اگر ما  24 که در بحث را به را چون در آن یا ابلاغی در بحث با جزئیات شده است (اقتصاد درون‌زا و برون‌زا) و هم به و هم به  بیرون باشیم. عضو کرد: بعضی‌ها ما را متهم و یا در سال را خدشه‌دار که این نیست، یک نوع ریاضتی اما که ما فقط به و هیچ توجهی به باشیم؛ اما می‌بینیم که و در بحث جامع و وسیع دیده شده است. * لزوم به دریامحور با طرح این سؤال که قوت مزیت استان‌های ما کجاست؟ با بر جدی به مزیت‌های گفت: ما از لحاظ کشاورزی و و خدمات غنی است و که تنوع را در مشاهده می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که علاوه بر را به می‌کند، چندین را نیز به کند. این در به قوت در نقشه کرد و یادآور شد: به نظر من قوت را توسعه خود را بر کند که ما در از و و ... کردیم. در بعد از و سوم را دارد. وی افزود: با به که در در و عمل اما اگر را که ما در و و ... که و را و به محل و از تا و در که این امر به را کند تا چه و چه که و کند. کرد: بحث که بر است که در متن در سال نیز به نسل و گفت کسی که را از نسل و به اخص در همه زمان، همه دوره‌ها و دولت‌ها، آن که خود به بحث نخبگی و خود دولت‌ها نسبت به این حیاتی و مهم غافلند. رئیس کرد: 10 فارغ‌التحصیل دانشگاهی در و 4 دانشجو نیز در مشغول  یعنی 14 است و اگر بخواهیم علمی، صنعتی، را به دست و و به بزرگی را در کنند. * و از بین رفتن و با ما، افرادی و زحمتکش و از نظر به خود متکی کرد: به کند و شغل ما در 80 هزار و بالقوه در و در بخش‌ها در اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دانشجویان و باشیم. وی بر ضرورت از در کرد و گفت: استاندار در رأس این و کردن آن، از حضور آن‌هایی که در حوزه‌های متفاوت صاحب فکر و ایده کنند. کرد: بحث که مبارزه با و ارز است و در یک آسیب و آفت شومی است که در و به اذعان دست‌اندرکاران، از می‌شود! ما کاری که جلوی ورود از و غیررسمی گرفته چون ضربه مهلکی بر مملکت می‌کند؛ و ارز که از و را از دست و اجازه بنجل و بی‌کیفیت، و جای را بگیرد! وی تصریح کرد: ما از و غافل شویم، از تولیدات ما در داخل بیش از مصرف و قابلیت و با به این امر که 20 همسایه بتوانیم این کشورها را با تصاحب کنیم. عضو تبیین کرد: به مثال ما در بحث میگو آنقدر و آن را صادر عواملی نیز شده که نتوانیم که یکی از آن بودن بحث بسته‌بندی در و شناخت و منطقه‌ای هستیم و دلیل از ما در برگشت می‌خورند نیز رعایت نکردن کیفیت در است که مدنظر گیرد. این با مشکل که است که  همچنان و گفت: که شما پول در دستتان نباشد نمی‌توانید و آن کارخانه‌دار می‌دهد، اما کسی نمی‌تواند کند و این در که به هم فشار بیاورند و نقدینگی را کم و تا شود که یک مقدار پایین و کارخانه‌های ما در حال اما که شما نتوانید رکود، درست است که شده است اما نشده است و شود تا نیز شود. *بسیاری از دیدگاه‌های مدیریتی اصلاح و عوض شوند وی در بخش از سخنانش با بر از در کرد: ما که روزمرگی نمی‌خواهیم، که در سیستم تحول در یکسری کارهایی آغاز شده است اما نوع در یابد. داشت: از چیز خلق فرصت ندارند و و از افراد و خوش‌فکر که بازنشسته می‌شوند، هر چه داشته‌اند در این چهار سال آخر داده‌اند و عرضه یک تحولی بنیادین در نوع و با تحصیلات عالی را بر سر کار بیاوریم، در نمی‌توانیم که نیروی ندارد. وی گفت: در همه جای دنیا، مردم،نمایندگان و سازمان‌های مردم‌نهاد نقش در بحث فرهنگ‌سازی و گفتمان‌سازی دارند، معتقدم در بین کلان یا نماینده و نماینده‌های در مجلس و نمایندگانی که در شهر یک همگرایی و در یک مشارکت جمعی نمایندگان اولویت‌های را مشخص که آن کارگروه است؛ هم از و هم از کسانی که واقعا دل در گرو خدمت به بسته‌اند و در از اولویت‌ها کمک و به من در یک مشارکتی شکل و همه دور یک میز بشینند و فکر کنند  که در زمینه‌ها چه تدبیری اندیشیده شود. *دشمن قصد را نیز در این میزگرد با به به وجوه زندگی انسان‌ها اعم از فرهنگ و گفت: از راه‌های تلاش است که به این خدشه کند و را در ابتدا را یکی پس از آزمایش کرد و واقعیت بیانگر این است که در حال حاضر همزمان با از جمله فرهنگی، و تهدیدهای به حمله می‌کند. امیری، به و  نگه‌داشتن در پای را شرایط کنونی کرد و افزود: آنچه مهم است با مشکلات چند ساله ساختند و ثابت که یک پای نظام اما اگر است ما نمونه و یک الگوی قدرتمند از و در نهایت به تمدن که جزء اهداف ما نیز هست، دست یابیم، در مباحث مورد نیاز، از قوی شویم. وی اضافه کرد: در چند سال اخیر بحث را و این الزامات که به بحث ملی و از آن در به و را مد نظر دادند، این را هم که در تعالیم دینی ما آمده است که اگر نشود و فقر به سراغ بیاید، احتمال ایمان و دین هم بر این اساس در
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : استانی
قیصری: حضور چشمگیر نویسندگان زن در سومین دوره جشنواره خاتم/ رحماندوست: به برخی آثار حسادت کردم

قیصری: حضور چشمگیر نویسندگان زن در سومین دوره جشنواره خاتم/ رحماندوست: به برخی آثار حسادت کردم


به خبرنگار و اختتامیه عصر 27 ماه در فرهنگی شهر برگزار شد. * سنگری: و در عصر بر این در این گفت: در نسبت به اکرم(ص) دارد، 17 28 صفر و 27 رجب های به آن و پس از آن با این نداریم. و زود هم به می شود. وی افزود: یا یک رخ دهد که به آن را & شیطانی& و یا به اکرم(ص) در که سبب شد. سوم در که چه یا در غرب رخ می است انتقادی باشد. ادامه داد: دیگر که به & خاتم& نز هست، و در عصر اینکه را در سال 1440 و این زمان، ایشان را به عنوان کنیم؛ همانگونه که خداوند می فرماید؛ از مردم، و با است و زیستی، همانند زمان خود دارد. وی با اشاره به ارسالی گفت: از مجموع 345 اثر به فارسی و 10 اثری که به عربی خواندم، ارزیابی من این است که در 75 داستان، آغاز با روایتی از که در برخی از آنها این گره خوردگی ضعیف در نیز موضوع مشابه را در عصر یافتند. 32 روح تداعی سیره و سلوک آن را قرار دادند، آن که انتظار ما روایت تصنعی نیست. در 18 اثر نیز کاملاً و بازآفرینی کرده اند و 30 اثر نیز بسیار بی ربط بودند و هم از نظر عناصر زمانی نداشتند. عضو هیئت داوران گفت: نکته مهم این است که امسال چند پله از سال قبل بالاتر بودیم و از این نظر می توان 50 را قابل چاپ دانست که رقم مناسبی است. * قیصری: حضور چشمگیر نویسندگان زن در از در بخش دیگری از این مراسم، مجید قیصری، دبیر & خاتم& به روند برگزاری این در سه پرداخت و گفت:
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
پروانه ساخت فیلم‌های سینمایی حذف می‌شود؟

پروانه ساخت فیلم‌های سینمایی حذف می‌شود؟


تهران-ایرنا- در است:بخشی از با این چرا که اگر از نیز سست‌تر می‌شود و تاکید حذف سینمایی، امنیت سرمایه گذاری را در سینمای ایران کاهش می‌دهد؛ اما مگر وضعیت امروز ایمن است و حتی به منزله اکران قطعیِ سینمایی است؟!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
بورس از ایجاد ثبات در بازار ارز استقبال می کند

بورس از ایجاد ثبات در بازار ارز استقبال می کند


تهران- ایرنا- با این که از در ارز می گفت: نکته مهم برای سرمایه، قابل پیش بینی بودن نرخ ارز است، البته نرخی که بر اساس واقعیات باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
شاهکار عطار «مصیبت‌نامه» است، نه «منطق‌الطیر» /عرفان عطار بر شعر او می‌چربد

شاهکار عطار «مصیبت‌نامه» است، نه «منطق‌الطیر» /عرفان عطار بر شعر او می‌چربد


(ایبنا)_ میرشکاری: فریدالدین ابو حامد به شیخ یکی از بزرگ متصوفه و از مردان نام آور در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است. علم طبابت می دانسته و تا مدت ها در است. که با می شود و از آن پس به و شعر روی می آورد. در اول عارف و در دوم است به از شعر او پیشی است. در تقویم ملی ما، روز و پنجم فروردین ماه به نام نام گذاری شده است. در آستانه روز و آشنایی با و های شعر او با ایرج شهبازی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و موسسه لغت دهخدا، و به گفت و گو که در می خوانید: های شعر و های که بفرمایید. در های خود از سه یکی یکی و یکی هم به که ما را بدانیم. چون که می گویند مختارنامه که شامل است و در بازار دارد. یک نظریه این است که این از ولی چون یک آدم بزرگی مثل کدکنی آن را تصحیح و نظر او بر این است که این از اجمالا می پذیریم که این از است. اگراین را بپذیریم، در سه رباعیات، غزلیات و طبع آزمایی است. قصیده و های هم اما این سه غالب است و در از همه کار و اثر مهم او، ، ، و در شده است. شک مهم اثر است. سطح با هیچ یک از آن سه کار و فکر می کنم عطارشناسان اول هم نظرشان این است که نه ؛ اما به جامع و جذابیت داستانی به در نظر می شود. دوم این است که به نظر من بر شعر او می چربد. حقیقتا یکی و اگر خیام، و را اول با از این ها، یک دو به می آید. به نظر من یکی چون هم از نظر او سست می شود و هم از جهت سطح شعر او می آید. اما به آن قله ها نمی در عین حال است. این است که یک سوز و درد ای در شعر که این سوز و درد را در می دید. سوز و که در شعر حتی در شعر هم نمی شود و از که فکر نمی کنم در هیچ شعر و این همه سوز ، عشق و درد در شعر او موج بزند. که را و می کند. که و یک سیر در می شود ها را کرد و با داد که شعر از کجا چه و را پشت سر و به کجا است. یکی است که تا حد از این شعر است و و سبک را دارد. او بیش از حد، آن و از که در در شعر و را می دهد. به با بیش از حد و ای شده است و در طول شعر به دخل و در آن و در که از هر چه به طرف قرن های نه و ده می به شده است. است که ها او را نمی و را درک نمی او را با از کنند. این است که و به شعر مثل ای است که از دور است و اگر کسی با های خاص او طبیعتا نمی درک درستی از شعر او باشد. از این جهت که مخالف سرسخت هستند، به نظر می رسد که شعر او را با شعر شعر سعدی و اند. مهدی حمیدی که جدی منتقد از نظر بود، می گفت، بنیان گذار اولین ها و هرزه گردی ها در شعر شعر را یک نوع در می دانست و این هم به این بود که او را مبنا بود و فکر می کرد ، فقط با این باید شعر گفت؛ ولی که به آن سبک و سیاق شعر بگوید. که این است که در کشور ما متاسفانه حقوق مولف، نه در حال حاضر و نه در ه آن احترام می شد، به علت شعر داریم که به نام شده ولی از های نیستند. الان هم در کتابفروشی های خیابان انقلاب، بیش از می بینید که اسم روی جلد آن هاست، ولی هیچکدام های و بعضی از بزرگترین محققان براساس که از نظر اند و راه را از اساس به بیراهه اند. جالب است که از مخالفت که با می به است که مال و آن ها سست و ضعیفی است. اگر به ، ، و کنیم، متوجه می شویم که با به پای چون مولانا، جافظ و فردوسی نمی اما از آثاری که به او نسبت می دهند فراتر و شاعرتر است. از های بارز شعر که سبب تمایز شعر او می بگویید. غیر از آن سوز و درد درونی و اخلاصی که در شعر از های شعر او این است که، و در شعر او است. در خود بیش از هزار و را به ما معرفی می کند و می دهد و از این جهت عظیمی در ما می دهد. یکی از های شعر از شعر است. اگر بخواهیم با نگاه و شناسانه به سراغ شعر برویم، های او گذشته از ارزش اخلاقی، و معنوی، از حیث موادی که در ما می دهد، یک بی نظیر است. در شعر تحت یک از قبل از خود و بعد از او از بیش را است؟ در از چه نمی توانم بگویم و نیاز به بیشتری در این است. بتوان گفت که از است اما بعد از بر است که شک برترین آن ها تحت و شعر او است. یک از را اثر او می و می پسندید؟ شما از آن قطعا را اثر می دانم. آن هم عمق این اثر مطالبی که در می عمیق تر از است. حدس من این است که اول ، بعد ، بعد از آن و در آخر را است. تقریبا استادان هم که سیر نظر را آخرین اثر می دانند، در واقع به دوره پختگی مربوط می شود. مهم در شعر کیست؟ این طور که مهم شعر رند و از شمس تبریزی مهم شعر بیدل یا است. در این باره تحقیقات مفصلی انجام شده و می به دریای جان از هلموت ریتر کنید. یک فصل های با دارد. کلمه که امروز به پررویی و بی باکی به کار می رود و بار منفی به کار می رود، در به و رودربایستی نداشتن و این قبیل به کار می و بار مثبت است. سوالی اینجا که آیا می با کنند؟ به عبارت می آنقدر با صمیمی شوند که با خدا کنند، سر به سر بگذارند و رابطه ای صمیمانه با او یا خیر؟ عده ای بر این اند که نمی شود و دیگران بر این اند که اشکالی ندارد. جزو است که را یک موجود پذیر می داند و نظرش این است که به جایی می رسند که می با کنند. هیچ وقت پا را از حریم ادب بیرون نمی گذارند، اما می در لحظات خاصی با باشند. از این حیث با قله را درنوردیده است که اجازه ورود خود به را نمی دهد. حرف که در حیطه می زند، حرف است که در ما بی نظیرند و چون این ها را از یک می هیچکس نمی به او ایراد بگیرد. همانطور که می در ما، چون بسته ای و ما گرفتار خودخواهی و استبداد بودیم و آزادی نداشته ایم، آدم ها حرف های خود از چند روش می اند. یکی از ساز که این چنین است. یا از غیر مسلمان ها مثل یهودی و مسیحی می کردند. یا خود را در یک خواب می و یا از سخن می گفتند. چون تحت سیطره عقل حرف هایش مسئولیت آور و اگر ای بگوید، محاکمه نمی شود. یکی از راه که در ما می توانستند حرف های ممنوعه بزنند و کسی هم به آن ها گیر ندهد، حرف زدن از ها بود و مهم کسی است که این کار را را به خود و بیش از دویست که در آن ها از دیوانگان، حرف های سیاسی، اجتماعی و الهیاتی را می زند که هیچ کس جرئت گفتن آن ها را ندارد. اوج هنر را در می بینید، اگر کسی را پنجره چشم گان برسی حرف در می یابد که حرف های انقلابی، رادیکال و تند، هم در و مبارزه با سیاست حاکمه و هم در و دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
گزارش تصویری/ غرفه انتشارات مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در سی و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تونس - 2

گزارش تصویری/ غرفه انتشارات مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در سی و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تونس - 2


به اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ سی و چهارمین (2018)، از روز 17 1397 با 775 ناشر از 32 در این به کار کرد. یکی از که هر سال در این مهم است. با فناوری اطلاعات و اطلاع‌رسانی و آقای "سید زمان حسینی" از اداره کل دایر شده و مانند هر سال مورد توجه شهروندان تونسی قرار گرفته است. تصاویر زیر فعالیت‌های این در پنج روز اول سی و چهارم را نشان می‌دهد. 194 به و 16 به فرانسوی در این عرضه می‌کند. شایان ذکر است این تاکنون بیش از 1700 به بیشتر از 50 مهم دنیا منتشر کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری اهل بیت
موضوع : کل اخبار
اثرگذارترین وقایع تاریخ بیست و سه ساله رسالت پیامبر اسلام(ص) در یک کتاب

اثرگذارترین وقایع تاریخ بیست و سه ساله رسالت پیامبر اسلام(ص) در یک کتاب


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) از های و درس های آموزنده است که هر کس در آن سیر کند و با تلخ و شیرین آن همراه شود و در و های آن به دقت تامل و تفکر شک از به پر از و گشت. در لای به می های گوناگونی بود که هر یک از درس های زنده و گویایی را در نسل حاضر می و همچون آیینه ای تمام نما از تجربیات امت و و که مسلمانان با آن مواجه اند دارند. در می های از و عزت و نیک و جنگ و و و و و و و و مهر و رزم و وفا و و و و خیر و شر و حق و بود که این ها در هم از را در دید می که هر و تفکربرانگیزند. در جای جای های با که در یک سو پاک و خوش به چشم می و در سوی های و که هر یک از دو طیف از ها و گر دو و در یکدیگرند. در از ها و ها در عصر خدا (ص) می خوانیم: آری در می و و و و و ادب و و و و و و و حق و بهانه استقامت و سست عنصران و در یک کلام راه یافتگان و گمراهان با بود. یکی از جمله مواردی که تاکنون در تحقیقات مغفول مانده، و شخصیت است که در با یکدیگرند، درحالی که نگریستن به از این زاویه می و فواید به ارمغان که یکی از مهم این است که ذهن را از یکسویه نگری به بازمی دارد و را همه جانبه و فراگیر موضوعات فراهم می آورد. بدیهی است یک در مجالی خاص نخواهد توانست همان تاثیری را از خود بر جای گذارد که در آن با طرف مقابلش پدید می آید، ضمن این که این فرصت را به نیز می دهد تا با شناخت هر دو به مقایسه آن دو با بپردازد و به انتخاب آگاهانه یکی از آن دو مبادرت ورزد. مولف در تاکید می کند که در این اثر و بعدی که این رویکرد را دنبال می کند از دریچه ای جدید و از منظری نو به نگریسته که دستاورد آن می همگان قابل استفاده و نسل نو باشد و میزان بهره مندی از درس ها و های را افزایش دهد. در جلد این مجموعه که به ها و ها در زندگانی گرامی اسلام(ص) اختصاص یافته، بر آن تا با مطالعه دقیق بیست و سه ساله رسالت پیامبر اسلام(ص) از ها یا ها که در آن سرنوشت ساز تحقق یافته گردآوری شود و مهم و اثرگذارترین آن ها در پیش روی داده شود چراکه همه ها در فراخور اثری نیست. به گفته مولف، از سوی دیگر، های از این وجود داشت که در اثنای تحقیق هریک از عنوانی مناسب برگزیده شده، لیکن از آنجا که ای که بتوان آن را کاملا با مثال مورد نظر در داد، یافت نمی شد از صرف نظر شده است. گرچه در هر یک از صدر می نوعی از مقابله ها و ها با بود، اما برخی از این از قبیل جنگ احد و مانند آن از یادشده بسیار حائز اهمیت و مالامال از های و بدیع هستند که می توانند های مناسبی مستقل در این خصوص گیرند. چاپ ها و ها در عصر خدا (ص) نوشته حمید محمدقاسمی با شمارگان دو نسخه در 560 صفحه به بهای 19 تومان با جلد شومیز و 225 یال با جلد سخت به همت دفتر نشر فرهنگ در علاقه مندان گرفته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آمریکا ناتوان در عملی کردن اهدافش

آمریکا ناتوان در عملی کردن اهدافش


از خورده با به برجام می دهد که یک است. طبیعی است این سر منشا رفتارهای بازیگران باشد. ها حتی زمانی که با می به به ساختارهای فرهنگی، بودند. در است فهم دقیق & نفوذ& به که با چند است به مصادیق و های این دقت می شود. و از این نوع نیست. در با ژاپن، فلسطین، کره و فهرستی بالای از کرده، که در ببینیم تا چه حد به ملی این منتج شده، به چند آن کرد. می که هر یک از این برطرف شدن مشکلی ملی در کره با هدف رفع و به آن نیز که به آن هدف نیز کرد. فی امری مذموم نمی شود، در یک روش نیل به اهداف می شود. اما آیا این اند؟ در این قسمت دارین به & نفوذ& که شده استف کنیم. لذا به این میکنیم که ها به با در سطح فردی، داخلی، ای و بین ثانیا به در با می و نهایتا به & نفوذ& که نخبگان شده می کنیم. الف. با رفع نتیجه: بعد از جنگ دوم که جزو جنگ و به این که های از این جنگ باز رفع خود به شد. اما آن جز در این در های نیست. بی به این و که در جنگ و و ها به ها به ملی آن ها شد و به & ها& یکی از های در است. ب. با مصر مواردی وسعت جمعیت، کانال سوئز، همسایگی با و در نقطه اتصال آسیا و آفریقا، سبب شده که مصر جایگاه ژئوپولوتیکی شده و لذا در نیم قرن اخیر است. این در سال 1979 کمپ دیوید را و از آن تحت های گرفت. انور سادات و پس از او وظیفه حفاظت از رژیم را بر عهده گرفتند. بر این سالانه، 1.3 بیلیون کمک بلاعوض به مصر پرداخت و تجهیز مسلح مصر را نیز داشت.1 با همه متواضعانه دیکتاتور مصر با (و یا است بگوییم خوش خدمتی به این کشور) اما در و با شدت در مصر همه های از وی یافت. به خوبی درک بود که قطعی است و لذا با گذاشتن یکی از مهم متحدین خود را در و را نماید. از سوی با کمک های به مصر اما این هیچ گاه از آن نبردند. در سال های آخر این بیش از پیش رو به نهاد. به که به 20 و در سال 2010 هر به 2950 که این به از قشر و به قشر بود که از آن می به در و های کرد. مصر به آن شد که & هویدی& ی با به های که در به دست می گوید: & و مصر در سال 1978م. هم اما به فضا می کند و مصر هم در 32 سال قبل در جا می زند.& پس از و وی نیز به در کاسته نشدن از کمک های این به مصر و ارتش آن بود تا به های در این تداوم یابد. آن شد که ها به یار خود در نیز پشت و با ، رییس منتخب به زندان و بار نظامیان بر مسلط . ج. با های و و امحای ای معمر در اول 1969 در در به رسید. وی در در پیش و در سال 1980 با و در سال 1984 با اش را قطع کرد. در دهه 60 و 70 به یکباره به نماد از و با صهیونیزم شد. سبب فاحش در رویکردهای فذافی شد. این تا پیش رفت که چندین بار از جانب تمجید شد. اما قذافی: در 2003 بعد از یکسری کرد اتمی اش را امحا است. در سیف پسر وی در ای با ی & الاوسط& کرد که به دست از های ای، و به این است. سبب شد که در سال 2006 بین و با نام & صلح و امنیت& شود. با این دو چه شد؟ در سال 2011 و بعد از موج بیداری اسلامی، به و با این دو را فقط مشخص کرد. از ابتدای روی کار آمدنش و های ضد و ضد درپیش و در بحبوحه رقابت غرب و شرق، خود را به شرق نماید. در سال 1980م. در پی تند دو به طور رسمی قطع شد و سال بعد نیز و خود را قطع کردند. اما از اوایل دهه ی هشتاد (سال1986) جهان، به شد که مهم از یک سو و شکل تفکر اصیل در از سوی بود. لازم به ذکر است یکی از عمده از و طرح ضدصهیونیستی وی، مقبولیت این نوع در آن برهه از در ملل مسلمان و عرب بود . لذا وقوع این به و با غرب شد به ای که پس از 16 سال پنهانی، به ها و های شد. این تغییرات به حدی بود که از به تقدیر کرد. در نوزدهم سال 2003، در یک ی مهم، که با استقبال دو و شد، کرد که کلیه تاسیسات ای خود را نابود است. این به چرخش از شبه و سوسیالیستی به غرب گرایانه بود. بعد از های غرب قذافی، سیف پسر وی در ای با ی کرد که به دست از های ای، و به این است. از سوی نیز در سال 2006 ای با با نام & صلح و امنیت& کرد تا در صورتی که گیرد، ملزم به از این باشد. تعهداتی که در سال 2011 و در پی خیزش های در خاورمیانه، نقض شد و این شدند؛ تا گذر و غرب به را دهد. د. با کره رفع نتیجه: و عدم به کره نیز با است که در زیر به طور کلی به از دو طرف می کنیم. در سال 1994 به کره با به کند. در 12 اوت 1994 ای تحت & شده (agreed statement)& بین کره و و در 21 سال در ژنو با & شده& شد. در این شد که به سمت & شدن& و خود با کره کند. اما این شد که با روی کار در سال 2001 و سخت خود به این را کرد. در 19 2005 با در گفت و شش که با طرف پیش شد، تحت & (joint of principles)& شد که در سبب شد در یک به جلو کند که کره هیچ ای کند.& [1](action plan)& که در این شد به کره کمک و حذف از را و های بخش را کند.[2]– کره غیر از این نشد. اما این نیز به و که با هدف شده بود از بین برود. 6 عضو در دور خود در 8 تا 13 2007 & عملی& تحت & ه. با در موج سوم مدل را که با های به جنگ سرد به از و یا می کند.2 هر چند فقر بر و و های و ملی را می از اما بی شک طرح و به عمل کرد. پس از روی کار دو مهم و (بازسازی و اقتصادی) و (اصلاحات در بیان) وی شد. دو که از های از آن تحت یاد می کنند. گفت این و حزب را در های و و او بر افزود. در که های به است و در طرح آن ها در شود و همه به و و اما هیچ یک از این ها را بود. در به شکل و با های ها می شدند. این سبب شد که به شدت شود و او به کمک های شد و را در قرارداد. کمک های خود را به و کمک دادند. آن ها با این کار را به خود کشاندند.4 از سوی نیز نقش را می کرد و را هر چه در نماید. که در سال 1991 و در پی در –و نه همه شوروی- که بار بعد از 73 سال می شد، به شد. لذا از این که وی به نفر دوم می شود تا (به مدت هفت ماه) و با ها، عمل این به دست او بیفتد. سه روز بعد از این بوش کرد که سه - و لیتوانی- به و این سه را رها کند و را به بشناسد در غیر این کمکهایی که قول قطع شد. لذا بعد کرد که ما های سه را به می شناسیم. دو ماه بعد، در 19 اوت 1991کودتای و مشکوک اتفاق افتاد. که پس از سه روز شد، با کودتاچیان اما در جریان آن دستگیر شد. این کودتا و کوتاه جابه (و نه اسمی) نفر اول و دوم بود؛ به ای که تابع شده بود. در و با استعفای در اواخر 1991 که 1917 کرد و های آن و این بود که کمیته خطر جاری با توام شد. پس از چند سال از بود که آثار قوانین تجارت آزاد و کاپیتالیستی و هجوم غرب به ایالت ها و وابسته به آشکار شد. فقر همه جا را در بر و تا امروز هم همچنان این از اروپا که به است از سطح و از پیشرفته عقب است. و. با حل امنیتی؛ نتیجه: از غیرمشروع 13 سال پیش به بهانه مبارزه با تروریسم، بعد از سالها حضور سال 2014 تثبیت و حل این تقاضا کرد طی یک بین و شود. ای که به & استراتژیک کابل – واشنگتن& یا سپنتا – کراکر شد. این منتقدان در به ای که از آن به نقض ملی این یاد کردند. بود این را حل اما و در این شد. در بند & ج& از بخش سوم & تحکیم درازمدت& ، است کمک به ملی شود که با معیارهای سازگاری و اصل & قابلیت پذیری با ناتو& را تقویت کند. [3] که این به اصل است. در اول از بخش هشتم & احکام نهایی& اشعار شده است که & این تا سال 2024 (سال 1404 هجری شمسی) اعتبار است.& [4] که این نیز به از بین اصل حاکمیت ملی است.، حال این دو چه شد؟ آیا این از چند هفته پیش طالبان به شهر قندوز، و حفظ پاسداری یا توجیهی تخریب پزشکان مرز در را ز. حاشیه ای است ژئوپولوتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک. سبب حضـور پررنگ شـرکت های آمریکایـی شده است که از یک سو، سود کلانی را نصیب و از سوی موجب در این شده است. از طرف دیگـر، دشمن تراشی و توهم در از (ایران هراسی) و به شدن به برتر باعث شده که قسـمت اعظـم کـه عایـد کشـورهای عربـی می شـود؛ صـرف تسـلیحاتی و خریـد ادوات نظامـی از غـرب شود؛ به که در سال 2011، به 57 (یعنی 60درصد تسلیحات شده) تجهیزات به شش پادشاهی عرب است و این چند سر سود از ارتباط با عربی. 5 اما در این میان، سهم این از ارتباطات تنگاتنگی جز فقر و نیست. چنانکه پیش "علی الیامی" مدیر دموکراسی و بشر (به وسیع، تاثیرگذار و قدرتمند در مقایسه با عربی) که به داعیه از را می در آن در گفت وگو با العالم داشت: درآمدها در تأمین نیازهای از مواد غذایی کافی نیست.6 رسمی، سرانه در از 20 در سال 1980 به 10 کاهش و تورم به شدت افزایش است. "الیامی" بین 40 از را زیر خط فقر خواند و این در است که حق اعتراضی هم در این ندارد، چنانچه هرکس از بگوید به برهم زدن می شود و او را مزدور بیگانه می نامند. بر موجود، دو سوم زیر 30 سال سن و حدود سه چهارم بیکاران نیز زیر 20 سال هستند. طبق سالانه بیش از 300 درحالیکه شمار ساکنان اصلی این بین 12 تا 14میلیون نفر است.7 3. با با چه قصدی، برآورد چه ای؟ اما ها با به چه هدفی گرفت؟ در به از اظهارات مقامات و های این می شود. & جدید& در 10 اگوست 2015 در مطلبی تحت & می توانیم از را به سه روش و می کند. & پیتر هارل& عضو ارشد این ونویسنده این & به یک و در دارد. در این که قبل از انقضای ای، در یک منفعت و دارد. با سرمایه روی ای به ترویج در کمک کند تا