صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب گرفتن



​اتخاذ تدابیر شدید امنیتی در بغداد

​اتخاذ تدابیر شدید امنیتی در بغداد


به خبری المیادین کرد: عصر به شهر در بردند. نیز در بغداد مستقر شده و تدابیر شدیدی را در خیابان های این شهر در پیش گرفتند. کرد: این در با ملی در باش هستند. در به و های آن شد و ده ها تن از در در این و و های شدند. در نجف بار دیگر با موج تازه ها قانون منع آمد و شد را اعمال کردند. این درحالی است که زهیر الجبوری، عضو شورای نجف بود، آرامش در مرکز شهر نجف برقرار شده و فعالیت ها در فرودگاه این شهر از سر گرفته شده اند. ملی روز گذشته هشدار داد، ها در میان که در تخریب و حمله به نهادهای دولتی می کند. این بر لزوم اتخاذ تمامی اقدامات بازدارنده در مورد این ها و پیگرد و بازداشت آنها کرد. ملی پیشتر نشستی فوق العاده را به ریاست حیدر العبادی، نخست وزیر بررسی وضعیت پیش آمده در پی اخیر در از شهرها برگزار کرد. این در بیانیه ای ضمن حمایت خود از خواسته های کرد: دولت تمام خود را به شهروندان انجام می دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تقدیر از مصطفی رحماندوست، شاپور اعتماد و منوچهر صدوقی سُها

تقدیر از مصطفی رحماندوست، شاپور اعتماد و منوچهر صدوقی سُها


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) دورهمی به ، و صبح 23 تیر در (کتاب های خطی و نادر) ملی برگزار شد. براساس خبر روابط عمومی و ملی در این که ؛ و ملی نیز آن، علی ؛ های خطی و و ملی بود. در از یاد شد _ که به سبب در را نکرده بود _ و ؛ پیشین و اش گفت: است که هم در کار است. از او که کسی علم اما هیچ ندارد. او یک به است و اگر او را به و اش است و در کارهای خیر پیش قدم است. او کرد: اما به لحاظ نیز دارای برجسته ای است و در چند رشته جدید از علوم شناختی و تکنولوژی کار و صاحب تخصص و نظر است و حتی با بزرگان آن مانند نوام نیز در و هست و در سوی مقابل، ادعایی هم در قدیم که کار نکرده، ندارد. او ذهن نقادی و در این سال ها به و یاری رسانده است. در امیراحسان کرباسی زاده ؛ علم و خود گفت: یکی از بر من، او به است. می تا در شود که و _ که دو _ را باشد. با در و اش به اما به سنت و از این او که غور در است. وی در به دو بیت از یکی از را خواند: همه را ز تو چو فرو شدم به چو تو سر خنب ها ز خم چو تو به لب و سرم در در ، ؛ پخش شد که او طی آن، به 50 خود با سها کرد و گفت: ما به دوم دهه چهل گردد. او به بود و با و بعد من شد و ما مدت تا کردیم. ؛ و کرد: با سها به سه سال می رسد اما در سال که هر دو اما هر دو دل در گرو داشتیم. بعد از من کار را جدی ولی او کار شد و یک و و در و موفق. او افزود: از ما ها، پس از در نظر و را به دست او اما او قضا را رها کرد. به است که هم است و هم دارد. در سخن ؛ و کرد: سها روی کرد و به در حال روی طرح کار می کند که و در پی آن است و به این دهد که یا خیر. سها در این قلمرو فعالیت می کند و این پژوهش، به بخشی از این جدل ها داد. او کرد: در دروس حوزوی، از باب نگهبانی مبنا، یکی علم درایه است که به درک متن و علم رجال است که در پی راویان متن می تا به نحوی حدیث را تمیز دهد. اما فلسفه، اجازه نمی دهد که غیر فلسفهه دان به حوزه استحفاظی آن شود. از این منظر، 40 سال است که در کار می کند و می و می نویسد و می پژوهد. ، مجددا سخن گفت و سال های دوستی با سها اظهار داشت: سها از است که مکتب فلسفی را درک کرد و یک فقیهِ حکیم است. ما در جوانی، روزها را با هم گذراندیم. بعد از دانشگاه، به سراغ استادانِ قدیمِ غیردانشگاهی رفتیم. او هر استادی را می یافت، سوال پیچش می کرد و به اصطلاح، آن را خالی از اطلاعات می کرد. راه و رسم شاگردپروری را می و البته، شوخ طبع بود و هست. نیز، در انتهای این بخش، دقایقی را سخن راند و در تشریح طرحی گفت که بلخاری، پیشتر به آن کرد: گفته می در دارد، جز، ترجمه یونانی و تحقق اما من به آنم تا ثابت شود به آن اطلاق می است. بخش تجلیل و شادباش بود. سپیده خلیلی ؛ ادبیات گفت که او را خوب می شناسد و متواضع است که من، شدنم را مدیون او هستم. افسانه شعبان نژاد ؛ یار و همکار قدیمی خود گفت: ما به دهه شصت گردد. کتابم وزارت ارشاد به دست او رسیده بود و او پس از را بود، صفحه برایم نوشت. پس از ازدواج و از کرمان به رسیدم، این بیشتر شد و به مجله کیهان بچه ها دعوت شدم. هم به چالش شد. او در سال lrm;هایی که همه سنگ انداختن بودند، سنگ های بزرگی را از جلوی من برداشت. وی افزود: او به استعدادهای نو و پرورش است. ویژگی اش، مهربانی اوست که تا به حال، عصبانیتش را ندیده ام. روحیه کودکانه ای و از کسی، به دل نمی گیرد. هرگاه ناراحت ام، با عباراتی پدرانه و دلسوزانه مرا به مسیر بازگردانده است. رحماندوست، یک پدر، یک همسر، یک معلم، یک راهنما و یک خوب است. در مهدی کاموس ؛ داستان نویس نیز از آموخته های خود از گفت. در ، خود که حاضران در جمع سخن گفت، را یک قدم نزدیکتر شدن به مرگ و اینکه معلوم چرا آدم ها نزدیک شدن شان به مرگ را جشن می گیرند. وی داد: 10 سال ملی و نوجوانان در ملی را اداره و دلم می خواست هر از نشر می شود قابل باشد. اما از 207 عنوان، 20 عنوان در است. وی ساخت: من 3 سال به شناسی و نویسی نسخ خطی پرداختم و در تدوین جلد 19 نسخ خطی مجلس کار و معتقدم که که از گذشته های دور نوشته شده در قرار و مخطوطات ملی که مرتبط با دوباره بررسی شود. آخرین سخنران نشست، امیرخانی ؛ معاون ملی بود که ابراز داشت: ملی، میراث ملی را نگهداری و سرویس دهی می کند. ما می خواهیم اینجا به یک پاتوق فکر و فرهنگ تبدیل شود که سایه شان بر سر ماست. این اساتید زمانی سنگین تر می شود که دشمنان و تجزیه اش نقشه اند. دفاع از هویت و هرکس دستی بر آتش ادای کند. او ساخت: مبرهن است که جوهره هر چیز باقی می ماند و تلاش ها به نتیجه رسید. اخیرا به شهر خیابانی به نام سیدعبدالله انوار شد و خوشبختانه به ثمر نشست. داده شده تا خیابان خالد اسلامبولی برداشته شود و به جای آن، شیخ شلتوت شود که یک عالم مصری بود که وحدت شیعه و سنی کوشید. در این صمیمانه که چهره چون سیدهادی خامنه ای، محمدجواد حجتی کرمانی، حکیمی، الله ملاصالحی، سیدصادق سجادی، سیدعلی آل داود، توفیق سبحانی، عبدالکریم جربزه دار، شهرام پازوکی، اسدالله شعبانی و محمدرضا زائری نیز داشتند، کیک 70 سُها، 68 و 67 اعتماد، خود آنان بریده شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 18 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تشریح برنامه‌های تبلیغات اسلامی دهگلان به مناسبت هفته عفاف و حجاب

تشریح برنامه‌های تبلیغات اسلامی دهگلان به مناسبت هفته عفاف و حجاب


گروه اجتماعی- رئیس گفت: در در و فرهنگی و با حضور اقشار مختلف مردم به ویژه بانوان برگزار که این برنامه‌ها با برنامه‌ریزی مناسب توسط این انجام می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
​عادی شدن اوضاع در فرودگاه نجف اشرف پس از اعتراضات اخیر عراق

​عادی شدن اوضاع در فرودگاه نجف اشرف پس از اعتراضات اخیر عراق


به تقریب(تنا)، از صبح امروز(شنبه) و در بین المللی نجف به عقب از این از سر شد. روز خود را به این و را بودند. نیز منع آمد و شد را در شهر نجف لغو کردند. این منع آمد و شد به شدت در نجف بودن سطح خدمات رسانی به مردم اعلام شده بود. روز اقدام به آتش زدن دفاتر حزب الدعوه و حکمت و مجلس اعلی در استان میسان بودند. تصاویر مربوط به آتش زدن مقرهای گردان های حزب الله در شهر نجف و منازل برخی سیاستمداران در این شهر نیز منتشر شده است. همچنین در صورت در میسان، بصره، نجف و تعداد دیگری از شهرهای عراق، دست کم 2 تن کشته و ده ها تن دیگر مجروح شده اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تغییر تیم اقتصادی دولت؛ فرافکنی یا راه حل در دسترس

تغییر تیم اقتصادی دولت؛ فرافکنی یا راه حل در دسترس


تهران_ ایرنا_ اوج در ارز و طلا در بود تا که به سیاست‌های انتقاد داشتند، لب به سخن باز کنند و نحوه مدیریت تیم را زیر سوال ببرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : سیاسی
تفکر دگم ایرانی‌ها و اشتباه در فهم فوکو

تفکر دگم ایرانی‌ها و اشتباه در فهم فوکو


(ایبنا)- تک تالیفی از سوی به نام فوکو: و ضمیران است که بار در سال 1377 از سوی نشر شد. در آن به جز یکی دو ای شده هیچ در این و نیز به بودند. به باور پیش از انتشار این و خود در به نام او را و اش می کردند. تا ای نیز در از بود. در خود در نیز روی های و بر در یک نیز است. با های و ها از بر ایرانیان، با به گفت وگو نشستیم که در ادامه آن را خواهید کرد. تک فوکو: و به قلم شماست. این با چه هدفی و شد؟ پس از بازگشت به شدم در همه به و در ها و او می نویسند. که می دانند، اما پس از اینکه با طیف های مند به طرف شدم به خود پی بردم. حتی به منابع هم دسترسی نداشتند و حتی یک از هم در دست شان نبود. مهمی برایم ایجاد شد است که عده ای به اما هیچ آن اند. به این که این به بر گردد. ما آدم و همه چیز را به گوشی می شویم. من در های این و نانویسا حرف زده ام. ما به این خو ایم که به ها بشنویم و او یاد بگیریم. یکی از چهره که اش و می کنند، است. به خاطر دارم که در حتی یک هم از او به اما همه اش بحث می کردند. من حیرت آورد بود که این همه اطلاعات را از کجا آورده اند؟ بعد شدم که کسی مثل احمد فردید و تعدادی شمه ای از بحث های کلی را و دیگران هم آن بحث ها را به و به نقالی یاد و عاشق شده بودند. هم به بود. من چند سالی در روی کار و بعد هم یک با و دکتری که تصویب شد و من به سه سال این مبحث را کردم. به طبع برداشته بودم. بر آن ها، که که بر های و و کند که چه را و اش بر چه است. هدف این بود که و همه آن را کند تا اگر کسی مند شد به های و برود. به فوکو: و شد و آن چند ماه پیش چاپ نهم آن را نیز ها کرد. و در در هم شده بود و هم می شد. در که من در اما پس از شد. می که و نشر در با دارد. مخاطبان به و مند شدند، مترجم هم که را و ناشرانی که این ها را با شمارگان میلیونی کنند. طیفی از مترجمان نیز الاصل با مادری و این طیف را به راحتی به کردند. در کار به رسید که که در شد، از های فرانسویان است. و گسترش در با به هیچ نیست. این محکمی هم دارد. در بین سه تا مجتمع فعالیت اما اگر مجموع دانشگاه های را بشمارید، از عدد هشتاد تجاوز نمی کند. اگر در هر کدام از آن دانشگاه، حتی یک استاد و هم خود را وقف و روی کند، 4 و مفسر خواهیم داشت. به هم در و توسط ها شد و کرد. فراسوی ساخت و هرمنوتیک هوبرت دریفوس و پل رابینو، در بود که و در نیز با حسین بشیریه شد. خود این را دید، گفت که اگر خودم می به ام به این زیبایی نمی شد. در و پویاست. مشابهت را بین و در نظر اند. از در نیز از های او در بر گرفت؟ بله بر بود. به هر حال بحث و را کرد و این عموم فعالان در نوشتن و است. می خواستند درک که چه رابطه ای بین با دارد؟ با طرح های خود شده در را زیر در معمول طرح از یک هرم فرضی می شود که در راس آن دارد. عکس این را می کند و می که در ذیل این هرم است. زیر است که با هم و فعل و دارند. این همه را زده کرد. در قدم می که است و نیست. همه که در و در در راس است. را به ذیل می که در نیز و تر می شود. راس نیز در از ذیل می گیرد. به طلب ها در از این در بله. به طیف طلب ها در نیز بود. به آن از این طیف که در راس نبودند. که می با از را در خود بگیرند. درک ما در های از و و لغت و را به کار اند. رنه با de la در روش دارد. یکی از که لغت در را بود. ای را کرد. نیز چون و وجه به جا می و هم یکی از آن اما من شدم این را از به کار می برند. را گفت و... نیز در نظر می اما در از بود که اگر در هم شکل می و می شود. یکی از این است. در با می شود و با که این و را کند و در به نام که و را با هم کند. این در هم می کنند. این با که در ها به کار می رود دارد. را یک عام می که در همه و همه اما یک با یک از آن دارد. روش را در درک ای که به کار است که ترکیبی از دو یونان و است. چند که مهمترین به فرمانروا، قدرتمند و زمامدار است. دوم آن آغاز، مبدا، بنیاد، یا پی. از به انگلیسی، و آلمانی شد. به شناخت، و... عقل هم معنا می دهد. پس آخرئولوگوس به راس، بنیاد و و گذشته هم هست. این ترکیب های ارائه اند. مثلا آن را به باستان اند که نیست. من این را در به که نمی دانم تا چه حد به که مدنظر فوکوست می شود؟ به چه را به کار برد؟ قصد رسمی را که در غرب تداوم واژگون کند. به نظرش آن ما و ابزار جدیدتری را به دست بیاوریم، چرا که پشت عقلانیتی خوابیده که می شود تجربه های منحصر به فرد در آن جای نگیرند. که هگل از آن یاد می کند اساسش نوعی عمیق است و با این به هیچ موافق و آن را زیر می چرا که به زعم او ریشه این در است و کارش رهایی و محورزدایی از این است. به جز آرکیالوژی، از Geacute;neacute;alogie نیز کرد. ای است که نیز آن را به کار بود و ما در آن را به می شناسیم. به تعبیری تطور از شده و آن طور که خود در گفته رفته از آن عبور و به می رسد. من در لغت دست و آن را به کردم. در دارتر است و من به این آن را به کار که از در شجره نامه دور شود. یکی از معانی اش رفتن به درخت نسب است. جینی در اصل و نسب، دودمان. که روش شناسیِ را می کرد دغدغه اش و اما از که به تامل روی شده از جانب روی در بحث در اولویت را به تغییر داد و یا به من را به کار برد. در طرح هم تحت به بود. ای معروف به نام نیچه، (تبارشناسی) و که به شده و که می خواهند را بفهمند، کلیدی است. این در 17 است. من روی این در کار و در 400 از آن درآمد. در این ها را کنم، اما دیدم کسی خریدارش نیست. اگر کسی می خواهد در با های آشنا شود، در های جنسیت ، جنون و تمدن و مراقبت و تنبیه: زایش زندان و... این را نیز بخواند. تا نکردم این نکته را هم که Punish را در Discipline and Punish به اند. به به محدودی و به اگر به جای از کیفر می بود. که در از فرانسه، شرح و شده است. از نیز شده ها دو و اگر باشم و یا و اسم این دو است. در به گمانم صرفا یا پنج و شده است که یکی از به قلم ژیل دلوز است که به هم شده، اما در بیش از 400 شده است. از این مفسران از تخصص خود را بررسی اند. به در کیفرشناسان های و کاربردش در کار اند. پزشکان، روانپزشکان، شناسان و فیلسوفان هنر نیز از دید خود به پرداخته اند. که اصطلاح و را در این در وضع شده است. در نیز با بود. این در از به راه بی ارتباط هم نیستند، اما مهم این است که خود هم فهمید او را پست می خوانند، مخالفت کرد و چنین عنوانی را خود نپذیرفت. پست هم در و دارد. پست در مد بود و سوتفاهم را موجب شد و من سعی در برطرف کردن آن داشتم. ها به طرز عجیبی درگیر این دگم که چون انحصاری پست هستند. در صورتی که انسان شوریده حال و بود که خود را در دل هیچ چارچوبی نمی دید. طور که گفتم هم از دل برآمد. روش مهم است و حتما اسمی آن می ساختند. این نیست. در هم های زیادی شده است. عمر قد نداد که این ها را ببیند، اما به هر حال که یک است و کسی که در این می شود در اصل دورش حصاری کشیده می شود که بیرون آمدن از آن سخت است. اقبال به پسامدرنیسم و مد شدن آن از ای شد که از هم مد بود و به قول شما آن بودند. نیز در آن در اصل به یک متفکرپسامدرن شد که این طرز تلقی بنا به شما از ها به راه است. شما از به پست چیست؟ به پست به ما از باز می گردد. به طور کلی به یک یا غیر شد. یک چکش در مغز خورد، که سپاه در جنگ های قفقاز از روسیه شکست سختی خورد و توان گذاشت، اما دید که روس، این دشمن کافر نمی شود و هم در آن و علما دعا کردند، اما نتوانستند این سرسخت را مهار کنند. ما با دقیقا زمان جنگ های با روس هاست. ما از متنفر نیستیم، بلکه بیزاریم. عینی این نداشتن، در مکتوبات با های شده به های پست در است. شما به یک کار پژوهشی می توانید این را انجام دهید. پست مُدی بود که در دهه 80 در اروپا و بعد در و بلافاصله هم اش شد و خود غربی ها آن را به گذاشتند، اما ما فکر می کنیم که یک بخش عمده با پست آغاز شده و ما هم در آن شرکت داریم و هستیم، چرا که با انقلابمان ما پست شده ایم. 500 سال دستاورد بزرگ بشریت است که به همه جا هم سرایت کرد و در همه ها شد. همه آحاد بشر از ضروریات است. اگر ما ابعاد را در اقتصاد، شناسی، سیاست، زیباشناسی، هنر و... نبینیم، هیچ ارتباطی با وضع کنونی دنیا نخواهیم و تقدیر ماست که به آن بپردازیم. اما متاسفانه ما را به و به پست ایم و علل گرایش ما به پست هم به گردد. چون ما از بیزاریم، پست را می بینیم که نقدی است به مدرنیته. اینجاست که این نقد هم از دل سربرآورده و ما در این نقد نبوده و نسبتی با آن نداریم. نقدهای پست بر اصولا و غرب است و به ما ربطی ندارد. از که به زعم اسلامی به می به پست اند. متکثر و دموکراسی ای که در آن هم طیف و هم بر فرض اقلیت ها در آن تامین می شود و... دانشجویانی که او از می کردند. با تعاریف آن ها را دید و شد که و را ببیند. این را هم که بن مایه ای مارکسیسیتی هم شاه را حکومتی می دید که به متصل است. دانشجویان برایش از که طیف های به صحنه مبارزه آمده شد که از را ببیند. آنکه با و شریکش به آمد و در منزل احسان ساکن شد، همسر به این گرفت. بله و تازه و همسرش از روشنفکران و دیدگاه های مذهبی نداشتند، اما به این و داشتنش گرفتند. که به این حساب طیف سنتی و که معلوم است. پس از با و تغییری در به ها معمولا را که خود از و را پروبال می دهند و به باقی او کاری ندارند. سه تفنگدار در معاصر و هستند. هیچ این سه در نبود. پس از با که او در مراحل متاخرتر های از دوباره به روی آوردند. هرچند که از سال ها پیش از ورود به نیز داشت. به طور کل در مفصلی دارد. از که باقر هوشیار بخش از به را ها از آمد. چرا چون لحنی شاعرانه و پوئتیک و یکی از ناخودآگاه فرهنگی نیز شعر است. در همه شاعرند و نیز در زمره معدود ای است که زبانش با شعر آکنده است. خودی است. پس شعر یکی از عوامل ما با است. طرح از سوی نیز شد تا در با او کنند. من دیده ام آدم که یک زندگی ای خودشان به یا یک شده و خودمانی. در پایان که انواع در هست و یک قشر از هم تحت و از دید به نگاه می کنند. در این باره بخوانید: 12 تیر 1397 15:21 از سیاست در های مبتذلی از فوکویی 2 تیر 1397 11:42 های آکادمیک را به یک تقلیل اند
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
تور اروپایی ترامپ/ آینده روابط ایران و روسیه/ خلأ قدرت در عراق

تور اروپایی ترامپ/ آینده روابط ایران و روسیه/ خلأ قدرت در عراق


گروه ــ و حذف شد، به شرط تور به با 12 با یک تخلف روی میز روحانی، 60 شهر انگلیس علیه رئیس جمهور آمریکا، آینده روابط ایران و روسیه، خلأ قدرت در عراق، دیدار جمعی از جانبازان حزب‌الله لبنان، معیشت و سیاست، بی‌پولی دولت و کرسی‌های خالی مجلس از جمله عناوین مهم روزنامه‌های صبح امروز هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
 تاریخ سه هزار ساله دیار علویون خاکستر شد

تاریخ سه هزار ساله دیار علویون خاکستر شد


حوزه/ با و سه عصر روز پنج به آتش سیم برق که ناشی از گرمای زیاد بود، دچار حریق شد و آتش کهن ترین دیار علویان را به خاکستر تبدیل کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
چرا توتال برای خروج از فاز 11 جریمه نشد؟

چرا توتال برای خروج از فاز 11 جریمه نشد؟


حضور در ایران، توسعه میادین و و در یک که از آن را تحت تاثیر قرار داد و توقف فعالیت در فاز 11 پارس جنوبی نخستین تبعات آن بود. اتفاقی که این سوال را در ذهن ایجاد کرد که اگر در هنگام امضای جریمه‌ای از این در نظر گرفته می‌شد، آیا باز هم را رها می‌کرد؟
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
شاخص بازارهای آسیا با جنگ تجاری چین و آمریکا ریزش کرد

شاخص بازارهای آسیا با جنگ تجاری چین و آمریکا ریزش کرد


پکن- ایرنا- به شدت و چین شاخص در بازارهای و اوراق بهادار آسیا و اقیانوس آرام ریزش کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
جنگی که باعث شد فرخی یزدی و دستگردی به بی‌بی مریم پناه بیاورند

جنگی که باعث شد فرخی یزدی و دستگردی به بی‌بی مریم پناه بیاورند


به خبرگزاری (ایبنا)، نصب بی بی سه 19 در همایش های مرکز و ملی شد. در این از بی بی به نمایش درآمد. سپس، گرایلی، و ضمن خیر مقدم به حاضران در گفت: در راه شد و یکی از های که چون بی بی بود تا که ما چه در این ایم. ما این ها را تا ما خوبی باشند و شان را بشناسند. در نویسنده بی بی ، ضمن از ها بروجردی، حکمت و گرایلی که در تهیه و نصب بی بی دخیل بودند، از فروغ ها، نیز کرد و گفت: این حاصل سیزده سال پژوهش جدی است. سال های پیش یک ناشر به من خاطرات بی بی را داد. من به این فکر که او باشد. این کار به هم رفتم. او گفت: این کار مثل در است. نیست. سه سال ای یک روز از به می آمدم. در در در به نام که بی بی از بود. در افزود: سعی تا که می شد او کنم. هم هست که او شود. من ده در بی بی را زدم. هیچ به من نمی دادند. در آخر بی بی به است. در با کمک های بی بی به ها رسیدم. در های بین و در حال است. از و هم بی بی و هم او در از دارد. بر این ها، نزد اش بود و که نزد بود. در در و بی بی گفت: بخش اول به او می پردازد. بی بی در سال 1316، سه سال بعد از رضا در بن درگذشت. قلی خان نظم و در های داد و در هم ظل شد. در این هم به برادر بی بی پرداخته شده که او تحت تاثیر برادرش بود و او را به خواندن می کرد. پسرش شهید علی خان هم ترانه های زیادی سروده شده و امروز سریالی او در دست ساخت است. عامل شهرک صنعتی در گفت: یک مهم بی بی مریم، آزادگی او و اعتلای وطن بود. او در خاطراتش استبداد قاجار سخن می و از مصرف گرایی سخن می گوید. در هنگام قحطی، بی بی پنجاه نفر از فقرا را تحت تکفل است. او دوبار ازدواج کرد؛ اولش، علی قلی خان چارلنگ بود و دومش، پسر عمویش بود. سلطانی گفت: زنان، او مطرح بود و در حدود صد سال پیش از نفر از علما استفتا کرد. او هم دلاوری در جنگ اند ولی بیشتر از همه، علی خان شناخته شده است. در انقلاب و جنگ جهانی دو نفر به بی بی پناه آوردند، یکی فرخی یزدی و دیگری؛ دستگردی. در جنگ بین الملل وقتی روس و تا پیش روی ها به خاطر منافع از دفاع می کنند. در اصفهان، بی بی با ها مکاری می کند و با روس ها و ها می جنگد. در این دهقانی به شعرخوانی با لهجه در مدح بی بی پرداخت. در دکتر قنبری گفت: منطقه یک دیار کهن است که مردمان در سه روش شهری، و عشایری در آن می کنند. در گذشته کوچ روی، بخش عمده ای از جمعیت را به اختصاص داده بود. ها هم قسمتی از کوچ رو ها بودند. در درون خاک ایده ها و آداب و رسوم می کند. ها هیچ وقت قدمی جداسازی برنداشتند و را با جان و دل دوست داشتند. وی افزود: ها یک و قومی دارند و به شاخه های هفت لنگ و لنگ تقسیم می شوند و منشا آن انسجام سازمانی مردمانی است که هول گویش می چرخند. بی بی یک از این است. او به سبب اصالت و نجابت و قابل شناسایی است. در فرهنگ بر محور زن می چرخد. زن در این فرهنگ، یک و و معلم است. مادران چگونه زیستن را به خود آموزش می دهند. بی بی از فولکلور برخاسته است. بی بی در خاطراتش، نشان می دهد که فراتر از زمان نگاه می کند. او پشتوانه یک نهضت خواهی شد و تفکر بین داشت. در این اسدپور، خنیاگر های صحبت کرد. او با از این ها به موسیقایی آن ها پرداخت. در نهایت، قطعه بی بی از ساخته های را هم اجرا کرد. سپس ها و برنده جایزه یونسکو، گفت: بهتر است که بچه های شان را با لباس های ایل شان و هر شب بچه ها را با صدای گرم بخوابانند. در با اشاره به قشقایی بودنش و اینکه به زبان ترکی می خواند، گفت: ایل ها هیچ فرقی با هم ندارند. او در این جلسه دو خواند که با حضار مواجه شد. در انتهای این از بی بی در و و اسدپور پرده برداری شد و حاضر در سالن، به افتخارش کل کشیدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
فلسلفه وجودی مقاومت، نابودی اشغالگران صهیونیست است

فلسلفه وجودی مقاومت، نابودی اشغالگران صهیونیست است


"خالد در در با تقریب، با این مسئله که دادن به دودستگی و اختلافات و ملی این طرح جدی می به این گفت: طرح ملی از مبارزه است و ما خواهان صحبت مجدانه و بدور از احساسات . وی گفت: به مثال، شخصیتی که در سطح و حتی خارج از این خاک بشدت است و این را من نظر های آن را اند. این بود در با به این که با که بین ها پیش روی ملی از پست می دهد تا را از طرف داشت: ولی بر غزه سعی خود را این میکند. شما که غزه در طول روز فقط برق دارند. وی در مسائل نیز از تماس مسئولان مصری با و فتح و دعوت از آنها حضور در و اجرایی کردن صلح های خبر داد و گفت: ما مثل همیشه تلاش خود را به ملی می دهیم و این ملت ما پذیرفتنی که از صفر شروع کنیم. قرن باید دوسویه باشد القدومی با این که"عزام الاحمد"، عضو مرکزی فتح نسبت به توطئه ای تشکیل دولت در غزه هشدار بود و وی که نایب در عربی است و در نشست این در گفت بود که قرن را با شکست مواجه خواهند کرد، گفت: متاسفانه اضهارات وی نشان می دهد که عزام الاحمد تلاشی به ملی نمی دهد و این پذیرفتی که دوباره مذاکرات از سر گرفته شود و جدید دیگری را امضا نخواهند کرد و ما همچنان منتظر ببینیم که نتیجه به کجا ختم می شود. در با به این موضوع که در ابتدای تاسیس ملل ده ها علیه تصویب شده اما به مرحله اجرا نرسیده است و دلیل عدم اجرای این ها نیز جانبداری ملل و آن یعنی از است، گفت: اعتماد خود را به های بین المللی و از دست اند و ما در ملی خود را داریم و به هیچ به طرف خود اتکا نمی کنیم. و تنظیم: ف . گلشن
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
واکاوی اهداف رژیم صهیونیستی از حمله دوباره به تی4

واکاوی اهداف رژیم صهیونیستی از حمله دوباره به تی4


به خبرگزاری 18 1397 رسانه های از به تی فور خبر دادند. یک منبع آگاه در وزارت کرد: در چند و یک نیز توسط سامانه های ضدهوایی هدف است. محل احتمالی سقوط مذکور هنوز مشخص نیست، اما سایر هواپیماهای به شدند . شبکه الاخباریه داد: این فقط های است. تا 6 به تی فور شده که شده است. (T4) در حمص در غرب شهر و 100 شرق شهر حمص قراردارد. این 54 ها و و دو است که طول یکی از آن ها به سه کیلومتر می رسد. این در 25 شاعر و در نوامبر سال 2014 پس از اشغال های نفتی و شاعر، جحار، جزل و المهر به محاصره داعش درآمد ولی تروریست ها برغم با چند خودرو بمب گذاری شده به آن کردند ولی موفق به تسلط بر آن نشدند. این پیشتر نیز های است. این در شد که تل در در یا به شده اند یا اند و شده انداین در شد که تل در در یا به شده اند یا اند و شده اند. این گروهها دست به تشکیل جیش که به به به این به است و نمی جنگ در را دهد. این است که بر جیش شده است و و از به دست است. به کار و تل و را در شده دانست. این سبب شد که که به شدت از و زده شده است قبل دست به در از این بزند. کما جفا به در این گفت: به ای در می شود. اگر ما را به تی فور دید که بر که از سمت رخ می داد از رخ است اما چرا به نظر من بین شده است و در است. نقش در در سرو سامان دادن به و روابط بین الملل دارد. به نظر من، ما در جدیدی پس از این در شیوه داریم. و سخت است. پیروزی بسیار در به نفع رقم خورده است و با این قصد که خودی در تحولات دهد. این دو روز قبل از سفر به که سفر وی ظرف مدت است رخ می دهد.این دو روز قبل از سفر به که سفر وی ظرف مدت است رخ می دهد. هدف و حزب است. با تفاهمات شده با که پوتین نقش تعیین کننده در آن و با این بر شود موافقت و همچنین به اینک ادوات و مزدورانش که مدت هفت سال از از بین بروند، تن است. هدف دور و حزب که همانند کابوسی این هستند، از است. تل پس از ناتوانی از نابودی نظام و فروپاشی به بن بست رسیده است. می که حزب به آن نزدیک نشود. تل نمی که سرانجام خوبی پیدا کند. به دنبال تضمین از است اما در ای که هیچ تضمینی به و متحدانش نمی دهد و نمی دهد که احدی شروطش را بر تحمیل کند. هدف یک نیز گفت که در در های تاخیر می شود و به محض وقوع حادثه رسمی و صادر می شود و مخفی نمی شود. تعدادی از موشکهای و هدف یکی از های آن اگر این هدف نمی نمی شد. روسی به طور با در ارتباطند. هدف حتمی است و چاره ای جز اذعان به آن و کند که اش هدف است . اما اخیر به سوریه؛ قدر آن است که هر گاه دستاورد میدانی به دست می آورد و بر مناطق می شود، که احساس ناامیدی و سرخوردگی می کند به هایش دستور می دهد که دست به موشکی یا به در عمق بزنند تا به افکار عمومی اینگونه القا کند، که تل دست بالا را و قوی است. به مرزهای و و پایین کشیده شدن معارضان که بر بالای معبر نصیب نصب شده بود و اهتزاز بر آن خیلی کُشنده بود و این در درد است که تل می کشد و ترس آن از استاین در درد است که تل می کشد و ترس آن از است. همه محاسبات و سیاسی تل در به هم ریخته است. های بار در کمتر از سه ماه به تی فور در حمص می کنند؛ ناکامی و تحقق این را به نداده است. متعدد به که با مدرنترین های ساخت آمریکا هم صورت است تاثیری بر نداشته و نتوانسته به تضعیف منجر شود و روحیه نظامیان را از بین ببرد. وقعی به موضع گیری های و حرکت و پیشروی در و نیز دست به دامان شدن گواهی این مدعاست. قدر آن است که آخرین به تی فور نیز آن با شکست روبرو شد و موشکها را کرد و یک را نیز هدف داد. واقعیت این است که علت ازسویی به ترس این از نیروهای و به عبارتی به نزدیکی بلندی های جولان می شود و از سوی تحرکی از سوی تل این است که وانمود کند هر رخدادی در آماده است. "فرزاد فرهادی"
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
کمتر عبادتی در حد گره گشایی از مردم است

کمتر عبادتی در حد گره گشایی از مردم است


حوزه/ ولی در با این است که بیش از به کمک داشته باشد، انسان دارد که کمک بکند، گفت: در انواع عبادات کمتر عبادتی در حد گره گشایی از مردم مطرح است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
کشورهای غربی انتخابات لیبی را به تأخیر انداختند

کشورهای غربی انتخابات لیبی را به تأخیر انداختند


الجزیره-ایرنا- » نوشت: جمهوری و مجلس در لیبی را که قرار بود اواخر سال جاری میلادی برگزار شود، بار دیگر به تأخیر بیندازند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
روش‌های نوین تبلیغی برای ترویج عفاف و حجاب به کار گرفته شود

روش‌های نوین تبلیغی برای ترویج عفاف و حجاب به کار گرفته شود


مسئول با از از از تبلیغی در موضوع عفاف و گفت: یک خانم، اعتقاد و فکر او که از مبانی اسلامی گرفته شده است را نشان می‌دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در او نه در های عینی. او دنباله رو عقایدش است اما نه در بلکه در درون)و گرا(این تیپ در و آرمان های را واپس می راند). گرا(به نظر زن ها این نوع تیپ هستند. ساکت و غیرقابل دسترسی اند که درکشان دشوار است. گرا خود را فاش نمی کند و نمی دهد) و تیپ گرا(این تیپ که و تحت هنجارهای و از آن ها ست. این تیپ روانی، بر های و و های عمومی می کنند). حسی گرا(این تیپ، اند و تحت امر حس که دارد. آن ها سخنان را می و تفاسیر و از آن می کنند) و حسی گرا (یونگ را این نوع تیپ می داند.این نوع تیپ گرا غایت و هدف او حس ها است. هر ای او نقش راهنمای ای را او بازی می کند. زودجوش و خوشحال و بالایی خوشگذرانی و لذت دارند)و گرا (در این نوع تیپ ها قوه شده است و امر شده که آن ها را از دور کند. از نظر نزدیکان خود اسرارآمیز است.در کچنین آسان نیست. او به راحتی نمی با برقرار کند)و گرا(دل این نوع تیپ بهربرداری از فرصت های است. این هر چیز و در شرف وقوعی را بو می کشد) (رایکمن،1393 :93). رمانِ از یاد شده و را در خود دارد. در فکر و قضاوت و در با و شغل و در با خیالیش با و آرزوهایش و اش. به تیپ این دو گانه ای از تیپ گرا و تیپ گراست. مهم در با و تیپ این است که او نتوانسته است مراحل رشد و تکامل را به طی کند. در این بخش و در با ذکر است.حضور های (ناهشیار) در پیگیری است. از های و و های آن شود: این ها بادوامی که فرد را به سمت دستیابی به مشوق های خاص برانگیخته می کنند. نیازی است که از فکر و و فرد استنباط می شود. منشا و از ترجیحات به دست از طریق و پذیری سرچشمه می گیرند. ناهشیار، امیال و فرد است. های این های بر مبنای های ما استوارند. که فرد در های الگوی از است. دیوید مک کللند های او شد بین می گویند می با واقعا می دارد.به این و و فرد تحت نیروهایی که حتی خود فرد های ناهشیار(مارشال ریو،1395 :250-249). بر که از های فرد و های آن شد، می بخش شده را در این بعد کرد. عشق و به مادری اش است که بادوام است و تا او را می کند. شکل این منطبق بر تحولات روی می دهد. چرا که اگر و او و اش نمی افتاد، و نیازهایش دستخوش می شد. که این عشق و است که خود را در و فراری خودخواسته به می گذارد. عشق لذت بخش و امیدوارکننده است و نیز از ترس و است.همان طور که در هستید، و اصلی،امیال و است. در را کم می ولی مستمر است. که در با به آن کرد های است. در ها از برخوردارند. که بعد از می این است و آغازی است نخواهد باشد: و های شان را انداخته و می دویدند . می آمد که می گفت: هرجا را دیدید امان ندهید! می کرد. دسته توی چاه می رفتند که من ومحمد و کنده بودیم. بود و بازنش از پول می تا توی چاه ها بروند. بند امده بود. یکی داد می زد: چاه ها خشک شده اند. می گفت: گفت چاه ها آب دارند. بود رو و باب که: به من دروغ گفتین. این چاه ها به آب نرسیدند. التماس می کرد: پول ها را برده. بعد همه شان های شان را برداشتد و رو به من که: بگیریدش! (علیخانی،1396 :209). بعد از این است که به می من نیستم. در یکی از از این بود که پول چاه کنی را و قصد نداشتند به پولی چون او را کوچک می دیدند و عدم خوب با برادرش اسماعیل. او در خوابش می دید که متهم به دزدی شده آن هم از جانب مادرش. این مکانیزم دفاعی است این که پشت سر اش را توجیه کند و سعی کند به آن ها و دل های شان به گم فکر کند. که در دکان دوز در می از ترس و ای که در می شود: کلید را در قفل صدا کرد و نور پاشید توی حجره. یک پا امد داخل؛ کفش به پا نداشت. پا بود. شلواری به پا نبود. پا پیش آمد. خوابیده همچنان. پا آمد سرم. کفش های نو را از زیر سرم برداشت. نشستم سر جایم. پا آمد جلوتر. پا شد. کفش ها گرفتند. پا روی سرشان. زورم نمی رسید کفش ها را بردارم. پا حشری بود انگار. کفش ها ترس کناری. پا قدرتمند که فرو برود در لنگه کفشی. کفش جیغ می زد. جیغ می زد. جیغ می زدم. (علیخانی،1396 :222). این در بعد می کند. و دشت و گاوها به می و پاهایی که هستند. اگر پا را نماد بدانیم و کفش را وسیله ای رفتن، می که در تردید دارد. می ترسد. کسی و کفش را ببرد. طور که در می بیند. در نظر کفش که زیر سر است کفش های است که دوز دوخته است که در ای از راه و پیش روی دارد. یکی از های اش است. بعد از کردنش به اش فکر می کند و نمی چه سرنوشتی بعد از او داشت: کبک را دراز بگیرند، کشیدند. سه تا زیر پای سه تا مرد. اول را کردم. سرش را آورد. بود. گفتم: کبک آوردم از رودبار. دومی سرش را کرد. بود. رو برگرداند. برگشتند سمت من. بود و و اسماعیل. با برافروخته کرد. سرش را برگرداند. شماتت بار می کرد. را به خواهرهایم برگردانم. بلندتر کرد: چیله! نداد. چیله! منم خلیل! سر کرد و گفت: پدر و را کشتند. نالید: پدر و را و جنازه اش را از ببریم. آمدم کبک را رها کنم که کسی از آن سمت کوه آمد که می گفت: کار همینه. این پدر و مادرتان را کشت. (علیخانی،1396 :254) در و را می بیند. از او رو بر می گردانند و با غضب به او می کنند. در بیداری این است که را ترک و را عوض است و در و او را نمی شناسند حتی با که او خود را می کند. این اول است. دوم خبر قتل پدر و است. سوم، قاتل است. در را و می دهد و می او و پدرتان را است. سه گزاره ای که در در و از و فکرهایش پدر و بعد از اوست. با همه تحت ها و زدن ها، منحصر به فرد دارد. سکوتش، حسن از به نیت برگشتن به مادریش و حتی کشاورزیش، به هیچ از های مکملش در شباهت ندارد. به بیانی او است پیشرو. می آورد: نخست: فردیتی ملاحظه دارد. با به در ای و در به پنج دهه پیش، او از او می سازد. در نظر در آن روزها و روستایی، ایجاب می کند که خود را در که به آن از نظر و و نزدیکی حفظ کند. همه این ها را که در او پشت سر می و می کند. دوم: به می که زدن مصونیت از خطری است که در حس می کند. از خود به شده و خود و نیز می شود. از این جهت نیز می شود. سوم: بحث و چگونگی در بر این است. پیش از به مصادیق کنش در این به از دیدگاه گیدنر ای خواهیم کرد. به طور کلی نظریات وی را می به بخش کرد: الف: و وجودی: که مربوط به کودکی است و با اریکسون آن را می نامد، دارد. را می که موجود منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و آکنده از خطرهای قوت قلب می و به پیش می برد. ب: به های و تخصصی: های را های کار فنی یا می که های وسیعی از و کنونی ما را می دهد. مثل پزشکی، معماری و غیره. به نظر وی ما از به و های در موقعیتی که از های مدرنیت جهانی شده ناگزیریم. یکی از معانی قضیه این است که هیچکس که از های در گزیند در توسط های تکه تکه می شود و یک نفر نمی همه یا کارهای خود را به طور مستقل دهد. به نظر زتومکا می به مقولات به نظم، دموکراسی، علم و نیز کند. ج: در شخصی: در تابع ضوابط تعهدات خویشاوندی در که در که به ناب در می وابسته به است که آن را به و طرف را جلب کرد. ناب است که معیارهای در آن باشد. ناب پاداشی به می آید که از نفس می گردد. در ناب چیز مطمئن و از پیش تعیین شده ای نیست. د: های در و مدرن: را از های می و است که محلی خویشاوندی، محلی، سنت و کیهان بر های پیش از حال در به های و نمادها و های کارشناسی جای این نوع را است. در به بی و در این بی اعتمادی، خود را در محیطی نو، اکتساب می کند. به بی در مناسبات آن زمان، او را به می کند. این با است که در دارد. به این معناست که او از طرف که است به لال می شود: کاش می شد مرا هم مثل او به کدخدای شهرستانات تحویل می دادند. چشم را که به کرمانجی گفت: لال بمان! سر دادم. گفت: اگر بخواهی بیاری فقط لال بمان! (علیخانی،1396 :259). در نیز او را به لال می کند: کنارم و مثل من دید که رفت به ای که نه من اش و نه خاما. رفت! عاقل بود. کاش بماند. می ماند. از کجا می دانی؟ چاره ای ندارد. گفت لال بمان. پس لال بمان. (علیخانی،1396 :260). در مرحله اول به به دو زن، می کند و در با بی به که بعد از این با آن ها رو می شود را خود فراهم می کند. به ارباب های و بزرگان کسب و ازدواج. اعتماد، به نوعی، می شود و شرایط و به فردیت است. پیش از این نهادها و مسئول اعتمادسازی به در و که به ریش سفیدان و مذهب متصل بود. اما در امروزی، خود را از دست است و در پی اعتمادهای است. چهارم: در بر است. در این مرحله، با را به می او لب به سخن می گشاید. بعد از او لال می شود. در این جا نیز با حسن به رو هستیم. در به زدن و جعلیش است و نیز زندگیش؛ که در نوع خود هر دو را می دهند. ها در گوهره است. های نیز به مدد ترسیم شده است. یک نقش اصلی(ایجاد ارتباط)و سه نقش فرعی(تکیه گاه و نفس و هنری)دارد...دومین نقش گاه در خور و اهمیت است که می آن را هم سنگ نقش دانست. الف: پیش از هر چیز جماعتی به کار می رود...نخستین و نقش است بشر در ناگزیر است که اش را به منتقل کند . متقابلا را دریابد و این ابزاری تر و در عین حال تر و کارآمدتر از در اختیار ندارد. ب: گاه بر این که به کار می رود ابزار منطقی نیز هست که اگر ذهن در نگیرد جای شک است که نام بر آن نهاد.قدر مسلم این است که هر فکر حتی در و خاموشی به مدد می گیرد. ج: نفس در از را های عاطفی و خود و نه لزوما به با به کار می برد و در این به شنوندگان ی نمی کند به از ایشان و حتی تفاهم گویی که در با خود سخن می گوید. د: در که آن را می نقش نیز نامید. چون در نقش خود را هرچه سریع تر و تر دهد گوینده به خود و حتی به درستی و قدر که مقصود او فورا شود کافی است.اما در بعضی خاصه در که رفع نیازمستقیم و مبرمی در نباشد،گوینده به تزیین ی خود می (نجفی،1378 :34تا38). مطلبی که شد، را مد نظر اما می نام شده را به نوشتار، مکتوب بدهند. در در وجه خود به عمل است. این وجه بر در اثر برتری دارد. آن است. بر القای و جمله ها و از های که بر و می قصد خود را به کند نه خاما. در به مدد زبانی است با حجم بالایش خوش خوان باشد. گرچه به نگارنده می کم حجم تر باشد. به مدد و های خاص به شده است. به طور در فصل اول مرگ فرستاده خالد آقا این طور می شود: به نیمه خط میدان ایل و ها بود که تیراندازی و شد. سوار را بودند. مرد ایل زیگزاگی می تاخت و از می کرد اما از نمی کرد. خیلی بود به صف قزاقان برسد که ها اسب را گیر و مرد ایل تا شد هل اش به عقب و مرد ایل ایستاد. هی راستش به عقب افتاد. هی چپ اش عقب افتاد. شکمش تا شد. سرش و زانوانش قلم و بر خاک (علیخانی،1396 :55) که در بحث می گنجد است. به نظر می رسد کلمه ها و های با سطح و او ندارد. در مواقع نیز بیش از ها با ها و ها، را به نفس کشانده است. او مهم از های او می شود. به این که به تکرار است. ممکن است شود به طور جاهایی که در با می ابراز که به او و با او از و دره و چشمه و... کند اما یکی از خصوصیات شاعرانگی اش است که حتی اگر بگوییم از است با او در نوجوانی و اش که است که ندارد، هماهنگی ندارد. به نظر می رسد این است که در کام می نه خود راوی. در از های کرد و ترک است که را با شده از ذهن رو می کند. هرچند این است و به مدد های خوبش در این که یکی از بی حوصلگی و شتاب را تا چهارصد چند ای بکشاند، باز هم جای است که چگونه می نوشت که همزمان های ترک و کرد هم را بدانند و همصحبت و با هیچ چالشی از سمت یادگیرندگان زبان، رو نشود. در در که خود را در و جلوه گر می کنند. به است و یکی از نقاط قوت از و به می گیرد. عامیانه، را می کند و با به این نوع شناختی، دست به می زند. علی در سبز مار می این باشد. او را در که مثل چوب خشک است می و می شود ماری است: خب تو که ترسیدی، می زدی می کشتی. سبز مار بود. خب سبز مار یا سیاه مار. مار ماره خا. سیدِ مار بود. ترس داشت؟ ات بند می آمد. آقامار بود. (علیخانی،1396 :288). در علی به به مقدس سبز مار(باور عامیانه)، او بود (ارزیابی شناختی)و در مقابلش بی بود(کنشگری). در فصل های ها و شعرها و را که بارزی از به می آیند. که می کند و از محبت بین زن و مرد در 84، نو سال در 115، به چهارشنبه سوری در 116، دوم که می دهد مان به که می در صفحه119، و بعد از در 160 و 161 توصیه دوز با کفش نو پای چپ را در دستشویی تا کفش کار در 225، انداختن چوب بر و باوری که بر اگر چوب را دست کسی دعوا می شود در صفحه293 و بسم الله گفتن پیش از ریختن آب جوش در صفحه433. را از جهتی به و اند.فرهنگ را همه وسایل و ابزارهای و به دست بشر از ماده ساخته می شود و ها و فرایندهای و ساز می و را ها،دیده ها و باورها،اندیشه ها و فن ها،یعنی و سنت ها،علوم و فلسفه و و هنر همه فراورده های انسان. همه سازمایه های و است که فرد در آن زاده و پرورده می شود و از این راه دارای آن می شود که در می نامیم.از این راه به فرد ارزانی می شود که نام اش است و این کل گرایش های او را به او می بخشد...(آشوری،1380 :121). با به که از شد، می کرد در یا غیرمادی، بخش در و های به می آید. در سه زن، نقش و ای در دارند: و قدم همسرش. به مادر، زنی است و استوار. زنی است که نقل قول در فصل دوم 64 به گوشزد می کند که چقدر به دارد. به زن ها خاص دارد. او به نیم تاج در و قدم در ورودش به فشک و که با این مطلب است. در فصل های و در فصل های یاد و نامی از او می ماند. در مهم و عشق است. که شده و در شکل و در این است که به او می بخشد. زنی است که را نمی و در عین قدرتی که در نزد خود را و بنده می داند. در است. که اما فراموش است. از منظری سنگ صبور لحظات است و در مواقعی که او سرخوردگی می کند به او شهامت می بخشد: به من قول بده مثل کوه ها باشی. من هم نتوانستم بمانم. شدم حسن. من چطور کوه بمانم؟ تو کوهی و این بادها و سیلاب ها فقط ازت می گذرند. این ها شعر است. من فقط به کوه تو دارم. (علیخانی،1396 :329). قدم و او در حسن با اثربخشی و است. از او پشیمان است اما او را متقاعد می کند: کرد را کرد تا آخرش می ماند. (علیخانی،1396 :336). قدم نمی در نقش همسری آن که نقش کند و ذهن و جسم را مال خود کند. در بخش نهایی که حرف بر سر هاست، قدم به پیشنهادی می دهد که را سرخورده و کلافه می کند: که شنیدم. سر چرخاندم بینم می کنم یا نه. قدم و گوشه پیش بام و حرف می زدند. قدم به پشت سرش و اتاقی که من درش کرد و گفت: مآره جان! فریدون! تی سر قربان! زودتر برو به اسم بزن! داد: آجان پس چی؟ اونی نی. خودت برو. یک از داخل، قلبم را سوزن می زد. یک جور غریبه گی. یک جور دور بودن. یک جور فاصله. یا هر اسم دیگری. (علیخانی،1396 :413). بعد از این ماجراست که قصد می کند ای اش و بعد قصه اش را حسن بگوید. ضربه ای که قدم به او زد، درد سال های و از و نرسیدن به را در او به یکباره کرد. نخست: است ای که بیش از هر چیز بر دارد. دوم: از سه مند مند و از های عشق در های غیرعاشقانه برخوردار است. سوم: های بر دو و است. چهارم: است که با و قصد اذهان کرد را از بحث گری منحرف کند. پنجم: در می شود. ششم: از است که دارد. تیپ او ترکیبی از تیپ گرا و گراست. هفتم: پنج بخش که گویای دو است. ای از در به سر می برد و ای در و با خاما. هشتم: و و به شده با دارند. به جهت دچار تضادهای و تنش و است. نهم: یکی از عدم به خودآرمانیش، های و یا که با دو عشق و در آمیخته شده است. دهم: های از و او دارد. یازدهم: به حسن نوع اعتمادش، مدتش، افشاگریش در عمرش، است. دوازدهم: در به از پس های و شفاف برآمده است و در بخش خود عمل است. سیزدهم: می کم حجم تر باشد. چهاردهم: با و ندارد. مخصوصا آن قسمت که با های ادبی(تشبیه و استعاره)آرایش شده است. در در کام می چرخد. پانزدهم: که و خود را در و می دهند، در بخش غیرمادی را به می کند. شانزدهم: سه زن در رمان(دایه و و قدم بخیر) به های نقش می که نقش قدم از نقش دو زن است. نام کتاب: نام نویسنده: علیخانی نام ناشر: و نوبت چاپ: 1396 اول تعداد صفحه: 448 ص. قیمت پشت جلد: 33000تومان. کتابنامه علیخانی، یوسف(1396). تهران: آموت. رایکمن، ریچارد(1393). های مهرداد فیروزبخت. تهران: ارس باران. اسنودن، روت (1388). خودآموز نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان. جهانبگلو، رامین. (1384) در تهران: نشر . آشوری،داریوش(1380)فرهنگ،تهران: نگاه. نجفی،ابوالحسن(1378)مبانی و آن در فارسی،تهران: نیلوفر. گیدنز، آنتونی(1377). پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آمریکا ناتوان در عملی کردن اهدافش

آمریکا ناتوان در عملی کردن اهدافش


از خورده با به برجام می دهد که یک است. طبیعی است این سر منشا رفتارهای بازیگران باشد. ها حتی زمانی که با می به به ساختارهای فرهنگی، بودند. در است فهم دقیق & نفوذ& به که با چند است به مصادیق و های این دقت می شود. و از این نوع نیست. در با ژاپن، فلسطین، کره و فهرستی بالای از کرده، که در ببینیم تا چه حد به ملی این منتج شده، به چند آن کرد. می که هر یک از این برطرف شدن مشکلی ملی در کره با هدف رفع و به آن نیز که به آن هدف نیز کرد. فی امری مذموم نمی شود، در یک روش نیل به اهداف می شود. اما آیا این اند؟ در این قسمت دارین به & نفوذ& که شده استف کنیم. لذا به این میکنیم که ها به با در سطح فردی، داخلی، ای و بین ثانیا به در با می و نهایتا به & نفوذ& که نخبگان شده می کنیم. الف. با رفع نتیجه: بعد از جنگ دوم که جزو جنگ و به این که های از این جنگ باز رفع خود به شد. اما آن جز در این در های نیست. بی به این و که در جنگ و و ها به ها به ملی آن ها شد و به & ها& یکی از های در است. ب. با مصر مواردی وسعت جمعیت، کانال سوئز، همسایگی با و در نقطه اتصال آسیا و آفریقا، سبب شده که مصر جایگاه ژئوپولوتیکی شده و لذا در نیم قرن اخیر است. این در سال 1979 کمپ دیوید را و از آن تحت های گرفت. انور سادات و پس از او وظیفه حفاظت از رژیم را بر عهده گرفتند. بر این سالانه، 1.3 بیلیون کمک بلاعوض به مصر پرداخت و تجهیز مسلح مصر را نیز داشت.1 با همه متواضعانه دیکتاتور مصر با (و یا است بگوییم خوش خدمتی به این کشور) اما در و با شدت در مصر همه های از وی یافت. به خوبی درک بود که قطعی است و لذا با گذاشتن یکی از مهم متحدین خود را در و را نماید. از سوی با کمک های به مصر اما این هیچ گاه از آن نبردند. در سال های آخر این بیش از پیش رو به نهاد. به که به 20 و در سال 2010 هر به 2950 که این به از قشر و به قشر بود که از آن می به در و های کرد. مصر به آن شد که & هویدی& ی با به های که در به دست می گوید: & و مصر در سال 1978م. هم اما به فضا می کند و مصر هم در 32 سال قبل در جا می زند.& پس از و وی نیز به در کاسته نشدن از کمک های این به مصر و ارتش آن بود تا به های در این تداوم یابد. آن شد که ها به یار خود در نیز پشت و با ، رییس منتخب به زندان و بار نظامیان بر مسلط . ج. با های و و امحای ای معمر در اول 1969 در در به رسید. وی در در پیش و در سال 1980 با و در سال 1984 با اش را قطع کرد. در دهه 60 و 70 به یکباره به نماد از و با صهیونیزم شد. سبب فاحش در رویکردهای فذافی شد. این تا پیش رفت که چندین بار از جانب تمجید شد. اما قذافی: در 2003 بعد از یکسری کرد اتمی اش را امحا است. در سیف پسر وی در ای با ی & الاوسط& کرد که به دست از های ای، و به این است. سبب شد که در سال 2006 بین و با نام & صلح و امنیت& شود. با این دو چه شد؟ در سال 2011 و بعد از موج بیداری اسلامی، به و با این دو را فقط مشخص کرد. از ابتدای روی کار آمدنش و های ضد و ضد درپیش و در بحبوحه رقابت غرب و شرق، خود را به شرق نماید. در سال 1980م. در پی تند دو به طور رسمی قطع شد و سال بعد نیز و خود را قطع کردند. اما از اوایل دهه ی هشتاد (سال1986) جهان، به شد که مهم از یک سو و شکل تفکر اصیل در از سوی بود. لازم به ذکر است یکی از عمده از و طرح ضدصهیونیستی وی، مقبولیت این نوع در آن برهه از در ملل مسلمان و عرب بود . لذا وقوع این به و با غرب شد به ای که پس از 16 سال پنهانی، به ها و های شد. این تغییرات به حدی بود که از به تقدیر کرد. در نوزدهم سال 2003، در یک ی مهم، که با استقبال دو و شد، کرد که کلیه تاسیسات ای خود را نابود است. این به چرخش از شبه و سوسیالیستی به غرب گرایانه بود. بعد از های غرب قذافی، سیف پسر وی در ای با ی کرد که به دست از های ای، و به این است. از سوی نیز در سال 2006 ای با با نام & صلح و امنیت& کرد تا در صورتی که گیرد، ملزم به از این باشد. تعهداتی که در سال 2011 و در پی خیزش های در خاورمیانه، نقض شد و این شدند؛ تا گذر و غرب به را دهد. د. با کره رفع نتیجه: و عدم به کره نیز با است که در زیر به طور کلی به از دو طرف می کنیم. در سال 1994 به کره با به کند. در 12 اوت 1994 ای تحت & شده (agreed statement)& بین کره و و در 21 سال در ژنو با & شده& شد. در این شد که به سمت & شدن& و خود با کره کند. اما این شد که با روی کار در سال 2001 و سخت خود به این را کرد. در 19 2005 با در گفت و شش که با طرف پیش شد، تحت & (joint of principles)& شد که در سبب شد در یک به جلو کند که کره هیچ ای کند.& [1](action plan)& که در این شد به کره کمک و حذف از را و های بخش را کند.[2]– کره غیر از این نشد. اما این نیز به و که با هدف شده بود از بین برود. 6 عضو در دور خود در 8 تا 13 2007 & عملی& تحت & ه. با در موج سوم مدل را که با های به جنگ سرد به از و یا می کند.2 هر چند فقر بر و و های و ملی را می از اما بی شک طرح و به عمل کرد. پس از روی کار دو مهم و (بازسازی و اقتصادی) و (اصلاحات در بیان) وی شد. دو که از های از آن تحت یاد می کنند. گفت این و حزب را در های و و او بر افزود. در که های به است و در طرح آن ها در شود و همه به و و اما هیچ یک از این ها را بود. در به شکل و با های ها می شدند. این سبب شد که به شدت شود و او به کمک های شد و را در قرارداد. کمک های خود را به و کمک دادند. آن ها با این کار را به خود کشاندند.4 از سوی نیز نقش را می کرد و را هر چه در نماید. که در سال 1991 و در پی در –و نه همه شوروی- که بار بعد از 73 سال می شد، به شد. لذا از این که وی به نفر دوم می شود تا (به مدت هفت ماه) و با ها، عمل این به دست او بیفتد. سه روز بعد از این بوش کرد که سه - و لیتوانی- به و این سه را رها کند و را به بشناسد در غیر این کمکهایی که قول قطع شد. لذا بعد کرد که ما های سه را به می شناسیم. دو ماه بعد، در 19 اوت 1991کودتای و مشکوک اتفاق افتاد. که پس از سه روز شد، با کودتاچیان اما در جریان آن دستگیر شد. این کودتا و کوتاه جابه (و نه اسمی) نفر اول و دوم بود؛ به ای که تابع شده بود. در و با استعفای در اواخر 1991 که 1917 کرد و های آن و این بود که کمیته خطر جاری با توام شد. پس از چند سال از بود که آثار قوانین تجارت آزاد و کاپیتالیستی و هجوم غرب به ایالت ها و وابسته به آشکار شد. فقر همه جا را در بر و تا امروز هم همچنان این از اروپا که به است از سطح و از پیشرفته عقب است. و. با حل امنیتی؛ نتیجه: از غیرمشروع 13 سال پیش به بهانه مبارزه با تروریسم، بعد از سالها حضور سال 2014 تثبیت و حل این تقاضا کرد طی یک بین و شود. ای که به & استراتژیک کابل – واشنگتن& یا سپنتا – کراکر شد. این منتقدان در به ای که از آن به نقض ملی این یاد کردند. بود این را حل اما و در این شد. در بند & ج& از بخش سوم & تحکیم درازمدت& ، است کمک به ملی شود که با معیارهای سازگاری و اصل & قابلیت پذیری با ناتو& را تقویت کند. [3] که این به اصل است. در اول از بخش هشتم & احکام نهایی& اشعار شده است که & این تا سال 2024 (سال 1404 هجری شمسی) اعتبار است.& [4] که این نیز به از بین اصل حاکمیت ملی است.، حال این دو چه شد؟ آیا این از چند هفته پیش طالبان به شهر قندوز، و حفظ پاسداری یا توجیهی تخریب پزشکان مرز در را ز. حاشیه ای است ژئوپولوتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک. سبب حضـور پررنگ شـرکت های آمریکایـی شده است که از یک سو، سود کلانی را نصیب و از سوی موجب در این شده است. از طرف دیگـر، دشمن تراشی و توهم در از (ایران هراسی) و به شدن به برتر باعث شده که قسـمت اعظـم کـه عایـد کشـورهای عربـی می شـود؛ صـرف تسـلیحاتی و خریـد ادوات نظامـی از غـرب شود؛ به که در سال 2011، به 57 (یعنی 60درصد تسلیحات شده) تجهیزات به شش پادشاهی عرب است و این چند سر سود از ارتباط با عربی. 5 اما در این میان، سهم این از ارتباطات تنگاتنگی جز فقر و نیست. چنانکه پیش "علی الیامی" مدیر دموکراسی و بشر (به وسیع، تاثیرگذار و قدرتمند در مقایسه با عربی) که به داعیه از را می در آن در گفت وگو با العالم داشت: درآمدها در تأمین نیازهای از مواد غذایی کافی نیست.6 رسمی، سرانه در از 20 در سال 1980 به 10 کاهش و تورم به شدت افزایش است. "الیامی" بین 40 از را زیر خط فقر خواند و این در است که حق اعتراضی هم در این ندارد، چنانچه هرکس از بگوید به برهم زدن می شود و او را مزدور بیگانه می نامند. بر موجود، دو سوم زیر 30 سال سن و حدود سه چهارم بیکاران نیز زیر 20 سال هستند. طبق سالانه بیش از 300 درحالیکه شمار ساکنان اصلی این بین 12 تا 14میلیون نفر است.7 3. با با چه قصدی، برآورد چه ای؟ اما ها با به چه هدفی گرفت؟ در به از اظهارات مقامات و های این می شود. & جدید& در 10 اگوست 2015 در مطلبی تحت & می توانیم از را به سه روش و می کند. & پیتر هارل& عضو ارشد این ونویسنده این & به یک و در دارد. در این که قبل از انقضای ای، در یک منفعت و دارد. با سرمایه روی ای به ترویج در کمک کند تا موسسات غیردولتی و بین و نهادهای در تسهیل شود و نیز (واشنگتن) به باقی ماندن در فعالانی در که به در دهد.& [5] استفان والت تئوریسین بین در یادداشتی در فارین پالیسی از در دنیای پساتوافق با انتقاد از تلاشهای خواهان از بین را با این می کند که & تنبیه یک دهه یا بیشتر، فقط - به جوانان- که علاقمند به با به کلی و به طور خاص را ناامید می کند.& [6] وی در ای می & هدف یا دست کم باشد. می خواهند مطمئن که بر کل خاورمیانه غلبه نمی کند.بنابراین من امیدوارم-این امید من است و نمیتوانم را کنم- که ای در را به روی بر سر موضوعات نیز باز کند.& [7] در ای بعد از با وبگاه میک (MIC) داشت: & ام که یک فوق العاده است. باستانی و دارد. افرادی به شدت باهوش و و من این افراد آرزوهای خوب دارم. در هر چند تدریجی گیرد که طی آن این درک شود که مرگ بر یا انکار هولوکاست این یا اسراییل به ویرانی، سلاح به حزب الله که در گروههای تروریستی این را از بخش بزرگی از به یک منفور می کند. من می توانم به شما این را بدهم که لحظه ای که این لفاظی ها و این رفتارها را به لطف وسعت، استعداد و فورا نفود و خود از بود. و این است که من شود. این در و این یک ذهنیت از این نظر است که با بقیه و با کشورهایی نظیر و شاید این نسل که بتوانند این را