صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب گرفتن



بدون عنوان

بدون عنوان



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
صدام آرزوی مصاحبه در تهران را به گور برد/کمان 99، نیروی هوایی عراق را زمین‌گیر کرد

صدام آرزوی مصاحبه در تهران را به گور برد/کمان 99، نیروی هوایی عراق را زمین‌گیر کرد



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
سیف ممنوع الخروج است/ رسانه‌های اختلاف افکن تحت تعقیب قضایی/4نفر از وزارت صنعت بازداشت هستند

سیف ممنوع الخروج است/ رسانه‌های اختلاف افکن تحت تعقیب قضایی/4نفر از وزارت صنعت بازداشت هستند



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 20 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
​برای 36متهم پرونده های اقتصادی حکم صادر می شود

​برای 36متهم پرونده های اقتصادی حکم صادر می شود



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 20 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
نگاه لوکس و تشریفاتی به صادرات چاپ اشتباه بود

نگاه لوکس و تشریفاتی به صادرات چاپ اشتباه بود



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
بازنشر گفت‌وگوی لیلا کردبچه با غلامرضا طریقی درباره حسین منزوی

بازنشر گفت‌وگوی لیلا کردبچه با غلامرضا طریقی درباره حسین منزوی



تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,سرگرمی,فیلم و سریال
رزمندگان در دفاع مقدس از سوزش پوست ناشی از بمب خردل فریاد می‌زدند/ داروهایم را از دلالان تهیه می‌کنم

رزمندگان در دفاع مقدس از سوزش پوست ناشی از بمب خردل فریاد می‌زدند/ داروهایم را از دلالان تهیه می‌کنم


به تقریب، سی و یکم شهریورماه با روز از هفته است. حقایق در هشت سال جنگ در شکل گرفت و مصدومین بر جای گذاشت. در طول جنگ تحمیلی و در اثر بیش از 350 بیش از یک میلیون نفر از و غیر در با این که از این نفر شده و تحت گرفتند. 70 یکی از است که در های و سالهاست که از این درد رنج می برد. وی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی دانشجو، گفت: متولد سال 43 و اهل کاشان هستم. در سال 61 که 18 ساله بودم بعد از گرفتن مدرک دیپلم از طریق پایگاه بسیج به رفته و در 21 دی 65 در (کربلای 5) در شلمچه از ناحیه ریه، چشم و گرفتیم. با غافلگیری ها، از چند متری آن ها را با می ما در های کردیم. در ماه اما بین و ای پشت سر هم رخ داد. شب اول ها را به سمت عقب برانیم. شب دوم نیز به رخ داد. تا در سوم ما در یک جا و راه ای چون بود. در حین بود که یک شد و به ها کرد و ما به شد. بچه های ما آن ها را هدف و می و در حال بودند. و بود و اگر آن را ثبت می کرد می شد. دوش می در 5 ها قبل از از بمب را در تا آب شده و سپس بمب بزنند. که بمب زده شد بوی سیر شد و از این بو و نیز . بعد از بچه ها ، و به آن ها دست داد. ما را که بمب به پشت کردند. در دوش آب گرم و دوش آب سرد بگیریم. بچه ها می و می اما و حفظ دوش بگیرند. بچه های با اتوبوس به سمت عقب در حال حرکت اما نای نفس و بی رمق بودند، یکی از بچه ها به ما ساندیس داد تا حالمان بهتر شود اما آنقدر قوی بود که چیزهایی که خورده به مایع زردرنگی بیرون م آمدو مداوم تهوع به ما دست می داد. با هواپیما به طرفه رسیدیم. چشم و ریه را جدی داده بود. روز بعد از عمل تنگی نفس به ما فشار می آورد و از آن روز تا به اکنون که بیش از سی سال می گذرد این درد همراه ماست و ها هر روز و می شود. اگر آمریکا کند باز هم جانم را فدا می کنم بار که خاستیم شویم قبل از نهایی بود و گفتند را بدهید بعد به بروید. لذا ما م امتحان را دادیم و در 27 سال 61 در و اینگونه نبود که کسی ما را کن که به جنگ بروید. ما با اعتقادات قلبی و گوش دادن به حرف امام خمینی(ره) به جنگ رفتیم. لذا اگر قصد تجاوز به کشور را داشته باشد باز هم با این مقدار نفسی که به می رویم و خون خود را فدا خواهیم کرد. در مرا نگهداشته است در سال های رسیدگی به ما خوب بود و در سال 81 استندی در لوله ریه من کار گزاشته شد. از آن زمان تاکنون تحت ام. در گذشته ما به می اما پزشکان از به آمده و ما را می دهند دولت در سال های های ما را به و خوب بود و هزینه های ما می شد اما کمی فرق کرده و حمایت نیستند. ما مربوط به کمبود است. معادل تاثیر و را ندارد و این مشکلاتی ما است. ما علاوه بر حل این خواستاریم که واحدهای تفریحی در شمال فراهم در و این نفس سخت است. داروهایم را از دست می خرم! ریه ام شدید دیده و طی سفرهای ام یک در گذاشته شده است. این گاهی موجب ریه می شود که تعویض شود. این سختی است که ما تحمل می کنیم. تمام اعصاب و روان، قطع عضو و ویلچری از و مردم انتظار دارند که فراموششان نکنند و از آن ها دلجویی کنند. سرکشی از روحیه به آن ها می دهد که این به فراموشی سپرده شده است. کسی سراغ ما را نمی گیرد و در با مشکل روبرو هستیم. ما نباید در کوچه و خیابان به دنبال اسپری و قطره اشک مصنوعی بگردیم و را از تهیه کنیم. از تقاضا که ما را رفع اینها از لحاظ جسمی، روحی و روانی به ما می زند و این منصفانه نیست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
داعش هم مسوولیت اقدام تروریستی اهواز را بر عهده گرفت

داعش هم مسوولیت اقدام تروریستی اهواز را بر عهده گرفت


-ایرنا - به نقل از به امروز به مراسم رژه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در شهر اهواز در استان خوزستان توسط این گروهک خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
مدیرعامل ایرنا: شجاعت لازمه کار خبر است

مدیرعامل ایرنا: شجاعت لازمه کار خبر است


- - گفت: با در با های زیادی مواجه است و برای مدیریت خبری این ها به خلاقیت نیاز داریم که لازمه آن شهامت و شجاعت است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
قضاوت مردم درباره اتهام زنی ها به دولت

قضاوت مردم درباره اتهام زنی ها به دولت


- زنی های پی در پی به که با هدف و صورت می گیرد، با قضاوت مردم ایران مواجه شده و به نتیجه نخواهد رسید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
انقلاب اسلامی برگرفته از نهضت کربلا است

انقلاب اسلامی برگرفته از نهضت کربلا است


استاندار یزد گفت: خود را کرد و با از راه سید الشهدا سعی و تلاش می کند رنگ نهضت کربلا را داشته باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
نمازی برای حاجت و توصیه‌های کلیددار قدیمی حرم حضرت عباس (ع) به پدر و مادر‌ها و جوانان

نمازی برای حاجت و توصیه‌های کلیددار قدیمی حرم حضرت عباس (ع) به پدر و مادر‌ها و جوانان


به گزارش تقریب، بعد از سال ها شد تا به اباعبدالله الحسین (ع)، مشرف شوم؛ در از این سفر شد تا به حاج شیخ علی آل شیخ، و حرم قمربنی هاشم (ع) و این و را از کردم. که چند قرن پیش، از به مهاجرت و بعد از آن 12 نسل از اش حرم (ع) و اکثرشان هم در روز عاشورا به حق شتافته حالا پس از گذشت 48 سال که و این حرم بوده به دلیل کهولت سن بازنشسته شده و در به سر می برد. سال 2 بخش از گفت شیخ شد و این بخش از وی است که در میlrm;خوانید. دار حرم (ع)، در بار ها به (ع) و و می گفت: (ع) که و می در یک نفر (س) می شدند. شما هم هرگاه در گره و مشکلی برایتان ایجاد شد و به در بسته ای خوردید به (ع) پناه ببرید. شیخ در به کیفیت نمازی از (ع) کرد و گفت: در هر موقع از روز و یا شب شد 2 رکعت نمازبخوانید؛ بعد و یا قبل از صبح پس از تسبیحات (س) را بگویید و صد بار صلوات بفرستید و آن را به (ع) و (س) هدیه کنید. را با صدا بزنید و او را به عصمت و آبروی (س) قسم و شک نکنید که آقا شما را دست برنمی گرداند. وی از سال های زیادی است که (ع) و (ع) را به نمیlrm;دهند کرد و گفت: بیش از 10 سال است که و این را در سطح سال که از با خبر نمی و این بدی است. از (ع) و (ع) هم و به که از آن ها کنند. همه و من در شیخ غرق در های او شده و با به گوش می دادیم. نقل (ع)، از این که خود آن را به او می تا را بیش از پیش که از آن را درک کنید. شیخ بعد از از که یک از شما و زن و از کل 31 ما 3 نفر را بردند. جمع ما بود و شیخ بعد از این در هم رفت و با به جمع ما گفت: به که خدا است و اگر به این راه می که خدا در این راه به شما کمک می کند. وی از و در گفت و افزود: کسی که کند مال و خدا او را می کند و هم از و به آن ها می بخشد. در قر آن هم می گوید: وَ الْأَیامیrlm; وَ وَ وَ (آیه 32 نور) اى به و بى که از (همکیشان) شما و به آن و که را دهید. اگر را از فضل خود که گسترده است و به حال کسى که صلاح او در گشایش است داناست حرم (ع)، تصریح کرد: در این آیات به افرادی که با فقرا می وعده که آن ها را از فضل بی می کند. پس ای ازدوج فقط به دنبال ثروتمند نباشید، فقیر و را انتخاب که شما را از فظل بی می کند. وی گفت: در یکی از کار هایی که (عج) , را است و نوشتن های زیاد است. شیخ اینجا کمی صدایش را کرد و گفت: ای ها چه خبر مگر داد گا ها را نمی بینید؟ بعد آز آن شد و گفت: دار تشیع، تشیع و ایمان پس چرا این ها را در آن ببینیم؟ این عیب و آسیب است. شیخ همه ما را به و کوبیدن درب (ع)، کرد و گفت: هر حاجتی که می خواهید از این بزرگوار بگیرید و مطمئن باشید که شما را دست از درب اش رد نمی کند؛ من خودم 14 که بود و در سن 20 سالگی 4 اولاد و همینطور تا هشتمم هم به آمد و در آن به خدا و اهل بیت (ع) توجه و می کردم. وی تاکید کرد: این کار های ها که را به عقب میlrm;اندازند و یا یک میlrm;آورند عیب چرا جامعه از تولید نسل و ازدیاد نسل می ترسند، با و به آن ها همت و سلامتی عطا از آن ها می پرسم چرا فقط یک یا دو بچه داری می بیش از این سخت پس من به این ها می گویم که این سختی شما نیست، مگر شما بچه هایتان را می با آن عظمت به ملت مسلمان و درخواست می کند تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامه کنید، زیرا من به زیادتی شما نسبت به امت های در قیامت مباهات می کنم. ها به چی اند؟ شیخ داد: ها می گویند ای سخنت درست نیست هرچقدر بچه کمتر بهتر! ها از شوید. خدای نکرده اگر یک اتفاقی رخ دهد، به قسم و غیر حسرت می شود و از بین می روند. حرم (ع) با بیان امید ملت و به گفت: ای مسلمانان از غفلت به پاخیزد؛ به 80 نفر جمعیت دارد، اما 150 نفر باشد و این ها به دست خودشان 75 نفر کشته اند. از کجا معلوم این کودکانی که سقط شده اند و یا به های مختلف به نیامدند از آن 313 یار نبوده چه جوابی به (عج)، می آیا این جواب (ص)، علی (ع) و درجایی که نهی مطلق آیه 151 انعام و 31 اسراء، در باره از ترس فقر می فرماید: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبیراً و خود را از ترس فقر و تنگ دستی نکشید، ماییم که آن ها و شما را می دهیم؛ زیرا، آن ها گناهی است . پس ای و و صاحب شوید. فقیر، و شهید بگیرید، دختران آن ها با سازش و همسرانشان را می دارند. شیخ داد: حدود سه سال پیش که بیمار شدم به اصفهان پیش دکترم رفتم. در آن ای پیش من آمدند و گفتند که شیخ می به برویم و از تو می که ما را همراهی کنی. اما پزشکان اجازه ندادند که من با آن ها برونم. فصل سرما بود و آن ها احتمال عود بیماری را می دادند. فردا بازگشتند و به هر صورتی که شد من با آن ها رفتم؛ گویا پسر چند سالی بود که با رفت آمد و به او علاقه شدیدی هم داشت. در مراسم بعد از صرف چای پدر آمد و به ما گفت: به این راضی شده، ولی چند شرط دارد که حتما عملی شود. دار حرم عباس، افزود: یکی از شروط این بود که، چون نمی غذا بپزد، آن ها تا یک سال از رستوران غذا بیاورد؛ شرط دوم ندارد بدون جایی برود او یک هم بخرد. ئشرط سوم، دخترم نمی با پدر و کند و و کند و می خواهد. چهارم به سن برایش سکه مهر کنید؛ همان جا آقا جان خدا حافظ دختراتان خودتان و پسر ما هم خدا است. وقتی هم که می رفتیم، در گوشه ای پدر و را صدا زدم و شما با این برخوردتان ترشی دخترتان را می اندازید. اوکه گویی با این حرف ها خودشم هم شده با چشمانی پر غصه ما را به به (ع) و ائمه معصومین (ع) تشویق کرد و گفت: شما را به (ع) قسم می دهم آیا واقعا مادرمان (س)، آیا (ص) و سبک مولایمان علی (ع) اینگونه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​رایانه چه نقشی در خواب کودکان دارد؟

​رایانه چه نقشی در خواب کودکان دارد؟


به خبرگزاری تقریب، در امروز ها بخش عمده ای از ها را می دهند. این با قابلیت های خودش به سرعت در ها قدم گذاشت و انجام از کارها را برای او آسان کرد. یکی از اختراعات است که موجب پیشرفت از تکنولوژی های دیگر شده است. چه نقشی در دارد؟ است که در هر ای دارد. از تا به از این دارند. اما آیا ما از این ما آیا این است یا این ها تا ما از را شویم. (Kaiser Family Foundation) در خود داد که ای هیجان آور مانند تلویزیون، کامپیوتر و های ویدئویی، استرس و آزاد شدن های تحریک کننده در بدن می شود. این ها می توانند در کیفیت کنند. از های کامپیوتری و افزایش این ها می شود و به فرد را به می اندازد. اگر در به آرامش رسیدن بعد از از یا های ای را به آنان به می افتد. یک مطالعه منتشر شده در مجله Applied Physiology داد که در نور تولید بدن را کاهش می دهد زیرا بدن شما فکر می کند بیدار شدن است. یک است که به تنظیم و بیداری بدن کمک می کند و بدون آن عادات شما دچار اختلال می شود. در شب، بدن نیز افت می کند. اما در نور در شب می بدن را در حد بالاتر از حد طبیعی دهد، که همچنین می خود را از بین ببرد. این دو عامل می دهد نادرست از می فرزند شما را و به سلامت او صدمه بزند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دوران دفاع مقدس ماهیت نظام سلطه را نمایان کرد

دوران دفاع مقدس ماهیت نظام سلطه را نمایان کرد


به تقریب، به نقل از ائمه استان در های نیز پس از توصیه خود و نمازگزاران به تقوای الهی به موضوعاتی که در مشروح ها را با هم می خوانیم: را کرد "آیت در های این ضمن داشت: در هشت سال و خود را به و ملت به کار اما با و جز نصیب آنها نشد. وی با به اینکه این و و زورگویی را به کرد، افزود: این یکی از جنگ بود همانگونه که نیز فرمودند جنگ نشان داد که ابرقدرتها از دارند. را از (ع) و با به های گفت: ما و صفر است. آیت کرد: از و ما و چون و صفر است و شده در ها و کند. با به که را جنگ و اعتقادات و نه صرفا جنگ فیزیکی داد: از ترویج عاشورایی واهمه دارد. یک است حجت و "جواد الیاسی" در های کرد: در همه دستگاه های در سوگواری سید الشهدا سنگ گذاشتند. وی در با شور در کنار شعور کرد : در به یک حسینیه تبدیل شده است. حجت و جواد ای به و کرد: بعث ریزی بود که در طول چند روز به برسد ولی دیدیم با افتخار آفرینی چطور های شوم نقش بر آب شد. گفت: یک است که آن را حفظ و در جای خودش از آن استفاده کرد. کرد: ما هم روز علی رقم های های روز به روز بر تر می شود. ای به های جنگ و گفت : ما در و های است. وی کرد: های زن ما به چشم ملی ما شده است که ما چشم طمع ما را در ها کور می کند. یکى از مهم هاى و حد و مرز با و است حجت با داشت: یکى از مهم هاى و حد و مرز با و است. وی افزود: یکى از مهم هاى است که - را شکل است. را از بین که را به مدل خود کرد. گفت: را مى این و این را با و و حتى و در اى و اى و در عمق در و از آن برشمرد. از که با هاى در حزب و و و و حتى در هاى و... مى مى که 8 ملت چه است که به غرب را است که همه این ها که شد از کوه یخى است که از پر بیرون زده و خودنمایى مى کند که بخش زیادى از این کوه در عمق خمینى کبیر پنهان است و باعث ترس و وحشت آمریکا و صهیونیستى که حیات خود را در خطر مى بینند، شده است. وی خاطرنشان کرد: یک گنجینیه ارزشمند راه آزادیخواهان و عدالت طلبان و ستیزان در سرتاسر عالم است . در بخش دیگری از سخنان خویش کرد: همه مهرماه، نویدبخش فرارسیدن بهار و است. و دانشگاه هاى به پایگاه هاى مهم عناصر نیروى انسانى مومن، متعهد و متخصص، در این روزها فرایند آموزشى و پرورشى خود را از سر مى گیرند. وی افزود: اکنون بنا به مؤسسه پژوهش و وزارت علوم، داراى 3 و 794 و 420 است که از این یک و 723 و 269 نفر زن و 2 و 71 و 151 مرد هستند. هم چنین رقمى حدود 14 دانش آموز دختر و پسر در مقاطع تحصیلى در مشغول تحصیل هستند. این آمارها که به زبان از حضور بیش از یک چهارم جمعیت فعال در این قشر حکایت به خودى خود؛ اهمیت غیرقابل انکار و احساس مسؤولیت در این را ضرورى می سازد.از سویى با لحاظ زمینه اى و اقتضائات امروزِ ایران، و بنا به ى رهبر وجود مختلفى از جنگ با و طلبان، و پرورش و ابعاد جدید و مهم ترى مى یابد که نیازمند کنش گرى مسؤولین و در است. در اول نمازجمعه گفت: حسین(ع) که قصد حماسى خود را نمود و با آن که این را چیزى جز شهادت خود و عزیزترین یاران و اهل بیت خود نمى دانست، اما با این حال آنان از طفل شیر خوار تا و دختران خود را با خود همراه کرد؛ چراکه آن به این آگاه بود که این اهل بیت که با نظاره و نمودن سخت مصائب روزگار، شاهد و روایت گر این حادثه و منتقل کننده این باشند که اگر نباشند، این در ظلمت و جهل بنى هم بر آن و هم در جریان محو خواهد شد و نشانى از آن باقى نخواهد ماند. این گونه بود که خواهر بزرگوار خود کبرى(س) در لحظات این صبورانه را یارى کرد و بعد از واقعه وقتى که عمر سعد دردناکترین جنایت ها را بر و اهل بیت بزرگوارش وارد کرد و اهل بیت و و کودکان را به برد، آن کبرى(س) بود که در حال اسارت، را داد. این ابلاغ در یزیدیان، با کاروان حسین(ع) به رهبرى سجاد(ع) و کبرى(س) در شامگاه روز یازدهم به طرف کوفه شد و حسینى، به شکلى یافت. هرچند، توانسته بود نیروهاى را در ظاهر شکست دهد و اهل بیت را به ببرد، ولى رسوایى هاى جور بنى و افشاگرى هاى سجاد(ع) و زینب(س) روى امویان را در سیاه کرد و حسین(ع) و راه پاک او را جاودانه ساخت. بدون شک تأثیرى عمیق و تأثیرگذار در شکل گیرى ها و جنبش هاى تا معاصر است، آنگونه که عصر حاضر مستکبران و هاى را متاثر از حسینى که هدف اصلى آن با در ذهن و جان شیعه این سرزمین نهادینه شده بود و به این منتهى شد. با تبعیت از این با سختى ها و مصیبت هاى بسیار، این را و به رساندند و بعد از آن نیز در سخت جنگ تحمیلى، با ایثار جان و مال خود این راه عاشورایى را دادند. در این راه کسانى که به برده شدند، اجرى کمتر از شهیدان راه حق ندارند که با الگوگرفتن از سال هاى سخت را اما لحظه اى دست از حمایت از هاى و برنداشتند و راه را پیروزمندانه دادند. پاسداشت هاى این عزیزان که در زندان هاى بعث سخت شکنجه ها را 11 روز تجلیل از اسرا و مفقودان در تقویم نام گرفته است تا هشت مبارزات غرور آفرین این آزادگان سرافراز را دشت در خود حفظ کند و نسل هاى بعد به یادگار بگذارد و روایتگر مظلومیت ملت در مستکبر و ظالم باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نقش یزید در فاجعه کربلا به روایت علمای اهل‌سنت

نقش یزید در فاجعه کربلا به روایت علمای اهل‌سنت


خبرگزاری تقریب: در تعداد از شخصیت ها و برﺟﺴﺘﮥ سنی که نقش را در فاﺟﻌﮥ انکارناپذیر اند و صدق این ﺗﺄمل در که از مرگ تا پس از حسین(ع) رخ دادند، به وضوح نقش را در این می کنند. این و ها به وقوع از این است: .الف. زمینه چینی و جنگ با عراقیان: گزارشی که در الفتوح ابن و خوارزمی است که منابعی یا با های قوی در روز خود که او و مرگ به از سخن گفت که از با خبر می داد. گفت که در دید که در او و از خون جاری است که وی از آن را تا ابن آمد و او را از نهر داد (ابن 1406: 3/6؛ 1948: 1/179). وی خود را تعبیر کرد که بین و به ملحمه ای رخ داد. هرچند صحت این محل تردید این است که وی از خطر را که دل در گرو علی(ع) می کرد و شام را جنگ با می که در از با سخن به است (ابن 1406: 3/6). ب. ای تند به از حسین(ع) یا قتل ایشان: های معتبر پس از برتخت نشستن ای کارگزار خود در و به او داد تا از بن علی(ع) و بن بگیرد. این را گوناگون ذکر که در از از در امر سخن شده است (ابن قتیبه، بی تا: 1/174و175؛ 1998: 4/332و333؛ بی تا: 5/338؛ شیخ 1399: 200). عده ای از بر از این دو تن یا سخن به اند (یعقوبی، 1413: 2/154؛ ابن 1406: 3/9، 19). در آن هم به جای عام به طور از خود در ای از آن که به آن بود که زدن این کار بر دوش (Ahmad, 2006: 118-119). پس از این به و ابن بی از خود به سخنی بگوید. این را داد تا از احتمالی یا گریزشان جلوگیری کند (ابنlrm;اعثم، 1406: 3/9؛ 1998: 4/333)؛ اما آن دو به فراست از باخبر ابن از و با عده ای از همراهان خود نزد رفت (ابن 1406: 3/12؛ 1368: 227). این نباشد که به طور از آگاه شد؛ اما از امام(ع) و ابن از خبر می بن حکم در این که که امام(ع) در دارالعماره از و کار را به فردا و در موکول به کرد که او را رها و امتناع، وی را بکشد؛ به او، رهاکردن و ابن باعث گریختن و افزایش در می شد و ای را ساخت که به شد (خلیفه بن 1968: 1/282و283؛ 1368: 227؛ 1998: 4/333، 336؛ ابن 1406: 3/9و10، 14). شدت عمل به از به امام(ع) و خطر او امام(ع) بود. این که نیز طرح و را در سر داشت. عزل از پس از وی در کار امام(ع) (بلاذری، 1998: 4/341) از عمل و یکی او و را می کند. در در شد که از جان خود بود و می داد در رو از بنی را خود برد (دینوری، 1368: 227؛ ابن 1406: 3/13). بی شک اگر می سی تن را از جان به نمی برد. ج. بیم بر جان خود و اش و از مدینه: پس از از که در به رو شهر را ترک کرد و به طرف مکه رفت که حرم بود. به از به این آیه از شد: پس و از شهر شد، گفت مرا از بخش (قصص ، 21؛9 بی تا: 5/343؛ شیخ 1399: 202). به این آیه به را می دهد. بیم از این بود. در به که علت شدن را از داد: بنی را و را صبر و حال به که (ابن 1406: 46). پس از به مکه به شد که این را به می دهد: من از بر من و ام ندارم. که از ترس مرگ دست ذلت به دهم تا خود را از که مرا هدف اند کشم، مرا نشاید که آزادمرد خوانند (بلاذری، 1998: 4/337). که به ابن در مکه و از او که حسین(ع) را از قیام وی بازدارد، ابن داد (ع) به من خبر است که علت آمدنش به اینجا، سوء اموی در و در کار با سخنانی تند بوده است (سبط بن 1418: 215و216). د. عزل مسامحه کنندﮤ مدینه: در رمضان سال 60ق/679م، عتبه را از فرمانداری عزل کرد و اَشدق را با حفظ سمت در به نیز منصوب کرد (طبری، بی تا: 5/343؛ سبط بن 1418: 214؛ ابن 1413: 8/158). علت عزل ای بود که بن حکم به و در آن از چاپلوسی و سستی در کار حسین(ع) و ابن انتقاد کرد (بلاذری، 1998: 4/341). که به رسید به رفت و خود را بر با ابن که از هدف او شورش امویان و به دست کرد (خلیفه بن 1968: 1/283). عزل ﻧﺘﻴﺠﮥ او از که پس از از گفت: نه به خدا من بن علی(ع)، نوﮤ پیغمبر(ص)، نخواهم حتی اگر همه دنیا را به من دهند (بلاذری، 1998: 4/336؛ ابن 1413: 8/157). که از او امام(ع) را اجتناب از بکشد، آرزو کرد ای کاش پیش از این مرده بود و روزی را نمی دید (ابن 1406: 3/10). به علت پس از وعدﮤ بر در جمع، را رها کرد (ابن 1406: 3/12؛ ابن 1413: 8/158). سپس بن را که از بیراهه به مکه رفته اما در پی حسین(ع) که راهی مکه شد، برنیامد (بلاذری، 1998: 4/334) و به این صورت، به عمد از ورزید. ر. یا قتل حسین(ع) در مکه: پس از نشد در از بگیرد، در بود این کار را در مکه دهد. ازهمین رو ای به ابن که در مکه به سر می برد و از او را از خود باز و به راه وا دارد. ابن هم ضمن وعده به (سبط بن 1418: 215و216) برآمد امام(ع) را از به باز و را به در تا مراسم حج، تشویق کند تا را در ایام حج دیدار کند و نظر را خود بداند؛ سپس کند و از به محل غیر از مثال به یمن، برود (مسعودی، 1970: 5/129تا131). اما ضمن خیرخواهی ابن عباس، خود را به دو علت بازگشت ناپذیر کرد: بن بر همراهی با و دوم ترس از یا شدن در مکه و شکسته شدن حرم امن (طبرسی، 1417: 1/445؛ ابن 1413: 8/177و178). به حج حجّ به و بی به به سوی این را قوت می که قصد و به زور از و را (ابن 1406: 46؛ 1385: 45/99)؛ اما امام(ع) قصد با شدن خدا بشکند.10 ز. ابن به جای بن در کوفه: ابن به به از است که شدت عمل در حسین(ع) است. پیش از ابن به بن شهر بود که به شخص نرم بود. به شهر به گرد بن جمع به که بیم آن می رفت کار از دست بنی شود (سبط بن 1418: 221). با از را عزل کرد و بن را با حفظ در به و به او داد به رود و را دهد (طبری، بی تا: 5/348؛ 1379: 2/42). ابن و حال طلب و بود که از هیچ ابا نداشت. به (Madelung)، رو که بن علی(ع) را خود می در شدن او اما نمی در چشم در حکم حسین(ع) رو ابن را این کار که حسین(ع) را کند و بکشد. که وی در های امام(ع) داد و به با از این بود.11 س. با بن در کوفه: ابن در و بن که در او، به این امر شده بود که را کند و سپس یا کند (دینوری، 1368: 231؛ بی تا: 5/348، 357؛ ابن 1406: 3/41و42). ابن پس از به شهر و به دست شد را کند و بن به قتل و این کار امام(ع) را در کند. او یا که امام(ع) در بود (دینوری، 1368: ابن 1406: 3/42و43؛ بی تا: 44) و بن بن به طرف امام(ع) را به قتل (ابن 1406: 3/50و51). با این به ابن (دینوری، 1368: 242) و از او و به شد، کند و به (طبری، بی تا: 5/380و381؛ 1948: 1/215). سپس داد و را که ابن بر (ابن 1406: 3/70؛ ابن بی تا: 4/94). ش. به ابن و قتل امام(ع): پس از کار به ابن داد که کار را بر بن علی(ع) سخت و را دهد یا او را ای نزد (یعقوبی، 1413: 2/155؛ 1998: 163). به ابن را به ذکر اند. در از از ابن شده است که بن علی(ع) را رها و حتی در است که با کسی که وی جنگ (غیرَ مَن قاتَلَک) (دینوری، 1368: 242؛ ابن 1413: 8/179)؛ اما در از از به جنگ با امام(ع) از به سخن به است (یعقوبی، 1413: 2/155؛ ابن 1415: 14/213). که این را خود ابن نیز در اش به (ع)، که در کرد: مرا که بر زیر سر و شکم را از نان پر تا تو را به او آرم یا تو را به سوی (ابن 1406: 3/95؛ 1948م: 1/239). ص. سخت ابن بر امام(ع): سخت های ابن بر امام(ع)، و علت بر تحت ابن است. او در این و عم بن هیچ به جنگ و امام(ع) (بلاذری، 1998: 4/188؛ بی تا: 5/401)، (ابن 1406: 3/112؛ بی تا: 5/426) یا خود این (طبری، بی تا: 5/402و403؛ شیخ 1399: 225؛ 1962: 6/10). بیم ابن از در بر از امام(ع) یا قتل که وی در خود به امام(ع) به این دو را کرد. ض. بعد از عاشورا: پس از از به ابن داد تا را به و به (سیدبن بی تا: 171). به و را در بین راه که با عکس نشد.13 که این عمل کسی که از خود است. سپس داد سر امام(ع) را بر در (مجلسی، 1385: 45/155و156) یا کاخ خود (خوارزمی، 1948: 2/73و74؛ 1385ق: 45/142) تا شود. نیز دسته به نزد می و اش را بر این (ع)، می (ابن 1406: 100). از شد. شهر به ای شد که سهل بن از پیامبر(ص)، کرد فرا است که او از آن بی خبر است. را سه روز در شهر نگه تا شهر را و شهر رقص و دف با دست و پای شده و به (خوارزمی، 1948: 2/60و61). که این ها و باشد. ط. از قتل امام(ع): به یکی دو بر این اند که به محض سر حسین(ع) داد آن را در زر سپس با چوب به زدن به های امام(ع) که از ابن با از یا را می کرد (یعقوبی، 1413: 2/159؛ بی تا: 119؛ بی تا: 5/390، 465؛ ابن 1406: 3/149تا151؛ 1970: 5/144). این عمل بود که از پیامبر(ص)، کرد (بلاذری، 1998: 222؛ 1970: 5/144)؛ اما و حتی وی را کرد که اگر از پیغمبر(ص) را می زد. پس از این نیز تا چند روز در سر (ع) بزم و کرد (خوارزمی، 1948: 2/72؛ بی تا: 190)؛ حتی به نقل از به داد بر رود و در حسین(ع) و علی(ع) سخن (ابن 1406: 102؛ بی تا): 187و188). وی در های به کرد. داد را به و با با غل بر پشت از به شام (سبط بن 1418: 237، 260)؛ به که بدن های شد و سپس را در جای داد (سیدبن بی تا: 188). که به و او سجاد(ع) را و دست گفت: ای علی بن حسین(ع) خدا را شکر که را کشت... (مجلسی، 1385ق: 45/168). وی حسین(ع) را به (سبط بن 1418: 260) که با زینب(س) از این کار منصرف شد. ظ. با ابن پس از کربلا: یکی از علت های مهمی که از نبودن واقعی و بلکه عمل قاتلان حسین(ع) ندادن کوچک ترین تنبیهی در حق حتی وی بیشترین هدایا و جوایز را به مسئول این بن زیاد، بخشید (سبط بن 1418: 260). پس از این عرب و جبال را به او سپرد و مبلغ یکzwj;میلیون درهم هم به او جایزه داد (ابن 1406: 3/156)؛ سپس او را از به نزد خود فراخواند و شب نشینی های با او داد. در یکی از این مجالس، در تعریف از عمل ابن سرود: پیالهlrm;ای از شراب به من بده که تا مغز سرم نفوذ کند و آن را هم به ابن بنوشان که همراز و امانت دار من است و مرا در لشکرکشی هایم به می رساند. که کننده بر من، بود و نابودکنندﮤ دشمنان و حسودان است (مسعودی، 1970: 5/156و157؛ سبط بن 1418: 260). وی که بن بشیر، معزول را دید به طعنه از او پرسید نظرت کار ابن چیست؟ و به کوتاهی داد: الحربُ دُوَلٌ و اگر زنده بود نمی کرد (خوارزمی، 1948: 2/59و60). به سفارشی بود که به مرگ خود به بود که کار بن را اما با بن علی(ع) کند (دینوری، 1368: 226). به شعبی، وی از بن حکم نیز به علت اقداماتش در این تشکر کرد (سبط بن 1418: 260). . ع. مواضع صحابه و بزرگان عاشورا: نظر ابن دخالت صریح در قتل امام(ع)، یکی از است که مدتی پس از ماجرای رخ داد. که حسین(ع) به بن کسی را نزد ابن فرستاد و از او تا با وی ولی ابن با این بهانه که هنوز پابرجاست و از او ورزید. چون خبر این به گوش ای به ابن و او را ستود. در به این ابن تندی به او و آن را کرد: تو در ات از من با ابن نکرده ام یاد کردی، به خدا قصدم از این کار حمد و ستایش تو و من یادم نرفته است که تو که بن علی(ع) و جوانان بنی المطلب را کشتی و پیکرهایشان را در بیابان رها کردی. تو که حسین(ع) را از حرم امن (مکه) و حرم رسولش (مدینه) بیرون راندی، به ابن نوشتی و در آن قتل او را و من امیدوارم که خداوند به خود را از تو بگیرد... (یعقوبی، 1413: 2/162و163؛ 1998: 4/341). زیدبن ارقم، از قدیمی پیامبر(ص)، به در ابن بود. وی که بی احترامی ابن را به سر حسین(ع) سخت برآشفت و گفت: چوبت را از روی های حسین(ع) بردار. به خدا سوگند، دیدم که پیامبر(ص) این لب ها را می بوسید. به کرد. ابن به او گفت: اگر پیر و خرفت نبودی، می دادم گردنت را بزنند؛ سپس زید از ابن شد (طبری، بی تا: 5/456). در که بن در به رفت و گفت: حمد را که حق و اهل آن را غلبه داد و امیرمؤمنان و وی را یاری کرد و پسر بن علی(ع) و شیعه وی را بکشت . بن عفیف ازدی که از شیعیان علی(ع) از جای برخاست و گفت: ای پسر مرجانه! پسر تو و پدر توست و آن که تو را داد و پدرش. ای پسر فرزندان انبیا را می کشید و سخن صدیقان را می گویید . ابن داد او را و در شوره زار به دار آویزند (طبری، بی تا: 5/459و460). غ. سخنرانی بن پدر خویش: کسی که انزجار خود را به داد فرزندش، بن بود. به ابن حجر هیتمی (درگذشت974ق/1566م)، وی ظاهرالصلاح بود و زمانی که به بر رفت و گفت: این ریسمان است و همانا جدّم با کسی که تر، علی بن ابی طالب(ع) درافتاد و با شما کرد که خود می دانید تا مرگ او را و در قبر شد که در گرو بود. کار را به پدرم وانهاد؛ که وی این کار و او با پسر رسول خدا(ص) منازعه کرد تا عمرش کوتاه شد و دنباله اش قطع گردید و به قبر وارد شد؛ که از هراسان بود . سپس گریست و ادامه داد: از کارهایی که سخت بر ما سنگینی می کند، ما از سوءعاقبت و بدفرجامی اوست؛ او نوﮤ پیغمبر(ص) را کشت و حرم (شهر مدینه) را مباح کرد و را خراب کرد و از شیرینی نچشید... (ابن حجر 1417: 2/641). نتیجه حسین(ع) و پدیدآمدن یکی از جرایم است که در دوران سه خود داد. محرزبودن نقش او در این بیم از عواقب آن موجب شد خود او و عده ای از طرفدارانِ خلفا ، توجیه آن و او را از این مبرّا سازند. حتی عده ای پا را از این فراتر نهادند و به جای حسین(ع) را و او را به علت نکردن با به ایجاد تفرقه و شقّ عصای مسلمین ، طلبی و ماجراجویی مستوجب نکوهش دانستند و با جعل روایاتی، او را سزاوار مرگ شمردند و غیرمستقیم عمل را کردند. اکثر سنّی اعتقاد به خلفا، را در این مقصر معرفی اند و امام(ع) را نیز خطاکار ندانسته رو عده ای از برآمدند پای را از این بکشند و با انکار واقعیات این را بر دوش ابن افکنند. علت های نیز پشیمانی از قتل امام(ع) که خود علتی آنهاست، افکندن آن بر ابن و خوش و دلجویی او با اسراست. فارغ از های از اهل سنت بر و لعن او، علت ها و در خود که را در امام(ع)، در قالب این پژوهش به اثبات می رساند. مجموع این علت که در متن به تفصیل بیان شد، از آن که در را و در دل به این کار راضی بود و ندامت او هم امری ظاهری و غیرواقعی بود. کارناﻣﮥ سه او می دهد که وی تدبیر را حکمرانی بر امپراتوری و کنندگان از او نیز به درستی این را دریافته بودند؛ هرچندکه به جز حسین(ع) و بن کسی جرئت آن را پیدا نکرد.. اصرار سپردن امور جهان به که نه صلاحیت اخلاقی را و نه از عصبیت قبیله ای گسترده ای برخوردار بود و نه کارآمدی را اشتباهی هولناک بود که نتایجی اسلامی به ارمغان آورد. به حوادثی تلخ کربلا، حرهّ و حمله به برعهدﮤ کسانی است که سرسختانه سنگ از این سبک سر را به سینه می زدند. پی 1. (1385)، از اهل تهران: خمینی. 2. (1382)، از اهل سنت ، در ش2. 3. (1390)، و ، ش19. 4. عبدالهادی، (1429)، فی عهد ریاض: دار طیبه و التوزیع. 5. علت های این موضوع، از آیات توبه آیه 100 و بقره آیه 143 و از احادیث و نیز اجماع منظور اهل است. بیشتر، ر.ک: (ابن حجر 1328ق: 1/10و11. نقد این یعقوب، احمد 1374، پژوهشی در عدالت صحابه، قاضی زاده، تهران: مجمع جهانی اهل بیت. 6. از ﺗﺄثیر اندیشه های اهل حوادث صدر اسلام، ر.ک. کاظم بیکی، گوهری، 1393: نگاه اهل حدیثی ابن سعد به صدر ، و فرهنگ، ش92؛ 1379: 150، 165؛ Crone, 2000: 10/952-954.. 7. این ادعا صحت ندارد؛ اخبار موثق وی به مرگ 38 سال داشته است؛ در سال 25ق، 14 سال پس از رحلت پیامبر(ص)، زاده شده است (طبری، بی تا، 5/499؛ 1998، 4/393). 8. چندی پیش یکی از این افراد در اینترنت، از خود کتابی امیرالمؤمنین ! خبر است: ( 80015). هایی نیز با از به رشته درآمده برائهیزیدبن من دم الحسین : (محمودابراهیم محمود، بی تا، ،برائه من دم کویت: کلیه الآداب،) و فی عهد بن (الشیبانی، عبدالهادی بن رزّان، 1429، فی عهد 60تا64ق، ریاض: و التوزیع). عجیب است که طرفداری از سلفیان مسلمان می که حتی خاورشناسان همچون نولدکه نیز به بی دین او اند (Noldeke, 1892: 82)! 9. فَخَرَجَ مِنها خائفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبّ نجَّنی مِنَ القَومِ الظالمین. 10. این در ابن به که پس از نگاشته شد است: لکن کَرِهَ اَن یَکونَ هو الذی یَستَحِلُّ حُرمَه البیتِ و حرمه رسولِ الله (یعقوبی، 1413: 2/163). 11. . 12. عمربن سعد پس از در مشاجره ای که با ابن وی را به علت نصیحت او را با بن علی(ع) نپذیرفته کرد (طبری، بی تا: 5/467). 13. به سنداوی، تکریت، موصل، حمص، بعلبک و با این صحنه ها کردند؛ اما در مقابل قنّسرین، شیزر، کفرطاب، سیبور و حماه دروازه ها را بستند و حسین(ع) عزاداری و به سوی حامل سنگ پرتاب (Sindawi, 2003: 246). 14. برپایه این به محض مشاهدﮤ سر بریدﮤ امام(ع) به کرد (طبری، بی تا: 5/393؛ 1998: 233؛ 1948: 2/56تا58). جالب توجه است که راوی این خبر در الاشراف یکی از موالی است! باتوجه به های متعدد که حاکی از در این است به این روایات نباید اعتماد کرد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ الف. . ابنlrm;اثیرالجزری، ابوالحسنlrm;علیlrm;بنlrm;ابیlrm;الکرم، (1415)، الکامل فی قاضی، بیروت: العلمیّه. . ابن ابومحمداحمد، (1406)، الفتوح، بیروت: العلمیه. . ابن تیمیه، تقی ابوالعباس (1406)، منهاج السنّه النبویّه فی نقض کلام الشیعه القدریّه، ریاض: جامعهالامام سعودالاسلامیّه. . ابن جمال بن (1426)، علی المتعصب العنید المانع من ذمّ الیزید، بیروت: العلمیه. . ابن حجر (1328ق)، الاصابه فی تمییزالصحابه، بیروت: دار صادر. . ابن حجر (1417)، الصواعق المحرقه علی اهل الرفض والضلاله والزندقه، لبنان: الرساله. . ابن ابوجعفررشیدالدین (بی تا)، مناقب آل ابی طالب، سیدهاشم رسولی محلاتی، قم: الطباطبائی و الصحفی. . ابن (1406)، فتاوی و مسائل ابن بیروت: دارالمعرفه. . ابن ابوبکرمحمدبن عبدالله، (1419)، العواصم من القواصم فی الصحابه بعد وفاهالنبی صلّیlrm;الله وسلّم، ریاض: الشوون الاسلامیه والاوقاف. . ابن علی بن (1415)، دمشق، بیروت: دارالفکر. . ابن قتیبه (1368): ابومحمدعبدالله بن (بی تا)، الامامه و السیاسه، طه الزینی، قاهره: الحلبی و شرکاء و التوزیع. . ------ ، (1412)، الاختلاف فی اللفظ و علی الجهمیه والمشبهه، بی جا: دارالرایه. . ابن کثیر دمشقی، ابی الفداءاسماعیل، (1413)، البدایه و النهایه، بیروت: دار احیاءالتراث التاریخ العربی.. . ابن نما الحلی، (1406)، مثیرالاحزان، قم: الامام المهدی. . علی بن (بی تا)، مقاتل الطالبیّین، صقر، بیروت: دارالمعرفه. . یحیی، (1998م)، الاشراف، محمودالفردوس العظم، دمشق: دارالیقظه العربیه. . جاحظ، ابوعثمانlrm;عمروبن بحر، (1384ق)، الرسائل، عبدالسلام هارون، قاهره: الخانجی. . بن خیاط العصفری، (1968)، خلیفهبن سهیل زکّار، دمشق: الثقافه والسیاحه والارشادالقومی. . ابوالمویدموفق بن (1948)، شیخ سماوی، نجف: مطبعهالزهراء. . ابوحنیفه داوود، (1368)، الاخبارالطوال، قم: الرضی. . ذهبی، شمس ابوعبدالله (1405)، سیر النبلاء، بی جا: الرساله. . سبط بن (1418)، تذکرهالخواص، قم: الشریف الرضی. . (بی تا)، اللهوف علی قتلی الطفوف، فهری زنجانی، تهران: بوذرجمهری. . سیوطی، جلال بن ابوبکر، (1378ق)، الخلفاء، محمدمحیی عبدالحمید، مصر: المکتبه التجاریه الکبری. . محمدعبدالهادی، (1429)، فی عهد ریاض: و التوزیع. . شیخ محمدبن نعمان، (1399)، الارشاد، بیروت: للمطبوعات. . -------------- ----- - - ، (1374)، الجمل، قم: کنگره شیخ مفید. . فضل بن (1417)، الوری باعلام الهدی، قم: آل البیت. . جریر، (بی تا)، الطبری، محمدابوالفضل بیروت: روائع التراث العربی. . غزالی، ابوحامدمحمد، (بی تا)، احیاء علوم الدین، بیروت: دارالمعرفه. . محمدباقر، (1385ق)، بحارالانوار، ، تهران: مکتبهالاسلامیه. . ابوالحسن علی بن (1970)، مروج الذهب و معادن الجوهر، باربیه دمینر، پاوه دکورتل، تهران: مطبوعاتی اسماعیلیان (افست). . مسکویه رازی، ابوعلی، (1379)، تجارب الامم، امامی، تهران: سروش. . مطهّربن طاهر، (1962)، البدء و تهران: مکتبهالاسدی. . (1385)، از اهل تهران، خمینی. . یعقوب ابن واضح، (1413)، الیعقوبی، عبدالامیر مهنّا، بیروت: للمطبوعات. ب. . (1390)، و ، ش19، 271تا296. . بهرامیان، (1376)، اصحاب و نیم سده اول هجری ، ش4، ص331 تا340. . رسول، (1379)، نقش حنبل در تعدیل مذهب اهل سنت ، هفت آسمان، ش5، ص145تا176. . ناصری، (1382)، از اهل سنت ، در ش2، ص249تا282. ج. لاتین . Ahmad, Riadh, (2006), Al-Ḫusayn Ibn ʻAlī: Astudy of his uprising and death based on classical Arabic sources, Institute ofIslamic Studies, Mc Gill University, Montreal. . Crone, Patricia, (2000), UTHMAcirc;NIYYA, EI2, Leiden, Brill. . Donner, Fred M., (2010), "Umayyad Efforts atLegitimation: The Umayyadsrsquo; Silent Heritage": Umayyad LegaciesMedieval Memories from Syria to Spain Edited by AntoineBorrutPaul M. Cobb, LEIDEN bull; BOSTON:BRILL. . Kohlbeg, E, (1976), the development of Imāmī Shīʻī Doctorine of jihād, ZDMG, p64-86. . Madelung, Wilferd "ḤOSAYN B. ʿALI", IRANICA, . Noldeke, Theodor, Sketches from eastern history, Translated by John Sutherland, London and Edinburgh, Adam and Charles Black . Shacht,J, (1986), AHl AL ḪADīTH, EI2, Leiden, Brill. . Sindawi, Khalid, (2003), ldquo;The head of Husayn Ibn lsquo;Ali from decapitation to burial, Its various places of burial and the miracles that it performed , ANES 40, 245-258. نویسندگان: عبدالرحیم قنوات: دانشیار و ملل مشهد، مصطفی گوهری فخرآباد: استادیار و ملل مشهد، فصلنامه پژوهشهای شماره 36
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مسابقات بین المللی قرآن کریم در مسجد النبی برگزار می شود

مسابقات بین المللی قرآن کریم در مسجد النبی برگزار می شود


– بعد از 40 سال بین تلاوت و تفسیر قرآن کریم در مسجد النبی مدینه منوره برگزار شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
توزنده‌جانی:رمانی با هویت ایرانی و فراتر از گونه‌ها

توزنده‌جانی:رمانی با هویت ایرانی و فراتر از گونه‌ها


خبرگزاری (ایبنا)- ملیسا معمار: سه ای ست که شاه آن را در و به از سوی نشر افق شده است. در جلد این با ها در می و طی آن جزئیاتی از و آدم های آن خوانندگان می شود. به این در میزگردی با حضور جانی، مرزوقی، و در به نقد و جلد از سه پرداختیم. در این نشست، در دو بخش شد؛ اثر و نظرات آن و سپس نقد و از سوی و کارشناسان که در می خوانید. شاه چه شد که را در به و به مدت های ذهن من مشغول بود و در یا بنویسم. دو یا سه سال پیش بود که می مقاله ای وضعیت در و به دنبال کسب در آن بودم. که نظمیه در ناصری بود. در این می که هرهفته، بچه ای در حوضی در خفه می شود که دلایل داشت. رفته این من شکل کرد و زیر این حوض ها که از آن جا بچه ها می شوند. در هم ای که این شویم. پرانتزی است که در باز می شود و از ای در واقعی، این را باز می کند. به نظر من این حوض بود به فانتزی. ها من قصه طرح ندارم. اولیه من این این بود که بچه در حوض غرق می و در از به هم می رسند. اما به چیز از آب درآمد و این کتابی شد که می بینید. در داشتید را در بنویسید یا به این که شدن در بود فقط یک باشد. اما جلد اول شد که های آن های قهوه قنبر شدن و می توانند در به شکل و به دو جلد هم و کار به سه شود. در حال هم جلد دوم شده و درحال فکر به جلد سوم هستم. در دو موازی می شوند؛ از در و و در 150 سال قبل. این دو به هم می کنند؟ وابستگی به این قصه ها این است که را از دست و می خواهد به با او برقرار کند و را ببیند. در ای که با عکس می کند و می اگر یکبار برگردی، به این مساله می شود. شما در هم به این را اید و رنج در طول از تا و در از ها و آن ها و شدن در های سخت ها را به به نظر می رسد این دو های به هم و به آن های و این است. این دو با هم من از یک است. در فضا می شد. اما این فراواقعیت در بود و قهرمان نمی تشخیص دهد که می افتد، است یا در ابهام. به هجوم و واقع گرایی در آن کار زیاد بود و کار تلخ شده بود. در جدیدم به این رسیدم که ما عین را بنویسیم ما این را که را به خیال و ترجمه و من در این 240 ای در 180 توهم بچه ها را می فروشند در ذهن می کنم اما در صفحات آخر، را به سوی پایانی خوش می برم و در عین حالی که را با این می کنم که بچه ها را می فروخته سعی می کنم تلخی را از آن ها بگیرم و در به آن بپردازم. در این به مرگ اید، موضوعی که به خاطر حساسیت که اش کودک با احتیاط آن می شوند. به نظر شما مرگ و خفه شدن بچه ها به چه و شود تا و مخربی در آن ها نداشته باشد؟ من مرگ در این ای به و مراتب آگاهی. به به ماورای یک چیز، ورای که می بینیم، زیر یک حوض، ای بود که به بپردازم. ماجرای مرگ و به آن در ترین های بشر است از اساطیر آشور و کمدی الهی دانته تا ارداویراف و خلسه محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، جلد سوم سیاحت ابراهیم بیک را و مرگ بشر و به شده و با کهن الگوهایی که در ذهن بشر شکل اند مستقیم و با قصه ها این نوع نگرش ما شده و بشر هم می به این بپردازد و اش است. هروقت این می جاذبه ای و به ناخودآگاهی که در ذهن می کند و نمی در باشد. نظر شما در خلق رمانی در قبل از برگزاری این نشست می یادداشتی را در اینستاگرامم این کنم که به شد آن را در این کنم. به نظر من و و چه خوب است که آدم و چه خوب است که بخواند. این ها را دارد. از می مهم است. و های که در های اند اما این را در به که از آید. هر سه کلی خلق که می از که ما را با به کشف ها سوق می دهد. است. در مهم است. از لفظ می مهم چه می مهم این است که می و این و طراحی. سوم است. های می که و رنگ و بوی ندارند. به نظر من این سه را و ما با یک که را و است. در و طرح عمل جانی: این پسر به نام است که از روی دست که با خود به با و می شود. و با دو یکی در عصر و یکی 150 سال پیش رو می شویم. در این دست های را می و به سفر می کند و دست را می کند که در حال و از بین است. و به که ما آن را کنیم. از نظر طرح می را می دهد. از انجام شود و مقدمه را از روز اولی که رضا را به قالیبافخانه می با یک دل پیچه می کند و فراهم می شود تا کل جلو رود و به خان می رسد. هم، جهانی را می سازد که از روستای سلطان آباد می شود و که رضا دزدیده می شود و به قالیباف می موردنظر شده است. ها، ها و حوادث هم تا هم اش را باشد، هم و هم باشد. های ندارند. نظر شما این بین این اثر و سایر شاه چه ها و می بینید؟ من که در و به سوی می رویم. بچه ها عاشق ترس و و به این های آور و ماجراجویانه دارند. خوب است که به چیزهایی را کرد که بچه ها در حالت معمولش حوصله آن ها را بخش گم شده ای در که برمی گردد به بچه که در مظفرالدین شاه گم شده اند. به این و خان است و می را به ارائه دهد. این به ناگواری که بچه ها مرا به یاد الیور توئیست انداخت. اگر ما سال های قبل صدسال پیش، بچه می نوشتند که گم شده اند یا در این حقوق در جدی تر می شد. من حدود پنج از شاه ام و به تشابه بین این ها دارد. در کافه خیابان گوته هم دو راوی و یکسری های مشخص به که در شاه می شود و سعی می کند را و کند. شاه در این به از اسطوره ها و الگوهای استفاده کند. شاه و به نظر شما آیا به و کشش را در کند؟ یکی از های مهم هر و است و این هم و هم قانع ای. در پاراگراف اول این به ای است که خودم را یک می است. از می می کنم ریتم است و به می شود و به جزئیات به است. غیراز در آغاز به معمولا هم به فصل ها و فصل ها می شود و را نمی کشد. اما چون است انتظار حوض و و حیطه ترس و می شدیم. به نظر شما در این تا چه ها و های ترس و به نظر من به هیچ وجه این را در داد. حتی ناشر هم در انتخاب طرح روی جلد اشتباه و از دو زامبی به همراه خون است. اما رضا و داخل حوض می روند شان را کشف می و آن جا و فقط مرگ به می دهد و می مرگ هم سفر است و آن ها را به می رساند و آور و وحشتناکی ندارد. در این قسمت رضا اش به می رسد و نگرانی را می یا می بچه مادری است که نمی به او شیر دهد و اش کسب می کند. این است و اگر در اثر شده است. به هیچ وجه اعتقاد که این در ترس و می گنجد. اکثر آثاری که ما در این اند های است که بچه ها می دانند آخرش فقط می خواهند یک لحظه بترسند. اما می کند که واقعا ترس و را کند و به چشم یک بازی به آن نمی کند. پس این را در چه ای می کنید؟ جانی: به نظر من یک و از هاست و به یابد. حتی در هم نمی آن را کنیم. مرزوقی: می کنم با مشکل چون می من این را از می دانم. درحالی که ادبیات، غالبا با جلو است. این اثر در می یا نه، به نظر من یک است که با های بومی دارد. به نظر من در این زندگان به بدی که این بچه ها تر از است. به هرحال مردگان، جن و پری همه در می گنجند اما ما هنوز یادنگرفته ایم که به آن بپردازیم. غربی ها خون را ساختند اما ما با قصه های در جنوب کشورمان که می توانستند رشد نتوانستیم خون ها خلق کنیم. جانی: من با مشکلی اما معتقدم را اند. ادگار آلن پو، کسی بود که عناصر را کرد. او های و دیگران را و گفت که این ها دارند. این هم همینطور. در مصاحبه با مارکز از او بودند اثری که در رئالیسم جادویی دهد و او پاسخ بود که من نمی شما چه می گویید. من فقط را که اتفاق افتاده، ام و سپس که برایش افتاده و عینا در نوشته، است. را بوجود آوردند. من با مخالف نیستم اما به نظر من این در نمی و که روی جلد این کشیده شده با همخوانی ندارد. شاه آبادی: لطف که می این فراژانر است. اما داشت، جنبشی در آمریکا در شکل که حاصلش را به می شناسیم. به بود و تا قبل از آن های منحصر به های آگاتا کریستی و های آن بود که در فضاهای سربسته اشرافی می گذشت و رفته معماها تر می شد و آن ها را کشف می کرد و سرگرم بود که هیچ نوع محتوایی نداشت. اما این قاعده را شکست و های متن شد و در طرح پلیسی، را می کرد و محتوای ویژه ای را عرضه می کرد. کرد که های ترسناک ا ند. من هم های خارجی و ام که عمدتا را اند. تلاشی که من در این ام این بود که در دل دهم که می توان رفت و مضامین عمیق تری را کرد و مباحث شد. و جانی: می گویم از می توانم مثال ای بزنم. کارهای داستایوفسکی. او پاورقی که در فرانسه در نشریات معتبر تحت با هدف تیراژ روزنامه ها بالا چاپ می شد را جمع آوری کرد و آن ها را ارتقا داد و الان نمی های او را درگونه دهیم. و او به ای رفت که باختین بحث را از دل های کشید. در بخش از می که به غیرمستقیم هم به می شود؛ چندین و چندباره های حس را در می کند و او را به نویسندگی می یا در به در گرم و صمیمی شدن می یا در نوید به سپری شدن روزگار سخت و امیدوار می شود. آیا این بخش ها با هدف پیام های آموزشی در دل شده شاه آبادی: این کار، و دستیابی به مراتبی از بود. سعی می به های را به این جلب کنم. من ای را دادم که نیازمند است و برون رفت از آن ببیند، به خان به نمادی از می شود. به نیز در راستاست. اینچنین مضامینی به مخاطبان، در مدنظرم بود. جانی: بطورکلی ما در برخورد با دو داریم. عده ای که فقط را می خوانند و می کنند. و عده ای هم معتقدند که چراغ راه آینده ماست و فقط به کسب بسنده نمی کنند. کار شاه از نوع دوم است. اولین ای که رضا و با خان رشیدیه ملاقات می جالب است. آن ها پول پلویی کم می و می تو می دادی نه پنج به آن ها و می دهد. یا در ای که حسن خان را با قد و طمئنینه توصیف می کند تا به این کند. در کدام می به این شخصیت، اندیشه ها و ذهنیت حسن خان به کسی که و پرورش نوین در است را دهیم. اگر شاه مطالعه می آن را و به ماندگار می کند و تحلیلی پیش روی می دهد که به او می بخشد. مرزوقی: من هم پیش از این را در حد میدان و مجسمه ای می شناختم که در آن داشت. ولی با این متفاوتی از در ذهنم شکل و به او کردم. شاه آبادی: سعی در این را به بچه ها دهم به اینقدر در به قد او ام تا حس مورد به منتقل شود. او بزرگی داشت. مرزوقی: شاه کم نمی گذارد. ما فکر می چون ما است درک از را ما اما بچه ها در جاها از ما جلوترند و خوب است که شاه کم نمی و در دیلماج همان به می دهد که در این به می دهد. از دید به ما قدرت تجزیه و می دهد و دو دید در در به ما کمک می کند که دو به یک باشیم. نظرتان و نثر چیست؟ جانی: نثر کلمه مناسب در جایگاه مناسب، که نثر سخت و است نثر هوشنگ گلشیری و روان نثر از معاصر. این از نظر نثر است. اما از نظر ها به شدت شبیه هم شده اند و کلمات بکار می برند و تکیه کلام ندارند. در کمتر می شود. بهتر بود در این دو داشتیم و رضا و با هم داشت. از طرفی به نظر من است برعکس که دخترانه است. فضا به شدت است و در دخترها نیست. شاه آبادی: در حین کار می که کار شده و هرچه فکر می یک کار نشد. ولی که این چاپ شد و در زمان کوتاهی که از چاپش می بازخوردهای از آن گرفتم. مهم در کار این است که از کار روی کاغذ خلق می شود و در ذهن و تا زمانی که بازخوردی از ذهن به نرسد نمی داند است. یک اثر کمک به شدن یک اثر است و من از شما و همه دوستان تشکر می کنم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی,گردشگری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت
ماجرای دستور امام خمینی (ره) درباره مترو/ دلواپسانی مانند الویری و جاسبی مخالف احداث مترو بودند

ماجرای دستور امام خمینی (ره) درباره مترو/ دلواپسانی مانند الویری و جاسبی مخالف احداث مترو بودند


به گزارش خبرگزاری تقریب، محسن در نشست کمیسیون حمل و نقل و عمران شهر در به پرسش خبرنگار اجتماعی فارس مبنی بر اینکه چرا 6 و 7 به پیش می گفت: به سال 52 که در آن سال بود و نیز بود و قصد در سطح شهر های را اجرا کنند. وی افزود: طرح ترافیک و شد و 7 خط به طول 146 در نظر شد که 4 خط آن 64 بود. داد: در سال 1354 راه آهن و حومه تاسیس می شود و با ها می شود که با شود و آن 100 به شد. شهر داشت: هم سال 56 در تپه های به زده می شود چرا که آن می به باز را و در حال 30 سال از می که تازه شده است و در 300 متر است. گفت: بعد از آن می گفتند ما نمی خواهیم و می خواهند پول ملت را به تاراج ببرند و تکنولوژی های آن قابل هضم نبود و این حرف ها را می زدند تا را کنسل و ا ین عمل به یک اقدام انقلابی بود. وی افزود: در سال 1360 منحل شد و در تاریخ نیز انتخابات برگزار شد و در آن آیت به مرکز اسلامی به فعالیت خود داد و در آیت مسئولیت نمایندگان استان را نیز که در آن با های شیبانی از دفاع و تعدادی از آن مانند الویری، جاسبی و مخالف بودند. طرح به ارسال می شود و در رای نمی آورد. شهر افزود: آیت در نماز ای می که آن نیز به است که بخش را نیز می کند. گفت: بحث در با می شود و این ای است که به آن به می رود و آن ا ین که پول را در کرد چرا که از به می شود و این پول در ها نیز شود. وی در داشت: این طرح با رای به می رسد و این است که آن به این طرح رای دادند. شهر گفت: در ایت بخش را کرد که می از ها وام و از های می پول را پس دهیم. وی داد: پس از 100 5 نیز از و یکی ها وام شد تا شود. گفت: نیز بود و نیز 13 سال بودم. * (ره) شهر گفت: ایت از که هرچه تراکم در شهر به فروش می رسد 50 آن و بنابر هزاران از طلبکار است. داشت: ما را صدا زدیم و مجددی منعقد شد و نقشه را در سال 86 با 12 خط کشید که 8 خط فعلی است و 4 خط نیز اکسپرس است که شهرهای اقماری کشیده است. وی داد: 430 با 250 با جابجایی 10 نفر شد. * خط 6 و 7 50 فیزیکی است شهر گفت: خط 6 و 7 از نظر کمتر از 50 است و در دوره گذشته زودرس شده است و این دو خط متحرک و در 20 سازی است و مابقی مربوط به تجهیزات، سیگنالینگ و است. وی گفت: نمی خط را کرد ولی نداشت. داشت: در این نیز تذکر ام که 3 خرج شده است و در حال نمی کاری داد. شهر افزود: ما بر ها را کنیم. که بود 700 به تزریق شد در صورتی که این پول را می توانستیم در بخش های دار کنیم. وی در تاثیر بر گفت: از که و آن بومی است، بر آن ندارد و امیدواریم در آینده نیز نداشته باشد. شهر کرد: موضوعی کاملا محیط زیستی و است و نمادی اقتصاد مقاومتی است از این روی ضرورت که دولتی با نرخ 4200 و حتی 3900 به آن تعلق گیرد. در به در به های مسافربری گفت: در حمل و نقل در کشور رخ داد و آن این بود که به جای کرد در راه آهن در های شد و آن پایین بودن نرخ در ایران است. وی داشت: شاهدیم که افراد به از خودروهای شخصی اقبال دارند و حتی از اتوبوس های برون یافته است. شهر گفت: با این به های شهر متصل است و پس از شرق نیز به این نیز در کار می گیرد. در به در گفت: بودجه خود است به نحوی که به شهر شود. وی داشت: وقتی تعریفی شود به سراغ هایی همچون باغ پرندگان نمی رویم که مجبور شویم از وام کنیم. شهر داد: قانون از حمل و نقل ریلی است که بر آن معادل حداقل در کند. افزود: های بسیار مهم دیگری استکه می به وسیله آن نیاز و حتی ها و هواکش های را کرد. وی داشت: اگر به این توجه می شد به جای برج در کوچه های 6 متری در اطراف ایستگاههای می شد که متاسفانه به محور نبودن حمل و نقل اتفاقی رخ نداده است. شهر داشت: از آنجاکه از 20 سفر 10 سفر می با سیاست صحیح را از ساخت. وی محل را از محل از نفت دانست و گفت: نفت بر این اما شرایط را دارد. وی داشت: در حالی یک ریال هم از این محل نکرده است که 4 در کرده و 3 سفر را پوشش می دهد که می گفت نفت سالانه حدود 90 به کند. شهر داد: به جز این به بدهکار شناخته می شود و بانکها با وی تعامل که در پول و گیرد. گفت: از که باعث است می تواند از وام کند و نفت به ازای صرفه جویی ضمانت لازم را و این در سازمان برنامه ریزی و در سطح و جمهور گیرد. وی گفت: سابقه تاریخی نیز همین را نشان می دهد که اصغر ابراهیمی، را از آیت اله کرد. من نیز در ریاست جمهوری خاتمی را از وی کردم در احمدی نژاد نیز این که به من نشد اما به درویش پیشین این شد. اما شاهد از روحانی نبوده ایم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
 19فوتی و5 مصدوم در واژگونی اتوبوس تهران - کرمان

19فوتی و5 مصدوم در واژگونی اتوبوس تهران - کرمان


از با و آتش آن در محور کاشان به نطنز خبر داد و گفت: بر اثر این 19 نفر در صحنه جان خود را از دست داده و پنج نفر هم مجروح شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
پروژه نفوذ سعودی در عراق/از مرجع سازی دینی تا مقابله با ایران

پروژه نفوذ سعودی در عراق/از مرجع سازی دینی تا مقابله با ایران


به گزارش خبرگزاری تقریب، به تازگی به انتشار و مدارک در خصوص نقش تخریبی و به در طی سالهای است. طی این سالها شاهد دو تحول اساسی که خروج اشغالگران و در این است. در این به ویژه و ابوظبی خود را در جایگاه نماینده و نسخه اصل دیدند. در طرف مقابل واشنگتن نیز خود را از دور نمی بیند، است که و موجودیتش با تزلزل مواجه شده و تحرکاتش در نیازمند است. همین موضوع شده است که زیر نظر های خود را در می کند. بر یکی از که در از به این تا از و در های گسترده ای را در این راستا است. های که همچنان مسئول بر است که به شکل شده است. این سند می دهد که استقلال و خصوصی از مرجعیت تا جریانهای و تاثیرگذار در این از جمله صدر رئیس صدر را رعایت نمی کند. بر هواداران دشمنی با صدر و های را وی از ملی انجام اند. سند تاکید می کند که به مراجع دارای هواداری است و بر اینها به های صدر و های در و با و است. به ها و و ای و است. می دهد که بن و وی در با را چرا که در به می را کرد. که آن را ای از را که سال از در این با های از بین در ارسال شده و بندهای زیر است: اول: تجزیه ملی عراق. ها در این سند شده اند که به تکه تکه و های این است. گفته شده است که های به از بین آمال و آرزوهای اهل و مهاجرت هستند. این سند اجرای های ایرانی و خارجی مصادره پتانسیل های این و یکه تازی در و گسترش و از بین و ثبات را بخشی از می داند و را مقابله با این می کند: ها که بر در های دیگر، بقای موجودیت ملی به این شکل می مانعی در های اهل یا و های در باشد. که باید زیر در راستای جلوگیری از استمرار شود: - اختلافات در از راهکارهای ممکن - شدن و و مخالف با ایران. - شدن و و موافق با ایران. - همکاری با سید حسین صدر و ای مشهور وی در عراق. - شیعه. - نمایندگان به ملی. - تحت کنترل نزدیک به و و صدر و ملی و نظارت بر عملکرد جهت از در لزوم. - تغذیه مقتدی صدر با انواع روش های و اقتصادی و سیاسی. - جذب و به آنها. - پیشبرد این ادعا که مدافع و به حفظ این است. - های و به عناصری که به جلب نظر هستند. - ارتباط شبه با شیعی. - هجمه مبنی بر اینکه به از تجربه در توسعه خود نیستند و بر طرحهای شکست خورده متکی شده اند. - جذب اطلاعاتی و اعتماد که را در خود است. از این در نظر کند. این سند با راهکار مدونی های و دیپلماتیک در می افزاید که طرح می نتایج زیر را به باشد: تضعیف در که با قدرت اردوگاه اهل و کردها بود. مشغول به حل مشکلات که می منجر به های مسلحانه شود. به کشاندن در که می با حمایت از های آن را کرد. نقش سرویس های جاسوسی در این رصد ابراز همبستگی با و های و تضمین از است. این فرسایشی می بر در سوریه و یمن گذار باشد. این اتفاق می را به وابستگی به سمت بکشاند. سند شده است که بسیاری از این ها به جدا شدن از و این در هستند. پیشنهاد دوم: پیگرد شبه این سند محاصره و افرادی است که از در تروریستی ضد و نقش دارند. این سند ابو مهدی المهندس و ابراهیم جعفری و و و فرماندهان های مردمی در و از را در این لیست قرار است. ابزارهای این اقدام: است از صورت در بین و دادگاه های غربی و سازمان های حقوق بشری در این امکان کسانی که تابعیت را یا در این پیدا می کنند، وجود دارد. است که این نه تنها می مستقیمی بر هوادار در باشد، آثار و پیامدهای آن تا از نیز کشیده می شود و را نیز در بر می گیرد. این بین گذاری در داشت که از ها به کشانده شدن و متحدانش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
«آینده را باید ساخت» شعار هفته ملی کودک شد

«آینده را باید ساخت» شعار هفته ملی کودک شد


به خبرگزاری (ایبنا) چند است که ملی با به و با و بیشتر ها و های و غیر و های با این و در مهر هر سال در می شود. با های در های با که این با را و طی 14 تا 20 مهر در و شود. در جلسه ملی که روز 24 شهریور در شد، نام های مورد توافق حاضران گرفت و اعلام شد. بر این اساس خبر اداره کل و بین به 14 مهر روز سبک ، 15 مهر و ، 16 مهر (روز کودک) و ، 17 مهر و ، 18 مهر و ، 19 مهر با های و 20 مهر و نام است. در این که نیز ملی از این ها و های پیش شده کرد و این ها را و همه ها در با کرد. وی کرد: ملی می شود تا در طول سال و هم بین ها شود. نیز در به ملی کرد و گفت: است و نقش آن در شکل شود و همه به این کنند. داد که ملی جهت بخش و کننده مسیر فعالیت هاست و را نیز با این هدف پیشنهاد شده است که همه بتوانیم ساختن مطلوب تلاش کنیم و این، جز با میسر نمی شود. وی یادآور شد که است ما کودکانی را دهیم که 30 سال مسئولیت های اصلی را در اختیار بگیرند این زمان به سرعت می گذرد. همان طور که کسانی که اکنون نقش آفرین هستند 30 سال پیش پشت میزهای مدرسه مشغول تحصیل بودند. رییس هیات مدیره با یادآوری خاطره انگیز مشق شب زنده یاد عباس کیارستمی و نگاه منتقدانه آن ساز شهیر به آموزشی، کرد: متاسفانه به نظر می رسد که بسیاری از مشکلات در و تعلیم ریشه دار و حل نشده از گذشته است. امروز به شکلی جدی به سوال از این دست پاسخ داد که آیا ما مهارت های را به خوبی فرامی گیرند؟ آیا آن ها احترام به قوانین را آموخته اند؟ یا به به جای کردن و بر حجم اطلاعات شان ndash; که البته معلوم نیست تا چه حد مفید است ndash; بیافزایند. این درحالی است که رقابت های منفی بین خانواده ها این تعریف از موفقیت، راه تعالی و رشد تلقی می شود. در ملی برخی از ها به بیان های خود این به ویژه در پرداختند. معاونت های زنان و علمی فن ریاست جمهوری، های و پرورش، و ارشاد بهداشت درمان و پزشکی، دادگستری، و فن اطلاعات، حفاظت از زیست، فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، صدا و سیما، تبلیغات بهزیستی شورای فضایی ایران، جوانان هلال احمر، ملی پست، شهرداری آتش نشانی برج میلاد و توسعه مدیریت راهبردی امین(انارستان) در کنار مسئولان در این داشتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است

علم دینی از راه‌های احیاء عصر دینی و مقدمه‌ تمدن نوین اسلامی است


به خبرگزاری و انسانی» با تدریس حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی صبح 14 از 10:30 تا 12 در برگزار شد. در ادامه متن کامل این سخنرانی از نظر شما می گذرد: به لطف این روزها گسترش بحث و مناظره علم و به طور خاص هستیم؛ در چند سال اخیر، هفته ای نبوده که بحث پر حرارتی در این و من، این بحث ها و نقد ها را در عمق و مهم می در این نیز که این با انگیزه و به قصد تخریب رو به رشد بی ارزش و تحکم آمیزی را به زبان رانده اند که هر چند از جهت وجاهتی ندارد، لکن در ابعاد مهمی از پشت پرده حتماً است و از آن کرد. با این من اخیرا با نظر یکی از خوش‌نام کشور، شدم که حقیقتاً آمیز بود، است که من به خاطر این عزیز در نقد عالمانه و مشفقانه نبود، من از به تن قبای زدگی و پا نهادن در مسیری بود که بر نیم قرن آن ای از و به ژرف در آن نمی شد. شدم که را که از ما در صف را به در علم و اند و خود را در این سخت و پر با ای می کنند. به هر من در این بحث قصد نقد کسی را و علم به به علم و می لذا هدف من این است تا و از سخن که در باشد. قبل از می این را شوم که در حال به 10 یا علم که نه مدافع همه این ها نیستم از این ها را مضر قلمداد می‌کنم؛ من در گذشته خود تحت «نظریه بندی علم» را ام و بدیهی است که خود را دفاع از تعریف می این سایر ها در تکامل است و هر چه می به پختگی بیشتری می رسد.   چه بین و و اول، پاسخگویی به این است که چه بین و و شما می که هدف شکوفاسازی های درک معناداری و سپس ساماندهی و بر این درک است. که تا در فهم ها را نفی کند یا آن را به تعطیلی بکشاند، تا با باز بند از عقول ها و هدیه به انسان، قدرت سرکوب شدۀ در هستی و و مناسبات با را به برگرداند. در این میان، است که از و است که بر محدودیتهای فرامادی های دنیایی و غبار از هجمات امیال نفسانی که موتور جهل در می از به آن می شود لذا می و ما لَم است تا را به شما دهد که را نمی دانید. نه نمی در هم دانست. در این آیه به دو مهم می کند: یک این است که یک را می [یا به فهم آنهاست] و تا ها را به او و این است که یک را نمی و هم به های و هم به های بر می که بین ها و این و می را در این به کند که می و او و باشد. اما بخش از به "جهت به آن است که بر یک می به آن دست و خود را در این بر آن بدهد. دقت که این "جهت دهی" مهم است و نقش در که را از گم شدن یا با کوه می این جهت دهی نیز را از و می در آن بخش اول که به به آن است که از طرق به فهم آن باب عقل باز است نه آن با در است و نه درک های آن و در جان است لذا در هیچ ای از چه علم و چه علم غیر باب عقل و عقل را لکن است که عقل و هر از عقل به درک و نیست. مثل شما های را رصد کنید!  است که رصد ها به و خود هم دارد. در که هدف به و رنج های بشر در این و مهم این درد مرگ است نه جامعه. لکن من این است که بر فرض که هدف این مگر می شود و و با عشق و را به حتی مرگ هم، صرف خبر از پس از رنج از مرگ را از بین نمی مهم این است که شود در پس از مرگ از چه می اگر در صدد رفع هم به کند و این و را من این است که آیا یک علم و که از آن دین و بخش آن، و است اما با به دهی و و رنج های بشر است فرد به این بدهد. ضمن من دین را از رفع و دفع می و رشد و همه و است و این یک و این است که به شکل هر دوی کمک می کند.   یک در حال است دوم، به این برمی‌‌گردد که در طی متوالی، یک در حال از هیچ اقدامی مخفی های در هدایت و دهی و دریغ است. در چهل سالی که از عمر سپری شده و نظام در ایران مستقر عده ای با تمام جلوی و معارف را گرفته اند؛ من فکر نمی کنم از این تر در بشریت سابقه باشد. ما بر بیرونی و سازماندهی شده، با یک خودسانسوری هم ایم و آن، به گفتار و رفتار کاریکاتوری طرفداران اعم از روحانی و غیر روحانی، و غیر بر می که در طول متمادی، نه فقط قابلیت های را پنهان حیثیت را در ها از بین برده است و لذا فضلا و روشنفکر از دوجهت غصه دارند: یک جهت، است که از قرن ها قبل به راه انداخته اند و تشدید شده است و جهت جفایی است که از بوسیله روحانیون و کم مایه و متحجّر به می گیرد. سوم این است که ما با علم و تفاوت علم یا با علم قدیم است. در ظاهر علم یک اتفاق بزرگ رخ است و آن، خلع متافیزیک و دین از علم حتی علم و مسیحیت در از ها با علم در اما تعارضی با ذات حتی علم و می با جهت دهی به علم و آن با از آن به در جهت تحقق مقاصد کند منظور از علم از است.   علم چه می پس از نظر من، مساله به امکان و نحوه جهت به علم و بر می گردد. اگر اجازه بدهند تا از دوران بیکن و دکارت و حتی هیوم و امثال او کنیم و به عمق علم طی سده تاثیر دین در جهت های علم که عمدتاً از حضورِ محکمات در سخت علم خودنمایی می با کمتر قرائتی از علمِ معاصر در تضاد است و حتی قرائت ها خواسته یا ناخواسته موید در و جهت های علم می حتی در که در خالص علم شهرت دارد، در نهایت رهایی از دام نسبیتِ مطلق، اجماع علما بر قاعده سودمندی به مثابه یک تکیه گاه علم می شود و به طور خاص بر روی سه عنصر عدم خشونت، صداقت و تساهل می گردد، حتی با اقرار به اشتباه روش در و انسانی، علم را در اتمسفر و زبانی درک آن تفسیر می کند که در آن، از دارند. در ادامه، با امتداد دیدگاه  در را می‌‌کند که از آن جوّ حاکم بر یا وارد سخت علم می شود. می کند که و سنّت، دو روی یک سکه اند و تا زمانی که با یک نشوند فرمان علم را به دست ضمن مساوی با از بین اصل یک و آمدن یک آن هم بر است. در واقع، مرزهای علم را در حد تنزل می حتی لاکاتوش که منتقد می شود و با الهام از تلاش می کند را جایگزین با در نظر یا که از دام نوعی مبناگرایی را در علم می پذیرد، فرق این جنس مبنا با در مشهور مبناگرایان، سیّال یا و ناپذیری آن است. بعد از لاکاتوش، در علم که علم را نماد بارز یک اسطوره می کند و به نوعی، همه به نام مدرنیسم در ساختار علم رشته شده است را پنبه می کند و سپس به نام آزادی، از دموکراتیک سخن به میان می آورد. طور که ملاحظه می کنید، فقط به این هستم که علم و های علمیِ معاصر، و از باتلاق نسبی‌گرایی مشغول خود زنی هستند و تصویری که آقایان از علم و چارچوب های آن می سازند با علم لا اقل طی قرن سازگار نیست. از روشنفکران می شنویم این است که کانّه علم یک علم مطلق است و صحبت از علم دینی، این را به تبدیل می این در است که معتقد است تمدن غربی، هم با زور- نه برپایۀ استدلالاتی که صدق ذاتی اش را می دهد- تحمیل شد، هم به دلیل سلاح های بهتر و پیشرفته پذیرفته شد و در عین حال که چیزهای به همراه داشت، خطرهای بی‌شماری نیز در پی داشت. در جای می‌گوید: اگر علم را با دقت و تأمل بررسی در می یابیم که علم مجموعه ای از های خام روندی است پیچیده، آشفته و مملو از اشتباهات. او می گوید: گرچه تجویزهای شناختی است با شکوه به نظر برسند، اما چه کسی می کند که بهترین روش کشف واقعیات را به ما می دهند؟ این است که علم در شناسی اسلامی، با واقع. لکن این است که آیا فقط حس و تجربه حسی است این را محقق کند یا خیر، این از تجارب حسّی می با بهره از عقل کلی، و و مبتنی بر این بر علم نیز بگیرد؟ است که با در حدّ یقین، کم‌یابی است که در همه های علم و نمی لکن پایه های علم نمی از گزاره های یقینی باشد. با این علم است که از مناطق گوناگونی تشکیل شده است. یک علم یک عقل و است و یک نیز عقل تجربی است که این سه با یکدیگر در تعاملند که من از این تعامل و هم افزایی، معمولاً به تعبیر می‌کنم که این چهار یک را متولد می که اطلاق علم به آن درست است. به اساساً علم اما بر فرض که علم متصف به جهت های خود می دین با ایجاد دگرگونی در سخت و سپس مسیر و مقصد یک جدیدی را فهم و حل مسائل و خلق می کند که با های متمایز است. آنهایی که از علم یک تصویر بی طرف و می دهند، به علم کم توجهند و به رویکرد ابزارانگارانه به علم تن اند این در است که حتی اگر به عمق مبناگرایی، ساختارگرایی یا نهادگرایی هم بی اعتنا خود را تایید نمی کند لذا مجدداً تاکید می کنم که علم حتی اگر مطلوب خارجی دارد. از طرف «یقین» کم یابی در علم جزو فرض می لکن هیچ ایرادی که نقدپذیری و موفق از تونل های نقد، تقرّب به شود و در مواردی، جای یقین را پر کند. بعدی یا پنجم این است که دارای است و است تا بر خود، را مدنیِ بپذیرد که نه خود را محروم از انحصاری جهت های کلان آن علم با در نباشد. دعوای ما با است. در حقیقت، دعوا بر سر است. یک طیف که سرنوشت محتوم علم سکولار و الحادی است و طیف که مجبور به علم و می با دخالت خود در سخت علم و در جهت های و علم در نمایی را مخدوش عینیت به را در مدنی مهیا کند؛ این در است که در علم یک روند عقلانی و پذیر است و حتی در مواردی که باب بسته اصول شدن باب را توجیه می کند. در این مسلّماً با پوزیتیویستی یکسان لذا همیشه گفته ایم که در لفظی است نه معنوی. با این مهم این است که بدانیم آیا مؤمن در و سپس به خود در دانشِ سبک و دهی خود است یا خیر؟ این مهمترین سؤالی است که در می شود و ما می خواهیم به آن بپردازیم.   علم بحث من در این درس گفتار، به علم بر می که فقط در حد می کنم که هیچ روشنی مبنی بر علم جوامع و فقر و فلاکت، خودکشی، بزه و جنایت و تبعیض و ظلم در غرب به قدری
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
وقتی دلتنگ خانه باشیم

وقتی دلتنگ خانه باشیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: است. که بر به نام عبدویی(راوی رمان)، در شش فصل می شود. به کردنشینان می پردازد. که پس از در و گری هایشان، از محل شان شده اند. که و حکومت، را با هر چه تر بر آن ها می کند. عشق شورانگیز را از سیزده تا shy;اش می کند. که در شکل می و پرقدرت و است. است. که دیگریِ مهم اش را در خود است. در های و روایتگر وقایع سال های 1310 تا سال های 1341 است و در این به و ها و نیز می پردازد. سه دارد. مند مند و اصلی. این سه ویژگی، از به می دهد. های به دو و است. است که با در جهت منافع می شود و در کنش و راویِ می کند. از و ها و محل بحث است. های نقد و این اختصاص به سه یاد شده و دو و به و ها و دارد. ای از طور که شد، در شش فصل به رشته تحریر درآمده است. به اختصار هر فصل را مرور می کنیم. فصل اول: در این فصل با و اش می شود و از عشق اش به مطلع می شود. فصل اول بر و عشقش، و شان و به ارس است. تاثیرگذار این ها به و کارزار ناجوانمردانه ای بین و هاست که با به آتش نیزارها به اوج خود می رسد. در این فصل شهادت یگانه، پسرعموی را که پیش از این عاشقانه اش را با فاطمه، خواهر بودیم. بزرگتر نیز در درگیری ها به می بیند. به ای که از حرف زدن و معمولی باز می ماند. فصل دوم: این فصل را به می کشد. فصل دوم دو سال از را در ترک های ایل می کند. در این فصل و را می شناسیم. خدایار،خانواده ای که از تا فصل دوستانه و همدلانه در به چشم می خورند. فرزندان دو این و که به که از و ترک ها از چشم می با خدایار، از این فصل هستند. فصل سوم: در این فصل به می کردهاست. که در آن دارند. محل ای که ها در نظر اند. ها، را در می چون هم نباشند هوس و انقلاب نخواهند داشت. در این فصل را در و نیمتاج می خوانیم. زن و شوهری که فرزندی و شان از راه است. محصولی که پیش از این ندیده بودند. پیش از به به می روند. در این فصل با 1312 رو هستیم. را و سپه می برند. شهر و دروازه رشت آن و مسجد جامعش در این فصل می شود. در و حادثه ای که پیش می به و و زدن چاه، حساسیت به که گمان می کند او را به نمی آورند و اش از از این فصل است. به است که در های در این فصل دارد. فصل چهارم: این فصل یکی از مهم فصل های است. که را پشت سر می و می کند. به این نیت که به و را بیابد. اما می کند. از این فصل می به نام به حسن سجل، یادگیری دوزی، سفر با و که می کرد به با زنی به نام قدم که پیش از او دوبار است. در این فصل ها و را با می و هم خلیل-حسن را هستیم. فصل پنجم: در این فصل حسن در شده است. او و وخانواده اش را در این فصل می خوانیم. حضورش در دورچال و باغی که ویرانه ای است. با همسر و و دخترهایش را در این فصل می خوانیم. به فکر می کند. در او را می و با او حرف میزند و را دارد. این خانوادگی خلیل-حسن با اش است و نیز این که کار کردنشان بیگاری نیست. آن ها در به طور مساوی با شریک هستند. این تحولی در خلیل-حسن و اش می شود. بعد از این مسئله، در این فصل و شدن نیز به می آید.در های دو در این فصل به وقوع می پیوند: اول: خلیل-حسن فرستادن ای به آغگل. او از آقای گل محمدی می او ای و به در بفرستد. آن هم نشانی فرستند و و گیرنده! دوم: خلیل-حسن مشدی محمدعلی، علیرغم مدام او را به لال می کند. در این فصل می که حسن به می کند. فصل ششم: فصل فصل نیز می شود. فصل لال شدنش. فصل انتشار که و در همه جا نقل می شود و حیرت می شود. فصل ششم فصل باز شدن دل است. سه طور که در به آن شد، سه که در مند و مند و خود را می دهد. هر از ها، می شود تا در یک کلی را دریابیم.در هر از های نام در شکل که شک نمی از آن ها صرف نظر کرد. اول: مند گر چند دهه از است که در دارد. به در و شده است که در گر باشد. در به یکی از های می کنش گری می کند و را تا که و می کند. در که های معاصرمان، به و به جهت ها و های کوتاهی می که در بی به سر می برند، از به در و پرداخت می باشد. نویسندگانی که در بی به سر می برد این ادعا را که بی زمانی، به شان می دهد که به همه ها باشد. این است. مضاف بر از ازلی و ابدی بشر که به انعکاس در های تن به نمی دهند؛ اما این که های از در شکل های ما در دارد. در این بخش ای که آن است. به طور قطع در به این که آیا از پرهیز می شود. نیست. به های کند؛ اما قصد باشد. در به مثابه یکی از مصالح شکل نقشی بر و است در تاریخی، عمل کند. دوم: مند این در از دو جهت کلی بحث است : در بی و انبوه. الف: در بی در های را می کند. در در های روی می دهند. که در جغرافیای پهناور کشورمان است. به طور در فصل و کوه دو هستند. این دو به در تا می و در حسرت و از می رود. در ارس باران، فشک، میلک و شهر قزوین، های که در به آن ها پرداخته می شود. و های در این ها و و کرد در این روستاها، محل به می آید. است با به های از های بکر و و به متکی بر دامداری و کشاورزی، ببرد. بی در هدفی را می کند که بی می کرد. های اثر به همه ها و با توضیحی که در بحث بی شد، از نمی طلبند و بی توجهی به خدشه ای در شان نمی کند. اما این که خالق اثر،می با از های های خاص تر و های متنوع تر را باشد. به نظر می رسد از به ها و خرده های شده و به اثر جذابیت های و تحلیلی و تفسیری می بخشد. ب: در با انبوهی از ها رو که یا در بی می و یا در شهرها. (عمدتا تهران). به مناطق خلق اگر نگویم به کلی نادیده شده به شدت به حاشیه شده است. این (توجه به در و بر شهرها) نیست. در نیز این هستیم. نیز و های آدم های را به خود و گه گاه این چند از نیز کنند. یکی از های این دو موضوع(بی و بی در ادبی) ای شدن ادبیات(همشکلی آثار) است. بعد از ها و های می شود که های که یکی هستند. های شان یکی است. و ها و ها به هم هستند. این در را و کرد. بر از و به ها و های را می کنند. که در ماند. که ذهن است و به به ها و ها می شود. این بیاورم. شرق از ای به نام است. در این دارد. حافظیه. دو و در کتابخانه با هم می شوند. اش را از در ورودی از می کند و... عزیزمن فریبا کلهر نیز است. این نویسنده، شهر و در آن را (خیابان های و فاضل)به ای خاص می کند. به نظر می رسد مخاطبی که بعد از شرق به می رود و یا به در تهران، مواجهه با این ها داشت. او در خود و را در این ها ثبت است. که اوست. می این ها ای از نوع به بیاورد. این مسئله(توجه به و ثبت ای از آن در مخاطب) در به نظر است. در این دو است که به و در ادبیات، مسلما می در شکلی هنرمندانه در نظر های باشد. امید که این متن، نکنند به این دو از خاص و تخیل و خلق ها و فراواقع می کاهد. سومین ویژگی: اگر را عاشقانه، از دلبستگی به بدانیم، این عشق که در پرقدرتی پیش و ها و به می از دو جهت است. عشق به مناسب و این در مقام برانگیختن حسی نوستالژیک. الف: عشق به نظر می رسد عشق محوری باشد. اما این عشق ابعاد را نیز در خود دارد. است طرح و و ماندنشان در گری و از می شود. از عشق بطن های چندگانه هوشمندانه است. چرا که عشق است که می آبستن لایه های و باشد. به های موضوعی چون در بالفعل شده است. ب: عشق یکی از های است. این در تار و پود (انسان نوعی) رخنه است و سخت است که از آن کرد. را در نظر بگیرید. به یکی از های امری بدیهی است. اما در با در دارد. ای که در می کرد، را می کرد که به آن داشت. مصرف، بر می کرد. اما ای که در می الزاما کالا، نیازمندیش را در نظر نمی گیرد. او می فلان را باشد. این که بین و نمایان می شود. از در برخوردی با شده داشت. او را می خرید تا مدت از آن کند اما مدرن، دار به خود دارد. را به نیت از آن کند نمی کند. که زده شد،مسئله جایگزین شدن به جای و هم که در مجموع را به است. این به فضاهای تسری است. به جهت می توانید را در و بین و و نهادهایی و ساختارها و های نیز کنید. بعد از و در این ناپایدار، را می خوانید. که در آن که و فقط در و اما در چند دهه و دارد. این حس نوستالژی را در بر می انگیزاند. رمان: و طور که در شد، به دو و های می شوند. این های در دارند. با و در پیوندی تنگاتنگ و در کنش گری را دار است. به های این دو مفهوم، کمک به سزایی در کرد. نخست: در فصل اول با می شود که عقبه ای دارد. این در فصل اول می شود. در راستای از ترکیه، به منطقه کردنشین می کند.خانوارهای کرد غافلگیر می شوند. که به سرکردگی احسان نوری پاشا در کوه های می خورد. با های قزاق، کرد را به به نام ارس می کند. در ساختارهای که می را کند و به کند که از اصل خود دور شود به طرداجتماعی است . به طور در سطح اول را کرد هستیم.از دید گالتونگ را می به زیر طبقه کرد: هدفمند در بی هدف. در ساختاری. در ساختاری. در روانی. به در قربانی. در فرد می شود و است خشن به است و به می شود و شدن یا انواع به فرد می گردد. در که های به می و نمی فرد را به در نظر و بر به غیرمستقیم است. تظاهرات خارجی را می به شکل و شانس های کرد نه به بدنی. هر دو (فردی و ساختاری) بر روی و را می کنند. هدف هر دو نوع تاثیرگذاری بر به کاستن از تحقق های فرد است. به گالتونیک با و مستقیم نیز به شده در داشت. به آن که دارد. نیز امر تلقی می شود (جهانبگلو،1384 :93). که کرد می و به نیت پراکندگی و دور نگه آن ها از اصالت خود است. با این هدف، و را به می کند. این و در و می شود. در عدم در معین. طور که در می خوانید، کرد به ارس می و بعد از آن به دیگر. در هر و ای کرد را می کنند. در از نقل می کند: بود خدا هی زاد و ولد و هی مرزها. یک را شاه عباس فرستاد سمت هرات. یک عده را فرستادند سمت شمال. (علیخانی،1396 :133). در از باب علی می خوانیم: ما را می تا بی رگ بشویم. (علیخانی،1396 :167). در فصل سوم نیز که جابه جا شدن ها با مشقت است می گوید: اند که به هم قانع باشیم. (علیخانی،1396 :129) در از و که می به چه است می خوانیم: گفت: را کوچانده اند یا جنگیدن و حفاظتِ یا... گفت: یا که بین باب و پسر و و را جدایی بیاندازند. (علیخانی،1396 :71). که از ناحیه به جهت جلوگیری از های بعدی،اعمال می شود در فصل های اول و دوم و سوم که ها می شود به وضوح می شود. در فصل از قزاقی می خوانیم: اگر دستور با کامیون ببرمتان ارسباران، همه تان را در آتش نی زارهای تان هلاک می کردم. حیف گلوله! (علیخانی،1396 :62) این در است که کارزاری را در قبل می و از ها بر خانوارهایی که بی دفاع متعجب می مانیم: باب دو قدم از دور بود که زلزله شد. پشت به در آمدند. دو قدم آن طرف تر از شب را نمی شد دید که را به و لرزید و شیشه ها صدا و خاک رفت و آن وقت های آتش رسیدند. (علیخانی،1396 :49) در و به آتش می خوانیم: فرش را تکان انگار. سال کسی را بود. از فرش طور خاک در هوا تا نفس ها و را پس و این فرش را از جا به آتش اند. (علیخانی،1396 :51) در فصل اول را می کند. در فصل و رخ می نماید. آن جا که را نمی و دام های شان را مال خود می و به می برند: سال مان هم بود و مان شده و می یکی از که و پچه پچه با و و باب که سرمان...من آن وقت. که با غیظ شان که بود توی باب که بود را سمت شان. چند سر و تا بود زده بودنش. شده بود چوب که ای، پیش پای اش در بود و در دشت بود. (علیخانی،1396 :125) این حجم از و و هر نوع در را به می گذارد. در که می شود به و است. به فصل سوم که از می شود: پرت مان از مان به که می خواستند. تا به شان خو تا شان را تا را باز هم مان کردند. (علیخانی،1396 :128) طور که شد، در و در جهت ختم هر است. در را از و شان دور می کند. می کند که نه در جای ای و نه به که پیش از این می دادند. در که کرد به می از را هستیم. آن جا که به می تا سپه را کنند. در ای و را این می کند: و من ردی از در سنگ ها نمی دیدم. سنگ در دم که از یک سر می رفت و از یک سو به می کرد که ته اش بود که شب توی بودم... پتک زد به که سنگ شده و سنگ را کرد تا خاک با به در آید. نمی سنگ ها را تر. با پتک به که سنگ ها و سر از تن شان جدا می و پیش می رفتم. هر چه داد می گوش کر شده و نمی شنیدم. (علیخانی،1396 :143) بعد از و که آن ها می در جای جای می شود. ها و است که اند. در است از زخم که دلتنگ اش است و امیدی ندارد. دوم: پیش از این که به به کنش بپردازیم است به کلی بیاندازیم. چون طور که به آن شد، در می شود. است ای که محوریت آن را می دهد. و این شخصیت،عشق و آرزوی به است. در پنج بخش و یا دارد. هر با خاص رو می شود: بخش اول: عاشقی و قیام. هر دو در از دست می روند. می و از هیچ خبری بر و یا در دست نیست. این بخش از دست دادن و است. بخش دوم: از و همنشینی با ترک های و در و ای داشتن.(مشخصا منظورعملگی و چاه زدن و کاشتن است.). این بخش از یک جا نماندن است. بخش سوم: و دوزی و حسن شدن. این بخش مهم بخش است. او تصمیمی می که پیش رویش را تحت الشعاع خود می دهد. این از خود و تضاد حل و در به خودآرمانی ست. بخش چهارم: با قدم است. ازدواجی غیرمتعارف که سرانجام خوشایندی ندارد. این حسن از برقراری سازنده با است که به تبع آن، در با فرزند نیز به بن بست می انجامد. در قدم بار را حسن به می آورد. به در که را می کند سند را به نام بگیرد و به پدرش نداشته باشد. بخش پنجم: به است و لال شدن. این بخش در ندارد. با و تکذیب جعلیش، به می رود که فقط او و دارند. پنج بخش یاد در را به می گذارد. این است: ای در به سر می برد. ای در ها و با خاما. دوم در بخش شده است. اول حسن است که را می و و بعدی، است که می و که در آرزو می مانند. دوپارگی به و عشق را می کند. بخش تاریک و روشن که در درونی، سرنوشتش را به می برد. فهم که می کند می شخصیتش را کرد. این انتخاب(انتخاب و نگفتن خود واقعیش)، یکی از او را به می گذارد. از می بریم. به به طور مختصر با این می شویم. روانشناسی گرایانه را مطرح کرد. این روانشناس، از به کل کرد. او این در نظر که آن را معادل در نظر می گرفت. فرایند است.او این را در و شخص متجلی می دانست. بود طبق دو اصل هم و کار می کند.منظور از هم این است که در ای از می با بخشی از روان، یا ای از با کارکردی باشد. به طور شغلی هم ارز دل با بود و برعکس. اصل نیز می عناصری که تعادل هستند. در این اصل گر این است که رشد تحول یک جانبه به تعارض، تنش و منتهی می شود. حال آن که توزیع میی گردد. کلیدی او در با ایگو، شخصی، جمعی، کهن الگوها، نقاب، سایه، آنیما و آنیموس و خود است.(رایکمن،1393 :85-84). حسن مهاجر،طبق دو اصل این می شوند: این است که با از و پشت به اش و شدن به حسن فصل در رقم می خورد. این فصل جدید، و های متفاوتی را او می کند. هر چه قدر در به مردی و اهل کار و سر ها می قدر از اش و اصالتش دور می شود. هم حسن نمی به شود او در همیشگی با دو قطب مخالف وجودیش دارد. که خاماست و حسن که می با زنی دیگر(قدم بخیر) کند. این کشمکش های و عینیِ دوپاره، می شود و تنش در کند. این فشارها در ها و با می شود. از با هم است و از قدم است. از یک طرف می به و اش را دور هم جمع کند و را کند و از در فشک قدم می ماند. دو گانگی بین ها و های موجب می نه در حسن رضایت و نه بماند. برزخی بین این و آن بودن. نیز در کارآمد است.نقاب یا ماسک، پوششی است که خود حقیقی خود در برابر می کند. در ما با خود را در دید می دهیم. ها می همه و هم منفی باشند و هم و هم غیرعامدانه. هر وقت با در ارتباطیم از این پوشش می کنیم. این است که بر مطلوبی بگذاریم. شکل ها بستگی به نقش ها و و از ما دارد. است که هر فرد گاهی اوقات بر تا در تا حدودی از خود می کند. آن جا می که شخص با خود همانند کند و از برداشتن هراس باشد. محدود و در عصبیت های است(اسنودن،1388 :90-89). حسن است که به می زند. کرد و این را به می کند. ترس از شدن و به راستی اهل کجاست و از کجا است او را وادار می کند در چند دهه از با کند که از خود دور است. در در قصد با حسن از و در کند. اما رفته این را کرد.نگاه به که می به در سجل شود. اطلاعاتی که می دهد، به جز نام پدر است. اسم؟ حسن. مات نگاهش کردم. چی می گفتم. فکر الان است که لو بدهم کی هستم و ها بریزند سرم. پرسیدم جوابی نداشتم. ای که مرا داد: حاجی گفتند بنویسید مهاجر. نام پدر؟ علی. متولد؟ قزوین. بهم دهن کجی می کرد. قهقهه زد توی سرم. (علیخانی،1396 :226). در می را در وجه خودآرمانی، که می به و در و اش باشد. خود خلیلی است که زیر حسن است و است را کند و خودی که به می حسن است که با قدم می کند و فرزندانی و در می کند. های بعیدی از و ها می شود که تعارض و تنشی در باشد. را به دو نوع طبق جهت یابی می کند. این دو را و و دو نوع را گرا و گرا نامید. طبق او گرا و گرا این مشخصات را دارند: شان را، از اطراف به ذهن خود می آن ها مند به و خود بوده به از خود دارند. تحت است. و بوده، انزواطلب اند و مشغول اند. احتیاط می کنند... خلوت و فضای خصوصی هستند. در گرا، شان را می کند. به عینیت دارند. مند به و و تحت است. معاشرتی و صریح اند و های سازگار و همکار دارند. عمل و پیرامون خود هستند(اسنودن،1388 :138). که کوته نگری است اگر بخواهیم همه را در یکی از این دو گروه بدهیم. او که هیچ کس دقیقا در یکی از این دو نوع نمی و این است که در ما بیشتری دارد. در بحث خلیل-حسن، بر است. را می خواهید شد که ها و با بخش هم صبحتی های اوست. او آن قدر که در را می و با او حرف می زند، با که و حاضر هم نمی شود. حتی که در است تمنای و با او است. این بخش از او گراست؛ اما بخش او گراست. آن جا که اهل کار و تلاش است و های نیز دارد. بخش گرای در جهت تامین و با اهالی خود را می دهد. در در های و گرایی، یا با را نیز کرد و به تبع آن هشت نوع تیپ نیز داد: این حس فکر و هستند. فکر و از عقلانی و حس و هستند. اگر یکی از این کنش ها در فرد پیشتر آن وقت آن پیش و حتی می شود. بود و یکپارچه کسی است که از همه یاد شده کند. او بر این کاکرد، در تیپ های یک هشت جزیی که عبارتند از: گرا (این تیپ تحت است اما در