صفرنت
صفرنت
خبرخوان »

خبر با برچسب یعنی



عقاب با خرگوش، انسان با آهن

عقاب با خرگوش، انسان با آهن


خبرگزاری ایران(ایبنا)_محسن آزموده: با اشیا؟ شوخی می کنید؟ سر کارمان اسم طنز است لابد. یک جدید را می مگر با می شود مگر جان دارند؟ مگر آدمند؟ مگر با غیرآدمیزاد هم می یکی از های است که و می و می با و و به . اگر را با که بحث با را در را و است که من می با آن به و کنشگر- در راستا شده است. این مردم شناس به ما می درک و شناخت مان از پایه ای مثل و تا چه میزان متاثر از مفروضات و پیش انگاشته های نیندیشیده و پنهان است و در مقابل به ما چارچوبی مفهومی می کند تا و را به ببینیم؛ به ای که به نحو پیشانظری با کار می کنیم و زندگی خودمان و مان را سروسامان می دهیم. با عضو و است در شرح و بسط این دیدگاه. جان این را در این کرد: و با نیز از این حیث هیچ (خواه و موجودات) نمی شد. نه بر از پیش بر کنش بر با می و می کنند. که این مثل هر شکل از و از خطر بر حذر نیست. به تر بسط اش از و مثل ها و و (واسطه) و و در ها و... است. یکی از این که بر نیز نقش است. که ما به این به ای و می و از آن و بحث و از ها بر سر و بین را در نظر می آوریم. در این (negotiation) به (یا تحت و غیرسیاسی) آن به کار به و فعالیت. و می شود که و ندارد. و هر کنش و (ولو غیرانسانی) یک است. دارد: ، زنی ، گپ دوستانه ، گفت وگوی و سخنرانی . تنها به دانشمندان در آزمایشگاه بر سر یک موضوع یا سیاستمداران نیست، عقاب با خرگوش، رودخانه با سنگ ها، اسید با آهن و کرم با سیب نیز در حال اند. گراهام هارمن در تشریح نگاه به می نویسد: یک معدن در هر مرحله از پروژه با کوه کند، آزمایش کند که کجا سنگ ها می و کجا جواب می دهند. برخی جاها وی از سنگ ها شگفت زده می کوه می را غافلگیر کند. حالا این کنشگر- به چه دردی میlrm;rlm;خورد؟ در این آشفته بازار ها و ها که از قضا همگان می توانند اظهارنظر و احیانا خود را پرداز قلمداد کنند، چه اهمیتی که کسی جدیدی در پاسخ به این سوال نخست یادآوری این نکته ضروری است که مبدع کنشگر- و پیش از او شاخص چون و جان لا در مرکز ابداعات پاریس این ایده را طرح بودند و خود تحت تاثیر از جمله سرس بوده است. اما از این، این در پیامدهایی است که در نگرش ما به و از سویی و در تقریبا عمومی ما به عموم شاخه های به ویژه اجتماعی از سوی پدید می آورد. در سطح فلسفی، این با دوگانه انگاری سوژه- ابژه به یکی از معضلات اصلی از یکسو و ذات به منزله یکی از ویژگی های مهم و هستی را پیشنهاد می کند که در قرن بیستم از سوی متفکرانی چون ادموند هوسرل، مارتین هایدگر، لودویگ ویتگنشتاین شده بود. از این حیث همان طور که نویسنده در بخش آغازین نوشته، را می با معاصری چون ژیل دلوز، گارفینکل و جریان های فکری ای چون پدیدارشناسی، پساساختارگرایی، اندیشه پست و... مقایسه کرد، ضمن در نظر داشتن تفاوت که با این ها دارد. اما در تراز یا انسانیت، نفی محوری مستتر در این است که در شان نیز بازتاب یافته است. به تر، این منکر هر گونه سیادت و در مناسباتش با و چیزهاست و از رابطه ای او و سخن می گوید. این سخن مثال در بحث از توسعه و و علم و این است که بازیگری و کنشگری از به هم تعمیم داده غیر از عوامل انسانی، به شناسایی کنش و عاملیت ها در ساخت یک واقعیت یا نیز بود. گفت بنیان براندازترین این در حوزه است. تا جایی که به یکی از برجسته پردازان این به جای رایج و جاافتاده (society) (به اجتماع انسانی) از جمع (collective) استفاده می کند تا مثل لباس ها، ساختمان lrm;ها، ها، حیوانات و... را نیز دربرگیرد. از این حیث این را چالشی (به مطالعه جوامع انسانی) در نظر گرفت و آن را بازگشتی به قبل از دورکیم گابریل تارد خواند که در آن هیچ مرزی متافیزیک (و در کل فلسفه) و ندارد. اما ملموس فراگیر شدن این نخوتی است که در طول چند قرن بدان دچار شده و خود را آقا و سرور تلقی می کند و بر این می پندارد که حق و مهم تر از آن می با هر طور که دلش خواست کند. نتیجه این محورانه امروز بیش از همیشه در شرایطی که بشر غیرمسوولانه بر تحمیل مشهود است. بد نباشد از رهگذر تجربه تلخ و ناراحت کننده ای که کسب ایم، نه به واقع خام به چشم اندازی بیندیشیم که را در کلیت و در ارتباط افقی و شان در نظر می گیرد و و ها همانقدر است که جاندار دوپا، دیدگاهی که کنشگر- از آن سخن می گوید. منبع: روزنامه اعتماد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 13 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
محور اصلی این کتاب جیمز جویس است

محور اصلی این کتاب جیمز جویس است


خبرگزاری (ایبنا) با به خصوص شخصی، های و هایشان با افراد خاص ای و است. در این چون همینگوی، فیتزجرالد، و و شاعرانی که با این غول های هم اند از خاص برخوردارند. که در این شده نیز کم و کم استقبال قرار گرفته است. به تازگی به نام بیچ و نسل با از سوی انتشارات نیلوفر شده و که از نام آن آید به نحوه شکل و و و آن بیچ را با آن شرح می دهد. با این به در و و گفت ایم که در ادامه می خوانید. نام این به نظر نمی رسد. از این کتاب؛ نوئل رایلی فیچ قبلا به فارسی شده این به نویسی شهرت و در شناخته شده چون نوشته که توجه و ایرانیان اند. اما چون درکتاب جشن و و ی که نشر تا حدی به شخصیت بحث در این شده و خوانندگان با نام بیچ این جزو به است که به قلم این در شده است. این که در اش و دهه 20 و 30 در را می دهد و و آن را با این و بیچ می دهد. در این و و های بیچ راه این می زیاد. در یک که به های خود و عشق به و می شود که را در قرا ر بدهد.اینطور که بیچ شدن در سر و در عمر است که به روی می و در حکم یک می شود. از آدم های در این یاد می که در بیچ و های او در و نقش می کردند. در این از او به حد می چون از آدم های مهم بیچ است. در کار در به راه به او کمک می کند و بین آن ها می شود. هم و در شعر و برگزار می شد. مهم ترین شعرا و است. همینجاست که بیچ آن ها را می بیند و شکل می گیرد. از طریق است که بیچ با جهان و هنر می شود و در و انگلیسی زبان می شود. می شود گفت که بیچ از ناشرانی که یا در آن زمان در هم غیرمعمول هم این کار را می است اما که بیچ مهم است این که بیچ را چاپ می کند که درآمریکا ممنوع و در انگلستان نمی شود. او اولیس را در می کند و درواقع بیچ یک را است و انگار که رسالت اش این که در این و به را کماکان به عهده می گیرد. بیچ با و شعرای و او است. های فیتز جرالد، و مرتبا در این رفت وآمد اند. در این بر کدام شده جویس. این است. چون در سکونت و حضور در معمولا موقتی است. خواسته های هم و تقریبا وقت، پول و انرژی بیچ صرف به می شده است. پس برخلاف جشن که بر فیتزجرالد و است در بیچ و نسل است. بله در جشن است چون اثر است. اما دامنه موضوعی این گسترده تر است و حلقه دوستان و اطرافیان بیچ می شود. نظرات بیچ از جشن نقل می شود. در بیچ و نسل از منابع، ها، و که به آن دهه دارد، استفاده شده است. حتا خاطراتی که بیچ بنا به ملاحظاتی آن ها را حذف بود، نیز از چشم این دورنمانده است. این کار تحقیقی مفصلی تا موضوع این که بیچ است هر چه بهتر و تر بررسی شود. حاضر که از حجمش پیداست مفصل تر از است که نشر با و است. وجه تمایز این با آن چیست و به چه چیزهایی در این شده که و فاقد آن و به دیگری از این است. این پس از مرگ بیچ به یک امریکایی فروخته می شود و محلش هم تغییر می کند اما سعی می شود که شبیه آن باشد. ماترک قبلی را نیز حفظ می کند. " و در به ای است که در طبقه بالا می و یکی از آن ها خاطراتش را می نویسد و تبدیل به مذکور می شود. بیچ و نسل را چه کسی به شما کرد و چگونه به دستتان رسید؟ این را گلی کرد. گلی به این داشت و این را ایشان به دادند و در هم این را به دست من رساندند. در حقیقت این به بود و معتقد بود که این کتاب، بالینی اش است. به یک و کسی که سال های سال است با اهل قلم و دارید، به چه شباهت خودتان و بیچ هنگام رسیدید و چه در این زن شما را از چیزهای مجذوب خود کرد؟ ام و با اهل قلم حشرو نشر هم ام و ام. اما مساله من این است که می شود به رغم ها- چون بیچ دوران جنگ های جهانی را از سر گذراند- و در ای که همه مان مایوس و درمانده ایم، این عشق ها می نجات بخش باشد. وقف کردن خود که دوست داریم، فارغ از نیازهای مادی آدم ها می تواند، ارضاکننده باشد. و این های می جریان ساز باشد. الآن متاسفانه های بزرگ و زنجیره ای این های را و به خاک سیاه نشانده است. ولی همیشه واقعی و جدی را می که های اند و آدم های عاشق که مشتری دائم دارند و به آن ها جهت می دهند. را می که مجلات را حتا تا دو و سه شماره درمی آورند. به نظرتان مخاطبان این اهل قلم و به روشنفکران هستند؟ این درحالی که با تاریخ و هنر گره یک قصه است؛ قصه یک زندگی. این کسی که بحث در را می شناسد و آثار آن ها را خوانده، جذابیت اما دیگران هم به مثابه یک می توانند آن را بخوانند و بگیرند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مروری اجمالی بر زندگی آیت الله بهاءالدینی / آیت الله، امام را استثنائی می‌دانست

مروری اجمالی بر زندگی آیت الله بهاءالدینی / آیت الله، امام را استثنائی می‌دانست


آیت حاج سید رضا 1 در ذی سال 1327ق در خانواده ای متدین و تقوا پیشه، در شهر قم چشم به . پدر آقا سید صفی پاک و پرهیزکار و از آستان معصومه- علیها- بود. در شرح حال اند: با بود . در ده الی جزء می به که از هر جای این می فوراً می داد . به علت انس با قرآن، آیات را می شناخت و به کشف الآیات شهرت یافته بود. در حرم معصومه- علیها- بود و در درس حاج شیخ و حاج شیخ قمی می کرد. را می و با فقه و هم بود . او بود و فکر و نمی شد به را کرد . و آیت نجفی(ره) هم اند که و در است که کلید دار حرم فاطمی اند. گویا در فامیل این سِمَت رسم است . می گویند نیز به ملاصدرا منتسب است . والده من- با سواد نداشت- از دعاها را حفظ بود.2 و رفتار شایسته پدر، در شکل گیری او در است . یکی از می گوید: پدر او، خاصی به آقا [آیت بهاءالدینی] می و از این عمل به می به ای که در روح به وی اثر داشت. او های پدر و را در خود می دانست.3 آن در این می فرمود: مرا به خطر می لکن بود که مرا نمی کند.4 و آیت از و و از هوش و فوق ای نیز به که در سه یا به رفت و و و را و در شش با به قم، و به روی آورد. او از بدو به خاص و حاج شیخ قمی (کبیر)، حاج شیخ و حاج شیخ تقی بود ند و از این و ها برد . یکی از می گوید: آیت از خاص شیخ می فرمود: از شش سالگی، از ما زحمت کشیدند و به ما التفات . حاج شیخ تقی هم به و از مسائلی را که با مطرح نمی از دریغ نمی کردند. این، به سبب اطمینانی بود که به شخص داشتند. در این می گوید: آقا نقل می کردند: من هفت ساله که در مجالس بزرگ، مثل حاج شیخ می کردم. وارد می حاج شیخ قمی برمی خواست و مرا کنار خود می . له آیت را نخست نزد پدر گرانقدرش و پس از آن، جامع المقدمات . سیوطی و مغنی را از آن آقا شیخ ولی عامره ای و آقا علی ادیب با شور و شوق فرا گرفت و به دنبال آن، در سطح از و گرانقدر، و ملا علی برد. آیت پس از اتمام سطح و تکمیل و به در و حاج شیخ سید حجت کوه ای و حاج آقا و از و با شور و وصف و ای به و و و به آمد. آیت این در را نیز از حاج شیخ قمی و تحت او یافتند. وی را در آقا علی کرد و در درس شیخ شاه نیز می نمود. آیت در این می فرماید: که به درس شاه می خمینی(ره) را می که از می شاه به او درس می داد. ما بود. من مدت نمی بود که به نداشتم. ما در فقه و داشتیم. 5 ذکر است که اهل آیت با آیت حاج سید و آیت نیز و است. و آیت آن که در صدد اخذ و از سید تقی و (نویسنده) این هم شیخ آیت حاج شیخ علی اراکی(ره) بود . او از حاج شیخ داشت. به آیت (تقریباً) در به هدی به شد و در مدت خود در در درس از و می کرد. سید از او می که در نجف ولی چون سفر وی بود و از هم در به باز می تا امر سفر به نجف را ولی پیش می آید و نمی شود. و در و در شرح و و فوق در راه علم و است. این شور و شوق و در علم و و در آیت به است. یکی از می گوید: آقا می فرمود: یک سال از نیامدم. می آمد در و از دور مرا می کرد و باز می گشت. ما به حدی بود که نمی به سری . یکی از می گوید: ما درس پیش از صبح و وقت از او فرا گرفتیم. که به می و چای نیز بود. چای می و اول صبح می خواند. گاه یکی از درس که قبل از می شد، می تا وقت صبح و بخواند. در این خود آیت می فرماید: آمدن به فیضیه، من از می گذشتم؛ چون در راه و اگر از ها می با اشخاصی می و ناچار به و علیک می لذا مطالعاتم مخدوش می شد. معمولاًً از پشت باغات اطراف شهر می کردم، تا کسی به من برنخورد و به خود بپردازم. در آن سطح، مانند را می کردم. هم دو سه تا جلو بودم، تا اگر یک شب مثلاً مانعی پیش آمد و نتوانستم کنم، درس صبح ما نشود و از ذخیره و بکنم.6 آن می گوید: آیت می فرمود: من از حرکت می که اول در (آن هم در در برف و باران، با چراغ و با وجود های گلی) و تا اول آفتاب دو . روزهایی بود که ما چهارده درس و و . روش و شاگردپروری القدر، آیت با مستمر و و با به کارگیری روشی خاص، مبرز و اندیشور را تربیت کرده است که از امروز، مایه مباهات های و از صدیق نظام جمهوری اسلامی . در خصوص شیوه او، به بیانات دو تن از شاگردانش می کنیم: آیت در مختلف و از یک ساعت قبل از صبح سپس صبح را می و تا شب، درس و بحث می شد . از امروز از او . وی به زیاد، بیشتر از نقل و بحث در می داد. گفت اهل تتبع نبود، اهل بود. بیان روشنی و به خود بینش می داد. آیت در اشخاص و به ای می کرد و را می داد که طی یک تا دو اگر نزد او می اصلی فقه، دستگیرش می شد و امر، سبب می شد به برسد؛ نه این که به فروعات بپردازد و وقت خود را هدر بدهد. نکته دقیق و این که آیت علاوه بر عمومی، یک تقریر دومی خصوصی شهید مطهری(ره) داشت. جامعیت له تا به حال، سخن از پردامنه این و سعی و او در تعلیم و تعلم بود. حال سخن بر سر این است که نه او را از معنویت دور نکرده، او را تا از دوره و در امر خودسازی سعی و کند و با الگوگیری از امامان- السلام- به ای از برسد که الگویی سالکان الی و سیر و به شمار آید. کوتاه سخن آیت فقیهی موحد و مخلص، مسلط بر هوی و هوس، عارفی متمسک به اهل بیت،- السلام- تقواپیشه ای شب زنده دار و متهجد و الهی، صاحب کرامات و مکاشفات و مهم تر و ارزشمندتر از همه این که، مستجمع از کمالات کمالاتی که را به آن سفارش می خود به آن و رسیده و نمونه و آن شده لذا فردی، چند لحظه در او می نشست، حس می کرد سَبُک شده و او به آخرت افزون گشته و از عشق و اش به کاسته شده است. یکی از له عباراتی را به تحریر در آوره است که به قسمتی از آن می کنیم: حقیر، ترین دستاورد این القدر را رهیدن او از خلائق و انقطاعش به خالق یکتا می . این خصلت، آنچنان در وی متجلی و بارز بود که کم توشه از نیز، در یک مصاحبت و مجالست کوتاه، به گوشه ای از آن پی می برند . وی لا فی الوجود الاّ را عمیقاً باور و در حالات و آنات خود نظر داشت. ما سوی از جماد و نبات و حیوان و و و مخاطرات و نعمات و بلیات، اثری استقلالی قائل نبود. این پندار و باور، نه در گفتار که در کردار او نیز ظهوری محسوس و ملموس و خصوصیت او و امثال او را از صف و مؤلفان و سخنوران عرفان و و توحید متمایز می و بر جایگاهی و قله ای رفیع می . گفتن و نوشتن و و ارزش ها چندان نیست؛ آن ها را در خود پیاده کردن و خود را تمثل آن ها دادن، مردافکن و است که بحث ما، به حق از قهرمانان پیروز این میدان است. اما در فراسوی همه این ها، او شخصی بود اجتماعی، آگاه به دارای دیدی وسیع و ژرف و فکری صائب و از دوراندیشی، به در و وقایع و شرایط خاص اجتماعی؛ لذا می بینیم که قبل از انقلاب، شیفته و ارادتمند خمینی- قدس سره- و همواره حامی و پشتیبان و در و در سال های پرالتهاب جنگ، یار و رزمندگان در جبهه های نبرد بود و چه صادقانه با آغوشی باز این مردان حماسه و خون را به می پذیرفت و پدری مهربان به گفت گو با می نشست! او انس و ارتباطی صمیمی با رهبر آیت خامنه ای - دام ظله العالی- و له نیز ارادتی خاص به او می ورزید. یکی از در این می گوید: آیت بهاءالدینی- قدس سره- به خمینی- قدس سره- به عنوان بی و مرتبه و در حد یک استثنا می نگریست. از ویژگی های مهم اخلاقی و تربیتی الف. تفــکر اکثر اوقات شب و روزِ به می گذشت. حتی سحر ها- بعد از این که شب می خواند- به می پرداخت. می فرمود: من روی یک صحیفه سجادیه سال فکر و می فرمود: فکر کردن، دریچه را روی باز می ولی طول می کشد . ب. بی تکلفی یکی از نقل می کند: گاهی که با او از محلی می کردیم، اگر مکانی مناسبی سایه یک دیوار می شد، آقا می فرمود: جا قدری بنشینیم و استراحت عرض می کردم: آقا اینجا مناسب شأن شما نیست، در رفت و . آقا می فرمود: این حرف ها چیست؟! جا خوب است. اگر ما بخواهیم این مسائل را مراعات و این ملاحظات اگر چیزی هم از ما می گیرند . ج. بندگی خدا آیت می فرمود: درس می گفتم و یک روز که آمدم پشت در، خوشم آمد. جا تصمیم گرفتم درسی را که هوای نفس در آن کنم؛ لذا درس را به منتقل و عده ای از می خانه. وی در این که: چه تا بتوانیم از الهی برداری کنیم، می فرمود: خدا باشی، هوا و هوس نباشی. به می فَاَملِک هَواکَ تو هوا باش، نه هوا تو. ما هوا مالکمان هست؛ هر کجا که هوا ما را می کشاند؛ در حالی که هوا در اختیار شما باشد....7 ***** این خورشید فروزان علم و عمل، پس از طی نقاهت نسبتا طولانی در سرزمین قم غروب کرد و دل های را داغدار نمود. رحلت آن شام جمعه 1376/4/24 رخ داد. روز شنبه پیامی از سوی مقام رهبری در این صادر شدو روز یکشنبه، 1376/4/29 مطابق با ربیع الاول 1418 پیکر مبارکش را از و له کردند. معمول این است که و را در قم، از مسجد حسن عسکری علیه می کنند؛ اما آیت آقایان اصرار آقا را از و تا بیایند و محقر و ساده او را ببینند و بدانند می شود نزدیک به یک قرن بی اعتنا به زخارف در کمال غنا و بی نیازی روحی زیست. انبوه تا حرم معصومه، تابوت را اشک و ناله حمل می و پس از اقامه بر آن بدن شریف، آن در حرم و در قبری دفن شد که کاملا غیر عادی و بر خلاف پیش بینی معمار حرم، و مهیا بود. خداوند، روح پاکش را با طاهرینش محشور و ما را رهرو راهش دهد. حجت سید باقر مهاجر پی نوشت ها: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. آیت در گذشته به حاج آقا سید صفی مشهور بود. 2. 74. 3. با حجه والمسلمین فرحزاد؛ 74. 4. همان. 5. مجله ش32، ص67. 6. 74. 7. همان.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
بصیرت یعنی قدرت تحلیل قضایای روزمره

بصیرت یعنی قدرت تحلیل قضایای روزمره


کارشناس گفت: و تبیین رخدادها و‌مسائل موجود در زندگی رورمره.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
«پروژه پاساژها» در ایران؛ دین جدید، معابد نو!

«پروژه پاساژها» در ایران؛ دین جدید، معابد نو!


به تقریب، ، مال ها ، های ، ها ، و ها و... صرفاً محل عرضه مشتی نیستند، با شدت زرق و برق ها، به و با نور و در و معماری های و عظمت انباشت متنوع، به ها و نمادهای شده اند که بیش از هر ای در در و گام برداشت. و های در به توانسته اند جای و معابد، قربانگاه ها و زیارتگاه های کهن را بگیرند و آنگونه که می به ما دهند! از آن به یاد می کند که با در آن ها می و می کند این به شده اند که می خود را در و شان را گویند. این پیش از ما در وصف و و و های تری به کار می رفت. که رنگ و بوی و داشتند. در شایسته است از یک متفکر در معاصر یاد کرد که آرائش لااقل در اثر او، شدیدا به محتوای در این والتر ! او در حیات کوتاهش اقدامی را در دستور کار پژوهشگرانه خود داده بود: پروژه و بازخوانی اروپا از پاساژ، مال یا به تعبیر ایرانیزه شده اش ها! اثر از است با این به مثابه دین ! او بود اگر چه ایدئولوژیک در بستر تقدس و عقل روشنگری به و رسیده ولی نمادها، تولید ارزش ها و اخلاق محافظه کارانه و اش بیش از هر عنصر در عصر ما بیانگر های با های و ای کهن و حتی است! که از و های و پر زرق و برق و پر و این است. مال ها و در و و به آنها. فرق می حین باشید! 34 و و یک است. او در کار می کند و از این نظر و مال ها را از و به طور رصد می کند. از او می با به در یکی از کار می کنی این و می و می دهد: یکی از من های و دیدارهای مهم با و آشنایانم در های و مال ها می . به کارکرد قبل های هم جنبه هم های و شدن از دغدغه های هم در ها و های آن ها می بگیرید، استراحت وقت و هم می و کنید. ما وقتها های خانوادگی و تولدهایمان را هم در می . از می به ها و هاست که با در و مال ها می شوند؟ چون بحث نیاز چندانی به این از شیک و و ندارد! او جواب می دهد: از ها شده که به مال ها باشید؛ شما اگر نگاهی به تمامی بیاندازید، متوجه می که این فضا و بازارهای که با ظاهری و ساده و حتی در مواقعی و پریشان به آنجا می رفتند! فرق می مرتب و شیک و الا نما شد می این شیک و به دهد. می گوید: چون ها از ها در می بعد یک در است که شما با آن می شوید. به هر حال نمی شود به شیک و باشید. نمی شود و لاک ها و به و و ست و یا ها. یک ولی به هر حال عرف است . با می می من می به یا جشن و و این حد از و شیک را می این است که من از عقب می گوید: خب هم هم به شده به و و با و خبر که از های و و در و های مدل در است. ها به می تا به و خود بپردازند. نه به در خود و را در ولی از برج و و می در به این های و و خود را می و است که در و هم دور یا کنند. را هم به و می هم . می که این شکل از و ها تا حد یک و است ولی در کل با این و می گوید: به نظر من خوب ما را که ها با هم جمع و گشت و باشند. که ها و ها در می افتد. این و ها هم در ها تا حد است. به هر حال از یک دیگر! او می دهد: بهتر می دانید که خانه ها عموماً کوچک و آپارتمانی و از را نمی توان در منازل کرد؛ اما مال ها و ها این امکان را است و هم راحت را می کنند. از سوی های دخترها و پسرها از شروع می شود و از ها، چندین و چند سال و حتی به شده است. بنابراین من آن شکل تفریحی و و نمایشگرانه در و مال ها را تا حد و مثبت می دانم. از می چرا این شکل از و به ها و فضاهای تر نمی روید؟ به عبارتی چرا یک مرکز که پر از کالای و و زرق و برق است را ها و و و مدار انتخاب کرد؟ کمی ابراز بی اطلاعی می کند و سرش را کج و می گوید: نمی شود که به و جنگل و دشت و دمن رفت! باز می با به در کار می کنی، آیا رفت و آمد به محل کارتان از عرف می یا با فرم اداری در می شوید؟ می گوید: نه، من هم مستثنی نیستم و برایم مهم است که به روز باشم؛ در محل کارم به و ام اهمیت میدم . او می و می دهد: من به از بقیه هستم، چون زودتر از همه می بینم و می فهمم چه چیزی مد شده است! او حضورش در و از مراکزی، از کاری اش می گوید: هر روز دوری در و های می زنم؛ ضمن ای یک شب را با در دور هم جمع می شویم و می کنیم. ولی طبیعتاً هایمان به ما هم ها و تفریحاتمان را در این می دهیم . نشوی، رسوا می شوی! در و آن، چالشی تغییرات آنهایی بوده اند که در و افراد است. اما یکپارچگی و انسجام اکثریت اعضای یک در تن به این تغییرات، باعث می شود امری غیرعادی به نظر بیاید! مال سازی های موکد سیاستگذاران اقتصادی و عمرانی و به طور کلی حاکمه و دولتمردان از یک سو و مال ها مکرر و توده ها در آنقدر منسجم گرفت که کسی به این امر اندیشید که پس و ما چه؟ ؛ نه آن ای که ده ها قرن پیش داشته، بلکه همانی که 4 دهه از شکل گیری اش می گذرد! بر این همه گیر و تظاهرهای وابسته به آن دست می گذارد. 44 مدیریت و است. می می کند و حداقل ای یک بار با در مال ها و ها با دارد. او هم را صرفا نمی دهد و هدفش از در مال ها شکل و گشت و گذار دارد. می گوید: در اغلب موارد ترجیح می دهم با به چون این ها از نظر به جاهای دارند. هم پارکینگ دارند، هم و و محل بچه ها و سینما و شما می از این کنید. در اگر خریدی هم می دهید . نظر را در این تکثر کارکردهای می و می فکر نمی این جانبی شده اند تا به روند و دامن زده شود؟ موافقتی با این گزاره و است این مفیدند و با ایجاد این کاربردهای متنوع به شما اجازه می که با یک تیر دو یا حتی چند بزنیم. می گوید: با این مال ها و ها شما می هم هم هم شبی را با و خوش . از در و از می و این را با دورانی که ما این شکل حاد از و نبودیم طرح می کنم. او است همه چیز به گذشته است و و رفتار آدم ها در هم یک است. او می دهد: در ظاهر، مهم نبود، ولی امور به شدت مهم شده است. نشانه از چیزهاست و این ظواهر حکم است. هم که واقعی و مفید کم که خودشان را و به خودی بدهند و از این نظر و مهم باشند. در این همه هم با هم می شوند. به طور کلی اگر درست دقت در هر ای مثل هم هستند، در همه یک جور بودند و هم همه هستند؛ به قول "خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو"! او بلافاصله می دهد: ها هم اینطور نیستند. اما با قبل فرق مثل که را هر طور که هستی بدهی و بیرون بروی. شما و ای که به آن تعلق دارید هم بی تاثیر نیست. قطعاً "پلادیوم" با یک در جنوب تهران چون که در این دو رفت و آمد می کنند، از نظر و با هم فرق دارند. منظورم این که در تر ندارد، منظور این است که این در سطوح به سبک و درآمدی که هر دارد، نوع تظاهرشان با هم فرق می چون نوع تفکر این با هم فرق دارد. از طرفی در مناطق شهر های و بسیار کم است و بین بر سر ها و و به "کل کل" . می از نظر تو این فراگیر شده است؟ او در می گوید: این و در همه گیر شده فقط نوعش و فرق می کند. من به شرکت در یک دوستانه، کیف و کفش "گوچی" اما کسی که در شهر می نمی تواند یک میلیون و 500 هزار تومان کند یک کیف یا کفش در یک شب در ! به بابک، همسرش یک به می رود و معمولاً و لوکسی می خرد و کم پیش می آید از جنسی که آن خریده، دوباره کند. درد دل باز می شود و از مشاهداتش می گوید: و ها به صحنه های شده است که همه در به دنبال نقابی زیبا می گردند تا خود را "تک" و "متمایز" دهند. یکی از من مدلینگ است و فقط هم محصولات را در مال ها و ها معرفی می کند. من و هم از این دوستشان می و ماهانه در می و کلی می تا بین همه "تک" باشند! این ها که این مال های و و پر زرق و برق و که در آن رفت و آمد می و شما می بینید، همه در برابر سر تعظیم فرود می آورند. آرامشم تویی! و ، بسط منطقی عقل و اندیشه ابزاری است! این به اکتفا نمی حرص لجام گسیخته بهره وری و سودمندی حتی انسان ها و بدتر از آن، روابط میان هم به می شود. این هم عادی، ملموس و جلوه می کند و حتی در ضمن نوپدید، پیشرفت، ارتقا، و رشد همه جانبه به خود می و از این نظر خود را به سطح اغواگرترین و فریبنده انواع می رساند. ای که بر مبنای آن شدن آدمی و ارتباطاتش هم پیشرفت تلقی می شود. ، 31 مجرد و او در حوزه خدمات کاشت و ترمیم دارد. از و به یکی از علایقش نام می برد و می گوید: با به شغلم به این کمک می کند تا زود بفهمم چه چیزها و مدلهایی مد شده است. من هر روز به و مال های می روم و کلاً در این و ها با پاتوق داریم؛ یکی از ثابت ما دورهم جمع شدن در این پاساژهاست . او تاکید می کند که یکی از بهترین بسترها و همه ما دوستانمان را در این ایم و کلی اتفاقات برایمان افتاده است. چون این ها و مال ها و و را می کنند. اعتراف می کند که می حضورشان در باشد. می گوید: با هم هستیم و حتی مواقع به این می روم، می کنم و جالب است بدانید که من با یکی از فروشنده های 4 سال پیش شدم و 4 سال است که با هم ارتباط داریم . به می است که محل یابی ها و اغواگری ها و به بیان عرفی آن محل "مخ زنی " این از نظر تو ندارد؟ می گوید: نه، چه دارد! هم خوب است. با این شیوه ما به می شود و ارتباطات رشد می کند. چون در سطحی که بودیم بمانیم . می به است که یک روح و و در آن در مجاورت و های پر زرق و برق و تلاش می خود را دهند؟ او هم می گوید: است و این فضا به در و مال ها در دسترس است. این دادن، چیز بدی نیست. که آدم ها عرض و و باشند. هم امکانی را اند . به لبخندی می زنم و می این عرض و کننده نیست؟ او هم می و می گوید: نه، اصلا. برعکس ما لذت بخش هم هست. من واقعا در می کم پیش که من به اما می روم و به شما هم توصیه می کنم بروید! علیرضا جباری دارستانی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
حضور روحانیت در کرمانشاه نگاه مردم را تغییر داد/ شکل‌گیری یک جریان سکولار در

حضور روحانیت در کرمانشاه نگاه مردم را تغییر داد/ شکل‌گیری یک جریان سکولار در "حوزه"


به گزارش خبرگزاری تقریب(تنا)، حجت احسان بی که از مشهور با درک از آتش به انقلاب، میدان رفع مشکلات در منطق و شده است و است با از ظرفیت های شبکه ای و فعال در مختلف را گرد هم آورد. این حجت بی موجب شده است تا در و آب در کمک هاب شایانی به این دهد. با وی گفت وگویی و هایش در که در می خوانید: **تسنیم: اصلی جمعیت از کجا شد؟ - بی تهرانی: محوریت این فکر با بود به جهت این که آقا که در و هیچ در این نمی شد. تا که گواهی ریاست آن را بر عهده راه افتاد. ما روی داشتیم به خاطر روی این اما با مخالفت های فراوانی شدیم. ما به به چشم یک حزب و یا سیاسی نکردیم و هرکس را پای کار بیاید. غالبا اینگونه است که کسی می خواهد کار بکند می رود سراغ ردیف و اساسنامه مشخص کردن و در این فضا می گیرد و عده ای از هم های نیز فکر می کار ما از این جنس که آقا می من ا م" به و این یک است. اما ما که حتی عده ای از نیز به ما که مگر ما که شما این نام را خود حتی این روی های ما و عده ای به من شما این لفظ را تا ما ات کنیم. اما ما به این و هم این بود که یک کار شود. ما این که آقا آتش به یک در کانون که معطل و یا به آقا در که کار تعطیل یکسری های بکنیم. بر کار را و هم ما را کردند. ما گزینش خاصی نداشتیم، عده ای کمک و ما حس حتی عده ای سوء اند. لذا که در دستور کار خوب در سراسر است. عده ای جذب این شدند که هیچ مسئولیتی هم در شهر نداشتند اما در آب در عده ای از را دیدیدم و جلسه ای با و که چقدر به مسائل اشراف داشتند و چه بزرگی در دادند. هم در حال تا در هر شهری و را کنیم. در با هم ایم و که را به ما معرفی کنند. شخصیتی که همه هیئات وام دار او به مثال در همه ها وام دار شخصی به نام حاج طالبی که چهره ای انقلابی، و مصداق آتش به است. در حال چنین شخصیت تا را با هم لینک که در بین هم قطعا داشت. عده ای با و قصد مانع تراشی در حالیکه ما درگیر وقت این را ندایم و می که کار جلو برود. من به ام در این چند که به چهل است و می کند تا ما جشن را این مدت را کفش به و تا ماه تا یک و شکل بگیرد. در که چند با هم پای کار که یک بی آبی شد و کار هم در حال است. حزب ای کار و اگر به هم وصل می که می زخم و را با از این در سطح رفع بکنیم. **تسنیم: در بین به این که جای گری در ها است.چرا در های شده - بی تهرانی: عدم از امر ولی است و آن ها و های است که هم قوی هستند. این به نام و و از آن به و می کنند. این به و می کار این است که فقط حرف بزند. یکی از به من می گفت روی دوش من چند من و دست و کار دهم. عده ای در های و به می با و کار شان را بکنید. این هم دارند. این اند و هم در حال چاپ شدن است و هم دارد. این به در و از در حال این بین هستند. حتی های هم از می دهند. این است و به اسم یک این را می اما تا را از بگیرند و در بلند مدت به نیز چشم دارند. پیش از حجت را در نمی بیند **تسنیم: فرقه تشیع یا همان بیت "شیرازی"ها نیز در - بی تهرانی: بله؛ هم را دارند. رسما اند که پیش از حجت را در نمی بینند. این خوش اخلاق و خوش برخورد بتوانند را جذب بکنند. یک ضعفی که متاسفانه ما همانی است که آقا می فرمایند و ما به جذب حداکثری نیستیم. ** تسنیم: چارچوب شما در چه ای است و گزارشی هم اقداماتی که در بفرمایید؟ - بی تهرانی: کار ما یک نماد کرد که می این بود که این را از دست گروهی که اهلیت این کار را بگیریم. اغلب بچه های حزب به نیت خالصی که قدمی را که می بردارند اول اخلاص و نیت خالص را در نظر می گیرند و رویه هم این بوده که کارشان نشود. بر این ما از کار خیرمان را نمی کردیم. اما به جای آن می در کشوری که پای صندلی هر مسئول آن خون 73 شهید ریخته شده می ما و بر پایه سرمایه داری می کار و بر که هیچ باروی به ارزشها پیش می و در هم ایم که ضربه پذیر شده ایم. بهترین نعمت این نوکری پابرهنه ها است و آنچه که این را بیمه می کند نیز است. برا این ما تصمیم که هایمان را اعلام تا ببینند که در است. **نگاه زده به متحول شده است در عمرانی ما شد در حالی که ما را یک پایگاه دادیم. که ما با که آقا به یکی شد. در روستایی که به ما داعش از این را جذب و تعدادی از هم کشته شده اند و به ما اگر شما به این شوید شما را نیز کشت. اما که با شما می کنم یک عاطفی و قلبی بین ما و شده است. که در ابتدا، ما را برنمی تافتند اگر در جمع بروید به موقع خداحافظی به همدیگر یاعلی می گویند. از امارات و عربستان به قول که از پشتیبانی کرد اما ما پیش و که در نبود بردیم. با ارتباطی که با عبداللهی داشتم از درخواست که به این کمک بیشتری و موسسه سماوات قرارگاه خاتم زودتر از سایر این ساخت. ما چند تن گوشت گرم بین این کردیم، 500 کولر و 1000 بخاری در این کردیم. یک انسجام در این شکل گرفت و هم ارتباط با داریم. ما در و 313 که همه از طریق کمک های شده بود و سازمانی که به ما کمک کرد بود که چند بار ما این را حمل کرد. در کوهبنان زمستان سختی را گذراندند و در اوج سرما بود که ما بردیم. بر 11 تریلی جنس رفت و طلیعه این کار هم با بود که در کردم. در آن من در کرمانشاهی های مقیم می رفتم و به گفتم که کمک ها را به این بفرستید. کمک های و غیر به این فرستاده شد و چندین بار این پر و شد. ما بی تدبیری و پول پاشی نبوده است و ما با هلال احمر و بادقت زیاد کار را می و موثری شد که به عوض شد. **تسنیم: در بر تقسیم که گرفت، به با و به با بود. اولویت شما در بود یا در روستاها؟ ** درجریان بی عمل کرد - بی تهرانی: ما را در و بعد که خلا در شهر را دیدیم، به سمت زده نیز رفتیم. در با امام جمعه شهر و حتی کولرها را هم توزیع، دادیم. در ما هرچه شهر سر پل بود و تا دوماه پیش هم ما فرستادیم. اما چون خانه بود بعضا این ها را می گرفتند و می فروختند. من یک ماه اخیر را خبر ندارم اما تا قبل از آن در حتی یک ساختمان هم کامل ساخته بود. با مسکن هم که به ما نمی دهند. خوب در این ما نمی توانستیم دست روی دست بگذاریم. تا 2 ماه پیش در بودند. من در فصل بهار بودم. ها رها شده بود و بچه ها غالباً گوارشی بودند. ما از اول که ایم تا به کمک کنیم. عده ای فقط نشسته اند نق می زنند و نقد می کنند. اما با صراحت می گویم در قصه و بی و بی عمل کردو این است که ما به ایم. در کارش را خوب است و و ساز است. والا این که بگوییم تا یک کار مدون و تا یک ماه پیش هیچ اتفاق نیافتاده بود. ما همه کارهایمان را شفاف و هرکانکسی که هم گرفتیم. **تسنیم: شما در آب و هم دادید. در این بفرمایید. اگر به کمک نمی شد 100 از شده بود - بی تهرانی: از که مورد وثوق ما از خبرهای ناگواری به ما دادند. در و که دام و کشاورزی است و اگر به کمک نمی شد مطمئن باشید که 100 از می شد. ما این را و بحث عطش و تشنگی که بر هر حنبنده ای برسد، گره خورد با عرق هیئتی ما و منقلب شدم و قبل از آن کلیپی که در بازنشر داشت، خوب گریه بودم. این به ذهنم رسید که از همه کمک دعوت کنم. بالاخره هموطن ما و ما یک عمر روضه عطش خوانده ایم و عمل کنیم. هیچ کس هم از ما نکرد و همه دلی پای کار آمدند. در یک شب 60 پول جمع شد. تا که پیش شما هستم بر 160 پول جمع شد و در مرحله اول 120 را در همانجا خرج خرید های پلی اتیلن کردیم. این هم با مشورت آب و بود که به ما شما این ها را نصب کنید و آب آن را ما تامین می کنیم. کار جاها شاید هنوز هم با باشد، اما ما آن را که از دستمان بر می آمد را دادیم. به تبع این ما، از ها و هم های ما هم و این کار خیر شد. مابقی پول را هم با برکت است باز هم و کنیم. و از آزاردهنده تر استت اما که از ما را می دهد، و است. که آقا از آن به نام احد اند. نجیب و رنجدیده ای دارد. ما هیچ نمی بادها و طوفان های شن 120 روزه چه. ما نمی که اطراف زابل از فروردین ماه آب چه. می گامی را برداریم و به امید خدا و هم دهیم. بر تحقیقات ما در این 900 روستای وجود که رسیدگی به همه کار من نیست. من فقط جرقه کار را می زنم و الهی که به غیرت برخی ها بر بخورد و بکنند. باز طی صحبتی که با عبدالهی شد تا شبیه به غدیر در را در و هم دهند. اما در این هم از لحلاظ و در فقر محض به سر می برند. زیادی از که فقط با یارانه خود را می گذرانند. آیا می شود در یک ماه با 45 هزار توامن کرد؟ در اولین گام از در خواست ایم تا کمک بتوانیم 1100 بسته که هرکدام 150 هزارتومان هزینه می برد را و با خیریه رقیه را بین پخش کنیم. من معتقدم یک موج ایجاد کرد و شد کمک می کنند. بسیاری از های و که را وقف اند که هیچ نام و نشانی از نیست. من مدتی است که فرزندانم را ندیده ام. به همسرم ام چطور جنگ به می رفتند و از خانواده خود دور بودند، جنگ اقتصادی است و ما می که در تا بر لبان صاحب و نائب بیاید. ما همه هستیمان را می گذاریم که آقا یک بزنند. ما غیر از تمرین می تا طلبه های و با استعداد را با جذب و در آن کار مطالبه گری از مسئولان را نیز می دهیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​محکومیت شدید اهانت شاعر سعودی به قرآن کریم

​محکومیت شدید اهانت شاعر سعودی به قرآن کریم


به تقریب(تنا)، "فهد الشهرانی" در یک که از ام بی سی پخش شد، برای مدح خواننده عربستانی، از کرد. وی در این با از و گفت: "ما أحد .. قل هو أحد.. لا عین ما علیک.. ألف بسم علیک". یعنی: او هیچ کس ... قل هو احد ... هیچ تو را ندیده است ... هزار بسم بر تو باد" در به این سعودی به کریم، موج گسترده ای از انتقادات علیه او در فضای و توییتر به راه افتاد و فعالان های با ارسال هشتگ #فهد_الشهرانی_یستهتر_بالقران، این آمیز را محکوم کردند. معترضان در به این تأکید که ذکر در یک محفل موسیقایی، به منزله تمسخر دین اسلام و و همچنین موجب تحریک احساسات مسلمانان است. ترجمه: فرشته صدیقی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
طولانی ترین ماه گرفتگی قرن21 در ایران قابل رویت است

طولانی ترین ماه گرفتگی قرن21 در ایران قابل رویت است


به تقریب(تنا)، علی نجوم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: شامگاه 1397 از می شاهد خسوفی بود که قرن21 است. وی با این ماه در 21:44 روز 5 کرد: کل این ماه که می شود و سحرگاه به می رسد شش و 13 و 48 ثانیه طول کشید. با در این ماه ماه در نیم می شود که از کرد: ماه به تدریج داخل نیم فرو می رود تا بالاخره لبه ماه می شود و این را با نام می شناسیم. وی افزود: ماه با در می شود تا لبه مقابل ماه هم شد که بعد از آن کل ماه در گرفته و ماه کلی می شود. به این بعد از آن، ماه به خود در می دهد تا به اوج برسد. وی با حدود 4 صبح کلیه به می رسد، کرد: بعد از اوج ماه ماه را به طی می کند تا از و سپس از نیم شود. ماه وی کرد: این می به قرص ماه از وسط کرد. ماه از وسط وی با به ماه های گفت: در 1396 قرص ماه از جنوبی تر ماه کرد و کلی یک و 16 به طول انجامید. جدول مدت ماه قرن 21 وی گفت: پیش بینی شده که در 1397 هم قرص ماه از شمالی تر ماه کند و کلی یک و 2 طول بکشد. وی با 5 قرن گفت: یکی از دلایل این ماه این است که ماه به دور به شکل بیضی است و دارای اوج و حضیض است. ساختار کلی ماه قرن 21 وی داد: ماه در اوج خود بیشترین از را و به قرص ماه نیز کوچکتر است و بنا بر قوانین کپلر آن نیز به کمترین مقدار می رسد. از قضا درست در روز ماه در اوج خود پس قرص ماه با کمتری ماه را طی می کند و تر می شود. به این در این خسوف، قرص ماه کمی از می کند و باعث شده تا چند از یک و 47 کوتاه تر ولی در هرصورت قرن بیست و یکم بود. وی با قرن بیستم هم در روزها تابستان رخ داده بود، گفت: چون در این روزهای سال همیشه در اوج خود و از دور هم مخروط درازتر و عریضتری که خود به شدن کمک می کند. نقشه مناطق مختلف از نظر امکان ماه با این از هر جای در صورت مناسب هوا امکانپذیر گفت: از دیگر ویژگی که برای این می پیش یینی کرد تر قرص ماه در حین نیم ای، و کلی است. معمولا که بعد از های روی می دهند تر از حال هستند و فعال بعضی از های است روی تاریکی ماه تاثیرگذار باشد. وی گفت: شب می را نیز در 6 درجه ای ماه دید. در این شب به مقابله با می رسد و آن در آسمان ما پنج از حال بود. در این وضعیت در 71 کیلومتری دارد. این تا چند روز بعد سه 9 به 58 کیلومتر کاهش می یابد و هم نسبت به چند روز قبل دو شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دلیل توجه مقام معظم رهبری به سرود/ مافیای موسیقی راه را بسته است

دلیل توجه مقام معظم رهبری به سرود/ مافیای موسیقی راه را بسته است


به تقریب(تنا)، از مراکز فعال ای اوج است که وظیفه هدایت، راهبری و در را دارد. این که حراست از فردا و فرداها را سرلوحه خود داده، است یکی از مهم نسل است. این نهاد و هایش در زمینه و ارزشی سبب شکل گیری نشستی با شد و قائم ، قاسم صرافان و ، سید و از اعضای به همراه با درخبرگزاری مهر به دیدگاه ها و نظرات خود های و این در و پرداختند. در بحث مهمی از این نشست بود که آن داد: در سال های ابتدا ای با نام که ای اوج بود، می کرد ولی با به یکی از شاخه های مهم هنر است تصمیم شد ضمن بازنگری جدی در مباحث مرتبط با بر به شکل جدی در نیز که آن در بود. سید و از بخش در های کرد: از سوی است اوج و سطح و کمی دارند. به آن با باز می که از دل و با شکل گرفت ولی به موضوعی ندارند. موسیقی، را کم کرد وی داد: یکی از های است و به هم می فرمایند ما به نیاز داریم . مهدی سیار و سرا نیز در یادداشتی بود می بچه ها می توانند در کوهنوردی، هیات، اتوبوس و در راه مسافرت آن را و را در راهپیمایی هم بخوانند پس می که به یک کمک و آن را فراگیر می کند. با بر در همه امور حرف نو دارد، کرد: ای است که به جهت آن، تِمی که به سرعت با و آن می خورد. با ای که را و به و مانایی آن کمک می کند گفت: عمده کم توجهی به مافیا در همه بخش های است. ما با نگاهی به بنیاد فارابی شد که در طول این سال ها چه را در رقم زده است. مشابه این و از آن در دست به نام که و آن که به آن کنیم. نبض را به دست اند و را به خود به می و از می شوند. سال 97 می این با بر گفت: یکی از که از دهه فجر و می آید و وجه است و از ما بوی گل و آید ، الله ، ای ، ای راه خدا را به یاد می آوریم. را رقم می زند که به می و در ثبت می شود. این در طول و هشت سال به شده و ما می که از دهه 50 به تا ثبت شده که است را از یاد ببریم. افزود: شد در دهه 90 عشق را مدافعان حرم بسازد که اگر صحنه ای که حاج صادق آهنگران ایستاده و ترجیع بند ای لشگر صاحب را می خواند حذف کنیم، جان می شود به آن وجه است. هم از آن دسته آثاری است که به طور خاص است به که در مدرسه، مسجد و جاهای مشاهده می که شعر با مطلع ز کودکی خادم این تبار محترمم را زمزمه می کنند. به من این محصولات مبارکی است که در دهه 90 یکسری ها در حال به محاق رفتن است احیای می شود. من خدا را شکرمی کنم که دوباره در حال احیا شدن است و اگر بتواند این قدم را به بردارد، امسال افتاد. ادعای حرف است نیز با به و آن با آثار تصویری داد: علاقه به کار در تا تک این است که بخش از حرف که می بزنیم یک کم است. ها مهم چه کسی حرف می زند بلکه مهم این است که چه می و به نظر بر ضرورت پرداختن به از این است. وی افزود: آن که می گوید مسیرم از حلب است قدس را هدف در حرف به این این حرف را می زند که تا به حال لباس نظامی نپوشیده است. این از زبان یک گروه نوجوان می باورپذیر است این مهیاست که یکی از این 30 نفر مسیرش از حلب و قدس را هدف دارد. من بر این مستعد پیدا است بازخوردهایی که دوست را کشف کنم و این یکی از ارزش است که می توانیم در نوع با به آن کنیم. ها را ترجیح می دهند! نیز در تایید های گفت: در هنر و فلسفه بحث مانند فرم و مطرح می اما من بر این فرم را به می آورد. به طور مثال در خیرالاحباب تک نمی این را بخواند. چرا؟ چون شده و محتوایی به می که آن به های ما است. از ما هم جالب است که از می آن را به هایشان می شناسیم که این و فرم را نشان می دهد. هم گفت: به من این مسایلی که به آن کرد در هم تاثیرگذار است بخواهیم یک را در با میزانسن های پیچیده تری در بود. و چیدن چند دلخواه از یک خواننده، آهنگساز و یکی از بخش همکاری با سرایان و خوانندگان به تشریح اندیشه ها و آرای خود پیرامون وجوه تاریخی و نقش آن در بزنگاه های اجتماعی پرداخت. وی در این باره گفت: از دید من، هنر یک است که شاخ و برگ و داده است. حال این است آن ای را که دلش می بچیند. حتی ممکن است این به درد کننده نخورد ولی به طور کلی باید گفت هنر مرزبندی ندارد. را برتر از می این ضمن ارایه تاریخچه ای از و تعاریف متعدد آن کرد: به می نه سازی . خود را درگیر نوشتن ارکستر، ارکسترسازی، تنظیم، یا مونوتون شرقی هم نمی کند. تعریف بر این نکته دلالت هر که و و قابل خوانش باشد، ذات است که می منحصراً هم نداشته و فقط از . است که گفت. یک تصور از تماشاچیان در باشیم و هم آن افراد می حس شکوه و به می دهد. حالا فرض در این فضا یک نفر می دهد. صدایی از این به گوش کسی نمی رسد. درحالی که اگر و این یک نفر تبدیل به پنج نفر و حتی این به جمع خوانی می شود. افزود: و یک عبارتِ از و است و هر می شود. همانطور که در و در همه اقوام داشته، الان هم طور است. در سربازان بابلی به می آمدند و با خودشان یک داشتند ولی این چون از است. اگر یک به هیت و گیرد، یکی از آن است که مربوط به می شود. این اصلی ترین در است یک زمانی می شود که به و نظرش از خود آن سرزمین بیاید. وی با انتقاد از موجود از ها و ها گفت: یکی از که امروزه در ها، ها و افتاده، جدایی از است به که ما در حال شدن به غربی، یونان و ترکیه هستیم، این نوع را غنی تر از می در حالی که اگر یکبار به می شویم که تمام آن ها از نشأت است. پس اگر ما باز به این شیوه نگاه که مردم، بومی، حس نوستالژی و را می پسندد هم در و هم در خلق وجوهات پدید می آید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
فرهنگ حجاب متولی که ندارد هیچ، دشمن حکومتی هم دارد

فرهنگ حجاب متولی که ندارد هیچ، دشمن حکومتی هم دارد


به خبرگزاری تقریب(تنا)، حجت محمدمهدی پور یکی از است که سال در و و می کند. او به همراه چند نفر از های از قم، را در 13 سال پیش راه تا را در کنند. تا به حال هم طرح را در از در سطح اند و به هم دست اند؛ به طوری که بر روی آوردن از به های هم از این اند تا طرح خود را در هم کنند. با به سوابق و حجت پور، در گفت از و در در سطح تا و این این و را دادیم. - در میان انواع مؤسسات که در کشورمان راه شده، به طور به بحث است. این شکل و شد؟ در بحث مهم ای که شدن در است. با این بود که در سال 84 با و به در کرد تا صرفاً به کار محدود نشود و کار سفارشی هم نگیرد. یک و در حد باشد. در عین حال ما در طرح ها و ها به گونه ای که را به کلان در نظر و طرح ها، با در نظر گرفتن یک مردمی، در باشند. - شما در و راه است. اما به هر حال در سطح و که عده ای به آن ها شود. چه شد که شما و را به این که با ها، ها، و های و هست. اما با به یک خلأ در و انسانی داریم. از طرفی هم در نماد محسوب می شود و می بر از باشد. در عین حال بر بحث کردن ضربه به جوامع خصوصاً جمهوری ایران از ابزارهای ای به دقیق می کند. این در حالی است که ما در خود های گیر در و نداریم تا در تقابل با فکر و که علیه اقدامی دهد، مقابله و از این دفاع کند. به جهت ما یکی از اولویت های را بحث دانستیم و به این کردیم. - پس شما از به طور شده کار را کردید. از که در این امر ما، ها، حفظ و است. هر کسی با و خود و با که ای از این را کند تا شود. - از چه این کار را و در کار از سال 84 را راه کردیم. در ای در که 545 طرح را و کردیم. در آن در 86 نفر و با که شد و این 86 نفر به 186 نفر کرد که هم آن ها و هم این طرح را در و ها در پی داشت. پس از آن سعی طرح را بدهیم. از سال 84 تا هم و ها هم و حتی از که طرح و کند و در شود. - و با است. شما به یکی از در و در را و آن را به و از چه روش می ما را در می که می دهد. یک بحث و و به و عفاف. این کار به روش های می مسابقات، سرود، تئاتر و های متنوعی که می در و علم باشد. ها هم در طول یک سال تحصیلی ادامه می کند. شیوه دوم، حضور تربیتی آشنا با مهارت علم آموزی است. یکی از ما در جامعه، ضعف در به به و جوانان است. ما نتوانسته ایم این الگوها را به و به درستی در کنیم. به می بینیم از خود را از فلان بازیگر می گیرد. از این به الگوهای غربی، حتی اگر نقش هم در ها و ها ایفا می اما در واقعی آن ها آنچه در و نمایش می ندارد. بنابراین نوجوان و دنبال حقیقت این شخص می رود و در الگوگیری دچار می شود. لذا ما یک ضعف بزرگی در این قسمت داریم. - پس اعزام در بر دینی آموزان، به قصد الگوسازی هم است. طور است. ما را به فرستادیم تا عملی را هم ببینند. هر تضادی که در می بیند، یک نفر را به معیار و محور سنجش رفتارهای معلم، مادر، که این شخص است که این تناقض های رفتاری را در کند. - به اشاره کردید. این معضل را قبول دارید که ما کارهای زیربنایی در در کم ایم؟ در از شکل که ما در این کار می کنیم. از به ضعف عملکرد های مسئول و ها است. به هر حال ما به که کار در و ایم، کار نکرده ایم. از سوی با به ماهیت سریع تغییر می کند. یک یا دو سال پیش را در در که کارکردی نداشته باشد. به روز نیست. به روز هم که می نمی شود. لذا ما هم ضعف در به و مقدار هم که گرفته هم اگر از را حل نشده. تا یک سال پیش در بحث و رابطه با حکومت سؤالاتی و بود، اما از که بحث دختر خیابان انقلاب شد این و شبهات به حکومت، در اجباری شدت کرد. لذا اگر کار و کار دقیقی از بهمن ماه سال گذشته این کار شده با به موقعیتی که در به آمده است. لذا راهکار این ها به نظر ما فکر است؛ فکر تلفیقی از و و به روزرسانی. اگر این اتفاق بیفتد آن ها هر که کارایی و می در عرصه اجتماع کارآمد باشد. لذا هم که در در های دولتی کار می آن فکر لازم را هم ندارند. به نوعی گیری ای می و یک طرح و ای می شود. این نمی در باشد. لذا ما در این ضعف داریم. - است که کار می شود و در عین حال و مبارزه با و بی حجابی را دارند. فکر می گره کجاست که کار و مؤثری نمی شود؟ ابعاد از بعد سیاسی اگر بخواهیم در نظر در مناصب سیاسی، در تحولات دولت و مجلس است. لذا به خاطر منافع یا گروهی، جایگاه ها و منصب که می خواهند به دست بیاورند سعی می که به یک ابزار از و کنند. نماینده یا با این میدان می حفظ رأی خودش در نمی کند. چون رأی او ریزش می کند. لذا این یکی از ابزارهایی است که در این می شود. چنین رویکردی ما در قانون گذاری نباید به امیدوار باشیم. در بحث ها هم طور است. ها هم اگر به مردمی یا از طرف های و یا غیره یک ضعف هم دارد. ما پاسخگوی به و استاد به در کم داریم. کم هستند که در دانشگاه ، ، در محیط های بروند و بخواهند را تبیین کنند. لذا یک ضعف و که در مجازی از طرف دشمن، می شود و در ذهن جا می گیرد، کسی پاسخگو نیست. لذا کم و ضعف مسئولین، گسترده با وجودی که آن ها در این متمرکز هستند، همگی موجب ضعف در و شده است. در یک کلام، جهل نکردن این مسائل هم باعث شده که این فضا به این شکل بماند. هرچند که موارد حاشیه ای هم بر این ، فساد اداری و امثال این ها هم بی تأثیر نیست. - بر تذکرات و توصیه های تقلید و دینی، یکی از ارگان که در سال های اخیر بحث و در شد، بود. شما طرح و در با یا هم رایزنی بله. ما در طول این سال ها بارها هم با تقلید، دین، اعضای شورای شهر، ، و ارشاد، کشور، پرورش، و از ها و های ارتباط داشتیم و در حد مقدوراتی که آن ها و شرایط فراهم ، سعی هم در این ها باشیم. البته به نظرم جای را می طلبد که به که ، در خدمتشان هستیم. - آن ها با شما در بحث و می کنند؟ ها متناسب رویکردهای آن هاست. به نظر من که می مخصوصاً در های دولتی، با نیست. غال با اگر هم با مقطعی و زودگذر دارند. در نیاز به یک منسجم یک دستگاهی که می کند یک بلندمدت و موقعیت های آن ها بشود. کار به نباشد، به باشد. اما اگر یک ، دو گذاشته می شود و به نمی رسد. لذا که می از کارشناسی ناکارآمدی اش به بودن آن است. به جهت تأثیرگذاری آن پایین است و نمی توانیم تأثیرش را در آن ببینیم. اگر این ها از آن خارج شود خواهد داشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
کتابی که برای یک انسان ملحد و موحد محکمه می‌گذارد

کتابی که برای یک انسان ملحد و موحد محکمه می‌گذارد


به ایران (ایبنا) در و (مساله شر به از سوی ای شده است. شکل گیری دار است. در قرن و به نام لرد که و عضو ای از خود بر جای که هر از درآمد آن برگزاری نشست های علمی در چند و سنت صرف می شود. نیز های ای است که فان در سال 2003، در سنت و سنت است. در سال 2006 و با تحت ـ شر ـ شده است. 3-1 با طرح از شر و نیز بحث به یک می کند که در آن و به نقد می پردازند. در 6-4، خود یا نیز به می شود که سعی با بر بحث در دنیای ما را حل کند. بنابراین از زبان را تخریب می کند. مثال در آمده است که اطلاعاتی را به خواننده ارائه می هد. الف) با جبر باوری ناسازگار است؛ ب) با بحث علم پیشین سازگاری ندارد؛ ج) رویدادهای فاقد عامل انسانی زلزله و بلایای ـ اصطلاحا شر ـ دارند که ربطی به بشر ندارد! در این راستا های مشخصی از رنج و آلام دهشتناک را بررسی می کند که در آن بشر صاحب یا حتی مقصر نیستند. حتی چشم انداز بحث را به وسعت تاریخ و سرنوشت گسترش می دهد تا رنج های و بلایایی که کشیده اند به پرسشگری بنشیند. بالاخره در دو 7 و 8 است که مولف دیدگاه نهایی خود را آشکار می کند. ابتدا با یک سری مقدمات و استدلات می کوشد که ـ بدون کمک از بحث خدا ـ به نتایج منطقی در زمینه برسد. اما به طور مشخص در 8 اصل بحث را متوجه می کند که به زعم او باید آیات و نشانه از خود بر جای می تا همه متقاعد شوند. همه مشکلات را عدم به واسطه نهان بودن و غیبت از چشم موجودات بشری می رساند و به طور غیر مستقیم اثبات عقلانی برخی عدل را از طریق عقلی غیر ممکن می بیند. این چیزی است که باعث شده در اوایل فهرست را ـ از منظر ادیان و مکاتب ـ متنوع و متفاوت نشان دهد! در و (مساله شر به با شمارگان 500 نسخه در 326 صفحه به بهای 20 هزار تومان از سوی ای شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به چاپ بود. به این در آینده را هم کنم. ویچ هم به نام عروسی سفید که اگر بخت یار شود آن را هم خواهم کرد. به ویچ و و است و در با می شود اما در او و جایگاهش به گردد؛ او است. شعر است و من با را هم و چند از آن ها را در فصل های آخر آه، شب ام، اما به ام که به طور خاص به یکی از های بروم. در که از ویچ اید های را به کار اید. آیا ویچ در هر را به کار های ها، از هم هستند. اگر را در یا دام با کرچ ، یا او می جنس های از در این دارد. من هم این که این های را در در نظر و کنم. کرچ ویچ یکی از های شماست. ویچ در این به از به دست است. بعد از کرچ به یاد افتادم. این دو در فضا و از هم می اما در ، از و در به دست می دهد. که در آن را به خود اند و نمانده است. در کرچ این ها که را اند و این دو در دو دو تکان دهنده از می دهند... ای که زیرا از مفسران ویچ را در ردیفِ می که یکی از های این است. در کرچ نیز طور که با هستیم. که در آن کم کم همه چیز به درمی آید و هیچ گریزی هم از آن نیست. که در این جا این است که ویچ چه این را است. کرچ در دهه شصت میلادی که جنگ به و ثبات شده و درحال بازسازی است. اما ویچ در این فضا را به دو مهم جلب می کند. یکی خطر جنگ اتمی که سایه اش بر و حتی کل و عدم کنترل و است که هر دو از مهم هستند. می به روشنی که پیش بینی ویچ در کرچ درست است. او چند دهه پیش ما را با این که می بهداشت، غذا و صلح ایجاد کنیم. یکی از امروز، حفظ طبیعت و زیست، و مقابله با مخربِ از های بر اکولوژی است. می که بار شده است و میلیون ها نفر در تشنه و اند. همه این ها در است که از آن غره به خود، به اتکای دانش و تکنولوژی آسایش فراهم ، اما در حال های خشکی و بی آبی اند و از بی نانی و در حال مرگ. نظام بی دروپیکر و بی که هیچ بخشش و ترحمی در آن و روزبه روز هم فربه تر می شود و اتحاد جهانی، مبهم و تاریکی را پیش روی ما است. ویچ در کرچ هیچ شعار دادنی به طرح جدی و حفظ در دنیای است. به جز که به آن شد، ویچ از های او قطعا بکت، یونسکو، آرابال و ژُنه را و به می و احتمالاً از هم است. اما یک را نباید فراموش کنیم؛ در میراثی از که به ویچ گردد، ای که تا بعد از جنگ دوم حتی در هم ناشناخته بود و هیچ از او به نشده است. عقبه بخش از و به ویچ گردد. می گفت که و پرداز و حتی بخش از و و مرکزی، به ویتکاسی است. در از ، ویچ باز هم به است. در دام نیز او به بود. به نظر می رسد که ای است که ویچ بیشترین درگیری را با او است. این طور است. ها، سبک روایت، و نوع را تحت است. ویچ در از که سال ها کشف و شناخت و از این رو می او را کافکاشناسی صاحب نام و کهنه کار دانست. ویچ از ای می کند و می مثل ای است که همه چیز را به می می و در خود حل می کند. به ویچ به ترس اش به سمت می کند. با این حال می که او در دام به می پردازد. در دام ما با از یکی از قرن می شویم. در ویچ از که از و و می در این می های از را که و کشف و درک کنیم. ما با دام با یچ می با که ویچ و و است. در از و آن این است که به که است. در های هم می که های اما این که ویچ این و است. که می شود در اش حتی شده که در اش، که نمی حرف در و آن است. کلی از و در بی ها و می دهد. ویچ در ای که بر این بر این می کند که، یک است. در این هم ای به چهل روز در بیابان. بر این که و که در این می بی به های رنج و در های یا نیست. که در های آدم شدند. در است و اش هم ای به است. با این حال بعد از اند که به اما می شود که ای است و که با می با های ندارند. به آیا ویچ تا به شود یا از او به کردید. فکر می کنم ویچ به است که می است و در نمی خلق کند. اسم این اش هم از است. ویچ به فکر یک راه می شود از کرد و شد. اما آیا به طور که نمی در ای شدن یا در ای و (Metamorphose) که ماند. از آن کرد. فکر می کنم ویچ این است که آیا ما ویچ در اش را نگه می که در از بین می رود و می شود. اما در عین او را به و آیینی که آن را نمی خواهد. هنرمندی که رنج و کشیدنش شده است دیگران؛ دیگرانی که می خواهند از قِبل او منویات و امیال را برآورده کنند. در نمایشنامه، یکی از ها از قهرمان می پرسد شما چه غذا نمی خورید؟ و او می دهد که: من نه آدم های بیچاره و آدم که شکمشان سیر است ام؛ چون امتناع از در آدم های و در ای که در آن فقر و بیچارگی هیچ فضیلتی ندارد. یکی از ویچ جلب به است که اش هاست؛ که نقش نگهبانان را هم برعهده دارند. که هر روز در شکمبارگی و ولع غرق می شود. از این منظر، خوردن، حایز اهمیتی است. به های در ویچ در قامتِ های واقعی سربرآورده اند که در حال بلعیدن هستند. آدم که را پر از اند و هیچ نوع رهایی از دستشان هم ندارد. به این اعتبار در از نقدی صریح به می شود. این نقد در ویچ انتقاد از نه فقط در ویچ در کار از است. کشوری است در و مثل و... همگی با اختلافی چندساله به یک نسل تعلق دارند. همه اینها استقلال را در کودکی شان و بعد در بزرگسالی با اشغال کشورشان شده اند و سپس خشونت های جنگ را اند. را اند که سیستم نسل ها های آدم در آنجا سازماندهی شده بود. از این نظر اساسی تری از نقد در که می آن را حفظ دانست. یک حیاتی و همه این است. در عمرشان اند که از حق پاسداری کنند. تولد این در جنگ شان با امیدواریِ شدن در آرامش و آرزوی صلح پایدار، در گیجی بین دو جنگ شد. می خواستند در صلح اما با جنگی به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شدند. بنابراین نقد و به آن یکی از مثل ویچ است. اما موضوعی است که در از نویسندگان، شاعران و هنرمندان می شود. شما به جز ویچ را هم اید. چرا با این که این پیش تر به شده بود باز به اش آیا علی از این را اید و آن کار از به مدت آن را گذاشتم و به ندادم. در این مدت به این فکر می که اگر مخاطبان این که به طور معمول و تئاتردوستان را آیا می توانند با آن که ویچ کنند؟ من این احتمال را می دادم که از را اند. این ذهنم را کرد تا در که را هم با ویچ و کنم. از سویی این را هم می دانستم که علی که ای را از به اند. در این شرایط من در مقابل یک گرفتم. حتی به این فکر که به بگویم که بگیریم و از این را در کنیم. تا در را کنم و این کار را هم کردم. امیدوارم که هم این دو اثر به خوانندگان کمک بکند. در عین حال مهم هم که به آن هم کنم. در سال های سردبیری چند از فصلنامه بر عهده من بود و از های آن بود. من چند را با هدف از متون به مان و می خواستم دهم که خیالی و خلق الساعه و متد و خاص در پس آن دارد. به این سال ها پیش یک ورسیون از ابلوموف گنچاروف که مارسل کوولیه شده را به کردم. بعدتر را از تم لانوی که بر ی کلاوس مان شده کردم. در این به مشاهده می شود که می با یک اثر یا یک کوتاهِ چند صفحه ای، ای داد. ای که می تواند از خود فراتر برود. از این رو هم شدن و ویچ این حُسن را هم که می شود به خواننده داد که می بر کوتاه، ای و با نوشت. به و آه، شب برسیم؛ این از است که اید. این طور بله این است که از ام. بر چه به و این اثر او در است. اصولا او به نمی شود و خود او هم داعیه ای نداشته است. از دهه ها پیش از شده ای است. در سال های پیش از دو اثر او در جشن هنر شیراز و معرفی شدند؛ یکی ملوس ها و نسناس ها و مرده که این شهرتی کرد. من آن دانشجوی و این شانس را داشتم که این دو و را ببینم. یکی از عادت های این بود که به از نمایش، بر روی و از این نظر او بر جذابیت داشت. اجرا، او در گوشه ای می ایستاد و در حال تماشای یکدفعه ای به یکی از می کرد تا در و گیرد. این ای است که از آن با رهبر ارکستر یاد می کردند. در هم چون ما در سنت مان و مشخصا در تعزیه، را داشتیم، هست که ها در نشریات آن ای کار و تعزیه در ایرانی که فقط یک شکلی بود و نه بیشتر. آه، شب بیش از یک به سنتی آن باشد، است که کار را در شکل یک در می دهد و از این نظر خود من بود. این دو محقق فرانسوی، دنی بابله و ژرژ بنو به دقت شرح شده است. این این دو و تدوین و چاپ شده است. آه، شب در سال 1990 با همکاری آکادمی های پاریس و موسسه عالی تکنیک های در فستیوال آوینیون، با شد. ما در این با آن و در می شویم. آیا موافق اید که این کمی به نظر می رسد؟ به این که به جز یک دادائیست، یک نقاش و ساز توانا هم هست و ای در این ها انجام است. در چند نقاشی از او می شود که یکی از آن ها یک است و زیرش شده من . آه، شب از یک گفتگو با گی در و از تابلوی می شود. شکل این را گی این طور شرح می دهد: شبی از شب های بهار 1989 بود. در ورشو، در اش بودم. سردرگم، به تابلوهایی می که به تازگی به های خمیده ای که به توتم های یک نادیدنی بودند. هروقت که آن ها می پرسیدم، با و گویی می داد. می گفت که این ها، در اصل، های آدم یا به هرحال، دودکشِ ها و بلاهاست. شما آن را کنید: همه مردم شده اند و اطراف این ها، انباشته از پشته های درهمِ بدن های رها شده است. سپس، می که جنازه ها، کم کم به بیدار شدن، جنبیدن و می کنند. محکوم به کشف ناشیانه جهان(جهان ها) می که همه را از یاد اند. وحشت زده و ترسان از که بر سرشان آورده است. تا که هم به کشتن می پردازند و از نو، را می کنند... . او می که این را به هسته اولیه یک مجازی و پیشنهادش را به است. در همه چیز از یک می شود که در مرکز می گیرد. آه، شب بر و در شکل این به است. آیا می گفت که به های او و نیز او به دقیقا طور است. این کانتورِ است که است. نگریستن او به و چگونگی شکل های او که لابراتوری، آتلیه ای و تجربی به و اخص دارد. اگرچه از تئاترهای و ادبیاتی است از یا شده باشند اما درنهایت در کار است. در این است که کار و نوع او به و مشخص می شود. از را در دستِ با من . او در این جا را به معنایی که ما می فهمیم و می شناسیم موجودی بی مصرف می داند. قایل و او بیش از هرچیز به کار معطوف است. به طور کلی را در و و این دو می داند. تشبیهاتی هم که او از به دست می دهد زیباست: از نظر که روی است و از آن سو به او چشم دوخته تنهاترین آدم روی زمین است. به دیگر، روی در دشوارترین انسانی می و از پسِ این دشوار بربیاید. به جز آه، شب متن شده اند؟ او حاصل برداشت ها، یادداشت ها و های او با و است. پس می گفت که در او متن به رایجش ندارد؟ طور است. ما با یک و سروکار که در حین کار ظاهر می شود و تحول می کند. است این یا تم از یک اثر ادبی شده باشد؛ اما به می شود. را در حین کار می و او محصولِ فعالیتی جمعی است. در موردِ آه، شب او می پذیرد که را کند، به جز ای کلی از یک تصویر، دودکش، هیچ چیز ندارد. اما می شود او با بیست نفر داوطلب کارآموز به کار کند و این می و کار با می شود. وقت ها هم کار پیش نمی رود و در هم شده که چنان عصبی می شود که همه چیز را پس می زند و آن طور که پیداست اخلاق تندی هم در حین تمرین است. آه، شب شعر و است و از این نظر احتمالا اش های هم است. طور است. پیش تر که این روزها کار از هستم. فرانسوی این که هم در مقدمه اش می که سهل و ممتنع است. جاها آن قدر می شود که اش مثل سفر در جاده ای هموار و صاف است اما که برویم به پیچ ها و گردنه های عجیبی می رسیم که حرکت در آن ها شوار می شود. این به این است که حرف می زند و برایش مهم هستند. بخش از های او و فهم است. چون و در عین حال یک ساز هنرهای تجسمی نقش در و به در می سازد. خود به عکس عکس های قدیمی در مهم است. عکس، سکوی پرشی او در است. از مثل ویلوپُله، ویلوپُله ، که به شهر کوچکی است که در آن به و برآمده از خانوادگی اش هستند. تصاویری از گذشته، و حتی تاریخی را به کرات می در او ببینیم. ضمن این که اِلمان ها مثل صلیب، اراده توپ، چرخدنده ها و موسیقی از عناصر او هستند. آیا دارید؟ طور که گفتم از به نام من ، که اش رو به اتمام است. این در فصل های مختلفش شامل مقالاتی است که در های و می آن را به دانست. در او و سیر اش را در برهه های شرح است. ای از آلن با را هم ام که شده و دست است. چند سال پیش به طور اتفاقی به از آلن با ستایش و اش کردم. از آن پس با های او و به او مند شدم. به یک فیلسوفِ است که هم به سنت های انقلابی وفادار است و قرائنی خاصِ خود از و مفهوم افلاطونی دارد. در هم نظرات و مطرحی هم هست. به گمان من او در هیچ از یک کم و به پیوند و می کند و تا حدودی آدم را یاد های سارتر و می اندازد. به یک رسانه و هنر جدی مطرح است و فکر می کند که کلیسای جامع بزرگِ است. او به طور خاص در این از و سنت روشنفکری به دست می دهد. در از غار که به یک سینما و اکرانی فریبنده که فقط از است و نه خود آن، می کند و می اگر از غار شود و به اوج روشنایی، یا به قله برسد، بزرگترین اش این است که برگردد و آدم های را که در این غار یا سینمای توهم با خود کند و به سوی روشنایی و از غار ببرد. ای با امضای بیش از نفر از شد که در آن به حذف نام در اجراها و عدم در نظر مادی و معنوی آنان اعتراض بودید. آیا این ای است یا وسیع تر به خود در یک دهه اخیر به گسترش کمی و اجراها، به یک به وفور ام که روی می بی نامی از اثر در پوستر و بروشور شود. جدا از ها به شکل تکه و مثله شده روی می و راحت نام حذف می شود. این در است که یک اثرِ جدی چند ماه وقت را می گیرد. این جفا دوسویه از یک سو جفایی است در حق که را و از سوی در حق ای که در آن سوی ای و متن او با تحریف های و به شکل تکه می شود. ما مترجمانِ این در وهله اول قصد داشتیم تا را به این جلب چراکه این به حق قانونی مربوط است. به هم مثل هر آدم حقی که شود. حتی می که نام ها را هم تغییر می و کل اثر می شود. در من به یکی از این ماجرا می کنم. چند سال پیش ای از ویچ با با من شد که یکی از شده و مهم ویچ است. این یکی از سابق من که از آوردن صرف نظر می کنم و همه می شناسند سوء گرفت. در ابتدا، شد، بعد در آن به آمد و کاملاً شد و به مردگان شد و نام هم حذف شد و شد با برداشتی از ویچ! در که ها ها و بخش از ها هم اند که در من اند. در که تا پیش از این من، این کارگردان، حتی نام ویچ هم به نخورده بود. حتی ویدیویی را هم درج نام پخش اند. های مشابه کم نیستند و من هم نیستم که با این شده ام. یا باز در از دام ویچ در فجر ظاهراً با اما بخش از برگرفته از من بود هیچ ای، یا احساس مسئولیتی. من به شخصا خوشحال می شوم که از یک که ام، های متعدد شود تا بتوانم ضعف های کارم را و منتقدین هم به و نقد ها بپردازند. می دست به بزنیم از های قبلی یک گام بیاییم و بهتری به دست بدهیم و را نه کار را جلومان بگذاریم و با پس و پیش جملات آن را کنیم. خوب است که در سال های دهه از یک چند می شد. از های سیمون ماشار برشت چند به چاپ و در هر به را به و این به ما کمک می کرد تا را بهتر بشناسیم و ها را در لحن و دقت های و... ببینیم. اما، متاسفانه ما نه با در ای مواقع با کار و حذف نام و نادیده حق او هستیم. با این می هم های را جلب و هم را. کنم که یک اثر است. را در پس در هم در شود. این بار است و معنا که ای چهارپرده ای در یک شود. آن هم به سالنی که اجاره شده تا در آن شود فقط یک ساعت به ما است! خب خواهش می کنم به جای این کار غیر اخلاقی و غیرهنری، ای یک ساعته و یک اثر را نکنید. با یک می این را داد. فرض یک ساز مثلاً رودَن ای آیا ما مجاز که بگوییم این دستش زیاد است و قطعش را هم ببریم و یکی از پاهایش را هم قطع کنیم؟ که در از های در اتفاق می افتد حکایتِ است. جز ما با یک هم و آن بدانیم های از یک را جلویمان می و با درهم آمیختن متن ثانویه ای سرهم می و اسم را هم به روی آن می گذاریم. این می شود که ما نویسانی که های را به نام می و اسمش را هم اند دراماتورژی! این بی به مترجم، نشر، و تماشاگر، بی به چون ایبسن، برشت، میلر، چخوف، مولیر، لورکا، شکسپیر و... است که آثارشان را در تکه می یا حتی به نام می کنیم. منبع: روزنامه شرق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری,فیلم و سریال,پزشکی و سلامت,علمی و درسی,بازی آنلاین,اقتصادی
جایزه با طعم

جایزه با طعم "قمار"


به تقریب(تنا)، این و به به جام پیش و و داغِ داغ بوده است و و کشی ها داشت. به پیش های جام در کشی و شدن از است که این از صدا و به آن به در جام که از سه پخش می شود. در این جا دو است که یکی این کشی است و و ایجاد امید واهی. با طعم اول این است که پیش و در کشی به در آن در اگر غیر از کشی از می افتد. اگر ای هم که کشی می آن هم مال است. در از که با این است است: س: به به به در پیش های و می کنم و از در این مسابقه مقداری پول می پردازم و اگر تمام پش های این ها را درست باشم در ها می گیرم. می خواستم بدانم که اگر یک روز شدم و در گیرندگان گرفتم آیا پولی را که به دست می آورم می توانم خرج کنم یا نه؟ ج) عمل مزبور جایز و نمی در تصرف نمود. در که می آن را ای بحث است. که تا چه و آپ و هف می شود و با آن را به از این ها می کنند. در بود و این ها. از آپ و هف و از این دست کار را سهل و می از را به داد است و در این نیست. سخن از در این است که را می به قول رو است. آن قدر آپ و هفت می که آن ها را می به یاد آپ و هف می افتد! چه پشت این ها هست که می شود و های هم می چون این ها ای و خدا می ولی به هر حال کار را است و این جای ندارد. مهم تر بحث است. می که اگر 50 می گیرید. این چرا که 50 نفر هم 50 می و اگر با هم در نظر 50 با یک چون همه از به هست. هر چند که این 50 در ها می شود و ولی بالاخره کسانی که در تراکنشی می یکسانی می کنند.شاید اگر به جای از امتیاز شود بهتر و بار منفی کمتری داشته باشد. از طرفی اگر با ریاضی هر کسی بخواهد سنجیده شود در خوش بینانه ترین وضع بتوان گفت که شدن هر نفر حداکثر یک است که اگر دقیق کنیم کمتر از این هم شد. رند شود می گوییم یک درصد. این نوع ترغیب ریشه در فرهنگ و وسوسه انگیز است. واقعی دید که واقعا و اعتبار دارد؟ اگر را به یک بی پشتوانه و کاملا تصادفی ببینیم قطعا مردود است و در با مقدرات و علیتی است که در پابرجا هست. تفکر این چنینی از ضعف اعتقادات توحیدی صاحب این عقیده را نشان می دهد. اگر کسی شغل خوب و پر برکتی اگر کسی فرزند صالح و ...، بخاطر خوش اگر مثلاً در یک رانندگی کسی فوت می به شدت مجروح می شود و جراحت سطحی می بیند، از روی بد و خوب نیست، تمامش و دارد. این گونه که صرفاً از روی اتفاق، ماشینی دچار سانحه شده و عده ای کشته و زخمی شده اند، حتماً بی نبوده؛ چرا که علیت در پابرجاست و هیچ ای بی در داریم که هیچ ای جانوران وحشی نمی مگر به خاطر از ذکر خدا غافل شده شدن نیز و و چه برسد به زندگانی بشر که در معرض امتحانات است. اتفاقاتی که می و بلکه عملکرد خود ما تأثیر بسزا امتحان و عوامل است که می تواند در این اثرگذار و علت محسوب شود. حضرت آیت جوادی آملی در این می گوید: مؤمن موحّد خود را در پناه ذات اقدس علیم، قادر، بصیر و خبیر می و قلبش با یاد او آرامش می rlm;یابد؛ امّا کافر نمی rlm;داند کارش را به چه کسی واگذارد، از این rlm;رو به شانس، بخت، اقبال و مانند آن روی می rlm;آورد و همواره در اضطراب به سر می rlm;برد. کافران چون به آفرینش ندارند، نقش قضا و قدر را در کارها نادیده می rlm;انگارند و با تکیه به اندیشه بشری به تدبیر خویش می rlm;پردازند و آنrlm;گاه که ناتوان می rlm;شوند، به و بخت و رو می rlm;آورند و خلأ ناشی از بی rlm;اعتقادی به را با خرافات و موهومات پر می rlm;کنند. مکتب وحی ، به و را نکوهش و نیز راه حق و باطل را نمایانده است. نیز در انتخاب هر یک آزاد است و برپایه گزینشش از خدا جزا می rlm;گیرد. (تسنیم/ج16/ص123) این است که أبی أن یجریَ الأشیاء إلا بأسبابها فجعل لکلّ شیrlm;ء سبباً خدای سبحان هر چیزی سببی و سنّتش بر این است که اشیا و افعال را بر اساس اسباب خود و بر محور نظم و قانون علّت و معلول دهد. از این رو اگر را به محض و یک حالت بدون و در نظر با آموزه های دینی که تردیدی در حقانیت آن در است. بابک شکورزاده، پژوهشگر حوزوی منبع: رسا
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
رحمان‌زاده: ایمانِ نصرالله حکمت شک و نقد را می‌پذیرد

رحمان‌زاده: ایمانِ نصرالله حکمت شک و نقد را می‌پذیرد


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) نقد و 24 با بخت، عبدالله صلواتی، عبدالحمید ضیایی، رضا ماحوزی، اسدالله و محمد ابراهیم ها در و شد. در این کرد و با به نقد همدلانه این محتاجم گفت: این یک اثر کاملاً است و است به و خویشتن بپردازد. ما نیز به طرح این گونه نیازمندیم زیر هجوم از های بیگانه و را به ما اند که ما و به درد ما نمی که به آن هستیم. از سوی در این می شود و بر آن در طرح شده است. وی داد: در که شده در آنجایی که خدا را می کشد تا می کند. حال این در ما شده در که این به ای شده که می شده است. به بهشتی، در این به این پرداخته شده که در و سنت که پنج در عرفان، و هنر مسائلی و... شده است. هایی که توسط اسلام این سرزمین شده و کرد که ما با و فهم این دین را کردند. وی افزود: ما در که پنج در دست شویم. من با این که در می که اما با بر می خود هیچ و ای ندارد. من باشم! در بخش از این با به این کرد: در طول سالیان و مطالعه در غرب به این نتیجه رسیدم که غرب به پوچ رسیده است. بحث در این به یکی از نیازهای من می دهد، در عین حال که بگویم با این پروژه همدل هستم امانقدهایی هم به آن دارم. وی با به و به داد: است امر در ساختار و امری جهانشمول است. او در این بحث مخالف است. در چامسکی، را که است است و بشر ندارد. این بر تاریخی است. فاعل از او افسانه ای بیش و ما در یک گفتمان می که لفظ هم در آن ندارد. به وی، در این سیستم به تناقض می رسیم و در این پادزهری در برابر این است. در کتابش است که به قدرت است و بحث به را در آن طرح می کند. این مسأله هم این است که هم در عمل در اوقات به یک نوع افراط می شود. کرد: در این در است تا به یک برگردد. که در می شود و می نقد و شک را و در که می کند و گری را نفی کند. او بر این است که بشر بر شکل می و در این که با دارد. از سوی است. این در گفت: در غرب یک را می اما در این این می شود. به هر حال این اثر گفت وگو و یک تز است. به من سخن از این نوع که در طرح شده در که ها را می نه یک یک است. ها هم در این با به طرح به گفت: بحث بر یک بحث است هم هست. در عمل به شخص را به و بر می گردانند. از یا شما دارید. بود در بخش را به این می داد که می بین و باشد. وی با در از سخن می که را در کرد: در این می به این کرد که بحث و به این بر می که هر چه در تر شود در و تر می شود. به این است و به نظر می رسد که که در مند را می کند می از های خود بهره ببرد. که شناخت و اطلاعات موجب می شود است که دچار هم بکند. وی کرد: که را به زمین گیر می دهد دانسته هایش است و که او را رها می کند سکوت است. این مطلب را در به طرح می کند. اما این می شود که مرز دانستن و که را به برساند کجاست؟ سخنران این با به برایش عجیب بوده کرد: این یک جرح و تکاپوی ماست و نیاز به آن هم در این است که اگر از سنت مان فاصله بگیریم می راه حل های دهیم. وی افزود: گام بلندی که در این برداشته عبور از شریعت مابانه است و آن با میسر می شود که می کند؛ این همسفره شک است می و در عین حال شک بورزیم. این نوعی از است که فقه زده ما به آن نیازمند است. حال این می شود که و نفس آیا است یا وی در گفت: در این در غرب و به ویژه دایره مسیحی غرب است. حال تفاوت و ها را کرد. رکن به غیب است که تفاوتی با کیرکگور در این و در کانت و... هم دیده می شود اما اگر بازی زبانی که در این بشویم داستان است. با طرح سوالاتی این کرد: آیا که به یک هم هست؟ اگر است آیا متافیزیکی در پشت این آیا این به های سبک تر است یا سنگین تر؟ آیا وقتی که بحث خدای خالق را می کند در که ما حداقل 17 پیش فرض آیا این 17 پیش فرض پذیر هست یا به نظر می رسد ما با یک رای غیر و غیر منطقی رو چون ما در غرب با ده ها نحله و در واقع در با یک و حال این طرح می شود که چرا از بین چندین به سمت شما بیاییم؟ مثلا ًملاک تشخیص به بودا و ... چیست؟ این محقق در گفت: من در احساس کردم از مقدس را می بینم که در آن یک فرا شده است. صلواتی در بخش از این استعاره ای را این طرح کرد و گفت: در این اثر چشمه ای جاری می شود اما هنوز آب را به ما نرسانده است. با این طرح یک آغاز بزرگ است. یکی از های نیز این است که دربند نیست. این پر از اصطلاحات شده است که یک کار فیسلوفانه در زمان فترت و ساختارشکنی است. اما یکی از بزرگترین ابهامات اثر این است که در آن با نیست، سعی می کند که بگوید چه هست و نیست. اما در رسیدن به این مقصود موفق است. وی با در یک بداهت انگاری یادآور شد: گویی که هر که در غیر از هست بدیهی هست به از در نامشخص است. به این دانشگاه، در این اثر تمایلاتی را می کند که اساسا با به شرایط امروزی فکر کردن به چنین موضوعاتی را یا از سوی این پرسش طرح می شود که کارکرد و نسبتی که با آیا کارکردش غیر از کارکردی است که در ما دارد؟ بخت نیز در این با اثر را از و بیرونی می گفت: از به این شود که این چیست و چرا شده در به این گفت این اثر در با و است و در دوم به یک مسلمان است به این دهند. وی را در مقام یک اثر پژوهشی و تحقیقی و اضافه کرد: در این را به یک اصل مفروض به یک الهی در نظر می گیرد. متاسفانه عقبه جدی ندارد. در سنت نگرفته است. از موضع سنت به این پرداخت در که که سنت هم تقریباً دستش است. پس در این نخستین کار این که و حتی مفهوم صورت گیرد. از سوی در با و علومی روشن و نیست. به وی، در در و خاصی از هستیم. در این دووجهی که از یک سو در سنت و متعلق به سنت و نحوه سنتی است و از یک سو ناظر به و مرتبط به آن است و و آن تقریبا غفلت گرفته است. وی با به به از کرد: این در سنت و یا به مدعی است. در و در مقابله با رقیب در حال هم است. در ظهور، و علوم و آن و آن بر اذهان و عقول شده است. بیش از هر چیز با مبانی و رو است. به وی، پس از این با دو می شود؛ نخست ایدئولوژیک و مهندسان و پزشکان بر اداره کشور، و و خود است؛ روش در روش های است. بخت با به نداشتن منبع داد: از نقطه قوت هم است اندیشه و است و از این حیث محصولی اصیل و تجربه زیسته است و از آتش از سوختن می گوید. با دو و به یک معنا تقابل و یا سنت و سر و کار دارد. از یک سو انتقال و از سوی آن و به و است. بخت با با دو سنت و گفت: در عمل به تولید می شود. اثر حاضر خواسته است یک گفتار ایجاد اما می که از مطالب در عرفا آمده است. این با یک است. این آیا توانسته مدعایش را حل در حل کند یا وی در گفت: خودآئین است و اگر چه بتواند در حل ما کمک اما قادر به حل کلی و کلان در نیست. چون یک کلیت است و با به این است که جمع بین سنت و مدرنیته در آن نیست. ماحوزی نیز در بخش از این با جایگاه استفاده از را بدانیم گفت: تعقلی که در از آن نام برده به معنای واقعی کلمه و ما منظورمان را از این کنیم. به است که من کار را در این یا فلسفی نمی دانم. از سوی اگر در را هم بپذیریم می که به خودشان داده اند کل غرب را بیهوده و تقلیل تبیین است. حال این می شود که این می با گفت وگو در که هیچ یک از را به مشروعیت نمی شناسد. گفت وگو این است که چند را به رسمیت بشناسید. اگر شما ناچار شوید که این تز را کنید باز هم شما بدیع و نو نخواهد بود. عضو هیئت علمی و این نیز کرد: که این شده ذهن را به این که اثر است هدایت نمی کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سفرهای فضایی طولانی مدت یک گام تا موفقیت

سفرهای فضایی طولانی مدت یک گام تا موفقیت


با آب به آن و در گام در جهت سفرهای فضایی طولانی مدت برداشتند. این دستاورد علمی در گرانش صفر و با استفاده از یک ماده نیمه رسانا و نور خورشید یا ستارگان پذیر است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - 0net
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : علمی
عبور از جهان کافکایی

عبور از جهان کافکایی


ایران(ایبنا)_پیام حیدرقزوینی: از ویچ و های که به چاپ اند. با نگاهی به های در یک دهه اخیر، می گفت که او ای خاص به و و در این سال ها از و او شده اند. که پیش تر از های ویچ مثل دام و را دو از او را هم به است: کرچ در نشر و از در نشر روزبهان. در کرچ با از می در این که از همه به وسیله شده اند. از ای است که ویچ آن را بر و می آن را نشانه ای از یک یا به دانست. ویچ همواره با دغدغه و در دام نیز از به دست است. آه، شب از است. یکی از مهم کارگردانان و پردازان قرن بیستمی و به شمار می رود و آه، شب شعر-تئاتری است که در سال 1990 در شد و این کننده شکل این است. به این سه با و به گفت وگو ایم. عضو هیئت علمی تربیت مدرس است و از اروپایی با او شده اند. های شما از دو شاخص و ویچ و است. پیش تر هم از نویسانِ و به نظر می رسد به به طور کلی، و ویچ به طور خاص، و در این سال ها بیش تر بر اید. شما به طور است. ده-پانزده می شود که به به و در این به ام. این ای دیرینه است. پیش از با ویچ و و چندتن از های شوم، با شده بودم. از مثلِ استریپ تیز ، کارول ، و بر پهنه اقیانوس ،...، جزو بود که در ام خواندم و از این شخصی در من شکل گرفت. در دهه های چهل و پنجاه، های از به شد و من هم به و به سال ها و با ها شکل گرفت. اما به طور خاص بود و مرا به های جلب می او و های سمبولیک لزوما از قواعد رئالیستی تبعیت نمی داشت. در سال های ام با از و اما بود. به شدم و به ام شد، به جدی تری به پرداختم. و در و بر من گذاشت. خاص من به و از سال ها جدی تر شد. در یا (Estrange) و این یکی از دلایل جذابیتِ و من بود. که و پُرتره بود. ای و سیاسی-اجتماعی که را می دهد که در آن، فضا اندکی باز شده و می کمی خطاهایِ ممنوع حرف زد. طنز و در عین حال تراژدی این اثر درخشان است. های و در یک اثر هم عنصر طنز را می و هم تلخ و تیره را؛ این یکی از های این باشد. راستش من یچ را از قبل نمی شناختم، در سیر مطالعاتم یکباره به فرانسه ای از های او برخوردم. مطالعه ها وشگفتیِ را تداعی کرد؛ هم از آن. دوستدار اشعار و شدم. ویچ های و من چند می شود که از مهم را به ام. یکی از او با نام در دهه آربی اوانسیان و صدرالدین زاهد و شده بود. به فکر این را کنم، چون فارس اش را ام و بدی هم نبود. اما این در دسترس و پیش از هم در های معدودی به